باستان شناسی

تهیه و تنظیم: مهسا اکبری
باستان شناسی علمی است که به مطالعه گذشته انسان و جوامع انسانی بر اساس بقایای مادی به جای مانده از او می پردازد. این حوزه علمی در سال 1314هجری شمسی، وارد حوزه دانشگاهی شد و به طور رسمی آموزش نیروهای متخصص آغاز گردید. امروزه این علم در ایران گسترش فراوانی یافته است و آثار و کتب بسیاری هر ساله در این حوزه انتشار می یابد.

فهرست مطالب

  • تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

  • نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

باستان شناسی/ پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

 

  • همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

همایش ملی باستان شناسی ایران: بیرجند/ همایش ملی باستان شناسی ایران

تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان شناسی مطالعه فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است.

باستان شناسی یکی از شبعات انسان شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویداد ها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ.م ) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید.

محدوده مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود یک میلیون تا هشتصد هزار سال پیش اتفاق افتاد...! انسان هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدوده مطالعات شاخه دیرین شناسی رشته انسان شناسی است. بنابراین می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می کند.

باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی، پژوهش، تحقیق و مطالعه می‌کنند. چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است.

باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می‌شود.

دورهای زمانی در باستان شناسی ایران

پیش از تاریخ که خود شامل دوره های زیر است:

o             پارینه سنگی :

             پارینه سنگی قدیم

             پارینه سنگی میانی

             پارینه سنگی جدید

 

o             فرا پارینه سنگی

o             نوسنگی :

             نوسنگی بدون سفال

             نوسنگی با سفال

o             مس سنگی :

             مس سنگی قدیم

             مس سنگی میانی

             مس سنگی جدید

o             عصر مفرغ :

             عصر مفرغ قدیم

             عصر مفرغ میانی

             عصر مفرغ جدید

o             عصر آهن :

             عصر آهن ۱

             عصر آهن ۲

             عصر آهن ۳

 

دوره تاریخی :

o             عیلام

o             اورارتو

o             ماد

o             هخامنشی

o             اشکانی

o             ساسانی

 

دوره اسلامی :

 

o             صدراسلام           

o             دوران صفویه تا اواخر قاجار

 

منابع

•ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ.تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور ۱۳۸۱

لینک مطلب: باستان شناسی http://fa.wikipedia.org/wiki/

تاریخ دسترسی: 13/08/1391

 

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

باستان شناسی ، دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

 

به نقل تاریخ ، نخستین کسی که به فعّالیّتهای باستان شناسی پرداخت ، نَبونیدوس (آخرین پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که برای یافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهة خورشید، آن را کاوید و دیوارهای معبدی را کشف کرد که نَرَمسین (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود (سیدسجادی ، ص 3، 11)

 

ابودلف خزرجی از کسانی است که از عملیات حفّاری ، به منظور دستیابی به اشیای عتیقه ، در قرن چهارم هجری خبر می دهد. او ضمن اشاره به آثار و ابنیة شگفت آور زمان قوم عاد، که در قریة هندیجان در نزدیکی ارّجان * قرار دارد، می نویسد: «در این قریه برای به دست آوردن گنجینه ها و آثار تاریخی ، مانند مصر، کاوش می کنند» (ص 91)

 

نخستین کاوشهای باستان شناسی به مفهوم امروزی آن ، در قرن هفدهم در بازار شهر رُم صورت گرفت . این فعّالیّت ، البته به طور نامنظم ، در کشور چین قدمت بیشتری دارد؛ در زمان نفوذ سلسلة سونگ ، کاوشهایی بر روی خرابه های پایتخت قدیمی سلسلة شانگ (1523ـ1027 ق م ) در نزدیکی آنیانگ ، صورت گرفت و نخستین مجموعة اشیای مفرغی و منقوش به دست آمد ( > فرهنگ انسان شناسی و مردم شناسی < ، ص 77).

 

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود (تِیلُر، ص 41).

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود: 1) جهت عمودی ، برای تعیین قدمت لایه ها و مقایسة آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخصهای فرهنگی هر دوره در یک منطقة معین ؛ 2) جهت افقی ، که در آن ، بیشتر نظر بر تحلیل نسبت رابطه بین اشیای درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ 1372 ش ، ج 2، ص 41).

 

در باستان شناسی ، لایه های مختلفِ زمین مطالعه می شود تا وضع و تطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود. همچنین دگرگونیهای جسمانی انسان در زمانهای مختلف ، به یاری متخصصان علم دیرین شناسی ، بررسی می شود. در قسمت اخیر با مطالعة بقایای انسانی و حیوانی ، تغییرات جسمی جانداران تا به امروز معلوم می شود (کوپن ، ص 173). بررسی تحولات فرهنگی تاریخ بشری با مطالعة دو دسته آثار بازمانده از گذشته صورت می گیرد: 1) آثار مادی یا محیطی که انسان برای استفاده های خاصی آنها را تغییر می دهد (بُک ، ص 448)؛ 2) آثار غیرمادی ، که در آن تنها عنایت به شناخت نسبتهای بین آثار باستانی است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ1372 ش ، ج 2، ص 39).

 

دانش جوان باستان ـ مردم شناسی ، با استفاده از اطلاعات علم مردم شناسی ، پاسخهای روشنی به مسایل پیچیدة باستان شناسی می دهد؛ چه باستان شناسان در بسیاری از موارد قادر به شرح و تفسیر اشیای به دست آمده از درون خاک نیستند، ولی با بهره گیری از این دانش ، رفتارهایی که با قالب شکل ظاهری آن اشیا نسبت دارد قابل بازیابی و شناسایی است . گونه شناسیِ اشیای باستانی و گروهبندی آنها از نظر شکل ، جنس ، ساختار و عملکرد، به شناخت مجموعه های مشخصی می انجامد که از لحاظ زمانی به یکدیگر وابسته اند. و این ، معرّف خوبی برای شناخت زمانی ـ مکانی فرهنگهای بشری است . مردم شناسی ، بویژه بخش پیش از تاریخ آن ، نیز به نحوة کار اشیای بازمانده و مطالعة نسبت و رابطه بین آنها نظر دارد.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 369) و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تقسیمات دوران باستان . تا زمان لابک ، 1282/1865، تاریخ زندگی بشر به سه دوران باستان ، میانی و جدید تقسیم شده بود، اما او قسم چهارمی را بر آن افزود و آن را دوران ما قبل تاریخ نامید (دانیل ، ص 8). در 1277/1860، مورلو در کتاب > بررسیهایی دربارة زمین شناسی ـ باستان شناسی در دانمارک و سویس < ، مفهوم بدیع «تاریخ پیش از تاریخ » را به مطالعات باستان شناسی افزود. او معتقد بود که این علم با شروع دوران تاریخی پایان نمی یابد؛ چه هر قدر در تحقیقات تاریخی به عقب می رویم ، مدارک به دست آمده ناقصتر و فواصل بین رخدادها بیشتر می شود و این فاصله تنها با کمک علم باستان شناسی و مطالعة آثار باستانی ، کاهش می یابد (ملک شهمیرزادی ، 1366 ش ، 69). امروزه باستان شناسان ، زندگی بشر را از آغاز به دو دوران تقسیم کرده اند: 1) پیش از تاریخ ؛ 2) تاریخی .

 

1) دوران پیش از تاریخ ، بیش از نود و نُه درصد از تاریخ زندگانی انسان را شامل می شود و به همین دلیل ، خود به چهار عصر تقسیم شده است : الف . پارینه سنگی ، از آغاز پیدایش بشر بر روی زمین (ح 000 ، 500 ، 3 سال قبل ) تا شانزده هزار سال قبل (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ب . میانسنگی ، از فاصلة زمانی شانزده تا دوازده هزار سال قبل ، در خاورمیانه و خاورنزدیک ، که از ویژگیهای مهم این عصر، پیشرفت در ساختن ابزارهای سنگی بود (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ج . نوسنگی ، که در ابتدا کاربرد «سنگ صیقلی »، ایجاد سفالینه ها و تنوع در ساختن ابزار سنگی ، از مشخصه های بارز این دوره محسوب می شد. ولی بعدها رویدادهای اقتصادی ـ اجتماعی بنیادی ، این عوامل را تحت الشعاع قرار داد. در این عصر، کشاورزی (کاشتن گندم و جو) و دامپروری (اهلی کردن حیواناتی چون بز و گوسفند در خاورمیانه ) به وجود آمد وانسانِ مصرف کننده برای اولین بار به تولید مواد غذایی پرداخت . اهمیّت این رویداد بدان حدّ بود که چایلد آن را انقلاب نوسنگی یا اولین دگرگونی بنیادی در تاریخ بشری نامید (ص 90)؛ د. مس ـ سنگی ، که در آن علاوه بر مصنوعات سنگیِ رایج ، نخستین بار از افزار مسی استفاده شد. این عصر از لحاظ زمانی بین دو عصر نوسنگی و مفرغ (برنز) قرار دارد ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 216. نیز رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان ).

 

اگر چه قدیمیترین نشانه های استفاده از مس به ابتدای عصر نوسنگی برمی گردد، در غار شانیدَر در کوههای زاگرس ، آویز کوچکِ مسی از هزارة دهم ق م به دست آمده است که برای ساختن آن از روش چکش کاری روی مسِ سرد، استفاده شده است ، در حالی که سابقة کاربرد این روش در بین النهرین و آسیای صغیر، به هزارة هشتم ق م می رسد. چکش کاری روی مس گرم سابقة کمتری دارد. بنا به شواهد موجود، در خاورمیانه و خاورنزدیک در هزارة ششم ق م ، برای این گونه چکش کاری ، دمای فلز را به هزار درجة صد بخشی (سانتیگراد) می رسانده اند. در تلّ ابلیس ایران نیز آثاری به دست آمده که نشانة استفاده از این روش در اواخر هزارة پنجم ق م است (همان ، ص 688).

 

همچنین مهمترین فعّالیّت تولیدی در تپة باستانی قبرستان در دشت قزوین (لایة 9 II از نیمة دوم هزارة پنجم ق م ) صنعت ذوب مس بود و باتوجه به قراین ، مس تنها در کارگاههای فلزگری این محوطه ذوب و اشیای ساخته شده از آن در منطقه توزیع می شد. در کاوش این تپّه ، دو کارگاهِ مس ، تأسیسات کارگاهی دیگر و ابزار فلزکاری کشف شد که یک بوتة ذوب فلز بر بالای کوره و تکّه ای از یک قالب در کنار آن قرار داشت . از داخل و خارج کارگاه نیز حدود ده قالب ریخته گری ، از جمله قالبهای ساختن کلنگِ دوسر، تیشه ـ تبر و قالب شمش ، به دست آمد (مجیدزاده ، ص 6). در مرکز آسیای صغیر در هزارة دوم ق م ، اقوام حِتّی از قدیمیترین و بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان آهن بودند و با قراین موجود، احتمالاً ساکنان تپة حسنلوی آذربایجان غربی (آغاز هزارة اول ق .م ) با صنعت فولادسازی آشنایی کافی داشتند ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 688).

 

2) دوران تاریخی ، با شکل گرفتن نگارش و بخصوص پیدایش خط در هزارة سوم ق م آغاز شد. نخستین شهرها در این دوره به وجود آمد و به همین دلیل به عصر آغاز شهرنشینی موسوم است ، و با انتساب به همبستة مفرغ که در آن دوره به کار می رفت ، عصر مفرغ نیز نامیده می شود (همانجا). اگر آثار به جا مانده از دوران تاریخی ، آثار تاریخی نامیده می شود، آثار باقیماندة پیش از آن را می توان آثار باستانی نامید. نامشخص بودن محدودة زمانی «باستان » در ترکیب باستان شناسی نیز نشان می دهد که این علم اغلب به مطالعة بقایای ادوار پیش از تاریخ می پردازد (همان ، ص 868).

 

امروزه ، برای تعیین قدمت آثار باستانی ، از روشهای پیشرفتة شیمی ـ فیزیکی و گیاه شناسی استفاده می شود؛ از جمله می توان کاربرد کربن 14 را برای تاریخگذاری اشیای باقیمانده بین پنج تا هفتاد هزار سال قبل ، و پتاسیم ـ آرگون را برای تاریخگذاری آثار بیش از صد هزار سال پیش ، نام برد.

 

منابع : مسعربن مهلهل ابودلف خزرجی ، سفرنامه ابودلف در ایران ، چاپ ولادیمیر مینورسکی ، ترجمة ابوالفضل طباطبایی ، تهران 1354 ش ؛ ورگوردن چایلد، انسان خود را می سازد ، ترجمة احمد کریمی حکاک و م . هل اتائی ، تهران 1357 ش ؛ گلین دانیل ، تمدنهای اولیّه و باستان شناسی خاستگاه آنها ، ترجمة هایده معیّری ، تهران 1363 ش ؛

 

 

 

 

 

منصور سیدسجادی ، «باستان شناسی و علوم دیگر» مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 1 (پائیز و زمستان 1365 ش )؛ یوسف مجیدزاده ، «تپه قبرستان : یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 4، ش 1(شهریور 1369 ش )؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «اشاره ای مختصر بر تشکیلات باستان شناسی در ایران »، مجله اثر ، ش 12ـ14(اسفند 1365 ش )، مواضع مختلف ؛ همو، «باستان شناسی چیست و باستان شناس کیست ؟»، در مرز برگهر: نامگانی استاد علی سامی ، چاپ محمود طاوسی ، شیراز 1369ـ 1372 ش ؛ همو، «مروری بر تاریخچة مطالعات باستان شناسی در ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 2 (بهار و تابستان 1366 ش )؛

 

P.K.Bock, Modern cultural anthropology: an introduction , NewYork 1974; Y.Coppens, Prإ-Ambules , Paris 1988; Dictionnaire de la Prإhistoire , ed. A. Leroi-Gourhan, Paris 1988, s.v."chalcolithique" (by C. Masset), s.v. "Ethnoarchإologie" (by C. Perles), s.v. "Fer(¢ge du)" et "Metallurgie" (by G.Gaucher), s.v. "Protohistoire" (by J. Leclerc and J.Tarrete); Dictionnaire de l'Ethnologie et de l'Anthropologie , Paris 1991, s.v. "Archإologie" (by F.Audoz); W. W. Taylor, AStudy of Archaeology , Southern Illinois 1971.

 

/ جلال الدین رفیع فر /

 

باستان شناسی در جهان اسلام . سرزمینهای اسلامی از اندونزی تا اندلس (اسپانیای اسلامی ) و از سومالی تا آلبانی ، حدود شصت درصد از اماکن و آثار باستانی و تاریخی دنیا را به خود اختصاص داده است . در گذشته ، تحقیقات باستان شناسی دورة اسلامی به مطالعات نظری و مباحث تاریخ هنر و سکه شناسی منحصر بود؛ در نیمة دوم قرن هجدهم میلادی ، در شهرهای رم ، پادوا، گوتینگن و استکهلم مجموعه های مختلفی حاوی سکه شناسی دورة اسلامی منتشر شد و در اوایل قرن نوزدهم ، فْرِن نخستین کار ارزنده را در همین موضوع عرضه کرد. توجه به هنر و معماری اسلامی ، بویژه تحقیق در آثار اسپانیای دورة اسلامی ، نیز در این سالها افزایش یافت و مورفی در 1229/1813، کتابی دربارة معماری اسلامی انتشار داد ( د. بریتانیکا ، ج 2، ص 264).

 

نخستین بررسیها در معماری اسلامی و هنرهای سنتی شمال افریقا و مصر کار پژوهشگرانی است که به همراه ناپلئون به آن کشور رفته بودند. در زمینة معماری اسلامی ، کُست در 1255/1839 و بورگواَن در 1290ـ1309 ق / 1873ـ1892 م تحقیقات ارزشمندی ارائه کردند. بُسکو ی اسپانیایی در 1328/1910، «مدینة الزهرا»، از مراکز خلافت امویان اندلس در حوالی قُرطُبه را کاوید. کاوش در این منطقه تا 1950

 

ادامه یافت . سپس با کاوشهای زاره و هرتسفلد در 1329 ق /1911 م تا 1331ق /1913 م ، در شهر قدیم سامرا * ، بخشهای مهمی از شهرهای دورة حکومت عباسیان (بعد از خلافت هارون الرشید) خاکبرداری شد و دربارة هنر معماری ، شهرسازی و سفالگری آن زمان اطلاعات بسیاری به دست آمد و با قطعی بودن زمان ساخت سفالینه های مکشوف در آنجا، معیار دقیق و ارزشمندی برای تاریخگذاری اشیای کشف شده از مناطق اسلامی دیگر نیز به دست آمد (همانجا).

 

کاوش شهرهای قدیم شوش ، سیراف ، ری و نیشابور همچنین نتیجة پژوهشهای محققانی چون پوپ ، گدار ، سیرو ، مهدی بهرامی و محمدتقی مصطفوی در شناخت هنر معماری دوره های مختلف و بویژه دورة اسلامی ، تأثیربسیار گذاشت .

 

از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در سرزمینهای شرق اسلامی ، کاوش تولستوف روسی در 1948 ـ 1952 م درشهر تِرمِذ * و خاکبرداری محققان فرانسوی در منطقة لشکر بازار * ، پایتخت زمستانی سلاطین غزنوی ، بود. همچنین باستان شناسان فرانسوی درنزدیکی تَدمُر (پالمیرا) در سوریه ، در محلی به نام قصرالحیرالغربی ، آثار هنری با ارزشی از جمله گچبریها و نقشهای دیواری کشف کردند؛ و با کاوش در شهرها و مناطق مهم دیگر دورة اسلامی ، مانند فُسطاط (در ساحل شرقی رود نیل که بقایای آن در قاهرة کنونی در محلة مصرالعتیقه قرار دارد)، دهلی کهنه (شاه جهان آباد)، مسجد حَرّان (همان ، ج 2، ص 264 ـ 265)، مسجد جامع اصفهان و شهر گرگان (هورکانیای باستانی ) در گنبدقابوس ، بسیاری از ابهامهای تاریخ دورة اسلامی

 

بر طرف شد. در این زمینه پژوهشهای برشم و ویت فرانسوی و در بارة ویژگیهای سفالگری دورة اسلامی ،

 

مطالعات لین انگلیسی ، فهروری مجاری و اشنیدر سویسی قابل ذکر است . تحقیقات اتینگهاوزن امریکایی

 

و بیوارد انگلیسی راجع به فرهنگ و تمدن اسلامی و پژوهشهای بازیل گری دربارة نگارگری و نقاشیهای آن دوره نیز حائز اهمیت است .

 

1) باستان شناسی در ایران .

 

از قرن نهم میلادی / پانزدهم هجری به بعد، با انتشار سفرنامه های سیاحان و جهانگردان خارجی ، ایران سرزمینی کهن با پیشینة فرهنگی دیرین معرفی شد.

 

باربارو ی ایتالیایی یکی از نخستین کسانی بود که در 877 ق /1472م ازتخت جمشید، جایی که چهل منار نامیده می شد، بازدید کرد (گابریل ، ص 78). سپس دلاواله در 1032ق /1622م ، نوشته های کتیبه های آنجا را رونویسی کرد و با خود به اروپا برد.

 

کمفر آلمانی نخستین کسی بود که در 1097/1685، خطوط آنها را میخی نامید و از قرن نوزدهم میلادی

 

خط میخی فارسی باستان توجه متخصصان خط و زبانهای کهن را به خود جلب کرد. با تلاش گروتفند آلمانی

 

در 1253 ق /1837 م ، و راولینسن انگلیسی ، گشایندة رمز خطوط کتیبة بیستون در 1266ـ1268 ق / 1849ـ1851 م ، خط فارسی باستان خوانده شد و از آن پس رمز انواع خطوط میخی رایج در جهان باستان گشوده شد (سامی ، ((ر.ک.ب)) تمدن هخامنشی ، ج 1، ص 255ـ256). نخستین تحقیقات باستان شناسی را در ایران ، لوفتوس انگلیسی در 1266ـ1269 ق /1849ـ1852 م در ویرانه های شوش انجام داد (دیولافوا ، 1355 ش ، ص 77). او حاصل پژوهشهای خود را در کتاب > سفرها و تحقیقات در کلده و شوش در 1849ـ1852م < در 1273/1857 در لندن منتشر کرد که توجه فرانسویان را به این شهر باستانی جلب کرد، به طوری که در 1301 ق /1883 م میان دربار قاجار و دولت فرانسه قراردادی منعقد شد و دیولافوا، که در 1299 ق / 1881 م نیز به ایران آمده بود، برای کاوشهای باستان شناسی به شوش اعزام شد. او در 1302 ق /1884 م ، کار خود را

 

در یکی از تپه های شوش به نام آپادانا، آغاز کرد و بخش عمده ای از آثار به دست آمده ، حتی بعضی از آثار غیرمنقول ، را به موزة لوور انتقال داد (موسوی ، ص 7؛ دیولافوا، 1355 ش ، ص هشت ، ص 83). با این کار موجبات ناخشنودی ناصرالدین شاه و مقامات دولت ایران فراهم آمد و از آن تاریخ تا 1304 ق /1886 م عملیات حفاری متوقف شد. در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرانسه در 1307 ق / 1889 م ، مقامات این کشور از او دلجویی کردند و در 1312 ق /1895 م ، قرارداد دیگری طرح ریزی شد که آن هم با قتل شاه در ذیقعدة 1313 متوقف ماند. مدتی نگذشت که دُمورگان فرانسوی برای اجرای آن قرارداد به ایران آمد، اما در نخستین سفرش به شوش از او استقبالی نشد و حتی عبدالمجید میرزاعین الدّوله ، حاکم وقت خوزستان ، از همکاری با او خودداری کرد؛ ولی چندی بعد مظفرالدین شاه در سفر خود به فرانسه در 1315 ق /1897 م ، به مقامات

 

آن کشور قول همکاری داد. این موضوع به عقد قرارداد غیرمنصفانة 1318 ق /1900 م فرانسه و ایران (مشهور به قرارداد دمورگان ) انجامید و بر اساس آن ، امتیاز انحصاری هر نوع تحقیق و کاوش باستان شناسی در ایران به فرانسویان داده شد (موسوی ، ص 7).

 

دمورگان از پاییز 1315 ق /1897 م تا تابستان 1329 ق /1911 م ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی را در ایران و بخصوص در ارگ شوش بر عهده داشت . کاوشهای او در 1319ـ1320 ق /1901ـ1902 م به کشف آثار ارزنده ای از دوره های عیلامی شوش انجامید و سند حقوقی مهم دنیای باستان یعنی اِستلِ حاوی قانون نامة حموربی (پادشاه بابل ، حک : 1704ـ1662 ق م ) و استلِ فتح نامة نَرَمسین به دست آمد. قانون نامة حموربی بر سنگ سیاه دیوریتی به ارتفاع 245 سانتیمتر نوشته شده بود و اکنون در موزة لوور نگهداری می شود. در پیشانی یک طرف این تخته سنگ ، تصویر نیم برجسته ای است که شَمَش را در حال اهدای قانون نامه به حموربی نشان می دهد (سارتون ، ج 1، ص 89ـ90). پس از دمورگان ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی در شوش به ترتیب با شل ، نخستین مترجم و ناشر قانون نامة حموربی ، دومکنم ، گیرشمن ، استِوْ و پرو بود (موسوی ، ص 8).عبدالغفار نجم الدوله (1255ـ1326) در کتاب سفرنامة خوزستان به کند و کاوهای بی حساب فرنگیان در شوش اشاره می کند و از اولیای دولت می خواهد که از این گونه

 

فعّالیّتها ممانعت کنند. او می نویسد: «آیا رعایای دولتِ ایران هر چند معتبر و مقتدر باشند، ممکن است در خاک فرنگ تیشه بر زمین بزنند، در جایی که از آن بی مصرف تر نباشد؟» (ص 126).

 

در بیست و پنجم مهر 1306 ش ، قرارداد 1318/1900 به طور مشروط لغو شد اما دولت ایران موافقت کرد که فرانسویان در تهران موزه و کتابخانه ای تأسیس کنند، البته به این شرط که ریاست سه دورة متوالی آن را به مدت پانزده سال ، یکی از اتباع کشور فرانسه بر عهده بگیرد (مصطفوی 1329 تا 1334 ش ، ص 400ـ401). به همین منظور، گدار در 1308 ش /1929 برای تأسیس موزه و کتابخانه (موزة ایران باستان و کتابخانة ملی ) به ایران آمد و طرح مقدماتی آن را ریخت . در 1313 ش ، به دستور وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ، ساختمان آن آغاز و بعد از سه سال ، در 1316 ش ، رسماً افتتاح شد. این موزه جایگزین موزة قبلی شد، که موزة ملی نامیده می شد و در 1335 ش ، به همت مرتضی قلی خان ممتازالملک و بعضی فرهنگ دوستان آن زمان ، احداث شده بود. پس از افتتاح موزة جدید (که تا چندی قبل موزة ایران باستان نامیده

 

می شد)، اشیای موجود در محل قدیمی به این ساختمان انتقال یافت (همان ،ص 389). در 1337/1918 که ابراهیم حکیمی (حکیم الملک ) وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه بود، «ادارة عتیقات » تأسیس شد. این تشکیلات تنها برخریدوفروش و صدور عتیقه های کشور، نظارت داشت و امر حفاری و فعّالیّتهای صحرایی باستان شناسی جزو وظایف آن نبود. ریاست این اداره را ابتدا، ایرج میرزا (جلال الممالک ) برعهده داشت و از زمانی که گدار رسماً کار خود را در ایران آغاز کرد، ریاست آن اداره به وی واگذار شد (ملک شهمیرزادی ، ص 408). همچنین در آبان 1309 قانون عتیقات و در آبان 1311 آیین نامة اجرایی آن به تصویب مجلس شورای ملی رسید (همان ، ص 409). با افتتاح موزة ایران باستان در 1316 ش ، ادارة کل عتیقات (بعدها: ادارة کل باستان شناسی ) با اختیارات بیشتر در ساختمان موزة جدید مستقر شد (موسوی ، ص 8ـ9). تا سال 1306 ش /1927، فرانسویان علاوه بر کاوشهای مستمر در شوش به کند و کاو در مناطق دیگر ایران نیز می پرداختند؛ از آن جمله حفاریهای گوتیه در 1320/1902، لامپره در 1321/1903، در تپه های باستانی موسیان ، و تحقیقات پزار در 1332/1913 در سبزآباد بندر بوشهر (که به کشف آجر نوشته های عیلامی انجامید و نشان داد که بندربوشهر کنونی در کنار «لیان »، شهر باستانی عیلام در یک کیلومتری شمال سبزآباد، بنا شده است ) و بالاخره کاوش هرتسفلد در 1307 ش /1928 در پاسارگاد، قابل ذکرند (هرتسفلد، 1908، ج 3، ص 1ـ68).

 

پس از لغو قرارداد 1318/1900 در 1306 ش ، که دورة دوم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز شده بود، توجه باستان شناسان خارجی به ایران معطوف شد و از 1306 ش تا 1319 ش کاوشهای وسیعی در کشور صورت گرفت . فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در این سالها در جدولهای شمارة 1 و 2 و 3 نشان داده شده است .

 

از این جدولها چنین برمی آید که در آن سالها باستان شناسان بیشتر به مناطقِ ماقبل دورة اسلامی توجه می کردند و جز کاوشهای شهرهای قدیم ری و نیشابور، تا آغاز جنگ جهانی دوم کاوش مهم دیگری در حوزة فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انجام نشد. همچنین با وجود فعّالیّتهای مستمر باستان شناسان خارجی ، باستان شناسی در ایران ، همچنان ناشناخته بود و متخصصان ایرانی نیز اندک بودند. لذا در این دوره فعّالیّتهای اساسی به دست ایرانیان صورت نگرفت . گفتنی است که اولین گروه دانش آموختگان رشتة باستان شناسی در 1320 ش

 

از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند (ملک شهمیرزادی ، ص 374). از تحقیقات مستقل متخصصان ایرانی تا 1320 ش ، به کاوش علی حاکمی در 1313 ش در تپة باستانی حسنلو در نقدة آذربایجان غربی ، و ادامة کاوش تخت جمشید از 1318 ش به وسیلة عیسی بهنام و علی سامی ، می توان اشاره کرد (معصومی ، ص 27، 46). از 1320 ش تا 1343 ش ، زمان تشکیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشکیلات باستان شناسی به آنجا، سومین دورة فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز می شود. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در این دوره به صورت جدولهای 4 و 5 و 6 نشان داده شده است .

 

بعضی از فعّالیّتهای باستان شناسی دورة سوم که در این جدولها ذکر شده است ، در دورة چهارم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران از 1343 ش تا 1357 ش ، با عنوان پژوهشهای ادامه دار، استمرار یافت و برخی نیز متوقف شد. با تأسیس وزارت فرهنگ وهنر در خرداد 1343 و الحاق ادارة کل باستان شناسی به آن ، فعّالیّتهای دورة چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام ادارة فرهنگ عامه و ادارة کل باستان شناسی ، «ادارة کل باستان شناسی و فرهنگ عامه » شکل گرفت (ملک شهمیرزادی ، ص 413)، ولی در آذر 1351 به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در

 

دورة چهارم به صورت جدولهای 7 و 8 و 9 و 10 نشان داده شده است .

