کلانشهر اصفهان

تهیه و تنظیم از ملیحه درگاهی

شهر اصفهان مرکز استان اصفهان و شهری است در بخش مرکزی ایران که پایتخت چند دودمان از پادشاهان پیشین ایران بویژه صفویان بوده است . اصفهان سومین شهر بزرگ کشور از نظر جمعیت ( پس از تهران و مشهد ) بوده و از شهرهای تاریخی ایران بشمار می آید. ارتفاع این شهر از سطح دریا 1575 متر، آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظم است . از فراورده های آن می توان به پنیر – تنباکو – غلات – برنج و صیفی جات و از هنرها و صنایع دستی آن به نقره کاری ، برنج کاری و قلم کارسازی ، مینیاتورسازی و خاتم کاری اشاره کرد .
اصفهان آکنده از آثارهنری و تاریخی است ، میدان شاه ( نقش جهان ) ، سی و سه پل ، پل خواجو ، منارجنبان ، مسجد شاه ، گذر چهار باغ عباسی ، سبزه میدان ، چهلستون و عالی قاپو از معروفترین آنها هستند . شهر اصفهان با تاریخ بسیار کهن و آثار باستانی بی شمار از شهر های نمونه جهان است و بنا به گفته آندره مالرو نویسنده و پژوهشگر فرانسوی فقط با دو شهر فلورانس و پکن در دنیا قابل مقایسه اند . آثار تاریخی اصفهان مجموعه ای از بهترین نمونه های به جا مانده از سبکهای گوناگون معماری ایران در طول هزاران سال و بیشتر است و کیفیت این آثار چنان است که می توان گفت بیشتر آثار بزرگ و شاهکارهای هنر معماری ایران پس از اسلام در اصفهان قرار دارد . هرمان نوردن در سفرنامه ی خود با عنوان "زیر آسمان" درباره ی اصفهان می نویسد:«اصفهان شهری است که بنیان آن با عقل و بینشی چون عقل و بینش سلیمان و تدبیرو دانشی چون تدبیر و دانش آصف وزیر گذارده شده است.»

فهرست مطالب:
 

وجه تسمیه:
پایگاه مجلات تخصصی نور / پرتال جامع علوم انسانی، وجه تسمیه ی اصفهان
گروه گلستان تهران/ وجه تسمیه اصفهان
وبلاگ تخصصی معماری/وجه تسمیه ی اصفهان
طنین یاس/وجه تسمیه و پیشینه ی تاریخی استان اصفهان

تاریخچه:
پایگاه مجلات تخصصی نور/تاریخ‌ اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/نگاهی به تاریخ اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/ منبع تازه ای در تاریخ اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/مروری بر تاریخ مشروطه‌خواهی در اصفهان‌ (به روایت چند سند و متن تاریخی)
پایگاه مجلات تخصصی نور/دو اثر در تاریخ مشروطه ایران؛ اصفهان و بوشهر
پرتال جامع علوم انسانی/قدیم ترین تاریخ اصفهان
انسان شناسی و فرهنگ/مأخذ شناسی تاریخ اصفهان در دوره ی قاجار
دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا/پیشینه ی تاریخی اصفهان
گروه اصفهان شناسی زنده رود/اهمیت مشروطیت اصفهان و ویژگی های آن

ویژگیهای اقلیمی:
مرکز خدمات سرمایه گذاری استان اصفهان/ویژگیهای جغرافیایی و عمومی اصفهان
راسخون/اصفهان،شهر سازگار با اقلیم
پایگاه مجلات تخصصی نور/قلمرو جغرافیایی بیابان‌های استان اصفهان‌ و ویژگی‌های بوم‌شناختی حاکم بر آن
مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان/موقعیت جغرافیایی استان اصفهان
مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان/موقعیت جغرافیایی استان اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/بررسی و تحلیل عناصر مهم اقلیمی مؤثر در طراحی شهری اصفهان (تابش، دما، باد و بارش)
پرتال جامع علوم انسانی/تحلیل عناصر اقلیمی باد و بارش با تاکید بر طراحی شهری مطالعه موردی شهر اصفهان

ویژگی های جمعیتی
خبرگزاری جمهوری اسلامی/جمعیت اصفهان، چهارمیلیون و 815 هزار و 863 نفر اعلام شد
مرکز آمار ایران/سالنامه ی آماری اصفهان
خبرآنلاین/ جمعیت اصفهان در سرشماری ۱۳۱۹ چقدر بود؟
ایلنا/35 درصد جمعیت اصفهان جوان هستند
شیفتگان خبر/10 درصد جمعیت اصفهان سالمند هستند
پایگاه مجلات تخصصی نور/بررسی عوامل اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی تأثیر گذار بر میزان‌ باروری با تأکید بر نقش تنظیم خانواده در شهر اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/ازدیاد جمعیت و نظام شهری در استان اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/پژوهشی در زمینه ی جمعیت شناسی تاریخی ایران(2)، بررسی تحلیلی قحطی های اصفهان ( از عهد افشاریه تا کنون)

توریسم و گردشگری
پرتال جامع علوم انسانی/بررسی وضعیت توریسم در اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/ طرح ایجاد زمینه های مطلوب برای توریسم فرهنگی در استان اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/ بررسی و سنجش ویژگی های گردشگری کلان شهرهای استانبول و اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/بررسی جذابیتهای گردشگری و تأثیر آن بر درآمد و اشتغال استان اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/تحلیل بازار گردشگری داخلی شهر اصفهان
بیتوته/جاذبه های  گردشگری اصفهان
جام جم آنلاین/غفلت از گردشگری اصفهان
راه دانشجو/تیر خلاص به گردشگری اصفهان

معماری و شهرسازی
پایگاه مجلات تخصصی نور/ دو نهاد دینی: یک زبان،دو بیان‌ مقایسهء معماری شهری مسجد و کلیسا در مکتب شهرسازی اصفهان
پایگاه مجلات تخصصی نور/ صور خیال‌ مکتب شهرسازی‌ اصفهان در نگاره‌ها
پایگاه مجلات تخصصی نور/ طراحی پایدار در فضای سبز شهری اصفهان در دوران صفویه و تخریب آن در دوران معاصر
پرتال جامع علوم انسانی/بینش شاه عباس: شهرسازی سلطنتی اصفهان
پرتال جامع علوم انسانی/ معرفی اثر: مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی
دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا/مکتب شهرسازی اصفهان
خبرگزاری ایمنا/معماری شهرها ی کشور تابع سلیقه شده / احیای مکتب شهرسازی اصفهان
تالار گفتگوی ایرانیان/مطالعات معماری و شهر سازی اصفهان
فرهنگستان هنر/معرفی کتاب: مکتب اصفهان در شهرسازی
خبرگزاری ایمنا/نگاهی به معماری ایران و اصفهان در دوره معاصر

صفحه ی فرهنگ اصفهان در سایت انسان شناسی و فرهنگ:
www.anthropology.ir/branches/esfahan

وجه تسمیه:
پایگاه مجلات تخصصی نور
وجه تسمیه ی اصفهان، امام نجفی
چون وجه تسمیه طهران را ضمن بحث اینکه طهران با تاء منقوط یا طاء مؤلف است نوشتید آن به که وجه تسمیهء اصفهان را هم بنویسید.چون حرف‌ دراین‌باره زیاد است و گفته‌های علما و محققین طوری آشفته و پریشان که موضوع‌ حقا در خور بررسی است.
 دو نکته است که قبلا باید مورد توجه واقع شود،اول آنکه نام اصفهان‌ یعنی کلمه اصفهان هیچ ارتباط با بنیاد شهر اصفهان ندارد و بعبارت دیگر نام اصفهان‌ بسیار قدیمی‌تر از شهر اصفهان است.اصفهان صحت اطلاقی رایج و معروف داشته‌ است بدون آنکه شهر فعلی اصفهان وجود داشته باشد.
 شهر فعلی اصفهان بکاه حمله اعراب باصفهان نیز وجود نداشته در عین اینکه‌ طبق مدارک موثق تاریخی(تاریخ طبری،معجم البلدان حموی.ابن اثیر جرزی) نام اصفهان در محاوره و مکاتبه بوده است.ظاهرا کلمه اصفهان بر یک ناحیت بسیار وسیع که دارای شهرها و دههای تابعه بوده اطلاق شده و بعدا که شهر فعلی اصفهان‌ بنیادش همان نام اصفهان بر آن گذارده شده ولی در همان مواقع کلمه اصفهان بر ناحیه روستائی جی که مرکز آن دهکدهء بزرگ شهرستان است و بر خود شهرستان‌ اطلاق رایج داشته است.
 نکته دوم آنکه شهر فعلی اصفهان بمرور زمان ده قرن قبل بهمت رکن الدوله‌ دیلمی بدین طریق ساخته و پرداخته شد که رکن الدوله حصنی حصین و باروئی استوار و متین گرداگرد آن بنا نهاد که ناصر خسرو در سال 444 هجری که از اصفهان‌ دیدن مبکند طول آن حصار را سه فرسخ و نیم نوشته و آنرا شهری آباد و معمور توصیف نموده.
 ولی آیا آن حصار رفیع گرداگرد شهرستان و یهودیه بنا شده و از ترکیب و تألیف این دو شهر شهر واحدی بنام اصفهان بوجود آمده و یا آنکه شهرستان و یهودیه‌ از حصار شهر خارج است.
 دائرة المعارف بریطانیا ذیل کلمه اصفهان چنین مینویسد:(اصفهان،شهرستان‌ و یهودیه در ابتداء اسلام دو شهر جدا از یکدیگر بوده ولی بهم نزدیک بوده و هریک‌ را حصاری جداگانه بوده تا آنکه در قرن دهم میلادی رکن الدوله دیلمی این دو شهر را با چندی از دهات اطرافش در یک حصار بزرگ که محیط آن ده میل بود جمع‌ نمود و از آن دو شهر یک شهر واحد بزرگ بوجود آورد و از این تاریخ بنام اصفهان‌ مشهرر شد هرچند کلمه اصفهان سابقه داشت ولی مشهور نبود...)
 ولی صحت این نظریه مورد تردید است زیرا اگر آن قلعه رفیع گرداگرد شهرستان بتا شده بود بایستی دیگر شهرستان در خارج آن حصار وجود نداشته باشد و بحکم جزئیت باید در قلب شهر اصفهان بتحلیل رفته باشد،در صورتیکه دهکدهء بزرگ شهرستان در خارج شهر اصفهان همیشه پابرجا بوده و اکنون هم هست و یک‌ فرسخ ار شهر اصفهان فاصله دارد.
اما یهودیه داخل آن حصار نبوده زیرا بمنابع معتبر تاریخی پس از اینکه‌ بخت النصر اورشلیم را خراب کرد و یهودان را بتیغ کشید(600 ق.م)بانوی آن‌ شهر بنام(استرین خاتون)از خسرو ایران تقاضای پناهندگی نمود خسرو ایران‌ بوی اجازت داد با جمعی از یهود باصفهان آمده و در زمینی بنام(کساره)سکونت‌ نمودند.
اگر این گفته صحیح باشد کساره فعلا هست،از توابع جی است،قرب‌ قریه ارزنان(زینبیه فعلی)قرار دارد و از شهر اصفهان یک فرسخ و نیم فاصله دارد، قطعه زمینی است بیاض بمساحت تقریبی یکصد و پنجاه هکتار زمین،هرچند آثار ساختمانی فعلا در آن دیده نمیشود ولی یهود بدان علاقهء وافر دارند،اموات خود را اگر نتوانند به استر خاتون برای دفن حمل نمایند در این محل بخاک می‌سپارند1 مردهء اطفال خود را عموما در این محل دفن مینمایند.و گاه‌وبیگاه جمعی از یهود در این محل دیده میشوند-یهودیه معلوم نیست در چه و کجا بوده است.ولی بظن‌ قوی در همین محل بوده است.
 مضافا باینکه شوالیه شاردن فرانسوی که در قرن یازدهم هجری از اصفهان‌ دیدن کرده در سفرنامهء خود تمام بازارها،کاروانسراها،حمام‌ها،مساجد،مدارس، محله‌ها و بخش‌های داخل حصار و خارج آنرا یک‌بیک باسم شرح داده و مینویسد هیچ‌ نامی از یهودیه در سفرنامهء او دیده نمیشود.
 و مضافا باینکه در آن ادوار اولیهء اسلام که مسلمانها در قید تعصبات مذهبی‌ شدیدی قرار داشته‌اند زندگی آنها با یهود در کنار یکدیگر که مستلزم خلطه و آمیزش‌ با یکدیگر است بسیار بعید بنظر میرسد از همین جهت شاه عباس کبیر جمعی از ارامنه را که بعنوان گروگان باصفهان سوق داد برای آنها شهری جداگانه دور از شهر اصفهان(جلفا)بنیاد نمود.

