باستان شناسی

تهیه و تنظیم: مهسا اکبری
باستان شناسی علمی است که به مطالعه گذشته انسان و جوامع انسانی بر اساس بقایای مادی به جای مانده از او می پردازد. این حوزه علمی در سال 1314هجری شمسی، وارد حوزه دانشگاهی شد و به طور رسمی آموزش نیروهای متخصص آغاز گردید. امروزه این علم در ایران گسترش فراوانی یافته است و آثار و کتب بسیاری هر ساله در این حوزه انتشار می یابد.

فهرست مطالب

  • تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

  • نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

باستان شناسی/ پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

 

  • همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

همایش ملی باستان شناسی ایران: بیرجند/ همایش ملی باستان شناسی ایران

تعاریف

باستان‌شناسی/ ویکیپدیا

برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان شناسی مطالعه فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است.

باستان شناسی یکی از شبعات انسان شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویداد ها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ.م ) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید.

محدوده مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود یک میلیون تا هشتصد هزار سال پیش اتفاق افتاد...! انسان هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدوده مطالعات شاخه دیرین شناسی رشته انسان شناسی است. بنابراین می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می کند.

باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی، پژوهش، تحقیق و مطالعه می‌کنند. چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است.

باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می‌شود.

دورهای زمانی در باستان شناسی ایران

پیش از تاریخ که خود شامل دوره های زیر است:

o             پارینه سنگی :

             پارینه سنگی قدیم

             پارینه سنگی میانی

             پارینه سنگی جدید

 

o             فرا پارینه سنگی

o             نوسنگی :

             نوسنگی بدون سفال

             نوسنگی با سفال

o             مس سنگی :

             مس سنگی قدیم

             مس سنگی میانی

             مس سنگی جدید

o             عصر مفرغ :

             عصر مفرغ قدیم

             عصر مفرغ میانی

             عصر مفرغ جدید

o             عصر آهن :

             عصر آهن ۱

             عصر آهن ۲

             عصر آهن ۳

 

دوره تاریخی :

o             عیلام

o             اورارتو

o             ماد

o             هخامنشی

o             اشکانی

o             ساسانی

 

دوره اسلامی :

 

o             صدراسلام           

o             دوران صفویه تا اواخر قاجار

 

منابع

•ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ.تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور ۱۳۸۱

لینک مطلب: باستان شناسی http://fa.wikipedia.org/wiki/

تاریخ دسترسی: 13/08/1391

 

باستان شناسی/ دانشنامه جهان اسلام

باستان شناسی ، دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

 

به نقل تاریخ ، نخستین کسی که به فعّالیّتهای باستان شناسی پرداخت ، نَبونیدوس (آخرین پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که برای یافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهة خورشید، آن را کاوید و دیوارهای معبدی را کشف کرد که نَرَمسین (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود (سیدسجادی ، ص 3، 11)

 

ابودلف خزرجی از کسانی است که از عملیات حفّاری ، به منظور دستیابی به اشیای عتیقه ، در قرن چهارم هجری خبر می دهد. او ضمن اشاره به آثار و ابنیة شگفت آور زمان قوم عاد، که در قریة هندیجان در نزدیکی ارّجان * قرار دارد، می نویسد: «در این قریه برای به دست آوردن گنجینه ها و آثار تاریخی ، مانند مصر، کاوش می کنند» (ص 91)

 

نخستین کاوشهای باستان شناسی به مفهوم امروزی آن ، در قرن هفدهم در بازار شهر رُم صورت گرفت . این فعّالیّت ، البته به طور نامنظم ، در کشور چین قدمت بیشتری دارد؛ در زمان نفوذ سلسلة سونگ ، کاوشهایی بر روی خرابه های پایتخت قدیمی سلسلة شانگ (1523ـ1027 ق م ) در نزدیکی آنیانگ ، صورت گرفت و نخستین مجموعة اشیای مفرغی و منقوش به دست آمد ( > فرهنگ انسان شناسی و مردم شناسی < ، ص 77).

 

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود (تِیلُر، ص 41).

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود: 1) جهت عمودی ، برای تعیین قدمت لایه ها و مقایسة آثار موجود در آنها از لحاظ زمانی و یافتن شاخصهای فرهنگی هر دوره در یک منطقة معین ؛ 2) جهت افقی ، که در آن ، بیشتر نظر بر تحلیل نسبت رابطه بین اشیای درون هر لایه و نوع وابستگی آنها به انسان است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ 1372 ش ، ج 2، ص 41).

 

در باستان شناسی ، لایه های مختلفِ زمین مطالعه می شود تا وضع و تطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود. همچنین دگرگونیهای جسمانی انسان در زمانهای مختلف ، به یاری متخصصان علم دیرین شناسی ، بررسی می شود. در قسمت اخیر با مطالعة بقایای انسانی و حیوانی ، تغییرات جسمی جانداران تا به امروز معلوم می شود (کوپن ، ص 173). بررسی تحولات فرهنگی تاریخ بشری با مطالعة دو دسته آثار بازمانده از گذشته صورت می گیرد: 1) آثار مادی یا محیطی که انسان برای استفاده های خاصی آنها را تغییر می دهد (بُک ، ص 448)؛ 2) آثار غیرمادی ، که در آن تنها عنایت به شناخت نسبتهای بین آثار باستانی است (ملک شهمیرزادی ، 1369ـ1372 ش ، ج 2، ص 39).

 

دانش جوان باستان ـ مردم شناسی ، با استفاده از اطلاعات علم مردم شناسی ، پاسخهای روشنی به مسایل پیچیدة باستان شناسی می دهد؛ چه باستان شناسان در بسیاری از موارد قادر به شرح و تفسیر اشیای به دست آمده از درون خاک نیستند، ولی با بهره گیری از این دانش ، رفتارهایی که با قالب شکل ظاهری آن اشیا نسبت دارد قابل بازیابی و شناسایی است . گونه شناسیِ اشیای باستانی و گروهبندی آنها از نظر شکل ، جنس ، ساختار و عملکرد، به شناخت مجموعه های مشخصی می انجامد که از لحاظ زمانی به یکدیگر وابسته اند. و این ، معرّف خوبی برای شناخت زمانی ـ مکانی فرهنگهای بشری است . مردم شناسی ، بویژه بخش پیش از تاریخ آن ، نیز به نحوة کار اشیای بازمانده و مطالعة نسبت و رابطه بین آنها نظر دارد.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 369) و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تقسیمات دوران باستان . تا زمان لابک ، 1282/1865، تاریخ زندگی بشر به سه دوران باستان ، میانی و جدید تقسیم شده بود، اما او قسم چهارمی را بر آن افزود و آن را دوران ما قبل تاریخ نامید (دانیل ، ص 8). در 1277/1860، مورلو در کتاب > بررسیهایی دربارة زمین شناسی ـ باستان شناسی در دانمارک و سویس < ، مفهوم بدیع «تاریخ پیش از تاریخ » را به مطالعات باستان شناسی افزود. او معتقد بود که این علم با شروع دوران تاریخی پایان نمی یابد؛ چه هر قدر در تحقیقات تاریخی به عقب می رویم ، مدارک به دست آمده ناقصتر و فواصل بین رخدادها بیشتر می شود و این فاصله تنها با کمک علم باستان شناسی و مطالعة آثار باستانی ، کاهش می یابد (ملک شهمیرزادی ، 1366 ش ، 69). امروزه باستان شناسان ، زندگی بشر را از آغاز به دو دوران تقسیم کرده اند: 1) پیش از تاریخ ؛ 2) تاریخی .

 

1) دوران پیش از تاریخ ، بیش از نود و نُه درصد از تاریخ زندگانی انسان را شامل می شود و به همین دلیل ، خود به چهار عصر تقسیم شده است : الف . پارینه سنگی ، از آغاز پیدایش بشر بر روی زمین (ح 000 ، 500 ، 3 سال قبل ) تا شانزده هزار سال قبل (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ب . میانسنگی ، از فاصلة زمانی شانزده تا دوازده هزار سال قبل ، در خاورمیانه و خاورنزدیک ، که از ویژگیهای مهم این عصر، پیشرفت در ساختن ابزارهای سنگی بود (رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان )؛ ج . نوسنگی ، که در ابتدا کاربرد «سنگ صیقلی »، ایجاد سفالینه ها و تنوع در ساختن ابزار سنگی ، از مشخصه های بارز این دوره محسوب می شد. ولی بعدها رویدادهای اقتصادی ـ اجتماعی بنیادی ، این عوامل را تحت الشعاع قرار داد. در این عصر، کشاورزی (کاشتن گندم و جو) و دامپروری (اهلی کردن حیواناتی چون بز و گوسفند در خاورمیانه ) به وجود آمد وانسانِ مصرف کننده برای اولین بار به تولید مواد غذایی پرداخت . اهمیّت این رویداد بدان حدّ بود که چایلد آن را انقلاب نوسنگی یا اولین دگرگونی بنیادی در تاریخ بشری نامید (ص 90)؛ د. مس ـ سنگی ، که در آن علاوه بر مصنوعات سنگیِ رایج ، نخستین بار از افزار مسی استفاده شد. این عصر از لحاظ زمانی بین دو عصر نوسنگی و مفرغ (برنز) قرار دارد ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 216. نیز رجوع کنید به نمودار تطبیقی دوران باستان ).

 

اگر چه قدیمیترین نشانه های استفاده از مس به ابتدای عصر نوسنگی برمی گردد، در غار شانیدَر در کوههای زاگرس ، آویز کوچکِ مسی از هزارة دهم ق م به دست آمده است که برای ساختن آن از روش چکش کاری روی مسِ سرد، استفاده شده است ، در حالی که سابقة کاربرد این روش در بین النهرین و آسیای صغیر، به هزارة هشتم ق م می رسد. چکش کاری روی مس گرم سابقة کمتری دارد. بنا به شواهد موجود، در خاورمیانه و خاورنزدیک در هزارة ششم ق م ، برای این گونه چکش کاری ، دمای فلز را به هزار درجة صد بخشی (سانتیگراد) می رسانده اند. در تلّ ابلیس ایران نیز آثاری به دست آمده که نشانة استفاده از این روش در اواخر هزارة پنجم ق م است (همان ، ص 688).

 

همچنین مهمترین فعّالیّت تولیدی در تپة باستانی قبرستان در دشت قزوین (لایة 9 II از نیمة دوم هزارة پنجم ق م ) صنعت ذوب مس بود و باتوجه به قراین ، مس تنها در کارگاههای فلزگری این محوطه ذوب و اشیای ساخته شده از آن در منطقه توزیع می شد. در کاوش این تپّه ، دو کارگاهِ مس ، تأسیسات کارگاهی دیگر و ابزار فلزکاری کشف شد که یک بوتة ذوب فلز بر بالای کوره و تکّه ای از یک قالب در کنار آن قرار داشت . از داخل و خارج کارگاه نیز حدود ده قالب ریخته گری ، از جمله قالبهای ساختن کلنگِ دوسر، تیشه ـ تبر و قالب شمش ، به دست آمد (مجیدزاده ، ص 6). در مرکز آسیای صغیر در هزارة دوم ق م ، اقوام حِتّی از قدیمیترین و بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان آهن بودند و با قراین موجود، احتمالاً ساکنان تپة حسنلوی آذربایجان غربی (آغاز هزارة اول ق .م ) با صنعت فولادسازی آشنایی کافی داشتند ( > فرهنگ دورة پیش از تاریخ < ، ص 688).

 

2) دوران تاریخی ، با شکل گرفتن نگارش و بخصوص پیدایش خط در هزارة سوم ق م آغاز شد. نخستین شهرها در این دوره به وجود آمد و به همین دلیل به عصر آغاز شهرنشینی موسوم است ، و با انتساب به همبستة مفرغ که در آن دوره به کار می رفت ، عصر مفرغ نیز نامیده می شود (همانجا). اگر آثار به جا مانده از دوران تاریخی ، آثار تاریخی نامیده می شود، آثار باقیماندة پیش از آن را می توان آثار باستانی نامید. نامشخص بودن محدودة زمانی «باستان » در ترکیب باستان شناسی نیز نشان می دهد که این علم اغلب به مطالعة بقایای ادوار پیش از تاریخ می پردازد (همان ، ص 868).

 

امروزه ، برای تعیین قدمت آثار باستانی ، از روشهای پیشرفتة شیمی ـ فیزیکی و گیاه شناسی استفاده می شود؛ از جمله می توان کاربرد کربن 14 را برای تاریخگذاری اشیای باقیمانده بین پنج تا هفتاد هزار سال قبل ، و پتاسیم ـ آرگون را برای تاریخگذاری آثار بیش از صد هزار سال پیش ، نام برد.

 

منابع : مسعربن مهلهل ابودلف خزرجی ، سفرنامه ابودلف در ایران ، چاپ ولادیمیر مینورسکی ، ترجمة ابوالفضل طباطبایی ، تهران 1354 ش ؛ ورگوردن چایلد، انسان خود را می سازد ، ترجمة احمد کریمی حکاک و م . هل اتائی ، تهران 1357 ش ؛ گلین دانیل ، تمدنهای اولیّه و باستان شناسی خاستگاه آنها ، ترجمة هایده معیّری ، تهران 1363 ش ؛

 

 

 

 

 

منصور سیدسجادی ، «باستان شناسی و علوم دیگر» مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 1 (پائیز و زمستان 1365 ش )؛ یوسف مجیدزاده ، «تپه قبرستان : یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 4، ش 1(شهریور 1369 ش )؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «اشاره ای مختصر بر تشکیلات باستان شناسی در ایران »، مجله اثر ، ش 12ـ14(اسفند 1365 ش )، مواضع مختلف ؛ همو، «باستان شناسی چیست و باستان شناس کیست ؟»، در مرز برگهر: نامگانی استاد علی سامی ، چاپ محمود طاوسی ، شیراز 1369ـ 1372 ش ؛ همو، «مروری بر تاریخچة مطالعات باستان شناسی در ایران »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 1، ش 2 (بهار و تابستان 1366 ش )؛

 

P.K.Bock, Modern cultural anthropology: an introduction , NewYork 1974; Y.Coppens, Prإ-Ambules , Paris 1988; Dictionnaire de la Prإhistoire , ed. A. Leroi-Gourhan, Paris 1988, s.v."chalcolithique" (by C. Masset), s.v. "Ethnoarchإologie" (by C. Perles), s.v. "Fer(¢ge du)" et "Metallurgie" (by G.Gaucher), s.v. "Protohistoire" (by J. Leclerc and J.Tarrete); Dictionnaire de l'Ethnologie et de l'Anthropologie , Paris 1991, s.v. "Archإologie" (by F.Audoz); W. W. Taylor, AStudy of Archaeology , Southern Illinois 1971.

 

/ جلال الدین رفیع فر /

 

باستان شناسی در جهان اسلام . سرزمینهای اسلامی از اندونزی تا اندلس (اسپانیای اسلامی ) و از سومالی تا آلبانی ، حدود شصت درصد از اماکن و آثار باستانی و تاریخی دنیا را به خود اختصاص داده است . در گذشته ، تحقیقات باستان شناسی دورة اسلامی به مطالعات نظری و مباحث تاریخ هنر و سکه شناسی منحصر بود؛ در نیمة دوم قرن هجدهم میلادی ، در شهرهای رم ، پادوا، گوتینگن و استکهلم مجموعه های مختلفی حاوی سکه شناسی دورة اسلامی منتشر شد و در اوایل قرن نوزدهم ، فْرِن نخستین کار ارزنده را در همین موضوع عرضه کرد. توجه به هنر و معماری اسلامی ، بویژه تحقیق در آثار اسپانیای دورة اسلامی ، نیز در این سالها افزایش یافت و مورفی در 1229/1813، کتابی دربارة معماری اسلامی انتشار داد ( د. بریتانیکا ، ج 2، ص 264).

 

نخستین بررسیها در معماری اسلامی و هنرهای سنتی شمال افریقا و مصر کار پژوهشگرانی است که به همراه ناپلئون به آن کشور رفته بودند. در زمینة معماری اسلامی ، کُست در 1255/1839 و بورگواَن در 1290ـ1309 ق / 1873ـ1892 م تحقیقات ارزشمندی ارائه کردند. بُسکو ی اسپانیایی در 1328/1910، «مدینة الزهرا»، از مراکز خلافت امویان اندلس در حوالی قُرطُبه را کاوید. کاوش در این منطقه تا 1950

 

ادامه یافت . سپس با کاوشهای زاره و هرتسفلد در 1329 ق /1911 م تا 1331ق /1913 م ، در شهر قدیم سامرا * ، بخشهای مهمی از شهرهای دورة حکومت عباسیان (بعد از خلافت هارون الرشید) خاکبرداری شد و دربارة هنر معماری ، شهرسازی و سفالگری آن زمان اطلاعات بسیاری به دست آمد و با قطعی بودن زمان ساخت سفالینه های مکشوف در آنجا، معیار دقیق و ارزشمندی برای تاریخگذاری اشیای کشف شده از مناطق اسلامی دیگر نیز به دست آمد (همانجا).

 

کاوش شهرهای قدیم شوش ، سیراف ، ری و نیشابور همچنین نتیجة پژوهشهای محققانی چون پوپ ، گدار ، سیرو ، مهدی بهرامی و محمدتقی مصطفوی در شناخت هنر معماری دوره های مختلف و بویژه دورة اسلامی ، تأثیربسیار گذاشت .

 

از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در سرزمینهای شرق اسلامی ، کاوش تولستوف روسی در 1948 ـ 1952 م درشهر تِرمِذ * و خاکبرداری محققان فرانسوی در منطقة لشکر بازار * ، پایتخت زمستانی سلاطین غزنوی ، بود. همچنین باستان شناسان فرانسوی درنزدیکی تَدمُر (پالمیرا) در سوریه ، در محلی به نام قصرالحیرالغربی ، آثار هنری با ارزشی از جمله گچبریها و نقشهای دیواری کشف کردند؛ و با کاوش در شهرها و مناطق مهم دیگر دورة اسلامی ، مانند فُسطاط (در ساحل شرقی رود نیل که بقایای آن در قاهرة کنونی در محلة مصرالعتیقه قرار دارد)، دهلی کهنه (شاه جهان آباد)، مسجد حَرّان (همان ، ج 2، ص 264 ـ 265)، مسجد جامع اصفهان و شهر گرگان (هورکانیای باستانی ) در گنبدقابوس ، بسیاری از ابهامهای تاریخ دورة اسلامی

 

بر طرف شد. در این زمینه پژوهشهای برشم و ویت فرانسوی و در بارة ویژگیهای سفالگری دورة اسلامی ،

 

مطالعات لین انگلیسی ، فهروری مجاری و اشنیدر سویسی قابل ذکر است . تحقیقات اتینگهاوزن امریکایی

 

و بیوارد انگلیسی راجع به فرهنگ و تمدن اسلامی و پژوهشهای بازیل گری دربارة نگارگری و نقاشیهای آن دوره نیز حائز اهمیت است .

 

1) باستان شناسی در ایران .

 

از قرن نهم میلادی / پانزدهم هجری به بعد، با انتشار سفرنامه های سیاحان و جهانگردان خارجی ، ایران سرزمینی کهن با پیشینة فرهنگی دیرین معرفی شد.

 

باربارو ی ایتالیایی یکی از نخستین کسانی بود که در 877 ق /1472م ازتخت جمشید، جایی که چهل منار نامیده می شد، بازدید کرد (گابریل ، ص 78). سپس دلاواله در 1032ق /1622م ، نوشته های کتیبه های آنجا را رونویسی کرد و با خود به اروپا برد.

 

کمفر آلمانی نخستین کسی بود که در 1097/1685، خطوط آنها را میخی نامید و از قرن نوزدهم میلادی

 

خط میخی فارسی باستان توجه متخصصان خط و زبانهای کهن را به خود جلب کرد. با تلاش گروتفند آلمانی

 

در 1253 ق /1837 م ، و راولینسن انگلیسی ، گشایندة رمز خطوط کتیبة بیستون در 1266ـ1268 ق / 1849ـ1851 م ، خط فارسی باستان خوانده شد و از آن پس رمز انواع خطوط میخی رایج در جهان باستان گشوده شد (سامی ، ((ر.ک.ب)) تمدن هخامنشی ، ج 1، ص 255ـ256). نخستین تحقیقات باستان شناسی را در ایران ، لوفتوس انگلیسی در 1266ـ1269 ق /1849ـ1852 م در ویرانه های شوش انجام داد (دیولافوا ، 1355 ش ، ص 77). او حاصل پژوهشهای خود را در کتاب > سفرها و تحقیقات در کلده و شوش در 1849ـ1852م < در 1273/1857 در لندن منتشر کرد که توجه فرانسویان را به این شهر باستانی جلب کرد، به طوری که در 1301 ق /1883 م میان دربار قاجار و دولت فرانسه قراردادی منعقد شد و دیولافوا، که در 1299 ق / 1881 م نیز به ایران آمده بود، برای کاوشهای باستان شناسی به شوش اعزام شد. او در 1302 ق /1884 م ، کار خود را

 

در یکی از تپه های شوش به نام آپادانا، آغاز کرد و بخش عمده ای از آثار به دست آمده ، حتی بعضی از آثار غیرمنقول ، را به موزة لوور انتقال داد (موسوی ، ص 7؛ دیولافوا، 1355 ش ، ص هشت ، ص 83). با این کار موجبات ناخشنودی ناصرالدین شاه و مقامات دولت ایران فراهم آمد و از آن تاریخ تا 1304 ق /1886 م عملیات حفاری متوقف شد. در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرانسه در 1307 ق / 1889 م ، مقامات این کشور از او دلجویی کردند و در 1312 ق /1895 م ، قرارداد دیگری طرح ریزی شد که آن هم با قتل شاه در ذیقعدة 1313 متوقف ماند. مدتی نگذشت که دُمورگان فرانسوی برای اجرای آن قرارداد به ایران آمد، اما در نخستین سفرش به شوش از او استقبالی نشد و حتی عبدالمجید میرزاعین الدّوله ، حاکم وقت خوزستان ، از همکاری با او خودداری کرد؛ ولی چندی بعد مظفرالدین شاه در سفر خود به فرانسه در 1315 ق /1897 م ، به مقامات

 

آن کشور قول همکاری داد. این موضوع به عقد قرارداد غیرمنصفانة 1318 ق /1900 م فرانسه و ایران (مشهور به قرارداد دمورگان ) انجامید و بر اساس آن ، امتیاز انحصاری هر نوع تحقیق و کاوش باستان شناسی در ایران به فرانسویان داده شد (موسوی ، ص 7).

 

دمورگان از پاییز 1315 ق /1897 م تا تابستان 1329 ق /1911 م ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی را در ایران و بخصوص در ارگ شوش بر عهده داشت . کاوشهای او در 1319ـ1320 ق /1901ـ1902 م به کشف آثار ارزنده ای از دوره های عیلامی شوش انجامید و سند حقوقی مهم دنیای باستان یعنی اِستلِ حاوی قانون نامة حموربی (پادشاه بابل ، حک : 1704ـ1662 ق م ) و استلِ فتح نامة نَرَمسین به دست آمد. قانون نامة حموربی بر سنگ سیاه دیوریتی به ارتفاع 245 سانتیمتر نوشته شده بود و اکنون در موزة لوور نگهداری می شود. در پیشانی یک طرف این تخته سنگ ، تصویر نیم برجسته ای است که شَمَش را در حال اهدای قانون نامه به حموربی نشان می دهد (سارتون ، ج 1، ص 89ـ90). پس از دمورگان ، سرپرستی هیئت باستان شناسان فرانسوی در شوش به ترتیب با شل ، نخستین مترجم و ناشر قانون نامة حموربی ، دومکنم ، گیرشمن ، استِوْ و پرو بود (موسوی ، ص 8).عبدالغفار نجم الدوله (1255ـ1326) در کتاب سفرنامة خوزستان به کند و کاوهای بی حساب فرنگیان در شوش اشاره می کند و از اولیای دولت می خواهد که از این گونه

 

فعّالیّتها ممانعت کنند. او می نویسد: «آیا رعایای دولتِ ایران هر چند معتبر و مقتدر باشند، ممکن است در خاک فرنگ تیشه بر زمین بزنند، در جایی که از آن بی مصرف تر نباشد؟» (ص 126).

 

در بیست و پنجم مهر 1306 ش ، قرارداد 1318/1900 به طور مشروط لغو شد اما دولت ایران موافقت کرد که فرانسویان در تهران موزه و کتابخانه ای تأسیس کنند، البته به این شرط که ریاست سه دورة متوالی آن را به مدت پانزده سال ، یکی از اتباع کشور فرانسه بر عهده بگیرد (مصطفوی 1329 تا 1334 ش ، ص 400ـ401). به همین منظور، گدار در 1308 ش /1929 برای تأسیس موزه و کتابخانه (موزة ایران باستان و کتابخانة ملی ) به ایران آمد و طرح مقدماتی آن را ریخت . در 1313 ش ، به دستور وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ، ساختمان آن آغاز و بعد از سه سال ، در 1316 ش ، رسماً افتتاح شد. این موزه جایگزین موزة قبلی شد، که موزة ملی نامیده می شد و در 1335 ش ، به همت مرتضی قلی خان ممتازالملک و بعضی فرهنگ دوستان آن زمان ، احداث شده بود. پس از افتتاح موزة جدید (که تا چندی قبل موزة ایران باستان نامیده

 

می شد)، اشیای موجود در محل قدیمی به این ساختمان انتقال یافت (همان ،ص 389). در 1337/1918 که ابراهیم حکیمی (حکیم الملک ) وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه بود، «ادارة عتیقات » تأسیس شد. این تشکیلات تنها برخریدوفروش و صدور عتیقه های کشور، نظارت داشت و امر حفاری و فعّالیّتهای صحرایی باستان شناسی جزو وظایف آن نبود. ریاست این اداره را ابتدا، ایرج میرزا (جلال الممالک ) برعهده داشت و از زمانی که گدار رسماً کار خود را در ایران آغاز کرد، ریاست آن اداره به وی واگذار شد (ملک شهمیرزادی ، ص 408). همچنین در آبان 1309 قانون عتیقات و در آبان 1311 آیین نامة اجرایی آن به تصویب مجلس شورای ملی رسید (همان ، ص 409). با افتتاح موزة ایران باستان در 1316 ش ، ادارة کل عتیقات (بعدها: ادارة کل باستان شناسی ) با اختیارات بیشتر در ساختمان موزة جدید مستقر شد (موسوی ، ص 8ـ9). تا سال 1306 ش /1927، فرانسویان علاوه بر کاوشهای مستمر در شوش به کند و کاو در مناطق دیگر ایران نیز می پرداختند؛ از آن جمله حفاریهای گوتیه در 1320/1902، لامپره در 1321/1903، در تپه های باستانی موسیان ، و تحقیقات پزار در 1332/1913 در سبزآباد بندر بوشهر (که به کشف آجر نوشته های عیلامی انجامید و نشان داد که بندربوشهر کنونی در کنار «لیان »، شهر باستانی عیلام در یک کیلومتری شمال سبزآباد، بنا شده است ) و بالاخره کاوش هرتسفلد در 1307 ش /1928 در پاسارگاد، قابل ذکرند (هرتسفلد، 1908، ج 3، ص 1ـ68).

 

پس از لغو قرارداد 1318/1900 در 1306 ش ، که دورة دوم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز شده بود، توجه باستان شناسان خارجی به ایران معطوف شد و از 1306 ش تا 1319 ش کاوشهای وسیعی در کشور صورت گرفت . فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در این سالها در جدولهای شمارة 1 و 2 و 3 نشان داده شده است .