 

باستان شناسی در ایران پس از 1357 ش ، دورة پنجم فعّالیّتهای باستان شناسی . بعد از انقلاب اسلامی ، فعّالیّتهای باستان شناسی نیز تغییراتی یافت . مرکز باستان شناسی ایران ، که پیش از آن از مراکز تحقیقاتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر بود، به وزارت فرهنگ و آموزش عالی پیوست و باوجود نارساییهای موجود، از توقف فعّالیّتهای باستان شناسی جلوگیری کرد. در این سالها باستان شناسان و متخصصان ایرانی به فعّالیّتهای پراکندة صحرایی دست زدند. نقایص تشکیلاتی و تعدد مراکز تصمیم گیری دربارة میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمانهایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعّالیّت می کردند، به تصویب هیئت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید. این سازمان از 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. مرکز باستان شناسی ایران نیز با عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی » به فعّالیّت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شد.

 

برخی از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در ایران در دورة پنجم در جدول 11 نشان داده شده است .

 

2) باستان شناسی در کشورهای مهم اسلامی .

 

الف ) مصر . مصر و حوزة رود نیل سرزمین کهن اسلامی است که از دیدگاه باستان شناسی اهمیت فراوانی دارد. از قرن دهم / شانزدهم ، که هِلْفریش به مصر رفت و نتایج سفر خود را در 987/1579 منتشر کرد، توجه اروپاییان به آنجا جلب شد.

 

مصرشناسی از زمان ورود ناپلئون به این سرزمین پایه ریزی شد و محققانی که او را تا این کشور همراهی کرده بودند، بانیان تحقیقات گسترده ای در آنجا شدند. ناشناخته بودن زبان و خطوط مصریان باستان مانع بزرگی بر سر راه مطالعات و شناخت ادوار قدیم و تمدنهای باستانی در کرانه های رود نیل بود؛ تا آنکه بوشار، یکی از افسران ارتش ناپلئون ، تصادفاً در حومة شهر الرشید به وجود سنگ سیاه بازالتی پی برد. این کتیبة تاریخی معروف به روزتا (حجرالرشید)، که حاوی کتیبه ای با خطوط هیروگلیفی (تصویری )، دموتی (عمومی : نوعی خط خلاصه نگاری که بعد از خط مذهبیِ هیراتی وضع شد) و یونانی ، و یادگار دورة فرمانروایی بطلمیوسیان (196 ق م ) است ، بعدها به دست انگلیسیان افتاد و به موزة بریتانیا منتقل شد. ابتدا یانگ ، فیزیکدان شهیر انگلیسی (1773ـ1829 م )، رمز خطوط این کتیبه را گشود و بر اثر کوششهای شامپولیون فرانسوی بود که قرائت شد (فریدریش ، ص 24ـ26).

 

کاوشهای علمی باستان شناسی در مصر، در آغاز نیمة دوّم قرن نوزدهم به کوشش ماریت فرانسوی ، بنیانگذار موزة قاهره ، آغاز شد. او از منطقة باستانی ممفیس ، در نزدیکی قاهره ، آثار بسیاری کشف و به موزه های لوور و قاهره منتقل کرد. در 1297/1880، پِتْری ، باستان شناس و مصرشناس انگلیسی ، کاوشهای مهم و گسترده ای را در مناطق باستانی مصر علیا مانند فیوم ، نَقَدَه و قفط آغاز کرد که تا 1314 ش /1935 م ادامه داشت . لاوئر و فیرت ، هِرَم ایمحوتپ منجم و معمار و پزشک مشهور مصر (ح 3150 ق م ) و وزیر شاه زوسر و طراح هرم پلکانی سقاره ، را که نمونة شگفت انگیز معماری سلسله های قدیم است ، از درون خاک بیرون آوردند و ماسْپِرو و زکی سعد آثار باشکوه دوران حکومت پادشاهان سلسلة اول را، که با تکامل خط هیروگلیف همزمان بود، در سقاره در مصر سفلی ، کاویدند. بروگش در 1299 ق /1881 م ، دخمة دیرالبَحری را در نزدیکی طیوه (تِبِس ، در 560 کیلومتری قاهره ، در نزدیکی آبادیهای کنونی کَرَنْک و الاَ ْقصُر )، کشف کرد و از آنجا حدود چهل جسد مومیایی شدة فراعنة مصر از زِتوس تا رامسس دوم (حک : 1292ـ1225 ق م )، به دست آمد. در 1301 ش /1922 م کارتر، باستان شناس انگلیسی ، در دخمة «توت عنخ آمون » (فرعون مقتدر سلسلة هجدهم ، حک : 1346ـ1334 ق م ) در مصر علیا گنجینة عظیمی یافت (کارتر، مواضع مختلف ). همچنین کوششهای باستان شناسان مصری از جمله زکریا قنیّم ، در 1324 ش /1945 م برای راهیابی به هرم نو یافته ای در سقاره و زکی نور در همان سال برای شناسایی مدخل هرم خئوپس ، از اهرام ثلاثه ، قابل ذکر است (جیمز، ص 30ـ41).

 

ب ) عراق . به عقیدة باستان شناسان ، بین النهرین یکی از مراکز مهم استقرار فرهنگها و تمدنهای باستانی ، مانند سومر، بابل و آشور است . تا چند سده قبل ، بیشترین آگاهیها دربارة این سرزمین از کتب عهدین به دست می آمد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). از قرن دهم / شانزدهم سیّاحان اروپایی به این سرزمین قدم گذاشتند. مشهورترین آنها دلاّ واله بود که بعضی از لوحه های حاوی خطوط میخی را از شهر کلدانی اور (مُقَیَّر امروزی ) به اروپا برد. تأسیس شعبة شرکت (کمپانی ) هند شرقی در بصره و بغداد، که ورود انگلیسیها به خاورمیانه را در پی داشت ، اروپاییان علاقه مند به جمع آوری اشیای عتیقه را نیز متوجه عراق کرد.

 

در 1222 ق /1807 م ریچ ، رایزن انگلستان در بغداد، نخستین کسی بود که به یک نقش برجستة آشوری اشاره و امکان حفاری را در قویون جیک ، در نزدیکی موصل ، اعلام کرد. ولی بوتا، دبیر اول فرانسه در موصل ، اولین کاوش باستان شناسی را در بین النهرین آغاز کرد. فعّالیّت وی در دو شهر قویون جیک و دورْشرّوکین (خُرساباد * کنونی )، در هجده کیلومتری شمال شرق موصل ، به کشف قصر سارگُن دوم (پادشاه آشور، حک : 722ـ 705 ق م ) منجر شد. در 1261 ق /1845 م لایارد انگلیسی خرابه های شهر نینوا، پایتخت آشور، را خاکبرداری کرد. او در 1266 ق ـ1267/ 1849ـ1850 م همچنان به جستجو و کاوش ادامه داد تا آنکه کتابخانة آشوربانی پال (شاه آشور، حک : 668ـ633 ق م ) را کشف و بسیاری از الواح گلی به دست آمده از آن را به موزة بریتانیا منتقل کرد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). کشفیات مهم این دو باستان شناس بعدها مبنای علم آشورشناسی شد (لوید، مواضع مختلف ).

 

 

 

 

 

همچنین کاوشهای دوسارزاک در 1294ـ1299 ق /1877ـ 1881 م در منطقة تِلّْوْ (محوطه باستانی لاگاش ؛ شهر قدیم سومری ) تمدن سومری را که دو هزار سال به فراموشی سپرده شده بود، دیگر بار به یاد آورد. کلدوی در 1317 ق /1899 م کاوش شهر بابل را آغاز کرد که در نتیجة آن دروازة معروف ایشتار (عشتر)، از خدایان قوم سومِر و اَکَد، کشف شد. هیلپرشت در 1318 ق /1900 م منطقة نِفِر شهر قدیم بابل و مشهور به شهرکاتبان سومری ، را کاوید و الواح گلی و کتیبه های بسیاری یافت . سپس آندره آ در 1321 ق /1903 م در شهر آشور، و هال در 1337 ق /1918 م در شهر اور حفریاتی کردند و چند سال بعد، وُولی در ادامة کار هال گنجینة معروف گورستان شاهی اور را کشف کرد. کاوش بریدوود در 1327 ش /1948 م در جارمو، 45 کیلومتری شهر کرکوک ، که فرضیة تقسیمات ادوار پیش از تاریخی خود را بر اساس آن بنا نهاد و نیز کاوش سولکی در غار شانیدَر، در درّة رواندوز کردستان عراق ، که به کشف آثار استقرار عصر پارینه سنگی جدید در آن منجر شد، اهمیتی خاص دارد (همان ، مواضع مختلف ).

 

ج ) ترکیه . نخستین بار در 1274 ق /1857 م ، نیوتن انگلیسی از طرف موزة بریتانیا در شهر باستانی هالیکارناس ، در ساحل جنوب غربی آسیای صغیر، به حفاری پرداخت . سپس شِلیمان در 1287/1870، منطقة باستانی حصارلیک را، در شمال غربی بخش آسیایی ترکیه ، حفاری کرد و معتقد بود که شهر قدیمی تروا در کنارة خرابه های آن قرار دارد. او در اثنای کار به گنجینه ای دست یافت که آن را گنج افسانه ای پریام ، آخرین فرمانروای تروا، می پنداشت . چند سال بعد، باستان شناسان آلمانی به سرپرستی هیومَن در 1295/1878، شهر باستانی پرگاموس (برغمه * ) را، در غرب ترکیه ، که در 250ـ170 ق م ساخته شده بود، خاکبرداری کردند. آنگاه انجمن شرق شناسی آلمان به سرپرستی وینکلر منطقة باستانی بُغاز کوی (هتوشش ) را در 150 کیلومتری شرق آنکارا، که روزگاری پایتخت حِتّیان در آن قرار داشت ، کاوید. حفاریهای وسیع و مهم این باستان شناسان به کشف هزاران لوح گلی به خطّ میخی حتّیایی انجامید. از کاوشهای کول تپه ، در شرق آناطولی مرکزی ، و آلی سرهیوک آثاری از هزاره های چهارم تا سوم پیش از میلاد به دست آمد و کاوش وولی و لاورنس در شهر باستانی کرکمیش ، پایتخت دولت حِتّی ؛ در مرز سوریه و ترکیة کنونی ، اطلاعات ارزنده ای را از این تمدن باستانی در اختیار محققان گذاشت (گارنی ، مواضع مختلف ). از دیگر تمدنهای کهن و موردتوجه باستان شناسان ، تمدن اورارتو در حوزة شرق ترکیه (آناطولی ) بود که مرکز حکمروایی آنان ، در سده های آغازین هزارة اول ق م ، مناطق اطراف دریاچة وان بود. هوت و بِلْک در 1305 ـ 1306 ق / 1888 ـ 1889 م خرابه های دژ توپراغ قلعه را (پایتخت «روسا»، شاه اورارتو) خاکبرداری کردند و از 1335 ق /1916 م به بعد بود که باستان شناسان روسی و آلمانی دربارة قوم و فرهنگ اورارتو به جستجو پرداختند (پیوتروفسکی ، ص 18ـ21).

 

د) اردن ـ فلسطین . سرزمینِ مقدس مسلمانان ، مسیحیان ، یهودیان و گاهوارة قدیمیترین تمدنها و فرهنگها در شرق نزدیک ، فلسطین است که از روزگار باستان ، شرق و غرب را به هم می پیوست . فلسطین ، با سابقة نه هزار ساله ، یکی از نخستین خاستگاهها و زیستگاههای بشر بر روی زمین است و پیشینه ای به قدمت «گنج درّة » هرسین در کرمانشاهان ایران و جارموی بین النهرین دارد.

 

این سرزمین در هزارة سوم ق م ، زیر نفوذ اقوام سامی و دریانوردان فنیقی بود و در هزارة دوم ق م بخشی از قلمرو فرمانروایی حِتّی به حساب می آمد. سپس پادشاهان آشور: سارگن دوم ، آشوربانی پال و بُختنصر (نبوکد نصر؛ از فرمانروایان دورة بابل نو، حک : 604ـ562 ق م ) فلسطین و بیت المقدس را تصرف کردند.

 

اشمیت ، نخستین گزارش تفصیلی را در بارة فلسطین در قرن نهم ه /پانزدهم م انتشار داد. با این حال ، دوسولسی ، اولین باستان شناسی بود که در 1280 ه /1863 م در این سرزمین به کاوشهای علمی پرداخت . او آرامگاه شاهان یهود را در نزدیکی بیت المقدس کشف و خاکبرداری کرد و اشیای به دست آمده را از آن به موزة لوور منتقل ساخت . دو سال پس از تأسیس بنیاد تحقیقات فلسطین در 1282 ه /1865 م ، وارِن ، افسر انگلیسی ، در بیت المقدس کاوشهای گسترده ای انجام داد و معبدی یافت که به عصر سلیمان تعلق داشت ، و آنگاه دژ نظامیِ عهد مَکّابیان را، طایفه ای از قوم یهود در 167 ق م ، در منطقة تلّ فول (یا جیبیه ) خاکبرداری کرد. در آن سالها کلرمون گانو، کارمند رایزنی فرانسه در فلسطین ، سنگنبشتة معروف به مِشا را (پادشاه موآب ، در شرق بحرالمیت ، ح 850 ق م ) کشف کرد که حاوی کتیبه ای از ادوار باستان بود. سپس در 1287 ه /1870 م آن را به موزة لوور انتقال داد. در اواخر قرن نوزدهم ، با ورود پتری به فلسطین ، باستان شناسی در این سرزمین به مرحلة تازه ای قدم گذاشت . او در تلّ حِصی ، در جنوب غربی فلسطین ، به کاوش پرداخت و نتایج مهمی به دست آورد. مهمترین و قدیمترین محل باستانی فلسطین ، اریحا متعلق به 7800 ق م در سالهای 1331 ش / 1952 م تا 1337 ش / 1958 م کشف و ادوار میانه سنگی و نوسنگی در آنجا شناخته شد. در دهة 1309 ش / 1930 م باستان شناسان پیرو مکتب انگلیسی باستان شناسی مصر، که پتری بنیانگذار آن بود، در فلسطین ، نوار غزّه و درّة رود اردن کاوشهای بسیاری کردند؛ آنگاه محققان باستان شناس امریکایی با کاوش در تلّ عجّول (غزّة کهن ) و تلّ جِمّه (جیرار کهن ) در جنوب غزّه و تّل فرح ، انتدون و بطرا در درة اردن ، فعّالیّتهای باستان شناسی را در فلسطین و اردن گسترش دادند. همچنین هیئت مشترکی از باستان شناسان انگلیسی و امریکایی در فلسطین در سالهای 1310 ش /1931 م تا 1314 ش /1935 م ، در سامره به سرپرستی کراوفوت و سالهای 1311 ش /1932 م تا 1317 ش /1938 م ، در لاخیش (تلّ دوُیر امروزی در اسرائیل ) به سرپرستی استارکی ، به کاوشهای گسترده ای پرداختند.

 

از 1329 ش /1950 م به بعد، متخصصان اسرائیلی مقیم فلسطین کاوشهای باستان شناسی را ادامه دادند و پس از آنکه در 1346 ش /1967 م اسرائیلیان بخش قدیمی شهر بیت المقدس را اشغال کردند، قسمتهایی از شهر قدیم ، از جمله دیوار قدیمی شهر از دورة هرودی و برج داود و دروازة یافا * ، خاکبرداری شد (آلبرایت ، ص 26 ـ 29).

 

کاوشهای هیئت فرانسوی به سرپرستی ژان پرو در حوالی تپه های باستانی مجاور دریاچة حوله ، در شمال شرقی فلسطین ، که از 1335 ش /1956 م آغاز شد به کشف آثار مهمی از ادوار ماقبل تاریخ انجامید. کاوش گلوئک انگلیسی در تپة باستانی تلّ امّ حَمَدالغربی ، در درّة رود اردن ، آثاری از دورة دوم عصر مفرغ (اوایل هزارة دوم ق م ) به دست داد و هورس فیلد و مورِی ، جِرَش (گِراسای باستانی ) از شهرهای دکاپولیس ، در کرانة شرقی رودخانة اردن ، و پترا را خاکبرداری کردند و کاوش کرکْبراید در 1337 ـ 1346 ش /1958 ـ 1967 م در نزدیکی پترا به کشف تمدن نوسنگی از هزارة هفتم ق م منجر شد، که در زیر آثار دورة نبطی قرار داشت (همانجا).

 

ه ) سوریه ـ لبنان . این دو کشور، گرچه امروزه جزو سرزمینهای اسلامی اند، اما آثاری از فرهنگ غیرشرقی نیز دارند. از شمالیترین نقطة ساحل شرقی مدیترانه یعنی مناطق باستانی تلّ عَطْشانهِ و انطاکیه (در ترکیة امروزی ) تا حوالی شهر قدیم تلّ دویر، جنوب نوار غزّه ، آثار باستانی و تاریخی بسیاری وجود دارد که بقایای آبادیها و شهرهای ویران شده است . در گذشته ، این حوزه بیشتر تحت سیطرة اقوام فنیقی ، اولین دریانوردان شناخته شده در تاریخ بود و فنیقیها دو بندر مهم خود، بوبلوس (بیبلوس ، امروزه : جِبیل ) و صور را در سواحل لبنان بنا کرده بودند. در جبیل ، از میان سنگهای ساحل ، نمونه ای از سفالها جمع آوری شده که وولی در 1302 ش /1923 شرح آن را در کتاب > سفالهای جبیل قدیم < آورده است . در 1948 دونان فرانسوی نیز گزارش مقدماتی حفّاریهای جبیل را منتشر کرد. ادامة کاوش در جبیل ، روشن ساخت که چندین طبقة باستانی از دوره های فلز جدید، مفرغ قدیم و آشور قدیم و میانه بر روی هم قرار گرفته است . کشف کتیبة سنگی حیرام (فرمانروای جبیل در قرن 13 ق م ) در 1303 ش /1924 و قرائت آن ، فهمِ متون میخی فنیقی دیگر را هم آسان کرد (گیلبرت ، ص 174ـ176).

 

کاوشهای علمی در سوریه در 1326/1908، با حفاریهای هوگارت در تلّ احمر آغاز شد. امّا مهمترین تحقیقات در تاریخ باستان شناسی سوریه ، کاوش باستان شناسان فرانسوی در 1929 م در رأس شَمْرَه ، نزدیک شهر باستانی اوگاریت ، در شمال لاذقیه * ، بود که ضمن کار تعدادی الواح گلی به خط میخی اوگاریتی به دست آمد و به کوشش باوئر رمزگشایی شد؛ این نوع کتابت متأثر از خط آرامی بود و از خانوادة خطوط سامی است ، ولی برخلاف خطهای دیگر این خانواده ، همچون اکدی ، بابلی و آشوری ، خطی الفبایی است که دارای سی حرف و فاقد شناسه است (فریدریش ، ص 86ـ87). این کشف مهم ، مشکل قرائت بسیاری از الواح به دست آمده از تلّ نیراب را نیز از میان برداشت . همچنین کاوش مالون انگلیسی در تلّ حَلَف در 1329/1911 تا 1331/1913 و 1306 ش /1927 و تلّ براک در 1317 ش /1938، و کاوش باستان شناسان فرانسوی به سرپرستی پارو در تلّ ماری (تلّ حریری ) در 1312 ش /1933، قرابت تمدن این مناطق را با تمدنهای باستانی بین النهرین مشخص کرد. در تلّ براک ، در شمال درة خابور و مجاور یکی از سرچشمه های فرات ، نیز معبدی باستانی کشف شد (ح 3000 ق م ) که با دورة متأخر تمدن اوروک (در تورات ، سفر پیدایش ، 10، 10: اِرِک ، اِرِخ ؛ شهر قدیم سومری در جنوب بابل ذکر شده ؛ وَرکای امروزی ) و العبید و جِمْدِت نَصْر، در بین النهرین ، همزمان است (لوید، ص 76). از تحقیقات مهم باستان شناسی در سوریه کاوش محوطة باستانی لیلان است که به کشف آثار تمدنهای دورة متأخر «عبید شمالی » و شهر مهمی از دورة آشور (زمان پادشاهی شَمشی اَداد اوّل ) انجامید. باستان شناسان فرانسوی در 1167/1753 شهر باستانی تدمر و در دهة 1338/1920، شهر دورا ـ ائوروپوس ، در شمال تدمر، را کاویدند و از اسناد به دست آمده که به خط پهلوی اشکانی و ساسانی بر روی پوست بود، معلوم شد که محوطة اخیرالذکر شهری آباد در دوران اشکانی بوده است (باوئر، ولز، راستوتسف ، مواضع مختلف ).

 

و) پاکستان (شبه قارة هند) . تمدنهای باستانی مستقر در کنارة رود سندِ درة هند و بلوچستانِ پاکستان ، اکثراً متعلق به عصر مفرغ و هزارة سوم ق م ، بوده و دارای ویژگیهای بومی و محلی است . در روزگار باستان ، شهرنشینی در این منطقه رونق بسیار داشت و شهرهای بزرگی چون هاراپا، موهنجودارو و چان هودارو در آن زمان بنا شد. علاوه بر آن ، در دوره های تاریخی و اسلامی نیز این منطقه محل تجمع تمدنهای یونانی ، ایرانی ، کوشانی ، بودایی و گورکانی بوده است . شنی و بُنِرجی ، باستان شناسان هندی نخستین کسانی بودند که به پژوهش در محوطه های باستانی هند و پاکستان پرداختند. سپس در اواخر قرن دوازدهم / هجدهم ، جونز، مستشرق و زبان شناس انگلیسی و بانی «انجمن تحقیقات آسیایی بنگال »، تحقیق در شبه قارة هند را دنبال کرد. سپس مارشال انگلیسی از 1331/1912 تا 1310 ش /1931 به کاوش شهر باستانی تکسیله ، در نزدیکی مرز پاکستان و افغانستان ، پرداخت . او در 1300 ش /1921 کاوشهای شهرهای موهنجودارو و هاراپا را آغاز کرد و ویلر در 1323 ش /1944 آن را ادامه داد. آنگاه در 1338 ش /1959 هیئتی فرانسوی به سرپرستی کاسال دو منطقة باستانی اَمری و ماجومدار را کاوید، و در دهة 1339 ش /1960 میلادی بود که توچی دربارة آثار بودایی و مناطق کوشانی ـ بودایی درة سند تحقیقاتی انجام داد (وارد، مواضع مختلف ).

 

ز) افغانستان . این سرزمین در دوره های مختلف تاریخی بیشتر کانون تجمع فرهنگهای ایرانی ، کوشانی و هندی بود و روزگاری هم از حوزه های فرهنگی ایران به شمار می رفت . فوشه فرانسوی از اولین کسانی بود که در زمان پادشاهی امان اللّه خان ، کار باستان شناسی را در این کشور آغاز کرد. سپس گدار به مطالعة بناهای تاریخی و اسلامی در منطقة بامیان و شمال کابل پرداخت . آنگاه با ادامة کاوش ِ هیئت باستان شناسی فرانسوی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ، شهر لشکربازار خاکبرداری شد. پس از آن کاسال بین سالهای 1330 ـ 1337 ش / 1951 ـ 1958 در منطقة موندی گاک ، در جنوب غربی کابل یکی از مراکز استقرار تمدنهای هزارة سوم تا اول ق م ، به کاوش پرداخت . شلومبرگر نیز در 1332 ـ 1336 ش /1953 ـ 1957 محوطة دورة کوشانی سرخ کُتل را کاوید (اُبویر، مواضع مختلف ).

 

3) باستان شناسی در کشورهای اسلامی تازه استقلال یافتة آسیای میانه (جمهوریهای پنجگانه ).

 

فعّالیّتهای باستان شناسی در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) که بیشتر، خود متخصصان آن کشور انجام داده اند و نتایج آن نیز اغلب به زبان روسی چاپ و منتشر شده است ، به آسانی قابل بررسی نیست . از نتیجة کاوشهای باستان شناختی در این کشور می توان دریافت که قسمتی از آثار به دست آمده با آثار ایرانی وجوه مشترک فرهنگی دارد و مجهولات تاریخ گذشتة کشورمان را روشن می سازد.

 

الف ) جمهوری ترکمنستان . در آسیای مرکزی ، نزدیکترین کشور به ایران است که هفتاد درصد آن را صحرای قراقوم اشغال کرده است (فرامکین ، ص 207). اغلب تمدنهای کهن ، محوطه ها و تپه های باستانیِ حاشیة جنوبی قراقوم ، در نزدیکی خاک ایران قرار دارد. ترکمنستان یکی از گذرگاههای مهاجران آریایی برای رسیدن به فلات ایران بوده است همچنین می توان این کشور را خاستگاه قوم پارت دانست که نخستین پایتخت شاهان اشکانی ، یعنی نسا (در اوستا: نِسایا رجوع کنید به برهان ، ج 4، ص 2136، حاشیة 4، به نقل از پورداود)، در آنجا قرار دارد؛ اوکلادنیکف ، قدیمیترین آثار این کشور را متعلق به منطقة خشک و بی حاصل کراسنوودسک ، در ساحل شرقی دریای خزر، می داند. بیشتر آثار به دست آمده از غارهای دم دم چشمه و جبل ، در جنوب این منطقه ، باقیمانده از دوره های میانسنگی و نوسنگی است و در نتیجة آزمایش رادیو کربن بر روی آثار غار جبل ، پیشینة آن به 6270 ق م می رسد (فرامکین ، ص 210). از مناطق باستانی دیگر ترکمنستان ، دو تپه در نزدیکی روستای آنائو ، در 12 کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد است که یک هیئت امریکایی به سرپرستی پمپلّی آنرا در 1322 ـ 1323/1904 ـ 1905 کاوید و قدیمیترین دورة تمدنی را در آن از هزارة نهم ق م تشخیص داد (بلنیتسکی ، ص 63). یکی دیگر از محوطه های باستانی مهم ترکمنستان که به عصر آغاز کشاورزی (تولید غذا) و نوسنگی تعلق دارد، جیتون در 30 کیلومتری شمال غرب عشق آباد و حاشیة صحرای قراقوم است . کافتین در 1331 ش /1952 م برای اولین بار این محوطه را کاوید و ماسون تحقیقات او را ادامه داد. در کاوش جیتون ، 35 واحد مسکونی از خشت خام و بلوکهای گل رس خاکبرداری شد که از قدیمیترین نمونه های معماری به دست آمده در آسیای میانه به شمار می رود. تمدن جیتون را با تمدنهای اولیة جارمو و عبید در بین النهرین قابل مقایسه دانسته اند. از نقاط باستانی مهم دیگر در ترکمنستان ، نمازگاتپه و قره تپه است که حاوی نشانه هایی از فرهنگهای عصر کشاورزی تا ادوار مس و مفرغ است . بوکینیتچ ، کاوش را در نمازگاتپه (در جنوب شرقی عشق آباد و در فاصلة سی کیلومتری خاک ایران ) از 1339/1920 آغاز کرد. او پژوهشهای خود را به چگونگی روشهای آبیاری در دوران اولیة تولید غذا معطوف داشت . سپس ماروشچنکو در 1309 ش /1930 کاوش را در نمازگاتپه دنبال کرد، اما این کافتین بود که در آغاز سال 1329 ش /1950 م ، توانست گسترش دورانهای پیش از تاریخ و تسلسل آنها را در آن منطقه بیان کند. (مجیدزاده ، ص 2ـ3) و در 1331 ش /1952، با تغییراتی در طبقه بندی آنو که این محوطه را به چهار دورة باستانشناختی تقسیم می کرد، نمازگاتپه را به شش طبقه تقسیم کرد. دورة نمازگا شامل محدودة زمانی اواخر هزارة پنجم تا حدود هزارة دوم ق م است (فرامکین ، ص 211). کاوشهای گستردة ماسون بعد از 1344 ش /1965 م نیز در آلتین تپه ، در نزدیکی دهکدة مینا در غرب رودخانة تجن ، به کشف آثار یک جامعة پیچیدة شهری از عصر مفرغ قدیم در دامنة ارتفاعات کوپِت داغ ، سلسله جبال حدفاصل ترکمنستان ـ خراسان ، انجامید (مجیدزاده ، ص 2ـ3). آلتین تپه قطعاً نمایانگر عناصر فرهنگی جیتون است و قدیمیترین سفالهای به دست آمده از این تپه ، عمدتاً با نقشهای هندسی تزیین شده است (فرامکین ، ص 221).