اما وجه تسمیهء اصفهان
 مورخین مشهور اسلامی چون ابن کلبی و اصطخری و یاقوت مینویسند اصفهان‌ (1)استر خاتون در قریه پیر بکران سه فرسخی اصفهان مدفون است و اطراف‌ آرامگاه او قبرستان یهود است.یهود بغلط شایع میگویند این قبر سارا خاتون همسر حضرت ابراهیم است ولی بظن قوی قبر همان استرین خاتون است که با جماعت یهود باصفهان آمده.
در اصل(اسب وهان)بوده و اسب در فارسی نام عمومی است که بشهر اطلاق میشود و آن بمعنی اسب(فرس در عربی است)وهان علامت جمع در فارسی است و از اینرو اصفهان بمعنی شهر سواران است.
 حمزة ابن الحسن که از علماء بزرگ و مورخین نامی اسلامی است در کتاب‌ معروف و مشهور خود که اصفهان نام دارد مینویسد کلمهء اصفهان.اسپاهان.از سپاه‌ مشتق شده و معنی آن شهر سپاهیان است.بنا بنقل یکنفر از فضلا دکتر لارنس لاکهارت‌ در وجه تسمیه اصفهان مینویسد باحتمال قوی کلمه اصفهان از ریشه سپاه گرفته شده‌ و در اصل بایستی اسپاهان باشد.
 دیگر این نویسندگان برای توجیهات خود هیچ مبنای علمی و مدرک لغوی‌ (زبانشناسی)صحیح ذکر نکرده‌اند.
 خودداری از ذکر مبنی ما را باین حقیقت راهنمائی میکند که این توجیهات‌ صرفا مبتنی بر حدس نویسندگان آنها است.
 مدارک تاریخی متعدد و معتبر نیز این توجیهات را تأیید نمیکند،مثلا هیچیک از تواریخ مدونه نشان نمیدهد که اصفهان زمانی سربازخانه و یا ساخلوگاه‌ قشون بوده و یا سپاهی در آن شهر اطرق کرده باشند و یا مردم آن بسوارکاری یا چوگان بازی پرداخته باشند.پس این گفته‌ها که مدرک علمی،تاریخی،لغوی‌ ندارد مورد اعتماد ما واقع نمیشود.
 مضافا باینکه شایسته و در خور شئون ملی ما نیست که معنی کلمات فارسی زبان‌ ملی خود را از خارجیان بیاموزیم و یا برای فهم آن بتذکره‌های اجانب رجوع‌ کنیم در صورتیکه زبان فارسی و پهلوی خودمان بسیار ثروتمند و غنی است.
 بعقیده نویسنده که پس از مراجعه و مطالعه دریافته‌ام اصمهان ریشهء پهلوی‌ دارد.طبق دلائل مکتوب و مدون لغوی و تاریخی و ریشهء آن از پهلوی که بعدا بفارسی سره هم تبدیل شده مرکب از دو کلمه(استه.بانان)جمعا استهبانان است‌ که بعدا در اثر کثرت استعمال استهبانان اصفهان شده.

کلمه استه
 استه بکسر الف در فارسی و پهلوی قدیم بمعنی انگور است و با ضمیمه نمودن‌ بانان بدان نگهبانان انگور از آن استفاده معنی خواهد شد.چه بگوئید انگوربانان‌ چه بگوئید نگهبانان انگور در معنای کلمه تفاوتی نمیکنند.
 فقط یک سؤال پیش میآید که وجه مناسبت این اسم بامسمی چیست.باید گفت وجه مناسبت آن معلوم است،در تمام خطهء اصفهان از نقطه‌نظر اوضاع مساعد طبیعی،آب و خاک و هوا انواع و اقسام مختلف انگور بخوبی بعمل میآید،و از طرفی‌ تاک وقتی بثمر رسید انگوران دشمن زیاد دارد در روز پرندگان و در شب چرندگان‌ ازاین‌رو نیازمند حراست و پاسبانی است،ممکن است روستایان تاکستانها برای‌ حفاظت دائمی نگهبانان ساختمانهائی برای سکونت دائمی آنها برپا داشته سپس این‌ ساختمانها وسعت یافته و از همان زمانهای قدیم بزبان محلی(استهبانان)خوانده‌ شده باشد.
 در قاموس زبان فارسی استعمال کلمه استه بی‌سابقه نیست اصطهبانات فارس نیز بهمین معنی است،بمعنی انگوربانان است.تفاوت اصفهان با اصطهبانات اینستکه‌ اصفهان جمع با الف و نون جمع فارسی بسته شده و اصطهبانات جمع به الف و تاء جمع عربی بسته شده و اگر الف و تا علامت جمع عربی را از آخر اصطهبانات برداشته‌ و بجای آن الف و نون علامت جمع فارسی بگذاریم اصفهان بدست خواهد آمد.
 و باز استه بمعنی انگور موارد استعمال دیگری هم دارد که در این مختصر مجال ذکر آنها نیست. مثلا کوچ اصفهان شیراز کوچه استهبانان ریشه آن است یعنی کوچه انگور بانان و...
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/164792?sta=%d9%88%d8%ac%d9%87%20%d8%aa%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%87%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 6/9/91

پرتال جامع علوم انسانی
وجه تسمیه ی اصفهان (همان)
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120419203920-5165-1085.pdf
تاریخ ورود: 6/9/91

گروه گلستان تهران
وجه تسمیه ی اصفهان
درکتاب روضات الجنات آمده است یکی از وجود تسمیه ی شهر اصفهان به این اسم و این بوده است که در آنجا در ابتدا دریای بسیار بزرگی بود. چنانکه زمین شناسان امروزی که می گویند سراسر فلات ایران را دریای بزرگ و کم عمق بنام ((تیتیس)) پوشانده بود که دریای خزر از بقایای آن است. سپس حضرت سلیمان به جنیان دستور که در زیر دریا نقب بزنند و آب آنرا متفرق ساخته و بخشکانند و چون در ((سفح)) - کوهای جنوبی آنجا- نهر زنده رود جاری بود و سرزمین های اطراف آن سرسبز و خرم گشت تا وقتی که سلیمان در موکب خود به آن سرزمین رسید و چون آنجا را سبز و خرم و با لطافت هوا توام دید و به آصف بن برخیا وزیر خود گفت: ((آصف هان)) و لفظ هان گرچه فارسی و اشاره به مکان نزدیک است اما آن حضرت جاری شد زیرا آنجناب به زبان های مختلف سخن می گفت و در سابق بر این گویا در احداث شهری در مکان مناسبی میان آن حضرت و آصف گفتگو صورت گرفته بود که وقتی به آنجا رسیدند، حضرت فرمود: آصف هان یعنی آصف این همان زمینی است که برای عمارت می خواستم و به این سبب اصفهان به این اسم نامیده شد.
http://www.jeen-rooh.blogfa.com/post-6.aspx
تاریخ ورود: 6/9/91

وبلاگ تخصصی معماری
وجه تسمیه ی اصفهان
یاقوت حموی ، می‌نویسد :
« اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و سگ می‌باشد . »
استاد پورداود ، می‌گوید :
« ارزش این وجه اشتقاق فقط در این است که می‌رساند در لهجه قدیم اصفهانی ، اسباه به معنی سگ نیز بوده است »
پورداود یادآور شده است که بطلمیوس ، جغرافیانگار سده دوم میلادی ، نام این شهر را « اسپدان » نگاشته ، سپس می‌گوید واژه اصفهان روی اسپاهان قرار گرفته که خود شامل سپاه به معنی ارتش و هان اسم مکان ، یعنی جای سپاه است .
نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نام « سپاهان » یاد کرده ، می‌گوید :
« سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است : یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند ...»
محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان ، نوشته است :
« اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند .»
در کتیبه‌های پارسی هخامنشی، انزان شامل ناحیه اصفهان بوده و پیش از کورش ، مرکز قدرت هخامنشیاندر این ناحیه بوده و پس از کورش انزان به گابیان تبدیل یافته و استرابن هم آن را به همین نام خوانده است و گابیان رفته رفته به جی تغییر یافت .
هرتسفلد نگاشته است :
اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت .
در سده ۲ میلادی ، نام گبی و اسپدانا در نقشه بطلمیوس دیده می‌شود . وی « اسپدانا »ی پارسی زمان هخامنشی را از کتاب ارتستنس ، مدیر کتابخانه اسکندر مقدونی برداشته بود. در یک نقشه جهان نما که ۱۰۰ سال پیش از بطلمیوس ترسیم شده است ، این نام به صورت ساسانی « سپانه » یعنی سپاهان نگاشته شده و معنی آن ، جای لشکریان است .
اسکندر مقدونی هنگام دنبال کردن داریوش هخامنشی به پارتاک یا پارک یاگی آمد و آن را گشود و اکسازر را که والی شوش بود به حکومت پارتاک گمارد . تاریخ نگاران پیشین ، پارتاک را پاریتاکن نامیده‌اند که به پارسی آن روزی پرتیکان می‌گفتند و امروز فریدن می‌خوانند . پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می‌شده است .
مفضل سعدبن حسین مافروخی اصفهانی ، نویسنده کتاب محاسن اصفهان درباره نام اصفهان ، می‌نویسد :
« ... و همچنین گفته‌اند که اصل لفظ نام اصفهان ، اسفاهان بود ، چرا که در ایام فرس ، گودرزبن گشواد بر آن مستولی و مالک بود و هر وقت که پای اقتدار در رکاب استظهار آوردی هشتاد پسر صلبی او با او سوار گشتند ، همه سواران جنگی فرزانه و جملگی دلاوران فرهنگی مردانه زیارت بر احفاد و اشیاع و عباد و اتباع چون سوار می‌شدند مردم می‌گفتند اسفاهان ، یعنی لشکر ، تداول کلام ، عوام اصفهان را بدان نام نهاد . »
مافروخی بار دیگر سخن از سپاه و سپاهیگیری به میان آورده ، می‌گوید : « ... در روایت است که اردشیر بابکان گفت هرگز هیچ ملکی بر غلبه و استیلا هیج ملک قدرت نداشت تا اصفهانیان مدد بنمودند و پرویز گفت کار ملک بر ما قرار نگرفت الا به معاونت مدد اهل اصفهان و انوشیروان لشکر و سپاه اصفهان را بر تمامیت لشکرهای جهان تفصیل داد و از میان ایشان اهل فریدن را اختیار کرد .»
ابن اثیر در کتاب اللباب می‌نویسد :
« اصفهان به کسر اول یا فتح آن شهر بلاد جبال است و آن را از آن جهت اصفهان گفته‌اند که معرف سپاهان است و سپاه به معنی لشکر و هان علامت جمع است و اینجا محل تجمع سپاه اکاسره بوده است .»
حمزه اصفهانی بر این باور بود که واژه اصفهان یا اسپاهان از سپاه گرفته شده که در فارسی به معنی قشون و سگ است . لاکهارت نیز بر این باور بود که از روزگار پارتها ، واژه اسپاهان به این ناحیه اطلاق شده است .
گفتار بالا می‌رساند که این نام با سپاه و سپاهیگری بستگی داشته است و شاید چنین نقشی را « جی » به عهده داشته است نه « یهودیه » که گسترش آن ، اصفهان کنونی را به وجود آورده است . واژه سپاه در پارسی باستان به معنی اسب نیز آمده است ، زیرا اسب جزو کار سپاه بوده است چنانکه یاقوت حموی ، می‌گوید سپاه برابر اسب است و همین اصفهان را جایگاه سپاهیان دانسته است . در نزد آریاییها باارزش و محترم بوده است و بسیاری از بزرگران و نام‌آوران ایرانی به نام اسب نامگذاری می‌شده‌اند ، مانند : گشتاسب ، لهراسب و جاماسب ، که همه این نامها واژه اسب دارند .
اصفهان در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد و تا دو سه سده حاکمانی از سوی خلفا در آن فرمانروایی می‌کردند . در دوران آل بویه و سلجوقیان پایتخت بود . پس از سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر دوران صفوی دستخوش کشتار ، چپاول و خرابی شد .
اصفهان در حمله مغول و تیمورلنگ خسارتهای زیادی دید . تیمور لنگ از هفتاد هزار سربریده مردم این شهر ، مناره‌ای برپا کرد و به گفته نویسنده کتاب حبیب السیر ، در اصفهان جز زنده رود ، کسی زنده نماند . از دوران افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است ، ولی در زمان قاجاریه به کوشش مردان خیر چند بنای قابل توجه ایجاد شد
http://architecture-design1.blogfa.com/post/2