 

از این جدولها چنین برمی آید که در آن سالها باستان شناسان بیشتر به مناطقِ ماقبل دورة اسلامی توجه می کردند و جز کاوشهای شهرهای قدیم ری و نیشابور، تا آغاز جنگ جهانی دوم کاوش مهم دیگری در حوزة فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انجام نشد. همچنین با وجود فعّالیّتهای مستمر باستان شناسان خارجی ، باستان شناسی در ایران ، همچنان ناشناخته بود و متخصصان ایرانی نیز اندک بودند. لذا در این دوره فعّالیّتهای اساسی به دست ایرانیان صورت نگرفت . گفتنی است که اولین گروه دانش آموختگان رشتة باستان شناسی در 1320 ش

 

از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند (ملک شهمیرزادی ، ص 374). از تحقیقات مستقل متخصصان ایرانی تا 1320 ش ، به کاوش علی حاکمی در 1313 ش در تپة باستانی حسنلو در نقدة آذربایجان غربی ، و ادامة کاوش تخت جمشید از 1318 ش به وسیلة عیسی بهنام و علی سامی ، می توان اشاره کرد (معصومی ، ص 27، 46). از 1320 ش تا 1343 ش ، زمان تشکیل وزارت فرهنگ و هنر و انتقال تشکیلات باستان شناسی به آنجا، سومین دورة فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران آغاز می شود. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در این دوره به صورت جدولهای 4 و 5 و 6 نشان داده شده است .

 

بعضی از فعّالیّتهای باستان شناسی دورة سوم که در این جدولها ذکر شده است ، در دورة چهارم فعّالیّتهای باستان شناسی در ایران از 1343 ش تا 1357 ش ، با عنوان پژوهشهای ادامه دار، استمرار یافت و برخی نیز متوقف شد. با تأسیس وزارت فرهنگ وهنر در خرداد 1343 و الحاق ادارة کل باستان شناسی به آن ، فعّالیّتهای دورة چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام ادارة فرهنگ عامه و ادارة کل باستان شناسی ، «ادارة کل باستان شناسی و فرهنگ عامه » شکل گرفت (ملک شهمیرزادی ، ص 413)، ولی در آذر 1351 به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد. بررسیها و کاوشهای مهم باستان شناسی در

 

دورة چهارم به صورت جدولهای 7 و 8 و 9 و 10 نشان داده شده است .

 

باستان شناسی در ایران پس از 1357 ش ، دورة پنجم فعّالیّتهای باستان شناسی . بعد از انقلاب اسلامی ، فعّالیّتهای باستان شناسی نیز تغییراتی یافت . مرکز باستان شناسی ایران ، که پیش از آن از مراکز تحقیقاتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر بود، به وزارت فرهنگ و آموزش عالی پیوست و باوجود نارساییهای موجود، از توقف فعّالیّتهای باستان شناسی جلوگیری کرد. در این سالها باستان شناسان و متخصصان ایرانی به فعّالیّتهای پراکندة صحرایی دست زدند. نقایص تشکیلاتی و تعدد مراکز تصمیم گیری دربارة میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمانهایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعّالیّت می کردند، به تصویب هیئت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید. این سازمان از 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. مرکز باستان شناسی ایران نیز با عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی » به فعّالیّت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شد.

 

برخی از فعّالیّتهای مهم باستان شناسی در ایران در دورة پنجم در جدول 11 نشان داده شده است .

 

2) باستان شناسی در کشورهای مهم اسلامی .

 

الف ) مصر . مصر و حوزة رود نیل سرزمین کهن اسلامی است که از دیدگاه باستان شناسی اهمیت فراوانی دارد. از قرن دهم / شانزدهم ، که هِلْفریش به مصر رفت و نتایج سفر خود را در 987/1579 منتشر کرد، توجه اروپاییان به آنجا جلب شد.

 

مصرشناسی از زمان ورود ناپلئون به این سرزمین پایه ریزی شد و محققانی که او را تا این کشور همراهی کرده بودند، بانیان تحقیقات گسترده ای در آنجا شدند. ناشناخته بودن زبان و خطوط مصریان باستان مانع بزرگی بر سر راه مطالعات و شناخت ادوار قدیم و تمدنهای باستانی در کرانه های رود نیل بود؛ تا آنکه بوشار، یکی از افسران ارتش ناپلئون ، تصادفاً در حومة شهر الرشید به وجود سنگ سیاه بازالتی پی برد. این کتیبة تاریخی معروف به روزتا (حجرالرشید)، که حاوی کتیبه ای با خطوط هیروگلیفی (تصویری )، دموتی (عمومی : نوعی خط خلاصه نگاری که بعد از خط مذهبیِ هیراتی وضع شد) و یونانی ، و یادگار دورة فرمانروایی بطلمیوسیان (196 ق م ) است ، بعدها به دست انگلیسیان افتاد و به موزة بریتانیا منتقل شد. ابتدا یانگ ، فیزیکدان شهیر انگلیسی (1773ـ1829 م )، رمز خطوط این کتیبه را گشود و بر اثر کوششهای شامپولیون فرانسوی بود که قرائت شد (فریدریش ، ص 24ـ26).

 

کاوشهای علمی باستان شناسی در مصر، در آغاز نیمة دوّم قرن نوزدهم به کوشش ماریت فرانسوی ، بنیانگذار موزة قاهره ، آغاز شد. او از منطقة باستانی ممفیس ، در نزدیکی قاهره ، آثار بسیاری کشف و به موزه های لوور و قاهره منتقل کرد. در 1297/1880، پِتْری ، باستان شناس و مصرشناس انگلیسی ، کاوشهای مهم و گسترده ای را در مناطق باستانی مصر علیا مانند فیوم ، نَقَدَه و قفط آغاز کرد که تا 1314 ش /1935 م ادامه داشت . لاوئر و فیرت ، هِرَم ایمحوتپ منجم و معمار و پزشک مشهور مصر (ح 3150 ق م ) و وزیر شاه زوسر و طراح هرم پلکانی سقاره ، را که نمونة شگفت انگیز معماری سلسله های قدیم است ، از درون خاک بیرون آوردند و ماسْپِرو و زکی سعد آثار باشکوه دوران حکومت پادشاهان سلسلة اول را، که با تکامل خط هیروگلیف همزمان بود، در سقاره در مصر سفلی ، کاویدند. بروگش در 1299 ق /1881 م ، دخمة دیرالبَحری را در نزدیکی طیوه (تِبِس ، در 560 کیلومتری قاهره ، در نزدیکی آبادیهای کنونی کَرَنْک و الاَ ْقصُر )، کشف کرد و از آنجا حدود چهل جسد مومیایی شدة فراعنة مصر از زِتوس تا رامسس دوم (حک : 1292ـ1225 ق م )، به دست آمد. در 1301 ش /1922 م کارتر، باستان شناس انگلیسی ، در دخمة «توت عنخ آمون » (فرعون مقتدر سلسلة هجدهم ، حک : 1346ـ1334 ق م ) در مصر علیا گنجینة عظیمی یافت (کارتر، مواضع مختلف ). همچنین کوششهای باستان شناسان مصری از جمله زکریا قنیّم ، در 1324 ش /1945 م برای راهیابی به هرم نو یافته ای در سقاره و زکی نور در همان سال برای شناسایی مدخل هرم خئوپس ، از اهرام ثلاثه ، قابل ذکر است (جیمز، ص 30ـ41).

 

ب ) عراق . به عقیدة باستان شناسان ، بین النهرین یکی از مراکز مهم استقرار فرهنگها و تمدنهای باستانی ، مانند سومر، بابل و آشور است . تا چند سده قبل ، بیشترین آگاهیها دربارة این سرزمین از کتب عهدین به دست می آمد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). از قرن دهم / شانزدهم سیّاحان اروپایی به این سرزمین قدم گذاشتند. مشهورترین آنها دلاّ واله بود که بعضی از لوحه های حاوی خطوط میخی را از شهر کلدانی اور (مُقَیَّر امروزی ) به اروپا برد. تأسیس شعبة شرکت (کمپانی ) هند شرقی در بصره و بغداد، که ورود انگلیسیها به خاورمیانه را در پی داشت ، اروپاییان علاقه مند به جمع آوری اشیای عتیقه را نیز متوجه عراق کرد.

 

در 1222 ق /1807 م ریچ ، رایزن انگلستان در بغداد، نخستین کسی بود که به یک نقش برجستة آشوری اشاره و امکان حفاری را در قویون جیک ، در نزدیکی موصل ، اعلام کرد. ولی بوتا، دبیر اول فرانسه در موصل ، اولین کاوش باستان شناسی را در بین النهرین آغاز کرد. فعّالیّت وی در دو شهر قویون جیک و دورْشرّوکین (خُرساباد * کنونی )، در هجده کیلومتری شمال شرق موصل ، به کشف قصر سارگُن دوم (پادشاه آشور، حک : 722ـ 705 ق م ) منجر شد. در 1261 ق /1845 م لایارد انگلیسی خرابه های شهر نینوا، پایتخت آشور، را خاکبرداری کرد. او در 1266 ق ـ1267/ 1849ـ1850 م همچنان به جستجو و کاوش ادامه داد تا آنکه کتابخانة آشوربانی پال (شاه آشور، حک : 668ـ633 ق م ) را کشف و بسیاری از الواح گلی به دست آمده از آن را به موزة بریتانیا منتقل کرد (رجوع کنید به ادامة مقاله : باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی ). کشفیات مهم این دو باستان شناس بعدها مبنای علم آشورشناسی شد (لوید، مواضع مختلف ).

 

 

 

 

 

همچنین کاوشهای دوسارزاک در 1294ـ1299 ق /1877ـ 1881 م در منطقة تِلّْوْ (محوطه باستانی لاگاش ؛ شهر قدیم سومری ) تمدن سومری را که دو هزار سال به فراموشی سپرده شده بود، دیگر بار به یاد آورد. کلدوی در 1317 ق /1899 م کاوش شهر بابل را آغاز کرد که در نتیجة آن دروازة معروف ایشتار (عشتر)، از خدایان قوم سومِر و اَکَد، کشف شد. هیلپرشت در 1318 ق /1900 م منطقة نِفِر شهر قدیم بابل و مشهور به شهرکاتبان سومری ، را کاوید و الواح گلی و کتیبه های بسیاری یافت . سپس آندره آ در 1321 ق /1903 م در شهر آشور، و هال در 1337 ق /1918 م در شهر اور حفریاتی کردند و چند سال بعد، وُولی در ادامة کار هال گنجینة معروف گورستان شاهی اور را کشف کرد. کاوش بریدوود در 1327 ش /1948 م در جارمو، 45 کیلومتری شهر کرکوک ، که فرضیة تقسیمات ادوار پیش از تاریخی خود را بر اساس آن بنا نهاد و نیز کاوش سولکی در غار شانیدَر، در درّة رواندوز کردستان عراق ، که به کشف آثار استقرار عصر پارینه سنگی جدید در آن منجر شد، اهمیتی خاص دارد (همان ، مواضع مختلف ).

 

ج ) ترکیه . نخستین بار در 1274 ق /1857 م ، نیوتن انگلیسی از طرف موزة بریتانیا در شهر باستانی هالیکارناس ، در ساحل جنوب غربی آسیای صغیر، به حفاری پرداخت . سپس شِلیمان در 1287/1870، منطقة باستانی حصارلیک را، در شمال غربی بخش آسیایی ترکیه ، حفاری کرد و معتقد بود که شهر قدیمی تروا در کنارة خرابه های آن قرار دارد. او در اثنای کار به گنجینه ای دست یافت که آن را گنج افسانه ای پریام ، آخرین فرمانروای تروا، می پنداشت . چند سال بعد، باستان شناسان آلمانی به سرپرستی هیومَن در 1295/1878، شهر باستانی پرگاموس (برغمه * ) را، در غرب ترکیه ، که در 250ـ170 ق م ساخته شده بود، خاکبرداری کردند. آنگاه انجمن شرق شناسی آلمان به سرپرستی وینکلر منطقة باستانی بُغاز کوی (هتوشش ) را در 150 کیلومتری شرق آنکارا، که روزگاری پایتخت حِتّیان در آن قرار داشت ، کاوید. حفاریهای وسیع و مهم این باستان شناسان به کشف هزاران لوح گلی به خطّ میخی حتّیایی انجامید. از کاوشهای کول تپه ، در شرق آناطولی مرکزی ، و آلی سرهیوک آثاری از هزاره های چهارم تا سوم پیش از میلاد به دست آمد و کاوش وولی و لاورنس در شهر باستانی کرکمیش ، پایتخت دولت حِتّی ؛ در مرز سوریه و ترکیة کنونی ، اطلاعات ارزنده ای را از این تمدن باستانی در اختیار محققان گذاشت (گارنی ، مواضع مختلف ). از دیگر تمدنهای کهن و موردتوجه باستان شناسان ، تمدن اورارتو در حوزة شرق ترکیه (آناطولی ) بود که مرکز حکمروایی آنان ، در سده های آغازین هزارة اول ق م ، مناطق اطراف دریاچة وان بود. هوت و بِلْک در 1305 ـ 1306 ق / 1888 ـ 1889 م خرابه های دژ توپراغ قلعه را (پایتخت «روسا»، شاه اورارتو) خاکبرداری کردند و از 1335 ق /1916 م به بعد بود که باستان شناسان روسی و آلمانی دربارة قوم و فرهنگ اورارتو به جستجو پرداختند (پیوتروفسکی ، ص 18ـ21).

 

د) اردن ـ فلسطین . سرزمینِ مقدس مسلمانان ، مسیحیان ، یهودیان و گاهوارة قدیمیترین تمدنها و فرهنگها در شرق نزدیک ، فلسطین است که از روزگار باستان ، شرق و غرب را به هم می پیوست . فلسطین ، با سابقة نه هزار ساله ، یکی از نخستین خاستگاهها و زیستگاههای بشر بر روی زمین است و پیشینه ای به قدمت «گنج درّة » هرسین در کرمانشاهان ایران و جارموی بین النهرین دارد.

 

این سرزمین در هزارة سوم ق م ، زیر نفوذ اقوام سامی و دریانوردان فنیقی بود و در هزارة دوم ق م بخشی از قلمرو فرمانروایی حِتّی به حساب می آمد. سپس پادشاهان آشور: سارگن دوم ، آشوربانی پال و بُختنصر (نبوکد نصر؛ از فرمانروایان دورة بابل نو، حک : 604ـ562 ق م ) فلسطین و بیت المقدس را تصرف کردند.

 

اشمیت ، نخستین گزارش تفصیلی را در بارة فلسطین در قرن نهم ه /پانزدهم م انتشار داد. با این حال ، دوسولسی ، اولین باستان شناسی بود که در 1280 ه /1863 م در این سرزمین به کاوشهای علمی پرداخت . او آرامگاه شاهان یهود را در نزدیکی بیت المقدس کشف و خاکبرداری کرد و اشیای به دست آمده را از آن به موزة لوور منتقل ساخت . دو سال پس از تأسیس بنیاد تحقیقات فلسطین در 1282 ه /1865 م ، وارِن ، افسر انگلیسی ، در بیت المقدس کاوشهای گسترده ای انجام داد و معبدی یافت که به عصر سلیمان تعلق داشت ، و آنگاه دژ نظامیِ عهد مَکّابیان را، طایفه ای از قوم یهود در 167 ق م ، در منطقة تلّ فول (یا جیبیه ) خاکبرداری کرد. در آن سالها کلرمون گانو، کارمند رایزنی فرانسه در فلسطین ، سنگنبشتة معروف به مِشا را (پادشاه موآب ، در شرق بحرالمیت ، ح 850 ق م ) کشف کرد که حاوی کتیبه ای از ادوار باستان بود. سپس در 1287 ه /1870 م آن را به موزة لوور انتقال داد. در اواخر قرن نوزدهم ، با ورود پتری به فلسطین ، باستان شناسی در این سرزمین به مرحلة تازه ای قدم گذاشت . او در تلّ حِصی ، در جنوب غربی فلسطین ، به کاوش پرداخت و نتایج مهمی به دست آورد. مهمترین و قدیمترین محل باستانی فلسطین ، اریحا متعلق به 7800 ق م در سالهای 1331 ش / 1952 م تا 1337 ش / 1958 م کشف و ادوار میانه سنگی و نوسنگی در آنجا شناخته شد. در دهة 1309 ش / 1930 م باستان شناسان پیرو مکتب انگلیسی باستان شناسی مصر، که پتری بنیانگذار آن بود، در فلسطین ، نوار غزّه و درّة رود اردن کاوشهای بسیاری کردند؛ آنگاه محققان باستان شناس امریکایی با کاوش در تلّ عجّول (غزّة کهن ) و تلّ جِمّه (جیرار کهن ) در جنوب غزّه و تّل فرح ، انتدون و بطرا در درة اردن ، فعّالیّتهای باستان شناسی را در فلسطین و اردن گسترش دادند. همچنین هیئت مشترکی از باستان شناسان انگلیسی و امریکایی در فلسطین در سالهای 1310 ش /1931 م تا 1314 ش /1935 م ، در سامره به سرپرستی کراوفوت و سالهای 1311 ش /1932 م تا 1317 ش /1938 م ، در لاخیش (تلّ دوُیر امروزی در اسرائیل ) به سرپرستی استارکی ، به کاوشهای گسترده ای پرداختند.

 

از 1329 ش /1950 م به بعد، متخصصان اسرائیلی مقیم فلسطین کاوشهای باستان شناسی را ادامه دادند و پس از آنکه در 1346 ش /1967 م اسرائیلیان بخش قدیمی شهر بیت المقدس را اشغال کردند، قسمتهایی از شهر قدیم ، از جمله دیوار قدیمی شهر از دورة هرودی و برج داود و دروازة یافا * ، خاکبرداری شد (آلبرایت ، ص 26 ـ 29).

 

کاوشهای هیئت فرانسوی به سرپرستی ژان پرو در حوالی تپه های باستانی مجاور دریاچة حوله ، در شمال شرقی فلسطین ، که از 1335 ش /1956 م آغاز شد به کشف آثار مهمی از ادوار ماقبل تاریخ انجامید. کاوش گلوئک انگلیسی در تپة باستانی تلّ امّ حَمَدالغربی ، در درّة رود اردن ، آثاری از دورة دوم عصر مفرغ (اوایل هزارة دوم ق م ) به دست داد و هورس فیلد و مورِی ، جِرَش (گِراسای باستانی ) از شهرهای دکاپولیس ، در کرانة شرقی رودخانة اردن ، و پترا را خاکبرداری کردند و کاوش کرکْبراید در 1337 ـ 1346 ش /1958 ـ 1967 م در نزدیکی پترا به کشف تمدن نوسنگی از هزارة هفتم ق م منجر شد، که در زیر آثار دورة نبطی قرار داشت (همانجا).

 

ه ) سوریه ـ لبنان . این دو کشور، گرچه امروزه جزو سرزمینهای اسلامی اند، اما آثاری از فرهنگ غیرشرقی نیز دارند. از شمالیترین نقطة ساحل شرقی مدیترانه یعنی مناطق باستانی تلّ عَطْشانهِ و انطاکیه (در ترکیة امروزی ) تا حوالی شهر قدیم تلّ دویر، جنوب نوار غزّه ، آثار باستانی و تاریخی بسیاری وجود دارد که بقایای آبادیها و شهرهای ویران شده است . در گذشته ، این حوزه بیشتر تحت سیطرة اقوام فنیقی ، اولین دریانوردان شناخته شده در تاریخ بود و فنیقیها دو بندر مهم خود، بوبلوس (بیبلوس ، امروزه : جِبیل ) و صور را در سواحل لبنان بنا کرده بودند. در جبیل ، از میان سنگهای ساحل ، نمونه ای از سفالها جمع آوری شده که وولی در 1302 ش /1923 شرح آن را در کتاب > سفالهای جبیل قدیم < آورده است . در 1948 دونان فرانسوی نیز گزارش مقدماتی حفّاریهای جبیل را منتشر کرد. ادامة کاوش در جبیل ، روشن ساخت که چندین طبقة باستانی از دوره های فلز جدید، مفرغ قدیم و آشور قدیم و میانه بر روی هم قرار گرفته است . کشف کتیبة سنگی حیرام (فرمانروای جبیل در قرن 13 ق م ) در 1303 ش /1924 و قرائت آن ، فهمِ متون میخی فنیقی دیگر را هم آسان کرد (گیلبرت ، ص 174ـ176).

 

کاوشهای علمی در سوریه در 1326/1908، با حفاریهای هوگارت در تلّ احمر آغاز شد. امّا مهمترین تحقیقات در تاریخ باستان شناسی سوریه ، کاوش باستان شناسان فرانسوی در 1929 م در رأس شَمْرَه ، نزدیک شهر باستانی اوگاریت ، در شمال لاذقیه * ، بود که ضمن کار تعدادی الواح گلی به خط میخی اوگاریتی به دست آمد و به کوشش باوئر رمزگشایی شد؛ این نوع کتابت متأثر از خط آرامی بود و از خانوادة خطوط سامی است ، ولی برخلاف خطهای دیگر این خانواده ، همچون اکدی ، بابلی و آشوری ، خطی الفبایی است که دارای سی حرف و فاقد شناسه است (فریدریش ، ص 86ـ87). این کشف مهم ، مشکل قرائت بسیاری از الواح به دست آمده از تلّ نیراب را نیز از میان برداشت . همچنین کاوش مالون انگلیسی در تلّ حَلَف در 1329/1911 تا 1331/1913 و 1306 ش /1927 و تلّ براک در 1317 ش /1938، و کاوش باستان شناسان فرانسوی به سرپرستی پارو در تلّ ماری (تلّ حریری ) در 1312 ش /1933، قرابت تمدن این مناطق را با تمدنهای باستانی بین النهرین مشخص کرد. در تلّ براک ، در شمال درة خابور و مجاور یکی از سرچشمه های فرات ، نیز معبدی باستانی کشف شد (ح 3000 ق م ) که با دورة متأخر تمدن اوروک (در تورات ، سفر پیدایش ، 10، 10: اِرِک ، اِرِخ ؛ شهر قدیم سومری در جنوب بابل ذکر شده ؛ وَرکای امروزی ) و العبید و جِمْدِت نَصْر، در بین النهرین ، همزمان است (لوید، ص 76). از تحقیقات مهم باستان شناسی در سوریه کاوش محوطة باستانی لیلان است که به کشف آثار تمدنهای دورة متأخر «عبید شمالی » و شهر مهمی از دورة آشور (زمان پادشاهی شَمشی اَداد اوّل ) انجامید. باستان شناسان فرانسوی در 1167/1753 شهر باستانی تدمر و در دهة 1338/1920، شهر دورا ـ ائوروپوس ، در شمال تدمر، را کاویدند و از اسناد به دست آمده که به خط پهلوی اشکانی و ساسانی بر روی پوست بود، معلوم شد که محوطة اخیرالذکر شهری آباد در دوران اشکانی بوده است (باوئر، ولز، راستوتسف ، مواضع مختلف ).

 

و) پاکستان (شبه قارة هند) . تمدنهای باستانی مستقر در کنارة رود سندِ درة هند و بلوچستانِ پاکستان ، اکثراً متعلق به عصر مفرغ و هزارة سوم ق م ، بوده و دارای ویژگیهای بومی و محلی است . در روزگار باستان ، شهرنشینی در این منطقه رونق بسیار داشت و شهرهای بزرگی چون هاراپا، موهنجودارو و چان هودارو در آن زمان بنا شد. علاوه بر آن ، در دوره های تاریخی و اسلامی نیز این منطقه محل تجمع تمدنهای یونانی ، ایرانی ، کوشانی ، بودایی و گورکانی بوده است . شنی و بُنِرجی ، باستان شناسان هندی نخستین کسانی بودند که به پژوهش در محوطه های باستانی هند و پاکستان پرداختند. سپس در اواخر قرن دوازدهم / هجدهم ، جونز، مستشرق و زبان شناس انگلیسی و بانی «انجمن تحقیقات آسیایی بنگال »، تحقیق در شبه قارة هند را دنبال کرد. سپس مارشال انگلیسی از 1331/1912 تا 1310 ش /1931 به کاوش شهر باستانی تکسیله ، در نزدیکی مرز پاکستان و افغانستان ، پرداخت . او در 1300 ش /1921 کاوشهای شهرهای موهنجودارو و هاراپا را آغاز کرد و ویلر در 1323 ش /1944 آن را ادامه داد. آنگاه در 1338 ش /1959 هیئتی فرانسوی به سرپرستی کاسال دو منطقة باستانی اَمری و ماجومدار را کاوید، و در دهة 1339 ش /1960 میلادی بود که توچی دربارة آثار بودایی و مناطق کوشانی ـ بودایی درة سند تحقیقاتی انجام داد (وارد، مواضع مختلف ).

 

ز) افغانستان . این سرزمین در دوره های مختلف تاریخی بیشتر کانون تجمع فرهنگهای ایرانی ، کوشانی و هندی بود و روزگاری هم از حوزه های فرهنگی ایران به شمار می رفت . فوشه فرانسوی از اولین کسانی بود که در زمان پادشاهی امان اللّه خان ، کار باستان شناسی را در این کشور آغاز کرد. سپس گدار به مطالعة بناهای تاریخی و اسلامی در منطقة بامیان و شمال کابل پرداخت . آنگاه با ادامة کاوش ِ هیئت باستان شناسی فرانسوی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ، شهر لشکربازار خاکبرداری شد. پس از آن کاسال بین سالهای 1330 ـ 1337 ش / 1951 ـ 1958 در منطقة موندی گاک ، در جنوب غربی کابل یکی از مراکز استقرار تمدنهای هزارة سوم تا اول ق م ، به کاوش پرداخت . شلومبرگر نیز در 1332 ـ 1336 ش /1953 ـ 1957 محوطة دورة کوشانی سرخ کُتل را کاوید (اُبویر، مواضع مختلف ).

 

3) باستان شناسی در کشورهای اسلامی تازه استقلال یافتة آسیای میانه (جمهوریهای پنجگانه ).

 

فعّالیّتهای باستان شناسی در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) که بیشتر، خود متخصصان آن کشور انجام داده اند و نتایج آن نیز اغلب به زبان روسی چاپ و منتشر شده است ، به آسانی قابل بررسی نیست . از نتیجة کاوشهای باستان شناختی در این کشور می توان دریافت که قسمتی از آثار به دست آمده با آثار ایرانی وجوه مشترک فرهنگی دارد و مجهولات تاریخ گذشتة کشورمان را روشن می سازد.