 

یکی از مهمترین محلهای باستانی حوالی درة مُرغانا (مرغیانه )، منطقة یازتپه در شمال شرق مرو است . ماسون در بارة این منطقه بدقت مطالعه کرد و به مقایسة گاهنگاری مرغیانه با هاراپا، ایران ، افغانستان ، خوارزم ، باختر، سغد و جز آن پرداخت . یازتپه در قرن چهارم ق م بر اثر کم آبی ، متروک شد. پایتخت مرغیانا در اواسط هزارة اول ق م ، شهر مشهور مرو بود. این شهر هم مانند نسا، بعد از دورة ساسانی همچنان به حیات خود ادامه داده است و شواهدی وجود دارد که آیین بودا نیز در این منطقة زردشتی مذهب ، نفوذ داشته است (فرامکین ، ص 224، 233، 236).

 

ماسون ، کاوشگر شهر باستانی نسا، معتقد است ، این شهر از زمانی که مهرداد اول (171 ق م ) آن را بنا کرد تا انقراض دولت پارت (227) آباد بود. نسا که در دوازده کیلومتری شرق عشق آباد و نزدیک روستای بَجیر قرار دارد، شامل دو بخش نسای قدیم و نسای جدید است . نسای جدید شهری محصور و دارای گورستانهای بسیار است که در اواسط قرن سوم میلادی متروک شد و نسای قدیم مشتمل بر اقامتگاه شاهی ، یک شهر محصور شامل قصرها و نیایشگاهها و آرامگاههای شاهان پارت است (بلنیتسکی ، ص 108؛ فرامکین ، ص 231).

 

ب ) جمهوری ازبکستان . این کشور شامل دو بخش خوارزم و منطقة خودمختارِ قراقالپاق است . در 1317 ش /1938 م اوکلادنیکف غار تِشیک تاش (از دورة موستری ، منسوب به غار موستیه در شهر دوردونی فرانسه ، ح 25000 ق م ) را در جنوب ازبکستان کشف کرد و مقدار زیادی ابزار و آلات سنگی و بقایای اسکلت پسر جوانی را از تیرة انسانهای نئاندرتال که با شاخ بز کوهی وحشی پوشیده شده بود، از زیر خاک بیرون آورد (فرامکین ، ص 176؛ ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

دنیک در 1306 ش /1927 م ، نخستین بار شهر ترمذ قدیم ، در ده کیلومتری ترمذ کنونی ، را کاوید. ادامة حفاری در 1307 ش /1928 به کشف گورستانی در سمیرچیه (هفت رود) از قرنهای نخستین میلادی منجر شد (بلنیتسکی ، ص 41). ترمذ که بر سر راه بلخ و سمرقند است ، در دورة اسلامی نیز آباد بود و آثار متعددِ آن در این دوره مطالعه و بررسی شده است . کاوشهای آلبائوم در بالالیک تپه نیز منجر به یافتن آثاری از فرهنگ کوشانی شد. سمرقند جدید، در حاشیة رودخانة زرافشان ، که روزگاری پایتخت امیرتیمور گورکان بود و افراسیاب نامیده می شد، پس از ویرانی شهر قدیم به دست مغول در کنار سمرقند قدیم بنا شد. افراسیاب ، که احتمالاً اولین بنای آن در قرن 6 ق م بوده ، و سپاه اسکندر نیز آن را تخریب کرده بود، در دورة هیاطله (هپتالیان ، هونها) بازسازی شد و به صورت شهری آباد درآمد. کاوش شهر قدیم افراسیاب از 1292 ق /1875 م آغاز شد، ولی شروع کاوشهای علمی دقیق در این شهر از 1337 ش /1958 م و زیر نظر شیشکین باستانشناس روسی بوده است . در این شهر آثار معماری و نقاشیهای دیواری هنرمندانه ای کشف شد که شناخت تاریخ قدیم منطقه را آسان کرد. این نقاشیها عموماً از قرن هفتم میلادی است و در برخی از آنها کتیبه هایی به خط سُغدی وجود دارد. کاوشهای باستان شناسی خوارزم نیز از 1316 ش /1937 م به سرپرستی تولستوف آغاز شد و آثاری از ادوار سنگی تا سلطة هونها بر این منطقه ، دوره های ساسانی ، کوشانی و ادوار مختلف اسلامی ، کشف و مطالعه شد (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

ج ) جمهوری تاجیکستان . این کشور کوهستانی از بخشهای شرقی ، یعنی ارتفاعات پامیر، و غربی ، شامل مناطق باختر و سغد، تشکیل شده است . پژوهشهای باستان شناسی در تاجیکستان از دهة 1309 ش /1930 م در مقیاس وسیعی آغاز و منطقة سغد، شمال رشته کوههای حصار و باختر کاوش شد. هر دو منطقة سغد و باختر روزگاری در قلمرو حکومت هخامنشی بود که بعدها به تصرف اسکندر درآمد (فرامکین ، ص 95، 98). بنابر این ، آثار تمدن و فرهنگ ایرانی و یونانی در این کشور دیده می شود. کاوشهای مستمر و منظم باستان شناسی در تاجیکستان در 1325 ش /1946 م توسط «هیئت سغدیان تاجیک » (بعدها با نام «هیئت تاجیک ») که از باستان شناسان بومی تشکیل می یافت ، آغاز شد (همان ، ص 98، 100). به استثنای آثار به دست آمده از صحرای کایراک قومی در شمال غربی تاجیکستان و کافرنیگان (درّة بیشکنت )، که به عصر مفرغ تعلق دارد، بیشتر آثار این عصر از نواحی پامیر شرقی (بدخشان علیا) به دست آمده است (همان ، ص 105). در 1312 ش /1933، به طور تصادفی ، متنی در زرافشان به دست آمد که سند قدیمی و مهم سغدی بود. بر اثر بررسی این سند، مقدار زیادی از همان متنها در مُغ کوه نیز به دست آمد، و همچنین مشخص شد که این سندها متعلق به دیواشتیخ ، آخرین حاکم پنج کنت ، است که در سدة اول هجری به دست اعراب کشته شد. این اسناد، دارای اطلاعات ارزشمندی از وضع اقتصادی و اجتماعی سغد در قرن اول هجری بود. پنج کنت در کنار رود زرافشان (رود سغد کنونی که قسمت اعظم سمرقند را مشروب می کند) قرار دارد و بناهای پراکندة باشکوهی از قرن پنجم میلادی به بعد، در آنجا وجود داشته است . بقایای معماری ، نقاشیهای دیواری ، تندیسهای گِلی و گچبریها از قرون اول و دوم هجری در این منطقه ، نشانگر نوع زندگی زنان و مردان سغدی و اسطوره ها و عقاید آنان است (فرامکین ، ص 120ـ121، بلنیسکی ، ص 186ـ187).

 

د) جمهوری قرقیزستان . سرزمین کوهستانی قرقیزستان به سبب وضع جغرافیایی خاص خود، از دیرباز مردمانِ دامدار و چادرنشین را در خود جای داده است . برنشتام ، یکی از پیشگامان مطالعات باستان شناسی در قرقیزستان ، معتقد است که سکاها (سیتها)، هونها و ووسونهایی که در خاورمیانه و خاورنزدیکِ باستان مستقر بودند، از این منطقه برخاستند. نشانه های اقوام سکاها را در دنیای باستان در دوردست ترین نقطة قرقیزستان یعنی نواحی کوهستانی تین شان و تالاس (طراز) می توان یافت . این اقوام بعدها به آسیای مرکزی تا فلات ایران و حتی حوزة زاگرس راه یافتند. با اینهمه ، هنوز مشخصات این قوم باستانی ، خصوصاً در هزارة دوم و اوایل هزارة اول ق م ، چنان آشکار نیست تا بتوان تصویر روشنی از اوضاع سیاسی و فرهنگی آنان به دست آورد . از طرفی چون قرقیزستانِ باستانی را اقوام کوچ نشین تشکیل می داد، از روستا و شهر اثری در آنجا نمی توان یافت و اغلب اطلاعات از درون گورها یا گورکانها (مجموعة قبور سکایی ) به دست آمده است (فرامکین ، ص 51، 53،56،58). در 1333ـ1334ش /1954ـ1955م باستان شناسان بومی قرقیزستان جنوبی ، در منطقة قره بولاق از بخش باتکن نهصد گور دست نخورده کشف کردند که اشیای به دست آمده از آنها، به قرون دوم تا چهارم میلادی تعلق داشت . همچنین درآن منطقه گونه هایی از گورهای نمادین که به گورستانهای باستانی دیگر شباهتی نداشت ، کشف شد که هدف ازایجاد آنها نیز بدرستی معلوم نیست . ولی در 1335ـ1339 ش /1956ـ1960م زادنِپروفسکی باستان شناس که سرپرستی هیئتی را عهده دار بود، در باتکن و لایالیاک (در شیب شمالی رشته کوههای ترکستان ) تعدادی از این گورها را، متعلق به قرون دوم تا چهارم میلادی ، کشف کرد که از درون آنها به جای بقایای استخوانی ، تندیسهای سنگی به دست آمد که نشان می داد احتمالاً صاحبان این قبور دور از محل سکونت خود درگذشته اند و این گورها در نزدیکی سکونتگاهشان ، به یاد آنان حفر شده است (فرامکین ، ص 72ـ73).

 

ه ) جمهوری قزاقستان . وسیعترین جمهوری در آسیای مرکزی است . برنشتام از 1315 ش /1936 م به بعد، کاوشهای گسترده ای در سمیرچیة قزاقستان جنوبی ، در حد فاصل دریاچه های ایسیک گول و بالخاش (بَلْخَش )، انجام داد. در این جمهوری آثاری از عصر پارینه سنگی تحتانی با پیشینة پانزده هزار ساله و آثاری در درة رودخانة اِرتیش ِ علیا از منطقة ناریم متعلق به عصر نوسنگی ، به دست آمده است و در سلسله جبال کاراتو، در جنوب غربی قزاقستان ، آثاری از فرهنگ عصر پارینه سنگی قدیم و آشولی (منسوب به شهر سن آشول در فرانسه ، ح 75000 ق م ) وآندورونووا شناخته شده است (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ). از آنجا که قزاقستانِ دورانِ باستان ، زادگاه اقوام کوچ نشین بود، آثار معماری مهمی از دورة ماقبل تاریخ در آن به دست نیامده است . در این کشور نیز همچون قرقیزستان ، تنها گورستانهای باستانی دامداران کوچ نشین باقی مانده که اشیای ارزشمند درون آنها از دستبرد عتیقه بازان به دور نمانده است . بسیاری از اشیایی که از قزاقستان کشف شده و در موزه های کشورهای مختلف نگهداری می شود، فاقد هویت فرهنگی است . مجموعة نفیس پطر اول در موزة ارمیتاژ نیز از انواع آثاری است که از این جمهوری و جنوب سیبری به طور اتفاقی به دست آمده است . کاوش مؤسسة IIAE و باستان شناسان بومی همچون قدیربایف و اورازبایف در قزاقستان مرکزی و گورستان تاسمولا که دست نخورده باقی مانده بود، موجب کشف مجموعة ارزنده ای از قرن هفتم ق م شد. مجموعة سکایی به دست آمده از درة چیلیک تین ، در قزاقستان شرقی ، نیز از گنجینه های ارزندة اواخر عصر مفرغ است (همان ، مواضع مختلف ).

 

4) باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی .

 

قرآن کریم ، بسیاری از حوادث اقوام گذشته را در قالب داستان بیان کرده است . توصیه های مکرر آن به مطالعه و اندیشه در احوال مردم تمدنهای پیشین و پندآموزی از آنها، شاید یکی از علتهای اصلی توجه به علم باستان شناسی در سرزمینهای اسلامی باشد. کوششهای باستان شناسان برای یافتن مصادیق تاریخی اسطوره های مذهبی کتب مقدس ، در شناساندن مفاهیم قصص قرآنی نیز سودمند بوده است ؛ زیرا بسیاری از قصص قرآنی ، در کتابهای آسمانی قدیم نظیر عهد عتیق و عهد جدید ثبت شده و بسیاری از آنها نیز سینه به سینه تا زمان ظهور نبی اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم رسیده است . در قرآن کریم و کتابهای آسمانی بارها از بسیاری شهرهای باستانی پنهان در زمین ، نام برده شده است و باستان شناسان با همین قرائن موفق شده اند که برخی تمدنها و شهرهای مدفون را کشف و شناسایی کنند (الدر، ص 7).

 

نخستین باستان شناسانی که پژوهشهایشان ، هویتِ بعضی از نامهای موجود در تورات را مشخص کرد، بوتا و لایارد بودند. کاوشهای لایارد در قویون جیک در شمال عراق ، که ویرانه های شهر نینوا در آنجا است ، موجب شد که کاخ سِنّاخِریب (پادشاه آشور، حک : 705ـ681 ق م ) از زیر خاک بیرون آید؛ و حفاریهای بوتا در شمال موصل ، باعث کشف بقایای شهر باستانی دورشروکین و کاخ عظیم سارگن دوم شد. همچنین کاوشهای لایارد در منطقة باستانی نمرود در جنوب موصل منجر به کشف شهر افسانه ای کالح ، پایتخت آشور، شد که نام آن در سفر پیدایش (10 : 11ـ12) آمده است .

 

هنگامی که اسمیت ، از طرف موزة بریتانیا در 1279 ق /1862 م راز لوحة یازدهم منظومة سومری گیلگمش (سلطان اوروک با مقام الوهیت ) را گشود، بعضی از حقایق طوفان نوح نیز روشن شد. اسمیت اعلام کرد که بر روی یکی از لوحه های کتابخانه آشور بانی پال در قویون جیک ، داستان طوفانی را خوانده است که شباهت بسیاری با طوفان مذکور در سفر تکوین تورات دارد. (کریمر، ص 219).

 

داستان نوح در قرآن کریم با آنچه در آگادا، بخشهایی از تفاسیر تورات به نامهای تِلمود و مدراش ، آمده است ، مطابقت می کند (خزائلی ، ص 621). به نص قرآن مجید، نوح نخستین پیامبری بود که در زمان نبوتش بر مردم عذاب نازل شد. (هود: 42؛ مؤمنون : 27). هنگامی که عقاب قوم عاصی نوح پایان یافت ، خداوند فرمان داد (هود: 44)، آبها فرونشیند و باران قطع شود و کشتی بر کوه جودی قرار گیرد. برخی از نویسندگان اسلامی آن را کوهی از سلسله جبال «کاردین » دانسته اند که در شمال شرقی جزیرة «ابن عُمَر» در مشرق دجله و نزدیک موصل قرار دارد (ابن بطوطه ، ج 1، ص 245؛ خزائلی ، ص 281ـ282؛ شرتونی ، ذیل «جودی »). در ترجمه های جدید تورات محل فرود کشتی نوح را رشته کوههای آرارات یا کوه ماسیس در ارمنستان می دانند (علاّ مه طباطبایی ، ج 20، ص 62؛ و هاکس ، ذیل «اراراط »). نتایج کار باستان شناسان در بین النهرین و بخصوص کاوشهای آنان در دو شهر باستانی اور و کیش و وجود لایه های سیلابی روی طبقات قدیمیتر ثابت کرد که قطعاً، طوفانهای عظیمی در دورة باستان روی داده است (الدر، ص 35ـ36).

 

وولی ، کاوشگر شهر اور، گنجینه ای قیمتی را از عصر طلایی تمدن این شهر، یعنی دورة سوم از سلسله های جدید که اورنمو بنیانگذاری کرده بود، کشف کرد. این دوره بتقریب با تولّد حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام (ح 1996 ق م )، که مفسران تورات ذکر کرده اند، همزمان است (هاکس ، ذیل «أب رام »). این عصر را دورة تحول سومری نامیده اند (رو، ص 150). برج پلکانی معبد اور که با خشت خام بنا شده ، پوسته ای آجری دارد و ارتفاع آن حدود پنجاه متر است . این معبد در اصل سه طبقه بوده ولی اکنون تنها طبقة اول و قسمتی از طبقة دوم آن باقی مانده است . در الواحی که از اور و شهرهای دیگر سومری به دست آمده ، به نام ابراهیم اشاره ای نشده است ؛ اما در لوحی مکشوف در بابل نام «آباراما» آمده است و از آن می توان دریافت که در آن عصر، ابراهیم یکی از نامهای رایج بوده است (الدر، ص 42).

 

دانش مصرشناسی برای بعضی پرسشها و ابهامات در بارة قوم بنی اسرائیل ، بعد از مهاجرت حضرت یوسف علیه السّلام به آنجا و سپس نبوت حضرت موسی علیه السّلام و طغیان آن قوم بر فرعون و عزیمت به سوی سرزمین موعود، پاسخ تاریخی یافته است . بعضی معتقدند که یوسف علیه السّلام ، 110 سال زندگانی کرد و پس از فوت جسدش را به سنّت مصریان ، مومیایی کردند (خزائلی ، ص 683ـ684)، و در تابوتی محفوظ داشتند و هنگامی که بنی اسرائیل به همراه موسی علیه السّلام از مصر بیرون رفتند، جنازة یوسف علیه السّلام را نیز با خود بردند و در «شِکّیم »، از سرزمین افرایم (نابلس کنونی )، به خاک سپردند. تا آنکه در دهة 1319 ش /1940 م گور شخصی به نام ال ـ کب که معاصر یوسف علیه السّلام و حاکم یکی از ولایات مصر بود، گشوده شد و کتیبه ای از آن به دست آمد که شرح قحطیِ زمانِ حکومتش بر مردم و چگونگی رهانیدن آنان از گرسنگی ، در آن آمده است (الدر، 45ـ46). از وقایع تاریخی دورة رامسس دوم ، فرعون قدرتمند و مقتدر مصر، اطلاع دقیقی دربارة خروج بنی اسرائیل از مصر نمی توان یافت . اما بعضی شواهد نشانگر آن است که در سال هفتم سلطنت وی ، شورش بزرگی در کنعان و فلسطین بر ضد او به وقوع پیوست که یکی از حجاریهای معبد کرنک ، صحنه ای از تصرف شهر آسکالون ، در شمال غزه ، و انهدام آن را نمایش می دهد (دریوتون و واندیه ، ج 2، ص 314). از رامسس دوم بناهایی از جمله قصرها و معابد کرَنَک ، الاقصر و طیوه برجای مانده و اشیای گرانبهایی در ضمن کاوشهای باستان شناسی کشف شده است که همگی از اقتدار و ثروت فراوان او حکایت می کند.

 

منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس ؛ ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد المنعم عریان ، بیروت 1407 ق /1987 م ؛ جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس ، ترجمة سهیل آذری ، تهران 1335 ش ؛ لوئی وان دن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رمن گیرشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران 1348 ش ؛ محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1342 ش ؛ آ. بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1364 ش ؛ بریس بریسویچ پیوتروفسکی ، اورارتو ، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران 1348 ش ؛ محمد خزائلی ، اعلام قرآن ، تهران 1335 ش ؛ اتین ماری دریوتون ، ژاک واندیه ، تاریخ مصر قدیم ، ترجمة احمد بهمنش ، تهران 1332ـ1336 ش ؛ ژان پل راشل دیو لافو، ایران ، کلده و شوش ، ترجمة علی محمد فره وشی ، چاپ بهرام فره وشی ، تهران 1369 ش ؛ همو، سفرنامه :خاطرات کاوشهای باستان شناسی شوش 1886ـ1884م ، ترجمة ایرج فره وشی ، تهران 1355 ش ، ژرژ رو، بین النهرین باستان ، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تهران 1369 ش ؛ جرج سارتون ، تاریخ علم ، ترجمة احمد آرام ، ج 1، تهران 1357 ش ؛ علی سامی ، تمدن هخامنشی ، شیراز 1341ـ 1343 ش ؛ سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد ، تهران ] بی تا. [ ؛ محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 20، ترجمة محمدجواد حجتی ، تهران 1369 ش ؛ گرگوار فرامکین ، باستان شناسی در آسیای مرکزی ، ترجمة صادق ملک شهمیرزادی ، تهران 1372 ش ؛ یوهانس فریدریش ، زبانهای خاموش ، ترجمة یداللّه ثمره و بدرالزمان قریب ، تهران 1365 ش ؛ ساموئل کریمر، الواح سومری ، ترجمة داود رسائی ، تهران 1340 ش ؛ آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی

 

 

 

خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران 1348 ش ؛ یوسف مجیدزاده «دوران مفرغ در ماوراءالنهر باستان »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 3، ش 2 (بهار و تابستان 1368 ش )؛ محمدتقی مصطفوی ، «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده »، در گزارشهای باستان شناسی ، تهران 1329ـ1334 ش ؛ غلامرضا معصومی ، باستان شناسی ایران ، تهران 1355 ش ؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «بررسی تحولات مطالعات باستان شناسی در ایران » در مجموعه مقالات انجمن وارة بررسی مسایل ایرانشناسی ، چاپ علی موسوی گرمارودی ، تهران 1369 ش ؛ محمود موسوی ، «باستان شناسی در پنجاه سالی که گذشت ، مجله میراث فرهنگی ، سال 1،ش 2 ( زمستان 1369 ش )؛ عبدالغفّاربن علی محمد نجم الدوله ، سفرنامه خوزستان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1341 ش ؛ جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، تهران مطبعة آمریکائی بیروت 1928 میلادی ؛

 

William Foxwell Albright, The archaeology of Palestine , London 1956; J.Auboyer, The art of Afghanistan , Britain 1968; Bauer, Welles, Rostovtzeff, Excavations at Dura Europos , New Haven 1929; H. Carter, The Tomb of Tutankhamen ,London 1972; Encyclopaedia Britannica , Chicago 1971, S.V. "Islamic archaeology"; C.P. Gilbert, Larousse Encyclopedia of Archaeology , trans. from the French by Anne Ward, London 1972; O.R. Gurney, The Hittites , London 1990; E.Herzfeld, Pasargadae- Untersuchungen Zur Persischen Archجologie dans Klio ,III, Leipzig 1908; T.G.H.James, The archaeology of ancient Egypt , Britain; Seton Iiyod, The archaeology of Mesopotamia , London 1978; V.M. Masson, V.I.Sarianidi, Central Asia , Britain 1972; Anne Ward, Adventures in archaeology , Britain 1977.

 

/ محمود موسوی /

لینک مطلب: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=212

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

 

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

مقدمه

رشته باستان شناسی در ایران زیر مجموعه رشته علوم انسانی به حساب می آید . البته از چند سال پیش دانشکده های هنر نیزاقدام به راه اندازی رشته باستان شناسی در مقطع کاردانی کردند اما به ناچار دانشجویانی که دراین مقطع و در دانشکده های هنر فارغ التحصیل شدند، بعد از یک دوره دیگر شرکت در کنکور سراسری می توانند تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی و در زیرمجموعه علوم انسانی ادامه دهند.

در رشته باستان شناسی دانشجویان بیش از 130 واحد درسی را در زمینه های پیش از تاریخ (دوره های پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی)، دوره تاریخی و دوره اسلامی می خوانند.

همچنین دانشجویان می باید یک فصل نیز که معمولا یکی از دو ترم آخر دانشجویان می باشد، در محل حفاریی که دانشگاه در نظر می گیرد حضور یابند و مهارت هایی را در این زمینه بیاموزند.

برخی رشته باستان شناسی را با تاریخ یکی می دانند یا این که این رشته را کاملا مشابه رشته تاریخ به حساب می آورند اما در این باره باید تاکید کنم که این دورشته اگرچه مشابهت هایی باهم دارند اما یکی به حساب آوردن این دو هم اشتباه است.

رشته باستان شناسی تا یک مقطعی (تقریبا از زمانی که بشر توانست بنویسد) از برخی اطلاعات رشته تاریخ استفاده می کند اما همه آن را به کار نمی گیرد.

رشته تاریخ مجموع نوشته ها و آثار به جا مانده از گذشتگان را شامل می شود اما رشته باستان شناسی می باید خود به دنبال این آثار بگردد.

رشته تاریخ با توجه به آثار موجود به بحث می پردازد اما رشته باستان شناسی با توجه حتی گاه حدسیات به کاوش در زمین می پردازد . اگرچه همانطور که گفتم از اشاره هایی که برخی مورخین در کتاب های خویش کرده اند هم استفاده می کند  که نمونه آن را در حفاری های بین النهرین می توان دید که باستان شناسان در اینجا کاملا از نوشته های تاریخی و بیشتر از آن از متون دینی استفاده کردند.

باستان شناسان با توجه به یافته هایی که در کاوش ها به دست می آید می باید فرهنگ و نحوه زندگی وحتی روابط اجتماعی گذشتگان را تدوین کنند.

تعریف و شرح

باستان شناسی از یک سو مسیر تاریخ را تعیین می کند و از سوی دیگر مادر تاریخ است. روشن کردن گذشته هر جامعه از جهت مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا مذهبی از اصول اساسی این رشته است. هدف از تحصیل در این رشته، تربیت نیروی متخصص و کارآمد برای بررسی و شناسایی آثار تاریخی و کاوشهای باستان شناسی در مناطق مختلف کشور، همچنین تامین کادرهای تحقیقی، فرهنگی و هنری سازمانی مربوط می باشد. رشته باستان شناسی در مقطع کارشناسی به مطالعه آثار باستانی سه دوره پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی می پردازد. دانشجویان در طی چهار سال با آثار باستانی دوران پیش از تاریخ ایران، بین النهرین و مصر و تمدن و فرهنگ اسلامی آشنا می شوند.

باستان‌شناس فردی است که در محل‌های باستانی کاوش می‌کند، یافته‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد و پس از تعیین ارزش مادی و معنوی و تخمین قدمت آثار، آنها را در بازارهای عتیقه به فروش می‌رساند.

در گذشته‌ای نه چندان دور، جامعه ما چنین دیدگاهی نسبت به باستان‌شناس داشت. در واقع مردم باستان‌شناس را با «عتیقه جمع‌کن» یا «عتیقه‌فروش» یکی می‌دانستند. کاری که بسیاری از شاهزادگان و درباریان دوره قاجار و پهلوی به عنوان یک سرگرمی ساده، برای کسب درآمد بیشتر انجام می‌دادند. اما در حقیقت باستان شناس یک تاجر یا عتیقه ‌جمع‌کن نیست. بلکه‌ یک‌ محقق‌ است‌؛ محققی‌ که‌ شواهد لازم‌ را برای‌ تحقیقات‌ خود از طریق‌ بررسی‌ ، پژوهش‌ و کاوش‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ که‌ روزی‌ محل‌ تردد، سکونت‌ یا هر نوع‌ فعالیت‌ انسانی‌ بوده‌ است‌، به‌ دست‌ می‌آورد‌ و سعی‌ دارد تا گذشته‌ را براساس‌ یافته‌های‌ خود بازسازی‌ کند. باستان‌شناسی‌ از یک‌ سو مسیر تاریخ‌ راتعیین‌ می‌کند و از سوی‌ دیگر مادر تاریخ‌ است‌. در واقع‌ روشن‌کردن‌ گذشته‌ هر جامعه‌ از نظر‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ یا مذهبی‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ نظر باستان‌شناسان‌ دشوار یا حتی‌ غیرممکن‌ است‌.

زیرشاخه ها و کاربرد

باستان شناسی در مقطع کارشناسی دارای گرایش و زیر شاخه خاصی نبوده و در طی دوره آموزشی چهار ساله کلیه درسها در هفت ترم ارائه می شود و یک ترم حفاری در محل ارائه داده می شود.

طی چند سال گذشته به طور متوسط درهرسال 95نفر در رشته باستان شناسی پذیرفته شده اند. در ضمن رشته باستان شناسی در ایران تا مقطع دکترا تدریس می شود.

داشتن اطلاعات مناسب در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران و کشورهای همسایه و همچنین تسلط به زبان انگلیسی برای دانشجویان این رشته ضروری به نظر می رسد.

باستان شناسی با کار و تلاش در گرمای کویر و در سرمای کوهستان و با تحمل سختیها و مشکلات بسیار همراه است . معروف است که می گویند باستان شناسی 50 درصد روی زمین و 50 درصد زیر زمین است.به همین دلیل باستان شناسی نمی تواند برای افراد علاقه مند به پشت میز نشینی رشته مناسبی باشد.

باستان شناس باید علاقه مند به کار در طبیعت باشد . یعنی اگر جوانی عاشق کاوش و جستجو و کشف مجهولات و نقاط تاریک تاریخ گذشته نباشد ، نمی تواند در این رشته موفق گردد.

کاربرد این رشته نیز از نام آن پیداست، این رشته در کشور ما که هنوز بسیاری از آثار تاریخی آن کشف نشده می تواند جایگاه مناسبی داشته باشد.

رشته باستان شناسی در ایران

تنها یک سال پس از تاسیس دانشگاه تهران ، یعنی در سال 1314 ، رشته باستان شناسی در دانشکده ادبیات دائر و بدین ترتیب تدرس علمی باستان شناسی در ایران آغاز شد .  بدین ترتیب زمینه ساماندهی پژوهشهای باستان شناختی و اداره عملی آن در سطح کشور به وسیله فارغ التحصیلان ایرانی رشته باستان شناسی دانشگاه تهران فراهم آمد . باستان شناسی با دستیابی به راه حلهایی که انسان گذشته برای مسائل گوناگون یافته بود به ما امکان می دهد تا به کمک ابزار نوین کارآمد ترین پاسخ ها را برای مسائل مشابه امروزی بیابیم .