طنین یاس
وجه تسمیه و پیشینه ی تاریخی استان
اصفهان به سبب پیشینه تاریخی کهن خود در طول تاریخ با نام هایی چون: آپادانا، آصف هان، اَسباهان، اِسبهان، اِسپهان، اسپینر، اسفاهان، اِسفهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاری، پرتیکان، جی، دارالیهودی، سپاهان، شهرستان، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی، نصف جهان و یهودیه نیز خوانده شده است. بسیاری از پژوهش گران بر این باورند که اختصاص این ناحیه در پیش از اسلام ـ به ویژه در دوران ساسانیان ـ به گرد آمدن سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند: کرمان، فارس، خوزستان، سیستان،... وجه تسمیه آن به «اِسپهان»، بوده و سپس در بعد از اسلام تحت تأثیر زبان عربی به «اصفهان» تغییر شکل داده است .
منطقه مهم و استراتژیک اصفهان، در روزگار باستان از جایگاه ویژه ای بر خوردار بوده است. این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، از دیر باز در مسیر مهاجرانی قرار داشته که فلات ایران را به سوی دیگر سرزمین ها می پیمودند. در نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح، گروهی از ساکنان فلات مرکزی ایران از منطقه اصفهان کنونی راه دره رود کارون را پیش گرفته و به دشت حاصل خیز ایلام گام نهادند. شهر اصفهان، مرکز این منطقه مهم؛ روزگاری پایتخت ایران به شمار می رفته است و در دوران ایلامی ها، استان کنونی اصفهان یکی از ایالت های کشور «اَنزان» یا «اَنشان» بوده است. در زمان هخامنشیان نام این ایالت و مرکز آن، از اَنزان به گابیان (گابا / گاد و گای) تبدیل یافته و به سبب آبادانی، محل زندگی پادشاهان هخامنشی نیز بوده است. در دوران اشکانیان این منطقه یکی از ایالت های پهناور پادشاهی اشکانی بوده و حاکم شهر اصفهان پایتخت آن، عنوان شاه داشته است .
اردشیر پاپکان مؤسس سلسله ساسانی، در تعقیب اردوان پنجم ـ آخرین پادشاه اشکانی ـ از مداین به منطقه اصفهان آمده، با غلبه بر ساتراب (استاندار) آن، اصفهان را گشود. در زمان ساسانیان، منطقه اصفهان اهمیت بسیاری داشته و جنبه دفاعی و نظامی آن، که مرکز گردآوری سپاه بوده، بر ارزش جغرافیایی اش، افزوده است. در این دوره خانواده بزرگ ایرانی «اسپوهران» یا «هفا» بر اصفهان حکم رانی می کرده اند. بر اساس پاره ای از پژوهش ها، در اواخر این دوران، یزدگرد به خواهش همسرش «شوشن دخت» یک کلنی یهودی در مرکز آن (گی) ایجاد کرد. گِی که بعدها «الیهودیه» یا کوی یهودی ها نامیده شد، آن بخش از شهر کنونیِ اصفهان است که بازار بزرگ اصفهان در آن قرار دارد. از این روی، بیش تر مکان های اسلامی کنونی این بخش، در گذشته متعلق به یهودی ها بوده است .
منطقه اصفهان درسال 19 یا 21 هـ. ق، در زمان عمر خلیفه دوم به دست مسلمانان افتاد. اهمیت منطقه اصفهان و شهر جی در اوایل اسلام به اندازه ای بود، که حجاج بن یوسف ثقفی به یکی از حاکمان اصفهان گفت: «ترا فرمانروایی شهری دادم که سنگش سرمه، مگسش زنبور عسل و گیاهش زعفران باشد ».
اصفهان تا اوایل سده 4 هـ. ق، در قلمرو حکومت عباسیان بود. در این دوران مرد آویج (مردآویچ/ مردآویز) فرزند زیار، که تابع فرمان روای علوی مازندران بود، خود را مستقل و فرمان روای ری خواند. در سال 319 هـ. ق، با شکست دادن ماکان کاکی سردار دیلمی و فتح تبرستان توانست از کمک پسران بویه ماهی گیر نیز برخوردار شده ایالت جبال (319 هـ. ق) و هم چنین اصفهان را (320 هـ. ق) به قلمرو خود بیافزاید. مردآویج که به زنده کردن آداب و سنن ملّی نیاکان ایرانی خود پای بند بود، جشن های ملّی، از جمله جشن سده را با شکوه برگزار می نمود چنان که در ماه صفر سال 323 هـ. ق، در کرانه زاینده رود، جشن سده را برگزار کرد. درمحرم سال 433 هـ. ق، طغرل سلجوقی پس از یک سال محاصره در دومین لشگرکشی خود به اصفهان آن را گشود و حکومت دیالمه کاکویه را از این منطقه بر انداخت. طغرل 12 سال در اصفهان زندگی کرد و پانصد هزار دینار خرج ساختمان ها و امور خیریه، مسجدها و خانقاه‌ها کرد. اصفهان، در روزگار حکومت آلب ارسلان و وزارت خواجه نظام الملک توسی رو به گسترش و آبادانی نهاد و مردم در آسایش بودند. در زمان ملک شاه سلجوقی نیز اصفهان از مهم ترین و آبادترین ولایت ها به شمار می رفت و ملک شاه پس از قتل پدرش آلب ارسلان، اصفهان را به پایتختی خود برگزید و ساختمان های بسیار از کوشک ها و باغ ها بنا کرد. ملک شاه هرگاه که فراغتی به دست می ‎آورد، در باغ نقش جهان که خود بنا کرده بود، با وزیرش خواجه نظام الملک به سر می برده است. طغرل سوم، آخرین پادشاه سلجوقی بود که با شکست از خوارزم شاه اصفهان را به وی واگذار کرد .
پس از سال 633 هـ. ق، که اصفهان توسط سپاهیان اوکتای قاآن، جانشین چنگیز گشوده شد، این منطقه در سیطره مغولان قرار گرفت. عمق و غنای فرهنگی ایرانیان به اندازه ای بود که در کم تر از نیم قرن این قوم خون ریز را آداب و فرهنگ آموختند. چنان که در زمان حکومت سلطان محمد اولجایتو که در آغاز سده 8 هـ. ق به حکومت رسید در اصفهان همانند دیگر نقاط ایران مسجد و بناهای متعددی ساخته شد. یکی از مشهورترین و زیباترین این آثار، محرابی است گچ بری در مسجد جامع اصفهان که به محراب اولجایتو معروف شده است .
هر چند پس از تأسیس سلسله صفوی به دست شاه اسماعیل صفوی در سال 906 هـ. ق، وی تبریز را به عنوان پایتخت برگزید؛ اما از سال 1000هـ. ق شاه عباس کبیر پایتخت را به اصفهان انتقال داده در طول 42 سال حکومت خود، پیوسته به عمران و آبادی کشور، به ویژه اصفهان پرداخت. ایجاد میدان بزرگ نقش جهان، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و سردرب قیصریه، مسجد امام، بازار شاهی، خیابان چهار باغ، شهرک جلفا، کلیساهای تاریخی.... در شهر اصفهان نتیجه گام ها و تلاش های شاه عباس بزرگ است .
پس از شاه عباس، هر یک از شاهان صفوی نیز به نوعی در آبادانی اصفهان کوشیدند. شاه صفی بنای امام زاده اسماعیل را در محل آن، به خوبی تعمیر و تزیین کرد. شاه عباس دوم بناهایی چون: کاخ پادشاهی چهل ستون و ساختمان پل خواجو و ساختمان های سلطنتی کرانه زاینده رود، مانند هفت دست، آیینه خانه، و نمک دان را ساخت و باغ پهناور سعادت آباد را ایجاد کرد. شاه سلیمان کاخ هشت بهشت را بنا نمود و شاه سلطان حسین نیز مدرسه سلطانی یا مدرسه چهار باغ، سرای فتحیه (محل مهمانسرای شاه عباس) و بازارچه شاهی را بنا کرد .
در روزگار پادشاهی نادر شاه افشار، از گسترش اصفهان کاسته شد، زیرا وی پایتختی دایمی نداشت و به شهرهای خراسان علاقه بیش تری نشان می داد. از سوی دیگر نادر شاه تمامی تلاش خود را صرف یک پارچه گی بخشیدن به استقلال کشورکرد. در زمان زندیه نیز چون پایتخت کشور به شیراز انتقال یافت، منطقه و شهر اصفهان از اهمیت و اعتبار افتاد و از جمعیت آن کاسته شد .
در دوران قاجاریان نیز، اگرچه پایتخت، دیگر به تهران منتقل شده بود؛ اما اصفهان هم چنان از اهمیت زیادی برخوردار بود. در این دوران در پاره ای از بنا ها تغییراتی داده شد. یکی از حاکمانی که در این دوران مدت طولانی بر این شهر حکم راند، ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بود. هم اکنون نیزاستان اصفهان از مناطق درجه یک و با اهمیت ایران است و شهر اصفهان ـ مرکز استان ـ در ردیف شهرهای درجه اول دنیا، مانند: پکن، پاریس، روم، ونیز،... قرار داشته و از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
http://www.tanineyas.ir/?q=node/1800
تاریخ ورود: 7/9/91

