باستان شناسی

تهیه و تنظیم: مهسا اکبری
باستان شناسی علمی است که به مطالعه گذشته انسان و جوامع انسانی بر اساس بقایای مادی به جای مانده از او می پردازد. این حوزه علمی در سال 1314هجری شمسی، وارد حوزه دانشگاهی شد و به طور رسمی آموزش نیروهای متخصص آغاز گردید. امروزه این علم در ایران گسترش فراوانی یافته است و آثار و کتب بسیاری هر ساله در این حوزه انتشار می یابد.

فهرست مطالب

  • تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

  • نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

باستان شناسی/ پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

 

  • همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

همایش ملی باستان شناسی ایران: بیرجند/ همایش ملی باستان شناسی ایران

تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان شناسی مطالعه فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است.

باستان شناسی یکی از شبعات انسان شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویداد ها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ.م ) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید.

محدوده مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود یک میلیون تا هشتصد هزار سال پیش اتفاق افتاد...! انسان هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدوده مطالعات شاخه دیرین شناسی رشته انسان شناسی است. بنابراین می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می کند.

باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی، پژوهش، تحقیق و مطالعه می‌کنند. چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است.

باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می‌شود.

دورهای زمانی در باستان شناسی ایران

پیش از تاریخ که خود شامل دوره های زیر است:

o             پارینه سنگی :

             پارینه سنگی قدیم

             پارینه سنگی میانی

             پارینه سنگی جدید

 

o             فرا پارینه سنگی

o             نوسنگی :

             نوسنگی بدون سفال

             نوسنگی با سفال

o             مس سنگی :

             مس سنگی قدیم

             مس سنگی میانی

             مس سنگی جدید

o             عصر مفرغ :

             عصر مفرغ قدیم

             عصر مفرغ میانی

             عصر مفرغ جدید

o             عصر آهن :

             عصر آهن ۱

             عصر آهن ۲

             عصر آهن ۳

 

دوره تاریخی :

o             عیلام

o             اورارتو

o             ماد

o             هخامنشی

o             اشکانی

o             ساسانی

 

دوره اسلامی :

 

o             صدراسلام           

o             دوران صفویه تا اواخر قاجار

 

منابع

•ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ.تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور ۱۳۸۱

لینک مطلب: باستان شناسی http://fa.wikipedia.org/wiki/

تاریخ دسترسی: 13/08/1391

 

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

باستان شناسی ، دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

 

به نقل تاریخ ، نخستین کسی که به فعّالیّتهای باستان شناسی پرداخت ، نَبونیدوس (آخرین پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که برای یافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهة خورشید، آن را کاوید و دیوارهای معبدی را کشف کرد که نَرَمسین (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود (سیدسجادی ، ص 3، 11)

 

ابودلف خزرجی از کسانی است که از عملیات حفّاری ، به منظور دستیابی به اشیای عتیقه ، در قرن چهارم هجری خبر می دهد. او ضمن اشاره به آثار و ابنیة شگفت آور زمان قوم عاد، که در قریة هندیجان در نزدیکی ارّجان * قرار دارد، می نویسد: «در این قریه برای به دست آوردن گنجینه ها و آثار تاریخی ، مانند مصر، کاوش می کنند» (ص 91)

 

نخستین کاوشهای باستان شناسی به مفهوم امروزی آن ، در قرن هفدهم در بازار شهر رُم صورت گرفت . این فعّالیّت ، البته به طور نامنظم ، در کشور چین قدمت بیشتری دارد؛ در زمان نفوذ سلسلة سونگ ، کاوشهایی بر روی خرابه های پایتخت قدیمی سلسلة شانگ (1523ـ1027 ق م ) در نزدیکی آنیانگ ، صورت گرفت و نخستین مجموعة اشیای مفرغی و منقوش به دست آمد ( > فرهنگ انسان شناسی و مردم شناسی < ، ص 77).

 

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود (تِیلُر، ص 41).

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود: 1) جهت عمودی ، برای تعیین قدمت لایه ها و مقایسة آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخصهای فرهنگی هر دوره در یک منطقة معین ؛ 2) جهت افقی ، که در آن ، بیشتر نظر بر تحلیل نسبت رابطه بین اشیای درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ 1372 ش ، ج 2، ص 41).

 

در باستان شناسی ، لایه های مختلفِ زمین مطالعه می شود تا وضع و تطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود. همچنین دگرگونیهای جسمانی انسان در زمانهای مختلف ، به یاری متخصصان علم دیرین شناسی ، بررسی می شود. در قسمت اخیر با مطالعة بقایای انسانی و حیوانی ، تغییرات جسمی جانداران تا به امروز معلوم می شود (کوپن ، ص 173). بررسی تحولات فرهنگی تاریخ بشری با مطالعة دو دسته آثار بازمانده از گذشته صورت می گیرد: 1) آثار مادی یا محیطی که انسان برای استفاده های خاصی آنها را تغییر می دهد (بُک ، ص 448)؛ 2) آثار غیرمادی ، که در آن تنها عنایت به شناخت نسبتهای بین آثار باستانی است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ1372 ش ، ج 2، ص 39).

 

دانش جوان باستان ـ مردم شناسی ، با استفاده از اطلاعات علم مردم شناسی ، پاسخهای روشنی به مسایل پیچیدة باستان شناسی می دهد؛ چه باستان شناسان در بسیاری از موارد قادر به شرح و تفسیر اشیای به دست آمده از درون خاک نیستند، ولی با بهره گیری از این دانش ، رفتارهایی که با قالب شکل ظاهری آن اشیا نسبت دارد قابل بازیابی و شناسایی است . گونه شناسیِ اشیای باستانی و گروهبندی آنها از نظر شکل ، جنس ، ساختار و عملکرد، به شناخت مجموعه های مشخصی می انجامد که از لحاظ زمانی به یکدیگر وابسته اند. و این ، معرّف خوبی برای شناخت زمانی ـ مکانی فرهنگهای بشری است . مردم شناسی ، بویژه بخش پیش از تاریخ آن ، نیز به نحوة کار اشیای بازمانده و مطالعة نسبت و رابطه بین آنها نظر دارد.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 369) و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تقسیمات دوران باستان . تا زمان لابک ، 1282/1865، تاریخ زندگی بشر به سه دوران باستان ، میانی و جدید تقسیم شده بود، اما او قسم چهارمی را بر آن افزود و آن را دوران ما قبل تاریخ نامید (دانیل ، ص 8). در 1277/1860، مورلو در کتاب > بررسیهایی دربارة زمین شناسی ـ باستان شناسی در دانمارک و سویس < ، مفهوم بدیع «تاریخ پیش از تاریخ » را به مطالعات باستان شناسی افزود. او معتقد بود که این علم با شروع دوران تاریخی پایان نمی یابد؛ چه هر قدر در تحقیقات تاریخی به عقب می رویم ، مدارک به دست آمده ناقصتر و فواصل بین رخدادها بیشتر می شود و این فاصله تنها با کمک علم باستان شناسی و مطالعة آثار باستانی ، کاهش می یابد (ملک شهمیرزادی ، 1366 ش ، 69). امروزه باستان شناسان ، زندگی بشر را از آغاز به دو دوران تقسیم کرده اند: 1) پیش از تاریخ ؛ 2) تاریخی .

 

1) دوران پیش از تاریخ ، بیش از نود و نُه درصد از تاریخ زندگانی انسان را شامل می شود و به همین دلیل ، خود به چهار عصر تقسیم شده است : الف . پارینه سنگی ، از آغاز پیدایش بشر بر روی زمین (ح 000 ، 500 ، 3 سال قبل ) تا شانزده هزار سال قبل (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ب . میانسنگی ، از فاصلة زمانی شانزده تا دوازده هزار سال قبل ، در خاورمیانه و خاورنزدیک ، که از ویژگیهای مهم این عصر، پیشرفت در ساختن ابزارهای سنگی بود (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ج . نوسنگی ، که در ابتدا کاربرد «سنگ صیقلی »، ایجاد سفالینه ها و تنوع در ساختن ابزار سنگی ، از مشخصه های بارز این دوره محسوب می شد. ولی بعدها رویدادهای اقتصادی ـ اجتماعی بنیادی ، این عوامل را تحت الشعاع قرار داد. در این عصر، کشاورزی (کاشتن گندم و جو) و دامپروری (اهلی کردن حیواناتی چون بز و گوسفند در خاورمیانه ) به وجود آمد وانسانِ مصرف کننده برای اولین بار به تولید مواد غذایی پرداخت . اهمیّت این رویداد بدان حدّ بود که چایلد آن را انقلاب نوسنگی یا اولین دگرگونی بنیادی در تاریخ بشری نامید (ص 90)؛ د. مس ـ سنگی ، که در آن علاوه بر مصنوعات سنگیِ رایج ، نخستین بار از افزار مسی استفاده شد. این عصر از لحاظ زمانی بین دو عصر نوسنگی و مفرغ (برنز) قرار دارد ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 216. نیز رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان ).

 

اگر چه قدیمیترین نشانه های استفاده از مس به ابتدای عصر نوسنگی برمی گردد، در غار شانیدَر در کوههای زاگرس ، آویز کوچکِ مسی از هزارة دهم ق م به دست آمده است که برای ساختن آن از روش چکش کاری روی مسِ سرد، استفاده شده است ، در حالی که سابقة کاربرد این روش در بین النهرین و آسیای صغیر، به هزارة هشتم ق م می رسد. چکش کاری روی مس گرم سابقة کمتری دارد. بنا به شواهد موجود، در خاورمیانه و خاورنزدیک در هزارة ششم ق م ، برای این گونه چکش کاری ، دمای فلز را به هزار درجة صد بخشی (سانتیگراد) می رسانده اند. در تلّ ابلیس ایران نیز آثاری به دست آمده که نشانة استفاده از این روش در اواخر هزارة پنجم ق م است (همان ، ص 688).

 

همچنین مهمترین فعّالیّت تولیدی در تپة باستانی قبرستان در دشت قزوین (لایة 9 II از نیمة دوم هزارة پنجم ق م ) صنعت ذوب مس بود و باتوجه به قراین ، مس تنها در کارگاههای فلزگری این محوطه ذوب و اشیای ساخته شده از آن در منطقه توزیع می شد. در کاوش این تپّه ، دو کارگاهِ مس ، تأسیسات کارگاهی دیگر و ابزار فلزکاری کشف شد که یک بوتة ذوب فلز بر بالای کوره و تکّه ای از یک قالب در کنار آن قرار داشت . از داخل و خارج کارگاه نیز حدود ده قالب ریخته گری ، از جمله قالبهای ساختن کلنگِ دوسر، تیشه ـ تبر و قالب شمش ، به دست آمد (مجیدزاده ، ص 6). در مرکز آسیای صغیر در هزارة دوم ق م ، اقوام حِتّی از قدیمیترین و بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان آهن بودند و با قراین موجود، احتمالاً ساکنان تپة حسنلوی آذربایجان غربی (آغاز هزارة اول ق .م ) با صنعت فولادسازی آشنایی کافی داشتند ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 688).

 

2) دوران تاریخی ، با شکل گرفتن نگارش و بخصوص پیدایش خط در هزارة سوم ق م آغاز شد. نخستین شهرها در این دوره به وجود آمد و به همین دلیل به عصر آغاز شهرنشینی موسوم است ، و با انتساب به همبستة مفرغ که در آن دوره به کار می رفت ، عصر مفرغ نیز نامیده می شود (همانجا). اگر آثار به جا مانده از دوران تاریخی ، آثار تاریخی نامیده می شود، آثار باقیماندة پیش از آن را می توان آثار باستانی نامید. نامشخص بودن محدودة زمانی «باستان » در ترکیب باستان شناسی نیز نشان می دهد که این علم اغلب به مطالعة بقایای ادوار پیش از تاریخ می پردازد (همان ، ص 868).

 

امروزه ، برای تعیین قدمت آثار باستانی ، از روشهای پیشرفتة شیمی ـ فیزیکی و گیاه شناسی استفاده می شود؛ از جمله می توان کاربرد کربن 14 را برای تاریخگذاری اشیای باقیمانده بین پنج تا هفتاد هزار سال قبل ، و پتاسیم ـ آرگون را برای تاریخگذاری آثار بیش از صد هزار سال پیش ، نام برد.

 

منابع : مسعربن مهلهل ابودلف خزرجی ، سفرنامه ابودلف در ایران ، چاپ ولادیمیر مینورسکی ، ترجمة ابوالفضل طباطبایی ، تهران 1354 ش ؛ ورگوردن چایلد، انسان خود را می سازد ، ترجمة احمد کریمی حکاک و م . هل اتائی ، تهران 1357 ش ؛ گلین دانیل ، تمدنهای اولیّه و باستان شناسی خاستگاه آنها ، ترجمة هایده معیّری ، تهران 1363 ش ؛

 

 

 

 

 

منصور سیدسجادی ، «باستان شناسی و علوم دیگر» مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 1 (پائیز و زمستان 1365 ش )؛ یوسف مجیدزاده ، «تپه قبرستان : یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 4، ش 1(شهریور 1369 ش )؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «اشاره ای مختصر بر تشکیلات باستان شناسی در ایران »، مجله اثر ، ش 12ـ14(اسفند 1365 ش )، مواضع مختلف ؛ همو، «باستان شناسی چیست و باستان شناس کیست ؟»، در مرز برگهر: نامگانی استاد علی سامی ، چاپ محمود طاوسی ، شیراز 1369ـ 1372 ش ؛ همو، «مروری بر تاریخچة مطالعات باستان شناسی در ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 2 (بهار و تابستان 1366 ش )؛

 

P.K.Bock, Modern cultural anthropology: an introduction , NewYork 1974; Y.Coppens, Prإ-Ambules , Paris 1988; Dictionnaire de la Prإhistoire , ed. A. Leroi-Gourhan, Paris 1988, s.v."chalcolithique" (by C. Masset), s.v. "Ethnoarchإologie" (by C. Perles), s.v. "Fer(¢ge du)" et "Metallurgie" (by G.Gaucher), s.v. "Protohistoire" (by J. Leclerc and J.Tarrete); Dictionnaire de l'Ethnologie et de l'Anthropologie , Paris 1991, s.v. "Archإologie" (by F.Audoz); W. W. Taylor, AStudy of Archaeology , Southern Illinois 1971.

 

/ جلال الدین رفیع فر /

 

باستان شناسی در جهان اسلام . سرزمینهای اسلامی از اندونزی تا اندلس (اسپانیای اسلامی ) و از سومالی تا آلبانی ، حدود شصت درصد از اماکن و آثار باستانی و تاریخی دنیا را به خود اختصاص داده است . در گذشته ، تحقیقات باستان شناسی دورة اسلامی به مطالعات نظری و مباحث تاریخ هنر و سکه شناسی منحصر بود؛ در نیمة دوم قرن هجدهم میلادی ، در شهرهای رم ، پادوا، گوتینگن و استکهلم مجموعه های مختلفی حاوی سکه شناسی دورة اسلامی منتشر شد و در اوایل قرن نوزدهم ، فْرِن نخستین کار ارزنده را در همین موضوع عرضه کرد. توجه به هنر و معماری اسلامی ، بویژه تحقیق در آثار اسپانیای دورة اسلامی ، نیز در این سالها افزایش یافت و مورفی در 1229/1813، کتابی دربارة معماری اسلامی انتشار داد ( د. بریتانیکا ، ج 2، ص 264).

 

نخستین بررسیها در معماری اسلامی و هنرهای سنتی شمال افریقا و مصر کار پژوهشگرانی است که به همراه ناپلئون به آن کشور رفته بودند. در زمینة معماری اسلامی ، کُست در 1255/1839 و بورگواَن در 1290ـ1309 ق / 1873ـ1892 م تحقیقات ارزشمندی ارائه کردند. بُسکو ی اسپانیایی در 1328/1910، «مدینة الزهرا»، از مراکز خلافت امویان اندلس در حوالی قُرطُبه را کاوید. کاوش در این منطقه تا 1950

 

ادامه یافت . سپس با کاوشهای زاره و هرتسفلد در 1329 ق /1911 م تا 1331ق /1913 م ، در شهر قدیم سامرا * ، بخشهای مهمی از شهرهای دورة حکومت عباسیان (بعد از خلافت هارون الرشید) خاکبرداری شد و دربارة هنر معماری ، شهرسازی و سفالگری آن زمان اطلاعات بسیاری به دست آمد و با قطعی بودن زمان ساخت سفالینه های مکشوف در آنجا، معیار دقیق و ارزشمندی برای تاریخگذاری اشیای کشف شده از مناطق اسلامی دیگر نیز به دست آمد (همانجا).

 

کاوش شهرهای قدیم شوش ، سیراف ، ری و نیشابور همچنین نتیجة پژوهشهای محققانی چون پوپ ، گدار ، سیرو ، مهدی بهرامی و محمدتقی مصطفوی در شناخت هنر معماری دوره های مختلف و بویژه دورة اسلامی ، تأثیربسیار گذاشت .

 

از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در سرزمینهای شرق اسلامی ، کاوش تولستوف روسی در 1948 ـ 1952 م درشهر تِرمِذ * و خاکبرداری محققان فرانسوی در منطقة لشکر بازار * ، پایتخت زمستانی سلاطین غزنوی ، بود. همچنین باستان شناسان فرانسوی درنزدیکی تَدمُر (پالمیرا) در سوریه ، در محلی به نام قصرالحیرالغربی ، آثار هنری با ارزشی از جمله گچبریها و نقشهای دیواری کشف کردند؛ و با کاوش در شهرها و مناطق مهم دیگر دورة اسلامی ، مانند فُسطاط (در ساحل شرقی رود نیل که بقایای آن در قاهرة کنونی در محلة مصرالعتیقه قرار دارد)، دهلی کهنه (شاه جهان آباد)، مسجد حَرّان (همان ، ج 2، ص 264 ـ 265)، مسجد جامع اصفهان و شهر گرگان (هورکانیای باستانی ) در گنبدقابوس ، بسیاری از ابهامهای تاریخ دورة اسلامی

 

بر طرف شد. در این زمینه پژوهشهای برشم و ویت فرانسوی و در بارة ویژگیهای سفالگری دورة اسلامی ،

 

مطالعات لین انگلیسی ، فهروری مجاری و اشنیدر سویسی قابل ذکر است . تحقیقات اتینگهاوزن امریکایی

 

و بیوارد انگلیسی راجع به فرهنگ و تمدن اسلامی و پژوهشهای بازیل گری دربارة نگارگری و نقاشیهای آن دوره نیز حائز اهمیت است .

 

1) باستان شناسی در ایران .

 

از قرن نهم میلادی / پانزدهم هجری به بعد، با انتشار سفرنامه های سیاحان و جهانگردان خارجی ، ایران سرزمینی کهن با پیشینة فرهنگی دیرین معرفی شد.

 

باربارو ی ایتالیایی یکی از نخستین کسانی بود که در 877 ق /1472م ازتخت جمشید، جایی که چهل منار نامیده می شد، بازدید کرد (گابریل ، ص 78). سپس دلاواله در 1032ق /1622م ، نوشته های کتیبه های آنجا را رونویسی کرد و با خود به اروپا برد.

 

کمفر آلمانی نخستین کسی بود که در 1097/1685، خطوط آنها را میخی نامید و از قرن نوزدهم میلادی

 

خط میخی فارسی باستان توجه متخصصان خط و زبانهای کهن را به خود جلب کرد. با تلاش گروتفند آلمانی

 

در 1253 ق /1837 م ، و راولینسن انگلیسی ، گشایندة رمز خطوط کتیبة بیستون در 1266ـ1268 ق / 1849ـ1851 م ، خط فارسی باستان خوانده شد و از آن پس رمز انواع خطوط میخی رایج در جهان باستان گشوده شد (سامی ، ((ر.ک.ب)) تمدن هخامنشی ، ج 1، ص 255ـ256). نخستین تحقیقات باستان شناسی را در ایران ، لوفتوس انگلیسی در 1266ـ1269 ق /1849ـ1852 م در ویرانه های شوش انجام داد (دیولافوا ، 1355 ش ، ص 77). او حاصل پژوهشهای خود را در کتاب > سفرها و تحقیقات در کلده و شوش در 1849ـ1852م < در 1273/1857 در لندن منتشر کرد که توجه فرانسویان را به این شهر باستانی جلب کرد، به طوری که در 1301 ق /1883 م میان دربار قاجار و دولت فرانسه قراردادی منعقد شد و دیولافوا، که در 1299 ق / 1881 م نیز به ایران آمده بود، برای کاوشهای باستان شناسی به شوش اعزام شد. او در 1302 ق /1884 م ، کار خود را

 

در یکی از تپه های شوش به نام آپادانا، آغاز کرد و بخش عمده ای از آثار به دست آمده ، حتی بعضی از آثار غیرمنقول ، را به موزة لوور انتقال داد (موسوی ، ص 7؛ دیولافوا، 1355 ش ، ص هشت ، ص 83). با این کار موجبات ناخشنودی ناصرالدین شاه و مقامات دولت ایران فراهم آمد و از آن تاریخ تا 1304 ق /1886 م عملیات حفاری متوقف شد. در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرانسه در 1307 ق / 1889 م ، مقامات این کشور از او دلجویی کردند و در 1312 ق /1895 م ، قرارداد دیگری طرح ریزی شد که آن هم با قتل شاه در ذیقعدة 1313 متوقف ماند. مدتی نگذشت که دُمورگان فرانسوی برای اجرای آن قرارداد به ایران آمد، اما در نخستین سفرش به شوش از او استقبالی نشد و حتی عبدالمجید میرزاعین الدّوله ، حاکم وقت خوزستان ، از همکاری با او خودداری کرد؛ ولی چندی بعد مظفرالدین شاه در سفر خود به فرانسه در 1315 ق /1897 م ، به مقامات

 

آن کشور قول همکاری داد. این موضوع به عقد قرارداد غیرمنصفانة 1318 ق /1900 م فرانسه و ایران (مشهور به قرارداد دمورگان ) انجامید و بر اساس آن ، امتیاز انحصاری هر نوع تحقیق و کاوش باستان شناسی در ایران به فرانسویان داده شد (موسوی ، ص 7).

 

دمورگان از پاییز 1315 ق /1897 م تا تابستان 1329 ق /1911 م ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی را در ایران و بخصوص در ارگ شوش بر عهده داشت . کاوشهای او در 1319ـ1320 ق /1901ـ1902 م به کشف آثار ارزنده ای از دوره های عیلامی شوش انجامید و سند حقوقی مهم دنیای باستان یعنی اِستلِ حاوی قانون نامة حموربی (پادشاه بابل ، حک : 1704ـ1662 ق م ) و استلِ فتح نامة نَرَمسین به دست آمد. قانون نامة حموربی بر سنگ سیاه دیوریتی به ارتفاع 245 سانتیمتر نوشته شده بود و اکنون در موزة لوور نگهداری می شود. در پیشانی یک طرف این تخته سنگ ، تصویر نیم برجسته ای است که شَمَش را در حال اهدای قانون نامه به حموربی نشان می دهد (سارتون ، ج 1، ص 89ـ90). پس از دمورگان ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی در شوش به ترتیب با شل ، نخستین مترجم و ناشر قانون نامة حموربی ، دومکنم ، گیرشمن ، استِوْ و پرو بود (موسوی ، ص 8).عبدالغفار نجم الدوله (1255ـ1326) در کتاب سفرنامة خوزستان به کند و کاوهای بی حساب فرنگیان در شوش اشاره می کند و از اولیای دولت می خواهد که از این گونه

 

فعّالیّتها ممانعت کنند. او می نویسد: «آیا رعایای دولتِ ایران هر چند معتبر و مقتدر باشند، ممکن است در خاک فرنگ تیشه بر زمین بزنند، در جایی که از آن بی مصرف تر نباشد؟» (ص 126).

 

در بیست و پنجم مهر 1306 ش ، قرارداد 1318/1900 به طور مشروط لغو شد اما دولت ایران موافقت کرد که فرانسویان در تهران موزه و کتابخانه ای تأسیس کنند، البته به این شرط که ریاست سه دورة متوالی آن را به مدت پانزده سال ، یکی از اتباع کشور فرانسه بر عهده بگیرد (مصطفوی 1329 تا 1334 ش ، ص 400ـ401). به همین منظور، گدار در 1308 ش /1929 برای تأسیس موزه و کتابخانه (موزة ایران باستان و کتابخانة ملی ) به ایران آمد و طرح مقدماتی آن را ریخت . در 1313 ش ، به دستور وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ، ساختمان آن آغاز و بعد از سه سال ، در 1316 ش ، رسماً افتتاح شد. این موزه جایگزین موزة قبلی شد، که موزة ملی نامیده می شد و در 1335 ش ، به همت مرتضی قلی خان ممتازالملک و بعضی فرهنگ دوستان آن زمان ، احداث شده بود. پس از افتتاح موزة جدید (که تا چندی قبل موزة ایران باستان نامیده

 

می شد)، اشیای موجود در محل قدیمی به این ساختمان انتقال یافت (همان ،ص 389). در 1337/1918 که ابراهیم حکیمی (حکیم الملک ) وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه بود، «ادارة عتیقات » تأسیس شد. این تشکیلات تنها برخریدوفروش و صدور عتیقه های کشور، نظارت داشت و امر حفاری و فعّالیّتهای صحرایی باستان شناسی جزو وظایف آن نبود. ریاست این اداره را ابتدا، ایرج میرزا (جلال الممالک ) برعهده داشت و از زمانی که گدار رسماً کار خود را در ایران آغاز کرد، ریاست آن اداره به وی واگذار شد (ملک شهمیرزادی ، ص 408). همچنین در آبان 1309 قانون عتیقات و در آبان 1311 آیین نامة اجرایی آن به تصویب مجلس شورای ملی رسید (همان ، ص 409). با افتتاح موزة ایران باستان در 1316 ش ، ادارة کل عتیقات (بعدها: ادارة کل باستان شناسی ) با اختیارات بیشتر در ساختمان موزة جدید مستقر شد (موسوی ، ص 8ـ9). تا سال 1306 ش /1927، فرانسویان علاوه بر کاوشهای مستمر در شوش به کند و کاو در مناطق دیگر ایران نیز می پرداختند؛ از آن جمله حفاریهای گوتیه در 1320/1902، لامپره در 1321/1903، در تپه های باستانی موسیان ، و تحقیقات پزار در 1332/1913 در سبزآباد بندر بوشهر (که به کشف آجر نوشته های عیلامی انجامید و نشان داد که بندربوشهر کنونی در کنار «لیان »، شهر باستانی عیلام در یک کیلومتری شمال سبزآباد، بنا شده است ) و بالاخره کاوش هرتسفلد در 1307 ش /1928 در پاسارگاد، قابل ذکرند (هرتسفلد، 1908، ج 3، ص 1ـ68).

