نوروز، فرهنگ و شهر

تصویر: نوروز در آذربایجان، منبع: ویکی پدیا
تهیه و تنظیم: زهره دودانگه
شهر و فضای آن محمل فرهنگ های مردمی و نوروز یکی از این جلوه های فرهنگی است. بی شک برپایی آیین های نوروزی چهره فضای زندگی انسان را دگرگون کرده و به آن رنگ دیگری می دهد. فرارسیدن بهار و پرطراوت شدن طبیعت، پاسداشت آیین های مختلف و متنوع نوروزی و نیز گردشگری در این ایام، حال و هوای شهرها را دگوگون کرده و به آن رنگ تعلق می زند. در این پرونده بر آن هستیم که به مناسبت فرارسیدن نوروز، پرونده ای در خصوص تعامل نوروز و فضای زندگی انسانی تشکیل دهیم و به این تعامل از مناظر متنوعی بنگریم. نوروز در میان فرهنگ های مختلف آسیایی، نوروز در شهرهای گوناگون و فضای آن ها، نوروز در بستر تاریخ شهری، گردشگری در نوروز و نیز آسیب شناسی نوروز (با تکیه بر مفاهیمی چون فقر، کودکان کار، مصرف گرایی) و ... ازمواردی هستند در این نوشتار به آن ها توجه شده است.


فهرست مطالب
الف) آیین نوروز

1- نوروز، نقش نمادی و اجتماعی آن درفرهنگ رفتاری و هویتی/علی بلوکباشی
2- مظاهر و آیین های نمایشی شادی آور عید نوروز/ نیایش پور حسن
ب) نوروز و فرهنگ ها
1- مراسم و آئین های نوروز و بهارگاه در بلوچستان/عبدالسلام بزرگ زاده
2- نوروز در فرهنگ ترک/ رویا آسیایی
3- نوروز در تاجیکستان/افشین شاهرودی
4- نگاهی به جایگاه نوروز در آسیای مرکزی / علی میرزایی
5- نوروز در تاسکوه ماسال تالش / تقی اسکندری
6- نوروز در ترکمن صحرا / عاشور قاضی
7- نوروز و گاهشماری مغانی-مادی کهن غرب فلات ایران / مهرداد ملک زاده
8- نوروز تاجیکان/ثریا مولایی
9- نوروز در افغانستان/ حمیرا قادری
10- نوروز مرز یغناب / سید برهان الدین بزرگمهر
11- نوروز در جوامع ایرانیان مهاجر: قطعه ای از فرهنگ و تمدن ایران در آن سوی دریاها
12- فراسوی مرزها: جشن نوروز در هند و پاکستان / ابوالفضل جعفری نژاد
13- فرهنگ مردم نوروز در آبادی زفره /محمدحسن رجائی زفره ای
14- عید نوروز در «گوران»/ مصطفی صدیق
15- تاجیک ها: به بهانه ی جهانی شدن عید باستانی نوروز / محمود زنجانی
16- نوروز در کردستان / مصطفی کیوان
17- عید نوروز در جمهوری آذربایجان / بهرام امیراحمدیان
ج) نوروز در گذر تاریخ شهر
1- شهر، جشن، خاطره تأملی در نسبت فضاها و جشن های شهری در دوران صفویان و قاجاریان/ زهرا اهری
2- نوروز، در تهران دیروز، به روایت معیرالممالک
3- مراسم جشن نوروز به روایت ناصرالدین شاه / فاطمه قاضیها
د) نوروز در شهرها
1- نوروز فقط در کابل باصفاست/ محمد آصف سلطان زاده
2- یادداشت های سفر چین: نوروز در پکن / سید حسن امین
3- نوروز در بوشهر
4- گزارش کوتاهی از مراسم نوروز در باکو /امیر سعیدالله شجاعی
5- آیین های پیشواز از نوروز در ورامین / سکینه منصوری
6- نوروز همدانی / علیرضا قبادی
7- نوروز در میناب / سهراب سعیدی
8- نوروز در باورها و آیین های مردم قوچان / اکرم نویدی
9- نوروز و سفره هفت میم بوشهری ها / سید جعفر حمیدی
10- عید نوروز در شیخ محله شفت، گیلان / محمد ابراهیم زاده شیخانی
11- نوروز در تالش / علی عیدلی
12- نوروز در کردستان-شهرستان بانه / سیروس معروفی
13- نوروز در تاشکند / محمدی مهدی
ه) نوروز و گردشگری
1- گفت‌وگو با مهمانان نوروزی «گوهر دشتِ کرج» در اصفهان/ زهره روحی
2- ایرانگردی و جهان گردی: تعطیلات نوروز را در کجا بگذرانیم؟ جاذبه های ایرانگردی / اندرانیک هویان
و) آسیب شناسی: نگاهی دیگر به  فرارسیدن نوروز
1- کودکان خیابانی، حاجی فیروزهایی که لبخند می‌زنند، اما خوشحال نیستند/ مرضیه نوری
2- مجله آسیب های خیابانی: دمل چرکی که به پیشواز نوروز سرباز می کند /زینب اسماعیلی سیویری
3- نوروز و مصرف گرایی/ فاطمه ذوالفقاریان

الف) آیین نوروز
1- نوروز، نقش نمادی و اجتماعی آن درفرهنگ رفتاری و هویتی/علی بلوکباشی
ایرانیان و همۀ ملت های سرزمین هایی که در حوزۀ فرهنگ نوروزی زندگی می کنند، نوروز را همراه با یک تحول طبیعی در دور کیهانی وگذار طبیعت از زمستان به بهار جشن می گیرند. در این جشن مردم تحوّل طبیعت را در زایشی دوباره با واکنش هایی رمزگونه و نمادین با یک استحالۀ درونی و بیرونی، در مجموعه ای از رفتارهای آئینی باز می نمایانند.
آئین های نوروزی در این تحول طبیعی، جدا و متفاوت از یکدیگر در سه مرحلۀ زمانی  نمود می یابند. نخستین مرحله، در روزهای پایانی سال که دورۀ وداع با سال کهنه و استقبال از سال نو و آمادگی برای گام نهادن به یک دورۀ زمانی تازه است. این دوره با خیزش جمعی مردم در آئین های پلشت زدایی و پاک سازی فضای زیست و راندن و نابود کردن دیوان واهریمنانی که در سیاهی ها و آلودگی های محیط زندگی لانه کرده اند، همراه است.  کنش های مردم در آئین پاک سازی و وداع نمادین با سال کهنه و سیاهی ها و آلودگی های آن با «خانه تکانی»، گَند زدایی، معطر کردن فضای خانه، تطهیر و نو کردن جامه و اسباب واشیای زندگی ، آتش افروزی و آتش بازی، تجلی می یابند.
دومین مرحله، دورۀ 12 روزۀ آغازسال نو در فروردین است که از زمان تحویل سال آغاز می شود. دراین دوره که یک دورۀ انتقالی میان سال کهنه و سال نواست، اوقات مردم بیشتر در جمع خانواده و با خویشان و دیدار با یکدیگر می گذرد. گستردن خوان نوروزی، آب بازی و آب پاشی به یکدیگر، رفتن به خانه های خویشاوندان و آشنایان و دید و بازدید یکدیگر، نوروزانه یا عیدانه و عیدی دادن، و بازی هایی ویژه مانند تخم مرغ بازی پسران و مردان، از چشمگیرترین کنش های آئینی این دورۀ انتقالی هستند.
سومین مرحله، روز سیزده فروردین، روز پایان دورۀ آستانه ای دوازده روزه و بیرون آمدن ازآن و آماده شدن دربازپیوستن به زندگی نوین نظم و سامان یافته است. در این روز نظم و قرارهای زندگی اجتماعی و الگوهای رفتاری معمول وعادی مردم برهم می خورد و آشوب و آشفتگی هایی فضای زندگی را می آکند. بازنمای برجستۀ روز « سیزده به در»، بازگشت و باز پیوستن انسان به طبیعت وجوهرۀ طبیعی خود است. مردم در این روز خانه ها را رها می کنند و به طور دسته جمعی به در و دشت می روند و تمام روز را در باغ و بوستان، و در کنار سبزه و آب روان و چشمه سارها می گذرانند. ازمهم ترین شاخصه های رفتارهای نمادین مردم در این روز، درآب افکندن سبزه های رویاندۀ نوروزی، گره زدن سبزه به دست دختران دمِ بخت، خوردن آش رشته و باقلا پلوی پخته شده در دشت و صحرا، پای کوبی و نوشکامی و سرگرم شدن با بازی ها و نمایش هایی مانند تاب خوردن دختران و زنان، کشتی پهلوانی، جنگ ورزا و اسب دوانی و بازی های برد و باختی هستند.
دررفتارهای نمادین وابسته به هریک ازاین سه دورۀ زمانی، مفاهیم رمزگونه ای نهفته اند که پیوند تمثیلی آنها را با دور کیهانی و گردش سال و اسطوره های آفرینش انسان و نور و روشنایی و اسطورۀ فروپاشی نظم زندگی نشان می دهند. بسیاری از این رفتارها با حفظ معنا و نقش فعّال و سودمند کهن خود در الگوهای رفتاری مردم جامعه نهادینه شده و در مجموعۀ ارزش های فرهنگی آنان درآمده اند. نهادینه شدن این دسته از رفتارهای آئینی نوروزی در فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم  زمینۀ کهن تاریخی دارد و جاذبه و ارزش و اعتبار آنها ازدیرباز نزد فرهنگوران چنان نیرومند بوده است که تلاش کسانی مانند امام محمد غزالی، دانشمند و فقیه با نفوذ قرن پنجم، در دورۀ سلجوقی، در براندازی آئین های نوروزی و بازداشتن مسلمانان از خرید و کاربرد اسباب و بازیچه های این آئین، و اصرارشان در این امر که «نوروز باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد»، راه به جایی نبرده است. گفتنی است که حتی خلاف نظرها وفتواها وتلاش این گروه، برخی از علمای شیعه نیز به نقل مجموعه ای حدیث و روایت در تقدس خاستگاه نوروز، و آسمانی و الهی بودن آن و ارزش و اعتبار شماری از رفتارهای آئینی نوروزدست یازیده اند.
هریک ازعناصر شکل دهندۀ آئین های نوروزی به گونه ای در ساختار فرهنگیِ زندگی مردم و هویت بخشی به آنان نقش داشته اند. البته نقش و اثر گذاری آنها درجامعه ها و پاره فرهنگ های گوناگون و در مقاطع تاریخی مختلف متفاوت بوده است. در میان این آئین ها، مناسک پاک سازی و تطهیر به هنگام استقبال از سال نو، گستردن خوان نوروزی و جمع شدن افراد خانواده به دور آن در هنگام سال تحویل، دید و بازدیدها، به در و دشت رفتن و به طبیعت پیوستن مردم در سیزدۀ نوروز و گذراندن یک روز با شادی و شادکامی در طبیعت، از برجسته ترین رفتارهای این مجموعه از آئین ها درهویت سازی فرهنگی و ایجاد پیوندهای همبستگی و یگانگی در میان افراد خانواده و جامعه  و زمینه ساز یک زندگی سالم و پرنشاط برای افراد جامعه بوده و هنوز هم هستند.   
درمیان رفتارهای نمادینِ مربوط به جشن نوروز گستردن« خوان نوروزی» بیش از همه نقش کلیدی و محوری ایفا می کند. گستردن خوان یا انداختن سفره در فرهنگ ایران پیشینۀ بسیار دراز دارد و یک واقعیت فرهنگی در حیات دینی و زندگی عُلوی و معنوی مردم ایران را هم در دورۀ باستان  و هم در دورۀ اسلامی نمایان و جلوه گر می سازد. خوان نوروزی و خوان های مشابه آن مانند خوان شب یلدا یا سفرۀ مَیزَد(سفرۀ شب چره) و همچنین سفره های نذرانۀ ام البنین، حضرت ابوالفضل، حضرت فاطمه ووو جملگی سفره هایی هستند که ایرانیان آنها را برای ضیافتی روحانی می گسترند تا با مائده های چیده شده در آنها از روان ایزدان و فَرَوَرها و مقدسان دینی و ارواح درگذشتگان خود پذیرایی کنند.
خوان نوروزی را با چیزهایی مانند آینه، لاله، شمع، جام های آب  با ماهی های قرمز و برگ های سبز شمشاد و نارنج درآن، شاخه های نرگس و سنبل، سبزه های رویانده در نوروز، اوستا و قرآن، کتاب های مقدس زرتشتیان و مسلمانان، همچنین هفت گونه خوردنی و چیزهای دیگر می آرایند. هریک از این چیدنی ها معنا و مفهومی نمادین و رمز گونه دارد که بیانگر نوع بینش ایرانیان زرتشتی و شیعه به جهان و کائنات و تلقی شان از جهان عُلوی و آرمان ها و آرزوهایی است که در ذهن می پرورند.
برای گستردن خوان نوروزی در جشن نوروزی می توان دو نقش و کارکرد مهم و اساسی تصور کرد. یکی نقش روان اجتماعی که با باورمندی به فرود آمدن روان ایزدان و درگذشتگان  به ضیافت نوروزی، و نشستن آنها بر سر خوان با صاحبان سفره و تبرک کردن و برکت بخشیدن به سفرۀ خانواده تحقق می یابد. کارکرد دیگر، کارکرد اجتماعی آن  در گردآوردن اعضای خانواده به دورهم و بر سریک سفره است.
دربارۀ نخستین کارکرد باید گفت که همۀ مردم جامعه هایی که به رستاخیز و معاد جسمانی اعتقاد دارند، اصل رستاخیز و بازگشت روان ایزدان و الهگان و مقدسان و مردگان را به عالم خاکی در آغاز دورۀ نوینی از دورکیهانی و نوشدگی سال باور دارند. ایرانیان زرتشتی و مسلمان نیز به بازگشت ارواح به جهان خاکی و پیوستن به زندگان اعتقاد داشته ودارند. پیروان دین مزدیسنا معتقدند که در ایام ده روزۀ فروردگان، به ویژه در شب آغاز سال نو، فَرَوَرها و روان درگذشتان به زمین باز می گردند. شیعیان ایران هم شب آخرین جمعه و آخرین شب سال کهنه را زمان فرود آمدن ارواح مردگان و پیوستن آنها به اعضای خانواده و خویشاوندان و مشارکت آنان در جشن های نوروزی می دانند. به همین مناسبت، مردم در شب سال نو همه گذرگاه های عبور و استقرار ارواح را با برافروختن آتش برسر بام خانه ها، و روشن نگه داشتن چراغ خانه ها تا صبح روز اول سال نو، و آویختن چراغ و فانوسِ افروخته در کوچه ها و در گذرها چراغانی می کنند و فضا را برای آمدن و عبور آنها روشن می سازند.
کارکرد دوم نقش و کارکرد اجتماعی و بنیادی خوان نوروزی در گرد آوردن اعضای خانواده به دورهم برسر خوان، و زُدایش کدورت و نفاق، تجدید وفاق، ایجاد وحدت و همبستگی درمیان آنها است. از این رو، خوان نوروزی دراستوار نگهداشتن بنیان و پایه های خانواده و تدوام بخشیدن به انسجام آن در جامعه نقشی بسیار مؤثر درتاریخ ما ایفا کرده و هنوز هم چنین نقش تأثیر گذاری را دارد.
 ایرانیان هرجا که باشند، در سفر یا حَضَر، و در راه دور یا نزدیک به هر طریقی که بتوانند پیش از تحویل سال به خانه هایشان باز می گردند و با پدر و مادر و همسر و فرزند و خواهر و برادر و افراد دیگر خانواده بر سر سفرۀ نوروزی می نشینند و تحویل سال نو را با هم جشن می گیرند. بنابر باورهای عامه، اگر کسی در سر سال تحویل درخانه و بر سر سفرۀ نوروزی حضور نداشته باشد، تا آخر سال از خانه و خانواده دور و آواره، و از یاری خدا و فَرَوَرها و دعای خیر روان درگذشتگان محروم خواهد بود.
منبع: انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/12965
تاریخ ورود: 23/12/1391

2- مظاهر و آیین های نمایشی شادی آور عید نوروز/ نیایش پور حسن
منبع: نمایش، بهمن و اسفند 1387 - شماره 113 و 114
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/518411?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391


ب) نوروز و فرهنگ ها
1- مراسم و آئین های نوروز و بهارگاه در بلوچستان/عبدالسلام بزرگ زاده

بلوچستان از دو منطقه وسیع تشکیل شده است.این دو منطقه با وجود داشتن مشترکات زیاد در برخی موارد  تفاوت هایی در فرهنگ عامه،زبان و گویش محلی، آداب و رسوم،موسیقی و حتی مسکن عشایری،آب و هواوپوشش گیاهی دارند. این دو منطقه یعنی سرحد و مکران در بلوچستان ایران و پاکستان متناسب با محیط طبیعی وجغرافیایی از تنوع فراوان آب و هوا برخوردارند. منطقه سرحد در بلوچستان ایران شامل سیستان،زاهدان،خاش و میرجاوه و منطقه مکران شامل شهرستان های سراوان،سیب وسوران ،مهرستان ، ایرانشهر،دلگان ،نیکشهر ،سرباز ،چابهار و کنارک می باشند. وجود آثار تاریخی و باستانی همچون کوه مهرگان درسراوان و آتشکده های دهانه غلامان درسیستان و نیز آثار بجا مانده ازتمدن های باستانی دامن واسپیدژ ایرانشهروسایر کاوشهاوتحقیقات باستان شناسی و نظریه بسیاری از مورخین حکایت از آن دارد که قوم بلوچ یکی از اقوام اصیل آریایی و ایرانی است هر  چند در بین طوایف بلوچ بعضی از آنها در ادوار مختلف از مناطقی به بلوچستان مهاجرت کرده اند وشاید آریایی نباشند اما پس از سکونت در بلوچستان و خویشاوندی و آمیختگی با قوم بلوچ آنچنان در فرهنگ اصیل آریایی و فرهنگ بلوچ تنیده شده اند که جدا نمودن آنها امکان پذیر نمی باشد و امروز نیز همچون بلوچ های اصیل در آداب و رسوم ، پوشش ،زبان ، و سایر اجزای فرهنگی مشترک هستند .یکی از آئین ها و مراسم بجا مانده از ایران  باستان مراسم جشن بهارگاه و عید نوروز است که در بین همه اقوام ایرانی به عنوان آئین کهن ملی و باستانی با اندک تفاوت هایی رواج دارد. بلوچ ها نیز همچون سایر اقوام ایرانی بهار طبیعت و شکوفایی غنچه های بهاری را گرامی می دارند و دراین ایام علاوه بر جشن و سرور و شادی و برپایی مراسم عیدنوروز و عید طبیعت، آداب ورسوم ویژه و خاصی را در این ایام خجسته برگزار می کنند
مراسم جشن بهارچرانی و عید نوروز در منطقه سرحد بلوچستان
اکثر مراسم مربوط به نوروز و بهار که دراصطلاح محلی به آن بهارگاه ونوکین روچ یعنی نوروز می گوینددرسرحدمرتبط با چراگاه ، دام و محصولات دامی از جمله شیر، کره ، روغن حیوانی ، کشک نوروزی وپشم گوسفندان و چرای دام است. یکی از  مراسم ویژه ومخصوص عید نوروز و جشن بهار در منطقه سرحد چیدن پشم گوسفندان و آراستن و رنگ کردن پشم و شاخ گوسفندان است به این ترتیب که پس از شستن گوسفندان و چیدن پشم آنهاروی دوطرف شکم و دنبه گوسفندان مقداری ازپشم گوسفند را که به صورت گل گیاهان دارویی منطقه سرحد درآورده و بااستفاده از حنا یاپوست انار رنگ می کنند و شاخ گوسفندان را نیز با حنارنگ کرده و درر روز اول بهار همه گوسفندانی را که اینگونه آراسته اند بابستن زنگوله در گردن وپای آنهابه چراگاه می برند و بهار چرانی را جشن می گیرند .در ایام قدیم هر طایفه منطقه جغرافیایی خاص خود را داشته وچراگاه دام هریک از طوایف مشخص بوده  برای اینکه در ایام نوروز و بهار نیز دام های هر طایفه از یکدیگر تمایز داشته باشندوتعداد دام نیز که به عنوان یکی از عوامل برتری های هرطایفه از  طایفه دیگربوده مشخص گردد صدای زنگوله و نوع گل رنگ شده روی پشم گوسفندان مربوط به هر طایفه با طایفه دیگر تفاوت داشته است وچنانچه رهگذری ازنزدیک آن چراگاه عبورمی کرد با شنیدن صدای دسته جمعی زنگوله های همه گوسفندان متوجه آمدن فصل بهارو روزاول آن وجشن عید نوروزمی شدزیرا دراین روز  جشن بهارچرانی برپا بود وهر طایفه تعدادگوسفند و وسعت چراگاه خودرا به نمایش می گذاشت وازطرفی بادیدن صحنه زیبای گوسفندان درچراگاه که همه یکدست آراسته و پشم آنهاچیده شده و دوطرف شکم آنها گل های پشمی خاص که نمادهر طایفه است و با حنا رنگ شده چشم هر بیننده ای را مجذوب خود کرده و پیام می دهد که این تعداد گوسفندان و این چراگاه متعلق به آن طایفه است وامروز نیز جشن بهار چرانی و تحویل سال و نوکین روچ عید یا عید نوروزاست.   
واز دیگر مراسم ایام نوروز وبهار در منطقه سرحد بلوچستان مراسم هلک لڈّیی یا گدام لڈّیی به معنی خانه تکانی  یا جابجایی مکان سکونت و جابجایی سیاه چادرها از منطقه زمستانی به منطقه و چراگاه بهاری  وتابستانی است که در ایام بهار برای اینکه به منطقه ای که  برای چرای گوسفندان مناسب وچراگاه بهاری آن طایفه است جابجا می شوند به این ترتیب که طی مراسمی ویژه سیاه چادرها را از منطقه سکونت قبلی جع آوری و با اجرای مراسم ویژه یعنی جمع شدن تمام افراد قبیله در یک حلقه دایره ای و خواندن آواهاو آوازهای  مخصوص توسط زنان که در اصطلاح محلی لیکو می گویند با مضامین وداع وخداحافظی به امید برگشت در سال بعد و دعا برای سردار و ریش سفید قبیله و اجازه گرفتن از وی برای حرکت به سمت چراگاه ومکان جدید بهاری حرکت می کنند .پس ازرسیدن به منطقه جدید وچراگاه بهاری مجددا همه دایره وار حلقه می زنندو بااجرای مراسم و جشن بهار واجرای آوازهای دسته جمعی و آواهای مخصوص توسط زنان ولیکو با مضامین شاد وتوصیف چراگاه وطبیعت سبز آن ومدح سرداروریش سفید طایفه شروع به برپایی سیاه چادر ها می کنند.
روز اول بهار تمام کره وخامه هایی را که به روش سنتی تهیه کرده اند به روش محلی با آتش وسه پایه ودیگ مخصوص به روغن حیوانی تبدیل کرده و تفاله وته مانده خامه و کره را با آرد گندم و ذرت خرد شده و خرمایی که از طرف دوستان وآشنایان مکرانی به عنوان هدیه نوروزی و بهاری عیدی فرستاده شده مخلوط کرده وحلوای مخصوص به نام حلوای مَدَر درست می کنند که مقداری از این حلوای مَدَر را به عنوان  عیدی نوروزی برای دوستان و آشنایان مکرانی خود می فرستند. درایام نوروز مردم سرحد بلوچستان از شیر گوسفندانی که در همان سال برای اولین بار زائیده و پس از اولین شیردهی شیرآنها را جمع آوری و از شیرآنها کشک ویژه ای که مخصوص بهار است و کشک نوروزی می گویند برای آشنایان و عزیزان خاص ازجمله به تازه عروس ها و تازه داماد ه و به زنانی که برای اولین بارحامله هستند و به افرادی از طایفه که قهر بوده اند و تازه آشتی کرده اند هدیه می دهند .
یکی دیگراز مراسم نوروزدر منطقه سرحد بلوچستان سوختن اسپند و  دود کردن اسپند در روز اول بهارو لحظه تحویل سال به اعتقاد دفع بلا در طول سال و سرودن آواهای بهار گاهی وجشن بهار چرانی است.
مراسم جشن بهار و نوروز در منطقه مکران بلوچستان
مراسم ویژه بهار و جشن های بهارگاه و عید نوروز در منطقه مکران بلوچستان بیشتر مرتبط با نخل خرما و نخلستان می باشد به نشانی شروع فصل بهار از اول بهار و قبل از تحویل سال همه منازل روستایی که اغلب از خشت و گل بنا شده اندو درب منازل درقدیم درب های چوبی و جای مخصوص در بالای درب تعبیه شده که با شاخه های دارای برگ سبز درخت خرم مزین میشود بنابراین چنانچه فرد غریبه ای به این روستا واردشود بدون اینکه از کسی سوال کند می داند که این علامت سبز برگ درختان خرما که روی سردر تمام منازل تعبیه شده پیام خاصی دارد بله پیام آن شروع فصل بهار وعید نوروز است یکی دیگر از مراسم ایام نوروز در مکران بلوچستان نهالکاری دراولین روز بهاروعید نوروز است به این ترتیب که پا جوش ها و نهال های درخت خرما که قبلا طی مراسم خاصی با اجرای  آوای های مخصوص کار و با استفاده از ابزار های سنتی از بدنه اصلی درخت خرما جدا شده و زیر ریشه آنها را با گونی پوشانده ودر کنار جوی آب گذاشته اند تاسرسبز وآماده برای کاشتن باشند در روز اول بهار و هنگام تحویل سال از طرف بزرگترها به کوچکترها به عنوان عیدی نوروز تقدیم می شود و کوچکترها را راهنمایی کرده تادر زمین کشاورزی خود خانواده این نهال خرمارا بکارند. به این نهال خرما که بادست خود شخص کاشته می شود دست نهال می گویند و ازهمان لحظه کاشتن متعلق به فردی می شود که کاشته است و هنگام تقسییم ارث پدر به فرزندان دیگر خانواده تعلق نمی گیرد.
از دیگرمراسم خاص ایام بهارو نوروز که در هر دو منطقه سرحدو منطقه مکران بلوچستان بصورت مشترک اجرامی شودمراسم سرمه سایی می باشد در قدیم زنان بلوچ  سنگ سرمه را با دست روی سنگی که وسط آن گود بود می سائیدند و برای استفاده در طول سال آماده ودر ظرفی به نام سرمه دان نگهداری میکردند و روزاول بهار ولحظه تحویل سال به دختران خود به عنوان عیدی نوروزی هدیه می دادند.
چنانچه در ایام نوروز نوزادی متولد می شد اگر پسر بود اکثر اوقات اسم آن را نوروز یا نبروز می گذاشتند . چنانچه نوزاد دختر بود اسم آنرا به نام گل ها و گیاهان دارویی محلی که در ایام نوروز وبهار در مناطق بلوچستان می رویند همانند سمسور، دِرّنه ، ازگند و....نامگذاری می کردند .
یکی از داستانهای افسانهای و نوروزی که در بین بلوچها نقل می شود.داستان نوروز شاه یا نبروزشاه است.می گویندقبل ازفرارسیدن  نوروز و بهار نوروز شاه با لشکری ازمرغ وحیوانات به بلوچستان لشکر کشی می کند.سال آبادو پر برکتی بوده ونوروز شاه شنیده که مردم بلوچستان مهمان نواز ،یکرنگ و صمیمی  هستند حتی اگر حیوانات و یادشمنان به آنها پناهنده شوند به رسم میار جَلّی و مهمان نوازی ازآنها پذیرایی می کنندبه ویژه در ایام بهار ونوروز که دلها صیقل داده می شود و کدورت ها مبدل به دوستی و محبت می شوند وزنگ دلها شسته می شودوهمه به دیدار همدیگر می روند و با دید وبازدید سنت حسنه صله رحم را زنده نگه می دارند.   
مردم بلوچستان در فصل بهار و ایام نوروز همه شاد وخوشحال اند و به دنبال بهانه ای برای ابراز شادمانی خود هستند . در همین  ایام جشن ختنه سوری پسرها وجشن ازدواج وعروسی ها برگزار می شودوبه مناسبت این جشن  ها مراسم ویژه رقص محلی دو چاپی هفت شبانه روز اجرا می گردد  ودر این ایام مراسم حماسه سرایی توسط خنیانگران و پهلوانان در حلقه بزرگان قوم هر شب برگزار و دور آتش چُلدان(شومینه محلی) همه حلقه زده  و از ایزدپاک در طول سال برای خودوخانواده و فامیل وطایفه روشنایی وگرمی را طلب می نمایند. حماسه سرایان از تاریخ گذشته و دلاور مردی و جانفشانی قوم بلوچ در مقابل بیگانه گان می گویند و سپس با  توصیف وطن وزیبایی طبیعی آن به وصف بهار ونوروز می پردازند و در پایان هر شب پس از حماسه سرایی با شرکت بزرگان قوم رقص محلی دو چاپی اجرا می شود.با آمدن بهار،طبیعت بلوچستان حیات نوی راشروع می کندومردم بلوچ نیز همچون طبیعت سبز سرحد ونخستانهای زیبای مکران دل هایشان سبز و بهاری می شود و مهر و محبت در جان آدمی زنده میشود و انسان از طبیعت سبز بلوچستان و از گُل ها و گیاهان دارویی رنگارنگ محلی درس عبرت گرفته و با وحدت و همدلی و دید و بازدید و صله رحم دلهای خود را جلا داده و زنگار دل و کینه ها و تفرقه را از سینه بیرون و بادلهای صیقل یافته مشغول زندگی پاک در جامعه معنوی همراه با ارزش های انسانی میشوند.
مردم بلوچ اعتقاد دارند که عمرادمی نیز همانند فصول سال در گردش است و باتولد نوزادی که بهار عمر است شروع و همچون تابستان که درختان ثمرمی دهند در نوجوانی و جوانی به ثمر میرسد و در میان سالی یعنی پائیز عمر همچون برگ درختان ارزش های انسانی وتجربه زندگی خود را به دیگران منتقل و پیام زندگی را به دیگران پخش می نماید و در پیری همچون زمستان سرد در انتظار تولد دیگر و ابدی  که پایانی ندارد می نشیند .مردم بلوچ از تغییر فصل طبیعت درس زندگی گرفته و گذر عمر را با پند و اندرز در مراسم قصه خوانی دور آتش چُلدان(شومینه محلی)در شب های بهاری برای فرزندان و کودکان خود بیان می دارد.درفصل بهار کوه تفتان استوار و سربلند و صبور به تماشای طبیعت زیبا و سزسبز روستاهای اطراف و چشمه ساران زلال خودنشسته و پذیرای مهمان های نوروزی است و سبزه و گل بوته های خود را به آنها هدیه می دهد و مکران نیز همچون تابلویی زیبا ونقاش شده ازنخل و نخلستانها ودرختان انبه وموز،لیمو،انارو دشت های سرسبز برگ درختان زینتی داز چشمان هر بیننده ای را خیره می کندوانچنان خود نمایی می کند که گویی خداوند این سرزمین را به تابلوی نقاشی که خود خالق آن است تبدیل نموده است.
منبع: انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/13032
تاریخ ورود: 23/12/1391