تاریخچه ی اصفهان:
پایگاه مجلات تخصصی نور
تاریخ‌ اصفهان
 علی معصومی. تاریخ اصفهان. تالیف:حاج میرزا حسن خان جابری انصاری‌ تصحیح و تعلیق:جمشید مظاهری‌ ناشر:مشعل و بهی،اصفهان،چاپ اول،1378.
 تاریخ اصفهان کتابی است که توسط مؤسسهء انتشاراتی مشعل‌ و با همکاری شرکت بهی،منتشر و روانهء بازار کتاب شده است. پیش از آن‌که به شناساندن کتاب مذکور بپردازیم و از محتوا و چگونگی شکل‌گیری آن سخن بگوییم،لازم است ابتدا با مؤلف‌ کتاب تاریخ اصفهان که حاج میرزا حسن خان جابری انصاری نام‌ دارد،آشنا شویم.
 حاج میرزا حسن خان جابری انصاری به سال 1287 قمری در شیراز تولد یافت.پدر و نیاکان حسن خان انصاری از منشیان و مستوفیان زمان خویش بودند.پدر جابری انصاری تقریبا مقارن با انتصاب ظل السلطان به حکومت اصفهان،از شیراز به این شهر باز آمد.انصاری درحالی‌که بیش از چند سال نداشت نزد پدر به‌ تحصیل مشغول شد و موفقیت‌های چشمگیری کسب کرد.به‌ طوری که در شانزده سالگی شرح ملا علی قاری بر فقه ابو حنیفه را از عربی به فارسی برگرداند و ظل السلطان را به شگفتی واداشت. حسن خان جابری انصاری در هجده سالگی پدرش را که در این‌ زمان منشی خاص ظل السلطان بود،از دست داد.ظل السلطان به‌ پاس خدمات حاج میرزا علی انصاری،پسر او(حسن خان انصاری) را در امور دیوانی به خدمت گرفت.بدین ترتیب،جابری انصاری در دستگاه فرمانروای مقتدر اصفهان به خدمت مشغول شد.البته در این زمان اقوام او نیز در دستگاه ظل السلطان صاحب نفوذ و اقتدار و مصدر امور مهمی بودند.
میرزا حسن خان انصاری ضمن اشتغال به امور دیوانی از تحصیل و تحقیق و تالیف نیز غافل نشد و نزد عالمان بزرگی مثل‌ ملا محمد کاشانی،جهانگیر خان قشقایی،شیخ محمد حسن نجفی، سید محمد باقر درچه‌ای و...به درس و بحث نشست.از سوی‌ دیگر،کار تالیف و ترجمه و تحقیق را نیز رها نکرد و به تالیف تاریخ اصفهان‌ و جوهر الجواهر و ترجمهء وفیات الاعیان(به دستور ظل السلطان) پرداخت.
 زمانی که انقلاب مشروطیت آغاز شد،حاج میرزا حسن خان به‌ صف مشروطه خواهان پیوست و همهء توان علمی و ادبی خود را وقف مشروطیت کرد؛به طوری که نوشته‌های انجمن ایالتی‌ اصفهان با آثار او غنی می‌شد.پس از پیروزی مشروطیت،اعیان‌ اصفهان او را به عنوان وکیل خویش برگزیدند تا رهسپار مجلس‌ شورای ملی شود ولی انصاری نپذیرفت و به روزنامه‌نگاری روی‌ آورد.
 در سال 1326 قمری محمد علی شاه دستور داد جابری انصاری‌ را دستگیر کرده به باغ شاه تهران بفرستند.اما پیش از آن‌که‌ ماموران به وی دسترسی پیدا کنند،او از طریق خاک بختیاری به‌ عراق رفت و در عتبات اقامت گزید.
 پس از فتح تهران و پیروزی مجدد مشروطه خواهان،جابری‌ انصاری به اصفهان بازگشت و به توصیهء آیت الله سید حسن مدرس، ریاست محکمهء جزای عدلیه اصفهان را عهده‌دار شد،ولی به دلیل‌ دخالت‌های مکرر کنسولگری روسیه در امور،استعفا داد.با این حال، جابری انصاری تا کودتای اسفند 1299 خورشیدی کم‌وبیش در عرصهء سیاسی و اجتماعی حضور داشت،ولی پس از کودتا روش‌ دیگری پیش گرفت و به تحقیق،تالیف و ادارهء املاک و مستغلات‌ گستردهء خویش مشغول شد.
 سرانجام،جابری انصاری در بیست و هفتم دی‌ماه 1335 خورشیدی در سن 89 سالگی دیده از جهان فروبست و در تخت‌ فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.تعداد آثار جابری انصاری نزدیک‌ به سی عنوان است که تعدادی از آن‌ها طبع شده‌اند و تعدادی نیز هنوز به چاپ نرسیده‌اند.
 آثار طبع شده جابری انصاری به شرح ذیل است:آگهی شهان از کار جهان‌ (یک دوره تاریخ اسلام و ایران)آفتاب درخشنده،اسرار الانصار و افکار الاسحار،بدایع و نوادر،تاریخ اصفهان و ری و همهء جهان، تاریخ نصف جهان و همهء جهان،تفسیر حسن،جوهر الجواهر،شرح‌ حال شیخ بزرگوار سعدی،گزارش زندگانی پیر علی شیخ جابری، گنجینهء انصار،گوهر شب چراغ،نور الثقلین،معجزات کلام الله‌ للالی السمط فی معالی النبی و السبط و نوشدار(تهذیب الاخلاق) مشهورترین اثر حاج میرزا حسن خان انصاری کتاب تاریخ اصفهان‌ و روی و همهء جهان است.در این کتاب ضمن آن‌که از تاریخ‌ اصفهان سخن به میان آمده و بناها و جغرافیای این شهر و روستاهای اطراف آن تشریح شده،صفحاتی نیز به تاریخ شهر ری‌ اختصاص دارد.
 علاوه بر این،به وقایع مهم جهان از زمان هجرت پیامبر اکرم(ص) تا سال 1362 قمری اشاره گشته است.به همین دلیل است که‌ مؤلف نام«تاریخ اصفهان و ری و همهء جهان»را بر آن نهاده است. کتاب مذکور در سال 1322 خورشیدی در 450 صفحه به طبع‌ رسید.
 حاج میرزا حسن خان جابری انصاری در سال‌های پایانی‌ حیات خود در صدد تکمیل کتاب مذکور برآمد و در جلد جداگانه‌ای‌ به شرح حال علما،حکما،عرفا،نامداران،زمامداران،شعرا،اطبا، خطبا،خطاطان و سایر هنرمندان اصفهان مشغول شد.این نوشتار که قرار بود جلد سوم تاریخ اصفهان باشد،تکمیل نشد،زیرا نویسندهء 89 سالهء آن با جهان بدرود گفت.البته همین تکمله پس از فوت‌ نویسنده به صورتی نه چندان زیبا و مطبوع به چاپ رسید.
به‌هرحال،کتابی که اکنون با نام«تاریخ اصفهان»چاپ و منتشر شده است،همان کتاب«تاریخ اصفهان و ری و همهء جهان» و تکملهء آن است،با این تفاوت که مطالب مربوط به شهر ری و وقایع جهان از آن حذف شده است و فقط مطالب مربوط به اصفهان‌ برای چاپ و نشر مجدد برگزیده شده است.
 تفاوت مهم دیگر این است که آقای جمشید مظاهری پس از تحقیق و تفحص سامان نسبتا مناسبی به کتاب داده است و با تصحیح و تعلیق و ترتیب شایسته،علاوه بر آن‌که حجم کتاب را به‌طور قابل توجه افزایش داده است،بر غنای آن نیز افزوده است. همچنان که در بعضی موارد سهو و خطای مولف را هم یادآور شده‌ است.بنابراین،کتاب مذکور با توجه به ترتیب،و سامانی که اکنون‌ یافته و تعلیقی که بر آن منضم شده است،قابل استفاده‌تر از پیش‌ گردیده است.اصل کتاب بیش از 236 صفحه نیست ولی آقای جمشید مظاهری‌ با آوردن یادداشت‌هایی در پایان هر فصل،تقریبا حجم آن را دو برابر کرده است.علاوه بر این،حدود 235 صفحه از صفحات پایانی‌ کتاب به فهرست راهنما و تصاویر رجال زمان گذشته و اماکن‌ تاریخی اصفهان اختصاص یافته است.بنابراین حجم کتاب با در نظر گرفتن سایر اضافاتی که در ابتدا و انتهای کتاب قرار دارد،از 700 صفحه نیز فرا رفته است.کتاب تاریخ اصفهان در چهار فصل(و به‌ تعبیر مؤلف آن در چهار جلد)تدوین و تالیف شده است.
 مولف در ابتدای فصل اول دربارهء علت تالیف کتاب مذکور چنین آورده: چنین گوید پیر رنجور از دانش عری،حسن جابری:چهل‌ سال قبل که به سفر تهران مخاطراتی را در دربار ری بدان خاک جی‌ پیشامد دیدم و به هر بزرگی حقایق را گفتم پاسخی موافق نشنیدم، چاره‌ای ندیدم جز تاریخی بنگارم و حال ستمدیدگان را بالتبع ودیعه‌ گذارم و دنبالهء تالیفات دیگرم آن تاریخ را مرتب کردم:جلد نخست‌ مهمات مباحث آن شارستان از فتوح دورهء اسلامیه تا سنوح لشوره‌ بر قاجاریه...جلد دوم شرح پاره‌ای مبانی ملتی و دولتی و بساتین‌ باستانی که از آثار آن اندکی را گذاشته و بسیاری را برداشته‌اند.جلد سوم سرگذشت ناموران هنری بوم زادش را که مآثری از آن‌ نگاشته‌اند....».
 در این فصل پس از بیان سبب تالیف کتاب،موارد ذیل مورد توجه نویسنده قرار گرفته است:قدمت و چگونگی بنای اصفهان‌ و بانی آن،آیین باستانی مردم اصفهان،جغرافیای تاریخی اصفهان، چگونگی فتح اصفهان توسط مسلمانان،گرایش‌های مذهبی و اخلاقی مردم اصفهان در روزگار قدیم،فرمانروایان و پادشاهانی که‌ در اصفهان حکمرانی کرده‌اند و چگونگی رفتار آن‌ها در این شهر، وقایع مهم تاریخ اصفهان،مهاجرت‌هایی که به اصفهان شده است‌ (مثل مهاجرت یهودیان،اعراب و ارامنه)چگونگی اوضاع اصفهان‌ در مراحل مختلف تاریخ،ایام پریشانی و آبادانی اصفهان،جدال‌های‌ مذهبی و فرقه‌ای در تاریخ اصفهان و بسیاری از موارد دیگر که به‌ هریک از این موارد به‌طور بسیار خلاصه اشاره شده است.
 نویسنده در این فصل آنجا که به عصر قاجاریه می‌رسد، مسائل و موضوعات را با توضیح بیشتری می‌آورد،به طوری که‌ تقریبا دوم سوم حجم این فصل به تاریخ قرون گذشتهء اصفهان‌ اختصاص دارد و حدود یک سوم آن در ارتباط با مسائل و موضوعات‌ عصر قاجاریه در اصفهان است.
 جالب توجه است که مؤلف در ضمن نگارش موضوعات‌ تاریخی،به چگونگی اوضاع اقتصادی و عمرانی شهر در دوره‌های‌ مختلف توجه خاصی دارد.به ویژه زمانی که به عصر قاجاریه‌ می‌رسد،قسمت عمدهء مباحث را به مسائل اقتصادی اختصاص‌ می‌دهد و از چگونگی اوضاع زراعی،مالیات،روابط اقتصادی افراد با یکدیگر و حکومت با افراد،وضعیت تجارت و صنعت و...سخن‌ می‌گوید و از چگونگی عمران و رشد اقتصادی و همچنین از روند اضمحلال اقتصادی و عمرانی شهر اصفهان در دورهء قاجاریه‌ مطالبی ذکر می‌کند.
 گرچه جابری انصاری از وضعیت عمرانی و رشد اقتصادی و اجتماعی اصفهان در بعضی از سال‌های دورهء قاجاریه اظهار رضایت‌ می‌کند،ولی عموما از آنچه بر سر اصفهان در این دوره آمده است، خشنود نیست و اغلب از انحطاط اصفهان در این عصر سخن‌ می‌گوید.جابری انصاری از دورهء کوتاه صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر و تأثیر آن بر اصفهان به نیکی یاد کرده؛می‌نویسد: «روان میرزا تقی خان امیر به مینوشاد!اگرچه به سرکوبی‌ اصفهانیان پانهاد،اما عدل فطری آن بزرگمرد،همهء امراض کهن‌ را علاج کرد،زیرا اصفهان به اثر جنگ و لوطی بازی و شورش و یاغیگری دو ساله و بی‌مبالاتی حکام سلف،حکم قاع صفصف‌ داشت.فرامین تعیین و تعدیل مالیات‌ها را به تفاوت خالصه و اربابی‌ و وقفی،از روی ممیزی میرزا عبد الوهاب،به اضافهء تفاوت عمل‌ حکام و فروعات،سرخط چاپی داد و هر محلی زاید بر گنجایش بود، تخفیف شکستگی منظور داشت و تکلیف زارعین و مالکین و کارگزاران دولت را طوری مقرر داشت که فرمانگزار ایالتی بدین‌ مهمی را جرأت نبود یک برهء هدیهء نوروزی احدی را بپذیرد،چه رسد که دیناری اضافه بر مالیات بگیرد...و دیگر همت‌های مردانه در انظار خودی و بیگانه به دو سال،محیر العقول مشاهیر رجال عالم‌ است،که می‌توان گفت با همهء زخمهای گران هفتاد ساله،باز بقیهء رمق امروزه،از حیاتی است که آن زندهء جاویدان به ایران مرده داده. بر اثر ریاست عاقلانه و سیاست عادلانه‌اش،نوع خلایق در خط زراعت و عمارت افتاده به احیای اراضی موات و احداث قنوات‌ و آبار و اجرای انهار پرداختند؛افسوس که عهد او چون دوران گل‌ بود.پس از شهادتش باز تجاوز ولات و ضباط و کسادی نرخ‌ محصولات و حدوث فتن و محن و آفات،مانع ترقی مزروعات‌ آمد؛به منوال سلاطین سلف،مالیات بعضی دهات اربابی را به‌ اعیان دولت و علمای ملت محل،مقرری و مستمری دادند...»2 جابری انصاری که خود و پدرش سال‌ها در دستگاه ظل السلطان‌ بوده‌اند،از یک سو از وضع نابسامان این دوره و فشار وارد بر بعضی از اقشار سخن می‌گوید و از سوی دیگر چنین اظهار می‌کند که چون‌ ظل السلطان در ابتدای حکمرانی در اندیشهء سلطنت بود،دست به‌ اقدامات عام المنفعه زد و به عمران و آبادانی پرداخت ولی پس از آن‌ که روند اوضاع را به گونه‌ای دیگر دید،از عمران و اصلاح ناامید شد.3
 جابری انصاری حتی موضوع ویران کردن آثار پرارج دوران‌ صفویه توسط ظل السلطان را نتیجه تحریکات دیگران دانسته‌ می‌گوید: «پس از حاج میرزا علی(پدر جابری انصاری)و مشیر انصاری، پاره‌ای نوکرهای تازه چرخ،گرد او(ظل السلطان)همی«بله‌ قربان»را مکرر گفتند به زینت کلام و سخن آرائی که«دشمن‌ طاووس آمد پر او»؛باید اصفهان را ویرانه نمایش داد تا دیگری‌ طمع فرمانداری و ربودنش ننماید.اجزای تازه که باغات دولتی را تاراج کرده،عمارات دیرین را به چربک‌های شیرین از میان بردند و از سنگ و آجر و چوبش خانه‌های خوب ساختند...»4
 بدین ترتیب،جابری انصاری این سخن را که«ظل السلطان‌ آثار دوران صفویه را در اصفهان از بین برد تا این شهر را ویرانه‌ بنمایاند و بدین وسیله موجبات قطع طمع دیگر شاهزادگان به این‌ ملک فراهم آورد»تأیید می‌کند.
 به‌هرحال،جابری انصاری به ستمگری‌ها و نابسامانی‌های‌ دورهء ظل السلطان اشاره می‌کند ولی سعی می‌نماید این نابسامانی‌ و ستمگری‌ها را به خود ظل السلطان نسبت ندهد.به همین سبب‌ می‌گوید: «یکی از جهات انزجار مردم اصفهان که به فنسولگری انگلیس‌ پناهنده شدند و ظل السلطان را نخواستند،بر اثر همین ستمها بود که از بستگان او و معممین از اتباعش از اشخاصی که ظل السلطان‌ به توهماتی ملاحظه‌شان را منظور داشت،به آبرومندان رسیده، وگرنه خود ظل السلطان به اسم شخص خودش کمتر چنین‌ فرمانی صادر نمود.اما شاید یک نفر،برادر زنش مرتضی خان و.. هر سالی چندین فرمان صادر می‌کردند که خود ظل السلطان هم‌ ناچار شده فرامین آن‌ها را گرفته به آن‌ها نمی‌داد!دیگران هم نیز به‌ همین منوال».
 بعد از فصل اول که«مهمات مباحث اصفهان»نام گرفته‌ است،فصل دوم با عنوان«شرح پاره‌ای مبانی ملتی و دولتی»آغاز می‌شود.در این فصل،پل‌ها،امام زاده‌ها،مقابر معروف،گورستان‌ها، مساجد،مدارس،تکایا،گرمابه‌ها،میادین،کاخ‌ها،باغ‌ها،و همهء اماکن تاریخی موجود و غیر موجودی که از میان رفته‌اند معرفی‌ شده و حوادثی که در طول تاریخ بر آن‌ها رفته است تا حدودی ذکر گردیده است.
 آقای جمشید مظاهری تکملهء ناتمامی را که جابری انصاری‌ در سال‌های پایانی حیات خود مشغول نوشتن آن شد به عنوان‌ فصل سوم کتاب تاریخ اصفهان ضمیمه ساخته است.جابری‌ انصاری در این بخش به شرح حال ناموران علمی،هنری،ادبی، سیاسی،حماسی و رزمی،پزشکی،مذهبی و سایر مشاهیر اصفهان‌ اشاره می‌کند و دربارهء هر شخص مطالبی ذکر می‌نماید.علاوه بر این،او دراین فصل ویژگی‌هایی از مردم اصفهان را برمی‌شمارد و تبحر آن‌ها را در امور و فنون مختلف می‌ستاید.
 جابری انصاری ضمن بیان شرح حال ناموران اصفهان به‌ تناسب،اشاره‌هایی هم به اوضاع اجتماعی و سیاسی و فرهنگی‌ روزگار برخی از ناموران(به ویژه مشاهیر دورهء قاجاریه)می‌کند که‌ این موضوع در خور توجه است.البته او در بعضی موارد خود را گرفتار ملاحظاتی می‌بیند و به شرح حال ناموران عصر خود آنچنان که‌ باید نمی‌پردازد.مثلا او با آن‌که ادعا دارد با سید حسن مدرس‌ دوست نزدیک بوده و روابط خوبی با او داشته ولی از مراحل حساس‌ زندگی سیاسی مدرس که نمایندگی مجلس و درگیری با رضا شاه‌ و به شهادت رسیدن او می‌باشد.مطلب روشنی نمی‌گوید و برای‌ گریز از موضوع می‌نگارد:«سرگذشت سال به سال تهرانشان را دیگران نوشته و طبع کرده‌اند.»5
 دربارهء روابط مدرس با رضا شاه نیز فقط به این بسنده می‌کند که:«در ترقیات پهلوی هم‌[مدرس‌]نکته را یافته بودند که او را به‌ سردار سپاهی و ریاست لشکری در خور دانستند و تمکین از او نداشتند و زد و خوردها داشتند»6.
 بالاخره در فصل چهارم تاریخ اصفهان،با مسائل و مطالبی از جغرافیای این شهر و نواحی آن آشنا می‌شویم.
 حدود ویژگی‌های جغرافیایی اصفهان،تقسیم‌بندی این شهر از زوایای مختلف،خیابان‌ها،جوی‌ها و میادین اصفهان و چگونگی‌ تقسیم آب زاینده رود از مباحث مهم این فصل است. البته قسمت اعظم این بخش مربوط به چگونگی تقسیم آب‌ زاینده رود براساس مادی‌ها و طومار شیخ بهایی است. به‌هرحال کتاب تاریخ اصفهان برای علاقمندان به مباحث‌ تاریخی،به ویژه مشتاقان تاریخ شهر اصفهان،قابل بسی توجه و استفاده است.