 

پس از لغو قرارداد 1318/1900 در 1306 ش ، که دورة دوم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز شده بود، توجه باستان شناسان خارجی به ایران معطوف شد و از 1306 ش تا 1319 ش کاوشهای وسیعی در کشور صورت گرفت . فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در این سالها در جدولهای شمارة 1 و 2 و 3 نشان داده شده است .

 

از این جدولها چنین برمی آید که در آن سالها باستان شناسان بیشتر به مناطقِ ماقبل دورة اسلامی توجه می کردند و جز کاوشهای شهرهای قدیم ری و نیشابور، تا آغاز جنگ جهانی دوم کاوش مهم دیگری در حوزة فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انجام نشد. همچنین با وجود فعّالیّتهای مستمر باستان شناسان خارجی ، باستان شناسی در ایران ، همچنان ناشناخته بود و متخصصان ایرانی نیز اندک بودند. لذا در این دوره فعّالیّتهای اساسی به دست ایرانیان صورت نگرفت . گفتنی است که اولین گروه دانش آموختگان رشتة باستان شناسی در 1320 ش

 

از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند (ملک شهمیرزادی ، ص 374). از تحقیقات مستقل متخصصان ایرانی تا 1320 ش ، به کاوش علی حاکمی در 1313 ش در تپة باستانی حسنلو در نقدة آذربایجان غربی ، و ادامة کاوش تخت جمشید از 1318 ش به وسیلة عیسی بهنام و علی سامی ، می توان اشاره کرد (معصومی ، ص 27، 46). از 1320 ش تا 1343 ش ، زمان تشکیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشکیلات باستان شناسی به آنجا، سومین دورة فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز می شود. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در این دوره به صورت جدولهای 4 و 5 و 6 نشان داده شده است .

 

بعضی از فعّالیّتهای باستان شناسی دورة سوم که در این جدولها ذکر شده است ، در دورة چهارم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران از 1343 ش تا 1357 ش ، با عنوان پژوهشهای ادامه دار، استمرار یافت و برخی نیز متوقف شد. با تأسیس وزارت فرهنگ وهنر در خرداد 1343 و الحاق ادارة کل باستان شناسی به آن ، فعّالیّتهای دورة چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام ادارة فرهنگ عامه و ادارة کل باستان شناسی ، «ادارة کل باستان شناسی و فرهنگ عامه » شکل گرفت (ملک شهمیرزادی ، ص 413)، ولی در آذر 1351 به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در

 

دورة چهارم به صورت جدولهای 7 و 8 و 9 و 10 نشان داده شده است .

 

باستان شناسی در ایران پس از 1357 ش ، دورة پنجم فعّالیّتهای باستان شناسی . بعد از انقلاب اسلامی ، فعّالیّتهای باستان شناسی نیز تغییراتی یافت . مرکز باستان شناسی ایران ، که پیش از آن از مراکز تحقیقاتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر بود، به وزارت فرهنگ و آموزش عالی پیوست و باوجود نارساییهای موجود، از توقف فعّالیّتهای باستان شناسی جلوگیری کرد. در این سالها باستان شناسان و متخصصان ایرانی به فعّالیّتهای پراکندة صحرایی دست زدند. نقایص تشکیلاتی و تعدد مراکز تصمیم گیری دربارة میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمانهایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعّالیّت می کردند، به تصویب هیئت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید. این سازمان از 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. مرکز باستان شناسی ایران نیز با عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی » به فعّالیّت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شد.

 

برخی از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در ایران در دورة پنجم در جدول 11 نشان داده شده است .

 

2) باستان شناسی در کشورهای مهم اسلامی .

 

الف ) مصر . مصر و حوزة رود نیل سرزمین کهن اسلامی است که از دیدگاه باستان شناسی اهمیت فراوانی دارد. از قرن دهم / شانزدهم ، که هِلْفریش به مصر رفت و نتایج سفر خود را در 987/1579 منتشر کرد، توجه اروپاییان به آنجا جلب شد.

 

مصرشناسی از زمان ورود ناپلئون به این سرزمین پایه ریزی شد و محققانی که او را تا این کشور همراهی کرده بودند، بانیان تحقیقات گسترده ای در آنجا شدند. ناشناخته بودن زبان و خطوط مصریان باستان مانع بزرگی بر سر راه مطالعات و شناخت ادوار قدیم و تمدنهای باستانی در کرانه های رود نیل بود؛ تا آنکه بوشار، یکی از افسران ارتش ناپلئون ، تصادفاً در حومة شهر الرشید به وجود سنگ سیاه بازالتی پی برد. این کتیبة تاریخی معروف به روزتا (حجرالرشید)، که حاوی کتیبه ای با خطوط هیروگلیفی (تصویری )، دموتی (عمومی : نوعی خط خلاصه نگاری که بعد از خط مذهبیِ هیراتی وضع شد) و یونانی ، و یادگار دورة فرمانروایی بطلمیوسیان (196 ق م ) است ، بعدها به دست انگلیسیان افتاد و به موزة بریتانیا منتقل شد. ابتدا یانگ ، فیزیکدان شهیر انگلیسی (1773ـ1829 م )، رمز خطوط این کتیبه را گشود و بر اثر کوششهای شامپولیون فرانسوی بود که قرائت شد (فریدریش ، ص 24ـ26).

 

کاوشهای علمی باستان شناسی در مصر، در آغاز نیمة دوّم قرن نوزدهم به کوشش ماریت فرانسوی ، بنیانگذار موزة قاهره ، آغاز شد. او از منطقة باستانی ممفیس ، در نزدیکی قاهره ، آثار بسیاری کشف و به موزه های لوور و قاهره منتقل کرد. در 1297/1880، پِتْری ، باستان شناس و مصرشناس انگلیسی ، کاوشهای مهم و گسترده ای را در مناطق باستانی مصر علیا مانند فیوم ، نَقَدَه و قفط آغاز کرد که تا 1314 ش /1935 م ادامه داشت . لاوئر و فیرت ، هِرَم ایمحوتپ منجم و معمار و پزشک مشهور مصر (ح 3150 ق م ) و وزیر شاه زوسر و طراح هرم پلکانی سقاره ، را که نمونة شگفت انگیز معماری سلسله های قدیم است ، از درون خاک بیرون آوردند و ماسْپِرو و زکی سعد آثار باشکوه دوران حکومت پادشاهان سلسلة اول را، که با تکامل خط هیروگلیف همزمان بود، در سقاره در مصر سفلی ، کاویدند. بروگش در 1299 ق /1881 م ، دخمة دیرالبَحری را در نزدیکی طیوه (تِبِس ، در 560 کیلومتری قاهره ، در نزدیکی آبادیهای کنونی کَرَنْک و الاَ ْقصُر )، کشف کرد و از آنجا حدود چهل جسد مومیایی شدة فراعنة مصر از زِتوس تا رامسس دوم (حک : 1292ـ1225 ق م )، به دست آمد. در 1301 ش /1922 م کارتر، باستان شناس انگلیسی ، در دخمة «توت عنخ آمون » (فرعون مقتدر سلسلة هجدهم ، حک : 1346ـ1334 ق م ) در مصر علیا گنجینة عظیمی یافت (کارتر، مواضع مختلف ). همچنین کوششهای باستان شناسان مصری از جمله زکریا قنیّم ، در 1324 ش /1945 م برای راهیابی به هرم نو یافته ای در سقاره و زکی نور در همان سال برای شناسایی مدخل هرم خئوپس ، از اهرام ثلاثه ، قابل ذکر است (جیمز، ص 30ـ41).

 

ب ) عراق . به عقیدة باستان شناسان ، بین النهرین یکی از مراکز مهم استقرار فرهنگها و تمدنهای باستانی ، مانند سومر، بابل و آشور است . تا چند سده قبل ، بیشترین آگاهیها دربارة این سرزمین از کتب عهدین به دست می آمد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). از قرن دهم / شانزدهم سیّاحان اروپایی به این سرزمین قدم گذاشتند. مشهورترین آنها دلاّ واله بود که بعضی از لوحه های حاوی خطوط میخی را از شهر کلدانی اور (مُقَیَّر امروزی ) به اروپا برد. تأسیس شعبة شرکت (کمپانی ) هند شرقی در بصره و بغداد، که ورود انگلیسیها به خاورمیانه را در پی داشت ، اروپاییان علاقه مند به جمع آوری اشیای عتیقه را نیز متوجه عراق کرد.

 

در 1222 ق /1807 م ریچ ، رایزن انگلستان در بغداد، نخستین کسی بود که به یک نقش برجستة آشوری اشاره و امکان حفاری را در قویون جیک ، در نزدیکی موصل ، اعلام کرد. ولی بوتا، دبیر اول فرانسه در موصل ، اولین کاوش باستان شناسی را در بین النهرین آغاز کرد. فعّالیّت وی در دو شهر قویون جیک و دورْشرّوکین (خُرساباد * کنونی )، در هجده کیلومتری شمال شرق موصل ، به کشف قصر سارگُن دوم (پادشاه آشور، حک : 722ـ 705 ق م ) منجر شد. در 1261 ق /1845 م لایارد انگلیسی خرابه های شهر نینوا، پایتخت آشور، را خاکبرداری کرد. او در 1266 ق ـ1267/ 1849ـ1850 م همچنان به جستجو و کاوش ادامه داد تا آنکه کتابخانة آشوربانی پال (شاه آشور، حک : 668ـ633 ق م ) را کشف و بسیاری از الواح گلی به دست آمده از آن را به موزة بریتانیا منتقل کرد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). کشفیات مهم این دو باستان شناس بعدها مبنای علم آشورشناسی شد (لوید، مواضع مختلف ).

 

 

 

 

 

همچنین کاوشهای دوسارزاک در 1294ـ1299 ق /1877ـ 1881 م در منطقة تِلّْوْ (محوطه باستانی لاگاش ؛ شهر قدیم سومری ) تمدن سومری را که دو هزار سال به فراموشی سپرده شده بود، دیگر بار به یاد آورد. کلدوی در 1317 ق /1899 م کاوش شهر بابل را آغاز کرد که در نتیجة آن دروازة معروف ایشتار (عشتر)، از خدایان قوم سومِر و اَکَد، کشف شد. هیلپرشت در 1318 ق /1900 م منطقة نِفِر شهر قدیم بابل و مشهور به شهرکاتبان سومری ، را کاوید و الواح گلی و کتیبه های بسیاری یافت . سپس آندره آ در 1321 ق /1903 م در شهر آشور، و هال در 1337 ق /1918 م در شهر اور حفریاتی کردند و چند سال بعد، وُولی در ادامة کار هال گنجینة معروف گورستان شاهی اور را کشف کرد. کاوش بریدوود در 1327 ش /1948 م در جارمو، 45 کیلومتری شهر کرکوک ، که فرضیة تقسیمات ادوار پیش از تاریخی خود را بر اساس آن بنا نهاد و نیز کاوش سولکی در غار شانیدَر، در درّة رواندوز کردستان عراق ، که به کشف آثار استقرار عصر پارینه سنگی جدید در آن منجر شد، اهمیتی خاص دارد (همان ، مواضع مختلف ).

 

ج ) ترکیه . نخستین بار در 1274 ق /1857 م ، نیوتن انگلیسی از طرف موزة بریتانیا در شهر باستانی هالیکارناس ، در ساحل جنوب غربی آسیای صغیر، به حفاری پرداخت . سپس شِلیمان در 1287/1870، منطقة باستانی حصارلیک را، در شمال غربی بخش آسیایی ترکیه ، حفاری کرد و معتقد بود که شهر قدیمی تروا در کنارة خرابه های آن قرار دارد. او در اثنای کار به گنجینه ای دست یافت که آن را گنج افسانه ای پریام ، آخرین فرمانروای تروا، می پنداشت . چند سال بعد، باستان شناسان آلمانی به سرپرستی هیومَن در 1295/1878، شهر باستانی پرگاموس (برغمه * ) را، در غرب ترکیه ، که در 250ـ170 ق م ساخته شده بود، خاکبرداری کردند. آنگاه انجمن شرق شناسی آلمان به سرپرستی وینکلر منطقة باستانی بُغاز کوی (هتوشش ) را در 150 کیلومتری شرق آنکارا، که روزگاری پایتخت حِتّیان در آن قرار داشت ، کاوید. حفاریهای وسیع و مهم این باستان شناسان به کشف هزاران لوح گلی به خطّ میخی حتّیایی انجامید. از کاوشهای کول تپه ، در شرق آناطولی مرکزی ، و آلی سرهیوک آثاری از هزاره های چهارم تا سوم پیش از میلاد به دست آمد و کاوش وولی و لاورنس در شهر باستانی کرکمیش ، پایتخت دولت حِتّی ؛ در مرز سوریه و ترکیة کنونی ، اطلاعات ارزنده ای را از این تمدن باستانی در اختیار محققان گذاشت (گارنی ، مواضع مختلف ). از دیگر تمدنهای کهن و موردتوجه باستان شناسان ، تمدن اورارتو در حوزة شرق ترکیه (آناطولی ) بود که مرکز حکمروایی آنان ، در سده های آغازین هزارة اول ق م ، مناطق اطراف دریاچة وان بود. هوت و بِلْک در 1305 ـ 1306 ق / 1888 ـ 1889 م خرابه های دژ توپراغ قلعه را (پایتخت «روسا»، شاه اورارتو) خاکبرداری کردند و از 1335 ق /1916 م به بعد بود که باستان شناسان روسی و آلمانی دربارة قوم و فرهنگ اورارتو به جستجو پرداختند (پیوتروفسکی ، ص 18ـ21).

 

د) اردن ـ فلسطین . سرزمینِ مقدس مسلمانان ، مسیحیان ، یهودیان و گاهوارة قدیمیترین تمدنها و فرهنگها در شرق نزدیک ، فلسطین است که از روزگار باستان ، شرق و غرب را به هم می پیوست . فلسطین ، با سابقة نه هزار ساله ، یکی از نخستین خاستگاهها و زیستگاههای بشر بر روی زمین است و پیشینه ای به قدمت «گنج درّة » هرسین در کرمانشاهان ایران و جارموی بین النهرین دارد.

 

این سرزمین در هزارة سوم ق م ، زیر نفوذ اقوام سامی و دریانوردان فنیقی بود و در هزارة دوم ق م بخشی از قلمرو فرمانروایی حِتّی به حساب می آمد. سپس پادشاهان آشور: سارگن دوم ، آشوربانی پال و بُختنصر (نبوکد نصر؛ از فرمانروایان دورة بابل نو، حک : 604ـ562 ق م ) فلسطین و بیت المقدس را تصرف کردند.

 

اشمیت ، نخستین گزارش تفصیلی را در بارة فلسطین در قرن نهم ه /پانزدهم م انتشار داد. با این حال ، دوسولسی ، اولین باستان شناسی بود که در 1280 ه /1863 م در این سرزمین به کاوشهای علمی پرداخت . او آرامگاه شاهان یهود را در نزدیکی بیت المقدس کشف و خاکبرداری کرد و اشیای به دست آمده را از آن به موزة لوور منتقل ساخت . دو سال پس از تأسیس بنیاد تحقیقات فلسطین در 1282 ه /1865 م ، وارِن ، افسر انگلیسی ، در بیت المقدس کاوشهای گسترده ای انجام داد و معبدی یافت که به عصر سلیمان تعلق داشت ، و آنگاه دژ نظامیِ عهد مَکّابیان را، طایفه ای از قوم یهود در 167 ق م ، در منطقة تلّ فول (یا جیبیه ) خاکبرداری کرد. در آن سالها کلرمون گانو، کارمند رایزنی فرانسه در فلسطین ، سنگنبشتة معروف به مِشا را (پادشاه موآب ، در شرق بحرالمیت ، ح 850 ق م ) کشف کرد که حاوی کتیبه ای از ادوار باستان بود. سپس در 1287 ه /1870 م آن را به موزة لوور انتقال داد. در اواخر قرن نوزدهم ، با ورود پتری به فلسطین ، باستان شناسی در این سرزمین به مرحلة تازه ای قدم گذاشت . او در تلّ حِصی ، در جنوب غربی فلسطین ، به کاوش پرداخت و نتایج مهمی به دست آورد. مهمترین و قدیمترین محل باستانی فلسطین ، اریحا متعلق به 7800 ق م در سالهای 1331 ش / 1952 م تا 1337 ش / 1958 م کشف و ادوار میانه سنگی و نوسنگی در آنجا شناخته شد. در دهة 1309 ش / 1930 م باستان شناسان پیرو مکتب انگلیسی باستان شناسی مصر، که پتری بنیانگذار آن بود، در فلسطین ، نوار غزّه و درّة رود اردن کاوشهای بسیاری کردند؛ آنگاه محققان باستان شناس امریکایی با کاوش در تلّ عجّول (غزّة کهن ) و تلّ جِمّه (جیرار کهن ) در جنوب غزّه و تّل فرح ، انتدون و بطرا در درة اردن ، فعّالیّتهای باستان شناسی را در فلسطین و اردن گسترش دادند. همچنین هیئت مشترکی از باستان شناسان انگلیسی و امریکایی در فلسطین در سالهای 1310 ش /1931 م تا 1314 ش /1935 م ، در سامره به سرپرستی کراوفوت و سالهای 1311 ش /1932 م تا 1317 ش /1938 م ، در لاخیش (تلّ دوُیر امروزی در اسرائیل ) به سرپرستی استارکی ، به کاوشهای گسترده ای پرداختند.

 

از 1329 ش /1950 م به بعد، متخصصان اسرائیلی مقیم فلسطین کاوشهای باستان شناسی را ادامه دادند و پس از آنکه در 1346 ش /1967 م اسرائیلیان بخش قدیمی شهر بیت المقدس را اشغال کردند، قسمتهایی از شهر قدیم ، از جمله دیوار قدیمی شهر از دورة هرودی و برج داود و دروازة یافا * ، خاکبرداری شد (آلبرایت ، ص 26 ـ 29).

 

کاوشهای هیئت فرانسوی به سرپرستی ژان پرو در حوالی تپه های باستانی مجاور دریاچة حوله ، در شمال شرقی فلسطین ، که از 1335 ش /1956 م آغاز شد به کشف آثار مهمی از ادوار ماقبل تاریخ انجامید. کاوش گلوئک انگلیسی در تپة باستانی تلّ امّ حَمَدالغربی ، در درّة رود اردن ، آثاری از دورة دوم عصر مفرغ (اوایل هزارة دوم ق م ) به دست داد و هورس فیلد و مورِی ، جِرَش (گِراسای باستانی ) از شهرهای دکاپولیس ، در کرانة شرقی رودخانة اردن ، و پترا را خاکبرداری کردند و کاوش کرکْبراید در 1337 ـ 1346 ش /1958 ـ 1967 م در نزدیکی پترا به کشف تمدن نوسنگی از هزارة هفتم ق م منجر شد، که در زیر آثار دورة نبطی قرار داشت (همانجا).

 

ه ) سوریه ـ لبنان . این دو کشور، گرچه امروزه جزو سرزمینهای اسلامی اند، اما آثاری از فرهنگ غیرشرقی نیز دارند. از شمالیترین نقطة ساحل شرقی مدیترانه یعنی مناطق باستانی تلّ عَطْشانهِ و انطاکیه (در ترکیة امروزی ) تا حوالی شهر قدیم تلّ دویر، جنوب نوار غزّه ، آثار باستانی و تاریخی بسیاری وجود دارد که بقایای آبادیها و شهرهای ویران شده است . در گذشته ، این حوزه بیشتر تحت سیطرة اقوام فنیقی ، اولین دریانوردان شناخته شده در تاریخ بود و فنیقیها دو بندر مهم خود، بوبلوس (بیبلوس ، امروزه : جِبیل ) و صور را در سواحل لبنان بنا کرده بودند. در جبیل ، از میان سنگهای ساحل ، نمونه ای از سفالها جمع آوری شده که وولی در 1302 ش /1923 شرح آن را در کتاب > سفالهای جبیل قدیم < آورده است . در 1948 دونان فرانسوی نیز گزارش مقدماتی حفّاریهای جبیل را منتشر کرد. ادامة کاوش در جبیل ، روشن ساخت که چندین طبقة باستانی از دوره های فلز جدید، مفرغ قدیم و آشور قدیم و میانه بر روی هم قرار گرفته است . کشف کتیبة سنگی حیرام (فرمانروای جبیل در قرن 13 ق م ) در 1303 ش /1924 و قرائت آن ، فهمِ متون میخی فنیقی دیگر را هم آسان کرد (گیلبرت ، ص 174ـ176).

 

کاوشهای علمی در سوریه در 1326/1908، با حفاریهای هوگارت در تلّ احمر آغاز شد. امّا مهمترین تحقیقات در تاریخ باستان شناسی سوریه ، کاوش باستان شناسان فرانسوی در 1929 م در رأس شَمْرَه ، نزدیک شهر باستانی اوگاریت ، در شمال لاذقیه * ، بود که ضمن کار تعدادی الواح گلی به خط میخی اوگاریتی به دست آمد و به کوشش باوئر رمزگشایی شد؛ این نوع کتابت متأثر از خط آرامی بود و از خانوادة خطوط سامی است ، ولی برخلاف خطهای دیگر این خانواده ، همچون اکدی ، بابلی و آشوری ، خطی الفبایی است که دارای سی حرف و فاقد شناسه است (فریدریش ، ص 86ـ87). این کشف مهم ، مشکل قرائت بسیاری از الواح به دست آمده از تلّ نیراب را نیز از میان برداشت . همچنین کاوش مالون انگلیسی در تلّ حَلَف در 1329/1911 تا 1331/1913 و 1306 ش /1927 و تلّ براک در 1317 ش /1938، و کاوش باستان شناسان فرانسوی به سرپرستی پارو در تلّ ماری (تلّ حریری ) در 1312 ش /1933، قرابت تمدن این مناطق را با تمدنهای باستانی بین النهرین مشخص کرد. در تلّ براک ، در شمال درة خابور و مجاور یکی از سرچشمه های فرات ، نیز معبدی باستانی کشف شد (ح 3000 ق م ) که با دورة متأخر تمدن اوروک (در تورات ، سفر پیدایش ، 10، 10: اِرِک ، اِرِخ ؛ شهر قدیم سومری در جنوب بابل ذکر شده ؛ وَرکای امروزی ) و العبید و جِمْدِت نَصْر، در بین النهرین ، همزمان است (لوید، ص 76). از تحقیقات مهم باستان شناسی در سوریه کاوش محوطة باستانی لیلان است که به کشف آثار تمدنهای دورة متأخر «عبید شمالی » و شهر مهمی از دورة آشور (زمان پادشاهی شَمشی اَداد اوّل ) انجامید. باستان شناسان فرانسوی در 1167/1753 شهر باستانی تدمر و در دهة 1338/1920، شهر دورا ـ ائوروپوس ، در شمال تدمر، را کاویدند و از اسناد به دست آمده که به خط پهلوی اشکانی و ساسانی بر روی پوست بود، معلوم شد که محوطة اخیرالذکر شهری آباد در دوران اشکانی بوده است (باوئر، ولز، راستوتسف ، مواضع مختلف ).

 

و) پاکستان (شبه قارة هند) . تمدنهای باستانی مستقر در کنارة رود سندِ درة هند و بلوچستانِ پاکستان ، اکثراً متعلق به عصر مفرغ و هزارة سوم ق م ، بوده و دارای ویژگیهای بومی و محلی است . در روزگار باستان ، شهرنشینی در این منطقه رونق بسیار داشت و شهرهای بزرگی چون هاراپا، موهنجودارو و چان هودارو در آن زمان بنا شد. علاوه بر آن ، در دوره های تاریخی و اسلامی نیز این منطقه محل تجمع تمدنهای یونانی ، ایرانی ، کوشانی ، بودایی و گورکانی بوده است . شنی و بُنِرجی ، باستان شناسان هندی نخستین کسانی بودند که به پژوهش در محوطه های باستانی هند و پاکستان پرداختند. سپس در اواخر قرن دوازدهم / هجدهم ، جونز، مستشرق و زبان شناس انگلیسی و بانی «انجمن تحقیقات آسیایی بنگال »، تحقیق در شبه قارة هند را دنبال کرد. سپس مارشال انگلیسی از 1331/1912 تا 1310 ش /1931 به کاوش شهر باستانی تکسیله ، در نزدیکی مرز پاکستان و افغانستان ، پرداخت . او در 1300 ش /1921 کاوشهای شهرهای موهنجودارو و هاراپا را آغاز کرد و ویلر در 1323 ش /1944 آن را ادامه داد. آنگاه در 1338 ش /1959 هیئتی فرانسوی به سرپرستی کاسال دو منطقة باستانی اَمری و ماجومدار را کاوید، و در دهة 1339 ش /1960 میلادی بود که توچی دربارة آثار بودایی و مناطق کوشانی ـ بودایی درة سند تحقیقاتی انجام داد (وارد، مواضع مختلف ).