2- نوروز در فرهنگ ترک/ رویا آسیایی
نوروز در فرهنگ ترک جایگاه ویژه ای دارد. تمامی اقوام ترک از آسیای میانه تا آسیای صغیر و شرق اروپا نوروز را گرامی می دارند. در این مقاله از میان اقوام ترک ، به ترک های آناتولی پرداخته می شود که از آسیای مرکزی به ترکیه ی فعلی مهاجرت نموده اند. فرهنگ ترکان آناتولی در عین حفظ عناصر باستانی خود، از فرهنگ بومیان آناتولی و فرهنگ های مجاور چون ایران و بین النهرین نیز تأثیر گرفته است.
  نوروز در میان ترک های ساکن آناتولی با نام های Nevruz-i Sultan، Sultan Nevruz, Navrız، mart dokuzu (نهم مارت) ،ergenekon bayramı( عید ارگنه قون)، bahar bayramı (عید بهار) ، ölüler bayramı  ( عید مردگان) خوانده می شود.  لحظه ی تحویل سال را yılgayak  می گویند از ریشه ی yıl  (سال) و در مجموع به معنای گذار سال است. باور بر این است که در این لحظه کل کائنات برای یک آن می میرند و دوباره زنده می شوند. لحظه ی برقراری نظم پس از هاویه است.
اسطوره ی ارگنه قون، اسطوره ی نوروز
ریشه ی نوروز در فرهنگ ترک را باید در اسطوره ی " ارگنه قون" یافت. این اسطوره داستان احیاء اقوام ترک است. بر اساس این اسطوره  زمانی که اقوام ترک متحد با یکدیگر و در دشت های وسیع آسیای میانه زندگی می کردند از سوی مغولان مورد حمله قرار می گیرند. علیرغم رشادت های مثال زدنی، مغولان با خدعه و نیرنگ پیروز می شوند و تمامی ترک ها را از دم تیغ می گذرانند، مگر دو مرد دلیر و همسران باوفا و باهوش آنها که از چنگ مغول جان سالم به در می برند. ماده گرگی آنها را به سرزمینی امن و نفوذ ناپذیر در بین کوه های مقدس هدایت می کند. این سرزمین حاصلخیز را ارگنه قون به معنای کوه بلند می نامند و مسیر ورودی خود را مسدود می سازند. مدت چهارصد سال ترک ها در ارگنه قون زندگی می کنند تا آنکه جمعیت ایشان به حدی می رسد که لازم می آید از سرزمین خود خارج شوند. خروج از ارگنه قون کار ساده ای نیست و هیچ کس نمی تواند مسیری برای نفوذ به کوه ها پیدا کند. چوپان جوانی هر روز ماده گرگی زیبا و اسرارآمیز را می بیند که در میان کوهها ناپدید می شود. چوپان حکایت گرگ را با آهنگر که مردی دانا است در میان می گذارد. آهنگر گرگ را تعقیب می کند و درمی یابد که کوههای اطراف سرزمین آنها از جنس آهن خالص است. آهنگر تدبیری می اندیشد و از مردم می خواهد آتش فراوان بر فراز کوه ها برافروزند. کوه ها ذوب می شوند و ترک ها از ارگنه قون خارج می شوند. این روز مصادف است با آغاز بهار و اولین روز از سال بر اساس تقویم 12 حیوانی باستانی ترک. از قرن هشتم پیش از میلاد تا کنون اقوام ترک این روز را جشن می گیرند و آیین های خاص آن را به جای می آورند.
با نگاهی به این اسطوره چند نکته ی اساسی که پایه های فرهنگ ترک را تشکیل می دهند جلب توجه می کند. از جمله نماد اسطوره ای ماده گرگ (bozkurt) ؛ این حیوان مقدس در اسطوره شناسی ترک سفیر خدایان و راهنمای بشر است. در باور تنگری (tengrism)، مذهب رایج در میان مردمان ساکن استپ های  آسیای مرکزی، اقوام ترک از نسل گرگ ماده هستند.
دیگر نکته ی قابل توجه در این اسطوره اشاره ی آن به سبک زندگی ترکان است. دامپروری (پرورش اسب و گوسفند) و صنعتگری (آهنگری) شیوه ی معیشت ترک ها پیش از مهاجرت به آناتولی بوده است. استپ های آسیای مرکزی قطعاً برای کشاورزی مناسب نبوده است از این رو اقوام ترک مردمانی دامدار و صنعتگر بودند. آهنگری اسطوره شناسی ترک جایگاه ویژه ای دارد و شغل مقدسی است. (Balaban:110) آهنگران انسان هایی قوی، دانا و عدالت پیشه توصیف شده اند که هرگز ظلم و ستم را تحمل نمی کنند. دانایی آهنگر هم شامل علوم دنیایی و هم علوم ماوراءالطبیعه است و رابطه ای عمیق میان آهنگری و شمنیسم در فرهنگ آسیای مرکزی وجود دارد. جشن آغاز سال با کوبیدن آهن توسط خاقان آغاز می شده است.
عید نوروز در تاریخ ترکان آناتولی
در دوره ی هون ها، اویغورها، گؤک تورک ها، سلجوقیان، عثمانیان و جمهوری ترکیه، نوروز همواره به عنوان یک عید عرفی گرامی داشته شده با مناسک و آیین های شادی و جشن همراه بوده است. در سراسر قلمروی بزرگ دولت سلجوقی صرف نظر از تفاوت های اندک محلی این روز در یک چهارچوب معنایی مقدس مشترک گرامی داشته شده است.
نوروز یک جشن اسلامی نیست اما با ورود اسلام به آسیای صغیر این جشن نیز مانند بسیاری از مراسم و آیین های دیگر رنگ و بوی اسلامی گرفته است. به باور ترک های آناتولی در نوروز اتفاقات زیر رخ داده است :
زمین در این روز خلق شده است. نخستین انسان در این روز آفریده شده است. کشتی نوح در این روز بر خشکی نشسته است. پیامبر اسلام در این روز مبعوث شده است. حضرت علی (ع) در این روز متولد شده است. برخی روز ازدواج وی با حضرت فاطمه (س) را نیز در این روز می دانند.
تأثیر اسلام در این باورها به خوبی قابل مشاهده است. نفوذ اندیشه های اسلامی در قالب شیوه های سلوک عرفانی مانند مولویه، بکتاشیه و علویه صورت گرفته است.  از این رو ارادت عارفان به حضرت علی (ع) بیش از هر حوزه ی فرهنگی دیگر در نوروز نمود پیدا کرده که خود از جمله آثار ارتباط با ایرانیان است. در میان مولویه تبریک نوروز با "سلام" آغاز می شد و با دعای تحویل سال ( یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الا احسن الحال) ادامه می یافت. بکتاشیان در این روز در خانقاه گرد هم آمده و آیین های خاص خود را انجام می دادند. پس از ایراد دعاهایی با مضمون پاکی روح و عقیده، شیر نوشیده و "نوروزیه" می خواندند.   نوروزیه مجموعه ای از اشعار و اوراد در وصف بهار و حضرت علی (ع) است.
در دوره ی عثمانی نوروز از اهمیت بالایی برخوردار بوده و عید ملی شناخته می شده است.  در این روز " نوروزیه" شامل قصیده هایی در وصف بهار و شکوفا شدن گل ها و درختان و نیز تولد و خلیفه تعیین شدن حضرت علی(ع) به پادشاه تقدیم می شد. منجمان تقویم سالانه را به حضور پادشاه رسانده " بخشش نوروزیه" دریافت می کردند. پادشاه و خاندان سلطنت، وزرا و بزرگان حکومتی معجونی به نام نوروزیه می نوشیدند که توسط حکیمان دربار عثمانی  مخصوص این روز تهیه شده بود. تصور بر آن بود که این معجون در طول سال ایشان را از ابتلا به امراض مهلک مصون خواهد داشت. امروزه نوروزیه نوعی شیرینی است که در نوروز بین مردم پخش می شود.  به خصوص در شهر مانیسا این رسم همچنان رایج است.
آداب و رسوم نوروز در آناتولی
در آناتولی شرقی شب اولین روز سال نیز مقدس محسوب می شود. باور بر این است که در این شب تمامی موجودات جاندار و بی جان خدا را سجده می کنند. در نوروز تقدیر و قسمت یک ساله ی هر کس تعیین می شود. رسم بر این است که لباس نو بپوشند و به دید و بازدید اقوام و همسایگان بپردازند. یکی از رسوم رایج پیش از نوروز kara çarşamba نام دارد. نخستین چهارشنبه ی ماه مارس با آیین ها و به ویژه غذاهای مخصوص جشن گرفته می شود. از جمله رسوم رایج این روز فالگوش ایستادن بر در همسایگان است. یکی دیگر از رسوم مرتبت با نوروز در این ماه Mart ipliği است. طی این مراسم نیت کرده پارچه هایی بر درختان می بندند. در نواحی اطراف گیرسون (Giresun)  در شمال شرق ترکیه، رسم بر این است که همزمان با نوروز مقداری آب از نهرهای جاری برداشته و در خانه می پاشند. بر حسب یمن یا نحسی قدم نخستین کسی که وارد خانه شود، احوال خانواده در سال آتی پیش بینی می شود.
در آناتولی مرکزی روز 21 مارس را بنابر تقویم قدیمی "Mart dokuzu" (نهم مارت) می گویند. صبح زود بر سر مزار درگذشتگان حاضر می شوند. نیت می کنند و از هر مزار یک سنگ ریزه برمی دارند. چهل سنگ ریزه را در کیسه ای ریخته کیسه را بر دیوار خانه آویزان می کنند. نوروز سال آینده سنگ ها را می شمارند اگر تعداد آنها چهل و یک عدد شده باشد نیت فرد برآورده خواهد شد. سنگ ها پس از یک سال به مکان اصلی خود بازگردانده می شوند.  در اثنای دید و بازدید نوروز بازی می کنند و جشن و پایکوبی برگذار می شود. تخم مرغ های رنگی خورده می شود و آتش افروخته می شود.
گروهی از علویان ترکیه که عموماً به کار نجاری و منبت کاری مشغولند و با نام ترکمنان نجار شناخته می شوند ، نوروز را "سلطان نوروز" می نامند. به باور آنها نوروز زمان اطعام درگذشتگان است. این باور از سیستم تفکر مبتنی بر نیاکان ترکان باستانی نشئت گرفته است. ترکمن ها از روز پیش خود را برای نوروز آماده می کنند. لباس تمیز و نو می پوشند. با غذاهایی در دست روانه ی قبرستان ها می شوند. بر اجاقی که در جوار قبر ساخته شده است قهوه درست می کنند. قبور همسایه را زیارت می کنند و قهوه و چای می نوشند. در نهایت بر یک سفره می نشینند و غذاها را با یکدیگر تناول می کنند. بساط ساز و آواز چیده می شود. کودکان بادبادک بازی می کنند. بعد از ظهر زنان به نیت شادی ارواح درگذشتگان در طبق هایی آجیل پخش می کنند. سنگ مزار را بوسیده از قبرستان باز می گردند.  شب هنگام همسایگان و خویشاوندان دور هم جمع می شوند و بازی و جشن تا صبح ادامه می یابد. شرکت در مراسم جشن و سرور الزامی است و سرپیچی از آن به طرد فرد از جامعه منجر می شود.
ترکان اوغوز که به سرزمین آناتولی کوچ کردند یکجانشین شدند و دسته ای از آنان که جمعیت قابل ملاحظه ای را تشکیل می دادند به کوچ نشینی ادامه دادند این گروه ترکمنان یوروک نامیده می شوند. یوروک ها تا  قرن نوزدهم که دولت عثمانی اقدام به اسکان اجباری آنان نمود همچنان به کوچ می پرداختند. امروزه در سراسر ترکیه پخش شده اند. برای یوروک ها نیز نوروز یک جشن محسوب می شود. در نواحی روستایی نوروز در مراتع جشن گرفته می شود. چادرهای بزرگ برافراشته می شود. صاحبان گله، قربانی می کنند و دعاها خوانده می شود. جوانان مراسم رقص و پایکوبی برپا می کنند. غذای فراوان مصرف می شود. بازی و ساز و آواز از عناصر مهم جشن به شمار می رود. به باور یوروک ها نوروز روز تولد حضرت علی و نیز روز ازدواج وی با حضرت فاطمه است. در این روز و روز پس از آن شیر و شربت و تنقلات شیرین خورده و نوروزیه ( اشعاری در وصف بهار و مدح حضرت علی ) خوانده می شود. جشن نوروز ممکن است چند روز ادامه یابد.
در جنوب آناتولی در استان غازی آنتپ (Gaziantep) مردم باور دارند سلطان نوروز دختری زیباست که در زمانی نامشخص در شب 21 مارس در حالیکه گلدوزی می کند و صدای خلخالش شنیده می شود از غرب به شرق آسمان حرکت می کند. به باوری دیگر سلطان نوروز عارفی است که به جسم یک پرنده حلول نموده است. کسی که در شب نوروز هنگام عبور سلطان نوروز بیدار باشد تمام آرزوهایش در سال جدید برآورده خواهد شد. در شب نوروز نیت کرده تمام ظروف را از آب پر می کنند و ظرفی پر از آب نیز بر در خانه قرار می دهند و تا صبح به عبادت می پردازند. صبح نوروز اگر آب به طلا تبدیل شده باشد نیت فرد برآورده شده است. نوروز را با بازی و خوردن غذاهای مخصوص در طبیعت سپری می کنند.
نوروز در ترکیه ی امروز
اگرچه نوروز در میان مردمان شرق و غرب آناتولی مقدس به شمار می رود اما تا سال های اخیر صرفاً یک جشن عرفی بود. مصطفی کمال آتاتورک در سال های 1922،1923،1924 و 1926 نوروز را با نام عید ارگنه قون جشن گرفت. پس از آن نوروز به عنوان یک جشن محلی و عرفی گرامی داشته شد. با فروپاشی شوروی و ایجاد جمهوری های ترک، حکومت ترکیه سعی در پررنگ تر ساختن پیوندهای فرهنگی میان اقوام مختلف ترک نمود. از این رو در سال 1995 نوروز را یک جشن ملی معرفی کرد. نوروز برخلاف دیگر جمهوری های ترک تعطیل رسمی نیست. کردها از اقوام غیر ترک ساکن در آناتولی هستند. سال هاست که میان کردها (حزب کارگران کرد) و حکومت درگیری مسلحانه بر سر استقلال مناطق کردنشین وجود دارد. کردها نوروز را روز خروج کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ماردوش می دانند. به دعوت حزب از دهه ی 1980 کردها از نوروز به عنوان ابزار مبارزه ی منفی علیه حکومت ترکیه استفاده می کنند. این امر باعث شده نوروز موقعیتی امنیتی پیدا کند. دولت سعی دارد با سازماندهی مراسم جشن در نقاط متمرکز و کنترل شدید از تبدیل جشن به حرکتی علیه دولت جلوگیری کند.
منابع:
Balaban, Ayhan. İskit, Hun ve Göktürklerde Sosyal ve Ekonomik Hayat. T.C. Gazi Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü Eski Çağ Tarihi Bilim Dalı Yüksek Lisans Tezi. 2006.
ویکی پدیا دانشنامه ی آزاد، مدخل nevruz bayrami، تاریخ اخرین بازدید 22 اسفند90
http://tr.wikipedia.org/wiki/Nevruz_Bayram%C4%B1
اسطوره  ی ارگنه قون، تاریخ اخرین بازدید 22 اسفند 90
http://tr.wikisource.org/wiki/Ergenekon_Destan%C4%B1_(T%C3%BCrkiye)
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ اخرین بازدید 24اسفند90
http://www.frmartuklu.net/ulke-kulturleri/261879-nevruz-turkiye8217de-na...
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ آخرین بازدید 24اسفند90
http://www.memocal.com/bgvh/NevruzBayrami-Kutlama.asp
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ آخرین بازدید 23اسفند 90
http://blog.milliyet.com.tr/turkiye-ve-diger-ulkelerde--nevruz-/Blog/?Bl...
منبع: پایگاه انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/13895
تاریخ ورود: 23/12/1391


3- نوروز در تاجیکستان/افشین شاهرودی
منبع: عکاسی خلاق سال ششم بهار 1389 شماره 22
http://www.ensani.ir/fa/content/189376/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

4- نگاهی به جایگاه نوروز در آسیای مرکزی / علی میرزایی
منبع:  ماهنامه ایراس 1388 شماره 27
http://www.ensani.ir/fa/content/80965/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391


5- نوروز در تاسکوه ماسال تالش / تقی اسکندری
منبع:  نجوای فرهنگ 1387 شماره 10
http://www.ensani.ir/fa/content/86513/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

6- نوروز در ترکمن صحرا / عاشور قاضی
منبع:  نجوای فرهنگ 1387 شماره 10
http://www.ensani.ir/fa/content/86531/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

7- نوروز و گاهشماری مغانی-مادی کهن غرب فلات ایران / مهرداد ملک زاده
منبع:  کتاب ماه هنر 1379 شماره 29و30
http://www.ensani.ir/fa/content/75778/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

8- نوروز تاجیکان/ثریا مولایی
منبع: کتاب ماه هنر 1379 شماره 29و30
http://www.ensani.ir/fa/content/75867/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

9- نوروز در افغانستان/ حمیرا قادری
منبع: نسیم بخارا بهار 1387 شماره 6
http://www.ensani.ir/fa/content/238629/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

10- نوروز مرز یغناب / سید برهان الدین بزرگمهر
منبع:  آشنا سال پنجم بهمن و اسفند 1374 شماره 27
http://www.ensani.ir/fa/content/274192/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

11- نوروز در جوامع ایرانیان مهاجر: قطعه ای از فرهنگ و تمدن ایران در آن سوی دریاها
منبع: گزارش اسفند 1379 و فروردین 1380 شماره 120 و 121
http://www.ensani.ir/fa/content/295133/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

12- فراسوی مرزها: جشن نوروز در هند و پاکستان / ابوالفضل جعفری نژاد
منبع: کیهان فرهنگی اسفند 1386 شماره 257
http://www.ensani.ir/fa/content/240599/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

13- فرهنگ مردم نوروز در آبادی زفره /محمدحسن رجائی زفره ای
منبع: وحید نیمه دوم اسفند 1355 و نیمه اول فروردین 1356 شماره 204 و 205
http://www.ensani.ir/fa/content/197582/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

14- عید نوروز در «گوران»/ مصطفی صدیق
منبع:  هنر و مردم 1351 شماره 115
http://www.ensani.ir/fa/content/68588/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

15- تاجیک ها: به بهانه ی جهانی شدن عید باستانی نوروز / محمود زنجانی
منبع: حافظ تیر 1389 شماره 71
http://www.ensani.ir/fa/content/255136/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

16- نوروز در کردستان / مصطفی کیوان
منبع:  یغما سال نوزدهم اسفند 1345 شماره 11 (پیاپی 224)
http://www.ensani.ir/fa/content/279796/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

17- عید نوروز در جمهوری آذربایجان / بهرام امیراحمدیان
منبع:  فصلنامه تحقیقی-مطالعاتی آران سال نهم زمستان 1389 و بهار 1390 شماره 26 و 27
http://www.ensani.ir/fa/content/272412/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

ج) نوروز در گذر تاریخ شهر


1- شهر، جشن، خاطره تأملی در نسبت فضاها و جشن های شهری در دوران صفویان و قاجاریان/ زهرا اهری
در مناسبت های عمومی شهری،‏ بخشی از عمیق ترین خاطره های جمعی مردمان از شهر شکل می گیرد. در زمان صفویه آیین های جشن وعزا که یا بزرگداشت سنت های کهن ایرانی بودند و یا پاس داشت مناسبت های شیعی،‏ به یادماندنی ترین عرصه های حیات شهری را شکل داده اند. این عرصه ها به مرور کالبد مناسب خود را پیدا کردند و اگر در اصفهان،‏ پایتخت صفوی با طراحی اندیشیده،‏ اقتدار حاکم و توانمندی دولت،‏ عرصة مناسب واحدی برای برگزاری آیین‌های مختلف مهیا گردید،‏ در تهران،‏ پایتخت قاجار،‏ طراحی اندیشیده در غیبت توانمندی و خواست لازم،‏ به تمهید فضاهایی با ویژگی های متفاوت انجامید. این مقاله به بررسی فضاهای محل برگزاری آیین‌های جشن و شادی در اصفهان و ویژگی‌های کالبدی ـ فضایی آنها در مقایسه با تهران می پردازد و به ویژه بر مراسم عید قربان و عید نوروز تأکید دارد. این مقاله نشان می دهد که چگونه با کم رنگ شدن نقش جشن ها در حیات جمعی شهری و از دست رفتن تدریجی فضای مناسب و تعریف شده برای مشارکت مردم در آنها،‏ یکی از محمل های اصلی ایجاد خاطره جمعی از حیات شهری حذف می شود و شهر در ذهن ساکنانش رنگ می بازد.
منبع: هنرهای زیبا، دوره 3، شماره 47
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=1169775
تاریخ ورود: 23/12/1391

2- نوروز، در تهران دیروز، به روایت معیرالممالک
منبع:  گزارش ، اسفند 1380 و فروردین 1381 ،  شماره 132 و 133
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/483771?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

3- مراسم جشن نوروز به روایت ناصرالدین شاه / فاطمه قاضیها
منبع:  بخارا آذر و اسفند 1386 شماره 64
http://www.ensani.ir/fa/content/195098/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

د) نوروز در شهرها


1- نوروز فقط در کابل باصفاست/ محمد آصف سلطان زاده
منبع: بخارا، بهمن و اسفند 1385 - شماره 59
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/538956?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

2- یادداشت های سفر چین: نوروز در پکن / سید حسن امین
منبع: نشریه حافظ،  فروردین 1391، شماره 92
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/881870?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

3- نوروز در بوشهر
منبع: نشریه رشد آموزش علوم اجتماعی - بهار 1391 - شماره 54
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/888216?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

4- گزارش کوتاهی از مراسم نوروز در باکو /امیر سعیدالله شجاعی
منبع: نامه فرهنگ، تابستان 1370، شماره 4
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/550944?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

5- آیین های پیشواز از نوروز در ورامین / سکینه منصوری
منبع:  نجوای فرهنگ 1387 شماره 10
http://www.ensani.ir/fa/content/86509/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

6- نوروز همدانی / علیرضا قبادی
منبع:  فرهنگ مردم ایران زمستان 1386 شماره 11
http://www.ensani.ir/fa/content/264630/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

7- نوروز در میناب / سهراب سعیدی
منبع:  نجوای فرهنگ 1386 شماره 5و6
http://www.ensani.ir/fa/content/86424/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

8- نوروز در باورها و آیین های مردم قوچان / اکرم نویدی
منبع:  نجوای فرهنگ 1387 شماره 10
http://www.ensani.ir/fa/content/86524/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

9- نوروز و سفره هفت میم بوشهری ها / سید جعفر حمیدی
منبع:  گزارش اسفند 1375 و فروردین 1376 شماره 73 و 74
http://www.ensani.ir/fa/content/294451/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

10- عید نوروز در شیخ محله شفت، گیلان / محمد ابراهیم زاده شیخانی
منبع:  نجوای فرهنگ 1387 شماره 10
http://www.ensani.ir/fa/content/86515/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

11- نوروز در تالش / علی عیدلی
منبع:  چیستا فروردین و اردیبهشت 1368 شماره 57 و 58
http://www.ensani.ir/fa/content/263835/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

12- نوروز در کردستان-شهرستان بانه / سیروس معروفی
منبع : کتاب ماه هنر 1379 شماره 29و30
http://www.ensani.ir/fa/content/75888/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

13- نوروز در تاشکند / محمدی مهدی
منبع:  ایران نامه بهار 1365 شماره 15
http://www.ensani.ir/fa/content/183502/default.aspx
تاریخ ورود: 25/12/1391

د) نوروز و گردشگری

1- گفت‌وگو با مهمانان نوروزی «گوهر دشتِ کرج» در اصفهان/ زهره روحی
هشت فروردین، پارکِ ناژوانِ زاینده رود ، حوالی 4 بعد از ظهر. هوا کاملا مطبوع و بهاری است. جمعیت بسیار زیادی سراسر پارک را فرا گرفته؛ بیشتر آنها مسافران نوروزی از شهرهای مختلف‌اند که که گُله به گُله با خانواده‌های خود در حال استراحت، صرف  غذا، میوه و یا نوشیدن چای و گپ و گفتگو هستند. چهره ها شاد و سرحال است. سر و صدای شادمانه‌ی کودکانی شنیده می‌شود  که در اطراف والدین خود سرگرم بازی‌اند. به اتفاقِ همراهم که از کرج آمده (و به نوبه‌ی خود مسافری نوروزی‌ست و تا لحظاتی پیش هردو به اتفاق خانواده، جزیی از این جمعیت به شمار می‌آمدیم)، برای انجام مصاحبه‌ی حاضر اقدام کرده‌ام. کاملا اتفاقی نزد یکی از خانواده‌ها می‌رویم، خودم را معرفی می‌کنم و اجازه‌ی مصاحبه می‌گیرم. افراد خانواده با خوش رویی و محبت درخواستم را می‌پذیرند و یکی را از بین خود به نمایندگی برای مصاحبه انتخاب می‌کنند.