 

الف ) جمهوری ترکمنستان . در آسیای مرکزی ، نزدیکترین کشور به ایران است که هفتاد درصد آن را صحرای قراقوم اشغال کرده است (فرامکین ، ص 207). اغلب تمدنهای کهن ، محوطه ها و تپه های باستانیِ حاشیة جنوبی قراقوم ، در نزدیکی خاک ایران قرار دارد. ترکمنستان یکی از گذرگاههای مهاجران آریایی برای رسیدن به فلات ایران بوده است همچنین می توان این کشور را خاستگاه قوم پارت دانست که نخستین پایتخت شاهان اشکانی ، یعنی نسا (در اوستا: نِسایا رجوع کنید به برهان ، ج 4، ص 2136، حاشیة 4، به نقل از پورداود)، در آنجا قرار دارد؛ اوکلادنیکف ، قدیمیترین آثار این کشور را متعلق به منطقة خشک و بی حاصل کراسنوودسک ، در ساحل شرقی دریای خزر، می داند. بیشتر آثار به دست آمده از غارهای دم دم چشمه و جبل ، در جنوب این منطقه ، باقیمانده از دوره های میانسنگی و نوسنگی است و در نتیجة آزمایش رادیو کربن بر روی آثار غار جبل ، پیشینة آن به 6270 ق م می رسد (فرامکین ، ص 210). از مناطق باستانی دیگر ترکمنستان ، دو تپه در نزدیکی روستای آنائو ، در 12 کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد است که یک هیئت امریکایی به سرپرستی پمپلّی آنرا در 1322 ـ 1323/1904 ـ 1905 کاوید و قدیمیترین دورة تمدنی را در آن از هزارة نهم ق م تشخیص داد (بلنیتسکی ، ص 63). یکی دیگر از محوطه های باستانی مهم ترکمنستان که به عصر آغاز کشاورزی (تولید غذا) و نوسنگی تعلق دارد، جیتون در 30 کیلومتری شمال غرب عشق آباد و حاشیة صحرای قراقوم است . کافتین در 1331 ش /1952 م برای اولین بار این محوطه را کاوید و ماسون تحقیقات او را ادامه داد. در کاوش جیتون ، 35 واحد مسکونی از خشت خام و بلوکهای گل رس خاکبرداری شد که از قدیمیترین نمونه های معماری به دست آمده در آسیای میانه به شمار می رود. تمدن جیتون را با تمدنهای اولیة جارمو و عبید در بین النهرین قابل مقایسه دانسته اند. از نقاط باستانی مهم دیگر در ترکمنستان ، نمازگاتپه و قره تپه است که حاوی نشانه هایی از فرهنگهای عصر کشاورزی تا ادوار مس و مفرغ است . بوکینیتچ ، کاوش را در نمازگاتپه (در جنوب شرقی عشق آباد و در فاصلة سی کیلومتری خاک ایران ) از 1339/1920 آغاز کرد. او پژوهشهای خود را به چگونگی روشهای آبیاری در دوران اولیة تولید غذا معطوف داشت . سپس ماروشچنکو در 1309 ش /1930 کاوش را در نمازگاتپه دنبال کرد، اما این کافتین بود که در آغاز سال 1329 ش /1950 م ، توانست گسترش دورانهای پیش از تاریخ و تسلسل آنها را در آن منطقه بیان کند. (مجیدزاده ، ص 2ـ3) و در 1331 ش /1952، با تغییراتی در طبقه بندی آنو که این محوطه را به چهار دورة باستانشناختی تقسیم می کرد، نمازگاتپه را به شش طبقه تقسیم کرد. دورة نمازگا شامل محدودة زمانی اواخر هزارة پنجم تا حدود هزارة دوم ق م است (فرامکین ، ص 211). کاوشهای گستردة ماسون بعد از 1344 ش /1965 م نیز در آلتین تپه ، در نزدیکی دهکدة مینا در غرب رودخانة تجن ، به کشف آثار یک جامعة پیچیدة شهری از عصر مفرغ قدیم در دامنة ارتفاعات کوپِت داغ ، سلسله جبال حدفاصل ترکمنستان ـ خراسان ، انجامید (مجیدزاده ، ص 2ـ3). آلتین تپه قطعاً نمایانگر عناصر فرهنگی جیتون است و قدیمیترین سفالهای به دست آمده از این تپه ، عمدتاً با نقشهای هندسی تزیین شده است (فرامکین ، ص 221).

 

یکی از مهمترین محلهای باستانی حوالی درة مُرغانا (مرغیانه )، منطقة یازتپه در شمال شرق مرو است . ماسون در بارة این منطقه بدقت مطالعه کرد و به مقایسة گاهنگاری مرغیانه با هاراپا، ایران ، افغانستان ، خوارزم ، باختر، سغد و جز آن پرداخت . یازتپه در قرن چهارم ق م بر اثر کم آبی ، متروک شد. پایتخت مرغیانا در اواسط هزارة اول ق م ، شهر مشهور مرو بود. این شهر هم مانند نسا، بعد از دورة ساسانی همچنان به حیات خود ادامه داده است و شواهدی وجود دارد که آیین بودا نیز در این منطقة زردشتی مذهب ، نفوذ داشته است (فرامکین ، ص 224، 233، 236).

 

ماسون ، کاوشگر شهر باستانی نسا، معتقد است ، این شهر از زمانی که مهرداد اول (171 ق م ) آن را بنا کرد تا انقراض دولت پارت (227) آباد بود. نسا که در دوازده کیلومتری شرق عشق آباد و نزدیک روستای بَجیر قرار دارد، شامل دو بخش نسای قدیم و نسای جدید است . نسای جدید شهری محصور و دارای گورستانهای بسیار است که در اواسط قرن سوم میلادی متروک شد و نسای قدیم مشتمل بر اقامتگاه شاهی ، یک شهر محصور شامل قصرها و نیایشگاهها و آرامگاههای شاهان پارت است (بلنیتسکی ، ص 108؛ فرامکین ، ص 231).

 

ب ) جمهوری ازبکستان . این کشور شامل دو بخش خوارزم و منطقة خودمختارِ قراقالپاق است . در 1317 ش /1938 م اوکلادنیکف غار تِشیک تاش (از دورة موستری ، منسوب به غار موستیه در شهر دوردونی فرانسه ، ح 25000 ق م ) را در جنوب ازبکستان کشف کرد و مقدار زیادی ابزار و آلات سنگی و بقایای اسکلت پسر جوانی را از تیرة انسانهای نئاندرتال که با شاخ بز کوهی وحشی پوشیده شده بود، از زیر خاک بیرون آورد (فرامکین ، ص 176؛ ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

دنیک در 1306 ش /1927 م ، نخستین بار شهر ترمذ قدیم ، در ده کیلومتری ترمذ کنونی ، را کاوید. ادامة حفاری در 1307 ش /1928 به کشف گورستانی در سمیرچیه (هفت رود) از قرنهای نخستین میلادی منجر شد (بلنیتسکی ، ص 41). ترمذ که بر سر راه بلخ و سمرقند است ، در دورة اسلامی نیز آباد بود و آثار متعددِ آن در این دوره مطالعه و بررسی شده است . کاوشهای آلبائوم در بالالیک تپه نیز منجر به یافتن آثاری از فرهنگ کوشانی شد. سمرقند جدید، در حاشیة رودخانة زرافشان ، که روزگاری پایتخت امیرتیمور گورکان بود و افراسیاب نامیده می شد، پس از ویرانی شهر قدیم به دست مغول در کنار سمرقند قدیم بنا شد. افراسیاب ، که احتمالاً اولین بنای آن در قرن 6 ق م بوده ، و سپاه اسکندر نیز آن را تخریب کرده بود، در دورة هیاطله (هپتالیان ، هونها) بازسازی شد و به صورت شهری آباد درآمد. کاوش شهر قدیم افراسیاب از 1292 ق /1875 م آغاز شد، ولی شروع کاوشهای علمی دقیق در این شهر از 1337 ش /1958 م و زیر نظر شیشکین باستانشناس روسی بوده است . در این شهر آثار معماری و نقاشیهای دیواری هنرمندانه ای کشف شد که شناخت تاریخ قدیم منطقه را آسان کرد. این نقاشیها عموماً از قرن هفتم میلادی است و در برخی از آنها کتیبه هایی به خط سُغدی وجود دارد. کاوشهای باستان شناسی خوارزم نیز از 1316 ش /1937 م به سرپرستی تولستوف آغاز شد و آثاری از ادوار سنگی تا سلطة هونها بر این منطقه ، دوره های ساسانی ، کوشانی و ادوار مختلف اسلامی ، کشف و مطالعه شد (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ).

 

ج ) جمهوری تاجیکستان . این کشور کوهستانی از بخشهای شرقی ، یعنی ارتفاعات پامیر، و غربی ، شامل مناطق باختر و سغد، تشکیل شده است . پژوهشهای باستان شناسی در تاجیکستان از دهة 1309 ش /1930 م در مقیاس وسیعی آغاز و منطقة سغد، شمال رشته کوههای حصار و باختر کاوش شد. هر دو منطقة سغد و باختر روزگاری در قلمرو حکومت هخامنشی بود که بعدها به تصرف اسکندر درآمد (فرامکین ، ص 95، 98). بنابر این ، آثار تمدن و فرهنگ ایرانی و یونانی در این کشور دیده می شود. کاوشهای مستمر و منظم باستان شناسی در تاجیکستان در 1325 ش /1946 م توسط «هیئت سغدیان تاجیک » (بعدها با نام «هیئت تاجیک ») که از باستان شناسان بومی تشکیل می یافت ، آغاز شد (همان ، ص 98، 100). به استثنای آثار به دست آمده از صحرای کایراک قومی در شمال غربی تاجیکستان و کافرنیگان (درّة بیشکنت )، که به عصر مفرغ تعلق دارد، بیشتر آثار این عصر از نواحی پامیر شرقی (بدخشان علیا) به دست آمده است (همان ، ص 105). در 1312 ش /1933، به طور تصادفی ، متنی در زرافشان به دست آمد که سند قدیمی و مهم سغدی بود. بر اثر بررسی این سند، مقدار زیادی از همان متنها در مُغ کوه نیز به دست آمد، و همچنین مشخص شد که این سندها متعلق به دیواشتیخ ، آخرین حاکم پنج کنت ، است که در سدة اول هجری به دست اعراب کشته شد. این اسناد، دارای اطلاعات ارزشمندی از وضع اقتصادی و اجتماعی سغد در قرن اول هجری بود. پنج کنت در کنار رود زرافشان (رود سغد کنونی که قسمت اعظم سمرقند را مشروب می کند) قرار دارد و بناهای پراکندة باشکوهی از قرن پنجم میلادی به بعد، در آنجا وجود داشته است . بقایای معماری ، نقاشیهای دیواری ، تندیسهای گِلی و گچبریها از قرون اول و دوم هجری در این منطقه ، نشانگر نوع زندگی زنان و مردان سغدی و اسطوره ها و عقاید آنان است (فرامکین ، ص 120ـ121، بلنیسکی ، ص 186ـ187).

 

د) جمهوری قرقیزستان . سرزمین کوهستانی قرقیزستان به سبب وضع جغرافیایی خاص خود، از دیرباز مردمانِ دامدار و چادرنشین را در خود جای داده است . برنشتام ، یکی از پیشگامان مطالعات باستان شناسی در قرقیزستان ، معتقد است که سکاها (سیتها)، هونها و ووسونهایی که در خاورمیانه و خاورنزدیکِ باستان مستقر بودند، از این منطقه برخاستند. نشانه های اقوام سکاها را در دنیای باستان در دوردست ترین نقطة قرقیزستان یعنی نواحی کوهستانی تین شان و تالاس (طراز) می توان یافت . این اقوام بعدها به آسیای مرکزی تا فلات ایران و حتی حوزة زاگرس راه یافتند. با اینهمه ، هنوز مشخصات این قوم باستانی ، خصوصاً در هزارة دوم و اوایل هزارة اول ق م ، چنان آشکار نیست تا بتوان تصویر روشنی از اوضاع سیاسی و فرهنگی آنان به دست آورد . از طرفی چون قرقیزستانِ باستانی را اقوام کوچ نشین تشکیل می داد، از روستا و شهر اثری در آنجا نمی توان یافت و اغلب اطلاعات از درون گورها یا گورکانها (مجموعة قبور سکایی ) به دست آمده است (فرامکین ، ص 51، 53،56،58). در 1333ـ1334ش /1954ـ1955م باستان شناسان بومی قرقیزستان جنوبی ، در منطقة قره بولاق از بخش باتکن نهصد گور دست نخورده کشف کردند که اشیای به دست آمده از آنها، به قرون دوم تا چهارم میلادی تعلق داشت . همچنین درآن منطقه گونه هایی از گورهای نمادین که به گورستانهای باستانی دیگر شباهتی نداشت ، کشف شد که هدف ازایجاد آنها نیز بدرستی معلوم نیست . ولی در 1335ـ1339 ش /1956ـ1960م زادنِپروفسکی باستان شناس که سرپرستی هیئتی را عهده دار بود، در باتکن و لایالیاک (در شیب شمالی رشته کوههای ترکستان ) تعدادی از این گورها را، متعلق به قرون دوم تا چهارم میلادی ، کشف کرد که از درون آنها به جای بقایای استخوانی ، تندیسهای سنگی به دست آمد که نشان می داد احتمالاً صاحبان این قبور دور از محل سکونت خود درگذشته اند و این گورها در نزدیکی سکونتگاهشان ، به یاد آنان حفر شده است (فرامکین ، ص 72ـ73).

 

ه ) جمهوری قزاقستان . وسیعترین جمهوری در آسیای مرکزی است . برنشتام از 1315 ش /1936 م به بعد، کاوشهای گسترده ای در سمیرچیة قزاقستان جنوبی ، در حد فاصل دریاچه های ایسیک گول و بالخاش (بَلْخَش )، انجام داد. در این جمهوری آثاری از عصر پارینه سنگی تحتانی با پیشینة پانزده هزار ساله و آثاری در درة رودخانة اِرتیش ِ علیا از منطقة ناریم متعلق به عصر نوسنگی ، به دست آمده است و در سلسله جبال کاراتو، در جنوب غربی قزاقستان ، آثاری از فرهنگ عصر پارینه سنگی قدیم و آشولی (منسوب به شهر سن آشول در فرانسه ، ح 75000 ق م ) وآندورونووا شناخته شده است (ماسون و ساریانیدی ، مواضع مختلف ). از آنجا که قزاقستانِ دورانِ باستان ، زادگاه اقوام کوچ نشین بود، آثار معماری مهمی از دورة ماقبل تاریخ در آن به دست نیامده است . در این کشور نیز همچون قرقیزستان ، تنها گورستانهای باستانی دامداران کوچ نشین باقی مانده که اشیای ارزشمند درون آنها از دستبرد عتیقه بازان به دور نمانده است . بسیاری از اشیایی که از قزاقستان کشف شده و در موزه های کشورهای مختلف نگهداری می شود، فاقد هویت فرهنگی است . مجموعة نفیس پطر اول در موزة ارمیتاژ نیز از انواع آثاری است که از این جمهوری و جنوب سیبری به طور اتفاقی به دست آمده است . کاوش مؤسسة IIAE و باستان شناسان بومی همچون قدیربایف و اورازبایف در قزاقستان مرکزی و گورستان تاسمولا که دست نخورده باقی مانده بود، موجب کشف مجموعة ارزنده ای از قرن هفتم ق م شد. مجموعة سکایی به دست آمده از درة چیلیک تین ، در قزاقستان شرقی ، نیز از گنجینه های ارزندة اواخر عصر مفرغ است (همان ، مواضع مختلف ).

 

4) باستان شناسی و مصادیق قصص کتب آسمانی .

 

قرآن کریم ، بسیاری از حوادث اقوام گذشته را در قالب داستان بیان کرده است . توصیه های مکرر آن به مطالعه و اندیشه در احوال مردم تمدنهای پیشین و پندآموزی از آنها، شاید یکی از علتهای اصلی توجه به علم باستان شناسی در سرزمینهای اسلامی باشد. کوششهای باستان شناسان برای یافتن مصادیق تاریخی اسطوره های مذهبی کتب مقدس ، در شناساندن مفاهیم قصص قرآنی نیز سودمند بوده است ؛ زیرا بسیاری از قصص قرآنی ، در کتابهای آسمانی قدیم نظیر عهد عتیق و عهد جدید ثبت شده و بسیاری از آنها نیز سینه به سینه تا زمان ظهور نبی اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم رسیده است . در قرآن کریم و کتابهای آسمانی بارها از بسیاری شهرهای باستانی پنهان در زمین ، نام برده شده است و باستان شناسان با همین قرائن موفق شده اند که برخی تمدنها و شهرهای مدفون را کشف و شناسایی کنند (الدر، ص 7).

 

نخستین باستان شناسانی که پژوهشهایشان ، هویتِ بعضی از نامهای موجود در تورات را مشخص کرد، بوتا و لایارد بودند. کاوشهای لایارد در قویون جیک در شمال عراق ، که ویرانه های شهر نینوا در آنجا است ، موجب شد که کاخ سِنّاخِریب (پادشاه آشور، حک : 705ـ681 ق م ) از زیر خاک بیرون آید؛ و حفاریهای بوتا در شمال موصل ، باعث کشف بقایای شهر باستانی دورشروکین و کاخ عظیم سارگن دوم شد. همچنین کاوشهای لایارد در منطقة باستانی نمرود در جنوب موصل منجر به کشف شهر افسانه ای کالح ، پایتخت آشور، شد که نام آن در سفر پیدایش (10 : 11ـ12) آمده است .

 

هنگامی که اسمیت ، از طرف موزة بریتانیا در 1279 ق /1862 م راز لوحة یازدهم منظومة سومری گیلگمش (سلطان اوروک با مقام الوهیت ) را گشود، بعضی از حقایق طوفان نوح نیز روشن شد. اسمیت اعلام کرد که بر روی یکی از لوحه های کتابخانه آشور بانی پال در قویون جیک ، داستان طوفانی را خوانده است که شباهت بسیاری با طوفان مذکور در سفر تکوین تورات دارد. (کریمر، ص 219).

 

داستان نوح در قرآن کریم با آنچه در آگادا، بخشهایی از تفاسیر تورات به نامهای تِلمود و مدراش ، آمده است ، مطابقت می کند (خزائلی ، ص 621). به نص قرآن مجید، نوح نخستین پیامبری بود که در زمان نبوتش بر مردم عذاب نازل شد. (هود: 42؛ مؤمنون : 27). هنگامی که عقاب قوم عاصی نوح پایان یافت ، خداوند فرمان داد (هود: 44)، آبها فرونشیند و باران قطع شود و کشتی بر کوه جودی قرار گیرد. برخی از نویسندگان اسلامی آن را کوهی از سلسله جبال «کاردین » دانسته اند که در شمال شرقی جزیرة «ابن عُمَر» در مشرق دجله و نزدیک موصل قرار دارد (ابن بطوطه ، ج 1، ص 245؛ خزائلی ، ص 281ـ282؛ شرتونی ، ذیل «جودی »). در ترجمه های جدید تورات محل فرود کشتی نوح را رشته کوههای آرارات یا کوه ماسیس در ارمنستان می دانند (علاّ مه طباطبایی ، ج 20، ص 62؛ و هاکس ، ذیل «اراراط »). نتایج کار باستان شناسان در بین النهرین و بخصوص کاوشهای آنان در دو شهر باستانی اور و کیش و وجود لایه های سیلابی روی طبقات قدیمیتر ثابت کرد که قطعاً، طوفانهای عظیمی در دورة باستان روی داده است (الدر، ص 35ـ36).

 

وولی ، کاوشگر شهر اور، گنجینه ای قیمتی را از عصر طلایی تمدن این شهر، یعنی دورة سوم از سلسله های جدید که اورنمو بنیانگذاری کرده بود، کشف کرد. این دوره بتقریب با تولّد حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام (ح 1996 ق م )، که مفسران تورات ذکر کرده اند، همزمان است (هاکس ، ذیل «أب رام »). این عصر را دورة تحول سومری نامیده اند (رو، ص 150). برج پلکانی معبد اور که با خشت خام بنا شده ، پوسته ای آجری دارد و ارتفاع آن حدود پنجاه متر است . این معبد در اصل سه طبقه بوده ولی اکنون تنها طبقة اول و قسمتی از طبقة دوم آن باقی مانده است . در الواحی که از اور و شهرهای دیگر سومری به دست آمده ، به نام ابراهیم اشاره ای نشده است ؛ اما در لوحی مکشوف در بابل نام «آباراما» آمده است و از آن می توان دریافت که در آن عصر، ابراهیم یکی از نامهای رایج بوده است (الدر، ص 42).

 

دانش مصرشناسی برای بعضی پرسشها و ابهامات در بارة قوم بنی اسرائیل ، بعد از مهاجرت حضرت یوسف علیه السّلام به آنجا و سپس نبوت حضرت موسی علیه السّلام و طغیان آن قوم بر فرعون و عزیمت به سوی سرزمین موعود، پاسخ تاریخی یافته است . بعضی معتقدند که یوسف علیه السّلام ، 110 سال زندگانی کرد و پس از فوت جسدش را به سنّت مصریان ، مومیایی کردند (خزائلی ، ص 683ـ684)، و در تابوتی محفوظ داشتند و هنگامی که بنی اسرائیل به همراه موسی علیه السّلام از مصر بیرون رفتند، جنازة یوسف علیه السّلام را نیز با خود بردند و در «شِکّیم »، از سرزمین افرایم (نابلس کنونی )، به خاک سپردند. تا آنکه در دهة 1319 ش /1940 م گور شخصی به نام ال ـ کب که معاصر یوسف علیه السّلام و حاکم یکی از ولایات مصر بود، گشوده شد و کتیبه ای از آن به دست آمد که شرح قحطیِ زمانِ حکومتش بر مردم و چگونگی رهانیدن آنان از گرسنگی ، در آن آمده است (الدر، 45ـ46). از وقایع تاریخی دورة رامسس دوم ، فرعون قدرتمند و مقتدر مصر، اطلاع دقیقی دربارة خروج بنی اسرائیل از مصر نمی توان یافت . اما بعضی شواهد نشانگر آن است که در سال هفتم سلطنت وی ، شورش بزرگی در کنعان و فلسطین بر ضد او به وقوع پیوست که یکی از حجاریهای معبد کرنک ، صحنه ای از تصرف شهر آسکالون ، در شمال غزه ، و انهدام آن را نمایش می دهد (دریوتون و واندیه ، ج 2، ص 314). از رامسس دوم بناهایی از جمله قصرها و معابد کرَنَک ، الاقصر و طیوه برجای مانده و اشیای گرانبهایی در ضمن کاوشهای باستان شناسی کشف شده است که همگی از اقتدار و ثروت فراوان او حکایت می کند.

 

منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس ؛ ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد المنعم عریان ، بیروت 1407 ق /1987 م ؛ جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس ، ترجمة سهیل آذری ، تهران 1335 ش ؛ لوئی وان دن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رمن گیرشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران 1348 ش ؛ محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1342 ش ؛ آ. بلنیتسکی ، خراسان و ماوراءالنهر (آسیای میانه ) ، ترجمة پرویز ورجاوند، تهران 1364 ش ؛ بریس بریسویچ پیوتروفسکی ، اورارتو ، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران 1348 ش ؛ محمد خزائلی ، اعلام قرآن ، تهران 1335 ش ؛ اتین ماری دریوتون ، ژاک واندیه ، تاریخ مصر قدیم ، ترجمة احمد بهمنش ، تهران 1332ـ1336 ش ؛ ژان پل راشل دیو لافو، ایران ، کلده و شوش ، ترجمة علی محمد فره وشی ، چاپ بهرام فره وشی ، تهران 1369 ش ؛ همو، سفرنامه :خاطرات کاوشهای باستان شناسی شوش 1886ـ1884م ، ترجمة ایرج فره وشی ، تهران 1355 ش ، ژرژ رو، بین النهرین باستان ، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تهران 1369 ش ؛ جرج سارتون ، تاریخ علم ، ترجمة احمد آرام ، ج 1، تهران 1357 ش ؛ علی سامی ، تمدن هخامنشی ، شیراز 1341ـ 1343 ش ؛ سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد ، تهران ] بی تا. [ ؛ محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 20، ترجمة محمدجواد حجتی ، تهران 1369 ش ؛ گرگوار فرامکین ، باستان شناسی در آسیای مرکزی ، ترجمة صادق ملک شهمیرزادی ، تهران 1372 ش ؛ یوهانس فریدریش ، زبانهای خاموش ، ترجمة یداللّه ثمره و بدرالزمان قریب ، تهران 1365 ش ؛ ساموئل کریمر، الواح سومری ، ترجمة داود رسائی ، تهران 1340 ش ؛ آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی

 

 

 

خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران 1348 ش ؛ یوسف مجیدزاده «دوران مفرغ در ماوراءالنهر باستان »، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 3، ش 2 (بهار و تابستان 1368 ش )؛ محمدتقی مصطفوی ، «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و امید به آینده »، در گزارشهای باستان شناسی ، تهران 1329ـ1334 ش ؛ غلامرضا معصومی ، باستان شناسی ایران ، تهران 1355 ش ؛ صادق ملک شهمیرزادی ، «بررسی تحولات مطالعات باستان شناسی در ایران » در مجموعه مقالات انجمن وارة بررسی مسایل ایرانشناسی ، چاپ علی موسوی گرمارودی ، تهران 1369 ش ؛ محمود موسوی ، «باستان شناسی در پنجاه سالی که گذشت ، مجله میراث فرهنگی ، سال 1،ش 2 ( زمستان 1369 ش )؛ عبدالغفّاربن علی محمد نجم الدوله ، سفرنامه خوزستان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1341 ش ؛ جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، تهران مطبعة آمریکائی بیروت 1928 میلادی ؛

 

William Foxwell Albright, The archaeology of Palestine , London 1956; J.Auboyer, The art of Afghanistan , Britain 1968; Bauer, Welles, Rostovtzeff, Excavations at Dura Europos , New Haven 1929; H. Carter, The Tomb of Tutankhamen ,London 1972; Encyclopaedia Britannica , Chicago 1971, S.V. "Islamic archaeology"; C.P. Gilbert, Larousse Encyclopedia of Archaeology , trans. from the French by Anne Ward, London 1972; O.R. Gurney, The Hittites , London 1990; E.Herzfeld, Pasargadae- Untersuchungen Zur Persischen Archجologie dans Klio ,III, Leipzig 1908; T.G.H.James, The archaeology of ancient Egypt , Britain; Seton Iiyod, The archaeology of Mesopotamia , London 1978; V.M. Masson, V.I.Sarianidi, Central Asia , Britain 1972; Anne Ward, Adventures in archaeology , Britain 1977.

 

/ محمود موسوی /

لینک مطلب: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=212

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

 

معرفی رشته باستان شناسی/ تبیان

مقدمه

رشته باستان شناسی در ایران زیر مجموعه رشته علوم انسانی به حساب می آید . البته از چند سال پیش دانشکده های هنر نیزاقدام به راه اندازی رشته باستان شناسی در مقطع کاردانی کردند اما به ناچار دانشجویانی که دراین مقطع و در دانشکده های هنر فارغ التحصیل شدند، بعد از یک دوره دیگر شرکت در کنکور سراسری می توانند تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی و در زیرمجموعه علوم انسانی ادامه دهند.

در رشته باستان شناسی دانشجویان بیش از 130 واحد درسی را در زمینه های پیش از تاریخ (دوره های پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی)، دوره تاریخی و دوره اسلامی می خوانند.

همچنین دانشجویان می باید یک فصل نیز که معمولا یکی از دو ترم آخر دانشجویان می باشد، در محل حفاریی که دانشگاه در نظر می گیرد حضور یابند و مهارت هایی را در این زمینه بیاموزند.

برخی رشته باستان شناسی را با تاریخ یکی می دانند یا این که این رشته را کاملا مشابه رشته تاریخ به حساب می آورند اما در این باره باید تاکید کنم که این دورشته اگرچه مشابهت هایی باهم دارند اما یکی به حساب آوردن این دو هم اشتباه است.

رشته باستان شناسی تا یک مقطعی (تقریبا از زمانی که بشر توانست بنویسد) از برخی اطلاعات رشته تاریخ استفاده می کند اما همه آن را به کار نمی گیرد.

رشته تاریخ مجموع نوشته ها و آثار به جا مانده از گذشتگان را شامل می شود اما رشته باستان شناسی می باید خود به دنبال این آثار بگردد.

رشته تاریخ با توجه به آثار موجود به بحث می پردازد اما رشته باستان شناسی با توجه حتی گاه حدسیات به کاوش در زمین می پردازد . اگرچه همانطور که گفتم از اشاره هایی که برخی مورخین در کتاب های خویش کرده اند هم استفاده می کند  که نمونه آن را در حفاری های بین النهرین می توان دید که باستان شناسان در اینجا کاملا از نوشته های تاریخی و بیشتر از آن از متون دینی استفاده کردند.

باستان شناسان با توجه به یافته هایی که در کاوش ها به دست می آید می باید فرهنگ و نحوه زندگی وحتی روابط اجتماعی گذشتگان را تدوین کنند.