پی‌نوشت‌ها:
 (1)-تعلیق:جمشید مظاهری،اصفهان،مشعل-بهی،چاپ‌ اول،1378،ص 3.
 (2)-همان،ص 33 و 34.
 (3)-همان،ص 36 و 37 و 44.
 (4)-همان،ص 36.
 (5)-همان،ص 330
 (6)-همان،ص 332
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/268010?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 6/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
نگاهی به تاریخ اصفهان، لارنس لاکهارت، ترجمه ی افرا بانک
مقاله ی حاضر فصل سوم از کتاب شهرهای ایرانی است. لاکهارت در مقدمه ی کتاب داستان نگارش آن را بیان کرده است. طبق اظهار وی اساس آن کتاب دیگری به نام شهرهای مشهور ایران که در سال 1939 منتشر شد. هر یک از شانزده فصل این کتاب مستقلا به یکی از شهرهای معروف ایران اختصاص دارد. از آنجا که نسخ اولین ویراست این کتاب در سال 1947 نایاب شد، نویسنده به فکر تهیه ی ویراست دومی از آن افتاد. برای این منظور در سال 1957 طی سفر به ایران از شهرهایی دوباره دیدن کرد. ویراست دوم با بازنگری اساسی مطالب و تغییر تصاویر و اضافه کردن چند فصل چنان تفاوتی با ویراست اول داشت که می شد آن را کتاب دیگری دانست. نویسنده نام کتاب را به شهرهای ایرانی تغییر داد. بیست و سه شهری که در فصول کتاب بررسی شده عبارتند از: تهران، تبریز، اصفهان، مشهد، شیراز، اردبیل، مراغه، قزوین، رشت، نیشابور، دامغان، همدان، کرمانشاه، یزد، کرمان، کاشان، قم، شوش، شوشتر، دزفول، اهواز، آبادان و بندر عباس.
برای خواندن ادامه ی مطلب در زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/361202?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

پایگاه مجلات تخصصی نور
منبع تازه ای در تاریخ اصفهان، عبدالمجید روح بخشان
ایرانیان در روزگاران پیش از اسلام مردگان خود را عموما در دخمه ها می گذاردند و چون به اسلام گرویدند به پیروی از تعالیم پیامبر اکرم و ائمه ی هدی مردگان خود را در گور نهادند. از آن پس قبرستان در نظام شهرسازی ایرانی جای خاص خود را یافت و همچون مسجد، میدان، بازار، اب انبار و مانند اینها از جمله ملزومات شهر بود. در روستاها قبرستان را در بیرون از ده می ساختند و معمولا عاری از هر پیرایه ای بود. علت این بی پیرایگی را عموما بیسوادی روستاییان و بی توجهی آنان به ظواهر و تهی دستی ایشان دانسته اند، ولی علت واقعی آن در امان نگاه داشتن قبرستان از دستبرد و بی احترامی دشمنان و مهاجمان بوده است. اما در شهرها قبرستان معمولا در ربض، یعنی حاشیه ی میان بناهای شهر تا باروی آن، ساخته می شد و در شهرهای بزرگ در هر سوی شهر گورستانی وجود داشت.
برای خواندن ادامه ی مطلب در زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/41414?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

پایگاه مجلات تخصصی نور
مروری بر تاریخ مشروطه‌خواهی در اصفهان‌ (به روایت چند سند و متن تاریخی)
 موسی نجفی،  عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
چکیده
 بررسی ابعاد رویداد بزرگ تاریخی نهضت مشروطیت ایران،کاری مهم و بس دشوار است.هنوز هم درس‌هایی نهفته و رمز و رازهای بسیاری در مشروطه وجود دارد.از جمله قسمت‌هایی که در تاریخ مشروطیت ممکن‌ است حرفه‌های مهمی برای امروز ما وجود داشته باشد و به روشن شدن‌ صفحات ناشناختهء این نهضت کمک کند،بررسی روند مشروطه‌خواهی در شهرهای مختلف ایران است.یکی از این مراکز که نقش محوری و مهمی‌ در روند کلی مشروطیت ایران داشته،شهر اصفهان و به تبع آن«بختیاری» است.در مقالهء حاضر،روند حرکت مشروطه‌خواهی در اصفهان به اجمال‌ با توجه به دو ملاک«انجمن مقدس ملی»و«مطبوعات»مبانی فکری و اهداف مشروطه‌خواهان اصفهانی بررسی می‌شود.
توضیح دربارهء اهمیت و ارزش مطبوعات در آگاهی‌بخشی و انعکاس‌ ارزش‌ها و تفکرات یک جامعه،توضیح واضحات خواهد بود؛اما به شکل‌ موجز می‌توان گفت با توجه به ارزش«گذشته و تاریخ»و اهمیتی که‌ شناخت تاریخی برای حیات امروز ما دارد،توجه خاص به اسناد و مدارک‌ و اوراق به جا مانده از دیروز،راهنمای شناخت امروز و فردای ما خواهد بود. تاریخ اجتماعی و سیاسی شهر کهنسال اصفهان هنوز به‌طور کامل نگارش نیافته‌ است.هر از گاه یکی از مورخان و محققان قسمتی و یا سنواتی از آن را به رشتهء تحریر درآورده است.1
 به‌طور کلی می‌توان گفت فراز و نشیب‌های اجتماعی و سیاسی مهم اصفهان را باید از دوران صفویه و به خصوص شاه عباس اول دنبال کرد؛زمانی که نوسازی‌ و توسعه در ابعاد مختلف این شهر جلوه‌گر شده است.شهرسازی نوین،توسعهء اقتصادی،توسعهء سیاسی و اداری،توسعهء نهادهای فرهنگی و اجتماعی و هنری، همه و همه در آن زمان تحولی کیفی را نشان می‌دهند؛تحولی که اصفهان را در مجموع به عنوان«نگین درخشان جهان اسلام»و از جمله مشهورترین و معظم‌ترین‌ شهرهای قرن 11 هجری71/-61 میلادی در جهان جلوه‌گر می‌سازد.2
 سیاحان:سفیران و تاجران اروپایی،دربارهء توسعه و عظمت خیره‌کنندهء این شهر بسیار نوشته‌اند و طی سنوات و دهه‌های متمادی،دیدن شهر اصفهان آرزوی هر شهروند اروپایی بوده است.به این توسعه و اعتبار باید توسعه و رشد«حوزهء علمیه‌ و دینی»این شهر را اضافه کرد؛حوزه‌ای که در خود صداها محقق،فقیه،ادیب، عارف و فیلسوف را پرورش داده است.یک نمونه از آن رونق علمی را که امروز در حوزهء مکاتب عقلی شهرت جهانی دارد،می‌توان در پرتو مکتب فلسفی صدرایی‌ مطالعه کرد،مکتبی که به حق از آن به عنوان«مکتب اصفهان»یاد شده است.(نصر، 2631)
 سقوط اصفهان در سال 5311 ه.ق.هرچند از رونق علمی و اجتماعی این‌ شهر کاست،عظمت و ابهت آن بنای عظیم را نتوانست درهم شکند.دوره‌های‌ نادرشاه(0611-8411)و زندیه تا آغاز حکومت قاجارها(0021 ه.ق.)،اصفهان‌ مرکزیت و محوریت دوران قبلی را ندارد که البته یکی از علت‌های مهم آن، پایتخت نبودن این شهر بوده است.از دوران قاجاریه تا 9031 ه.ق.-که قیام‌ تنباکو در اصفهان را دربرمی‌گیرد-رکود و انحطاط را می‌توان در دنبالهء آن توسعه‌ و رشد دورهء صفویه شاهد بود؛انحطاطی که هر از گاه همچون موریانه قسمتی از این بنای شکوهمند را از بین می‌برد.
 حکومت جابرانهء مسعود میرزا ظل السلطان،اوج انحطاط و سیه‌روزی این شهر بزرگ بوده است.در سه دههء اول قرن چهاردهم هجری،چند واقعهء مهم،روند این‌ انحطاط یک قرن و نیمه را کمی عقب انداخت و آثاری از رشد و توسعه و حیات‌ را به این شهر کهن بازگرداند(باید گفت مشروطیت شهر اصفهان در دورهء اول‌ مشروطیت،با تعبیر و تفسیر شریعت‌خواهانه بوده است):
 1.قیام تحریم دخانیه که اصفهانیان در این واقعه،در ایران پیشتاز بودند.3
 2.تأسیس شرکت اسلامیه که در سال 6711،تقریبا تمامی مطبوعات آزادیخواه‌ و وطن‌دوست ایران را به شور آورده بود و بزرگ‌ترین حرکت اقتصاد ملی علیه‌ سلطهء اجانب در ایران بوده است.4
 3.حرکت تأسیس انجمن صفاخانه که مناظره بین علمای شیعه با مبلغین نصاری‌ و حاصل آن حرکت اصیل فرهنگی مجلهء الاسلام به سال 1231 قمری بوده است.
 4.حرکت جنبش عدالت‌خانه و انقلاب مشروطیت در اصفهان و بختیاری‌ در سال‌های 3231 و 4231 ه.ق.؛حرکت اصیلی که(به نظر راقم سطور)رنگ‌ مذهبی و ملی آن از همهء شهرهای ایران بیشتر و عمیق‌تر بوده و در زمینهء مبارزه با استعمار خارجی خصوصا استعمار انگلیس بیشترین«هوشیاری ملی»را از خود بروز داده است.
 5.فتح اصفهان به سال 7231 ه.ق.و رفع استبداد حاکم محمد علیشاه‌ قاجار به رهبری آیت اللّه حاج آقا نور اللّه اصفهانی با کمک قوای ضرغام السلطنه و صمصام السلطنه بختیاری.
 این پنج واقعه(به نظر نویسنده)در رأس تحولات کیفی و مهم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی اصفهان در سه دههء اول قرن چهاردهم هجری قرار دارد.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/572323?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

پایگاه مجلات تخصصی نور
دو اثر در تاریخ مشروطه ایران؛ اصفهان و بوشهر
مجتبی تبریزنیا
 اشاره:از انقلاب مشروطیت تصویری متداول و معروف در نزد همگان وجود دارد که اساس‌ آنرا وقایع تهران و تبریز و مرتبه‌ای بعدی بختیاری و گیلان تشکیل می‌دهد.بجر برای اهل فن، همگان اطلاع درستی از مشروطه در ولایات ندارند.دو کتاب تازه انتشار ذیل که معروض خواهد افتاد کوششی است در جبران این نقیصه.مشروطیت در اصفهان احتیاج به معرفی و بازشناسی‌ دارد و نظر به اینکه جنبش مشروطیت در جنوب(بویژه و اساسا فارس)مقوله‌ای خاص و متمایز از جنبش مشروطه معروف(تهران و تبریز)است،اصفهان فصل ممیز و تفکیک این دو عرصه‌ مشروطیت به شمار می‌آید.اما در خصوص مشروطیت فارس باید گفت به همان اندازه که انقلاب‌ مشروطیت ضد استبدادی بود،جنبش مشروطه در فارس ضد استعماری بوده است.لذا ادوار مشروطه جنوب با مرکز متفاوت است و در مقاطعی با آن همزمان و گاه غیر همگام است.به‌ طور کلی مشروطیت فارس خصوصیات خاص خود را دارد که کتاب گزارش‌های سرپرستی کاکس‌ گوشه‌از از آن بازگو می‌نماید.
1 جنبش وطن‌پرستان اصفهان و بختیاری‌ (تاریخ مشروطه ایران)، دکتر نور الله دانشور علوی(مجاهد السلطان)، مقدمه و حواشی:حسین سعادت نوری،  چاپ دوم(چاپ اول از ویرایش جدید)،تهران،
 انتشارات آنزان،1377 ش،240 ص.