ز. ر: سلام ، به اصفهان خوش آمده‌اید. ممکن است خودتان را معرفی بفرمایید و همچنین بگویید از کدام شهر به اصفهان آمده اید؟ و تعدادتان چند نفر است؟
گردشگر نوروزی: من حسین خدابنده لو هستم، از کرج آمده‌ایم و کلاً تعداد افراد خانواده‌مان هشت نفراست.
(یکی از همراهان با اشاره به کودکی که در بغل مادرش نشسته است، گفته وی را با لحنی شوخ‌طبعانه تصحیح می‌کند، هشت نفر ونیم ....).
ز. ر:  کی به اصفهان تشریف آورده‌اید؟
آقای خدابنده لو: یکشنبه 6 فروردین صبح راه افتادیم ، بعد از ظهر اینجا بودیم.
ز. ر: آیا در هتل اقامت کرده‌اید؟
آقای خدابنده لو: در یکی از «هتل ـ آپارتمان»ها هستیم.
ز. ر: چه طوری است؟ آیا راضی هستید؟ محل آن کجاست و همینطور لطفا بفرمایید کرایه‌ی آن چقدر است؟
آقای خدابنده لو: والا قیمت‌ها که خیلی بالاست. نسبت به پارسال و پیرارسال، صد درصد افزایش قیمت پیدا کرده است.
(آقای محمد علیزاده یکی دیگر از افراد خانواده در گفت و گو شرکت می‌کند و میگوید: یعنی [جا] پیدا نمی‌شود).
آقای خدابنده لو: ما فکر می‌کردیم نیاز به رزرو جا  نیست ولی وقتی به اصفهان رسیدیم نزدیک به سه ساعت ونیم، دنبال هتل ـ آپارتمانی بودیم که برای تعداد ما مناسب باشد. [امکانات‌اش هم] معمولی و متوسط است. دو اتاق دارد ، با آشپزخانه و یخچال و اجاق گاز، معمولی. تمیزی و نظافتش هم متوسط است. و با ماشین ده دوازه دقیقه با سی و سه پل فاصله دارد. کرایه ی آن هم چهار خوابه اش شبی چهل و سه هزار تومان است. یعنی ما هشت نفریم شبی هشتاد و شش هزار تومان می‌پردازیم. خیلی زیاد است ( همگی افراد خانواده گفته او را تأیید می کنند).
ز. ر (رو به آقای محمد علیزاده یکی از افراد خانواده‌ که اکنون وارد گفتگو شده است): ممکن است شما بفرمایید شغل تان چیست؟
آقای محمد علیزاده: من مغازه دار هستم .
ز. ر: شما هم متأهل هستید؟
آقای محمد علیزاده: نه ، من مجرد و پسر خانواده هستم . آقایان (اشاره به آقای خدابنده لو و مرد جوانی دیگر) دامادهایمان هستند . داماد بزرگ و داماد کوچک . یکی شان مهندس است ودیگری پزشک.
ز. ر.  پس همگی می‌فرمایید قیمت‌ها نسبت به سال قبل و پیرارسال خیلی تغییر کرده است؟ مگر سالهای گذشته هم تعطیلات نوروزی به اصفهان آمده بودید؟
آقای خدابنده لو: بله، ما امسال، سال سومی است که عید به اصفهان می‌آییم. اما علاوه بر تغییرِ خیلی محسوس در قیمتها، با چهره ی آدمهای  فقیر هم زیاد برخورد داشتیم. مثلا وقتی بچه‌هایی را می‌بینیم که با امکانات خیلی پایین دارند زندگی می‌کنند که از همان پوشش و یا خورد و خوراکی که دارند این فقر کاملا مشخص است، و اینها مسافر و گردشگر را آزار می‌دهد. در حالی که در مملکتی زندگی می‌کنیم که همه جور امکاناتی دارد. اینها آدم را آزار می‌دهد. مثلا اگر قرار باشد خودمان را با «ژاپن» مقایسه کنیم، می‌بینیم ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد، اما مردمش چقدر در آرامش هستند. اینهاست که آزار می‌دهد.
ز. ر: در خصوص گرانی قیمت اجناس فرمودید، آیا نسبت به کرج گران است و یا اینکه به دلیل عید و تعطیلات گران شده است ممکن است مثالی ذکر بفرمایید، اما قبل از آن لطفا بگویید برای صرف غذا چه می‌کنید، (با اشاره به گاز پیک نیکی که ظاهراً در حال پخت خوراک بود) آیا خودتان می‌پزید و یا به رستوران می‌روید؟
آقای خدابنده‌ لو: بله، ما خودمان آشپزی می‌کنیم. اینجا نسبت به کرج (گوهر دشت) که کلاً گران تر است. در آنجا جاهایی وجود دارد که قیمت ها ارزان تر است. اما در مورد بالا رفتن قیمت اجناس در همین ایام عیدی ، شما نگاه به این کیسه ی لیمو ترش بکنید (کیسه ای با وزن تقریبی یک کیلو)، اینرا همین امروز شش هزار تومان برایش پرداخته ایم. اما در کرج (گوهر دشت) با سه هزار تومان آنرا می‌خریم.
(خانم پ. م. مهمان نوروزی‌ام که تا آنزمان در سکوت مصاحبه را نظاره می‌کرد ضمن اعلام همشهری بودن خودش به مهمانان نوروزی در گفت و گو شرکت می‌کند): بله ، کاملا همینطور است. خصوصا وقتی برویم خیابان شهرداری آنجا قیمت اجناس خیلی ارزان تر است. فروشگاه (....) هم که خیلی قیمت‌های منصفانه ای دارد. (بقیه، یعنی به واقع همشهری‌های وی گفته اش را تأیید می‌کنند و تازه معلوم می‌شود همگی مشتری فروشگاه واحدی هستند.
ز. ر: ممکن است بفرمایید شغل شما چیست؟
آقای خدا بنده لو: من سرپرست کارخانه «چای احمد» هستم و در هشتگرد [شهر جدیدی نزدیک به کرج] کار می کنم .
ز. ر: هوای اصفهان را چه طور می‌بینید؟
 همگی: (با احساسی از رضایت، هر کدام چیزی می‌گویند)، خیلی خوب است، هوای اصفهان و این رودش واقعا حرف ندارد، چقدر قشنگ است ، فوق‌العاده است . از هوایش واقعا لذت بردیم؛
ز. ر: بهتون خوش گذشته؟
آقای خدا بنده لو (در حالیکه به جمع خانواده‌اش نگاه می‌کند): بله ، این آرامش، با هم و کنار هم بودن خیلی خوب است.
ز. ر: کجاها را دیده‌اید؟
(یکی از زنان جوان خانواده) : سی‌ و سه پل، میدان امام، پل خواجو، باغ گلها و بعد از ظهر هم می‌خواهیم برویم باغ پرندگان؛
ز. ر: فرمودید که بار سوم و یا چهارمی  است که به اصفهان آمده‌اید، چرا اصفهان؟، این شهر چه چیزی دارد که هر سال شما را به اینجا می‌کشاند؟
آقای علیزاده: اصفهان یک جاذبه‌ی خاص خودش را دارد. شما اگر به شیراز بروید این مدیریت شهری که در اصفهان است، خیابانهایش، چهار راههایش، [حتا] برخورد آدمهایش اینطور که در اصفهان است، نیست. فرهنگی که دارد با جاهای دیگر فرق می‌کند. ما کرمانشاه، همدان یا جاهای دیگر رفته ایم ولی به لحاظ فرهنگی و مدیریتی اصفهان، بعد از تهران از همه جاهای دیگر بهتر است. حالا گرانی و اینها همه جا الان هست.
(همان زن جوان که فرصت پرسیدن نامش پیش نیامد): هرکجا که توریست زیاد باشد، گرانی هم هست. همان شمال هم الان گرانی زیاد است.
آقای علیزاده: نمی‌دانم چه جوری است که جذب توریست خارجی اینقدر در اصفهان کم شده است. قبلا سه، چهار سال پیش که می‌آمدیم خیلی بیشتر دیده می‌شدند.
ز. ر: در خصوص ارتباط گیری اصفهانی ها، لابلای صحبت‌ها چیزهایی گفته شد، می‌شود بیشتر  بگویید
آقای علیزاده: نه خیلی آنجور سردند که خودشون را بگیرند، راهنمایی نکنند و جواب ندهند و نه خیلی گرم می‌گیرند. در حد خودشون که اصفهانی هستند خوبند. نه خیلی خوبند و نه خیلی بدند.
ز. ر: آیا هیچوقت پیش آمده که بخواهید بدانید مردم بومیِ خود شهر اصفهان برای گردش و گذران اوقات فراغت به کجاها می‌روند؟ و چه کار می‌کنند؟
آقای علیزاده (با نگاهی به چهره‌ی همراهانش ): نه ، فکر نکنیم بدانیم، ولی فکر کنم بیشتر دوست دارند به شمال ایران سفر کنند.
ز. ر: آیا غذاهای بومی شهر اصفهان را خورده‌اید مثلا بریونی، و یا خورش ماست ؟
آقای علیزاده و دیگران: نه، چی هست؟ شما جای خاصی را سراغ دارید
(همراهم برایشان توضیح می‌دهد و آدرس یکی از بریونی‌ پزی های معتبر را هم می‌دهیم)
ز. ر: باز هم ضمن خوش آمد گویی به شهر اصفهان، سال نو را به همه ی شما تبریک می‌گویم و ممنون از اینکه اجازه این مصاحبه را به من دادید.
اصفهان ـ فروردین 1391
منبع: انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/13299
تاریخ ورود: 23/12/1391

2- ایرانگردی و جهان گردی: تعطیلات نوروز را در کجا بگذرانیم؟ جاذبه های ایرانگردی / اندرانیک هویان
منبع:  اتاق بازرگانی بهمن 1376 شماره 11
http://www.ensani.ir/fa/content/206749/default.aspx
تاریخ ورود: 15/12/1391


و) آسیب شناسی : ناهی دیگر به فرارسیدن نوروز


1- کودکان خیابانی، حاجی فیروزهایی که لبخند می‌زنند، اما خوشحال نیستند/ مرضیه نوری
کار برای کودکان خیابانی تعطیلی ندارد، حتی اگر عید نوروز باشد و همه تعطیل باشند.
آنها مجبورند که درآمد داشته باشند تا بتوانند هزینه‌های هر روزه‌شان را تامین کنند. وقتی بهار نزدیک می‌شود و بوی عید می‌آید و خیابان‌ها شلوغ می‌شود، این بچه‌ها کارشان بیشتر می‌شود. از صبح زود تا دیر وقت شب در خیابان‌ها هستند و تلاش می‌کنند به مردمی که برای خرید شب عید آمده‌اند، چیزی بفروشند. این بچه‌ها در این زمان درآمدهایشان بیشتر می‌شود، اما با این وجود نمی‌توانند برای شب عید، خرید مفصلی داشته باشند، چون پول‌هایشان برای گذران زندگی خانواده و کرایه خانه هزینه می‌شود بنابراین خریدهایشان حداقلی است.
فرشید یزدانی، فعال حقوق کودک بر این اعتقاد است که کودکان خیابانی قبل از سال نو، روزهای سختی را سپری می‌کنند و مجبور هستند بیش از گذشته کار کنند: «در روزهای آخر اسفند ماه بسیاری از کودکان خیابانی حاجی فیروز می‌شوند تا هم آمدن سال نو را نوید دهند و هم درآمد بیشتری به دست آورند. حاجی فیروز شدن این بچه‌ها و تلاش آنها برای شاد کردن مردم، دردآور است، چون می‌دانیم که آنها در پس صورت خندانشان و شکلک‌هایی که در می‌آورند، درد و رنج‌هایشان را پنهان می‌کنند.»
با نزدیک شدن عید نوروز، شهر رنگ دیگری به خود می‌گیرد. مردم برای انجام خریدهای نوروزی به خیابان‌ها می‌آیند و در این بین کودکان خیابانی هم می‌توانند درآمد بیشتری داشته باشند، البته در کنار این درآمد بیشتر، این کودکان بیشتر متوجه تفاوت‌های خود با کودکان دیگر می‌شوند و این مساله برایشان آزاردهنده است: «آنها در لابه‌لای شلوغی‌های شهر، خود را با کودکان دیگر مقایسه می‌کنند. در این ایام بیشتر متوجه نابرابری‌های اجتماعی می‌شوند و حتی ممکن است احساس تقابلشان با جامعه بیشتر شود.» به گفته یزدانی، عید نوروز زندگی کودکان کار و خیابان را هم تا حدودی تغییر می‌دهد و احتمالا خانواده‌های آنها هم به تناسب سطح مالی که دارند، یک خرید حداقلی برای فرزندان خود دارند، مثلا ممکن است، تی‌شرتی نو و ارزان قیمت برای فرزندان خود تهیه کنند، اما به هر حال عید آنها با عید طبقه متوسط اجتماعی بسیار متفاوت است.
در تعطیلات عید، تهران خلوت است، پس کسب و کار کودکان خیابانی از رونق می‌‌افتد، بنابراین بعضی از این کودکان ممکن است به شهرهای مسافر‌پذیر مانند اصفهان و شیراز بروند تا همچنان بتوانند درآمد داشته باشند: «امسال برای همه مردم سال سختی بود، افزایش قیمت‌ها و ثابت ماندن میزان حقوق و دستمزد باعث شد که قدرت خرید مردم نسبت به گذشته کاهش پیدا کند این اتفاق برای کودکان کار و خیابان هم مشکلاتی ایجاد کرد. بر اساس آمار غیر رسمی، مردم امسال تورم 30 در صدی را تاب آورده‌اند.»
فاطمه ایزدپناهی، مدیرعامل خانه کودک کوشا، هم بر این اعتقاد است که بیشتر کودکان خیابانی برای عید نوروز، سبزه و سفره هفت سین دارند، چون بیشتر آنها در خانواده زندگی می‌کنند و بهار عید را با خودش به همه خانه‌ها می‌برد، هر چند که ممکن است، بعضی با حداقل‌ها نوروز را جشن بگیرند: «در عید نوروز طبیعت و فرهنگ قوی‌تر از اقتصاد عمل می‌کند و نو شدن سال را در هر خانواده‌ای با هر وضعیت اقتصادی می‌توان لمس کرد.»
در سال نو حتی اگر پدر و مادرهای خانواده‌های فقیر و کم درآمد به خاطر فشارهای اقتصادی زیاد نتوانند برای فرزندان خود خرید کنند، بچه‌های بزرگ‌تر سعی می‌کنند با درآمدهای اندکی که دارند، خواهر و برادرهای کوچک‌تر خود را نو نوار کنند: «اکرم یکی از کودکان کار و خیابان که همیشه یکی از خواهر و برادرهایش را در بغل می‌گیرد و یکی دیگر را هم به دنبال خود می‌برد و دستش را در دست می‌گیرد، همه‌اش به این فکر می‌کند که بتواند پولی بیشتر از خرج و دخل خانه‌شان به دست بیاورد تا بتواند برای خواهر و برادر کوچکش لباس بخرد.»
شرایط اقتصادی به گونه‌ای شده است که کودکان کار و خیابان برای اینکه بتوانند زندگی خود را اداره کنند مجبور هستند که چندین برابر سال گذشته درآمد داشته باشند: «کرایه خانه‌ها چند برابر شده است و بخش زیادی از درآمد این بچه‌ها در این زمینه صرف می‌شود، از طرف دیگر قیمت مواد غذایی هم بالا رفته دیگر سرخی بر صورت این بچه‌ها نمانده است، چهره‌هایشان بی‌روح و خسته است و مشخص است تغذیه مناسبی ندارند.»
به گفته ایزدپناهی، حدود 95 درصد کودکانی که در کارگاه‌ها و تولیدی‌ها کار می‌کنند، از شهرستان‌ها به تهران آمده‌اند و عید تنها زمانی است که فرصت پیدا کنند به شهر خود بروند و با خانواده‌هایشان باشند، اما بیشتر کودکان کار و خیابان در ایام عید هم به کار خود ادامه می‌دهند و البته درآمد بیشتری هم دارند، چون به خاطر عید بودن مردم بیشتر به آنها کمک می‌کنند.
عید نوروز باید بتواند در زندگی یکنواخت کودکان کار و خیابان تغییری ایجاد کند و آنها را خوشحال کند، در حالی که این خوشحالی به گفته فاطمه قاسم‌زاده، مسوول کمیته هماهنگی شبکه یاری کودکان کار و خیابان برای این کودکان حداقلی است: «بچه‌هایی که مجبور نیستند کار کنند و مدرسه می‌روند، وقتی عید می شود، تعطیل می‌شوند همین تعطیلی برای آنها خوشحال‌کننده است. ازطرف دیگر عید برای این بچه‌ها همراه با خرید کردن و مسافرت رفتن و عیدی گرفتن است، اما عید برای کودکان کار چنین مفهومی ندارد، هر چند عید به خانه‌ها آنها هم می‌رود، اما بسیار کمرنگ و بی‌جان است، معمولا کسی به این بچه‌ها عیدی نمی‌دهد و خرید عیدی هم اگر داشته باشند، بسیار مختصر است.»
محمد بینازاده، مدیرعامل موسسه سلامت اجتماعی روشنان (سارا) البرز معتقد است کار کودکان کار و خیابان تعطیل‌بردار نیست، چون آنها برای تامین نیازهایشان وابسته به درآمدهای روزانه هستند، بنابراین با وجود اینکه این طور به نظر می‌رسد که در مدت عید نوروز از تعداد کودکان خیابانی در تهران کم می‌شود و آنها در حال استراحت یا تعطیلات سال نو هستند، اما واقعیت این است که آنها هم به شهرهایی که مسافران زیادی دارند سفر کرده‌اند تا بتوانند درآمد بهتری داشته باشند.
به نظر مدیرعامل موسسه سلامت اجتماعی. روشنان البرز، دولت‌ها باید از توان سازمان‌های مردم نهادی که در زمینه کودکان کار فعالیت می‌کنند استفاده کرده و تلاش کنند تا این کودکان از خیابان‌ها به سمت مدرسه‌ها هدایت شوند و آموزش ببینند: «تجربه نشان داده است که سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه موفق عمل کرده‌اند اما توان مالی این مراکز کم است و کودکان تحت حمایت آنها محدود هستند، اما اگر دولت به کمک سازمان‌های مردم نهاد بیاید و این نهادهای مردمی را به عنوان بازوی اجرایی خود به رسمیت بشناسد و رابطه بین دولت و سازمان‌های مردم نهاد دوستانه شود، کنترل پدیده‌ای مانند کودکان کار چندان پیچیده نخواهد بود.»
به گفته او، یکی از راه‌حل‌های ساده‌ای که برای این مشکل وجود دارد توانمندکردن مادران این کودکان است به طوری که آنها بتوانند با کارهای خانگی از پس هزینه‌های زندگی بر بیایند: «باید برای مادران این کودکان پروژه‌های خود اشتغالی تعریف و به آنها مهارت‌های لازم آموزش داده شود، در چنین شرایطی بچه‌ها مجبور به کار کردن نیستند، آنها هم می‌توانند مانند بچه‌های دیگر درس بخوانند و آموزش ببیند و آینده روشن‌تری داشته باشند.»
او می‌گوید: «با وجود اینکه ایران پیمان‌نامه حقوق کودک را پذیرفته است و بر اساس ان باید شرایط مناسبی را برای کودکان در کشور فراهم کند، اما ما روز به روز شاهد افزایش تعداد کودکان کار هستیم.»
بر اساس این پیمان‌نامه کشورهای عضو باید حق کودک را برای برخورداری از آموزش به رسمیت بشناسند و شرایط را به گونه‌ای فراهم کنند که کودکان مجبور به انجام کارهای زیانبار نباشند. انجام هرگونه کاری که ممکن است زیانبار باشد یا در تحصیل کودک خللی وارد آورد، یا به سلامتی کودک یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی یا اجتماعی او آسیب رساند، ممنوع است، اما با وجود این کودکان خیابانی در شهرها پرسه می‌زنند و به دنبال کسب درآمد هر روز هزار خطر را از سر می‌گذرانند. آنها نه تنها در معرض خطرات جسمی و بدنی قرار دارند، بلکه هر روز گرفتار آسیب‌های روحی و روانی بییشتری هم می‌شوند.
منبع: دنیای اقتصاد، 24 اسفند 1391
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=352852
تاریخ ورود: 25/12/1391

2- مجله آسیب های خیابانی: دمل چرکی که به پیشواز نوروز سرباز می کند /زینب اسماعیلی سیویری
منبع: بهداشت روان و جامعه ، سال چهارم، نیمه اسفند ماه 1388 - شماره 17
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/577361?sta=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2
تاریخ ورود: 23/12/1391

3- نوروز و مصرف گرایی/ فاطمه ذوالفقاریان
نوروز جشن آغاز سال و یکی از کهن ترین جشن های به جامانده از دوران باستان است، نوروز هم مثل بسیاری از مناسبتهای به جامانده از گذشته آیین هایی با خود دارد. خانه تکانی، آتش افروزی در چهارشنبه آخر سال، سفره های هفت سین، دید و بازدید و... که همه ما به نوعی با آن درگیر هستیم. اما در کنار همه این آیین ها، رسم است که با توجه به نو شدن طبیعت، انسانها هم علا قه به نو شدن و تغییر می بینند و این نو شدن همیشه از ظاهر آغاز می شود به امید آنکه به تغییر در باطن و رفتارها هم سرایت کند و اینچنین است که در روزهای آخر سال همه مردم با رفتن به مراکز خرید و فروشگاه ها قصد دارند که این سنت دیرینه را به نحو احسن به اجرا بگذارند. این روزها اگر در کوچه وخیابان قدم بزنی شلوغی پیاده روها و مراکز خرید و عجله مردم برای اینکه تا روز آخر تمام خریدهایشان را انجام دهند کاملا  مشهود است. هرچند در روزهای پایانی سال انگار خود به خود مملکت تعطیل می شود، هفته آخر اداره جات به تقاضاهای ارباب رجوع زیاد رسیدگی نمی کنند و آن را به سال بعد موکول می کنند، اما این جو خرید هم مزید بر علت شده است.
ساعات پایانی کار با مرخصی برای خرید تعطیل می شود و مردم به کوچه و خیابان می ریزند تا مایحتاجی که زیاد هم لا زم به نظر نمی رسد را خریداری کنند. همیشه دولت هم دراین روزهای پایانی سال کارکرد خود را نشان می دهد که اینکه بتواند با انبار کردن مواد غذایی در سال نیازهای شب عید مردم را بر طرف کند و شاید برای این کار به واردات هم دست بزند. این روزها اگر گذرت به خیابان و مترو بیفتد مردم را با سبدهایی پر می بینی که انگار بعد از سال جدید قحطی آغاز می شود و مردم مجبورند که برای فرار از این مشکل برای کل سال بعد ذخیره کنند. اما این مصرف گرایی بیش از حد آیا لا زم به نظر می رسد؟اینکه الزاما در روزهای پایانی سال خودرا مجبور به خرید کالا هایی کنیم که شاید زیاد مطلوب نظرمان هم نیست ولی تنها به این خاطر که باید در سال جدید نو باشیم و لباس های کهنه را نپوشیم. خود را به خرید این اجناس ملزم می کنیم. اما این حرص خریدی که این روزها در میان مردم موج می زند و آنها را وادار به خرید می کند از کجا نشات می گیرد و آیا ریشه در گذشته ما ندارد و این تعطیلی ای که روزهای قبل از خود سال تحویل آغاز و تا روزها بعد از آن ادامه دارد، ناشی از چیست؟
اولین دلیلی که به چشم میآید این است که مردم ایران زمان نه چندان دور زندگی عشایری و قبیله ای و روستایی داشتند و بعد از سالها زندگی کردن در دامان طبیعت برای کار و زندگی بهتر به شهرها آمدند و در شهرها سکونت پیدا کردند این است که همیشه همه مردم علا قه مند به طبیعت، کوه و گشت وگذار در روستاها و مناطق بکر طبیعت ایران هستند.همه انسان ها که در شهرها زندگی می کنند احساس می کنند از اصل و ریشه خود کنده شده اند و در شهرها بدون هیچ علقه و وابستگی ای زندگی می کنند.
همین است که از همان روزهای آغازین تعطیلا ت همه شهرهای بزرگ خالی شده و مردم راهی شهرستانها می شوند تا علا وه بر دیدن اقوام و خویشان بتوانند احساس تنهایی ای که در تمام مدت سال با آنها بوده است را در دیدار شهر و دیار اصلی خود بر روی زمین بگذارند. این احساس شادی که مردم در روزهای پایانی سال دارند را می خواهند به شکلی نشان دهند و این در نو شدن به همراه بهار طبیعت و خرید و نو کردن وسایل منزل بروز می کند. دومین دلیلی که روزهای آخر سال تعطیلی مطلق همه جا را فرامی گیرد و همه کارهای خود را به بعد از عید موکول می کنند به علت این است که مدرنیته در ایران به خوبی جا نیفتاده است. در کشورهایی که با پول رانت از جمله نفت کار می کنند باعث می شود که به تدریج تولید نابود شود و مصرف گرایی شدید جایگزین آن شود. مدرنیته باید در یک دیالکتیک واقعی آغاز شود، جایی که سنت به چالش کشیده شود و از پس آن مدرنیته بیرون بیاید. بنابر همین است که مردم ما از تعطیلی زیاد ناراحت نیستند و حتی خودشان هم روزهایی از سال را برای خودشان تعطیل می کنند. این به علت پول حاصل از رانت نفت است که در مملکت وجود دارد. به همین خاطر مصرف گرایی بیش از حد از همین جا آغاز می شود و باعث می شود که مردم در تمام روزهای سال به خصوص روزهای پایانی به دنبال خرید مایحتاج به زعم خود باشند. به هر حال این سنت انگار جزو لا ینفک آداب و رسوم عید شده است و مردم بسیاری از زمان خود را صرف خرید برای سال نو می کنند باشد که با نو شدن ظاهرشان درونشان نیز نو شود.
منبع: مردم سالاری، 28 اسفند 90
http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=129743
تاریخ ورود: 23/12/1391


سایرمطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ:
ویژه نامه نوروز 1391
http://www.anthropology.ir/node/12899
 

 

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1392
http://anthropology.ir/node/17161

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1391
http://anthropology.ir/node/12899

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1390
http://www.anthropology.ir/node/10236
 

فضای شهری و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/16998

ایمیل
zo1986do@gmail.com
 
 
دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
 
http://anthropology.ir/node/11294
 

چهارشنبه‌سوری خطرناک چه زمانی متولد شد؟

در زمان سامانیان در شبی از شبهای پیش از آغازسال نور، آتش افروخته می‌شود"؛ نویسنده «تاریخ بخارا» اشاره می‌کند «چنان‌که عادت قدیم است...»، یعنی بسیار پیش از سامانیان این جشن گرامی داشته می‌شد. در گذشته این جشن بیش‌تر به «سوری» شناخته می‌شد و چهارشنبه و دیگر روزهای هفته در تاریخ ایران باستان وجود نداشت. هفته را از فرهنگ‌های حامی-سامی که بعدها عرب، بزرگترین نماینده این فرهنگ شد، گرفته‌ایم

چهارشنبه سوری در دل تاریخ:

در زمان سامانیان در شبی از شبهای پیش از آغازسال نور، آتش افروخته می‌شود"؛ نویسنده «تاریخ بخارا» اشاره می‌کند «چنان‌که عادت قدیم است...»، یعنی بسیار پیش از سامانیان این جشن گرامی داشته می‌شد. در گذشته این جشن بیش‌تر به «سوری» شناخته می‌شد و چهارشنبه و دیگر روزهای هفته در تاریخ ایران باستان وجود نداشت. هفته را از فرهنگ‌های حامی-سامی که بعدها عرب، بزرگترین نماینده این فرهنگ شد، گرفته‌ایم. بعد از وارد شدن بسیاری از عناصر فرهنگ عربی، شوم بودن چهارشنبه هم که گویا در این فرهنگ بود نیز از این راه وارد شد و هنوز هم در فرهنگ سنتی‌مان وجود دارد. مثلاً در بسیاری از اشعار محلی ما (بختیاری‌) هنوز به شوم بودن چهارشنبه اشاره می‌شود. برخی می‌گویند سوری یعنی سرخی و برخی دیگر می‌گویند سور به معنای جشن و پایکوبی است.

به‌هرحال در قدیم در این شب از غروب آفتاب آتشی را عموماً روی پشت‌بام خانه‌ها روشن نگه داشته و تا بامداد زنده نگاه می‌داشتند تا فروهر مردگان بر اساس آن بتواند راه خانه را راحت‌تر پیدا کند. برخی جاها سه کُپه آتش می‌گذارند به نشانه سه اصل «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک». در برخی جاها مراسم حاشیه‌ای همچون قاشق‌زنی و کوزه شکستن و فال گوش ایستادن مهمتر است. برخی جاها هم آتش‌بازی.

این جشن فراتر از مرزهای ایران کنونی با کمی دگرگونی وجود دارد. مثلاً در جمهوری آذربایجان، کردستان عراق و حتی کردهای ترکیه نیز اجرا می‌شود. در افغانستان هم چندین سال است این جشن همچون ایران برگزار می‌شود.

جشنِ خطرناک

جشن چهارشنبه سوری در سال‌های اخیر تبدیل به یک جشن صنعتی شده‌است. مواد آتش‌زای صنعتی کاربرد بسیار فراوانی در آن یافته و خسارات جبران‌ناپذیری وارد می‌کنند. چهارشنبه‌سوری برای بخش زیادی از مردم تقریباً تبدیل به یک کابوس شده. جالب آن‌که همان مردمی که از چهارشنبه‌سوری‌های خیابانی می‌ترسند، خودشان چهارشنبه‌سوری برگزار می‌کنند؛ اما در حیاط خانه و یا محیطی آرام و به دور از هیاهو. در برخی محلات چهارشنبه‌سوری تبدیل به یک جشن مردانه شده و زنان و دختران جرأت نزدیک شدن به آنجا را ندارند. با رد این جشن نمی‌شود جلوی این جشن را گرفت. تجربه اخیر نشان داده هرجا قدرت خواسته جلوی یک نماد که از نظر مردم ملی است را بگیرد، اثر وارونه گذاشته است. اخیرا دولت‌ها و نیروی انتظامی هم به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توان جلوی آنرا گرفت و بهتر است کنترلش کرد.

صنعتی‌شدن این جشن از سال‌های پایانی حکومت پهلوی آغاز شد و چنانکه در فیلم «برادرکشی» در سال 1357 می‌بینیم نیز، استفاده از این مواد در چهارشنبه‌سوری آن زمان نشان داده می‌شود. اما در آن زمان هرگز چنین ابعادی نداشت.

انحراف در چهارشنبه‌سوری و تبدیل شدن آن به یک مراسم دهشت‌افکن را نمی‌توان تک‌عاملی دید و مثلاً دولت یا نیروی انتظامی را مقصر دانست. هر چند آن‌ها با افراط و تفریط‌ها به آن دامن زدند.

چهارشنبه سوری کی خطرناک شد؟

هر آیینی با گذر زمان عناصری افزوده یا از آن کاسته می‌شود که طبیعی است. مثلا گذاردن ماهی قرمز در سفره هفت‌سین به هیچ‌وجه رسم و سنتی ایرانی نیست اما به‌هرحال سالانه چندین میلیون خانواده ایرانی ماهی قرمز می‌خرند و بعد از یکی دو روز هم می‌میرد و می‌اندازند دور. افزوده شدن رفتارهای دهشتناک به مراسم چهارشنبه‌سوری نیز در همین راستا قرار می‌گیرد. حالا شما وارد دوره صنعتی شده‌اید و طبیعی است که مواد و کالاهای صنعتی هم وارد گود شوند. برای نمونه مراسم «برف‌چال» که در اواسط اردیبهشت ماه در روستای «آب اسک» مازندران برگزار می‌شود، در گذشته به گونه‌ای بود که مردان توده‌های یخ‌زده برف را گاهی از یک کیلومتر دورتر می‌آورند و در چاه مورد نظر می‌انداختند. حالا چند نیسان در میان مردمی که دوربین به دست مشغول فیلمبرداری هستند این کار را انجام می‌دهند. ورود مواد آتش‌زا در چهارشنبه‌سوری هم طبیعتاً به همین کاربرد مواد صنعتی در جشن‌های سنتی باز می‌گردد.

در همه فرهنگ‌ها، شما با رسومی روبرو می‌شوید که بیش از آنکه به دنبال دلیل ظاهراً عقلانی برایش بگردید، باید به دنبال نتایج روانشناختی‌اش باشید. چهارشنبه‌سوریِ معاصر، بخشی از جشن‌های خیابانی است که سال‌هاست به هر بهانه‌ای مردم را به خیابان‌ها می‌کشاند تا تخلیه هیجان کنند. البته برخی زیاد روی این موضوع تأکید کرده‌اند؛ حال آنکه باید بدانیم فرهنگ ما لزوماً چندان هم هیجاناتش سرکوب شده نیست یا به بیان بهتر، نتوانسته هیجانات را تا آن حد که می‌خواسته سرکوب کند.

مجاری غیررسمی بسیاری وجود دارد که به‌ویژه جوانان هیجانات‌شان را تخلیه می‌کنند. از سوی دیگر سفر به کشورهای همسایه که بسیار فراگیر و به نوعی در دسترس شده و یا حضور در ورزشگاه‌ها نیز راه‌هایی را برای تخلیه هیجانات فراهم کرده است

از مافیا تا تغییر نظام خانواده

فروش اسباب مربوط به آتش‌بازی، یک چرخه اقتصادی بزرگی را پدید آورده است. سازندگان و فروشندگان در روزهای نزدیک به چهارشنبه‌سوری حجم هنگفتی پول را به گردش در می‌آورند. شاید کم‌کم شاهد شکل‌گیری مافیای واردات، تولید و توزیع مواد آتش‌زا باشیم که از عوامل اصلی ترغیب جوانان به رفتارهای خطرناک می‌شوند.

تغییر در نظام خانواده نیز در این راه بسیار موثر است. تا چندسال پیش بیشتر ما چهارشنبه‌سوری را در میان دیگر اعضای خانواده‌مان برگزار می‌کردیم. خانواده ایرانی یک آتش توی حیاط برپا می‌کرد و همه روی آن می‌پریدند و نهایتاً یک ساعت بعد همه چیز پایان می‌یافت. یا آنکه با همسایگان نزدیک در کوچه آتش‌های مشترکی برپا کرده و از روی آن می‌پریدیم و بعد هم دور هم جمع می‌شدیم به گفتگو کردن. اما حالا جوانان کمتر در محیط خانه حضور دارند و این رسوم را بیشتر با دوستان‌شان می‌گذرانند. آن‌ها خانه و محله دور می‌شوند و همین ناشناختگی به آن‌ها جسارت آزار و اذیت دیگران را می‌دهد. آزار و اذیتی که البته در ذهن آن‌ها صرفاً یک شوخی است.

البته نباید همه‌چیز را توجیه کنیم. یک سری چیزها در جامعه‌ نشان‌دهنده انحطاط اخلاقی است. ترقه‌زدن زیر پای زن و بچه مردم و گرفتن آسایش از اهالی محل و...، بخشی از تنزل فرهنگ عمومی در کشور ما را نشان می‌دهد. این انحطاط اخلاقی را باید جدی گرفت.

چاره‌ای هم هست؟

به باور دورکیم جامعه‌شناس، وجود قدری ناهنجاری در جامعه‌ ضروری است و نبود مطلق ناهنجاری در جامعه، خود نوعی ناهنجاری است (مثلاً نشان از سرکوب شدید یا نبود اطلاعات درست درباره ناهنجاری‌های موجود دارد). بنابراین اینکه فکر کنیم هر چیزی دارای راه چاره است و کارشناسان اجتماعی می‌توانند راه‌حل نهایی برایش ارائه دهند، دیدگاه درستی نیست. هرکار کنیم نمی‌توانیم همه اثرات سوء چهارشنبه‌سوری را به‌طور کامل از بین ببریم. اما می‌توانیم آنها را کاهش دهیم.

همین که صداوسیما هر سال از چند روز پیش از چهارشنبه‌سوری خطرات آن‌را گوشزد می‌کند، مسئولین نیروی انتظامی از برخورد با سلب آرامش‌کنندگان می‌گویند، تجربیات تلخ سال‌های پیشین به نمایش در می‌آید و...، بسیار اثرگذار است. اگر همین‌ها نبود، الان وضعیت بدتر از این ‌بود.

مسئولین هم به جای آنکه برای مقابله با رفتارهای سوء، کل رسوم ملی را زیر سوال ببرند و مثلاً علیه چهارشنبه‌سوری سخنرانی کنند، بهتر است نشان دهند که در پی از میان برداشتن این سنت‌ها نیستند. بخشی از رفتارهای خطرناک چهارشنبه‌سوری، رگه‌های اعتراضی در خود دارد. برگزارکنندگان می‌گویند حالا که دولت می‌خواهد جلوی این مراسم را بگیرد، تا می‌توانیم جدی‌تر و محکم‌تر مخالفت‌مان را با این تصمیم نشان می‌دهیم. البته کشاندنِ بخشی از این مراسم به مکان‌های مشخص و کنترل‌شده و اما جذاب نیز می‌تواند کارساز باشد.

اگر بخواهیم محدودیت‌های زیادی در برگزاری چنین مراسمی قائل شویم، جوانان حضور چندانی نخواهند داشت. برای نمونه باید در این مراسم پیشنهادی به همه فرصت پریدن از روی آتش و یا بازی با وسایل بی‌خطر یا کم‌خطر داده شود. همچنین نمی‌توان این جشن‌ها را به‌صورت تفکیک جنسیتی شده برگزار کرد.

از سوی دیگر در یک ساختار، همه اعضا و عناصر به یکدیگر پیوسته‌اند و بر هم اثر می‌گذارند. بنابراین کمی ساده‌اندیشی است اگر گمان کنیم در حالی‌که فرهنگ ایرانی در بسیاری از موارد  دچار بحران است، ما بتوانیم تنها یک مورد مانند چهارشنبه‌سوری را اصلاح کنیم. تا فرهنگ کتاب‌خوانی‌، مصرف حامل‌های انرژی‌مان، رانندگی‌، وجدان کاری‌، احترام‌ به اندیشه‌ها و فرهنگ‌های دیگر در ما درست نشود، نمی‌توان انتظار درست‌کردن بخشی از فرهنگ دچار بحران را داشته باشیم.

هرچند این به معنای دست روی دست گذاشتن نیست. برعکس منظورم این است که به همین اندازه که به چهارشنبه‌سوری و امثالهم دقت و توجه می‌کنیم، به باقی موارد منفی در فرهنگ‌مان هم توجه کنیم.  همچنین نباید انتظار معجزه در پی فعالیتهای اصلاحی‌مان درباره چهارشنبه‌سوری داشته باشیم، چرا که این مراسم در یک بافت بسیار پیچیده فرهنگی اجتماعی و حتی سیاسی اقتصادی تنیده شده است.

تاریخ انتشار

چهارشنبه, اسفند 26, 1394 - 00:52

شاخه اصلی

فرهنگ و سبک زندگی

نوروز: ضرورتی برای سیاستگذاری فرهنگی

نوروز امسال هم گذشت و هرکس به نوبه خود تجربه خاصی از آن داشت. همانند سالهای قبل این تجربه ترکیبی است از مجموعه‌ای از تعطیلات طولانی، مصرف رسانه ای متراکم که میتوان آن را نوعی پرخوری رسانه ای نام نهاد، و البته در کنار این نوع پرخوری، پرخوری در معنای مصطلح آن در مورد غذا، میوه و آجیل هم امری رایج و متداول بوده و در نهایت تجربه نوعی شادمانگی به همراه آسودگی ذهنی ناشی از تعلیق امور و کارها. این تجارب در بستری از گروه های خرد و خاص مانند خانواده و دوستان صمیمی رخ داده و مهمترین مولفه فضایی آن نیز شامل فضای خصوصی بویژه خانه است. از این منظر نوروز به جای جشنی ملی و عمومی به یک جشن خانوادگی و خانگی (به تعبیری دیگر، یک جشن خصوصی) تبدیل شده است. هرچند تقریبا همه اعضای جامعه درگیر این جشن و مقدمات و موخره های آن هستند، اما واحد اصلی کنشگران این جشن و آیین فرهنگی، فرد یا نزدیک ترین گروه صمیمی او یعنی خانواده و دوستان است. به همین دلیل هم این جشن بیش از همه در فضایی خانگی و معطوف به کنشگران آن رخ می دهد.

در فضای رسانه ای و گفتارهای عمومی تصویری از نوروز به عنوان آیینی باستانی و ملی ارائه می شود که مهمترین مولفه‌اش  سابقه  تاریخی و فرهنگی آن به همراه حس غرورآمیزی است که افراد نسبت به این میراث معنوی شان دارند. مساله اصلی آن است که مدیران و نهادهای رسمی چه برنامه ریزی  و سیاستگذاری ای برای این فرصت طلایی فرهنگ ایرانی دارند، زیرا فرصت های کلیدی ای مانند نوروز که زمینه ای برای بازسازی و بازتولید فرهنگ هستند، همزمان فرصتی برای تغییر و اصلاح و ارتقای فرهنگ هم هستند. متاسفانه در این زمینه وضع موجود بیانگر آنست که برنامه ریزی و سیاستگذاری فرهنیگ دقیقی برای ایام نوروز دیده نمی شود. فارغ از برنامه ریزی رسانه ای که تلاش دارد این ایام فراغت و بیکاری را با مجموعه ای از برنامه های سرگرم کننده (مانند فیلم و سریال و گاه هم موسیقی) و شاید هم آموزنده پر کند، و اندکی هم برنامه هایی که نظام آموزشی برای حفظ حداقلی پیوند دانش‌آموزان با درس و مدرسه انجام می دهد، دیگر نمی توان برنامه خاصی در حیطه مراکز سیاستگذاری فرهنگی (رسمی و غیر رسمی) در زمینه نوروز دید. طی چند سال اخیر یک برنامه ریزی نسبتا موفق هم شکل گرفته که ذیل عنوان راهیان نور معرفی شده است. این برنامه بیانگر نوعی سیاستگذاری فرهنگی برای استفاده از ایام نوروز و مسافرت ها جهت آشنا کردن مردم با مناطق جنگی و خاطرات جنگ است.

جشن و آیین نوروز به مثابه یک سرمایه فرهنگی و میراث معنوی جامعه ما، آنقدر اهمیت و ارزش داشته  و دارد که توانسته چندین هزار سال تداوم داشته باشد و در هر دوره ای بنا بر منطق غالب نظام اعتقادی روز، به رنگ و لعاب همان درآید و ذخیره معنایی خودش را از سرچشمه های اعتقادی رایج سیراب کند. این تداوم تا دوره سنتی ناشی از نقشی بود که نظام هایی آیینی سنتی با محوریت نوروز در ساماندهی زندگی مردم و معیشت و فرهنگ و اجتماع و نظام سیاسی آنها داشته اند. به عنوام مثال نوروز فقط آغاز بهار نبود، بلکه آغاز چرخه کار و معیشت و مبنایی اساطیری و گاهشمارانه برای نظم زندگی مردم بود، اما در دوره مدرن است که نوروز به یک زمان فراغتی گسترده تبدیل می شود و عملا زمینه و بستر کارکردی آن دچار تحولی بنیادین می شود.

این سرمایه معنوی و فرهنگی، به دلیل اهمیت و گسترش و نفوذی که در ذهن و فکر مردم ایرانی دارد، فرصتی بسیار کلیدی برای پرداختن به آن به مثابه یک سیاست فرهنگی و زمینه ای برای سیاستگذاری است. تداوم این سنت کهن چند هزار ساله به معنای آن نیست که با گذر زمان تغییر نمی کند و متحول نمی شود، آیین ها هرچقدر هم عمیق و ماندگار باشند، در نهایت متاثر از بستر و زمینه اجتماعی ای هستند که در آن رخ می دهند، به عبارت دیگر آیین ها بسته به شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ممکن است متحول شوند، استحاله شوند و تقویت شوند و یا حتی تضعیف شده و ازبین بروند. زیرا آیین ها بیش از آنکه مرتبط به گذشته باشند،‌ به زمان حال مرتبط بوده و بیش از آنکه بخواهند گذشته را معنادار کنند، حال را معنادار می کنند. به همین دلیل ازمنظر فرهنگی (فارغ از مباحث تاریخی و ریشه شناختی)‌باید گفت آیین ها و جشن ها امری متعلق به حال بوده به شدت متاثر از زمان حال هستند. به همین دلیل هم آیین فرصتی کلیدی برای بازتولید خلاقانه فرهنگ و تغییر و تداوم ان هستند.

فارغ از موارد محدود برنامه ریزی های فرهنگی برای نوروز،‌ می توان از نوعی بی توجهی ساختاری در سیاست های فرهنگی جامعه نسبت به نوروز یاد کرد، گویی آیین نوروز، امری عادی است که نیازی به برنامه ریزی ندارد. در این شرایط بی توجهی به دلالت های سیاستگذرانه نوروز است که نوروز از جشنی عمومی به جشنی خانوادگی و خصوصی (فضای خانوادگی و خصوصی به مثابه بستر اجتماعی اصلی تجربه نوروز)‌ تبدیل شده است، و بیش از همه کارکردی فراغتی پیدا کرده است. نوروز به دلیل اهمیت کلیدی که در جهان سنت داشت، یک آیین کانونی جامعه بود، یعنی کل جامعه در شبکه ای از روابط متقابل و متداخل در‌آن درگیر بود. این به معنای آن نبود که لزوما همه به هم مرتبط باشند، به معنای آنست که نوروز یک فضای آیینی بوده همه اعضا و گروه های جامعه در آن مشارکت جمعی و عمومی داشتند و این مشارکت جمعی و عمومی در فضاهای عمومی رخ می داد، این با هم بودگی و با هم‌شدگی تمام بخش‌های جامعه به معنای یکدستی و یکسانی و یکی شدن همه آنها نبوده، بلکه این حضور به همراه حفظ تمایزها و تفاوت ها و بصورت چندصدایی بوده، به عبارت دیگر نوروز یک متن چندصدایی بوده، لذا همه بخش های جامعه در یک بستر انسجام بخش، هستی اجتماعی و فرهنگی خودشان را زیست می کردند. آنچه که در برخی سنت های نوروزی ذیل مفهوم نوروزگاه می توان یافت، مصداقی برای این ادعاست که یک فضای عمومی وجود داشت که افراد و گروه ها از زمینه ها و منشاهای مختلف وارد آن می‌شدند و تجربه ای جمعی از آن رخ می‌داد. مورد دیگر این وضع، بارعامی بود که در روزهای خاصی برای حضور همه مردم در یک فضای خاص داده می شد. نوروز جشنی بود هم خصوصی و هم عمومی؛ هم فردی و هم جمعی.

حضور عمومی گروها و افراد به گونه ای بود که لزوما جماعت ها به سمت همسانی و یکدستی حرکت نمی کردند، بلکه این حضور با حفظ تکثر و تفاوتها رخ میداد. فضاهای عمومی مانند نوروزگاه یک بستر چندصدایی بودند و چندصدایی بودن راز اصلی ایفای نقش نوروز برای بازتولید جامعه متکثر و شکبه اجتماعی روابط متقابل میان همه بخش‌های جامعه بود. عرصه‌های عمومی بر مبنای الگوی چندصدایی امکان نمادین همه بخش های جامعه در کنار یکدیگر و در فضایی عمومی را فراهم می کرد. بر این اساس تقلیل نوروز به یک جشن خصوصی و خانوادگی،‌و یا تقلیل آن به یک آیین فراغتی، بیانگر تغییری است که در کارکردهای اجتماعی این آیین رخ داده و مستلزم نوعی بازنگری در مواجهه سیاستگذارانه با این آیین است. شبکه آیین های سنتی در ایران امروز دچار بحرانی است که میتوان آن را نوعی حاشیه‌ای کردن دانست که گاه تعمدی است و گاه غیر تعمدی، اما هرچه که هست در حجم غنی از کارکردهای سنتی آنها خللی وارد کرده که آنها را به امور و کارکردهای خاصی تقلیل داده است. لازم است که نوعی بازاندیشی در قابلیت های آیین های جامعه است.

چهارشنبه و جمعه آخر سال در شهرستان تکاب

ایرانیان آخرین چهارشنبه سال را بنا به دلایل گوناگونی جشن می گیرند. یکی از دلایل جشن گرفتن این روز اعتقادی است که قدما به سنگین بودن روز چهارشنبه داشته اند و آتش افروختن در این روز سبب نابودی تمام بدی ها و بیماری ها و فال های بد می شود. این روز در نقاط مختلف ایران به شیوه های مختلفی گرامی داشته می شود. البته امروزه با رواج وسایل آتش بازی که گاه بسیار خطرناک هستند این سنتها تحت تأثیر قرار گرفته و برخی از افراد به دلیل خطراتی که در این روز تهدیدشان می کند عطای این جشن را به لقایش بخشیده اند. علاوه بر چهارشنه، آخرین جمعه سال نیز روز مهمی در سنت ایرانی است و افراد در این روز به زیارت قبور می روند و برای درگذشتگان خود خیرات می دهند. شهرستان تکاب یکی از شهرهایی است که تا حدود زیادی بر سنت دیرین خود پای بند مانده است و آخرین چهارشنبه و جمعه سال را به شیوه خود گرامی می دارد. یکی از سنتهای مردمان این شهر پخت شیر برنج در غروب روز سه شنبه و تقسیم آن در بین همسایگان است. شیر برنج به عنوان یک غذای مقوی که سپید است و سپید بختی به دنبال دارد در این روز تناول می گردد. همزمان با غروب آفتاب اعضای خانواده لباس نو می پوشند و آتشی می افروزند تا زردی خود را در آن بسوزانند و از سرخی آن سلامت و تندرستی دریافت نمایند. پریدن از روی آتش همچون سایر مناطق ایران مرسوم است و بخصوص دختران جوان برای گشایش بخت از روی آتش می پرند و این بیت را می خوانند:

«آتیل باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه»

با پایان مراسم آتش بازی تعدادی از پسران جوان بر پشت بامها می روند و شالی را مقابل پنجره ها از بام می آویزند. افراد داخل خانه شیرینی یا پولی در گوشه شال گذاشته و گره می زنند. این کار ممکن است تا پاسی از شب ادامه داشته باشد. برخی از خانواده ها نیز عیدی بستگان خود را در همین شب در بقچه ای نهاده و برای ایشان می برند.

