خلیج فارس

تهیه و تنظیم:علیرضا عابدینی نجف آبادی
خلیج فارس نام پیش‌رفتگی آب دریای عمان است که بین جنوب ایران و شبه‌جزیره‌ی عربستان جای دارد. این خلیج 990 کیلومتر درازا و در پهن‌ترین جای خود، نزدیک 340کیلومتر پهنا دارد که در تنگه‌ی هرمز به کم‌تر از 55 کیلومتر کاهش می‌یابد. میانگین ژرفای آن 35 متر است و ژرفای 90 تا 100 متردرجاهایی ازآن وجوددارد. یونانی‌هااین خلیج را پرسیکوس می‌نامیدند و عرب‌ها از گذشته‌های دور آن را با نام بحرالفارس می‌شناختند. امروزه خلیج فارس به خاطر سرچشمه‌های نفت جهان، که در پیرامون آن یا دربستر آن جای دارند، اهمیت پیدا کرده است.

 

فهرست  محتوای موضوعات:

خلیج فارس(تعریف ،موقعیت و مختصات جغرافیایی)

تاریخچه پیدایش خلیج فارس

ویژگیهای جغرافیایی خلیج فارس

زمین شناسی منطقه خلیج فارس

زمین ریخت شناسی خلیج فارس

اقلیم شناسی خلیج فارس

نام گذاری خلیج فارس

نام خلیج فارس در قراردادهاومعاهدات منطقه ای وبین المللی

اطلس های خلیج فارس

تاریخچه خلیج فارس

پیشینه دریانوردی در خلیج فارس

بیگانگان درخلیج فارس

شیخ نشین های خلیج فارس

آشنایی باجزایرایرانی خلیج فارس

آشنایی با تنگه هرمز

اکوسیستم خلیج فارس

آبزیان خلیج فارس

ماهیهای خوراکی خلیج فارس

میگوی خلیج فارس

درختان وگیاهان دریایی خلیج فارس(جنگلهای حرا)

محیط زیست خلیج فارس

منابع غذایی خلیج فارس

لاک پشت ها،دلفین ها،نهنگ هاوکوسه های خلیج فارس

آلودگی زیست محیطی خلیج فارس

آلودگی ناشی از گرد و غبار

جغرافیای سیاسی خلیج فارس

اهمیت جغرافیای سیاسی خاورمیانه و خلیج فارس

مسائل اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس

اهمیت اقتصادی خلیج فارس

--منابع معدنی(نفت،گاز،ذخائر دیگر)

--منابع دریایی(ماهی و جانوران دریایی،مروارید و مرجان)

--منابع کشاورزی

--بازار مطلوب تجاری

ساختار اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس(ایران،عراق،کویت،عربستان سعودی،بحرین،قطر،امارات متحده عربی،عمان)

نقش خلیج فارس در صادرات انرژی در آینده

اقتصاد خلیج فارس

آینده نفت و گاز خلیج همیشه فارس

--واردکنندگان عمده

--قدرت اپک و ضعف غیر اپک

--گاز خلیج فارس

خلیج فارس واهمیت آن درتدوین راهبرد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

آمریکا ورژیم امنیتی خلیج فارس

حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و تاثیرآن بر کشورهای عربی منطقه

جمعیت های شیعی منطقه خلیج فارس

ایرانیان در خلیج فارس

--ساکنان اصلی و بومی منطقه

--انسان های نخستین در کرانه های جنوبی خلیج فارس

--قلمرو ایران در آنسوی خلیج فارس

--ایرانیان ساکن بخش جنوبی خلیج فارس

--مهاجران قرون میانه(میلادی)

--مهاجران در قرون اخیر

آیین های کهن درخلیج فارس

آیین گرگشو سنت قدیمی ساحل نشینان خلیج فارس در رمضان

--گرگشو در کشورهای عربی خلیج فارس

آیین های سوگواری محرم در بوشهر

حال و هوای محرم در جوار خلیج فارس(هرمزگان)

آیین های محرم دراستان خوزستان

جشن ها وآیین های استان بوشهر

لباس محلی

--پوشاک مردم هرمزگان

ویژگیهای مردم نگاری استان بوشهر

ویژگی های فرهنگی و هنری استان هرمزگان

موسیقی جزیره قشم موسیقی خلیج فارس

عشایر استان بوشهر

غذاهای محلی استان بوشهر

جاذبه های توریستی جزیره کیش

جاذبه های توریستی جزیره قشم

آشنایی با روز ملی خلیج فارس

 

 

 

 

 

 

 

خلیج فارس :

 | تاریخ ارسال: 12/2/1385 | نویسنده: آقای سیروس غفاریان 

 
 

خلیج فارس نام پیش‌رفتگی آب دریای عمان است که بین جنوب ایران و شبه‌جزیره‌ی عربستان جای دارد. این خلیج 990 کیلومتر درازا و در پهن‌ترین جای خود، نزدیک 340کیلومتر پهنا دارد که در تنگه‌ی هرمز به کم‌تر از 55 کیلومتر کاهش می‌یابد. میانگین ژرفای آن 35 متر است و ژرفای 90 تا 100 متردرجاهایی ازآن وجوددارد. یونانی‌هااین خلیج را پرسیکوس می‌نامیدند و عرب‌ها از گذشته‌های دور آن را با نام بحرالفارس می‌شناختند. امروزه خلیج فارس به خاطر سرچشمه‌های نفت جهان، که در پیرامون آن یا دربستر آن جای دارند، اهمیت پیدا کرده است.

 

لینک مرتبط با این موضوع:

http://www.jazirehdanesh.com/page.php?slct_pg_id=533&sid=19&slc_lang=fa

 

این مطلب بخشی ازمطلب سایتjazirehdanesh.com.Daneshnameh است که درمهرماه 91دریافت شده است.

 

خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین خلیج فارس (یا شاخاب پارس) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است،[۱] و پس از خلیج مکزیک و خلیج هادسون سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔدجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.[۲] کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.[۳]

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. همچنین در تمام سازمان‌های بین‌المللی نام رسمی این خلیج، «خلیج فارس» است اما برخی از کشورهای عربی آن را خلیج عربی یا به سادگی، خلیج می‌نامند.[۴]سازمان آب‌نگاری بین‌المللی از نام «خلیج ایران» برای این خلیج استفاده می‌کند.[۵]

تاریخچه پیدایش خلیج فارس

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در آغاز، بسیار پهناور بوده به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین شناسی بیشتر جلگه‌های برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوه‌های زاگرس در زیر آب بوده‌اند.[۶]

ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس جغرافیای مکانی خلیج فارس

خلیج فارس در ۲۴ تا ۳۰ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا می‌باشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد.[۷] طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است.عریض ترین بخش خلیج فارس ۱۸۰ مایل (۲۹۰ km) می‌باشد. عمیق ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب می‌باشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند.

محدوده رسمی و بین المللی مرزهای آبی خلیج فارس بر اساس اعلام سازمان آبنگاری بین المللی :[۸] محدوده شمال شرقی دریای عمان". خط Ràs Limah (25°57'N) شبه جزیره عربی and Ràs al Kuh (25°48'N) ساحل ایران [۳]

زمین شناسی منطقه خلیج فارس

از دیدگاه زمین شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم ژرفایی است که دوره ترشیری پیش در حاشیه جنوبی رشته کوه زاگرس تشکیل شده‌است. در واقع این دریا بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی تحت تاثیر فشار ناشی از آتش فشان‌های فلات ایران بوده و پایداری فلات عربستان در مقابل این واکنش‌های تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا-ژرفای آن شده‌است. شدیدترین چین خوردگی‌های دوران پلیو پلیستوسن، کرانه‌های شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین داده‌است. میزان این چین خوردگی‌ها که در خشکی‌های کشور ایران شدید است با شیب‌های کمتر به طرف دریا ادامه پیدا می‌کند به طوری که در دریا این شیب به ۱۰ تا ۲۰ درجه می‌رسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یکی از پیامدهای زمین ساختی پدیده چین خوردگی زاگرس است که در دوران پلیو پلیستوسن شکل گرفته‌است. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا احتمالا ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بوده‌است. این سطح در حدود ۱۰۰، ۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیده‌است که آثار آن به صورت پادگانه‌های دریایی و سخا، در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس بر جای مانده‌است.[۹][۱۰]

زمین ریخت شناسی خلیج فارس

از نظر ریخت شناسی، خلیج فارس نامتقارن بوده و شیب سواحل جنوبی آن ملایم تر از شیب سواحل شمالی است. کرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و کم عمقی است (۱۰ تا ۲۰ متر) که بطور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است.خلیج فارس از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک با دریا در ارتباط است. جزایر ایرانی خلیج فارس بصورت پشته‌های کشیده و موازی ساحل که در واقع دنباله رشته کوه زاگرس هستند که بر اثر بالا آمدن آب بشکل جزیره درآمده‌اند مانند قشم و کیش و یا اینکه کم و بیش دایره‌ای شکل هستند مانند هرمز و ابوموسی که گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده‌است که کم و بیش صدف دارند. خاک این جزایر عمدتا شور یا حاوی گچ است که در نتیجه رشد گیاهان را به گونه‌های خاص محدود می‌کند. شکل ساحلی خلیج فارس در مجاورت ایران از نوع طولی است که موازی با محور ارتفاعات مجاور است که گاهی تراکم آبرفت‌ها فاصله زیادی بین خط ساحل و ارتفاعات زاگرس ایجاد کرده مانند جلگه بوشهر، و گاهی دامنه تاقدیس‌ها در خط ساحلی قرار گرفته‌اند مانند غرب خور موج.[۱۱][۱۲]

اقلیم شناسی خلیج فارس

آب و هوای خلیج فارس خشک و نیمه استوایی است. در تابستان دما گاهی تا ۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد و میزان تبخیر بیشتر از میزان آب‌های وارده می‌شود. در زمستان دما تا ۳ درجه سانتی گراد هم گزارش شده‌است. در عین شوری زیاد آب خلیج فارس، ۲۰۰ چشمه آب شیرین در کف و ۲۵ چشمه آب کاملا شیرین در سواحل آن جریان دارند که منشا همگی آن‌ها از کوه‌های زاگرس در ایران است. آب‌های شیرینی که وارد خلیج فارس می‌شوند عمدتا محدود به روان آب‌های کوه‌های زاگرس در ایران و کوه‌های ترکیه و عراق است. رودخانه‌های اروند، کارون، جراحی، مند، دالکی و میناب بزرگترین و پرآب ترین رودخانه‌هایی هستند که به خلیج فارس می‌ریزند که بیشتر سرچشمه‌های آن‌ها در کوه‌های زاگرس قرار دارند. در کرانه جنوبی آب‌های ورودی به خلیج فارس بسیار کم است که موجب بالا بودن رسوبات کربناتی در این بخش شده‌است. به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین علت سرعت جریان‌های زیرین و افقی آن بسیار کم و در حدود ۱۰ سانتی متر در ثانیه‌است. شوری بیشتر خلیج فارس نسبت به اقیانوس موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس می‌شود که به موازات ساحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان ذکر شده با کاهش دما و شوری همراه است به طوری که در تنگه هرمز مقدار نمک ۳۶,۶ گرم در لیتر و در انتهای شمال غربی و در دهانه کارون در حدود ۴۰ گرم در لیتر است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی کمتر از ۵ سانتی متر در سال و در سواحل شمالی بین ۲۰ تا ۵۰ سانتی متر در سال است.[۱۳][۱۴]

منابع
  1. «جغرافیای خلیج فارس». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 
  2. کتابBook:Documents on the Persian Gulf's name.names ofIran.pp.23-60 molk e Ajam=MOLKE JAM. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، محمد عجم - تهران 1388 ISBN 978-600-90231-4-1PAGE 23-60...
  3. محمد خواجوئی. «ایران و نظام امنیتی خلیج‌فارس». روزنامه همشهری، ۳۰ آذر ۱۳۸۹. ایران. بازبینی‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۰. 
  4. «Omission of 'Persian Gulf' Name Angers Iran»(انگلیسی)‎. World Press.com، ۲۶. بازبینی‌شده در ۱۰ آگوست۲۰۱۰
  5. http://en.wikipedia.org/wiki/Persian_Gulf#cite_note-IHO-5
  6. «پیدایش دریای پارس (خلیج فارس)». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 
  7. «راهکاری برای حفاظت از خلیج فارس». جام جم. 
  8. "Limits of Oceans and Seas, 3rd edition". InternationalHydrographic Organization. 1953. http://www.iho-ohi.net/iho_pubs/standard/S-23/S23_1953.pdf. Retrieved 7 February 2010. 
  9. «دریای خلیج فارس». دانش نامه رشد. 
  10. «پیدایش دریای پارس (خلیج فارس)». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 
  11. «جغرافیای خلیج فارس». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 
  12. «دریای خلیج فارس». دانش نامه رشد. 
  13. «جغرافیای خلیج فارس». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 
  14. «دریای خلیج فارس». دانش نامه رشد. 

 

لینک دسترسی به این مطلب:

      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8      %B1%D8%B3

این مطلب بخشی ازمطلب سایت ویکی پدیااست که درآبان ماه 91دریافت شده است.

 

نام‌گذاری خلیج فارس

کهن‌ترین نام خلیج فارس، که در کتیبه‌های آشوری آمده است، نارمرتو (Nar-Merratu) به معنای دریای تلخ است که به شوری بسیار زیاد آب این دریا اشاره دارد. در تنگه‌ی هرمز کتیبه‌ای از داریوش اول (داریوش بزرگ) به دست آمده است که در آن به زبان پارسی باستان چنین مفهومی نوشته شده است:"دریایی که از پارس می‌رود." این خلیج را از زمان ساسانیان دریای پارس می‌گفتند. فلاویوس آریانوس، تاریخ‌نگار یونانی که در سده‌ی دوم پس از میلاد زندگی می‌کرده است، در آثار خود از این خلیج با نام پرسیکوس (persikon Karitas) یاد کرده که به معنای خلیج پارس است. استرابن، جغرافی‌دان یونانی، که در سده‌ی اول پس از میلاد می‌زیست، همین نام را به کار برده است. در کتاب‌های لاتین سده‌های میانه(قرون وسطی)، نام پرسیکوس سینوس (persicussinus) یا پرسیکوم ماره (persicus mare) به کار رفته است. در دیگر زبان‌ها زنده‌ی دنیا نیز واژه‌ی پرسیکوس با دگرگونی اندک به کار رفته است.

دانشمندان مسلمان، چه عرب‌تبار و چه ایرانی‌تبار، در همه‌ی کتاب‌های جغرافیایی و تاریخی، از خلیج فارس با نام بحرفارس، البحرالفارسی یا خلیج‌فارس یاد کرده‌اند. مسعودی، تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان عرب که در سده‌ی چهارم هجری می‌زیسته و طی سفری از بغداد به خلیج ‌فارس و سپس کرمان، ورارود(ماوراءالنهر) و چین رفته است، می‌گوید که: "دریای عمان دنباله‌ی بحر فارس است". اصطخری، جغرافی‌دان ایرانی سده‌ی چهارم هجری و ابن‌حوقل بغدادی نیز چنین نظری داشته‌اند و در آثار خود همواره ا ز " بحرفارس" یاد کرده‌‌اند. از دیگر دانشمندان و پژوهشگران مسلمان، که در آثار خود به نام خلیج فارس اشاره کرده‌اند، برپایه‌ی پژوهش محمد جواد شکور، می‌توان نمونه‌های زیر را نام برد :

•ابن‌فقیه درکتاب البلدان (تالیف 279 قمری )؛بانام بحرفارس

•ابن‌رسته درکتاب الاعلام النفیسه(تالیف 290 قمری)؛خلیج الفارسی

•ابن‌خردادبه در کتاب المسالک و الممالک(سده‌ی سوم هجری)؛ بحر فارس

•سهراب درکتاب عجایب‌الاقالیم‌السبعه(سده‌یسومهجری)؛بحرفارس

•بزرگ‌بن‌شهریاردرکتاب عجایب الهند(تالیف 342 قمری)؛بحرفارس

•اصطخری درکتاب المسالک الممالک ودرکتاب الاقالیم(سده‌ی چهارم هجری)؛بحر فارس

•ابن‌مطهردرکتاب البدءوالتاریخ(تالیف 355 قمری)؛خلیج الفارس

•ابن‌حوقل درکتاب صوره‌الارض(تالیف 367 قمری)؛بحرفارس

•مسعودی درکتاب مروج‌الذهب ودرکتاب التنبیه والاشراف(سده‌یچهارمهجری)؛بحرفارس

•ابوریحان بیرونی(درگذشته به 440 قمری) در کتاب التفهیم ،خلیج پارس و دریای پارس؛ در کتاب قانون مسعودی، دریای فارس و در کتاب تحدید نهایات الامانی، بحر فارس

•نویسنده‌ی ناشناخته‌درحدودالعالم من المشرق الی المغرب(تالیف 372 قمری)؛خلیج فارس ودریای پارس

•مقدسی درکتاب احسن‌التقاسیم فی معرفه‌الاقالیم(تالیف 375 قمری)؛بحرفارس

•محمد‌بن‌نجیب درکتاب جهان‌نامه(سده‌ی چهارم هجری)؛بحرپارس

•ابن‌بلخی درکتاب فارسنامه(تالیف 500 قمری)؛بحرفارس

•طاهرمروزی درکتاب طبایع‌الحیوان(تالیف 514 قمری)؛الخلیج‌الفارس

•شریف ادریسی درکتاب نزهه‌المشتاق(سده‌ی ششم هجری)؛بحرفارس

•یاقوت حموی درکتاب معجم البلدان(سده‌ی ششم هجری)؛بحرفارس

•زکریای قزوینی درکتاب آثارالبلاد(سده‌ی ششم هجری)؛بحرفارس

•انصاری‌الدمشقی درکتاب نخبه‌الدهر(سده‌ی هشتم هجری)؛بحرفارس

•ابوالفداءدرکتاب تقویم البلدان(سده‌ی هشتم هجری)؛بحرفارس

•شهاب‌الدین احمدنویری درکتاب نهایه‌الادب(سده‌ی هشتم هجری)؛خلیج فارس

•حمدالله مستوفی قزوینی درکتاب نزهه‌القلوب(سده‌ی هشتم هجری)؛بحرفارس

•ابوحفض‌ابن‌الوردی درکتاب خریده العجایب(سده‌ی هشتم هجری)؛ بحر فارس

•ابن‌بطوطه درکتاب رحله(سده‌ی هشتم هجری)؛بحرفارس

•قلقشندی درکتاب صبح‌الاعشی(سده‌ی نهم هجری)؛بحرفارس

•حاجی‌خلیفه درکتاب جهان‌نما(سده‌ی یازدهم هجری )

•شمس‌الدین محمدسامی درکتاب قاموس الاعلام(سده‌ی سیزدهم هجری)؛خلیج بصره

•البستانی دردایره‌المعارف البستانی(سده‌ی نوزدهم میلادی)؛الخلیج العجمی

لینک دسترسی به این مطلب:

http://www.jazirehdanesh.com/page.php?slct_pg_id=533&sid=19&slc_lang=fa

این مطلب بخشی ازمطلب سایت Daneshnameh.jaziredanesh.comاست که درآبان ماه 91دریافت شده است.

نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- همشهری آنلاین - محمد عجم:
خلیج فارس اگر چه از نظر لغوی نامی برای پهنه آبی جنوب ایران است اما در واقع در بردارنده هویت تاریخی و فرهنگی ایران است

که ریشه در تاریخ دور و دراز کشور ما دارد و در اسناد تاریخی و بین المللی نیز ثبت گردیده است. در متن همه قراردادهاى تاریخى میان ایران و کشورهاى خارجى و یا میان اعراب و دولت های خارجى، از ابتداى تاریخ مکتوب و به ویژه در چند قرن گذشته، هرجا نامى از پهنه آبى جنوب ایران آمده، در زبان فارسى و عربى با نام‌های خلیج فارس، بحر فارس، بحر عجم و خلیج ایران و در سایر زبان‌های دنیا نیز معادل آنها به‏کاررفتهاست.

 نام خلیج فارس در منابع و نقشه‌های تاریخی و اسناد بین‌المللی

بیشتر از 2400 سال به‏طور مستمر در ادبیات مکتوب، نه تنها از سوى اعراب، ترک‏ها و ایرانى‏ها، بلکه در ادبیات جهان بر پهنه آبى جنوب ایران خلیج فارس و معادل های آن اطلاق مى‏شده است و وجود این نام در کتابهای تاریخى و جغرافیایى (300 موردبررسی شده)، و نقشه‌های تاریخى (2000 موردبررسی) و مجموعه اسناد و قراردادها میان ایران، اعراب و سایر کشورها(30 مورد مطالعه شده)، دلیل بارز آن است.

با مراجعه به کتاب «مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران» و یا آرشیو وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، مشخص مى‏شود که نام خلیج فارس حداقل در 30 عهدنامه تاریخىِ از هزاره اول و دوم میلادى تا نیم قرن قبل بکاررفته است.ازجمله این مواردمى‏توان به عهدنامه‏هاى ذیل اشاره کرد: (1)

1- قرارداد 1622م. (1031ق.) میان شاه عباس وادواردکنوک،سفیربریتانیاونماینده کمپانى هندشرقى.

2- فرمان کریم‏خان درباره ی اعطاى اختیارات به ویلیام اندروپرایس، حاکم بریتانیا در خلیج فارس (1763 م.).

3- درعهدنامه ی 1809م. (1224 ق.) ایران وانگلیس یاقراردادجونز،بریتانیاحاکمیت ایران رابرکل خلیج فارس به رسمیت شناخت ومتعهدشدکشتى‏هاىانگلیس فقط ازنقاطى که دولت ایران اجازه مى‏دهد، حق عبور داشته باشند.

4- درمتن فارسى عهدنامه ی 12 ماده‏اى دولت ایران باسرگوراوزلى (سفیرانگلیس) به سال 1227 ق. دارالخلافه طهران،درفصل ششم،بحرقلزم (دریای سرخ )،ودرفصل هشتم،بحرالعجم ودرمتن انگلیسی پرشن گلف ذکرشده است.

5- بندنهم متن فارسى عهدنامه ی جیمزموریه وهنرىالیس دردارالخلافه طهران، 1229 ق. (1814م.) به ترتیب بحرالعجم وپرشن گلف ثبت شده است.

6- درمعاهده 1851 م. ایران وانگلیس درخصوص منع تجارت برده درخلیج فارس(خلیج فارس وپرشن گلف ثبت شده است. ‏

7- درفصل سیزدهم متن فارسى عهدنامه ی صلح ایران و انگلیس، معروف به معاهده صلح پاریس (1857م.) خلیج فارس به‏کار برده شده است.

8- درمعاهده ی (1882 م.) منع تجارت برده،عنوان "خلیج ایران " به‏کاررفته است.

9- درعهدنامه تجارت ایران ویونان (1861م.) بندهشتم راجع به تجارت در خلیج فارس است، که در متن فارسی «خلیج فارس» و در متن فرانسه «پرسی گلف» به‏کار رفته است.

10- درعهدنامه ایران وفرانسه 1808 م.(1222ق.) باامضاىژنرال گاردان ومیرزاشفیع نیزاین عبارت به‏کاررفته است.

11- درفصل دوم معاهده ایران واسپانیا (1870م.) درمتن فارسى، خلیج فارس، و در متن اسپانیایى، پرسیک گلف به‏کار رفته است.

12- درنقشه‏هاىسرحدى ملحق به پروتکل 1913 م.ایران وترکیه،خلیج فارس ذکرشده و رودزاب کوچک یاکیالو،بانهرعجم توصیف شده است.

در ده‏ها معاهده ی دیگر نیز عنوان «خلیج فارس» به‏کار رفته که به دلیل طولانى شدن، از بیان آن خوددارى مى‏شود.

در فرامین پادشاهان ایرانى خطاب به حکام محلى خلیج فارس نیز از این پهنه آبى با عنوان خلیج عجم، دریاى ایران و بحر فارس نام برده شده است و در طول تاریخ درهمه ی کتابهاىجغرافیایى وتاریخى درسراسرجهان نیزمعادل ومترادف‏هایى که صفت ایرانى دارد، آورده شده است.(2 )

از سال 1507 تا 1960م. در همه قراردادها و معاهده‏هایى که پرتغالى‏ها، اسپانیایى‏ها، انگلیسى‏ها، هلندى‏ها، فرانسوى‏ها، بلژیکى‏ها، روس‏ها و آلمانى‏ها با دولت ایران و یا هر کشور و پدیده سیاسى و یا امراى تحت‏الحمایه خود در منطقه امضاء کرده‏اند، در زبان های مختلف، واژه‏هاى مترادف با خلیج فارس را به‏کار برده‏اند. حداقل ده مورد از این‏گونه قراردادها که میان کشورهایى مانند کویت، عربستان، عثمانى، عمان و امارات متصالحه منعقد شده، هم به زبان عربى و هم به زبان انگلیسى، «خلیج فارس» به‏کار رفته، که از جمله آن‌ها مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 
انگلیسی هامعمولاعادت دارندکه نامهارابصورت کوتاه ومخفف ویابااولین حرف مانند UK-USA- UN-WF-WB بیان می کنند. دربعضی قراردادهای میان بریتانیاوکشورهای عربی درمتن انگلیسی برای سادگی نام خلیج فارس بصورت ناقص بکار رفته اما عرب ها در متن عربی خود امانتداری را رعایت نموده و نام خلیج فارس را بصورت کامل آورده اند. بطور مثال تصویر دو قرار داد روى جلد کتاب" قراردادهای سیاسی و اقتصادی بین امارات ساحل عمان و بریتانیا، ("الاتفاقات السیاسیة و الاقتصادیة التى عقدت بین الامارات ساحل عمان و بریتانیا 1806 – 1971م. على‏محمدراشد" چاپ شده است. در 18 قرارداداز22 قراردادومعاهده ای که دراین کتاب " ذکرشده است،عبارت بحرفارس وخلیج فارس به‏کاررفته است البته این نویسنده درب ازچاپ نام خلیج فارس را از همه 22 قرارداد موجود در کتابش راحذف وبصورت خلیج ویاخلیج عربی آورده است امادرتصویراصل قراردادهاروی جلدکتاب وضمایم انتهای کتاب تحریف وجعل نام خلیج فارس آشکارشده است،بطوریکه:

1- در قرارداد میان شرکت نفت انگلو ایرانى و حاکم دبى. قرارداد بین شرکت نفت انگلیس –ایران وشیخ سعیدبن مکتوب حاکم دبی به تاریخ  10 می 1939 درمتن انگلیس نام خلیج فارس بصورت ناقص بکاررفته ولی متن عربی سیاست انگلیسی هابرای مخفف کردن نامهارااصلاح وعبارت«مفتش وکالات النفط لشرکه النفط الانکلیریه الایرانیه المحدوده فى خلیج فارس» را بکار برده است( ص224 کتاب)

2- همچنین در قرار داد"پروازهای تجاری بین شیخ سعید بن مکتوم حاکم دبی و نماینده حکومت بریتانیا" در 22 جولای سال 1938در متن انگلیسی این قرارداد نام خلیج فارس به قرینه حذف شده امادر متن عربی خلیج فارس را بدون تحریف و بصورت کامل آورده است بطوریکه در بند پنجم این قرارداد در متن انگلیسی آمده است:

هرگاه یکی از کارکنان شرکت جرمی را مرتکب شود شیخ (حاکم دبی) میتواندعلیه فردنزد نماینده سیاسی شکایت نمایدتاپس ازبررسی علیه وی اقدا م لازم رابعمل آورد.
توضیح اینکه عنوان کامل" نماینده سیاسی" در تمام مکاتبات رسمی چنین است:
(مقیم سیاسی بریتانیا در خلیج فارس ) که در متن عربی به این صورت و بطور کامل آورده شده است:

اذا أجرم أحد من موظفی الشرکه فیقدم الشیخ شکایه علیه عند رئیس الخلیج الفارسی ألذی سیحقق فی الأمر و یتخذ الأجرات التی یراها مناسبه.(ص 227 کتاب) .(3 )

3- قرارداد22 اکتبر 1814 بوشهر ویلیام بروس با شیوخ جواسم در متن عربی و انگلیسی کلمه فارسی قولنامه بکاررفته است.

4- در معاهده صلح کامل باشیوخ عرب درخلیج فارس( السلام (1820م.)شمارهXXXI7 که قرارداد صلح 11 ماده‏اى است و به "معاهده عمومى با امراى عرب خلیج فارس" معروف است و در 8 و 11 ژانویه 1820 میان اقوام و مشایخ متصالح در خلیج فارس و به امضاى ژنرال کایر و یازده نفر از رؤساى قبایل عرب رسیده است، اصطلاح «بحر الفارسى» در متن عربى و در ماده 6 به‏کار رفته است.

5- معاهدة الهدنة البحریة الاولى (قرارداد اول صلح در دریا) 21/5/1835م. امضای سلطان بن صقر- عبد بن سعید –روشیدبنحومد- حاجی احمد–شخبوت–ملاحسین. اسهنلقایم بالأعمال فی خلیج الفارسی
 متن انگلیسی: اس . هنلS.Hennell Assistt.incharge Pr.Gulf.

6- معاهدة الهدنة البحریة الثانیة (قرارداد دوم صلح در دریا) 13/4/1836م.

7- معاهدة الهدنة البحریة الثالثة (قرارداد سوم صلح در دریا) 15/4/1837 م. 

8- معاهدةالهدنةالبحریةالرابعةومنعحملالرقیق (قراردادچهارم صلح دردریاوجلوگیرىازخریدوفروش ویاحمل برده) 17/4/1838م. .

9- قرارداد 17 آوریل 1839 بیست و دو محرم 1254 قمری با شیج جواسم سلطان بن صقر برای بارزسی لنج های مشکوک به بردگان زنگی

10- قرارداد شماره NO XXXVI به تاریخ سوم جولای 1839 با شیوخ خلیج فارس برای مجازات دزدان دریایی (قرصنه)(گرسنه) در سه بند

11- قرارداد 10 ساله با شیوخ ساحل عربی در خلیج فارس اول جون 1843 این قرارداد 4 بند دارد.

12- قرداد 1847 م. منع خرید و فروش برده که به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس، از جمله سلطان‏بن‏صقر و شیوخ عجمان، دبى، شیخ ‏ام‏ فویین و شیخ زاید رسیده است.

13- معاهده دائمى صلح 24 اوگوست 1853 م. که به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس رسیده است.

14- معاهده 1847 م.باشیخ سلطان بن صقرحاکم راس الخیمه وشارجه برای منع تجارت برده درساحل عربی وفارسی درخلیج فارس

15- معاهده ی 1856 م.شیوخ متصالحه در تکمیل قرارداد اول مه 1847 منع تجارت برده‏

16- قرارداد صلح دایمی شیوخ متصالحه 4 می 1853 برابر با25رجب 1269 با قبطان کنیل بالیوز خلیج فارس

17- قرارداد متمم برای قرارداد 14 می 1853 برابر با 25 رجب 1269در خصوص امنیت دریانوردی و خطوط تلگراف در خلیج فارس در تکمیل معاهده 1853 م.کهدرسال 1864 برابر با 11 ذی القعده 1280 قمری به امضاى شیوخ امارات سواحل عربى خلیج فارس رسیده است و تعهد شده که آسیبی به سیم های تلگراف در هر جای خلیج فارس که باشد نرسانند.

18- معاهده 5 ماده‏اى 24 ژوین  1879م. شیوخ متصالح (امیرنشین‌های جنوب خلیج فارس) برابربا 3 رجب 1296

19- معاهده تحت الحمایگی "پروتکتوریت" ومنع شدن شیوخ عرب ازبستن قراردادبادولتهای بیگانه (1892م.) این قراردادتوسط 6 شیخ یاحاکم ابوظبی،شارجه،دوبی،عجمان،ام القوین،راس الخیمه وازطرف بریتانیاتوسط
 A.C.TALBOTLEIUT.COL.RESIDENT,PERSIAN GULF امضاشده است.

20- قرارداد 1892 برابر با 9 شعبان 1309 قمری تعهد شیوخ متصالح با بریتانیا که رابطه سیاسی بجزبا بریتانیانداشته باشنددراین تعهدنامه تمامی شیوخ باذکرنام خوداعلام کرده اندکه درحضورای سی تالبت سی ای کی البایوزدرخلیج فارس التزام می بندند که به بندهای این تعهدنامه پایبند باشند.

21- قرارداد منع خرید و فروش سلاح نظامی 25 نوامبر 1902 با امضای حاکم دبی-  شارقه - امالقوین- ابوظبی ومقیم السیاسی فی الخلیج الفارسیC.A.KEMBALL,LIEUT.COL.POLITICAL RESIDENT, PERSIAN GULF

22- قرارداد ایجاد ایستگاه هوایی (فرودگاه) بین شیخ سلطان بن صقر و نماینده بریتانیا در خلیج فارس سر هوگ بیسکویی

23- قرارداد شیخ شخبوط سلطان حاکم ابوظبی و کمپانی دارسی 9 مارس 1953 -شش بار خلیج فارس بکار رفته از جمله در بند 2 آمده است در منطقه صلاحیت شیخ مطابق بیانیه 12 شعبان 1368 مطابق 10 جون 1949 بستر دریا و سطح دریا مجاور آبهای خلیج فارس حق اکتشاف برای 65 سال بطورانحصاری به کمپانی واگذارمیشود

بند 3- صلاحیت اکتشافات در تمام منطقه ساحلی تا اتصال به خلیج فارس و تا منطقه صلاحیت شیخ دبی و جزایر را شامل می شود و نقشه ضمیمه قرارداد می شود.

بند 8 . فروش نفت برابر با نرخی خواهد بود که کمپانی در دیگر مناطق خلیج فارس تعیین می کند.

بند 28 درخصوص اختلافات مقیم سیاسی درخلیج فارس میتواندداورتعیین کندمقیم سیاسی درخلیج فارس میتوانددرظرف 60 روزازاختلاف داورویاداورانی تعیین کند.

24- قرارداد دارسی در خصوص تعیین منطقه دریایی شیخ ابوظبی 22 مارس 1955 –ساحل وبستروآبهای سطحی منطقه شیخ باخلیج فارس.

25- در سخنرانی لوردکرزن در تاریخ 21 نوامبر 1903 برابر با شعبان 1321 قمری در حضور شیوخ و رعایای عرب قرائت شده است و تصویرمتن عربی آن در کتاب علی محمد راشد موجود است و در آن آمده است که صدسال قبل دراینجاجزقتل وغارت وهرج ومرج وبردگی چیزی وجودنداشت اماامروزامنیت به "خلیج فارس" برگشته است ومردم درآرامش بسرمیبرند.

در کتاب "تاریخ الکویت الحدیث نوشته دکتر احمد مصطفی ابو حاکمه،ذات السلاسل 1984" معاهدات حاکم کویت وبریتانیاضمیمه این کتاب است که در 6 معاهده نام خلیج فارس بکاررفته است. درصفحات 400 – 407 - 408-  424 – 425 –  426
"معاهده عمومی بااقوام عرب" ص 400،نامه مبارک الصباح حاکم کویت 26 ذی القعده 1331 به سرپرسی کاکس بالیوزوقنصول جنرال انکلیز در خلیج فارس"، ص 426 -
نامه "پرسی کاکس" 27 اکتبر 1913 بالیوزخلیج فارس به مبارک الصباح ص 425 ،نامه مبارک ال صباح به قنسول جنرال خلیج فارس موضوع قراردادسیم تلگراف ص 424  ودرصفحه  408 معاهده بین حاکم کویت مبارک صباح باکرنل ملکم جان مید اندین که در آن حاکم کویت متعهدمیشودکه هیچ قراردادوواگذاری اراضی باهیچ کس بدون بالیوزانگلستان درخلیج فارس انجام ندهد. 10 رمضان المبارک 1316 مطابق 23 جنوریسنه 1899 ودرصفحه  407 "معاهده دریایی" تعهدصباح ابن جابر،بنیابت از پدرش جابرابن عبدالله الصباح حاکم کویت به قبطان هنل( کاپیتان هنل) بالیوز در خلیج فارس تعهد می سپارد که به قرارداد صلح دریایی پایبند و همه گونه تلاش برای استقرار امنیت بکار گیرد. امضاء اول ربیع الاول سنه 1257 مطابق 1841 م.

26- در چند قرارداد دیگرمیان بریتانیا و امیر کویت و همچنین در یادداشت‏هایى که منجر به استقلال کویت شد و مى‏توان آن را قرارداد استقلال کویت نامید، همه ‏جا از عبارت «خلیج الفارسى» استفاده شده است. در عنوان یادداشت امیر کویت1961به نماینده ی ملکه انگلیس در خلیج فارس نیز چنین آمده است:

27- «حضرت صاحب الفخامة المقیم السیاسى لصاحبه جلاله فى الخلیج الفارسى المحترم». این سند که در تاریخ 19 ژوئن 1961 توسط عبداللَّه السالم الصباح امضاء شده است، طبق اصل 102 منشور سازمان ملل در دبیرخانه این سازمان به ثبت رسیده است و یک سند قابل استناد در دعاوى بین‏المللى است.

28- جزئیات بعضى از این‏گونه معاهدات، در کتاب «خلیج فارس» آرنولد ویلسن و کتاب تاریخ الحدیث الکویت بیان شده است.

29- در ضمایم قرارداد الجزایر  1975 میلادی نیزکه به پیمان صلح میان ایران وعراق معروف است،عنوان«خلیج فارس»به‏کاررفته است. درچندین معاهده ی دیگرکه درهمه ی آن‌ها شیوخ خلیج فارس و بریتانیا، و یا شیوخ خلیج فارس و سایر دولت های خارجى امضاءکنندگان آن بوده‏اند، عبارت «خلیج فارس» به‏کار رفته است.

30- در گزارش نهایىِ کمیته فنىِ اعزامى از سوى سازمان ملل براى تعیین حدود مرزى کویت و عراق در سال 1996م. ، همه‏جا از نام خلیج فارس استفاده شده و در نقشه ی ضمیمه گزارش که به‏عنوان سند شوراى امنیت منتشر شده است نیز «خلیج فارس» به‏کار رفته است.

در تعداد دیگری قرار دارد هم نام خلیج فارس بکار رفته بطور مثال در:

31- در قرارداد 26 ماده ای تبادل پول توسط شرکتهای پستی دو کشور 22 جولای 1952 میان دولت بریتانیا و اداره پستی خلیج فارس و پاکستان که به امضای اس .ای صدیقی و دلا وار رسیده است 5 بار خلیج فارس بکار رفته است.