تعریف و شرح

باستان شناسی از یک سو مسیر تاریخ را تعیین می کند و از سوی دیگر مادر تاریخ است. روشن کردن گذشته هر جامعه از جهت مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و یا مذهبی از اصول اساسی این رشته است. هدف از تحصیل در این رشته، تربیت نیروی متخصص و کارآمد برای بررسی و شناسایی آثار تاریخی و کاوشهای باستان شناسی در مناطق مختلف کشور، همچنین تامین کادرهای تحقیقی، فرهنگی و هنری سازمانی مربوط می باشد. رشته باستان شناسی در مقطع کارشناسی به مطالعه آثار باستانی سه دوره پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی می پردازد. دانشجویان در طی چهار سال با آثار باستانی دوران پیش از تاریخ ایران، بین النهرین و مصر و تمدن و فرهنگ اسلامی آشنا می شوند.

باستان‌شناس فردی است که در محل‌های باستانی کاوش می‌کند، یافته‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد و پس از تعیین ارزش مادی و معنوی و تخمین قدمت آثار، آنها را در بازارهای عتیقه به فروش می‌رساند.

در گذشته‌ای نه چندان دور، جامعه ما چنین دیدگاهی نسبت به باستان‌شناس داشت. در واقع مردم باستان‌شناس را با «عتیقه جمع‌کن» یا «عتیقه‌فروش» یکی می‌دانستند. کاری که بسیاری از شاهزادگان و درباریان دوره قاجار و پهلوی به عنوان یک سرگرمی ساده، برای کسب درآمد بیشتر انجام می‌دادند. اما در حقیقت باستان شناس یک تاجر یا عتیقه ‌جمع‌کن نیست. بلکه‌ یک‌ محقق‌ است‌؛ محققی‌ که‌ شواهد لازم‌ را برای‌ تحقیقات‌ خود از طریق‌ بررسی‌ ، پژوهش‌ و کاوش‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ که‌ روزی‌ محل‌ تردد، سکونت‌ یا هر نوع‌ فعالیت‌ انسانی‌ بوده‌ است‌، به‌ دست‌ می‌آورد‌ و سعی‌ دارد تا گذشته‌ را براساس‌ یافته‌های‌ خود بازسازی‌ کند. باستان‌شناسی‌ از یک‌ سو مسیر تاریخ‌ راتعیین‌ می‌کند و از سوی‌ دیگر مادر تاریخ‌ است‌. در واقع‌ روشن‌کردن‌ گذشته‌ هر جامعه‌ از نظر‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ یا مذهبی‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ نظر باستان‌شناسان‌ دشوار یا حتی‌ غیرممکن‌ است‌.

زیرشاخه ها و کاربرد

باستان شناسی در مقطع کارشناسی دارای گرایش و زیر شاخه خاصی نبوده و در طی دوره آموزشی چهار ساله کلیه درسها در هفت ترم ارائه می شود و یک ترم حفاری در محل ارائه داده می شود.

طی چند سال گذشته به طور متوسط درهرسال 95نفر در رشته باستان شناسی پذیرفته شده اند. در ضمن رشته باستان شناسی در ایران تا مقطع دکترا تدریس می شود.

داشتن اطلاعات مناسب در زمینه تاریخ و جغرافیای ایران و کشورهای همسایه و همچنین تسلط به زبان انگلیسی برای دانشجویان این رشته ضروری به نظر می رسد.

باستان شناسی با کار و تلاش در گرمای کویر و در سرمای کوهستان و با تحمل سختیها و مشکلات بسیار همراه است . معروف است که می گویند باستان شناسی 50 درصد روی زمین و 50 درصد زیر زمین است.به همین دلیل باستان شناسی نمی تواند برای افراد علاقه مند به پشت میز نشینی رشته مناسبی باشد.

باستان شناس باید علاقه مند به کار در طبیعت باشد . یعنی اگر جوانی عاشق کاوش و جستجو و کشف مجهولات و نقاط تاریک تاریخ گذشته نباشد ، نمی تواند در این رشته موفق گردد.

کاربرد این رشته نیز از نام آن پیداست، این رشته در کشور ما که هنوز بسیاری از آثار تاریخی آن کشف نشده می تواند جایگاه مناسبی داشته باشد.

رشته باستان شناسی در ایران

تنها یک سال پس از تاسیس دانشگاه تهران ، یعنی در سال 1314 ، رشته باستان شناسی در دانشکده ادبیات دائر و بدین ترتیب تدرس علمی باستان شناسی در ایران آغاز شد .  بدین ترتیب زمینه ساماندهی پژوهشهای باستان شناختی و اداره عملی آن در سطح کشور به وسیله فارغ التحصیلان ایرانی رشته باستان شناسی دانشگاه تهران فراهم آمد . باستان شناسی با دستیابی به راه حلهایی که انسان گذشته برای مسائل گوناگون یافته بود به ما امکان می دهد تا به کمک ابزار نوین کارآمد ترین پاسخ ها را برای مسائل مشابه امروزی بیابیم .

 

تهیه کننده: محمدصادق ابراهیمی

لینک مطلب:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=113589

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

باستان شناسی ایران/ ویکیپدیا

از ۱۸۰۰ به بعد، با ورود میسیونرهای خارجی به ایران، علاقه به شناسایی مکانهای ذکر شده در کتاب مقدس و نویسندگان کلاسیک گسترش یافت. در نیمه اول قرن نوزدهم، تلاش برای توصیف و تهیه طرح از آثار قدیمی آغاز شد. در اواخر قرن نوزدهم، ایران با وجود حفظ استقلال خود، به منطقه حائل بین امپراطوریهای انگلیس و روسیه در آسیا تبدیل شد. نفوذ این دو کشور و حضور جاسوسهای آنها در ایران امکان را برای توجه به آثار قدیمی نیز فراهم کرد. در اوایل ۱۸۴۰s، بارون روسی بنام بوده و لایارد بریتانیایی در لرستان و خوزستان موفق به ثبت برخی از مکانهای باستان شدند.

 

از ۱۸۳۶ - ۱۸۴۱، هنری سی. راولینسون کتیبه سه زبانه بیستون را کپی کرد و موفق شد بعدها آنرا کشف رمز و ترجمه کند، وی بر اساس ترجمه کتیبه های خط میخی و ترجمه متون کلاسیک، برای اولین بار تاریخ ایران باستان (از ماد تا ساسانی) را در کتاب هفت پادشاهی بزرگ شرق جهان باستان به جهانیان معرفی کرد.

 

در سال ۱۸۳۹ دو فرانسوی بنام فلاندن و کست برای چند سال به ایران سفر کردند.آنها ابتدا در ماه مه ۱۸۴۱ به اصفهان سفر کردند و سپس به همدان، کنگاور، بیستون، حلوان، و در نهایت شیراز، خلیج فارس و بوشهر رفتند. مطالعات و طرحهای تهیه شده توسط آنها زا اهمیت زیادی در تاریخ باستان شناسی ایران برخوردار است. آنها در این سفر مشاهدات مهمی خود درباره حکومت قاجار، آثار باستان شناسی، هنر، معماری، جغرافیا، جامعه شناسی و زندگی دربار، سلطنت و استانها، سازمان نظامی، و غیره را با دقت و همراه با طرحهای زیادی ثبت کردند. اطلاعاتی درباره فواصل بین شهرها بصورت سواره (اسب) داده شده است.

 

علاقه شاه ناصر الدین شاه به آثار باستانی به تدریج فراتر از حفاری شد و او بفکر ساختن یک موزه در کاخ خود در تهران افتاد. شیندلر در سال ۱۸۷۵ نوشت که "شاهنشاه [شاه شاهان] به بعضی از خارجی ها مجوز حفاری تپه ها را داده است. این جای تأسف است که این آثار باستانی بخارج از ایران می رود. این تصمیم شاه مبنی بر قرار دادن همه چیز مثل آجر و مهر و غیره در موزه شاهنشاهی امر خوبی است.

محتویات

 

    ۱ مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

    ۲ مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

    ۳ مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

    ۴ مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

    ۵ پیوند به بیرون

    ۶ منبع

مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی ها)

باستان شناسان فرانسوی دیولافوا

 

کاوشهای منظم مکانهای باستانی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. همزمان بررسی هایی به هدف مطالعه تاریخ هنر و معماری کهن پارس انجام شد. معمار و مورخ فرانسوی مارسل دیولافوا Dieulafoy در سفرش به ایران در ۱۸۸۰ - ۱۸۸۱، با برخی از اصحاب نزدیک ناصر الدین شاه ملاقات کرد. در سال ۱۹۰۱، انحصار کاوشهای باستان شناسی ایران به فرانسوی ها تحت مدیریت دمورگان اعطا شد. از آن زمان تا سال ۱۹۳۰، باستان شناسان فرانسوی تنها کاوشگران فعال در کشور بودند. کودتا در سال ۱۹۲۱ آغاز مدرنیزاسیون ایران بود. عقدنامه ها و قرار دادهای سیاسی و پیمان های اقتصادی با روس ها، فرانسوی، انگلیسی باطل شد. از جمله فعالیت های اداری جدید در ایران تصویب قانون عتیقیات توسط مجلس در ۱۹۲۸-۱۹۲۹، بود که باعث پایان سلطه فرانسه بر پژوهش باستان شناسی در ایران و تاسیس اداره کل عتیقیات در سال ۱۹۳۰ بود.

مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

 

کاوشهای منظم در پرسپولیس در سال ۱۹۳۱ توسط موسسه شرقشناسی از دانشگاه شیکاگو شروع و تا سال ۱۹۳۹ ادامه یافت. کاوش در ابتدا توسط ارنست هرتسفلد شروع و سپس توسط اشمیت (۱۹۳۴-۱۹۳۹)ادامه یافت. پس از سال ۱۹۳۹، کاوشها توسط اداره باستان شناسی ایران تحت نظر آندره گدار، مستفوی و علی سامی ادامه یافت. از سال ۱۹۶۸ تا سال ۱۹۷۴، برنامه اکتشاف و مرمت توسط جوزپه و تیلیا از موسسه شرقشناسی ایزومئو توسط ایتالیا پیگیری شد. با وجود فعالیت های مداوم باستان شناسان خارجی، باستان شناسی در ایران هنوز ناشناخته بود و تنها چند کارشناس ایرانی در این زمینه وجود دارد. از این رو، ایرانی ها فعالیت های اندکی در این زمینه داشتند. شایان ذکر است که گروه اول دانشجویان باستان شناسی در ایران در سال ۱۹۴۱ از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. تحقیقات مستقل محققان ایرانی قبل از ۱۳۲۰ - ۱۹۳۴، تنها محدود بود به چند فعالیت از جمله حفاری های انجام شده توسط علی حاکمی در تپه حسنلو در دره سولدوز در غرب آذربایجان و مرمت و حفاری های تخت جمشید در سال ۱۹۳۹ توسط عیسی بهنام و علی سامی.

پاسارگاد، پایتخت کورش بزرگ، بسیار پیشتر در قرن ۱۸ و ۱۹ مورد توجه مسافران آنزمان از جمله رابرت کرپوتر و دیولافوا قرار گرفته بود. هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ از این مکان بازدید کرد و در سال ۱۹۲۸ آنرا کاوش کرد. در سال ۱۹۵۵ علی سامی کاوش آنرا ادامه داد. حفاری بعدی بین سال ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ توسط دیوید استروناخ Stronach، مدیر موسسه بریتانیای مطالعات ایران انجام شد.

 

 

مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

 

در سال ۱۹۴۰، اولین گروه از دانشجویان باستان شناسی از گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدند. برخی از این فارغ التحصیلان پس از آن در دانشگاه های معتبر در اروپا و ایالات متحده به تحصیل ادامه دادند. یکی از آنها عزت اله نگهبان بود که پس از بازگشت به ایران در گورستان سلطنتی مارلیک در استان گیلان شروع به کاوش کرد. گنجینه های پر زرق و برق و عجیب طلا و نقره از مارلیک باعث جلب توجه و علاقه مقامات ایرانی به باستان شناسی شد و در نتیجه توجه خاصی به توسعه پژوهش باستان شناسی در مکانهای باستانی و در دانشگاه داده شد. نگهبان موسسه باستان شناسی را در دانشگاه تهران تاسیس کرد. فارغ التحصیلان گروه باستان شناسی تحت نظر نگهبان مشغول به فعالیت در زمینه باستان شناسی در سراسر ایران شدند. برخی نیز توسط نگهبان برای کسب دکترای و سایر مدارج بالاتر خارج از کشور خصوصا آمریکا رفتند. در سال ۱۹۵۷ نگهبان از بریدوود Braidwood دعوت کرد که برای انجام کاوش به ایران بیاید. حضور بریدوود و آغاز پروژه پیش از تاریخ وی در ایران باعث شد که مسیری جدید در بررسی دوره پیش از تاریخ ایران ایجاد شود . بریدوود علاوه بر بررسی منطقه کرمانشاه، کاوش های باستان شناسی در تپه نوسنگی سراب، آسیاب وسیابید، در نزدیکی شهر کرمانشاه به عمل آورد.

 

از سال ۱۹۶۰ اداره کل باستان شناسی ایران، که جایگزین اداره عتیقیات قدیم شده بود، تفاهم نامه هایی با دانشگاهها و مراکز مطالعاتی خارجی امضا کرد. با شروع ریاست فیروز باقرزاده بر این اداره، مجوزهای بسیاری برای کار میدانی باستان شناسی از جمله بررسی و کاوش صادر شد. برخی از این مجوز برای پروژه های مشترک بودنداز جمله آنها پروژه مشترک چغا میش در خوزستان.

مرحله چهارم: باستان شناسی ایران پس از انقلاب

 

با سرنگونی شاه ایران و وقایع پس از آن عملا فعالیت باستان شناسی در ایران متوقف شد. در سالهای جنگ تنها کاوشهای نجات بخشی محدودی انجام شد و بیشتر فعالیتها متمرکز بر نجات و حفاظت آثار در خطر بود. از دهه ۱۹۹۰s تحقیقات باستان شناسی در ایران مجددا جان تازه ای گرفت و از سال ۲۰۰۰ کاوشهای مشترک ایرانی و خارجی آغاز شد. پس از انقلاب سازمان میراث فرهنگی، جایگزین سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی ایران شد که هدف آن نظارت و اجرای برنامه بلند مدت تحقیق و حفاظت آثار بود. تحقیقات باستان شناسی نیز تحت نظر پژوهشکده باستان شناسی قرار گرفت.

 

هدف اصلی از تحقیقات باستان شناسی در ایران در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا وقوع انقلاب اسلامی، درک فرهنگ های گذشته و ساز و کارهای فرهنگی بود. در فاصله ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰، تنها باستان شناسان ایرانی در ایران فعالیت داشتند؛ از آن پس، سازمان میراث فرهنگی در چارچوب جدید پروژهای به اصطلاح مشترک شروع به صدور مجوز خاص برای هیاتهای خارجی جهت تحقیقات باستان شناسی و حفاری در ایران کرد. اولین مطالعات مشترک توسط فرانسوی ها و ایتالیایی ها در مرودشت فارس و مسجد عتثق اصفهان انجام شد که بررسی ژئوفیزیکی و مرمت بودند. اولین پروژه مشترک کاوش هیات ایران و آلمان بود که به بررسی و کاوش در وشنوه و اریسمان در حوالی کاشان پرداخت. این کار مشترک بزودی با ورود یک تیم ژاپنی در سال ۲۰۰۳ ادامه یافت که شامل حفاری و بررسی در گیلان بود.

 

 

 

پیوند به بیرون

 

    [۱] تاریخچه باستان شناسی در ایران، سایت پژوهشکده باستان شناسی

 

 

منبع

 

    ملک شهمیرزادی، صادق، ایران در پیش از تاریخ:باستان شناسی ایران از آغاز تا شپیده دم شهرنشینی، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، چ۲، ۱۳۸۲

    Abdi، K. (۲۰۰۱) Nationalism، Politics and the Development of Archaeology in Iran. American Journal of Archaeology ۱۰۵:۵۱–۷۶.

    Azarnoush، M. and B. Helwing، ۲۰۰۵ Recent Archaeological Research in Iran - Prehistory to Iron Age. Archaeologische Mitteilungen aus Iran und Turan، vol. ۳۷

    Dyson، R. H. (۱۹۹۷) History of the field: archaeology in Persia، in E. M. Meyers (ed.) The Oxford Encyclopedia of Archaeology in the Near East. Volume ۳. New York: Oxford University Press، ۶۰-۶۳

 

لینک مطلب:

باستان شناسی_ایرانhttp://fa.wikipedia.org/

تاریخ دسترسی: 8/10/1391

 

نهادها و موسسات

توانمندیهای موسسه / موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران

این موسسه با داشتن کتابخانه تخصصی، بانک سفال، بخش اسناد، کارگاه مرمت  و موزه پژوهش در موارد زیر آماده ارائه توانمندیهی خود بری رفع نیاز های مراکز اجرایی  است .

 1-  کاوش و بررسی های باستان شناسی در سراسر ایران بصورت مشترک یا مستقل:       

•             بررسی های سیستماتیک و علمی

•             کاوش های گسترده، مستمرو هدفمند محوطه های باستانی

•             گمانه زنی و تعیین حریم محوطه های باستانی

  2 – مطالعه فضا های شهری

•             شهرهای مشهورباستانی  ثبت شده در آثار ملی و جهانی  همانند سلطانیه

•               مستند سازی و تعیین اولویت حفاظتی برای بناهای موجود در بافت قدیم شهرهایی مانند تهران، یزد اصفهان، کاشان  و ....

  3- مشاوره و مشارکت به منظور ساماندهی، حفاظت و مرمت آثار و اشیای فرهنگی، باستانی موزه ها

 4- تدوین راهنما و کاتالوگ علمی برای معرفی و شناساندن بناها و آثار و همچنین اشیای موجود در موزه هی کشور

 5- برگزاری دوره هی آموزش پیشرفته بری آشنائی کارشناسان محترم میراث فرهنگی در جهت روزآمد کردن اطلاعات تخصصی با استفاده از امکانات و توانمندی هی موسسه باستان شناسی

 6 -  طراحی و ایجاد و راه اندازی بانک های اطلاعاتی تخصصی باستان شناسی  مانند بانک سفال ، بانک اسناد و .....

  7- مطالعه اسناد کتیبه ای، مکتوب و نیز آنالیز و شناسایی سکه هی موجود در مراکز میراث فرهنگی

 

لینک مطب http://archaeology.ut.ac.ir/tavanmandiha/ :

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

باستان شناسی/پژوهشکده باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی

 دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعة فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود .

 

حفّاری از فعّالیّتهای اصلی باستان شناسی است ؛ زیرا از این طریق وضع آثار مدفون ، با همان شکل و حالت که بر روی لایه های مختلف قرار دارد، مشخص می شود. در هر حفّاری طرز قرار گرفتن آثار برروی طبقات گوناگون از دو جهت مطالعه می شود.

 

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است .

 

تاریخچه باستان شناسی:

باستان شناسی در ایران دیرتر از بخشهای غربی جهان اسلام آغاز شد و هم از آغاز تحت الشعاع پژوهشهای پیش از اسلام بود و آثار معماری پابرجا ، یا ویرانه هایی بودند که هنوز بر سطح زمین به چشم می خورد. پیش از آنکه در اروپائیان به آنها بپردازند . نخستین تاریخ نگاران و جغرافی دانان ایرانی و عرب به بررسی این یادمانها پرداختند. برای نمونه می توان به نوشته های بلاذری، مسعودی، ابودلف، مقدسی و ناصر خسرو و ... مراجعه کرد.

 

با تأسیس وزارت فرهنگ و هنر در خرداد 1343ش و الحاق اداره کل باستان شناسی به آن ، فعالیتهای دوره چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره کل باستان شناسی «اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه» شکل گرفت ولی در آذر 1351 ش . اداره مزبور به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد .

پس از تشکیل مرکز باستان شناسی ایران گام بسیار مهمی برای جلوگیری از خروج اشیاء کشف شده از کشور برداشته شد . همچنین مرکز باستان شناسی ایران برگزار کننده مجامع سالانه باستان شناسی شد و سرپرست هر هیأت موظف شد تا گزارش علمی درباره ی یافته های خود را به مجمع ارائه نماید .

 

 نقص تشکیلاتی و تعدّد مراکز تصمیم گیری درباره میراث فرهنگی سبب شد تا طرح ادغام اداره ها و سازمان هایی که در زمینه های مختلف حفظ آثار فرهنگی فعالیت می کردند ، به تصویب هیأت دولت و مجلس برسد و در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آید . این سازمان از سال 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد .

 

مرکز باستان شناسی ایران نیز بــــا عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی» به فعالیت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شدند. مدیریت پژوهشهای باستان شناسی ضمناً با انجام وظایف ستادی به فعالیت اجرایی خود در انجام فعالیت میدانی ادامه داد و بخش های متون و کتیبه های کهن را در حوزه فعالیت های خود حفظ کرد، در سال 1376 با پژوهشگاه شدن سازمان میراث فرهنگی، مدیریت پژوهشهای باستان شناسی همچون مدیریت مشابه خود به پژوهشکده تبدیل شد و بین طریق فراز دیگری از حیات فعالیتهای باستان شناسی آغاز شد .

 

 شرح وظایف پژوهشکده باستان شناسی :

•        پیشنهاد سیاست ها و خط مشی های پژوهش های باستان شناسی کشور در چارچوب اهداف و وظائف پژوهشگاه به رئیس پژوهشگاه و کنترل و هدایت برنامه ها و نیز تدوین گزارش فعالیت های سالانه.

 

•        برنامه ریزی برای انجام پژوهش های باستان شناسی کشور با توجه به سیاست ها و خط مشی های تعیین شده و الویت های برنامه های پژوهشگاه.

 

•        شناسایی و پژوهش در خصوص دوران های مختلف، تاریخی و اسلامی از منظر باستان شناسی و نقاط شاخص مربوط به هر یک از دوره های سه گانه فوق.

 

•        بررسی و شناسائی حوزه های مختلف فرهنگی از دیدگاه باستان شناسی.

 

•        بررسی و مطالعه جغرافیائی و زیست محیطی محوطه های باستانی.

 

•        مطالعه و تعیین عرصه ها و پیشنهاد حریم محوطه ها، تپه ها و آثار باستانی.

 

•        پژوهش در محوطه های باستانی به منظور تاریخ گزاری و تهیه جداول زمانی با استفاده از روش های مختلف گاهنگاری و برنامه ریزی برای ایجاد آزمایشگاه های تخصصی باستان شناسی.

•        تهیه اطلس باستان شناسی کشور.

 

•        شناسایی و پیشنهاد ثبت آثار شاخص باستانی.

 

•        پیش بینی و ایجاد موزه محوطه ها (سایت موزه ها)ی باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد و ارائه طــــرح های پژوهشی کاربردی مربوطه در حوزه وظایف پژوهشکده و اظهار نظر در مورد طرح های تحقیقاتی.

 

•        مشارکت و عضویت در مجامع ملی و بین المللی.

 

•        همکاری با مؤسسه های غیر دولتی (NGO ) برای گسترش فعالیتهای باستان شناسی.

 

•        مشارکت و همکاری فعال و مؤثر با سازمان ها و محققان داخلی و خارجی درباره مطالعات باستان شناسی ایران و نظارت کامل بر فعالیت های علمی آنان باهمکاری واحدهای ذیربط.

 

•        انجام پژوهش های باستان شناسی درخارج از ایران، براساس برنامه های ارائه شده و در چارچوب روابط و مبادلات فرهنگی دولت جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همسایه که مشترکات فرهنگی یا طبیعی بیشتری با ایران .

 

•        همکاری و مشارکت در پژوهش های مربوط به دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی داخل و خارج از کشور و تبادل استاد و دانشجو در قالب تفاهم نامه های فیمابین.

 

•        همکاری با دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی در ایجاد دوره های تحصیلات تکمیلی و هدایت پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری.

•        همکاری و هماهنگی با دیگر پژوهشکده های پژوهشگاه درجهت تکمیل پژوهش های هر حوزه و انجام پژوهش های مشترک بمنظور رسیدن به یک شناخت کلی و جامع از میراث فرهنگی کشور.

 

•        همکاری با مرکز اسناد سازمان و مبادله آخرین اطلاعات فراهم شده و بررسی شده با آن مرکز به منطور ایجاد بانک جامع اطلاعات سازمان.

 

•        ایجاد کتابخانه تخصصی، بانکــــهای اطلاعاتی، بهره مندی از پیشرفته ترین فن آوری ها در پروهش های باستان شناسی، و گردآوری کلیه مطالبی که در داخل و خارج از کشور در زمینه باستان شناسی و فرهنگ عامه ایران انتشار می یابد.

 

•        سنجش نتایج پژوهش های انجام شده و ارائه برای عرضه و معرفی در رسانه های همگانی و انتشار بصورت کتاب و مقاله و تهیه فیلم و سایر گونه های معرفی آثار و دستاوردهای پژوهشی و فرهنگی.

 

•        تالیف و ترجمه کتابهای باستان شناسی و پیشنهاد برای چاپ و نشر آنها.

 

•        تهیه واژه نامه باستان شناسی و واژه نامه های موضوعی مربوط جهت تهیه مقدمات تدوین دایرﺓ المعارف باستان شناسی

 

•        راه اندازی مجله تخصصی پژوهشکده.

 

•        شناسائی و معرفی هویت فرهنگی از طریق پژوهشهای باستان شناسی.

 

•        پیشنهاد برگزاری همایش های باستان شناسی در سطح ملی و بین المللی و تشکیل گردهمایی های علمی و پژوهشی در جهت ارائه تحقیقات و نتایج.

 

•        پیشنهاد افزایش یا کاهش شمار گروه های پژوهشی به تناسب نیازهای پژوهشکده.

 

•        انجام وظایف دیگری که از ظرف پژوهشگاه میراث فرهنگی بر عهده پژوهشکده باستان شناسی گذاشته می شود.