 

تهیه کننده: محمدصادق ابراهیمی

لینک مطلب:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=113589

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

از ۱۸۰۰ به بعد، با ورود میسیونرهای خارجی به ایران، علاقه به شناسایی مکانهای ذکر شده در کتاب مقدس و نویسندگان کلاسیک گسترش یافت. در نیمه اول قرن نوزدهم، تلاش برای توصیف و تهیه طرح از آثار قدیمی آغاز شد. در اواخر قرن نوزدهم، ایران با وجود حفظ استقلال خود، به منطقه حائل بین امپراطوریهای انگلیس و روسیه در آسیا تبدیل شد. نفوذ این دو کشور و حضور جاسوسهای آنها در ایران امکان را برای توجه به آثار قدیمی نیز فراهم کرد. در اوایل ۱۸۴۰s، بارون روسی بنام بوده و لایارد بریتانیایی در لرستان و خوزستان موفق به ثبت برخی از مکانهای باستان شدند.

 

از ۱۸۳۶ - ۱۸۴۱، هنری سی. راولینسون کتیبه سه زبانه بیستون را کپی کرد و موفق شد بعدها آنرا کشف رمز و ترجمه کند، وی بر اساس ترجمه کتیبه های خط میخی و ترجمه متون کلاسیک، برای اولین بار تاریخ ایران باستان (از ماد تا ساسانی) را در کتاب هفت پادشاهی بزرگ شرق جهان باستان به جهانیان معرفی کرد.

 

در سال ۱۸۳۹ دو فرانسوی بنام فلاندن و کست برای چند سال به ایران سفر کردند.آنها ابتدا در ماه مه ۱۸۴۱ به اصفهان سفر کردند و سپس به همدان، کنگاور، بیستون، حلوان، و در نهایت شیراز، خلیج فارس و بوشهر رفتند. مطالعات و طرحهای تهیه شده توسط آنها زا اهمیت زیادی در تاریخ باستان شناسی ایران برخوردار است. آنها در این سفر مشاهدات مهمی خود درباره حکومت قاجار، آثار باستان شناسی، هنر، معماری، جغرافیا، جامعه شناسی و زندگی دربار، سلطنت و استانها، سازمان نظامی، و غیره را با دقت و همراه با طرحهای زیادی ثبت کردند. اطلاعاتی درباره فواصل بین شهرها بصورت سواره (اسب) داده شده است.

 

علاقه شاه ناصر الدین شاه به آثار باستانی به تدریج فراتر از حفاری شد و او بفکر ساختن یک موزه در کاخ خود در تهران افتاد. شیندلر در سال ۱۸۷۵ نوشت که "شاهنشاه [شاه شاهان] به بعضی از خارجی ها مجوز حفاری تپه ها را داده است. این جای تأسف است که این آثار باستانی بخارج از ایران می رود. این تصمیم شاه مبنی بر قرار دادن همه چیز مثل آجر و مهر و غیره در موزه شاهنشاهی امر خوبی است.

محتویات

 

    ۱ مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

    ۲ مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

    ۳ مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

    ۴ مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

    ۵ پیوند به بیرون

    ۶ منبع

مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

باستان شناسان فرانسوی دیولافوا

 

کاوشهای منظم مکانهای باستانی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. همزمان بررسی هایی به هدف مطالعه تاریخ هنر و معماری کهن پارس انجام شد. معمار و مورخ فرانسوی مارسل دیولافوا Dieulafoy در سفرش به ایران در ۱۸۸۰ - ۱۸۸۱، با برخی از اصحاب نزدیک ناصر الدین شاه ملاقات کرد. در سال ۱۹۰۱، انحصار کاوشهای باستان شناسی ایران به فرانسوی ها تحت مدیریت دمورگان اعطا شد. از آن زمان تا سال ۱۹۳۰، باستان شناسان فرانسوی تنها کاوشگران فعال در کشور بودند. کودتا در سال ۱۹۲۱ آغاز مدرنیزاسیون ایران بود. عقدنامه ها و قرار دادهای سیاسی و پیمان های اقتصادی با روس ها، فرانسوی، انگلیسی باطل شد. از جمله فعالیت های اداری جدید در ایران تصویب قانون عتیقیات توسط مجلس در ۱۹۲۸-۱۹۲۹، بود که باعث پایان سلطه فرانسه بر پژوهش باستان شناسی در ایران و تاسیس اداره کل عتیقیات در سال ۱۹۳۰ بود.

مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

 

کاوشهای منظم در پرسپولیس در سال ۱۹۳۱ توسط موسسه شرقشناسی از دانشگاه شیکاگو شروع و تا سال ۱۹۳۹ ادامه یافت. کاوش در ابتدا توسط ارنست هرتسفلد شروع و سپس توسط اشمیت (۱۹۳۴-۱۹۳۹)ادامه یافت. پس از سال ۱۹۳۹، کاوشها توسط اداره باستان شناسی ایران تحت نظر آندره گدار، مستفوی و علی سامی ادامه یافت. از سال ۱۹۶۸ تا سال ۱۹۷۴، برنامه اکتشاف و مرمت توسط جوزپه و تیلیا از موسسه شرقشناسی ایزومئو توسط ایتالیا پیگیری شد. با وجود فعالیت های مداوم باستان شناسان خارجی، باستان شناسی در ایران هنوز ناشناخته بود و تنها چند کارشناس ایرانی در این زمینه وجود دارد. از این رو، ایرانی ها فعالیت های اندکی در این زمینه داشتند. شایان ذکر است که گروه اول دانشجویان باستان شناسی در ایران در سال ۱۹۴۱ از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. تحقیقات مستقل محققان ایرانی قبل از ۱۳۲۰ - ۱۹۳۴، تنها محدود بود به چند فعالیت از جمله حفاری های انجام شده توسط علی حاکمی در تپه حسنلو در دره سولدوز در غرب آذربایجان و مرمت و حفاری های تخت جمشید در سال ۱۹۳۹ توسط عیسی بهنام و علی سامی.

پاسارگاد، پایتخت کورش بزرگ، بسیار پیشتر در قرن ۱۸ و ۱۹ مورد توجه مسافران آنزمان از جمله رابرت کرپوتر و دیولافوا قرار گرفته بود. هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ از این مکان بازدید کرد و در سال ۱۹۲۸ آنرا کاوش کرد. در سال ۱۹۵۵ علی سامی کاوش آنرا ادامه داد. حفاری بعدی بین سال ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ توسط دیوید استروناخ Stronach، مدیر موسسه بریتانیای مطالعات ایران انجام شد.

 

 

مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

 

در سال ۱۹۴۰، اولین گروه از دانشجویان باستان شناسی از گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند. برخی از این فارغ التحصیلان پس از آن در دانشگاه های معتبر در اروپا و ایالات متحده به تحصیل ادامه دادند. یکی از آنها عزت اله نگهبان بود که پس از بازگشت به ایران در گورستان سلطنتی مارلیک در استان گیلان شروع به کاوش کرد. گنجینه های پر زرق و برق و عجیب طلا و نقره از مارلیک باعث جلب توجه و علاقه مقامات ایرانی به باستان شناسی شد و در نتیجه توجه خاصی به توسعه پژوهش باستان شناسی در مکانهای باستانی و در دانشگاه داده شد. نگهبان موسسه باستان شناسی را در دانشگاه تهران تاسیس کرد. فارغ التحصیلان گروه باستان شناسی تحت نظر نگهبان مشغول به فعالیت در زمینه باستان شناسی در سراسر ایران شدند. برخی نیز توسط نگهبان برای کسب دکترای و سایر مدارج بالاتر خارج از کشور خصوصا آمریکا رفتند. در سال ۱۹۵۷ نگهبان از بریدوود Braidwood دعوت کرد که برای انجام کاوش به ایران بیاید. حضور بریدوود و آغاز پروژه پیش از تاریخ وی در ایران باعث شد که مسیری جدید در بررسی دوره پیش از تاریخ ایران ایجاد شود . بریدوود علاوه بر بررسی منطقه کرمانشاه، کاوش های باستان شناسی در تپه نوسنگی سراب، آسیاب وسیابید، در نزدیکی شهر کرمانشاه به عمل آورد.

 

از سال ۱۹۶۰ اداره کل باستان شناسی ایران، که جایگزین اداره عتیقیات قدیم شده بود، تفاهم نامه هایی با دانشگاهها و مراکز مطالعاتی خارجی امضا کرد. با شروع ریاست فیروز باقرزاده بر این اداره، مجوزهای بسیاری برای کار میدانی باستان شناسی از جمله بررسی و کاوش صادر شد. برخی از این مجوز برای پروژه های مشترک بودنداز جمله آنها پروژه مشترک چغا میش در خوزستان.

مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

 

با سرنگونی شاه ایران و وقایع پس از آن عملا فعالیت باستان شناسی در ایران متوقف شد. در سالهای جنگ تنها کاوشهای نجات بخشی محدودی انجام شد و بیشتر فعالیتها متمرکز بر نجات و حفاظت آثار در خطر بود. از دهه ۱۹۹۰s تحقیقات باستان شناسی در ایران مجددا جان تازه ای گرفت و از سال ۲۰۰۰ کاوشهای مشترک ایرانی و خارجی آغاز شد. پس از انقلاب سازمان میراث فرهنگی، جایگزین سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی ایران شد که هدف آن نظارت و اجرای برنامه بلند مدت تحقیق و حفاظت آثار بود. تحقیقات باستان شناسی نیز تحت نظر پژوهشکده باستان شناسی قرار گرفت.

 

هدف اصلی از تحقیقات باستان شناسی در ایران در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا وقوع انقلاب اسلامی، درک فرهنگ های گذشته و ساز و کارهای فرهنگی بود. در فاصله ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰، تنها باستان شناسان ایرانی در ایران فعالیت داشتند؛ از آن پس، سازمان میراث فرهنگی در چارچوب جدید پروژهای به اصطلاح مشترک شروع به صدور مجوز خاص برای هیاتهای خارجی جهت تحقیقات باستان شناسی و حفاری در ایران کرد. اولین مطالعات مشترک توسط فرانسوی ها و ایتالیایی ها در مرودشت فارس و مسجد عتثق اصفهان انجام شد که بررسی ژئوفیزیکی و مرمت بودند. اولین پروژه مشترک کاوش هیات ایران و آلمان بود که به بررسی و کاوش در وشنوه و اریسمان در حوالی کاشان پرداخت. این کار مشترک بزودی با ورود یک تیم ژاپنی در سال ۲۰۰۳ ادامه یافت که شامل حفاری و بررسی در گیلان بود.

 

 

 

پیوند به بیرون

 

    [۱] تاریخچه باستان شناسی در ایران، سایت پژوهشکده باستان شناسی

 

 

منبع

 

    ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ:باستان شناسی ایران از آغاز تا شپیده دم شهرنشینی، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، چ۲، ۱۳۸۲

    Abdi، K. (۲۰۰۱) Nationalism، Politics and the Development of Archaeology in Iran. American Journal of Archaeology ۱۰۵:۵۱–۷۶.

    Azarnoush، M. and B. Helwing، ۲۰۰۵ Recent Archaeological Research in Iran - Prehistory to Iron Age. Archaeologische Mitteilungen aus Iran und Turan، vol. ۳۷

    Dyson، R. H. (۱۹۹۷) History of the field: archaeology in Persia، in E. M. Meyers (ed.) The Oxford Encyclopedia of Archaeology in the Near East. Volume ۳. New York: Oxford University Press، ۶۰-۶۳

 

لینک مطلب:

باستان شناسی_ایرانhttp://fa.wikipedia.org/

تاریخ دسترسی: 8/10/1391

 

نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

این موسسه با داشتن کتابخانه تخصصی، بانک سفال، بخش اسناد، کارگاه مرمت  و موزه پژوهش در موارد زیر آماده ارائه توانمندیهی خود بری رفع نیاز های مراکز اجرایی  است .

 1-  کاوش و بررسی های باستان شناسی در سراسر ایران بصورت مشترک یا مستقل:       

•             بررسی های سیستماتیک و علمی

•             کاوش های گسترده، مستمرو هدفمند محوطه های باستانی

•             گمانه زنی و تعیین حریم محوطه های باستانی

  2 – مطالعه فضا های شهری

•             شهرهای مشهورباستانی  ثبت شده در آثار ملی و جهانی  همانند سلطانیه

•               مستند سازی و تعیین اولویت حفاظتی برای بناهای موجود در بافت قدیم شهرهایی مانند تهران، یزد اصفهان، کاشان  و ....

  3- مشاوره و مشارکت به منظور ساماندهی، حفاظت و مرمت آثار و اشیای فرهنگی، باستانی موزه ها

 4- تدوین راهنما و کاتالوگ علمی برای معرفی و شناساندن بناها و آثار و همچنین اشیای موجود در موزه هی کشور

 5- برگزاری دوره هی آموزش پیشرفته بری آشنائی کارشناسان محترم میراث فرهنگی در جهت روزآمد کردن اطلاعات تخصصی با استفاده از امکانات و توانمندی هی موسسه باستان شناسی

 6 -  طراحی و ایجاد و راه اندازی بانک های اطلاعاتی تخصصی باستان شناسی  مانند بانک سفال ، بانک اسناد و .....

  7- مطالعه اسناد کتیبه ای، مکتوب و نیز آنالیز و شناسایی سکه هی موجود در مراکز میراث فرهنگی

 

لینک مطب http://archaeology.ut.ac.ir/tavanmandiha/ :

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

باستان شناسی/پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

 دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود .

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تاریخچه باستان شناسی:

باستان شناسی در ایران دیرتر از بخشهای غربی جهان اسلام آغاز شد و هم از آغاز تحت الشعاع پژوهشهای پیش از اسلام بود و آثار معماری پابرجا ، یا ویرانه هایی بودند که هنوز بر سطح زمین به چشم می خورد. پیش از آنکه در اروپائیان به آنها بپردازند . نخستین تاریخ نگاران و جغرافی دانان ایرانی و عرب به بررسی این یادمانها پرداختند. برای نمونه می توان به نوشته های بلاذری، مسعودی، ابودلف، مقدسی و ناصر خسرو و ... مراجعه کرد.

 

با تأسیس وزارت فرهنگ و هنر در خرداد 1343ش و الحاق اداره کل باستان شناسی به آن ، فعالیتهای دوره چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره کل باستان شناسی «اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه» شکل گرفت ولی در آذر 1351 ش . اداره مزبور به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد .

پس از تشکیل مرکز باستان شناسی ایران گام بسیار مهمی برای جلوگیری از خروج اشیاء کشف شده از کشور برداشته شد . همچنین مرکز باستان شناسی ایران برگزار کننده مجامع سالانه باستان شناسی شد و سرپرست هر هیأت موظف شد تا گزارش علمی درباره ی یافته های خود را به مجمع ارائه نماید .

 

 نقص تشکیلاتی و تعدّد مراکز تصمیم گیری درباره میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمان هایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعالیت می کردند ، به تصویب هیأت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید . این سازمان از سال 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد .

 

مرکز باستان شناسی ایران نیز بــــا عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی» به فعالیت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شدند. مدیریت پژوهشهای باستان شناسی ضمناً با انجام وظایف ستادی به فعالیت اجرایی خود در انجام فعالیت میدانی ادامه داد و بخش های متون و کتیبه های کهن را در حوزه فعالیت های خود حفظ کرد، در سال 1376 با پژوهشگاه شدن سازمان میراث فرهنگی، مدیریت پژوهشهای باستان شناسی همچون مدیریت مشابه خود به پژوهشکده تبدیل شد و بین طریق فراز دیگری از حیات فعالیتهای باستان شناسی آغاز شد .

 

 شرح وظایف پژوهشکده باستان شناسی :

•        پیشنهاد سیاست ها و خط مشی های پژوهش های باستان شناسی کشور در چارچوب اهداف و وظائف پژوهشگاه به رئیس پژوهشگاه و کنترل و هدایت برنامه ها و نیز تدوین گزارش فعالیت های سالانه.

 

•        برنامه ریزی برای انجام پژوهش های باستان شناسی کشور با توجه به سیاست ها و خط مشی های تعیین شده و الویت های برنامه های پژوهشگاه.

 

•        شناسایی و پژوهش در خصوص دوران های مختلف، تاریخی و اسلامی از منظر باستان شناسی و نقاط شاخص مربوط به هر یک از دوره های سه گانه فوق.

 

•        بررسی و شناسائی حوزه های مختلف فرهنگی از دیدگاه باستان شناسی.

 

•        بررسی و مطالعه جغرافیائی و زیست محیطی محوطه های باستانی.

 

•        مطالعه و تعیین عرصه ها و پیشنهاد حریم محوطه ها، تپه ها و آثار باستانی.

 

•        پژوهش در محوطه های باستانی به منظور تاریخ گزاری و تهیه جداول زمانی با استفاده از روش های مختلف گاهنگاری و برنامه ریزی برای ایجاد آزمایشگاه های تخصصی باستان شناسی.

•        تهیه اطلس باستان شناسی کشور.

 

•        شناسایی و پیشنهاد ثبت آثار شاخص باستانی.

 

•        پیش بینی و ایجاد موزه محوطه ها (سایت موزه ها)ی باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد و ارائه طــــرح های پژوهشی کاربردی مربوطه در حوزه وظایف پژوهشکده و اظهار نظر در مورد طرح های تحقیقاتی.

 

•        مشارکت و عضویت در مجامع ملی و بین المللی.

 

•        همکاری با مؤسسه های غیر دولتی (NGO ) برای گسترش فعالیتهای باستان شناسی.

 

•        مشارکت و همکاری فعال و مؤثر با سازمان ها و محققان داخلی و خارجی درباره مطالعات باستان شناسی ایران و نظارت کامل بر فعالیت های علمی آنان باهمکاری واحدهای ذیربط.

 

•        انجام پژوهش های باستان شناسی درخارج از ایران، براساس برنامه های ارائه شده و در چارچوب روابط و مبادلات فرهنگی دولت جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همسایه که مشترکات فرهنگی یا طبیعی بیشتری با ایران .

 

•        همکاری و مشارکت در پژوهش های مربوط به دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی داخل و خارج از کشور و تبادل استاد و دانشجو در قالب تفاهم نامه های فیمابین.

 

•        همکاری با دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی در ایجاد دوره های تحصیلات تکمیلی و هدایت پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری.

•        همکاری و هماهنگی با دیگر پژوهشکده های پژوهشگاه درجهت تکمیل پژوهش های هر حوزه و انجام پژوهش های مشترک بمنظور رسیدن به یک شناخت کلی و جامع از میراث فرهنگی کشور.

 

•        همکاری با مرکز اسناد سازمان و مبادله آخرین اطلاعات فراهم شده و بررسی شده با آن مرکز به منطور ایجاد بانک جامع اطلاعات سازمان.

 

•        ایجاد کتابخانه تخصصی، بانکــــهای اطلاعاتی، بهره مندی از پیشرفته ترین فن آوری ها در پروهش های باستان شناسی، و گردآوری کلیه مطالبی که در داخل و خارج از کشور در زمینه باستان شناسی و فرهنگ عامه ایران انتشار می یابد.

 

•        سنجش نتایج پژوهش های انجام شده و ارائه برای عرضه و معرفی در رسانه های همگانی و انتشار بصورت کتاب و مقاله و تهیه فیلم و سایر گونه های معرفی آثار و دستاوردهای پژوهشی و فرهنگی.

 

•        تالیف و ترجمه کتابهای باستان شناسی و پیشنهاد برای چاپ و نشر آنها.

 

•        تهیه واژه نامه باستان شناسی و واژه نامه های موضوعی مربوط جهت تهیه مقدمات تدوین دایرﺓ المعارف باستان شناسی

 

•        راه اندازی مجله تخصصی پژوهشکده.

 

•        شناسائی و معرفی هویت فرهنگی از طریق پژوهشهای باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد برگزاری همایش های باستان شناسی در سطح ملی و بین المللی و تشکیل گردهمایی های علمی و پژوهشی در جهت ارائه تحقیقات و نتایج.

 

•        پیشنهاد افزایش یا کاهش شمار گروه های پژوهشی به تناسب نیازهای پژوهشکده.

 

•        انجام وظایف دیگری که از ظرف پژوهشگاه میراث فرهنگی بر عهده پژوهشکده باستان شناسی گذاشته می شود.

 

الف ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از تاریخ (انسان کهن)

ب ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از اسلام

ج) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی دوران اسلامی

د ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی اشیاء فرهنگی – تاریخی

 

پژوهشکده باستان شناسی

•        رییس پژوهشکده: دکتر محمود میراسکندری

•        آدرس: خیابان استاد مطهری، خیابان لارستان، نبش کوچه افتخاری نیا، پلاک 18

•        تلفن:88924674

لینک مطلب: http://ichto.ir/Default.aspx?tabid=1183

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

گزارش فرآیند تأسیس انجمن علمی‌باستان شناسی ایران به اولین مجمع عمومی

خلاء وجود انجمن علمی‌باستان شناسی در ایران موضوعی بود که از آغازین سالهای بازگشایی مجدد دانشگاهها در پس از انقلاب ذهن اغلب دانشجویان این رشته را که در آن زمان تنها در دانشگاه تهران دایر بود به خود مشغول ساخته بود. این احساس کمبود برای دانشجویان رشته باستان شناسی بویژه زمانی بیشتر محسوس می¬شد که برخی دانشجویان از دیگر رشته‌ها با افتخار از عضویت و فعالیتشان در انجمن علمی‌رشته خود سخن می¬گفتند. بر همین اساس، این آرزو که رشته باستان شناسی نیز به عنوان یکی از قدیمی‌ترین رشته‌های دانشگاه تهران بتواند روزی همانند سایر رشته¬ها صاحب انجمن علمی‌شود، آرزویی بود که همواره ذهن بسیاری از دانشجویان رشته باستان شناسی را در دهه¬های شصت و هفتاد خورشیدی به خود مشغول می¬داشت. در سال ۱۳۷۶ بود که ایده تشکیل انجمن از سوی برخی علاقمندان شکل گرفت و در گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس مطرح شد، هرچند بعدها معلوم گردید که یکی از اعضای اسبق هیئت علمی آن دانشگاه، با توجه به شرایط و ضوابط آسان آن زمان برای تأسیس انجمن علمی، با جمع آوری مدارک تعدادی از اعضای هیأت علمی‌که اکثرشان غیر باستان شناس بودند، انجمنی را تحت عنوان انجمن علمی‌باستان شناسی در وزارت علوم به ثبت رساندند. اگرچه این اقدام بدون اطلاع و حضور باستان شناسانی که واجد شرایط و ضوابط مد نظر وزارت علوم بودند صورت گرفت، فی نفسه خبری خوشایند و امیدوار کننده بود که به زودی به یأس مبدل و بعدها خود معضلی بزرگ در این مسیر شد. متأسفانه انجمن مذکور هرگز فعالیت خود را آغاز نکرد و کوچکترین گامی‌در جهت اهداف و رسالت خود بر نداشت و جز نامی‌ثبت شده در وزارت علوم نشانی از خود در عرصه باستان شناسی کشور برجای نگذاشت. شایان ذکر است که جز تعدادی معدود، اکثر باستان شناسان اعم از اساتید و دانشجویان و کارشناسان این رشته حتی از وجود چنین انجمنی که هرگز اقدام به عضوگیری نکرده بود اطلاعی نداشتند. پس از سپری شدن یک دهه از تأسیس انجمن مذکور و مراجعات مکرر برخی از علاقمندان به وزارت علوم مبنی بر عدم فعالیت انجمن و درخواست اقدام عملی کمیسیون انجمنهای علمی‌در تعیین تکلیف آن، نهایتاً در سال ۱۳۸۶دفتر انجمنهای علمی‌منقضی شدن مجوز پیشین را اعلام و مدارک و دستورالعملهای مربوطه را برای تأسیس انجمنی جدید صادر نمود. بر اساس ضوابط و آیین نامه اخیر ترکیب هیأت موسس ده نفره انجمن می¬بایست فراگیر و در برگیرنده اکثر گروههای آموزشی و پژوهشی فعال

و واجد شرایط در رشته باستان شناسی در دانشگاههای کشور می¬بود. ضمن آنکه نسبت ۶۰ به ۴۰ استاد و دانشیار به استادیار نیز رعایت شود. پس از طرح موضوع در گروههای باستان شناسی دانشگاه‌های ایران و مذاکره با برخی از همکاران و دریافت مدارک از آنان، به دلیل عدم وجود استاد و دانشیار مورد نیاز در گروههای باستان شناسی دانشگاههای کشور جهت رعایت تناسب مد نظر وزارت علوم، مجدداً وقفه ای چند ساله جهت حصول این امر رخ داد. در نیمه دوم سال ۱۳۸۹ با بررسی وضعیت ارتقاء اعضای هیأت علمی‌گروههای آموزشی باستان شناسی موجود در کشور، با تعدادی از همکاران در دانشگاههای مختلف مذاکره و با رعایت نسبت تعیین شده از سوی وزارت علوم، اعضای مورد نظر برای تشکیل هیأت موسس مرکب از آقایان دکتر محمد رحیم صراف از سازمان میراث فرهنگی، دکتر حاتم از دانشگاه هنر، دکتر نوبری از دانشگاه تربیت مدرس، دکتر نیکنامی‌و دکتر فاضلی از دانشگاه تهران، دکتر محمدی فر از دانشگاه همدان، دکتر موسوی حاجی از دانشگاه زاهدان، دکتر عباس نژاد از دانشگاه مازندران، دکتر رضالو از دانشگاه محقق اردبیلی و دکتر سید مهدی موسوی از دانشگاه تربیت مدرس انتخاب و نسبت به جمع آوری مدارک موردنیاز اقدام شد. پس از تهیه طرح توجیهی، اطلاعات موردنیاز و تکمیل و عودت مدارک از سوی همکاران که قریب به سه ماه به طول انجامید، پرونده انجمن در زمستان سال ۱۳۸۹ به دفتر انجمنهای علمی‌تحویل و پیگیریهای لازم از طریق کارشناسان محترم آن دفتر صورت گرفت. پس از آمد و شدهای مکرر و برطرف نمودن نقایص، پرونده انجمن در جلسه مورخ ۱۴/۲/۱۳۹۰ کمیسیون انجمنهای علمی‌مطرح و به تصویب رسید و مجوز مربوطه طی نامه شماره ۳۲۲۱۶/۳ مورخ ۱۹/۲/۱۳۹۰ ابلاغ گردید. پس از دریافت مجوز بر اساس دستورالعملهای مربوطه مقرر گردید انجمن برای عضوگیری اطلاع رسانی لازم را از طرق مختلف انجام دهد که بر همین اساس دعوت برای عضویت در انجمن با درج آگهی در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۱/۴/۱۳۹۰ و همچنین پایگاههای فعال در زمینه باستان شناسی و اطلاع رسانی شفاهی از طریق همکاران گروههای آموزشی باستان شناسی در دانشگاههای مختلف صورت گرفت. مضافاً به اینکه بلافاصله تارنمای اینترنتی انجمن راه اندازی و امکان ثبت نام از طریق پایگاه اینترنتی برای علاقمندان فراهم شد. اکنون که این اتفاق میمون رخ داده، انجمن وظیفه خود می‌داند تا از همه عزیزانی که در راستای تحقق این امر ما را یاری رساندند به ویژه اعضای محترم هیأت موسس و تمامی‌عزیزانی که به هر نحو در این رویداد خطیر سهمی‌داشتند سپاسگزاری نماید. شایان ذکر است که هیأت محترم موسس نه برای جاه و جایگاه که تنها از سر عشق به باستان شناسی این بنا را بنیاد نهادند و اکنون رسالت خویش را خاتمه یافته تلقی میکنند. انجمن به نمایندگی از این عزیزان، از جوانان و علاقمندان این رشته تقاضا می‌کند پا به این عرصه مقدس نهاده و ادامه راه را با استفاده از تجارب و دانش پیشکسوتان پی بگیرند. در خاتمه لازم می‌داند از همه عزیزانی که این اتفاق مبارک را ارج نهادند و قوت قلب هیأت موسس را موجب شدند تشکر و قدردانی نماید.