32- در قرارداد 29 ماده ای تبادل پول توسط شرکتهای پستی هند و بریتانیا 1951 میان دولت بریتانیا و اداره پستی خلیج فارس و دولت هند که به امضای نس ادوارد و راج بهادور رسیده است 3 بار خلیج فارس بکار رفته است. این دو قرارداد در سال 1953 در سازمان ملل به ثبت رسیده است.

همچنین در قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی مربوط به جنگ اول و دوم خلیج فارس بارها نام خلیج فارس بکار رفته است.

ارجاعات:

1- مراجعه شود به:

- مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران، ازعهد هخامنشى تا عهد پهلوى، ع - وحید مازندرانى، 1350، انتشارات وزارت‏امورخارجه. – متن انگلیسی چندقرارداددرمجموعه عهودواسناداچیسن درج شده که وی آن راازمتن سفرنامه فرایر بنام نه سال سفر فرایر در ایران از 1672 تا 1681 نقل کرده است این سفر نامه در سال 1900 توسط بنگاه هاکلویت در سال 1900 در لندن چاپ شده

- راشد، على‏محمد. الاتفاقات السیاسیة و الاقتصادیة التى عقدت بین الامارات ساحل عمان و بریتانیا (1806 - 1971)، منشورات اتحاد کتاب و ادباء الامارات، 1989  

2- مراجعه شود به: مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران،همان.

 3- همان. گفتنی است که درکتاب "تاریخ الکویت الحدیث نوشته دکتراحمدمصطفی ابوحاکمه،ذات السلاسل 1984" معاهدات حاکم کویت وبریتانیاضمیمه این کتاب است که در 6 معاهده نام خلیج فارس بکاررفته است. صفحات 400 ص 426 ص 425 ص 424 ص 408 ص 407.

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 - 19:07:04

کد مطلب: 106180

لینک دسترسی به این موضوع:

http://www.hamshahrionline.ir/details/106180لینک

این مطلب ازسایت همشهری آنلاین درآبان ماه 91دریافت شده است.

 

  • اطلس های خلیج فارس

تا کنون چندین اطلس در بر دارنده نام و نقشه‌های خلیج فارس منتشر شده و مشخص می کند که نام خلیج فارس در همه نقشه های کهنبکار رفته. در کتاب:اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان, جزئیات کامل این اطلسها در گفتار ۱۱ صص ۹۸-۱۲۲ "مبحث اطلس ها(4)نقد و برسی شده‌است چند نمونه از آنها عبارتنداز:

  • مصطفی کاتب چلبی قسطنطنی(1067 -۱۰1۷ه.ق)، مورخ و جغراقی دان ترک، در کتاب جهان‌نماکه درباره جغرافیای جهان است، به نام خلیج فارس اشاره دارد.(23)
  • اطلس تصویری تونس ۲۵۳ نقشه چاپ موسسه جهانی عرب پاریسو دانشگاه تونس ۲۰۰۱

Atlas of The Arabian Peninsula in Old European Maps (253 maps) by Khaled Al Ankary, Institute du Monde Arabe,Paris and Tunisia University,2001 .تقریبا تمام نقشه‌ها نام خلیج فارس و معادلهای آن را دارند اولین نقشه این اطلس،تصویری از یک نقشهٔ طراحی شده بر روی چوب است که توسط فرانشیکو ایتالیایی به سال ۱۴۸۰م. ترسیم شده‌است.مشابه نقشه ی‌های منسوب به بطلمیوساست که خلیج فارس شکل مستطیل است.آخرین نقشهٔ اطلس مذکور(تونس) نقشهٔ شماره ۲۵۳ ویک نقشهٔ رسمی دولت عثمانیمتعلق به سال۱۸۹۵ م. است که در آن خلیج فارس را با نام بحر فارس ثبت کرده وکورفزی بصره( Bay of Basra) را که یکی از خلیج های داخل خلیج فارس است را نیز آورده است.

  • نقشه بی نظیر دیگر نقشه رسمی دولتی دوره عثمانی 1141ق- 1729 م. است که خلیج فارس را بحر فارس و دریای عرب را بحر محیط عجم ثبت کرده‌است.این نقشه بی نظیر تاریخی که از سوی دولت دشمن شماره یک امپراتوری صفویه است مناطق شیعه نشین عراق و بحرین و شمال عربستان را جزو ممالک ایران دانسته است.(5)

یک نقشه دیگر دوره عثمانی که سال ترسیم آن احتمالاَ ۱۷۲۱ م. است خلیج فارس را بحر فارس و دریای عرب را بحرعجم ثبت کرده‌است. در میان نقشه‌های اطلس مذکور ۱۰ نقشه علاوه بر ثبت نام خلیج فارس در محل خودش(پرشن گلف)،دریای عرب و بحر عمان فعلی را نیز دریای فارس یا پرشن سی ثبت کرده‌است از جمله می‌توان نقشه‌های صفحات ۲۲۶-۱۴۱-۳۲۳-۳۲۲-۳۳۱-۳۴۵-۳۴۷-۳۶۳-۳۵۵ و نقشه شکل اسبی بسیار هنری بوتینگ Bunting H.S.Q34/24CM Hanover,1620 دریای فارس(بجای دریای عرب) و خلیج فارس را نام برد.(6)

  • اطلس نقشه‌های تاریخی خلیج"چاپ ۱۹۹۶ شارجه

این اطلس در دو جلد چاپ شده که مجموعاً حدود ۵۰۰ نقشه با نام خلیج فارس دارند. این اطلس" نقشه‌های تاریخی سالهای ۱۴۹۳-۱۹۳۱م. خلیج فارس را که دارای ۲۷۶ نقشه از منابع اروپایی است در بر می‌گیرد و توسط "سلطان بن محمد القاسمی یکی از مقامات امارات متحده عربی" ابتدادر سال ۱۹۹۶م. به سفارش وی در لندن چاپ و توسط "منشورات مدینه شارقه للخدمات" منتشر شده‌است در این اطلس نیز مانند اطلس تونس ۹۸% نقشه‌ها نام درست خلیج فارس وجود دارد. اطلاعات موجود در نقشه‌های جهان نما تا ۱۷۰۰ همچنان فراتر از ۷ دریا و ۷ اقلیم نرفته و به سبک قدیم و سبک جغرافیانویسان مسلمان، چین در شرق ، اروس در شمال، فرانکه در اروپا و افریقیه در جنوب لبه‌های پایانی دنیا و دریای محیط بدور دنیا و کوه قاف حلقه پایانی دنیای سینی شکل است. حدود سال ۱۷۵۳م. نیکلاس دی فر (۱۶۹۴-۱۷۵۴م )اولین بار نقشه جهان را تقریباً به شکل امروزی ترسیم کرده‌است.

  • اطلس عراق در نقشه‌های قدیمی

در این اطلس که تألیف "احمد سوسه" پدر کارتوگرافی در عراق است، بر اساس منابع یونانی و اسلامی ۳۹ نقشه به زبان عربی و به طریقه سیاه و سفید ترسیم شده‌است که نام خلیج فارس در همه این نقشه‌ها از جمله در نقشه دوره آشوریان به شماره ۶ ، نقشه هیکاتوس (متوفی ۴۷۵ ق.م.) به شماره ۷ که به امپراتوری فارس و مصر سفر نموده‌است، نقشه ایراتوستین یونانی به شماره ۹ ، نقشه بطلیموس به شماره ۱۰، در واژه خلیج فارس ( سینوس پرسی) به کار رفته و اما در نقشه فتوحات قرن اول هجری به شماره ۱۱، نقشه ی( بلخی ۹۳۴م.) به شماره ۱۲ ، نقشه دیار عرب اسطخری (۹۵۱ م.) به شماره ۱۶ و نقشه عراق از اسطخری به شماره ۱۸ ، نقشه جهان نمای ابن حوقل(۹۷۷م.) به شماره ۱۹ ، نقشه عراق از ابن حوقل به شماره ۲۲، نقشه جهان از جیهانی( ۹۷۷م.) به شماره ۲۶، نقشه جهان نمای ادریسی( ۱۰۹۹-۱۱۶۴م.) به شماره ۲۹ ، نقشه جهان نمای قزوینی (۱۲۰۳-۱۲۸۳م.) به شماره ۳۱ ، نقشه ابن الوردی ۱۳۴۸م. به شماره ۳۶ نقشه شماره ۳۸ از جغرافیانویس مجهول و نقشه شماره ۳۹ به نام مواضیع التاریخیه کلمهٔ بحر فارس ( دریای فارس) بکار رفته‌است.

  • اطلس مذکور توسط موسسه کارتوگرافی سحاب دو بار باز چاپ شده‌است.
  • دولت کویتدرسال ۱۹۹۲م. کتابی را مشتمل بر هشتاد نقشه و سند تاریخی تحت عنوان " الکویت فی الخرائط العالم" (کویت در نقشه‌های جهان) به چاپ رسانیده‌است که در همهٔ این نقشه‌ها و اسناد تاریخی که از اطلس‌های مختلف گرد آوری شده‌است، نام خلیج فارس وجود دارد.
  • اطلس "الکویت قراءه فی الخرایط التاریخیه" در سال ۱۹۹۴ م. در کویتبه همت عبدالله یوسف الغنیم به چاپ رسیده که حاوی حدود 200 نقشه با نام خلیج فارس است.

۶ - اطلس" ریشه‌های کویت" بنام( اصول الکویت المنشور العام ) که در سال ۱۹۹۱ در هلند به چاپ رسیده‌است،پانزده نقشه تاریخی وجود دارد که در همه آن‌ها نام خلیج فارس ثبت شده‌است.

  • بنیاد ایران‌شناسی نیزکتاب «وصف خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی، با ۴۰ نقشه اسلامی و ۱۲۰ نقشه اروپایی را منتشر کرده‌است.(7)
  • "اطالس التاریخی للعالم الاسلامی فی العصور الوسطی" عبد المنعم ماجد، علی البنا، (دار الفکر العربی ۱۹۸۶م، مکتبه القاهره الکبری، رمز ۲۵۴۰۰)دارای حدودشانزده نقشه از جمله نقشه‌های شماره ۲،۳،۷،۸،۹،۱۰،۱۶ مربوط به خلیج فارس با همین نام است .درچاپ جدیداین اطلس عبارت خلیج فارس در تمام نقشه‌ها به خلیج عربی تخریب شده‌است.
  • در کتاب "مصور الجغرافی لاقالیم الارض الطبیعیه و السیاسیه" 90 نود نقشه از منابع عربی وجود دارد که دردوازده نقشهٔ مربوط به منطقهٔ خلیج فارس، نام تاریخی بحر فارس و خلیج فارس وجود دارد. این کتاب تألیف "الشیخ محمد فخرالدین" مدرس دارالعلوم است که انتشارات مکتبه الهلال بشارع الفجاله مصر، چاپ یازدهم آنرا در سال 1925
  •  انجا م داده است.

Names, دریای اریترا+پرشن سی

  • در کتابخانه‌هاو موزه‌های سایر مناطق جهان اطلس‌ها و اسنادو مدارک معتبری در تائیداصالت و کهنت نام خلیج فارس وجود دارد.
  • در کتابخانه‌ها و آرشیوهای ملی کشورها نقشه‌های بسیار زیبا و هنری از خلیج فارس نگه داری می‌شود
  • در کتابخانه کنگرهآمریکاو کتابخانه آرگوسی نیویورک بیشتر از ۲۰۰ نقشه تاریخی در بریتانیا- روسیه و هند و در بسیاری از کشورهایی اروپایی نیز نقشه‌هایی با ارزش تاریخی و موزه‌ای و وجود دارد که خلیج فارس با نام اصلی در آن‌ها ثبت شده‌است.
  • در کتابخانه ملی بریتانیا (لندن) ، کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، مرکز اسناد عمومی لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی لندن بیشتر از ۳۰۰ نقشه در بر دارنده نام خلیج فارس وجود دارد در *بسیاری از موزه‌ها ،کتابخانه‌ها و حتی هتلها و یا آرشیوهای خصوصی چه در کشورهای عربی مانند مصر و چه کشورهای غیر عربی صدها نقشه تاریخی با نام خلیج فارس وجود دارد.(24)
  • نقشهٔ موجود در موزه متحف مصری قاهره که بر اساس یک لوحه سنگی عظیم قبل از میلاد ترسیم شده‌است و از سال ۱۹۰۳ در کنار این لوح نصب است وبه نام خلیج فارس مزین می‌باشد که بعضی از این نقشه‌ها از سوی یونسکو به عنوان میراث بشریت برسمیت شناخته شده و بطور نمونه می‌توان به نقشهٔ موجود در کتابی تحت عنوان نوادرالمخطوطات(RARE MANUSCRIPTS) که از سوی یونسکو در سال ۱۹۹۵ بر اساس اسناد کتابخانه اسکندریه مصربه عنوان میراث جهانی چاپ شده‌است اشاره کرد.(8)

دریای پارس

  • موسسه دریای شرق با کمک دولت کره جنوبینیز در سال ۲۰۰۲ کتابی بنام:

East Sea in World Mapsمنتشرکرد.این کتاب ۴۰ نقشهٔ تاریخی را از سال ۱۷۱۵ تا سال ۱۸۰۰ در جهت اثبات نام دریای شرق به چاپ رسانده‌است که در تمامی نقشه هائی که جنوب ایران را در بر گرفته‌اند (۳۱ نقشه) نام خلیج فارس ثبت گردیده‌است. در این کتاب همچنین فهرست مشخصات ۹۰ نقشه کتابخانه لندن از سال ۱۵۹۵ م. تا ۱۸۹۴م. و فهرست ۶۱ نقشه موجود در دانشگاه کمبریج لندن متعلق به سالهای ۱۵۷۰ تا ۱۸۲۴ م.راجع به آسیا را به چاپ رسانده در این نقشه‌ها نیز همچنان خلیج فارس با نام تاریخی و درست خود ثبت شده‌است.

  • درآلمانیک اطلس تاریخی حاوی تصاویر نقشه‌های موجود در موزه‌ها و آرشیوهای خصوصی آلمان سال ۲۰۰۲ چاپ شده که ۹ مورد نقشه‌های جهان نام خلیج فارس را در بر دارد.
  • حدود ۳۰ اطلس تاریخی مربوط به قرن گذشته خلیج فارس را با همین نام ثبت کرده‌اند.

از جمله: اطلس توماس هربرت ۱۶۲۸ م. ،اطلس پاریس دانشگاه لوساج ۱۸۶۳م. ،اطلس آلمان ۱۸۶۱م. ،اطلس پاریس انویلی ۱۷۶۰م. ، اطلس جغرافیای مدرن ۱۸۹۰م. پاریس که توسط" F.SCHRADER and F.PRUDENT " طراحی شده دارای ۱۰ نقشه با ذکر نام خلیج فارس است. این اطلس در مرکز اسناد ملی مصر ( دار الوثائق قومی) نگهداری می‌شود و در نقشه شماره ۴۰ جزایر سه گانه با رنگ و متعلق به ایران ترسیم شده‌است.

دایرة المعارف‌های بزرگ جهان مانند RAISONNE DE SCIENCE KOSJDK NHDVI HGLUHVT (چاپ ۱۷۵۱م. فرانسه) ، دایرة المعارف بریتانیکا، دایرة المعارف لاروسکا، امریکانا و….و .. تمام دایرة المعارف‌ها ی مشهور از قدیم تا کنون خلیج فارس را با همین واژه ثبت نموده‌اند.توضیح چند نقشه از اطلس تونس:جرارد ون شاگننقشه‌نگار هلندی در سال ۱۶۸۹ (میلادی( در آمستردامنقشه‌ای از جهانترسیم کرد.

نوشتار اصلی: نقشه جهان

این نقشه به سبک کنده‌کاری با فلز مس و رنگ‌کاری دستی تزئین شده‌است. نقشه مس‌آرایی شده، نقشه‌ای کمیاب است و فقط یک رونوشت از آن در دانشگاه آمستردام می‌باشد و نسخه‌ای مشابه در کتابخانه‌های آمریکا ندارد.

منابع:

4.«Omission of 'Persian Gulf' Name Angers Iran»(انگلیسی)‎. World Press.com، ۲۶. بازبینی‌شده در ۱۰ آگوست۲۰۱۰

5.http://en.wikipedia.org/wiki/Persian_Gulf#cite_note-IHO-5

6.«پیدایش دریای پارس (خلیج فارس)». کانون پژوهش‌های خلیج فارس. 

7.«راهکاری برای حفاظت از خلیج فارس». جام جم. 

8."Limits of Oceans and Seas, 3rd edition". InternationalHydrographic Organization. 1953. http://www.iho-ohi.net/iho_pubs/standard/S-23/S23_1953.pdf. Retrieved 7 February 2010. 

23.«انتشار نقشهٔ کاتب چلبی از ایران برای اولین بار»(فارسی)‎. پارسینه، ۰۸ شهریور ۱۳۹۱. 

24.[۱], Documents on the Persian Gulf's name : the eternalheritage of ancient time Author:Ajam, Muḥammad.]],

لینک دسترسی به این مطلب:

      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8      %B1%D8%B3

این مطلب بخشی ازمطلب سایت ویکی پدیا است که درآبان ماه 91دریافت شده است.

 

تاریخچه خلیج فارس

پرفسور «عزیزا... بیات»، پدر علم تاریخ ایران در مقاله ای که پیش رو دارید تاریخچه خلیج فارس را بررسی کرده است. از این دانشمند بزرگ کشورمان به خاطر ارائه مقاله «به روزنامه دنیای اقتصاد» قدردانی می شود. ضمن اینکه مقاله مزبور از معدود مقالاتی است که به صورت علمی تاریخچه خلیج فارس را مورد کنکاش قرار داده است.

ظاهرا محقق است که از زمان های بسیار قدیم، سواحل عربی خلیج فارسی دشت های جنوب غربی کشور ایران و کشورهای سومری اورمسکن(از اقوام سامی نژاد) بوده است. به احتمال زیاد در حدود 2600 سال قبل از میلاد در «اماکن» که شاید «عمان» امروزی باشد، مردمی دریانورد سکونت داشته اند و حتی پیش از این، بین هند و جنوب عراق ارتباط برقرار بوده است.
مسلما بابلی ها در قرن هفتم قبل از میلاد در خلیج فارس دریانوردی می کرده اند و با توجه به داستان اردوکشی «سنا خریب» ثابت می شود که بحر پیمایی در خلیج فارس از قرن هشتم قبل از میلاد به این طرف سابقه داشته است. آنان، پیش از تسلط آریایی ها بر سرزمین ایران، در کتیبه های خود از این دریا به نام «نارمرتو» که به معنی رود تلخ است نام برده اند. پس از تاسیس دولت هخامنشی، سلاطین این سلسله به اهمیت نیروی دریایی در خلیج فارس واقف شدند و به تدریج ایرانیان در سواحل آن نفوذ یافتند. در بند سوم کتیبه ای که از داریوش اول در کانال سوئز یافته اند چنین آمده است: «من پارسی ام. از پارس مصر را تسخیر کردم. امر کردم این کانال را بکنند از پی رود (یعنی نیل) که در مصر جاری است، تا دریایی که در پارس بدان روند این کانال کنده شده؛ چنان که امر کردم و کشتی ها روانه شدند چنان که اراده من بود».
در زمان هخامنشیان تمام سواحل و جزایر خلیج فارس تحت نفوذ ایران قرار داشت و ملوانان ایرانی با کشتی های خود در سرتاسر آن با حمایت دولت مقتدر هخامنشی که کلیه کشورهای بزرگ آن زمان را از پای درآورده بود، به سیر و سیاحت مشغول بودند. زمانی که داریوش اول در هند بود (512ق.م) سفاینی ساخت و «اسکیلاس»، دریانورد یونانی، را مامور کرد تا درباره خلیج فارس و دریای عمان تحقیق و بررسی نماید.
این ماموریت برای ایران اکتشافات جغرافیایی مهمی دربرداشت و توانست از طریق بنادر و جزایر خلیج فارس با سرزمین های دوردست، از جمله عربستان، هندوستان، چین و آفریقا به تجارت پردازند. به احتمال زیاد می توان ادعا کرد که ایران، تا دوران تسلط پرتغالی ها بر خلیج فارس، چنین وضعیت و نفوذی در منطقه داشته است.
یکی از مورخان یونانی به نام آریان که در قرن دوم میلادی می زیسته است، در یکی از تالیفات خود که «آنابازیس» یا تاریخ سفرهای جنگی اسکندر نام دارد، ضمن شرح دریانوردی «نئارخوس»، که به فرمان اسکندر ماموریت یافته بود که رود سند را تا انتهای خلیج فارس سیاحت کند، از خلیج فارس به اسم «پرسیکون کا ای تاس» نام برده است.
استرابن، جغرافیادان معروف یونانی که در نیمه دوم قرن اول میلادی می زیسته، در کتاب خود به کرات همین نام را در مورد «خلیج فارس» آورده است. «بطلیموس» منجم، ریاضی دان و جغرافی دان معروف حوزه اسکندریه قرن دوم میلادی، نیز در اثر معروف خود به نام «مجسطی» از خلیج فارس به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کرده است. در کتاب هایی که به زبان لاتینی تالیف شده اند اصطلاح مذکور را غالبا «سینوس پرسیکوس» یا «ماره پرسیکوم»: یعنی «دریای پارس» نوشته اند.
تاریخ استقرار ایرانیان در خلیج فارس و جزایر آن دقیقا روشن نیست، ولی ظاهرا اواسط دوران سلسله اشکانیان سواحل عمان متعلق به ایران بوده است. آنچه مسلم است این است که بنابر گفته طبری، اردشیر بابکان، موسسه سلسله ساسانی، سپاهی روانه بحرین کرد و شخصی را به نام «ساطرون» که در آنجا علم طغیان برافراشته بود، مغلوب کرد و شاپور، پسر خود را به حکومت بحرین منصوب نمود.
در مدت سلطنت انوشیروان (531-579م) علاوه بر سواحل و جزایر خلیج فارس، دریای عمان، سواحل جنوبی عربستان، عدن و یمن نیز در تصرف ایران بود و نفوذ این کشور تا سواحل بحر احمر و آفریقا گسترش یافت. بنابر قول بلاذری مقارن ظهور اسلامی، بحرین به ایران تعلق داشته است. بعد از انقراض ساسانیان، در نتیجه فتوحات سپاهیان اسلام، کشور ایران تحت حکومت اسلامی قرار گرفت

و تا تاسیس سلسله آل بویه خلفای بنی امیه و بنی عباس بر جزایر و سواحل خلیج فارس تسلط داشتند. ضمن اینکه تا حدود یک قرن بعد از جنگ نهروان (39هجری) بحرین، عمان و جزایر دیگر خلیج فارس پناهگاه «خوارج» شده بودند.
مورخین و جغرافیادانان اسلامی در آثار خود از این خلیج به نام «بحر فارس» یا «الخلیج الفارس» یا «خلیج فارس» یاد کرده اند؛ از جمله ابن فقیه همدانی، ابن خردادبه، استخری، مسعودی، ابن حوقل، ابن بلخی، شریف ادریسی، یاقوت حموی، زکریای قزوینی، حمدا... مستوفی، ابن بطوطه، حاج خلیفه، مقدسی و ابوریحان بیرونی.
بعد از آنکه امرای آل بویه قدرت را در دست گرفتند برای سرکوبی خوارج و قرامطه به خلیج فارس روی آوردند. یکی از مهم ترین فتوحات معزالدوله دایمی فتح ناحیه عمان و بحرین در سال 355 هجری است که آنها را به کمک برادرزاده خود عضدالدوله به تصرف درآورد و به قلمرو آل بویه ضمیمه کرد و از آن به بعد تا مدت قریب به یک قرن تحت تسلط امرای آل بویه بود. در این زمان یکی از مهم ترین بنادر خلیج فارس «سیراف» بود و کشتی های تجارتی چین به این بندر رفت و آمد می کرد.
عمان و جزایر خلیج فارس بین سال های 456 تا 536هجری قمری به قلمرو سلاجقه کرمان پیوست. توران شاه بن قاورد از امرای این سلسله جزیره «کیش» را به جای «سیراف» مرکز تجارت خلیج فارس قرار داد و در نتیجه به تدریج امرای کیش صاحب نفوذ و قدرت شدند و غالبا بر سر تصرف جزایر خلیج با ملوک هرمز نزاع داشتند. اتابک ابوبکر سعد زنگی (623-658هجری)، در پنجمین سال زمامداری خود، به خلیج فارس لشکر کشید و عمان و بحرین و کیش و سواحل خلیج فارس را از حدود بصره تا سواحل هند تصرف کرد و در عصر حکومتش (626ق به بعد) بندر هرمز مهم ترین بندر تجارتی خلیج فارس شد. پرتغالی ها بعد از کشف راه دریای هندوستان برای اینکه ارتباط خود را با این نواحی زرخیز حفظ نمایند مصمم شدند تجارت بین بنادر سواحل اقیانوس هند را هم، که تا این تاریخ در دست مسلمین عربستان و اهالی سواحل خلیج فارس بود، تحت نظر خود قرار دهند. برای رسیدن به این هدف برخورد آنها با امرا و متنفذین محلی اجتناب ناپذیر بود.
در سال 911 هجری قمری(1505 میلادی) به فرمان دن مانوئل اول پادشاه پرتغال شخصی به نام دن فرانسیسکو و آل میدا را به حکومت مستعمرات پرتغال در هند منصوب کرد. وی در مدت ماموریت خود سعی می کرد در امور داخلی اقوامی که در سواحل اقیانوس هند و خلیج فارس سکونت داشتند، مداخله نکند و تمام جدیت وی صرف حفظ مناسبات تجاری و روابط تجاری و روابط دوستانه با اقوام مذکور شد. ولیکن جانشین او آلفونسو دو آلبو کرک در صدد برآمد دولتی قوی تحت سرپرستی دولت پرتغال در سواحل اقیانوس هند تشکیل دهد و برای عملی شدن این نقشه، «جزیره سقوط راه» را در سال 912 هجری (1506 م) تصرف کرد و از طریق دریای عمان به نزدیک مسقط رسید. در اینجا اشاره ای به موقعیت چند قرن گذشته خلیج فارس و تا قبل از سقوط مسقط توسط دولت پرتغال ضروری به نظر می رسد. قبلا تعداد زیادی از جزایر و بنادر ساحلی دریای عمان جزو قلمرو سلطان جزیره هرمز بود. در اوایل قرن هشتم هجری، بعد از خراب شدن بندر هرمز جزیره هرمز، که در سه فرسنگی بندر هرمز واقع شده بود، مورد توجه سلطان قرار گرفت. چندی نگذشت که این جزیره از اهمیت و اعتبار زیادی برخوردار شد و مرکز آن «بندر جرون» یکی از بنادر مهم و معتبر خلیج فارس گردید.
از اواخر قرن پنجم هجری جزیره هرمز تحت تصرف عده ای از سلاطین محلی عرب بود و غالبا خراج گذار امرای کرمان و اتابکان فارس بودند. بعد از آنکه هرمز جدید به وجود آمد یک نفر از همان سلسله قدیم سلاطین هرمز به سلطنت جزیره اختیار گردید. او در سال 720 هجری قمری(1320 میلادی) جزایر کیش و بحرین را هم ضمیمه متصرفات خود کرد. جانشینان وی به تدریج دامنه متصرفات خود را از مسقط تا بصره توسعه دادند. در همین زمان هرمز یکی از مهم ترین مراکز بازرگانی داد و ستد خلیج فارس گردید. همان طور که گفته شد «آلبوکرک» بعد از ویران کردن مسقط خود را به ساحل هرمز رسانید. در این ایام پادشاه هرمز نوجوانی دوازده ساله به نام سیف الدین بود که به کمک امرای خود به دفاع از هرمز پرداخت، ولی سرانجام مغلوب آلبوکرک گردید و چاره ای نداشت جز آن که تحت الحمایگی پرتغال را بپذیرد.
آلبوکرک بعد از غلبه بر سلطان هرمز در ساحل جزیره قلعه مستحکمی جهت اقامه پرتغالی ها بنا کرد. اگرچه، قبل از آمدن پرتغالی ها به جزیره هرمز، سلطان آن محل در اداره متصرفات خود مستقل بود لیکن بعد از تاسیس سلسله صفویه، زمامدار هرمز به شاه اسماعیل، موسس سلسله صفویه، خراج می داد و در حقیقت متصرفات وی قلمرو ایران محسوب می شد. همین که شاه اسماعیل اول، در سال 913 هجری قمری(1507 میلادی)، خراج سالانه هرمز را مطالبه کرد. سیف الدوله به آلبوکرک مراجعه کرد و از او چنین پاسخ شنید که هرمز به پادشاه پرتغال تعلق دارد و حاکم جزیره مکلف است خراج سالانه خود را برای کشور پرتغال ارسال دارد.
در سال 918 هجری قمری (1513میلادی) آلبو کرک به پرتغال احضار شد. وی در مراجعت خود به هند مطلع گردید که در غیبت او شیخ عدن سر به شورش برداشته و سلطان هرمز تحت الحمایگی شاه اسماعیل را پذیرفته است. آلبوکرک برادرزاده خود را مامور سرکوبی آنها کرد و چون وی از این ماموریت نتیجه ای نگرفت به بندر «گوآ» پایتخت هند –پرتغال بازگشت وآلبوکرک راازجریان امرآگاه کرد.
آلبوکرک در اوایل سال 921 هجری قمری به طرف هرمز حرکت کرد و آنجا را تصرف کرد. در همین زمان از جانب شاه اسماعیل سفیری نزد وی آمد و سرانجام برای قطع دعاوی بین فرستاده شاه اسماعیل و آلبوکرک معاهده ای بسته شد و به موجب آن جزیره هرمز خراج گذار پرتغال شد و در مقابل پرتغالی ها متعهد شدند که با ایرانی ها علیه عثمانی ها متحد باشند. با وجود این معاهده، پرتغالی ها در سال 926 هجری قمری بحرین، یعنی ساحل «الحسا» و جزایر مجاور آن را از تصرف شاه اسماعیل خارج کردند. شاه اسماعیل از طرفی به سبب گرفتاری های داخلی و از طرف دیگر به علت نداشتن کشتی نتوانست از تجاوزهای پرتغالی ها جلوگیری کند. وی حتی در انقلاب عظیمی که از سال 925 تا 928 هجری قمری در سرتاسر سواحل و جزایر خلیج فارس توسط ایرانی ها علیه پرتغالی ها به وجود آمده بود، هیچ گونه فعالیتی برای قطع ریشه تسلط آنها از خود نشان نداد.
در سال 1009 هجری قمری الله وردی خان ابتدا خوانین لار را که از هم دستان پرتغالی ها بودند، سرکوب کرد؛ آن گاه سپاهی را برای تسخیر بحرین مامور کرد. پرتغالی ها نیز در صدد دفاع از بحرین برآمدند. الله وردی خان برای کاستن فشار آنها بندر جرون را مورد تعرض قرار داد و با به کار بردن این تدبیر از استیلای مجدد پرتغالی ها بر بحرین جلوگیری کرد و این قسمت اولین نقطه ای از سواحل خلیج فارس بود که پس از یک قرن، از تسلط پرتغالی ها خارج شد و ضمیمه قلمرو صفویه گردید.
هنگامی که در سال 941 هجری قمری (1534.م) عثمانی ها بغداد را تصرف کردند به تدریج در «احسا» و به ویژه در «قطیف» نفوذ پیدا کردند. پرتغالی ها، در این سال ها (اواسط قرن شانزدهم میلادی) که به علت بدرفتاری و اعمال ظلم و ستم خارج از اندازه به ساکنان سواحل خلیج فارس، دشمنان زیادی پیدا کرده بودند با رقابت دولت عثمانی روبه رو شدند. طولی نکشید که در اواخر این قرن کشورهای استعمارگر دیگر اروپا، از جمله انگلیس و هلند در صدد برآمدند به منابع سرشار کشورهای آسیایی دست یابند.
هنگامی که لشکریان به ظاهر شکست ناپذیر اسپانیا و پرتغال در سال 1588 میلادی در هم شکست، پای بازرگانان انگلیسی و هلندی در اقیانوس هند باز شد. در سال 1600 تا 1602 میلادی شرکت های انگلیسی و هلندی، هند شرقی بریتانیا و هند شرقی هلند تشکیل گردید. شعبه شرکت انگلیسی هند شرقی در «سورات» تشکیل شد. در این زمان شاه عباس، که قبلا حق تجارت را به طور کلی به مسیحیان اعطا کرده بود، طی فرمانی دست کارگزاران شرکت انگلیسی را برای تجارت در خلیج فارس باز گذاشت. در نتیجه شرکت مذکور فعالیت خود را برای فروش پارچه های پشمی در بندر جاسک گسترش داد.
متعاقبا کشتی های شرکت هند شرقی در سال 1030 هجری قمری (1620م) در بندر جاسک پرتغالی ها را به سختی شکست دادند. در همین زمان به فرمان شاه عباس، امام قلیخان با نمایندگان شرکت انگلیسی به مذاکره پرداخت تا از آنها برای حمله به جزیره قشم و پایان دادن به سلطه پرتغالی ها کمک بگیرد. نمایندگان شرکت نیز، در میناب با امام قلیخان عهدنامه ای بستند و قرار بر این شد که ایرانی ها از خشکی و انگلیسی ها از دریا به جزیره قشم و هرمز حمله کنند.
بعد از عقد قرارداد، امام قلیخان ابتدا به قشم حمله برد و آنجا را تصرف کرد. سپس قوای متحدین قلعه هرمز را محاصره و تصرف کردند و با فتح «هرمز» (1031 هجری، 1621 میلادی) مهم ترین پناهگاه پرتغالی ها در خلیج فارس، پس از یک قرن، از سلطه پرتغالی ها آزاد شد و پرچم ایران بر بالای قلعه جزیره به اهتزاز درآمد. ضمنا سلطه قدیم امرای هرمز، که از چند قرن پیش در هرمز قدیم (میناب فعلی) و هرمز جدید (جزیره فعلی هرمز) و سواحل عمان، گاهی استقلال داشتند و زمانی دیگر تحت فرمان حکومت ایران و چندی هم تحت حمایت پرتغال و اسپانیا به سر می بردند، برافتادند. از این زمان به بعد، هرچند جزیره هرمز به تصرف ایران درآمد، اما دیگر رونق بازرگانی سابق خود را بازنیافت.
شاه عباس بندرعباس را بندر تجارتی خلیج فارس قرار داد و انگلیس ها از جاسک به آن جا منتقل شدند. اما پرتغالی ها که بارها کوشیدند «جزیره هرمز» را پس بگیرند و توفیق نیافتند سرانجام در سال 1034 هجری قمری با شاه عباس صلح کردند و از کلیه متصرفات خود چشم پوشیدند. شاه عباس هم از آنجایی که مایل نبود از دوستی با دولت های پرتغال و اسپانیا صرف نظر کند –تادرصورت بروزدشمنی باانگلیس هاتنها نماند–به پرتغالیها اجازه داد در بحرین به صید مرواید مشغول شوند و در شمال شرقی بندر لنگه برای خود قلعه و دارالتجاره بنا کنند. به طور کلی در این موقع بنادر و جزایر خلیج فارس میدان فعالیت های تجارتی و اقتصادی ممالک مختلف اروپایی مانند انگلیس ها، هندی ها، فرانسوی ها و پرتغالی ها شده بود.
هلندی ها قبل از وقایع هرمز چندان توجهی به خلیج فارس و بنادر و جزایر آن نداشتند. آنها تنها به این علت که در هندوستان و جزایر هند شرقی با پرتغالی ها رقابت داشتند، در جنگ هرمز، چند فروند کشتی به کمک ایرانی ها و انگلیس ها فرستادند.
ولی از این تاریخ به بعد، شرکت هند شرقی هلند به تدریج در صحنه سیاست خلیج فارس وارد شد و طولی نکشید که برای انگلیس ها در خلیج فارس رقیب خطرناکی گردید و روزبه روز بر قدرت و نفوذش افزوده شد تا جایی که در سال 1036 هجری قمری (1626م.) موافقت شاه عباس اول را برای در اختیار گرفتن تجارت ابریشم جلب کرد.
در زمان سلطنت شاه عباس دوم(1077-1052 هجری قمری) تجار هلندی از وی خواستند حق آزادی تجارت در خلیج فارس را از انگلیس ها سلب کند و نظر به اینکه این خواسته مورد موافقت شاه عباس قرار نگرفت هلندی ها شدت عمل نشان دادند و جزیره قشم را تصرف کردند و شاه عباس دوم ناچار شد به آنها امتیازات بیشتری بدهد.
در زمان سلطنت شاه سلیمان(1106-1077 هجری قمری) هلندی ها جزایر و مواضعی را که تصرف کرده بودند، بعد از مدت یازده ماه، تخلیه کردند و در زمان سلطنت شاه سلطان حسین (1135-1106 هجری قمری)، به سبب توسعه نفوذ انگلیس ها، همه امتیازات خود را از دست دادند و حتی از معامله ابریشم با ایران نیز محروم شدند.
در دوره انحطاط سلسله صفویه تسلط ایران بر خلیج فارس ضعیف شد. مضافا به اینکه بعد از کوتاه شدن دست پرتغالی ها از خلیج فارس، «خوارج» صاحب قدرت و اهمیت شدند تا جایی که در دوران امامت سیف بن سلطان، که با شاه سلطان حسین معاصر بود، سلطه و تجاوز آنها سرتاسر اقیانوس هند را، از ساحل زنگبار تا هند غربی، دچار وحشت کرده بود. در اواخر امامت سیف بن سلطان، خوارج، بحرین را تصرف کردند و هرمز و کیش و قشم را ضمیمه عمان نمودند.
در این ایام شاه سلطان حسین برای دفع شر آنها از دولت های انگلیس، هلند و فرانسه یاری خواست ولی درخواست او مورد قبول واقع نگردید. به ناچار، وی از نایب السلطنه پرتغال که در «گوآ» اقامت داشت درخواست کمک کرد. پرتغالی ها هم، به کمک برخاستند و در سال 1131 هجری قمری در بندر کنگ خوارج را در هم شکستند. بعد از این رویداد، در عمان یک رشته جنگ های داخلی به وجود آمد و در این گیرودار اعراب تابع ایران به نام «هوله» بحرین را بعد از گذشت ده سال که در تصرف قبیله ای از خوارج بود، از آنها پس گرفتند.
بعد از انقراض سلسله صفوی، با روی کار آمدن نادر، موقعیت ایران در خلیج فارس تا حدی تثبیت شد. نادر در سال 1149 هجری قمری (1736 م.) بعد از پایان مراسم مجلس تاریخی دشت مغان، محمد تقی خان، بیگلربیگی فارس را مامور کرد تا بحرین را فتح کند.
محمدتقی خان نظر به اینکه کشتی در اختیار نداشت، با توسل به زور، هلندی ها را به نقل و انتقال سپاهیان خود واداشت و به این ترتیب عمان و مسقط را تصرف کرد.
احمدبن سعید بوسعیدی حاکم قلعه «صحار» که بر امام سیف شوریده بود، سر به اطاعت نهاد و به حکومت «صحار» منصوب شد. بعد از کشته شدن نادر حاکم مذکور از اوضاع و احوال آشفته آن روز ایران سوء استفاده کرد و بر مسقط و بیشتر نواحی عمان تسلط یافت و همچنان جانشینان او عمان را تاکنون در تصرف خود دارند.
انگلیس ها در زمان سلطنت نادر در جهت مخالفت بودند. از جمله در این لشکرکشی ها به دولت ایران کمکی نکردند و برعکس، در دفاع از بصره حامی دولت عثمانی نیز شدند. به همین سبب نادر نسبت به آنها متغیر شد و برای مقابله، ابتدا در صدد برآمد خود را در خلیج فارس به کشتی های جنگی تجهیز کند. از این رو دستور داد تا در بندر بوشهر کشتی بسازند و چوب موردنیاز را از جنگل های مازندران تامین و به ساحل خلیج فارس حمل کنند. ولیکن این اقدام نتیجه مطلوبی در بر نداشت.
در زمان نادر امتیازات شرکت هند شرقی بریتانیا تجدید شد. ولی از یک طرف به علت هرج و مرجی که در سال 1160 هجری قمری در ایران، بعد از قتل نادر، به وجود آمد و از طرف دیگر بروز جنگ هفت ساله بین فرانسه و انگلیس بر سر تسلط بر هندوستان (1756-1763میلادی) باعث شد فعالیت شرکت هند شرقی انگلستان با مشکلاتی مواجه گردد.
در زمان سلطنت کریم خان (1163-1193 هجری قمری) نیز، تحولات زیادی در اوضاع خلیج فارس به وقوع پیوست. مقارن این ایام تجارت بحری خلیج فارس در دست هلندی ها و انگلیسی ها بود. فرانسوی ها هم که در این زمان با انگلیس ها درگیری رقابت داشتند، در خلیج فارس نیز مزاحم دشمنان خود می شدند و حتی یک بار در محرم سال 1173 هجری قمری، با چهار فروند کشتی جنگی به بندرعباس آمدند و مراکز بازرگانی انگلیس ها را گلوله باران کردند. چهار سال بعد از این واقعه انگلیس ها مرکز بازرگانی خود را به بندر بصره که آن زمان به امپراتوری عثمانی تعلق داشت، منتقل کردند. هلندی ها هم مراکز بازرگانی خود را از خلیج فارس به خاک عثمانی بردند.
در نتیجه بروز این حوادث لطمه شدیدی به تجارت ایران وارد شد. کریم خان که علاقه زیادی به پیشرفت بازرگانی ایران داشت، در سال 1177 هجری قمری انگلیس ها را به بندر بوشهر برگرداند و به آنها امتیازی داد، به طوری که عملا صادرات و واردات از راه بوشهر را در انحصار خود گرفتند و تا سال 1183 هجری قمری در همین بندر به توسعه تجارت اشتغال داشتند. در این تاریخ باز هم به علت تعدیات شیوخ عرب و نداشتن امنیت، ناچار بوشهر را رها کردند و رهسپار بصره شدند.
در سال 1167 هجری قمری (1753 م) کنیپ هاوزن رییس تجارتخانه هلندی جزیره خارک را تصرف کرد و در آنجا قلعه نظامی بنا نمود و آن جزیره را مرکز صید و تجارت مروارید قرار داد. چندی نگذشت شیخ بندر ریگ یعنی «میر مهنا» بر «صادق خان» والی فارس شورش کرد و چون نتوانست در مقابل سپاهیان صادق خان مقاومت کند به جزیره خارک حمله برد و آنجا را از هلندی ها گرفت(179 ق) و سپس به راهزنی در دریا پرداخت. کریم خان برادر مادری خود «زکی خان» را مامور سرکوبی وی کرد. میرمهنا به بصره گریخت و در آنجا کشته شد و جزایر خارک و خارکو به تصرف کریم خان درآمد.
با انتقال مجدد مرکز تجارتی انگلیس ها به بصره، کریم خان مصمم شد آنجا را تصرف کند، تا هم بصره را از اعتبار تجاری آن بیندازد و هم انگلیس ها را مرعوب نماید. صادق خان در اجرای این تصمیم و مداخله در خاک عراق، سوء رفتار عثمانی ها را نسبت به زوار ایرانی بهانه قرار داد و حمله کرد و سرانجام بصره را در سال 1190 هجری قمری به تصرف درآورد.
بعد از درگذشت کریم خان، اختلافات شدیدی که بین جانشینان او بر سر تصرف تاج و تخت به وجود آمد، نفوذ دولت ایران را در خلیج فارس و سواحل آن بسیار کاهش داد. مضافا به این که مقارن این ایام «وهابیه» هم از موقعیت استفاده کرد؛ از جمله محمدبن خلیفه در سال 1193 هجری قمری بحرین را به تصرف خود در آورد.
در اواخر سلسله زندیه اغلب بنادر و سواحل خلیج فارس تحت نفوذ «قواسم» بود. در سال 1209 هجری قمری سلطان احمدبن احمد هم پس از تثبیت موقعیت خود در عمان، بنادر چاه بهار، جاسک، گواتر، بندرعباس و جزایر قشم و هرمز را تصرف کرد و برای تحکیم موقعیت خود در نقاط مذکور فرمانی از آغا محمد خان قاجار گرفت، حاکی از این که بندرعباس و جزایر قشم و هرمز به مدت 75 سال در اجاره او و فرزندانش باشد.
تا قرن نوزدهم میلادی فعالیت های شرکت هند شرقی بریتانیا تنها جنبه تجاری داشت ولیکن از این پس با حمایت دولت انگلستان این فعالیت ها جنبه نظامی و سیاسی نیز پیدا کرد.
دریا زنی و برده فروشی در این قرن بهانه ای شد تا انگلستان در خلیج فارس دخالت کند با روسیه و فرانسه به رقابت های سیاسی پردازد.در نتیجه، صدمات زیادی به ایران وارد شد و بسیاری از حقوق حقه ایران پایمال شد.
دریازنی در خلیج فارس سابقه ای طولانی دارد و مراکز مهم آن در شیخ نشین های سواحل عربستان مستقر بود.
بعد از کشته شدن نادر، «قواسم» بر فعالیت دریازنی خود افزودند و ناحیه ای را که به سواحل «متصالح» یا «دریازنان» معروف بود، تصرف کردند و بندر بوشهر در معرض تهدید آنها قرار گرفت.
فتحعلی شاه قاجار برای جلوگیری از تجاوزهای «قواسم و اعراب عتوبی» در دوازدهم ذی حجه سال 1229 هجری قمری مطابق بیست و پنجم نوامبر سال 1814 میلادی پیمانی شامل یازده فصل، با دولت انگلستان منعقد کرد که متاسفانه باید آن را از بدترین معاهدات در تاریخ ایران دانست.
زیرا به موجب مفاد آن ایران در حقیقت از لحاظ ارتباط سیاسی، به طور دربست تحت نظر دولت انگلستان قرار می گرفت. خلاصه تعهدات انگلستان به شرح زیر بود:
1 - سالی یک صد و پنجاه هزار لیره به فتحعلی شاه بپردازد، به شرط این که این مبلغ با نظارت نماینده آن دولت فقط برای نگهداری سپاه در سرحدات شمالی ایران صرف شود.
2 - در امور داخلی افغانستان به هیچ وجه مداخله نکند.
3 - از کمک و معاونت به سرکشان و شاهزادگانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری نماید.
4 - اگر ایران به کمک نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس احتیاج داشته باشد به او (ایران) کمک کند مشروط بر این که این امداد عملا برای آن دولت (انگلستان) میسر باشد.
5 - اگر دولت دیگری به خاک ایران تعرض کند، حتی المقدور از کمک مساعدت با ایران خودداری نکند.
سرانجام قواسم مقهور شدند و شیوخ سواحل دریازنان در سال 1235 هجری قمری با انگلستان پیمانی مبنی بر ترک دریازنی امضا کردند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی خرید و فروش سلاح در خلیج فارس جانشین برده فروشی شد و بوشهر و مسقط از مراکز مهم فروش آن بودند.
دولت ایران که خطر مسلح شدن ایلات و عشایر را احساس کرده بود با کمک انگلستان به اقدامات شدیدی مبادرت کرد.
با این همه قاچاق سلاح ریشه کن نشد و تنها مراکز فروش از مسقط به بندرگاه های کوچک مکران منتقل گردید.
انگلستان بعد از این که از توجه دولت روسیه به خلیج فارس و از توجه دولت آلمان به کویت مطلع گردید برای تثبیت موقعیت خود عهدنامه ای با شیخ مبارک، شیخ کویت منعقد کرد (1899م.) و اگرچه کویت تا اکتبر سال 1914 میلادی تابع دولت عثمانی بود لیکن طبق مفاد پیمان مذکور این کشور (کویت) تحت الحمایه انگلستان قرار گرفت.
در اوایل قرن بیستم به موجب مفاد قرارداد 1907 میلادی که بین دولت های روسیه و انگلستان منعقد شد، انگلستان نقشه روسیه را برای نفوذ در خلیج فارس نقش بر آب کرد.
با پیدایش نفت در مسجد سلیمان، خلیج فارس، سواحل، بنادر و جزایر این منطقه بیش از پیش مورد توجه انگلستان قرار گرفت.
دولت آلمان نیز برای راه یافتن به خلیج فارس امتیاز تاسیس راه آهن از آناتولی تا بغداد و بصره را از دولت عثمانی به خود اختصاص داد (1903م.). از طرف دیگر، طبق پیمانی که در سال 1913 میلادی بین دولت های عثمانی و انگلستان بسته شد، به موجب مفاد آن، انگلستان حق نظارت بر تاسیس راه آهن در جنوب بصره را به دست آورد.
گذشته از این، دولت عثمانی خودمختاری کویت و پیمان های منعقد شده بین انگلستان و شیوخ خلیج فارس را به رسمیت شناخت و همچنین از دعاوی خود نسبت به قطر و بحرین و مسقط صرف نظر کرد.
در نتیجه تسلط عثمانی تنها به نواحی جنوب نجد شبه جزیره عربستان محدود شد. در سال 1913 میلادی عبدالعزیزبن سعود ترک ها را از «احسا» بیرون کرد و در حقیقت بار دیگر نفوذ و قدرت وهابیان در خلیج فارس گسترش یافت.
در جنگ جهانی اول، دفاع از منافع انگلستان در خلیج فارس، متضمن دفاع از شیوخ دست نشانده و منابع نفتی جنوب ایران بود. نقض بی طرفی ایران در جنگ جهانی اول، دخالت های ناروای انگلستان در امور داخلی ایران و انعقاد قرارداد 1919 میلادی با وثوق الدوله، نخست وزیر وقت، تماما برای حفظ منافع آن دولت در ایران، به ویژه در سواحل خلیج فارس بود. در جنگ جهانی دوم نیز، نقش خلیج فارس برای رسانیدن مهمات از طریق راه آهن سرتاسری به دولت روسیه بسیار تعیین کننده و به سود متفقین بود. با این همه دولت های انگلیس و روسیه شوروی به بی طرفی ایران توجه نکردند و از طریق خلیج فارس و جلفا یکی بعد از دیگری سرتاسر ایران را به اشغال خود درآوردند. آمریکا نیز در این جنگ برای اینکه از رقیبان و همرزمان خود عقب نماند، وارد میدان شد و موقعیت خود را در خلیج فارس و سرزمین های اطراف تثبیت کرد.