 

ز) افغانستان . این سرزمین در دوره های مختلف تاریخی بیشتر کانون تجمع فرهنگهای ایرانی ، کوشانی و هندی بود و روزگاری هم از حوزه های فرهنگی ایران به شمار می رفت . فوشه فرانسوی از اولین کسانی بود که در زمان پادشاهی امان اللّه خان ، کار باستان شناسی را در این کشور آغاز کرد. سپس گدار به مطالعة بناهای تاریخی و اسلامی در منطقة بامیان و شمال کابل پرداخت . آنگاه با ادامة کاوش ِ هیئت باستان شناسی فرانسوی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ، شهر لشکربازار خاکبرداری شد. پس از آن کاسال بین سالهای 1330 ـ 1337 ش / 1951 ـ 1958 در منطقة موندی گاک ، در جنوب غربی کابل یکی از مراکز استقرار تمدنهای هزارة سوم تا اول ق م ، به کاوش پرداخت . شلومبرگر نیز در 1332 ـ 1336 ش /1953 ـ 1957 محوطة دورة کوشانی سرخ کُتل را کاوید (اُبویر، مواضع مختلف ).

 

3) باستان شناسی در کشورهای اسلامی تازه استقلال یافتة آسیای میانه (جمهوریهای پنجگانه ).

 

فعّالیّتهای باستان شناسی در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) که بیشتر، خود متخصصان آن کشور انجام داده اند و نتایج آن نیز اغلب به زبان روسی چاپ و منتشر شده است ، به آسانی قابل بررسی نیست . از نتیجة کاوشهای باستان شناختی در این کشور می توان دریافت که قسمتی از آثار به دست آمده با آثار ایرانی وجوه مشترک فرهنگی دارد و مجهولات تاریخ گذشتة کشورمان را روشن می سازد.

 

الف ) جمهوری ترکمنستان . در آسیای مرکزی ، نزدیکترین کشور به ایران است که هفتاد درصد آن را صحرای قراقوم اشغال کرده است (فرامکین ، ص 207). اغلب تمدنهای کهن ، محوطه ها و تپه های باستانیِ حاشیة جنوبی قراقوم ، در نزدیکی خاک ایران قرار دارد. ترکمنستان یکی از گذرگاههای مهاجران آریایی برای رسیدن به فلات ایران بوده است همچنین می توان این کشور را خاستگاه قوم پارت دانست که نخستین پایتخت شاهان اشکانی ، یعنی نسا (در اوستا: نِسایا رجوع کنید به برهان ، ج 4، ص 2136، حاشیة 4، به نقل از پورداود)، در آنجا قرار دارد؛ اوکلادنیکف ، قدیمیترین آثار این کشور را متعلق به منطقة خشک و بی حاصل کراسنوودسک ، در ساحل شرقی دریای خزر، می داند. بیشتر آثار به دست آمده از غارهای دم دم چشمه و جبل ، در جنوب این منطقه ، باقیمانده از دوره های میانسنگی و نوسنگی است و در نتیجة آزمایش رادیو کربن بر روی آثار غار جبل ، پیشینة آن به 6270 ق م می رسد (فرامکین ، ص 210). از مناطق باستانی دیگر ترکمنستان ، دو تپه در نزدیکی روستای آنائو ، در 12 کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد است که یک هیئت امریکایی به سرپرستی پمپلّی آنرا در 1322 ـ 1323/1904 ـ 1905 کاوید و قدیمیترین دورة تمدنی را در آن از هزارة نهم ق م تشخیص داد (بلنیتسکی ، ص 63). یکی دیگر از محوطه های باستانی مهم ترکمنستان که به عصر آغاز کشاورزی (تولید غذا) و نوسنگی تعلق دارد، جیتون در 30 کیلومتری شمال غرب عشق آباد و حاشیة صحرای قراقوم است . کافتین در 1331 ش /1952 م برای اولین بار این محوطه را کاوید و ماسون تحقیقات او را ادامه داد. در کاوش جیتون ، 35 واحد مسکونی از خشت خام و بلوکهای گل رس خاکبرداری شد که از قدیمیترین نمونه های معماری به دست آمده در آسیای میانه به شمار می رود. تمدن جیتون را با تمدنهای اولیة جارمو و عبید در بین النهرین قابل مقایسه دانسته اند. از نقاط باستانی مهم دیگر در ترکمنستان ، نمازگاتپه و قره تپه است که حاوی نشانه هایی از فرهنگهای عصر کشاورزی تا ادوار مس و مفرغ است . بوکینیتچ ، کاوش را در نمازگاتپه (در جنوب شرقی عشق آباد و در فاصلة سی کیلومتری خاک ایران ) از 1339/1920 آغاز کرد. او پژوهشهای خود را به چگونگی روشهای آبیاری در دوران اولیة تولید غذا معطوف داشت . سپس ماروشچنکو در 1309 ش /1930 کاوش را در نمازگاتپه دنبال کرد، اما این کافتین بود که در آغاز سال 1329 ش /1950 م ، توانست گسترش دورانهای پیش از تاریخ و تسلسل آنها را در آن منطقه بیان کند. (مجیدزاده ، ص 2ـ3) و در 1331 ش /1952، با تغییراتی در طبقه بندی آنو که این محوطه را به چهار دورة باستانشناختی تقسیم می کرد، نمازگاتپه را به شش طبقه تقسیم کرد. دورة نمازگا شامل محدودة زمانی اواخر هزارة پنجم تا حدود هزارة دوم ق م است (فرامکین ، ص 211). کاوشهای گستردة ماسون بعد از 1344 ش /1965 م نیز در آلتین تپه ، در نزدیکی دهکدة مینا در غرب رودخانة تجن ، به کشف آثار یک جامعة پیچیدة شهری از عصر مفرغ قدیم در دامنة ارتفاعات کوپِت داغ ، سلسله جبال حدفاصل ترکمنستان ـ خراسان ، انجامید (مجیدزاده ، ص 2ـ3). آلتین تپه قطعاً نمایانگر عناصر فرهنگی جیتون است و قدیمیترین سفالهای به دست آمده از این تپه ، عمدتاً با نقشهای هندسی تزیین شده است (فرامکین ، ص 221).

 

یکی از مهمترین محلهای باستانی حوالی درة مُرغانا (مرغیانه )، منطقة یازتپه در شمال شرق مرو است . ماسون در بارة این منطقه بدقت مطالعه کرد و به مقایسة گاهنگاری مرغیانه با هاراپا، ایران ، افغانستان ، خوارزم ، باختر، سغد و جز آن پرداخت . یازتپه در قرن چهارم ق م بر اثر کم آبی ، متروک شد. پایتخت مرغیانا در اواسط هزارة اول ق م ، شهر مشهور مرو بود. این شهر هم مانند نسا، بعد از دورة ساسانی همچنان به حیات خود ادامه داده است و شواهدی وجود دارد که آیین بودا نیز در این منطقة زردشتی مذهب ، نفوذ داشته است (فرامکین ، ص 224، 233، 236).

 

ماسون ، کاوشگر شهر باستانی نسا، معتقد است ، این شهر از زمانی که مهرداد اول (171 ق م ) آن را بنا کرد تا انقراض دولت پارت (227) آباد بود. نسا که در دوازده کیلومتری شرق عشق آباد و نزدیک روستای بَجیر قرار دارد، شامل دو بخش نسای قدیم و نسای جدید است . نسای جدید شهری محصور و دارای گورستانهای بسیار است که در اواسط قرن سوم میلادی متروک شد و نسای قدیم مشتمل بر اقامتگاه شاهی ، یک شهر محصور شامل قصرها و نیایشگاهها و آرامگاههای شاهان پارت است (بلنیتسکی ، ص 108؛ فرامکین ، ص 231).

 

ب ) جمهوری ازبکستان . این کشور شامل دو بخش خوارزم و منطقة خودمختارِ قراقالپاق است . در 1317 ش /1938 م اوکلادنیکف غار تِشیک تاش (از دورة موستری ، منسوب به غار موستیه در شهر دوردونی فرانسه ، ح 25000 ق م ) را در جنوب ازبکستان کشف کرد و مقدار زیادی ابزار و آلات سنگی و بقایای اسکلت پسر جوانی را از تیرة انسانهای نئاندرتال که با شاخ بز کوهی وحشی پوشیده شده بود، از زیر خاک بیرون آورد (فرامکین ، ص 176؛ ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

دنیک در 1306 ش /1927 م ، نخستین بار شهر ترمذ قدیم ، در ده کیلومتری ترمذ کنونی ، را کاوید. ادامة حفاری در 1307 ش /1928 به کشف گورستانی در سمیرچیه (هفت رود) از قرنهای نخستین میلادی منجر شد (بلنیتسکی ، ص 41). ترمذ که بر سر راه بلخ و سمرقند است ، در دورة اسلامی نیز آباد بود و آثار متعددِ آن در این دوره مطالعه و بررسی شده است . کاوشهای آلبائوم در بالالیک تپه نیز منجر به یافتن آثاری از فرهنگ کوشانی شد. سمرقند جدید، در حاشیة رودخانة زرافشان ، که روزگاری پایتخت امیرتیمور گورکان بود و افراسیاب نامیده می شد، پس از ویرانی شهر قدیم به دست مغول در کنار سمرقند قدیم بنا شد. افراسیاب ، که احتمالاً اولین بنای آن در قرن 6 ق م بوده ، و سپاه اسکندر نیز آن را تخریب کرده بود، در دورة هیاطله (هپتالیان ، هونها) بازسازی شد و به صورت شهری آباد درآمد. کاوش شهر قدیم افراسیاب از 1292 ق /1875 م آغاز شد، ولی شروع کاوشهای علمی دقیق در این شهر از 1337 ش /1958 م و زیر نظر شیشکین باستانشناس روسی بوده است . در این شهر آثار معماری و نقاشیهای دیواری هنرمندانه ای کشف شد که شناخت تاریخ قدیم منطقه را آسان کرد. این نقاشیها عموماً از قرن هفتم میلادی است و در برخی از آنها کتیبه هایی به خط سُغدی وجود دارد. کاوشهای باستان شناسی خوارزم نیز از 1316 ش /1937 م به سرپرستی تولستوف آغاز شد و آثاری از ادوار سنگی تا سلطة هونها بر این منطقه ، دوره های ساسانی ، کوشانی و ادوار مختلف اسلامی ، کشف و مطالعه شد (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

ج ) جمهوری تاجیکستان . این کشور کوهستانی از بخشهای شرقی ، یعنی ارتفاعات پامیر، و غربی ، شامل مناطق باختر و سغد، تشکیل شده است . پژوهشهای باستان شناسی در تاجیکستان از دهة 1309 ش /1930 م در مقیاس وسیعی آغاز و منطقة سغد، شمال رشته کوههای حصار و باختر کاوش شد. هر دو منطقة سغد و باختر روزگاری در قلمرو حکومت هخامنشی بود که بعدها به تصرف اسکندر درآمد (فرامکین ، ص 95، 98). بنابر این ، آثار تمدن و فرهنگ ایرانی و یونانی در این کشور دیده می شود. کاوشهای مستمر و منظم باستان شناسی در تاجیکستان در 1325 ش /1946 م توسط «هیئت سغدیان تاجیک » (بعدها با نام «هیئت تاجیک ») که از باستان شناسان بومی تشکیل می یافت ، آغاز شد (همان ، ص 98، 100). به استثنای آثار به دست آمده از صحرای کایراک قومی در شمال غربی تاجیکستان و کافرنیگان (درّة بیشکنت )، که به عصر مفرغ تعلق دارد، بیشتر آثار این عصر از نواحی پامیر شرقی (بدخشان علیا) به دست آمده است (همان ، ص 105). در 1312 ش /1933، به طور تصادفی ، متنی در زرافشان به دست آمد که سند قدیمی و مهم سغدی بود. بر اثر بررسی این سند، مقدار زیادی از همان متنها در مُغ کوه نیز به دست آمد، و همچنین مشخص شد که این سندها متعلق به دیواشتیخ ، آخرین حاکم پنج کنت ، است که در سدة اول هجری به دست اعراب کشته شد. این اسناد، دارای اطلاعات ارزشمندی از وضع اقتصادی و اجتماعی سغد در قرن اول هجری بود. پنج کنت در کنار رود زرافشان (رود سغد کنونی که قسمت اعظم سمرقند را مشروب می کند) قرار دارد و بناهای پراکندة باشکوهی از قرن پنجم میلادی به بعد، در آنجا وجود داشته است . بقایای معماری ، نقاشیهای دیواری ، تندیسهای گِلی و گچبریها از قرون اول و دوم هجری در این منطقه ، نشانگر نوع زندگی زنان و مردان سغدی و اسطوره ها و عقاید آنان است (فرامکین ، ص 120ـ121، بلنیسکی ، ص 186ـ187).

 

د) جمهوری قرقیزستان . سرزمین کوهستانی قرقیزستان به سبب وضع جغرافیایی خاص خود، از دیرباز مردمانِ دامدار و چادرنشین را در خود جای داده است . برنشتام ، یکی از پیشگامان مطالعات باستان شناسی در قرقیزستان ، معتقد است که سکاها (سیتها)، هونها و ووسونهایی که در خاورمیانه و خاورنزدیکِ باستان مستقر بودند، از این منطقه برخاستند. نشانه های اقوام سکاها را در دنیای باستان در دوردست ترین نقطة قرقیزستان یعنی نواحی کوهستانی تین شان و تالاس (طراز) می توان یافت . این اقوام بعدها به آسیای مرکزی تا فلات ایران و حتی حوزة زاگرس راه یافتند. با اینهمه ، هنوز مشخصات این قوم باستانی ، خصوصاً در هزارة دوم و اوایل هزارة اول ق م ، چنان آشکار نیست تا بتوان تصویر روشنی از اوضاع سیاسی و فرهنگی آنان به دست آورد . از طرفی چون قرقیزستانِ باستانی را اقوام کوچ نشین تشکیل می داد، از روستا و شهر اثری در آنجا نمی توان یافت و اغلب اطلاعات از درون گورها یا گورکانها (مجموعة قبور سکایی ) به دست آمده است (فرامکین ، ص 51، 53،56،58). در 1333ـ1334ش /1954ـ1955م باستان شناسان بومی قرقیزستان جنوبی ، در منطقة قره بولاق از بخش باتکن نهصد گور دست نخورده کشف کردند که اشیای به دست آمده از آنها، به قرون دوم تا چهارم میلادی تعلق داشت . همچنین درآن منطقه گونه هایی از گورهای نمادین که به گورستانهای باستانی دیگر شباهتی نداشت ، کشف شد که هدف ازایجاد آنها نیز بدرستی معلوم نیست . ولی در 1335ـ1339 ش /1956ـ1960م زادنِپروفسکی باستان شناس که سرپرستی هیئتی را عهده دار بود، در باتکن و لایالیاک (در شیب شمالی رشته کوههای ترکستان ) تعدادی از این گورها را، متعلق به قرون دوم تا چهارم میلادی ، کشف کرد که از درون آنها به جای بقایای استخوانی ، تندیسهای سنگی به دست آمد که نشان می داد احتمالاً صاحبان این قبور دور از محل سکونت خود درگذشته اند و این گورها در نزدیکی سکونتگاهشان ، به یاد آنان حفر شده است (فرامکین ، ص 72ـ73).

 

ه ) جمهوری قزاقستان . وسیعترین جمهوری در آسیای مرکزی است . برنشتام از 1315 ش /1936 م به بعد، کاوشهای گسترده ای در سمیرچیة قزاقستان جنوبی ، در حد فاصل دریاچه های ایسیک گول و بالخاش (بَلْخَش )، انجام داد. در این جمهوری آثاری از عصر پارینه سنگی تحتانی با پیشینة پانزده هزار ساله و آثاری در درة رودخانة اِرتیش ِ علیا از منطقة ناریم متعلق به عصر نوسنگی ، به دست آمده است و در سلسله جبال کاراتو، در جنوب غربی قزاقستان ، آثاری از فرهنگ عصر پارینه سنگی قدیم و آشولی (منسوب به شهر سن آشول در فرانسه ، ح 75000 ق م ) وآندورونووا شناخته شده است (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ). از آنجا که قزاقستانِ دورانِ باستان ، زادگاه اقوام کوچ نشین بود، آثار معماری مهمی از دورة ماقبل تاریخ در آن به دست نیامده است . در این کشور نیز همچون قرقیزستان ، تنها گورستانهای باستانی دامداران کوچ نشین باقی مانده که اشیای ارزشمند درون آنها از دستبرد عتیقه بازان به دور نمانده است . بسیاری از اشیایی که از قزاقستان کشف شده و در موزه های کشورهای مختلف نگهداری می شود، فاقد هویت فرهنگی است . مجموعة نفیس پطر اول در موزة ارمیتاژ نیز از انواع آثاری است که از این جمهوری و جنوب سیبری به طور اتفاقی به دست آمده است . کاوش مؤسسة IIAE و باستان شناسان بومی همچون قدیربایف و اورازبایف در قزاقستان مرکزی و گورستان تاسمولا که دست نخورده باقی مانده بود، موجب کشف مجموعة ارزنده ای از قرن هفتم ق م شد. مجموعة سکایی به دست آمده از درة چیلیک تین ، در قزاقستان شرقی ، نیز از گنجینه های ارزندة اواخر عصر مفرغ است (همان ، مواضع مختلف ).

 

4) باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی .

 

قرآن کریم ، بسیاری از حوادث اقوام گذشته را در قالب داستان بیان کرده است . توصیه های مکرر آن به مطالعه و اندیشه در احوال مردم تمدنهای پیشین و پندآموزی از آنها، شاید یکی از علتهای اصلی توجه به علم باستان شناسی در سرزمینهای اسلامی باشد. کوششهای باستان شناسان برای یافتن مصادیق تاریخی اسطوره های مذهبی کتب مقدس ، در شناساندن مفاهیم قصص قرآنی نیز سودمند بوده است ؛ زیرا بسیاری از قصص قرآنی ، در کتابهای آسمانی قدیم نظیر عهد عتیق و عهد جدید ثبت شده و بسیاری از آنها نیز سینه به سینه تا زمان ظهور نبی اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم رسیده است . در قرآن کریم و کتابهای آسمانی بارها از بسیاری شهرهای باستانی پنهان در زمین ، نام برده شده است و باستان شناسان با همین قرائن موفق شده اند که برخی تمدنها و شهرهای مدفون را کشف و شناسایی کنند (الدر، ص 7).

 

نخستین باستان شناسانی که پژوهشهایشان ، هویتِ بعضی از نامهای موجود در تورات را مشخص کرد، بوتا و لایارد بودند. کاوشهای لایارد در قویون جیک در شمال عراق ، که ویرانه های شهر نینوا در آنجا است ، موجب شد که کاخ سِنّاخِریب (پادشاه آشور، حک : 705ـ681 ق م ) از زیر خاک بیرون آید؛ و حفاریهای بوتا در شمال موصل ، باعث کشف بقایای شهر باستانی دورشروکین و کاخ عظیم سارگن دوم شد. همچنین کاوشهای لایارد در منطقة باستانی نمرود در جنوب موصل منجر به کشف شهر افسانه ای کالح ، پایتخت آشور، شد که نام آن در سفر پیدایش (10 : 11ـ12) آمده است .

 

هنگامی که اسمیت ، از طرف موزة بریتانیا در 1279 ق /1862 م راز لوحة یازدهم منظومة سومری گیلگمش (سلطان اوروک با مقام الوهیت ) را گشود، بعضی از حقایق طوفان نوح نیز روشن شد. اسمیت اعلام کرد که بر روی یکی از لوحه های کتابخانه آشور بانی پال در قویون جیک ، داستان طوفانی را خوانده است که شباهت بسیاری با طوفان مذکور در سفر تکوین تورات دارد. (کریمر، ص 219).

 

داستان نوح در قرآن کریم با آنچه در آگادا، بخشهایی از تفاسیر تورات به نامهای تِلمود و مدراش ، آمده است ، مطابقت می کند (خزائلی ، ص 621). به نص قرآن مجید، نوح نخستین پیامبری بود که در زمان نبوتش بر مردم عذاب نازل شد. (هود: 42؛ مؤمنون : 27). هنگامی که عقاب قوم عاصی نوح پایان یافت ، خداوند فرمان داد (هود: 44)، آبها فرونشیند و باران قطع شود و کشتی بر کوه جودی قرار گیرد. برخی از نویسندگان اسلامی آن را کوهی از سلسله جبال «کاردین » دانسته اند که در شمال شرقی جزیرة «ابن عُمَر» در مشرق دجله و نزدیک موصل قرار دارد (ابن بطوطه ، ج 1، ص 245؛ خزائلی ، ص 281ـ282؛ شرتونی ، ذیل «جودی »). در ترجمه های جدید تورات محل فرود کشتی نوح را رشته کوههای آرارات یا کوه ماسیس در ارمنستان می دانند (علاّ مه طباطبایی ، ج 20، ص 62؛ و هاکس ، ذیل «اراراط »). نتایج کار باستان شناسان در بین النهرین و بخصوص کاوشهای آنان در دو شهر باستانی اور و کیش و وجود لایه های سیلابی روی طبقات قدیمیتر ثابت کرد که قطعاً، طوفانهای عظیمی در دورة باستان روی داده است (الدر، ص 35ـ36).

 

وولی ، کاوشگر شهر اور، گنجینه ای قیمتی را از عصر طلایی تمدن این شهر، یعنی دورة سوم از سلسله های جدید که اورنمو بنیانگذاری کرده بود، کشف کرد. این دوره بتقریب با تولّد حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام (ح 1996 ق م )، که مفسران تورات ذکر کرده اند، همزمان است (هاکس ، ذیل «أب رام »). این عصر را دورة تحول سومری نامیده اند (رو، ص 150). برج پلکانی معبد اور که با خشت خام بنا شده ، پوسته ای آجری دارد و ارتفاع آن حدود پنجاه متر است . این معبد در اصل سه طبقه بوده ولی اکنون تنها طبقة اول و قسمتی از طبقة دوم آن باقی مانده است . در الواحی که از اور و شهرهای دیگر سومری به دست آمده ، به نام ابراهیم اشاره ای نشده است ؛ اما در لوحی مکشوف در بابل نام «آباراما» آمده است و از آن می توان دریافت که در آن عصر، ابراهیم یکی از نامهای رایج بوده است (الدر، ص 42).

 

دانش مصرشناسی برای بعضی پرسشها و ابهامات در بارة قوم بنی اسرائیل ، بعد از مهاجرت حضرت یوسف علیه السّلام به آنجا و سپس نبوت حضرت موسی علیه السّلام و طغیان آن قوم بر فرعون و عزیمت به سوی سرزمین موعود، پاسخ تاریخی یافته است . بعضی معتقدند که یوسف علیه السّلام ، 110 سال زندگانی کرد و پس از فوت جسدش را به سنّت مصریان ، مومیایی کردند (خزائلی ، ص 683ـ684)، و در تابوتی محفوظ داشتند و هنگامی که بنی اسرائیل به همراه موسی علیه السّلام از مصر بیرون رفتند، جنازة یوسف علیه السّلام را نیز با خود بردند و در «شِکّیم »، از سرزمین افرایم (نابلس کنونی )، به خاک سپردند. تا آنکه در دهة 1319 ش /1940 م گور شخصی به نام ال ـ کب که معاصر یوسف علیه السّلام و حاکم یکی از ولایات مصر بود، گشوده شد و کتیبه ای از آن به دست آمد که شرح قحطیِ زمانِ حکومتش بر مردم و چگونگی رهانیدن آنان از گرسنگی ، در آن آمده است (الدر، 45ـ46). از وقایع تاریخی دورة رامسس دوم ، فرعون قدرتمند و مقتدر مصر، اطلاع دقیقی دربارة خروج بنی اسرائیل از مصر نمی توان یافت . اما بعضی شواهد نشانگر آن است که در سال هفتم سلطنت وی ، شورش بزرگی در کنعان و فلسطین بر ضد او به وقوع پیوست که یکی از حجاریهای معبد کرنک ، صحنه ای از تصرف شهر آسکالون ، در شمال غزه ، و انهدام آن را نمایش می دهد (دریوتون و واندیه ، ج 2، ص 314). از رامسس دوم بناهایی از جمله قصرها و معابد کرَنَک ، الاقصر و طیوه برجای مانده و اشیای گرانبهایی در ضمن کاوشهای باستان شناسی کشف شده است که همگی از اقتدار و ثروت فراوان او حکایت می کند.