لینک مطلب:/درباره-انجمنhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

«جامعه» گروهی از باستان شناسان و دانشجویان باستان شناسی خواهد بود که سازمان و ساختار آن به مانند تشکل های دنیای واقعی است و در چارچوب سلسله مراتب و تقسیم کار عمل می کند ولی ماهیت کارها و فعالیت ها مجازی هستند. جامعه دارای یک وبسایت است با شبکه ¬ای از فضاهای مجزا ولی مرتبط که اتاق¬ها و تالار¬های مجازی نامیده می¬ شوند و برای هر کدام از اتاق¬ها صفحه¬ ای اختصاصی بر روی آن در نظر گرفته شده است. هر کدام از اتاق¬های مجازی برای فعالیت¬های خاصی با موضوعی خاص در نظر گرفته شده که گروهی از همکاران با علاقه ¬های مشترک در آن فعالیت می کنند. با عضویت در جامعه، اتاق و گروه خود را نیز برای فعالیت انتخاب می¬ کنید. فعالیت¬های گروهی در هر یک از این اتاق¬ها بر روی صفحه اختصاصی در وبسایت جامعه بازتاب و انعکاس می¬ یابد. از آنجا که محیط کار ما در فضای مجازی است، اغلب فعالیت-های ما محدود به ایمیل فرستادن به اتاق و اظهار نظر درباره¬ ی موضوعاتی است که در دستور کار خواهند بود. بنابراین در جامعه بیشترین و مهمترین مسئولیت اعضا، سهیم کردن نظرات و آرای خود با سایرین از طریق ایمیل است. ایمیل می ¬فرستیم، نظر می دهیم، نقد می کنیم، ایده و پیشنهاد مطرح می¬ کنیم، در تصمیم گیری¬ها مشارکت می¬ کنیم و با ایمیل رای می دهیم. به همین سادگی.

.

 

لینک مطلب:  https://sites.google.com/site/societyforiranianarchaeology/organization

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

Siegel des Deutschen Archäologischen Instituts (© DAI)

شعبه مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI ) در تهران واقع در منطقه الهیة تهران، دارای کتابخانه‌ای‌ است که در آن بیش از ۱۲۰۰۰ جلد کتاب برای استفاده رایگان دانشمندان ایرانی، بین المللی و دانشجویان نگهداری می‌شود. در اینجا کلیه انتشارات مربوط به حفاری‌های باستانشناسی اریش اشمیت در پرسپولیس و نسخ اصلی کارهای ارنست هرتس‌فلد در سال ۱۹۲۸ از مجموعه کتابهای «گزارش‌های باستان شناسی از ایران و توران» موجود است. علاوه بر این، این کتابخانه اقدام به گردآوری نشریات و کتب باستانشناسی ایرانی و خارجی نیز می‌نماید.

این کتابخانه ، هسته اصلی اداره قدیم باستانشناسی در تهران است که ابتدا به صورت رسمی در سال ۱۹۶۱ تاسیس گردید و سپس در سال ۱۹۹۶ به شعبه اداره اروپا-آسیایی مؤسسه باستانشناسی آلمان ( DAI) تبدیل گردید. به واقع، قبل از تأسیس این اداره و در سال ۱۹۵۸ اولین تحقیقات باستانشناسی به صورت منظم و هدفمند بر روی بنای معروف تخت سلیمان متعلق به دوره ساسانیان که امروزه جزو میراث فرهنگی جهان به شمار می آید، انجام شد. چندی بعد تحقیقاتی در محدوده نقش برجسته معروف داریوش متعلق به دوره هخامنشیان در بیستون، در قلعه ای قدیمی واقع در منطقه بسطام و در قصر ساسانی قلعه دختر در فیروزآباد انجام شد.

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI) پس از سال ۲۰۰۰ تحقیقات منطقه ای خود در ایران را از سر گرفت. اولین پروژه همکاری با سازمان میراث فرهنگی ایران، تحقیق بر روی محل سکونت صنعتگران فلز به نام آریسمان در نطنز بوده است. سپس بنا به درخواست و با همکاری سازمان میراث فرهنگی ایران طی

سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ عملیات حفاری در درة بولاقی واقع در پاسارگاد که در مسیر ساخت سد آب قرار داشت، انجام گرفت. نتایج تحقیقات بسیار دور از انتظار بودند: بجای یافتن محل سکونت نمادها متعلق به هزاره ۵ قبل از میلاد، سفال های بسیار ارزنده ای کشف شد که طرح های تزئینی بی بدیلی نیز بر آنها نقش بسته بود.

مؤسسه DAI در کنار تحقیقات منطقه ای، مبادرت به انتشار تحقیقات باستانشناسی نیز می نماید. هرساله مجله «گزارشات باستانشناسی از ایران و توران» و نیز رساله هایی با نام «باستانشناسی در ایران و توران» به چاپ می رسد. در حال حاضر نتایج عملیات حفاری آریسمان آماده چاپ می باشد.

شعبه مؤسسه DAI در الهیه تهران، بستری برای پروژه های تحقیقاتی باستانشناسان آلمانی در ایران و نیز مکانی برای تبادلات علمی می باشد. همکاری نزدیک با اساتید دانشگاه ها و سازمان میراث فرهنگی ایران بخصوص برای دانشمندان جوان این فرصت را فراهم می نماید تا معلومات خود را در چهارچوب

پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا تعمیق بخشند. اینگونه بود که تا به حال تعداد زیادی کار علمی به سرانجام رسیدند که ماحصل پروژه های تحقیقی در آریسمان، وشنووه و بولاقی بودند.

تحقیقات، آموزش و تبادلات علمی ۳ ستون اصلی کار علمی در DAI ایران می باشند و ما در تلاش هستیم که در آینده این فعالیت های علمی را گسترش دهیم. سال آینده، شعبه مؤسسه DAI پنجاهمین سالگرد تأسیس خود را جشن خواهد گرفت. این خود دلیلی کافی برای برنامه های جدید می باشد.

لینک مطلب:

http://www.teheran.diplo.de/Vertretung/teheran/fa/06__kultur/Kulturbeziehungen/KulMit__DAI__S.html

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان با همکاری انجمن علمی باستان شناسی ایران، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان و پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری هگمتانه در نظر دارند تا دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران را در تاریخ ۱۰ و ۱۱اردیبهشت ماه در شهر همدان برگزار نمایند. محورهای همایش در پوستر قید شده و به زودی مهلت ارسال خلاصه مقالات اعلام خواهد گردید.

لینک مطلب: اطلاعیه ها/همایش-مطالعات- باستانشناسی-غرب-ایرانhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 13/10/1391

 

همایش ملی باستان شناسی ایران/ همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

 

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی:13/10/1391

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید.:

http://anthropology.ir/node/11294

 

باستان شناسیِ غیر انسان شناسانه

وقتی «یرنار اولسن» مقاله ای نوشت با عنوان «فرهنگ مادی پس از متن» و در آن بر این نکته پافشاری کرد که باستان شناسی در طول تاریخ نه چندان بلند خودش، بیش از پیش از اصل خود دور افتاده تا جایی که حالا باستان شناسان به راحتی افتخار می کنند و بر خود می بالند که کارشان مطالعۀ عتیقه جات نیست و سرگرم مطالعه و پژوهش در باب فرهنگ ها و زندگی های انسان های گذشته هستند، می خواست بگوید- شاید به زعم من- که کار ما باستان شناسان به جایی رسیده که دیگر نمی توانیم به مطالعه مواد فرهنگی بپردازیم و لازم است برای این کار رویکرد و رشتۀ دانشگاهی جدیدی تأسیس شود.
واقعیت این است که باستان شناسی انسان شناختی به قول «کلایو گمبل»(2008) برای این به وجود آمد که به مجامع آکادمیک بفهماند کار باستان شناسان هم نوعی «علم انسانی» است و در نهایت می خواهد به شناختی از انسان دست یابد. اما یک واقعیت دیگر هم این است که درست به همین دلیل باستان شناسی از دهۀ 1960 به این سو تلاش کرد تا هرچه بیشتر خود را به نظریه پردازان و نظریه های انسان شناختی و جغرافیای انسانی نزدیک و وابسته کند: نظریۀ نظام ها، الگوهای استقراری و پراکنش استقرارها، جابه جایی های جمعیت های انسانی، الگوهای تفاوت و تمایز قومی و نژادی، تعاملات درون و برون اجتماعی، نهادهای اجتماعی و سیاسی، الگوهای معیشتی، نظام های خانوادگی و خویشاوندی و... موضوعاتی بودند که قرار شد باستان شناسان برای تبدیل شدن رویکردشان به علم و سر درون سرهای دانشگاه ها درآوردن، در میان لایه های محوطه های باستانی جستجو کنند.
البته زیاد طول نکشید که این فعالان دانشگاهی به تناقض های موجود در این هدف و قصد خود پی بردند. نکته اینجاست که چطور می شود همۀ این موضوعات را بدون حضور فعالان انسانی زنده مطالعه و بازسازی کرد؟ وقتی انسان شناسانی که روی جوامع بدوی و پیشرفته معاصر به پژوهش درباب این موضوعات می پردازند اعتراف می کنند که نمی توانند درکی درست نسبت به جوامع بیگانه داشته باشند و باید تنها به خودشان و جامعه ای بازگردند که به خودشان تعلق دارد و انسان شناسانی چون «استنلی بارت»(1387) مصرانه بر این نکته تأکید می کنند که موضوع خود و بیگانه در مطالعۀ فرهنگ های غیر خودی بسیار جدی است و پژوهشگر بدون داشتن پشتوانه و دیدگاهی سیاسی نمی تواند به مطالعۀ دیگران بپردازد و از این رو هرگونه اظهار نظری تماشاگرانه کمابیش متکی بر گونه ای جانبداری و غرض ورزی است، چطور است که باستان شناسان بدون مشاهدۀ کنش ها و منش های انسان های باستانی مدعی دستیابی به شناخت نسبت به موضوعات پیش گفته می شوند؟
باستان شناسانی که خود را «نو» نامیدند و در دپارتمان های باستان شناسی امریکا سرگرم گرفتن یقۀ اساتید متحجر و سنتی و کشیدن فریادهای «توی فسیل چیزی نمی فهمی!» بر سر آنها شدند(نگاه کنید به: Binford and Sabloff, 1998)، با مفروض داشتن برخی مفاهیم، بازسازی جامع فرهنگ های انسانی را آغاز کردند. با این حال طولی نکشید که نردبان استدلال آنها شکنندگی خود را نشان داد. به زعم آنها در دسترس ترین موضوعاتی که یک باستان شناس می تواند مطالعه کند اقتصاد و معیشت است. داده های متعلق به این موضوعات در همۀ محوطه های باستانی کمابیش وجود دارد و دست باستان شناسان را در این زمینه باز می گذارد. الگوهای استقراری و نهادهای اجتماعی و قدرت را هم در مرحلۀ بعدی می توان شناخت، اما جنبه های ادراکی، ذهنی و انفسی در پلکان های آخر این نردبان جای دارند که ممکن است برای همیشه از دسترس مان دور باشند-یعنی شاید لازم است آنها را درون جعبه سیاه گذاشته و بی خیالشان شویم! برای نشان دادن شکنندگی این نردبان لازم نیست نقدهای باستانشناسانی چون هادر(1992)، شانکس و تیلی(1987)، تامس(1996) و... را به یاد آورد. تنها کافی ست نگاهی به فرهنگ اسلامی خودمان بیاندازیم که در آن زکات و خمس پدیده هایی اقتصادی محسوب می شوند. نمی شوند؟ آنها از فروع «دین» محسوب شده و «عبادت» هستند. اگر معنادار بودن رفتار انسان ها نبود فرهنگی شکل نمی گرفت که متمایز و در نقطۀ مقابل فرهنگ های زیستی مثلاً شترمرغ باشد! پس کدام ذهن ساده اندیشی است که می تواند فرهنگ های انسانی را تکه و پاره کرده و به سلیقه و میل خود بخشی از آنها را در گذشته دنبال و بر برخی دیگر خط بطلان کشیده یا دست کم فراموشش کند؟
مکتب دهۀ 1980 باستان شناسی بریتانیا با پدرخواندگی «دیوید کلارک» و فرزندخواندگی «مایکل شیفر» نمی پذیرد که باستان شناسی، انسان شناسی باشد و از این رو موضوعات انسان شناسی را هم تنها یک چهارم موضوعات کلی باستان شناسی می داند. کلارک(1972) سه موضوع دیگر را جغرافیایی، زیست محیطی و مطالعۀ فرهنگ مادی می داند. آنها می گویند ماده فرهنگی جنبه های مختلفی دارد و رابطۀ انسان ها نیز با ماده فرهنگی پیچیده و چند منظر است. اتفاقی نیست اگر پایگاهی به نام «مجله فرهنگ مادی» به راه می افتد تا به جای داشتن نگاهی انسان- محورانه، بر جنبۀ مادی انسان پافشاری کند. دو سال پیش «اسکیبو و شیفر» مجلدی را در باب مردم و چیزها نگاشته و رویکردی رفتاری را در مطالعۀ جهان مادی ساخته شده به دست انسان اتخاذ می کنند(2008).
این مکتب اروپایی یک فرصت است برای نگرشی غیر انسان شناسانه به باستان شناسی. واقعیت این است که هرچقدر باستان شناسان نو بیشتر در نظریه ها و موضوعات انسان شناختی غوطه ور شده اند، بیشتر به محدودیت های معرفت شناختی موجود بر سر راه خود پی برده اند(نک.Wylie, 2002). در عین حال این مسئله موجب شده تا فعالان باستان شناسی بیش از پیش ماهیت اصیل رشتۀ خود را فراموش کرده و رابطه ای شبه انگلی با رویکردهای انسان شناسی و تاریخ برقرار کرده و به خاطر نداشتن هویتی مشخص، بیشتر گیرنده باشند تا دهنده.
بازگشت به اصل یعنی در نظر داشتن این نکته که باستان شناسی در درجۀ نخست با مواد ملموس و ساخته های انسان ها مواجه است و نه رفتار و افکار آنها. این نکته چندان هم پیچیده نیست. زندگی و وجود انسان ها در قالب حروف، کلمات شفاهی و مکتوب، حرکات بدن و کنش های او صورت می پذیرد. اما هر کاری که انسان انجام می دهد و هر فکری که به مخیله اش خطور می کند به نحوی از انحا در بستری مادی وضعیت یافته و از سویی نیز، بسترهای مادی هستند که به همان میزان افکار و رفتارهای او را وضعیت می بخشند. اتومبیل به من اجازه می دهد بی آنکه راه بروم حرکت کنم، اما بردۀ دست و پا بستۀ من نیست. چنان که امروزه در فرهنگ شهرنشینی مان مشاهده می شود، برعکس در بیشتر موارد این ما هستیم که بردگی اتومبیل های خود را می کنیم! در گذشته درشکه و ارابه هم همین خصلت را داشتند. اما تا به حال چه کسی به این موضوع پرداخته که ورود چرخ و اختراع وسایل نقلیه در آستانۀ شهرنشینی چه تغییری را می توانست در نحوۀ ادراک، ذهنیت و رفتار انسان های به کار برندۀ آن ایجاد کرده باشد؟ چرا در آستانۀ شهرنشینی چنین وسیله ای وارد زندگی انسان ها شد؟ ورود آن چه دگرگونی هایی را در محیط مادی زندگی او ایجاد نمود؟ افکار و اسطوره های او تا چه میزان از آن الهام پذیرفتند و دست به کار تولید نماد شدند؟
جنس این پرسش ها به شدت با پرسش هایی که نظریه های انسان شناسی مورد استفاده در باستان شناسی دامن می زنند متفاوت است. چرا نباید از سفالینۀ منقوش چشمه علی پرسید تا خود آن را درک کرد، نه انسان موجود ورای آن را؟ با افکندن نگاهی به پیرامون خود درمی یابیم که به شدت و در بسیاری از موارد بی آنکه خودمان آگاه باشیم، در انقیاد محیط مادی پیرامونی قرار داریم. در کنش های روزمره خویش چنان با محیط مادی پیرامونی منطبق و در ماتریکس فراگیر آن غرق می شویم که حتی دیگر نسبت به وضعیت خود و شکل رفتارهایمان نیز ناخودآگاه هستیم. این البته لازمۀ عادت کردن است که باعث می شود تا سنت های اجتماعی در انسان ها درونی شود و انسان ها آن سنت ها را در آگاهی عملی خود و در جریان کنش های روزمره بازتولید کرده و ساختار را قوام بخشند. اما در این روند چیزی که فراموش می شود نقش فعال و اثرگذار فرهنگ مادی و مواد فرهنگی است. این موضوع گذشته و حال ندارد. انسان، تا زمانی که در کره زمین زندگی می کند، بدون وضعیت یافتن در محیط مادی انسان نیست. نیمی از خود انسان ها مادی است و برای بقا نیازمند برقراری ارتباطی بی وقفه با دیگر مواد.
اصالت باستان شناسی در مطالعۀ مواد انسان ساخته است، نه خود انسان. این دقیقاً بستری است که باستان شناسان می توانند در آن دست به نظریه پردازی زده و بر نظریه های انسان شناسی درباب این موجود هوشمند بیافزایند. و این امر تنها زمانی محقق می شود که باستان شناسان به اصل خویش بازگشته و به جای دنبال کردن پرسش های مربوط به عرصه هایی چون تعاملات اجتماعی مردمان زنده و روانشناسی فردی و اجتماعی آنها در میان لایه های تهی از انسان محوطه های باستانی، به مطالعه جایگاه ها، خصلت ها، رفتارها و عاملیت های موادی بپردازند که قابلیت ایجاد انسان های متفاوتی را در طول تاریخ داشته اند، کما اینکه خود محصول دست انسان های متفاوتی بوده اند. برای باستان شناس نه-انسان شناس بودن نیازی به شکافتن سقف فلک نیست، کافی ست تا بار دیگر به نزدیک ترین موزۀ در دسترس مان سری زده و جوری دیگر به محتویات آن نظر افکنیم؛ به جای دیدن سلسله مراتب قدرت در اشیای آسیب دیده و وصله پینه شده، خودشان را در جدولی زمانی/مکانی، از نو بنگریم!

ارجاعات
-    بارت، استنلی، 1387، نظریه و روش در انسان شناسی برای دانشجویان، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی
-    Binford, Lewis Roberts and Paula Sabloff, 1998, Conversations with Lewis Binford; Drafting the new archaeology, University of Uklahama  press
-    Clarke, David, 1972, Models and paradigms in contemporary archaeology, in; Clarke(ed.) Models in archaeology, Methuen and Co Ltd
-    Gamble, Clive, Archeaology; the basics, Routledge
-    Hodder, Ian, 1992, Theory and practice in archaeology, Routledge
-    Shanks, Michael and Christopher Tilley, 1987, Social theory and archaeology, University of New Mexico press
-    Skibo, James and Michael Schiffer, 2008, People and Things, Springer
-    Thomas, Julian, 1996, Time, Culture and Identity, Routledge
-    Wylie, A., 2002, Thinking from things, Berkeley university press
وحید عسکرپوردانشجوی دوره دکتری باستان شناسی دانشگاه تهران است

vahidaskarpour@gmail.com/
 http://arche-os.blogspot.com/

گورهایی غیر عادی در تپۀ تخچرآباد بیرجند

پیش‌گفتار
هدف از این نوشتار معرفی نوعی نادر از تدفین است که در جریان فصل نخست کاوشهای آموزشی دانشجویان کارشناسی باستان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند به دست آمد. این کاوشها در تپۀ روستای تخچرآباد در 25کیلومتری شمال شرق بیرجند، مرکز خراسان جنوبی در بهار 1388 انجام شد(تصویر1). تپۀ تخچرآباد در 300متری غرب روستایی به همین نام قرار دارد. به جز 2گمانۀ اصلی روی تپه و گمانه‌ای دیگر در منتهاالیه جنوب حریم این تپه، گمانۀ چهارم با ابعاد نهایی 5/5×5متر در مسافتی دور از تپه و بیرون حریم آن کاوش شد. این گمانه در شمال گمانه‌ای که در تعیین حریم سال 1378 که به‌سرپرستی رجبعلی لباف خانیکی انجام شده بود و در آن به گور برخورده بودند، ایجاد شد. در گزارش تعیین حریم به سنگ‌چینهای منظمی اشاره شده که باعث شده باوجود فاصلة زیاد از تپه در آن محل گمانه‌ای ایجاد کنند. نتیجة این کاوش باز کردن دو گور بود(لباف خانیکی، 1378: 18-22). از آن‌جاکه گزارش توضیح مفصل و روشنی از وضعیت گور نداشت، این گمانه برای پیدا کردن گور جدید و ثبت‌وضبط دقیق وضعیت آن و گورستان احتمالی ایجاد شد. در پایان، یک گور دارای ساختار سنگ‌چین و یک چالة تدفین درکنار آن به‌دست آمد.

توصیف:
ازنظر مکانی گمانة چهار در ضلع شمالی یک مسیل کم‌عمق و نسبتاً عریض قرار دارد. بر دامنة ضلع شمالی و نزدیک به بستر پر از شن و سنگ مسیل این گمانه ایجاد شد که در فاصله 470متری از تپة تخچرآباد و در زاویه ْ245 جبهه غربی تپة تخچرآباد و کاملاً بیرون از حریم آن قرار دارد(تصویر2). گمانة چهار در ابتدای کار با ابعاد 4×2 متر احداث شد. جهت قرارگیری طول گمانه شرقی‌ـ‌غربی بوده و نقطة ثابت در این گمانه گوشة شمال غربی آن تعیین شد. بلندترین نقطه در این گمانه نسبت به نقطة ثابت cm 10- و پست‌ترین نقطه cm 50- در جنوب شرقی گمانه بود.
پس‌از برداشت اول در گوشه غربی یک سری قلوه‌سنگهایی مشاهده شد که به‌نظر میرسید به سمت شمال امتداد داشته باشند این موضوع باعث شد تا گمانه در قسمت شمالی گسترش داده شود. به‌همین‌دلیل یک نوار  2متری از قسمت شمالی به گمانه افزوده و گمانه شکل یک مربع m 4×4 به‌خود گرفت. در عمق cm 60- در قسمت شرقی مقداری خاکستر به‌دست آمد. اطراف این خاکستر 3 قطعه سنگ قرار داشت به‌طوری‌که محدوده‌ای را که خاکستر در آن قرار داشت را از باقی قسمتها جدا میکرد. این خاکسترها در محدوده‌ای بیضی شکل به ابعاد  cm15×47 قرار داشتند. در برداشتهای بعدی به‌طور آشکاری از سمت بخش مرکزی به سمت بخش جنوبی در رنگ خاک تفاوت ایجاد میشد و میزان تیرگی رنگ خاک افزایش می‌یافت. هم‌چنین در بخش شمالی بر میزان شن موجود در خاک افزوده میشد. به‌همین دلیل خاک‌برداری در بخش شمالی در عمق90- متوقف شد. طی برداشتهای بعدی تفاوت محسوسی در رنگ و بافت خاک در ضلع شرقی گمانه مشاهده شد و این امر باعث شد تا یک نوار 5/1 متری از قسمت شرق گمانه به‌آن افزوده شود. در عمق 90- تا 100- خاک در نیمه شرقی بخش جنوبی به‌طور محسوسی نرم و فاقد هرگونه ناخالصی بود. در همین قسمت یک چیدمان سنگی با قلوه‌سنگهای بزرگ یافت شد. در عمق 110- تا 120- خاک در نیمة شرقی نوار جنوبی با سایر بخشهای گمانه تفاوت چشم‌گیری کرد. خاک این بخش نرم و فاقد شن و ماسه و خاک نوار مرکزی به رنگ قهوه‌ای روشن، بافتی نرم داشته و دارای ذرات شن و ریگ و قطعات سنگ بود. خاک روی چیدمان سنگی در بخش جنوبی نیز خاکی نرم و فاقد ناخالصی بود. خاک‌برداری در بخش مرکزی در عمق 120- متوقف گردید. برداشتهای بعدی باعث یافتن یک چالة تدفین در گوشة جنوب شرق گمانه شد که ضلع جنوبی آن یک چیدمان سنگی منحنی‌شکل وجود داشت که ظاهراً به‌سمت بیرون محدودة گمانه امتداد می‌یافت. مجدداً یک نوار 1متری به ضلع جنوبی اضافه شد تا به این سؤال پاسخی داده شود که آیا این چیدمان منحنی‌شکل متعلق‌به گور دیگری است یا خیر. بنابراین اندازة نهایی گمانه یک مستطیلی 5/5×5متر شد.

-    گورها:
همان‌گونه‌که گفته شد یک چالة گور و یک گور با ساختار سنگی در گوشة جنوب شرقی گمانه به‌دست آمد(تصویر3). چالة گور از نوع گورهای چاله‌ای سادة بیضی‌شکل است با ابعاد cm 46×100 است که طول آن در جهت شرق به غرب قرار گرفته و فاقد هرگونه ساخت‌وساز است به‌طوری‌که هیچ نشانی از کاربرد مصالح معماری مانند خشت و سنگ یا چینه در آن مشاهده نمیشود. عمق کف این گور نسبت به نقطة ثابت 155- بود. از این چاله تنها یک استخوان بازو(؟) و یک قطعه سفال به‌دست آمد که این قطعه سفال متعلق‌به بدنه با خمیرمایة شن و ماسه و خمیرة نخودی‌رنگ با پخت ناکافی بوده و فاقد هرگونه تزیین و پوشش و دودزده و خاکستری‌رنگ میباشد. این قطعه سفال شکسته در ضلع شرقی گور و در فاصله cm 20 استخوان قرار داشت. جهت قرارگیری استخوان شرقی‌ـ‌غربی و 2 طرف آن در محل مفصل نیز شکسته بود. عمق روی استخوان نسبت به نقطة ثابت 144- است. خاک چالة گور نرم و فاقد ناخالصی بود. تنها عاملی که محدودة چالة گور را از گور سنگ‌چین جدا میساخت دیواره‌های سنگی متشکل از قلوه‌سنگهای ریز و درشتی بود که بر روی یک‌دیگر قرار گرفته‌ بودند. گور سنگی در کنار چالة گور قرار گرفته که از نظر ساخت‌وساز و استفاده از مصالح معماری دیوارهای آن سنگ‌چین بوده و توسط دیوارة سنگ‌چین شمالی خود از چالة گور تفکیک شده است. ابعاد ساختار این گور cm50×105 و جهت قرارگیری آن شرقی‌ـ‌غربی است. این گور فاقد هرگونه تدفین و اشیاء بود. خاک آن بسیار نرم و دارای ذرات کوچک استخوان بود. پس‌از خاک‌برداری شکل بیضی‌مانند آن کاملاً آشکار شد(تصویرهای 4 تا 8).

جمع‌بندی:
به‌طور کلی در گمانة چهار، 2 گور به‌دست آمد. آن‌گونه‌که از شواهد و مستندات پیدا است به‌نظر میرسد تدفین در این گور‌ها به‌صورت تدفین ثانویه بوده که این از طرز قرارگیری استخوان و شکستگی دو طرف آن برداشت میشود. همین‌طور این موضوع را میتوان از خرده استخوانهایی که در اطراف دو گور پراکنده شده بودند و طی برداشتهای متعدد به‌دست آمدند دریافت. خاک داخل چالة گور و گور سنگ‌چین خاک باستانی نیست ولی با خاک پر از ماسه و شن و سنگ اطراف که در همین گمانه نیز وجود داشت، تفاوت آشکاری دارد چراکه خاک این‌دو گور بسیار نرم و فاقد هرگونه ناخالصی بود. مسألة سؤال‌برانگیز دیگر این‌که چرا این گور که کاملاً مرتب سنگ‌چین‌شده و بیضی‌شکل فاقد تدفین و هدایا است؟ آیا گور پس‌از تدفین غارت شده یا در اصل نوعی گور یادمانی(cenotaph) است؟ هرچند معمولاً گورهای یادمانی برای فردی ایجاد میشود که ازنظر اجتماعی در رتبه‌ای بالا قرار داشته یا برای خانواده‌اش فرد عزیزی است، درنتیجه در این‌گونه گورها اشیاء اهدایی زیادی وجود دارد. عدم وجود شئ در این گورها را نمیتوان کاملاً با سنتهای تدفین مرتبط دانست چراکه در تعیین حریم 1378 در یکی‌از گورها یک حلقة مفرغی کشف شد(همان:20). از سویی در تعیین حریم سال 1378 هیچ عکس یا طرحی از چیدمان سنگی سطحی که مسلماً نشانة گور بوده وجود ندارد و از سوی دیگر برای خاک‌برداری در سطح وسیعی سنگهای سطحی را برداشته بودند که درنتیجه نمیتوان درمورد چگونگی وضعیت نشانة سطحی گور به‌دست آمده در آن فصل اظهار نظر کرد.
نکتة قابل توجه دیگر وجود محدوده‌ای خاکستر در شمال شرق گور است که مشابه آن در کاوش تعیین حریم سال 1378 نیز در نزدیکی گورهای کشف‌شده به‌دست آمد(همان:22)(تصویر9). آیا این محدودة خاکستر که در کاوش تعیین حریم اندازة آن مشخص نیست، مربوط‌به سنتهای تدفین است؟
آن‌چه به‌طور قطع مسلم است این است که هنوز به‌طور قطع نمیتوان این 2 گور را از یک‌دیگر تفکیک نمود چه بسا این چاله‌هایی که از آنها به‌طور جداگانه و مجزا یاد شد هر 2 متعلق به یک تدفین باشند. زیرا خاک هر 2 چاله از نظر بافت و رنگ و جنس بسیار مشابه یک‌دیگر بود. بی‌شک این گورها با تدفینی که طی عملیات تعیین حریم به‌دست آمده بود رابطه داشته باشد.
آیا این محل یک گورستان است؟ آیا ارتباطی با تپة تخچرآباد دارد؟ باتوجه به یافت نشدن هیچ داده‌ای که بتواند در تاریخ‌گذاری این گورها ره‌گشا باشد و با فرض در ارتباط بودن این گورها با تپۀ تخچرآباد تاریخ نسبی عصر آهن3 یا سدۀ 6 تا 8پ.م. برای این گورها پیشنهاد میشود. هرچند بس روشن است که تا در دست نبودن تاریخهای مطلق چنین تاریخ‌گذاریهایی قابل اتکا نیستند.
مسایل و پرسشهایی از این دست تا مشخص نشدن وضعیت بنای تخچرآباد و کاوش گسترده‌تر و شناسایی گورهای بیشتر باقی خواهد ماند.