 در خرداد ماه سال جاری،شاهد چاپ و انتشار چند کتاب‌ جالب توجه و حائز اهمیت در زمینهء«تاریخ»بودیم.یکی‌ از این کتاب‌ها با عنوان«جنبش وطن‌پرستان اصفهان و بختیاری(تاریخ مشروطه ایران)»اثر دکتر نور اله دانشور علوی(مجاهد السلطان)است که می‌توان آن را یکی از منابع مهم تاریخ مشروطهء ایران به حساب آورد.این‌ کتاب که اینک با ویرایش جدید به چاپ دوم رسیده،با مقدمه و حواشی آقای«حسین سعادت نوری»(مورخ‌ 1335 شمسی بر چاپ اول کتاب)و این بار به همت‌ انتشارات آنزان،زیور چاپ یافته است.چاپ اول کتاب در سال 1335 ش به انجام رسیده بود.نویسنده کتاب که در مراحلی از تاریخ مشروطه،به ویژه همراه با بختیاری‌ها در جنگ‌های مشروطه‌خواهان علیه محمد علی شاه و پس از آن در سرکوب طغیان‌های مستبدین به‌ هواخواهی محمد علی شاه،شرکت داشته،پنجمین فرزند مرحوم میرزا موسی خان ناظم الاطباء،پسر میر سید عقیل از اعقاب میر سید محمد حسین بن سید محمد هادی بن میر سید محمد،وزیر آستانه رضویه از سادات عقیلی است.
 مقطع زمانی که این کتاب از آن سخن می‌راند تقریبا از آغاز استقرار مشروطه و دقیقا از به تخت نشستن‌ محمد علی شاه،است.در پی آن مخالفت او با مشروطه، به توپ بسته شدن مجلس و استبداد صغیر و در نتیجه‌ قیام سران بختیاری با اتکا به نیروهای خود و پشتیبانی‌ مشروطه‌خواهان اصفهان برای احیاء مشروطه و مبارزه با استبداد محمد علی شاه می‌آید.نویسنده پس از شرح‌ حوادث فتح تهران و سرکوبی مخالفان مشروطه،کتاب را با بیان وقایع مربوط به جنگ جهانی اول در ایران و دولت موقت ملی توسط مهاجریان در کرمانشاه و سرنوشت،این دولت به پایان می‌برد.آخرین مطلب‌ کتاب،پایان مبارزات نویسنده در سال‌ 1335 هـ.ق و سکونت در اصفهان و اشتغال به کار پزشکی است.نویسنده که در اکثر حوادث دوران یاد شده، در جمع نیروهای بختیاری و به عنوان یکی از وطن‌پرستان اصفهان حضور داشته،بخش عمدهء مطالب‌ را به عنوان شاهد عینی مرقوم نموده است.
 این کتاب علاوه بر تشریح نقش بختیاری‌ها در انقلاب مشروطیت،به عنوان یکی از مهمترین منابع‌ دست اول برای پژوهش و اطلاع از حوادث اصفهان و نقش انجمن ولایتی و وطن‌پرستان این شهر در جنبش‌ مشروطیت حائز اهمیت بسیاری است.
 از ویژگی‌های کتاب،چاپ دست خطها،تلگراف‌ها و نامه‌هایی است که در ایام مورد بحث میان سران‌ مشروطیت اصفهان با سایر شهرها و شخصیت‌های بلاد دیگر رد و بدل می‌شده است.همچنین عکس بسیاری از اشخاص مذکور در کتاب،لابلای مطالب به چاپ رسیده‌ است که به نوبه خود،بر ارزش و جذابیت اثر می‌افزاید.
 مطالب کتاب که عمدتا بر پایهء مشاهدات و خاطرات‌ نویسنده و در مواردی با استفاده از شنیده‌ها یا مطالعات او به نگارش در آمده،در پانزده گفتار به شرح زیر سامان‌ یافته است:
 در گفتار اول با عنوان«آغاز نهضت»،نویسنده شور و حال مردم اصفهان را پس از انتشار اخبار مبارزات مردم‌ تبریز و تهران به تصویر می‌کشد از آن جمله:تشکیل‌ انجمن ولایتی اصفهان،اعضاء انجمن و اقدامات آنها، درخواستهای مردم از انجمن،تعطیلی نانوایی‌ها در اعتراض به کشتار مردم و آزادیخواهان تبریز و ماکو و در نهایت آرامش مردم به توصیهء انجمن ولایتی  در گفتار دوم نویسنده شکل‌گیری جنبش‌ مشروطه‌خواهی اصفهان و ادامهء وقایع این شهر را پی‌ می‌گیرد و به حوادث زیر اشاره می‌کند:پناهده شدن‌ کسبه و اصناف در کنسولگری انگلیس،ورود اقبال الدوله‌ کاشی و معدل الملک شیرازی به اصفهان که از سوی‌ محمد علی شاه برای سرکوبی وطن‌پرستان اصفهان به‌ حکومت این شهر منصوب می‌شوند،فعالیتهای‌ زیر زمینی اعضای انجمن ولایتی،واقعهء قتل مونس‌ السلطنه،مادر اکبر میرزا صارم الدوله در منزل آقا نور الله و تاثیر این اتفاق در عدم توفیق ظل السلطان برای‌ عزیمت به اصفهان و اقدامات اقبال الدوله کاشی.
 گفتار سوم به شرح بسیج سواران بختیاری و آمادگی‌ صمصام السلطنه برای تصرف تهران اختصاص دارد.در این مبحث از ورود سردار اسعد به اصفهان و جلسات‌ پنهانی میان او و سران انجمن ولایتی،اعلام خطر حاج‌ میرزا یحیی دولت آبادی به مجاهدان اصفهان،تعقیب و دستگیری مشروطه‌خواهان در اصفهان توسط نیروهای‌ دولتی،خلع صمصام السلطنه از ریاست بختیاری توسط محمد علی شاه و اقدامات او برای جمع‌آوری نیروهای بختیاری و تجهیز آنها و تصمیم به تصرف اصفهان‌ سخن به میان آمده است.
 در گفتار چهارم،وقایع مفصل مربوط به ورود ضرغام‌ السلطنه به اصفهان با همانگی سران مشروطه خواه‌ اصفهان و پیروزی مجاهدین و پناهنده شدن اقبال الدوله‌ کاشی به کنسولگری انگلیس را می‌خوانیم.همکاری‌ نزدیک جوانان مشروطه‌خواه اصفهان که از سوی انجمن‌ ولایتی مسلح شده بودند با سوارا ن بختیاری که به‌ اصفهان وارد شدند و تصرف اصفهان توسط این ائتلاف‌ از فرازهای خواندنی این بخش است.
 مهمترین مطالب گفتار پنجم به این شرح است: حرکت قوای مجاهدین اصفهان به طرف تهران و ماموریت امیر مفخم از تهران برای سرکوبی آز آزادیخواهان‌ بختیاری،ملاقات و مذاکره مستر چرچیل و مسیو رمانفسکی با خوانین بختیاری در قم و متن تلگراف‌ سردار اسعد و صممام السلطنه به سفیر اتریش در تهران.
 در گفتار ششم،روایت دیگری از یکی از اوراق‌ترین‌ تاریخ ایران بازگو شده و آن فتح تهران توسط مجاهدان‌ بختیاری و گیلان،خاتمهء استبداد صغیر،خلج محمد علی‌ میرزا از سلطنت و تبعید او است.در این فصل به واقعهء اعدام شیخ فضل الله نوری نیز اشاره رفته است.

 در گفتار هفتم،وقایع تهران و سایر بلادد پس از فتح‌ تهران،به ویژه طغیان‌های طرفداران محمد علی شاه‌ مخلوع،شرح و تفسیر شده است.اگرچه واقعات این ایام‌ در بسیاری از منابع دیگر نیز منعکس شده است اما حضور نگارنده در بسیاری از این رخدادها و نگارش‌ مشاهدات و خاطرات خود،بر ارزش سندی کتاب‌ می‌افزاید.گفتار هفتم به شرح طغیان ارشد الدوله معروف‌ به علیخان کاردی در حمایت از محمد علی شاه از سمت‌ خراسان اختصاص دارد و اینکه ارشد الدوله و در نهایت‌ سرکوب و اعدام می‌شود.
 در گفتار هشتم شرح چگونگی طغیان سالار الدوله و شکست‌های پی در پی او از نیروهای بختیاری و جانفشانی‌ها فتحعلی خان سردار معظم به تصویر کشیده شده است.سالار الدوله در صفحات غربی کشور در حمایت از محمد علی شاه سر به طغیان برداشته بود که‌ پس از مدتها جنگ و گریز با نیروهای فاتح تهران و تحمل شکست‌های متوالی،در نهایت به روسیه متواری‌ می‌شود.نویسنده که خود در این اردوکشی شرکت داشته، به اقدامات خود نیز اشاراتی می‌نماید.
 در گفتار نهم ادامهء مبارزهء مشروطه خواهان به‌ فرماندهی یپرم خان و نیروهای ارمنی او،همراه با قوای‌ بختیاری با سالار الدوله و چگونگی قتل یپرم خان در قلعهء شوربچه بازگو شده است.
 گفتار دهم نیز به ادامهء سرکوبی سالار الدوله می‌پردازند که فتح کرمانشاه به دست مجاهدین و عقب‌نشینی‌های‌ سالار الدوله و در نهایت فرار او به روسیه،مباحث اصلی‌ آن را تشکیل می‌دهد.
 در گفتار یازدهم نویسنده مجازات فجیع یکی از «متمردین و اشرار»توسط فرمانفرما در سنندج را به‌ تلخی توصیف می‌کند و در ادامهء همین بخش می‌خوانیم‌ که نویسنده پس از ختم غائلهء سالار الدوله به اصفهان بر
این کتاب علاوه بر تشریح‌ نقش بختیاری‌ها در انقلاب مشروطیت،یکی از مهمترین منابع دست اول برای‌ پژوهش و اطلاع از حوادث‌ اصفهان و نقش انجمن‌ ولایتی و وطن‌پرستان‌ این شهر در مشروطه است.
 دکتر نور الله دانشور علوی‌ (مجاهد السلطان) در گفتار دوازدهم به شرح‌ جنگ جهانی اول،پیشروی نیروهای تزاری در ایران، تشکیل کمیتهء دفاع ملی قم و جنگ مجاهدین اصفهان‌ با سرازان تزاری می‌پردازد که در اکثر آنها حضور مستقیم داشته و بیتشتر مشاهدات و خاطرات خود را به‌ رشتهء تحریر کشیده است.

 گفتار سیزدهم به شرح چگونگی اشغال قم از طرف‌ اردو روس و زندانی شدن مؤلف اختصاص دارد.
 مجاهد السطان در گفتار چهاردهم به کشمکش‌ها آزادیخواهان با عمال روسیه در تهران،اعمال فرزندان‌ ظل السلطان در اصفهان،وضعیت کمیته ملی در کرمانشاه و دیگر مشاهدات خود و حوادث ایام در اواخر سال 1293 شمسی می‌پردازد.
 در واپسین گفتار اقدامات روس‌ها در اصفهان،اعمال‌ ظالمانهء یمین السلطنه در این شهر،وضعیت مهاجرین و حکومت موقت در کرمانشاه و سرنوشت این دولت‌ تشریح شده است.
 کتاب با بیان سرنوشت نویسنده به پایان می‌رسد. مجاهد السلطان در سال 1335 هـ.ق پس از اخذ تامین‌ به اصفهان مراجعت و به کار طبابت مشغول می‌شود.
 در بخش پایانی کتاب،آقای حسین سعادت نوری‌ که اثر حاضر به همت ایشان چاپ شده،مقاله‌ای مختصر پیرامون تاریخ و پیشینهء ایل بختیاری به رشتهء تحریر درآورده که آن را با متن نامهء مجلس شوراری ملی که در قدردانی از مرحوم حاج علیقلی خان سردار اسعد صادر شده به پایان می‌برد.
 پس از این مقاله،حواشی و توضیحات آقای سعادت‌ نوری ضمیمه شده است که در آن بساری شخصت‌های‌ مذکور در کتاب با شرح و بسط بیشتری معرفی شده‌اند. صفحات پایانی کتاب به فهرست اعلام اختصاص‌ یافته است.
 همانگونه که اشاره رفت،این کتاب یکی از منابع‌ اصلی برای تاریخ پژوهانی به شمار می‌رود که علاقه‌مند تحقیق پیرامون تاریخ مشروطیت،به ویژه نقش‌ بختیاری‌ها و جنبش اصفهان در احیاء آن،همچنین‌ مقطع زمان استبداد صغیر(قبل و بعد از آن)هستند.
 1-اصفهان،تخت فولاد مقبرهء بابا رکن الدین
2«گزارشهای سالانهء سرپرسی کاکس‌ سرکنسول انگلیس در بوشهر» (1911-1905 م/1329-1323 هـ ق)
 ترجمه:حسن زنگنه،به کوشش عبد الکریم مشایخی، بوشهر،مرکز مطالعات بوشهرشناسی،چاپ اول،1377 ش، 115 ص