لینک دسترسی به این مطلب:

an-tejarat.com/News/Cat11/NewsN11321.html ir

این مطلب ازسایت Iran-tejarat.comدرآبان ماه 91دریافت شده است.

 

پیشینه‌ی دریانوردی

پیشینه‌ی دریانوردی در خلیج فارس به گذشته‌های بسیار دور، دست‌کم دو هزار سال پیش از میلاد، می ‌ رسد. مردمان تمدن‌های سومر، آکاد، عیلام، همواره بین میان‌رودان(بین‌النهرین) و موهنجودارو در دره‌ی سند، از این راه دریایی در رفت و آمد بودند. کاوش‌ها و پژوهش‌های چند دهه‌ی کنونی نشان داده است که فینیقی‌ها، مردمانی آریایی‌نژاد که در سرزمین‌های ساحلی دریای مدیترانه(لبنان، بخش‌هایی از سوریه و فلسطین) زندگی می‌کردند، نخست در جزیره‌ها و سرزمین‌های پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی می‌کردند. پس از روی کار آمدن هخامنشیان در ایران، داریوش اول برای کشف سرزمین‌های تازه از دریانوردانی برجسته‌ی ایرانی، فینیقی و ساتراب‌های یونانی‌نشین امپراتوری پارس خواست که برای شناخت بیش‌تر آسیا و دیگر سرزمین‌ها به دریانوردی بپردازند. به نظر می‌رسد در زمان همین پادشاه بود که شناخت ایرانیان از خلیج فارس بیش‌تر شد.

با این همه، کهن‌ترین سند پیرامون دریانوردی در خلیج فارس به سده‌ی چهارم پیش از میلاد باز می‌گردد . در آن زمان، دریانوردی به نام نیارخوس به فرمان اسکندر مقدونی برای کاوش در سرزمین‌های نه چندان شناخته به سفر دریایی پرداخت. او سفر خود را در یازدهمین سال فرمان‌روایی اسکندر آغاز کرد و از مصب رود سند به دهانه‌ی تنگ هرمز و از آن‌جا به آب‌های خلیج فارس رفت و سرانجام در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او در این سفر از راهنمایی چند دریانورد ایرانی، از جمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی بهره‌مند بود و ماجرای سفر دریایی 146 روزه‌ی خود را در سفرنامه‌ای نوشت که اصل آن از بین رفته، اما چکیده‌ای از آن در کتاب یکی از تاریخ‌نگاران سده‌ی نخست پیش از میلاد به عنوان لشکرکشی اسکندر، برجای مانده است. او هنگام دریانوردی در خلیج فارس با فانوس‌های دریایی بزرگی رو‌به‌رو شده بودکه تا آن زمان مانند آن را ندیده بود و در سفرنامه‌ی خود از آن‌ها به عنوان یکی از شگفتی‌های سفرش یاد کرده است.

در زمان ساسانیان، شاپور دوم(ذوالاکتاف) پس از تصرف همه‌ی جزیره‌های خلیج‌فارس برای جلوگیری از یورش عرب‌های بادیه‌نشین، جزیره‌های بحرین را به صورت ساخلو‌ ( پادگان نظامی) درآورد. پس از ورود عرب‌های مسلمان به ایران و شکست ساسانیان، سراسر خلیج‌ جولانگاه بازرگانان مسلمان شد. اما پس از کاهش نفوذ خلیفه‌های عباسی، فرمان‌روایان آل‌بویه(سده‌ی چهارم هجری/دهم میلادی) بار دیگر عمان و بحرین را بخشی از ایران کردند. از آن پس، عمان و بحرین و جزیره‌های پیرامون آن، تا نزدیک یک سده بخشی از ولایت فارس به شمار می‌آمد و دولت آل‌بویه فرمان‌روایانی را برای اداره‌ی این منطقه‌ی دریایی به سیراف و کیش می‌فرستاد. این دو بندر از نظر بازرگانی به چنان اهمیتی رسیدند که کشتی‌های چینی بری خرید و فروش کالا در آن‌جا پهلو می‌گرفتند .

خلیج فارس در زمان سلجوقیان نیز اهمیت زیادی داشت. البته، توران‌شاه سلجوقی، از سلجوقیان کرمان، مرکز بازرگانی دریایی را از سیراف به کیش جابه‌جا کرد و آرام آرام از اهمیت سیراف کاسته و بر اهمیت کیش افزوده شد. اتابکان فارس(قرن هفتم هجری/سیزدهم میلادی) به فرمان‌روایی امیران کیش پایان دادند و جزیره‌ی هرمز را مرکز بازرگانی دریایی کردند. در آن دوران، اهمیت بازرگانی خلیج فارس به اندازه‌ای بود که پیش از کشف دماغه‌ی امیدنیک به کوشش واسکو دی‌گاما (Vasco de Gama) ، دریانورد پرتغالی، خرید و فروش ادویه و ابریشم و دیگر کالاهایی که برای بازارهای اروپایی اهمیت بسیاری داشت، از راه خلیج‌فارس به دجله و سپس از میان‌رودان و بادیه شام به بندرهای سوریه در ساحل شرقی مدیترانه، انجام می‌گرفت و بازرگانان ونیزی کالاها را از این بندرها به اروپا می‌بردند .

بیگانگان در خلیج فارس‌

شکل‌گیری دولت عثمانی و کشورگشایی‌های عثمانی‌ها به کاهش ارتباط اروپایی‌ها با شرق انجامید، چرا که آن‌ها با سیطره بر ساحل دریای سیاه، مدیترانه و تسلط بر مصر و حجاز، نفوذ زیادی بر این راه بازرگانی پیدا کردند و از این رو، اروپائیان از دسترسی آسان به کالاهای چینی و ایرانی محروم شدند و باید هزینه‌ی زیادی می‌پرداختند. کشمکش‌های بین ایرانیان و عثمانی‌ها نیز بر ناامنی راه‌ها افزوده بود. از این رو، پرتغالی‌ها به فکر افتادند که با دور زدن آفریقا به خلیج فارس بیایند و کالاهای ایرانی و مروارید خلیج‌فارس را بخرند و آن‌ها را برای فروش به هند ببرند. سپس، ادویه و کالاهای هندی را از راه بندر گوا در ساحل هند، خریداری کنند و با دور زدن دوباره‌ی آفریقا به اروپا ببرند. بنابراین، دریانورد پرتغالی به نام آلبوکرک (Albuquerque)در سال 1507 میلادی برای رسیدن به این هدف به جزیره ‌ی هرمز وارد شد و آن جزیره از سال 1515 تا 1622 به اشغال پرتغالی‌ها درآمد.

پرتغالی‌ها طی سده‌های 16 میلادی توانسته بودند سراسر خلیج‌فارس را زیر نفوذ خود درآورند و رفت و آمد کشتی‌ها با اجازه‌ی آن‌ها و پرداخت حق گذر انجام می‌شد . در سال‌های پایانی این سده، انگلیسی‌ها و هلندی‌ها نیز کوشیدند در این منطقه نفوذ پیدا کنند. با این همه، پرتغالی‌ها هم‌چنان نفوذ خود را داشتند و می‌کوشیدند بندر بصره را نیز در فرمان خود بگیرند. اما هنگامی که در سال 1587 میلادی شاه عباس صفوی در ایران به قدرت رسید، بر آن شد که پرتغالی‌ها را از منطقه‌ی خلیج‌فارس بیرون کند. از این رو، پس از آن که در 1621 میلادی خیالش از سوی عثمانی‌ها تا اندازه‌ی آسوده شد، برادران شرلی انگلیسی (‌سر رابرت شرلی و سر آنتونی شرلی) را به ایران دعوت کرد تا به کمک آن‌ها پرتغالی‌ها را شکست دهد. سرانجام، امام‌قلی‌خان، سردار ایرانی، توانست پرتغالی‌ها را به کمک کشتی‌های انگلیسی در 23 آوریل 1622، شکست دهد و پرچم پرتغال را، که بر فراز قلعه هرمز در اهتزاز بود، پایین آوردند .

با این همه، بیرون رفتن پرتغالی‌ها راه را برای نفوذ انگلیس و هلند در خلیج‌فارس هموار کرد. هلندی‌ها چند بنگاه بازرگانی در برخی بندرها و جزیره‌های خلیج‌فارس برپا کردند و حتی رقیب بازرگانی انگلیسی‌ها شدند. در آن زمان شرکت هند شرقی هلند نفوذ زیادی در جزیره‌های اندونزی داشت و داد و ست ادویه را در انحصار خود گرفته بود. هلندی‌ها در زمان شاه‌ عباس دوم توانستند در صادر کردن ابریشم ایران حق مساوی با انگلیس دریافت کنند و در کشمکش با شاه سلیمان صفوی برای دریافت امتیازهای بیش‌تر، برخی جزیره‌ها و بندرهای ساحلی را تا 11 ماه در فرمان خود گرفتند.

در سال‌های پایانی دوره صفوی، به سبب هرج و مرج پس از یورش افغان‌ها به ایران، انگلیسی‌ها از فرصت به وجود آمده بهره گرفتند و نمایندگان کمپانی هند شرقی بیش از پیش در منطقه‌ی خلیج فارس نفوذ پیدا کردند. آن‌ها آرام‌آرام برخی از شیخ‌های عرب را در جزیره‌ها و سرزمین‌های ایران در منطقه‌ی خلیج فارس به قدرت رساندند و از آن‌ها در برابر ایران پشتیبانی کردن د. مهم‌ترین آن‌ها گروهی به نام خوارج عمان بود که بحرین را گرفتند و هرمز، کیش و قشم را بخشی از عمان کردند. شاه سلطان حسین صفوی از انگلیسی‌ها، هلندی‌ها و فرانسوی‌ها برای سرکوبی خوارج کمک خواست، اما نتیجه نگرفت و به‌ناچار از پرتغالی‌ها کمک خواست. پرتغالی‌ها در سال 1719 میلادی به خوارج یورش آوردند و آن‌ها را شکست دادند. پس از آن، عمان به درگیری‌های درونی دچار شد و قبیله‌ای از عرب‌های ایران به نام آل‌هوله، بحرین را که نزدیک 10 سال زیر فرمان خوارج بود، گرفتند.

با روی کار آمدن نادرشاه افشار و فروکش کردن هرج و مرج‌های سال‌های پایانی حکومت صفویان، فرصتی دیگر فراهم آمد که ایرانیان نفوذ خود را بر خلیج فارس بازیابند. ‌سردار محمدتقی‌خان توانست بحرین و مسقط را تصرف کند و نادر با به آب انداختن 30 فروند کشتی در خلیج‌فارس تا اندازه‌ای در ایجاد نیروی دریایی در آب‌های جنوب ایران کوشید. اما آن نیرو نتوانست در برابر نیروی دریایی انگلیس چندان پیروز باشد. پس از کشته شدن نادر و هرج و مرج دوباره در ایران، استعمارگران توانستند فعالیت‌های ضدایرانی خود را از سر گیرند. از جمله، در سال 1167 هجری نیپ‌هوزن ( Kniphavsen ) نماینده‌ی کمپانی هلندی، جزیره‌ی خارک را اشغال کرد.

فرمان‌روایی کریم‌خان زند با اوج کشمکش‌های فرانسه و انگلیس بر سر هندوستان همراه بود. فرانسوی‌ها در سال 1759 میلادی به بندر عباس یورش آوردند و مرکز بازرگانی انگلیسی‌ها را در آن شهر نابود کردند. انگلیسی‌ها مرکز بازرگانی خود را به بصره، که در فرمان عثمانی‌ها بود، جابه‌جا کردند و چون هلندی‌ها نیز مرکز بازرگانی خود را در بوشهر بسته بودند، زیان بسیاری به بازرگانی ایران وارد شد. در همان زمان، شیخ بندر ریگ به نام میرمهدا، که دیر زمانی خود را رعیت و فرمانب ر ‌دار دولت ایران می‌دانست، از هرج و مرج در ایران و رقابت هلند و انگلیس بهر‌برداری کرد و ‌ علیه صادق‌خان، والی فارس و برادر کریم‌خان شورش کرد. اما صادق‌خان توانست آشوب میرمهدا را سرکوب کند. میرمهدا پیش از از آن که به بیرون فرار کند، همه‌ی سپاهیان و بازرگانان هلندی را کشت و به این ترتیب به تسلط هلندی‌ها بر خلیج‌فارس ‌ پایان داد. کریم‌خان زند، میرمهدا را که به دریازنی روی آورده بود، توسط زکی‌خان تعقیب کرد و سرانجام میرمهدا در بصره کشته شد. با تصرف بصره توسط صادق‌خان ، برادر کریم‌خان ، تسلط ایران بر دهانه‌ی خلیج کامل شد.

شیخ‌نشین‌های خلیج فارس

با مرگ کریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران که با درگیری‌های آقا‌محمدخان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر کرد. انگلستان به بهانه‌ی مبارزه با برده‌فروشی و دریازنی امیران شارجه و رأس‌الخیمه را، که به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگ‌هایی(1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام، جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را برافراشتند و خود را تحت‌الحمایه(در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند. در آن زمان، فتحعلیشاه پادشاه ایران بود و بی‌لیاقتی او سبب شد که استعمار بریتانیا بتواند به همه هدف‌های استعماری خود برسد.

با آن‌که حاکمان بحرین و دیگر شیوخ خود را خراجگزار ایران می‌دانستند و حاکمان فارس علاوه بر فرمان‌روایی بر ایالت فارس خود را حاکم همه‌ی جزیره‌های خلیج‌فارس می‌دانستند، دولت انگلیس با بستن قرارداد با حاکمان ساحل جنوبی، آن‌ها را متعهد کرد که بدون اجازه‌ی انگلستان با هیچ دولتی ارتباط سیاسی برقرار نکنند. با بستن قرارداد سری 1903 بین ‌روس و انگلیس و کشف نفت در مسجد سلیمان و دیگر جاهای خلیج‌فارس انگلستان یک نیروی دریایی نیرومند در آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان مستقر کرد.

با آغاز جنگ اول جهانی کشتی‌های نفت‌کش انگلیسی همواره حامل نفت به اروپا و آمریکا بودند. پس از پایان جنگ اول و دوم جهانی به علت آن که ملت‌های آسیایی و آفریقایی از خواب بیدار شده و نهضت‌های ضد استعماری خود را آغاز کرده بودند، انگلستان بر آن شد که خط‌مشی استعماری به شیوه‌ی‌ گذشته و اشغال خلیج‌فارس را رها سازد و پس از انعقاد قراردادهای دو جانبه با هر یک از شیخ‌های منطقه، آن‌جا را ترک کند. انگلستان در سال 1930 کوشید حکومت یک‌پارچه‌ای از کویت، عدن و دیگر شیخ‌نشین‌ها تشکیل دهد، ولی وجود اختلاف بین رهبران این سرزمین‌ها از یک سو و مخالفت جدی رهبران سعودی با تشکیل این فدراسیون، برنامه‌ریزی انگلستان را به دشواری انداخت.

پس از قیام مردم ایران و ملی شدن صنعت نفت، انگلستان برای جلوگیری از تکرار چنین نهضتی در سواحل نفت‌خیز جنوبی، تصمیم گرفت که در 1925 میلادی، فدراسیونی از امارات عربی تشکیل داده وحتی در نظر داشت که امیرعبدال، ولیعهد عراق، را به ریاست این فدراسیون منصوب کند. ولی دشمنی خاندان صعودی با خاندان هاشمی عراق سبب شد که بار دیگر بریتانیا از این کار منصرف شود. در 16 ژانویه 1968 میلادی،‌ هارولد ویلسن، نخست‌وزیر آن زمان انگلیس، اعلام کرد که انگلستان تصمیم دارد که تا سال 1971 همه‌ی نیروهای خود را از شرق سوئز بیرون ببرد. در پی این تصمیم بود که انگلستان ضمن تماس با شیوخ ابوظبی، دبی، شارجه، عمان، ام‌القوین، فجیره و رأس‌الخیمه، زمینه را برای زمان پس از بیرون رفتن خود از این منطقه فراهم ساخت و آن‌ها را ترغیب به اتحاد با یکدیگر کرد.

سرانجام، در 19 ژانویه 1968 میلادی امارات دبی و ابوظبی اعلام کردند که برای مشارکت در بنیان سیاست خارجی و دفاع و امنیت و آموزش و بهداشت و تابعیت واحد با یکدیگر متحد خواهند شد. به دنبال این اعلامیه شیوخ دیگر نیز علاقه خود را به شرکت در این اتحادیه اعلام کردند. در دوم دسامبر 1971 حکمرانان شش امیرنشین به شرح زیر در امارات دبی گردهم آمدند و با امضای پیمان‌نامه‌ای امارات متحده عربی را تشکیل دادند:

1. شیخ زایدبن سلطان آل نهیان، امیر ابوظبی

2. شیخ راشدبن سعید آل مکتوم، امیر دوبی

3. شیخ خالدبن محمدالقاسمی، امیر شارجه

4. شیخ احمدبن حمیدالنعیمی، حاکم عجمان

5. شیخ احمدبن راشدالمعلا، حاکم ام‌القوین

6. شیخ محمدبن محمدالشرقی، حاکم فجیره

پس از زمان اندکی، با پیوستن شیخ صفربن‌محمدالقاسمی، حاکم رأس‌الخیمه، به آن پیمان، شمار امیرنشین‌های این اتحادیه به هفت امیرنشین افزایش یافت. اما امیر قطر که در نظر داشت پس از بیرون رفتن نیروهای انگلیس از آن سرزمین بهاتحادیه‌یاماراتمتحده‌یعربیبپیوندد،از نظر خود برگشت و این سرزمین از سال 1971 به صورت کشوری مستقل درآمد. درهمین  سال،بحرین،که ازدوران باستان بخشی ازخاک ایران به شمارمی‌آمد،باپشتیبانی دولت انگلستان ازایران جداشدوبه صورت کشوری مستقل درآمد.

منبع:

1. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه(واژه‌ی خلیج فارس)، انتشارات دانشگاه تهران، 1377

2. مصاحب، غلام‌حسین. دایره‌المعارف فارسی(مقاله‌ی خلیج فارس). انتشارات فرانکلین، 1345

3. ویلسون، سرآرنولد. خلیج فارس. ترجمه‌ی محمد سعیدی. انتشارات علمی و فرهنگی، 1366

4. اقتداری، احمد. خلیج فارس. شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1356

5. اقبال، عباس. تاریخ اکتشافات جغرافیایی و علم جغرافیا. شرکت مطبوعات، 1317

6. تکمیل‌همایون، ناصر. خلیج فارس. دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1381

1. Children,s Encyclopedia Britanica. 1995

2. Encyclopedia Americana. 1998

3. Compton,s Encyclopedia. 1995

لینک مرتبط با این موضوع:

http://www.jazirehdanesh.com/page.php?slct_pg_id=533&sid=19&slc_lang=fa

این مطلب بخشی ازمطلب سایت Daneshnameh.jazirehdanesh.comاست که درمهرماه 91دریافت شده است.

آشنایی با جزایر ایرانی خلیج فارس

سفر > ایرانگردی- همشهریآنلاین:
خلیج همیشه فارس ما حدود 30 جزیره مسکونی و غیر مسکونی ایرانی را در خود جای داده است.جزایرایرانی خلیج

فارس در نزدیکی سه استان خوزستان، بوشهر و هرمزگان قرار دارند و به شرح زیر هستند:

جزایر استان خوزستان

جزیره مینو
این جزیره در گذشته صلبوخ  نام داشته وبین آبادان وخرمشهرواقع شده ودوشاخه اروندرود آن رافرا می گیرد.مینوشهر شهری کوچک است که در آن قرار گرفته است و دارای جمعیتی حدود 12 هزار نفر است و بیشتر کاربرد تفریحی برای مردم دو شهر آبادان و خرمشهر دارد. ۴۵درصد آنها به کشاورزی می‌پردازند ولی در کنار آن پرورش دام نیز در مینو جایگاه خاصی دارد.

در جزیره مینو پنج نهر جریان دارد که دو تای آن‌ها ‌از رودخانه جرف و سه تای دیگر از اروندرود منشعب می‌شود.

جزیره مینو از معدود نقاطی از جهان است که در آن سیستم آبیاری بصورت طبیعی و با جزر و مد آب انجام می‌شود و نیازی به وسایل مکانیکی و تلمبه آب ندارد

نخل های بی شمار این جزیره اکوسیستم مناسبی برای زیست پرندگان مهاجروهمچنین نیزارهای انبوه و رازآلود آن پناهگاه حیوانات وحشی از جمله گراز است..

جزیره خور موسی
«خور» محدوده نیمه بسته آب مرتبط با دریای آزاد است که در درون آن آب دریا به مقدار قابل توجهی توسط آب رودخانه یا آب شیرین رقیق می شود.

خور موسی کانال طویل و عمیقی است که از خلیج فارس منشعب شده و به دلیل ویژگیهای خاص خود در منطقه از موقعیت ممتازی برخوردار است. این منطقه با اکوسیستمی منحصر به فرد، در ساحل شمالی خلیج فارس و جنوب استان خوزستان واقع است. پهنای دهانه آن ۳۷ تا۴۰ کیلومتر و طول آن از دهانه تا بندر امام خمینی ۹۰کیلومتر و تا بندر ماهشهر ۱۲۰ کیلومتر است..

خور موسی با متوسط عمق عمق ۲۰ تا ۵۰ متر زیستگاه بسیاری ازپرندگان نادرازجمله گیلانشاه خالدارومکان تخمریزی بسیاری ازماهیان خلیج فارس بخصوص میگواست.

آلودگی ناشی از اکتشاف و استخراج نفت و تردد نفتکش ها، حوادث و سوانح مربوط به سکوهای نفتی، رفت و آمد کشتیها، منابع و صنایع مستقر در خشکی باعث شده اطراف این جزیره از آلوده‌ترین نقاط خلیج فارس به حساب بیاید.

جزیره بونه
تلفظ قدیمی‌تر نام این جزیره غیرمسکونی استان خوزستان بُنّه است. جزیره بونه به همراه دو جزیره کوچک دیگر به نام‌های دارا و قبرناخدا در منتهی‌الیه شمال غربی خلیج فارس در دهانه خورموسی دراستان خوزستان واقع شده‌است.فاصله هوایی این جزیره از دو شهر هندیجان و بندرماه‌شهر تقریباً یکی است. از پرندگان این جزیره می‌توان به سلیم خرچنگ‌خور اشاره کرد. این جزیره محل تخمگذاری پرستوهای دریایی نیز هست.

نادری کازرونی در کتاب جغرافیای بنادر خلیج فارس در مورد بونه می‌نویسد: "در میانه خارکو وبصره دو جزیره واقع است یکی از آن دیره نام دارد و ثانی بنه و جزیره دیره بی‌آب و غیرمسکون وجزیره بنه آب گوارایی دارد و به‌علت خرابی اطراف آن دو جزیره مذکور، به‌غیر از معلمان خارکی عبور سایر اهل دریا به آن دو جزیره دشوار است زیرا که بیم شکستن سفائن درحوالی آن جزایر ناهنجار است و مسافت میان جزیره، بُنّه و دیره وخارک و خارکو چهار زام است که هر زام چهار فرسنگ باشد."

جزیره دارا
جزیره دارا در دهانه خور موسی قرار دارد. این جزیره غیر مسکونی و زیبا محل تخمگذاری پرستوهای دریایی است.

جزیره قبر ناخدا
جزیره قبر ناخدا به مانند جزیره دارا غیر مسکونی بوده ومحل تخم گذاری پرستوهای دریایی است.

جزایر استان بوشهر

جزیره خارک
خارک جزیره‌ای است مرجانی با تاریخی پر از فراز و نشیب. این جزیره در حدود ۵۷ کیلومترى شمال غرب بوشهر و ۳۰ کیلومترى بندر ریگ واقع شده است. طول جزیره (شمالى - جنوبى) حدود ۸ کیلومتر و قسمت پهن تر آن در شمالبه عرض حدود ۴ کیلومتر است.

در این جزیره یکی از مهم‌ترین پایانه‌های صادرات نفت ایران بنا شده است. جزیره خارک برای ایجاد لنگرگاه‌ها، با مزایای طبیعی و سواحل عمیق آن، برای پهلو گرفتن نفت‌کش‌های اقیانوس‌پیما بسیار مناسب است، به ویژه که قشر سنگی چون پشته‌ای که سطح جزیره را پوشانده، در وسط جزیره به بلندی 60 مترمی‌رسد و این بلندی‌ها موجب می‌شوند بندرگاه‌های شرقی خارک را در مقابل شدت جریان باد که در جهت شمال غربی و جنوب شرقی می‌وزند، محفوظ نگاه دارند.

اگرکارشناسان، اکنون این جزیره را به عنوان مرکز تأسیسات عظیم صدور نفت برگزیده‌اند، دریانوردان‌ِ خلیج فارس نیز در ادوار گذشته از آن برای پهلو گرفتن کشتی‌ها استفاده می‌کردند.رومن گیرشمن باستان شناس مشهور فرانسوی که در تاریخ ایران باستان مطالعات و تحقیقات عمیقی دارد، در سال 1337 شمسی بنابه دعوت کنسرسیوم نفت ایران به دیدن جزیره خارک آمد.

کنسرسیوم نفت ایران پس از مطالعات بسیار، جزیره خارک را به دلیل داشتن سواحل عمیق بهترین مکان برای پهلوگیری نفتکش‌های بزرگ نفتی و ساخت تاسیسات عظیم نفت تشخیص داده بودند و چون ساخت این تاسیسات ممکن بود به آثار باستانی جزیره خارک که تا آن زمان هنوز مطالعاتی روی آنها صورت نگرفته بود، صدمه ای وارد کند، لذا طی نامه‌ای از اداره کل باستان شناسی وقت درخواستی برای مطالعه و کاوشهای باستانی کردند.

از آنجایی که اکثر کاوش های آن زمان توسط فرانسوی ها انجام می‌شدلذاهیأت باستان‌شناسی فرانسه به سرپرستی رومن گیرشمن جهت این بررسی وکاوش هاانتخاب شد.پروفسور گیرشمن در سال 1958 بازدیدی از جزیره به عمل آورد که نتیجه آن یک سلسله کاوش های باستان شناسی بود که در بهار سالهای 1959 و 1960 توسط او و هیئت همراهش انجام گرفت. نتیجه کاوش های صورت گرفته، کشف آثار باستانی بود که بعدها بصورت کتابی با عنوان "جزیره خارک" به چاپ رسید.

این کتاب که متن اصلی آن به زبان فرانسه بود نخستین بار در سال 1339 شمسی توسط شرکت ملی نفت ایران به سه زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی انتشار یافت. همچنین گیرشمن در سال 1342 در سمیناری با عنوان "خلیج فارس" نتیجه کاوش های بعمل آمده در جزیره خارک را بازگو کرد.

از آثار کشف شده در کاوش های جزیره خارک که از دورترین ایام تاریخ خصوصا از زمان ساسانیان، پارت ها و دوره اسلام بجای مانده می توان به گور دخمه های پالمیران، معبد نپتون، آتشکده زرتشتیان، کلیسا و دیر نسطوریان، قبرهای سنگی و قبرهای ستودان و آرامگاه "میر محمد" منسوب به محمد حنفیه را نام برد.