 

منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس ؛ ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد المنعم عریان ، بیروت 1407 ق /1987 م ؛ جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس ، ترجمة سهیل آذری ، تهران 1335 ش ؛ لوئی وان دن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رمن گیرشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران 1348 ش ؛ محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1342 ش ؛ آ. بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1364 ش ؛ بریس بریسویچ پیوتروفسکی ، اورارتو ، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران 1348 ش ؛ محمد خزائلی ، اعلام قرآن ، تهران 1335 ش ؛ اتین ماری دریوتون ، ژاک واندیه ، تاریخ مصر قدیم ، ترجمة احمد بهمنش ، تهران 1332ـ1336 ش ؛ ژان پل راشل دیو لافو، ایران ، کلده و شوش ، ترجمة علی محمد فره وشی ، چاپ بهرام فره وشی ، تهران 1369 ش ؛ همو، سفرنامه :خاطرات کاوشهای باستان شناسی شوش 1886ـ1884م ، ترجمة ایرج فره وشی ، تهران 1355 ش ، ژرژ رو، بین النهرین باستان ، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تهران 1369 ش ؛ جرج سارتون ، تاریخ علم ، ترجمة احمد آرام ، ج 1، تهران 1357 ش ؛ علی سامی ، تمدن هخامنشی ، شیراز 1341ـ 1343 ش ؛ سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد ، تهران ] بی تا. [ ؛ محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 20، ترجمة محمدجواد حجتی ، تهران 1369 ش ؛ گرگوار فرامکین ، باستان شناسی در آسیای مرکزی ، ترجمة صادق ملک شهمیرزادی ، تهران 1372 ش ؛ یوهانس فریدریش ، زبانهای خاموش ، ترجمة یداللّه ثمره و بدرالزمان قریب ، تهران 1365 ش ؛ ساموئل کریمر، الواح سومری ، ترجمة داود رسائی ، تهران 1340 ش ؛ آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی

 

 

 

خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران 1348 ش ؛ یوسف مجیدزاده «دوران مفرغ در ماوراءالنهر باستان »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 3، ش 2 (بهار و تابستان 1368 ش )؛ محمدتقی مصطفوی ، «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده »، در گزارشهای باستان شناسی ، تهران 1329ـ1334 ش ؛ غلامرضا معصومی ، باستان شناسی ایران ، تهران 1355 ش ؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «بررسی تحولات مطالعات باستان شناسی در ایران » در مجموعه مقالات انجمن وارة بررسی مسایل ایرانشناسی ، چاپ علی موسوی گرمارودی ، تهران 1369 ش ؛ محمود موسوی ، «باستان شناسی در پنجاه سالی که گذشت ، مجله میراث فرهنگی ، سال 1،ش 2 ( زمستان 1369 ش )؛ عبدالغفّاربن علی محمد نجم الدوله ، سفرنامه خوزستان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1341 ش ؛ جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، تهران مطبعة آمریکائی بیروت 1928 میلادی ؛

 

William Foxwell Albright, The archaeology of Palestine , London 1956; J.Auboyer, The art of Afghanistan , Britain 1968; Bauer, Welles, Rostovtzeff, Excavations at Dura Europos , New Haven 1929; H. Carter, The Tomb of Tutankhamen ,London 1972; Encyclopaedia Britannica , Chicago 1971, S.V. "Islamic archaeology"; C.P. Gilbert, Larousse Encyclopedia of Archaeology , trans. from the French by Anne Ward, London 1972; O.R. Gurney, The Hittites , London 1990; E.Herzfeld, Pasargadae- Untersuchungen Zur Persischen Archجologie dans Klio ,III, Leipzig 1908; T.G.H.James, The archaeology of ancient Egypt , Britain; Seton Iiyod, The archaeology of Mesopotamia , London 1978; V.M. Masson, V.I.Sarianidi, Central Asia , Britain 1972; Anne Ward, Adventures in archaeology , Britain 1977.

 

/ محمود موسوی /

لینک مطلب: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=212

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

 

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

مقدمه

رشته باستان شناسی در ایران زیر مجموعه رشته علوم انسانی به حساب می آید . البته از چند سال پیش دانشکده های هنر نیزاقدام به راه اندازی رشته باستان شناسی در مقطع کاردانی کردند اما به ناچار دانشجویانی که دراین مقطع و در دانشکده های هنر فارغ التحصیل شدند، بعد از یک دوره دیگر شرکت در کنکور سراسری می توانند تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی و در زیرمجموعه علوم انسانی ادامه دهند.

در رشته باستان شناسی دانشجویان بیش از 130 واحد درسی را در زمینه های پیش از تاریخ (دوره های پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی)، دوره تاریخی و دوره اسلامی می خوانند.

همچنین دانشجویان می باید یک فصل نیز که معمولا یکی از دو ترم آخر دانشجویان می باشد، در محل حفاریی که دانشگاه در نظر می گیرد حضور یابند و مهارت هایی را در این زمینه بیاموزند.

برخی رشته باستان شناسی را با تاریخ یکی می دانند یا این که این رشته را کاملا مشابه رشته تاریخ به حساب می آورند اما در این باره باید تاکید کنم که این دورشته اگرچه مشابهت هایی باهم دارند اما یکی به حساب آوردن این دو هم اشتباه است.

رشته باستان شناسی تا یک مقطعی (تقریبا از زمانی که بشر توانست بنویسد) از برخی اطلاعات رشته تاریخ استفاده می کند اما همه آن را به کار نمی گیرد.

رشته تاریخ مجموع نوشته ها و آثار به جا مانده از گذشتگان را شامل می شود اما رشته باستان شناسی می باید خود به دنبال این آثار بگردد.

رشته تاریخ با توجه به آثار موجود به بحث می پردازد اما رشته باستان شناسی با توجه حتی گاه حدسیات به کاوش در زمین می پردازد . اگرچه همانطور که گفتم از اشاره هایی که برخی مورخین در کتاب های خویش کرده اند هم استفاده می کند  که نمونه آن را در حفاری های بین النهرین می توان دید که باستان شناسان در اینجا کاملا از نوشته های تاریخی و بیشتر از آن از متون دینی استفاده کردند.

باستان شناسان با توجه به یافته هایی که در کاوش ها به دست می آید می باید فرهنگ و نحوه زندگی وحتی روابط اجتماعی گذشتگان را تدوین کنند.

تعریف و شرح

باستان شناسی از یک سو مسیر تاریخ را تعیین می کند و از سوی دیگر مادر تاریخ است. روشن کردن گذشته هر جامعه از جهت مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا مذهبی از اصول اساسی این رشته است. هدف از تحصیل در این رشته، تربیت نیروی متخصص و کارآمد برای بررسی و شناسایی آثار تاریخی و کاوشهای باستان شناسی در مناطق مختلف کشور، همچنین تامین کادرهای تحقیقی، فرهنگی و هنری سازمانی مربوط می باشد. رشته باستان شناسی در مقطع کارشناسی به مطالعه آثار باستانی سه دوره پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی می پردازد. دانشجویان در طی چهار سال با آثار باستانی دوران پیش از تاریخ ایران، بین النهرین و مصر و تمدن و فرهنگ اسلامی آشنا می شوند.

باستان‌شناس فردی است که در محل‌های باستانی کاوش می‌کند، یافته‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد و پس از تعیین ارزش مادی و معنوی و تخمین قدمت آثار، آنها را در بازارهای عتیقه به فروش می‌رساند.

در گذشته‌ای نه چندان دور، جامعه ما چنین دیدگاهی نسبت به باستان‌شناس داشت. در واقع مردم باستان‌شناس را با «عتیقه جمع‌کن» یا «عتیقه‌فروش» یکی می‌دانستند. کاری که بسیاری از شاهزادگان و درباریان دوره قاجار و پهلوی به عنوان یک سرگرمی ساده، برای کسب درآمد بیشتر انجام می‌دادند. اما در حقیقت باستان شناس یک تاجر یا عتیقه ‌جمع‌کن نیست. بلکه‌ یک‌ محقق‌ است‌؛ محققی‌ که‌ شواهد لازم‌ را برای‌ تحقیقات‌ خود از طریق‌ بررسی‌ ، پژوهش‌ و کاوش‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ که‌ روزی‌ محل‌ تردد، سکونت‌ یا هر نوع‌ فعالیت‌ انسانی‌ بوده‌ است‌، به‌ دست‌ می‌آورد‌ و سعی‌ دارد تا گذشته‌ را براساس‌ یافته‌های‌ خود بازسازی‌ کند. باستان‌شناسی‌ از یک‌ سو مسیر تاریخ‌ راتعیین‌ می‌کند و از سوی‌ دیگر مادر تاریخ‌ است‌. در واقع‌ روشن‌کردن‌ گذشته‌ هر جامعه‌ از نظر‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ یا مذهبی‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ نظر باستان‌شناسان‌ دشوار یا حتی‌ غیرممکن‌ است‌.

زیرشاخه ها و کاربرد

باستان شناسی در مقطع کارشناسی دارای گرایش و زیر شاخه خاصی نبوده و در طی دوره آموزشی چهار ساله کلیه درسها در هفت ترم ارائه می شود و یک ترم حفاری در محل ارائه داده می شود.

طی چند سال گذشته به طور متوسط درهرسال 95نفر در رشته باستان شناسی پذیرفته شده اند. در ضمن رشته باستان شناسی در ایران تا مقطع دکترا تدریس می شود.

داشتن اطلاعات مناسب در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران و کشورهای همسایه و همچنین تسلط به زبان انگلیسی برای دانشجویان این رشته ضروری به نظر می رسد.

باستان شناسی با کار و تلاش در گرمای کویر و در سرمای کوهستان و با تحمل سختیها و مشکلات بسیار همراه است . معروف است که می گویند باستان شناسی 50 درصد روی زمین و 50 درصد زیر زمین است.به همین دلیل باستان شناسی نمی تواند برای افراد علاقه مند به پشت میز نشینی رشته مناسبی باشد.

باستان شناس باید علاقه مند به کار در طبیعت باشد . یعنی اگر جوانی عاشق کاوش و جستجو و کشف مجهولات و نقاط تاریک تاریخ گذشته نباشد ، نمی تواند در این رشته موفق گردد.

کاربرد این رشته نیز از نام آن پیداست، این رشته در کشور ما که هنوز بسیاری از آثار تاریخی آن کشف نشده می تواند جایگاه مناسبی داشته باشد.

رشته باستان شناسی در ایران

تنها یک سال پس از تاسیس دانشگاه تهران ، یعنی در سال 1314 ، رشته باستان شناسی در دانشکده ادبیات دائر و بدین ترتیب تدرس علمی باستان شناسی در ایران آغاز شد .  بدین ترتیب زمینه ساماندهی پژوهشهای باستان شناختی و اداره عملی آن در سطح کشور به وسیله فارغ التحصیلان ایرانی رشته باستان شناسی دانشگاه تهران فراهم آمد . باستان شناسی با دستیابی به راه حلهایی که انسان گذشته برای مسائل گوناگون یافته بود به ما امکان می دهد تا به کمک ابزار نوین کارآمد ترین پاسخ ها را برای مسائل مشابه امروزی بیابیم .

 

تهیه کننده: محمدصادق ابراهیمی

لینک مطلب:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=113589

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

از ۱۸۰۰ به بعد، با ورود میسیونرهای خارجی به ایران، علاقه به شناسایی مکانهای ذکر شده در کتاب مقدس و نویسندگان کلاسیک گسترش یافت. در نیمه اول قرن نوزدهم، تلاش برای توصیف و تهیه طرح از آثار قدیمی آغاز شد. در اواخر قرن نوزدهم، ایران با وجود حفظ استقلال خود، به منطقه حائل بین امپراطوریهای انگلیس و روسیه در آسیا تبدیل شد. نفوذ این دو کشور و حضور جاسوسهای آنها در ایران امکان را برای توجه به آثار قدیمی نیز فراهم کرد. در اوایل ۱۸۴۰s، بارون روسی بنام بوده و لایارد بریتانیایی در لرستان و خوزستان موفق به ثبت برخی از مکانهای باستان شدند.

 

از ۱۸۳۶ - ۱۸۴۱، هنری سی. راولینسون کتیبه سه زبانه بیستون را کپی کرد و موفق شد بعدها آنرا کشف رمز و ترجمه کند، وی بر اساس ترجمه کتیبه های خط میخی و ترجمه متون کلاسیک، برای اولین بار تاریخ ایران باستان (از ماد تا ساسانی) را در کتاب هفت پادشاهی بزرگ شرق جهان باستان به جهانیان معرفی کرد.

 

در سال ۱۸۳۹ دو فرانسوی بنام فلاندن و کست برای چند سال به ایران سفر کردند.آنها ابتدا در ماه مه ۱۸۴۱ به اصفهان سفر کردند و سپس به همدان، کنگاور، بیستون، حلوان، و در نهایت شیراز، خلیج فارس و بوشهر رفتند. مطالعات و طرحهای تهیه شده توسط آنها زا اهمیت زیادی در تاریخ باستان شناسی ایران برخوردار است. آنها در این سفر مشاهدات مهمی خود درباره حکومت قاجار، آثار باستان شناسی، هنر، معماری، جغرافیا، جامعه شناسی و زندگی دربار، سلطنت و استانها، سازمان نظامی، و غیره را با دقت و همراه با طرحهای زیادی ثبت کردند. اطلاعاتی درباره فواصل بین شهرها بصورت سواره (اسب) داده شده است.

 

علاقه شاه ناصر الدین شاه به آثار باستانی به تدریج فراتر از حفاری شد و او بفکر ساختن یک موزه در کاخ خود در تهران افتاد. شیندلر در سال ۱۸۷۵ نوشت که "شاهنشاه [شاه شاهان] به بعضی از خارجی ها مجوز حفاری تپه ها را داده است. این جای تأسف است که این آثار باستانی بخارج از ایران می رود. این تصمیم شاه مبنی بر قرار دادن همه چیز مثل آجر و مهر و غیره در موزه شاهنشاهی امر خوبی است.

محتویات

 

    ۱ مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

    ۲ مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

    ۳ مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

    ۴ مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

    ۵ پیوند به بیرون

    ۶ منبع

مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

باستان شناسان فرانسوی دیولافوا

 

کاوشهای منظم مکانهای باستانی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. همزمان بررسی هایی به هدف مطالعه تاریخ هنر و معماری کهن پارس انجام شد. معمار و مورخ فرانسوی مارسل دیولافوا Dieulafoy در سفرش به ایران در ۱۸۸۰ - ۱۸۸۱، با برخی از اصحاب نزدیک ناصر الدین شاه ملاقات کرد. در سال ۱۹۰۱، انحصار کاوشهای باستان شناسی ایران به فرانسوی ها تحت مدیریت دمورگان اعطا شد. از آن زمان تا سال ۱۹۳۰، باستان شناسان فرانسوی تنها کاوشگران فعال در کشور بودند. کودتا در سال ۱۹۲۱ آغاز مدرنیزاسیون ایران بود. عقدنامه ها و قرار دادهای سیاسی و پیمان های اقتصادی با روس ها، فرانسوی، انگلیسی باطل شد. از جمله فعالیت های اداری جدید در ایران تصویب قانون عتیقیات توسط مجلس در ۱۹۲۸-۱۹۲۹، بود که باعث پایان سلطه فرانسه بر پژوهش باستان شناسی در ایران و تاسیس اداره کل عتیقیات در سال ۱۹۳۰ بود.

مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

 

کاوشهای منظم در پرسپولیس در سال ۱۹۳۱ توسط موسسه شرقشناسی از دانشگاه شیکاگو شروع و تا سال ۱۹۳۹ ادامه یافت. کاوش در ابتدا توسط ارنست هرتسفلد شروع و سپس توسط اشمیت (۱۹۳۴-۱۹۳۹)ادامه یافت. پس از سال ۱۹۳۹، کاوشها توسط اداره باستان شناسی ایران تحت نظر آندره گدار، مستفوی و علی سامی ادامه یافت. از سال ۱۹۶۸ تا سال ۱۹۷۴، برنامه اکتشاف و مرمت توسط جوزپه و تیلیا از موسسه شرقشناسی ایزومئو توسط ایتالیا پیگیری شد. با وجود فعالیت های مداوم باستان شناسان خارجی، باستان شناسی در ایران هنوز ناشناخته بود و تنها چند کارشناس ایرانی در این زمینه وجود دارد. از این رو، ایرانی ها فعالیت های اندکی در این زمینه داشتند. شایان ذکر است که گروه اول دانشجویان باستان شناسی در ایران در سال ۱۹۴۱ از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. تحقیقات مستقل محققان ایرانی قبل از ۱۳۲۰ - ۱۹۳۴، تنها محدود بود به چند فعالیت از جمله حفاری های انجام شده توسط علی حاکمی در تپه حسنلو در دره سولدوز در غرب آذربایجان و مرمت و حفاری های تخت جمشید در سال ۱۹۳۹ توسط عیسی بهنام و علی سامی.

پاسارگاد، پایتخت کورش بزرگ، بسیار پیشتر در قرن ۱۸ و ۱۹ مورد توجه مسافران آنزمان از جمله رابرت کرپوتر و دیولافوا قرار گرفته بود. هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ از این مکان بازدید کرد و در سال ۱۹۲۸ آنرا کاوش کرد. در سال ۱۹۵۵ علی سامی کاوش آنرا ادامه داد. حفاری بعدی بین سال ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ توسط دیوید استروناخ Stronach، مدیر موسسه بریتانیای مطالعات ایران انجام شد.

 

 

مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

 

در سال ۱۹۴۰، اولین گروه از دانشجویان باستان شناسی از گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند. برخی از این فارغ التحصیلان پس از آن در دانشگاه های معتبر در اروپا و ایالات متحده به تحصیل ادامه دادند. یکی از آنها عزت اله نگهبان بود که پس از بازگشت به ایران در گورستان سلطنتی مارلیک در استان گیلان شروع به کاوش کرد. گنجینه های پر زرق و برق و عجیب طلا و نقره از مارلیک باعث جلب توجه و علاقه مقامات ایرانی به باستان شناسی شد و در نتیجه توجه خاصی به توسعه پژوهش باستان شناسی در مکانهای باستانی و در دانشگاه داده شد. نگهبان موسسه باستان شناسی را در دانشگاه تهران تاسیس کرد. فارغ التحصیلان گروه باستان شناسی تحت نظر نگهبان مشغول به فعالیت در زمینه باستان شناسی در سراسر ایران شدند. برخی نیز توسط نگهبان برای کسب دکترای و سایر مدارج بالاتر خارج از کشور خصوصا آمریکا رفتند. در سال ۱۹۵۷ نگهبان از بریدوود Braidwood دعوت کرد که برای انجام کاوش به ایران بیاید. حضور بریدوود و آغاز پروژه پیش از تاریخ وی در ایران باعث شد که مسیری جدید در بررسی دوره پیش از تاریخ ایران ایجاد شود . بریدوود علاوه بر بررسی منطقه کرمانشاه، کاوش های باستان شناسی در تپه نوسنگی سراب، آسیاب وسیابید، در نزدیکی شهر کرمانشاه به عمل آورد.

 

از سال ۱۹۶۰ اداره کل باستان شناسی ایران، که جایگزین اداره عتیقیات قدیم شده بود، تفاهم نامه هایی با دانشگاهها و مراکز مطالعاتی خارجی امضا کرد. با شروع ریاست فیروز باقرزاده بر این اداره، مجوزهای بسیاری برای کار میدانی باستان شناسی از جمله بررسی و کاوش صادر شد. برخی از این مجوز برای پروژه های مشترک بودنداز جمله آنها پروژه مشترک چغا میش در خوزستان.

مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

 

با سرنگونی شاه ایران و وقایع پس از آن عملا فعالیت باستان شناسی در ایران متوقف شد. در سالهای جنگ تنها کاوشهای نجات بخشی محدودی انجام شد و بیشتر فعالیتها متمرکز بر نجات و حفاظت آثار در خطر بود. از دهه ۱۹۹۰s تحقیقات باستان شناسی در ایران مجددا جان تازه ای گرفت و از سال ۲۰۰۰ کاوشهای مشترک ایرانی و خارجی آغاز شد. پس از انقلاب سازمان میراث فرهنگی، جایگزین سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی ایران شد که هدف آن نظارت و اجرای برنامه بلند مدت تحقیق و حفاظت آثار بود. تحقیقات باستان شناسی نیز تحت نظر پژوهشکده باستان شناسی قرار گرفت.

 

هدف اصلی از تحقیقات باستان شناسی در ایران در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا وقوع انقلاب اسلامی، درک فرهنگ های گذشته و ساز و کارهای فرهنگی بود. در فاصله ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰، تنها باستان شناسان ایرانی در ایران فعالیت داشتند؛ از آن پس، سازمان میراث فرهنگی در چارچوب جدید پروژهای به اصطلاح مشترک شروع به صدور مجوز خاص برای هیاتهای خارجی جهت تحقیقات باستان شناسی و حفاری در ایران کرد. اولین مطالعات مشترک توسط فرانسوی ها و ایتالیایی ها در مرودشت فارس و مسجد عتثق اصفهان انجام شد که بررسی ژئوفیزیکی و مرمت بودند. اولین پروژه مشترک کاوش هیات ایران و آلمان بود که به بررسی و کاوش در وشنوه و اریسمان در حوالی کاشان پرداخت. این کار مشترک بزودی با ورود یک تیم ژاپنی در سال ۲۰۰۳ ادامه یافت که شامل حفاری و بررسی در گیلان بود.

 

 

 

پیوند به بیرون

 

    [۱] تاریخچه باستان شناسی در ایران، سایت پژوهشکده باستان شناسی

 

 

منبع

 

    ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ:باستان شناسی ایران از آغاز تا شپیده دم شهرنشینی، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، چ۲، ۱۳۸۲

    Abdi، K. (۲۰۰۱) Nationalism، Politics and the Development of Archaeology in Iran. American Journal of Archaeology ۱۰۵:۵۱–۷۶.

    Azarnoush، M. and B. Helwing، ۲۰۰۵ Recent Archaeological Research in Iran - Prehistory to Iron Age. Archaeologische Mitteilungen aus Iran und Turan، vol. ۳۷

    Dyson، R. H. (۱۹۹۷) History of the field: archaeology in Persia، in E. M. Meyers (ed.) The Oxford Encyclopedia of Archaeology in the Near East. Volume ۳. New York: Oxford University Press، ۶۰-۶۳

 

لینک مطلب:

باستان شناسی_ایرانhttp://fa.wikipedia.org/

تاریخ دسترسی: 8/10/1391

 

نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

این موسسه با داشتن کتابخانه تخصصی، بانک سفال، بخش اسناد، کارگاه مرمت  و موزه پژوهش در موارد زیر آماده ارائه توانمندیهی خود بری رفع نیاز های مراکز اجرایی  است .

 1-  کاوش و بررسی های باستان شناسی در سراسر ایران بصورت مشترک یا مستقل:       

•             بررسی های سیستماتیک و علمی

•             کاوش های گسترده، مستمرو هدفمند محوطه های باستانی

•             گمانه زنی و تعیین حریم محوطه های باستانی

  2 – مطالعه فضا های شهری

•             شهرهای مشهورباستانی  ثبت شده در آثار ملی و جهانی  همانند سلطانیه

•               مستند سازی و تعیین اولویت حفاظتی برای بناهای موجود در بافت قدیم شهرهایی مانند تهران، یزد اصفهان، کاشان  و ....

  3- مشاوره و مشارکت به منظور ساماندهی، حفاظت و مرمت آثار و اشیای فرهنگی، باستانی موزه ها

 4- تدوین راهنما و کاتالوگ علمی برای معرفی و شناساندن بناها و آثار و همچنین اشیای موجود در موزه هی کشور

 5- برگزاری دوره هی آموزش پیشرفته بری آشنائی کارشناسان محترم میراث فرهنگی در جهت روزآمد کردن اطلاعات تخصصی با استفاده از امکانات و توانمندی هی موسسه باستان شناسی

 6 -  طراحی و ایجاد و راه اندازی بانک های اطلاعاتی تخصصی باستان شناسی  مانند بانک سفال ، بانک اسناد و .....

  7- مطالعه اسناد کتیبه ای، مکتوب و نیز آنالیز و شناسایی سکه هی موجود در مراکز میراث فرهنگی

 

لینک مطب http://archaeology.ut.ac.ir/tavanmandiha/ :

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

باستان شناسی/پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

 دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود .

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تاریخچه باستان شناسی:

باستان شناسی در ایران دیرتر از بخشهای غربی جهان اسلام آغاز شد و هم از آغاز تحت الشعاع پژوهشهای پیش از اسلام بود و آثار معماری پابرجا ، یا ویرانه هایی بودند که هنوز بر سطح زمین به چشم می خورد. پیش از آنکه در اروپائیان به آنها بپردازند . نخستین تاریخ نگاران و جغرافی دانان ایرانی و عرب به بررسی این یادمانها پرداختند. برای نمونه می توان به نوشته های بلاذری، مسعودی، ابودلف، مقدسی و ناصر خسرو و ... مراجعه کرد.

 

با تأسیس وزارت فرهنگ و هنر در خرداد 1343ش و الحاق اداره کل باستان شناسی به آن ، فعالیتهای دوره چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره کل باستان شناسی «اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه» شکل گرفت ولی در آذر 1351 ش . اداره مزبور به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد .

پس از تشکیل مرکز باستان شناسی ایران گام بسیار مهمی برای جلوگیری از خروج اشیاء کشف شده از کشور برداشته شد . همچنین مرکز باستان شناسی ایران برگزار کننده مجامع سالانه باستان شناسی شد و سرپرست هر هیأت موظف شد تا گزارش علمی درباره ی یافته های خود را به مجمع ارائه نماید .

 

 نقص تشکیلاتی و تعدّد مراکز تصمیم گیری درباره میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمان هایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعالیت می کردند ، به تصویب هیأت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید . این سازمان از سال 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد .

 

مرکز باستان شناسی ایران نیز بــــا عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی» به فعالیت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شدند. مدیریت پژوهشهای باستان شناسی ضمناً با انجام وظایف ستادی به فعالیت اجرایی خود در انجام فعالیت میدانی ادامه داد و بخش های متون و کتیبه های کهن را در حوزه فعالیت های خود حفظ کرد، در سال 1376 با پژوهشگاه شدن سازمان میراث فرهنگی، مدیریت پژوهشهای باستان شناسی همچون مدیریت مشابه خود به پژوهشکده تبدیل شد و بین طریق فراز دیگری از حیات فعالیتهای باستان شناسی آغاز شد .

 

 شرح وظایف پژوهشکده باستان شناسی :

•        پیشنهاد سیاست ها و خط مشی های پژوهش های باستان شناسی کشور در چارچوب اهداف و وظائف پژوهشگاه به رئیس پژوهشگاه و کنترل و هدایت برنامه ها و نیز تدوین گزارش فعالیت های سالانه.

 

•        برنامه ریزی برای انجام پژوهش های باستان شناسی کشور با توجه به سیاست ها و خط مشی های تعیین شده و الویت های برنامه های پژوهشگاه.