و اما جمعه آخر سال نیز از روزهایی است که در نزد مردم این شهر از ارج خاصی برخوردار است. صبح روز پنج شنبه زنان مشغول پخت خوراکی های مخصوص این روز می شوند که عبارت است از نوعی حلوا که با شیره انگور پخت می شود و یک نوع نان  که در گویش محلی به آن «ِاِردَک» می گویند. اِردَک نانی است که خمیر آن از آرد و شیر و تخم مرغ تهیه می شود و پس از پهن کردن درون روغن سرخ شده و پخته می شود. نان و حلوا بین همسایگان تقسیم می شود. همچنین مقداری حلوا برای سرِ خاک نگاه می دارند. عصر روز پنج شنبه به زیارت اهل قبور می روند و در پایان سال برای ایشان طلب رحمت و مغفرت می نمایند.

 

آدرس صفحه: http://www.anthropology.ir/node/24792

ایمیل: babaei.p.59@gmail.com

 

شاخه اصلی

نظریه

مقالات قدیمی: نوروز باستانی و فروهَرها ( بهمن‌ماه 1341)

نوروز قدیم‌تر از زردشت است و ارتباطی بدین مذهب ندارد. قرن‌ها است که مردم این سرزمین نوروز را جشن می‌گیرند. عیدی که در میان جشن‌های ملی و مذهبی جهان قدیم‌ترین اعیاد به‌شمار می‌رود و تا کنون هیچ محققی نتوانسته به‌طور قطع و یقین معلوم کند که آغاز این جشن چه زمانی بود و برپاکنندگان آن برای نخستین‌بار در کدام سرزمین این جشن را برپا داشته‌اند.

نوروز در برابر همه‌ی وقایع سیاسی و مذهبی که روی داده، مقاومت کرده و توانسته است موجودیت خود را حفظ کند و هیچ‌یک از این وقایع حتی دین اسلام که با تمام اعتقادات و سنن ملی اقوام مغلوب به‌سختی روبرو شده است ناچار در برابر این جشن عقب نشست و آن را پذیرفت و قبول کرد. چنان‌که در دربار خلفای اسلامی و سلاطین ترک و متعصب و سخت‌گیری مثل محمود غزنوی با جلال و شکوه خاصی برپا می‌شده است؛ و جشن‌های مذهبی اسلامی با تمام اهمیت و قدرت خود نتوانستند از ارزش و احترام نوروز بکاهند؛ و ما در این مقال می‌خواهیم درباره این جشن و به‌اصطلاح شأن نزول آن مختصر توضیحی بدهیم.

***

نوروز جشن نزول و فرود آمدن فروهرها است. بهمین مناسبت اولین ماه سال را فروردین نامیده‌اند. اما اینکه فروهر چیست نکته‌ای است قابل بحث و توجه.

ایرانیان قدیم به نیروهای علوی و آسمانی و ماوراءالطبیعه معتقد بودند که فروهر یکی از آن نیروها است. این نیروها در درجات مختلفه قدرت و اهمیت قرار داشتند مهر- ورثرغنه (بهرام) و مزدا در درجات بالا بودند و پس از آن امشاسپندان و آن‌گاه نیروهای باطنی چون «اهو» یعنی «جان»، «دئنا» یا دین که گاه معنای دین و زمانی معنای وجدان را می‌داد. این نیروها پنج بودند که توضیح درباره آنان خارج از این مقال است و پنجمین آن که «فروهر» است موضوع بحث ما است.

فروهر یک نیروی آسمانی است که برای هر موجودی یکی وجود دارد البته برای موجودات پاک و مینوی چنانچه برای موجودات ناپاک و اهریمنی «دیو» وجود دارد. حتی اهورامزدا خدای بزرگ و قادر متعال نیز خود دارای فروهری است چنان‌چه بارها در یشت‌ها و دیگر کتب دینی مزدیستا اهورامزدا به زردشت می‌گوید فروهر مرا که اهورا هستم به‌یاری بخوان. فروهرها نه این‌که مخصوص انسان‌ها یا خداوند و فرشتگان هستند، بلکه گیاهان، حیوانات نیک و مفید و حتی صفات، مثل خوبی- درست‌کاری نیز دارای فروهری می‌باشند. آن‌چه که در جهان روی می‌دهد: اگر درختان ثمر میدهند، اگر زنان بارور میشوند، اگر در روز رستاخیز مردگان برمی‌خیزند و در پای میزان آماده می‌گردند، همه و همه در اثر وجود فروهرها است حتی تابش خورشید رخشان و پرتوافکنی ماه.

فروهرها هستند که جنگ‌آوران پاک آریائی‌نژاد را نیرو می‌دهند تا بر دیوصفتان پیروز شوند. فروهرها ستارگان را در آسمان می‌گردانند و نگه‌می‌دارند.

البته باید دانست که فروهرها با یکدیگر برابر نیستند. فروهر اهورامزدا در راس فروهرها قرار دارد. و هم‌چنین فروهرهای مردان پاک‌دل و درست‌کار و جنگ‌آور، یا فروهر زردشت بر دیگر فروهرها برتری دارند. و مردمان پاک‌دل و مومن از فروهر هریک از مردان بزرگ و نام‌آور برای کار به‌خصوصی یاری می‌طلبند چون از فروهر گرشاسب برای جنگ و پیکار و جز  آن. اعتقاد بر این بود که قبل از آفرینش جهان اهورای بزگ فروهرها را مختار کرد بر این‌که در عالم بالا بمانند یا به عالم خاکی نزول کنند و حامی موجوداتی باشند که بدان‌ها مربوط هستند. فروهرها قبول کردند که حامی و رهنما و هادی موجودات نیک باشند و با سپاه اهریمن یعنی «دیو»ها به جنگ و مبارزه پردازند و نگذارند زمین پاک و آب زلال دستخوش «دیو»ها و اهرمن ناپاک گردد و به ویرانی گراید، آنگاه اهورای بزرگ به آفریدن جهان پرداخت.

یهود و مسیحیان و مسلمین معتقدند که جهان در شش روز آفریده شد و روز هفتم را خداوند به استراحت پرداخت و ایرانیان قدیم نیز یک چنین اعتقادی داشتند. با این تفاوت که معتقد بودند جهان در شش نوبت ولی در عرض یکسال آفریده شده است. و هر روز آفرینش را جشن میگرفتند و این جشن و روز را «کهنبار» می‌نامیدند که به ترتیب عبارت هستند از «میدیوزرم» یعنی روز آفرینش آسمان بلند که در روز پانزده اردیبهشت بود. سپس «میدیوشهم» در روز پانزده مهر و روز آفرینش آب. سوم «پتیه‌شهم» روز سی شهریور که روز آفرینش زمین است. چهارم «ایاسرم» در سی مهرماه و روز آفرینش گیاه. پنجمین آن «میدیارم» که بیستم دی‌ماه است و در این روز جانوران خلق شدند. ششمین «کهنبار» یعنی روز خلقت بشر «همسپتدم» نام دارد که در این روز بشر آفریده شد. مدت این جشن‌ها هریک پنج روز بود جز آخرین آن که از بیست‌و‌شش اسفند تا پنجم فروردین‌ماه ادامه داشته.

معتقد بودند که این زمان و فاصله فروهرهای گذشتگان برای دیدن بازماندگان خود به زمین باز می‌گردند. پس فروردگان، یا نوروز یعنی جشن نزول فروهرها برای دیدار بازماندگان خود و چون ایرانیان قدیم کار را اعم از زراعت یا پرورش دام و آباد کردن اراضی و جلوگیری از ویرانی را عملی اهورائی و خدائی می‌دانستند و معتقد بودند تنبلی، سستی، کاهلی، ویرانی، و رها کردن مزارع و نرسیدن به دام‌ها کاری است اهرمنی و چون نتیجه کار «اهورائی» بدون شک عبارت بوده از ثروتمند بودن، لباس نو پوشیدن، خانه‌ای تمیز و اغذیه و میوه فراوان داشتن و خوشحال و خندان بودن، لذا ایرانیان در مدت نزول فروهرها، کهنبار همسپندم را هرچه باشکوه‌تر برپا می‌کردند تا به فروهرهای گذشتگان خود نشان دهند مردانی کارکن و درست‌کار هستند و در نتیجه غنی و خندان و شاد می‌باشند و در مبارزه علیه اهرمن بدکنشت و دیو فقر و خستگی و ویرانی پابرجا و استوار هستند. تا فروهرها به دعا و نیاز آنان توجه داشته باشند و حامی آنان باشند.

زندگان در روزهای عید فروردگان مردگان را نیز فراموش نمی‌کردند یعنی در اطاق متوفی، عطریات و صمغ‌های خوشبو بخور می‌کردند و غذا و میوه می‌نهادند. و هم‌چنین روی بام‌ها این‌کار را می‌کردند، و در این مورد ابوریحان بیرونی و جاحظ در کتب خود آثارالباقیه و المحاسن و الاضداد اشاره کرده‌اند که در زمان آنان هنوز در شهرهای ایران به‌خصوص سرزمین خراسان مرسوم و معمول بوده است.

آیا فروردین و فروهر مربوط به دین زردشت است

به‌طور قطع و یقین می‌توان گفت نه، و به‌طور خلاصه می‌توانیم بگوئیم که زردشت به‌هیچ‌وجه توجهی به دین ایرانیان زمان خود نداشته و در «گاثا»ها که مسلما اثر پیامبر پارسی است کوچک‌ترین اشاره‌ای به آداب و رسوم دین قدیم و آنچه که در یشت‌ها هست نشده است. آن‌چه مسلم است سرودهای یشت‌ها به دین ایرانیان قبل از زردشت متعلق است که پیروان مذهب قدیم و رهبران آن دین که «کرپان» نام داشتند سینه‌به‌سینه نقل می‌کرده‌اند. مثلا در «گاثا»ها کوچک‌ترین اشاره‌ای به آنان که در یشت‌ها جزو مقدسین هستند نشده است از کسانی مثل کی‌قباد، کی‌خسرو، کی‌پشین و غیره نامی در این کتاب نیست و درباره «جم» که در یشت‌ها از او به‌سان نیمه پیامبری نام برده میشود که اهورا بدو پیشنهاد پیامبری کرد ولی او خود را قابل ندانست. و همه جا به فروهر او اشاره شده و به‌نام فروهر وی سوگند یاد کرده‌اند و در بیماری از وی استمداد می‌کنند زردشت در گاثاها به‌بدی از او یاد کرده در آنجا که زردشت میگوید: آشکار است که جم پسر ویونگهان از همین گنهکاران است، کسی که برای خشنود کردن مردمان خوردن گوشت را بدانان آموخت و در آینده تو ای مزدا میان من و او خود قضاوت کن. (بند 8 صفحه 37 گاثاها ترجمه آقای پورداود)

در مورد کی‌قباد و کی‌خسرو و دیگران اگر زردشت در گاثاها سکوت کرده شاید برای این بوده که نخواسته است علیه کسانی که پدران شاه حامی او گشتاسب بوده‌اند سخنی بگوید.

اما در مورد فروهر در هیچ‌جا و به‌هیچ‌وجه در گاثا نامی نیست. این نیروی باطنی عظیم که در مذهب ایرانیان قبل از زردشت دارای قدرت و اهمیت بی‌نظیری است در گاثاها هیچ محلی ندارد و زردشت به‌هیچ‌وجه نامی از این نیرو نبرده است. و این دو نکته و بسیاری نکات دیگر خود می‌رساند که یشت‌ها به‌هیچ‌وجه به زردشت مربوط نیست (برای توضیح مفصل در این‌مورد به کتاب کیانیان اثر خاورشناس کریستن‌سن ترجمه آقای دکتر ذبیح‌الله صفا مراجعه شود) و چنان‌چه امروز مورد قبول همه هست پس از زردشت، شاید پس از کورش کبیر بین دو مذهب یعنی به‌قول برخی از مورخین «مزدیسنای» قدیم و «مزدیسنای» جدید یعنی مذهب زردشت توافق‌هائی شده است و در نتیجه با تغییراتی «یشت‌ها» جزو ستون مذهبی زردشتیان پذیرفته شد. لذا میتوان گفت که جشن نوروز جشنی است قدیم‌تر از زردشت و ایرانیان قدیم در آن زمان که شاید در سرزمینی ناشناس، سرزمین (ایران واج) زندگی می‌کرده‌اند این جشن را برپا می‌داشته‌اند و سپس در سرزمین  جدید، و با مذهب جدید رونق دیگری بدان دادند. و چنانچه در ابتدای این مختصر آمد. جشن نوروز پس از اسلام در دبار خلفای عباسی و سلاطین ترک با عظمت و جلال بی‌نظیری برپا می‌شده. به‌وسیله سلاطین تیموری هند در هندوستان و در سراسر ترکستان رسوخ پیدا کرد و مسلمین برای ساعت تحویل و جشن مزبور دعای خاصی ترتیب دادند.

یادآوری این نکته زائد به‌نظر نمی‌رسد که اغلب محققین معتقدند «مُثُل» افلاطون و اعتقاد او به‌این‌که صورت روحانی و آسمانی همه‌چیز قبل از خلقت وجود داشته است از همین اعتقاد به فروهر نشات گرفته است و همچنین باید گفت که پرستش و احترام به مردگان عقیده‌ایست بس قدیم چنان‌چه بابلیان، مصریان، رومیان، یوناینان مراسمی برای این پرستش داشته‌اند، ولی این اعتقاد، که درمیان ملل مزبور به‌صورت پرستش بود در میان ایرانیان قدیم چه قبل و چه بعد از زردشت و اصلاحات در دین او به‌صورت پرستش نبوده است بلکه ایرانیان از فروهر به‌سان واسطه‌ای برای درخواست حاجات خود از درگاه خدایان -قبل از زردشت- و از درگاه اهورامزدا -بعد از زردشت- استفاده می‌کرده‌اند. هیچ بعید نیست و به‌احتمال قوی می‌توان اعتقاد داشت که عقیده به مَلِک محافظ در مذاهب سه‌گانه سامیت خود صورت دیگری است از اعتقاد به فروهر چنان‌که در مورد شیطان و اهرمن، و ما میدانیم که اعتقاد به شیطان در مذهب یهود وقتی وارد شد که یهود با ایرانیان برخورد کردند، یعنی پس از فتح بابل بوسیله کورش بزرگ.اطلاعات مقاله:

 

اطلاعات مقاله:

مجله کاوش، شماره 9، بهمن 1341، از صفحه 65 تا 67

مجموعه: ابراهیم میرهاشم زاده

 

 

ورود به صفحه مقالات قدیمی 
http://anthropology.ir/old_articles

 

 

شاخه اصلی

مقالات قدیمی

نوروز در موسیقی کلاسیک ایران

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز/ زیرا که بود نوبت نو روز به نو روز
«نوک روج» یا «نوگ روز» درزبان پهلوی و یا همان نوروز باستانی ایران، رابطه مستقیمی با نظام معیشتی ساکنان فلات ایران داشته است. یکجانشینی و تسلط بر منابع خاک و آب ، میراث نیاکانی است که کشاورزی را به عنوان سیستم معیشتی خود برگزیدند و مجموعه ای از آداب و رسوم و آیین های مرتبط با این نظام معیشتی را از خود به جای گذاشته اند. از جمله این آیین ها، جشن نوروز ،پاسداشت بیداری طبیعت و یادآوری موعد کشت و زراعت بوده است. برپایی جشن نوروز پهنه وسیعی از حوزه های فرهنگی مستقر در فلات ایران و فرهنگ های پیرامون آن را از مرزهای شمال غربی و غرب چین، آسیای میانه تا آسیای صغیر و شرق میانه تا آن سوی میان رودان را در برمی گیرد؛ عاملی برای پیوند فرهنگی میان اقوامی کهن که فصل مشترک آنان، نحوه زیست ، معشیت و بخشی از فرهنگ بوده است. در رده بندی جشن ها پنج دسته را می توان درنظر گرفت:

۱. جشن ها و آیین ها باستان و اسطوره ای وفصلی

۲. جشن های دین و مذهبی

۳. جشن های ملی، میهنی وحکومتی

۴. جشن های خانوادگی

۵. جشن ها و آیین های منطقه ای (روح الامینی: ۱۵: ۱۳۸۳)

با این حال جشن نوروز در گذشت زمان و در امتزاجی که با فرهنگها و گروههای مختلف اجتماعی داشته ، عملاً‌ در همه این دسته بندی ها قابل طبقه بندی شده است.نوروز براساس آیینی اساطیری و باستانی که مبتنی بر اسطوره هایی کهن و درعین حال منطبق بر دانش ایرانیان باستان از قواعد طبیعت و تغییر فصول است،شکل گرفته و با باورداشته های مذهبی نیز آمیخته و تبدیل به جشن ملی و میهنی شده است. این آیین درعین حال رفتارهای کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده رانیز تحت تاثیر قرارداده ودرهریک ازمناطق و مبتنی بر فرهنگ های بومی ،به شکل و شمایل فرهنگ های بومی  و قومی نیز نزدیک شده است.(همان :۱۷ : ۱۳۸۳)  روایت نوروز را از روزگاران بسیار کهن و در بسیاری از متون قدیمی ایران می توان جستجو و ردیابی کرد.«درمیان اعیاد آنکه بیشتر قبول عام داشت، چنانکه امروزنیز دارد ، نوروز بود که آن را نوگ روز می گفتند. این جشن درآغازسال بود ودرسال دینی بلافاصله بعد ازعید فروردیگان می آمد. به موجب روایت دینکرد هرپادشاهی دراین روز فرخنده، رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می کرد و در این عید کسانی که کار می کرده اند، دست ازکار کشیده به استراحت و شادمانی می پرداخته اند» (کریستن سن:1377:250) وابستگی کشاورزی به قواعد طبیعی تغیر فصول ، درک چگونگی و موعد تغییر فصل را برای ساکنان فلات ایران بسیار مهم ضروری می کند، به طوری که علاوه بر تدوین نخستین تقویم ها و گاهشمارهای باستانی در فلات ایران؛جشن هایی برای پاسداشت طبیعت هم به وجود می آید.همچنین رموز و دانش کشف مناسبات طبیعی به عنوان علمی نهانی نزد طبقه روحانیان و کاهنان اسباب برتری طبقاتی آنان را نیز فراهم می آورد. به این ترتیب جشن نوروز در کنار سایر آیین های مذهبی، به دست روحانیان هدایت می شده و پایگاه اصلی آن معابد باستانی بوده است:

چو شد ساخته کار آتشکده/همان جای نوروز و جشن سده

زهر کشوری رنج وغم دور کرد/ زبهر بزرگان یکی سورکرد

معابد باستانی از تمدن های دیرین ساکن در این فلات اعم از عیلامیان مادها، هخامنشیان ، سلوکیان ، اشکانیان و ساسانیان و نیز سایر اقوام پراکنده در این فلات نظیر گوتیان، لولبیان ،کاسی ها، میتانی ها، مانایی ها و ... علاوه بر کارکردهای مذهبی و آیینی، در حقیقت مراکزی برای رصد آسمان و درک مناسبات تغییر فصول بوده اند. به طور مثال معبد چغازنبیل در تمدن باستانی عیلام؛ عملا رصدخانه خورشیدی تعیین اعتدالین است.آفتاب سنج های مستقر در سه سوی این بنا به شکل پنجره های کوچکی ساخته شده که امکان رصد حرکات خورشیدی را فراهم می کرده است.« نمونه این تاق‌نماها در بناهای باستانی عیلامی و هخامنشی در شوش، بناهای اورارتویی در پیرامون دریاچه وان، بناهای بین‌النهرینی در اوروک و در نیایشگاه سفید، بناهای هخامنشی در تخت‌جمشید، بناهای اشکانی در نسا و هَترا (الحضره)، بناهای ساسانی در فیروزآباد و بیشاپور و تخت‌سلیمان، و نیز در بسیاری جاهای دیگر دیده می‌شوند.»رضا مرادی غیث آبادی در باره نوشته است :«این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل می‌دهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلاب‌های تابستانی و زمستانی بوده است. این آفتاب‌سنج‌ها به گونه‌ای طراحی و ساخته شده‌اند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایه‌های متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصل‌ها که منطبق با اعتدال‌های بهاری یا پاییزی و انقلاب‌های تابستانی و زمستانی است را تشخیص داد.»(غیاث آبادی:1380) اعلام شروع  اعتدالین توسط معابد،با جشن های مهرگان و نوروز همزمانی دارد و می توان متصور شد که در جشن و سرور که با آداب و تشریفات مذهبی همراه  بوده موسیقی نقشی اساسی داشته استچرا که اساسا جشن و موسیقی توامان وجود داشته اند و جشنی فارغ از موسیقی قابل تصور نبوده است. در جشن های مرتبط با تغییر فصول هم که جنبه های مذهبی و آیینی داشته اند؛ موسیقی نقشی اساسی ایفا می کرده است.

فرودسی در شاهنامه و داستان جمشید ، روز نو و نوروز را همراه با بزم شادی و رود و رامشگر توصیف می کند:

به جمشید برگوهر افشاندند/مرآن روز را روز نو خواندند

سرسال نو هرمز فروردین/ برآسوده از رنج تن، دل زکین

به نوروز ، نوشاه گیتی فروز/برآن تخت بنشست فیروز روز

بزرگان به شادی بیاراستند/می و رود و رامش گران خواستند

به طور کلی آیین های رسمی که با فرهنگ معیار ایرانی هم معنایی داشتند؛ در کنار زبان فارسی و هنرهای ملی ایرانی ،توسط دربارهای شاهنشاهی ایران تقویت می شدند.«نوازندگان و خوانندگان درجه اول، به بالاترین طبقه دربار تعلق داشتند که خود از اشراف ،شاهزادگان و خویشاوندان خونی خاندان سلطنتی بودند. و این هنرمندان در جایگاه مساوی با بزرگترین ایشان قرارمی گرفتند. خنیا گران درباری در بارگاه ، پیوسته در محضر پادشاه حضور داشتند و به وسیله خرم باش فراخوانده در ضیافتهای رسمی به مناسبت های ویژه همچون نوروز و مهرگان حاضر شده، اشعار خود به پادشاه عرضه می داشتند.»(فارمر-بویس:1368:55) عمرو بن بحر جاحظ  در کتاب المحاسن و الاضداد به آدابی در نوروز و پیوند آن با موسیقی اشار کرده است:«بیست وپنج روز پیش از نوروز در صحن سرای شاهان دوازده ستون از خشت خام برپا مى شد که بر ستونى گندم و بر ستونى جو و بر ستونى برنج و بر ستونى باقلى و بر ستونى کاجیله و بر ستونى ارزن و بر ستونى ذرت و بر ستونى لوبیا و بر ستونى نخود و بر ستونى کنجد و بر ستونى ماش مى کاشتند و اینها را نمى چیدند مگر به غنا و ترنم و لهو.»او همچنین اشاره قابل توجهی به سروده ها(=الحان) باربد در مراسم های رسمی نوروزی دربار دارد و نوشته است:«در نوروز در پیشگاه پادشاه سرودهای خطاب،بهاریه،سرودهای پهلونی و رزمی، سرودهایی در ستایش باران یا در طلب باران و ازدیاد محصول، سرودهای آفرین،خسروانی،مادراستانی(مازندرانی) و فهلید(=باربد) را می خواندند.ایرانیان بیش از همه سرود فهلید می خواندند که از روزگار خسرو پرویز حکایت می کرد.این سرودها به منزله شعر در سخن عرب به شمار می آمد»(صیادی نژاد- کوچیان:1390:18) به طور کلی  نوروز چون موجبات جشن و سرور را فراهم می کرده، فرصت مناسبی برای اجرای مطربان و مغنیان و رامشگران  نیز بوده است. در یک طبقه بندی عمومی،موسیقی مرتبط با نوروز در ایران را می توان در چند شاخه زیر طبقه بندی و بررسی کرد:

-موسیقی های آیینی نوروز :

موسیقی های آیینی نوروز ، طیف وسیعی از نغمات  و ترانه ایی را  شامل می شود که در روزهای این جشن باستانی سعی در بیان سرور نوروزی و یادآوری آیین های آن دارند. این طیف وسیع می تواند صرفا وابسته به آیین نوروزی باشد و به صورت انحصاری در آیین های این زمان اجرا شود و یا بخشی از موسیقی عمومی یک فرهنگ و یک جامعه باشد  که علاوه بر همه حضور در مناسبت های جشن و سرور، در ایام نوروز هم به اجرا درآید . از نغمه هایی که در انحصار نوروز هستند می توان به ترانه هایی نوروزی و آیین های نوروز خوانی در سراسر ایران اشاره کرد. آیین نوروزخوانی در ایران عموما توسط رامشگران دوره گرد و در هفته ها و روزهایی مانده به تحویل سال نو اجرا می شده است. نوروز خوانان آمدن بهار و جشن نوروزی را در کوچه و گذر و میدان نوید می دادند و از شنوندگان انعام  و لباس و خوارکی و مزد می گرفتند.این مراسم در بعد از اسلام،با آیین های مذهبی ممزوج شد و در قالب رمضان خوانی هم متجلی گشت.

مراسم هایی نظیر کوسه برنشین یا همان میر نوروزی،توره نوروزی،تکم چی،حاجی فیروز و آتش افروز و ... نیز از جمله آیین های منحصر به نوروز است که در همراهی با موسیقی اجرا می شوند.(درویشی:1380:187) ترانه های نوروزی لزوما با آیین ها همراه نبوده اند و گاهی تنها در ادبیات عامیانه متجلی می شدند. نشانه های مذهبی در ترانه های نوروزی، عامل پیوند بسیاری از آنها با یکدگر هستند:

گل در گلستان آمد/بلبل به بستان آمد

ای امت محمد/نوروز سلطان آمد

ویا:

بهار آمد بهار آمد خوش آمد/علی با ذوالفقار آمد خوش آمد(عناصری:1368:29)

در شهرهای پایتختی ،موسیقی نوروز ،عموما مبتنی بر رپرتوار رسمی موسیقی کلاسیک اجرا می شده است.این موسیقی همراه با آداب و سنن وابسته به نوروز،نزد دربار و خاندان های وابسته به آن ،همچون ابزاری برای تقویت هویت ملی و فرهنگ معیار ایرانی به کار می رفته است. آدابی که بسیاری از آنها در چند دهه گذشته از میان رفته اند؛ نظیر آیین سلام نوروزی که در دربار پادشاهان ایران از گذشته های دور تا خاندان پهلوی اجرا می شد و موسیقی جزئی از آداب برگزاری آن بود. از دوره قاجار نیز اسناد قابل توجهی درباره نحوه برگزاری این آیین باقی مانده است؛آیینی که به سلام مبارک موسوم بود و در آن تشریفات خاص موسیقی وجود داشت.از آن جمله است شلیک توپ از توپخانه شاهی وهمزمان اجرای مارش نظامی مخصوص مراسم سلام به همراه رسن بازی و  اجرای دهل و نقاره و...