جزیره خارک با آثار تاریخى با ارزشى که دارد مى‌تواند به عنوان یک جاذبه گردشگرى در استان بوشهر مطرح شود. هر چند وجود تأسیسات نفتى مانع از عبور و مرور هر بازدید کننده‌اى به جزیره است و در حال حاضر تنها افرادى مى‌توانند در جزیره عبور و مرور کنند که یا ساکن جزیره خارک بوده یا موفق به دریافت مجوز از فرماندارى استان بوشهر شوند.

جزیره خارک تنها زیستگاه مطمئن آهوان دراستان بوشهر است اما فعالیت واحدهاى صنعتى در جزیره خارک و شکار آهوان توسط افراد سودجو که عموماً توسط ا فراد شاغل دراین واحدها هستند، باعث انقراض نسل آنها می‌شود.

جزیره خارکو
در فاصله ۵ کیلومتری شمال شرق جزیره خارک جزیره کوچکی وجود دارد که به آن خارکو می‌گویند. این جزیره دارای تعدادی تأسیسات به جای مانده از حضور نظامیان کشور در سالهای جنگ ایران و عراق از جمله اسکله و ساختمانهای انبار که امروزه محل مناسبی جهت رشد پرندگان در این جزیره شده است.

این جزیره همچنین زمانی محل استقرار نظامیان انگلیسی جهت تسخیر خارک بود و پیش از آن نیز میر مهنا برای حمله به هلندیان در خارک از خارکو نیروهای خود را به سمت خارک گسیل داشته‌است.

جزیره عباسک 
نام پیشین این جزیره "شاه زنگی" بوده است. به تازگی برای این جزیره غیرمسکونی طرحی برای ایجادیک دهکده گردشگری دردست تهیه است..

این جزیره بین بندر بوشهر و شبه جزیره شیف قرار دارد و به دلیل نزدیکی به خشکی از نظر توریستی بسیار اهمیت دارد. بافت زمین و جنس خاک آن برای کشاورزی مناسب نیست و بیشتر زمین آن ماسه‌ای است.

جزیره میر مهنا
جزیره میر مُهَنّا از جزیره‌های غیرمسکونی ایران در خلیج فارس است. انگور و انجیر این جزیره از قدیم معروف بوده‌ است.درخت کُنار بزرگ و تناوری به نام کُنار میر مهنا در این جزیره وجود دارد و گنبدی موسوم به قدمگاه امیرالمؤمنین نیز در این جزیره قرار دارد.

این جزیره به نام یکی از راه‌زنان محلی که به کریم خان زند و هلندیان حمله می‌کرد یعنی میر مهنا نامگذاری شده‌است.               

جزیره فارسی
این جزیره نیز فاقد سکنه است و به دلیل وجود ایستگاه هواشناسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار ایست. ایستگاه هواشناسی جزیره فارسی اطلاعات هواشناسی را به تمام شرکت‌های کشتیرانی می‌رساند.

جزیره تهمادو
نام دیگر جزیره غیر مسکونی تهمادو، جبرین است.

جزیره نخیلو

 این جزیره نیز غیر مسکونی است و در حال حاضر بیش از هر چیز محل زیست لاک پشتان خلیج فارس است.

جزیره گُرم
گُرم از جزیره‌های غیر مسکونی استان بوشهر است که به دلیل وجود انبوه درختان جنگلی موسوم به گُرم به همین نام مشهورشده است.

جزایر استان هرمزگان

جزیره لاوان
نام دیگر این جزیره شیخ شعیب است . جمعیت آن در حدود ۲۵۰۰ نفر است که بیشتر آنان از نژاد عرب‌اند. بیشتر ساکنان جزیره لاوان از اهل سنت ، شاخه شافعی و از پیروان امام محمد ادریس شافعی هستند. آنها به زبان عربی و فارسی تکلم می‌کنند.

این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام، از شرق به جزیره شتور و از جنوب به حوزه‌ های نفتی رسالت، رشادت و سلمان محدود می‌شود. وسعت این جزیره 76 کیلومتر مربع است و پس از قشم و کیش بزرگ ‌ترین جزیره ایران در آب ‌های خلیج فارس است.فاصله این جزیره تا بندر لنگه 91 و تا بندرعباس حدود 198 مایل دریایی است. جزیره لاوان دور ترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان است.

آب و هوای آن گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به حدود پنجاه درجه سانتی ‌گراد میرسد و رطوبت هوای آن نیز بسیار زیاد است. ذخایر نفتی آب ‌های نزدیک جزیره لاوان بسیار قابل توجه است.

در حال حاضر صنایع جزیره منحصر به تأسیسات نفتی است که با نام «مجتمع پالایشی لاوان» فعالیت دارد

یکی ازشگفتی‌های این جزیره وجود کندو های عسل در کنار تأسیسات نفتی و مخازن آنها است که عسل آنها به رنگ سبز تیره است و بوی نفت می‌دهد، اما طعم آن مشابه عسل‌های معمولی است. اهالی جزیره در فصل معینی از سال به صید مروارید می‌پردازند و تنها کالای صادراتی جزیره، مروارید آن است. این جزیره یک بندرگاه مناسب برای صدور فرآورده‌ های نفتی و یک اسکله فلزی جهت حمل و نقل دریایی دارد.

جزیره شتور
جزیره شِتوَر یا شیدوَر به تعداد زیاد مار سمی سیاهرنگ و کوچک معذوف است که معمولاٌزیرشن مخفی می‌شوند. بهاینجزیرهجزیرهماراننیزگفتهمی‌شود. شایدغیرمسکونی بودن این جزیره به دلیل حضور این مار‌ها باشد.

جزیره شتور در فاصله حدود یک و نیم کیلومتری جنوب شرقی جزیره لاوان قرار دارد.طول جزیره 1.7 کیلومتر و عرض آن 800 متر استاین جزیره نیز از با ارزش‌‌ترین و مهم‌‌ترین پناهگاه‌‌های حیات وحش (پرندگان،‌ لاک‌پشت ‌های دریایی، ماهی‌ ها و دلفین ‌ها) در خلیج فارس محسوب می‌شودوجزءمناطق حفاظت شده کشوراست.

جزیره هِندُرابی
این جزیره با  22.8 کیلومترمربعمساحت،درحدفاصل بین دوجزیره کیش ولاوان قرارگرفته است. سرزمینی است همواروتقریباًبدون عارضه طبیعی.هندورابی در فاصله 325 کیلومتری بندر عباس و 133 کیلومتری بندرلنگه و بلندترین نقطه آن بیست و نه متر و بزرگ‌ترین قطر آن هفت و نیم کیلومتر است.

این جزیره از یک رشته ارتفاعات کوتاه پوشیده است و کرانه‌های آن با شیب ملایمی به دریا منتهی می‌شوند. مجاورت با دریا، اغلب موجب بالا رفتن میزان باران و رطوبت می‌شود. با این حال در تمام کرانه‌های خلیج فارس، همجواری با دریا، تأثیر چندانی بر میزان بارش این نواحی ندارد. فعالیت اقتصادی اکثر اهالی در جزیره هندورابی، صید و غواصی است.

فعالیت ‌های صنعتی یا بهره‌ برداری از معادن و منابع زیرزمینی و حتی صنایع دستی در هندورابی وجود ندارد.

محیط زیست جزیره به دلیل بسته بودن آن محدود است و موجوداتی از قبیل انواع پرندگان کوچک، پرندگان مهاجری نظیر باز و شاهین و انواع کمی از خزندگان و موش صحرایی در آنجا یافت می‌شود

منابع تأمین آب جزیره بسیار محدود و کم است و آب مصرفی آن از طریق چاه یا آب انبار تأمین می‌شود.

این جزیره از نظر سیاحت و ایرانگردی از زیر مجموعه‌های کیش است که با توجه به امکانات و استعداد طبیعی جزیره از نظر آب، خاک، هوا و شرایط خاص تجاری جزیره کیش و هم‌چنین برخورداری از زیبایی‌های طبیعی، قادر است بخشی از نیازهای سیاحتی و گردشگری ایرانگردان را تأمین کند .

جزیره کیش
در گذشته این جزیره را به نام قیس می خواندند. روایت است که بعد از طوفان نوح (ع) جزیره کیش اولین نقطه ای بود که سر از آب در آورد است.

این جزیره بیضی شکل با مساحت 89.7 کیلومتر مربع و با طول 15.6کیلومتردر7کیلومتری جنوب غربی بندرعباس ودرمیان آبهای نیلگون خلیج فارس قرار گرفته است.

از نظر محیط زیست طبیعی، یکی از بکرترین مناطق خلیج فارس است. استعدادهای طبیعی و موقعیت جغرافیایی ویژه آن زمینه بهره‌برداری جهانگردی و تجاری از آن را در حد قابل توجهی فراهم ساخته است.

سواحل کم نظیر این جزیره مرجانی، نه تنها در فصول گوناگون سال، بلکه در طول یک روز،‌ در ساعات مختلف جلوه‌های بدیع و گونه‌گون و بسیار زیبایی از طبیعت را به تماشا می‌گذارند.
سواحل کیش در شرق و شمال شرقی و جنوب از زیباترین سواحل جهان است.

در سواحل جنوب غربی آن زیباترین منظره غروب خورشید را می‌توان دید. از جمله نقاط دیدنی جزیره کیش آکواریوم بزرگ آن است که در گوشه شرقی جزیره، با معماری زیبا قرار دارد و گونه‌های مختلف ماهیان و آبزیان اطراف جزیره در آن به تماشا گذارده شده است. قریب هفتاد نوع ماهیهای تزئینی در این آکواریوم وجود دارد که از نظر شکل و رنگ پولک ‌ها و زیبایی ظاهری، کم نظیر و برخی از آنها نیز بسیار کمیاب هستند.

اسکله تفریحی جزیره کیش با امکانات مفید و مختصر در بخش جنوبی جزیره از دیگر جاذبه‌ های کیش است. در این اسکله سرگرمی‌ هایی از قبیل گردش در روی آب با قایق کف شیشه‌ای که از بالای آن می‌توان عبور گروهی ماهی‌ ها و زیبایی ‌های دنیای زیر آب را مشاهده کرد، ‌هم‌ چنین امکانات ورزش اسکی روی آب برای علاقه ‌مندان فراهم شده است . کنار اسکله‌ تفریحی، پیست دوچرخه ‌سواری نیز در پیرامون جزیره احداث شده است.

معماری سنتی ساختمان‌‌های جزیره توسط سنگ ‌های مرجانی موجود در جزیره تشکیل شده است. معماری جدید و مدرن جزیره نیز تقلیدی از معماری بومی و سنتی آن است که نمونه آن در «صفین» دیده می‌شود.

جزیره کیش اولین بندر آزاد تجاری ایران است که امروزه به طور روزانه هزاران نفر جهت خرید و دیدار از زیبایی های طبیعی این جزیره به سمت کیش عزیمت می‌کنند.بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد کشاورزی است و دارای نخلستان‌های متعدد است.از مناطق دیدنی کیش می‌توان به مجموعه قنات‌های کاریز، پارک دلفین کیش، کشتی یونانی، درخت سبز (انجیر معابد)، شهر باستانی حریره، آکواریوم کیش و... اشاره کرد.

جزیره فرور بزرگ
جزیره فرور بزرگ از مجموعه جزایر استان هرمزگان است که سطح از تپه ماهورهای کوچک تشکیل شده است. این جزیره بر روی یکی از کمربندهای زلزله‌ خیز جهان قرار دارد. رنگ‌ آب در نزدیکی جزیره سیاه است.

در جزیره فرور بزرگ بقایای ساختمان‌های مخروبه و اراضی کشاورزی بایر و چاه‌های آب به همراه یک چراغ دریایی نشانه مسکونی بودن جزیره در زمان‌های گذشته است، وجود دارد. ولی در حال حاضر، جزیره غیرمسکونی است و تنها تعدادی مأمور دولتی در آن حضور دارند. در آب‌های این جزیره ماهی فراوان وجود دارد و به همین خاطر صیادان در اطراف آن فعالیت زیادی دارند.

جزیره فرور بزرگ یکی از کانون‌های زیست حیات وحش است و تعداد بی‌شماری از پرندگان از قبیل: عقاب ماهیگیر، طوطی، چک‌چک، قمری خانگی، چکاوک، کاکلی، پرستو، بلبل خرما، چاخ لق، هدهد، دم جنبانک زرد، دو سرخ معمولی، چک‌چک سرسیاه، زنبور خور معمولی و همچون یک نوع خارپشت، مارمولک، مار جعفری و عقرب در آن زندگی می‌کنند. این جزیره به علت داشتن مارهای زیاد به مارور نیز شهرت دارد.

جزیره فرور کوچک
نام دیگر این جزیره غیر مسکونی فرورگان است که در جنوب فرور بزرگ و شمال جزیره سیری قرار دارد.

مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا سی و شش متر است. به علت موقعیت اقلیمی واستقراردرمسیرمهاجرت پرندگان دریایی،زیستگاه گونه‌های متنوع پرندگان مهاجروبومی است.

جزیره سیری
نام اصلی و پارسی آن «راز» است که به دلیل نزدیکی با مناطق عرب نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس ، اعراب از معادل عربی این نام یعنی سری استفاده کردند که این نام در زبان‌های اروپایی سیری تلفظ شد و از راه آن زبان‌ها به فارسی رسید.

این جزیره در قلب آب‌های خلیج فارس قرار دارد. فاصله آن تا مرکز شهرستان ابوموسی که در قسمت شرقی جزیره سیری واقع شده، درحدود 27 کیلومتراست همچنین فاصله دریایی آن تامرکزاستان،درحدود 152 مایل دریایی است. وسعت جزیره سیری 17.3 کیلومترمربع است.

این جزیره فاقد پستی و بلندی بوده و نسبتاً مسطح است. مرتفع ‌ترین نقطه آن متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگ ‌ترین ابعاد طولی و عرضی جزیره 6.1و 4.6 کیلومتراست..

شکل آن در قسمت‌‌های شمالی و نزدیک سواحل این جزیره ذوزنقه‌ای ومناطق مسکونی همراه با سایر تأسیسات جای گرفته‌اند.

در این جزیره تعداد قابل توجهی نخل خرما بطور پراکنده وجود دارد که محصول آن فقط مصرف محلی دارد. این منطقه پوشش گیاهی فقیری داردودراین جزیره معدن خاک سرخ نیزموجوداست.

جزیره ابوموسی
جنوبی ‌ترین جزیره ایرانی آبهای خلیج ‌فارس، جزیره ابوموسی است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و هم‌ چنین در 75 کیلومتری بندر لنگه واقع شده است. جزیره ابوموسی یکی از چهارده جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن درحدود 4.5 کیلومتر است. شهر ابوموسی مرکز جزیره ابوموسی است.

در حال حاضر مالکیت جزیره ابوموسی به همراه جزایر تنب در دست ایران است اما ادعاهایی از سوی دولت امارات متحده عربی هر از گاهی مطرح می شود؛ این موضوع از آن جا بر می خیزد که خلیج فارس دریای کم عمقی برای نفت کش ها شمرده می‌شود زیرا نفت کش‌ها پس از بارگیری نفت در مخازنشان به شدت سنگین شده و کف آن ها به کف خلیج فارس نزدیک می‌شود و در نتیجه خطر به گل نشستنشان شدت می‌گیرد. برای همین است که جزیره خارک به عنوان محل بارگیری نفت کش‌ها از ایران تعیین شده است.

تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفت‌کش‌های حامل نفت فاصله میان جزیره ابوموسی و تنب است. زیرا این مسیر ژرف ترین مسیر برای نفت‌کش‌ها شناخته می‌شود. در پی جنگ ایران و عراق و بروز جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج فارس مسئله حفظ امنیت سوخت‌رسانی برای دولت‌های صنعتی پیش آمده است که تصمیم بر این گرفته‌اند این کار را با همکاری متحدان عربشان انجام دهند و از این میان قرعه به نام امارات عربی متحده افتاده است

جزیره تنب بزرگ

نام‌های دیگر آن در قدیم تنب گَپ، تنب مار و تل مار بوده است. این جزیره تقریباً گرد است و خاک شنیوخشکدارد.در قسمت‌های جنوب غربی این جزیره و در نزدیکی سواحل آن، خانه‌های مسکونی از راه چندین خیابان و جاده به هم پیوسته‌اند.

این جزیره در شمال شرقی ابوموسی واقع شده است در دارای موج ‌شکن و لنگرگاه است.
مردم بومی این جزیره از صید ماهی و مروارید امرار معاش می‌کنند . مارهای سمی و کوچک در این جزیره به وفور وجود دارد.

جزیره تنب کوچک
جزیره مثلثی شکل تنب کوچکبه فاصله 12 کیلومتر از غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد. غیرمسکونی است ومرتفع‌ترین نقطه آن ازسطح دریا،بیست ویک مترارتفاع دارد.

جزیره­قشم
بزرگترین جزیره ایران و بزرگترین جزیره غیر مستقل دنیا است .(بزرگتر از ۲۲ کشور جهان)
این جزیره در نزدیکی تنگه هرمز، بزرگترین و پرجمعیت‌ترین جزیره خلیج فارس قرار دارد.
جزیره قشم دومین بندر آزاد تجاری ایران است که سواحل آن برای ایجاد لنگرگاه مناسب است. این جزیره 15 بندر صیادى و تجارى دارد.

علاوه بر جمعیت بومى و ساکن، جزیره قشم داراى جمعیت غیربومى و مهاجر بسیارى است که به‌طور عمده در بخش‌هاى تجارت، بازرگانى، صنایع و معادن، ادارات و دوایر دولتى و ارگان‌ها، بانک‌ها، تشکیلات سازمان منطقه آزاد قشم و دیگر بخش‌هاى خدماتى به فعالیت اشتغال دارند.

زبان اصلى مردم قشم، مانند تمام مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و دیگر جزایر، فارسى و براى همه مردم و مسافرانى که به جزیره مسافرت مى‌کنند قابل درک و فهم است.

 لهجه محلى و متداول مردم قشم در شهرها و روستاهاى آن تقریباً یکسان است، با این تفاوت که اهالى شهر قشم و درگهان به سبب رفت و آمد و داد و ستد با مردم میناب، بندرعباس، پل، خمیر، کنگ، لنگه و دیگر بنادر مجاور، با لهجه‌اى نزدیک به لهجه بندرعباسى، مینابى (بندرى)، پلى (بندر پل خمیر) صحبت مى‌کنند و ساکنان روستاى اعماق جزیره به سبب مسافرت به شیخ‌نشین‌ها و هندوستان به زبان عربى هندى نیز آشنایى دارند یا واژه‌هایى از این زبان‌ها وارد لهجه آنها شده است.

به‌طور کلى باید گفت زبان محلى قشمى، آمیخته‌اى از بان‌هاى فارسى، بندرى، هندى و انگلیسى است.کوه نمکى ـ کوه نمکدان ـ در قسمت جنوب غربى جزیره، ویژگى عمده مجموعه کوهستانى غربى را تشکیل مى‌دهد. این کوه که به شکل مخروط است تا ارتفاع 397 متر (قله کوه نمکدان) مى‌رسد. ساختار نمکى این کوه از انباشته شدن صخره‌هاى آذرین با رسوبات تشکیل شده است. کوه گنبد نمکى، با بقایاى معادن نمک باستانى و چشمه‌هاى آب شور، به خودى خود یک "اثر تاریخى طبیعى دیدنی" با امکانات آموزشى و تفریحى را به وجود آورده است.

ساحل صخره‌اى ریگو معروف به ساحل لاک‌پشت‌ها از سواحل زیباى جزیره قشم است که لاک‌پشت‌ها در آنجا براى نفس‌گیرى و تغذیه به روى آب مى‌آیند.چشمه‌هاى جزیره قشم، که به‌طور پراکنده در جاى جاى جزیره وجود دارند، فاقد آب شیرین بوده و عمدتاً شور است.

اولین و مهم‌ترین جامعه گیاهى جزیره در جنگل‌های حرا مشاهده مى‌شود که گونه‌اى از مانگروها به نام Avicennia  است.marina
این جزیره بزرگ پوشش جانوری متنوعی نیز دارد. پستانداران قشم عبارتند از 4 گونه خفاش که یک نوع آن خفاش میوه‌خوار است، 4 گونه جونده ، یک نوع خارپشت، یک گونه خرگوش، یک گونه روباه و یک نوع جبیر نیز در قشم شناسایى شده است

خزندگان شناسایى شده قشم نیز بسیار متنوع هستند. سه نوع مار و 17 گونه مارمولک و یک نوع دوزیست در قشم شناخته شده‌اند.بارزترین پدیده طبیعى قشم گوناگونى پرندگان آن است. از میلیون‌ها سال پیش به این سو حدود چهارمیلیون پرنده مهاجر به‌طور منظم در فصل‌هاى مختلف سال، به خلیج فارس پناه مى‌آورند.

به‌طور کلى، در گشت و گذارى چند روزه در جزیره قشم به آسانى مى‌توان تا 100 گونه از پرندگان آن را مشاهده کرد. برخى از پرندگان جزیره قشم عبارتند از: پلیکان پا خاکسترى ، باکلان ، حواصیل خاکسترى ، اگرت کوچک ، اگرت ساحلى ، اگرت سفید ، حواصیل شب ، حواصیل هندى ، کفچه نوک ، فلامینگو ، عقاب ماهیگیر(جزیره قشم) ، کرکس ، جیرفتى ، هوبره ، سلیم خرچنگ‌خوار ، صدف‌خوار ، دیدومک ، تله نوک پهن ، کاکایى سر سیاه ، کاکایى پشت سیاه ، پرستو دریایى دودى ، پرستو دریایى کاکلى کوچک ، پرستو دریایى معمولى ، پرستو دریایى کاکلى ، سبز قباى هندى ، زنبور خانگى کوچک ، دم جنبانک ابلق ، دم جنبانک کله زرد ، میوه‌خور ، بلبل خرما ، سنگ چشم کله سرخ ، سوسک چیفچاف ، سوسک جنبان ، سوک سرسیاه ، طرقه بنفش ، طرقه کوهى ، چکچک بیابانى ، شهدخور ، زرد پر مزرعه ، سهره خاکی.جزیره قشم تا حدودی توان بالقوه برای دامپروری را دارد و هم اکنون دامپروری به روش سنتی در جزیره انجام می گیرد.

به دلیل کمی بارندگی و نبود آب شیرین کافی ، کشاورزی بسیار محدود است و بیشتر به صورت دیم صورت می گیرد.

جزیره ناز
جزیره‌ ناز در نزدیکى سواحل شرقى قشم‌ قرار گرفته و از ساحل در حدود یک کیلومتر فاصله دارد. وسعت جزیره ناز تقریباً سه‌ هکتار است. این جزیره فاقد ساحل شنى است و دیواره‌هاى صخره‌اى به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آن را فراگرفته است. روى این جزیره کاملاً مسطح است. در زمان جزر با پس‌روى کامل آب دریا، براى مدت کوتاهى، باریکه‌اى از خشکى جزیره ناز را به ساحل قشم وصل مى‌کند.

در این جزیره کسى سکونت ندارد. ماهیگیران محلى چند سایبان و مکان استراحت از چوب و پلاستیک به‌صورت موقت احداث کرده‌اند. روبه‌روى جزیره ناز در قشم ساحل شنى قرار دارد که مکان مناسبى براى تغذیه پرندگان دریایى و ماهیگیران بومى است. در سراسر فصول سال بازدیدکنندگان بسیارى به‌ویژه هنگام غروب از این محل بازدید مى‌کنند.

جزیره هرمز
 جزیرهٔبیضی شکل هرمزکه طول محیط آن حدود۶۰۰۰متراست درمدخل خلیج فارس ودرفاصله۸کیلومتری بندرعباس قراردارد.

املای صحیح آن هرموز یا هرمزد برگرفته از کلمات خورموز یا خورموغ به معنی لنگرگاه و بندر ایالت موغستان (میناب) بوده است که به واسطه کثرت استفاده از غلط مشهور امروزه هرمز خوانده می‌شود.

این جزیره را به علت موقعیت جغرافیایی آن و مجاورت با تنگه هرمز، کلید خلیج فارس می‌دانند. همین موقعیت است که آن را در طول تاریخ، از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار ساخته‌است.

هرموز اصلا نام بندری معتبر در مصب رود میناب با خلیج فارس بوده است. شهر میناب کنونی برروی خرابه‌های این بندر ساخته شده است. هرموز قدیم در اوایل عهد مغول تجارت پر رونقی داشته است. با هجوم مغولان در حدود سال 700 هجری، مردم شهر هرموز ابتدا به جزیره قشم و سپس به جزیره هرموز که در آن زمان زرون (معرب آن جرون که بعدها نام بندری در محل بندر عباس کنونی شد و به تلفظ پرتغالی بندر گمبرون خوانده شد) نام داشت کوچ نمودند و شهری در آن بنا کردند و نام آنرا به یاد شهر قدیم خود هرموز گزاردند.

شاه عباس در سال 1031 جزیره هرموز و سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس را از اشغال پرتغالی ها خارج ساخت و شهرهای هرموز و گمبرون را تخریب کرد و بندر عباس فعلی را بر خرابه های گمبرون استوار کرد. هرمز امروز به هیچ عنوان رونق گذشته را ندارد.

جزیرهٔهرمزدروسط مرتفع شامل تپه وکوه‌های آتشفشانی و نمکی است بلندترین نقطهٔآن۲۱۰مترارتفاع دارد،اطراف آنراجلگه‌های پست وهمواریپوشانده‌است،معادن خاک سرخ ونمک سفیدآن شهرت فراوانی دارد.

جزیره هنگام
جزیره هنگام یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. جزیره هنگام با آبادی‌های کوچک با وسعت حدود ۵۰ کیلومتر مربع در جنوب جزیره قشم واقع شده ودارای معادن نمک وخاک وسرب است.

این جزیره 6.33 کیلومترمربع مساحت داردوبه شکل مخروط ناقصی است که درکرانه‌های جنوبی جزیره قشم واقع شده‌است.

فاصله آن تا بندرعباس حدود ۴۳ مایل دریایی و تا شهر قشم حدود ۲۹ مایل دریایی است. این جزیره ارتفاعات پست آهکی دارد و بلندترین نقطه آن کوه ناکس با ۱۰۶ متر ارتفاع است. بزرگترین قطر آن از «روستای هنگام کهنه» تا «روستای هنگام جدید» ۹ کیلومتر است. تنها فعالیت اقتصادی در جزیره هنگام که اکثر اهالی به آن مشغولند، ماهی‌گیری و صیادی است. از نقاط دیدنی جزیره تأسیسات بندری انگلیسیها است.

جزیره لارک
جزیره لارک یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.
جزیره لارک با 7.48 کیلومترمربعمساحت،درفاصله۱۸مایل دریایی ازمرکزاستان شهربندرعباس و۶مایل دریایی ازشهرقشم و در جنوب شرقی این شهر ، در تنگه هرمز قراردارد.

این جزیره از کوههای آتشفانی مخروطی شکل تشکیل شده‌است . بلندترین نقطه آن ۱۳۸ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگترین قطر آن ۶/۱۰ کیلومتر است. در این جزیره فعالیت کشاورزی وجود ندارد و تنها فعالیت اقتصادی اکثر اهالی جزیره لارک صید و غواصی استآب آشامیدنی مردم این جزیره بیشتر از طریق بندرعباس به ان حمل می‌شود و همچنین آب برکه‌‌ها و چاه‌های آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

از دیگر جزایر غیرمسکونی خلیج فارس می‌توان به شیف،ام الکرم،امسیله،خان، خرو، مولیات، سه‌دندون، مُطاف، مُرغی، چراغی اشاره کرد.

جزیره‌های غیر مسکونی خلیج فارس از اهمیت ویژه جهانی به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی (خوراک غواصها)، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشتها و زیستگاه انواع پرندگان مهاجر برخوردار است.

بی‌گمان جزیره‌‌های ایرانی خلیج فارس بیش از این تعداد است که تعدادی از آن‌ها در زمان جزر و مد نام جزیره به خود می‌گیرند.

شنبه 7 اردیبهشت 1387 - 18:27:08کد مطلب: 39597

لینک دسترسی به موضوع:

http://www.hamshahrionline.ir/details/39597

این مطلب ازسایت همشهری آنلاین درابان ماه 91دریافت شده است.

 

آشنایی با تنگه هرمز

تنگه هرمز باریکه دریایی خمیده شکلی است که در منتهی‌الیه شرقی خلیج فارس واقع شده است وفلا ت ایران راازشبه جزیره عربستان جدا می کند و آبهای خلیج فارس رابه اقیانوس هندو دریای عمان پیوندمی دهد. این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند.

برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است. طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است.

کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.

از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد.

نام تنگه هرمز در نوشته‌های کهن دیده نمی‌شود. هنگام اقتدار بریتانیا در خلیج فارس (1820ـ 1971) نام تنگه هرمز از جزیره هرمز گرفته شد که مهمترین جزیره خلیج فارس به هنگام روی آوردن استعمار اروپایی به منطقه بود.

در سال‌های نخستین قرن دهم - شانزدهم نیروهای کشورپرتغال به فرماندهی آلبوکرک سراسر تنگه رادراختیارگرفتند، جزیره هرمز را تسخیر و حاکم خودمختار هرمز را دست نشانده خود کردند. این دگرگونی بر اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی تنگه و جزیره هرمز افزود و حاکمان آن در پناه پرتغالی‌ها توانستند در بخش پهناوری از کرانه‌ها و جزیره‌های خلیج فارس نفوذ یابند.

در آغاز قرن دهم، شاه اسماعیل اول صفوی در ایران حکومت مرکزی تشکیل داد که سرآغاز پایان بخشیدن به استعمار پرتغالی‌ها در خلیج فارس بود.شاه عباس بزرگ درسال 1030باهمکاری نیروی دریایی بریتانیاپرتغالی هارادرخلیج فارس شکست دادوآنان رادر 1031ازجزیره هرمزبیرون راند.به این ترتیب جزیره وتنگه هرمزوسراسرخلیج فارس دوباره دراختیارایران قرارگرفت.

از آنجا که هم کشورهای توسعه‌یافته و هم کشورهای در حال توسعه به صدور نفت از خلیج فارس وابسته‌اند و بیش از نیمی از نفت مورد نیاز جهان باید از تنگه هرمز بگذرد، امنیت تنگه‌هرمز اهمیت بین‌المللی دارد.ایران بزرگترین و نیرومندترین کشور خلیج فارس است و بیشترین گستره جغرافیایی و مواضع حفاظتی را در این منطقه دارد، به همین دلیل تنگه‌هرمز از اهمیت بسیاری برخوردار است و در حقیقت دروازه ارتباطی ایران با جهان و منطقه شمرده می‌شود.

http://www.hamshahrionline.ir/details/61560لینک دسترسی به این موضوع:

این مطلب ازسایت همشهری آنلاین درابان ماه 91دریافت شده است.

اکوسیستم خلیج فارس

این حوضه آبی به شکل بیضی در جنوب ایران با انبوهی از آبزیان در تلاطم است. وسعت خلیج فارس 230 هزار کیلومتر مربع است و برابر نصف دریای‌خزر است. عمق خلیج فارس کم است. باد در خلیج فارس به صورت گسترده عمل می‌کند و به عنوان مهمترین عنصر جغرافیایی طبیعی مطرح می‌شود. قسمتهای شمالی نسبت به جنوبی به مراتب بارش بیشتری را دریافت می‌کنند، آبهایی که به خلیج فارس وارد می‌شوند، اغلب شیرین بوده و حاوی مقدار زیادی مواد غذایی برای موجودات آبزی هستند.

مهمترین ویژگیهای بوم شناسی خلیج فارس به کم‌عمقی ، شوری آب و ارتباط محدود به آبهای آزاد باعث شده که محیط طبیعی ویژه‌ای بوجود آید. فیتوپلانکتون‌ها ، اولین حلقه زنجیره غذایی محسوب می‌شوند. موجودات متنوعی در خلیج فارس زندگی می‌کنند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: قارچهاجلبک‌ها ، صدفها ، مرجانها ، خیارهای دریایی ، مارهای دریایی ، لاک‌پشتها ، کوسه‌ها ، انواع ماهی و میگو ، پستانداران دریایی و ... .

آبزیان خلیج فارس

خلیج فارس بزرگترین پناهگاه موجودات دریایی به ویژه آبزیان ظریف و کوچک از قبیل ماهی های تزئینی زیبا و رنگارنگ مرجان ها، صدف ها، حلزون ها، نرم تنان، شقایق ها، اسفنج ها، عروس های دریایی و غیره است.تعداد زیادی از این آبزیان که در نوع خود زیباترین موجودات دریایی هستند، به علت حوادث مختلف و مسایل زیستی به این پناهگاه آرام وگرم پناه آورده اند و از هزاران سال پیش در آن به زندگی خویش ادامه می دهند. قباد( شاه ماهی)، را شکوه حلوا سفید یا زبیده، شوریده، حلوا سیاه، سرخو، شعری، سبیتی، خاور و دختر ناخدا از مهمترین ماهی های خــوراکی و اره ماهی، بمبک، ماهی لقمه،اسب ماهی از ماهی های غیر خوراکی خلیج فارس محسوب می شوند.علاوه بر این خلیج فارس دارای صدها گونه ماهی تزئینی است. که برخی از نمونه های آن مانند(امپراتور) در جهان نادر است جراح دم زرد، آنتن دار، دلقک آبی، کاردینال، هامور، سقماهی، دم گاوی، نئون، آرایشگر، صندوق ماهی، شاخدار، خروس دریایی، پیکاسو، ملوان، چیتی، شقایق، ژله و پیکاسوی مشکی از دیگر ماهی های تزئینی آبهای پیرامون کیش هستند.

ماهیهای خوراکی خلیج فارس

شیر ماهی: شیر ماهی در خلیج فارس زیست و صید می شود و دارای اسکلت استخوانی است. ماهی شیر تقریباً به شکل هواپیمای جت است و رگه های عرضی تیره به مقدار کم و روی بدن ماهی مشاهده می شود و تقریباً شبیه ماهی قباد بوده اما از آن بزرگتر است.

هوور یا تن: این ماهی دارای گوشتی پرخون به رنگ شکلاتی تیره است و در بنادر خلیج فارس از آن برای تهیه ماهی سوری استفاده می کنند.

کولی: همان کوسه است که در داخل دهان دارای دندانهای مخروطی نوک تیز و بسیار برنده است. از انواع کولی می توان به انواع زیر اشاره کرد: کولی بلند، کولی بی دندان، کولی پنگ، کولی جرجور(ظاهر این کوسه نوزاد خود را در شکم پرورش داده و بعد به دریا رها می سازد).

شوریده: این ماهی که در بندرعباس موش دندان نامیده می شود در جلوفک دو دندان شبیه دندان موشداردورنگبدنآندرپشتودرقسمتشکمنقرهایمیباشدوپولکهایآنریزاست.

حلوا: این ماهی از انواع ماهی استخوانی است که دو نوع حلوا سفید و حلوا سیاه دارد. ماهیهای حلوا عموماً در دریا زندگی کرده وواردخلیج کوچک چابهاروخورموسی شده وتغذیه می کنندودرزمستان واواسط پاییزبه دریامی آیند.

شورت: بدن ماهی شورت نقره ای با اثرات تیره در پهلوهاست. دارای 11 تا 12 شعاع در باله پشتی است. ماهی شورت بیشتر در شن و یا روی شن و در کنار دریا زندگی می کند.

سرخو: نام دیگر این ماهی حمرو یا سبیتی است. رنگ آن قرمز متمایل به صورتی می باشد و دارای گردن ضخیم و گوشتالویی است، دهان سرخو بزرگ بوده و کوهان دارد، وزن آن به سه تا چهار کیلو هم می رسد. از انواع آن می توان به سرخوی دم سیاه، سرخوی خونی، سرخوی کم پولک و ... اشاره کرد.

شهری: رنگ این ماهی سفید مایل به زرد و دارای پولک است، لبه سرپوش آبشش نوعی از آن قرمز درخشنده است. از سخت پوستان و نرم تنان تغذیه می نماید، از انواع آن می توان به شهری خال قرمز، دراز صورت، جلادار، نوار زرد و قوزی چشم درشت اشاره کرد.

سنگسر یا دختر ناخدا: تقریباً دراز و به رنگ سفید تقریباً دراز و به رنگ سفید و مات بوده، پشت سرش مثل سنگ سفت و شکم و پهلوهایش دارای پولکهای کاملاً نقره ای است. رنگ بدن در ماهی بالغ خاکستری با جلای نقره ای می باشد.

میش ماهی یا ماهی کر(KER): ماهی درشت و بزرگی است، رنگ شکم آن تقریباً کاهی سفید و سرش بزرگ است، پولکهای نسبتاً پهنی داشته و در پشت قهوه ای رنگ و در ناحیه شکم سفید متمایل به زرد می باشد.

گاریز یا کاریز: ماهی کوچکی است به اندازه 10 تا 15 سانتیمتر یا بیشتر به وسیله مشتا Moushta یا حدر (Hadr) صید می شود.

چمن: شبیه سرخو و از نوع سرخو است. اما بزرگتر و کمرنگ تر از آن است و تقریباً صورتی است.

بیاه: این ماهی بزرگ و شبیه ماهی راشگو است ولی سرش پهن تر می باشد و در بیشتر مواقع در سطح آب شناور است.

راشگو: این ماهی در آبهای گرم و ساحل شنی به مقدار خیلی کم یافت می شود ولی طرفداران بسیار دارد. پشت این ماهی سرمه ای کم رنگ و شکم آن نقره ای است. ماهی راشگو نسبتاً بزرگ و دارای گوشت لذیذی است،ضممناً خیلی زود صید می شود.

قباد: این ماهی در قسمت شکم نقره ای رنگ و در سراسر پشت سیاه می باشد و در زمره ماهیان پرطرفدار جنوب می باشد.

سچل: این ماهی را سه کله، سکله هم می نامند و معتقدند که در اصل سگ کله بوده است، رنگ آن سیاه روشن است، طول آن نیز گاهی به شصت سانتیمتر می رسد و گوشت خوشمزه ای دارد و از خانواده تن ماهیان است.

صافی یا سافی: دو نوع دارد. صافی عجمی، با رنگ سیاه (یا قهوه ای متمایل به سبز) و لکه های سفید و ماهی صافی عربی با رنگ قهوه ای روشن تا سبز و شکم نقره ای. این ماهی در ماههای تیر و مرداد و شهریور در آبهای خلیج فارس فراوان است و با گرگور صید می شود. جثه ماهی صافی کوچک است و طول بزرگترین آن به سی و پنج سانتیمتر می رسد و گوشت لذیذی دارد.