 

الف ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از تاریخ (انسان کهن)

ب ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی پیش از اسلام

ج) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی دوران اسلامی

د ) شرح وظایف کلی گروه پژوهشی اشیاء فرهنگی – تاریخی

 

پژوهشکده باستان شناسی

•        رییس پژوهشکده: دکتر محمود میراسکندری

•        آدرس: خیابان استاد مطهری، خیابان لارستان، نبش کوچه افتخاری نیا، پلاک 18

•        تلفن:88924674

لینک مطلب: http://ichto.ir/Default.aspx?tabid=1183

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

درباره انجمن/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

گزارش فرآیند تأسیس انجمن علمی‌باستان شناسی ایران به اولین مجمع عمومی

خلاء وجود انجمن علمی‌باستان شناسی در ایران موضوعی بود که از آغازین سالهای بازگشایی مجدد دانشگاهها در پس از انقلاب ذهن اغلب دانشجویان این رشته را که در آن زمان تنها در دانشگاه تهران دایر بود به خود مشغول ساخته بود. این احساس کمبود برای دانشجویان رشته باستان شناسی بویژه زمانی بیشتر محسوس می¬شد که برخی دانشجویان از دیگر رشته‌ها با افتخار از عضویت و فعالیتشان در انجمن علمی‌رشته خود سخن می¬گفتند. بر همین اساس، این آرزو که رشته باستان شناسی نیز به عنوان یکی از قدیمی‌ترین رشته‌های دانشگاه تهران بتواند روزی همانند سایر رشته¬ها صاحب انجمن علمی‌شود، آرزویی بود که همواره ذهن بسیاری از دانشجویان رشته باستان شناسی را در دهه¬های شصت و هفتاد خورشیدی به خود مشغول می¬داشت. در سال ۱۳۷۶ بود که ایده تشکیل انجمن از سوی برخی علاقمندان شکل گرفت و در گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس مطرح شد، هرچند بعدها معلوم گردید که یکی از اعضای اسبق هیئت علمی آن دانشگاه، با توجه به شرایط و ضوابط آسان آن زمان برای تأسیس انجمن علمی، با جمع آوری مدارک تعدادی از اعضای هیأت علمی‌که اکثرشان غیر باستان شناس بودند، انجمنی را تحت عنوان انجمن علمی‌باستان شناسی در وزارت علوم به ثبت رساندند. اگرچه این اقدام بدون اطلاع و حضور باستان شناسانی که واجد شرایط و ضوابط مد نظر وزارت علوم بودند صورت گرفت، فی نفسه خبری خوشایند و امیدوار کننده بود که به زودی به یأس مبدل و بعدها خود معضلی بزرگ در این مسیر شد. متأسفانه انجمن مذکور هرگز فعالیت خود را آغاز نکرد و کوچکترین گامی‌در جهت اهداف و رسالت خود بر نداشت و جز نامی‌ثبت شده در وزارت علوم نشانی از خود در عرصه باستان شناسی کشور برجای نگذاشت. شایان ذکر است که جز تعدادی معدود، اکثر باستان شناسان اعم از اساتید و دانشجویان و کارشناسان این رشته حتی از وجود چنین انجمنی که هرگز اقدام به عضوگیری نکرده بود اطلاعی نداشتند. پس از سپری شدن یک دهه از تأسیس انجمن مذکور و مراجعات مکرر برخی از علاقمندان به وزارت علوم مبنی بر عدم فعالیت انجمن و درخواست اقدام عملی کمیسیون انجمنهای علمی‌در تعیین تکلیف آن، نهایتاً در سال ۱۳۸۶دفتر انجمنهای علمی‌منقضی شدن مجوز پیشین را اعلام و مدارک و دستورالعملهای مربوطه را برای تأسیس انجمنی جدید صادر نمود. بر اساس ضوابط و آیین نامه اخیر ترکیب هیأت موسس ده نفره انجمن می¬بایست فراگیر و در برگیرنده اکثر گروههای آموزشی و پژوهشی فعال

و واجد شرایط در رشته باستان شناسی در دانشگاههای کشور می¬بود. ضمن آنکه نسبت ۶۰ به ۴۰ استاد و دانشیار به استادیار نیز رعایت شود. پس از طرح موضوع در گروههای باستان شناسی دانشگاه‌های ایران و مذاکره با برخی از همکاران و دریافت مدارک از آنان، به دلیل عدم وجود استاد و دانشیار مورد نیاز در گروههای باستان شناسی دانشگاههای کشور جهت رعایت تناسب مد نظر وزارت علوم، مجدداً وقفه ای چند ساله جهت حصول این امر رخ داد. در نیمه دوم سال ۱۳۸۹ با بررسی وضعیت ارتقاء اعضای هیأت علمی‌گروههای آموزشی باستان شناسی موجود در کشور، با تعدادی از همکاران در دانشگاههای مختلف مذاکره و با رعایت نسبت تعیین شده از سوی وزارت علوم، اعضای مورد نظر برای تشکیل هیأت موسس مرکب از آقایان دکتر محمد رحیم صراف از سازمان میراث فرهنگی، دکتر حاتم از دانشگاه هنر، دکتر نوبری از دانشگاه تربیت مدرس، دکتر نیکنامی‌و دکتر فاضلی از دانشگاه تهران، دکتر محمدی فر از دانشگاه همدان، دکتر موسوی حاجی از دانشگاه زاهدان، دکتر عباس نژاد از دانشگاه مازندران، دکتر رضالو از دانشگاه محقق اردبیلی و دکتر سید مهدی موسوی از دانشگاه تربیت مدرس انتخاب و نسبت به جمع آوری مدارک موردنیاز اقدام شد. پس از تهیه طرح توجیهی، اطلاعات موردنیاز و تکمیل و عودت مدارک از سوی همکاران که قریب به سه ماه به طول انجامید، پرونده انجمن در زمستان سال ۱۳۸۹ به دفتر انجمنهای علمی‌تحویل و پیگیریهای لازم از طریق کارشناسان محترم آن دفتر صورت گرفت. پس از آمد و شدهای مکرر و برطرف نمودن نقایص، پرونده انجمن در جلسه مورخ ۱۴/۲/۱۳۹۰ کمیسیون انجمنهای علمی‌مطرح و به تصویب رسید و مجوز مربوطه طی نامه شماره ۳۲۲۱۶/۳ مورخ ۱۹/۲/۱۳۹۰ ابلاغ گردید. پس از دریافت مجوز بر اساس دستورالعملهای مربوطه مقرر گردید انجمن برای عضوگیری اطلاع رسانی لازم را از طرق مختلف انجام دهد که بر همین اساس دعوت برای عضویت در انجمن با درج آگهی در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۱/۴/۱۳۹۰ و همچنین پایگاههای فعال در زمینه باستان شناسی و اطلاع رسانی شفاهی از طریق همکاران گروههای آموزشی باستان شناسی در دانشگاههای مختلف صورت گرفت. مضافاً به اینکه بلافاصله تارنمای اینترنتی انجمن راه اندازی و امکان ثبت نام از طریق پایگاه اینترنتی برای علاقمندان فراهم شد. اکنون که این اتفاق میمون رخ داده، انجمن وظیفه خود می‌داند تا از همه عزیزانی که در راستای تحقق این امر ما را یاری رساندند به ویژه اعضای محترم هیأت موسس و تمامی‌عزیزانی که به هر نحو در این رویداد خطیر سهمی‌داشتند سپاسگزاری نماید. شایان ذکر است که هیأت محترم موسس نه برای جاه و جایگاه که تنها از سر عشق به باستان شناسی این بنا را بنیاد نهادند و اکنون رسالت خویش را خاتمه یافته تلقی میکنند. انجمن به نمایندگی از این عزیزان، از جوانان و علاقمندان این رشته تقاضا می‌کند پا به این عرصه مقدس نهاده و ادامه راه را با استفاده از تجارب و دانش پیشکسوتان پی بگیرند. در خاتمه لازم می‌داند از همه عزیزانی که این اتفاق مبارک را ارج نهادند و قوت قلب هیأت موسس را موجب شدند تشکر و قدردانی نماید.

لینک مطلب:/درباره-انجمنhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

سازمان ما / جامعه باستان شناسی ایران

«جامعه» گروهی از باستان شناسان و دانشجویان باستان شناسی خواهد بود که سازمان و ساختار آن به مانند تشکل های دنیای واقعی است و در چارچوب سلسله مراتب و تقسیم کار عمل می کند ولی ماهیت کارها و فعالیت ها مجازی هستند. جامعه دارای یک وبسایت است با شبکه ¬ای از فضاهای مجزا ولی مرتبط که اتاق¬ها و تالار¬های مجازی نامیده می¬ شوند و برای هر کدام از اتاق¬ها صفحه¬ ای اختصاصی بر روی آن در نظر گرفته شده است. هر کدام از اتاق¬های مجازی برای فعالیت¬های خاصی با موضوعی خاص در نظر گرفته شده که گروهی از همکاران با علاقه ¬های مشترک در آن فعالیت می کنند. با عضویت در جامعه، اتاق و گروه خود را نیز برای فعالیت انتخاب می¬ کنید. فعالیت¬های گروهی در هر یک از این اتاق¬ها بر روی صفحه اختصاصی در وبسایت جامعه بازتاب و انعکاس می¬ یابد. از آنجا که محیط کار ما در فضای مجازی است، اغلب فعالیت-های ما محدود به ایمیل فرستادن به اتاق و اظهار نظر درباره¬ ی موضوعاتی است که در دستور کار خواهند بود. بنابراین در جامعه بیشترین و مهمترین مسئولیت اعضا، سهیم کردن نظرات و آرای خود با سایرین از طریق ایمیل است. ایمیل می ¬فرستیم، نظر می دهیم، نقد می کنیم، ایده و پیشنهاد مطرح می¬ کنیم، در تصمیم گیری¬ها مشارکت می¬ کنیم و با ایمیل رای می دهیم. به همین سادگی.

.

 

لینک مطلب:  https://sites.google.com/site/societyforiranianarchaeology/organization

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI )/ سفارت آلمان در تهران

Siegel des Deutschen Archäologischen Instituts (© DAI)

شعبه مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI ) در تهران واقع در منطقه الهیة تهران، دارای کتابخانه‌ای‌ است که در آن بیش از ۱۲۰۰۰ جلد کتاب برای استفاده رایگان دانشمندان ایرانی، بین المللی و دانشجویان نگهداری می‌شود. در اینجا کلیه انتشارات مربوط به حفاری‌های باستانشناسی اریش اشمیت در پرسپولیس و نسخ اصلی کارهای ارنست هرتس‌فلد در سال ۱۹۲۸ از مجموعه کتابهای «گزارش‌های باستان شناسی از ایران و توران» موجود است. علاوه بر این، این کتابخانه اقدام به گردآوری نشریات و کتب باستانشناسی ایرانی و خارجی نیز می‌نماید.

این کتابخانه ، هسته اصلی اداره قدیم باستانشناسی در تهران است که ابتدا به صورت رسمی در سال ۱۹۶۱ تاسیس گردید و سپس در سال ۱۹۹۶ به شعبه اداره اروپا-آسیایی مؤسسه باستانشناسی آلمان ( DAI) تبدیل گردید. به واقع، قبل از تأسیس این اداره و در سال ۱۹۵۸ اولین تحقیقات باستانشناسی به صورت منظم و هدفمند بر روی بنای معروف تخت سلیمان متعلق به دوره ساسانیان که امروزه جزو میراث فرهنگی جهان به شمار می آید، انجام شد. چندی بعد تحقیقاتی در محدوده نقش برجسته معروف داریوش متعلق به دوره هخامنشیان در بیستون، در قلعه ای قدیمی واقع در منطقه بسطام و در قصر ساسانی قلعه دختر در فیروزآباد انجام شد.

مؤسسه باستانشناسی آلمان (DAI) پس از سال ۲۰۰۰ تحقیقات منطقه ای خود در ایران را از سر گرفت. اولین پروژه همکاری با سازمان میراث فرهنگی ایران، تحقیق بر روی محل سکونت صنعتگران فلز به نام آریسمان در نطنز بوده است. سپس بنا به درخواست و با همکاری سازمان میراث فرهنگی ایران طی

سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ عملیات حفاری در درة بولاقی واقع در پاسارگاد که در مسیر ساخت سد آب قرار داشت، انجام گرفت. نتایج تحقیقات بسیار دور از انتظار بودند: بجای یافتن محل سکونت نمادها متعلق به هزاره ۵ قبل از میلاد، سفال های بسیار ارزنده ای کشف شد که طرح های تزئینی بی بدیلی نیز بر آنها نقش بسته بود.

مؤسسه DAI در کنار تحقیقات منطقه ای، مبادرت به انتشار تحقیقات باستانشناسی نیز می نماید. هرساله مجله «گزارشات باستانشناسی از ایران و توران» و نیز رساله هایی با نام «باستانشناسی در ایران و توران» به چاپ می رسد. در حال حاضر نتایج عملیات حفاری آریسمان آماده چاپ می باشد.

شعبه مؤسسه DAI در الهیه تهران، بستری برای پروژه های تحقیقاتی باستانشناسان آلمانی در ایران و نیز مکانی برای تبادلات علمی می باشد. همکاری نزدیک با اساتید دانشگاه ها و سازمان میراث فرهنگی ایران بخصوص برای دانشمندان جوان این فرصت را فراهم می نماید تا معلومات خود را در چهارچوب

پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا تعمیق بخشند. اینگونه بود که تا به حال تعداد زیادی کار علمی به سرانجام رسیدند که ماحصل پروژه های تحقیقی در آریسمان، وشنووه و بولاقی بودند.

تحقیقات، آموزش و تبادلات علمی ۳ ستون اصلی کار علمی در DAI ایران می باشند و ما در تلاش هستیم که در آینده این فعالیت های علمی را گسترش دهیم. سال آینده، شعبه مؤسسه DAI پنجاهمین سالگرد تأسیس خود را جشن خواهد گرفت. این خود دلیلی کافی برای برنامه های جدید می باشد.

لینک مطلب:

http://www.teheran.diplo.de/Vertretung/teheran/fa/06__kultur/Kulturbeziehungen/KulMit__DAI__S.html

تاریخ دسترسی: 15/08/1391

 

همایش ها و گردهمایی ها

باستانشناسی/همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی: 06/08/1391

 

دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران/ انجمن علمی باستان شناسی ایران

دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان با همکاری انجمن علمی باستان شناسی ایران، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان و پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری هگمتانه در نظر دارند تا دومین همایش ملی مطالعات باستان شناسی غرب ایران را در تاریخ ۱۰ و ۱۱اردیبهشت ماه در شهر همدان برگزار نمایند. محورهای همایش در پوستر قید شده و به زودی مهلت ارسال خلاصه مقالات اعلام خواهد گردید.

لینک مطلب: اطلاعیه ها/همایش-مطالعات- باستانشناسی-غرب-ایرانhttp://soia.ir/

تاریخ دسترسی: 13/10/1391

 

همایش ملی باستان شناسی ایران/ همایش ملی باستان شناسی ایران

علم باستان شناسی به عنوان دانشی مستقل یا رشته ای پژوهشی در میان دیگر رشته ها که توانسته در کمتر از دو سده نه تنها تصویر و تصور بشر زمانه ما را از مفهوم و معنای تاریخ و وضع وجودی آدمی دگرگون کند که حتی بر احساس و ادارک او نیز از سنت و میراث و گذشته خویش اثرات مهم و انکارناپذیر بگذارد . با گسترش دانش باستان شناسی سرزمین  باستانی و دیرینه ایران کانونی مهم  در دایره پژوهشهای باستان شناختی جای گرفت و بدنبال آن دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی با برگزاری سمینارها و گردهمایی ها به معرفی دستاوردهای باستانشناسی پرداختند.

 

همایش ملی باستانشناسی ایران به همت گروه باستانشناسی دانشگاه بیرجند و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی  با هدف گرد آمدن اساتید، دانش پژوهان و صاحبنظران به منظور آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی باستانشناسی و بررسی چالشها، آسیب ها و فرصتهای پیش روی این رشته  در پنج حوزه تخصصی شامل ۱- مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی و علوم میان رشته ای، ۲- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران پیش از تاریخ،۳- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران تاریخی ۴- مطالعات و پژوهشهای باستانشناختی دوران اسلامی و ۵- سیمای پژوهشهای باستانشناسی استانها در اردیبهشت ۱۳۹۲ برگزار خواهد شد .

لینک مطلب: http://birjand-arc.ir

تاریخ دسترسی:13/10/1391

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید.:

http://anthropology.ir/node/11294

 

درگذشت سیف الله کامبخش

سیف الله کامبخش، پژوهشگر باستان شناس  و از پیشکسوتان باستان شناسی ایران روز یکشنبه این هفته 7 آذر 1389(28 نوامبر 2010) در سن 81 سالگی درگذشت . انسان شناسی و فرهنگ فقدان این دانشمند برجسته را به خانواده محترم وی و به جامعه علمی و فرهنگی کشور تسلیت می گوید. در زیر زندگینامه و خبرهایی درباره وی را می خوانیم.

خبر گزاری مهر

سیف‌الله کامبخش‌ فرد باستان شناس پیشکسوت درگذشت سیف‌الله کامبخش‌ فرد، کارشناس پیشکسوت‌ باستان‌شناسی و عضو گروه‌ باستان‌شناسی‌ دانشگاه‌ تهران عصر روز یکشنبه هفتم آذرماه پس از مرخص شدن از بیمارستان در خانه خود به‌دلیل ناراحتی قلبی و ریوی درگذشت.
به گزارش خبرنگار مهر، سیف‌الله کامبخش‌فرد در سال 1308 در تهران به دنیا آمد. او تحصیلات‌ ابتدایی‌ را در دبستان‌ ادیب‌ و متوسطه‌ را در درالفنون‌ گذراند. سپس‌ در رشته‌ باستان‌شناسی‌ ادامه‌ تحصیل‌ داده‌ و موفق‌ به‌ دریافت‌ مدرک‌ کارشناسی‌ و کارشناسی‌ ارشد باستان‌شناسی‌ از دانشگاه‌ تهران‌ شد.

مرحوم کامبخش فرد در سال‌ 1339 عضو بخش‌ ماقبل‌ تاریخ‌ موزه‌ ایران‌ باستان‌ بود و همزمان‌ با آن‌ (از 1338 تا 1345) معاونت‌ و دستیاری‌ دکتر عزت‌الله نگهبان‌ را در اداره‌ موسسه‌ باستان‌شناسی‌ دانشگاه‌ تهران، که‌ محل‌ آن‌ در ساختمان‌ دانشسرای‌ عالی‌ واقع‌ در سه‌ راه‌ ژاله‌ بود، بر عهده‌ داشت.
او در سال‌ 1344 رئیس‌ اداره‌ آرشیو فنی‌ موزه‌ ایران‌ باستان‌ و در سال‌ 1358 رییس‌ موزه‌ ایران‌ باستان‌ بود. همچنین‌ از سال‌ 1359 تا زمان‌ بازنشستگی‌ (1365) به عنوان کارشناس‌ مسؤ‌ول‌ باستان‌شناسی‌ در مرکز باستان‌شناسی‌ ایران‌ فعالیت می کرد.

از سوابق‌ پژوهشهای میدانی وی می توان به فعالیت در‌ کاوشهای‌ مارلیک، چراغعلی تپه در گیلان‌، بررسی باستان شناسی محوطه های پیلاقلعه‌، زینب‌ بیجار، دوره‌ بیجار، و ... در رحمت‌ آباد و رودبار گیلان، سرپرستی‌ هیأت‌ علمی‌ کاوش‌های‌ باستان‌شناسی‌ نیشابور، سرپرستی هیأت‌ کاوش‌های‌ باستان‌شناسی‌ در گرمی مغان-اردبیل، آذربایجان‌ شرقی، تپه‌های‌ قیطریه، محوطه‌ آناهیتای‌ کنگاور، و کاوش‌های‌ باستان‌شناسی‌ و بازسازی‌ بنای موسوم به معبد آناهیتا در کنگاور اشاره کرد.

از استاد کامبخش فرد کتابهای زیادی از جمله سفالگری‌ نیشابور در سده‌های‌ پنجم‌ و ششم‌ هجری، تهرانِ‌ سه‌ هزار و دویست‌ ساله‌، معبد آناهیتا، گور خمره‌ای‌ اشکانی‌ در گرمی‌ مغان، سفال‌ و سفالگری‌ در ایران‌ از ابتدای‌ نوسنگی‌ تا دوران‌ معاصر باقی مانده است.
 
این استاد باستان شناسی مدتی به‌دلیل ناراحتی قلبی و ریوی در بیمارستان بستری شده بود و پس از مرخص شدن از بیمارستان، ساعت 16 روز گذشته در فانی را وداع گفت.


سیف‌الله کام‌بخش فرد در گذشت
سف‌الله کام‌بخش فرد، از باستان‌شناسان پیشکسوت در سن 81 سالگی و پس از یک دوره درمان قلب و ریه ساعت 16 روز گذشته درگذشت.
 
سیف‌الله کام‌بخش‌ فرد/ عکس از ایسنا

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ سف‌الله کام‌بخش فرد، از باستان‌شناسان پیشکسوت در سن 81 سالگی و پس از یک دوره درمان قلب و ریه ساعت 16 روز گذشته درگذشت.
 
کام‌بخش فرد از جمله باستان‌شناسان نسل پس از عزت‌الله نگهبان (پدر باستان‌شناسی ایران) بود. وی در قید حیات خود کاوش‌های مهمی از جمله تپه‌های قیطریه در تهران، قلعه بابک (کلیبر)، کاوش‌هایی در لرستان، خوزستان و بسیاری از استان‌های کشور به انجام رساند.
 
از جمله کارهای ارزشمند او در تحقیقات باستان‌شناسی، همکاری وی با دکتر نگهبان در کاوش‌های تپه مارلیک در استان گیلان بود که 14 ماه به طول انجامید.
 
سیف الله کامبخش فرد در سال 1308 در تهران دیده به جهان گشود .وی تحصیلات عالی دانشگاهی‌ خود را در رشته باستا ن شناسی تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران سپری کرد. فعالیت های تخصصی وی پس از اتمام تحصیلات در موزه ایران باستان، معاونت و دستیاری دکتر نگهبان در پایه‌گذاری و اداره موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران و مسئولیت‌های مختلف در مراکز باستان شناسی بوده است.
 
سیف الله کامبخش فرد تحصیلات ابتدایی را دردبستان ادیب و متوسطه را در دارالفنون گذراند .سپس در رشته باستان شناسی ادامه تحصیل داده و موفق به دریافت درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد باستان شناسی در سال 43-1342 از دانشگاه تهران شد. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سوابق اجرای و اداری سیف الله کامبخش از سال 1365-1339به شرح زیر می باشد : عضو بخش پیش از تاریخ موزه ایران باستان 1339. -معاونت و دستیاری دکتر نگهبان در پایه گذاری و اداره موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران1345-1338 . -رییس آرشیو فنی موزه ایران باستان 1344. -رییس موزه ایران باستان 1358. -کارشناس ارشد و مسوول کاوشهای باستان شناسی در مرکز باستان شناسی ایران 1365-1359. کامبخش در سال 1365 از مشاغل اداری بازنشسته شد.
 
سوابق پژوهشی میدانی سیف الله کامبخش فرد از سال 1377-1339 به شرح زیر می باشد: -عضو هیات کاوشهای باستان شناسی مهران آباد ساوه به سرپرستی مشترک دکتر نگهبان و دکتر کایلریا نگ از کانادا گزارش این کاوش هرگز منتشر نگردید ،1339. -عضو فعال اولین هیات باستان شناسان ایرانی در کوهپایه های گیلان شرقی (املش )به ریاست دکتر محسن مقدم که گزارش کوتاهی از آن در دو صفحه دریادنامه پنجمین کنگره باستان شناسی و هنر ایران چاپ گردید ،تابستان 1340. -سرپرست هیات بررسیهای باستان شناسی دره های سیاهرود و سفید رود دحمت اباد رودبار (رشی ـچلگاسر ـدشت ویل‌ ـسندس ـ دفراز و چراغعلی تپه (مارلیک )،پاییز سال 1340. -کاوشگر ارشد و معاون هیات کاوشهای مارلیک به سرپرستی دکتر نگهبان ،1340. -کاوشگر ارشد و معاون دکتر نگهبان در فعالیتهای باستان شناسی پیلاقعه ـزینب بیجار ـ رود بیجار ـ علی کرم باغ ـکلایه رحمت آباد رود بار گیلان ،42-1341. -سرپرست هیات علمی کاوشهای باستان شناسی نیشابور (کوره های سفالگری دوره سلجوقی )1343. -سرپرست هیات علمی کاوشهای هفت تپه خوزستان به سرپرستی دکتر نگهبان ،1344. -سرپرست هیات بررسیهای باستان شناسی در گرمغان ،1344. -سر پرست هیات کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه ،1347. -سر پرست هیات کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه ،1348. -سر پرست کاوشهای باستان شناسیدر قصبه و محوطه معروف به آناهیتا کنگاور (کاوش آرفالیش )1347. -سرپرست و مجری طرح کاوشهای باستان شناسی و بازسازی معبد آناهیتا ـکنگاور 56-1348. -سرپرست کاوش در گور خمرهای کوهپایه های پرو1348. -سر پرست هیات کاوش و بازسازی تاق گر ا،55-1352. -به طور همزمان سرپرست بررسی و چگونگی حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی منطقه غرب ایران (بیستون ـتاق بستان )56-1352. -سر پرست بررسی ،شناسایی ،نقشه برداری ،تعیین حریم وگلخانه زنی در دره شهر ایلام . -1364سرپرست کاوش در کوره های 3200 ساله سفالهای خاکستری رنگ تپه های کهریزک ری ،1362. -بررسیهای باستان شناسی (مجموعا طی بیست روز )در جزیره قشم با هماهنگی میراث فرهنگی و منطقه آزاد قشم )77-1376.
 
وی همچنین نوشته‌های زیادی دارد که از آنجمله می‌توان به کتاب تهران 3200 ساله اشاره کرد.
 
خبرگزاری میراث فرهنگی درگذشت سیف‌الله کام‌بخش‌فرد را به خانواده وی، جامعه پژوهشی کشور، به خصوص باستان‌شناسان تسلیت می‌گوید.