نقش نقاره چی ها و نقاره خانه ها در اعلان مراسم نوروزی نیز به عنوان بخشی از رپرتوار موسیقی مرتبط با نوروز قابل اهمیت است. سنتی که هم اکنون تنها در نقاره خانه آستان قدس رضوی درمشهد باقی مانده و با تاکید رسانه های جمعی، به نغمه ای ملی برای اعلان سال جدید و تحویل سال نو بدل شده است. نوروز همچنین به موسیقی اقوام ایرانی  نیز راه یافته و نغمه هایی در وصف سال نو و آمدن بهار در رپرتوار موسیقی قومی اعم از عاشیق های آذربایجان، بخشی های خراسان، پهلوانان بلوچ و نیز سوتی های بلوچی و همچنین در نام برخی مقام های موسیقی قومی مانند «جشن نوروزی» در موسیقی بختیاری  و ...متجلی شده است.

موسیقی مذهبی نوروز:

 بدیهی است که  از موسیقی باستانی ایران؛ آنچه در معابد باستانی هنگام تغییر فصل و اعلام اعتدالین نواخته می شده ؛ سندی باقی نمانده است. با این حال در بقایای مانده از تمدن های باستانی، نمونه هایی از نقش ها و تصاویر مرتبط با موسیقی وجود دارد؛ نقش هایی که عموما صحنه ای از محضر شاهنشاه و آیینی نزد  درباریان را ثبت کرده و گویای یک مراسم رسمی و تشریفاتی بوده است. بر این اساس می توان بر حضور سازهای تشریفاتی و آیینی تمدن های باستانی در جشن سال نو صحه گذاشت. در تمدن عیلامی ، سازهای زهی مضرابی ،کارکردهای رسمی داشته اند. در این میان حضور چنگ در نقش هایی که از حضور شخص اول و مقام پادشاه باقی مانده، محسوس و معنا دار است. به این اعتبار می توان چنگ را ساز رسمی دربار پادشاهی ایران در ایران باستان قلمداد کرد.موقعیتی که تا پایان دوران ساسانی نیز محفوظ مانده است. در برابر چنگ به عنوان ساز رسمی آیین های درباری،به نظر می سد لوط دسته بلند بیشتر کارکردهای مذهبی و آیینی داشته است.(شهرنازدار:1389:10) در کنار این نشانه های تاریخی، آیین های زرتشتی باقی مانده از دوران کهن نیز امروزه در آستانه تحویل سال با موسیقی پیوند خورده اند و گویای دیرینگی آیین های موسیقی مرتبط با نوروز هستند.خواندن متون مقدس زرتشتی در آتشکده ها  نزد موبدان این مذهب همچنان پا برجا و همراه با آوازها ونغمه های خاص اوستاخوانی ، گات خوانی و برپایی جشن فرودینگان و فردوگ است.

در کنار زرتشتیان،حکومت های مسلمان ایران بعد از اسلام هم مشخصا پس از برهه ای که در تقابل با فرهنگ ایران کهن بودند - و حتی مبارزهایی مستقیم با برپایی آیین های نوروزی در دوره عمربن عبدالعزیز روایت شده است- رفته رفته تسلیم نفوذ فرهنگی آیین نوروز و ناچار به پذیرش سنن کهن ایرانی شدند .

سنت نوروز خوانی و رابطه ای که بعد از اسلام با شعر عرب می یابد، نظام موسیقی ساسانی در نوروز را  به دوران اسلامی پیوند می دهد. « مردم نوروز وجشن های ایرانی را برپا داشتند، خلفا به موسیقی روی می آوردند، همانگونه که پادشاهان ساسانی برآن روی آورده بودند»توسعه شعرغنایی مرتبط با نوروز درزبان عربی که به پیدایی مجموعه ای از «النیروزیات»‌ منجر شد، گواه این نکته است که آداب و سنن، رپرتوار کلامی  و به تبع موسیقی نوروز، پس از اسلام هم به حیات خویش ادامه داده و در سنت های فرهنگی سلاسل حکومت های مرکزی متجلی شده است. (مقدسی،امانی،چاکلی،۱۱۳: ۱۳۸۵)  به طور کلی آیین های باستانی ایرانی بعد از اسلام توانستند با امتزاج باورداشت های ایرانی- اسلامی، حیات اجتماعی خود را تداوم بخشند و به امروز برسند؛ بدیهی است که نوروز یکی از این آیین ها بوده است. و چنان با قدرت موانع حکومت های اسلامی برای حیات خویش را کنار می زند که در دوره عباسی و در پهنه وسیع قلمرو حکومت آنان،حکمرانان حکومت عباسی خود از مروجین اصلی آیین های نوروزی بوده اند.  

بدیهی است آیین نوروز در سیستم های حکومت مرکزی در ادوار تاریخی ایران، ابزاری برای هژمونی و یکسان سازی فرهنگی نیز تلقی می شده و وابستگی فرهنگهای دور به حکوت مرکزی را در آن قلمرو وسیع تضمین می کرده است. به همین دلیل آیین نوروز در امپراتوری اسلامی از  قلمرو فرهنگی ایران باستان فراتر رفت و به آیینی ملی،مذهبی و رسمی نزد حکومت های مرکزی مسلمان بدل شد. این امتزاج کار را به آنجا رساند که در کتب تاریخی شیعه، روایات اسلامی متعددی از نوروز و محسنات آن به وجود آمد.1و نغمه ها و دعاهای مذهبی ویژه نوروز در اسلام نیز متجلی شد.بر این اساس دعای سال که تا امروز در تریبون های رسمی حکومت مرکزی ایران رسمیت داشته و همه ساله هم اجرا شده است؛ در طبقه بندی نغمه های مذهبی نوروز قرار می گیرد.

نوروز در رسالات قدیم موسیقی:

 نوروز در رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی به اعتبار رسالات باقی مانده از قرن چهار تا عصر حاضر ؛ جایگاهی مهم و پیوشته داشته و همراه با طبقه بندی های مختلف این موسیقی،در الحان ، نغمات و شعبات این موسیقی متجلی شده است.

نوروز در الحان قدیم موسیقی کلاسیک ایران در آوازهای شش گانه و درکنار«گّوِشت»، «کردانیه»(گردانیه)، «سلمک»، «شهناز»، و«مایه» طبقه بندی شده است. گردانیه را حجاز هم نوشته اند و به جای «مایه»، «زرکش»، هم ثبت شده است. درکنارآوازهای ششگانه، در رسالت قدیم موسیقی تقسیم بندی بیست و چهاگانه نغمات وجود دارد. سایر مشتقات نوروز اعم از نوروز خارا، نوروز بیاتی، نوروزصبا، نوروزعجم و نوروزعرب، از جمله نغمات بیست و چهارگانه بوده اند ؛ روشی برای تقسیم بندی مجموعه نغمگی درموسیقی کلاسیک ایران که طی چندین قرن تکوین یافته و به طبقه بندی ردیف موسیقی دستگاهی فعلی رسیده است. عبدالقادر مراغی می نویسد:«اهل عمل غیر از دوازده مقام که به اسم مخصوص اند، هیچ دایره دیگر را «پرده» نگویند. دیگه گفته اینکه؛ بعضی از جموع را مثل «کردانیا» و «نوروز» و «محیر» و«اصفهانک» آواز خوانند؛ جواب می گوییم که «کردانیا» و «نوروز» از آوازاتند، اما محیر و اصفهانک را هیچ کس از آوازات نداند. بلکه محیر واصفهانک از شعباتند» (مراغی : ۶۱: ۲۵۳۶) نوروز اصل از آوازات و نوروز خارا از شعبات  بوده است و نوروز عجم به روایتی همان اصفهانک است. مراغی در مقاصد الالحان ، نوروز را محصول ترکیب بوسلیک و حسینی دانسته است. عبدالمومن ابن صفی الدین در بهجت الروح نیز می گوید:« از پستی بوسلیک و بلندی حسینی خیزد.»

عبدالقادر از واژه «نوروزات» برای جمع گوشه هایی که واژه نوروز دارند استفاده می کند. او درتقسیم بندی مجموعه نغمگی موسیقی ایرانی؛ اعم از دوازده پرده و شش آواز و بیست وچهار شعبه و نیز نغمات هفده گانه، از فواصل نوروز یاد کرده و آنها را با اسامی «نوروز اصل» ، «نوروز حجازی» ، «نوروزخارا» ، «نوروزعجم» و « نوروز عرب» به ثبت رسانده است. در ضمایم مقاصد الالحان ، اشعاری به فارسی و ترکی برای عمل در اجرای «نوروزعرب» آمده است. دو مصرع فارسی آن عبارت است از: برلب جوی و کنار بوستان/خاصه با روی خوش آن گلعذار(مراغی: ۱۱۷:۱۲۵۶) شعری دروصف بهار و موسم  عیش و طرب و جان بخشی دوباره به طبیعت است که برارتباط مستقیم نغماتی که در رپراتور موسیقی قدیم نام  نوروز دارند، با نوشدن طبیعت  و بهار صحه می گذارد. او درشرح ادوار صفی الدین نوشته است:« و نوروز پنج است: نوروز اصل، و نوروز خارا، و نوروز عرب و نوروزعجم و نوروز بیاتی و بعضی از اهل عمل «نوروز صبا» را نیز نوروز خوانند»(مراغی:۲۱۳: ۱۳۷۰)

علی بن محمد معمار نیز در رساله «بنایی» ، «نوروز» ‌را از جمله ادوار ششگانه آواز معرفی کرده است. اما هم او ، «نوروزعرب»، «نوروز خارا» ‌و« نوروز بیاتی» را از جمله شعبات بیست وچهارگانه و آن ها را به ترتیب شعبه ششم ،هشتم و دهم دانسته است.(بنایی:۹۴: ۱۳۶۸)

تقی بینش «نوروز بیاتی» را بی ارتباط با آوازهای امروزی ردیف نظیر بیات اصفهان راجع ،زند، ترک، کرد و یا  کردبیات نمی داند(مراغی:۲۲۵ :۱۳۷۰) محمد علی امامی شوشتری از قول شیخ عبدالرحمن الحباک العودی نام شش آواز را آورده و با نوروز آغاز کرده است. او می نویسد:« نوروز: ستاره آن برجیس است که گرم و تراست ]و[ از درآمیختن راست و عراق بر می خیزد». (شوشتری:۱۱۶: ۱۳۴۸)

مراغی در شرح ادوار به تاثیر نغمات نیز اشاره کرده و در یک تقسیم بندی سه گانه، «شجاعت» ، «انبساط خاطر» و «خزن و سستی ها» را از آثار کلی نغمات دانسته است. درتقسیم بندی او «نوروز» تاثیر انبساط خاطر دارد: « می گوییم که پرده ها را در نفوس اثری هست؛ آوازات و شعبات را نیز که با پرده ها مناسبت دارند، همان تاثیر کنند در نفوس، اما در هرپرده ای و شعبه ای و آوازه ای که بدان مقام مناسب باشد . اما راست و نوروز و عراق و اصفهان را تاثیر بسطی باشد. » (مراغی۲۷۷: ۱۳۷) به نظر می رسد این دیدگاه متاثراز تقسیم بندی قطب الدین شیرازی در درة التاج به دست آمده باشد. او نیز تاثیر مختلف نغمات بر نفوس را متذکر شده و درباره اثر «پرده نوروز» نوشته است: « و بعض موجب بسطی معتدل و به این وجه سبب لذتی لطیف گردد؛ مانند«راست» و«نوروز»‌ و«عراق» و«اصفهان» و از این جهت مناسب طبع ارباب امزجه معتدل بود» (شیرازی:۱۴۹ : ۱۳۸۷) در ایران باستان نخستین روز فروردین تا روز پنجم نوروز خردک نام داشته و مربوط به مردم عامی بوده است. نوروز بزرگ اما از روز ششم آغاز می شده و با تشریفات درباری و اعیان همراه می شده است. در سی لحن باربد این دو نام کنارهم قرارگرفته اند. واژه نوروز در میان الحان و نغمات و شعبات موسیقی قدیم، بی گمان ارتباط مستقیمی با آییین های نوروزی داشته و در رپرتوار موسیقی کلاسیک زمانهای معینی برای اجرا داشته است.  درآثارالباقیه به نغمهایی اشاره شده است که رامشگران درایام نوروز درخدمت پادشاه می خواندند و می نواختند . به این ترتیب نام نوروزاصل یا نوروز کوچک (صغیر) علاوه برآنکه در الحان باستانی ثبت شده، معرف دو بخش اصلی نوروز عام و خاصه نیزهست. چنانچه نوروز کیقبادی یا نوروز کبیر نیز در الحان قدیمی به ثبت رسیده است .خالقی معتقد است نوروز صبا در ردیف امروزی حاصل  ادغام این دونغمه است .  ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران.» این نحوه تقسیم بندی میتواند بی ارتباط با الحان یاد شده در موسیقی باستانی ایران نباشد. بخصوص آنکه معنی لغوی نوروز صغیر یا خردک و نوروز بزرگ مشخصا از همین نحوه تقسیم بندی آیین نوروز حکایت دارد. «سال نزد فارسیان چهار فصل بود . بر حسب این فصول عیدهایی داشتند که به اهمال در کبیسه روز این عیدها جابه‌جا می‌شد. از جمله این اعیاد یکی روز اول فروردین ماه یعنی نوروز بود. که روز بس بزرگ است که به علت زنده شدن طبیعت گویند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنین به نظر می‌رسد که پنج روز نخستین سال « نوروز عامه» یعنی جشن همگانی بود. حال آنکه روز ششم که «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» یعنی جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.» روز ششم نوروز سرود می خوانند و موسیقی نواختند. لحن نوروز بزرگ انتسابی به این آیین درباری در روز ششم نوروز داشته است: میمون وخجسته باد بر تو/نوروز بزرگ و روز تحویل

پرده نوروز در اشعار کلاسیک:

دربسیاری از متون کهن که خاصه  درباره یک موضوع نوشته شده، شعر به عنوان وسیله ای برای به یاد سپاری عناوین ونحوه تقسیم بندی و ترتیب موضوعات به کارآمده است. چنانکه درموسیقی نیز علاوه بر کارآیی ذاتی شعر در بیان موضوعاتی که می تواند به موسیقی اشاراتی داشته باشد؛ کلام عروضی برای به یاد سپاری منطق نغمات و ترتیب آنان به کرات مورد استفاده قرار گرفته است. عباس اقبال آشتیانی با جستجو در میان دواوین شعرا، فهرست بزرگی از الحان قبل از اسلام موسیقی ایرانی را استخراج کرده که درمیان آنها ترکیب های «نوروز بزرگ»، «نوروز خردک» ،«نوروز خارا»،« باد نوروز»، «ساز نوروز» و «نوروز کیقباد» و... دیده می شود. سروری در سی لحن باربد، لحن ۲۶ را «نوبهاری»‌ ثبت کرده است. نظامی در داستان خسرو و شیرین سی لحن باربد را به نظم در آورده  و کلمه نوروز را به جای «‌نوبهاری»‌ به کارگرفته است .(اقبال : ۵۵ : ۱۳۶۳)

در رساله ای از مولفی ناشناخته به نام نسیمی ، اشعاری وجود دارد که مرتبه ونحوه تقسیم بندی نغمه نوروز را در رپراتور موسیقی کلاسیک ایرانی روایت می کند:

بود چار نوروز بشنو بیان/دونظمش نمودم دو دیگر بدان

یکی را «صبا» زان دو آوازه بُد/به معنی یکی «مائه»(=مایه) صورت دو شد

چهارم نغم از«عجم» هم ازوست/که «خارا»ش نامند ایوان ازوست

دوی دیگر از نغمه چارچار/بود مایه نوروز یک یک شمار...

مقام کوچک ار دانی توانی/که در رکب و بیاتی بیت خوانی

رهاوی شد به نوروز عرب رام/به نوروزعجم برد ازدل آرام

دراین رساله همچنین نوروز عجم درکنار ماهور به عنوان شعبه ای از مقام رهاوی معرفی شده است.

رهاوی و نوروز دلکش عجم / مقامست وشعبه به ماهور هم

والی بختیاری2 نیز در این باره سروده است:

رهاوی نهال ریاض طرب/به نوروز عشرت فروز عرب

نوایی آسایش روح ازوست/ به ماهور و نوروز خارا نکوست

زدل های غمگین برد زنگ غم/چو نوروز آید میان عجم

***

به طور کلی مقام راست در توصیف آمدن بهار به کار می رفته است.

خوش نوایان چمن در پرده عشاق راست/نوبت نوروز بر بانگ هزار آواز ده

در سی لحن باربد همچنین واژه «نوبهاری» آمده است .

چو برگفتنی سرود نوبهاری/عرق گشتی گل از بس شرمساری

سنت بیان ترتیب مقامات و نغمات موسیقی کلاسیک ایران، تا دوره قاجار نیز تدوام یافت و برای شرح توالی گوشه ها در ردیف موسیقی دستگاهی مخبرالسلطنه هدایت3 اشعاری از خویش به یادگار گذاشت. در اشعار او به سه گوشه مشترک در همایون و راست پنجگاه اشاره شده است:

 چونکه از لیلی ومجنون بگذری/ ره به نوروز سه گانه می بری

هست نوروزعرب آنگه صبا/ گو پس از خارا فرود طرز را

نوروز در رپرتوار معاصر موسیقی دستگاهی

امروزه واژه نوروز در ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی در دو دستگاه راست پنجگاه و همایون باقی مانده است. دستگاه راست پنجگاه از  دستگاههای ناشناخته و در عین حال پرمایه ایرانی است ؛ درهمه روایاتی که از این دستگاه باقی مانده؛ سه گوشه «نوروز عرب»،« نوروزخارا» و «نوروز صبا» وجود دارد. این نغمات فرعی ، راهی برای  رفتن به همایون است و دستگاه همایون از طریق این گوشه ها با راست پنجگاه پیوند می خورد. نوروز خارا گرچه در رسالات قدیم از شعبات نوا محسوب می شده، امروز در ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی منشعب از چکاوک و بیداد در همایون است. (ستایشگر: ۵۳۰: ۱۳۷۵) درراست پنج گاه نیز هر سه نوروز با تداعی مدال راک ، راه را برای ورود به همایون بازمی کنند.

باید متذکرشد که نحوه تقسیم بندی رپراتور موسیقی کلاسیک ایران درطی چند قرن گذشته، تغییرات جدی کرده و با سیستم طبقه بندی رپراتور این موسیقی در گذشته تفاوت آشکار دارد.

به طور مثال گوشه نیریز که در دستگاههای ماهور، راست پنجگاه و همایون مشترک است، درمتون قدیم از بیست و چهار شعبه اصلی موسیقی قلمداد می شده است.به همین ترتیب درردیف موسیقی دستگاهی امروز تنها چند گوشه از مجموع نام های نوروز باقی مانده و نغمه اکثر آنها دردست نیست. آنچه باقی مانده گوشه هایی هستند که از نظر نام و نیز سیستم مدال به یکدیگر نزدیک و در دو دستگاه راست پنج گاه و همایون مشترک شده اند. گوشه هایی که با اندک تفاوت هایی در روایت های مختلف ردیف به ثبت رسیده اند و مجموع زمان اجرای آنها به بیش از چند دقیقه نمی رسد. دراین میان« نوروز عجم » ، در ردیف میرزاعبدالله ،بیات عجم ثبت شده و به گونه ای در برابر نوروز عرب ؛ نوعی تقابل نمادین میان عرب و عجم را به نمایش گذاشته است .

باید در نظر داشت که ایتمولوژی واژگان ردیف، حوزه پژوهش وسیعی را به وجود می آورد که تاکنون مغفول مانده است. حال اینکه به نظر می رسد توجه به نشانه های مشترک فرهنگی و اعلامی که همراه با نغماتی از گذشته دور به امروز رسیده اند، می تواند بخش های ناشناخته و تاریکی از فرهنگ موسیقی کلاسیک ایران را مشخص کند و بستر مطالعات  فرهنگ شناسی موسیقی در ایران را گسترش دهد.

 

 

 

پی نوشت:

1- بحارالانوار مجلسی از معلی‌بن‌خنیس روایت کرده است که:« نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی علیه‌السلام نازل شد، روزی است که رسول اکرم صلی‌‌الله علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را بر دوش کشید تا بت‌های قریش را از بالای کعبه می‌کند، روزی است که نبی علیه‌السلام به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی علیه‌السلام از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است که قائم آل محمد ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بر دجال پیروز خواهد شد.»

2- نجفقلی والی بختیاری، متخلص به والى شاعر قرن یازدهم قمری است

3- مهدی‌قلی هدایت ملقب به مخبرالسلطنه حاکم آذربایجان و نمایندهٔ مجلس در زمان قاجار بود.همچنین در دوره هایی وزارت علوم و عدلیه را بر عهده داشت و در دوران رضاشاه به مقام صدراعظمی رسید. او علاوه بر شعر، به موسیقی نیز تسلط داشت و ردیف موسیقی ایرانی را به خط نت درآورد.

فهرست منابع:

 

- اقبال آشتیانی،عباس؛ شعر و موسیقی در ایران قدیم؛ انتشارات فرهنگ و هنر؛1363

- امام شوشتری،محمدعلی؛ هنر موسیقی روزگار اسلامی؛انتشارات فرهنگ و هنر؛1348

-بویس،مری - فارمر،هنری جورج؛ دو گفتار درباره خنیاگری وموسیقی ایران؛ ترجمه بهزاد باشی؛انتشارات آگاه؛ 1368

- بنایی،علی محمد معمار؛ رساله در موسیقی؛با مقدمه داریوش صفوت و تقی بینش؛مرکز نشر دانشگاهی؛1368

-درویشی،محمدرضا؛ از میان سرودها و سکوت ها؛موسسه ماهور؛1380

-روح الامینی،محمود؛آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز؛انتشارات آگه؛1383

- ستایشگر،مهدی؛ واژه نامه موسیقی ایران زمین؛انتشارات اطلاعات؛1375

- شهرنازدار،محسن؛ کاوش های باستان شناسی و سازهای باستانی ایران (از آغاز تا هخامنشیان)؛انسان شناسی و فرهنگ؛1391

- شیرازی،قطب الدین؛درة التاج؛جلد اول؛تصحیح نصرالله پورجوادی؛ فرهنگستان هنر، 1387

- صیادی نژاد،روح الله- کوچیان،الهام؛بازتاب جشن های باستانی ایرانیان در دو کتاب؛مجله ادب عربی؛سال 3 ؛شماره 3؛1390

-عناصری،جابر؛نوروزی خوانی؛فصلنامه آهنگ؛سال دوم؛شماره دوم و سوم؛بهار1368

- کریستین سن،آرتور؛ایران درزمان ساسانیان؛ ترجمه رشید یاسمی؛دنیای کتاب؛ ۱۳۷۷

- مراغی،عبدالقادر؛ مقاصدالالحان؛ به اهتمام دکتر تقی بینش؛بنگاه ترجمه و نشر کتاب؛1356

- مراغی،عبدالقادر؛ شرح ادوار؛ به اهتمام دکتر تقی بینش؛ مرکز نشر دانشگاهی ؛1370
-مقدسی،امین-امانی،ابوالحسن،چالکی،بهرام؛ نشریه زبان و ادبیات دانشکده ادبیات و علوم انسانی؛شماره 177؛ بهار 1385

- مرادی غیاث آبادی،رضا؛رصدخانه چغازنبیل؛پژوهش‌های ایرانی؛ شماره یکم؛ نشر نوید؛ ۱۳۸۰

- نسیمی؛با مقدمه و تصحیح امیر حسین پورجوادی؛فرهنگستان هنر، 1385

 

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1392
http://anthropology.ir/node/17161

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1391
http://anthropology.ir/node/12899

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1390
http://www.anthropology.ir/node/10236

 

دوست و همکار گرامی

چنان که از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آن ها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید.

http://anthropology.ir/node/11294

شاخه اصلی

صدا و موسیقی

حاجی فیروز

مشهورترین هنرمند قومی سنتی، که در خیابان های ایران در روز های نزدیک به نوروز به چشم می خورد.حاجی فیروز رهگذران را با خواندن ترانه های سنتی و رقص و نواختن دایره ی خود، برای چند سکه سرگرم می کند.وی به ندرت بر دری می کوبد، اما به محض باز شدن دری اجرای خود را آغاز می کند.

حاجی فیروز چهره ی خود را سیاه می کند،لباس های بسیار رنگارنگ ،معمولا-اما نه همیشه-قرمز می پوشد و همیشه کلاهی بر سر دارد که گاهی بلند و مخروطی شکل است.ترانه هایش، در جمله بندی و ملودی کاملا سنتی و سرود های تکراری کوتاه هستند(بلوکباشی،1977،صص.108-9؛همان،2001،ص.38).نمونه ای از این ترانه ها:

حاجی فیروزه /سالی یه روزه سالی  یه روزه.

همه میدونن/ منم می دونم.

عید نوروزه/ سالی یه روزه.

ترانه ی زیر معمولا به یک "لهجه ی خنده دار" سنتی یا با تقلید از یک لکنت زبانی خوانده می شود:

ارباب خودم سلامو علیکم،

ارباب خودم سر تو بالا کن!

ارباب خودم منو نیگا کن،

ارباب خودم لطفی به ما کن.

ارباب خودم بزبز قندی،

ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

گاهی اوقات، حاجی فیروز، که درآمدش به توانایی و استعدادش در سرگرم کردن با طنز بستگی دارد، ترانه های سنتی دیگری نیز مطابق با روال خود کار میکند.یکی از محبوب ترین ها که ترجمه ی آن تقریبا ناممکن است این ترانه می باشد:

بشکن بشکنه، بشکن،

من نمی‌شکنم، بشکن،

اینجا بشکنم یار گله داره،

اونجا بشکنم یار گله داره،

این سیاه بیچاره چقد حوصله داره

(کلمه ی "بشکن" ممکن است توسط تماشاچیان به عنوان برگردان به ترانه خوانده شود.)