ساردین: ساردین یا حشینه یا مومغ دارای رنگ سفید است و طول آن بین 10 تا 20 سانتیمتر می باشد. پشت این ماهی متمایل به رنگ آبی، پهلوها نقره ای و بدن دراز و الستوانه ای می باشد. در بنادر و جزایر خلیج فارس این ماهی را نمک سود کرده و با آن مهیاوه تهیه می کنند.

سینگو SINGOO

در اصطلاح مردم جنوب، به خرچنگ سنگو(Sengoo) یا سینگو، می گویند. سینگو دارای انواعی به این شرح می باشد:

سینگو آدمی: خوراکی است.

سینگو کلگری(Kolgery): خرچنگی است که به وسیله کلگر یا قفس سیمی صید می شود.

سینگو شه یوب(hahyyoob): به مصرف صید ماهیان می رسد.

سینگو باکمال(Bacoumal): در سنگهای ساحلی زندگی می کند.

سینگو کندراشکن(Kandar Eshkan)، یا خرچنگ چوب شکن، سینگو گاری: چثه ای کوچک دارد.

سینگو ملا(Mulla): رنگش سفید و پشتش گل گلی است.

خرچنگ: دراری رنگ سرخ است و سنگو نرمو: پشتش نرم است.

سینگو مرجان: در محلهای سنگی و در بین مرجانها، زندگی می کند. 

میگوی خلیج فارس

یکی از محصولات پر ارزش خلیج فارس و دریای عمان، میگو، است.میگوی خلیج فارس از جنس پنائاس، میباشدو بین 7 تا 15 سانتیمتر طول دارد. بدن میگو کشیده و دراز و از دو طرف به هم فشرده است، میگو از سه قسمت سر و سینه و شکم تشکیل یافته و بر روی سر و قطعات سینه، پوسته سختی موجود است. در دنبال شکم، دم میگو واقع گردیده که از شش حلقه کیتینی پوشیده شده است، این قسمت که در واقع دنبه میگو محسوب می شود مملو از یک قطعه پروتئینی سفید است. همین دم میگو است که پس از صید در کشتی بلافاصله از سر جدا و مخلوط با یخ نگهداری شده تا به موقع ممنجمد و بسته بندی و آماده صدور به داخل یا خارج کشور گردد.

انواع میگو: بنا به اظهار کارشناسان شیلات، تاکنون بیش از ده نوع میگو در آبهای خلیج فارس صید و شناخته شده است که مشهورترین آنها لابستر یا شاه میگو است که وزن آن تا یک کیلو و گاه بیشتر می رسد. از این نوع میگوی کمیاب که در سواحل صخره ای و نزدیک ساحل زیست می کند سالی حدود 200 هزار عدد صید می شود. بعد از شاه میگو معروفترین نوع میگو یوفایو است که هر 5 عدد آن یک پاوند وزن دارد. کوچکترین نوع میگوی خلیج فارس که در زبان محلی به آن چکو و سرتیز میگویند، برای کنسرو مورد استفاده قرار می گیرد. وزن یکصد تا دویست عدد از این میگو به یک پاوند میرسد و به حد وفور در خلیج فارس یافت می شود.

راههای صید میگو: صید میگو تا چند سال گذشته توسط صیادان محلی و به مقدار ناچیز انجام می شد ولی از چند سال پیش به این طرف شرکت سهامی شیلات جنوب اهمیت خاصی به این محصول داده و بهره برداری بیشتر، از آن به عمل می آید. صید محلی به وسیله تورهای مخصوص و در برخی مناطق توسط قایقهای کوچک و موتور لنج انجام می شود، گرچه وفور محصول در سواحل جنوبی ایران به حدی است که حتی با وسایل ابتدایی صیادان محلی، و در اعماق 5/3 تا 5/5 متر نیز صید قابل ملاحظه ای انجام می شود. میگو معمولاً چسبیده به کف دریا زندگی می کند، روی این اصل تورهای کشتیهای صید میگو از نوع تورهای خاص کیسه ای هستند که می توانند با دهانه باز خود در حال حرکت کشتی در کف دریا میگو را صید نمایند. هر کشتی دارای دو دستگاه از این تورها می باشد، تورها بوسیله دو بازوی چسبیده به دکل اصلی کشتی از قسمت پاشنه یا عقب آن، به کف دریا فرستاده می شوند. میگوهای صید شده با ماهیهای خوراکی و غیر خوراکی و سایر آبزیان به عرشه کشتی کشیده می شوند، میگوها را از ماهیها و سایر آبزیان جدا کرده و پس از کندن سر آنها، دم میگو را که قسمت اصلی آن است پس از شستشو برای مخلوط کردن با یخ و نگهداری، به انبار عایق بندی شده کشتی حمل می نمایند.

گوشت میگو از نقطه نظر پروتئین بسیار غنی و نسبت به گوشت دامهای کشتاری دارای میزان پروتئین بیشتری است، مزیت دیگر گوشت میگو بالا بودن میزان املاح و بخصوص کلسیم فسفر است، میزان فسفر و کلسیم آن نسبت به گوشت دامهای کشتاری بسیار قابلتوجهاست. باتوجه به این نکته که ارزش غذایی گوشتهای مختلف در درجه اول مربوط به میزان پروتئین و املاح آن(خصوصاً فسفر) است، گوشت میگو از این نقطه نظر دارای کیفیتی ممتاز می باشد. گرچه ارزش حیاتی گوشتهای قرمز از نظر تامین اسید های آمینه لازم، بیشتر از سایر گوشتها می باشد ولی از نقطه نظر تامین پروتئین غذایی، بخصوص پروتئین حیوانی و با در نظر گرفتن میزان صید میگو و امکان توسعه و تکثیر این محصول در دریای جنوب بایستی توجه خاص به این محصول با ارزش مبذول شود.

فصل و مقدار صید: فصل صید میگو معمولاً از مرداد ماه هر سال تا اواسط آبان ماه ادامه دارد و پس از آن چون فصل تخمکگذاری میگو فرا می رسد ممنوعیت صید آغاز می گردد و تا اردیبهشت ماه ادامه پیدا می کند صید معمولاً هر سال دوبار انجام می شود و مدت آن بستگی به نظر کارشناسان شیلات دارد. ددر اوایل پاییز در منطقه آبهای قشم، بندرعباس و میناب صید میگو روزانه به حدود 40 تا 50 تن می رسد ولی بعداً هر چه به خاتمه فصل صید نزدیک می شود، مقدار صید کاهش می یابد و به حداکثر 10 تا 15 تن بالغ می گردد.نقل از مهندسین شیلات+نادر بحرینی اصفهانی ; ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۱

لینک دسترسی به این مطلب:

http://foodtechnologist.persianblog.ir/post/42

این مطلب ازسایت foodtechnologist.persianblog.irدرآبان ماه 91دریافت شده است.

 

درختان و گیاهان دریائی خلیج فارس-جنگلهای حرا-(HARRA)

حرا درختی است که در آب شور خلیج فارس می روید و در آنجا رشد می کند و مورد استفاده حیوانات ، پرندگان و ماهیان قرار دارد.

درختان دریائی در نزدیکی  راٌس  مطاف و در حوالی بنادر سگانه (کنگان ، دیر و طاهری ) و در جوار سواحل جاسک ، چابهار ، بندر گوادر و نقاطی از سواحل جنوبی خلیج فارس و بصورت انبوه و متمرکز در سواحل شمالی جزیره قشم و تنگه خوران و مردابهای ساحلی لافت و بندرپل به چشم می خورد.درخت حرا! شاید جالبترین پدیده طبیعت باشد که در مواقع ((جذر)) از آب خارج شده و بهنگام ((مد)) قسمت بیشتر یا تمام آن بزیر آب فرو میرود. نوشته اند درختان (حرا) آب شور دریا را شیرین کرده و بعد به مصرف میرسانند.

درختان (حرا) در پرورش ماهیهای جوان و کوچک نقش عمده ای را بعهده دارند. شاید اجتماع ماهیان ریز آب شور در لابلای دختان( حرا) بخاطر شیرینی آب در این قسمت باشد و احتمالاٌ همین ماهیها هستند که انواع و اقسام پرندگان را به سوی جنگلهای( حرا) می کشانند. و آنها را وادار می سازد جنگلهای(حرا)  را به عنوان محل سکونت خویش برگزینند. درختان( حرا) باعث جذب لاکپشتان سرخ ، سبز پشت چرمی و عقابی خلیج فارس میشوند. زیرا لاک پشتها علاقه زیادی به خوردن ریشه و برگ درختان( حرا) که احتمالاٌ قوه باروری آنها را زیاد میکند و حیوان را در مقابل بیماریها حفظ میکند از خود نشان میدهد. درختان( حرا) مرکز رشد و نمو انواع صدف ها و نرم تنان خوراکی استو هر گاه سری به این جنگلها زده شود هزاران هزار صدف را مشاهده می نمائید که به درختان( حرا) چسبیده اند.

دانه درخت( حرا) برروی درخت مادر روئیده و تولید نونهال میکند. سپس از درخت اصلی(مادر) جدا شده و به مرداب می افتد . برگ آن بیضی شکل و کشیده و با قاعده باریک است.

درخت( حرا) همیشه سر سبز و زیباست و سرشاخه ها و برگهای آن بیشتر به مصرف تغذیه گاو گوسفند و خصوصاٌ شتر میشود.

ماخذ: آبزیان خلیج فارس آقای نوربخش

 

گردآورنده: علی حیاتی-شیلات گناوه-1/2/86

نوشته شده توسط اداره شیلات شهرستان گناوه در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 13:44

لینک دسترسی به این مطلب:

http://www.shilat-gnavh.blogfa.com/post-21.aspx

این مطلب ازسایت shilat-gnavh.blogfa.comدرآبان 1391دریافت شده است.

 

محیط زیست خلیج فارس

خلیج فارس یکی از بزرگ ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر است. متخصصان محیط زیست، به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینه‌های پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونه‌های مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب می‌بینند. خشکسالی و واردنشدن موادمغذی به آب،موجب کوچک ماندن و رشدناکافی برخی ازآبزیان خلیج فارس شده‌است.

منابع غذایی خلیج فارس

بیش از ۱۵۰ نوع ماهی متفاوت در خلیج فارس یافت می‌شود. بیشتر آبزیان خلیج فارس بجز چند مورد که وارد آبهای کارون، بهمن شیر و اروند می‌شوند، در آب‌های شور زندگی کرده و در همان جا تخم ریزی و تولید مثل می‌کنند. از مهمترین انواع ماهی‌های تجاری خلیج فارس می‌توان به زبیده،حلواسفید،قباد،شیرماهی،شانک،سنگسر،پیشماهی،هامور،سیکین،کارفه،،طوطی، حلواسیاه، شوریده، خبور، کفشک، سرخو، خابور و سبور اشاره کرد. از دیگر محصولات غذایی باارزش خلیج فارس می‌توان به میگو اشاره کرد. انواع صدف‌های خوراکی نیز در برخی سواحل مانند ساحل بندرعباس و ساحل گشه)ساحل صدف) در بندر لنگه و همچنین در اطراف بعضی جزایر مانند هرمز، قشم و لارک یافت می‌شوند که بازار عمده آن کشورهای اروپایی است.

 

لاک پشت‌های خلیج فارس

۵ گونه از ۸ گونه لاک پشت‌های موجود در جهان در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. از این میان، 2 گونه لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز در سواحل و جزایر ایران تخم گذاری می‌کنند. این دو لاک پشت در سواحل جزایری چون هرمز، لارک، قشم، فارور و بنی فارور و مکان‌های کم عمق ساحلی سکونت دارند و عمده مکان‌های تخم ریزی آن‌ها در جزایر هرمز، هنگام، فرور، شیدور، لاوان، کیش، نخیلو و ام الگرم گزارش شده‌است. وارد شدن نفت به آب‌های خلیج فارس می‌تواند باعث ایجاد مسمویت در این لاک پشت‌ها شود. همچنین فعالیت‌های صیادی، وجود زباله، فاضلاب‌ها، تردد شناورها، انفجار برای اکتشافمعادنوآلودگیحرارتیتهدیداتی برای زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند.

دلفین‌ها و نهنگ‌های خلیج فارس

دلفین‌ها و نهنگ‌ها از جمله پستانداران آبی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. دلفین‌هایی با نام پورپویز و همچنین دلفین‌های بینی بطری در جنوب جزیره قشم و در جوار جزیره‌های هنگام، سالارک و هرمز زندگی می‌کنند که در معرض مخاطرات گوناگون هستند. نبود تحقیقات کافی و نبود متخصص زبده باعث کاهش تعداد دلفین‌های گوژپشت و نهنگ‌های خاکستری شده‌است. برخورد دلفین‌ها و نهنگ‌ها با شناورها و پروانه موتور قایق‌ها و همین طور آلودگی برخی از نقاط آب‌های خلیج فارس به آلاینده‌های نفتی و شیمیایی زندگی این پستانداران را تهدید می‌کند. طبق برخی گزارش‌ها نهنگ خلیج فارس در معرض خطر انقراض قرار دارد.

کوسه‌های خلیج فارس

۷ گونه کوسه‌درآب‌هایخلیجف

دولت‌های نفتی

نگونبخت اقتصاد های نفتی!  برخی زمانی چنان شکوفا بودند  که می توانستند  به راحتی  در عین حال بودجه های کلان  جنگی، پروژه های عظیم و آرامش داخلی را تأمین کنند و هم اکنون  با کاهش قیمت نفت در آستانه ی فروپاشی قرار گرفته اند.  بر خلاف سایر کشور ها که بر مالیات به مثابه منشأ بودجه  تکیه دارند، عمر دولت های نفتی بر نقت و گازمتکی است. مثلا  نیجریه ٪۶۰ و عربستان ٪۹۰ در آمد دولت را مدیون نفت هستند.  زمانی  که آن را بشکه ای ۱۰۰ دلار می فروختند توانایی  تأمین برنامه های رفاه اجتماعی، طرح های عظیم  ساختمانی  را داشته و به این دلیل از حمایت مردم برخوردار بودند؛ ولی حالا با قیمت بشکه ای  کمتر از ۵۰ دلار که رو به کاهش نیز هست،  با شورش های اجتماعی روز افزون مواجهند.

در اوج عظمتشان، دولت های نفتی در سیاست دنیا نقشی بزرگ بازی کردند. اعضای اوپک، فقط در  در سال ۲۰۱۳  معادل ۸۲۱ بیلیون دلار فروش کردند.  این امر آن ها را در کمک به سایر کشور ها   و تأمین  بودجه های عملیاتی قادر ساخت.  مثلا ونزوئلا از طریق اتحاد بلیویایی  (ALBA) وشبکه ی سهامی کومت های چپ گرا،  در مقابل نفوذ ایالات متحده در آمریکای لاتین ایستاد.  عربستان سعودی با تأمین مالی  روحانیون محافظه کار و افراطی وهابی  برای تأسیس مدارس وهابی،  نفوذش را بر کشور های مسلمان گسترش می دهد. روسیه ی پوتین،  نیروی نظامی خود را با درآمد نفتی اش  بازسازی کرد ولی با فروپاشی شوروی، آن نیز مضمحل شد.  کشور های دیگر همچو آذربایجان،  قزاقستان، و آنگولا هم به طور مرتب مورد بازدید رؤسای جمهوری و نخست وزیران کشور های وارد کننده ی نفت قرار می گرفتند.

ولی این مربوط به گذشته است.  در حالی که این کشور ها هنوز محتاج به نفت اند، آنچه رؤسا و نخست وزیران را در حال حاضر نگران می کند، شورش ها و حتی فروپاشی دولت هاست.   به عنوان مثال، ونزويلا که مدتی طولانی از مخالفان سیاست های ایالات متحده بود، امروزه  میدان نبرد های خونین بین موافقان و مخالفان  حکومت است.  سایر کشور های تولید کننده ی نفت همچون الجزیره و  نیجریه  نیز همواره در خطر حملات تروریستی و اعتشاش بوده  و برخی از این حکومت ها همچو ونزويلا و عراق در آستانه ی واژگونی اند.  سایر کشور ها همچون عربستان  مجبور به تغییر برنامه های  اقتصادی شده اند.

مدل اقتصادی ویران  ساز

تفاوت کشور های تولید کننده ی نفت با سایر کشور ها در آن است که سرنوشت نهاد های حکومتی این کشور ها در گرو چرخه های  رونق و رکود  اقتصاد نفتی بین المللی است.  چالش های این کشور ها به دلیل رابطه ی نزدیک رهبران سیاسی شان با  رؤسا و کارکنان بلند پایه ی صنایع نفت و گاز  چند برابر است.  به طور تاریخی، حاکمان،‌ اعضای خانواده و یا متحدین نزدیکشان  را در مقام های حساس این صنایع به کار می گمارند تا اختیار آن را به دست گیرند و ثروتی هم به هم بزنند.  مثلا  در ونزوئلا  حکومت  شرکت دولتی پترولئوس ونزوئلا، S.A ، (PdVSA) را از نزدیک نظارت می کند؛ در عربستان سعودی خانواده ی سلطنتی شرکت دولتی آرامکو صعودی را در اختیار دارد.

 اکنون در ۲۰۱۶، دیگر روشن شده که مدل  دولت ـ شرکت سهامی  کارایی خود را از دست داده است زیرا که اساس کارشان که بر امید بالاتر بودن تقاضای نفت از عرضه ی آن  و در نتیجه صعود قیمت نفت است، اندیشه ی باطلی بیش نیست.  حقیقت در واقع درست برعکس است زیرا که این عرضه ی  سوخت فسیلی است که رو به صعود است. 

اغلب تحلیلگران اقتصادی، منجمله  تحلیل گران صندوق بین المللی پول معتقدند که  افزایش کارآیی انرژی،  بدیل های سرچشمه های انرژی ( بخصوص خورشید و باد)، کاهش نرخ رشد اقتصادی درسراسر جهان، و نگرانی های زیست محیطی باعث کاهش تقاضای سوخت فسیلی در سال های آینده است.

در این میان، صنایع نفت که اکنون با  شکستهای هیدرولیکی و سایر فناوری های استخراجی، عرضه را بالا خواهند برد و این  است فرمول پائین نگاهداشتن  قیمت نفت !   در واقع بسیاری از تحلیل گران مطمئن اند که در آینده ی نزدیکی عرضه ی نفت به نقطه ی عطف خود خواهد رسید و سقوط آن   امری حتمی است.

این شرایط برای دولت های نفتی دو راه باقی می گذارد: یا سقوط، یا  یافتن مدل های اقتصادی نوین و کارآ.   این  دولت ها در توانایی و خواستشان با روبرویی با این شرایط  برخورد های متفاوت دارند.  برخی بیش از آن به مدل های اقتصادی وگردانندگان آن وابسته اند که توانایی ایجاد  تغییرات مهم داشته باشند.  برخی دیگر که به این تغییرات معتقدند، با موانع زیر ساختی جدی روبرو هستند.  و بالاخره گروه سومی که به طور جدی تر با این موقعیت برخورد می کنند به بازبینی مدل های اقتصادی خود پرداخته اند.  در هفته ای اخیر،  ابتدا ونزوئلا، سپس نیجریه و بالاخره عربستان سعودی اعلام کردند که در پی ایجاد چنین تغییرانی هستند. 

ونزوئلا: ملتی درآستانه ی سقوط 

ونزوئلا با  بزرگترین ذخیره ی  نفتی،  در حدود  ۲۹۸ بیلیون بشکه نفت در اختیار دارد.  در  دهه های گذشته،  استخراج  این ذخیره ی وسیع برای شرکت های خارجی و نخبگان ونزوئلا  ثروتی بزرگ آورده است.  اما هوگو چاوز در ۱۹۹۹ در مقام ریاست جمهوری، شرکت های خارجی را مجبور به شراکت با شرکت دولتی PdVSA کرد  و مقدار زیادی از این درآمد را به نفع طبقه ی کارگر و فقرا  به کار انداخت.  بدین شکل، با بیلیون ها دلار و با برنامه های دولتی ،  میلیون ها نفر را  ازفقر نجات داد.  در سال ۲۰۰۲ که رؤسای شرکت علیه این روند شورش کردند، چاوز، به سادگی  آن ها را با وفاداران خود جایگرین کرد و برنامه ها ادامه یافتند.  در بحبوحه ی تغییر رؤسای شرکت،‌ تولید نفت رو به کاهش گذاشت.   با قیمت بشکه ای ۱۰۰ دلار، این کاهش در ابتدا  تأثیری مهمی در درآمد های دولت و برنامه ی رفاهیش  نداشت.  اشتباه چاوز در عدم ایجاد  ذخیره ی ضروری برای  روبرویی با مشگلات احتمالی و یا سرمایه گذاری در صنایع  غیر سوخت فسیلی  بود. در نتیجه در ۲۰۱۴ با سقوط شدید قیمت نفت، جانشین چاوز، نیکولاس مدورو دچار بلایی سه گانه شد: کمبود درآمد برای برنامه های  خدمات همگانی،  ذخیره ای بسیار کم، و عدم وجود بدیلی برای درآمد.  طبیعتا با گسترش فقر طرفداران چاوز با از دست دادن اعتماد به رژیم، به مخالفانش رأی دادند. امروزه ونزوئلا ملتی است که رسما « در آستانه ی سقوط»، ورشکسته ی سیاسی،  دچار شورش  های خوراک، و سایر خشونت ها و محتملا  فروپاشی است. تورم ، بیکاری، خشونت و جرايم  روز به روز وخیم تر شده اند.  تنها چین قبول کرده است به این کشور با   خزانه ی تقریبا خالی،  وام بدهد.  در صورتی که در پائیز ۲۰۱۶‌ چین قسط دیگر این  وام را نپردازد، ونزوئلا ورشکسته  خواهد شد.  رهبران مخالف در پی برکناری مودرو و اصلاحات جدیدی هستند ولی از طرف دیگردولت با تسلط بر دادگاه ها در صدد متوقف ساختن  این کوشش هاست.

نیجریه:  ادامه ی ناآرامی 

 در  آفریقای سیاه، نیجریه  از بزرگترین منابع گاز طبیعی برخوردار است.  کمپانی های خارجی مانند رویال داچ شل  و شوران، دست در دست  الیت نیجریه به استخراج منابع جنوب پرداخته و منافع بزرگی به جیب زده اند، اما بخش بسیار اندکی از این درآمد به  مردم این منطقه می رسد و در عوض به آبوجا، پایتخت سرازیر می شود. شورش های  مکرر وخشن نیجریه ناشی از همین امر است و وعده های دولت نیز در حد وعده مانده اند. از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹، جنبش آزادی بخش دلتای نیجر با خواست مصرف درآمد نفت در مناطق جنوبی و فقیر نیجریه پا گرفت.  در ۲۰۰۹ عمر موسی یار آدو با پرداخت های ماهیانه به شورشیان و بخشش عمومی، شورش را خواباند.  جانشین وی، گودلاک جاناتان بخشش عمومی را به رسمیت شناخت و درآمد بیشتری به جنوب کشور روانه کرد.   برای مدتی قیمت بالای نفت،  با وجودی که الیت های آبوجا پولشان را به جیب می زدند،‌ به وی اجازه ی برآورد وعده هایش را داد؛ اما با صقوط قیمت ها، شورش ها نیز شروع شد. فساد  کاسه ی صبر مردم را لبریز کرد و  بوکوحرام عضو گیری و در شمال،  تروریسم رو به گسترش گذاشت .  بودجه ای که قرار بود به مصرف سربازان نیجریه برسد،  به جیب های الیت نظامی سرازیر  و مقابله با بوکوحرام فراموش شد! در انتخابات سراسری محمدو بوحاری،  ارتشبدی که قسم به در هم شکستن فساد خورده بود، اقتصاد را نجات داد  و با شکست بوکوحرام، ریاست جمهوری را از جاناتان ربود. 

از زمان به قدرت رسیدن،   بوحاری با دوری ار اقتصاد نفتی  کمر به از بین بردن مشگلات ساختاری اقصاد بسته است و طبق وعده، بسیاری از مأموران علی رتبه ی نفتی راکنار زده است.  در عین حال فشار نظامی را بر بوکو حرام  افزایش داده و برای اولین بار موفق به کنترل خشونت هایشان شده است و بر  کشاورزی و صنایع  غیر نفتی و گازی تأکید کرده است، که در صورت ادامه ی این برنامه  به طور جدی، می تواند اقتصاد بیمار نیجریه را نجات دهد.  با این حال، کشور هنوز به درآمد های نفتی محتاج است و این به معنای  درآمدی  کمتر برای مقابله با بوکوحرام،‌ پرداختن خدمات اجتماعی، و یا سرمایه گذاری های بدیل برای نجات از اعتیاد به نفت است!  به علاوه بوحاری را به تبعیض  در مبارزه علیه فساد جنوب متهم  کرده اند. گفته می شود به جای  مبارزه  با فساد به جنگ علیه گروه جدید  «آنتقام گیران دلتای نیجر» که  سدی در راه  استخراج نفت هستند،   پرداخته است.  در چهارم می،    این گروه به پلاتفرم نفتی شوران و شرکت ملی نفت نیجریه حمله کرد که منجر به  توقف تولید   ۹۰۰۰۰ هزار بشکه در روز شد.   این ضرر  افزوده بر کاهش در آمد نفت  ناشی از  حملات به زیر ساخت های کشور،   منشأ کاهشی یک بیلیون دلار برای کشور( فقط در ماه مه) خواهد شد و اگر ویرانی ها در زمان لازم تعمیر نشوند، همین مقدار نیز در ماه ژوئن از دست خواهد رفت.  آنچه مانده، ملتی است  در لبه ی پرتگاه، فقری دهشتناک با راه کردهایی روز به روز معدود تر .

عربستان، در جستجوی  راهی جدید. 

عربستان  که از دومین ذخیره ی نفتی دنیا برخوردار است،  با استخراج روزانه ی  ۲,۱۰ میلیون بشکه،  بزرگ ترین تولید کننده ی نفت نیز می باشد.  در ابتدا  شرکت آرامکو ( شرکت نفت آمریکایی عربی ) این استخراج را بر عهده داشت اما در دهه ی ۱۹۷۰،  شرکت آرامکو ملی شد و حالا متعلق به دولت عربستان، یعنی درواقع خاندان سلطنتی  سعودی است.  این شرکت امروزه پر ارزش ترین شرکت نفتی دنیا  با  ۱۰ تریلیون دلار سرمایه است، ده برابر شرکت اپل ارزش دارد و منشأ قروت باور نکردنی خاندان سعودی است.  طی دهه ها  اقتصاد این کشور بر اساس فروش نفت  به منظور ثروتمند کردن شاهزاده و شاهدخت های سعودی و خدمات اجتماعی قابل توجهی به مردم کشور،  ذخیره برای روز مبادا، کمک به حکومت های مشابه ، تأمین مالی «بهار عربی» و نیز وهابیون ماوراء راست به منظور حفظ رژیم خود بود.  این اواخر سردمداران عربستان سعودی  به این نتیجه رسیده اند که چنین نظام اقتصادی قابل دوام نیست.  طی سال های اخیر برای اولین بار در ۲۰۱۶،  با کسر بودجه،  عربستان مجبور به کاهش یارانه ها و خدمات اجتماعی شد.   برخلاف ونزوئلا و نیجریه، عربستان لااقل برای چند سالی، به اندازه ی کافی ذخیره برای جبران این کمبود  داشت.  اما حالا این دخیره ته کشیده و به علاوه ی هزینه های جنگ بی ثمر در یمن،  عربستان در آینده ی نزدیک مجبور به قطع بودجه هایی بیشتر است. با توجه به این که ٪۷۰ جمعیت عربستان جوان  و زیر سی سال است، این گونه قطع بودجه می تواند به شورش اجتماعی منتج شود.

از نظر تاریخی، رهبران سعودی در ایجاد دگرگونی بسیار کند حرکت می کنند. اما اخیرا خاندان سلطنتی قدم های جدی برای انتقال  اقتصاد به  تولید پسا نفتی برداشته است. در ۲۵ اوریل امسال شاهزاده محمد ابن سلمان، « آرمان سعودی در ۲۰۳۰» را در راه جدد  تنوع اقتصاد کشورش  اعلام  کرد.  نیز اعلام شد که به زودی سهام آرامکو برای تأمین و تأسیس صنایع  غیر نفتی عربستان برای فروش عرضه خواهد شد.   در ۷ مه نیز وزیر نفت با سابقه ی طولانی خدمت، از کار برکنار شد و با رئیس آرامکوی عربستان، خالدالفالح که از شاهزاده سلمان حرف شنوی بیشتری دارد جایگزین شد.  سمت وی به وزیر انرژی، صنعت و منابع طبیعی  تغییر کرد.

این تصمیمات چنان غیر منتظره هستند که معلوم نیست عربستان بتواند به آرمان های ۲۰۳۰  و یا دوری از اقتصاد نفتی موفق باشد.  موانع  بسیارند مثلا برکناری شاهزاده سلمان پس از مرگ پدر مسن اش. البته  صعود شاهزاده ای ۳۱ ساله مورد حسادت بسیاری است.  به هر حال اعلام آرمان ۲۰۳۰ روشن ساخته است که  عربستان سعودی در پی هویتی جدید است.

 

خطری در کمین همه

زندگی نکردن در کشور های حخت حاکمیت اقتصاد نفتی به معنای بری بودن از خطرات آن نیست. از «شوک نفتی»  سال ۱۹۷۳ که اعضای عربی اوپک ایالات متحده را به علت شرکت در جنگ  یوم کیپور تحریم نفتی کردند، این کشور ها نقشی عظیم در اقتصاد جهانی بازی کرده و با  درگیری در  جنگ های خاورمیانه ی بزرگ، یکی پس از دیگری، از جنگ ایران و عراق در ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ گرفته تا جنگ های یمن و سوریه،  روابط بین الملی را متغیر ساخته اند.  حمایت جانانه ی عربستان از وهابیون و گروههای جهادی وابسته به آن نا امنی را در سراسر جهان دامن زده است.   علاوه بر این ها کاهش قیمت نفت در این کشور ها، همان طور که شرح داده شد ، به مصیبت های دیگری نیز دامن می زنند.  چنین شرایطی باعث  انحراف مبارزات حفظ محیط زیست  خواهد شد. اگرچه مسؤلیت آلوده کردن  زیست محیط به گردن این کشور ها نیست و غرب باید مسؤلیت سهم  خود را در این زمینه بر عهده گیرد، کشور های صادر کننده ی سوخت های فسیلی به دلیل ضرر اقتصادی از کاهش تقاضا به  سدی در راه این مبارزات خواهند بود.  تنها امید در آن است که برنامه های دوری از اقتصاد نفتی را جدی گرفته و بر وسعت اعمال آن ها بیفزایند تا از فاجعه ای اقلیمی به طور موفق تر جلوگیری شود.  

 

http://www.truth-out.org/news/item/36200-the-desperate-plight-of-petro-states

 

 

*****************

این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای  جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

******************

تاریخ انتشار

شنبه, مرداد 2, 1395 - 03:09

شاخه اصلی

اقتصاد سیاسی

چه کسی بر دنیا حکومت می کند ؟ (3)

گ: کارنامه ی اوباما را چگونه ارزیابی می کنید؟

چ: همان طور که در سال ۲۰۰۸، قبل از اولین دوره ی انتخابات، بر اساس اطلاعاتی که از وب سایتش خوانده بودم  نوشتم،  از او توقعی نداشتم. اغلب  لفاظی های  پوچ. چند نکته ی مثبت وجود داشت: بما در مورد بوش هم می توان چنین گفت. امکاناتی زیادی برای ایجاد دگرگونی های معنا دار  در اوایل ریاست جمهوریش، وقتی که کنگره با او همراهی می کرد، وجود داشت لیکن آن ها از دست داد.  طبق معیار های سیاست های ریاست جمهوری کار قابل تقدیری  نکرده است.

گ: در مورد مرگ میشل رتنر، رئیس قبلی مرکز حقوق اساسی،  وکیل پیشکسوت  حقوق بشر که هفته ی پیش  در ۷۲ سالگی از دنیا رفت صحبت کنید. در مورد بازگشایی سفارت کوبا گفته بود؛ « به غیر از روز تولد فرزاندم ابن بهترین روز زندگیم است.  لااقل از اوایل دهه ی ۷۰  در بریگاد های ونسرموس  فعال بوده ام و کار ساختمانی می کردم. کوبا تصمیم به  استقرار تساوی در جامعه گرفته بود و ما شاهد آن بودیم که ایالات متحده، چگونه  بدون امان آن را مورد حمله قرار داد. اما شاهد پیروزی کوبا هم بودیم. امروز نمی توان گفت کوبا کشوری شکست خورده است.  امروز وزیر امور خارجه از تاریخ امپریالیستی ایالات متحده علیه کوبا، از زمان مداخلات در جنگ اسپانیا ـ آمریکا تا الحاقیه ی پلَت  که ایالات متحده را بخش دائمی  حکومت کوبا کرد سخن گفت، از گرفتن گوانتانامو تا عدم شناسایی موبا در ۱۹۵۹، قطع رابطه در۱۹۶۱ سخن گفت. این پیروزی بزرگی برای کوبایی هاست. هرگز فکر نمی کردم چنین روزی  در تاریخمان برسد.»

نوآم آیا ممکن است در باره ی میشل رتنر ، از کارش در باره ی گوانتانامو که  با دقاع از  حق زندانیان  (در مورد  قرار احضار زندانی)   گوانتانامو را به چالش کشید  و درخواست دادگاهی کردنشان را به در  دادگاه عالی برد و پیروز ش تا نمام فعالیت هایش در مورد کوبا صحبت کنبد.

چ: کارنامه ی میشل رتنز، شخصی با چنان  شجاعت، شعور و تعهد بی سابقه باورنکردنی است.  مرکز حقوق اساسی که او تقریبا یک تنه هدایت کرد، دست آورد هایی  خارق العاده ای در باره کوبا و سایر موارد داشته است.  زندگی، فعالیت های  وی الهامی برای همه است.

در مورد رابطه ی کوبا‌ـ ایالات متحده،‌آنچه رتنر گفت اساسا درست است و اوضاع حتی بد تر است. بعد از خلیج خوک ها، دولت کندی که  عملا دچار  هیستری  انتقام  شده بود، دستور جنگ تروریستی علیه کوبا داد.   طبق  گفته ی آرتور شلزینگر مورخ، هدف کندی «دچار ساختن کوبا به وحشت عظیم» بود.   یکی از اهداف حکومت ترساندن کوبا بود و آنر را بسیار جدی گرفتند. هزاران نفر جان دادند، کارخانجات پتروشیمی و سایر یاختار های زیر بنایی را منفجر کردند.  به کشتی های روسی در بندر هاوانا حمله می کردند. فقط تصورش را بکنید که اگر کشتی های آمریکایی مورد حمله قرار می گرفتند چه می شد! شاید در رابطه با مسموم ساختن محصولات کشاورزی بوده است. تا دهه ی ۱۹۹۰ ادامه داشت. در دهه ی ۱۹۷۰، بعد از شورشی، یکی از هواپیماهای کوبانا منفجر شد. از  همدستان این جنایت یکی مرد و دیگری، لوییس پوسادا، به راحتی  در  میامی زندگی می کنند.

  ایالات متحده بدون کوچترین حقی، جنوب شرقی  کوبا را طبق الحاقیه ی پلت باز پس گرفتند.  حالا نه تنها یکی از بزرگترین پایگاه های ایالات متحده استِ بلکه به عنوان عامل مانع رشد و  توسعه ی کوبا، اتاق شکنجه و نیز جایی برای فرستادن پناه جویان هائیتی فراری  از حکومت میلیتاریستی  مورد دفاع کلینتن  مورد استفاده است.

البته بسیار در مورد نقض حقوق بشر در کوبا می توان گفت. ولی مفتضخ ترین آن تسلط بربخشی از کوباست که دون هیچ حقی و به زور اسلحه در اختیار گرفته ایم؛   الحاق کریمه توسط پوتین  در مقایسه با این جرمی است کوچک. و اما از تصمیم اوباما برای عادی سازی رابطه با کوبا  به مثابه عملی  والا و تاریخی یاد می شود. به گفته ی هود وی و مبرخی مفسران: « پنجاه سال، بدون موفقیت،  در پی استقرار دمکراسی در کوبا بودیم. روش هایمان کارآ نبودند و حالا روشی دیگر اتخاذ می کنیم.». واقعیت آن است که طی  پنجاه سال ایالات متحده دست به ترور، خشونت و خرابی، و نه تنها از طریق جنگ تروریستی بلکه نیزبا  تحریم ویران کننده ، زده است.  برخورد کلینتن به خارج شدن کشتی های روسی ( که بهانه ی آن سیاست ها بود) از صحنه تشدید تحریم بود. در مبارزات انتخاباتی،  کلینتن از موضع راست به جرج بوش  پیش دستی کرد.  توریچلی، دمکرات اهل  نیوجرسی نیز در این زمینه در قوه ی مقننه فعال شد.  بعد با هام ـ بوش اوضاع وخیم تر شد.  این شیوه ی ما در استفرار دکراسی در کوبا بود. 

و اما این دگرگونی در رابطه با کوبا به این علت است که ایالات متحده  در حال اخراج از نیمکره بود. جلسات نیمکره  نماد این واقعیت اند.  درگذشته، حکومت های  آمریکای لاتین کاملا مطیع  آمریکا بودند  و در غیر این صورت به راحتی  برکنار می شدند. در ده، بیست سال گذشته چنین نبوده است. حدودا سال ۲۰۱۲ بود که جلسه ی نیمکره در کلمبیا برگزار شد. در آن جلسه، در دو مورد،  ایالات متحده  و کانادا  کاملا منزوی شده بودند . یکی پذیرش موبا در نظام می کره ای بود و دومین جنگ با مواد مخدر بود. ابن کشور ها به طرق مختلف در پی آزادسازی و اتحاذ معبار های دیکر هستند و آمریکا و مانادا  مخالفت می کند.  روشن بود مه در جلسه آینده ی نیمکره که قرار بود در  در پاناما برگزار شود، کشور های آمریکای لاتین بدون توجه به موضع آمریکا به راه خود ادامه خواهند داد. در حال حاضر نهاد های نمیکره ای مانند       CELAC  و UNASUR  بدون قیول حضور  آمریکا  فعالند. و این جهت حرکتشان در آینده است.اوباما به واقعیت سر خم کرد و به عادی سازی روبابط با کوبا تن داد. این نه حرکتی شجاعانه در خارج کردن کوبا از انروا، بلکه دقیقا مخالف آن، برای نجات ایالات متحده از انروای خود است.

در بقیه ی دنیا نیز  وضع آمریکا بهتر از این نیست. به رأی گیری های سالانه ی ملل متحد در مورد تحریم های ایالات متحده  توجه کنید. فکر می کنم نتیجه ی آخرین چنین رآی گیری ها ۱۸۰ به ۲ بوده است: ایالات متحده و اسرائیل!   و این روند چند سال اخیر است.