 

•        شناسایی و پژوهش در خصوص دوران های مختلف، تاریخی و اسلامی از منظر باستان شناسی و نقاط شاخص مربوط به هر یک از دوره های سه گانه فوق.

 

•        بررسی و شناسائی حوزه های مختلف فرهنگی از دیدگاه باستان شناسی.

 

•        بررسی و مطالعه جغرافیائی و زیست محیطی محوطه های باستانی.

 

•        مطالعه و تعیین عرصه ها و پیشنهاد حریم محوطه ها، تپه ها و آثار باستانی.

 

•        پژوهش در محوطه های باستانی به منظور تاریخ گزاری و تهیه جداول زمانی با استفاده از روش های مختلف گاهنگاری و برنامه ریزی برای ایجاد آزمایشگاه های تخصصی باستان شناسی.

•        تهیه اطلس باستان شناسی کشور.

 

•        شناسایی و پیشنهاد ثبت آثار شاخص باستانی.

 

•        پیش بینی و ایجاد موزه محوطه ها (سایت موزه ها)ی باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد و ارائه طــــرح های پژوهشی کاربردی مربوطه در حوزه وظایف پژوهشکده و اظهار نظر در مورد طرح های تحقیقاتی.

 

•        مشارکت و عضویت در مجامع ملی و بین المللی.

 

•        همکاری با مؤسسه های غیر دولتی (NGO ) برای گسترش فعالیتهای باستان شناسی.

 

•        مشارکت و همکاری فعال و مؤثر با سازمان ها و محققان داخلی و خارجی درباره مطالعات باستان شناسی ایران و نظارت کامل بر فعالیت های علمی آنان باهمکاری واحدهای ذیربط.

 

•        انجام پژوهش های باستان شناسی درخارج از ایران، براساس برنامه های ارائه شده و در چارچوب روابط و مبادلات فرهنگی دولت جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همسایه که مشترکات فرهنگی یا طبیعی بیشتری با ایران .

 

•        همکاری و مشارکت در پژوهش های مربوط به دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی داخل و خارج از کشور و تبادل استاد و دانشجو در قالب تفاهم نامه های فیمابین.

 

•        همکاری با دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی در ایجاد دوره های تحصیلات تکمیلی و هدایت پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری.

•        همکاری و هماهنگی با دیگر پژوهشکده های پژوهشگاه درجهت تکمیل پژوهش های هر حوزه و انجام پژوهش های مشترک بمنظور رسیدن به یک شناخت کلی و جامع از میراث فرهنگی کشور.

 

•        همکاری با مرکز اسناد سازمان و مبادله آخرین اطلاعات فراهم شده و بررسی شده با آن مرکز به منطور ایجاد بانک جامع اطلاعات سازمان.

 

•        ایجاد کتابخانه تخصصی، بانکــــهای اطلاعاتی، بهره مندی از پیشرفته ترین فن آوری ها در پروهش های باستان شناسی، و گردآوری کلیه مطالبی که در داخل و خارج از کشور در زمینه باستان شناسی و فرهنگ عامه ایران انتشار می یابد.

 

•        سنجش نتایج پژوهش های انجام شده و ارائه برای عرضه و معرفی در رسانه های همگانی و انتشار بصورت کتاب و مقاله و تهیه فیلم و سایر گونه های معرفی آثار و دستاوردهای پژوهشی و فرهنگی.

 

•        تالیف و ترجمه کتابهای باستان شناسی و پیشنهاد برای چاپ و نشر آنها.

 

•        تهیه واژه نامه باستان شناسی و واژه نامه های موضوعی مربوط جهت تهیه مقدمات تدوین دایرﺓ المعارف باستان شناسی

 

•        راه اندازی مجله تخصصی پژوهشکده.

 

•        شناسائی و معرفی هویت فرهنگی از طریق پژوهشهای باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد برگزاری همایش های باستان شناسی در سطح ملی و بین المللی و تشکیل گردهمایی های علمی و پژوهشی در جهت ارائه تحقیقات و نتایج.

 

•        پیشنهاد افزایش یا کاهش شمار گروه های پژوهشی به تناسب نیازهای پژوهشکده.

 

•        انجام وظایف دیگری که از ظرف پژوهشگاه میراث فرهنگی بر عهده پژوهشکده باستان شناسی گذاشته می شود.

 

الف ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از تاریخ (انسان کهن)

ب ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از اسلام

ج) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی دوران اسلامی

د ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی اشیاء فرهنگی – تاریخی

 

پژوهشکده باستان شناسی

•        رییس پژوهشکده: دکتر محمود میراسکندری

•        آدرس: خیابان استاد مطهری، خیابان لارستان، نبش کوچه افتخاری نیا، پلاک 18

•        تلفن:88924674

لینک مطلب: http://ichto.ir/Default.aspx?tabid=1183

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

گزارش فرآیند تأسیس انجمن علمی‌باستان شناسی ایران به اولین مجمع عمومی

خلاء وجود انجمن علمی‌باستان شناسی در ایران موضوعی بود که از آغازین سالهای بازگشایی مجدد دانشگاهها در پس از انقلاب ذهن اغلب دانشجویان این رشته را که در آن زمان تنها در دانشگاه تهران دایر بود به خود مشغول ساخته بود. این احساس کمبود برای دانشجویان رشته باستان شناسی بویژه زمانی بیشتر محسوس می¬شد که برخی دانشجویان از دیگر رشته‌ها با افتخار از عضویت و فعالیتشان در انجمن علمی‌رشته خود سخن می¬گفتند. بر همین اساس، این آرزو که رشته باستان شناسی نیز به عنوان یکی از قدیمی‌ترین رشته‌های دانشگاه تهران بتواند روزی همانند سایر رشته¬ها صاحب انجمن علمی‌شود، آرزویی بود که همواره ذهن بسیاری از دانشجویان رشته باستان شناسی را در دهه¬های شصت و هفتاد خورشیدی به خود مشغول می¬داشت. در سال ۱۳۷۶ بود که ایده تشکیل انجمن از سوی برخی علاقمندان شکل گرفت و در گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس مطرح شد، هرچند بعدها معلوم گردید که یکی از اعضای اسبق هیئت علمی آن دانشگاه، با توجه به شرایط و ضوابط آسان آن زمان برای تأسیس انجمن علمی، با جمع آوری مدارک تعدادی از اعضای هیأت علمی‌که اکثرشان غیر باستان شناس بودند، انجمنی را تحت عنوان انجمن علمی‌باستان شناسی در وزارت علوم به ثبت رساندند. اگرچه این اقدام بدون اطلاع و حضور باستان شناسانی که واجد شرایط و ضوابط مد نظر وزارت علوم بودند صورت گرفت، فی نفسه خبری خوشایند و امیدوار کننده بود که به زودی به یأس مبدل و بعدها خود معضلی بزرگ در این مسیر شد. متأسفانه انجمن مذکور هرگز فعالیت خود را آغاز نکرد و کوچکترین گامی‌در جهت اهداف و رسالت خود بر نداشت و جز نامی‌ثبت شده در وزارت علوم نشانی از خود در عرصه باستان شناسی کشور برجای نگذاشت. شایان ذکر است که جز تعدادی معدود، اکثر باستان شناسان اعم از اساتید و دانشجویان و کارشناسان این رشته حتی از وجود چنین انجمنی که هرگز اقدام به عضوگیری نکرده بود اطلاعی نداشتند. پس از سپری شدن یک دهه از تأسیس انجمن مذکور و مراجعات مکرر برخی از علاقمندان به وزارت علوم مبنی بر عدم فعالیت انجمن و درخواست اقدام عملی کمیسیون انجمنهای علمی‌در تعیین تکلیف آن، نهایتاً در سال ۱۳۸۶دفتر انجمنهای علمی‌منقضی شدن مجوز پیشین را اعلام و مدارک و دستورالعملهای مربوطه را برای تأسیس انجمنی جدید صادر نمود. بر اساس ضوابط و آیین نامه اخیر ترکیب هیأت موسس ده نفره انجمن می¬بایست فراگیر و در برگیرنده اکثر گروههای آموزشی و پژوهشی فعال

و واجد شرایط در رشته باستان شناسی در دانشگاههای کشور می¬بود. ضمن آنکه نسبت ۶۰ به ۴۰ استاد و دانشیار به استادیار نیز رعایت شود. پس از طرح موضوع در گروههای باستان شناسی دانشگاه‌های ایران و مذاکره با برخی از همکاران و دریافت مدارک از آنان، به دلیل عدم وجود استاد و دانشیار مورد نیاز در گروههای باستان شناسی دانشگاههای کشور جهت رعایت تناسب مد نظر وزارت علوم، مجدداً وقفه ای چند ساله جهت حصول این امر رخ داد. در نیمه دوم سال ۱۳۸۹ با بررسی وضعیت ارتقاء اعضای هیأت علمی‌گروههای آموزشی باستان شناسی موجود در کشور، با تعدادی از همکاران در دانشگاههای مختلف مذاکره و با رعایت نسبت تعیین شده از سوی وزارت علوم، اعضای مورد نظر برای تشکیل هیأت موسس مرکب از آقایان دکتر محمد رحیم صراف از سازمان میراث فرهنگی، دکتر حاتم از دانشگاه هنر، دکتر نوبری از دانشگاه تربیت مدرس، دکتر نیکنامی‌و دکتر فاضلی از دانشگاه تهران، دکتر محمدی فر از دانشگاه همدان، دکتر موسوی حاجی از دانشگاه زاهدان، دکتر عباس نژاد از دانشگاه مازندران، دکتر رضالو از دانشگاه محقق اردبیلی و دکتر سید مهدی موسوی از دانشگاه تربیت مدرس انتخاب و نسبت به جمع آوری مدارک موردنیاز اقدام شد. پس از تهیه طرح توجیهی، اطلاعات موردنیاز و تکمیل و عودت مدارک از سوی همکاران که قریب به سه ماه به طول انجامید، پرونده انجمن در زمستان سال ۱۳۸۹ به دفتر انجمنهای علمی‌تحویل و پیگیریهای لازم از طریق کارشناسان محترم آن دفتر صورت گرفت. پس از آمد و شدهای مکرر و برطرف نمودن نقایص، پرونده انجمن در جلسه مورخ ۱۴/۲/۱۳۹۰ کمیسیون انجمنهای علمی‌مطرح و به تصویب رسید و مجوز مربوطه طی نامه شماره ۳۲۲۱۶/۳ مورخ ۱۹/۲/۱۳۹۰ ابلاغ گردید. پس از دریافت مجوز بر اساس دستورالعملهای مربوطه مقرر گردید انجمن برای عضوگیری اطلاع رسانی لازم را از طرق مختلف انجام دهد که بر همین اساس دعوت برای عضویت در انجمن با درج آگهی در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۱/۴/۱۳۹۰ و همچنین پایگاههای فعال در زمینه باستان شناسی و اطلاع رسانی شفاهی از طریق همکاران گروههای آموزشی باستان شناسی در دانشگاههای مختلف صورت گرفت. مضافاً به اینکه بلافاصله تارنمای اینترنتی انجمن راه اندازی و امکان ثبت نام از طریق پایگاه اینترنتی برای علاقمندان فراهم شد. اکنون که این اتفاق میمون رخ داده، انجمن وظیفه خود می‌داند تا از همه عزیزانی که در راستای تحقق این امر ما را یاری رساندند به ویژه اعضای محترم هیأت موسس و تمامی‌عزیزانی که به هر نحو در این رویداد خطیر سهمی‌داشتند سپاسگزاری نماید. شایان ذکر است که هیأت محترم موسس نه برای جاه و جایگاه که تنها از سر عشق به باستان شناسی این بنا را بنیاد نهادند و اکنون رسالت خویش را خاتمه یافته تلقی میکنند. انجمن به نمایندگی از این عزیزان، از جوانان و علاقمندان این رشته تقاضا می‌کند پا به این عرصه مقدس نهاده و ادامه راه را با استفاده از تجارب و دانش پیشکسوتان پی بگیرند. در خاتمه لازم می‌داند از همه عزیزانی که این اتفاق مبارک را ارج نهادند و قوت قلب هیأت موسس را موجب شدند تشکر و قدردانی نماید.

لینک مطلب:/درباره-انجمنhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

«جامعه» گروهی از باستان شناسان و دانشجویان باستان شناسی خواهد بود که سازمان و ساختار آن به مانند تشکل های دنیای واقعی است و در چارچوب سلسله مراتب و تقسیم کار عمل می کند ولی ماهیت کارها و فعالیت ها مجازی هستند. جامعه دارای یک وبسایت است با شبکه ¬ای از فضاهای مجزا ولی مرتبط که اتاق¬ها و تالار¬های مجازی نامیده می¬ شوند و برای هر کدام از اتاق¬ها صفحه¬ ای اختصاصی بر روی آن در نظر گرفته شده است. هر کدام از اتاق¬های مجازی برای فعالیت¬های خاصی با موضوعی خاص در نظر گرفته شده که گروهی از همکاران با علاقه ¬های مشترک در آن فعالیت می کنند. با عضویت در جامعه، اتاق و گروه خود را نیز برای فعالیت انتخاب می¬ کنید. فعالیت¬های گروهی در هر یک از این اتاق¬ها بر روی صفحه اختصاصی در وبسایت جامعه بازتاب و انعکاس می¬ یابد. از آنجا که محیط کار ما در فضای مجازی است، اغلب فعالیت-های ما محدود به ایمیل فرستادن به اتاق و اظهار نظر درباره¬ ی موضوعاتی است که در دستور کار خواهند بود. بنابراین در جامعه بیشترین و مهمترین مسئولیت اعضا، سهیم کردن نظرات و آرای خود با سایرین از طریق ایمیل است. ایمیل می ¬فرستیم، نظر می دهیم، نقد می کنیم، ایده و پیشنهاد مطرح می¬ کنیم، در تصمیم گیری¬ها مشارکت می¬ کنیم و با ایمیل رای می دهیم. به همین سادگی.

.

 

لینک مطلب:  https://sites.google.com/site/societyforiranianarchaeology/organization

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

Siegel des Deutschen Archäologischen Instituts (© DAI)

شعبه مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI ) در تهران واقع در منطقه الهیة تهران، دارای کتابخانه‌ای‌ است که در آن بیش از ۱۲۰۰۰ جلد کتاب برای استفاده رایگان دانشمندان ایرانی، بین المللی و دانشجویان نگهداری می‌شود. در اینجا کلیه انتشارات مربوط به حفاری‌های باستانشناسی اریش اشمیت در پرسپولیس و نسخ اصلی کارهای ارنست هرتس‌فلد در سال ۱۹۲۸ از مجموعه کتابهای «گزارش‌های باستان شناسی از ایران و توران» موجود است. علاوه بر این، این کتابخانه اقدام به گردآوری نشریات و کتب باستانشناسی ایرانی و خارجی نیز می‌نماید.

این کتابخانه ، هسته اصلی اداره قدیم باستانشناسی در تهران است که ابتدا به صورت رسمی در سال ۱۹۶۱ تاسیس گردید و سپس در سال ۱۹۹۶ به شعبه اداره اروپا-آسیایی مؤسسه باستانشناسی آلمان ( DAI) تبدیل گردید. به واقع، قبل از تأسیس این اداره و در سال ۱۹۵۸ اولین تحقیقات باستانشناسی به صورت منظم و هدفمند بر روی بنای معروف تخت سلیمان متعلق به دوره ساسانیان که امروزه جزو میراث فرهنگی جهان به شمار می آید، انجام شد. چندی بعد تحقیقاتی در محدوده نقش برجسته معروف داریوش متعلق به دوره هخامنشیان در بیستون، در قلعه ای قدیمی واقع در منطقه بسطام و در قصر ساسانی قلعه دختر در فیروزآباد انجام شد.

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI) پس از سال ۲۰۰۰ تحقیقات منطقه ای خود در ایران را از سر گرفت. اولین پروژه همکاری با سازمان میراث فرهنگی ایران، تحقیق بر روی محل سکونت صنعتگران فلز به نام آریسمان در نطنز بوده است. سپس بنا به درخواست و با همکاری سازمان میراث فرهنگی ایران طی

سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ عملیات حفاری در درة بولاقی واقع در پاسارگاد که در مسیر ساخت سد آب قرار داشت، انجام گرفت. نتایج تحقیقات بسیار دور از انتظار بودند: بجای یافتن محل سکونت نمادها متعلق به هزاره ۵ قبل از میلاد، سفال های بسیار ارزنده ای کشف شد که طرح های تزئینی بی بدیلی نیز بر آنها نقش بسته بود.

مؤسسه DAI در کنار تحقیقات منطقه ای، مبادرت به انتشار تحقیقات باستانشناسی نیز می نماید. هرساله مجله «گزارشات باستانشناسی از ایران و توران» و نیز رساله هایی با نام «باستانشناسی در ایران و توران» به چاپ می رسد. در حال حاضر نتایج عملیات حفاری آریسمان آماده چاپ می باشد.

شعبه مؤسسه DAI در الهیه تهران، بستری برای پروژه های تحقیقاتی باستانشناسان آلمانی در ایران و نیز مکانی برای تبادلات علمی می باشد. همکاری نزدیک با اساتید دانشگاه ها و سازمان میراث فرهنگی ایران بخصوص برای دانشمندان جوان این فرصت را فراهم می نماید تا معلومات خود را در چهارچوب

پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا تعمیق بخشند. اینگونه بود که تا به حال تعداد زیادی کار علمی به سرانجام رسیدند که ماحصل پروژه های تحقیقی در آریسمان، وشنووه و بولاقی بودند.

تحقیقات، آموزش و تبادلات علمی ۳ ستون اصلی کار علمی در DAI ایران می باشند و ما در تلاش هستیم که در آینده این فعالیت های علمی را گسترش دهیم. سال آینده، شعبه مؤسسه DAI پنجاهمین سالگرد تأسیس خود را جشن خواهد گرفت. این خود دلیلی کافی برای برنامه های جدید می باشد.

لینک مطلب:

http://www.teheran.diplo.de/Vertretung/teheran/fa/06__kultur/Kulturbeziehungen/KulMit__DAI__S.html

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان با همکاری انجمن علمی باستان شناسی ایران، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان و پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری هگمتانه در نظر دارند تا دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران را در تاریخ ۱۰ و ۱۱اردیبهشت ماه در شهر همدان برگزار نمایند. محورهای همایش در پوستر قید شده و به زودی مهلت ارسال خلاصه مقالات اعلام خواهد گردید.

لینک مطلب: اطلاعیه ها/همایش-مطالعات- باستانشناسی-غرب-ایرانhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 13/10/1391

 

همایش ملی باستان شناسی ایران/ همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

 

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی:13/10/1391

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید.:

http://anthropology.ir/node/11294

 

واژگان یک فرهنگ (28): «باستان شناسی» : چشم اندازهای پرچالش

در موقعیت پیجیده ای که در بخش های پیشین مربوط به واژه «باستان شناسی» از آن سخن گفتیم و سه سطح محلی (قومی)، ملی و جهانی را پیوسته در روابطی پیچیده با یکدیگر قرار می دهند، قرار گرفتن آثار باستانی پیش از اسلام  در همان پهنه شناختی و  مادی و موزه نگارانه ای که آثار  پس از اسلام ،  به خودی خود امری  بیشتر مثبت به حساب می آمد تا منفی زیرا امکان می داد  پروژه هویت  ملی برای  به دستیابی به دولت ملی هر چه بیشتر به تحقق برسد. هر چند این امر آثار سوء خود را نیز داشت که مهم ترین آنها در  بالا گرفتن نسبی و البته محدود و قابل کنترل رابطه فرهنگ های قومی و  پیرامونی با فرهنگ مرکزی فلات ایران و تشدید شووینیسم های  باستان گرای فارسی زبان از یک سو، و قوم گرایی های ملی گرایانه غیر فارسی زبان از سوی دیگر بود.

از این رو میراث باستانی  هر چه بیشتر به موضوع نزاعی سیاسی میان این دو گروه تبدیل شد، در عین حال که  سیاسی شدن همه پدیده ها این بخش را نیز محفوظ نگذاشت: مخالفان ادعا می کردند که  مسئولات نسبت به آثار باستانی بی توجه هستند،  و مسئولان گاه برای  نشان دادن خلاف این امر نه فقط دست به اقدامات چشم گیری (نظیر آوردن لوح کورش به ایران و به نمایش گذاشتن آن)(1389/ 2011) بلکه حتی بیان برخی از عبارات و  گزاره ها ( در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد) می زدند که نه برای  سنت گرایان قابل قبول بود و نه برای باستان گرایان، زیرا گروه نخست در آن  پر رنگ کردن  گذشته ای  غیر اسلامی و در نتیجه ضربه زدن غیر مستقیم به باورهای دینی را می دیدند و گروه دوم، نوعی  سودجویی برای بهره بردن از بالا گرفتن احساس های ملی برای  هدایت کردن آن به جهت مورد خواست خود. بهر سو سیاسی شدن مفهوم باستان شناسی،  که روندی  اساسی در طول  دستکم 50 سال اخیر بوده است، ظاهرا همچنان ادامه دارد و در دهه 1380 شدت بیشتری به خود گرفته است و می توان  نمونه های آن را به صورت گسترده ای در  نزاع میان  ملی گرایان و قوم گرایان و گروه های اسلامی و سایر خطوط سیاسی  به ویژه در هر گروه میان عناصر افراطی و تندرو آنها به خوبی مشاهده کرد. هر بار نیز که مسئله ای در رابطه به «میراث فرهنگی» مطرح می شود این امر  قابلیتی  بسیار بالا برای تبدیل شدن سریع به یک موضوع سیاسی را نشان می دهد که لزوما امری مثبت نیست و می تواند اثرات منفی کوتاه و دراز مدت داشته باشد.

نمونه ای از این امر را می توان در شکل گیری ادبیاتی در بسیاری موارد کاملا خیالی و تمثال شناسی های اسطوره ای و باز هم خیالین تر درباره گذشته های ایران باستانی دید که بر روی شبکه های اینترنتی در گردش هستند و واکنش های تندی که  قوم گرایان نسبت به آنها نشان می دهند و یا موضع گیری هایی که نفع یا به زیان  نویسندگان و روشنفکران و ادبای گذشته ایران در باز هم در همین رابطه انجام می شود و گویای  نوعی زمان پریشی (anachronism) روشن و ندانم کاری نسبت به پدیده باستان شناسی است.

در کنار این امر مفهوم باستان شناسی در ادبیات مردمی و ادبیات دانشگاهی، با دو گونه آسیب شناسی کاملا متفاوت  دست و پنجه نرم می کند. در میان مردم، باستان شناسی و  آثار باستانی ، هنوز در بسیار موارد با مفاهیمی چون «عتیقه» و «زیر خاکی» پیوند خورده است که خبر از پولی شدن این حوزه می دهد. سود جویی قاچاق چیان  آثار باستانی و راه یافتن گروهی از  این آثار به حراج های عمومی و خصوصی بین المللی که نشان می داد،  غارت آثار هنوز به صورت های مختلف به وسیله قدرت های بزرگ در جریان است، نمی توانست و نمی تواند سهم، کژرفتاری های بومی ، از جمله نگاه سودجویانه و پولی به این آثار را که هنوز متاسفانه در میان بخشی از مردم وجود دارد و می تواند به چنان رفتارهایی امکان بدهد را  پنهان کند.  شکل نگرفتن یا شکل گرفتن هنوز ضعیف اخلاق شهروندی و احساس تعلق ملی، سبب شده است که هنوز در مناطق اصلی باستان شناسی شاهد ضمانتی مردمی برای محافظت از آثار نیستیم. از سوی دیگر ، برخی از مسئولان نیز در حوزه هایی همچون توسعه شهری و انرژی هنوز  مسئله میراث تاریخی را درونی نکرده اند و نگاه لازم و جدی را به آن ندارند که این امر خود سبب پدید آمدن گاه به گاه  مشکلات و تنش هایی می شود که با ساختن یک سد، یک بنا یا  برخی دیگر از ساخت و سازهای زیر بنایی یا شهری شاهدش هستیم و اغلب بسیار سریع جنبه سیاسی به خود می گیرند و بر شدت آسیب می آفزایند. این امر البته به موازات خود و به دلیل وجود درآمدهای نفتی،  شاهد پدید آمدن نهادهایی چون کرسی های دانشگاهی، مجلات تخصصی و نهادهای رسمی و غیر رسمی در این حوزه نیز بوده است که اغلب همچون رشته های دیگر از نظرات و روش های بسیار قدیمی در زمینه علمی تبعیت می کنند و حداکثر می توان نام موزه گرایی های جدید بر آنها گذاشت، هر چند  تعداد اندکی از باستان شناسان نسل جدید به شدت درگیر تلاش برای تغییر این وضعیت هستند. از طرف دیگر، موقعیت و پرسمان مناقشه برانگیز باستان شناسی ایران در خارج از ایران یعنی به ویژه در فرانسه، ایتالیا و آمریکا نیز که اغلب به وسیله مهاجران نسل اول و دوم و تعداد اندکی از غیر ایرانیان ادامه دارد را باید به این وضعیت اضافه کرد که این بحثی دیگر را می طلبد.     

بنابراین شاید بتوان در یک کلام گفت که ایدئولوژیک شدن و سیاست زدگی و پولی شدن روابط مربوط به باستان شناسی  در صد سال اخیر بزرگترین ضربات را به این مفهوم وارد کرده اند زیرا مانع درونی شدن آن و شکل گرفتن ذهنیت های متعارفی در میان مردم و نخبگان در این زمینه گردیده اند. و این در حالی است که امروز بیش از پیش می دانیم که نمی توان در جهان ، موقعیتی  در زمان «حال»  داشت و چشم اندازی نسبت به «آینده» بدون آنکه از  ابزارها و  میراثی برای ساختن  گذشته خود و  مکان های حافظه آن برخوردار بود.             