منابع فارسی و عربی کلاسیک که بسیاری از هنرمندان قومی را ذکر کرده اند هیچ اشاره ای به حاجی فیروز ننموده اند ، هیچ اشاره ی اتفاقی نیز در شعر یا نثر دوره کهن نیامده است.جای کمی شک هست، با این حال، حاجی فیروز عملا جایگزین همه ی دیگر هنرمندان پیشین سال نو از قبیل کوسه، میر نوروزی، گل بیابانی، آتش افروز و غیره شده است.(برای برخی از این ها بنگرید اینجوی،2، صص. 112-13، 170-71؛ مصطفوی، شرح زندگانی 1، صص.354-55).

در مقاله ی ابتدا منتشر شده در 1983، مهرداد بهار اظهار می دارد که شخصیت حاجی فیروز از مراسم ها و افسانه های مربوط به حماسه ی سیاوش شاهزاده اقتباس شده که به نوبه ی خود از مراسم ها و افسانه های مرتبط با تموز(به سومری:دوموزی. Dumuzi.) خدایان سومری کشاورزی و رمه ها، گرفته شده است،.به پیروی از جیمز فریزر(James Frazer)، بهار استدلال می کند که تموز، هر بهار از جهان مردگان برمیگشت و جشن وی ، مرگ و تولد دوباره ی زندگی گیاهی را گرامی می داشت.در برخی از این مراسم ها که مردم در خیابان ها می خواندند و می رقصیند، بسیاری چهره هایشان را سیاه می نمودند.از این شواهد سست، بهار استنباط کرد که حاجی فیروز ایرانی با چهره ی سیاه شده ی خود باید بقای منسک بین النهرینی تیره کردن چهره ی شخص، در هنگام شرکت در جشن تموز، باشد(بهار،1995a، ص.226).ده سال بعد بهار در مصاحبه ای فرض اصلی خود را قطعی تر دانست و مدعی شد که "چهره ی سیاه شده ی حاجی فیروز، بازگشت وی را از جهان مردگان نمادپردازی می کند، لباس قرمزش نشانه ی خون سرخ سیاوش و آمدن خدای قربانی شده به زندگی است، در حالی که سرخوشی وی از شادمانی تولد دوباره است" (بهار،1995b،ص.231).در یک یادداشت بعدا نوشته شده بر فصل 14 بندهشن(Bundahišn)، وی بر این تصور است که نام سیاوخش(Siyāwaxš) شاید به معنای "مرد سیاه" یا "مرد سیه چرده" باشد؛ و اظهار می دارد که بخش "سیاه" نام ممکن است اشاره ای به سیاه کردن چهره های شرکت کنندگان مراسم های بین النهرینی که گفته شد باشد یا اشاره ای به صورتک های سیاهی که آن ها برای بزم ها به چهره می زدند.وی می افزاید که کاراکتر حاجی فیروز شاید باقی مانده ای از این اعمال باستانی باشد(بهار،1996،صص.194-95).با این حال، وی در اثبات دیدگاه های خود شکست می خورد، و آن ها به صورت مجموعه ای از گمانه زنی های تنها مبتنی بر قیاس هایی بدون هیچگونه تکیه گاه مسجل باقی می مانند.محققی دیگر حاجی فیروز را تداومی از یک سنت سال نوی روزگار ساسانی می یابد که در آن بردگان سیاه،با پوشیدن لباس های رنگارنگ و مقدار زیادی آرایش، مردم را با آواز و رقص سرگرم می کردند(رازی،ص.44).جعفر شهری حاجی فیروز را شخصیتی متأخر تر و نه مربوط به برخی مراسم های دینی کهن در نظر می گیرد بلکه آن ها را بردگان سیاهی می داند که دسته های هنرمندان را تشکیل می دادند.وی اظهار می کند که رنگ قرمز لباس های حاجی فیروز شاید نمایانگر شادکامی باشد و نام فیروز(به معنای "پیروز") باید به عنوان یک فال نیک به آن ها داده شده باشد.(شهری،ج 5، صص.111-14).در مقاله ی انسانشناختی کوتاهی در باب جشن های ایرانی، دو کاراکتر متمایز به نام های میر نوروزی(امیر نوروزی) و حاجی فیروز به صورت غیرقابل توجیهی با این اشاره که حاجی فیروز باقی مانده ای از کاراکتر قدیمی تر است ، با هم آمیخته شده بودند (روح الامینی،صص.47-48) سرود حاجی فیروزی که محمود روح الامینی به دست می دهد اندکی از آن چیزی که بیشتر منابع عرضه می کنند متفاوت است(ص.48):

حاجی فیروزه،

عید نوروزه،

سالی چند روزه.

کتابشناسی

بهار،مهرداد،"نوروز زمان مقدس"،چیستا 2،1362ش./1983،صص.772-78؛بازچاپ در همان،جستاری چند در فرهنگ ایران، ویرایش 2.، تهران،1374 ش./1995a،صص.221-29.

------------،"نوروز،جشنی آریایی نیست،"در جستاری چند در فرهنگ ایران، ویرایش 2.،تهران،1374 ش./b1995،صص.229-37.

------------،پژوهشی در اساطیر ایران،ویرایش کتایون مزداپور،تهران،1375ش./1996.

بلوکباشی علی،فرهنگ عامه،تهران،1356ش./1977.

--------------،نوروز:جشن نوزایی آفرینش،ویرایش دوم.تهران،2001.

اینجوی شیرازی، ابوالقاسم،جشن ها، آداب و معتقدات زمستان،2 ج.تهران،1354 ش./1975

هنری ، مرتضی،آیین های نوروزی،تهران،1353ش./1974،صص.44-47.

روح الامینی،محمود،آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز،ویرایش دوم.،تهران،1999.

رازی،هاشم،نوروز؛سوابق تاریخی تا امروز،جشن آبپاشان،تهران،1358ش./1979.

شهری،جعفر،تهران قدیم،6ج،تهران،1371ش./1992.

 

(محمود امیدسالار) - ایرانیکا

در اصل منتشر شده در:15 دسامبر،2002

آخرین تجدیدنظر:1 مارس،2012

این نوشتار در نسخه ی چاپی قابل دسترس است.

جلد 11،بخش .5،صص.551-552

 

 

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1392
http://anthropology.ir/node/17161

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1391
http://anthropology.ir/node/12899

مجله «انسان و فرهنگ» ویژه نوروز 1390
http://www.anthropology.ir/node/10236

 

 

شاخه اصلی

نظریه

نوروز در فرهنگ ترک

نوروز در فرهنگ ترک جایگاه ویژه ای دارد. تمامی اقوام ترک از آسیای میانه تا آسیای صغیر و شرق اروپا نوروز را گرامی می دارند. در این مقاله از میان اقوام ترک ، به ترک های آناتولی پرداخته می شود که از آسیای مرکزی به ترکیه ی فعلی مهاجرت نموده اند. فرهنگ ترکان آناتولی در عین حفظ عناصر باستانی خود، از فرهنگ بومیان آناتولی و فرهنگ های مجاور چون ایران و بین النهرین نیز تأثیر گرفته است.

  نوروز در میان ترک های ساکن آناتولی با نام های Nevruz-i Sultan، Sultan Nevruz, Navrız، mart dokuzu (نهم مارت) ،ergenekon bayramı( عید ارگنه قون)، bahar bayramı (عید بهار) ، ölüler bayramı  ( عید مردگان) خوانده می شود.  لحظه ی تحویل سال را yılgayak  می گویند از ریشه ی yıl  (سال) و در مجموع به معنای گذار سال است. باور بر این است که در این لحظه کل کائنات برای یک آن می میرند و دوباره زنده می شوند. لحظه ی برقراری نظم پس از هاویه است.
اسطوره ی ارگنه قون، اسطوره ی نوروز
ریشه ی نوروز در فرهنگ ترک را باید در اسطوره ی " ارگنه قون" یافت. این اسطوره داستان احیاء اقوام ترک است. بر اساس این اسطوره  زمانی که اقوام ترک متحد با یکدیگر و در دشت های وسیع آسیای میانه زندگی می کردند از سوی مغولان مورد حمله قرار می گیرند. علیرغم رشادت های مثال زدنی، مغولان با خدعه و نیرنگ پیروز می شوند و تمامی ترک ها را از دم تیغ می گذرانند، مگر دو مرد دلیر و همسران باوفا و باهوش آنها که از چنگ مغول جان سالم به در می برند. ماده گرگی آنها را به سرزمینی امن و نفوذ ناپذیر در بین کوه های مقدس هدایت می کند. این سرزمین حاصلخیز را ارگنه قون به معنای کوه بلند می نامند و مسیر ورودی خود را مسدود می سازند. مدت چهارصد سال ترک ها در ارگنه قون زندگی می کنند تا آنکه جمعیت ایشان به حدی می رسد که لازم می آید از سرزمین خود خارج شوند. خروج از ارگنه قون کار ساده ای نیست و هیچ کس نمی تواند مسیری برای نفوذ به کوه ها پیدا کند. چوپان جوانی هر روز ماده گرگی زیبا و اسرارآمیز را می بیند که در میان کوهها ناپدید می شود. چوپان حکایت گرگ را با آهنگر که مردی دانا است در میان می گذارد. آهنگر گرگ را تعقیب می کند و درمی یابد که کوههای اطراف سرزمین آنها از جنس آهن خالص است. آهنگر تدبیری می اندیشد و از مردم می خواهد آتش فراوان بر فراز کوه ها برافروزند. کوه ها ذوب می شوند و ترک ها از ارگنه قون خارج می شوند. این روز مصادف است با آغاز بهار و اولین روز از سال بر اساس تقویم 12 حیوانی باستانی ترک. از قرن هشتم پیش از میلاد تا کنون اقوام ترک این روز را جشن می گیرند و آیین های خاص آن را به جای می آورند. 
با نگاهی به این اسطوره چند نکته ی اساسی که پایه های فرهنگ ترک را تشکیل می دهند جلب توجه می کند. از جمله نماد اسطوره ای ماده گرگ (bozkurt) ؛ این حیوان مقدس در اسطوره شناسی ترک سفیر خدایان و راهنمای بشر است. در باور تنگری (tengrism)، مذهب رایج در میان مردمان ساکن استپ های  آسیای مرکزی، اقوام ترک از نسل گرگ ماده هستند. 
دیگر نکته ی قابل توجه در این اسطوره اشاره ی آن به سبک زندگی ترکان است. دامپروری (پرورش اسب و گوسفند) و صنعتگری (آهنگری) شیوه ی معیشت ترک ها پیش از مهاجرت به آناتولی بوده است. استپ های آسیای مرکزی قطعاً برای کشاورزی مناسب نبوده است از این رو اقوام ترک مردمانی دامدار و صنعتگر بودند. آهنگری اسطوره شناسی ترک جایگاه ویژه ای دارد و شغل مقدسی است. (Balaban:110) آهنگران انسان هایی قوی، دانا و عدالت پیشه توصیف شده اند که هرگز ظلم و ستم را تحمل نمی کنند. دانایی آهنگر هم شامل علوم دنیایی و هم علوم ماوراءالطبیعه است و رابطه ای عمیق میان آهنگری و شمنیسم در فرهنگ آسیای مرکزی وجود دارد. جشن آغاز سال با کوبیدن آهن توسط خاقان آغاز می شده است.
عید نوروز در تاریخ ترکان آناتولی
در دوره ی هون ها، اویغورها، گؤک تورک ها، سلجوقیان، عثمانیان و جمهوری ترکیه، نوروز همواره به عنوان یک عید عرفی گرامی داشته شده با مناسک و آیین های شادی و جشن همراه بوده است. در سراسر قلمروی بزرگ دولت سلجوقی صرف نظر از تفاوت های اندک محلی این روز در یک چهارچوب معنایی مقدس مشترک گرامی داشته شده است.
نوروز یک جشن اسلامی نیست اما با ورود اسلام به آسیای صغیر این جشن نیز مانند بسیاری از مراسم و آیین های دیگر رنگ و بوی اسلامی گرفته است. به باور ترک های آناتولی در نوروز اتفاقات زیر رخ داده است :
زمین در این روز خلق شده است. نخستین انسان در این روز آفریده شده است. کشتی نوح در این روز بر خشکی نشسته است. پیامبر اسلام در این روز مبعوث شده است. حضرت علی (ع) در این روز متولد شده است. برخی روز ازدواج وی با حضرت فاطمه (س) را نیز در این روز می دانند.
تأثیر اسلام در این باورها به خوبی قابل مشاهده است. نفوذ اندیشه های اسلامی در قالب شیوه های سلوک عرفانی مانند مولویه، بکتاشیه و علویه صورت گرفته است.  از این رو ارادت عارفان به حضرت علی (ع) بیش از هر حوزه ی فرهنگی دیگر در نوروز نمود پیدا کرده که خود از جمله آثار ارتباط با ایرانیان است. در میان مولویه تبریک نوروز با "سلام" آغاز می شد و با دعای تحویل سال ( یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الا احسن الحال) ادامه می یافت. بکتاشیان در این روز در خانقاه گرد هم آمده و آیین های خاص خود را انجام می دادند. پس از ایراد دعاهایی با مضمون پاکی روح و عقیده، شیر نوشیده و "نوروزیه" می خواندند.   نوروزیه مجموعه ای از اشعار و اوراد در وصف بهار و حضرت علی (ع) است.
در دوره ی عثمانی نوروز از اهمیت بالایی برخوردار بوده و عید ملی شناخته می شده است.  در این روز " نوروزیه" شامل قصیده هایی در وصف بهار و شکوفا شدن گل ها و درختان و نیز تولد و خلیفه تعیین شدن حضرت علی(ع) به پادشاه تقدیم می شد. منجمان تقویم سالانه را به حضور پادشاه رسانده " بخشش نوروزیه" دریافت می کردند. پادشاه و خاندان سلطنت، وزرا و بزرگان حکومتی معجونی به نام نوروزیه می نوشیدند که توسط حکیمان دربار عثمانی  مخصوص این روز تهیه شده بود. تصور بر آن بود که این معجون در طول سال ایشان را از ابتلا به امراض مهلک مصون خواهد داشت. امروزه نوروزیه نوعی شیرینی است که در نوروز بین مردم پخش می شود.  به خصوص در شهر مانیسا این رسم همچنان رایج است.


آداب و رسوم نوروز در آناتولی
در آناتولی شرقی شب اولین روز سال نیز مقدس محسوب می شود. باور بر این است که در این شب تمامی موجودات جاندار و بی جان خدا را سجده می کنند. در نوروز تقدیر و قسمت یک ساله ی هر کس تعیین می شود. رسم بر این است که لباس نو بپوشند و به دید و بازدید اقوام و همسایگان بپردازند. یکی از رسوم رایج پیش از نوروز kara çarşamba نام دارد. نخستین چهارشنبه ی ماه مارس با آیین ها و به ویژه غذاهای مخصوص جشن گرفته می شود. از جمله رسوم رایج این روز فالگوش ایستادن بر در همسایگان است. یکی دیگر از رسوم مرتبت با نوروز در این ماه Mart ipliği است. طی این مراسم نیت کرده پارچه هایی بر درختان می بندند. در نواحی اطراف گیرسون (Giresun)  در شمال شرق ترکیه، رسم بر این است که همزمان با نوروز مقداری آب از نهرهای جاری برداشته و در خانه می پاشند. بر حسب یمن یا نحسی قدم نخستین کسی که وارد خانه شود، احوال خانواده در سال آتی پیش بینی می شود.
در آناتولی مرکزی روز 21 مارس را بنابر تقویم قدیمی "Mart dokuzu" (نهم مارت) می گویند. صبح زود بر سر مزار درگذشتگان حاضر می شوند. نیت می کنند و از هر مزار یک سنگ ریزه برمی دارند. چهل سنگ ریزه را در کیسه ای ریخته کیسه را بر دیوار خانه آویزان می کنند. نوروز سال آینده سنگ ها را می شمارند اگر تعداد آنها چهل و یک عدد شده باشد نیت فرد برآورده خواهد شد. سنگ ها پس از یک سال به مکان اصلی خود بازگردانده می شوند.  در اثنای دید و بازدید نوروز بازی می کنند و جشن و پایکوبی برگذار می شود. تخم مرغ های رنگی خورده می شود و آتش افروخته می شود.
گروهی از علویان ترکیه که عموماً به کار نجاری و منبت کاری مشغولند و با نام ترکمنان نجار شناخته می شوند ، نوروز را "سلطان نوروز" می نامند. به باور آنها نوروز زمان اطعام درگذشتگان است. این باور از سیستم تفکر مبتنی بر نیاکان ترکان باستانی نشئت گرفته است. ترکمن ها از روز پیش خود را برای نوروز آماده می کنند. لباس تمیز و نو می پوشند. با غذاهایی در دست روانه ی قبرستان ها می شوند. بر اجاقی که در جوار قبر ساخته شده است قهوه درست می کنند. قبور همسایه را زیارت می کنند و قهوه و چای می نوشند. در نهایت بر یک سفره می نشینند و غذاها را با یکدیگر تناول می کنند. بساط ساز و آواز چیده می شود. کودکان بادبادک بازی می کنند. بعد از ظهر زنان به نیت شادی ارواح درگذشتگان در طبق هایی آجیل پخش می کنند. سنگ مزار را بوسیده از قبرستان باز می گردند.  شب هنگام همسایگان و خویشاوندان دور هم جمع می شوند و بازی و جشن تا صبح ادامه می یابد. شرکت در مراسم جشن و سرور الزامی است و سرپیچی از آن به طرد فرد از جامعه منجر می شود.
ترکان اوغوز که به سرزمین آناتولی کوچ کردند یکجانشین شدند و دسته ای از آنان که جمعیت قابل ملاحظه ای را تشکیل می دادند به کوچ نشینی ادامه دادند این گروه ترکمنان یوروک نامیده می شوند. یوروک ها تا  قرن نوزدهم که دولت عثمانی اقدام به اسکان اجباری آنان نمود همچنان به کوچ می پرداختند. امروزه در سراسر ترکیه پخش شده اند. برای یوروک ها نیز نوروز یک جشن محسوب می شود. در نواحی روستایی نوروز در مراتع جشن گرفته می شود. چادرهای بزرگ برافراشته می شود. صاحبان گله، قربانی می کنند و دعاها خوانده می شود. جوانان مراسم رقص و پایکوبی برپا می کنند. غذای فراوان مصرف می شود. بازی و ساز و آواز از عناصر مهم جشن به شمار می رود. به باور یوروک ها نوروز روز تولد حضرت علی و نیز روز ازدواج وی با حضرت فاطمه است. در این روز و روز پس از آن شیر و شربت و تنقلات شیرین خورده و نوروزیه ( اشعاری در وصف بهار و مدح حضرت علی ) خوانده می شود. جشن نوروز ممکن است چند روز ادامه یابد. 
در جنوب آناتولی در استان غازی آنتپ (Gaziantep) مردم باور دارند سلطان نوروز دختری زیباست که در زمانی نامشخص در شب 21 مارس در حالیکه گلدوزی می کند و صدای خلخالش شنیده می شود از غرب به شرق آسمان حرکت می کند. به باوری دیگر سلطان نوروز عارفی است که به جسم یک پرنده حلول نموده است. کسی که در شب نوروز هنگام عبور سلطان نوروز بیدار باشد تمام آرزوهایش در سال جدید برآورده خواهد شد. در شب نوروز نیت کرده تمام ظروف را از آب پر می کنند و ظرفی پر از آب نیز بر در خانه قرار می دهند و تا صبح به عبادت می پردازند. صبح نوروز اگر آب به طلا تبدیل شده باشد نیت فرد برآورده شده است. نوروز را با بازی و خوردن غذاهای مخصوص در طبیعت سپری می کنند.
نوروز در ترکیه ی امروز
اگرچه نوروز در میان مردمان شرق و غرب آناتولی مقدس به شمار می رود اما تا سال های اخیر صرفاً یک جشن عرفی بود. مصطفی کمال آتاتورک در سال های 1922،1923،1924 و 1926 نوروز را با نام عید ارگنه قون جشن گرفت. پس از آن نوروز به عنوان یک جشن محلی و عرفی گرامی داشته شد. با فروپاشی شوروی و ایجاد جمهوری های ترک، حکومت ترکیه سعی در پررنگ تر ساختن پیوندهای فرهنگی میان اقوام مختلف ترک نمود. از این رو در سال 1995 نوروز را یک جشن ملی معرفی کرد. نوروز برخلاف دیگر جمهوری های ترک تعطیل رسمی نیست. کردها از اقوام غیر ترک ساکن در آناتولی هستند. سال هاست که میان کردها (حزب کارگران کرد) و حکومت درگیری مسلحانه بر سر استقلال مناطق کردنشین وجود دارد. کردها نوروز را روز خروج کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ماردوش می دانند. به دعوت حزب از دهه ی 1980 کردها از نوروز به عنوان ابزار مبارزه ی منفی علیه حکومت ترکیه استفاده می کنند. این امر باعث شده نوروز موقعیتی امنیتی پیدا کند. دولت سعی دارد با سازماندهی مراسم جشن در نقاط متمرکز و کنترل شدید از تبدیل جشن به حرکتی علیه دولت جلوگیری کند.


منابع:
Balaban, Ayhan. İskit, Hun ve Göktürklerde Sosyal ve Ekonomik Hayat. T.C. Gazi Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü Eski Çağ Tarihi Bilim Dalı Yüksek Lisans Tezi. 2006.
ویکی پدیا دانشنامه ی آزاد، مدخل nevruz bayrami، تاریخ اخرین بازدید 22 اسفند90
http://tr.wikipedia.org/wiki/Nevruz_Bayram%C4%B1
اسطوره  ی ارگنه قون، تاریخ اخرین بازدید 22 اسفند 90
http://tr.wikisource.org/wiki/Ergenekon_Destan%C4%B1_(T%C3%BCrkiye)
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ اخرین بازدید 24اسفند90
http://www.frmartuklu.net/ulke-kulturleri/261879-nevruz-turkiye8217de-nasil-kutlanir.html
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ آخرین بازدید 24اسفند90
http://www.memocal.com/bgvh/NevruzBayrami-Kutlama.asp
آداب و رسوم نوروز در فرهنگ ترک، تاریخ آخرین بازدید 23اسفند 90
http://blog.milliyet.com.tr/turkiye-ve-diger-ulkelerde--nevruz-/Blog/?BlogNo=296625

<

شاخه اصلی

نظریه

مراسم و آئین های نوروز و بهارگاه در بلوچستان

  بلوچستان از دو منطقه وسیع تشکیل شده است.این دو منطقه با وجود داشتن مشترکات زیاد در برخی موارد  تفاوت هایی در فرهنگ عامه،زبان و گویش محلی، آداب و رسوم،موسیقی و حتی مسکن عشایری،آب و هواوپوشش گیاهی دارند. این دو منطقه یعنی سرحد و مکران در بلوچستان ایران و پاکستان متناسب با محیط طبیعی وجغرافیایی از تنوع فراوان آب و هوا برخوردارند. منطقه سرحد در بلوچستان ایران شامل سیستان،زاهدان،خاش و میرجاوه و منطقه مکران شامل شهرستان های سراوان،سیب وسوران ،مهرستان ، ایرانشهر،دلگان ،نیکشهر ،سرباز ،چابهار و کنارک می باشند. وجود آثار تاریخی و باستانی همچون کوه مهرگان درسراوان و آتشکده های دهانه غلامان درسیستان و نیز آثار بجا مانده ازتمدن های باستانی دامن واسپیدژ ایرانشهروسایر کاوشهاوتحقیقات باستان شناسی و نظریه بسیاری از مورخین حکایت از آن دارد که قوم بلوچ یکی از اقوام اصیل آریایی و ایرانی است هر  چند در بین طوایف بلوچ بعضی از آنها در ادوار مختلف از مناطقی به بلوچستان مهاجرت کرده اند وشاید آریایی نباشند اما پس از سکونت در بلوچستان و خویشاوندی و آمیختگی با قوم بلوچ آنچنان در فرهنگ اصیل آریایی و فرهنگ بلوچ تنیده شده اند که جدا نمودن آنها امکان پذیر نمی باشد و امروز نیز همچون بلوچ های اصیل در آداب و رسوم ، پوشش ،زبان ، و سایر اجزای فرهنگی مشترک هستند .یکی از آئین ها و مراسم بجا مانده از ایران  باستان مراسم جشن بهارگاه و عید نوروز است که در بین همه اقوام ایرانی به عنوان آئین کهن ملی و باستانی با اندک تفاوت هایی رواج دارد. بلوچ ها نیز همچون سایر اقوام ایرانی بهار طبیعت و شکوفایی غنچه های بهاری را گرامی می دارند و دراین ایام علاوه بر جشن و سرور و شادی و برپایی مراسم عیدنوروز و عید طبیعت، آداب ورسوم ویژه و خاصی را در این ایام خجسته برگزار می کنند

مراسم جشن بهارچرانی و عید نوروز در منطقه سرحد بلوچستان
اکثر مراسم مربوط به نوروز و بهار که دراصطلاح محلی به آن بهارگاه ونوکین روچ یعنی نوروز می گوینددرسرحدمرتبط با چراگاه ، دام و محصولات دامی از جمله شیر، کره ، روغن حیوانی ، کشک نوروزی وپشم گوسفندان و چرای دام است. یکی از  مراسم ویژه ومخصوص عید نوروز و جشن بهار در منطقه سرحد چیدن پشم گوسفندان و آراستن و رنگ کردن پشم و شاخ گوسفندان است به این ترتیب که پس از شستن گوسفندان و چیدن پشم آنهاروی دوطرف شکم و دنبه گوسفندان مقداری ازپشم گوسفند را که به صورت گل گیاهان دارویی منطقه سرحد درآورده و بااستفاده از حنا یاپوست انار رنگ می کنند و شاخ گوسفندان را نیز با حنارنگ کرده و درر روز اول بهار همه گوسفندانی را که اینگونه آراسته اند بابستن زنگوله در گردن وپای آنهابه چراگاه می برند و بهار چرانی را جشن می گیرند .در ایام قدیم هر طایفه منطقه جغرافیایی خاص خود را داشته وچراگاه دام هریک از طوایف مشخص بوده  برای اینکه در ایام نوروز و بهار نیز دام های هر طایفه از یکدیگر تمایز داشته باشندوتعداد دام نیز که به عنوان یکی از عوامل برتری های هرطایفه از  طایفه دیگربوده مشخص گردد صدای زنگوله و نوع گل رنگ شده روی پشم گوسفندان مربوط به هر طایفه با طایفه دیگر تفاوت داشته است وچنانچه رهگذری ازنزدیک آن چراگاه عبورمی کرد با شنیدن صدای دسته جمعی زنگوله های همه گوسفندان متوجه آمدن فصل بهارو روزاول آن وجشن عید نوروزمی شدزیرا دراین روز  جشن بهارچرانی برپا بود وهر طایفه تعدادگوسفند و وسعت چراگاه خودرا به نمایش می گذاشت وازطرفی بادیدن صحنه زیبای گوسفندان درچراگاه که همه یکدست آراسته و پشم آنهاچیده شده و دوطرف شکم آنها گل های پشمی خاص که نمادهر طایفه است و با حنا رنگ شده چشم هر بیننده ای را مجذوب خود کرده و پیام می دهد که این تعداد گوسفندان و این چراگاه متعلق به آن طایفه است وامروز نیز جشن بهار چرانی و تحویل سال و نوکین روچ عید یا عید نوروزاست.   
واز دیگر مراسم ایام نوروز وبهار در منطقه سرحد بلوچستان مراسم هلک لڈّیی یا گدام لڈّیی به معنی خانه تکانی  یا جابجایی مکان سکونت و جابجایی سیاه چادرها از منطقه زمستانی به منطقه و چراگاه بهاری  وتابستانی است که در ایام بهار برای اینکه به منطقه ای که  برای چرای گوسفندان مناسب وچراگاه بهاری آن طایفه است جابجا می شوند به این ترتیب که طی مراسمی ویژه سیاه چادرها را از منطقه سکونت قبلی        جع آوری و با اجرای مراسم ویژه یعنی جمع شدن تمام افراد قبیله در یک حلقه دایره ای و خواندن آواهاو آوازهای  مخصوص توسط زنان که در اصطلاح محلی لیکو می گویند با مضامین وداع وخداحافظی به امید برگشت در سال بعد و دعا برای سردار و ریش سفید قبیله و اجازه گرفتن از وی برای حرکت به سمت چراگاه ومکان جدید بهاری حرکت می کنند .پس ازرسیدن به منطقه جدید وچراگاه بهاری مجددا همه دایره وار حلقه می زنندو بااجرای مراسم و جشن بهار واجرای آوازهای دسته جمعی و آواهای مخصوص توسط زنان ولیکو با مضامین شاد وتوصیف چراگاه وطبیعت سبز آن ومدح سرداروریش سفید طایفه شروع به برپایی سیاه چادر ها می کنند.
روز اول بهار تمام کره وخامه هایی را که به روش سنتی تهیه کرده اند به روش محلی با آتش وسه پایه ودیگ مخصوص به روغن حیوانی تبدیل کرده و تفاله وته مانده خامه و کره را با آرد گندم و ذرت خرد شده و خرمایی که از طرف دوستان وآشنایان مکرانی به عنوان هدیه نوروزی و بهاری عیدی فرستاده شده مخلوط کرده وحلوای مخصوص به نام حلوای مَدَر درست می کنند که مقداری از این حلوای مَدَر را به عنوان  عیدی نوروزی برای دوستان و آشنایان مکرانی خود می فرستند. درایام نوروز مردم سرحد بلوچستان از شیر گوسفندانی که در همان سال برای اولین بار زائیده و پس از اولین شیردهی شیرآنها را جمع آوری و از شیرآنها کشک ویژه ای که مخصوص بهار است و کشک نوروزی می گویند برای آشنایان و عزیزان خاص ازجمله به تازه عروس ها و تازه داماد ه و به زنانی که برای اولین بارحامله هستند و به افرادی از طایفه که قهر بوده اند و تازه آشتی کرده اند هدیه می دهند .
یکی دیگراز مراسم نوروزدر منطقه سرحد بلوچستان سوختن اسپند و  دود کردن اسپند در روز اول بهارو لحظه تحویل سال به اعتقاد دفع بلا در طول سال و سرودن آواهای بهار گاهی وجشن بهار چرانی است.