گ: و بالاخره در مورد کتابتان: چه کسی بر دنیا حکم می راند؟ شما در حدود صد کتاب دیگر نوشته اید. شما متفکرو کنشگر جهانی هستید و از چهادره سالگی  در باره ی اوضاع ایالات متحده و جهان می نوشتید.   در صورتی که با لوتر کینگ موافقید که  دنیای اخلاق به سمت عدالت خم می شود،  پرسشم از شما این است که امروزه کجای کاریم؟

چ: در واقع از ده سالگی شروع به نوشتن کردم و البته این موردی برای خودستایی نیست. اگر۷۵ سال گذشته را در نظر بگیریم، حرکت به سمت عدالت بوده است.  در زمینه ی حقوق زنان تا حدودی، و حقوق مدنی پیشرفت هایی جدی داشته ایم.  به یاد بیاورویم که تا اوایل دهه ی ۱۹۵۰ در جنوب سیاهان را لینچ می کردند.  در حال حاضر اوضاع چندان خوب نبیت ولی لااقل لینچ کردن ممنوع است. گام های مثبتی برداشته شده است. ایستادگی  امروزه در مورد خشونت  سابقه نداشته است.   دغدغه های زیست محیط وجود نداشت. این گام ها تاریخ را به سمت عدالت می راند.  پس رفتگی البته وجود داشته است.  سیر  پیشرفت  مسیری مستقیم  و آسان نیست.   در گدشته بر سختی ها فايق آمده ایم . به نظر من امکانات حل مشکلاتی که  بشر از ۲۰۰ هزار سال با آن روبرو نبوده است، و حالا بر اپ عازض شده است وجود دارد.  مشگلاتی که بود و نبود بشر به آن ها بستگی دارد.  البته به چنین مشکلات بسیاری از انواع  با کشتنشان پاسخ داده ایم! 

 

 

 

 

 

بخش اول
http://www.anthropology.ir/node/31560

بخش دوم
http://www.anthropology.ir/node/31561

،‌

 

 

************

این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع 

درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

******************

http://telegram.me/atefeholiai

 

 

 

 

تاریخ انتشار

دوشنبه, شهريور 1, 1395 - 06:34

شاخه اصلی

سیاسی

چه کسی بر دنیا حکومت می کند؟ بخش دوم

گ: و اما در مورد برزیل:  رییس جمهور السالوادور، سرن،  استیضاح  دیلما روسف را کودتا خوانده است و از شناسایی حکومت جدید برزیل سر باز زده است. بوش با  مشغول شدن در عراق و افغانستان،  و بی توجهی به آمریکای لاتین، باعث نجات آن شد لیکن اوباما توجه بیشتری به این ناحیه دارد.

چ: فکر نمی کنم موضوع فقط بر سر بی توجهی است.  در عرض ۱۰ ـ ۱۵ سال گذشته، آمریکای لاتین  عمدتا خود را از یوغ  تسلط  ایالات متحده آزاد کرده است. این  یک دگرگونی جدی در اوضاع دنیاست.   بنا بر این،  این به اصطلاح بی توجهی، در واقع  بیرون رانده شدن ایالت متحده از این نیمکره است و نه البته به خواست خودش.   در گذشته، ایالات متحده  قادر بود به میل خود کودتا راه بیندازد. در حال حاضر نیز سعی بر آن دارد. درطی قرن بیست و یکم  لااقل در سه کشور سعی  کرده است  کودتا کند:  در ۲۰۰۲ در ونزويلا که چند روزی موفق بود ولی با شورش مردمی سرنگون شد،  دومی در ۲۰۰۴ در هائیتی. ایالات متحده و فرانسه با کمک کانادا رییس جمهور را دزدیده و به آفریقای مرکزی فرستادند و به حزبش امکان برقراری انتخابات ندادند. این یکی، کودتایی موفق بود. اوباما نیز در هندوراس کودتایی نظامی علیه رئیس جمهور اصلاح طلب به راه انداخت و ایالات متحده تنها کشوری بود بود که با قانونی خواندن انتخابات تحت کودتا،  به آن مشروعیت بخشید.  هندوراس،  این کشور بسیار فقیرو سرکوب شده،  تبدیل به دخمه ی وحشت شد.  سیل پناهندگان هندوراسی را که خود ایجاد کرده بودیم،  از مرز برگرداندیم . کودتای آمریکایی در پاراگوئه نیز در پی بیرون راندن کشیش پیشرویی بود که به مدت کوتاهی به کشور سر و سامان داد.

  شرایط برزیل از بسیاری جهات   تأسف آور است. اول آن که  فسادی گسترده بر کشور پنجه افکنده است. متأسفانه حزب کارگران نیز، (لولا به آن تعلق دارد) که  تغییرات مثبتی ایجاد کرد  به دسته ی راهرنان پیوسته و آعشته به فساد است و باید مجازات شود.  آنچه در مورد برزیل مطرح کردید بسیار صحیح است و نوعی کودتا در آن کشور در جریان است.  نخبگان که از حزب کارگران دل خوشی ندارند، از این  رکود اقتصادی  و فساد بی حد که کشور را گرفته  برای سرنگونی این حزب استفاده می کنند. البته تا انتخابات صبر نخواهند کرد زیرا باز  بازنده خواهند بود.  حتی نیویورک تایمز هم می گوید دیلما روسف تنها سیاستمداری است که درپی  پر کردن جیب خود نبوده است. او را به جرم دستکاری بودجه، که امری عادی در آن کشور است و در واقع  از جیبی به جیب دیگر گذاشتن است،  محکوم می کنند. شاید کاری خلاف باشد ولی مسلما شایسته ی استیضاح نیست.  عده ای دزد، تنها سیاستمداری را که برای منافع شخصی مرتکب خطایی نشده است به استیضاح می کشند: کودتایی مخملی!

گ: به آمریکا برگردیم و به حزب جمهوری خواه. نظرتان در باره ی نامزد این حزب چیست؟ با وجودی که هنوز امکان تغییر وجود دارد، به یاد ندارم که هرگز چنین موردی داشته ایم. شلدون آدلسن اظهار کرده است که ده ها میلیون دلار به ترامپ کمک خواهد کرد. برادران کُک ( فکر می کنم چارلز) می گوید در صورت امکان،  از هلری حمایت خواهد کرد. چه شده؟

چ: این جریانی است که سال ها در اولین دوره ی انتخابات جمهوری خواهان رخ داده است.  به انتخابات قبلی فکر کنید. هر بار کاندیدایی از حمایت توده ی جمهوری خواه برخوردار شد ( باکمن، سنتوروم، مک کین، ماکبی-ـ یکی دیونه تر از دیگری)، حرب جمهوری خواه او را کوباند و کاندیدای خود، رامنی‌ را عرضه کرد.  اما امسال ، به دلیل فشار توده ای، موفق نبوده اند. این پدیده تاریخی طولانی دارد و مانند حرکت جهادیون  ریشه ای است.    هر دو حزب در دوران  سیاست نيولیبرالی به راست گرویده اند.  در این دوره که از کارتر شروع  و در دوره ی ریگان شدید تر شد،  اقتصاد، امنیت و غیره رو به افول بوده است.  تمرکز ثروت در دست اقلیتی بسیار کوچک (اغلب سازمان های مالی)  تأثیری وحشتاک بر اقتصاد داشته است. این شرایط ار نسل پیش شروع شد و تبدیل به دور باطلی شد که ثروت و قدرت سیاسی، قوانینی برای تسهیل ادامه ی آن گذراندند. این روال بخش عظیمی از جمعیت را به حاشیه راند .تخریب برنامه ی رفاه اجتماعی و نیر قوانین مجازات های زندان،  توسط کلینتن،  طبقه ی کارگر سفید پوست، راخشمگین کرده است. با وجود این هنوز از ترس بد تر، از دمکرات ها دفاع می کنند.  دمکرات های میانه روی امروزی همان جمهوری خواهان معتدل پیشین اند. جمهوری خواهان نیز، همان طور که نورمن اُرنستین و تومای من   توصیف کرده ونامشان داده اند،  شورشیانی افراطی هستند که سیاست پارلمانی را رها کرده اند و از ابراز آن نیز ابایی ندارند.  به محض انتخاب اوباما، میچ مکانل به صراحت گفت: « سیاست ما یگانه و روشن است: کشور را غیر قابل حکمرانی می کنیم  و شاید بتوانیم دوباره قدرت را به دست بیاوریم.»   سیاست واقعی جمهوری خواهان ( فرقی نمی کند دونالد ترامپ و یا پل رایان، تد کروز و یا خود نهاد) ثروتمند و قدرتمند کردن پولدار ترین و قدرتمند ترین ها و شرکت های عظیم است.  از آن جا که از این طریق نمی توان رأی به دست آورد، جمهوری خواهان به بخشی از جامعه رو کرده اند که توانایی بسیج و سازماندهی  را بر پایه ی مواضعی دیگر دارند تا طبقه ی کارگر سفید پوست را به  انتخاب دشمن قسم خورده اش بکشانند. در این راه به شعار های محافظه کاری همچون سقط جنین، نژاد پرستی، ملی گرایی و غیره دست می آویزند و تا حدودی نیز موفق بوده اند.  فریتز سترن در مقاله ای در باره ی فروپاشی آلمان و سقوطش به وحشی گری نیز از سیاست هایی مشابه نام برده است.  پایه های جمهوری خواهان،   طبقه ی کارگر سفیدپوست، نژادپرستان خشمگینِ  مسیحیون انجیلی مافوق ملی گرایان هستند  که با معیار های جهان اول ( و نه سوم)‌، شدیدا لطمه خورده اند. حتی نرخ مرگ در میان این طبقه بالا رفته است، امری که در جوامع توسفه یافته نباید رخ بدهد.  دیگر مانند گذشته، نمی توانند  این توده  راکه باعث وحشت  شرکت های عظیم ثروتمندان و نخبگان است، در اختیار بگیرند. این وضع فعلی حزب جمهوری خواه است.   حقیقتی که گفتنش به علت بد تعبیری، خطرناک است، آن است که حزب جمهوری خواه  خطرناک ترین سازمان در تاریخ بشر است.  به موضع آن ها در باره ی دو معضل اساسی جنگ هسته ای و تغییرات اقلیمی فکر کنید:  حتی صحبتی از گرمایش زمین نمی کنند. در مورد جنگ هسته ای: در پی نظامی کردن روز افزون از طریق افرایش بودجه ی نظامی که در حال حاضر بیش از نیمی بودجه را تشکیل می دهد، هستند.  در نظر دارند مالیات ثروتمندان را نیز کاهش دهند. هیچ خطری چنین هولناک در مقابل بشر وجود نداشته است.

گ: آیا به نظر شما اوباما  با تخصیص یک تریلیون دلار بودجه برای مدرنیزه کردن تسلیحات اتمی، این خطر را تشدید کرده است؟

چ:  تصمیمی بسیار بد است. مسإله فقط بر سر مدرنیزه کردن تسلیحات  که در واقع باید  کاهش یابند، نیست. خوب است به یاد بیاوریم که ایالات طبق قانون باید تسلیحات هسته ایش را کاهش داده و در نهایت از بین ببرد.  جالب است: تمایل به استفاده از تسلیحات هسته ای کوچک تر بیشتر است زیرا با خود می گویند: « خطر نابود کردن یک شهر کامل را ندارد». ولی به محض استفاده از آن،  امکان تلافی شدید تر به وجود می آید و این به معنای ایجاد امکان جنگ هسته ای واقعی و در نتیجه زمستانی هسته ای است.

گ: اوباما به هیروشیما خواهد رفت. آیا فکر می کنید وی باید از استفاده ی آمریکا از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی د ۱۹۴۵ عذر خواهی کند؟

چ:  فاجعه ی هیروشیما را به خوبی به یاد دارم. سیاه ترین روزی است که به خاطرم مانده است. و بعد ناکازاکی، فقط به منظور آزمایش اسلحه ی اتمی تازه ای!   به یاد بیاوریم که پس از دو بمب اتمی، و ورود روسیه به جنگ،  که  امید ژاپن را برای مذاکرات صلح  پایان داد و رسما تسلیم شد، ایالات متحده طی هزار پرواز، شهر های ژاپن را بمباران کرد تا نشان دهد ارباب کیست.   بازماندگان این فجایع مانند ماکودو اودا، نویسنده ی مشهور ژاپنی که اخیرا در گذشت، گزارش داد که  درکودکی دراوزاکا، بمب ها را همراه با اعلامیه هایی با متن « ژاپن تسلیم شد»  پرتاب می کردند.  این حوادث ما را به  باز ارزیابی می خوانند و بله، پوزش لازم است و البته نه بدون ارزیابی مجدد سیاست های نظامیمان در دنیا.

در نظر داشته باشد که این جریان ادامه دارد. بمب هایی که در سال ۱۹۴۵ ریخته شدند، در مقیاس با بمب های امروزی  کوچک بودند.   ادامه ی زندگی نوع بشر پس از ۱۹۴۵ معجزه ای بیش نیست.         ‌

 

 

************

بخش اول 

http://www.anthropology.ir/node/31560

این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع 

درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

 

تاریخ انتشار

سه شنبه, مرداد 26, 1395 - 06:27

نقطه عطف تقاضای نفت

در خاورمیانه ی بزرگ که کشور ها یکی بعد از دیگری به  مغاک هرج و مرج  کشیده شده  و دول ناتوان از حکومت اند، دو کشور استثنا هستند: ایران و عربستان. لیکن عربستان نیز با درگیری در جنگ به اعتشاش منطفه دامن می زند. رهبر کنونی عربستان، مردی هشتاد ساله  است  که با کمک تله پرامپت  سخنرانی های روزمره و  عادی  اش را ابراد می کند.  در عین حال محمد بن سلام،  پسر سی ساله اش، شاهزاده  و معاون وی ، با تسلط بر اقتصاد و نبروی نظامی عربستان،‌  جنگ یمن را ، با تکیه بر نیروی هوایی آغاز کرد. جنگی که با برخورداری از حمایت واشنگتن و به شیوه ه ی جنگ های آمریکایی در جربان است یعنی خشن، بدون ثمر، بی پایان و موجد بهترین شرایط برای سربازگیری گروه های ترور.

در عین حال، بودجه های کلان به قیمت تنزل سطح زندگی شهروندان به شریان جنگ یمن سرازیر است.  منبع چنین بودجه ها   استخراج عنان گسیخته ی  نفت است  که نتیجه ای جز کاهش قیمت آن نخواهد داشت. و این همه ی قضیه نیست: این حکومت ، در عین  ستیزه جویی با ایران و روسیه،   با قتل یک رهبر شیعی به کشتار داخلی  پرداخته؛ و  برا ی  واشنگتن نیز خط و نشان می کشد که در صورت گذراندن  لایحه ای از مجلس که دخالت عربستان را در فاجعه ی اا سپتامیر روشن می کند،  دارایی های خود را در آمریکا به دلار تبدیل کند.   اوباما نیز، در مسافرت اخیرش به عربستان با  استقبال سردی مواجه شد. در مجموع، جای پای حکومت فعلی عربستان همچنان گذشته چندان  محکم نیست.

اساس وجودی عربستان،‌ذخیره ی نفت این کشور،  از طرف ایران، روسیه و یا واشنگتن به خطر نیا فتاده، بلکه خطری بس مهیب تر آن را تهدید می کند: پایان نیاز به نفت.

 

پیامد های فاجعه ی  دوحه

قرار بود روز یکشنبه ۱۷ آوریل (۲۹ فروردین)‌  اپک  به  بازار نابسامان  نفت، نفسی تازه بدمد.  سران اوپک همراه روسیه، و مکریک  به منظور امضای قراردادی  مبنی بر متوقف  نمودن استخراج نفت در دوحه، پایتخت قطر گرد آمدند.  قیمت نفت  از بشکه ای ۳۰ دلار به ۴۳ دلار  رو به صعود گذاشته بود،  اما بر خلاف تصور، جلسه با آشفتگی خاتمه یافت و قیمت نفت دوباره نزول کرد.

پیامد های این جلسه فاجعه بار است. نزول بیشتر قیمت نفت   کارخانجات کوچک تر را به ورشکستگی می کشاند و امکان صد ها بیلیون دلار سرمایه گذاری را از بین می برد.  در عین حال امکان  همکاری های آینده بین  کشور های عضو اپک و دیگر کشور ها را در تنظیم بازار نفت ازمیان می برد.  مهمتر ار همه، این جلسه روشن کرد که تقاضای نفت که به طور سنتی رو به صعود داشت،  روال دیگری را طی خواهد کرد و در آینده، تولید کنددگان نفت بر سر سهمشان در بازار به جان هم خواهند افتاد.

 

قبل از جلسه ی دوحه، سران کشور های مهم تولید کننده ی نفت،  به عزم متوقف کردن سطح تولید، بشارت بهبود بحران ۲۰۱۴  بازار نفت را  می دادند.

 روسیه و ونزويلا،‌ پنجاه درصد و نیجریه ۷۵ درصد در آمد خود را از نفت تأمین می کنند.  کاهش قیمت باعث نابسامانی  سیاسی بسیاری جوامع شده است. سران اوپک به خوبی از محرک های  سقوط قیمت نفت آگاه بودند: ۱) دلایل ساختاری  و ۲)‌  نا کارآمدی حکومت ها در سرو سامان دادن به بحران های جامعه.

مشکلات ساختاری ناشی از  کمبود  تقاضای ی نفت به دلیل استفاده ی  میران بالایی از نفت عراق و آمریکا دامن زده شد. این مازاد عرضه اولین کاهش قیمت سال ۲۰۱۴ را باعث شد: نفت از بشکه ای ۱۱۵ دلار به ۷۷ دلار ( درست روز قبل از جلسه ی اوپک در وین)  سقوط کرد. با وجودی که  ونزوئلا، روسیه، قطر و عربستان صعودی، قبل از جلسه،  پیش نویس قرارداری را تهیه کرده بودند که قرار بود در پایان جلسه امضا شود، رهبران اپک نتوانستند در آن جلسه،   برای کنترل تولید نفت و بالا بردن قیمت آن  به توافقی برسند.

 چنین برآورد شده است که شکست آن جلسه به دلیل تصمیم عربستان به   از بازار به در کردن سایر تولید گنندگان بخصوص  آمریکا و برقراری دوباره ی تسلط خود بر بازار نفت بوده است.  برخی نیر معتقدند که ریاض در صدد تنبیه رقبای منطقه ای،  ایران و روسیه،‌ برای حمایت از سوریه  بوده است.  از آن جا که عربستان قادر به تولید نفت به قیمت نازل بشکه ای سه دلار  استَ و به علاوه  کمبود بودجه اش را  از ذخایر هنگفت مالی خود تآمین می کند،  در مقابل نزول قیمت نقت هیچگونه مقاومتی به خرج نداد. لیکن امروز، با هزینه ی هنگفت جنگ یمن، عربستان مجیور به کاستن  بودجه های  رفاهی مردم  شده است.

موضع ایران موافقت با توقف تولید اما  پس از بالا بردن تولید به سطح  قبل از تحریم های۲۰۱۲ بود . عربستان با وجود عدم تمایل به افزایش  درامد رقیب اصلی اش،  ابتدا با توقف تولید موافت کرد؛ لیکن نماینده ی  شاهزاده ی عربستان، محمد این سلمان، ساعت سه صبح هفدهم آوریل، نمایندگانش را در اپک،‌ به جلسه ای فراخواند و دستور کارشکنی در پیشنهاداتی که به نوعی به ایران یاری می کرد را داد.  زمانی که ایران اعلام کرد در جلسه شرکت نخواهد گرد و مصمم است تولید خود را کاهش ندهد، عربستان پیش نویس قرارداد را رد کرد.

 اغلب  تحلیل گران بر این عقیده اند که   عربستان   نتبیه ایران را  مهمتر از امضای  پیش نویس قرارداد می   دانست.   از جانب دیگر سلمان با  حمایت از پسرش، ‌محمد بن سلمان که ریاست نیروی نظامی را نیز بر عهده دارد، دست وی را دررقابت با ایران در کنترل منطقه باز گذاشته است. مهمتر آن که شاهزاده عمده ترین   نیروی  جنگ یمن  به هدف عقب راندن هوتی هاست.  به علاوه  وی مهره ی مهمی در بازگرداندان  ربه منصور هادی ( ـ رییس جمهور فراری یمن)‌  بوده است.  نتیجه ی  دخالت های عربستان، با حمایت  آمریکا  (بمباران های  آمریکا ـ منجمله بمب های خوشه ای)،  هزار ها تلفات غیر نظامی و  محکومیت  عربستان  از جانب سازمان ملل بوده است  و به جز شکست  و ریشه دواندن القاعده در عربستان حاصلی نداشنه است.

بازار نفت، میدان دیگر کشاکش شاهزاده محمد گشته است.  طبق  مقاله ی  اول  آوربل فینانشیال تایمز،‌  انگیره ی  حرکات عربستان نه قیمت نفت بلکه منافع سیاسی،   بخصوص رقابت سخت با ایران پس از برداشته شدن تحریم هاست؛  این امر  انگیزه ی  تصمیم ناگهانی ریاض در دوحه  نیر بوده است.  در  شانزدهم آوریل،‌ شاهزاده محمد به روشنی در گفتگو با  شبکه ی  تلویزیونی بلومبرگ اظهار داشته بود:‌ « اگر تولید کنندگان مهم  نفت تصمیم به عدم  توقف تولید یگیرند، ما نیر چنین خواهیم کرد.»  اظهار داشت:  «عربستان توانایی افرایش آنی تولید از 10.2  بشکه به 11.5 بشکه در روز را  دارد و  در صورت تمایل در عرض نه ماه آینده،  می تواند یک میلیون دیگر به آن اضافه کند. با  سرازیر شدن نفت تولیدی  ایران و عراق، با اضافه عرضه ی نفت  روبرو خواهیم بود.  تسلط عربستا ن  بر بازار نفت مسلم است  لیکن این امر از بروز مشکات جدی در شبه جزیره نیز نخواهد کاست.

           ‌‌

واقعیتی نو 

عدم موفقیت مذاکرات توقف تولید نقت واقعیتی جدید در بازار نفت بود لیکن در مورد نفت،  شرایط دیروز تعیین کننده ی  تقاضای آتی  نیست. عربستان هر سیاستی راجع به ایران اتخاذ کند، تآثیری بر عدم تمایل همکاری سایر تولید کنندگان نفت با این کشور ندارد.  تا کنون تصور می شد که تقاضای نفت افزایش  روز افزون  یافته و امکانات جدید فروش را  ایجاد خواهد کرد. حتی اضافه عرضه های مقطعی، با در نظر گرفتن روند بازار، باعث نگرانی تولید کنندگان نبوده است زیرا همکاری تولیدد کنندگان در کاهش عرضه به افزایش قیمت  منجر می شد.  ولی اگر اطمینانی به افرایش تقاضا نباشد چه؟  در آن صورت  انگیزه ی همکاری نیز دلیل وجودی خود را از دست می دهد.  فاجعه ی دوحه، امکان واقعیتی جدید را رقم زد: نقطه عطف تقاضا ی نفت (به جای نقطه عطف عرضه ی  نفت[1])‌. در اوایل این قرن،‌  فرض بر آن بود  که عرضه ی نفت بسیار زود تر از تقاضای آن سیر صعودی را طی خواهد کرد و این امر باعث بحرانی در اقتصاد جهان خواهد شد. به لحاظ پیش رفت های فناوری استخراج، عرضه ی نفت همواره افزایش یافته است در حالی که تقاضا ثابت مانده است.  کندی رشد اقتصاد در سطح جهان،‌ انقلاب سبز، و نتایج امضای قرارداد پاریس،‌  احتیاج به سوخت های فسیلی را کاهش خواهد داد و تقاضای نفت به نقطه ی عطف خود خواهد رسید. این امر مشگلات عظیمی برای کشور های تولید کننده ی نفت پدید خواهد آورد. این تفسیر  نه یک نظریه بافی بلکه واقعیت است. مصرف خالص نفت کشور های بزرگ صنعتی از ۵۴  ملیون بشکه در ۲۰۰۵ به  ۵۰  میلیون در ۲۰۱۴ نزول کرد. با گذراندن قوانین  جدید تولید خودرو، قوانین محیط زیست و نیز استفاده از انرژی خورشیدی، کاهش بیشتری در تقاضای نفت در پیش است. نیاز کشور های در حال توسعه نیز اگر چه رو به صعود است اما  به اندازه ی سابق نیست. دوبوگراف  و  وربوگن،‌ کارشناسان اقتصادی معتقدند  تقاضای نفت در سال ۲۰۲۰  به نقطف ی عطف خود خواهد رسید.

 با بیرون رانده شدن  تولید کنندگان نفت گران از بازار،‌  عرضه کننده ی کمترین قیمت،‌ توانایی فروش دارد.  کشورهای وابسته به نفت مجبور به یافتن راه دیگری برای تأمین درآمد خود هستند.   این وضعیت می تواند دلیل دیگری برای موضع عربستان  در دوحه باشد.  ماه ها قبل از جلسه ی آوریل،  مأموران عالی رتبه ی عربستان اشاره به لزوم  برنامه ریزی برای اقتصادی مستقل از نفت کرده بودند و شاهزاده بن سلمان نقشی مهم در این انتقال بازی می کند. طرح برنامه ی فروش سهام آرامکو، مهمترین تولیید کننده ی نفت،  و انتقال میزان دو تریلیون آن  به PIF ( سرمایه گذاری های دولتی)   اولین گام در این جهت است.  چنین برنامه ای  عملا سرچشمه ی درآمد عربستان را  از نفت به سرمایه گذاری  های دیگر تغییر خواهد داد. وی ابراز داشت: «حالا  باید به  متنوع ساختن میدان های  این سرمایه گذاری پرداخت.  در عرض بیست سال آینده،  اقتصاد عربستان دیگر به نفت وابسته نخواهد بود.»

برای کشوری که اساس اقتصادش بر فروش نقت استوار است، این قدمی انتقلابی است.

با اعلام برنامه ی استقلال از نفت، در ۲۵ آوریل، شاهزاده  عربستان اعلام کرد عربستان  درجهت رهایی از «اعتیاد به نقت» است.

این برنامه با وابستگی شدید فعلی عریستان به نقت و عدم وجود بدیل های دیگر تولید، زیاد آسان به نظر نمی رسد. امکان مواجهه   شاهراده ی سی و یک ساله ی عربستان با رقبای درون  خانواده ی سلطنتی که با چنین برنامه ای مخالقند   علاوه بر درگیری های یمن،‌  آینده ی آسانی رابرای عربستان  ترسیم نمی کند.  سرنوشت خانواده ی سلطنتی عربستان  هرچه باشد، در این حقیقت که مغاک دوحه  آغازی بر پایان  نظم کنونی نفت جهان است، تغییری ایجاد  نخواهد کرد. 

 

 

 

 

*********

این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع 

درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

******************

http://telegram.me/atefeholiai

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/dossier/858

صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: http://anthropology.ir/oliaiatefe
 

*******************

[1] نقطه اوج ( عطف)‌ نفت به مرحله زمانی گفته می‌شود که استخراج نفت به حداکثر میزان خود می‌رسد و در نتیجه پس از این مرحله،‌ میزان تولید نفتی که وارد بازار فروش می‌شود کاهش پیدا می‌کند

تاریخ انتشار

يكشنبه, ارديبهشت 26, 1395 - 22:04

شاخه اصلی

اقتصاد سیاسی

معرفی کتاب:برقع هنر اقلیم و هویت بومی

یکی از تازه ترین کتابها در حوزه پوشش بومی هرمزگان کتاب «برقع»است که توسط انتشارات دانشگاه هرمزگان در بهمن ماه1394روانه بازار کتاب شده است.این کتاب به قلم و هزینه احسان میرحسینی به زیور طبع آراسته گشته است.او کارشناس ارشد نقاشی است که به برقع به عنوان هنر اقلیمی و ارتباط آن با طبیعت بومی منطقه می پردازد.میرحسینی سالهاست به تحقیق میدانی در حوزه ها و مناطق غرب و شرق هرمزگان پرداخته است و پایان نامه کارشناسی ارشد او به این موضوع اختصاص داشته است.

مشاهده مستقیم،مصاحبه با سازندگان و تجربه طولانی مدت او در مناطق زیست محیطی و گردآوری انواع برقع توانسته است تصویری شفاف و نگاهی زیباشناسانه به برقع داشته باشد.علاوه براینکه این کتاب بطور اخص به پوشش برقع پرداخته است آنچه که آن را برجسته می سازد بخشی است که به ساختارهای برقع های هرمزگان اختصاص دارد.چرا که در این فصل خواننده با ساختار دقیق و نگاه تیزبینانه میرحسینی به برقع به عنوان یک اثر هنری که دارای هویت بومی است آشنا می شود. از سوی دیگر نگاه او موضعی خاص و به شکل میان رشته ای بوده است وتلاش دارد تا دریچه تازه ای به برقع را پیش روی مخاطب بگشاید و از توصیف و گزارش نویسی پرهیز نماید.

اینکه بتوانیم برقع را با نگاه دقیق تری بنگریم کمک می کند تا موضوع برقع را در معرض نگاه و تولیدات تازه ای قرار دهد و این باعث گسترش سطح دانش می شود.همچنین بومی بودن نگارنده خود باعث نزدیکی هرچه بیشتر به موضوع شده که پژوهشگر به مثابه بیگانه به موضوع نپردازد.در این کتاب نویسنده به انواع برقع وکاربردهای گوناگون آن در مراسم­ها و جایگاه آن در جامعه تاکید می­کند و علاوه بر آن برقع را از تک بعدی نگری­ رها ساخته و نشان می دهد که می­توان این پوشش را بصورت های مختلف زیباشناسی و اجتماعی تفسیر کرد.مطالب این کتاب شامل:

فصل اول:تاریخچه برقع

برقع چیست؟

سوابق استفاده از برقع

برقع در ایران

تلفظ­های گوناگون برقع در هرمزگان

فصل دوم:جغرافیای پژوهش

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات کشوری هرمزگان

شهرستان قشم

شهرستان میناب

شهرستان جاسک

فصل سوم:دوخت برقع

انواع برقع در هرمزگان

اجزای برقع

ابزار ساخت برقع شیله ای

شیوه ساخت برقع شیله ای

ابزار و شیوه ساخت برقع نخی

نحوه سفارش و قیمت برقع

فصل چهارم: فرهنگ استفاده از برقع

برقع دختران

برقع زنان متاهل

برقع در مراسم عروسی

برقع د رمراسم عزاداری

نگهداری برقع

دلایل استفاده از برقع

فصل پنجم: ساختار برقع های هرمزگان

ساختار برقع های نخی

ساختار برقع های شیله ای

ساختار برقع های پارچه ای

منابع

تاریخ انتشار

سه شنبه, بهمن 20, 1394 - 21:14

شاخه اصلی

خلیج فارس (جزایر کیش و قشم ...)

برکه و باور

در تاریخ دیر پای این مرز و بوم آب همواره نقش کلیدی داشته و یکی از تنگناهای اصلی مردم ایران زمین به شمار می رفته است تا به آن حد ، که اگر سالی باران نمی بارید، زندگی مردم دست خوش خطر و نابسامانی قرار می گرفت. آب که به روستاها نمی رسید ، نه تنها مردم از تشنگی ، بلکه از گرسنگی نیز هلاک می شدند ، زیرا کشت زارها می خشکید و بیماریهای واگیر شایع می شد،از این رو برای نگهداری این مایع حیاتی در سالهای خشکسالی باید اندیشه ای می شد و این چنین بود که برکه بوجود آمد.

برکه:

برکه ،آب انبار ،حوض انبار ،سردابه ،مصنع،آبگیر،تالاب ،نوعی مخزن سر پوشیده و آب بندی شده در پایین تر از سطح زمین که به منظور ذخیره سازی آب آشامیدنی برای ایام کم آبی یا پایداری در برابر دشمن در هنگام محاصره شدن و گاه استفاده از آب خنک در تابستان ،در شهرها ،روستاها ،مسیر راههای کاروان ساخته شده است.این نوع مخازن آب در بیشتر نقاط ایران {آب انبار}و در برخی نقاط چون بیرجند انبار،حوض،برکه،مصنع،و دیگر شهرهای ایران با نامهای چون مرغی و مرغک خوانده میشود .

هلد با استناد به لسترنج نوشته است:در منابع قدیم اسلامی به زبان عربی ظاهرا"واژه های اصطخر یا برکه برای منبع یا مخزن سرپوشیده آب بکار رفته است.(ایرانیکا)چنین سخنی نه درکتاب لسترنج دیده شده ونه در ارجاعات او ،و ماخذی دیگر نیز که واژه اصطخر را برای مخزن سر پوشیده آب بکار برده باشد به دست نیامد.اما واژه برکه در منابع فارسی متاخرتر اسلامی دقیقا"به این معنی (آب انبار)بسیار به کار رفته است. در دیگر سرزمینهای اسلامی نیز به وجود این نوع مخزن با نام مصنع(در مصر)سردابه(در ترکمنستان)خزان(در فلسطین)حوض (در هرات)اشاره شده است.در جنوب نیز به همین معنی بنام borke خوانده میشود.

 

تاریخچه برکه:

انبارهای ذخیره آب در آغاز گودالهایی بود که خود به خود ازآب باران و سیلابها پر میشد،بتدریج بشر خود به انبار کردن آب در این گودالها پرداخت و سرانجان به ایجاد انبارهای آب در جاهای مورد نیاز خویش دست زدند،با پیشرفت تمدن روشهای ذخیره آب نیز تکامل یافت.در تمدنهای ایران،مصر و بین النهرین آب را در انبارهای سرپوشیده غیر قابل نفوذی که از تبخیر شدن آب و آلودگی آن جلوگیری میکرد ذخیره میکردند.

در ایران از روزگاران کهن به علت کمبود آب در بخش عمده ای از این سرزمین ،ارزش و اعتباری بسیار برای آب قائل بودندوستایشگاه های بزرگی برای نیایش ایزد نگهبان آب ،آناهیتا برپا داشته بودند و آب انبار یکی از ساختمانهایی بود که از زمانهای بسیار دور برای تامین و نگهداری آب بویژه در مناطقی که به آب دائمی (چشمه وقنات)یا فصلی(باران)متکی بودابداع شد و توسعه یافت.یکی از کهن ترین نمونه های آب انبار در ایران در کنار محوطه چغازنبیل مربوط به هزاره دوم (ق.م) ودوران شکوفایی تمدن ایلام بدست آمده است.

معماری برکه:

ماکسیم سیرو احتمال می دهد که آب انبارهای استوانه ای و ستون دار از نواحی مجاور مدیترانه از طریق اسیران جنگی که در زمان ساسانیان بدست پادشاهان ایران اسیر می گردیدند اقتباس شده باشد.  در دوران حکومت اسلامی تاکید بر مسائل مربوط به بهداشت و طهارت باعث گردید که ساختن مخازن آب (حوض،آب انبار،خزینه حمامها)بعنوان یک عنصر اساسی در زندگی مسلمانان در مساجد یا در کنار و نزدیک آنها بیش از پیش متداول گردد وبا تکامل و توسعه کشاورزی و تجارت در این دوران ساختن آب انبارها در روستا ها و در مسیر جاده های کاروان رو گسترش مبادلات رونق یابد.ساختن مخازن استوانه ای شکل در این دوران بعلت پایین بودن نسبی هزینه ساختمان و مقاومت بیشتر بدنه آن در مقابل فشار آب در ایران رایج شد.شاید تکنیک ساختن گنبدهای دورچین بصورت کروی یا مخروطی نیز ازهمین دوران و به همین علت در معماری ایران ظاهر شده باشد.

نکته دیگری که ازنظرتحول طرحهای معماری آب انبار ها قابل ذکر است ساختن مخازن ستون دار به شیوه مغرب زمین برای بالابردن ظرفیت نگهداری آب در آنها بوده است. پیدایش این فنون در معماری ایران نیز به دلیل نیاز به ایجاد فضا های وسیع برای اجتماع مردم در یک محل برای عبادت بوده است.ساختن اب انبار ستون دار امکان میداد که از طاقهای کوتاه برای پوشش مخازن استفاده شود و درنتیجه سقف مخزن همکف زمین قرار گیرد و ایجاد بنای دیگر برروی آن ممکن گردد.در این دوران به تدریج آب انبارها بصورت جزیی از یک مجموعه معماری بهم پیوسته درآمد و معمولا"در کنار و همراه با مساجد و مدارس ساخته میشد.

برکه ها در زمینهای نفوذ ناپذیر که با سنگ و ساروج دیواره آن را غیر قابل نفوذ کرده اند ساخته شده است.برخی از این برکه ها در مسیر جریان آب جاری حاصل بارندگی احداث شده و برخی دیگر به کمک بند و سد حفر کانال آب جاری حاصل از بارندگی را به طرف آن هدایت میکرده اند.

برکه ها در دو نوع طولی و مدور ساخته شده اند منظور از طولی برکه با پلان مستطیل و سقف گهواره ای و منظور از برکه مدور پلان دایره و سقف گنبدی است.گنبد را از درون وبیرون با گچ سفید میکنند تا گرما را نگیرد.

انواع برکه:

اب انبارها یا برکه را میتوان براساس شکل و طرز ساختمان مخازن و نوع پوشش آنها،عناصر بکار گرفته شده برای نهویه و تبرید آب ،نوع دسترسی به مخازن وفضا های ارتباط دهنده ،نحوه آبرسانی به مخازن و همچنین از نظر تزئینات بکار رفته در آنها از یکدیگر متمایز ساخت. از این گذشته آب انبارها بر حسب خصوصیات منطقه ای و سلیقه سازندگان محلی سبکهای مختلفی دارند:

1-آب انبارهای خصوصی:

این اب انبارها در خانه های شهری یا رو ستائی عموما"در زیر ساختمان یا در زیر سطح حیاط خانه ساخته میشوند.در این نوع اب انبارها اگر مخزن در زیر حیاط خانه ساخته شده باشد برداشت آب از آنها با دلو و از راه دریچه ای که در سقف یا نزدیک به سقف تعبیه گردیده یا بوسیله تلنبه دستی انجام میگیرد،اما چنانچه مخزن در زیر قسمت مسکونی ساخته شده باشد معمولا"دستزسی به آب از طریق پا شیر صورت می پذیرد.

2- آب انبارهای شهری:

معمولا"در مراکز محله های شهرها،در کنار اماکن مذهبی ،آموزشی ،رفاهی وتجاری ساخته میشدند.نمونه های بازمانده این اب انبارها نشان میدهند که اینها نسبت به انواع دیکر دارای ظرفیت بیشتری بوده ومیتوانسته اند نیاز محلات پر جمعیت شهری را برای ماهها تامین کنند.اهمیت حیاتی این بناها برای شهرها موجب میشد که در انتخاب نوع مصالح وکیفیت ساختمان آنها بسیار دقت شود و افزون بر بخشها و اجزاء ضزوری،جلو خانه های بزرگ ،سردر کتیبه و هشتی ،پله های پهن ،بادگیرهای بلند وهمچنین تزئینات گوناگون برای آنها طرح و تعبیه گردد .