 

بخش های پیشین:

واژگان یک فرهنگ (1): «خودرور»، پیاده ها و سواره ها
http://anthropology.ir/node/12989

واژگان یک فرهنگ (2) : «پیکان» ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
http://anthropology.ir/node/13061

واژگان یک فرهنگ (3): «خانه» : وداع با جهار دیواری
http://anthropology.ir/node/13146

واژگان یک فرهنگ (4): «آپارتمان»: «زندگی میان زمین و آسمان»
http://anthropology.ir/node/13213

واژگان یک فرهنگ(5): «برق»: روشنایی های شهر
http://anthropology.ir/node/13381

واژگان یک فرهنگ (6): «برق»: زندگی زیرچلچراغ ها
http://anthropology.ir/node/13471

واژگان یک فرهنگ (7): «طب»: جادوگران و اشرافیت جدید
http://anthropology.ir/node/13550

واژگان یک فرهنگ (8): «پزشکی»: شکاف بزرگ
http://anthropology.ir/node/13624

واژگان یک فرهنگ (9): «حمام»، وداع با خزینه
http://anthropology.ir/node/13779

واژگان یک فرهنگ (10): «حمام»، زیر دوش آب سرد
http://anthropology.ir/node/13873

واژگان یک فرهنگ(11): «کفش»: گیوه های گم شده
http://anthropology.ir/node/14014

واژگان یک فرهنگ (12): «کفش»: گیوه های بازیافته
http://anthropology.ir/node/14100

واژگان یک فرهنگ(13): «پول» : کاغذ های قیمتی
http://anthropology.ir/node/14175

واژگان یک فرهنگ(14): «پول»: جدال اخلاق وثروت
http://www.anthropology.ir/node/14230

واژگان یک فرهنگ (15): «تلفن» صدای «دیگری»
http://www.anthropology.ir/node/14263

واژگان یک فرهنگ(16): «تلفن» [همراه]: وقتی «هیچ کس تنها نیست»
http://www.anthropology.ir/node/14279

واژگان یک فرهنگ: (17): «سواد» : ما بی سوادان!
http://www.anthropology.ir/node/14327

واژگان یک فرهنگ(18): «سواد» ، ما با سوادان
http://anthropology.ir/node/14376

واژگان یک فرهنگ(19) : «کت و شلوار»: فرنگی های ما
http://anthropology.ir/node/14482/edit

واژگان یک فرهنگ(20): «کت و  شلوار»: باب همایون در اوج
http://anthropology.ir/node/14646

واژگان یک فرهنگ(21): «پاتوق» : در گرد و غبار قهوه خانه ها
http://anthropology.ir/node/14757

واژگان یک فرهنگ (22): «پاتوق» ، قهوه و اینترنت
http://anthropology.ir/node/14892

واژگان یک فرهنگ (23): «مجسمه»: از میدان تا سقاخانه
http://anthropology.ir/node/15061

واژگان یک فرهنگ (24): «مجسمه»: از پارک های خیابانی تا حراج های بین المللی
http://anthropology.ir/node/15241

واژگان یک فرهنگ (25) «زلزله»: صدای پای مرگ
http://anthropology.ir/node/15463

واژگان یک فرهنگ (26)«باستان شناسی»: ویرانه های بی معنا
http://www.anthropology.ir/node/18255

واژگلت یک فرهنگ (27)«باستان شناسی» : در میانه راه
http://www.anthropology.ir/node/18307
 

 

پرونده ی «ناصر فکوهی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9132

 

 

شاخه اصلی

نظریه

نامه های دو باستان شناس زن ایرانی از دو سوی جهان به هم(2): راهکارهایی برای شناخت دوباره جهان

روزهای غریبی است آنجا که ذهنم شروع می کند به مقایسه آنچه در پیشینه ام هست و آنچه می بینم. درک من گویی از جهان از حالتی به شدت انتزاعی به حالتی به شدت عینی می رسد و بر می گردد. کاش تو بتوانی با آن همه که جهان دیده ای چیزی بگویی که جهانم عینی شود.

برلین-5 خرداد 1392

 

فرناز عزیزم

روزهای غریبی است آنجا که ذهنم شروع می کند به مقایسه آنچه در پیشینه ام هست و آنچه می بینم. درک من گویی از جهان از حالتی به شدت انتزاعی به حالتی به شدت عینی می رسد و بر می گردد. کاش تو بتوانی با آن همه که جهان دیده ای چیزی بگویی که جهانم عینی شود.


فرناز...
از باستان شناسی به شدت ناسیونالیستی ایران آمدم تا جایی دیگر را تجربه کنم اما باستان شناسی آلمان انگار جایی در زمان متوقف مانده است. حیرت آور است این همه فلسفه که از در و دیوار و نام خیابانهای این شهر می بارد و آنکه تاثیری ندارد بر باستان شناسی اش, حال آنکه موسسه فلسفه تنها سه کوچه با موسسه باستان شناسی فاصله دارد.
هنوز هم موزه ها پر هستند از شی. شی هایی که با دید زیبایی شناختی انتخاب می شوند انگار هیچ کس نمی فهمد که تاریخ فرایند است   یا می فهمد و وقعی نمی نهد. گاهی از تقابل و تضاد موزه های باستان شناسی و موزه های تاریخ معاصر متحیر می مانم. موزه های تاریخ معاصر انگار تحلیلی هستند از آنچه رخ داده اما موزه های باستان شناختی موزه های زیبایی شناختی اند. مهرهای زیبا, شمشیرهای زیبا و زیباترین صحنه درآوردن روده های دشمن توسط نارامسین...
انگار به شکلی علمی باور شده که خاورمیانه زیباترین شکل خشونت را دارد و جهان به تماشای این زیبایی "تاریخی شده" نشسته است.

من اما درد دارم از حضور این همه خشونت زیبا شده در فضایی که کار می کنم. هفته پیش همکاری آمد توی اتاقم و راحت در مورد برندگی شمشیرهایی که در موردش پژوهش می کند گفت. گفت می خواهد عکسهایشان را به من نشان دهد درست انگار رفته باشد کنار دریا و بخواهد مجموعه صدفهایش را به من نشان دهد. من اما برانگیختم: این شمشیرها روزی کسی رو کشته!!! اینها آلت قتاله اند...

تصویر این آدمها از خشونتی که جایی در تاریخ مانده, تصویر تلویزیونی است مثل خشونت در سوریه. اما خشونتی که در سرزمین خودشان رخ داده برایشان عینی است...هنوز یک نسل نگذشته و همین است که به موزه تاریخ برلین که می روی "نازیسیم" زیبا نیست, نازیسم تامل برانگیز است.

وقتی "زن" باشی بدتر می شود, انگار دیگر خشونت در حد سانتی مانتالیسم می آید پایین. انتظار می رود در سخنرانی در باب خشونت ساختاری اینطور حرف بزنی: آه..این شمشیر است و زیبایی آن چشم مرا گرفته!!!


فرناز من! 

خشونت خشونت است. دو ماه پیش وقتی با صدای خشن و گرفته, چهار نسل خشن خودمان را سخنرانی کردم خودم هم فهمیدم که تصویر زنانگی ام را مخدوش کردم...اما مهم نبود. کسی نمی بیند که وقت روایت این خشونت ناخنهایم را به دستهایم می فشارم, درد من درد خشونت را کم می کند... زن می تواند خشونت را روایت کند همین است که جایی در اسطوره های ما آبتین می میرد و فرانک راوی خشونت می شود.

باستان شناسی آلمان هم مثل باستان شناسی ایران دامنش را جمع می کند که به گودال خون و گل گیر نکند. هر روز با لباسهای اتو شده می رود توی دفترش و اشیای روی میز را می بیند و می نویسد. سه ماه هم در سال می رود حفاری توی عراق یا ایران و adventure را تجربه می کند. هنوز یک جای ذهنم آن جمله همکار فرانسویمان هست که به خانه ما که رسید توی تهران گفت:l'aventure commence ...

انگار در این باستان شناسی سانتی مانتال شی محور خشونت اعمال شده بر تاریخ هم بازتولید می شود....هر روز بازتولید می شود. اینطور که تو می توانی روزها با شمشیرها ور بروی و شب بروی توی زاوینی پلاتز , موتزارت گوش کنی و آبجو بنوشی و بعد هم بخوابی تا فردا صبح...

این باستان شناسی اگر استعمار کننده نیست چه چیز دیگر هست؟

همین هست که هر روز را با طعم تلخ "چگونه از استعمار برهیم" می زیم...

فرناز من! این باستان شناسی دیگر حتی ابزار حاکمیت ها نیست, دیگر حتی فاشیستی هم نیست که با ابزار تولیدی اش بشود آدم کشت یا لهستان را فتح کرد یا نژاد آریایی ساخت.ین باستان شناسی خود شی تاریخی فسیل شده ای است که آنقدر زشت و بی قواره است که هیچ موزه ای حاضر به نمایشش نیست....

 

 

فرناز خطیبی

توکیو اول ژوئن ٢٠١٣

 

 

لیلای عزیزم

اولین باری که کتاب بینوایان رو تو دست گرفتم، از کتاب جذاب تر ، مقدمه بلند و نطق غرای هوگو در نکوهش ساختار سلطنت، جمهوری فرانسه، بود، نقد هوگو به ساختار کج و کوله سرمایه داری جمهوری سلطنتی فرانسه بود، مقدمه ای که به نظر من خوندنش برابر بود با درک وضعیت اسفبار جمهوری که هوگو دیده بود. داستان بینوایان هم تمثیل انسانی اون مقدمه بود، خیلی گشتم تو اینترنت ولی گویا چاپ فارسی اون نسخه کامل بینوایان دیگه وجود نداره، خلاصه اش هوگو میگه: حکومت در دست افرادیه که هر کدوم سر جای خودشون نیستند، یکی خرد داره لیاقت نداره، لیاقت داره، توان نداره، اونی که توان و مال داره، جسارت نداره و میاد این صفات رو جلو تا تمام داشته های خوب به صفات منفی تبدیل میشن و آدمهایی صاحب قدرت میشن، که ضعیف النفس اند و جیب های بزرگ و افکار پست دارند، هوگو میگه این آدما خط سیر خودشون رو دارند و گردونه حکومتشون از روی استخونها و عضلات افراد ضعیف عبور میکنه، اما نکته اصلی رو در آخر میگه و اونمهم اینکه تاریخ همین گردونه است که روی عضلات مردم زیر دست سواره،: تاریخ ارابه سه چرخیست که در مسیر حرکت دچار شکستگی شده و از حرکت بازمانده است؛ نگاه هوگو تلخه و متعلق به شرایط اونزمان ولی در جواب باستان شناسی ملوس و نازی که حافظ و توجیه کننده خشونته و با بی انگارگی ،شی خشن و کارکردش رو فراموش میکنه و زیبایی ساخت و کمیتش رو توصیف میکنه، همین برداشت از تاریخ رو میتونم بگم... تاریخی که روایت مادیش رو باستان شناسی ما میگه ، تاریخ همین آدمهاست که بردند، کشتند و ابزار اونهاست که تاریخ رو شکل داده، باستان شناسی فاقد نقد تاریخیه و به شکل بدبینی توجیه کننده و حافظ خشونت، از معابد کشتار و قربانی تا موزه بمب، و این وسط تکلیف کشته شده چیه؟ هیچ. چه چیزی از اون در دسترسه؟ هیچ.

اینجا هم وضع بهتر نیست هنوزم داشتن شمشیر سامورایی قداست داره و ارزش شمشیر اصیل به تیزی اونه، یعنی زدن پرکاهی در هوا، کشتن در یک آن با سریعترین ضربه و عجیب نمایش این همه ابزار کشتار بی نقد کشتن و نوشتن آمار و ارقام کشتار اونها و ستایش صاحب خونریز، میدونی که قیمت اونها بیش از یک ملک میتونه باشه و ارزششون به میزان خونیه که باهاشون ریخته شده، و موزه ها مفتخر به آلات قتاله و روایت گر کشتار ؛ لیلا! این شمشیر اینجا مقدسه، مثل خیل اشیا خشن تو خیلی از جاهای دنیا، یادمه تو موزه توکوگاوا در ناگویا-یکی از شوگانهای خیلی قدرتمند البته من میگم خیلی قاتل- از تمام وسایلی که می تونستن در ورودی موزه قرار بدهند یک شمشیر خیلی بلند با دسته و غلاف و چندتا خنجر و تیر و چندتا شمشیر سامورایی کوچکتر بود...خوش اومدین این موزه ی تاریخ کشتار یکسری به دست یک سری دیگه است؛ مسئله این نیست که اون شمشیرا چون شی تاریخیند مهم هستند، تو اون موزه تنها چیزی که نبود ارزش تاریخی و کهنه بودن ابزار بود، شمشیرها نیمی از موزه و شی مقدسی بودند که ارزش اون به تیزی و کشندگیشه: خشونت مقدس که اینجا بیداد میکنه البته در همه حالات مرد حافظ و ضامن خشونته و زن همون عنصر ضعیف و ناز جایی با صدها متر پارچه سرگرمه....
روایت تو از ادونچر ملموسه و ملموس این که بارها از مردم دنیا شنیدم خاودمیانه ادونچره، بهترین تصور ازش ایندیانا جونزه و بدترین چیزی تو مایه های سیصد؛ در نامه ای جدا برات از تصورات ژاپنیا از پرشیا میگم؛ ملغمه ای عجیب؛ سال 2009 با اوج گرفتن درگیریها، وقتی استاد فرانسویم ازم خواست براش تعریف کنم واکنشش خیلی جالب بود، من داشتم براش از خشونت میگفتم و مرگ ؛ برای تسلی من و اینکه درک میکنه گفت ما تو فرانسه این حوادث رو داشتیم؛ دوره اشغال پاریس پدربزرگ و مادربزرگ من عین این حرفها رو میگفتن؛ لیلا! ادونچر واقعی من بودم براش؛ حرفهای من حافظه تاریخی استادم شده بود تا ادونچری رو که در خاطرات نسل قبل شنیده بود رو ببینه؛ من و جایی که ازش میام برای فرانسویها روایت گر بخشی از تاریخشون و دریچه تحلیل رویدادهای اجتماعیه؛ تاریخ مجسم، تاریخ زنده، ادونچر و خیلیها در دنیا یا از این ادونچر استقبال میکنند یا مثل رییس استرالیایی دوستم فکر می کنن اگه این منطقه رو حذف کنید از روی دنیا کل ادونچر دنیا میره تو هالیوود و همه با هم راحت زندگی می کنند.

لیلا!  خشونت و کشتار اونجایی که خودشون درگیرن و ادونچر می بینند مقدسه و باید نشون داده بشه و ستایش بشه ولی وقتی مربوط به بقیه است جنگ و خونریزی و غارته…

 

نامه های دو باستان شناس زن (1)
http://www.anthropology.ir/node/18212

ایمیل دکتر لیلا پاپلی یزدی

papoli@gmail.com

 

 

 

شاخه اصلی

نظریه

ماخذشناسی باستان شناسی ایران (10)

شناخت و آگاهی از آثار و کتابهای چاپ شده یک حوزه علمی در یک کشور می تواند به راستی گویای تاریخ رشد و گسترش آن حوزه در آن سرزمین باشد. از این رو قصد بر آن است که برای شناخت بهتر تاریخ فرهنگی باستان شناسی در ایران به تدریج به معرفی کتابهای چاپ شده در این زمینه در ایران بپردازیم. بخش دهم ماخذشناسی باستان شناسی ایران در زیر ارائه می گردد:

  1. ابریشمی، فرشاد، علیمردانی، مریم (1387)، داریوش بزرگ افتخار تاریخ، ابریشمی‌فر
  2. ابوت، یاکوب (1387)، داریوش بزرگ، مترجم: عباسقلی غفاری‌فرد، تهران: موسسه انتشارات نگاه
  3. ارجمندی، هاشم (1386)، هخامنشیان، کرشمه
  4. استراوس، باری (1386)، سالامیس (سالامین): بزرگ‌ترین نبرد دنیای قدیم در سال 480 پیش از میلاد، مترجم: مریم بهرامی، بهزاد
  5. انصاف‌منش، مرتضی (1387)، منم داریوش، شاه بزرگ، مهرراوش
  6. ایران‌نژاد، ابوالفضل (1387)، آریانام: تاریخ و فرهنگ ایران باستان، خدمات فرهنگی کرمان
  7. آرین‌نژاد، شاپور (1386)، فرزند سرنوشت: زندگی شگفت‌انگیز کورش: از طلوع تا همیشه تاریخ، تهران: دنیای کتاب،سمیر، چاپ پنجم
  8. بارتر، جیمز (1387)، پارسیان، مترجم:  مهدی حقیقت‌خواه، تهران: ققنوس
  9. براسیوس، ماریا (1387)، تمدن درخشان ایرانیان، مترجم: محمود طلوعی، تهران: انتشارات تهران
  10. بروسیوس، ماریا (1388)، ایران باستان، مترجم: عیسی عبدی، تهران: نشر ماهی
  11. بریان، پیر (1386)، وحدت سیاسی و تعامل فرهنگی در شاهنشاهی هخامنشی، مترجم: ناهید فروغان، تهران: اختران
  12. بیگلری، هرمز (1385)، کتیبه جهانی بیستون، کرمانشاه
  13. پورعلی، محمدرضا، آفرینش‌خاکی، زهرا (1387)، کورش کبیر: پادشاه سرزمین جاوید، آهنگ قلم
  14. جعفری‌زوج، سیدمجتبی (1387)، منشور کوروش: نخستین فرمان جهانی آزادی ملل، رخشید
  15. جهانگیریان، عباس (1388)، اردشیر بابکان، تهران: مدرسه
  16. حیدری‌نیا، صادق (1387)، سیصد ضد سیصد: مروری بر روابط ایران و یونان از آغاز تا نبرد ترموپیل [به بهانه ساخت فیلم سیصد]، مهرراوش
  17. خدادادیان، اردشیر (1386)، تاریخ ایران باستان: اشکانیان ساسانیان، تهران: سخن، چاپ دوم
  18. خدادادیان، اردشیر (1386)، تاریخ ایران باستان: آریایی‌ها و مادها - هخامنشیان سلوکیان، تهران: سخن، چاپ دوم
  19. رامتین، ایرج (1387)، اسکندر مقدونی و جنایات و فجایع او در ایران و جهان، آیین تربیت،سنبله
  20. رامتین، ایرج (1387)، خشایارشا پادشاهی که به روی دریا پل زد، آیین تربیت،سنبله
  21. رامتین، ایرج (1387)، داریوش بزرگ و حفر کانال سوئز، آیین تربیت،سنبله
  22.  رامتین، ایرج (1387)، کوروش بزرگ و منشور حقوق بشر او، آیین تربیت،سنبله
  23. زهتابی‌ثابتی‌مقدم، محسن (1386)، مانی و مزدک، ندای ابهر
  24. سالمی‌فیه، کیوان(1387)،  سیر تاریخی آیین ایران باستان، زرین‌مهر
  25. شریعت‌زاده، سیدعلی‌اصغر (1387)، اندرزهای کورش بزرگ، پازینه
  26. شریعت‌زاده، سیدعلی‌اصغر (1388)، پاسارگاد و وصیت‌نامه کورش بزرگ، پازینه
  27. شریعت‌زاده، سیدعلی‌اصغر (1388)، سخنان شاهان هخامنشی در تخت جمشید، پازینه
  28. شریعت‌زاده، سیدعلی‌اصغر (1388)، فرمان کورش بزرگ: نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر (فارسی - انگلیسی فرانسه)، موسسه ‌فرهنگی‌ انتشاراتی ‌پازینه
  29. شعبانی، رضا (1386)، خشایارشا: پادشاه هخامنشی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی
  30. شهبازی، علیرضاشاپور (1388)، زندگی و جهانداری کورش کبیر، تهران: دنیای کتاب
  31. صالحی، کوروش، ایران آزاد، بامشاد (1387)، آریو برزن
  32. عطایی‌فرد، امید (1387)، منم کورش شاه جهان: نگرشی بر نوشتارهای تاریخی درباره شهریار هخامنشی، آشیانه کتاب
  33. قانعی، سعید ، عسگری، منصوره (1387)، کورش کبیر، ساحل،آوای عشق
  34. قانعی، سعید، عسگری، منصوره (1387)، داریوش بزرگ، ساحل،آوای عشق
  35. کاسب، عزیزالله (1387)، سیمای کوروش در صبحدم تاریخ، نشر محمد
  36. کاظمینی، کاظم (1386)، پدیده‌های باشکوه جوانمردی و مهرورزی دلیران ایران زمین: پاسخی به فیلم دروغین 300، آرویج
  37. کسروی، احمد (1388)، شهریاران گمنام، آیدین
  38. گزنفون، هرودوت، کتزیاس (1387)، مرز پرگهر: ایران، خورشید تمدن جهان: مزین به سرود ای ایران و زندگینامه سراینده سرود دکتر حسین گل گلاب، مهرفام
  39. محمدپناه، بهنام (1387)، نبردهای ایران با یونان و روم، سبزان
  40. مرادی‌غیاث‌آبادی، رضا (1386)، تمدن هخامنشی: سیزده گفتار در بررسی‌های هخامنشی همراه با نخستین گزارش فارسی از متن رویدادنامه کورش
  41. معظمی‌گودرزی، عزت‌الله (1386)، آرشام قهرمان ترموپیل (داستان 300)، ابریشمی‌فر
  42. معظمی‌گودرزی، عزت‌الله (1388)، فریدون و کاوه آهنگر و سرانجام ضحاک، صمدیه
  43. نادری، ناصر، نجفی، فرشته (1387)، آریو برزن، تهران: مدرسه
  44. نثری‌همدانی، موسی، نیکبخت، محسن (1387)، امپراتوری کوروش کبیر، کتاب پارسه
  45. نوذری‌فردوسیه، احمد (1387)، کورش، کتابیار
  46. ویسهوفر، یوزف (1387)، قیام گئوماته و آغاز پادشاهی داریوش اول، مترجم: هوشنگ صادقی، تهران: نشر اختران
  47. ویلهلم،  ولفگانگ (1386)، کوروش شهریار دادگر: بر اساس نوشته‌های هرودوت و گزنفون، مترجم: بهرام شالگونی، کریم طاهرزاده‌بهزاد، جامی
  48. هینتس، والتر (1386)، داریوش و ایرانیان: تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان، مترجم: پرویز رجبی، تهران: نشر ماهی
  49. هینتس، والتر (1387)، شهریاری ایلام، مترجم: پرویز رجبی، عباس اسماعیلی، تهران: نشر ماهی
  50. خیراندیش، عبدالرسول (1388)،  تمدن ایران باستان، تهران: مدرسه

 

شاخه اصلی

منابع و ماخذ

ماخذشناسی باستان شناسی ایران (9)

شناخت و آگاهی از آثار و کتابهای چاپ شده یک حوزه علمی در یک کشور می تواند به راستی گویای تاریخ رشد و گسترش آن حوزه در آن سرزمین باشد. از این رو قصد بر آن است که برای شناخت بهتر تاریخ فرهنگی باستان شناسی در ایران به تدریج به معرفی کتابهای چاپ شده در این زمینه در ایران بپردازیم. بخش نهم ماخذشناسی باستان شناسی ایران در زیر ارائه می گردد:

  1. ابونیاعمران، فرحناز (1386)، مانی، مزدک، شلفین
  2. احمدی، داریوش (1386)، دنیای ناشناخته‌ی هخامنشیان، جوانه توس
  3. آخته، ابوالقاسم (1385)، کوروش کبیر، درسانشر پیشرو
  4. آدمیت، فریدون (1386)، تاریخ فکر: از سومر تا یونان و روم، روشنگران و مطالعات زنان، چاپ سوم
  5. اسدبگی، حافظ (1385)، منابع و آثار باستانی ایران قبل از اسلام، برکت کوثر
  6. اعتمادسرابی، هاشم (1384)، اسکندر مقدونی در دو چهره تاریخ و ادب، مهر دامون
  7. اقبال، فرشید (1385)، ایران باستان در یک نگاه، اقبال
  8. بیژن‌پور، علی‌اصغر (1385)، کوروش هخامنشی، اقبال
  9. پاتس، دانیل (1385)، باستان‌شناسی ایلام، مترجم: زهرا باستی، تهران: سازمان‌ مطالعه ‌و تدوین‌ کتب‌ علوم ‌انسانی ‌دانشگاهها (سمت)
  10. پوررضا، رسول (1386)، تاریخ تمدن و فرهنگ ایران باستان
  11. چایلد، ویر گوردون (1386)، آریایی‌ها، مترجم: محمدتقی فرامرزی، تهران: نگاه
  12. چولوخادزه، الکساندر (1384)، فهرست اسناد آرشیو‌های گرجستان درباره تاریخ ایران (اسناد فارسی)، مترجم: گودرز رشتیانی، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه
  13. خزاعی، رعنا (1384)، اردشیر اول، تهران: ابریشمی‌فر
  14. خزاعی، رعنا (1384)، اردشیر دوم، اردشیر سوم ، تهران: ابریشمی‌فر
  15. خزاعی، رعنا (1384)، خشایارشا ، تهران: ابریشمی‌فر
  16. خزاعی، رعنا (1384)، داریوش بزرگ ، تهران: ابریشمی‌فر
  17. خزاعی، رعنا (1384)، داریوش دوم ، تهران: ابریشمی‌فر
  18. خزاعی، رعنا (1384)، داریوش سوم ، تهران: ابریشمی‌فر
  19. خزاعی، رعنا (1384)، کمبوجیه ، تهران: ابریشمی‌فر
  20. خزاعی، رعنا (1384)، کورش کبیر ، تهران: ابریشمی‌فر
  21. خلیلی، عباس (1385)، کوروش بزرگ (بنیان‌گذار دولت هخامنشی)، تهران: موسسه انتشارات نگاه
  22. رستمی، محبوبه، فرودی نژاد، طاهره (1383)، کوروش، کودکی، پادشاهی، تهران: راهگشا
  23. روحی، مسعود، مبارکه، بهنام (1385)، تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام، فروهر
  24. زارع، مهدی، برومندی، غلامرضا (1386)، آوای پارسه: الکساندر مقدونی؛ حقایق ناگفته تاریخ، نوید
  25. زاهدی‌مطلق، ابراهیم، نساجی، امیر (1385)، آریو برزن، مدرسه
  26. سلطانی‌‌نژاد، مهدی (1385)، منم کوروش، پادشاه هخامنشی، دعوت
  27. شفا، شجاع‌الدین، سمسار، مهدی (1385)، ایران در اسپانیای مسلمان، گستره
  28. صبوری‌فر، فرهاد (1385)، روابط ایران و یهود در دوره هخامنشیان، نیکتاب
  29. صفی‌زاده، فاروق (1386)، پاسخ به تاریخ (پاسخی به فیلم ضدایرانی 300 از نگاه تاریخ و متون باستانی)، پیام آپادانا
  30. طالع، هوشنگ (1386)، تاریخ تمدن و فرهنگ ایران کهن، سمرقند، چاپ دوم
  31. طهوری، مهروش،  بیدقی،  حمیدرضا (1385)، ایران باستان: پاسخ به سوال‌های کودکان و نوجوانان، تهران: محراب قلم
  32. عزتی، امید (1384)، کوروش مسیح باستان، امید مهر
  33. فرشادمهر، ناهید (1385)، کورش هخامنشی: بنیان‌گذار ایران پهناور، نشر محمد
  34. فرشادمهر، ناهید (1386)، داریوش هخامنشی، محمد (ص)
  35. کریمی‌حاجی‌خادمی، مازیار، زندیه، حسن (1384)،  تاریخ ایران دوره اسلامی، موسسه‌فرهنگی‌انتشاراتی ‌رهپویان ‌شریف
  36. کریمی‌حاجی‌خادمی، مازیار، زندیه، حسن (1384)، ایران باستان، موسسه‌فرهنگی‌انتشاراتی‌رهپویان‌شریف
  37. کللی، قیصر (1386)، دومین منجی: نقدی بر کتاب دوازده قرن سکوت (برآمدن هخامنشیان)، پایان
  38. گروه نویسنگان (1386)، سفر به ایران باستان، مترجم: کامیار جولایی، جویا، چاپ دوم
  39. محمدپناه، بهنام (1385)، کهن دیار: مجموعه آثار ایران باستان در موزه‌های بزرگ جهان، تهران: سبزان
  40. مرادی‌غیاث‌آبادی، رضا  (1386)، نوروزنامه: پنجاه گفتار در زمینه پژوهش‌های ایرانی، نوید
  41. منشی، اشرف (1384)، عشق مهرگانی: جشنها و آیینهای مردم ایران و دوران باستان، تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی خاتم
  42. واقف، حسن (1386)، کوروش بزرگ: پادشاهی که از نو باید شناخت: که بود؛ از کجا آمد، پرسمان
  43. ویلهلم، ولفگانگ (1385)، کورش کبیر حکمران جهان، مترجم: کریم طاهرزاده‌بهزاد، تهران: دنیای کتاب
  44. یانگ، کایلر، گیرشمن، رومن (1385)، ایران باستان: پیشاتاریخ، عیلامیان، هخامنشیان، سلوکیان، پارتیان، ساسانیان، مولی
  45. یونگ، پیتریولیوس (1385)، پادشاه پارسی داریوش یکم، مترجم: داود منشی‌زاده، تهران: نشر ثالث

شاخه اصلی

منابع و ماخذ

گورستان و باورهای دینی درشهر سوخته

مقدمه: پیش از آغاز کاوشهای شهر سوخته ،بسیاری از باستان شناسان معتقد بودند که مهم ترین مراکز فرهنگی و تمدنی در میان رودان و جنوب غربی ایران واقع شده بودند ،ولی امروزه با کشفیات شهر سوخته و سایر محوطه های باستانی مهمی همچون تل ابلیس و تپه یحیی و شهداد تغییراتی کلی در نظریات ایشان حاصل شده است و شهر سوخته را از مهم ترین مرکز استقرار و در حقیقت مرکز اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی تمام منطقه در طی هزاره های سوم و دوم پ.م در آورده است. 

شهر سوخته کجاست ؟

شهر سوخته نام سلسله تپه های چسبیده و گسترده ای به ارتفاع 12 تا 18 متر ، که جهت این تپه ها از شمال به جنوب و طول آنها 2220 متر با پهنای 1090 متر است شیب این تپه ها از سوی مشرق به سوی مغرب است و در پایین آن گورستان شهر قرار دارد مساحت این شهر 151 هکتار است که در 56 کیلومتری راه زابل و زاهدان قرار گرفته است . نام امروزی شهر سوخته نامی جدید است و به نظر نمی رسد که پیشینه آن از حدود 150 تا200 سال باشد . از آن جایی که این شهر دست و کم طی دو مرحله از تاریخ خود دچار آتش سوزی بزرگی شده ، سطح آن سوخته و آثار خاکستر و سوختگی در جای جای آن دیده می شود و به این سبب از سوی مردم محل با نام شهر سوخته خوانده شده است.

موقعیت گورستان در شهر سوخته

گورستان این شهر در بخش جنوب غربی شهر ، خارج از محل مسکونی قرار گرفته و در سطح آن برخلاف منطقه مسکونی ،هیچ گونه آثار مادی فرهنگی دیده نمی شود .یکی از نکات مهم و قابل توجه که هر بیننده ای را در گورستان شهر سوخته به فکر وا می دارد جدا از تفاوت های معماری گور آداب تدفین است که به صورت های گوناگون در جهات مختلف و در حالت های متفاوت از هم ،دیده شده اند

آداب تدفین

قرار گرفتن اسکلت بر روی کتف راست ،چپ،تاقباز و یا در حالت دًمر و وارونه که مسلما بازگو کننده و پیام آور نکته هایی در آداب و باور های اعتقادی است ،خود به تنهایی یک مورد قابل تامل است قرارگرفتن دست ها،پاها و زوایای بین آن ها ، به نظر می رسد که حامل پیام های بسیاری از دنیای شهر سوخته هستند .در بررسی هایی که در این شهر به عمل آمده با یک شناخت کلی از انواع تدفین آن ها را بر اساس جنسیت و سن تفکیک کرده اند همچنین به صورت دیگر این یافته ها را بر اساس جنسیت و مرفولوژی جمجمه ها مورد سنجش قرار داده اند تا شاید از این طریق به تحلیلی نو دست پیدا کنند

آنچه که با استناد به کاوش های باستان شناسی به عنوان روش تدفین و یا آداب تدفین در دوره های پیش از تاریخ به آن اشاره شده است تدفین با پاهای جمع شده یا در اصطلاح تدفین های جنینی است این نامگذاری حالت نوزاد در درون رحم مادر را تداعی می کند.

شهر سوخته با تعداد انواع تدفین نشان داده است که آداب تدفین در عصر مفرغ نیز بسیار متنوع بوده است در این شهر کهن علاوه بر تدفین های جنینی اشکال گوناگون و متفاوتی از تدفین ها ثبت شده است در شناسایی آداب تدفین در شهر سوخته به امتداد تنه فوقانی در جهت جغرافیایی، جهت صورت ، جهت بالا تنه ،جهت پایین تنه ، طرز قرار گرفتن دست ها و پاها و زوایای بین آن ها فاصله زانو از اندام و فاصله پاشنه پاها از لگن توجه شده است .

اجساد مردگان شهر سوخته را با پارچه می پوشانیده اند جنس پارچه های استفاده شده برای پوشش مردان خشن تر از پارچه های زنانه است و موی سر برخی از زنان به طور استثنایی و به سبب قرار گرفتن در زیر قشری از نمک به طور شگفت آوری تا به امروز باقی مانده است

تدفین اجساد در این شهر به صورت انفرادی بوده است اما با این حال گورهایی نیز دیده شده اند که در داخل آنان دو اسکلت وجود داشته اند اما به نظر نمی آید که این گورها از نوع گورهای گروهی که در موندیگاگ دیده شده است باشند برای مثال گور شماره 112 نمونه ای از گورهای دو نفره است که مدفون شدگان در آن را یک بچه نا بالغ و یک زن سی ساله تشکیل می دهند که صورت به صورت خوابانده شده اند

خصوصیات گورستان

یکی از خصوصیات گورستان شهر سوخته را می توان همسان نبودن گورهای آن دانست  اختلافات اساسی بین قبور به شرح ذیل است .

  1. موقعیت و جهت اسکلت ها :اجساد معمولا به پلوی راست یا چپ خوابانده می شدند زانوهای آنان خم و جمع شده و معمولا به طرف صورت کشیده شده اند گاهی اوقات جسد با انحنای کمی در زانوها ، به پشت خوابانده شده است .
  2. شکل و جهت و انواع گورها :تا کنون پنج نوع گور متفاوت شناسایی شده که عبارتند از: گودالهای ساده ،گودالهای دو بخشی ،گودالهای سردابه ای ،سرداب های کاذب و قبور خشتی

انواع قبور   

الف) گودالهای ساده: این گونه گورها از نظر شکل خارجی قبور دارای شکل منظمی نیستند و به شکل های چهار گوشه ،راست گوشه و گاهی نزدیک به دایره پدیدار می شوند از این گورها یک بار و به ندرت دو بار استفاده می شده است و گاهی هم پیش می آمده که دو جسد را با هم در یکی از این گورها جای می داده اند که در این صورت اغلب یکی از این اجساد متعلق به کودکان بوده است.

ب)گودالهای دو بخشی : از نظر کلی شبیه به گودالهای ساده هستند اما شکل خارجی آن ها نزدیک به دایره

است اکثر این قبور در لایه سنگریزی قرار دارند و به وسیله تیغه ای متشکل از یک تا پنج خشت به دو بخش تقسیم شده اند اسکلت ها معمولا در بخش شمالی قبر و بخش جنوبی یا خالی است و یا بخشی از اشیای تدفینی را در بردارد در یکی از قبرها اسکلت یک بره به همراه اسکلت انسانی دفن شده بوده است این قبرها از نظر اندازه بزرگتر بوده و معمولا یک اسکلت و به ندرت دو اسکلت داشته است .

ج)قبور سردابه ای: گورها به صورت یک چاله زیر زمینی بیضی شکل در یک طرف کنده شده اند این دخمه یا چاله ها 180 سانتی متر گودی دارند در صورتی که عمق طرف دیگر این سردابه ها 120 سانتی متر تجاوز نمی کند بخش ورودی گورها با یک دیوار خشتی پوشانده شده است که خشتهای به کار برده شده درآن ها شبیه به خشتهای به کار برده در گودالهای دو بخشی است زمانی که در ورودی گور را با این خشتها می بست اند بخش دیگر یا دوم آن خالی می مانده است در تعدادی از این گورها که دوبار مورد استفاده قرار گرفته بودند بقایای اسکلت اولی و قدیمی تر را جمع کرده در این سردابه خالی دومی جای می داده اند سپس جسد جدید را در داخل گور اصلی جای می داده اند . اشیای تدفینی بیشتر در قسمت پایینی قسمت ورودی جای داده می شده اند

د)قبور سردابه ای یا سردابه ای کاذب: تفاوت این قبور با سردابه ای حقیقی در آن است که در اینجا به عوض ساختن سردابه ، ابتدا یک گودال معمولی می کنده اند سپس در یک طرف آن با خشت اتاقکی می ساخته اند . بقیه امور مربوط به تدفین و غیره شبیه قبور سردباه ای بوده است

هـ)قبور خشتی : تعدادشان نادر است شکل هندسی چهار گوشه است دیوارها با یک رشته خشت پوشیده شده است و مساحت داخل آنها به حدود 5/3 متر مربع می ریده است گور شماره 18 بزرگترن این گورها به شمار می رود و 120 سانتی متر و 210 سانتی متر طول و 70 سانتی متر عرض دارد این قبر  با استفاده از دو ردیف خشت ساخته شده و دیواره داخلی آن نیز با اندودی پوشانده شده است این قبر متعلق به مرد 50 ساله ای است که پیرترین نمونه انسانی است که در شهر سوخته پیدا شده است.

اشیا در قبور

اشیاء سفالی اصلی‌ ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، پارچه در قبور دیده می ‌شود.

در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می‌شود. پارچه ‌ها به سه شکل گوناگون در گورها دیده می‌شود:

1-به صورت کفن ،که مرده‌ها را در آن می‌پیچیده‌اند؛

2 -به شکل لباس زیر انداز و رو انداز؛

3 -کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن می‌گذاشتند.

کشف مهرهای استوانه‌ای و مسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساکنان شهر سوخته دارد.البته بیشتر مهرها در گورهای زنان شهرسوخته یافت شده که نشان می‌دهد اقتصاد این شهر در آن زمان در اختیار این قشر بوده است.

با کشف دو سبد حصیری در گورستان شهر سوخته در کنار گور دختر جوانی مشخص شد سبدها از جنس حصیری با استفاده از نی‌های دریاچه هامون بافته شده‌اند و به طور کامل سالم است. این دو سبد یا زنبیل تنها نمونه‌های واقعی در هزاره سوم قبل از میلاد است و در داخل این سبدها توده پارچه‌ای بسیار ظریف سوخته و نیز یک کیسه چرمی پیدا شده است. باستان شناسان دلیل سالم ماندن سبدهای حصیری در گورستان شهرسوخته را خاک مناسب و شرایط آب و هوایی این محوطه ذکر کرده اند .

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد . مطالعات اولیه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعی بوده است . همین مطالعات نشان می دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است . جنس و ماده ای که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده است اما به نظر می رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است ساخته شده است . در روی این چشم مصنوعی ریز ترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقیربا یک لوزی را تشکیل می دهدند در پیرامون مردمک دیده می شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می شده است . بررسی های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده است . اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده اند از ظرفهای سفالی ، مهرهای تزیینی ، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرقی . قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود 2800 سال بیش از میلاد و 4800 سال پیش از این می رسد .

از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.

این تخته نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطیل است. روی این تخته نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است. این تخته نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در یک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رایج در شهر سوخته یعنی از لاجورد، عقیق و فیروزه است.

نتیجه گیری

بر اساس آنچه در گورها پیدا شده است، آن ها به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داشته اند اما پی به وجود خدای واحد و یکتا نبرده بودند و این طبیعی است. آن ها عناصر طبیعت را هم نمی پرستیدند. گاو را ستایش می کردند و نور را هم به اعتباری می ستودند آنها جهت صورت و چشمان مرده را به سمت خورشید قرار می دادند. پس می شود گفت انسان ها در شهر سوخته عقیده و باور های دینی داشته اند .

منابع

1-سید سجادی ،سید منصور-1390-شهر سوخته-تهران-دفتر پژوهشهای فرهنگی

2-فروزانفر،فرزاد-1388-گزارش های شهر سوخته3(کاوش در گورستان مطالعات انسان شناسی1387-1376 )-تهران-اداره کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان

3- سید سجادی،سید منصور-1386-گزارش های شهر سوخته1 (کوش در گورستان1379-1376 )-تهران-اداره کل امور فرهنگی

4-سید سجادی،سید منصور-1374-باستان شناسی و تاریخ بلوچستان-تهران-سازمان میراث فرهنگی کشور

5-ویکی پدیا

ایمیل:asadi_zahra47@yahoo.com

 

 

 

شاخه اصلی

آزمایشگاه

دیرین انسان شناسی(1)

مقدمه:
گونه ما امروزه بر سیاره  زمین حمکرانی می کند و ما از هوش و ابداعات فرهنگی خود برای به چنگ آوردن هر نقطه ای از آن استفاده می کنیم. اما، پنج میلیون سال پیش، اجداد ما که چیزی به غیر از گپی های دوپا(Bipedal Apes) نبودند تنها محدود به مناطق اندکی در آفریقا بودند. این موجودات چه شکلی بوده اند؟ چه زمانی و چگونه آنها سفر تکاملی خود را آغاز کردند؟ قدیمی ترین فسیلهایی که از آنها به عنوان انسان تباران((Hominine یاد می شود همگی در آفریقا یافت شده اند. آنها در یک بازه زمانی از هفت میلیون تا چهار میلیون سال پیش قرار می گیرند و انواع مختلفی از این انسان تباران اولیه در آفریقا زندگی می کرده و در این قاره به طور وسیعی پخش شده بودند. این تصویری شگفت انگیز است که تمامی این اعضای نسبتاً اولیه در شجره خانوادگی ما در کنار یکدیگر برای میلیونها سال زندگی کرده اند، مخصوصاً زمانیکه تلاش می کنیم بفهمیم که چگونه آنها موفق شده اند با سازگاریهای متفاوت به این هم زیستی برسند. بیشتر این گونه ها منقرض شده اند. اما چرا؟ انسان تباران، در واقع از نخستی های قدیمی تر( که به دور[1] ایوسین[2] ((Eocene و اواخر میوسین[3] ((Miocene باز می گردد) تکامل یافته اند. فسیل های مربوط به نخستی  های پیش از انسان تباران شرایطی را فراهم می سازد که می توان در آن به تکامل پیش روی آن یعنی تبار انسان پی برد. در سالهای اخیر، دیرین انسان شناسان از کشورهای بسیاری سایتهای باستان شناختی  را در آفریقا مورد کاوش قرار داده اند و یافته های جدیدی بدست آمده است. اگر چه چون بسیاری از این یافته ها به تازگی حاصل شده اند، ارزیابی های دقیق هنوز در حال انجام هستند و نتایج آنها را باید با دیدی محتاطانه نگریست. البته یک چیز قطعی ست و آن این است که قدیمی ترین اعضای تبار انسان محدود به آفریقا بوده اند و زمانهای بسیار بعد است که اخلاف آنها قاره آفریقا را به سمت دیگر مناطق دنیای قدیم ترک کردند.

سازگاری با ایستادن روی دوپا:

در اینجا ما به شواهد آناتومیکی (یعنی ریخت شناختی[4]) برمی گردیم که به ما نشان می دهند که چه زمانی، کجا و چگونه حرکت روی دوپا آغاز شد. به لحاظ کارکردی، فرم حرکت انسان آشکارا به شکل راه رفتن با گامهای (بلند) است بطوریکه وزن بدن به طور متناوب روی یکی از پاها قرار می گیرد. تحقیقی روی خویشاوندان نخستی نزدیک به ما نشان می‏دهد در حالیکه اجداد ما هنوز بر روی درختان می زیسته اند به سازگاری با نوعی از قائم بودن بالا تنه دست یافته بودند. نخستی‏ها‏ی امروزی زمان های قابل ملاحظه ای را در هنگام غذا خوردن، تمیز کردن خود یا خوابیدن صرف نشستن به طور قائم می کنند و فرض بر این است که اجداد اولیه ما نیز رفتاری مشابه داشته اند. آنچه باعث شد این الگوها در حقیقت بروی زمین پیاده شوند و شکلی منحصر به فرد از زندگی که نهایتاً به انسانها منجر می شود آغاز شود هنوز ناشناخته است. احتمالاً انتخاب طبیعی به نفع بعضی از انسان‏سانان[5] دور میوسین عمل کرده که گهگاه برای یافتن غذا در جنگل و یا در حاشیه جنگلها بروی زمین می آمده‏اند. به هر حال، زمانی‏که آنها به زمین روی می آوردند و جای امن بلافصل خود بروی درختان را از دست دادند حرکت بروی دوپا می توانست یک امتیاز و مزیت فوق العاده به حساب آید.

مدل راه رفتن و حرکت ما در واقع خارق العاده و مشتمل بر نوعی فعالیت منحصر به فرد است که در آن بدن، قدم به قدم و مرحله به مرحله در شرف یک فاجعه است (نپیر،1967: 56). بدین صورت که، راه رفتن انسان در واقع فعالیتی است که در آن افتادن و از دست دادن تعادل مکرراً صورت می گیرد! مشکل حفظ تعادل بروی پای تکیه‏گاه است در زمانیکه پای دیگر بر روی زمین قرار ندارد. در حقیقت، در حین راه رفتن عادی، هر دوپا فقط 25% از کل زمان به طور همزمان بروی زمین قرار می‏گیرند و این شکل حتی زمانیکه ما سریع تر راه می رویم (و یا می دویم) کمتر نیز می شود. برای حفظ یک نقطه تعادل مرکزی در این شکل پیچیده از حرکت تغییرات شدید ساختاری-آناتومیک در الگوی اصلی حرکت روی چهار دست و پای نخستی‏ها لازم است. مهمترین آنها را به طور ساده میتوان بدین سان برشمرد: 1- تغییر کردن محل سوراخ اکسی پتیال[6] در سطح زیرین جمجمه (مدخلی که نخاع از آن عبور می کند). 2- اضافه شدن انحناهایی به ستون مهره ها که به انتقال وزن بالاتنه به استخوان های خاصره[7] (در حالت قائم) کمک می کند. 3- کوتاه شدن و پهن شدن لگن و تثبیت انتقال وزن. 4- بلند شدن پاها که نتیجه آن گامهای بلندتر است. 5- زاویه دار شدن استخوان ران به سمت داخل که زانوها و قسمت های پایین پاها را نزدیک تر به هم نگه می دارد و 6- تغییرات ساختاری بسیار در قسمت‏های پایین مچ پا مثل بوجود آمدن قوس طولی در کف پا و قرار گرفتن شصت پا به موازات دیگر انگشتان (بدین معنی که دیگر شصت پا برخلاف پای نخستی ها  به سمت بیرون نیست).

همانطور که می‏بینید، تکامل و در واقع تحول دوپا شدن انسان تباران به تغییرات ساختاری و آناتومیکی پیچیده ای نیاز داشت. در مورد مزایا وعلل این تغییرات و روی دوپا ایستادن به علت وجود شواهد اندک نمی‏توان با اطمینان اظهارنظر کرد اما آنچه به نظر منطقی میرسد درهم تنیدن شکل و فرم با کاربرد است که در طول نسلهای بسیار در روند تکاملی شکل می گیرند. با این وجود، زمانیکه عوامل رفتاری باعث شروع تغییرات ساختاری خاصی شدند، این روند تقویت شده، گسترده تر شده و به سمت جلو به صورت غیر قابل بازگشتی حرکت کرده است. پس وظیفه اصلی در تلاش برای درک و فهم قدیمی ترین اعضای تبار انسان شناخت ویژگی های آناتومیکی ست که بیانگر دوپا بودن هستند و اینکه توضیح دهیم که تا چه حدی این موجودات حرکت خود را به روی دو پا راه رفتن اختصاص داده بودند. از حداقل چهار میلیون سال پیش، تمام تغییرات ساختاری مهم در رابطه با دوپا شدن در انسان تباران اولیه آفریقا دیده می شود. به طور خاص، لگن، با تکیه بر نمونه هایی که به طور فوق العاده ای حفظ شده اند  نشان میدهد به شدت  در جهت نگه داشتن وزن (بالاتنه) در حالت قائم تغییرشکل یافته است. دیگر تغییرات ساختاری از چهار میلیون سال پیش در انسان تباران بوجود آمد و در بقایای نسبتاً کامل بالاتنه (به جز جمجمه) قابل مشاهده است. مدارک فسیلی مربوط به ساختار پای (foot) انسان تباران اولیه از دو سایت در آفریقای جنوبی بدست آمده است که مهترین آنها که به تازگی در واقع معرفی شده اند فسیلهایی از اشترک فونتن (sterkfontein) هستند (کلارک و توبیاس، 1995). این نمونه ها شامل چهار قطعه مفصل دار مربوط به قوزک پا و شصت پاست که نشان می دهد که پاشنه پا و قوس کف پا هر دو با وضعیت روی دوپا راه رفتن سازگار بوده اند. اما دیرین انسان شناسانی که این آثار را بررسی کرده اند(ران کلارک و فیلیپ توبیاس)[8] این موضوع را نیز مطرح می کنند که شصت پا انحراف به سمت بیرون دارد، یعنی خلاف الگویی که در مورد انسان تباران مشاهده می شود. اگر شصت پا واقعاً دارای این ساختار آناتومیک بوده است (که البته در مورد این مسئله شک و تردید و بحث وجود دارد) به احتمال زیاد از آن برای چنگ زدن (مثل بالا رفتن از درخت) کمک گرفته می شده است. این توانایی چنگ زدن به نوبه خود (مانند این توانایی در دیگر نخستی ها) انسان تباران اولیه را قادر می ساخت که از سکونت گاههای درختی استفاده و بهره برداری بیشتری کنند. در نهایت می‏توان گفت که از آنجا که تغییر شکل و دگرگونی آناتومیک همیشه همراه با یک سری مراحل حد وسط کارکردی پیچیده است، پایی که دارای توانایی زیاد برای چنگ زدن و از درخت بالا رفتن است به طبع در هنگام حرکت روی دوپا و به عنوان یک سطح محکم از پتانسیل کمتری برخوردار است و بنابراین برخی از محققین به انسان تباران اولیه به این شکل نگاه می‏کنند که بر خلاف انسان تباران بعدی و متأخرتر آنها به طور کامل ملزم به حرکت روی دوپا نبوده‏اند و البته مطالعه و تحقیق در این زمینه همچنان ادامه دارد.