 اثر حائز اهمیت دیگری که در جمع کتاب‌های چاپ‌ شدهء خرداد ماه سال جاری به چشم می‌خورد، عنوان«گزارش‌های سالانهء سرپرستی کاکس،سرکنسول‌ انگلیس در بوشهر(1911-1905/1329- 1323 هـ.ق)»دارد.این اثر توسط آقای«حسن زنگنه» ترجمه،به کوشش آقای«عبد الکریم مشایخی»تهیه و مقدمه‌نویسی و یادداشت‌نگاری شده و به همت مرکز مطالعات بوشهر شناسی به مرحلهء چاپ و انتشار رسیده‌ که قبل از هر چیز لازم است از زحمات این پژوهشگران‌ که گوشه‌ای از تاریخ این مرز و بوم را فرا روی‌ علاقه‌مندان قرار دادند و اسنادی در خور توجه را برای‌ محققان تاریخ فراهم نمودند تقدیر و سپاسگذاری کرد.
 این گزارشات در خلال هفت سال فعالیت نمایندگی‌ سیاسی انگلستان در بوشهر تهیه و ارسال شده است. بنابراین محور اصلی و محدودهء جغرافیایی گزارشهای‌ اوضاع«بندر بوشهر»و نواحی اطراف آن،همچنین بنادر دیگر جنوب مانند لنگه و بندر عباس است و هدف و ماهیت اصلی آن‌ها،انعکاس و اوضاع این منطقه به منظور حفظ منابع سیاسی و اقتصادی انگلستان بوده است.
 بنابراین علاوه بر اینکه اختصاصا گزارش‌ها راجع به‌ بوشهر و نواحی مجاور آن است،مترجم کتاب نیز بر محدود ساختن گزارشات به بوشهر تأکید داشته و از ترجمه و انضمام بخش‌هایی که مربوط به سایر مناطق از جمله فارس بوده خودداری نموده است.و اما در مورد موضوع‌ها و محورهای اصلی مورد تأکید در این گزارش‌ها که مأموران سیاسی،از جمله سرپرستی کاکس می‌باید منعکس می‌کرده‌اند می‌توان به نکته‌های زیر اشاره کرد: گزارشی از نمایندگان سیاسی کشورهای دیگر و فعالیت‌ آن‌ها،عملکرد گمرک،وضعیت تجارت،حکمرانان محلی‌ ایران،اوضاع راه‌های داخلی ایران،تحولات سیاسی‌ داخلی و حوادث قابل توجه و بی‌سابقه مانند جنبشهای‌ سیاسی اجتماعی یا منصب‌ها و مقامات دولتی جدید و نظایر آن.
 قبل از بحث پیرامون شکل و محتوای گزارش‌ها، لازم به نظر می‌رسد که مأمور انگلیسی تهیه کنندهء این‌ گزارش‌ها یعنی سرپرستی کاکس را بشناسیم.برای این‌ منظور اطلاعات مندرج در مقدمه کتاب در خصوص شرح‌ حال و فعالیت‌های کاکس که توسط جناب آقای‌ «عبد الکریم مشایخی»تهیه شده را جامع و مفید یافتم‌ لذا در این نوشتار فرازهایی از آن تقدیم حضور خوانندگان می‌گردد:
 «سرپرستی زاخایاکاکس»در سال 1864 م/1279 هـ.ق‌ در«هرون گیت»انگلستان متولد و در سال 1937 م/ 1316 هـ.ش به سن هفتاد و سه سالگی درگذشت.او مدت 10 سال از مأموریت سیاسی خود را به عنوان کفیل‌ سرکنسول‌گری از اول ژوئن 1904 م/1322 هـ.ق نماینده‌ سیاسی مقیم در خلیح فارس و سرکنسول از هفتم ژانویه‌ 1009 م/1327 هـ.ق تا سال 1913 م/1332 هـ.ق در بوشهر گذراند.«ماژور کاکس»اولین دورهء مأموریت‌ سیاسی هود را که مایهء ترقیات آینده‌اش شد،از اول اکتبر 1899 م/1314 هـ.ق شروع کرد.«کاکس»در انجام‌ مأمورتی که«لرد کرزن»نایب السلطنه هند به عهده‌اش‌ گذاشت،کاملا موفق بود و مورد تمجید رسمی وزارت امور هندوستان در لندن قرار گرفت.
 «نماینده مقیم سیاسی بریتانیا در خلیج فارس»که‌ مقّر اداری آن بندر بوشهر بود.در حقیقت نماینده تام‌ الاختیار انگلستان در خلیج فارس بود.این مقام سیاسی‌ انگلیسی در بوشهر بر کلیهء شیخ‌نشین‌های کرانهء جنوبی‌ خلیج فارس و دیگر امیرنشینهای ساحلی نظارت داشت و وظیفهء حفظ مصالح و منافع بریتانیا در خلیج فارس را بر عهده داشت.همچنین این نمایندگی به عنوان‌ سرکنسول بریتانیا در خلیج فارس بر کلیهء کنسول‌گریها انگلیس در فارس،خوزستان و شهرهای ساحلی کرانهء شمالی خلیج فارس از بوشهر تا بندر عباس،لنگه، چاه‌بهار و...نظارت داشت.
 هنگامی که«سرپرستی کاکس»ارتقاء مقام یافت و دوران مأموریت سیاسیش که«لرد کرزن»به او واگذار کرده بود،به پایان رسید،به نظر می‌آمد که او به مقصود و مراد دولتش که اساس چیزی جز تبدیل کردن خلیج‌ فارس به یک«دریای انگلیسی»نبود،با موفقیت عمل‌ کرده،و حریفان عمده کشورش مانند فرانسویها،ترکها، آلمانها و روسها را یکی پس از دیگری از صحنهء رقابت‌ بیرون رانده است.
 تغییر سمت کاکس از سرکنسولی بوشهر در تاریخ‌ دسامبر 1913 م/1292 ش عملی گردید و با شروع جنگ‌ جهانی(اوت 1914 م/1333 هـ.ق)بار دیگری وی که در عرض سالیان گذشته در خلیج فارس تجربیات ارزشمندی به دشت آورده بود،در اواخر سال 1914 م/ 1333 ق به عنوان مشاور سیاسی در دستگاه فرماندهی‌ کل قوای انگلیس در عراق تعین گشت.
 در مدت چهار سال جنگ جهانی اول‌ (1914-1918 م/1337-1333 هـ.ق)«سرپرستی‌ کاکس»از عهده وظایف محوله به خوبی برآم.وی در ژوئیه 1918 م/1337 هـ.ق متصدی پست وزیر مختاری‌ بریتانیا در تهران گشت.یکی از مهمترین حوادث ایام‌ سال 1919 م/1298 ش،در زمان کابینهء وثوق الدوله بود که با بیداری و هوش یاری شهید سید حسن مدرس و شهید شیخ محمد خیابانی،همگام با دیگر وطن دوستان ایرانی با شکست مواجه شد.
 سرپرستی کاکس از سپتامبر 1919 م/1298 ش تا ژوئن 1920 م/1299 ش قریب دو سال وزیر مختاری‌ بریتانیا در تهران بود.به دنبال شکست امپراتوری‌ عثمانی در جنگ جهانی اول،دولت‌های انگلیس و فرانسه بر اساس قرارداد«سایکس پیکو»وزرای خارجه‌ انگلیس و فرانسه،خاورمیانه را میان خود تقسیم کردند و عراق تحت سیطرهء انگلیس درآمد.کاکس در این زمان‌ به عنوان حاکم سیاسی عراق تعییت گردید و کلیهء اختیارات قانونگذاری و اجرایی عراق از طرف دولت‌ انگلیس به او واگذار شد.
 مردم عراق که در سال 1917 م/1267 هـ.ش با نیروهای اشغالگر انگلیس جنگیدند،بار دیگر به سال‌ 1920 م/1299 هـ.ش به رهبری آیت الله میرزا محمد تقی‌ شیرازی-مرجع تقلید شیعیان-به جهاد علیه اشغالگران‌ پرداخته و انگلیسی‌ها که با انقلاب مردم عراق در شهرهای کربلا و نجف و دیگر شهرها مواجه شده بودند، با استقلال عراق و تشکیل حکومت ملی مردم این‌ سرزمین توافق کردند.و از آنجای که عده‌ای از مردم با امیرفیصل فرزند امیر حسین(شریف مکه)بیعت نمودند، فیصل را به پادشاهی عراق منصوب ساختند.انقلاب‌ اسلامی عراق در سال 1920 م/1291 هـ.ش پایان دوران‌ مأموریت سرپرستی کاکس در خاورمیانه بود.1
 همان طور که از عنوان کتاب پیداست اثر حاضر، حاوی گزارش‌های گنسول‌گری انگلیس در فاصلهء سال‌ها 1329-1323 هـ.ق/1911-1905 م.می‌باشد که توسط سرپرستی کاکس تهیه شده است.بنابراین این‌ گزارش‌ها را می‌توان در شما مهمترین اسناد تحقیق‌ پیرامون چهرهء مشروطیت در جنوب کشور،در سال‌های‌ اولیهء شروع این جنبش بزرگ دانست.پژوهشگران‌ تاریخ،به ویژه محققان تاریخ مشروطه و تحولات جنوب‌ کشور در ارتباط با آن،در این گزارش‌ها از تأثیر بارقه‌های مشروطیت در بوشهر،بندر لنگه،بندر عباس، لارلستان و...،نقش شخصیت‌های عالم و برجسته‌ای‌ چون آیت الله سید عبد الحسین لاری و سید مرتضی مجتهد اهرمی در مبارزهء مردم جنوب علیه استبداد محمد علی‌ شاه،و به طور کلی اوضاع اقتصادی و اجتماعی و رویدادهای سیاسی در مقطع مورد بحث،اطلاعات‌ مفیدی فرا چنگ می‌آورند،هر چند که مترجم و پدیدآورندگان کتاب به حق تأکید دارند که نباید یکسونگری و مغرضانه‌نویسی و منفعت‌جویی این مأمور انگلیسی را از نظر دور نداشت.
 گزارشهابه صورت سالیانه در هفت بخش تنظیم‌ شده‌اند که فاصلهء زمانی آنها،به همراه ذکر موضوعات‌ گزارش شده د هر سال به شرح زیر است:
 گزارش سالانهء قنسول انگلیس در بوشهر 1906-1905 م/ 1332-1324 هـ.ق:انتقال مسیوهین سنز از بنادر دریایی‌ خزر به بوشهر به جا مسیو و افلیرات؛قاچاپ اسلحه از مسقط به سواحل فارس و مکران ایران؛ممنوعیت صدور کالا؛ورود هیئت بازرگانی انگلیس به سرپرستی آقای‌ گیلدونی نیوکومن بوشهر؛کسب امتیاز و حق انحصاری‌ صید اسفنج مروارید،مرجان و فرآورده‌های زیرآبی‌ دریایی از سوی«اتحایه امتیازات و بهره‌برداری از اسنفج دریایی محدود»؛درخواست امتیاز«ذخایر اکسید قرمز»در جزیره هرمز؛وضعیت ادارهء پست؛بهداشت‌ عمومی؛قرنطینه؛مسافرت پزشکان اروپایی برای‌ بررسی وضعیت قرنطینه و بهداشت؛بارندگی و اوضاع‌ محصولات کشاورزی؛حکومت بوشهر و بنادر؛بی‌نظمی‌ در بوشهر؛اقدامات معین التجار؛راه بوشهر-شیراز؛ تسویهء دعاوی عقب افتادهء اتباع انگلیس؛گزارش‌ وضعیت و محتوای روزنامه‌های محلی از جمله‌ حبل المتین که در کلکته چاپ می‌شود و«روزنامهء مظفری»چاپ بوشهر و شرح مبارزات آقا علی لبیب الملک، سردبیر آزادیخواه دموکرات منش که به خاطر چاپ‌ مقالات علیه دولت،دستگیر،تبنیه و تبعید شد؛فعالیت‌ روس‌ها در خلیج فارس و صفحات جنوبی ایران؛ مسافرتهای نمایندهء سیاسی مقیم.

گزارش سالانهء انگلیس در بوشهر 1907-1906 م/ 1325-1324 هـ.ق:
 دیدار«سر ادموند پو»،فرمانده کل پایگاه دریایی‌ هند شرقی از خلیج فارس و بوشهر؛گزارش علمکرد گمرک و اختلاف مسئولین آنها؛تغییر حکمران بوشهر (جانشینی حاجی سعد السلطنه به جای احمد خان‌ دریابگی»؛سیاست محلی و مجلس:در این قسمت‌ سرپرستی کاکس گزارش جالبی از بازتاب جنبش‌ مشروطیت در بوشهر ارایه می‌دهد و از چگونگی تشکیل‌ مجلس محلی،انتخاب نمایندهء مجلس،نقش روحانیون‌ محلی،انتشار خبر درگذشت مظفر الدین شاه سخن می‌راند؛ فکر تأسیس بانک ملی و استقبال مردم و تجار بوشهر از آن؛اوضاع تجارت به ویژه تجارت اسلحه؛خط کشتیرانی‌ روس؛خط کشتیران هامبورگ-آمریکا و فعالیت جدی و گستردهء آلنان‌ها در صحنهء تجارت در خلیج فارس و بدگمانی انگلیسی‌ها نسبت به آن؛علاقهء آلمان‌ها برای‌ دسترسی به جزیرهء هالول در خلیج فارس و نزدیک قطر؛ راه بوشهر-شیراز؛عوارض راهداری؛حل و فصل دعاوی‌ مربوط به بوشهر میان انگلیس و ایران؛نمایندگان‌ سیاسی خارجی در بوشهر از جمله نمایندگان روسیه، آلمان و فرانسه.

گزارش قنسول انگلیس در بوشهر 1908-1907 م/ 1326-1325 هـ.ق:
 دیدار«سرژرژ وارندر»،فرمانده کل نیروی دریایی‌ هند شرقی از خلیج فارس؛جانشینی احمد خان دریابگی‌ کاکس در بخشی از گزارش‌های خود نتایج منفی و زیان‌بار انقلاب مشروطه بر منافع انگلستان را بر می‌شمارد و در ضمن از تحرکات و فعالیتهای سیاسی‌ متأثر از مشروطه در بوشهر سخن‌ می‌راند و به تأسیس«حزب ایران جوان»و موضع ملی گرایانهء آن‌ اشاره می‌کند و بالاخره نگرانی خود را از افزایش تمایلات ضد خارجی، به ویژه ضد انگلیسی مردم بوشهر و شهرهای اطراف ابزار می‌کند.
 به جا حاج سعد السلطنه؛ادارهء گمرک و بررسی تأثیر جنبش مشروطه و رفتار مشروطه خواهان با مسیو نوز و باژیکی‌های متصدی گمرک و مشکلات مسئولان‌ خارجی گمرک و نقش این تحولات در تجارت؛تجارت‌ اسلحه؛ناامنی در مسیر بوشهر-شیراز:گزینش مسیر بوشهر و براز جان؛راهداری؛حل و فصل دعاوی؛اوضاع‌ خط کشتیرانی ادسا روس؛خط کشتیرانی هامبورگ- آمریکا و رقابت آلمان‌ها؛اوضاع سیاسی بوشهر:در این‌ قسمت«کاکس»تحلیلی از اوضاع سیاسی بوشهر و لنگه‌ و بندر عباس که متأثر از جنبش مشروطه خواهی تهران‌ و سایر بلاد است ارائه می‌کند و به فعالیت‌های انتخاباتی‌ و گردهم آیی‌های و شبنامه‌ها اشاره می‌کند و در ادامه،نتایج‌ جنبش مشروطه و نظر تجار بوشهر نسبت به آن بیان‌ شده است؛تأثیذ جنبش ملی بر منافع انگلستان؛کاکس‌ در این قسمت از گزارش‌های خود،نتایج منفی و زیان‌بار انقلاب مشروطه بر منافع انگلستان را برمی‌شمرد و در ضمن از تحرکات و فعالیتهای سیاسی متأثر از مشروطه‌ در بوشهر سخن می‌راند و به تأسیس«حزب ایران جوان» و موضع ملی گرایانهء آن اشاره میکند و بالاخره نگرانی‌ خود را افزایش تمایلات ضد خارجی،به ویژه ضد انگلیسی مردم بوشهر و شهرهای اطراف ابراز می‌کند؛ گزارش امور بندر لنگه که حاکی از اختلافات شدید و برخوردهای موردی بین نیروهای داخلی و در مواردی با عناصر خارجی است؛دستگیری دزدان دریای حمیری‌ ساکن بندر دیر که با شرح و تفصیل ارائه شده است؛ نمایندگان سیاسی خارجی در بوشهر از جمله نمایندگان‌ سیاسی روسیه‌ء(مسیو اندره میلر)و آلمان(دکتر لیستمان) و فرانسه(مسیو چالوین).

گزارش نه ماههء فنسول انگلیس در بوشهر تا پایان دسامبر 1908 م/محرم 1327 هـ.ق
 این بخش از گزارش‌ها به دلیل دربرداشتن اخبار جنبش سید عبد الحسین لاری و سید مرتضی اهرمی در جنوب، حائز ارزش و اهمیت تاریخی بسیار است.عناوین این‌ گزارش‌ها به شرح زیر است:حکمران بنادر:جانشینی‌ معز الدوله برادر آصف الدوله به جای احمد خان دریابگی؛ کارگزار بنادر؛گمرکات و تغییر و تحولات مسئولین‌ خارجی آن؛نمایندگان سیاسی خارجی؛اوضاع تجارتی‌ بوشهر؛خط کشتیرانی روس؛تجارت آلمان‌ها از طریق‌ خط کشتیرانی هامبورگ-آمریکا؛تجارتخانه آلمانی‌ «وانکهوس و شرکاء»که در خلیج فارس،نمایندگی‌ کشتیرانی هامبورگ-آمریکا را به عهده داشت؛دیدار «سر ژرژ وارندر»فرمانده نیروی دریایی هند شرقی از خلیج فارس؛گزارش راه بوشهر-شیراز که حکایت از ناامنی و نابسامانی دارد و به دریافت آزادانه عوارض‌ راهداری توسط خوانین محلی اشاره می‌کند؛اوضاع لنگه: خصومت گروه‌های شیعه و سنی،فعالیت«انجمن آزادی» به ریاست علاء السلطنه و حمایت آلمانی‌ها از آن و انحلال‌ آن،ادامه فعالیت انجمن مذکور به نام«مدرسه»و حمایت سدید السلطنه به عنوان نمایندهء قنسولی روس از این انجمن و نگرا ن نمایندهء انگلستان از این رخدادها؛ نمایندگان قنسولی در لنگه و اشاره به پرچم برافراشتن‌ فردی موسوم به خواجه محمد عبد الله به عنوان قنسول‌ ترک؛گمک لنگه.