مراسم جشن بهار و نوروز در منطقه مکران بلوچستان
مراسم ویژه بهار و جشن های بهارگاه و عید نوروز در منطقه مکران بلوچستان بیشتر مرتبط با نخل خرما و نخلستان می باشد به نشانی شروع فصل بهار از اول بهار و قبل از تحویل سال همه منازل روستایی که اغلب از خشت و گل بنا شده اندو درب منازل درقدیم درب های چوبی و جای مخصوص در بالای درب تعبیه شده که با شاخه های دارای برگ سبز درخت خرم مزین میشود بنابراین چنانچه فرد غریبه ای به این روستا واردشود بدون اینکه از کسی سوال کند می داند که این علامت سبز برگ درختان خرما که روی سردر تمام منازل تعبیه شده پیام خاصی دارد بله پیام آن شروع فصل بهار وعید نوروز است یکی دیگر از مراسم ایام نوروز در مکران بلوچستان نهالکاری دراولین روز بهاروعید نوروز است به این ترتیب که پا جوش ها و نهال های درخت خرما که قبلا طی مراسم خاصی با اجرای  آوای های مخصوص کار و با استفاده از ابزار های سنتی از بدنه اصلی درخت خرما جدا شده و زیر ریشه آنها را با گونی پوشانده ودر کنار جوی آب گذاشته اند تاسرسبز وآماده برای کاشتن باشند در روز اول بهار و هنگام تحویل سال از طرف بزرگترها به کوچکترها به عنوان عیدی نوروز تقدیم می شود و کوچکترها را راهنمایی کرده تادر زمین کشاورزی خود خانواده این نهال خرمارا بکارند. به این نهال خرما که بادست خود شخص کاشته می شود دست نهال می گویند و ازهمان لحظه کاشتن متعلق به فردی می شود که کاشته است و هنگام تقسییم ارث پدر به فرزندان دیگر خانواده تعلق نمی گیرد.
از دیگرمراسم خاص ایام بهارو نوروز که در هر دو منطقه سرحدو منطقه مکران بلوچستان بصورت مشترک اجرامی شودمراسم سرمه سایی می باشد در قدیم زنان بلوچ  سنگ سرمه را با دست روی سنگی که وسط آن گود بود می سائیدند و برای استفاده در طول سال آماده ودر ظرفی به نام سرمه دان نگهداری میکردند و روزاول بهار ولحظه تحویل سال به دختران خود به عنوان عیدی نوروزی هدیه می دادند.
چنانچه در ایام نوروز نوزادی متولد می شد اگر پسر بود اکثر اوقات اسم آن را نوروز یا نبروز می گذاشتند . چنانچه نوزاد دختر بود اسم آنرا به نام گل ها و گیاهان دارویی محلی که در ایام نوروز وبهار در مناطق بلوچستان می رویند همانند سمسور، دِرّنه ، ازگند و....نامگذاری می کردند .
یکی از داستانهای افسانهای و نوروزی که در بین بلوچها نقل می شود.داستان نوروز شاه یا نبروزشاه است.می گویندقبل ازفرارسیدن  نوروز و بهار نوروز شاه با لشکری ازمرغ وحیوانات به بلوچستان لشکر کشی می کند.سال آبادو پر برکتی بوده ونوروز شاه شنیده که مردم بلوچستان مهمان نواز ،یکرنگ و صمیمی  هستند حتی اگر حیوانات و یادشمنان به آنها پناهنده شوند به رسم میار جَلّی و مهمان نوازی ازآنها پذیرایی می کنندبه ویژه در ایام بهار ونوروز که دلها صیقل داده می شود و کدورت ها مبدل به دوستی و محبت می شوند وزنگ دلها شسته می شودوهمه به دیدار همدیگر می روند و با دید وبازدید سنت حسنه صله رحم را زنده نگه می دارند.   
مردم بلوچستان در فصل بهار و ایام نوروز همه شاد وخوشحال اند و به دنبال بهانه ای برای ابراز شادمانی خود هستند . در همین  ایام جشن ختنه سوری پسرها وجشن ازدواج وعروسی ها برگزار می شودوبه مناسبت این جشن  ها مراسم ویژه رقص محلی دو چاپی هفت شبانه روز اجرا می گردد  ودر این ایام مراسم حماسه سرایی توسط خنیانگران و پهلوانان در حلقه بزرگان قوم هر شب برگزار و دور آتش چُلدان(شومینه محلی) همه حلقه زده  و از ایزدپاک در طول سال برای خودوخانواده و فامیل وطایفه روشنایی وگرمی را طلب می نمایند. حماسه سرایان از تاریخ گذشته و دلاور مردی و جانفشانی قوم بلوچ در مقابل بیگانه گان می گویند و سپس با  توصیف وطن وزیبایی طبیعی آن به وصف بهار ونوروز می پردازند و در پایان هر شب پس از حماسه سرایی با شرکت بزرگان قوم رقص محلی دو چاپی اجرا می شود.با آمدن بهار،طبیعت بلوچستان حیات نوی راشروع می کندومردم بلوچ نیز همچون طبیعت سبز سرحد ونخستانهای زیبای مکران دل هایشان سبز و بهاری می شود و مهر و محبت در جان آدمی زنده میشود و انسان از طبیعت سبز بلوچستان و از گُل ها و گیاهان دارویی رنگارنگ محلی درس عبرت گرفته و با وحدت و همدلی و دید و بازدید و صله رحم دلهای خود را جلا داده و زنگار دل و کینه ها و تفرقه را از سینه بیرون و بادلهای صیقل یافته مشغول زندگی پاک در جامعه معنوی همراه با ارزش های انسانی میشوند.
مردم بلوچ اعتقاد دارند که عمرادمی نیز همانند فصول سال در گردش است و باتولد نوزادی که بهار عمر است شروع و همچون تابستان که درختان ثمرمی دهند در نوجوانی و جوانی به ثمر میرسد و در میان سالی یعنی پائیز عمر همچون برگ درختان ارزش های انسانی وتجربه زندگی خود را به دیگران منتقل و پیام زندگی را به دیگران پخش می نماید و در پیری همچون زمستان سرد در انتظار تولد دیگر و ابدی  که پایانی ندارد می نشیند .مردم بلوچ از تغییر فصل طبیعت درس زندگی گرفته و گذر عمر را با پند و اندرز در مراسم قصه خوانی دور آتش چُلدان(شومینه محلی)در شب های بهاری برای فرزندان و کودکان خود بیان می دارد.درفصل بهار کوه تفتان استوار و سربلند و صبور به تماشای طبیعت زیبا و سزسبز روستاهای اطراف و چشمه ساران زلال خودنشسته و پذیرای مهمان های نوروزی است و سبزه و گل بوته های خود را به آنها هدیه می دهد و مکران نیز همچون تابلویی زیبا ونقاش شده ازنخل و نخلستانها ودرختان انبه وموز،لیمو،انارو دشت های سرسبز برگ درختان زینتی داز چشمان هر بیننده ای را خیره می کندوانچنان خود نمایی می کند که گویی خداوند این سرزمین را به تابلوی نقاشی که خود خالق آن است تبدیل نموده است.                   
  

شاخه اصلی

نظریه

پیرامون چهارشنبه سوری: بحران آیین های کهن در ایران امروز

با ورود اسلام تحول بزرگی در آیین ها و سنت های فرهنگی رخ داد. برخی آیین های باستانی ایران که توانستند رنگ و بوی اسلامی بگیرند، همچنان پابرجا ماندند،  اما برخی دیگر که همچنان در جهان بینی باستانی باقی مانده بودند و نتوانستند در جهان بینی اسلامی ادغام شده، در طی زمان حذف شدند. در این میان دسته سومی از آیین ها هم بوده و هستند که بیش از آنکه ریشه در جهان بینی رسمی و مذهب حاکم داشته باشند تا با تغییر حکام و جهان بینی های آنها، محکوم به تغییر و یا حذف شوند، ریشه در جهان بینی عامه مردم و فرهنگ عامه داشته و در نتیجه همچنان تداوم پیدا کردند. وجود این دسته سوم آیین ها از میان تغییرات و تحولات، سبب اتصال و تداوم وضعیت فرهنگی معاصر با سنت های مردمی گذشته می شود. جهان بینی این جشن های دسته سوم، هیچگاه به تعارض و چالش با جهان بینی حاکم نخواهند پرداخت.
یکی از مهمترین این جشن ها، جشن چهارشنبه سوری است. این جشن بیش از آنکه بیانگر نگاهی مذهبی باشد، بیانگر میراثی فرهنگی است که هرچند شاید روزگاری ریشه در سنت های مذهبی حاکم داشته، اما قرن هاست صرفا ریشه در سنتهای فرهنگ عامه دارد و کارکرد آن بیش از همه کارکردی فرهنگی است.
چهارشنبه سوری امسال هم گذشت، ازمیان تحریم های شرعی و اخلاقی آن در رسانه ها، تهدیدهای پلیسی برای ممانعت این جشن کهن، و گاه دستگیری‌ها و آسیب دیدگی های جوانان از انفجار مواد محترقه، آنچه ماند صدای ترقه ها و فشفشه هایی بود که از عصر سه شنبه تا آخر شب به گوش می رسید. به نظر می رسد باید این سوال مهم را باید پرسید که چرا بعد این همه سال تبلیغ رسانه ای و تحریم اخلاقی و شرعی و تهدید پلیسی باز مردم به این رسم کهن پای بندند، البته هر سال خطرآفرینی ها و حادثه ها هم بیشتر می شوند.
چندین سال است که دغدغه چهارشنبه سوری مساله امنیتی و فرهنگی محسوب می شود. این دغدغه همیشه یک پاسخ دریافت کرده است: سرکوب. سرکوب این جشن همراه بوده تخریب همه جانبه این رسم. عموما از آن به مثابه یک رسم منفی و مخرب یاد می شود، که رسانه ها هم دائما پیامدهای منفی آن و آسیب زایی آن را به نمایش می گذارند. به نظر می رسد نتیجه این سیاست مواجهه با جشن چهارشنبه سوری جز در موارد دخالت مستقیم پلیس نتیجه ای نداشته است. گویی هرسال تمایل جوانان به بمب ها صوتی و ترقه های مهیب تر بیشتر شده است. اما چرا باز این نوع مواجهه ادامه دارد.
جشن هایی مشابه چهارشنبه سوری در همه فرهنگها به اشکال مختلف وجود دارند. در هندوستان نیز همین جشن به نام دیوالی وجود دارد، ترقه ها و فشفشه ها و آتش بازی ها آنقدر هست که گاه شهر برای چند روز در آلودگی این آتش بازی ها فرو می رود. اما هیچگاه آدمی صدمه نمی بیند، کسی برای لذت ترقه ای را در کنار عابران منفجر نمی کند، و کسی آزار نمی رساند. شاید بتوان دلیل اولیه این امر را وجود مواد آتش بازی استاندارد و عرضه سالم آن دانست، اما در اصل آنچه که مهم است فرهنگ و سنن این جشن است که در رسانه ها و فضاهای عمومی بیان می شود و مردم نیز طبق سنت از آن پیروی می کنند. همه آتش بازی ها رو به آسمان دارند که مبادا منجر به صدمه ای بشود.  
آیین های کهن سال هاست در ایران به مساله و گاه معضلی برای مسئولان تبدیل شده اند، مهمتر از همه اینکه با ارجاع دادن این آیین ها به ریشه های کهن آنها، معمولا بر اساس قضاوتی اخلاقی و شرعی آنها را رد کرده و دست به سرکوب می زنند، بی آنکه دقت کنند که این آیین ها امروزه جهان بینی کهن خودشان را به همراه ندارند. جشن ها فرم هایی فرهنگی و آیینی برای ایجاد فضایی از تجربه شادی و شادکامی هستند. مردم جشن های کهن را برای لذت فرهنگی دوست دارند، ضمن اینکه این رسوم تداوم و اتصال با گذشته را نیز امکان پذیر می کنند. آیین ها در نهایت فضایی هستند که جامعه در باره خودش می اندیشد و خودش را بر اساس سنت و مساله های پیش رو بازسازی می کند. اما اگر آیین ها سرکوب شوند و دخالت امرآنه در آنها بیشتر شود، به سمت کج کارکرد هدایت می شوند. فرهنگ ها آیین را می سازند تا خودشان را بسازند، اگر آیین ها را تخریب کنیم، در نهایت فرهنگ را تخریب کرده ایم. به نظر می رسد مسولان بعد این همه سال ناکامی در مواجهه و هزینه های گزاف جامعه بخاطر عدم دسترسی به ابزار های استاندارد برای شادمانی، بهتر است درکی دیگر را مبنای کارشان قرار دهند. تبدیل این جشن به فضایی شادمانه، عمومی، استاندارد هم می تواند لذت و شادمانگی فرهنگی را برای مردم به ارمغان آورد و هم اینکه ابزاری برای بازسازی شادمانه جامعه فراهم کند.
به جای رویکرد بیرونی و پلیسی به این جشن فرهنگی، بهتر است رویکردی همدلانه داشت، تا بتوان هم مانع آسیب ها شد و هم اینکه از این فضای فرهنگی برای توسعه فرهنگی جامعه استفاده بهینه ای برده شود. حذف چشن های شادمانه از جامعه، مثل حذف نیاز به شادی در روح و زندگی انسان هاست. به نظر می رسد در سیاست گذاری های فرهنگی، ما نیازمند تاملی بیشتر و همدلانه تر با جشن ها هستیم، تا شاید بتوانیم راهکاری بهتر میان میراث سنت و مقتضات امروز پیدا کنیم. چالش برانگیزترین بخش این سیاست گذاری ها، جشن ها کهن، و تناقش مدیران و مسئولان در مواجهه با آنهاست.بهتر است این به گونه ای برنامه زیری کنیم که از چهارشنبه سوری از یک تهدید جمعی به فرصتی فرهنگی برای بسط شادمانگی فرهنگی تبدیل شود. این مهم برآورده نمی شود مگر با تغییر نگاه مسئولان نسبت به آیین ها.
 

 

 

 

شاخه اصلی

نظریه

سالی نو با انسان شناسی و فرهنگ

با پایان یافتن تعطیلات نوروزی و آغاز سال 1389، سایت «انسان شناسی و فرهنگ» نیز،  پیش از هر چیز بار دیگر  امیدوار است این سال، برای همه  ایرانیان و همه دوستداران علم و فرهنگ، سالی پر بار وهمراه با خوشی و  شادی از یک سو و به دور از غم و اندوه و ناتوانی و سردرگمی و کم کاری از سوی دیگر باشد.
سال 1388، برای ما با دگرگونی های نسبتا زیادی در  سایت همراه بود که بخشی از آنها به دلیل مشکلاتی که در سرور به وجود آمد، بر ما تحمیل شدند  اما خوشبختانه به همت همکاران  این مشکلات  با سرعت  تا حد زیادی بر طرف شدند،  البته باید به این نکته اشاره کرد که بازگشت اطلاعات پیشین به شبکه سایت هنوز به طور کامل انجام نگرفه است ، زیرا برای این کار نیاز بدان وجود داشت که فعالیت های عادی سایت متوقف شود و ترجیح ما آن بود که کار تولید و انتشار مطالب جدید را هر چه زودتر آغاز و در عین حال آرشیو ها را بازسازی کنیم، کاری که هنوز ادامه دارد.
در سال گذشه گروهی دیگر ازاساتید دانشگاهی، نویسندگان و به ویژه دانشجویان حوزه های مختلف علوم اجتماعی و انسانی در همه مقاطع،  شروع به همکاری با سایت کردند و این امر به ما کمک کرد تا  بتوانیم صفحات جدیدی را بگشاییم و بر محتوا و سطح علمی آن بیافزاییم. روند افزایش صفحات در سال آینده  از طریق تشکیل «گروه» های کاری که از آنها سخن خواهیم گفت، افزایش می یابد. خبر خوش در این زمینه همکاری اساتید غیر ایرانی( به کمک کارشناسان ایرانی برای حل مشکل زبان) با سایت است: از جمله  همکاری خانم کلاریس هرن اشمیت (کلژ دو فرانس) از برجسه ترین متخصصان جهانی   تاریخ ایران باستان( به ویژه حوزه عیلامی)،  به عنوان مدیر صفحه جدید «فرهنگ ایران باستان» و خانم اورلی نوو، از مرکز ملی تحقیقات  علمی فرانسه  به عنوان مدیر صفحه «فرهنگ چین».  بهر رو، اصل برای ما بر آن است که ولو با روندی  آرام بتوانیم سطح کیفی را هر چه بالاتر ببریم، بدون آنکه یک شبکه الکترونیک  علمی –ترویجی را با  یک مجله علمی آکادمیک اشتباه بگیریم .
یکی از موارد دیگری که ما را  در سال 1388  با پرسش روبرو کرد، مسئله عنوان سایت بود یعنی «انسان شناسی و فرهنگ» به صورتی که گروهی از دوستان و همکاران با توجه به گستره واقعی موضوع هایی که  این سایت پوشش می دهد و بسیار فراتر از علم انسان شناسی در معنای آکادمیک آن می رود و همچنین با توجه به نیاز به جذب هر چه بیشر همکاران از تمام شاخه های فرهنگ و علوم اجتماعی ،  پیشنهاد تغییر نام سایت را عنوان کردند که این امر به نظر سنجی گذاشه شد و اکثریت شرک کنندگان که همکاران و خوانندگان فعال سایت بودند بر تداوم یافتن نام پیشین  تاکید کردند. با این وصف این نکته مورد  تایید و پشتیبانی همه بود و هست که سایت «انسان شناسی و فرهنگ» باید روند گسرش خود را برای پوشش  نسبتا کامل همه حوزه های فرهنگ (در وهله نخست فرهنگ ایرانی و در مقام بعدی فرهنگ های غیر ایرانی) دنبال کند.
امروز ، موضوع جذب و همکاری دوستان دانشگاهی و اندیشمندانی که به هر یک از این شاخه ها علاقمند هسند در دستور کار نخست سایت قرار دارد، این کار لزوما کار ساده ای نیست زیرا نه فقط سازمان یافتگی سایت  به صور یک  کار داوطلبانه و رایگان و در نتیجه با انکانات محدود انام می گیرد، بلکه اصولا کارهای جمعی  اما غیر محفلی در ایران هنوز چندان رایج نشده است.  در  این زمینه  تمهیداتی که برای درآمد زایی برای سایت در نظر گرفته شده اس امکانا ما را برای  خدمت رسانی به اغضا آن افزایش خواهد داد.
مشکل دیگر اما، رابطه شناختی  نوشتار فیزیکی (رسانه های کاغذی) و نوشتار الکترونیک (شبکه) نیز هست. هر چند هنوز دیدگاه های قدیمی تر نسب به «نوشتار فیزیکی» و نه الکترونیک در میان اکثر کسانی که با اندیشه سروکار دارند  غالب است، اما این امر رفته رفته در حال تغییر بوده و اهمیت حضور بر روی شبکه در برابر حضور در رسانه های کاغذی بیشتر و بیشتر مشخص می شود  در واقع روشن می شود ما در جهانی هستیم که در آن  خواسته یا ناخواسته باید حضور اندیشه را بر شبکه های تودرتوی الکترونیک بپذیریم: «دیده» و «خوانده» شدن در این شبکه های  پیچیده کاری است بسیار مشکل و  افراد اغلب بدان تمایل دارند که ساختارهای اسطوره ای خویش و فرو رفتن در رویا های خود را به جای واقعیت بگیرند. این امر هم در جهان نوشتار فیزیکی صدق می کند و هم در جهان نوشتار الکترونیک. در جهان فیزیکی  روشن است که هزینه های سنگین چاپ و انتشار کاغذی کتاب و نشریه قیمت های آنها را نیز دائما بالا برده و دسترسی به این رسانه ها را کمتر می کند بنابراین چه بسیار مطالب اندیشمندانه و مفیدی که امروز به زبان فارسی نوشه می شوند و گاه برای همیشه جز از محدوده کوچکی از علاقمندان بیرون نمی روند.   برای نمونه نگاهی بیاندازیم به تمام  نوشته هایی که در سطوح محلی و مجلات  و نشریات شهرستان ها به چاپ می رسند. و این در حالی است که بسیاری از  کتاب ها و نشریاتی که در سطح ملی نیز به انتشار می رسند  لزوما خوانندگان خود را نمی یابند. سیستم «ثبت علمی » یا «ایندکس» که البته در سطح بالای علمی به کار می رود، عملا گروه اندکی از نشریات  را در بر می گیرند و مصرف کنندگان محدودی دارند، در عین حال سیستم های  گسترده تر  طبقه بندی مقالات و نوشته ها نیز هر چند امکان دسترسی  به عناوین را فراهم می کنند، اما عملا امکان نمی دهند به اصل مطالب راه پیدا کنیم.  حتی آنجا که دسترسی آزاد نیز باشد،  یافتن یک مطلب باید از طریق شبکه  موتورهای چستچو عبور کند که لزوما مطالب را در رده های نخست خود نشان نمی دهند و بنابراین «خوانده شدن» کاری ساده نیست. هم از این رو اهمیت دارد که نویسندگان و اندیشمندان با تمرکز یافتن در شبکه های همکاری فکری بوانند شانس این امر را بیشتر کنند سیاست «انسان شناسی و فرهنگ» که به بالا رفتن شدید میزان مراجعه کنندگان این سایت نیز انجامیده ، در همین امر بوده است.
در کنار این موارد، سای در پی آن بوده و هست که اولا با ثبت اعضا و همکاران خود بواند شرایط خدمت رسانی علمی بیشتری را به آنها فراهم کند. انجمن دانش آموختگان انسان شناسی و فرهنگ و عضوی در سایت دو راهی هستند که درباره آنها پیش از این صحبت کرده و از این به بعد باز هم به آنها خواهیم پرداخت. تشکیل گروه های همکاران راه دیگری است که سایت برای افزایش فعالیت های علمی پیشنهاد می کند. و سرانجام برگزاری دوره ها، سخنرانی ها و برنامه های آموزشی که در آنها اعضای سایت دارای اولویت هستند باز هم در همین راستا تلاش دارد که امکان همکاری های علمی را بین دوستداران فرهنگ در این حوزه افزایش دهند.
بنابراین در ابتدای سال جدید، جای آن هست که بار دیگر از تمام علاقمندان به همکاری با سایت  تقاضا کنیم با ما تماس بگیرند و بوانند در این راه همراه ما باشند. سایت در حال حاضر به کمک تمام تخصص ها در حوزه علوم انسانی و به خصوص به کمک   دوستانی که  در ترجمه تخصص دارند نیازمند است. باز هم دراین باره با شما سخن خواهیم گفت.
در نهایت با آرزوی  سلام و شادمانی  امیدواریم سال 1389 برای همه ما سال بهتر و با دستاوردهای بیشتری از سال گذشته باشد.      

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - نوروز،  فرهنگ و شهر