محسن دانا کارشناس ارشد باستان‌شناسی، دانشگاه تهران است.

برای مشاهده تصاویر  در زیر کلیک کنید:

شاخه اصلی

نظریه

سرژ کلوزیو: خاموشی متفکر باستان شناسی خاورمیانه

باستان شناس
2009-1945

پرو.فسور سرژ کلوزیو(Serge Cleuziou) استاد باستان شناسی خاورمیانه دانشگاه پانتئون –سوربن، پاریس 1 و پژوهشگر مرکز ملی پژوهش های علمی فرانسه(CNRS) در 7 اکتبر 2009 پس از گذراندن یک دوره بیماری سخت، در سن 64 سالگی در پاریس درگذشت.
کلوزیو از سال 1972 فعالیت های خود را در مرکز ملی پژوهش های علمی فرانسه(CNRS) آغاز نمود. وی که متخصص دوره برنز و اوایل دوره عصر آهن در خاورمیانه بود، از سال 1978 به صورت رسمی با ماموریت در شمال ایران به پژوهش مشغول شد. پس از انقلاب اسلامی در ایران و منع فعالیت گروه های باستان شناسی در ایران، کلوزیو فعالیت هایش را عربستان ادامه داد.
وی که سرپرست هیات باستان شناسی (Du village à l'État au Proche et Moyen-Orient) در لابراتوار باستان شناسی و علوم عهد قدیم (ArScAn) بود، از سال 1985 طی هفده فصل کاوش و بررسی و 2 طرح مطالعاتی در عربستان و عمان به همراه همکار ایتالیای خود، موریتزیو توزی(کاوشگر شهر سوخته) تحول بزرگی در مطالعات عصر برنز و آهن خاورمیانه ایجاد نمود.
وی علاوه بر پژوهش عصر برنز در نواحی مختلفی در عربستان سعودی، کاوش ها و پژوهش هایی نیز در العین امارات، ام جیدر بحرین، یمن و فراتر از تنگه هرمز و در سرتاسر خلیج فارس، ایران، ترکمنستان و عراق انجام داد. او از معدود پژوهشگرانی بود که دارای قلمرو اطلاعاتی وسیع و توسعه دهنده روش های نوین میدانی در باستان شناسی بود. همیشه آخرین روش های علمی را در پژوهش ها و فعالیت های میدانی به کار می گرفت. روش هایی چون استفاده از سیستم GPS، آنالیزهای دیرین محیط شناسی(گیاه-باستان شناسی، دیرین آب و هواشناسی، رسوب شناسی و...)، مطالعات آماری، شبیه سازی و.... او توانایی شگفت انگیزی در به کارگیری متخصصان زمینه های مختلف در پژوهش های میدانی و مطالعاتی داشت.
علاقه فراوان او به تدریس باعث شد، وی که از سال 1978 در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه(CNRS) فعالیت می کرد، در سال 2003 با انتخاب کرسی استادی دانشگاه پاریس 1، پانتئون- سوربن به انتقال تجربیات و دانش خود به دانشجویان و مشتاقان علم بپردازد. این علاقه باعث شده بود که او بیش از حد مجاز تعیین شده اداری به راهنمایی پایان نامه ها و رساله-های دانشجویان بپردازد. همیشه به دانشجویان خود می گفت:" با تمام نیرو به جلو برو، من با تو هستم." و این باعث افزایش اعتماد به نفس به دانشجویان در انجام پژوهش هایشان می شد.
پروفسور سرژ کلوزیو دارای انتشارات مختلفی بود. از جمله بیش از 100 مقاله علمی در نشریات معتبر علمی، شرکت در بیش از 79 کنفرانس بین المللی و بیش از 140 کنفرانس علمی. همچنین وی دسترنج سال ها فعالیت خود را با همکاری موریتزیو توزی در سال 2007 در کتاب:
“The prehistoric foundations of Early Arabian Civilization in Oman”
منتشر نمود. او همچنین عضو کمیته کاوش های وزارت امورخارجه، مدیر گروه باستان شناسی دوره تاریخی دانشگاه پاریس 1 و مدیر بسیاری از طرح های تحقیقاتی بود.
باشد که دانشجویان وی ادامه دهنده میراث فکری او باشند.

کوروش محمدخانی
دانشجوی دکتری باستان شناسی، دانشگاهLumiere Lyonkourosh.mhmdkhani@gmail.com 2

شاخه اصلی

نظریه

قوم باستان شناسی فاجعه : الگوها و مدلها نمونه مورد مطالعه،بم پس از زلزله

پیش درآمد
  الگو، ارائه وجه یا وجوه مشابهی از واقعیت پدیده ها است؛ این مشابهت یا مشابهت ها، کلیتی تعمیم پذیر از نسبت و رابطه واقعیت های خارجی را نشان می دهد. الگوها از طریق مشاهده، محاسبه، توصیف یا توضیح واقعیت ها(رک.بل 1382) از منظری خاص و با هدفی معین استخراج می شوند

پیش درآمد
  الگو، ارائه وجه یا وجوه مشابهی از واقعیت پدیده ها است؛ این مشابهت یا مشابهت ها، کلیتی تعمیم پذیر از نسبت و رابطه واقعیت های خارجی را نشان می دهد. الگوها از طریق مشاهده، محاسبه، توصیف یا توضیح واقعیت ها(رک.بل 1382) از منظری خاص و با هدفی معین استخراج می شوند؛ الگوها بویژه در علوم انسانی عمومیت پذیری را ممکن می سازند. در باستان شناسی الگوها از نشانه های واقعی فرآیند یا فرآیندها استخراج می شوند حال آنکه در قوم باستان شناسی الگوها عموما از مشاهده، تجزیه و تحلیل داده ها در زمینه زنده به دست می آیند.
   مدل ها الگوهایی هستند که ایده آلی شده اند یعنی حالتهای مطلوب و ایده آلی را نشان می دهند و به عنوان مبنایی برای مقایسه و شناخت کم و کیف واقعیتها به کار می روند. به عبارت دیگر مدل تمثالی است ایده آلی که بر مبنای دنیای واقعی ساخته می شود تا پاره ای از صفات خاص آن را نشان دهد (هاگت 1370). مدلها بیان واقعیتها به صورتی ایده آلی و فرا واقعی هستند که عموما از الگوها، بدون در نظر گرفتن زمان و مکانی خاص استخراج  می شوند و به منظور تفسیر داده ها و واقعیتهای مختلف به کار می روند.
  قوم باستان شناسی به منزله میان رشته ای ارتباط دهنده داده های زمینه زنده و مرده امکان استخراج مدلهای واقع نما از زمینه زنده و استفاده  در تفسیر داده ها و الگوهای زمینه مرده را فراهم می کند. با استفاده از مدلهای استخراج شده از زمینه زنده (David and Kramer 2001) امکان برقراری ارتباط بین داده های صامت و زمینه مرده نیز فراهم می شود(Gosden1999). با این شیوه داده های باستان شناختی معنا می یابند.هدف اصلی قوم باستان شناسی فاجعه استخراج الگوها و بر اساس آنها، مدلها از زمینه تازه مرده است. بر همین اساس نخست الگوهای جزئی و سپس از تلفیق آنها الگوهای کلی استخراج شده است. در انتها از تحلیل الگوها مدلها پیشنهاد می شوند.
   ویژگی خاص داده ها و همچنین شیوه نگرش به آنها در "قوم باستان شناسی فاجعه، "در زمانی" بودن پژوهش نسبت به داده و فرایندهاست، چرا که پژوهش در زمانی بسیار نزدیک به فاجعه انجام شده و پژوهشگر در عرض زمان نسبت به داده ها و فاجعه حرکت می کند و در واقع مشاهده گر جز به جز رویداد های اتفاق افتاده است.
  به طور کلی فرایندها قابل تقسیم به فرایندهای کوتاه، میان و بلند مدت هستند (Baily 1983). با توجه به تغییرات به وجود آمده در فرایندهای فرهنگی در بم مشخصا نسبت ما در پژوهش قوم باستان شناسی فاجعه، نسبت زمانی میان مدت است. در دنیا چندین پژوهش قوم باستان شناسی  با موضوع فجایع طبیعی صورت گرفته است (ن.ک (Ravesloot and Waters, 2003 اما عموما این تحقیقات نسبت به فاجعه و زمان وقوع آن جایگاه و منظری"در زمانی" (Diachronic) دارند و از این رو با این پژوهش تفاوت دارند: مدلها و الگوهای ارائه شده در این پژوهش از منظر ساختاری کاملا متفاوت و قابل استفاده در تفسیرهای باستان شناختی و توسعه ای اند.
 لازم به یادآوری است که پژوهشگران این پژوهش، مدلهای ارائه شده را (برخلاف شیوه قوم باستان      شناسان فرآیندی که تئوری ها را قابل تعمیم و قانون گرایانه دانسته و مدلها را با شیوه ای اثبات گرایانه اتخاذ می کنند ) قابل تعمیم به تمامی داده های قرار گرفته در زمینه های فاجعه زده نمی دانند، بلکه به جای استفاده از تئوریها که دیدی قانون گرایانه دارند(ر.کTilley 2006 ,Shanks & Tilley 1992) ، مشاهده واقعیتها و الگوبرداری از آن با روشی غیر اثبات گرایانه و نسبی را اتخاذ کرده اند. بر این اساس در پژوهش"قوم باستان شناسی فاجعه :بم پس از زلزله"، تفسیر پدیده ها در فرآیندهای فرهنگی بلند مدت مد نظر است نه توضیح دادن آن؛ بنابراین مدلهای ارائه شده پیشنهادی در راستای تفسیر داده های زمینه مرده است که لازمه استفاده از آن بوسیله باستان شناسان ابتدا شناسایی شاخصهایی است که می توانند مبنای تمثیل بین زمینه مرده و زنده قرار گیرند سپس بر اساس این شاخصها استفاده از تمثیل ممکن خواهد شد. مدل ها به باستان شناسان کمک می کند تا به بازسازی به ارائه تفسیر در مورد زمینه مرده بپردازند.

برای خواندن کل مقاله در زیر کلیک کنید:

 

شاخه اصلی

نظریه

شیوه های تدفین پیش از تاریخ در استقرار قلعه خان(خراسان شمالی ) با تاکید بر عصر مفرغ

دومین فصل از پژوهشهای میدانی استقرار قلعه خان، به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تپه قلعه خان در تابستان 1388 به انجام رسید. از اهداف این پروژۀ پژوهشی در درجه نخست تعیین عرصۀ محوطه و پیشنهاد حریم آن به منظور حفاظت های فیزیکی از اثر بود. در این فصل تعداد 27 گمانه در همۀ جهات محوطه ایجاد شد؛ تهیۀ نقشۀ محدودۀ گسترش آثار، شناسائی آثار مربوط به عصر آهن در بافتار  اصلی که قبلآ در لایه نگاری بدست نیامده بود، شناسائی گورستان عصر مفرغ و در نتیجه کسب اطلاعات کلی از سنت های تدفین در این دوره، از دستاوردهای مهم این پژوهش بود.
این مقاله - با تمرکز بر استقرار قلعه خان و با احتراز از مقایسه با محوطه های دیگر بدلیل خلاء جدی مطالعات میدانی در دشت سملقان و نبود اطلاعات انتشار یافته - به معرفی دو تدفین عصر مفرغ پرداخته و بطور در زمانی  این تدفین ها و تفاوت هایشان با تدفین های بدست آمده از لایه های مس –سنگی در همین استقرار را مد نظر قرار داده است.

برای خواندن این مقاله در زیر کلیک کنید:

 

شاخه اصلی

نظریه

باستان شناسی و فاجعه

آن نوع از"فاجعه" که رخدادی طبیعی است گرچه به خودی خود خارج از گستره توانایی انسان ها قرار می گیرد اما عواقب و تغییراتی که ایجاد می کند ساختارهای انسانی، فرایندها، استقرارها و فرهنگ را دچار دگرگونی، تحول یا تغییر می کند. فاجعه از این منظر، قابلیت پیگیری و مطالعه در داده های باستان شناختی را دارد. البته مشخصا هر چه از نظر زمانی به عقب برویم سطح پایین تر فن آوری، قدرت کمتر در پیش بینی، مهار و فرار از فاجعه را به دنبال داشته که از منظری مادی نمود بیشتری در داده ها یافته است، شاید به همین سبب است که عتیقه جویان و باستان شناسان اولیه و کلاسیک مجذوب محوطه های پیش از تاریخی و اوایل دوره تاریخی فاجعه زده شدند.
 

برای مطالعه این مقاله در زیر کلیک کنید:

 

همایش امکانات تحول آموزش در باستان شناسی ایران

مقدمه
  روز سه شنبه 5/8/1388 همایشی در دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی در همدان برپا بود. این همایش ابتدا قرار بود تابستان برپا شود اما با تاخیری دو ماهه در این زمان دایر شد. پیشنهاد اولیه همایش در چهار روز و برپایه پیشنهاد گرایش های سه گانه در مقطع کارشناسی در زمستان 1387ارائه شده بود. بررسی های اولیه در گروه آموزشی منتج به تغییر به صورت سه روز و با تمرکز بر مقطع ارشد برای گرایش ها بجای مقطع کارشناسی شد. این یعنی محافظه کاری و پی افکندن تحولی بطئی بجای تحولی بنیادی که در ابتدا عملی نمی نمود. بجز تغییر یاد شده عنوان و بخش بندی ها و نسبت بخش های مختلف به شرحی که خواهد آمد تایید شد.
  قبل از اینکه به روز اول همایش برسیم مراحلی در پیش بود. پیشنهاد بوسیله رئیس دانشکده در سطح دانشگاه طرح و تصویب شد. بررسی کارشناسی واحد های مقطع کارشناسی در گروه آموزشی باستان شناسی دانشگاه بوعلی طی حدود دوازده جلسه با مشارکت اعضای محترم هئیت علمی انجام شد. این بررسی ها نیازمند جستجو و پژوهش پیش از طرح در جلسات بود که بطور جاری انجام می شد. دبیرخانه فعال شد. حاصل بررسی ها به همه گروه های آموزشی ارسال و از اعضای محترم هئیت علمی باستان شناسی در کل کشور نظر خواهی شد. از حدود 27 گروه آموزشی تنها پنج گروه آموزشی اظهار نظر ارسال نمودند. تعداد قابل توجهی از گروه های آموزشی که مراکز عمده هستند نه تنها اطلاع رسانی فراخوان را انجام نداده بودند، حتی لیست اعضای محترم هیئت علمی را نیز ارسال ننموده بودند.
 ادامه بررسی ها و تبادل نظرها با محوریت آموزش باستان شناسی و تحول آن ادامه یافت. خلاصه مقالات و پیشنهادها اکثرا بوسیله دانشجویان مقاطع تکمیلی امیدوار کننده بود. خلاصه ها داوری و اصل مقالات درخواست شد و در نهایت 10 مقاله متناسب با محورهای همایش برای ارائه انتخاب شد. روز اول همایش طبق برنامه قبلی چیزی کم داشت، سخنرانی اساتید و صاحب نظران. این مهم نیز با درخواست از اساتید و اجابت آنها که اشاره خواهم کرد، مُرتب شد.

اولین روز همایش (سه شنبه 5/8/1388)
   صبح روز اول مراسم نیمه رسمی، افتتاحیه بود. دبیر علمی همایش(دکتر محمد ابراهیم زارعی) گزارشی مختصر ارائه نمود و خوشآمدگویی کرد. ریاست دانشگاه بوعلی سینا جناب آقای دکتر زلفی گل به تمام قواره (بر مرکب سخن) دلسوز باستان شناسی ایران نمودار شد. او از انجمن علمی و ضرورت تشکیل آن گرفته تا حمایت از مجلات علمی- پژوهشی در زمینه باستان شناسی را مد نظر قرار داد. ریئس دانشکده هنر و معماری(دکتر یعقوب محمدی فر) بر ضرورت تحول آموزش و معرفی همایش تاکید نمود. در پایان مراسم رسمی و قبل از پذیرایی، عمران گاراژیان(دبیر اجرایی و پیشنهاد دهنده همایش) با اعداد و ارقام و درصد آموزش باستان شناسی و واحدهای آن و واحدها بررسی شده و پیشنهاد شده را ارائه نمود. معرفی همایش و بخش های مختلف آن نیز در این سخنرانی ارائه شد.
  نشست تخصصی اول پس از پذیرایی صبح تا ناهار و نماز به مدت حدود 5/2 ساعت برقرار بود. دکتر حسن طلایی استاد دانشگاه تهران با عنوان پایه های نظری و عملی بومی سازی باستان شناسی در ایران بطور تیتر وار از چند منظر باستان شناسی بومی را مورد بحث و بررسی و ارزیابی قرار داد. باستان شناسی از منظری دیگر عنوان سخنرانی دکتر حکمت ا... ملاصالحی دیگر عضو هئیت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران بود. تاریخ و باستان شناسی سخنرانی سوم بود که بوسیله دکتر یوسف مجیدزاده تهیه و بوسیله دکتر محمد ابراهیم زارعی قرائت شد. سخنران پایانی این نشست ناصر نوروززاده چگینی بود که با عنوان نقش آموزش در پژوهش های باستان شناسی به سخنرانی خود پرداخت.
   نشست تخصصی دوم بعد از ظهر برپا شد. تفاوت شکلی این سخنرانی ها با نشست اول در این بود که در این نشست ها اعضای هئیت ریئسه متخصص جلسات را هدایت می کردند. جلسه نخست بعد از ظهر بوسیله دکتر حسن طلایی، میرعابدین کابلی و دکتر یعقوب محمدی فر اداره می شد. دکتر حامد وحدتی نسب استادیار دانشگاه تربیت مدرس در مورد تخصص گرایی در باستان شناسی ایران براساس تحلیل آماری پایان نامه ها سخنرانی کرد. انحصاری عمل نمودن گروه های آموزشی و بستن درب هایشان بر روی دیگر متخصصان فرازهایی از این سخنرانی بود. بررسی کاستی های دروس پیش از تاریخ و غرب آسیا از منظر جغرافیا و اقلیم عنوان سخنرانی دکتر بهرام آجرلو استادیار دانشگاه آزاد تبریز بود. نظریه پردازی در نظام آموزشی و پژوهشی باستان شناسی ایران بوسیله سرکار خانم مینو سلیمی ارائه شد. سخنرانی پایانی این نشست مقاله مشترک محمد رضا باهو و بیتا بازیار دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه سیستان و بلوچستان با عنوان ارزیابی و بررسی آموزش دانشگاهی و سرفصل دروس کارشناسی باستان شناسی بود. سخنرانان سرفصل دروس مقطع کارشناسی را بطور فراگیر بررسی نموده بودند.
  نشست تخصصی سوم آخرین نشست روز نخست بود. اعضای هیئت ریئسه این جلسه دکتر حکمت ا... ملاصالحی استادیار دانشگاه تهران. ناصر نوروززاده چگینی عضو هیئت علمی پژوهشکده باستان شناسی و دکتر کاظم ملازاده استادیار دانشگاه بوعلی همدان بودند. مریم دژم خو(دانشجوی دکتری تخصصی باستان شناسی تاریخی، دانشگاه تهران) با عنوان: تفوق رویکرد متن محور در باستان شناسی دوران تاریخی، اولین سخنران آخرین نشست روز اول بود.این سخنرانی از مشکلی بنیادی در باستان شناسی دوران تاریخی در ایران سخن به میان آورد. سخنران دوم دکتر سهیلا دوریشی استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه آزاد کازرون بود. او نیز درباره کاستی ها و با عنوان پیشنهاداتی درباره اصول، پایه و حذف بعضی واحدهای درسی در باستان شناسی ایران، سخنرانی کرد. آخرین سخنران روز نخست بهروز افخمی(دانشجوی دکتری تخصصی باستان شناسی تاریخی، دانشگاه تهران) بود که درباره گردشگری باستان شناسی، سخنرانی کرد. این مدخل نیز در باستان شناسی ایران جدید بود.
  روز نخست به شرحی که گذشت برگزار شد. این روز عمومی بود یعنی همه فعالیت ها متمرکز و در دو سالن مجاور هم انجام می شد. تنها استثنا جلسه کمیته دانشجویی بود. این جلسه بعداز ظهر روز نخست برای ارائه پیشنهادهای مکتوب به کارگروه های تخصصی(در سالن جداگانه ای) تشکیل شد. این کمیته در اصل نظر طیف گسترده ای از دانشجویان که در باستان شناسی ایران تحت آموزش هستند و فرآیند آموزش با آنها معنی پیدا می کند را به کارگروه های تخصصی بطور مکتوب منتقل نمود.
  به نظر می رسد روز نخست چنانکه از قبل نیز برنامه ریزی شده بود روز نقد درونزای باستان شناسی ایران بود. همه سخنرانان به گونه ای مرتبط با بحث مورد نظرشان وضعیت موجود را به نقد کشیده و ضمن یادآوری وجود مشکلات بنیادی، راهکاره های سازنده ای ارائه نمودند. چند نسل از باستان شناسان از مرتبه استادی گرفته تا دانشجویان مقطع کارشناسی مجال یافتند تا دربارۀ آموزش باستان شناسی و کم و کیف و مسائل آن به تبادل نظر بپردازند. استاد محترمی هفتاد سال تاریخچه باستان شناسی ایران را نشانه شکست آموزش و بازنگری در آموزش باستان شناسی را ضروری ارزیابی نمودند. کسی از مسئولان اجرایی همایش، تصمیم سازی برای باستان شناسی بوسیله غیر باستان شناسان را مورد تاکید قرار داد و نهاد سازی در باستان شناسی ایران را پیشنهاد کرد. سخنران محترمی عملکرد غیر تخصص گرایانه در آموزش و بویژه پژوهش (راهنمایی پایان نامه ها) را با آمار ارائه داد. انحصارگرایی و بسته عمل نمودن گروه های آموزشی را مورد نقد قرار داد. منابع درسی و منطقه بندی های جغرافیایی در مورد پیش از تاریخ مورد نقد جدی قرار گرفت. رویکرد متن محور بجای پرداختن به باستان شناسی به عنوان مطالعه مواد و ساختارهای فرهنگی، آفت باستان شناسی دوران تاریخی معرفی شد. یادآور می شود، در روز نخست در غیاب استادان باستان شناسی دوران اسلامی، دکتر یوسف کیانی و استاد محمد حسن سمسار تقریبا هیچ بحثی در مورد باستان شناسی این دوره بطور جدی مطرح نشد و این نکته جای تامل و آسیب شناسی دارد. پایان بخش روز نخست، فوق برنامه موسیقی ایرانی بود که با هنر نمایی دانشجویان به همت مهدی بخشی انجام شد. "ای ایران" جمع را به وجد آورده و برای صرف شام راهی نمود.