زندگینامه

سایت راسخون

سیف الله کامبخش فرد در سال 1308 در تهران دیده به جهان گشود .وی تحصیلات عالی دانشگاهی‌ خود را در رشته باستا ن شناسی تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران سپری کرد. فعالیت های تخصصی وی پس از اتمام تحصیلات در موزه ایران باستان، معاونت و دستیاری دکتر نگهبان در پایه‌گذاری و اداره موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران و مسئولیت‌های مختلف در مراکز باستان شناسی بوده است.گروه : علوم انسانی رشته : باستان شناسی تحصیلات رسمی و حرفه ای : سیف الله کامبخش فرد تحصیلات ابتدایی را دردبستان ادیب و متوسطه را در دارالفنون گذراند .سپس در رشته باستان شناسی ادامه تحصیل داده و موفق به دریافت درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد باستان شناسی در سال 43-1342 از دانشگاه تهران شد. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سوابق اجرای و اداری سیف الله کامبخش از سال 1365-1339به شرح زیر می باشد : عضو بخش پیش از تاریخ موزه ایران باستان 1339. -معاونت و دستیاری دکتر نگهبان در پایه گذاری و اداره موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران1345-1338 . -رییس آرشیو فنی موزه ایران باستان 1344. -رییس موزه ایران باستان 1358. -کارشناس ارشد و مسوول کاوشهای باستان شناسی در مرکز باستان شناسی ایران 1365-1359. کامبخش در سال 1365 از مشاغل اداری بازنشسته شد. فعالیتهای آموزشی : فعالیت آموزشی سیف الله کامبخش به خدمتش به عنوان معلم و دبیر وزارت فرهنگ پیش از عضویت در موزه ایران‌باستان بازمی‌گردد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سوابق پژوهشی میدانی سیف الله کامبخش فرد از سال 1377-1339 به شرح زیر می باشد: -عضو هیات کاوشهای باستان شناسی مهران آباد ساوه به سرپرستی مشترک دکتر نگهبان و دکتر کایلریا نگ از کانادا گزارش این کاوش هرگز منتشر نگردید ،1339. -عضو فعال اولین هیات باستان شناسان ایرانی در کوهپایه های گیلان شرقی (املش )به ریاست دکتر محسن مقدم که گزارش کوتاهی از آن در دو صفحه دریادنامه پنجمین کنگره باستان شناسی و هنر ایران چاپ گردید ،تابستان 1340. -سرپرست هیات بررسیهای باستان شناسی دره های سیاهرود و سفید رود دحمت اباد رودبار (رشی ـچلگاسر ـدشت ویل‌ ـسندس ـ دفراز و چراغعلی تپه (مارلیک )،پاییز سال 1340. -کاوشگر ارشد و معاون هیات کاوشهای مارلیک به سرپرستی دکتر نگهبان ،1340. -کاوشگر ارشد و معاون دکتر نگهبان در فعالیتهای باستان شناسی پیلاقعه ـزینب بیجار ـ رود بیجار ـ علی کرم باغ ـکلایه رحمت آباد رود بار گیلان ،42-1341. -سرپرست هیات علمی کاوشهای باستان شناسی نیشابور (کوره های سفالگری دوره سلجوقی )1343. -سرپرست هیات علمی کاوشهای هفت تپه خوزستان به سرپرستی دکتر نگهبان ،1344. -سرپرست هیات بررسیهای باستان شناسی در گرمغان ،1344. -سر پرست هیات کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه ،1347. -سر پرست هیات کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه ،1348. -سر پرست کاوشهای باستان شناسیدر قصبه و محوطه معروف به آناهیتا کنگاور (کاوش آرفالیش )1347. -سرپرست و مجری طرح کاوشهای باستان شناسی و بازسازی معبد آناهیتا ـکنگاور 56-1348. -سرپرست کاوش در گور خمرهای کوهپایه های پرو1348. -سر پرست هیات کاوش و بازسازی تاق گر ا،55-1352. -به طور همزمان سرپرست بررسی و چگونگی حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی منطقه غرب ایران (بیستون ـتاق بستان )56-1352. -سر پرست بررسی ،شناسایی ،نقشه برداری ،تعیین حریم وگلخانه زنی در دره شهر ایلام . -1364سرپرست کاوش در کوره های 3200 ساله سفالهای خاکستری رنگ تپه های کهریزک ری ،1362. -بررسیهای باستان شناسی (مجموعا طی بیست روز )در جزیره قشم با هماهنگی میراث فرهنگی و منطقه آزاد قشم )77-1376. آثار : &nbsp1 آثار تاریخی ایران ویژگی اثر : انتشار 13792 آثار و بقایای دهکده های پارتی (اشکانی ) ویژگی اثر : نشریه بررسی های تاریخی، سال دوم، شماره 1، 13463 بررسیهای باستان شناسی در آذر شهر مراغه ویژگی اثر : میراث فرهنگی 13734 بررسیهای باستان شناسی در دره ایلام شهر ویژگی اثر : شهر های ایران 13685 پدیده فرهنگی سفال خاکستری رنگ ویژگی اثر : یاد نامه نخستین گردهمایی باستان شناسی ایران -شوش13736 تاق گر ا ویژگی اثر : تاریخ معماری و شهر ساز ی ایران 13787 تحولات کالبدی و کاربردی غارها در روند معماری مذهبی ایران ویژگی اثر : معماری مساجد -گذشته ،حال و آینده 13768 تهران سه هزار و دویست ساله بر اساس یافته های باستان شناسی ویژگی اثر : فضا 13709 روایتی از کاوشهای باستان شناسی در کوهپایه های گیلان شرقی (املش ) ویژگی اثر : باستان شناسی وتاریخ10 سخنی درباره پنجمین کنگره باستان شناسی و هنر ایران ویژگی اثر : هنر و مردم 134711 سفال و سفالگری در ایران از ابتدای نوسنگی تا دوران معاصر ویژگی اثر : انتشار 137912 سفالگری نیشابور در سده های پنجم و ششم هجری ویژگی اثر : وزارت فرهنگ و هنر مردم 134813 سفالگری نیشابور در عهد سلجوقیان ویژگی اثر : بررسیهای تاریخی 134614 سنگ نبشته هایی در اطراف سبلان ویژگی اثر : یاد نامه پنجمین کنگره بین المللی باستان شناسی و هنر ایران، جلد اول، 134715 سنگ نبشته های اورارتویی و پهلوی ساسانی در آذربایجان ویژگی اثر : گزارش به مجمع باستان شناسان جهان در پنجمین کنگره باستان شناسی و هنر ایران134716 سنگ نبشته هایی در آذر بایجان شرقی و اطراف سبلان ویژگی اثر : باستان شناسی و هنر ایران 1347.17 سنگ نبشته هایی در اطراف سبلان ویژگی اثر : باستان شناسی و هنر ایران 134718 سنگ نگاره های بیستون ـتاق بستان و کاوشهای علمی در کنگاور ویژگی اثر : یادنامه سمپوزیوم باستان شناسی ایران134819 شکل گیری معماری معبد ناهید کنگاور در تاریخ ویژگی اثر : تاریخ معماری و شهر سازی ایران20 فلز کاری و زر گری در مارلیک ویژگی اثر : باستان شناسی و تاریخ21 قلعه جمهور (دژ بد )جایگاه بابک خرم دین ویژگی اثر : نشریه بررسیهای تاریخی، سال یکم، شماره4، 134522 قلعه جمهور (دژبذ) جایگاه بابک خرم دین ویژگی اثر : هنرو مردم 134523 قیطریه مرکز تمدن سه هزار ساله ویژگی اثر : باستان شناسی و هنر ایران 134824 کاوش در معبد آناهیتا ـکنگاور ویژگی اثر : نشریه بررسیهای تاریخی، سال سوم، شماره6، 1347.25 کاوش و بازساز ی معبد کنگاور ویژگی اثر : فرهنگ و معماری ایران 135526 کاوش و بازسازی تاق گرا ویژگی اثر : فرهنگ و معماری ایران 135527 کاوشهای باستان شناسی و بازسازی در کنگاور ویژگی اثر : شهر های ایران کاوشهای علمی در کنگاور -معبد آناهیتا ویژگی اثر : باستان شناسی و هنر ایران 135029 کاوشهای علمی در کنگاور -معبد آناهیتا ویژگی اثر : باستان شناسی و هنر ایران30 کاوشهای کنگاور ویژگی اثر : مجله انگلیسی 197331 کتیبه ای از شاپور دوم شاهنشاه ساسانی درمشکین شهر ویژگی اثر : هنر و مردم 134632 کشف کتیبه پهلوی ساسانی (آذر نار سه ـشاهپور دوم )در مشکین شهر ویژگی اثر : نشریه هنر و مردم، شماره 61-62، 1346.33 معبد آناهیتا -کاوشهاو بازسازی ها ویژگی اثر : گزارش به مجمع باستان شناسان جهان در هفتمین کنگره باستان شناسی و هنر ایران -آلمان 135534 معبد آناهیتا -کاوشهاو بازسازیها ویژگی اثر : گزارش سومین مجمع سالانه کاوشها و پژوهشهای باستان شناسی در ایران 135435 معبد آناهیتا -کاوشهای و بازسازیها ویژگی اثر : گزارش های دومین مجمع سالانه کاوشها و پژوهشهای باستان شناسی در ایران 135236 معبد آناهیتا -کنگاور ویژگی اثر : گزارش به مجمع باستان شناسان جهان در ششمین کنگره ارگ بم -کرمان 137837 معبد آناهیتا -کنگاور (کاوشها و بازسازیها در معبد ناهید و تاق در ) ویژگی اثر : سازمان میراث فرهنگی 134738 معبد آناهیتا و تاق گرا -کاوشهاو بازسازی ها ویژگی اثر : گزارشهای چهار مین مجمع سالانه کاوشها و پژوهشهای باستان شناسی در ایران1355

منابع زندگینامه: باستان پژوهی، ویژه نامه سمینار نقش دانشگاه تهران در روند مطالعات باستان شنااسی کشور، زمستان 1379

شاخه اصلی

نظریه

مدلی قوم باستان شناختی برای توضیح پراکنش سفال نوع چشمه علی در گستره نیمه شمالی ایران و ترکمنستان

فرایند مطالعات: توصیف و ارزیابی اطلاعات
آثار مادی (عمدتا سفال) فرهنگی که در دهه های 70-1960 به نام چشمه علی خوانده شد در گستره جغرافیایی از جنوب غرب بیابان قره قوم تا شمال دشت کویر و کویر نمک شناسایی شده است. طی یکصد سال گذشته یعنی از زمان شناسایی نخستین داده ها در مورد این فرهنگ در سال 1904 بوسیله ر.پومپلی تا امروز ده ها تفسیر

فرایند مطالعات: توصیف و ارزیابی اطلاعات
آثار مادی (عمدتا سفال) فرهنگی که در دهه های 70-1960 به نام چشمه علی خوانده شد در گستره جغرافیایی از جنوب غرب بیابان قره قوم تا شمال دشت کویر و کویر نمک شناسایی شده است. طی یکصد سال گذشته یعنی از زمان شناسایی نخستین داده ها در مورد این فرهنگ در سال 1904 بوسیله ر.پومپلی تا امروز ده ها تفسیردرباره پیوندهای فرهنگی و ارتباط میان استقرارهای دارای آثار این فرهنگ ارائه شده است (Masson &  Sarianidi 1972, Sarianidi 1976, Melleart 1975, McCown 1942, De Morgan 1927, ملک شهمیرزادی 1372 و توزی 1378 ).
اما بدون اغراق هیچ یک از تفاسیر ارائه شده, مدلی واقع نما از کم و کیف این پیوندها ارائه نمی دهد. برای نقد و بررسی تفسیرهای یاد شده مرور فرایند مطالعات و شناسایی آثار فرهنگ چشمه علی و آنوی Ia در گستره جغرافیایی مورد بحث همچنین ارزیابی اطلاعات موجود لازم است.
 نخستین بار سفال با پوشش قرمز رنگ دارای نقوش هندسی سیاه طی کاوشهای پومپلی در پایین ترین لایه های تپه آنو واقع در جنوب غرب ترکمنستان گزارش شد. این سفال در زمینه باستان شناسی فاقد فلز بدست آمد و کاوشگر لایه دارای این نوع سفال را که روی خاک بکر قرار داشت آنوی Ia نام نهاد (Pumplley 1904). طی سالهای بعد این نوع سفال در منابع باستان شناختی آسیای مرکزی با عنوان آنوی Ia شناخته شد. به نقل از دمرگان پومپلی این سفال ها را با نمونه های شوش قابل مقایسه می داند اما دمرگان با این نظر موافق نیست او این سفال ها را چه از نظر تکنینک و چه نقش مایه با سفالهای جدید تر شوش و تپه موسیان مقایسه می کند (De Morgan 1927).
بدون شک این مقایسه های کلی و عمومی  برای معرفی سطح پیشرفت تکنولوژیک جوامع تولید کننده این سفالهاست و البته عمده ترین هدف ازآن تعیین جایگاه گاهنگاری این آثار است و گرنه به هیچ رویی نمی توان پیوندی فرهنگی میان شوش و ترکمنستان را بدون هیچ استقرار واسطه و اطلاعات و مدلهای میانجی و صرفا از طریق مقایسه سفالها نتیجه گرفت.
نبود اطلاعات در مورد آثار باستانی فلات مرکزی ایران نیز از دیگر عوامل زمینه ساز مقایسه آثار آنو با سرزمینهای دوردست بوده است.
در سال 1912 دمرگان در شهر ری تپه ای را بررسی کرد که به سبب قرارگیری در کنار چشمه ای به نام چشمه علی به همین نام خوانده شد. در سال 1924 دایت کاردار سفارت فرانسه در تهران در این محل کاوشهایی انجام داد (واندنبرگ 1379).
تا دهه 1930 فعالیتهای باستان شناسی در ایران عموتا متمرکز در مناطق غرب و جنوب غربی بود به همبن سبب جز تپه چشمه علی از محل دیگری سفال نوع چشمه علی شناسایی و گزارش نشده است.
در جنوب غرب ترکمنستان و در اوایل دهه 1930 مارشچنکو (A.A. Marushchenkov) سفال مشهور به آنوی Ia را از چند محوطه شناسایی کرد که گزارش و نشانی هیچ یک از این محوطه ها منتشر نشد(به نقل از Kohl 1984).
کاوشهای چشمه علی طی سالهای 6-1934 بوسیله اریک اشمیت و طی سه فصل انجام شد. این کاوشها می توانست تحولی در فرایند مطالعات باستان شناسی شمال مرکزی ایران قلمداد شود اما متاسفانه درگذشت نابهنگام اشمیت در اثر سانحه هوایی در سال 1964 که مانع انتشار گزارشهای چشمه علی شد این تحول بالقوه را به مسئله و مشکلی لاینحل تبدیل کرد. مشکلی که تلاش برای حل آن تاکنون به نتیجه نرسیده است (بازنگری آثار چشمه علی و یادداشتهای اشمیت توسط متیو متنی که با شکست روبه رو شد از نمونه های بارز آن است Matney 1998).
حاصل کاوشهای چشمه علی چند خبرنامه کوتاه , یادداشتهای اشمیت , چند آلبوم عکس و سفالهای این تپه است. اشمیت در یکی ار خبرنامه ها آثار پیش از تاریخی چشمه علی را به دوره تقسیم کرده دوره قدیمی تر را همزمان با تپه آنو و دوره جدیدتر را که به دو زیر دوره تقسیم می شود همزمان با حصار Ia و Ib  می داند(علی محمد اسفندیاری 1378). اطلاعات این خبرنامه کوتاه به نظر می رسد غیر قابل نقد و بررسی است. اما شامل نکته ای کلیدی است و آن نتیجه گرفتن همزمانی آثار مشابه است (چشمه علی و آنو, چشمه علی و حصار) که در محلهایی دوراز هم واقع شده اند. فرایندی که در باستان شناسی سنتی به طور کلی پذیرفته شده است. آیا واقعا به صرف وجود شباهتهای نسبی میان آثار دو استقرار می توان آن دو را همزمان دانست؟!
با در نظر گرفتن سرعت بسیار کند ارتباطات و تحولها و تعامل های فرهنگی در پیش از تاریخ باز هم می توان این همزمانی را پذیرفت. به نظر می رسد این رویکرد ناشی از نبود روشی برای گاهنگاری دوره هاست و حال که ساهاست روشهای گاهنگاری مطلق به کار گزفته می شود, طبیعتا این رویکرد اعتبارش را برای گاهنگاری از دست داده است. احتمالا جستن صرفا شباهتها و از نظر دور داشتن تفاوتها نیز توصیفی در راستای استنتاج همزمانی است. اظهار نظر واندنبرگ در مورد آثار چشمه علی مثال گویای این موضوع است او می نویسد: قدمی ترین دوره چشمه علی (Ia) که روی خاک بکر قرار دارد شامل آثاری شبیه به سفال منقوش سیلک IIاست. در دوره بعد (Ib) قطعات سفال شبیه به سفال لایه سوم سیلک است (واندنبرگ 1379). در اینجا شباهت از این نظر ذکر می شود که بر اساس آن همزمانی پیشنهاد گردد.
به فرایند مطالعات بازمی گردیم؛ اشمیت در سال 1934 یک تپه دیگر دارای سفال مشابه چشمه علی در نزدیکی ان را گزارش کرده است. این تپه مرتضی گرد نام دارد و در سال 1976 بوسیله مجیدزاده و در پایان نامه دکترایش معرفی شده است (Madjidzadeh 1976).
شناسایی سفال نوع چشمه علی در اوایل قرن گذشته به دشت تهران محدود نشد. در سال 1931 تورنگ تپه واقع در 20 کیلومتری شمال شرق گرگان توسط وولسین کاوش شد. این تپه مجددا در سال 1961 بوسیله ژان دهه مورد کاوش قرار گرفت (Deshayes 1967). پایینترین آثار این تپه دوره I شامل دو زیر دوره است: Ia دارای آثار فرهنگ جیتون یعنی دوره نوسنگی و Ib دارای سفالهای مشابه با فرهنگ چشمه علی (ملک شهمیرزادی 1378). در اینجا نیز از شباهت آثار همزمانی نتیجه گرفته شده است.
سیلک تپه باستانی واقع در جنوب غرب کاشان طی سالهای 38-1933 بوسیله رومان گیرشمن کاوش شد. در تپه شمالی که دارای آثار قدیمی تر بود آثار دو دوره شناسایی شد. در این تپه سفالهای خشن و نخودی دوره I به تدریج به سفالهای قرمز رنگ ظریف با نقوش سیاه در دوره II جای گزین شده است (گیرشمن 1379). به دلیل اهمیت تپه باستانی سیلک در مطالعات باستان شناسی پیش از تاریخ ایران و همچنین شیوه حفاری نسبتا قابل قبولش نسیبت به زمان حفاری سفال چشمه علی به سیلک II نیز معروف شده است. بر اساس آنچه گیرشمن در گزارش حفاری های سیلک توصیف کرده است سفالهای با پوشش قرمز و نقوش سیاه به یکباره در دوره II ظاهر نمی شوند. بلکه پیشینه ای در لایه های جدیدتر دوره اول دارند که در دوره دوم به اوج ظرافت می رسد و در دوره سوم نیز سفالهای نخودی جای گزین سفالهای قرمز می شوند. در بررسی فرایند کلی آثار لایه های گوناگون تفاوتی محسوس میان سیلک و چشمه علی مشاهده می شود. گرچه گزارش کاوشهای اشمیت در چشمه علی هرگز منتشر نشد اما مطالعات بعدی بر روی آثار این کاوشها و خود تپه نشان می دهد که سنت سفالهای قرمز رنگ در چشمه علی از قدیمی ترین لایه ها تا جدیدترین لایه ها دارای آثار مس- سنگ سنتی متداوم است.
گیرشمن تحت عنوان روابط خارجی, آثار سیلک را با آنو مقایسه کرده است. او درباره آثار دوره های آنو I,II چنین می نویسد: درباره فرهنگهای اول و دوم این محوطه (آنو) با فرهنگ های قدیمی ایران مثل موسیان, شوش , گیان و حصار که در سفال آنها بعضی افراد نیای مشترک با سفال آنو را حدس می زنند از آن خیلی غافل هستند(اشاره گیرشمن به نظر دمرگان است که قبلا ذکر شد). تپه شمالی سیلک این فضای خالی را پر می کند(گیرشمن 1379). در ادامه گیرشمن به طور مفصل شکل سفالها , شیوه های معیشت, سنتهای تدفین و مصالح معماری همچنین وجود و نبود بقایای فلزی در آنو وسیلک را با هم مقایسه کرده و نییجه می گیرد که:
1- فرهنگ دوم (آنو) با پاره ای تغییر و تکامل در هنر سفالگری و فلزکاری که چندان هم به چشم نمی آید چیزی نیست جز مرحله جوانتری از فرهنگ اول.
2-فرهنگ دوم نشانگر همان ویژگیهایی است که لایه های متاخرتر سیلک اول آنها را دارند. به بیانی دیگر از نظر گاهنگاری زمان سکونت گورکان شمالی (آنو) همزمان با سیلک I است.
دو فرهنگ ایران و ترکستان از نقطه مشترکی شروع می شود و در پی آن توسعه مشترک طولانی و موازی می یابد. این توسعه مشترک در همسانی سفال ،آغاز فلزکاری ، شیوه های معیشت و یکسانی سنت دفن مردگان مشاهده می شود (گیرشمن 1379).
گیرشمن در عین توجه به ساختارهایی مانند معیشت و سنتهای تدفین توجه دقیقی به زمینه ها و بافتها نیز دارد. او در عین حال فرایندهای تحول و توسعه در آنو و سیلک را مورد مقایسه قرار می دهد. او نیز از شباهتها در مقیاسی گسترده همزمانی را نتیجه می گیرد!
پس از حفاریهای اشمیت در چشمه علی و گیرشمن در سیلک , دونالد مک کان با مطالعه لایه نگاری تطبیقی فرهنگهای پیش از تاریخی ایران سفالهای آنوی Ia,b را با سفالهای دوره سیلک I,II مقایسه کرد. وی در این باره می نویسد سفالگری آنوی Ia در مرحله سیلک II است. در صورتی که سنت فرهنگ نوع سیلک I را نشان می دهد, البته ظروف نخودی آنو در اصل همانند سیلک II نیست. شکل سفالهای آنوی I به استثنای کاسه های گود, نوعی که احتمالا تکامل یافته یک گونه سیلک Iمی باشد با سفالهای سیلک I تفاوت دارد. شاید در آنو شکل ظروف نخودی به ظروف قرمز رنگ نزدیک شده بود به عبارت دیگر فرهنگ ظروف نخودی که در آنوی Ia رواج داشت آنقدر با سیلک I تفاوت پیدا کرده بود که بیشتر شکلهای آنها ناهمانند بوده است.
در آنوی I عناصر مختلفی وجود دارد که در سیلک قبل از دوره دوم پیدا نشده آنوی Ia با عنایت به شکل فنجانها یک گونه نقش و وجود ظروف با کف مقعر حلقوی همزمان با سیلک IIاست. به نظر می رسد فرهنگ آنوی I از توابع (اقمار) سیلک II  بوده است. نبود نقش حیوانی در آنو تایید می کند که این عنصر در سیلک II تاثیر بیرونی است؛ از نظر ایجاد نقش-دوره یاد شده- متفاوت با سیلک I  بوده است(McCown 1942).
در سال 1948کارلتون اسنلی کون در دو غار کمربند و هوتو در ساحل جنوبی دریای خزر و نزدیکی بهشهر به کاوش پرداخت, در غار کمربند از لایه 3 به بالا چند قطعه سفال شبیه به سفالهای فرهنگ چشمه علی شناسایی شد و در غار هوتو نیز از لایه های 45-32 به تدریج سفالهای پوک کمربند جای خود را به سفال ظریف نوع چشمه علی داده است (Coon 1951). در سال 1957برتون براون در قره تپه شهریار در 20 کیلومتری جنوب تهران کاوش کرد و آثار دو دوره سیلک II و حصار I را در تپه مذکور تشخیص داد. او در اظهارنظر گاهنگاری  برای آثار سیلک II قره تپه, تاریخی جدیدتر از گاهنگاری پیشنهادی دیگران ارائه می دهد(Brown 1959).
در سال 1959 علی حاکمی تپه اسماعیل آباد(موشلان تپه) را در دشت قزوین شناسایی کرد و در آن به حفر گمانه پرداخت. در دهه 1970پروژه کاوش و بررسی دشت قزوین توسط گروه باستان شناسی دانشگاه تهران آغاز شد, طی این پروژه تپه زاغه واقع در 150 کیلومتری غرب تهران بوسیله ع.نگهبان و سپس ص.ملک کاوش شد. زاغه نیز به نظر کاوشگران استقراری دارای آثار دوره های هم افق با سیلک I,II است.
فرایند ظهور سفالهای قرمز رنگ  نوع چشمه علی در میان آثار تپه زاغه همانند سیلک است چرا که لایه های 9-4 دارای سفالهای ساده, منقوش نوع زاغه و استاندارد زاغه است و در لایه های 3-1 سفالهای نوع چشمه علی در بین آثار پدیدار می شود. وجود بدون پیشینه سفالهای نوع چشمه علی در تپه زاغه را کاوشگر به وارادتی بودن این آثار تفسیر کرده است.
بررسیها در استان سمنان در دهه 1970 بوسیله ماسودا آغاز شد. نامبرده طی سالهای 73-1971 تپه سنگ چخماق در 8 کیلومتری شمال شاهرود را کاوش کرد, او نیز در چند صفحه بسیار کوتاه آثار هم افق با سیلک I,II را از این تپه گزارش کرده است (Masuda 1979).
انتشارنیافتن گزارش سنگ چخماق باستان شناسان را از دانستن زمینه های داده های باستان شناختی در سنگ چخماق، تنها استقرار نوسنگی و مس- سنگی کاوش شده درشمال شرق ایران محروم کرده است.
داده های مادیی که تحت عنوان آنوی Ia در ترکمنستان شناخته می شود و تنها در مواردی شباهتهای دوری با آثار فرهنگ چشمه علی دارد طی دهه 80-1970 از پسیجیک تپه, مونجقلی (Bordieu 1972), چاکماکلی (Bordieu 1976) در حاشیه کویر قره قوم در ترکمنستان بررسی, کاوش و گزارش شده است؛ اطلاعات موجود درباره این استقرارها از این نظر اهمیت دارد که کاوش گسترده و انتشار گزارشهای آن موجب شد باستان شناسان اطلاعاتی از زمینه و بافت معماری فرهنگ آنوی Ia در حاشیه کویر قره قوم به دست آورند.
تپه شیرآشیان در 15 کیلومتری غرب دامغان در سال 1976 بررسی و معرفی شد (Madjidzadeh 1976). در سال 1979 تپه اسماعیل آباد دوباره کاوش شد در این تپه آثار هم افق با سیلک I,II شناسایی شد. سفالها از دوره I به تدریج با سفالهای قرمز دوره سیلک  II جای گزین می شوند(Talai 1983). اثار به دست آمده از تپه اسماعیل آباد در نوع خود بی نظیر است , تنوع بسیار گسترده انواع نقوش و ظرافت سفالها در این استقرار دارای فرهنگ چشمه علی آن را از دیگر استقرارهای این دوره نسبتا متمایز می کند.
بررسی دره های بالایی اترک بوسیله ریچاردی و بیشونه همچنین بررسی دشت درگز توسط کوهل و هسکل هر دو در آستانه انقلاب انجام شد که آخرین فعالیتهای باستان شناسان خارجی در ایران قبل از انقلاب ونخستین توجه ها به آثار استقرارهای پیش از تاریخی در دره های ارتفاعات خراسان است.
ریچاردی طی بررسی دره های بالایی اترک چهار استقرار فتح آباد, خندق, جعفرآباد و یک استقرار بدون نام (XA6) را به عنوان استقرارهای دارای آثار مشابه با آنوی I معرفی کرده است (Ricciardi 1985, 1976).
قابل ذکر است که کوهل و هسکل معتقدند که آثار قدیمی تر از نمازگاه I در دشت درگز وجود ندارد یا در زیر لایه های رسوبی مدفون شده است (Kohl & Heskel1980). اما بررسی های بعدی نشانداد که این نظر درست نیست. ماسودا طی یک بررسی عمومی دو تپه حیدران و پهلوان را در 2 و 4 کیلومتری جنوب شرق جاجرم گزارش کرد که تپه پهلوان دارای سفالهای نوع چشمه علی است(Masuda 1975). این منطقه از این نظر که در میان منطقه شاهرود در دامنه های جنوبی البرز، دره های بالایی اترک و دشت گرگان واقع شده وجود آثار درآن از اهمیت فوق العاده برخوردار است.
پس از انقلاب اسلامی فعالیت باستان شناسان خارجی در ایران متوقف و تا یک دهه فعالیتهای باستان شناسان ایرانی معطوف به بررسی و گمانه زنیهای اضطراری شد. طی این فعالیتها نیز استقرارهایی دارای آثار فرهنگ چشمه علی شناسایی شدند.
در سال 1985 تپه شغالی در شهر پیشوا واقع در جنوب تهران توسط احمد تهرانی مقدم گمانه زنی شد. در عمیق ترین لایه های این تپه سفالهای نوع چشمه علی شناسایی شد(تهرانی مقدم 1371).
از سال 1988 طی 5 فصل میرعابدین کابلی به بررسی در منطقه قمرود پرداخت. در این منطقه که قبلا گیرشمن در جنوب آن از تپه کوچکی سفالهای نوع سیلک II را شناسایی کرده بود (به نقل از اسفندیاری 1378) کابلی از 5 محوطه سفال نوع چشمه علی را گزارش کرد(کابلی 1378). در ادامه این بررسیها نامبرده از سال 1374 تاکنون مشغول کاوش در قره تپه قمرود است. بر اساس یادداشت کوتاهی که از این کاوش منتشر شده عمده آثار کاوش شده در قره تپه همزمان با سیلک IIIدانسته شده است (کابلی 1376).
در سال 1993 ص.ملک مجموعه اطلاعات سفالهای دارای فرم و نقش مشابه فرهنگ چشمه علی را گردآوری کرده و در مقاله ای با عنوان «انتقال اندیشه:سوسک مصری در دشت قزوین» این اطلاعات را برای ارائه تفسیری در مورد روابط فرهنگی ایران –آسیای مرکزی , بین النهرین و آسیای صغیر به عنوان پیشینه جاده ابریشم به کار گرفته است (ملک 1372).
در سال 1996 کوثری و ملک به گمانه زنی در تپه پوئینک در شرق ری پرداختند در این تپه نیز آثار فرهنگ چشمه علی از پایین ترین لایه ها روی خاک بکر گزارش شده است (ملک 1376).در سال 1997 ح.فاضلی و م.صراف چشمه علی را لایه نگاری کردند (Fazeli 2001).
در سال 1998گاراژیان دشت درگز خراسان مجاور مرز ایران و ترکمنستان را بررسی و 22 محوطه پیش از تاریخی گزارش کرد از این محوطه ها سه محوطه یوخاری قلعه قره قویونلو, نوروز تپه و یاریم تپه دارای سفالهای نوع آنوی Ia بودند. این سفالها دقیقا همانند سفالهای نوع چشمه علی نیستند بلکه تنها یک نقش مایه نقوش سیاه رنگ تورریز در میان نوارهای پهن و کاسه هایی با کف مقعر یعنی شاخصهای تمایز آثار آنوی Ia از جیتون در آنها قابل مقایسه با سفالهای نوع چشمه علی است (گاراژیان 1377).
بررسی دامنه های جنوبی البرز در شمال شرق ایران و در محدوده استان کنونی سمنان بوسیله ح.رضوانی در سالهای 2000-1999انجام شد وی 16 محوطه دارای سفالهای نوع چشمه علی گزارش کرده است(رضوانی 1378,1378). بر اساس داده های حاصل از بررسیهای سطحی استقرارهای دامنه های جنوب شرقی البرز به ویژه محدوده شهرستان شاهرود استقرارهایی گسترده (بالغ بر 3هکتار) هستند که در سطح ، سفالهای نوع چشمه علی اکثرا دارای نقوش هندسی و در طیف گسترده ای مشاهده می شود.
در سال 2000کاوش اضطراری ص.ملک و ج.نوکنده در آق تپه در 350 متری جنوب غرب روستای بزق آباد در محدوده شهرستان گنبدکاووس انجام شد. نامبردگان از دوره IIاین تپه سفالهای نوع چشمه علی را گزارش کردند (ملک و نوکنده 1379).
آخرین محوطه کاوش شده در دشت تهران دارای سفالهای نوع چشمه علی جیران تپه است که در محدوده تپه بزرگ ازبکی در شهرستان ساوجبلاغ کرج قرار دارد (مجیدزاده 1380). اطلاعات جزیی و دقیق این کاوشها هنوز منتشر نشده است اما نخستین بار طی بررسی آ.اسفندیاری آثار فرهنگ چشمه علی در این تپه شناسایی و گزارش شد(اسفندیاری 1378).
در سال 2001 ح.فاضلی به بررسی دشت تهران پرداخت و چهار محوطه مافین آباد,فخرآباد, میمون آباد و صادق آبادی را با سفالهای نوع چشمه علی معرفی کرده است. (fazeli 2001).
در سالهای اخیر بررسیهای باستان شناسی در شرق ایران افزایش یافته اما عموما این بررسیها معطوف به آثار دوره های اسلامی و تاریخی بوده است.
در سال 2002 م.اعتمادی در محدوده شهرستان نیشابور محوطه گسترده (13 هکتاری) برج را شناسایی کرد. بررسی نگارندگان در این تپه نشان داد که عمده آثار سطحی که احتمالا تداومی از پایان نوسنگی تا پایان برنز را نشان می دهد سفالهایی با پوشش غلیظ قرمز قابل مقایسه با سفالهای آلویی هستند. اما در میان سفالها نمونه های معدودی به چشم می خورد که نقوش سیاه روی زمینه قرمز دارند وشباهتهای دوری با سفال چشمه علی را نشان می دهد. همچنین فرم کاسه هایی با کف مقعر نیز در این محوطه شناسایی شده است.
در سال 2003 نگارندگان با هدف گردآوری اطلاعات کلی و تبیین فرضیات برای مطالعات پیش از تاریخی خراسان دست به بررسیهای گسترده در دره های ارتفاعات شمال خراسان زدند. در این بررسیها آثار فرهنگ چشمه علی در استقراری به نام ذوالفرخ واقع در 114 کیلومتری جنوب شهر سبزوار در حاشیه شرقی کویر شناسایی شد. گرچه حتی وجود استقراری پیش از تاریخی در میان کویر و دور از منابع آب دور از انتظار است اما سفالهای سطحی این استقرار شباهتهای نزدیکی با سفالهای نوع چشمه علی دارد. در این بررسی استقرارهای قلعه خان در بخش مانه و سملقان و تپه یام دارای سفالهای فرهنگ نوع چشمه علی شناسایی شد که سفالهای اولی بسیار شبیه سفالهای نوع چشمه علی است.