3-آب انبارهای روستایی:

عموما"در میدانهای مرکزی روستاها ساخته میشدند  معماری بسیار ساده و با مصالح موجود در محل و بیشتر فاقد تزئینات و پیزایه ها بودند.طرح مخازن این اب انبارها بیشتر استوانه ای است.

4-آب انبارهای قلعه ای :

بسیار ساده و اغلب بصورت حوضهای سرپوشیده اند.مخزن آنها نسبتا" کوچک و عمیق است که به شکل چاهی مربع در قسمت مرکزی قلعه ساخته شده و برخی از آنها به نحوی بامجموعه بنا های قلعه ترکیب شده که میتوان آب باران را که بر روی بامها و صحن قلعه روان میشود جمع آوری و در داخل انبار ذخیره کرد.

5-آب انبارهای میان راهی :

که غالبا"در مسیر جاده های کاروان رو ،در کنار کاروان سرا ها ساخته شده اند،مخازنی استوانه ای و پوششی گنبدی دارند .در برخی از آنها اتاقها و کلاه فرنگیهایی بر روی آب انبار برای استراحت مسافران و خواندن نماز ساخته شده است.

6-آب انبارهای بیابانی:

عموما"در میان بیابانهای خشک و به منظور سیراب کردن دامها ساخته شده اند.مخازن اینها عموما"چهار گوش ساخته شده و دیوار هایشان تا حدود دومتر یا بیشتر از سطح زمین بالا آمده و بصورت اتاقکی روی آنها سقف زده شده است.

اهمیت آب در ایران باستان:

در تاریخ دیر پای این مرز وبوم ،آب همواره نقش کلیدی داشته است و یکی از تنگناهای اصلی مردم ایران زمین به شمار می رفته است ،تا به آن حد که اگر سالی باران نمی بارید ،زندگی مردم دست خوش خطر و نابسامانی قرار میگرفت.

آب که به روستاها نمی رسید،نه تنها مردم از تشنگی،بلکه از گرسنگی نیز هلاک می شدند،زیرا کشتزارها می خشکید و بیماریهای واگیر شایع می گردید. روستاییان نسل اندر نسل حکایت این پریشانی و حرمان را برای آیندگان نقل می کردند که هر نسلی را می هراساند ،در این هنگام،انسان ناتوان،هراسان و وحشت زده چه میتوانست بکند؟او که در مقابل مصایب بی دفاع بود به دین ،سنن وباورهای خود پناه می برد و به دعا و نیایش روی میکرد . به نماز می ایستاد،یا به نیاز می نشست ،یا به مراسمی خاص و مناسکی ویژه می پرداخت.

آب در اصل در زبان اوستایی {اپ}ودر زبان پهلوی {او}بوده است و واژه فارسی متداول از واژه های اوستایی و پهلوی گرفته است. ناهید و آناهیتا که به معنی پاک وبی عیبی است نام نگهبان آب و منظور از نام {اردوی سور آناهیتا}بنا به متن {آبان یشت}هم نگهبان آب و هم رودی مینوی است که مظهر تمام آبهای روی زمین است. ناهید در آبان یشت که زیباترین و شاعرانه ترین یشتها در اوستا هست در نهایت زیبایی توصیف شده است.در آبان یشت که مجموعه ای از تاریخ و ادبیات ایران باستان است،میخوانیم در روز دهم از ماه که آبان روز نام دارد ،جشن آبانگاه در کنار طبیعت و کنار دریا،دریاچه،استخر یا نهر برگزار میشود.در چنین روزی که پر از شادی وشادمانی است پارسیان با مراسم خاصی که همراه با تفریحات مخصوصی از قبیل پاشیدن آب برروی هم ،آروزی سلامتی و برکناری بلایا و امراض می شود و موبد شیر وگلاب و برگ آویشن یا برگ گل خشک را در سه نوبت نثار آب میکند.

نماز طلب بارش باران{قبله دعا}:

نمازی است که هنگام خشکسالی در طلب باران میخوانند.خواندن این نماز هنگام کم شدن آب رودخانه ها و کمی آب مستحب است.و کیفیت آن مانند نماز عید است،آداب این نماز آن است که مردم روزه بگیرندزیرا معتقدند دعای روزه دار اجابت میشود ودر روز سوم یا چهارم بیرون شوند مستحب است که سوم روز دوشنبه باشدو اگر ممکن نشودبه جمعه اندازند و در  صحرا نماز بگذارند و پیران و کودکان را با خود بیرون ببرند.خواندن نماز هنگام خشک شدن چشمه ها و برکه ها نیز سنت است.

با توجه به اهمیت آب در سرزمین خشکی چون ایران ،طبیعی است که آب و باران گرامی ومقدس محسوب می شده است،ودر نتیجه وارد مناسک مردم میگردیده است.از آنجایی که ذهن بشر ابتدایی اسطوره ای بوده ونمام پدیده هایی را که طبیعی است ،غیر طبیعی و وابسته به ارواح و نیروهای مافوق بشر می دانسته است،از این رو نزول باران را کارروح یا نیروی مقدسی باور داشته که در ابر یا در آسمان متجلی است.براین باور روح ابر ،با اجرای مراسم ومناسک ،موجب نزول باران میگردیده است.

 در زمان قدیم که تلفن ووسایل امروزی نبود کودکان همیشه اولین کسانی بودند که برای خبر کردن مردم در عوض دریافت پول خرد وتنقلات ،دسته دسته در کوچه ها و بازارها براه می افتادند.و برای خبر کردن مردم سرودها و اشعار مربوط به باران را میخواندند.بچه ها بهدر خانه ها میرفتند ودر میزدند و همانجا همچنان به خواندن ادامه میدادند .صاحبخانه بیرون میآمد وچیزی به بچه ها میداد و اگر بچه ای توی خانه بود همراه بچه ها داخل کوچه راه میافتاد با هم به محله و درخانه دیگری میرفتند.این کار تا مدتی ازشب رفته و حتی دو روز آینده ادامه داشت،با آمدن بچه ها به کوچه ها وخیابانها ،مردم میفهمیدند که امام جماعت میخواهد به قبله دعا برود.

در روز طلب باران ،همه مردم به دستور پیشنماز روزه میگرفتند زیرا معتقد بودند دعای روزه دار مستجاب میشود.در روز مراسم مردم روزه دار تدریجا"تا ساعت هشت صبح به محل قبله دعا وارد میشدند ،اگر برکه نزدیک قبله دعا آب داشت از برکه و در غیر اینصورت از آبی که همراه آورده بودند، وضو می گرفتند و پشت سر امام نماز میخواندند.

قربانی کردن برای ریزش باران:

در گذشته نه چندان دور و تا بحال طبق یک رسم قدیمی،همه ساله درمناطق مختلف استان هرمزگان خصوصا"جزیره قشم برای ریزش به موقع باران و یا ریزش زودترو بیشتر باران تعداد قابل توجهی گوسفند قربانی میکنند و پس از پخت با برنج بین مستمندان توزیع می نمایند.مراسم در بیرون شهر صورت میگیرد و قبل از هر کاری اهالی به خواندن نماز می ایستند و سپس گوسفندها را ذبح میکنند،همزمان با فراهم کردن مراسم قربانی ،آب انبارهای خود را که در محل بنام برکه معروف است تخلیه و تمیزکرده و منتظر ریزش باران می مانند.

المانهای مربوط به عقاید دینی وباورهای اجتماعی:

 امروزه برخی کسان می پندارند که این پیروان آناهیتا ،ایزد بانوی آبهای روان نزد ایرانیان  باستان، بودند که به بام آب انبارها نمای پستان  زن دادند. همین کسان برآنند که ایرانیان این نشان باروری را روز نخست ، دانسته بر روی آب انبارها گذاشته اند تا که از آب خالی نشود.این پندار از آنجا پیدا شد که در جنوب، در نوک گنبد ،تندیسی گذارده میشود که به نره میماند.این نره را تنها جنوبیها وآنان که به خلیج فارس و دریای عمان دسترسی دارند میگذارند و نمیتوان آن را بر روی گنبد های سرزمینهای میانه و شمال ایران بگونه ی گسترده یافت.گمان که استادکاران جنوب کشور که به هند می رفته اند این سوغات را برای ما آورده اند.در هند نره را می پرستند تا برایشان باروری آورد. این اندیشه در زمان قاجار که انگلیسیها برای ما آیینهای گوناگون دست و پا کردند و هر اندیشه کجی را باد زدند تا گر گیرد ،روایی بیشتری یافت.نره بالای گنبد را برای بی آب نماندن برکه می گذاشتند. سازندگان امروزی ناآگاه از این خواست پیشینیان ، آن را همچون کاکلی  از برای آب انبار میدانند.در سالهای متمادی هنوز هم معماران محلی بر بالای گنبدهای آب انبارها احجامی بعنوان نمادهای ساخته شده بصورت هلال ماه، کلمه الله،کل یا بزکوهی قرار میدهند.

نتیجه گیری:

مناسک بی گمان یکی از پیچده ترین و متنوع ترین صورتهای رفتار بشری اند و جنبه ها و ابعاد بسیار متفاوتی دارند.مناسک ممکن است برای انواع مقاصد ، مانند احترام به خدایان ، خوشبختی ، محافظت از خطر، یاد بود تولد ، زناشویی و مرگ برگزار شود. انسان شناسان معمولا ً این مناسک را مانند وسیله ای تعبیر می کنند که جامعه ، اجتماع یا گروه ، با این وسیله از ارزش ها و اصول اساسی اش حمایت و سامان اخلاقی اش را حفظ می کند. مناسک ضمن نمایشی بودن،ابزاری عملی و اجتماعی،دارای معناهایی با محتوای روانی و فردی و با وجود همانندی،با فرم و صورتهای دیگر فعالیت بشری نوع خاص و مستقلی از فعالیت بشری را باز می­کنند. 

منابع  ماخذ:

1-انصاری نسب،بنیامین(1392)تحلیل نشانه شناختی،آیین قبله دعا در قشم،فصلنامه تخصصی فرهنگمردم ایران،شماره 34،ص111

2 -فرهنگی، بیژن(1383) ، ترنم آب در گذر زمان(مروری بر سازه های آبی ایران زمین)، کمیته ملی سدهای بزرگ ایران،ص156

3-مهندسین مشاور عرضه نگار(1380)،بررسی بناهای تاریخی آبی استان هرمزگان(فاز اول جزایر استان جلد اول)،وزارت نیرو شرکت سهامی آب منطقه ای هرمزگان،ص120

4-جواهری،محسن و پرهام(1378)،چاره های آب در تاریخ فارس ،گنجینه ملی آب ایران،ص226

تاریخ انتشار

دوشنبه, بهمن 12, 1394 - 22:59

شاخه اصلی

فرهنگ مردمی

تحلیل گفتمان ترانه های محلی عاشقانه هرمزگان

عشق یکی از مضامین مهم ترانه های محلی یا بومی سرودها است. و سهم زنان در اغلب ترانه های بومی آنقدر برجسته است که گاهی اوقات تمامی اشعار یک ترانه سرا را در برمی­گیرد،دراین مقاله درپنج اثرمنتشر شده ترانه های محلی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکو به این سوال پاسخ داده می شود که علت عدم تغییر مضمون ترانه ها در یک دوره 40ساله با توجه به تغییرات فضای گفتمانی ترانه ها ،سلطۀ قدرت و دانش زنان در گفتمان ترانه می باشد.

گفتمان

گفتمان بیانگر ویژگی هاوخصوصیات تاریخی چیزهای گفته شده و چیزهایی است که ناگفته باقی می ماند.به علاوه،این نیز ضروری است که «تراکم»و«پیچیدگی»درون اعمال گفتمانی آشکارگردد و به ورای مرزهای ساختاری یا سخن و نطق،یعنی زبان و تکلم ظاهری(گفتار)دست یابیم.ساختار گفتمان با مفروضاتی ترکیب شده که در آنها هر سخنران(ترانه سرا)می­بایست طوری سخن(ترانه) بگوید که معنا داشته باشد.از این رو،مفهوم گفتمان تاکید برفرایندهای اجتماعی دارد که مولد معناست.از درون گفتمان های متفاوت،جهان متفاوت درک می شود.گفتمان ها نه تنها مربوط به چیزهایی است که می تواند گفته یا درباره­اش فکر شود،بلکه درباره این نیز هست که چه کسی،در چه زمانی،و با چه آمریتی می تواند صحبت کند.(همان،17)گفتمان­ها مجسم کنندۀ معنا و بیان کننده ذهنیت و تفکر سراینده و نیز ارتباطات اجتماعی او است.  

گفتمان در نزد فوکو عبارت است از تفاوت میان آنچه می توان در یک دوره معین(برطبق قواعد و دستوری و منطقی)به صورت درست گفت و آنچه در واقع گفته می شود.با این تعریف فوکو توجه ما را به ظرفیت نظام زبان جلب می کند.گفتمان همان چیزی است که میان این دو حوزه،یعنی قیدو بند های زبان و امکانات ارتباطی در نظام زبان،زخ می دهد.به عبارت دیگر به گفته فوکو میدان گفتمان ،در یک لحظه معین،همانا قانون این تفاوت است و نشان دهنده کردارهای خاصی است که نه متعلق به نظمی است که در ساختمان زبان وجود دارد و نه متعلق به برداشت صوری از آن،بلکه آن چیزی است که هردوی آنها را دربرمی گیرد. (همان،52)

بومی سرود

به اشعاری گفته می شود که شاعران محلی به زبان بومی و با ذوق منطقه خود،در قالبهای مختلف می سرایند.بومی سرود بخشی از فولکلورمهم ادبیات شفاهی بشر می باشد که اغلب مخاطبان آن ساکنین بومی همان منطقه می باشند.

بومی سرود آينه‏ی تمام نمای انديشه‏ها و احساسات شفاف و نيالوده مردم عامی است. بی‏گمان سادگی موسيقايی و پيوند تنگاتنگ بومی سرودها با طبيعت، باعث می‏شود كه خود به‏خود در خاطره‏ها نقش بندند و سينه به‏سينه و نسل به‏نسل به‏حيات جاودانه خود ادامه دهند. اصولاً از ويژگی‏های اين نوع از ادبيات - خاصه بومی سرود های محلی- سادگی ، بی‏آلايشی ، لطافت و زيبايی طبيعي آنها و نيز مهارت و توانمندی ذاتی سرايندگان در بيان احساسات و عواطف عامه مردم است. بومی سرودها غالباً قالبی ساده دارند و از تركيبات زبانی پيچيده و مجازهای غريب و انتزاعی بی‏بهره‏ و بی‏نيازاند.

 از لحاظ موسیقی فقط برای آواز یک صدایی به کار می رود.در این هنرابتدایی هارمونی به کلی وجود ندارد،وزن های آن مختلف می باشد،برخی ازآوازها آهنگ های آزاد دارد،اغلب ناقص و به میل خواننده کوتاه و بلند می شود،برخی دیگر برعکس دارای وزن معین و ساختمان کامل می باشند.(هدایت،206:1378)

 بومی سرودها سرچشمه بسیاری از تجلیات و افکار بشری و بیانگر تاریخ،فرهنگ و اندیشه های زنده و گویای مردمی است که احساسات خود را به صورت کاملا بدیهی و دست نخورده مطرح می کنند.این بخش از ادبیات شفاهی چون ریشه در اعتقادات،سنتها،آداب و رسوم و اندیشه های اقوام گوناگون دارد،سبب ماندگاری زبان و فرهنگ ملتها است(ذوالفقاری و احمدی،148:1388) و از طرفی باعث پیوندبین جوامع مختلف می گردد؛بنابراین از اهمیت خاصی برخورداراست.

عشق در بومی سرودها

 سهم زنان در اغلب ترانه های بومی آنقدر برجسته است که گاهی اوقات تمامی اشعار یک شاعر یا ترانه سرا را در برمی­گیرد.حضور زنان درادبیات فارسی سابقه ای دیرینه دارد که می توان از شاهنامه،خسرو شیرین،ویس و رامین،شیخ صنعاو دختر ترسا،بوستان سعدی و بسیاری دیگر از آثار بزرگان ادبیات نام برد.این گذشته تاریخی و بیان این گونه داستانها بصورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر،پشتوانه محکمی برای سرایش بخشی دیگر از ادبیات شفاهی ما یعنی ترانه سرایی بطور عام و بومی سرود بطور خاص بوجود آورده است.بطوری که نقل عشقهای گذشته همیشه جذابیت خاصی را به همراه داشته وهیچ گاه نه برای گوینده و نه شنونده خستگی را به دنبال نداشته است،و همواره نسل جوانی که در آستانه عاشق شدن قراردارد و مستمع اینگونه داستانهااست وجود دارد. 

عشق گذشته یا عشق اول همیشه درزندگی افراد وجود داشته و خاطره آن احساس نشاط و شورجوانی را به آنها یادآوری می کند.در هرمزگان یا دقیق تر بندرعباس در دهه­های گذشته1320الی 1350خورشیدی به لحاظ نوع ارتباط بین مردم و به خصوص دختر و پسر در مدارس و محافل فرهنگی و فضای بازی که درآن زمان وجودداشته است،ارتباط بین دو جنس مخالف و ابراز احساسات نیز بطورطبیعی زودتر بوجود می آمده است،به عبارتی عشق اول یا عاشقیت را یک نوجوان از نظر نوع ارتباط بین فردی زودتر از نوجوان وجوان امروز تجربه می کرده است(به جزءارتباط در فضای مجازی امروز)

عشق پاک و زن اثیری همواره در ادبیات ما مورد پذیرش بوده و علاقه مندان بسیاری داشته است،بنابراین آرزوی یک عشق افسانه ای و بدور از زر و زور همچنان می تواند آمال جوانی باشد که در دنیای امروز همه چیز را اول محاسبه می کنند تا ارزش مادی آنرا بیابند و بعد عشق و دوست داشتن در مراحل بعدی قرار می گیرد.

وقتی پای عشق به جنس مخالف در میان باشد یکسری ویژگیهای مشترک بین تمامی اقوام وجود دارد که از گذشته درادبیات ایران زمین وجود داشته و داردو یادآوری آن به انواع مختلف گرچه اغلب به هجران و فراق انجامیده است اما همواره مخاطب ایرانی شنونده آن بوده است.برخی از این ویژگیها عبارتند از :دوری و هجران(هجران می تواند به صورت ازدواج معشوق،از دست رفتن او و عدم دستیابی به وصال به هرصورتی را شامل می شود)،غم فراق،کم محلی معشوق،عدم امکان دستیابی به آن به خاطر فاصله طبقه اجتماعی،عدم تمکن و استقلال مالی،عشقهای یک سویه و بسیاری دیگر که می تواند برای هریک از دوطرف یعنی عاشق و معشوق رخ بدهد.در ادامه موارد به گوناگونی پدیداری عشق در ترانه های محلی یا بومی سرودهای مکتوبی که منتشر شده اند اشاره می کنیم:

الف)«ترانه های رامی» عنوان کتابی است که مجموعه ترانه های ابراهیم منصفی را شامل می شود،ترانه های او که با تمامی سادگی،در بين مردم همچنان از ماندگاري و محبوبيت خاصي برخوردارند و دقیقاً به سبب غنای عاطفی ِ تاثیرشان در ما تا به این حد رواج عمومی یافته اند؛منصفی ازجمله ترانه سرایانی است که زن درآثارش بسیار برجسته دیده شده،زنان این ترانه ها اغلب دست نیافتنی، پنهان و دور هستند. زنانی زمینی که بدلیل دست نیافتن شاعر به آنها، آنان را هویت معنوی و آسمانی می بخشد. و البته این فاصله تنها برای شاعر وجود دارد و زن برای دیگران دست یافتنی است. همین دلیل باعث حسادت شاعر و منع زن از تماس با دیگران در ترانه هایش می کند دیگرانی که آنها را به نوعی رقیب خود می داند. و بدلیل ارتباط معشوقه با آنان حسادت می کند.

شاعر عشق زن اثیری خود را آنقدر مقدس می داند که آنرا با عشق پاک دوران کودکی پیوند زده و همچنان در تخیلاتش دنبال می کند.

در ترانه های منصفی نگاه به زن هم زمینی و کاملاً جنسیتی است و هم نگاه مقدس و آسمانی، این تضاد بین عشق زمینی و آسمانی و بعبارتی بین جسم و روح(جان) زن(که همان عشق پاک بدون نیاز جنسی است) و عدم توانایی ایجاد تعادل بین این دو، شاعر را دچار سرگشتگی می کند که تا پایان عمر ترانه هایش در آنها دیده می شود. نمونه واضح یک عشق زمینی و جنسی را در ترانه چدر سوز و ترانه م و ت به خوبی مي توان ديد.

در اکثر ترانه ها یک سوال مطرح می شود و آن دلیل رفتن زن یا معشوقه است! دلیلی که خود شاعر آنرا سر به دنبال دل نهادن می نامد. بنابراین شاعر دل سپردگی او را تا زمانی خوب و قابل ستایش می داند که زن در اختیار اوست و این دل سپردگی را زمانی محکوم می کند که او را ترک می کند.

در دهه اول ترانه ها(1340-1350) بعد از تمامی بلایا و مصیبتهایی که بر سر شاعر عاشق پیشه آمده و در وصف معشوقه یا زن اثیری از دست رفته ناله ها کرده و از کسی مرهمی برای التیام زخمش دریافت نکرده است. خسته شده و به درون خود پناه می برد و خدا را تنها یاری گر خود می داند او که تمامی این مصیبتها را از جانب معشوقه اش می داند به یکباره تصمیم به بیزاری و دوری از او گرفته و او را با تمام شیرین بودنش نمی خواهد(دگم ناوا) و سرانجام می پذیرد هر چند با او رابطه صمیمی و گرمی داشته و تمامی وجود خود را وقف او کرده، باز هم تنهاست (دگم تنهام) در اوایل دهه دوم ترانه ها(1350-1360) می بینیم که او از این تنهایی و حصاری که برای خود درست کرده خسته شده و سودای عشق را دوباره در دل زنده می کند(دست خالی/ گل وصل)

بی وفا بودن زنان یکی دیگر از مشخصهای ترانه های این دهه است. زنانی که او آنان را به بی وفایی متهم کرده او را با تمامی عشقی که به آنها می ورزید تنها گذاشته اند.

او تمامی این عذابها و رنج های معشوق رادرد لطیفی می داند که برای هیچ کس(حتی کافر) آرزو نمی کند. و این شاید بدلیل این باشد که می خواهد اکنون که نمی تواند زن را داشته باشد لااقل برای خود درد عشق را حفظ کند، چیزی که فقط برای اوست و نه هیچ کس دیگر.(مرد چی چکا) در دهه دوم ترانه لالایی تنها ترانه ای است که در وصف زنی که نقش مادر را ایفا می کند سروده شده، مادری که شب تا صبح را در بالای گهواره بچه اش در سرمای زمستان بیدار مانده و زحمت کشیده تا بچه اش را بزرگ کند. و این ترانه برای قدردانی از زحمات اوست.

در دهه سوم(1360-1370) نقش زن بعنوان مادر دوباره در ترانه (مم ما) ظاهر می شود و از زحمات و مهربانی و همراهی کردن مادرش در رنج و شادی یاد می کند. در اواخر دهه سوم و کلنجار رفتن با مفاهیم گوناگون عشق و پختگی ناشی از سالیان دراز رنج و درد عشق کشیدن مفهوم مادی (دارایی و پول) را برای رد عشق خود می پذیرد.(اسیر تو)

او که تا بحال معشوقهای خود را بصورت پنهانی در ترانه هایش آورده بود. در ترانه مرد جنوبی آنها را به نام صدا می زند(سارای سبزه، کبرای هندی و آمیس ساده) حساسیت یا علاقه او به یکی از نامها در اینجا مشخص است. زیرا آنرا براحتی در اختیار خواننده یا شنونده ترانه هایش قرار نمی دهد و آن نام یعنی آمیس برعکس شده نام سیماست. سیمایی که گویا تاثیر بیشتری در زندگی عشقی او داشته است!

 وجه اشتراک نزدیک به چهاردهه ترانه سرایی منصفی در زن اثیری و عشقهای از دست رفته است که در تمامی این چهاردهه نقش عمده ای را در ترانه سرایی بعهده داشته اند. بنابراین می توان گفت که منصفی نه تنها عشق واقعی را که در زن اثیری جستجو می کرد بدست نیاورد، بلکه عشق زمینی را نیز از دست داد.

عشقی که در ترانه های دهه چهارم(1370-1376) وصف می شود غالباً شکست خورده است و گرچه در بیشتر موارد ماتم گرفتن عاشق احساس خشم او را هم متبلور می کند، اما احساس عاطفی غالب در این نوع ترانه ها حسرت است.(انصاری نسب،83:1391)

ب)«ترانه های کوچک عبدی» نوشته ترانه سرای خوش قریحه بندری عبدالرحمن محب،به جز آنهایی که برای اشخاص سروده شده و در بالای آنها به افراد تقدیم شده است.مابقی ترانه ها حدیث نفسی است از تنهایی،انتظار،آرزوها و دردها،او آرزوی همدلی را میکند(ترانه آدم)و گاه در ترانه ای دیگر از اسیری در دام معشوق می نالد(اسیر)از ستم زمانه و بخت خود و تنها ماندنش می نالد(بخت تلخ)و گاه با همه خستگی آرزوی دوبارعاشق شدن را می­کند(بی پناه)رد پای یک معشوق از دست رفته که او درآرزوی سلامتی و خوشبختی اوست(دوست)و هنوز امید بازگشت رادرون خود حفظ کرده و باخاطرات او خود را زنده و شاد نگه می دارد(قرار)در بیشتر ترانه ها یش به چشم می خورد.

عشق های از دست رفته در ترانه های عبدی را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

1)عشق بلند دهه 70

2)عشق کوتاه دهه 80

عشق دهه 70عشقی است که دست سرنوشت معشوقه را به سفری دور و دراز می برد(گریزاز...) اما این سفر مانع از قطع کامل ارتباط انها نمی شود و گاهی سلامی از معشوق به عاشق دردمند توسط کسی می­رسد که دل اورا بیشتر پریشان میکند(ویادسالون خوش)وحاصل آن تنها برای ترانه سرا شرح هجرانی است که در ترانه های آن سالها متولد شده است واو باهمه ناامیدی با یاد خاطرات خوش گذشته اش به زندگی ادامه می دهد(گپ دل)

عشق دهه80عشقی است که خود مسبب از دست دادنش می شود و خود به این موضوع درترانه(مه واتو بدامکه)اعتراف می کند و اظهار پشیمانی و آرزوی برگشت معشوق رادر ترانه(دست تو)بیان می­کند.(انصاری نسب،8:1387)

ج)در مجموعه بومی سرودهایی که به کوشش محمد ذوالفقاری از ترانه سرای قدیم نصرُک بنام «در محله­ی خاموشان» گردآوری شده است،از زنان یا معشوقه ها با روشهای مختلفی یاد می شود همچون: ابراز عشق(ماست امواردن)(ای یارای یار)دلربایی عاشق(ای شمع تو مسوز)(سیاه چشمن مریم)گفتگوی خیالی با معشوق(عشک خانم زیور)(بی هوس بی تو تارم)(کارمُمِ موسی)(ای همجرات)و علاوه براین موارد ترانه هایی هستند که زنان در آنها نقش اصلی را دارا می باشندمانند(جومه ویل چاپی)(مناره)(محله ما گل نو شواردن)(روزی که تو پیدا بودی)(یوزپلنگ پیدا بودن)(فاطمه­ی اسد)(حاجی کل صفر)

د)مجموعه دیگر بومی سرودها که توسط محمد ذوالفقاری جمع آوری شده «ای سیاه زنگی» نام دارد که گلچینی است از ترانه­های محبوب هرمزگان،در این گلچین که ازترانه سرایان بندر تا قشم را دربرمی­گیرد،باز هم عاشقیت وابراز عشق درآن به چشم می خورد(ایبونه­ی­بار)(عروس خانم)که سراینده آنها جعفراوج هرمزی است،(جوتی سفید)ازصالح آتون و(سهلم سهیلو) از علی حبیب زاده،همچنین در وصف عشق و دردسرهای آن از علی حبیب زاده(غچ و خرد بی مه ایکردن)(هوبادگنو)(عروس با توربهاره)(کنیزاحمد)و ازجزیره قشم عبدالقادرسوزایی با ترانه(پریروزدوتاخواهر)و حسن عبدالله حلری(کافرایکردن مسلمان)دیده می شود؛وپیرامون گفتگوی خیالی با معشوق(ای سیاه زنگی)ازابراهیم شهدوستی(سلام علیکم زیورخوشگلم)ازمحمد پورکن(حمیده)(ناریت زیادم)از حسن کریمی(یارچغلو)ازسهراب حسنی پور(به مثل مارکبری)ازعبدالصمد شیب درازی به خوبی بیان شده است.

و)مجموعه ترانه های مجید ذاکری جوان خوش ذوقی که اغلب ترانه هایش را خوانندگان بندری خوانده­اند و گوش مخاطب بندری به آنها آشنایی کامل دارد، درکتابی باعنوان «عزیزقد بلندم» منتشر شده است.در ترانه های او نیز زنان از جایگاه همانند ترانه سرایان پیشین برخوردارند،او با نگاهی نوستالژیک در ترانه (صلات ظهر) به زندگی و گذشته، مادری که به پخت وپز مشغول است و خواهری که به سنت دختران و زنان مشغول بافتن شک و وَدو است و مادربزرگی با موهای بافته شده و چشمانی که دیگر سویی ندارد اما کلامش هنوز شنیدنی و شیرین است؛زن سنتی را به خوبی نشان می دهد.گفتگوی عاشقانه که از ویژگیهای بومی سروده است درچند ترانه ذاکری دیده می شود(یاتو یا هیچ کس)شاهد گفتگوی ترانه سرا با معشوق هستیم که عاشق اعتراف می کند که با بی مهری خود عشقش را از دست داده است،(بیست و هفتم)ترانه دیگری است که گفتگوی عاشق و معشوق و اینکه زمانی که باهم هستند زود همه چیز تمام می شود خیابان،زمان،ویادآوری قرارهای که باهم هرروزصبح برای گفتن پنج جمله گذاشته بودند،(مواظب خودت بش)(مه هنو به فکرتم)(پریدی)همگی اینها گفتگوهای خیالی است با معشوقه و سفارش به اینکه مواظب عشقشان و دلی که به او سپرده باشد،درواقع بیان عشقی ازدست رفته است،که گاهی شاعر با یادآوری خاطرات گذشته با معشوق و اینکه تمامی کارها را مانندزمانی که او بوده همچنان انجام می دهد و میخواهد نبودن او را به فراموشی بسپارد(یادم اریت)ویژگی دیگرترانه های این مجموعه حسرت است که بایادآوری خاطرات و اینکه بعد از او هیچ کس برایش عزیز نبوده است برای معشوقی که با کس دیگری ازدواج می­کند و می رود(بعد تو)و یا در آرزوی بازگشت معشوقی که به سفر رفته و معلوم نیست که برگردد و او همچنان در حسرت دیدار او به سرمی برد(کی اتی)و برخی دیگر از ترانه ها که حسرت درآنها به خوبی دیده می شودعبارتند از(پنج دقیقه)(بدون تو)(جوابم هاده)(عشق)(ادامه)؛علاوه براین افسوس نیز از ویژگی های دیگر ترانه های این مجموعه است که شامل(دکمه)(کی ابو؟)(بارون تندی)(وقتی که یادتواکم)(هوای عاشقی)می شوندهمچنین در دو اثر(کاغذی)و(مردخونه)به نقش زن بعنوان مادر اشاره می کند.

تحلیل گفتمان ترانه

فوکو توجه مارا به لحظه ای جلب می کند که گفتمان تولید می شود لحظه ای که در آن حامل گفتمان (ترانه)از راه نظام زبان هستی می یابد،هستی ای که مربوط به شرایط عینی است. در نزد فوکو میدان گفتمانی (فضای اجتماعی که ترانه درآن پرورش می یابد)در قلمروی صورت می گیرد که درآن گفتار و نوشتار می توانند باعث تغییر عملی نظام تقابل و تفاوتی آنها شوند،این میدان به صورت گروهی از قواعد عملی پدیدار می شدند دراین قواعد ذهنیت به عنوان انتزاعی از عشق رویایی و ایده­ال که درذهن ترانه سرا است و عینیت به­عنوان شرایط واقعی که این دو درآن قرار دارند درنظر گرفته می شوند که نه ذهنیت­ها صددرصد تسلیم شرایط عینی است و نه شرایط عینی صددرصدر تعیین کننده ذهنیت،بلکه این دو از طرق ساختار زبان،سازنده و خالق یکدیگرند.زبان هم آستانه ورود ذهنیت به عینیت است و هم آستانه شکل گرفتن عینیت در ذهنیت؛به عبارت دیگر ترانه سرایی دروازه ورود انتزاعی ترین ایده­الهای عاشقی به دنیای واقعی است وهم آغازگر تطبیق شرایط جامعه با ایده­الهای عشق.بدین ترتیب گفتمان ترانه راهی برای مادی کردن زبان برمی گزیند بدین معنا که با ترانه سرایی فرود از ذهنیت ترانه سرا به عینیت واقعی اجتماعی و ورود به میان افراد جامعه از طریق آن افراد در ارتباط با یکدیگر در دنیای قرار می گیرند که درآن دارای زبانی مشترک هستند.

ترانه محلی با استفاده از زبان بومی علاوه بر کلمات، دارای علامتها،مفاهیم و ابزارهای برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه هستند،در واقع گفتمان فقط منحصر به کلمات،عبارات و جملات نبوده و علائم و کنایه های غیر کلامی نیز در شکل دادن آنها نقش دارند و از آنجایی که گفتمان ابزاری است برای پی بردن به ویژگیهای مختلف ارتباطات میان افراد و طبقه بندی کردن موضوعات آنها،از این رو می توان ترانه را بعنوان  یک گفتمان محسوب کرد.

با تکیه به گفتمانی بودن ترانه باید به این نکته توجه کردکه ترانه بخشی از شرایط تاریخی است که تعریف کنندۀ اجتماع بوده و هست.فوکو آنچه را که در زمانهای گوناگون به گفتمان ها شکل می دهد نظام فکری[1] می نامد.(عضدانلو،55:1391)این نظام ها قواعد ناخودآگاهی هستند که از راه آنها ترانه سرا ها کلمات،احساس و کردارها را با هم می آمیزند،این قواعد شبکه هایی هستند که کاربست گفتمان را ممکن می کنند.

فوکو در آثار دیرینه شناختی اش نظریه در باب قدرت و دانش ارائه کرداومعتقد است قدرت را نباید صرفا سرکوبگر به شمار آورد بلکه می تواند مولد پدیده ها،ایجاد کننده لذت و بوجودآورنده معرفت باشد وتولیدکننده گفتمان هم باشد.بدین ترتیب قدرت شرایط امکان پدیده های اجتماعی را فراهم می کند.(یورگنسن،فیلیپس،36:1389)در قدرت است که جهان اجتماعی تولید می شود و چیزها از یکدیگر مجزا می شوند و به این ترتیب روابط و ویژگیهای خاص خودشان را پیدا می کنند.در بررسی این پنج مجموعه ترانه محلی مضامین مشترکی در بین آنها وجود دارد که عبارتند از:عشق از دست رفته،ابراز عشق،دلربایی،وصف عشق،گفتگوی خیالی با معشوق،حسرت و افسوس،همگی نشان دهندۀ قدرت زنان نسبت به مردان است،شاید به علت زیستن در جامعه مردسالار و سنتی ایران به خصوص جنوب بوجود آمده باشد واین تنها نقطه اتکاءزنان برای تثبیت و حفظ هویتشان  به حساب آید.

از نظر فوکو مکان های آموزشی به عنوان تولید کنندگان گفتمان ویژه مدرن تلقی می شوند،یعنی مکانهایی که درآنها درستی و نادرستی،قبول یا عدم قبول برخی از حقوق سخن گفتن مدرن تولید می گردد.(عضدانلو،56:1391)و برای زنانی است که در انقیاد جامعه ای با سلطه مردانه راه به جایی ندارند ترانه می تواند بهترین مکان آموزشی برای انتقال قدرت/دانش آنها از نسلی به نسل دیگر باشد.زیرا از طریق همین ترانه ها و با کاربرد تکنیکها و اشکال مختلف و خلاقیت های گوناگون هر نسل،اشکال متفاوتی از ارتباطات بین زنان نسل قدیم ونسل جدید برقرار می شود و از این طریق فردیت و هویت اجتماعی زنانه شکل گرفته،فراگرفته و منتقل می گردد.

زنان از طریق جامعه پذیری با انگاره های(symbiosis)گفتمانی ای آشنا می شوند که نشان می دهد او بعنوان یک معشوق چه کسی است و چه هویتی دارد.زن از طریق همذات پنداری با چیزی خارج از خود خویشتن را به منزله یک فرد می شناسد،یعنی از طریق انگاره هایی که با آنها روبرو شده است.این انگاره­ها درونی شده­اند(یورگنسن،فیلیپس،81:1389)این چیز همان موقعیت هایی است که گفتمان دراختیار زن قرار می­دهد.

زن به عنوان یک فرد مانند امر اجتماعی تاحدودی بوسیله گفتمان ساختاربندی شده است.اما این ساختاربندی هرگز کامل نیست.احساس کامل بودن امری موهوم و در عین حال افقی ضروری است که خود و امر اجتماعی درون آن خلق می شوند.(همان،82)بعبارتی با تغییرات ساختاری فضای فرهنگی اجتماعی با انگاره­های جدید خود را بازتولید می­کنند،زنان از طریق همین باز تولید شدن به کمک مجموعه ای از دالها(ابراز و وصف عشق،دلربایی،افسوس،حسرت و...)برای مرد به عنوان یک درد لطیف شناخته شده است که هویت خود را کسب می کنند،طی این فرایندهای گفتمانی هویتها شکل گرفته،پذیرفته یا رد می شوند و بدین ترتیب هویت امر اجتماعی است.(همان،83) 

بنابراین ترانه سرایانی که مولد گفتمان هستند هم تحت تاثیر ساختار قدرت سنتی جامعه قرار دارند،و هم به نوعی تولید کننده و بازتولید کننده آن محسوب می شوند و قول فوکو«دانش و قدرت در درون گفتمان باهم یگانه می شوند»(همان،59)بدین ترتیب است که در فاصله زمانی 40ساله ترانه سرایی محلی مضمونهای مشترکی پدیدار می شوند.اگر چه که دانش و قدرت در گفتمان فوکو پایدار نیستند و هر لحظه باید منتظر یک نقطه مقاومت و استراتژی مخالف باشیم،اما این مساله تا به حال در گفتمان ترانه های محلی بندرعباس اتفاق نیفتاده یا به طرز زیرکانه­ای از نظرسلطۀ قدرت مردانه پنهان مانده است.