 دومین روز همایش ( چهارشنبه 6/8/1388 )
  دو بخش کاملا متفاوت برنامه روز دوم همایش بود: بخش هایی مانند کارگروه ها که سه مورد و با عنوان های پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی بطور همزمان برنامه ریزی شده بودند. کارگروه های تخصصی از ابتدای صبح شروع بکار نمودند. بطور همزمان و هریک در یک سالن اختصاصی فعالیت می کردند. در این بخش ها متخصصان به بحث درباره آموزش باستان شناسی، واحدهای درسی و سرفصل ها می پرداختند. حاصل این بحث ها در کارگروهی که عمومی خوانده شده بود؛ بطور عمومی درباره مقطع کارشناسی همه پیشنهاد ها را بررسی و مصوب می کرد. سپس مقاطع تکمیلی و گرایش های آن بررسی می شد. در هر کارگروه بطور متوسط بین 12 تا 17 متخصص و مدرس شرکت داشته اند. اکثر این اعضا استادیار و مدارج علمی بالاتر بوده اند با این وجود در هر کارگروه از پژوهشگران مجرب و با سابقه نیز استفاده شده است. ساختار کارگروه ها اداره اجرایی جلسه بوسیله فردی با عنوان دبیر اجرایی بود و اعضا در ابتدای جلسه باید ریئس علمی را با توافق معرفی می نمودند. مورد دوم عملی نشد و همه کارگروه ها بطور گروهی و تنها با اجرای دبیر اجرایی هر کارگروه فعالیت نموده اند. عمران گاراژیان و دکتر عباس مترجم بطور مشترک در کارگروه پیش تاریخ، دکتر یعقوب محمدی فر در کارگروه تاریخی و دکتر محمد ابراهیم زارعی در کارگروه اسلامی مسئولیت اجرا را برعهده داشتند. بدنه اجرایی کارگروه ها که شامل مسئول روابط عمومی، عکاس و فیلمبردار به اضافه کاتب یا منشی جلسه بوده؛ همگی بر عهده دانشجویان نهاده شده بود. اجرای صمیانه و مسئولیت پذیری همراه با تمرکز دانشجویان در عملی شدن این بخش نقش بسزایی داشت که البته شایسته قدردانی است.
  مصوبات کارگروه ها در مورد واحدها و سرفصل ها به اضافه مباحث بنیادی مانند خط و مشی و جهت نمایی کلی آموزش باستان شناسی در ایران در هر کارگروه بوسیله اعضای اجرایی و دبیرخانه آماده و در پایان روز به امضای حاضرین در جلسات رسید. کم و کیف فعالیت و مباحث کارگروه های سه گانه متفاوت ارزیابی شده است. این تفاوت در خروجی کارگروه ها یعنی واحدها و سرفصل ها نیز نمود دارد با این وجود هریک از کارگروه ها بررسی کارشناسانه و دقیقی در مورد واحدهای آموزشی و سرفصل ها ارائه نموده اند. حاصل بررسی های کارگروه ها در جلسه مشترکی با عنوان کارگروه عمومی به بحث و بررسی گذاشته شد. این مهم بعد از ظهر روز دوم همایش انجام شد. حاصل کارگروه عمومی بررسی همه واحدها و سرفصل های مقطع کارشناسی است. مقرر شد این مصوبات بوسیله دبیرخانه دائمی به عنوان پیشنهاد و نظرخواهی از دیگر همکاران که در همایش یا جلسات حضور نداشته اند ارسال و در نهایت حاصل نظرخواهی ها در کمیته ای راهبردی نهایی و اجرایی شود. همچنین در کارگروه های تخصصی مصوب شد که ظرف 45 روز اعضای محترمی که تعیین شده اند؛ سرفصل های دروس تغییر یافته را به دبیرخانه ارسال فرمایند.
  بخش دیگر(روز دوم همایش) که با استقبال کم نظیر دانشجویان مواجه شده بود سه کارگاه آموزشی بود. کارگاه های آموزشی، همزمان با کارگروه های تخصصی در اصل برای مربیان طراحی شده بود اما مورد استقبال این طیف قرار نگرفت! کارگاه آموزشی پارینه سنگی بوسیله فریدون بیگلری، سامان حیدری گوران و کمال طاهری ترتیب داده شده بود. این کارگاه آموزشی از نظر کتاب و جزوه غنی طراحی شده بود. کارگاه آموزشی باستان شناسی انسان شناسانه قرار بود بوسیله دکتر حامد وحدتی نسب و دکتر کامیار عبدی برپا شود که بوسیله نفر اول ارائه شد. گارگاه آموزشی باستان شناسی فرامدرن( باستان شناسی معاصر و راهکارهای آن) بوسیله دکتر لیلا پاپلی یزدی، عمران گاراژیان، مریم دژمخو و وحید عسکر پور به اجرا درآمد.
  کارگاه های آموزشی پارینه سنگی صبح و بمدت حدود 4 ساعت برگزار شد. در این کارگاه حدود 114 نفر شرکت کرده بودند. اکثر شرکت کنندگان دانشجویان بودند. براساس نظر سنجی های انجام شده بوسیله روابط عمومی کارگاه های آموزشی، پارینه سنگی، با بیشترین استقبال مواجه بوده و از حداکثر ظریف بهره برداری شده بود. باستان شناسی انسان شناسانه کارگاه دیگری است که بعداز ظهر روز دوم برگزار شد. حدود 75 نفر در این کارگاه شرکت نموده اند. باستان شناسی فرامدرن نیز سومین کارگاه آموزشی است که بعد از ظهر روز دوم تشکیل شده بود و حدود 80 نفر در آن شرکت جسته بودند.
  روز دوم همایش، روزی کم سابقه در باستان شناسی ایران است چراکه سابقه ندارد بیش از پنجاه متخصص و مدرس در کارگروه های تخصصی به بحث درباره کم و کیف آموزش باستان شناسی بپردارند. همچنین سابقه ندارد کارگاه های آموزشی با عناوین روزآمد برپا شود و مدارک مکتوب نیز به شرکت کنندگان ارائه دهد. این بی سابقه بودن موجب شده بود که به سبب کم تجربه بودن(بخش های اجرایی) ناهماهنگی هایی وجود داشته باشد مثلا افرادی در کارگروه های تخصصی شرکت کرده بودند که عضو کارگروه ها نبودند. یا کارگاه های آموزشی در اصل برای مربیان ترتیب داده شده بود که اطلاعات روزآمد برای اداره کلاس ها دریافت کنند اما اتفاقا این کارگاه ها، مورد استقبال این گروه قرار نگرفته و دانشجویان بسیار مشتاق به شرکت در کارگاه های آموزشی بودند!
  بحث های تخصصی در کارگروه ها بسیار پربار بود اما به سبب اینکه بطور خصوصی برگزار شدند امکان استفاده از مباحث آن برای همگان فراهم نشده بود. به نظر می رسد کارگروه هایی مانند پیش از تاریخ که نگارنده به سبب مشارکت تقریبا تمام وقت در آن، از مباحث آن اطلاعات کافی دارد، می توانست در سالن عمومی و در جمع برگزار شود تا همگان از جمله دانشجویان از مباحث و رویکردهای تخصصی آن بهره مند شوند.   
پایان بخش روز دوم نیز فوق برنامه موسیقی سنتی بود که بوسیله دانشجویان همراه با آواز برگزار شد. هماهنگی و سه تار نوازی این گروه را فخرالدین محمدیان( دانشجوی کارشناسی ناپیوسته باستان شناسی) برعهده داشت. از این گروه نیز صمیمانه تشکر و قدر دانی می شود.
سومین روز همایش (پنج شنبه 7/8/1388)
  بررسی مقطع کارشناسی ارشد، واحد ها و گرایش ها دستور کار، کارگروه عمومی در روز سوم بود. برخلاف پیش بینی های انجام شده تراکم پیشنهادهای جدید برای گرایش های مقطع کارشناسی ارشد موجب به طول انجامیدن این کارگروه تا نزدیک ظهر شد. اضافه بر گرایش های سه گانه(پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی) که آن هم بوسیله سازمان سنجش در آزمون اعمال نمی شود. ده ها گرایش جدید مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. روش به این صورت بود که هرگرایش (جدید) ابتدا باید در دستور کار جلسه قرار می گرفت. سپس بوسیله پیشنهاد دهندگان برای جلسه معرفی و ضرورت آن توجیه می شد. جایگاه آن در جامعه ایران و مسئله اشتغال فارغ التحصیلان آن در اکثر موارد مورد بحث و بررسی قرار می گرفت. نظرات موافق و مخالف شنیده می شد و در نهایت گرایش هایی که حدنصاب رای اعضای جلسه را بدست می آوردند، تصویب می شد. پس از تصویب بحث در مورد واحد ها و سرفصل ها ادامه پیدا می کرد. جلسه و پیشنهاد دهندگان باید در مورد طرح توجیهی و سرفصل ها به توافق می رسیدند. در مواردی تبادل نظرها و حتی رای گیری نتیجه بخش نبود، یعنی گرایش پیشنهادی دم مرزی ارزیابی می شد در این موارد در صورتجلسه ذکر می شد، حد نصاب بدست نیآمد تا در آینده مورد بحث و بررسی قرار گیرد. برای مثال نخستین گرایش ارشد که طرح شد" باستان شناسی و مطالعات موزه ای" بود. این گرایش حد نصاب رای را نیاورد. در آخر جلسه، پیشنهاد شد که مجددا طرح و بررسی شود. ابتدا طرح مجدد آن به رای گذاشته شد و اکثریت، رای به طرح مجدد آن دادند. سپس بررسی ها انجام گرفته و موافقان و مخالفان ارائه مطلب نمودند، جالب اینکه پس از طرح مجدد و تبادل نظر با اکثریت آرا تصویب شد.
  آخرین بخش همایش که با تاخیر و همراه با گُرسنگی میهمانان و دست اندرکاران همراه شده بود مراسم تقدیر و تشکر از اساتید و پیشکسوتان بود. در این مراسم از همه بازنشستگان چه از دانشگاه و چه از مراکز پژوهشی با لوحِ تقدیر، تشکر به عمل آمد؛ یاد و خاطره از دست رفتگان نیز گرامی داشته شد. در نهایت مراسم اختتامیه و قرائت قطعنامه به اجرا در آمد.
 در روز پایانی طبق برنامه تشکیل انجمن علمی باستان شناسی در ساختار وزارت علوم و تحقیقات و فناوری گنجانده شده بود، که به سبب انجام نشدن مسائل اداری آن به فرصتی دیگر موکول شد. روز پایانی با حاشیه ای در مورد کمیته دانشجویی نیز همراه شد. از ابتدای صبح اعضای کمیته دانشجویی به مصوبات یکی از کارگروه های تخصصی اعتراض داشتند. توجه نشدن به ارزیابی ها و مصوبات کسانیکه تحت آموزش هستند، اعتراض اصلی بود. مسئولان کارگروه مربوطه اعتراض را وارد نمی دانستند و در نتیجه بحث تا ظهر به طول انجامید و در نهایت نیز هر دو طرف از مواضع خود عقب نشینی نکردند. به همت گروهی از اعضای هئیت علمی مجرب میانجگری ها تا اختتامیه بی نتیجه و در نهایت به سبب ضیق وقت رها شد. دانشجویان از خواست های منطقی و بجای خویش صرف نظر ننمودند در نتیجه موضوع بطور خودکار به آینده و احتمالا فعالیت های دبیرخانه دائمی و کمیته راهبردی سپرده خواهد شد. موضوع  ذکر شده از دو منظر نگریسته شده است. بعضی را نظر براین است که دانشجویان صلاحیت های لازم برای دخالت و حتی ارائه پیشنهاد درباره آنچه می آموزند، ندارند. برعکس، گروه دیگری را نظر براین است که بدون مشارکتِ فعالِ کسانی که تحت آموزش هستند، نمی توان آموزش پویا و به روزی ارائه نمود. مشارکت آنها تقویت انگیزه های آنان و آسان نمودن فرآیند آموزش است. در این صورت از فرآیند فسیل شدن آموزش و نظام های آموزشی جلوگیری عملی و تدریجی بعمل می آید.

نماد، نشریه و پوستر
  همایش نماد و نشریه داخلی نیز داشت. نماد برگرفته از نقشمایه های تل باکون فارس است. برمبنای یک نظر این تصویر لاکپشتی را از روبرو نشان می دهد. اما چرا لاک پشت نماد همایش است؟ به این سبب که منظور "آهسته و پیوسته" رفتن است. امید است "لاک پشت روی کره زمین" که یک برداشت از نماد همایش است، همیشه لاک برآسمان باشد.
  نشریه داخلی همایش نامش "باهم" بود: حروف اول جمله "باستان شناسی ایران همت می طلبد". این نشریه تنها سه شماره منتشر شد. یعنی هرروزِ همایش یک شماره؛ قرار بود بصورت گاهنامه و وابسته به دبیرخانه دائمی همایش انتشار پیدا کند؛ نام نشریه، سیاسی ارزیابی شده و پیشنهاد تغییر نام آن ارائه شده تا بتواند مجوز ادامۀ انتشار پیدا کند. درنتیجه دبیرخانه جویای نامی جدید برای این نشریه سه شماره منتشر شده(با نام باهم) است. یادآوری کنم آخرین شماره این نشریه(3) گلایه های زیادی را از طرف همکاران محترم برانگیخته است. در مواردی زیادی این گلایه ها وارد دانسته می شود(البته جای عذرخواهی دارد). اما به نظر می رسد، سبب اصلی این رویداد یعنی گلایه مندی همکاران، مشغله بسیار زیاد مسئول مربوطه بویژه به سبب عدم مشارکت کافی و وافی همکاران ارجمند است. نتیجۀ منطقی، اینکه ضرب المثل مشهور "از ماست که برماست" مصداق پیدا می کند.
  همایش پوستری داشت که بوسیله همکار ارجمند و معاون اداری مالی دانشکده هنر و معماری جناب آقای بشیر پوروقار تهیه شده بود. این پوستر به سبب ضیق وقت و محدویت های بودجه ای در مقیاس محدود تکثیر شد. نظرهای متفاوتی در مورد پوستر و طرح آن ارائه شده، همین نظرها نشان می دهد که تهیه کننده محترم موفق عمل نموده است. از وی صمیمانه تشکر و قدردانی می شود.
  یادآوری نکته ای در پایان این بخش ضروری است: هفتاد و پنج دانشجو در ساختاری منظم، بدنه اجرایی همایش را تشکیل می داده اند. از روابط عمومی گرفته تا دبیرخانه و در مواردی تدارکات، انتشارات و پذیرایی با همکاری دانشجویان باستان شناسی عملی شد. هنرنمایی آنها در تمام بخش های همایش از فوق برنامه گرفته تا گواهینامه ها و لوح های یادبود، حتی ژتون ها، خودنمایی می کند. این قلم لازم می داند از یک یک آنها صمیمانه تشکر و قدردانی نمایید.


به نام خدا

قطعنامه پایانی همایش ملی "امکان ها و امکانات تحول آموزش در باستان شناسی ایران"

  همایش ملی" امکان ها و امکانات تحول آموزش در باستان شناسی ایران" سه شنبه 5 تا 7 آبان ماه 1388 در محل دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا همدان با حضور اساتید رشته باستان شناسی دانشگاههای دولتی و آزاد سراسر کشور، پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری و جمعی از پژوهشگران و اساتید پیشکسوت حوزه ی باستان شناسی کشور و دانشجویان باستان شناسی  با هدف بررسی ظرفیت های توسعه امر آموزش باستان شناسی و ارتقاء سطح دانش و امکانات حرفه ای این رشته برگزار گردید.
طی سه روز، جلسات سخنرانی عمومی، کارگروه های تخصصی ، کارگروههای عمومی و کارگاه های آموزشی موضوع و اهداف همایش از سوی شرکت کنندگان مورد بحث و بررسی و تبادل نظر قرار گرفت و نتایجی به شرح زیر حاصل گردید:
1-    ارزیابی و تجدید نظر در عناوین دروس دوره کارشناسی و تصویب آن توسط هر یک از کارگروه های تخصصی و در نهایت کارگروه عمومی.
2-    برنامه ریزی جهت تهیه سر فصل دروس مصوب در زمان 45 روز توسط اعضای تعیین شده در کار گروه ها.
3-    بررسی و تجدید نظر مقدماتی عناوین دروس دوره کارشناسی ارشد که نیازمند تصویب نهایی خواهد بود.
4-    افزون بر گرایش های سه گانه موجود پیشنهادات تصویب گرایش های جدید و مورد نیاز در دوره کارشناسی ارشد شامل:
الف) باستان شناسی گرایش مدیریت پروژه
ب) باستان شناسی گرایش زمین باستان شناسی
پ) باستان شناسی هنر
ت) باستان شناسی پارینه سنگی
ث) باستان شناسی زیر آب
ج) باستان شناسی انسان شناسانه (Anthropological Archaeology)
چ) گیاه باستان شناسی
ح)جانور باستان شناسی
خ) باستان شناسی و مطالعات موزه ای (Museum and artifacts study)
                                                  مورد تصویب اعضا قرار گرفت.
همچنین گرایش باستان شناسی گردشگری جهت بررسی بیشتر به دوره بعدی همایش موکول شد. علاوه بر آن مقرر گردید که سرفصل های گرایش های فوق الذکر توسط اساتید تعیین شده تهیه گردد.
5-    مقرر گردید آزمون کارشناسی ارشد سه گرایش موجود تفکیک و جهت پذیرش دانشجو در سال آتی به وزارت علوم تحقیقات و فناوری جهت اجرا ارسال و پیگیری گردد.
6-    طرح ایجاد انجمن علمی باستان شناسی وابسته به وزارت علوم تحقیقا ت وفناوری مورد تاکید و تصویب شرکت کنندگان قرار گرفت و برخی از مقدمات آن به انجام رسید.
7-    شرکت کنندگان در همایش بر استمرار تشکیل این همایش به صورت دو سالانه تاکید و خواستار ایجاد دبیر خانه دائمی همایش شدند.
8-    شرکت کنندگان در همایش بر تعامل بیشتر اساتید گروه های آموزشی و پژوهشی باستان شناسی کشور با هم تاکید و خواستار همگرایی بیشتر توام با تخصص گرایی با حفظ اخلاق علمی و حرفه ای در حوزه ی آموزش باستان شناسی شدند.
9-    شرکت کنندگان در همایش بر تعامل مستمر و روز افزون با موسسات پژوهشی مرتبط، مخصوصا پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و دیگر واحد های مرتبط سازمان میراث فرهنگی تاکید کردند.
10-    اعضای کار گروه های تخصصی بر تشکیل هیات راهبردی در قالب کمیته پیگیری نتایج همایش، نسبت به بررسی  وهماهنگی در خصوص بند های قطعنامه جهت تصویب نهایی و اجرایی شدن آن تاکید کردند.
در پایان شرکت کنندگان در همایش از زحمات مستمر برگزار کنندگان، دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا به ویژه اعضای هیات علمی ، دبیر علمی همایش جناب آقای دکتر محمدابراهیم زارعی و دبیر اجرایی همایش جناب آقای دکتر عمران گاراژیان و گروه باستان شناسی آن دانشکده تقدیر به عمل می آورند.

عمران گاراژیان، استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، دبیر اجرایی همایش امکانها و امکانات تحول باستان شناسی و از همکاران صفحه باستان شناسی در «انسان شناسی و فرهنگ» است.

      

گفتگو با پرفسور تامس کایلر یانگ درباره دوره آهن در ایران

بازنگری دیدگاه های گذشته

پیش در آمد
ما برای شرکت در سمینار " تعامل مردم و زمین در آسیای مرکزی و داخلی"  دانشگاه تورنتو در خرداد ماه 1382ه.ش. به این شهر رفته بودیم. از فرصت پیش آمده بهره برده و به پرفسور یانگ پیشنهاد ملاقات حضوری  دادیم. پروفسور کایلر یانگ متخصص باستان شناسی پیش از تاریخ است و پیش از انقلاب، سالها در ایران به پژوهش مشغول بوده است. یانگ در محوطه های حسنلو، گودین کاوش و در زاگرس به همراه پرفسور اسمیت بررسی باستان شناختی انجام داده است. عمده ترین و شناخته شده ترین پژوهش او در زمینه افقهای سفال خاکستری و فرهنگهای آریاییان است .
او با گرمی پیشنهاد ملاقات را پذیرفت؛ یانگ در آن زمان از سمتهای خود در موزه اونتاریو و دانشگاه تورنتو بازنشسته شده بود، او به دلیل بیماری و کهولت ،کمتر به موزه می آمد با اینحال با اشتیاق و در اسرع وقت با ما قرار ملاقات گذاشت و در دو جلسه در موزه و منزلش ساعتها درباره ایران,پژوهشهایش و دوره آهن به بحث و گفتگو نشست. محور اصلی گفتگوها دوره آهن ایران و نظریات گذشته و امروز او درباره این دوره است. آنچه در زیر شرح داده شده حاصل این گفتگواست. لازم به ذکر است که پرفسور یانگ کمتر از یکسال بعد از گفتگوی حاضر بر اثر بیماری سرطان معده درگذشت. گفتگوی زیر بیش از آنکه یک مصاحبه به صورت معمول بر اساس پرسش و پاسخ باشد، بر اساس موضوعات گفتگو تنظیم شده است.

اصطلاحات دوره آهن در ایران
امروزه تعدادی از باستان شناسان جوان در ایران اصطلاحات سه یا چهار دوره ای عصر آهن  و تعمیم آن به تمامی این سرزمین گسترده را ناکارآمد می دانند؛ با توجه به اینکه پرفسور یانگ یکی از باستان شناسانی است که در مقاله های متعدد(Young,1965 ) و خاصه در رساله دوره دکترایش این اصطلاحات را مطرح کرده, نظر او را در این باره جویا شدیم.
یانگ: آغاز دوره آهن با فترت مشهود بین آخر دوره برنز و آغاز دوره آهن شناخته می شود به نظرم زمانی حدود 1350پ.م. مردمان به وجود آورنده این تحول به غرب و شمالغرب ایران وارد شده اند. این فترتی است که در ترکیه, فلسطین و لبنان هم مشاهده می شود. اما به عنوان مثال در ترکیه جدیدتر و حدود 1200پ.م. اتفاق می افتد.
ایران بسیار پهناور است و ما در زمان پیشنهاد این اصطلاحات فقط از هفت یا هشت محوطه کاوش شده دوره آهن اطلاعات در اختیار داشتیم؛این در حالی است که ما در آن زمان هیچ اطلاعاتی از شرق ,مرکز و جنوب ایران نداشتیم. با اینحال من هنوز معتقدم که با وجود تمامی نارساییها اصطلاحات آهن II ,I  در بسیاری موارد قابل استفاده است.
آهن II, I  سنتی بسیار شبیه و متداوم است. قیطریه و خوروین - چندار قبوری دارند که دو گروهند: قسمتی آهن I و قسمتی آهن II.؛ و علاوه بر آینها آثاری که مشکل است به هر یک از آنها نسبت دهیم (به قول یانگ نیم و نیم است).
در آهن III پیوند به کلی قطع می شود. وقتی جایی مانند باباجان را در نظر می گیریم به نظرم این اصطلاحات دیگر به کار نمی آید. فارس, خوزستان, شمال و جنوب لرستان با آذربایجان که, این دوره ها از آن استخراج شده اند تفاوت دارند, پس باید در مورد این اصطلاحات کار کرد. در واقع اگر من دوباره به جوانی بازگردم و شروع کنم دیگر اصطلاحات مبتنی بر آهنIII,II,I  را اصلا قبول نخواهم داشت پس البته حق با باستان شناسان جوان ایرانی است.
دوره آهن III در غرب مرکزی ایران ( ,CWI Central Western Iran) یعنی محدوده شهرهای امروزی سنندج در حد شمالی, خرم آباد و سرپل ذهاب در جنوب ,آوج در شرق و دره دیاله عراق در غرب آن، حدود قرن 9پ.م. شروع می شود.( برای باستان شناسان  مرز ایران و عراق هیچ معنی ندارد و در واقع تنها یک قرار داد سیاسی است). سفال این دوره در باباجان  احتمالا مربوط به قرن 9 پ.م. است و تا قرن 7 پ.م تداوم می یابد.  منظورم این است که در غرب مرکزی ایران این گونه قدیمی تر از آذربایجان است. وقتی اول بار این ساختار را پیشنهاد کردم سال 1975 م. بود حسنلوتنها محوطه کاوش شده ای بود که اطلاعاتش در اختیار بود. باباجان و زندان سلیمان را هم به همان دوره منسوب می کردند؛ حسنلوی IV حتما متعلق به آهن II و قرن 8  پ.م. است. البته می دانم مدوسکایا با این نظر مخالف است و البته به نظر من او بدون شک در اشتباه است. می توان نتیجه گرفت آهن III در دره سلدوز (حسنلو) بسیار جدیدتر از همدان و کرمانشاه (CWI) شروع شده است.
البته اینجا یادآوری کنم که من هنوز قائل به مهاجرت اقوام آریایی ام؛ چرا که بر اساس نوشته های بین النهرینی در غرب ایران اقوام و تمدنهای بسیار مختلف وجود داشته اند؛ این شرایط را به قبل از زمان این نوشته ها هم می توانیم تعمیم دهیم. ما هرگز نخواهیم توانست از آغاز این تحولات منبع تاریخی در اختیار داشته باشیم. می دانیم که آدمهایی با نامهایی ایرانی درحدود 950 پ.م. در این منطقه وجود داشته و از آنها مدارک مکتوب داریم. به عنوان مثال در محدوده  بین کرمانشاه و سرپل ذهاب شاهی به نام دالتا (Dalta )از خوریها حکومت می کرده است. او دو پسر داشته یکی نام خوری دارد((Nibe و دیگری نام ایرانی آ س پابارا(Ispabara). معنی این کلمه" اسب بر " است. احتمالا به خاطر اینکه مادر پسر، ایرانی بوده نام ایرانی بر او نهاده اند و احتمالا پسری که مادرش خوری بوده نام خوری داشته است. در عین حال بر اساس کتیبه های آشوری  می دانیم که آریایی ها از قرن 9پ.م. در ایران بوده اند. چون نوشته های تاریخی این موضوع را ذکر کرده اند به احتمال قوی قبل از این زمان هم این مردم در این سرزمین بوده اند. اشاره کردیم که احتمال وجود آثار مکتوب از نخستین ورود ایرانی ها به غرب ایران صفر است. پس از زمانی قبل از قرن 9پ.م. آنها به این منطقه واردشده اند. مدارک زبان شناختی نشان می دهد که آنها از ترکمنستان, خراسان و شمال افغانستان آمده اند. این موضوع از نظر زبان شناسی تایید شده است.  آنچه باستان شناسی می تواند انجام دهد این است که مسئله زبان شناختی ورود آریاییها را در داده های مادی باستان شناختی مورد مطالعه قرار دهد.
نکته مهم درباره کسانی که حکومت هخامنشی را پی افکندند و بدون شک بر اساس مدارک مکتوب آریایی بوده اند, اینکه به نظر من آنها در اواخر عصر آهن III  وارد ایران شده اند. مردمانی که آنها را از طریق سفال نخودی  غربی متاخر(Late western buff ware) می شناسیم. اینها در حدود قرن 9پ.م. آمده اند و قبل از آن اینگونه سفال را نمی بینیم. همین سنت در آهن IV  ادامه می یابد و در دوره هخامنشی تا اوایل پارتی در غرب مرکزی ایران (CWI) تداوم می یابد. اما دردوره پارت تغییر کرده و تمام می شود.
اما آهن IV : در 1973م. در بررسی کنگاور سفالها را با آقای سیف ا... کامبخش فرد مرور می کردیم, من قطعات سفالی را شناسایی کرده بودم که  در آن زمان به نظر می آمد این قطعات شبیه سفالهای گودین II هستند (Late central western Iran buff ware) ولی کاملا مشابه آنها نیستند. به نظر کامبخش این سفالها شبیه سفالهای پارتی شناسایی شده از معبد آناهیتای کنگاور بودند ولی باز هم کاملا مانند آنها نبودند. در آن گفتگو به این نتیجه رسیدیم که آثاری بین آهن III و پارتی در غرب مرکزی ایران شناسایی کرده ایم که از هر دو متفاوت و به هر دو شبیه است. اینها همان سفالهایی بودند که آهن IV نام گرفتند و فقط متعلق به غرب مرکزی ایران هستند. در دیاله ژاپنی ها (پرفسور فوجی Pr. Fuji) بنایی کاملا شبیه دژ نوشیجان در سال 1978م. کاوش کردند. در این بنا تمام آثاری که در نوشیجان شناسایی شده بود به دست آمد. بر اساس اطلاعات این پژوهشها من دیاله را سر حد غربی غرب مرکزی ایران در دوره آهن IV,III می دانم.

سفالهای  خاکستری خراسان (س.خ.خ)
ما در بازدید و بررسی از چند محوطه خراسان شمالی و مرکزی سفالهای خاکستری شناسایی کرده ایم.  به سبب کمبود (در واقع نبود) منابع درباره گاهنگاری پیش از تاریخ خراسان (مربوط به کاوش یا لایه نگاری) گاهنگاری این سفالها برایمان تقریبا غیر ممکن  است . این سفالها را بارها و بارها برای طبقه بندی زمانی به پژوهشگران ایرانی و خارجی نشان داده ایم . از پرفسور یانگ هم در این باره نظر خواهی کردیم. در این باره نخستین پرسش اواین بود : س.خ.خ چه نوع سفال خاکستریی است؟ . او برای روشن کردن موضوع ما را به خزانه موزه اونتاریو برد و انواع سفالهای خاکستری را به صورت ملموس و به صورت طراحی شده در منابع به ما نشان داد. او سفالهای برنز شمال شرق شناسایی شده از یاریم تپه, شاه تپه و حصار مربوط به دوره برنز III,II و سپس سفالهای خاکستری مربوط به شمال غرب ایران  از دوره آهن را به ما نشان داد. با این وجود به دو دلیل مسئله س.خ.خ همچنان حل نشده باقی ماند: یکی اینکه ما متاسفانه هیچ کدام از نمونه ها را به همراه نداشتیم و دوم اینکه این قطعات حاصل از بررسی سطحی و آنقدر کوچکند که امکان طراحی شکل کامل و مقایسه وجود ندارد. اما ما و یانگ هیچکدام موضوع را رها نکردیم . یانگ پیش فرض هایی برای وجود سفال خاکستری دوره آهن I در خراسان داشت گونه ای که به اقرار او تلاشهایش برای شناسایی آن در غرب و شمالغرب ایران و پیوند میان سفال خاکستری دوره برنز و آهن ناکام مانده است. این فرضیه پرفسوریانگ فرضی متناسب با داده های باستان شناختی والبته قابل تامل وتوجه است. چرا که بازدیدهای وبررسی های ما بعد از این گفتگو وجود سفال های خاکستری با ویژگی های شرح داده شده را تایید می کند. حتی به نظر می رسد گورستانی دارای سفال خاکستری که آقای حسن رضوانی در شمال شهر شاهرود کاوش کرده وبعضی آثار آن در موزه شاهرود نمایش داده شده، معرف آثار آهن I  در شمال شرق ایران باشد.ضمن تشکر از آقای رضوانی برای راهنمایی هایش طی بررسی مشترکمان در شاهرود ، امیدوارم  نتایج پژوهش های او در شاهرود هرچه زودتر منتشر شود.
یانگ: به نظر من در غرب و شمال غرب ایران سفالهای خاکستری آهن I وجود ندارد. به نظرم معرف این گونه، سفالهای خاکستریی هستند که لویی واندنبرگ نمونه هایی از آن را از خوروین- چندار گزارش کرده است(واندن برگ،1379). این سفال به نظرم نتیجه مهاجرتی از سوی شمال شرق است (رک. Young , 1967 ,1985). سفالهای خاکستری با فرم دارای آبریز چسبیده به لبه جدیدتر از نمونه های دارای آبریز جدا از لبه اند ولی ما فرم اولیه تری که هر دوی این گونه ها از آن تحول یافته اند را در اختیار نداریم وکوششهایمان برای شناسایی آن در غرب ایران بی نتیجه مانداحتمال می دهم این گونه در خراسان یا جایی در شرق ایران شناسایی شود. در این گونه درظروف آبریز دار ممکن است آبریز جدای  از لبه و به صورتی اولیه باشد.
البته نباید فراموش کنیم که در تاریخ ایران غرب با شرق متفاوت است: درتاریخ سنتی ایران دو قسمت ایرانی و تورانی تمایز دارند بعنوان مثال در دوره هخامنشی فرهنگ سکایی در شرق وارخوسیا Arkhosia) ) در غرب است. این دو احتمالا بسیار متفاوت با هم صحبت می کرده اند، برای مثال در قرن 6 پ.م. یک نفر از خراسان نمی توانست سخن کسی از فارس را بفهمد گرچه هر دو ایرانی بودند. ما نباید همه چیز را با زبان و خط و مسائل آن خلط کنیم؛ به نظرم باستان شناسی در عین استفاده از اطلاعات تاریخی، زبانشناسی و فرهنگ عامه روشهای پژوهشی و تجزیه و تحلیل خاص خود را دارد.