سایت ها:

در مورد سایت های دیرین انسان شناختی نیز  باید گفت بیش از 90% فسیلهای انسان تباران اولیه تا به امروز از قسمتهای شرقی و جنوبی قاره آفریقا به دست آمده اند. در شرق این قاره، سایت های مربوط به انسان تباران اولیه در درّه شکافی بزرکی (Great Rift Valley) قرار گرفته اند که طول آن بیش از 2000 مایل است. کشفیات دیرین انسان شناختی در شاخه شرقی شکاف دره بزرگ در آفریقا از شمال اتیوپی، از میان کنیا و در نهایت تا شمال تانزانیا امتداد دارد. مناطق مهم در این شکاف دره که به طور کلی بیش از 2000 فسیل از انسان تباران در آنها یافت شده‏اند شامل منطقه بسیار ارزشمند میدل آواش (Middle Awash) در شمال شرقی اتیوپی (که خود شامل آرامیس (Aramis)، هادار (Hadar) و دیکیکا (Dikika) است) و در کنیا، کشفیات بسیار مهم در قسمتهای شرقی و غربی دریاچه تورکانا (Lake Turkana) و همچنین کمی به سمت جنوب از توگن هیلز (Tugen Hills) صورت گرفته است و در آخر، در شمال تانزانیا، سایت بسیار ارزشمند دیرین انسان شناختی دره الدوای Olduvai)) در طول دهه های متمادی مورد کاوش قرار گرفته و در کنار آن سایت لائتولی (Laetoli site) نیز فسیلهای مهم دیگری مثل ردپاهایی از انسان تباران را به دست داده که به طرز فوق العاده ای حفظ شده اند. آفریقای جنوبی نیز مکانی ارزشمند برای کشفیات انسان تباران اولیه بوده است. در طول 80 سال گذشته، دیرین انسان شناسان سایتهای متعددی را کاوش کرده اند که به طور کلی صدها نمونه فسیلی انسان تباران از آنها بدست آمده است. مهمترین سایتهای جنوب آفریقا تانگ (Taung)، اشترک فونتن (Sterkfontein) و سوارتکرنز (Swartkrans) هستند. از آنجا که بستر زمین‏شناسی در آفریقای جنوبی بسیار پیچیده تر از شرق آفریقاست، یافتن فسیل‏ها عمدتاً دشوارتر است و معمولاً به خوبی حفظ نشده اند و تخمین قدمت زمان سنجی بسیار مشکل است. اما، برخی نمونه های استثنایی نیز وجود دارند که یک اسکلت یافت شده در اشترک فونتن که به طور فوق‏العاده‏ای حفظ شده از این نمونه‏هاست. در بخشهای پیش رو به بررسی مختصر برخی از مهمترین این فسیلها و داستان بلند تحول انسان در طول قرون و اعصار بسیار دور می‏پردازیم.

 

مطلب فوق ترجمه و تلخیصی ست از کتاب:

Robert Jurmain, Lynn Kilgore, Wenda Trevathan, Russel L. Ciochon,(2009-2010), Introduction To Physical Anthropology.

 


[1] - Epoch

[2] - دور زمین شناختی از 55 تا 33 میلیون سال پیش

[3] - دور زمین شناختی از 23 تا 5.3 میلیون سال پیش

[4] - Morphological Evidence

[5] - Hominoid

[6] - Foramen Magnum

[7] - Hips

[8] - Ron Clarke and Phillip Tobias

 

شاخه اصلی

نظریه

باستانشناسی وهنر دوره اکد (دوره سارگن وجانشینانش)

فرمانروایان سومری در سراسر دوران سلسله های قدیم برای تسلط یافتن بر دولت-شهرهای انگشت شمار سومری با یکدیگر به رقابت پرداختند.برای آنها سومر منطقه میان سواحل دریا در جنوب وکیش در شمال بود،وآشور وماری،همچو ایلام، سرزمینهای بیگانه به حساب می آمدند.اما در حدود 2400ق.م.شاهزادگان سامی مقیم مرکز بین النهرین مسیر رویداد ها را دگرگون کردند.نه تنها سارگن وجانشینانش همه دولت-شهرهارا به اطاعت واداشتند،بلکه تمامی حوزه دجله وفرات را به انضمام بخشهایی از سرزمین های همسایه به تصرف در آوردند وبه خلیج فارس لشکر کشیدند، وبه این ترتیب نخستین امپراطوری بزرگ بین النهرین را بنیان نهادند برای نخستین بار دوبخش شمالی وجنوبی بین النهرین به صورت کشوری یکپارچه به هم پیوست ومنطقه وسیعی را از کوههای تاروس در شمال تا دریای سفلی(خلیج فارس) در جنوب،از کوههای زاگرس در شرق تا دریای مدیترانه در غرب زیر سلطه خود قرارداد. درنظر مردمان آن زمان، این منطقه که بیش از حد تصور بزرگ مینمود، چهار انتهای جهان راشامل می شد وعالم وجود بود. امپراطوری که سارگن بنیان نهاد حدود دویست سال دوام آورد،به دست نیرویی مرکب از فشار اقوام زاگرس نشین وشورش های درونی سرنگون شد، و این تجربه را بین النهرینی ها هرگز فراموش نکردند.به این معنی که باز یافتن وحدت بین النهرین ورسیدن به آنچه که ما آن را مرزهای طبیعی میخوانیم رویای همه پادشاهان بعدی شد.(مجید زاده،1388:90)
 

برای خواندن مقاله کامل در زیر کلیک کنید:

 

 

 

 

 

شاخه اصلی

نظریه

جنگ در پیش از تاریخ

«جنگ‌های پیش از تاریخ» اشاره به جنگ‌های دارد که در دوران قبل از (پیدایش) خط و قبل از وجود سازمان‌های بزرگ اجتماعی مانند دولت صورت می‌گرفت. جنگ‌های تاریخی با ارتش دائم در عصر برنز (Bronze Age) سومرها انجام می‌شد، اما جنگ‌های پیش از تاریخ ممکن است در برخی از جوامع، در دوره خیلی نزدیک‌تر انجام شده باشد. 
موضوع مورد بحث بین انسان‌شناسان و مورخان این است که چه زمانی انسان‌ها برای اولین بار شروع به جنگ کردند؟ پاسخ به این سؤال بستگی به تعریفی که از جنگ از دیدگاه خودشان ارائه می‌دهند، دارد.


جنگ بومی (Endemic warfare)
امروزه هنوز جوامع قبیله ای وجود دارند که بعضی از آن‌ها در زندگی خشونت‌های عظیمی را انجام می‌دهند، اغلب مورد یورش گروه های همسایه خود قرار می‌گیرند و یا توسط دیگران سرزمین، نان، زنان، و کالایشان با زور تصرف می‌شود. (البته) گروه ای دیگری مانند بوشمن هایِ (Bushmen) صحرای کالاهاری (Kalahari) هستند که در جامعة بدون جنگ و قتل‌های بسیار کم زندگی می‌کنند.
آنچه میان این گروه‌ها (که امروزه باقی مانده‌اند و اغلب مبارزه طلبند) مشترک است و به عنوان وضعیت جنگ بومی شناخته می‌شود، جنگ بسیار آیینی است، با تعدادی از تابوها و شیوه های که در جای خود تعداد تلفات و طول مدت درگیری را محدود می‌کند. درگیری بین جوامع قبیله ای در جنگ بومی ممکن است به دلایل مختلفی از قبیل فشار جمعیت و یا جنگ بر سر منابع، و حتی بدون هیچ دلیل آسان قابل فهمی، به تشدید جنگ واقعی در هر نسلی منجر شود.


عصر پارینه سنگی (Paleolithic)
فرضیة وجود دارد که قدیمی‌ترین جوامع شکارچی- گردآورندهِ (hunter-gatherer) هومو ارکتوس (Homo erectus)، احتمالاً به علت تراکم کم جمعیت بوده که موجب جلوگیری از درگیری‌های مسلحانه شدند. رشد پرتاب نیزه، همراه با تکنیک‌های کمین شکار، پتانسیل خشونت بین گروه‌ها را بسیار پٌر هزینه ساخت، (از سوی دیگر) فرمان اجتناب از درگیری، حرکت جدا گروه‌ها تا که آنجا ممکن بود موجب کاهش رقابت بر سر منابع شد. این رفتار در حدود 1.8 میلیون سال پیش، که مهاجرت آفریقا هومو ارکتوس تسهیل بخشید به عنوان یک پیامد طبیعی اجتناب از تعارض محسوب می‌شود. دورهِ «عصرِ پارینه سنگی بدون جنگ» تا ظهور انسان هوشمند در حدود دویست هزار سال پیش ادامه داشت، و احتمالاً تنها با تغییری در سازمان اجتماعی در عصر پارینه سنگی پایانی (Upper Paleolithic) به پایان رسید. در این مرحله، بسیجِ تمام اعضای گروه مرد در دستهِ حمله (به عنوان مخالف دستهِ شکار) به منظورِ حملات بامداد (سحرگاهی) بر یک چهارم گروهی که خواب بودند، از تغییر تاکتیکی از مدافعان به مهاجمان استفاده کردند، و در مورد مزایای استفاده از (حملات) غیر منتظره و برتری عددی سرمایه گذاری کردند. در بسیاری از نقاشی‌های عصر پارینه سنگی پایانی، هیچ تصویری از حملة افراد بر یکدیگر وجود ندارد. هیچ شاهد باستان شناسی از جنگ در مقیاس بزرگ شناخته شده تا در دوره اوریگنیشن (Aurignacian) وجود ندارد.


عصر پارینه سنگی پایانی (Upper Paleolithic)
اولین مدرک باستان‌شناسان که می‌تواند مربوط به نبرد در دوران پیش از تاریخ باشد، مربوط به دوره میانه سنگی (Mesolithic) در مکانی معروف به نام قبرستان 117 (Cemetery 117) می‌باشد. این نبرد را حدود ۱۴٬۳۴۰ تا ۱۳٬۱۴۰ سال پیش تخمین زده‌اند که مکان آن رود نیل در نزدیکی مرز بین مصر و سودان می‌باشد. در آنجا تعداد زیادی اجساد، همراه با پیکان‌های جاسازی شده در بدنه‌ایشان وجود داشت که این می‌تواند حاکی از آن باشد که آن‌ها ممکن است تلفات جنگی باشد. تعدادی پرسش درباره این نتیجه گیری وجود دارد که استدلال می‌کنند که این بدن‌ها ممکن است بیش از چندین دهه انباشته شده باشند و حتی ممکن است شواهدی از قتل عام باشد تا اینکه از جنگ واقعی. نزدیک نیمی بدن‌ها، بدن زن‌ها می‌باشد، و این حقیقت نیز باعث سؤال (و تردید) از جنگی در مقیاس بزرگ می‌شود.
با آغاز دوازده هزار سال ق. م و با توسعه تیر و کمان، گرز و قلاب سنگ، مبارزه‌ها تغییر شکل دادند. به نظر می‌رسد تیر و کمان مهم‌ترین سلاح در رشد جنگ‌های آغازین بوده است، چرا که این امکان حملة را می‌داد که با خطر بسیار کمتری به دشمن حمله کند، در حالی که استفاده از سلاح‌های مبارزة جنگی، خطر درگیری تن به تن را بیشتر می‌کرد. در حالی که هیچ یک از نقاشی غارها، از جنگ انسان‌های مسلح با گرز وجود ندارد، توسعه تیر و کمان همزمان است با اولین تصاویر جنگی سازمان یافته که شامل تصاویری واضح و روشن از دو یا چند گروه انسانی مهاجم به یکدیگر است. این اشکال در خطوط و ستون‌ها با یک رهبری درجه بندی شده متمایز در مقابل یکدیگر آراسته شده بودند. حتی بعضی نقاشی‌ها، تاکتیک‌های قابل تشخیصی مانند حمله پوششی و جناحی را به تصویر کشیده است.
جنگ به طور مستقل در نقاط دیگر جهان از چهار هزار سال پیش سرچشمه گرفته‌اند.


عصر نو سنگی (Neolithic)
نو سنگی دورة توسعه تکنولوژی بشر به صورت سنتی می‌باشد و زمانی است که استفاده از ابزارهای فلزی گسترش یافت و به صورت سنتی گسترش کشاورزی مطرح شد. با وجودی اینکه نو سنگی در زمان‌های مختلف در مکان‌های مختلف در سراسر جهان رخ داده است، شواهدی وجود دارد که جنگ در طول این دوره زمانی وجود داشته است. نو سنگی در مقایسه با عصرهای بعدی خود برنز و آهن، دارای شهرهای کوچک، سنگ در مقابل فن آوری فلزی و فقدان سلسله مراتب اجتماعی شناخته می‌شود. به صورت کلی شهرها غیر مستحکم بودند و در مناطقی که دفاع سخت بود، ساخته می‌شد.   
شواهد آشکاری از جنگ‌های نو سنگی در گودال مرگ تالهایم (Talheim Death Pit)در نکار (Neckar) (آلمان) وجود دارد که باستان‌شناسان بر این باورند که یک قتل عام قبیلة در حدود 7500 سال پیش انجام شده است. تقریباً 34 نفر (ابتدا) بسته شده بودند و (سپس) عمدتاً توسط ضربة به سمت چپ بدنشان کشته شده بودند. نواحی تالهایم یکی از قدیمی‌ترین نشانه های جنگ در اروپا نو سنگی را دارا می‌باشد.
منطقه مائوری (Māori) نیوزلند برای ساخت هزاران استحکامات ساخته شده، به منظور ارتقاء جایگاه گروه در مبارزه مستمر در جزایر خودشان در اقیانوس جنوبی، معروف هستند. در دوران قبل از اینکه سلاح‌های محاصره با سطح بالایی از تکنولوژی توسعه یابد، و هنگامی که مهاجمان با منابع و زمان کم در جنگ محدود شوند، استحکامات به نظر می‌رسد که روش موفقیت آمیزی برای تأمین امنیت جمعیت و مال داری در برابر مهاجمان بوده است، هر چند به احتمال زیاد مزارع و خانه‌هایشان توسط مهاجمان غارت می‌شد. این سنگرها به صورت قابل توجهی نشان می‌دهد که سازمان‌های اجتماعی مهمی در جوامع مردم ماقبل تاریخ وجود داشته است. این شواهد و سند غیر مستقیم برای جنگ به صورت سازمان یافته می‌باشد.


عصر برنز (Bronze Age)
 آغاز عصر کالولیتیک (Chalcolithic) (عصر مس) با خنجر مسی، تبر و موارد دیگر می‌باشد. در اکثر موارد این سلاح‌ها بیش از مفید و قابل انعطاف و کارآمد بودند. آن‌ها توسط بسیاری از محققان به عنوان ابزارهای تشریفات تلقی می‌شود. با توسعه برنز بود که سلاح‌های فلزی لبه دار به امری عادی بدل شد.  
فتوحات نظامی همراه با گسترش شهرهای تحت کنترل مصر بود. آشور و بعد از آن بابل، امپراتوری در بین‌النهرین ساختند در حالی که امپراتوری هیتی (Hittite Empire) بر بسیاری از مناطق آناتولی حکومت می‌کرد. ارابه در قرن بیست ق. م پدیدار شد و از قرن 17 ق. م مرکزی برای جنگ در خاور نزدیک باستان تبدیل شد. هجوم‌های هیکسوس ها (Hyksos) و کاسیت ها (Kassite) نشانی از انتقال به اواخر عصر برنز (مفرغ) می‌باشد. اهمس یکم (Ahmose I ) هیکسوس ها را شکست داد و دوباره کنترل مصر از نوبیا (Nubia) تا کنعان (Canaan) را به دست گرفت، دوباره توسط رامسس دوم (Ramesses II) در نبرد کادش (Kadesh) -بزرگ‌ترین نبرد ارابه در تاریخ- از مصر دفاع کرد. حملات مردم دریا (Sea Peoples)و فروپاشی دوباره مصر در دره سوم میانی، نشان از پایان عصر برنز می‌باشد.


عصر آهن (Iron Age)
رویدادهای اوایل عصر آهن مانند هجوم دوریان (Dorian)، یونان استعمارگر و تعامل آن‌ها با نیروهای فنیقی (Phoenician) و اتروسک (Etruscan) در دوره ماقبل تاریخ قرار دارد. جوامع جنگجو ژرمنی در دوره مهاجرت که در جنگ بومی درگیر شدند و جنگ آنگلوساکسون ها در آغاز تاریخ قرار دارد، مطالعه‌شان عمدتاً با تکیه بر باستان شناسی و با کمک گزارش‌های نوشته های انجام می‌شود.

این مقاله ترجمة از مدخل «Prehistoric warfare» از ویکی‌پدیا است.
 http://en.wikipedia.org/wiki/Prehistoric_warfare

com.yahoo@separdeh
 

 

 

شاخه اصلی

نظریه

جوامع بدون جنگ و منشأ جنگ

نویسنده کتاب،ریموند کیس کلی (Raymond Case Kelly) انسان شناس فرهنگی و قوم شناس آمریکایی است که در مورد منشأ جنگ در جوامع بشری بر اساس نابرابری‌های اجتماعی مطالعه می‌کند. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شیکاگو در سال 1965 و دکترای خود را در زمینه انسان شناسی از دانشگاه میشیگان در سال 1974 دریافت کرد. او در دانشگاه میشیگان به مدت 33 سال تدریس کرد و در سال 2002 بازنشسته شد. تحقیق دکترای او پژوهشی در مورد پاپوآ گینه نو- جایی که او 16 ماه را صرف انجام تحقیقات مردم نگارانه با قبیله Etoro کرد- بود. این پژوهش پایه و اساس بسیاری از نوشته های بعد یش بود. پس از اولین کار خود در قبیله Etoro، کلی اصولاً به مطالعه ساختار و تکامل رفتار اجتماعی در درون و میان جوامع بشری پرداخت. او چهار کتاب در مورد موضوعاتی شامل سازمان‌های اجتماعی، نابرابری جنسیتی، جادو، امپریالیسم قبیله ای، و ریشه های جنگ نوشته است. مطالعات اخیر کلی در مورد گسترش پژوهش خویش در مورد ریشه های جنگ و بررسی منشأ خشونتِ مهلک درون گروهی در انسان‌های بیش از 2.9 میلیون سال گذشته می‌باشد.
علاقمندی عمده کلی به خشونت در دوران باستان و چگونه تکامل آن می‌باشد. بر اساس همین علاقمندی او دو پرسش اساسی مطرح کرد؛ 1- چه چیزی منجر به شروع جنگ می‌شود، 2- در بین انسان‌های ابتدایی چه جوامع بدون جنگی وجود داشته؟ کلی برای پاسخ به این پرسش‌ها، یک مطالعه تطبیقی از 25 جوامع شکاری بعهده گرفت– که این جوامع به نمایندگی از 186 جامعه بود که هر یک به نمایندگی از یک منطقه خاص را بر عهده داشتند. که همه این مطالعه‌ها را در کتاب خود به نام «جوامع بدون جنگ و منشأ جنگ» ارائه کرد.
معرفی کتاب:
کتاب دارای چهار فصل می‌باشد که شامل؛ فصل اول: طبقه بندی جوامع صلح آمیز، فصل دوم: جنگ طلب و بدون جنگ در جوامع مبتنی بر شکار و گردآوری خوراک: مقایسه، فصل سوم: منشأ جنگ: وضعیتی انتقالی، فصل چهارم: هم تکاملی‌های نخستینِ جنگ و جامعه.
کتاب مطالعه مختصری با استفاده از شواهد باستان شناسی و قوم نگاری است که در جهت رد نظریه های موجود درباره منشأ جنگ می‌باشد جوامع بدون جنگ و منشأ جنگ به کار تجزیه و تحلیل مقایسه ای قوم نگارانه از شکار بدون جنگ و جنگاوری و جوامع جمع آوری.
از ویژگی‌های مهم کتاب این است که جوامع بدون جنگ و جنگاور را از هم جدا می‌کند که در این تقسیم بندی جوامع بدون جنگ جوامعی هستند که در یک حسِ خیالی «صلح آمیز» هستند که در آن‌ها خشونت نهایتاً منجر به جنگ نمی‌شود. کلی فرض می‌گیرد که خواهر فردی توسط یکی از گروه های همسایه کشته می‌شود. برای یک قبیله بدون جنگ، مجازات قتل مجرمِ خواهر به عنوان یک گزینه هیچ توجیه اخلاقی ندارد تا زمانی که دختر نقشی در قتل نداشته باشد. اما در یک جامعه جنگ طلب، صدمه یکی از اعضای گروه، صدمه به کل اعضای گروه محسوب می‌شود و همچنین کل گروه متخلف، مسبب جنگ مطرح می‌شوند.
کتاب، تحلیلی مقایسه ای قوم نگارانه از جنگ طلب و بدون جنگ جوامع مبتنی بر شکار و گردآوری خوراک است تا ویژگی‌های متمایز مردم صلح طلب دوره پیشا کشاورزی مجزا کند و یک مدل نظری از منشأ جنگ و اویل تطور همزمان جنگ و جامعه را گسترش دهد. بررسی مراسم تدفین و نقاشی‌های داخل غار دوره کهنه سنگی که سند خشونت مرگبار است، توضیح ریموند کلی از انتقال جنگ‌های کم به افزایش جنگ در مناطق خاصی از اروپا و خاور میانه، فهمِ رایج از منشأ جنگ را متعجب کرد.
کلی پرسش‌های اساسی در رابطه با روابط بین طبیعت و فطرت انسان، جنگ، و ساختِ جامعه مطرح کرد: جنگ یکی از ویژگی‌های اولیه و فراگیر زندگی انسان است؟ یا مجموعه ای از روش‌ها است که در یک زمان خاص در گذشته ماقبل تاریخ به وجود آمده؟ در جوامع صلح آمیز که در آن جنگ وجود ندارد، آن‌ها به چه چیز علاقمند هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را از جوامع جنگ طلب متفاوت کرد؟ بحران تمایز ویژگی‌های مربوط کدام یک از این‌ها می‌باشد؛ شیوه های حضانت فرزند، شیوه های حل تعارض، نابرابری اجتماعی و اقتصادی، رقابت بر سر منابع، یا ساختِ گروه‌های اجتماعی؟
 در کل باید گفت که این تحقیق به درک ما از طبیعت انسان کمک می‌کند که طیف وسیعی از خوانندگان را در بر می‌گیرد؛ کسانی که کنجکاو ریشه های خشونت جمعی هستند، یا کسانی که علاقمند به مطالعه نقش نهادهای اجتماعی در جامعه هستند.
این کتاب مرجع فوق‌العاده برای کسانی که به دنبال درک چگونگی جنگ هستند و به خصوص دنبال جواب این سال هستند که آیا همه جوامع مستعد ابتلا به جنگ هستند؟ کلی به ارائه دقیق منطقی از این عقیده که جنگ‌های اخیر در نتیجه سازمان اجتماعی هستند، می‌پردازد.
مشخصات کتاب: Kelly, Raymond C. Warless societies and the origin of war. Ann Arbor : University of Michigan Press, 2000.
کتاب و آثار دیگر ریموند کیس کلی:
1. Kelly, R. C. (2005) Proc. Natl. Acad. Sci. USA 102, 15294–15298.
2. Kelly, R. C. (1968) Oceania 39, 36–63.
3. Kelly, R. C. (1977) Etoro Social Structure: A Study in Structural Contradiction (Univ. of Michigan Press, Ann Arbor).
4. Kelly, R. C. (1993) Constructing Inequality: The Fabrication of a Hierarchy of Virtue Among the Etoro (Univ. of Michigan Press, Ann Arbor).
5. Kelly, R. C. (1985) The Nuer Conquest: The Structure and Development of an Expansionist System (Univ. of Michigan Press, Ann Arbor).


separdeh@yahoo.com
 

 

 

 

شاخه اصلی

کتاب

دورهV/VI گودین تپه و مرکز غرب ایران در پایان هزاره چهارم پ.م.:

مقاله پیش روی به سه بخش تقسیم گردیده است: اول مروری مختصر بر سایت گودین تپه در دوره هایV/VI، دوم مشاهدات دقیق تر این دوره در دره ی کنگاور و دره های اطراف آن در مرکز زاگرس غربی و سوم بررسی نقش احتمالی این داده ها  برای بحث در مورد این پرسش که آیا جمدت نصر یک دوره است و یا یک سبک منطقه ای؟
گودین تپه در دوره هایV و VI:
گودین تپه، تپه ای بزرگ در ساحل چپ رودخانه ی خرم رود در دره ی کنگاور، در بخش مرکز غرب ایران است . این تپه در مسیر شاهراه بزرگ آسیا یا جاده ی ابریشم که زمین های پست بین النهرین را به فلات ایران ارتباط می دهد، قرار دارد. موقعیت این محوطه به گونه ای است که عبور و مرور غرب به شرق را در این گستره که امروزه بین کرمانشاه و همدان امروزی است، زیر نظر داشته است. در گودین، یازده فاز فرهنگی به وسیله ی کاوشهای افقی گسترده و گمانه های عمودی کوچک مشخص شده که از اواسط هزاره ی پنجم تا قرن ششم پ.م تاریخ گذاری شده است. بخش اصلی کاوش در کارگاه معروف به "گمانه ی عمیق" (Deep sounding) انجام گرفت که در لبۀ فرسایش یافته شمالی محوطه قرار دارد. در اینجا در یک ترانشه که فضایی در وسعت بین 500 تا 700 متر مربع را در بر گرفته و تا عمق 12 متر نیز می رسد، چهار فاز اصلی استقراری به دست آمده است؛ دوره یII، سده های 6-7 پ.م؛ دوره یIII، 1500-2600 پ.م، دوره یIV، 2600-3000 پ.م، و دوره ی VI، 3100-3400 پ.م. دوره یV اصطلاحی است که بر یک پدیده ی فرهنگی خاص اطلاق شده که موضوع اصلی این نوشتار می باشد و تاریخ آن  به اواخر دوره ی VI کشیده می شود(3100-3200 ق.م).
 

برای خواندن این مقاله در زیر کلیک کنید:

 

 

 

شاخه اصلی

نظریه

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - باستان شناسی