تاریخ باستان شناسی ایران با پژوهشهای تاریخ هنری و زیبایی شناسانه فرانسویان در اواخر قرن 19م. آغاز می شود, شیوه ای که در باستان شناسی ایران اقتدار خود را تا امروز حفظ کرده است.
سفال چشمه علی سفالی ظریف, دارای نقوش بسیار زیبا و با پوششی قرمز رنگ است که به سادگی از سفالهای پیش از خود قابل تمیز است. همین ویژگیهای این نوع سفال به علاوه سادگی در شناسایی در بررسی سطحی سبب شده تا میل به شناسایی آن در باستان شناسان ایرانی افزایش یابد. میلی که عمدتا بر شناخت زمینه و بافت اجتماعی ظهور آن پیشی گرفته است و شاید همین زیبایی و تکنینک بالای ساخت سفال چشمه علی است که سبب شده ما تا امروز از کاربرد, نحوه استفاده, طبقه اجتماعی استفاده کننده گان و ساختار اجتماعی جوامع سازنده این نوع سفال تقریبا بی اطلاع باشیم
سفال نوع چشمه علی گونه های متفاوتی دارد: گوته دارای پوشش قرمز با خمیره قرمز و با فرم کاسه ها و گلدانها عموما کوچک در شمال مرکزی ایران, گونه ای با خمیره نخودی وپوشش رقیق قرمز در شمال شرق خراسان, و گونه ای که مک کان آن را سفال سیلک II با فرم سیلک I می نامد و در جنوب غربی ترکمنستان و شمال خراسان شناسایی شده است. هر چند شباهتهای انکارناپذیر و کلی در این گونه ها وجود دارد اما این شباهت کلی است و نمی توان آن را به جزییات نسبت داد. مدلهای پیشنهادی برای تبادل سفال چشمه علی عموما با چشم پوشی از تفاوتهای عمده سفالهای انواع مختلف این نوع سفال ارائه شده اند و در مواردی شباهت را آنقدر دانسته اند که حتی اظهار شده ممکن است این سفالهاساخته یک کارگاه باشد.
یکصد سال از زمان شناسایی نخستین سفال آنوی Ia گذشته است, و درست از همان زمان کاوشگران سعی در شناسایی سرچشمه این نوع سفال کرده اند , فارغ از مدلهایی واقعی و فارغ از انسانهایی که آنها را ساخته و از آنها استفاده کرده اند.
با فرض روابط بین محوطه های دارای سفال نوع چشمه علی و با هدف توضیح این روابط دست به یک تجربه زدیم. در این تجربه سعی کردیم زمان لازم برای طی فاصله بین محوطه ها را در یابیم. نتیجه اینکه یک مرد جوان با 10-8 کیلوگرم بار و در فصل تابستان فاصله ای به مسافت 300/8 کیلومتر را در 15/1 ساعت می پیماید اما برای همین پیاده روی احتیاج به دست کم 40 دقیقه استراحت دارد, فاصله ای که او می تواند با احتساب رفت و برگشت در یک روز بپیماید بیش از25 کیلومتر نیست. این سرعت در حالی است که زنان و فرزندان همراه مرد مزبور نباشند و همچنین راه به صورت خط مستقیم باشد. نتیجه اینکه برای استقرارهای با فاصله بیش از 15 کیلومتر نمی توان ارتباط متداوم و به صورت روزانه را در نظر گرفت. هنچنین برای استقرارهایی که بیش از 25کیلومتر از یکدیگر فاصله داشته باشند نمی توان ارتباط متداوم یک شبانه روزی در نظر گرفت. با وجود پراکندگی استقرارهای دارای سفال نوع چشمه علی در متراکمترین قسمتها یعنی دشت تهران و دشت شاهرود به سادگی می توان دریافت که بر اساس اطلاعات حاصل از این تجربه نباید ارتباط متداوم میان این استقرارها را در نظر بگیریم. این در حالی است که اکثر استقرار های دارای فرهنگ چشمه علی به صورت مجموعه هایی در واحه ها و دشتهای حاشیه کویر واقع شده اند که صدها کیلومتر با هم فاصله دارند. از همه اینها مهمتر اینکه به نظر می رسد با وجود رسوبات و نهشته های بادی در دشتها و واحه هایی که استقرارهای چشمه علی در آن واقع شده اند احتمال شناسایی تمام استقرارهای دارای این فرهنگ بسیار کم است. نکته پایانی اینکه با اطلاعات بسیار محدودی که درباره استقرارهای دارای فرهنگ چشمه علی در دست است با ذهنیت معاصر نمی توانیم انگیزه های چنین ارتباطی را بدون استفاده از مدل بازسازی کنیم.

پیشنهاد مدل با توجه به زمینه زنده
فرضیه ارتباط آسیای مرکزی و ایران مرکزی در دوره مس – سنگی و حتی پس از آن بدون مدل قابل قبول و آزمون پذیر ارائه شده است. به گفته متیو جانسون (Johnson,1999) نه اینکه باستان شناسی سنتی فاقد مدل باشد بلکه این باستان شناسی مدلهای خود را عموما از داده های تاریخی وام می گیرد. این در حالی است که زمانی احتمال سقوط به ورطه تفسیرهای غیر واقعی بالا می رود که بدانیم داده های باستان شناسی ساکت و خاموشند  و ما با مدل به مثابه دستور زبان به داده ها به مثابه لغت مفهوم می بخشیم.
در مورد ارتباط بین آسیای مرکزی و ایران مرکزی واضح است که مسیرهای پینهاد شده مطابق با جاده ابریشم و لاجورد دوره تاریخی است (رک : ملک شهمیرزادی,1372). این در حالی است که در صورت طرح فرضیه ارتباط در این گستره جغرافیایی ناچار به در نظر گرفتن قابلیتهای برقرارکننده چنین ارتباطی یعنی «انسان» هستیم و قاعدتا باید وجوه اجتماعی, فرهنگی و قومی او را مئ نظر بگیریم. مسلما چنین فرضیه ای با پرسشهای فراوانی همراه است ,شاید در زمان گیرشمن قابل قبول بود که سفالهای سیلک II با سفالهای آنو Ia قابل مقایسه و شبیه هستند اما چه در آن زمان و چه در این زمان که در فاصله میان سیلک و آنو بیش از 50 محوطه باستانی با سفال نوع چشمه علی شناسایی شده این پرسش به جای خود باقی است که این ارتباط چرا و چگونه برقرار می شده و مدلهای برقراری چنین ارتباطی کدامند؟ آیا اساسا چنین ارتباطی چه ضرورتی داشته؟ و در صورت پذیرش آن چه کنش و واکنشی هایی با ساختار اجتماعی و قومی و فرهنگی جوامع بر قرار کننده روابط داشته است؟
با توجه به قابلیتهای انسانی و اجتماعی و با فرض ارتباط بین محوطه های دارای سفال نوع چشمه علی به دنبال الگویی بودیم که فراورده های مادی مشترکی در استقرارهای مختلف به جا بگذارد. با استفاده از این مدل می توانستیم قابلیت های انسانی در طی مسافتهای طولانی و جاگذاری داده های مشابه را توضیح دهیم.
در سال 2002 و در پژوهش قوم باستان شناسانه دهستان میانکوه درگز در شمال شرقی استان خراسان موفق به مشاهده چنین الگویی شدیم؛ این الگو خانواده آهنگری دوره گرد بودند که در روستای یدک در شمال شرق قوچان ساکن هستند و از چکنه در جنوب شرق قوچان تا شرق دهستان میانکوه در درگز یعنی منطقه ای به وسعت     را دوره گردی کرده و به روستاهای آن خدمات رسانی می کنند.
خانواده آهنگر فاصله روستاها را پیاده می پیمایند و عموما زنان و فرزندان خود را همراه می برند؛ در هر روستا متناسب با میزان کار اطراق می کنند که معمولا زمانی بین 7-3 روز است. در هر روستا در خانه روستاییان و یا بناهای عام المنفعه ای مانند مسجد سکنی می گزینند. مردان خانواده آهنگرند و زنان غربال می بافند و نخ می ریسند. ردان خانواده نسل اندر نسل آهنگرند و شاهد بر این مدعا نام خانوادگی آنها «حداد» است که به معنی آهنگر است.
آنها در میدانگاهی روستاها بساط می کنند. وسایل آنها قابل حمل و عبارت است از یک چکش, یک سندان و یک جفت دم پوستی.
آهنگر متخصصی منحصر به فرد است و به همین دلیل کار کارگری نمی کند, او کارهایی مانند پتک زنی را به سفارشدهنده یا روستاییان می سپارد و خود به کار انها نظارت می کند و کارهای تخصصی را انجام می دهد.
آهنگر از آهنها و فلزات مستعمل در هر روستا برای ساخت دوباره ابزار استفاده می کند؛ در محل کار آهنگر زواید و بقایا باقی می ماند. انچه قابل استفاده است دوباره استفاده می شود و بقیه در همان جا گذاشته می شود. آهنگر در ساخت ابزار عموما سلیقع سفارش دهنده را مد نظر دارد. او در ازرای کار, گاه پول, گاه خدمات و گاه خوراک دریافت می کند.
آهنگران دوره گرد مهارت برقراری ارتباط با زبانهای مختلف بوم خود را یافته اند و خود را از هیچ محل یا روستای خاصی نمی دانند. آنها در فصول سرد سال در روستایی یکجانشین زندگی می کنند که در انجا روستاییان کارگاه و خانه در اختیارشان قرار می دهند. آهنگران دوره گرد در محدوده ای دوره گردی می کنند که روستاییان برخی از روستاها از وجود روستای دیگری که اهنگر به آنجا می رود حتی اطلاع هم ندارند و به دلیل صعب العبور بودن منطقه با آنها رفت و آمد نمی کنند.
فراورده ها و تولیدات فلزی آهنگر دوره گرد در تقریبا تمامی روستاهایی که او به آنها می رود یکسان است. این دادهای مادی شامل وسایل کشاورزی مانند داس, دامداری مانند علف بر و وسایل کارهای خانگی مانند درفش و سوزن است. آهنگر معمولا نقشی بر روی تولیدات خود حک می کند که در بیشتر موارد شبیه یا یکسان است. این شباهت را نمی توان نتیجه ارتباط دانست. در واقع کار آهنگر دوره گرد برقراری ارتباط نیست او با رفت و آمدهایش پیوندی فرهنگی برقرار می کند؛ پیوندی که هر چند داده های مادی شبیه و حتی یکسان به جا می گذارد اما سبب ارتباط استفاده کنندگان این فراورده ها نمی شود و روستاییان روستاهای مختلف حتی از دارا بودن ابزار شبیه به هم اطلاعی ندارند.
مدل ارائه شده مدلی جزمی و غیر قابل نقد نیست بلکه تنها الگو و نمونه ای است که می تواند پیچیدگی های اجتماعی و انسانی روابط و پیوندهای فرهنگی – اجتماعی را متذکر شود؛ پیچیدگیهایی که باستان شناسان گاه به سادگی آنها فرا انسان و تنها متجلی در داده های مادی دیده و آنها را بدون مراجعه به هیچ مدل انسانی مورد تفسیر قرار می دهند.
حال بل توجه به مدل ارائه شده و مدلهای مشابه می توان پرسشهایی طرح کرد که سرآغازی هستند بر نقد تفاسیر سنتی درباره روابط فرهنگی محوطه ها در دوره پیش از تاریخ:
چرا همواره در مورد الگوهای ارتباطی تبادل کالا و نه تبادل یا چرخش متخصص را در نظر داریم؟به راستی در صورت وجود چنین شکلی پیچیده از پیوندهای فرهنگی و با توجه به انتزاعی بودن آن چگونه می توان آن را تنها در داده های مادی شناسایی کرد؟ و همچنین در صورتی که وجود چنین پیوندهای پیچیده ای را بپذیریم چگونه می توانیم تنها به داده های مادی محدود چون سفال آن هم حاصل از بررسی سطحی و فاقد زمینه و بافت برای ترسیم راههای ارتباطی اکتفا کنیم؟

  - در مقاله حاضر نتیجه مطالعات متاخر محوطه های باستان شناختی خراسان لحاظ نشده است.

برای مشاهده تصاویر در زیر کلیک کنید:

کتابنامه:
-Bishione, Raffaele "Dynamics of an Early South Asian Urbanization: First Period of Shahr-i Sokhta and its Connections with Southern Turkmenia" South Asian Archaeology; Norman Hammond (Ed.) London, 1973
- Cassin, Jack, Archaeological Pre- history of Turkmenistan, http:// www. Wavingartmuseum. Org/ex3-prehistoric.htm, 2000
-Dales, George F. "Archaeological and Radio Carbon Chronologies For protohistoric South Asia" South Asian Archaeology; Norman Hammond (ed) London; 1973
-Deshayes, Jean; Fouilles de Tureng Tepe Paris: Editions Recherche sur les Civilisations; 1987
  -Ehrich, Robert, W. (ed); Chronologies in Old World Archaeology; Chicago and London: the University of Chicago Press; 1992
-Hakmi, Ali; Shahdad: Archaeological Excavations of a Bronze Age Centerin Iran; Translated and Edited by S.M.S Sajiadi; Rome: Ismeo, 1997
      -Harris, David, The beginning of agriculture& sedentary settlement in
       western Central Asia, Http:// www.ucl.ac.uk/archaeology,2001.
      -Hiebert, Fredrik, Enigmatic Bronze Age stamp seal excavated at Anau
      Depe in Turkmenistan,  http:// www. Upm.ac/archaeology, 2002
-Khlopina; L.I "Namazga - depe and The late Bronze Age of Southern Turknenia" The Bronze Age Civilization of Central Asia ; Philip L. Kohl (ed); New york; Armonk; 1981; 35-60
-Kircho, L.B "The Problem of the Origin of the Early Bronze Age Culture of Southern Turkmrnia" The Bronze Age Civilization of Central Asia; Philipl. Kohl (ed); New York: Armonk; 1981; 96-106
 -Kohl, Philip. L; Central Asia Paleolithic beginning to Iron Age; Paris: Edition Recherche sur les civilisations 1984
. ____________ the Bronze Age Civilization of Cetral Asia; New York: Armonk 1981
- Kohl,Philip l.and Dennis L. Heskel "Archaeological Reconnaissance in the Darreh Gaz Plain: A short Report" Iran; Vol XVIII; 1980, 160-169  
-Lmaberg - Karlovsky, C.C. and Maurizio, Tosi " Shahr - i Sokhta and Tepe yahya: Tracks on the Earliest History of the Iranian Plateau" East and West  ; New series Vol 23- Nos 1-2; 1973; 21-53
-Masson, V.M; Altyn - Depe; Translated by Henry N. Michael; Philadedphia: the University of Pennsulvania; 1981
-Masson,V.M.and D. R. Harris:  New Excavations at Jeitun, Turkmenistan the First. Five Years; New Archaeological Discoveries in Asiatic Russia and Central Asia; Sankt - Petersburg; 1994; 14-16
 -Masson, V.M. and V.I. Sarianidi; Central Asia Turkmenia Before the Achaemenids , Translated and Edited With a Preface by Ruth Tringham; Southanpton: Thames and Hudson; 1972
- Masson V.M.and T.P. Kiiatkina "Man at the Down of Civilization" the Bronze Age Civilization of Central Asia ; Philip L. Kohl (ed) New York: Armonk; 1981, 107- 234.
-Mc cown,D. The Comparative Stratigraphy of Early Iran; Chicago: the University of Chicago Press; 1942
 -Mellaart, James; the Neolithic of the Near East  ; London: Thames and hudson; 1975
 -Pumpelly, Raphaes; Explorations in Turkestan with an Account of the Basin of Eastern Perstern and Sistan; Washington: Carnegie Institution of Washington; 1905  
- Ricciardi, Roberta Veone,"Greci, PartieSasanidi" (1985) In: neoQuarantelli, Ezio (ed.), La Terra tra i due fiumi: venti anni di archeologia italiana in Medio Oriente, la Mesopotamia dei tesori Torino: Quadrante, 1985, p. 289-293, 340-348.
-Sarianidi, V.I. "Southern Turkmenia and Northern Iran Ties and Differences in Very Ancient Times" East and west,  New Servies; Vol. Nos 3-4 S, P. Dec 1971; 291-310.
-Sarianidi, V.I "the Most Ancient Art of South Turkmenia and the Iranian Parallel" Vth International Congress of Iranian Art and Archaeology; Tehran: 1972; 383- 390.
- باغستانی، سوزان،بررسی مهرهای مشبک فلزی شرق ایران آسیای مرکزی و شمال چین،باستان شناسی وتاریخ سال سیزدهم ،بهار 1380،صص2-11
- رضوانی، حسن، الگوی استقرار و فرهنگهای پیش از تاریخ در استان سمنان، باستان شناسی و هنر ایران، 32 مقاله در بزرگداشت عزت ا... نگهبان، به کوشش: عباس علیزاده،یوسف مجیدزاده، صادق ملک شهمیرزادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی،1378،صص. 19-7
- صادق، مینا، بررسی روابط فرهنگی و اقتصادی فلات ایران، جنوب ترکمنستان، افغانستان و بین النهرین در روزگار باستان، یادنامه گردهمایی باستان شناسی شوش، جلد اول، تهران، میراث فرهنگی کشور، 1376،صص.248-233
- علیزاده ،عباس، تئوری وعمل در باستان شناسی ، تهران ،میراث فرهنگی،1380
- طلایی، حسن، باستان شناسی و هنر ایران در هزاره اول قبل میلاد ، تهران ، سمت ،1374
- گاراژیان‚ عمران، بررسی باستان شناختی محلهای پیش از تاریخی حاشیه رودخانه درونگر واقع در شمال شرق استان خراسان، پایان نامه برای کارشناسی ارشد باستان شناسی‚ دانشگاه تربیت مدرس‚ 1377
- گاراژیان‚ عمران و دکتر جلال الدین رفیع فر‚ مطالعه راههای عملی و پایگاههای روابط فرهنگی طی دوره گذر از نوسنگی به مس – سنگی : ایران و آسیای مرکزی‚زیر چاپ در مجله مدرس ،1382
- گیرشمن، رومن، سیلک کاشان، ترجمه اصغر کریمی، جلد اول ،تهران سازمان میراث فرهنگی کشور1379
- مجیدزاده‚ یوسف‚ دوران مفرغ در ماوراء النهر باستان‚ باستان شناسی و تاریخ‚ سال سوم‚ شماره دوم‚ بهار و تابستان 1368‚صص.14-2

شاخه اصلی

نظریه

باستان شناسی فاجعه...متولد می شود!

باستان شناسی فاجعه شاخه ای از باستان شناسی معاصر است که در روز 11 سپتامبر 2001 و در پی از بین رفتن برجهای تجارت جهانی متولد شد. در آن روز ریچارد گولد شروع به کاوش درگراند زیرو کرد.

برای مطالعه مطلب زیر در  فرمت پاور پوینت در زیر کلیک کنید: 

 

شاخه اصلی

نظریه

خدایان آشوری

آشوریها ، هم خدایانی را که در بابل مورد ستایش بود می پرستیدند فقط آشور خدای انحصاری آنها محسوب می شد ودر میان سایر خدایان ، خدایان جنگ مانند ایشتار رب النوع آشور و آربل و نینورتا و شولمان اهمیت بیشتری داشتند.

برای مشاهده این مطلب به صورت پاور پوینت در زیر کلیک کنید:

شاخه اصلی

نظریه

باستان شناسی آذربایجان

باستان شناسی آذربایجان (از دوره اورارتو تا شروع اشکانی)، ترجمه: محمد فیض خواه و صمد علیون، انتشارات اختر، تبریز 1388.
کتاب باستان شناسی آذربایجان شامل مجموعه مقالات انتخابی از دوره های مختلف باستان شناسی (اورارتو-اشکانی) در آذربایجان است. مقالات به طور کلی به 3 بخش تقسیم می شود. 4 مقاله نخست در مورد باستان شناسی منطقه آذربایجان است. از مقالات 5 تا 10 از فرهنگ عصر آهن III به بحث گذاشته می شود. و موضوع مقالات 11 تا 15 مربوط به دوره هخامنشی و هلنی یا دوره آهن IV است.
در پیشگفتار کتاب مترجمین به تاریخچه ای از نظریه فرهنگ عصر آهن پرداخته اند. و در مورد نظریه عصر آهن IV از قول صاحب نظران مطالبی یاد آور شدند. همچنین نظر یانگ در مورد سفال های نخودی غربی، تقسیم بندی لوین در مورد عصر آهن III در آذربایجان، اشاره کوتاه به ظروف مثلثی در گاهنگاری آهن  III، به کار بردن آهن IV به جای دوره هخامنشی توسط برخی از باستان شناسان از دیگر مطالب در پیشگفتار کتاب است.      
پایان کتاب دارای 2 ضمیمه است. ضمیمه 1 شامل یک صفحه لغات انگلیسی به فارسی است. در ضمیمه 2 بیوگرافی مولفین و لیست کامل کتاب ها و مقالات منتشر شده آنان اختصاص داده شده است.
بحث ظروف مثلثی و دالبری، پراکندگی و تاریخگذاری این ظروف وجه اشترک اکثر مطالب مجموعه مقالات است.   
 قدیمی ترین مقاله کتاب، مقاله اسکار وایت ماسکارلا (1973) با عنوان کاوش های عقرب تپه، ایران و جدیدترین مقالات، با عنوان سفال منقوش هخامنشی در حسنلوی IIIA و تجدید نظر در ظروف مثلثی-دالبری از رابرت دایسون (1999) است. حجم کتاب 400 صفحه ای است.
فهرست مجموعه مقالات به شرح ذیل است:
1.     آذربایجان  (ولفرام کلایس)
2.     بررسی شمال غرب ایران، سال 1971   (استوارت سوئینی)
3.     استل ها و محوطه های دشت مشکین شهر در شمال شرقی آذربایجان، ایران   (اینگراهام و سامرز)
4.     بررسی مشکین شهر   (چارلز برنی)
5.     هنرو باستان شناسی ایران   (اسکار وایت ماسکارلا)
6.     کاوش های عقرب تپه، ایران   (اسکار وایت ماسکارلا)
7.     پایان حضور اورارتوها در حوضه دریاچه ارومیه   (اینا مدودسکایا)
8.     مادها و پارسها در ماورای قفقاز؟ افقهای باستان شناسی در ماورای قفقاز و آذربایجان (ایران)    (اشتفان کرول)
9.     معمای شناسایی محوطه های مادی در قرن هشتم و هفتم ق.م و شکل گیری سنت معماری ایرانی    (اینا مدودسکایا)
10.     ماد در عصر هخامنشی: عصر آهن جدید در مناطق مرکزی غرب ایران    (استوارت براون)
11.     سفال های ایران: دوره هخامنشی    (رمی بوشارلا و ارنی هرینک)
12.     سفال منقوش هخامنشی در حسنلوی IIIA    (رابرت دایسون)
13.     تجدید نظر در ظروف مثلثی-دالبری     (رابرت دایسون)
14.     سفال منقوش سبک اردبیل در آذربایجان (ایران)    (ارنی هرینک)
15.     ظروف دو لوله ای و پراکندگی آن در خاورنزدیک، از هخامنشیان تا ساسانیان    (ارنی هرینک)

مهدی خلیلی کارشناس باستان شناسی است.