گورستان و استقرار
یانگ: اکثر محوطه هایی که در ایران مربوط به دوره آهن کاوش شده گورستان اند و ما حتما باید در نظر داشته باشیم که گورستان با محل زندگی فرق دارد. سنت های عزاداری و تدفین هم با سنت های مرتبط با زندگی بسیار تفاوت دارند. برای شرح ملموس این مطلب مثالی نزدیک به زمان معاصر می زنم. چرا در ایران با اینکه در قهوه خانه ها چای عرضه می شود به این محل ها چایخانه اطلاق نمی شود بلکه قهوه خانه می گویند؟ این موضوع به دوره قاجار بر می گردد. ایرانی ها در دوره قاجار قبل از اینکه چای از طریق کمپانی های هندی-انگلیسی وارد ابران شود قهوه مصرف می کردند. هنگامی که تولید  محصولات چای کمپانی انگلیسی بیش از مصرف چای در هند شد دولت انگلستان تصمیم به صادرات چای به ایران گرفت. آنها با شاه قاجار به توافق رسیده و شروع به واردات چای  با قیمت ارزان به ایران کردند و به این شکل نوشیدن چای جای سنت نوشیدن قهوه را گرفت. چای در فرهنگ عامه جای خود را باز کرد و به تدریج زمینهایی در شمال به کاشت چای اختصاص یافت. با اینحال نام قهوه خانه بر مغازه هایی که چای می دادند، همچنان باقی ماند. مسئله مهمتر اینکه هنوز  استفاده ازقهوه در مناطق روستایی وسنتی ایران در مراسم  در ارتباط با تشییع ، مرگ و عزاداری رایج است و این بازمانده سنت قبل از رواج چای در دوره قاجاراست. این ماده همچنان در سنت های مربوط به مرگ جایگاه خود را حفظ کرده در حالی که در فرهنگ روزمره حذف شده است.
این موضوع درباره دوره های پیشین هم صادق است سنتهای مربوط به عزاداری بسیار دیر تغییر می کنند. در کانادا هم قدیم ترین سنت ها، سنتهای در ارتباط با مراسم عزاداری و تدفین است. به نظر می رسد سنت های مربوط به مرگ و عزاداری عموما دیرتر از دیگر سنتها دچارتغییر ودگرگونی می شوند، این موضوع درباره دوره آهن هم صدق می کند. منظورم این است که به طور کلی ممکن است در دوره آهن هم قبوری شناسایی کنیم که سفالهای داخل آن از سفالهای موجود در استقرارهای همزمان آن قبور(حتی 200 سال) قدیمی تر باشد. این موضوع را می توان با همین مثال قهوه خانه و چای نزدیک به زمان معاصرتوضیح داد. منظورم بطور دقیق این است که سفال های داخل قبرها در عصر آهن الزاما سفال هایی نیستند که در استقرارهای همزمان با قبرها رایج بوده  و شناسایی می شوند.

سخن پایانی
یانگ: ما هرگز هرگز مدارک و اطلاعات کافی برای فهم باستان شناسی ایران نخواهیم داشت تا زمانی که ایرانی ها فعالیتهای باستان شناسی را به طور فراگیری آغاز کنند؛ و شما , باستان شناسی خوبی نخواهید داشت تا زمانی که با باستان شناسی همسایگان ایران (بین النهرین, ترکیه, آذربایجان, ارمنستان, افغانستان, کشورهای آسیای مرکزی و ....) آشنایی کامل نداشته باشید. چرا که مطالعه باستان شناسی ایران بدون داشتن اطلاعات از مناطق همجوار مطالعه ای مشکل و حتی به نظرم در مواردی غیر ممکن و غیر علمی است.  ما باستان شناسان خارجی می توانیم کمک کنیم ولی نمی توانیم تمامی کار را انجام دهیم. زمانی باستان شناسی ایران پیشرفت می کند که خارجی ها و داخلی ها با هم کمک و همکاری کنند. به نظر من به ازای هر باستان شناس خارجی باید 10 باستان شناس ایرانی در ایران مشغول پژوهش و کاوش  باشد چرا که برای شما باستان شناسان ایرانی کار کردن در کشور خود بسیار ساده است, شما زبانهای محلی را خوب می دانید, سنتهای بومی و محلی را هم خیلی خوب درک می کنید پس برای کار کردن در ایران بهترینها هستید. ای کاش روزی فرا رسد که از این هم فراتر رویم و حتی هئتیهای باستان شناسی ایرانی در اینجا (کانادا) به کاوش بپردازند. این برای پیشبرد دانش باستان شناسی در مقیاسی جهانی البته بسیار ثمربخش خواهد بود.

کتابنامه:
- واندنبرگ، لویی، باستان شناسی ایران باستان، ترجمه:عیسی بهنام، انتشارات دانشگاه تهران،1379
--Young, T.C., A comparative ceramic chronology for western Iran 500-1500 B.C., Iran, No.3, 1965
----------, The Iranian Migration into the Zagros, Iran, vol.V, 1967-----------, Early Iron age Iran revisited :Preliminary suggestion for the reanalysis of old constructs, De l Indus aux Balkan,Recuil J.Deshayes, editions recherché sur les civilizations, 1985

شاخه اصلی

باستان‌شناسی

انسان شناسی و باستان شناسی در آکسفورد

Archaeology and anthropology together encompass the study of humankind from the distant origins of the human species to the present day. Both disciplines have a long history. Archaeology grew from 18th-century antiquarianism while anthropology began even earlier in the first days of colonial encounter. Today both subjects involve a range of sophisticated approaches shared with the arts, social sciences and physical sciences. There is also lively interaction. Thus, for example, the anthropological study of primates and early humans helps archaeologists, using the physical remains recovered, to reconstruct the ways in which our earliest ancestors lived, while scientific dating techniques produce the time-frame and the latest genetic analyses define their relationships to modern human populations.
Archaeology and Anthropology at Oxford

Oxford is a leading centre for research and teaching in archaeology and anthropology. Six institutions specialise in these subjects: the Institutes of Archaeology and Social and Cultural Anthropology, the Ashmolean Museum, Pitt Rivers Museum and Oxford University Museum of Natural History, and the Research Laboratory for Archaeology and the History of Art. All are supported by world-class libraries and are well equipped with laboratories and computing resources. The Oxford degree is unique in the way it combines archaeology and anthropology throughout the course, offering an unusually broad perspective on human societies from earliest prehistory to the present.
Careers

While some Archaeology and Anthropology graduates go on to further study and research to become professional anthropologists and archaeologists, others will move into different areas. Graduates of this course have found opportunities in heritage management, museum curation and education, regional archaeological services, international development, the Civil Service, advertising, marketing, computing, energy supply, and community relations. Recent Archaeology and Anthropology graduates include a management consultant, a financial analyst, a trainee solicitor, and a medical student.

سایت آموزش اینترنتی باستان شناسی و انسان های اولیه

 

Readability Levels: = easiest, = at approximate grade level, = advanced, = most difficult

 

1. Archaeology and the Study of Early Humans

 

 

Prehistory
1. Prehistory (mrdowling.com)
2. Prehistoric humans (kidspast.com)
3. Prehistoric people (42explore2.com)
4. Prehistory explained (simple.wikipedia.org)
5. Prehistoric life (The BBC, U.K.)
6. 10,000 years ago (edunetconnect.com)
7. The first humans: PowerPoint presentation (by Lin Donn and Phillip Martin, ancienthistory.pppst.com)
8. Prehistory to 3000 BCE: PowerPoint presentation (Pearson Education, USA)
   
   
 
What is Archaeology?
1. Reaching out to the past (South Dakota State Historical Society, USA)
2. Did you ever wonder? (Simon Fraser University, B.C. Canada)
3. Introduction to archaeology (Museum of Civilization, Ottawa, Canada)
4. What is Archaeology?: PowerPoint (Mr. McGuire - Nebo School District, Utah, USA)
5. Archeology and Anthropology: PowerPoint (Western Kentucky University, USA)
6. Archaeology from reel to reel (National Science Foundation, USA)
   
   
 
How do Archaeologists help us to learn about the past?
1 What is a legacy? (simple.wikipedia.org)
2. Piecing together the puzzle of history (American Museum of Natural History, USA)
3. Reading the remains (pbs.org, USA)
4. Understanding our past (American Museum of Natural History, USA)
5. Archaeology and the Scientific Method: PowerPoint (Keith Carson - University of Arizona, USA)
6. Can you dig it?: PowerPoint (Anne- Hagel - University of Wisconsin, USA)
7. Archaeology - excavations and techniques (The BBC, United Kingdom)
8. Forensic detectives - archaeology at work: 55 min video - requires password (Discovery Education)
   
   
 
What are Artifacts?
1. Artifacts defined (simple.wikipedia.org)
2. Artifacts - from an early Turkish community (Science Museum of Minnesota, USA)
3. Artifact (answers.com)
4. What are artifacts? (Department of the Interior,Government, USA)
   
   
 
Links to the study of Archaeology in British Columbia and Canada
1. Archaeology in British Columbia (Simon Fraser University, Canada)
2. UNBC archaeology (University of Northern British Columbia)
3. Archaeology - First Peoples (Museum of Civilization, Canada)
4. Kwaday Dän Ts'inchi (Government of British Columbia, Canada)
5. Archaeology in Arctic North America (University of Waterloo, Ontario, Canada)
6. Archaeology - from the virtual museum (Ontario, Canada)
   
   
 
2. The Times Before History Was Written

The Development of Humans

1. Becoming human (becominghuman.org)
2. The who's who of Early Humans (mrdonn.org)
3. The timeline of evolution (Yale University - Peabody Museum, Connecticut, USA)
4. Human lineage through time (Arizona State University, USA)
5. Cavemen facts (The BBC, United Kingdom)
6. Meet your relatives (American Museum of Natural History, USA)
7. In search of human origins: click on map to enter flash site (National Geographic Society, USA)
8. Atlas of the Human Journey: requires flash (National Geographic Society, USA)
   
9. The evolution of man (The BBC, United Kingdom)
10. The day we learned to think (The BBC, United Kingdom)
11. Beginnings of human society : PowerPoint (Jefferson County Schools, Tennessee, USA)
12. Origin of humans: PowerPoint (Susan Pojer, Horace Greeley High School, Chappaqua, NY, USA)
13. Before we ruled the Earth: 55 min video - requires password (Discovery Education)
   
   
 

Paleolithic

1. Paleolithic defined (Answers.com)
2. The first tool-makers (mrdonn.org)
3. Learning to make fire (mrdonn.org)
4. Cro-Magnon (mrdonn.org)
5. Early peoples PowerPoint (Lin Donn, Phillip Martin, mrdonn.org)
6. Paleolithic Age (wikibooks.org)
7. Prehistory (Juan Carlos Ocana, Historiasiglo20.org)
8. Paleo-Indians: PowerPoint (Western Kentucky University, USA)
9. Paleolithic archaeology sites (donsmaps.com)
10. Cave dwellers (howstuffworks.com)
   
   
 
Mesolithic
1. Mesolithic defined (Answers.com)
2. Introduction to the Mesolithic (University of Greifswald, Germany)
3. Mesolithic Scotland - 9000 to 4000 BCE (Siurd Towrie, orkneyjar.com)
4. Mesolithic Ireland (wesleyjohnston.com)
5. Big Era Two and the three essential questions (San Diego State University, California, USA)
6. Big Era Two: PowerPoint (San Diego State University, California, USA)
   
   
 
Neolithic
1. Neolithic defined (Answers.com)
2. "Join the Neolithic revolution": graphic comic (Science Museum of Minnesota)
3. A neolithic community (gallica.co.uk)
4. Neolithic (Archaeolink Prehistory Park, UK)
5. Neolithic Age - the New Stone Age (ancientanatolia.com)
6. The Neolithic Revolution - how farming changed the world (the BBC, United Kingdom)
7. Big Era Three and the three essential questions (San Diego State University, California, USA)
8. The Neolithic Revolution (wikipedia.org)
9. Paleolithic vs. Neolithic (Mark Hudelson, Palomar College, CA, USA)
10. Neolithic period (World Museum of Man)
   
   
 
3. Evidence of Early Humans
Africa
1. Hominids and the hunt for society: 4 minute video requires password (United Streaming Video)
2. African history (historyforkids.org)
3. Journey of Mankind requires Flash (bradshawfoundation.com)
4. Human evolution (pbs.org, USA)
5. How did early humans first leave Africa (msnbc.msn.com)
6. Neolithic Nubia (Stuart Tyson Smith, University of California, USA)
7. Human migration map (K. Kris Hirst, about.com)
8. Human migration over time (New World Encyclopdia, USA)
9. Out of Africa: 7 minute video requires password (Discovery Education)
10. The earliest human migration: 5 minute video requires password (Discovery Education)
11. Hominid migration: PowerPoint Presentation (Michael J. Hill, Volunteer State Community College)
   
   
 
Middle East --- Needs more information.-- Can you help?
1. World History - the Near East
2. Human timeline - Syria (Royal Alberta Museum, Canada)
3. DNA studies trace human migration (San Francisco Chronicle, USA)
4. Çatalhöyük - Turkey: 8 minute video (archeologychannel.org)
   
   
 
Europe
1. Earliest Northern Europeans? (Natural History Museum, UK)
2. Early humans in Europe: 2 minute video (The BBC, UK)
3. The first Europeans came from Asia? (National Geographic, USA)
4. The first Europeans - treasures from Atapuerca (American Museum of Natural History, USA)
5. Dmanisi - cradle of the first Europeans (dmanisi.org, Republic of Georgia)
6. Stone Age to the Roman Empire: 4 minute video requires password (Discovery Education)
7. Neanderthals: 50 minute video requires password (Discovery Education)
   
   
 
Asia, Australia, and Oceania --- Needs more information.-- Can you help?
1. Worlds oldest inhabitants? (Michael Humphrey, Australia)
2. The Paleolithic (worldtimelines.org.uk)
3. Was India settled before Europe? (National Geographic, USA)
4. History of human evolution - Peking Man (American Museum of Natural History, USA)
5. Peking Man World Heritage Site (UNESCO - United Nations)
6. Vaka Taumako in the Solomon Islands- the first voyage: 17 minute video (archeologychannel.org)
7. Pigs may provide cluses to early human movement (The BBC, U.K.)
   
   
 
The Americas
1. Before Clovis (pbs.org, USA)
2. A journey to a new land (Simon Fraser University, BC, Canada)
3. Bering Land Bridge (National Park Service, USA)
4. From time immemorial: Tsimshian prehistory (Museum of Civilization, Canada)
5. Kwaday Dän Ts'inchi (Government of British Columbia, Canada)
6. Migration Theories - Canada's First Nations (University of Calgary, Alberta, Canada)
7. Alberta Aboriginal History timeline (Royal Alberta Museum, Canada)
8. Prehistoric peoples (Memorial University of Newfoundland, Canada)
9. Quest for the Lost Land" (Geotimes Magazine)
10. The Mystery of the First Americans: 8 minute video requires password (Discovery Education)
11. The First Americans (National Geographic magazine, USA)
12. Paleo-Indians : PowerPoint (Western Kentucky University, USA)
13. Cahokia Mounds: 14 minute video (cahokiamounds.com, Illinois, USA
14. The prehistoric mounds of Uruguay: 24 minute video (archeologychannel.org)
15. Ice Age humans in South Carolina: 26 minute video (archeologychannel.org)
16. The Adena people - moundbuilders of Kentucky: 6 minute video (archeologychannel.org)
   
   
 
4. The Different Ages
The Stone Age
1. How Stone Age People lived (Kevin Deutsch, Lincoln Public School, Nebraska, USA)
2. The Stone Age (simple.wikipedia.org)
3. Stone Age (indopedia.org)
4. Stone Age art (artlex.com)
5. Silbury Hill: 10 minute video (archeologychannel.org)
6. Stone Age in Holland (AWH, Holland)
7. Big Era Two summary: PowerPoint (San Diego State University, California, USA)
8. Tools and raw material in the Stone Age (Creswll Heritage Trust, UK)
   
   
 
The Bronze Age
1. The Bronze Age (simple.wikipedia.org)
2. What is bronze (historyforkids,org)
3. Bronze Age (encarta.msn.com)
4. What is the Bronze Age? (wikipedia.org)
5. Legacy of the Bronze Age (University of Nevada, Reno, USA)
6. Bronze Age in Europe (University of Nevada, Reno, USA)
7. Bronze Age in Holland (AWH, Holland)
9. Bronze Age in Asia Minor (University of Nevada, Reno, USA)
10. Bronze Age in Asia (University of Nevada, Reno, USA)
11. Discovering China's Bronze Age: 3 minute video (howstuffworks.com)
12. Big Era Three summary : PowerPoint (San Diego State University, California, USA)
   
   
Bronze Age Cultures and Civilizations
1. Bronze Age in Britain (The BBC, UK)
2. Beaker culture (wikipedia.org)
3. Indus Valley civilization (wikipedia.org)
4. More? See Indian Empires at the eLibrary (SD#71, Comox Valley, BC, Canada)
5. Mesopotamian civilization (wikipedia.org)
6. More? See Mesopotamia page at the eLibrary (SD#71, Comox Valley, BC, Canada)
7. Minoan civilization (wikipedia.org)
8. Mycenaean civilization (wikipedia.org)
9. Shang Dynasty (wikipedia.org)
10. More? See Ancient China at the eLibrary (SD#71, Comox Valley, BC, Canada)
   
   
 
The Iron Age
1. The Iron Age (simple.wikipedia.org)
2. Iron Age (encarta.msn.com)
3. Iron Age in Holland (AWH, Holland)
4. Iron Age Britain (exploringsurreyspast.com)
5. Daily life in the Iron Age
6. Danebury - ritual and religion in the Iron Age: 19 minute video (archeologychannel.org)
7. Big Era Four summary: PowerPoint (San Diego State University, California, USA)
8. Iron Age artefacts (Wikimedia Commons)
9. Iron Age map 1000 BCE and at 500 BCE and at 200 BCE (Wikimedia Commons)
   
   
 
The Development of Civilization
1. What is civilization? (Mr. Dowling .com)
2. What are the characterizes of civilization? (Emory University, GA, USA)
3. The first civilizations (Ministry of Education, Spain)
4. Start of civilization (Mark Ashe, Ithica High School, New York, USA)
5. What is Civilization (wikipedia.org)
6. Agriculture and the development of civilization: 2 minute video requires password (Discovery Education)
7. Patterns and early science: 3 minute video requires password (howstuffworks.com)
   
   
 
5. Daily Life
Food
1. Food and hunting (Creswell Heritage Trust, U.K.)
2. "Join the Neolithic revolution": graphic comic (Science Museum of Minnesota)
3. Gathering food (historyforkids,org)
4. History of hunting (historyforkids,org)
5. Diet and subsistence (University of Indiana, USA)
6. Stone age chewing gum (abc.net.au)
7. Pre-agricultural times (Agropolis Museum, France)
8. Explore the world of hunter-gatherers (Newcastle University, United Kingdom)
9. Ancient and Medieval farming (historyforkids,org)
   
10. Humans domesticate animals (libraryindex.org)
11. How animal domestication works (howstuffworks.com)
12. From hunter-gathers to farmers (historyworld.net)
13. Early farming: PowerPoint (Amy Clark, University of Arizona)
13. Humans, hunting, and plants: PowerPoint - slow to load (Purdue University, Indiana, USA)
14. Places where crops originated: PowerPoint - slow to load (Purdue University, Indiana, USA)
   
   
 
Clothing
1. Materials used for clothing also links to wool and silk (encarta.msn.com)
2. Otzi the Iceman
3. The Iceman's belt (www.primitiveways.com)
4. History of spinning (historyforkids,org)
5. History of weaving (historyforkids,org)
6. Woven cloth (The BBC,UK)
7. Leather --- Wool --- Linen (historyforkids,org)
   
   
 
Shelter
1. Camp sites (Creswell Heritage Trust, U.K.)
2. Life at Hinds (University of Texas, USA)
3. Rock shelters of Bhimbetka (Archaeological Survey of India)
4. Archaic technology - shelter (Illinois State Museum, USA)
5. The first villages
6. Skara Brae - a neolithic village and The Knap o' Howar (Siurd Towrie at orkneyjar.com)
7. Early Neolithic house (Gwynedd Archaeological Trust, U.K.)
8. Dimini: Architecture in Neolithic Greece (Foundation of the Hellenic World, Greece)
9. Daily tasks in the Iron Age: photos (BBC, U.K.)
10. Blue Bridge round house - England (Milton Keynes Heritage Association, UK)
11. Building a roundhouse: animation (BBC, U.K.)
12. Building a roundhouse (bodrifty.co.uk)
   
   
 
6. Technology
Hunting, Gathering, Farming
1. Early agricultural tools: only works in Internet Explorer (encarta.msn.com)
2. The invention of the plow (University of Missouri, USA)
3. Plowing (historyforkids,org)
4. Stone tools - lithic technology (Indiana University, USA)
5. Domesticated animals: chickens --- cattle --- camels (historyforkids,org)
6. History of agriculture in China (computersmiths.com)
7. Bronze Age farming in Holland (1501bc.com)
8. Anasazi farming: 2 minute video (howstuffworks.com)
   
   
 
Other Tools and Weapons
1. Prehistoric flint tools (encarta.msn.com)
2. Prehistoric tools and their uses (encarta.msn.com)
3. Glass tools - obsidian (historyforkids,org)
4. Neolithic tools, weapons and artifacts (worldmuseumofman.org)
5. Neolithic axe manufacture (Government of the Isle of Man)
6. Stone Age toolkit and samples from the Fenn Cache (pbs.org, USA)
7. Bone tools and ground stone tools (University of Iowa, USA)
8. Making a Stone Age weapon: 2 minute video (pbs.org, USA)
9. Exhibition objects: tools (Creswell Heritage Trust, U.K.)
10. A short history of metals (Alan Cramb, Carnegie Mellon University, Pittsburgh, PA, USA)
   
   
 
Pottery
1. The history of invention - pottery (cbc.ca)
2. Potter's wheel (Smith College Museum of Ancient Inventions, USA)
3. Prehistoric pottery in China (Victor Bryant,ceramicstudies.me.uk )
4. How pottery works (howstuffworks.com)
5. China - home of pottery (china.org.cn)
6. Neolithic pottery jar (encarta.msn.com)
7. Neolithic pottery manufacture (Government of the Isle of Man)
8. Bronze Age pottery (Government of the Isle of Man)
9. Historic pottery, jewelry, and tools (Aquincum Museum, Budapest, Hungary)
   
   
 
Ceramics
1. Ceramics (simplewikipedia.org)
2. Oldest ceramics (pottedhistory.co.uk)
3. Ceramics (Indiana University, USA)
4. Ancient artifacts - ceramics and stoneware (Virtual Museum, United Arab Emirates)
   
   
 
Transportation
1. Archaic technology - transportation (Illinois State Museum, USA)
2. The sledge in the Stone Age: 3 minute video (archeologychannel.org)
3. Invention of the wheel (library.thinkquest.org)
4. History of transportation (www.centurionhh.com)
5. The Ferriby boats: requires flash (ferribyboats.co.uk)
6. Ancient sailing on rivers (archsubgras.free.fr)
7. Coracle skin boats (wikipedia.org)
8. The Dover Bronze Age boat (Dover Museum, U.K.)
9. Innovation linked to human migration out of Africa (National Geographic News)
   
   
 
7. Prehistoric Monuments and Arts
Paintings
1. Cave pictures and rock art (mrdonn.org) http://witcombe.sbc.edu/ARTHprehistoric.html#general
2. 50 oldest works of prehistoric art (visual-arts-cork.com, Ireland)
3. Examples of cave paintings (Harcourt Publishers)
4. The Cave of Lascaux (Government of France)
5. The Cave of Chauvet-pont-d'arc (Government of France)
6. Prehistoric Art: PowerPoint (Western Kentucky University, USA)
7. The Mysteries of the Cave Art: 19 minute video requires password (United Streaming/Discovery Education)
8. African rock art (encarta.msn.com)
9. Stone Age art (visual-art-cork.com)
10. Prehistoric art (The State Hermitage Museum, Russia)
   
   
 
Petroglyphs, Sculpture, and Music
1. Rock art on Vancouver and Galiano Islands (Simon Fraser University, BC, Canada)
2. Prehistoric art (Hermitage Museum, Russia)
3. Rock art in Europe (Tanums Hällristningsmuseum Underslös, Sweden)
4. Rock art of the Sahara: video trailer (bradshawfoundation.com)
5. African rock art (Metropolitan Museum of Art, New York, USA)
6. Rock art images from the United States (National Park Service, USA)
7. Prehistoric rock painting of Bhimbetaka, India (kamat.com)
8. Culture and creativity (Creswell Heritage Trust, U.K.)
   
   
9. Prehistoric music (homepage.tinet.ie, Ireland)
10. Prehistoric music (allexperts.com)
11. Neanderthal flute (greenwych.ca)
   
   
.  
Monuments
1. Stonehenge require Google Earth (english-heritage.org.uk)
2. Stonehenge - an overview (english-heritage.org.uk)
3. Stonehenge: photos (greatbuildings.com)
4. Stonehenge workers' village: 5 minute video (National Geographic Society)
5. Who built Stonehenge?: 3 minute video (National Geographic Society)
6. Newgrange, Ireland - megalithic passage tomb (knowth.com)
7. Gavrinis Brittany, France - megalithic cairn (knowth.com)
8. Silbury Hill: 3 videos and introduction or weekly pdf updates on restorations (English Heritage, U.K.)
9. Goseck circle in Germany (wikipedia.org)
10. Prehistorama - stone circles and ancient sites: requires Apple QuickTime (stonepages.com)
11. Prehistoric Wales (The BBC, U.K.)
   
   
 
Metalworking and Jewelry
1. History of jewelry (khulsey.com)
2. Bronze Age metalwork (British Museum, U.K.)
3. A history of Chinese bronzes (silkporcelain.com)
4. The Pen y Bonc necklace (National Museum of Wales, U.K.)
5. Ancient beads (thebeadsit.com)
6. Ancient artifacts (UAE Virtual Museum, United Arab Emerates)
   
   
 
8. Videos and Images
Videos and Animations
1. Archaeology: a journey into the past: 12 minute video (archeologychannel.org)
2. Time traveler - English hillfort: animation (English Heritage, U.K.)
3. Explore the land of UR: quicktime file - slow to load - at bottom of the page (Maricopa Community College, Arizona, USA)
4. Agricultures heritage: 26 minute video (archeologychannel.org)
5. Silbury Hill - England: 10 minute video (archeologychannel.org)
6. The sledge in the Stone Age: 3 minute video (archeologychannel.org)
7. Glaciation animations Western Canada (Simon Fraser University, BC, Canada)
8. Ice age animation of Europe: requires Apple QuickTime (University College London U.K.)
9. Secrets of the Iceman: 7 minute video requires password (United Streaming/Discovery Education)
10. Science investigations: intro plus 12 minute video (howstuffworks.com)
11. Stonehenge by hand: 6 minute video (sortingoutscience.net)
   
   
 
Images --- Needs more information.-- Can you help?
1. Prehistoric artifacts (Sweet Briar College, Virginia, USA)
2. Prehistory images (commons.wikimedia.org)
3. Neolithic images (Google Images)
   
   
 
Podcasts --- Needs more information.-- Can you help?
1. Archeo News Podcasts (stonepages.com)
2. Neolithic revolution (ITHS High School, New York, USA)
   
   
 
9. WebQuests and Fun
Webquests --- Needs more information.-- Can you help?
1. Stone Age webquests (teacherwebquest.com)
2. The origins of agriculture (Indiana University)
3. Otzi Iceman (Mr. Maurermaurer, Bettendorf Middle School, Iowa, USA)
4. School packs - Geography of River Settlements (Worchestershire County Council, U. K.)
  .
  .
 
Fun
1. Archeology true/false game (University of Alabama, USA)
2. Prehistoric artifact game (University of Alabama, USA)
3. Early "Spelling Bee" (talkorigins.org)
4. Cave art to your art (sandfordcorp.com)
5. Caveman challenge game (The BBC, United Kingdom)
6. Fakes and mistakes (The BBC, United Kingdom)
7. Dig and deduce (pbs.org, USA)
8. Ice Age art game (Texas Council for the Humanities Resource Center, USA)
9. Piecing it all together (American Museum of Natural History, USA)
   
   
 
10. Miscellaneous Resources
Doing Research
1. How to do research - the CMS approach: see left side of page (Avi Luxenburg, Comox Valley School District, BC, Canada)
2. The Research Process (Oregon School Library Information System, USA)
3. Why should we study history? (schoolhistory.co, U.K.)
4. Primary vs. secondary sources (Bowling Green State University, Ohio, USA)
5. A student's guide to the study of history (historyguide.org)
6. How to do history (bbc.co.uk)
7. Archaeology - excavations and techniques (bbc.co.uk)
8. How old is that? - dating techniques (Minnesota State University, USA)
9. Learn about the impact of conquests (bbc.co.uk)
10. Family histories (bbc.co.uk)
   
   
11. Sentences (actden.com)
12. Writing paragraphs (actden.com)
13. Writing essays (actden.com)
14. Guide to writing a basic essay (Kathy Livingston)
15. Turning Microsoft Word into a talking word processor (Paul Hamilton, SETBC)
   
   
 
Translate . Traduisez . Traduzca . 翻译 . ترجم
1. Babel Fish translation (altavista.com)
2. Google Translate (google.com)
   
   
 
Misc.
1. Human origins glossary (American Museum of Natural History, USA)
2. Discovering Language Arts: Nonfiction: 41 minute video requires password (United Streaming/Discovery Education)
   
   
3. Archaeology - Latest news (The BBC, United Kingdom)
4. Open 3D visualization toolkit (Science Museum of Minnesota, USA)

5. Archaeomagnetic dating: pdf (English Heritage)

6. Check National Geographic index for magazine articles: type in "early humans ng".

7. Ask Dr. Dig (digonsite.com)

   
   
 
Folktales and Myths
1. Legends of stone monuments (D.L. Ashliman, University of Pittsburg)

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - باستان شناسی