گفتمان تنها ابزاری برای اقناع نیست که فقط در راستای منطق و اخلاق حرکت کند،بلکه وسیله ای برای برانگیختن احساسات نیز هست.به علاوه،از طریق این زوج ابزاری(اقناع ایدئولوژیک و برانگیختن احساسات)است که توان گفتمان،برای شکل یا تغییر شکل دادن جامعه سنجیده می شود.(همان ،74)درک این نکته اهمیت دارد که موفقیت بیان در گفتمان(ترانه) حاصل محاسبات دقیق و هماهنگ مبتنی برآگاهی­های فرهنگ بنیادی است که مربوط می شود به احساسات فرد،موقعیتی که درآن احساس خود را ابراز می کند،واکنش کسانی که مخاطب آن احساس اند و میزان اهمیتی که شخص برای صادق محسوب شدن در بیان احساسش قائل است.هرچه نیاز کنش گر به این که در بیان احساسش صادق محسوب شود بیش تر باشد و رفتارش را به گونه ای تنظیم کند که به بازنمایی آن منجر شود،کنش ارتباطی اجرایی تر[2] خواهد بود.(بی من،314:1391)هنگامی که عشق را باعشق مبادله می کنیم،انرژی درونی ای را رها می سازیم،این رها سازی انرژیک، احساسی را در درون فرد بوجود می آورد که پیش از این وجود نداشته است و صرفا اجازه یافتن برای سهیم شدن هر یک ازافراد در این احساس خودش امتیاز محسوب می گردد؛ زمانی که افراد پی به مشابهت یا عدم مشابهت خود و دیگر افراد می برند می توانند این ارزشها را به عنوان ابزارهایی برای تحریک احساساتی به کار گیرند که توسط آنها حد و مرزهای اجتماعی ساخته می­شود.

بنابراین تعامل احساسی بین افراد همان اندازه سازنده و همان اندازه خلق کننده ارزش ها است و این باعث ایجاد همبستگی بین افراد یک جامعه می شود که مهمترین ویژگی فرهنگی گفتمان ترانه محلی به شمار می آید.

نتیجه گیری:

با توجه به انواع گوناگون بیان احساسات در مورد عشق به زن در ادبیات شفاهی که بومی سرودها بخشی از آن محسوب می شوند،شنیدن آن برای هرنسلی جذاب و جالب است بخصوص اگر درسنی باشد که بخشی ازآن را تجربه کرده باشد.ازآنجایی که فرد در زندگی خود حداقل یکبار عاشق شده(چه به آن عشق رسیده باشد ویاخیر)شنیدن و روایت عشقهای دیگران وبیان دردها و مشکلات آن باعث ایجاد تعامل بین آنها می شود که میتوان ازآن به عنوان گفتمان مشترک نام برد. این گفتمان مشترک افراد را به یکدیگر نزدیکتر می کند و در واقع به یک زبان مشترک می رساند.وقتی که زبان عشق به گفتمان مشترک افراد تبدیل شد به سرعت می تواند گسترش یافته و همه گیرشود این گفتمان مشترک برای آنهایی که دستی به قلم دارند می تواند جریانی باشد که به آن می افزایند و کسانی که اهل قلم نیستند ولی این زبان مشترک را می شناسند،می توانند ازآن بهره مند شوندو دراین ویژگی احساسی خود را شریک بدانند و احساس رضایت ناشی از این بهره­مندی باعث ایجاد نظم و انسجام اجتماعی می شود،هرچه این احساس رضایت بیشتر باشد باعث هرچه بیشتر شدن نظم و انسجام بیشتری در جامعه می شود.

 

منابع:

- انصاری نسب،بنیامین(1391)«بررسی جایگاه زن در ترانه های ابراهیم منصفی(رامی)»دو فصلنامه پژوهش نامه فرهنگی هرمزگان شماره3،ص83

-انصاری­نسب،بنیامین(17/02/1387)«عشق،زن،سوگواره»،هفته­نامه­اجتماعی،سیاسی­وفرهنگی­صدف،شماره112،صفحه8

-بی من،ویلیام(1391)زبان،منزلت وقدرت در ایران،رضا مقدم کیا،چاپ سوم،تهران:نشرنی

-ذاکری،مجید(1389)عزیزقدبلندم، چاپ اول،تهران: نشرروزگار

-ذوالفقاری،حسن­ولیلااحمدی(1388)«گونه­شناسی­بومی­سرودهای­ایران»،فصلنامه­ادب­پژوهی،شماره7و8،ازص148تاص149

-ذوالفقاری،محمد(1386)در محله­ی خاموشان، چاپ اول ناشر مولف

-ذوالفقاری،محمد(1392)ای سیاه زنگی،چاپ دوم،قم:انتشارات کلام ماندگار

-عمراني، سيدابراهيم ( 1381 )برداشتي از لالايي­هاي ايران،چاپ اول،تهران:پيوند نو

-عضدانلو،حمید(1391)گفتمان و جامعه،چاپ دوم،تهران:نشر نی

- منصفی،ابراهيم،(1384)ترانه های رامی،چاپ اول،تهران:نشر ماه ریز

-محب،عبدالرحمان(1386)ترانه های کوچک عبدی،چاپ اول،تهران:نشرروزگار

-نارنجی نژاد،محمدمهدی(1385)«نگاهی تحلیلی به ترانه و ترانه سرایی آثار پاپ در ایران»،ماهنامه هنرموسیقی شماره75-77ص18

-هدایت،صادق(1378)فرهنگ عامه مردم ایران،چاپ دوم، تهران:نشر چشمه

-یورگنسن،ماریان و لوییز فیلیپس(1389)نظریه و روش در تحلیل گفتمان،هادی جلیلی،چاپ اول،تهران:نشرنی

 

 

 

[1] Systems of thought

[2] performative

تاریخ انتشار

سه شنبه, دى 1, 1394 - 23:27

شاخه اصلی

خلیج فارس (جزایر کیش و قشم ...)

جامعه شناسی هویت قومی در مستند راه دور دریا ساخته حسن بنی هاشمی

حسن بني هاشمي از سال 56 الي 61 به كار مستند سازي روي آورد و طي قراردادي با گروه اجتماعي تلويزيون ايران مجموعه 13 قسمتي مستند از هرمزگان رابنام راه دور دريا با كادر 16 ميليمتري آغاز نمود و طي اين پنج سال مناطق و قسمتهاي زيادي از اين استان را به تصوير كشيد . او در خلال اين فيلمها گوشه هائي از ـ تاريخ ـ كشاورزي ـ دريانوردي ـ صيد و صيادي ـ مهاجرت و روابط انساني ـ صنايع دستي ـ طبيعت و جغرافياي هرمزگان را به نمايش گذاشته است .فيلم­هاي مستند او نيز هر كدام با روايت خاصي آغاز مي گردد و گوئي همواره خط داستاني كمرنگي را بوجود آورده و همان زيبائي و ايجاز گويي و ريتم مناسب فيلمهاي داستاني كوتاهش را دارد . يكي از قسمت هاي اين مجموعه بنام پنجشنبه بازار ميناب با زيرنويسي خود سازنده در فستيوال فيلمهاي مردم شناسي برلين به نمايش درآمده و مورد تحسين قرار گرفت .

در اين مجموعه مستند مصيب برزگري ـ رحمت ا... پاكدامن ـ بشير اولي بندري ـ محمود انصاري ـ حسام الدين نقوي و ... به عنوان ـ پژوهشگران ـ مشاور و دستياران وي و سيد محمد عقيلي و محمد تهامي نژاد به عنوان نويسندگان متن و روشن زاده گوينده و عباس گنجوي به عنوان تدوينگر با وي همكاري داشته اند .

راه دور دريا از نظر هرمزگان شناسي و مردم شناسي جنوب بسيار ارزشمند بوده و بني هاشمي را به عنوان يك سينما گر با تجربه و صاحب سبك به جامعه هنري وسينمايي معرفي مي نمايد.

هرانسانی تمایل دارد که هویت خود را آگاهانه در یک گروه خاص جست جو کند.هویت می تواند در چندین سطح ممکن باشد و هرفردی می تواند به صورت همزمان و به شکلی عادی چندین­ هویت­رابپذیرد.برای­ نمونه­ تعلق­ های­ گوناگون­ به­ خانواده،قبیله،دین،طبقه­اجتماعی،قومیت،ملت­ تمدن و ....، با وجود شمار بسیار این هویت ها می توان بنابر سنت اجتماعی گوناگون هویت های متفاوتی داشته باشیم.

در گفتمان مردم عادی،درست همانند گفتمان رایج بین برخی پژوهشگران فعال در این حوزه از اصطلاحاتی نظیر قومیت،نژاد،ملیت،گروه قومی یا هویت منطقه ای و عمدتا قاره­ای به جای یکدیگر استفاده می شود.از این رو در جامعه از برچسب هایی،مانند«بندری»اغلب برای اشاره به تجمعی قومی استفاده می شود که اصالت آن به منطقه جغرافیایی در جنوب بر می گردد.اصطلاح فوق می تواند توصیفی «نژادی» فردی باشد که رنگ پوست سبزه،چشم های قهوه ای تیره یا موی سیاه و.... را دارد.

در مجموعه راه دور دریا که یکی از معدود مجموعه های بی نظیری است که در خصوص هرمزگان ساخته شده است،حسن بنی هاشمی در مقام کارگردان این مجموعه هویت قومی بندری را با تکیه بر اهمیت تاریخی مناطق، امرار معاش و نحوه زندگی گروه های مختلف قومی هرمزگان به خوبی نشان می دهد.در این مجموعه اگر چه قومیت درکانون بررسی کارگردان قرار ندارد اما نیروی پیوند فرهنگی جمعی و ماهیت همبستگی قومی در مرکز توجه او قرار دارد.با تحلیل آثار عمده او،به ویژه نهنگ،کالنگ هایم را دوست دارم،گردش یک روز خوش آفتابی و مجموعه راه دور دریا،می توان به عمق نگاه او درباره قومیت پی برد.در اینجا از منظر جامعه شناسی و با توجه به نظریه امیل دورکیم می توان دو موضوع را در مورد مجموعه راه دور دریا مورد توجه قرار داد:زوال هویت قومی با ظهور مدرنیته،ماهیت همبستگی قومی.

زوال هویت قومی با ظهور مدرنیته

دورکیم شکل گیری نظام های اجتماعی جوامع را متشکل از مولفه های گوناگون می دانست که رابطه جداگانه ای با یکدیگر دارند:در جوامع سنتی،اجزاء سازنده بسیار به یکدیگر شبیه بوده تعامل چند جانبه اندکی باهم دارند،در حالی که جوامع مدرن پیچیده متشکل از عناصر بسیار متنوع،به شدت خود مختار ولی عمیقا به هم وابسته می باشند.مساله تنها این نیست که این دو نوع جامعه از لحاظ سازماندهی داخلی با یکدیگر تفاوت دارند بلکه ترکیب درونی جوامع،برچگونگی عملکرد بیرونی آنها تاثیرگذار است.جوامع مدرن به علت اندازه،پیچیدگی،و گوناگونی خود از نظر ساختاری،کارکردی و سازمانی،از جوامع سنتی که جدایش پذیری نهادها و تحرک اجتماعی درآنها اندک است،برتر هستند؛در بلند مدت،تمامی جوامع سنتی ناگزیر به گذار از سادگی به سوی پیچیدگی و بنابراین تقسیم کار گسترده تر خواهند بود.دلواپسی بنی هاشمی نیز درخصوص این گذار است و گسستی که این همبستگی قومی به سبب همین مدرنیته شهری است؛که آن را با بیان در گفتار متن و نشان دادن روستاها و خانه های خالی شده از افراد و مهاجرت به شهر به خوبی نشان می دهد،گرچه این نگرانی به نمایش سرانجام زندگی مهاجران به شهرها نمی انجامد.

نتیجه کاربست نظریه یاده شده درمورد قومیت آن خواهد بود که هرچند جوامع دارای انسجام قومی ممکن است محتویات گوناگونی داشته باشند مانند رسوم،زبان،عادت های غذایی و....اما از لحاظ شکلی بسیار همانند می باشند به عبارت دیگر تقریبا از لحاظ ساختار سازمانی،سطح پایین تعامل بین جوامع قومی مختلف همانند هستند.با ظهور عصر نوسازی،تعلقات قومی جوامع به تدریج رنگ می بازند و جوامع قومیتی به شکل جوامع پیچیده ،دارای تنوع فرهنگی و تغییر می شوند.اما این تنوع فرهنگی،برپایه اشتراک در اهداف و ارزش های جامعه مدرن استوار است که به عنوان یک کل از خود آگاهی جمعی برخوردار است و سپس به شکل تعهد به جامعه بشری بنام «جهان میهن باوری» نمود خواهد یافت.یعنی تمامی جهان را به عنوان میهن خود دانسته و یک فرد برپایه ارزش های جامعه مدرن هویت های قومی متکثری را می تواند داشته باشند. آن چه در استدلال بنی هاشمی در مجموعه راه دور دریا حائز اهمیت اساسی است این دیدگاه است که تکامل جوامع منجر به پیدایش افراد معتقد به ایدئولوژی جهان میهن باوری می شود  که خود را به متعلق به هویت خاصی نمی دانند و این چنین است که مدرنیته باعث از هم پاشیدن هم بستگی های قومی می شود.

ماهیت همبستگی قومی

دورکیم دو نوع همبستگی گروهی را در نظام اجتماعی مورد بحث قرار می دهد،در جامعه سنتی همبستگی مکانیکی،ناشی از همانندی گروهی(مبتنی بر شباهت) است و باعث همبستگی و انسجام جامعه سنتی می شود ولی جامعه مدرن از طریق همبستگی اندام وار بین افراد دارای وابستگی چند جانبه و مبتنی بر تفاوت به انسجام و یکپارچگی دست می یابد.درنظام اجتماعی سنتی نمایش داده شده در راه دور دریا که مبتنی بر همبستگی مکانیکی است افراد تنها بر مبنای شباهت جمعی و تعمیم پیوندهای خانوادگی،عضو گروه خاصی می شوند و بدین ترتیب در انجام کارهای جمعی مانند:ساخت صنایع دستی،آبیاری مزارع،خرما چینی،دامداری و....به یکدیگر یاری می رسانند.

بنابراین بنی هاشمی با پیروی از تکامل باوری جوامع معتقد است که با افزایش جدایی پذیری فرهنگی،همبستگی اندام وار جای همبستگی مکانیکی را می گیرد و قومیت نیز دستخوش این نیرو قرار می گیرد. او در مجموعه راه دور دریا، یادآور می شود که در جریان تبدیل جوامع از سنت به مدرنیته هویت قومی اساس و بنیاد خود را از دست خواهد داد و معتقد است قوم بندری نیز با سرعت فراوان تکنولوژی همسو شده و درحال از دست دادن شخصیت قومی خود است و در نسل های آینده این فرایند تکمیل خواهد شد.او که برای همبستگی قومی اهمیت ویژه ای قایل است در مقام کارگردان می خواهد با ضبط این مجموعه به آیندگان هویت گذشته شان(حفظ زبان مشترک،تاریخ فرهنگی مشترک،تداوم سنت های خاص و...) را یادآوری کند گذشته ای که معتقد است دیگر چیزی از آن برای نسل های بعد باقی نخواهد ماند و با به تصویر کشیدن این جوامع به عنوان یک بومی در ثبت و ضبط این هویت قومی سهیم می شود.

هویت قومی در دنیای امروز

اما آنچه که در دوران حاضر بعد از گذشت سالیان از ساخت این مجموعه می توان به آن پرداخت دیدگاه از بین رفتن هویت قومی است که بنی هاشمی به آن معتقد بود.

صنعتی شدن و شهر نشینی گسترده باعث ریشه کن شدن افراد از پس زمینه های قومی گوناگون خود و آورده شدن آنها به نواحی شهری و صنعتی جدید و رقابت بر سر منابع کمیاب،مسکن،آموزش و ... می شود.اما این فرایند نوسازی باعث تضعیف هویت های گروهی قومی نخواهد شد!نوسازی بر روابط قومی تاثیر خواهد گذاشت اما این روابط ناپدید نخواهند شد بلکه از سپهرهای هنجاری و معنوی متعلق به عصر پیش از مدرن به عرصه رقابت گروه های ذینفع برخوردار از خودآگاهی سیاسی قدم خواهند گذاشت که می توانند سرمایه فرهنگی و نمادهای خود را ماهرانه مورد استفاده قرار دهند.اگرچه که این همبستگی قومی در جامعه مدرن چندان ارتباطی با وابستگی های قومی اصیل و آغازین ندارد. به عبارتی این همبستگی ها تغییر یافته­اند:گاه گویش های مختلف ممکن است در یک زبان استاندارد ادغام شوند،ممکن است گروه ها از لحاظ زبانی به همسانی برسند ولی قومیت خود را به مفهوم دیگری حفظ کنند،آداب و رسوم ها ممکن است عرفی یا دگرگون شوند و ممکن است بخشی فراموش شده و بخش دیگر به شکل نمادها به صورتی گزینشی باز تولید شوند.می توان گفت قومیت اسمی از قومیت عملی متفاوت خواهد بود،به طوری که گروه ها نام نیاکان شان را حفظ می کنند(هویت قومی اسمی)ولی تجربه آنها در نحوه زندگی (هویت قومی عملی)گاه بسیار متفاوت است.دیدگاه­ها به مفهوم «بندری» بودن در چهل و چهار سال پیش و بندری بودن در هرمزگان کنونی معنای کاملا متفاوتی در بر دارد؛فرهنگ پدیده­ای ایستا نیست و با پیشرفت تکنولوژی هر لحظه تغییر می کند،پویایی فرهنگ آن را همواره به جلو می برد بطوری که هویت فرهنگی و قومی جهان صنعتی در گذار به مدرنیته در فرایند جهانی شدن  و بعد از آن درگذار به پسامدرنیزم متفاوت خواهد بود.

منابع:

مالشویچ،سینیشا(1390)جامعه شناسی قومیت،مترجم پرویز دلیرپور،تهران:نشرآمه

برتون،رولان(1393)قوم شناسی سیاسی،مترجم ناصر فکوهی،تهران: نشرنی

اطلاع بیشتر درمورد حسن بنی هاشمی:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C

تاریخ انتشار

سه شنبه, آذر 10, 1394 - 08:52

شاخه اصلی

بوم‌شناسی

مراسم رزیف از منظر انسان شناسی

عکس از محمد بارکار

پیشینه رزیف/ رزیف جزیی ازآیین ها و آواهای کار است،از این رو با تغییر شرایط و ضرورت های کار به دنبال تبدیل جهاز های بادی به لنجهای موتوری که سبب شد تا کارهایی مانند برافراشتن بادبان یا کشیدن لنگر باآن آداب و رسوم خاص ، یا صیادی و جمع آوری تور ماهیگیری بصورت دسته جمعی از میان برود، برای حفظ و بقای این آیین آن را با ترکیبی از رقص خیزران در جشن های  عروسی به نمایش گذاشتند تا درکنار آن به یادآوری و حفظ میراث موسیقیایی پدران و آنچه برآنها گذشته و رنج و مشقت های که برای به دست آوردن لقمه ای نان تحمل کرده اند، یاری رسانند و این آیین را به نسلهای آینده منتقل کنند.رزیف در گذشته رقص شمشیر بوده است و به ضرورت تحولات تمدنی اکنون رقص خیزران است و جوهره و کارکرد انسانی آن ایجاد اتحاد و همبستگی است؛ بنابراین بیشتر موسیقی حماسی محسوب می شود و خواندن آن اشعار برای ترغیب مردم به دفاع و جنگیدن از خاک سرزمین بوده است. رزیف برگرفته از واژه رزیف است که به از قرار گرفتن افراد در  دو ردیف به هنگام اجرا اشاره دارد. این مراسم در جزیره ­قشم­ بنام­عضو­ا یاعصوا معروف­است،گویا این نام  از خیزران به عنوان عصا گرفته شده که به مرور زمان به عصو ا تبدیل شده است.

  رزیف

رزیف مراسمی است که به منظور ابراز شادی و نشاط در عروسی ها و اعیاد بندرکنگ و قشم برگزار می شود.این مراسم در میدانی نزدیک منزلی که درآن عروسی است، اجرا می گردد. در میدان، دو گروه که تعداد هریک بین 8تا 20تن متغییر است، درمقابل هم قرار می گیرند ؛ هریک از نفرات خیزرانی در درست دارد که از آن برای اجرا استفاده می کنند.دراجرای مراسم هریک  از افراد گروه در هرردیف دست چپ خود را دورکمر نفر بعد حلقه می کند و بادست راست که خیزرانی درآن قرار دارد به اجرای حرکات و فرمهای خاصی می پردازد.

نوازندگان این گروه که کاراصلی را برعهده دارند در وسط میدان قرار می گیرند و دو گروه در دو طرف این نوازندگان قرار دارند.افراد نوازنده شامل : سه نفرنوازنده دُهُل،دونفر نوازنده دایره[i] ،و یک یا دو نفر شِلِنج[ii] زن هستند.

با قرارگرفتن هریک از اعضا در جای خود و کوک سازها، نوازندگان شروع به نواختن می کنند و خواننده یا "نهیم" که معمولا فردی باتجربه است و در گذشته این نقش را بر عهده­ی ناخدا های مسن و با تجربه می گذاشتند، آغاز به خواندن می کند. اشعار اغلب عربی است و گاهی زبان سواحلی نیز شنیده می شود.خواندن بدین صورت است که از دونفر نهیم یک نفر می خواند و دیگری ادامه آن بیت را با لحنی سنگین تر بیان می کند،تفاوت لحن صدای دو نهیم نظم و ریتم خاصی را به موسیقی می دهد. مراسم رزیف از سه حرکت اصلی تشکیل شده است:

حرکت شماره یک، افراد ایستاده دست چپ را دورکمر نفر بعدی حلقه می کنند درحالی که در دست دیگر خیزرانی دارند،نوازندگان رو به هر ردیف که قرار گیرند آن ردیف رقص را آغاز می کند رقصی که با حرکات منظم وفرمهای خاصی اجرا می شود بدین صورت که خیزران را به سمت جلو و نزدیک به تنه بالا می آورند و گاهی روی پای چپ آمده و تنه را به آن طرف متمایل می کند و دوباره پا را عوض کرده روی پای راست آمده و تنه را به جهت مخالف هدایت می کنندو همزمان خیزران را به سمت چپ یا راست با رعایت مکث همراه ریتم موسیقی حرکت می دهند.در ردیف مقابل که پشت نوازندگان قرار دارند خیزران را روی شانه قرار داده و همین حرکات چپ و راست شدن را اجرا می کنند تازمانی که نوازندگان روبه آنها می آورند پس آنها خیزرانها را از شانه پایین آورده و رقص خیزرانه را  به آن می افزایند. 

حرکت شماره دو،ردیفی که موسیقی رو به آنها نواخته می شود همان فرمها و ریتم حرکت یک را انجام می­دهند.در حالی که ردیف مقابل خیزران را به صورت افقی در مقابل سینه آورده و انتهای خیزران هرنفر راشخص کناری در دست می گیرد و این تا انتهای ردیف ادامه دارد و بدین صورت یک خیزران واحد را تشکیل می دهند سپس همراه با ریتم آرام آرام گام به گام تا پشت سر نوازندگان که نزدیک ردیف مقابل می نوازند جلو می آیند و هم زمان در هنگام جلو آمدن این خیزران واحد را به بالا و پایین به همان شکل افقی حرکت می دهند. وقتی نزدیک نوازندگان رسیدند نوازندگان رو به آنها چرخیده و آنها همین حرکت را تا برگشتن به جای نخست اجرا می­کنند و هنگامی که در جای اولیه مستقر شدند به همان حرکات ریتمیک اولیه چپ و راست می پردازند. در این هنگام ردیف مقابل به پشت سرنوازندگان رسیده و همان حرکات را اجرا می کنند.

حرکت شماره سه، تمامی افراد بصورت حلقه ای می نشینند و مانند گذشته خواننده و نوازندگان در وسط این حلقه جای دارند،نهیم در اینجا یک نفر است او هم مانند بقیه نشسته و اشعارش را می خواند.پس از اتمام یک شعر تمامی افرادهمراه با هم دست زدن را باریتم شدیدی با همراهی موسیقی آغاز می کند؛این دست زدن ناگهان قطع می شود و دوباره همزمان شروع می شود این مکث و قطع شدن موسیقی و دستها بطور متوالی و با مکثهای متفاوت تکرار می شود،این حرکات به هماهنگی بسیاری بین نوازنده و افراد گروه نیاز دارد افراد باید کاملا"گوش به نوای دهلها بسپارند تا درهنگام تغییر ریتم و قطع آواز نهیم ریتم از ضرب نیافتاده و شروع دست زدنها ضد ضرب نباشد.

تحلیل حرکت ها

حلقه کردن دست دورکمر یکدیگر به عنوان یک دال در یک ردیف به طور منظم مدلول و نشانی از اتحاد و همدلی میان کسانی است که در جهازهای بادی کار می کردند.این حلقه ها هریک به مثابه حلقه های زنجیری هستند که پاره شدن آنها باعث از هم گسستن زنجیره کار در  جهاز می شود زیرا درستی انجام کار هریک از جاشوان برروی دریا از پیوستگی زنجیر­واری برخورداراست و اختلال در کار هر یک موجب ایجاد مشکل در روند کاری سایر جاشوان و در نهایت جهاز می گردد.

حرکت شماره یک،برگرفته از حرکت پاروزدن جاشوها روی ماشوه[iii] هنگام رفتن به سمت جهاز است،حرکتی که با رفت و برگشت  پاروزن با جهت حرکت پاها کاملا" هماهنگ است.بطوری که هنگام خم شدن به سمت راست برابر با کشیدن پارو به سمت بالا و خم شدن به سمت چپ برابر با هدایت پارو به سمت پایین است و این حرکت تا رسیدن ماشوه به جهاز ادامه داشته است.

حرکت شماره دو، خیزرانها با کنار هم قرار گرفتن در یک خط افقی خیزران یکپارچه ای را تشکیل می دهند که دراینجا معادل با طناب بزرگی است که در جهازها برای بالا کشیدن بادبان استفاده می شود و به دلیل سنگین بودن بادبان همیاری همۀ افراد را طلب می کند. این حرکت بالا و پایین کردن خیزران یکپارچه نشان از کشیدن طناب بزرگ برای برافراشتن بادبان بوده است.علاوه براین حرکت افراد هر دسته تا رسیدن به پشت نوازندگان و برگشتن نوازندگان به سمت آنها و برگشتن افراد آن دسته به جای اولیه خود تداعی کننده حرکت موج دریایی است که به مانعی ماننده صخره یا بدنه جهاز برخورد می کند و دوباره به جای اولیه خود باز می گردد.

حرکت شماره سه،پایان سفر است؛سفری طولانی و پرخطر که به سلامتی بازگشتن از چنین سفری البته باید با جشن و شادمانی گرامی داشته شود. و این دست زدنها نشان از شادی بازگشت به سرزمین خود و خانواده است و بیشتر اشعاری که در این جا خوانده می شود در ستایش و مدح و ثنای حضرت رسول(ص) و شکر گزاری از درگاه خداوند است.

نتیجه گیری

انجام اعمال رزیف در زمان و مکان معین آن را به یک عمل فرهنگی تبدیل می‌کند و حتی شرکت‌کنندگان از طریق اعمالی که انجام می‌دهند و آنچه انجام نمی‌دهند، در همین نسبت جز و کل،هویت جمعی پیدا می‌کنند.در سفرهای دریایی بزرگ که چندین ماه به طول می‌انجامد در صورت هرگونه سرخوردگی، ناکامی ، رنج و حتی برخورد با مساله غایی زندگی بشری یعنی مرگ، نظم درونی و انسجام اجتماعی به هم خواهد ریخت؛آن‌ها از طریق مشارکت در مناسک و آیین‌هایی مانند رزیف است که قدرت اخلاقی جامعه را آشکارا احساس می‌کنند و احساسات اخلاقی و اجتماعی خود را از همین طریق تقویت و تجدید می‌سازند. همین مناسک است که احساسات دینی را ایجاد، تقویت و تجدید می‌کند و حس وابستگی به یک قدرت معنوی و اخلاقی را که درواقع همان جامعه است، تشدید می‌نماید. همین مناسک و ماهیت جمعیِ چنین گردهمایی است که این‌همه شور و شوق برمی‌انگیزد و شرکت‌کنندگان را نسبت به اهمّیّت گروه و جامعه در قالب آیین‌های دینی آگاه می‌کند.افراد امیال و کشش های شان را تابع احکامی می سازند که برای نظم اجتماعی ضروری اند.هدف های گروهی،ارزش هایی غایی و نظایر آن فطری نیستند،بلکه باید با وسایلی حفظ شوند برای دستیابی به این هدف،هدف های گروهی و ارزشهای غایی باید با کشش های فردی پیوند یابند؛ضرورت و اعتبار آیین ها و تنظیم های اجتماعی از طریق پیوند خوردن این تنظیم ها با یک جهان تخیلی،برای افراد جامعه تثبیت می شوند.این جهان فرا طبیعی و فرا تجربی به صورت سرچشمه هدف ها و ارزش های غایی نمایانده می شود و این ارزشها و هدفها،از طریق همین جهان تخیلی،ضروری و توجیه پذیر نشان داده می شوند.

 

 

[i] Dayerehنوعی دف است که اندازه آن کوچکتر از دف می باشد:

[ii] Shelenjسنج کوچکی است که یک قطعه را ثابت گرفته و قطعه دیگر را بر روی آن می کوبند:

[iii] Mashovehقایق های کوچک پارویی که ظرفیت حمل شش تا هشت نفر را داشته اند:

تاریخ انتشار

سه شنبه, آبان 26, 1394 - 00:00

شاخه اصلی

خلیج فارس (جزایر کیش و قشم ...)

نخل،اسطوره،جامعه

اسطوره یک نوع تاریخ مقدس را حکایت می کند و واقعه­ای را بازگو می کند که در زمان ازلی آغازین یا همان زمان اساطیری«آغازها»رخ داده بود.به عبارت دیگر،اسطوره توضیح می دهد که چگونه به واسطۀ اعمال موجودات فوق طبیعی،واقعیتی به وجود آمد،چه کل واقعیت یا همان جهان هستی و کائنات باشد و چه فقط بخشی از واقعیت مثلا یک جزیره،گونه­ای از گیاهان،نوع خاصی از رفتار انسانی،رسم یا آییینی رایج.پس اسطوره همیشه روایتی از یک آفرینش است و روایت می کند که چگونه چیزی ایجاد شد و به وجود آمد.اسطوره فقط چیزی را تعریف می کند که واقعا" رخ داده و خود را کاملا"آشکار ساخته است.(الیاده،18:1391)

مارسل موس در عصر نظریه جامعه شناختی برای اسطوره،نخستین بار مبنایی واقعی اجتماعی قائل می شود که آن را از افسانه و قصه جدا می کند:«اسطوره به معنای واقعی  و دقیق کلمه ،داستانی خام و بی پرده و رک است که علی الاصول مناسکی به دنبال دارد و می آورد .اسطوره جزء نظام اجباری تصورات مذهبی است،مجبوریم که به اسطوره اعتقاد کنیم اسطوره برخلاف افسانه در عالم جاویدان و سرمدی تصویر شده است.»(باستید،42:1391)

 دنیای اساطیر جلوه و بازتاب جامعه انسانی است،یعنی اسطوره همچون آینه ای است که جامعه برسبیل بازگشت ضرب حادثه،به انگیزندۀ آن،دلایل پایندگی،استقبای حیات،نحوه کاروکوشش خود را در صفحه آن منعکس می بیند.بنابراین،اساطیر مجموعه ای از تصورات ادراکی است،منتهی تصوراتی که جهت آنها به سویی خاص متمایل است وبیش از آنکه تفسیر بدوی و الکن از طبیعت باشد،مرام و مسلکی جوشیده از جامعه و درحکم انتقال ساختار واعمال و تجارب آن جامعه به جهان اساطیر محسوب می شود.هراسطوره ای،صرف نظر از داستان حقیقی یا معانی مجاز خود،موقعیت انسان اسطوره ساز را در دوره ای خاص از حیات وی نشان می دهد و وضع اجتماعی،سیاسی،تاریخی و حتی اقتصادی،اقلیمی،طبیعی و جغرافیایی انسان را درنواحی سرد یا گرم معتدل بازگو می کند و ما به یاری این اسطوره ها انسان را در محیط حقیقی اجتماعی،سیاسی،نوع معیشت و حکومت وی کشف می­کنیم،می­شناسیم و باز می­یابیم و به مشکلات جهان بینی او واقف می شویم.(رستگار،32:1383)

اسطوره نخل

به عقیده الیاده(1389) درخت یا در حقیقت بعصی درختان مانند نخل در ادراک یا تجربه مذهبی کهن،نمودگار قدرتی است.اما باید براین گفته افزود که این قدرت،هم رهین خود درخت(فی نفسه) است و هم مدیون استلزامات یا تضمنات و اثرات کیهان شناختی درخت،چون در ذهنیت کهن وش،طبیعت و رمز،هماهنگی و همزیستی دارند.

نخل به حکم قدرتش و آنچه که متجلی می سازد و برتر از یک درخت است ،موضوعی مذهبی می شود.اما این قدرت را نیز نوعی هستی شناسی اعتبار می بخشد:اگر درخت(نخل) گرانبار از قدرتهای قدسی برخورداراست به این خاطر است که عمودی است و می بالد و برگهایش می ریزند ودوباره می رویند و درنتیجه به دفعات بی­شمار این اعتبار بخشی­ها در مشاهده عرفانی درخت،به عنوان صورت و وجهی از زیست و حیات است.درخت به واسطه قدرتش که واقعیتی مافوق بشر را متجلی می سازد(واقعیتی که به شکلی خاص بر بشر ظاهر می شود،برمی دهد و هرچندگاه تجدید حیات می کند)مقدس می گردد،درخت نخل نیز به دلیل قدرت و قانون تجدید حیات چیزی را تکرار می کند که در تجربه کهن،کیهان سراسر،همان چیز تلقی می شود بنابراین برای وجدان مذهبی کهن وش،نخل خود عالم است پس عالم را تکرار و تلخیص و همزمان به صورت نمادین تمثیل می کند.

درخت نخل و جامعه

نخل به عنوان درخت مقدس شناخته می شود زیرا در قرآن نام نخل بیش از همه اینها تکرار شده است. کلمه نخل( جمع آن نخیل) و نخله در بیست آیه قرآن آمده است(سایت آفتاب) همچنین شباهت بسیاری به انسان دارد،.درخت نخل مثل آدمها در آب خفه می شود٬و اگر آب از سر نخل بگذرد مرگ درخت نخل حتمی است.سر هر درختی را اگر قطع کنند بیشتر شاخ و برگ می­دهد به جز درخت نخل،و اگر سر این درخت را قطع کنند خشک می­شود و می­میرد،مثل انسان و اگر چوب نخل را بسوزانیم هیچ زغالی ندارد،مثل آدمی،واحد شمارش درخت نخل مانند انسان نفر است.علاوه بر این ها از تمامی قسمتهای آن از ریشه تا برگها مورد استفاده قرار می گیرد از جمله:مهم ترین محصول این درخت میوه لذیذ و مقوی آن است که هم به صورت تازه مصرف می شود و هم از آن ها شیره تهیه می کنند . از برگ های بزرگ و زیبای این درخت استفاده های متعددی می کنند .یکی از کاربرد های این برگ ها در ساختن کپر یا سایه بان است.باغبانان هنگام برداشت محصول به محلی برای استراحت در نخلستان احتیاج دارند به همین خاطر از برگ های خشک نخل خرما سایه بان هایی می سازند که به این سایه بان ها آلاچیق یا کپر می گویند .کاربرد دیگر برگ ها در ساختن حصار است .باغداران برای این که نهال های جوان خرما را از سرما و حرارت بالا و حمله حیوانات درامان نگه دارند اطراف آن ها را با برگ های درخت خرما می پوشانند و حصاری در پیرامون نهال ها ایجاد می کنند.برگ ها ی خشک شده استفاده از آن ها به عنوان سوخت رایگان و مناسبی در منازل برای پختن نان می باشد .یکی دیگر از موارد استفاده از برگ های خرما بافتن طناب است،همچنین به خاصیت دارویی خرما می توان اشاره کرد درخت خرما خواص بی­شماری دارد و می توان گفت که از تمام قسمتهای این درخت می توان استفاده کرد حتی یک ضرب المثل عربی می گوید که خواص درخت خرما باندازه روزهای سال است!

از همه مهمتر نقش پراهمیتی در معیشت و اقتصاد دارد تولید خرما و رطب علاوه بر تامین معاش خانواده به صنعتی تجاری تبدیل شده است و فردی که دارای چندین نفر نخل می باشد به لحاظ اقتصادی دارای سرمایه قابل توجهی است .پس طبیعی است اگر درختی که تغذیه مردم ،خوراک حیوانات،امکان ساخت خانه و کاشانه صنعت بافه های دستی و درواقع قطب اصلی زندگی مردم است مقدس گردد.تمامی موارد ذکر شده کارکردهای اجتماعی است که نخل در زندگی مردم ایفا می کند، بنابراین می توان گفت قداست درخت نخل در بین مردم بیش از آنکه وابسته به مذهب و ساختار اسطوره ای آن باشد وام دار کارکردهای اجتماعی خود درخت نخل است.

 

 

منابع:

الیاده، میرچیا،(1389) رساله در تاریخ ادیان، ترجمه ی جلال ستاری،تهران،انتشارات سروش

الیاده،میرچا(1391)اسطوره و واقعیت،ترجمه مانی صالحی علامه،تهران:انتشارات کتاب پارسه

رستگار فسایی،منصور(1383)پیکرگردانی در اساطیر،تهران:پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

باستید ،روژه(1391)دانش اساطیر،ترجمه جلال ستاری،تهران:انتشارات توس

منابع اینترنتی

http://www.aftabir.com/articles/view/health_therapy/nutrition_health/c13c1192786884p1.php/%D9%86%D8%AE%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86

 

 

 

تاریخ انتشار

سه شنبه, آبان 26, 1394 - 12:50

شاخه اصلی

خلیج فارس (جزایر کیش و قشم ...)

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - خلیج فارس