شاخه اصلی

کتاب

باستان شناسی در نظام های دیکتاتوری

Archaeology Under Dictatorship, 2004,  Galaty, Michael L.; Watkinson, Charles (Eds.), Spronger
کتاب باستان شناسی در نظام های  دیکتاتوری کتابی است که خواندن آن را به همه باستان شناسان و غیر باستان شناسانی که علاقه مند هستند بدانند دیکتاتوری چگونه از داده ها و تفاسیر باستان شناختی استفاده می کند توصیه می کنیم.  کتاب به صورت مجموعه مقاله توسط دو باستان شناس به نام های مایکل گالاتی و چارلز ویتکلسون ویراستاری شده است و شامل مقالاتی از باستان شناسان کشورهای دارای رژیم توتالیتر از سراسری دنیاست،کتاب توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده است.
کتاب حاضر با این پیش فرض جلو می رود که باستان شناسی در خلا ایجاد نشده و به مثابه راهکاری اجتماعی و انسانی همواره از طزف دیکتاتورها مورد سو استفاده قرار گرفته است. رژیم های دیکتاتوری با تحمیل علایق و نیازهای خود باستان شناسی را از وجه علمی و دانشی خود دور می کنند.
در مقالات به نمونه های مورد مطالعه در لیبی، یونان، ترکیه، اسپانیا و ...پرداخته شده است. در هر نمونه به فشار دیکتاتوری در فرایند پژوهش باستان شناختی پرداخته شده است که گاهی به تفسیرهای ناسیونالیستی و گاه به حذف یا ایجاد یک داده تخیلی منجر شده اشاره می شود.
به عنوان مثال وجود قومیتی به نام هیتیت توسط نویسنده مقاله تنها نتیجه توهم ناسیونالیستی باستان شناسان و زبان شناسان نزدیک به آتاتورک دانسته شده ، چنانچه فشار فرانکو بر باستان شناسان اسپانیایی برای پرداختن به باستان شناسی اسلامی به ان سبب که در شرایط آن روز اسپانیا خنثی و بی عملکرد بوده نیز بررسی شده است.
خواندن کتاب ما را به شرایط داده های باستان شناختی در تاریخ معاصر کشورمان و سوءاستفاده دولت ها در این زمینه نیز نزدیک می کند به خصوص به علاقه ای که به دامن زدن به ملی گرایی های افراطی  به منزله یک راهکار ساختاری و استفاده از داده های صامت باستان شناسی برای تحمیل این تفکر به دیگران وجود داشته است.
جای یک مقاله در مورد پارادایم سوال برانگیز آریاییان و بازپرداخت آن در دوره پهلوی و همچنین قلع و قمع آثار با دیدگاه ایدئولوژیک در این کتاب خالی است. اما خواندن آن به همه خوانندگان ین دیدگاه اساسی را می دهد که به تفاسیرمنتشر شده باستان شناختی در رژیمهای دیکتاتوری به دیده تردید بنگرند.

شاخه اصلی

کتاب

مفاهیم کلیدی باستان شناسی (2): قدمت انسان

علی رغم آنکه بسیاری از فرهنگ های باستانی از جمله یونان، مصر، آشور، بابل و همچنین آمریکای مرکزی باستان بر این عقیده بودند که بشر از ده ها هزار سال پیش  وجود داشته است، اما به نظر می رسد چنین اندیشه ای در اروپای قرون وسطا وجود نداشته ، جایی که تنها چارچوب برای منشاء بشر در اسناد مکتوب  و به ویژه کتاب مقدس مطرح شده بود. در قرن 17  تلاش ها برای توسعه گاه نگاری کل تاریخ بشر در کزارش معروف اسقف اعظم یوسهر به اوج خود رسید...

برای خواندن این مطلب در زیر کلیک کنید:  

شاخه اصلی

نظریه

اعترافات مادی یک مرد مرده

در سال 2008 دو ساختمان تاریخی قصر الغانم و دیوانیه در شهر کویته پایتخت کشور کویت توسط نگارندگان مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. دو بنای مذکور در جنگ خلیج فارس تخریب شده و با توجه به شواهد موجود اوایل قرن بیستم را می توان به عنوان دوره ساخت بناهای یاد شده عنوان کرد. هر دو بنا به احتمال قوی به دستور شیخ خزعل حاکم وقت خوزستان ساخته شده و کاوش در آنها از نفوذ سبک های معماری ایرانی در کشورهای حوزه خلیج فارس پرده بر می دارد. آنچه در پی می آید گزارش کاوش های باستان شناختی در بناهای یاد شده است.

برای خواندن این مقاله (به زبان انگلیسی) در زیر کلیک کنید:

برای مشاهده عکس ها در زیر کلیک کنید:

شاخه اصلی

نظریه

نگارگری و سفالگری میسنی

کاملترین مطالعات اخیر از نقاشی های دیواری میسنی توسط  سارا ایمروار  در سال 1990 انجام شد که در آن همچنین نقاشی های تمدنی مینوسی بررسی شد و بنابراین توجه ویژه ای هم به تفاوت های این دو نقاشی و هم به منشاء نقاشی های کف در تمدن اژه ای شد.

برای خواندن متن این مفاله و مشاهده عکس ها در زیر کلیک کنید:

منبع : درس های کالج دورتمونت
http://projectsx.dartmouth.edu/classics/history/bronze_age/index.html
 

شاخه اصلی

نظریه

گزارش گمانه زنی به منظور تعیین حریم محوطه قلعه کش دابودشت شهرستان آمل

محوطه باستانی قلعه کش در بخش جنوبی مازندران واقع گردیده است. در مجموع  تعداد 16 گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه قلعه کش به منظور تعیین حریم در این محوطه زده شد، که علاوه  بر مشخص کردن عرصه واقعی محوطه(17 هکتار)، یافته های بسیار ویژه ای مربوط به ادوار پیش از تاریخی آهن، مفرغ، کلکولتیک(؟) بدست آمد که  از جمله آنها می توان به پیکره حیوانی، تدفین انسانی، مجموعه سفالین قابل گاهنگاری نسبی و... اشاره کرد. با توجه به وسعت محوطه و یافته های باستان شناختی ویژه، همچنین اهمیتی که این حوزه می توانسته در ارتباطات فرهنگی در پیش از تاریخ عهده دار باشد، محوطه قلعه کش به عنوان سایتی که از پتانسیلهای زیادی برای پژوهشهای باستان شناختی برخوردار است معرفی گردیده است.بطوریکه می تواند گویای توالی فرهنگی پیش از تاریخی و همچنین چگونگی تمایلات فرهنگی حوزه جنوبی مازندران_ که تا پیش از این مورد غفلت واقع گردیده بود_ باشد.
واژگان کلیدی: قلعه کش، جنوب مازندران، تعیین حریم، عصر مفرغ، عصر آهن
   
مقدمه:
منطقه مازندران با توجه به پتانسیلهای زیستی و جغرافیایی خود، دیرگاهی است که مورد توجه باستان پژوهان قرار گرفته است. در واقع بررسی هایی که با حفر گمانه ای در غارهای هوتو و کمربند، در سال 1949 میلادی  و توسط کارلتون استنلی کون بوقوع پیوست را شاید بتوان جزو اولین مطالعات باستان شناختی این منطقه معرفی نمود. در مجموع می توان چنین عنوان داشت که بیشتر مطالعات انجام شده در منطقه مازندران مربوط به شناسایی دوره پارینه سنگی بوده است. اما در چند دهه اخیر پژوهشهای باستان شناختی در رابطه با مطالعات استقرار برروی دشت و دوران تولید غذا و تطورات فرهنگی در این حوزه بسیار چشم گیر بوده که از آن جمله می توان به مطالعات باستان شناختی دشت شرقی مازندران(تحت عنوان پروژه ASEC) و شناسایی محوطه گوهرتپه به عنوان محوطه ای کلیدی در عصر برنز( برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به ماهفروزی 1382، ماهفروزی، پیلر،44:1388) و همچنین مطالعات باستان شناختی غرب مازندران و شناسایی تپه کلار (موسوی،عباس نژاد،1385،1387) اشاره کرد. در این میان  خلاء پژوهشهای باستان شناختی بخش جنوبی و مرکزی مازندران با توجه به پتانسیلهایی نظیر نزدیکی به کوهستان و فلات مرکزی، همچنین قرارگیری بین دو فرهنگ دشت گرگان در بخش شرقی مازندران و فرهنگ ماوراءقفقاز در بخش غربی آن، بیش از پیش احساس گردید و در همین راستا محوطه باستانی قلعه کش برای تعیین حریم مشخص گردید که در صورت دارا بودن ظرفیتهای فرهنگی ویژه، مورد مطالعات هدفمند و درازمدت قرار گیرد تا بتوان به پرسشهایی نظیر چگونگی تطورات فرهنگی در حوزه جنوبی و مرکزی مازندران و نیز به چگونگی کنشهای دو سویه نسبت به فرهنگهای همجوار خود، پاسخ گفت.

موقعیت جغرافیایی:
استان مازندران در منطقه معتدل نیمه کره شمالی واقع شده است. قرارگیری کوهستان البرز به مانند سدی طبیعی در مقابل منابع عظیم رطوبت دریای مازندران در شمال قرار گرفته که نقش بسزایی در اقلیم مازندران ایفا می کند(تصویر1). این استان از شمال به دریای مازندران، از شرق به استان گلستان، از جنوب با رشته کوه های البرز  و از غرب با استان گیلان همسایه است.(صفوی،81:1379)
شهرستان آمل در قسمت مرکزی استان مازندران واقع شده که از شمال به شهرستان محمودآباد، از جنوب به استان تهران، از شرق به شهرستان بابل و از غرب به شهرستان نور محدود می گردد(تصویر2). آمل از نظر پستی و بلندی، از دو منطقه جلگه ای شمال و کوهستانی جنوب تشکیل می شود.(عزیزپور،1374)
منطقه جلگه ای: این منطقه کمتر از یک سوم کل مساحت شهرستان آمل را تشکیل می دهد. ارتفاع آن نسبت به سطح دریا کم بوده و در پایین ترین سطح، حدوداً هم سطح دریای آزاد است و در بالاترین سطح حدود 190 متر ارتفاع دارد. این منطقه که به حوزه آبریز رودخانه هراز معروف است، به سه ناحیه کوچکتر به نامهای: 1) تپه های شنی ساحلی «شمالی» که اکنون در محدوده شهرستان محمودآباد می باشد. 2) دشت آبرفتی میان دست که در این منطقه آب بندانهای زیادی جهت آبیاری تکمیلی مزارع به چشم میخورد. 3) رسوبات بادبزنی جنوبی که در جنوب منطقه قرار می گیرد.
منطقه کوهستانی: سراسر منطقه جنوبی شهرستان آمل توده جسیم و مرتفع البرز است(مجموعه کمبریج،55:1384). این منطقه با ارتفاع متوسط 3000 متر تقریباً بیش از دو سوم کل وسعت شهرستان را به خود اختصاص می دهد. به خاطر شرایط طبیعی و ارتفاع زیاد و سرمای شدید هوا، دارای زمستانی طولانی بوده و فعالیتهای اقتصادی آن محدود است که از «کرسنگ» شروع و تا «کتل امامزاده هاشم» با شیب بسیار زیاد با فرسایش شدید ادامه دارد.
شهر دابودشت:
بخش دابودشت در حد فاصل بین کوه های البرز و دریای خزر و در نوار جلگه ای مازندران واقع شده است. این بخش به لحاظ تقسیمات سیاسی تابع شهرستان آمل است و در فاصله تقریبی 8 کیلومتری شرق این شهرستان و در مسیر اتوبان آمل به بابل واقع گردیده است.

محوطه باستانی قلعه کش
محوطه باستانی قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش بخش دابودشت شهرستان آمل قرار دارد(تصویر3). این تپه در عرض جغرافیایی 37 ̒ 39.4  ̋ E:40  ̊̊ و طول جغرافیایی N:63 ̊̊ 10 ̒ 42  ̋  واقع و در ارتفاع 67 متری از سطح آب های آزاد قرار گرفته است. این محوطه در منطقه ای قرار دارد که فاقد هرگونه عارضه و ترکیب خاص طبیعی و زمین شناختی. تپه در محلی قرار دارد که رودخانه کتلکش با ورود به یک پیچ از سرعت جریان آن کاسته می شود و احتمالاً کاهش سرعت جریان آب، استعمال و انشعاب گیری از آب رودخانه جهت مصارف کشاورزی را آسان می گرداند و از دوره های مختلف مکانی مناسب برای گروه های انسانی بوده است که در نتیجه استقرار این گونه ها در طول بازه زمانی طولانی، تپه ای را ایجاد کرده است که امروزه در میان دشت هموار منطقه دابودشت به خوبی خودنمایی می نماید و اثری نامتجانس با ساختار طبیعی و هموار منطقه پدید آورده است. تپه در حصار زمینهای کشاورزی است که در فصول مختلف سال به کشت گیاهانی همچون برنج و سبزیجات اختصاص می یابد. چشم انداز امروزی محوطه به گونه ای است که در سطح تپه در طول سالیان متمادی ( به قول برخی از اهالی حدود 100 سال) افرادی بر روی آن در قسمت جنوب و شرق محوطه ساکن شدند و دست به ساخت و سازهای زیاد مسکونی زدند که این امر خود باعث تخریب محوطه طی سالهای متمادی شد. در قسمت شمال و غرب و بخشی از شرق به عنوان مزارع کشاورزی بوده که جهت کشت صیفی جات، سبزیجات و درختان میوه استفاده می شده است.(تصویر3)

بررسی باستان شناسی محوطه قلعه کش
با توجه به وسعت و گستردگی قلعه کش، این  محوطه به چهار قسمت در جهات جغرافیایی شمالی،جنوبی،شرقی و غربی تقسیم گردید و در آن سعی شد تا تمامی چشم انداز مورد نظر بصورت پیمایشی بررسی شود.  ویژگی اصلی  ریخت شناسی این منطقه زمینهای صاف و هموار (دشت) است که برای کشاورزی مساعد بوده. از یافته های فرهنگی در بررسی های سطحی می توان به  سفالهای پیش از تاریخی و تاریخی که بصورت سفالهای خاکستری تیره و روشن، قرمز ساده و بعضا منقوش و همچنین سفالهای  دوره اسلامی خصوصا سفالهای نوع اسگرافیتو اشاره کرد. قابل ذکر است تعدادی جوش کوره در ابعاد مختلف و تعدادی ابزار سنگی نیز بر سطح تپه یافت شد. متاسفانه تمام محوطه به زیر کشت رفته  و وجود درختان بسیار بر سطح تپه از دیگر مشکلاتی است که در مضطرب نمودن لایه های فوقانی دخیل بوده است.
با توجه به بررسی های انجام گرفته در قسمتهای مختلف محوطه ، بخش شمالی و شرقی از لحاظ داده ها نسبت به بخشهای دیگر غنی تر و در عین حال دست نخورده تر از دیگر نقاط محوطه بوده است.
معرفی گمانه ها و شرح مختصر آثار بدست آمده:
در مجموع تعداد 16 گمانه آزمایشی برای تعیین عرصه محوطه در محدوده بلافصل اطراف تپه و در راستای جهات جغرافیایی شمالی، جنوبی، شرقی و غربی محوطه ایجاد شد . گمانه های ایجاد شده در ابعاد 5/1×2 متربوده است و با نام اختصاری K.G.A معرف نام کافرقلعه آمل (قلعه کش آمل) مشخص گردیدند. گمانه های ایجاد شده در شمال با اعداد رومی I، جنوب با II، شرق با III و غرب با IV- V و VI مشخص گردیدند و روش کار بصورت لوکوس و بر معیار 20cm بوده است. از آنجا که هدف اصلی از این گمانه زنی، تعیین عرصه حریم محوطه قلعه کش بوده، در همین راستا با بدست آوردن شواهد کافی مبنی بر وجود بستر باستان شناختی  در هر گمانه از ادامه کاوش آن خودداری می شد. متاسفانه بدلیل آبگیری هایی که اهالی روستا برای کشاورزی زمینهایشان بکار برده بودند، با پبشروری در عمق گمانه ها به آب برخورد می شد که این موضوع از جمله مشکلات هیئت کاوش در حین کار بود.
در مجموع آثار بدست آمده از گمانه های ایجاد شده شامل سفال، ابزار سنگی، پیکره، تدفین، یافته های معماری می باشد که شرح مختصر آن به قرار زیر است:
سفال: سفالهای یافت شده از گمانه ها، مربوط به ادوار مختلف باستانی خصوصا پیش ار تاریخ بوده است که به گونه های زیر تقسیم شده است:
سفال خاکستری: این گونه سفالی که بیشترین درصد را بین مجموعه های سفالین یافت شده دارد، خود به دو گروه خاکستری روشن و تیره تقسیم می شود که  سفال خاکستری روشن نسبت به خاکستری تیره از تراکم بیشتری برخوردار بوده. قطعات یافت شده بصورت لبه، بدنه و کف و لوله آبریز نمایان شده است، یک قطعه سفال خاکستری سوراخ دار که مربوط به عود سوز بوده از دیگر یافته های موجود بوده است. تزئینات بکار رفته بر روی سفالهای خاکستری ، شامل نقوش داغدار بصورت خطوط موازی و متقاطع، و همینطور نقوش کنده بصورت خطوط موازی می باشد. این گونه سفالین اکثرا دارای آمیزه ماسه ریز بوده.
در بخش غربی تپه و در گمانه (K.G.VI) سه ظرف سفالین بدست آمده که دو نمونه آن خاکستری بوده است(تصویر6). یکی از ظروف بصورت خاکستری تیره بوده که دارای نقش گندمی افزوده می باشد. نمونه چنین ظرفی در تپه حصار دامغان و در دوره IIIC  گزارش شده است.،( Dyson, R & Howard, S. 1989 ) ظرف سفالین دیگر بصورت خاکستری روشن و از نوع ظروف لوله دار است که شامل یک دسته نیز بوده  ودارای تزئین نقش سوزنی در بخش بالایی بدنه می باشد. همچنین یک ظرف سفالین نا متقارن که از لحاظ تکنیک ساخت در سطح بالایی قرار نداشته در کنار تدفین(جلوتر اشاره شده) یافت شده قرار داشته است، که این ظرف فاقد هرگونه تزئینی بوده است.
سفال قرمز رنگ: سفالهای قرمز رنگ یافت شده در این محوطه خود به سفالهای قرمز ساده و منقوش تقسیم می شوند. سفالهای قرمز ساده بیشتر مربوط به سفالهای عصر آهنی و احتمالا تاریخی بوده، یک نونه ظرف کامل قرمز رنگ در بخش غربی تپه و در کنار ظروف خاکستری ذکر شده یافت شد، این ظرف بصورت کاسه و فاقد هرگونه تزئین و بصورت دودزده بوده است.
همانطور که ذکر شد نوع دیگر سفالهای قرمز یافت شده، سفالهای قرمز منقوش با نقش سیاه است ، که نقوش آن بصورت هندسی بوده است. این گونه سفالین بسیار شبیه گونه نوع چشمه علی می باشد که با توجه  به کوچک بودن قطعات یافت شده و همبسته نبودن آن با نهشته های برجای افق مورد نظر، ارائه یک نظر قطعی در این خصوص بسیار زود می باشد.
سفال نوع آشپزخانه ای: از دیگر گونه های سفالین یافت شده، سفال نوع آشپزخانه می باشد. این مجموعه سفالین بصورت ضمخت و دارای آمیزه صدف بوده و بیشتر در نزدیکی  سنگچینهای اجاق  یافت شده در گمانه ها ، دیده شده است.
سفال دوره اسلامی: سفالهای دوره اسلامی یافت شده اکثرا از نوع سفال اسگرافیتو بوده است. اینگونه سفالین دارای نقوش عموما سبز  و سیاه برروی زمینه کرم رنگ بوده و از لحاظ تعداد، سفالهای دوره اسلامی از تراکم کمتری نسبت به دوره های پیش ار تاریخی برخوردار بوده است.
ابزار سنگی: تعدادی ابزار سنگی که همگی آنها  از نوع سنگ چرت می باشد و اکثرا بصورت تراشه بوده  در گمانه ها یافت شد. اکثر ابزار های یافت شده دارای روتوش در دو طرف آنها بوده و همچنین  آثار سیلیکات برروی برخی از آنها نمایان است.
پیکره حیوانی: یک عدد پیکره حیوانی در بخش شمالی تپه و در گمانه K.G.Ia  و در لوکوس 7 یافت شد. این پیکره که یک پا و بدنه آن سالم مانده و قسمت سر و پاهای دیگر آن از بین رفته ، به شکل گاو نری است که دارای طول 5/3 و عرض 5/2 و قطر 7/6 بوده است. لازم به ذکر است که این حیوان در زمان حال نیز  نقش موثری در اقتصاد معیشتی ساکنان این محل دارد.
تدفین: در بخش شرقی تپه و در فاصله 300 متری از آن یک تدفین انسانی و در  گمانه (K.G.A.III(c)) بدست آمد. این تدفین در جهت شرقی_غربی قرار گرفته و سر آن احتمالا بر روی یک تخته سنگی قرار داشته است. این تدفین بصورت چمباتمه ای بوده، طوریکه پاها کاملا بسمت شکم جمع شده ، همچنین انگشتان دست راست برروی دست چپ و زیر سر قرار گرفته است. از اشیائ بدست آمده از کنار تدفین می توان به یک ظرف سفالی خاکستری ساده با گردن بلند نا متقارن،  یک  خنجر مفرغی که نوک آن دقیقا برروی سر اسکلت قرار داشته و انتهای آن بسمت جناغ سینه بوده،  یک  گلوله گلی موسوم به فلاخن در پشت سر تدفین و همچنین دستبندی(احتمالا نقره ای) بر روی یکی از دستهای این اسکلت اشاره کرد. بر اساس برآمدگی پیشانی و لگن آن می توان تشخیص داد که این تدفین متعلق به یک مرد بوده است.(برای مطالعه بیشتر بر روی این تدفین رک، Soltysiak,Amirkolaee,2010( ملاک تاریخ گذاری این تدفین بر پایه مقایسه سفالی و نمونه مشابه آن در گوهر تپه بهشهر صورت پذیرفت که در راستای آن، می توان چنین نتیجه گیری کرد که این تدفین متعلق به عصر آهنII می باشد(تصویر4).  با توجه به این موضوع که هیچ نشانه ای مبنی بر وجود بستر باستان شناختی برجا( مانند کف و یا نهشته های معماری) و از طرفی دیگر یقین از این موضوع که این تدفین با مراسم و نهادن هدایای تدفینی همراه بوده، احتمال گورستانی بودن بخش شرقی تپه در عصر آهن قوت می یابد که برای آزمودن این فرضیه می بایست در فصلهای بعدی گمانه های دیگری در اطراف آن ایجاد شود.
معماری: در گمانه هایی که در جهات چهارگانه جغرافیایی  محوطه قلعه کش ایجاد شد، به ساختارهای معماری نیز برخورد شد که شرح آن به قرار زیر است:
در بخش شمالی تپه، و در گمانه K.G.A.Ia آثاری از خشت شسته شده دیده شده که در کنار آن قلوه سنگهای رودخانه ای در نزدیکی دیواره گمانه قرار داشته که اطراف آن را بافت حرارت دیده احاطه کرده است(تصویر5). سفالهای یافت شده همبسته با این بافت از نوع سفالهای نوع آشپرخانه ای بوده است. در بخش جنوبی تپه نیز به بقایایی از معماری دوره اسلامی در گمانه K.G.A.Ic یافت شد. شکل ظاهری این معماری یافت شده، شبیه به دهانه یک ورودی با شکل  طاق مانند است که قطر دهانه آن 120cm می باشد. شکل ظاهری چیدن آجرها چندان مناسب و دقیق نمی باشد که این امر نشان دهنده دستبرد و یا تخریبهای انسانی و طبیعی سالیان متمادی است.(تصویر7) در اطراف این معماری سفالهای لعابدار دوره اسلامی نیز دیده شده، همچنین تعدادی آجر مثلثی شکل نیز در این گمانه یافت شد.

حاصل سخن:
محوطه قلعه کش بر اساس بررسی های میدانی باستان شناختی که در منطقه انجام یافته، جزو بزرگ ترین و وسیع ترین محوطه های منطقه به شمار می رود و با توجه به کاوشهای صورت گرفته، حریم این محوطه 17 هکتار تعیین شد.در بررسی های انجام یافته در حین کاوش ، می توان چنین احتمال داد که محوطه قلعه کش مرکزیت یک منطقه به شمار می رفته که محوطه های کوچک تری مثل تونی مزار و موزی لنگه( محوطه هایی در نزدیکی قلعه کش) جزو محوطه های اقماری آن  محسوب می شدند که البته این مهم تنها برمبنای نظریه کارامد بیان شده و برای رسیدن به پاسخ نیازمند بررسی های گسترده تر می باشد . از آنجایی که یکی از اهداف پروژه بزرگ پیش از تاریخ حاشیه جنوب و جنوب شرقی دریای خزر (Asec)نحوه پراکنش جوامع عصر مفرغ در حاشیه دریای خزر می باشد، مطالعات محوطه قلعه کش آمل_با توجه به بدست آوردن شواهدی از وجود عصر مفرغ نظیر مجموعه سفالین خاکستری تیره و براق قابل مقایسه با محوطه هایی نظیر حصار، تورنگ و گوهر تپه _ می تواند نقش مهم و موثری در شناخت این بستر جغرافیایی داشته باشد.
در گمانه اولیه در محدوده حریم محوطه متاسفانه بدلیل زیر کشت رفتن کل محوطه و همچنین وجود ریشه درختان، نمی توان نهشته های درجایی از آثار دوره اسلامی را مشاهده نمود، در عین حال بر اساس یافته های موجود می توان اذعان داشت که این محوطه می تواند اطلاعات نسبتاً جامعی در خصوص توالی دوره های فرهنگی از دوران برنز تا عصر آهن را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.. از آنجایی که آثار سفالی منسوب به دوره کالکولیتیک به صورت لایه ای غیر درجا مشخص شده اند، ارائه یک نظر قطعی در این خصوص بسیار زود و نیازمند کاوشهای بر اساس لایه نگاری می باشد. با توجه به حجم و وسعت تپه می توان اذعان داشت که محوطه قلعه کش می تواند گویای توالی فرهنگی پیش از تاریخی در حوزه جنوب مازندران باشد.
لازم به ذکر است یافت یک تدفین انسانی در فاصله 300 متری  شرق تپه باعث پردازش فرضیه های بسیاری نظیر جدایی فضای استقراری از گورستانی در عصر آهن می شود که تمامی این موارد، نیازمند پژوهشهای بیشتر در این خصوص است.


فهرست منابع و ماخذ:

-    صفوی، یحیی،1379؛ جغرافیای نظامی ایران؛ جلد دوم ، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.
-    عزیزپور، فرهاد، 1374؛ جمعیت و بستر جغرافیایی آن در شهرستان آمل، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، گروه جغرافیا، تهران.

-    ماهفروزی، علی، پیلر، کریستین، 1388، گوهر تپه یک استقرار گاه بزرگ از دوره برنز در حاشیه جنوب  و جنوب شرق دریای مازندران (ASEC) ، چکیده مقالات سومین همایش بین الملی روابط فرهنگی عصر مفرغ آسیای میانه، رامسر.

-    ماهفروزی،علی،1382، گزارش مقدماتی بررسی ها و کاوش های باستان شناختی در شرق مازندران، گزارشهای باستان شناسی2،صص 263_304

-    ملک شهمیرزادی،صادق،1383،ایران در پیش از تاریخ، انتشارات میراث فرهنگی،چاپ دوم،تهران
-    مجموعه کمبریج(سرزمین ایران، دفتر نخست از جلد یکم)، 1384،سرزمین ایران، ترجمه مرتضی ثاقب فر،انتشارات نیل، چاپ اول،تهران
-    موسوی کوهپر، مهدی، عباس نژاد سرستی، رحمت، 1385، گزارش نخستین فصل کاوش باستان شناختی تپه کلار کلاردشت، پروژه مشترک دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.
فهرست منابع لاتین

- Dyson, R & Howard, S. 1989, Tappeh Hesar report of the restudy project, 1976,   Casa editrice le lettere Firenze.  
-Arkadiusz Soltysiak, Ebrahim Amirkolaee, Serollah Ghasemi, Meysam Miri  ,2010, Ghale Kash, tepe lafor& Molla Kheil, Bioarchaeology of the near east

ابراهیم امیرکلایی:عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوادکوه
 آرمان مسعودی: دانش آموخته کارشناسی از موسسه غیر انتفاعی نیما

برای مشاهده عکس ها و طرح های پیوست در زیرکلیک کنید:

شاخه اصلی

نظریه

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - باستان شناسی