گزارش سالانهء قنسول انگلیس در بوشه 1909 م/ 1327 هـ.ق
 حکمران بنادر:دستگیری و تحت نظر قرار گرفتن معز الدوله، حاکم بندر بوشهر به دستور سید مرتضی اهرمی تا ضمانتی‌ باشد برای تامین حسن رفتار برادرش نشستن معز الدوله در نمایندگی سیاسی انگلیس و در نهایت موفقیت او برای‌ رفتن به شیراز و سپس تهران؛بازگشت دریا بگی به‌ حکومت بوشهر؛کارگزار بنادر:ورود اعتلاء الدوله به عنوان‌ نماینده وزارت امور خارجه ایران،سابقه فعالیت‌های‌ گذشتهء او از جمله انتشار روزنامهء«اصفهان»،کارگزاری در کرمان،نمایندگان وزارت خارجه در جلسه سرحدی‌ بلوچستان در سال 1907 و بالاخره روابطش با انگلسیها؛ قنسول‌های خارجه شامل نمایندگان سیاسی روسیه، آلمان،فرانسه،نروژ و عثمانی.مسیو کادولوبوسکی نایب و مسئول ژنرال قنسولگری روس،ورود واسموس به جا دکتر لیستمان به عنوان قنسول آلمان و ارتباط مترجم‌ واسموس با سید مرتضی اهرمی،رهبر جنبش وطن‌ پرستان منطقه بوشهر،رفتن مسیو آر.چالوین معاون‌ قنسول فرانسه،نمایندگ تجارتخانهء وانکهوس بجای‌ قنسول‌گری نروژ،نمایندگای تجارتخانهء وانکهوس بجای‌ قنسول‌گری نروژ،ورود ضیاء بی قنسول باب عالی عثمانی‌ در بوشهر؛اوضاع سیاسی بوشه(قیام آیت الله سید مرتضی‌ مجتهد اهری)؛این بخش از گزارش‌ها،یکی از مهمترین‌ مباحث کتاب است که ابتدا از علل و چگونگی قیام مدم‌ تبریز و اصفهان علیه محمد علی شاه و احیاء و مشروطه‌ سخن می‌راند و سپس تأثیر قیام را بر فارس و بنادر خلیج‌ فارس شرح می‌دهد،آن گاه نهضت جنوب ایران را به‌ رهبری سید عبد الحسین لاری باز می‌گوید و در توصیف‌ این قیام،نقش گروه‌های مخلتف مردم را تشریح می‌کند. از جمله مطالب این گزارش بدین قرار است:شرح‌ فعالیت‌های سیاسی و نظامی سید عبد الحسین در فارس،حملهء انقلابیون به گمرکات در بندر عباس و سایر بنادر،شورش وطن‌پرستان بوشهر به رهبری سید مرتضی اهرمی و معرفی او،کنترل بوشهر توسط
محققان تاریخ مشروطه و تحولات جنوب،در این گزارش‌ها از نقش شخصیت‌های عالم و نقش شخصیت‌های عالم و برجسته‌ای چون آیت الله سید عبد الحسین لاری‌ و سید مرتضی مجتهد اهرمی‌ در مبارزهء مردم جنوب‌ اطلاعات مفیدی فرا چنگ می‌آورند. این گزارش‌ها را می‌توان‌ در شمار مهمترین اسناد تحقیق‌ پیرامون چهره مشروطیت در جنوب کشور دانست.
 نیروهای سید مرتضی اهرمی که بالغ بر 1500 نفر و مسلح بودند،مذارکرهء کاکس با مشروطه‌خواهان،مصادرهء اموال و املاک گمرک بوشهر توسط نیروها وطن‌پرست، پیاده شدن نیروها انگلیسی در بوشهر،ورود دریابگی‌ به بوشهر،برقراری امنیت،بازگشت نیروهای انگلیسی‌ به ناو جنگی خود و بالاخره تبعید سید مرتضی اهرمی به‌ بصره که از آنجا به نجف می‌رود.نکته قابل ذکر در این‌ گزارش لحن مغرضانه و یک سونگرانهء آن است؛اوضاع‌ لنگه:اقدامات وطن‌پرستانه و بیگانه ستیزانهء سید عبد الحسین لاری در بندر لنگه که در قلمرو لارستان بود؛ اوضاع تجارت بوشهر که در اثر جنبشهای خطهء جنوب‌ دچار نابسامانی شده و مضرات اقتصادی زیادی بر دوش‌ انگلیسی‌ها تحمیل نموده بود.

گزارش قنسول انگلیسی در بوشهر 1910 م/1328 هـ..ق:
 درگذشت پادشاه انگلستان،ادوارد هفتم؛نمایندگان‌ سیاسی خارجی؛مقامات ایرانی بوشهر(میرزا احمد خان‌ دریابگی)؛کارگزار بنادر(میرزا غلامعلی خان سعد السلطنه)؛ کلانتر(مشهدی عبد الرسول)و کدخدا(زایر علی تنگستانی)؛ مأمور مالیه و رئیس نظمیه که به گفته کاکس این دو سمت جدیدا بر اساس اصول مشروطیت توسط حکومت‌ مرکزی به وجود آمده بود؛گمرکات و وضعیت کالاهای‌ تجاری؛انجمن بوشهر و انتخاب دو نفر به نمایندگی‌ مجلس تهران؛تأسیس«انجمن بلدیه»و اقدامات عام‌ المنفعه و اصلاحی آن؛نیروی انتظامی محلی،تعداد نیروها،وظایف و اقدامات آن؛پادگان محلی و وضعیت‌ سربازان آن؛اوضاع نواحی اطراف بوشهر شامل: اختلافات قبایل ملحی اطراف بوشهر،اختلافات شیخ‌ حسین چاهکوتاهی(مشهور به سالار اسلام از هم‌زمان‌ شهید رئیس علی دلواری و مالک ده چاه کوتاه)با برادرانش‌ و دخالت حاکم بوشهر(دریابگی)بر علیه زایر خضر خان‌ (ضابط تنگستان)و بالاخره دخالت صولت الدوله ایلخان‌ قشقایی به حمایت از زایر خضر که سرانجام این‌ مشاجرات به صلح انجامید،تعرضات بعدی زایر خضر خان؛مسافرت صولت الدوله قشقایی،حاکم فارس، به بوشهر؛فعالیت‌های ملیّون؛تجارت انگلستان و راه‌ بوشهر-شیراز؛منافع کشورهای خارجی و گزارش‌ تفصیلی از فعالیت شرکتها و خطوط کشتیرانی روسها، آلمان‌ها و ترک‌ها؛تجارت غیر قانونی اسلحه.

گزارش سالانه قنسول انگلیس در بوشهر 1911 م/ 1329 هـ.ق
نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی؛حکمران‌ بنادر:آمدن میرزا علی محمد خان موقر الدوله و رفتن‌ دریابگی؛حکمران کل فارس:در این سال به ترتیب‌ حکام زیر برای فارس انتخاب شدند؛نظام السلطنه،رکن‌ الدوله،فرمانفرما،علاء الدوله و قوام الملک؛کارگزار بنادر (مسعود السلطان،برادر موقر الدوله)،کلانتر و کدخدا؛امین‌ مالیه و رئیس نظمیه؛گمرکات بناد خلیج فارس،انجمن‌ شهر بوشهر؛انجمن بلدیه؛عدلیه؛نیروی انتظامی محلی؛ پادگان محلی بوشهر؛اوضاع بوشهر و اطراف آن که شامل‌ شرح حوادث زیر است:قدرتمند شدن زایر خضر خان و جمال خان از خوانین محلی،پیاده شدن هنگ سواره‌ نظام هند در بوشهر برای اعزام به شیراز و اصفهان، ظاهرا به منظور تأمین امنیت جانی و مالی اتباع‌ انگلیس،مبارزات غضنفر السلطنه،خان برازجان با انگلیسی‌ها.
 به این ترتیب شمایی کلی از محتوای هفت سال‌ گزارش نمایندهء سیاسی انگلیس در بوشهر تقدیم‌ خوانندگان گردید.بی‌شک نظری اجمالی به محتوای‌ گزارشات به خوبی نشان می‌دهد که حفظ موقعیت‌ سیاسی،توسعهء منافع اقتصادی،نظارت بر منطقهء استراتژیک خلیج فارس و کنترل هر چه بیشتر بر مرزهای جنوبی ایران به منظو مراقبت از مستعمرهء ارزشند هندوستان در مقابل رقیبان بین المللی،رئوس‌ اهداف و برنامه‌های مأموران سیاسی انگلیس در جنوب‌ ایران را تشکیل می‌داده است.

پی‌نوشت:
 1-گزارش‌های سالانهء سرپرستی کاکس سرکنسول انگلیس در بوشهر(1911- 1905 م/1329-1323 هـ.ق)،ترجمه حسن زنگنه،به کوشش عبد الکریم‌ مشایخی،بوشهر،مرکز مطالعات بوشهر شناسی و انتشارات پروین،چاپ اول، 1377،صص 9-11.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/65099?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

پرتال جامع علوم انسانی
قدیم ترین تاریخ اصفهان، نصرالله پورجوادی
تا چندی پیش قدیم ترین کتابی که درباره ی تاریخ اصفهان در دست ما بود اثر دو جلدی ابونعیم اصفهانی (متوفی 430) به نام ذکر اخبار اصبهان بود. اصفهان یکی از شهرهای بزرگ و همواره یکی از مراکز علمی ایران بوده است و به همین جهت کتابهای متعددی درباره ی تاریخ آن و علمای بزرگ آن، چه پیش از ابونعیم و چه پس از او، نوشته شده است. یکی از کتابهایی که پیش از اثر ابونعیم تألیف شده کتاب طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها اثر باو محمد عبدالله بن محمد جعفر بن حیان معروف به ابی الشیخ (متولد 274 و متوفی 369) است که خوشبختانه اخیرا به همت عبدالغفور عبدالحق حسین البلوشی تصحیح شده و دو مجلد آن در بیروت (1987) به چاپ رسیده است.
برای خواندن ادامه ی مطلب در زیر کلیک کنید:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120828101951-2183-399.pdf
تاریخ ورود: 5/9/91

انسان شناسی و فرهنگ
مأخذ شناسی تاریخ اصفهان در دوره ی قاجار
فرشته عابدی :دانشجوی کارشناسی ارشد بنیاد ایرانشناسی
گزارش سعی شده است لیست مختصر ولی جامع از ماخذ درباره وضعیت اصفهان در دوره قاجار ارائه شود.هرچند منابع وماخذ در این باره زیاد است اما گزینش بر مبنای اهمیت ماخذ بوده است.بیشتر، کتابهای مربوطه معرفی شده اند چون احساس میشود
 در یک کار تاریخی بررسی های کتابخانه ای در اولویت است.همچنین روزنامه ها که در این دوره از منابع اطلاعاتی بسیار ارزشمند هستند.البته مقالات اینترنتی وتحقیقات جدیدتر عموما جز گرد اوری اخبار چیز دیگری نیست وبه دلیل اینکه عنوان این ماخذ شناسی مربوط به تاریخ یکی از شهرهای ایران است لاجرم منابع غیر از زبان فارسی چندان در خور توجه یا مفید نخواهد بود.
 برای جمع اوری این کار در یک فرصت کوتاه ومحدوداز کتابخانه بنیاد ایرانشناسی مخصوصا قسمت مرجع وهمچنین کتابخانه ملی وسایتهای اینترنتی استفاده شده است.
 امید است با توجه به نقایص وکمبودهای موجود ،مورد توجه استاد محترم قرار گیرد.
 
فهرست کتب
 احمدی ، حسین ، 1345، اصفهان در آیینه زمان ، تبریز:کتابخانه ملی تبریز
 اسپاروی،ویلفرید،1369، فرزندان درباری ایران،ترجمه محمد حسین اریالرستانی،تهران:قلم
 اسکندری ،عباس،بی تا،تاریخ مفصل مشروطیت ایران یا کتاب ارزو،بی جا،بی نا
 اشراقی،فیروز،1378،اصفهان ازدید سیاحان خارجی،اصفهان:اتروپات
 اشرف،احمد،1359،موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران دوره قاجار،تهران،زمینه
 افشار سیستانی،ایرج1378،شناخت استان اصفهان:مجموعه ای از تاریخ جغرافیا و........،تهران:هیرمند
 افشار ،ایرج،1368،قباله تاریخ:نمونه هایی از اعلامیه ها،بیانیه هاو.....در دوره انقلاب مشروطه،تهران:طلایه
 اقبال اشتیانی،عباس،بی تا،تاریخ مفصل ایران از صدر اسلام تاانقراض سلسله قاجاریه،تهران:خیام
 انصاری،هرمز،1379،مقدمه ای بر جامعه شناسی اصفهان،تهران:نقش جهان
 ایمانیه ،مجتبی،1356،تاریخ فرهنگ اصفهان،اصفهان:انتشارات دانشگاه اصفهان
 انه ،کلود(1926-1862)،اوراق ایرانی:خاطرات سفر کلود انه در اغاز مشروطیت،ترجمه ایرج پروشاتی،تهران:معین
 اولیویه،1371،سفارت اولیویه،ترجمه محمد طاهر میرزا،تصحیح وحواشی:غلامرضا ورهرام،تهران:اطلاعات
 براون،ادوارد(1926-1826)،یکسال در میان ایرانیان،ترجمه ذبیح الله منصوری،تهران:کانون معرفت
 بروکشن،هنریش1368،سفری به درگاه سلطان صاحبقران،ترجمه کرد بچه،تهران:اطلاعات
 بختیاری ،علیقلی خان سرداراسعد،1363،تاریخ بختیاری،تهران:یساولی
 پاتینجری،هنری،1348،سفر نامه پاتینجر،ترجمه شاپور گودرزی،تهران:دهخدا
 پاسارگاد،بهاالدین،1352،تاریخ دوهزارو پانصد ساله شاهنشاهی ایران،تهران،بی نا
 پرویز ،عباس،تاریخ روابط واروپاییان در دوران سلطنت صفویه وقاجاریه،تهران :کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
 پیرزاده نایینی،حاجی محمد علی،1342،سفرنامه حاجی محمد علی،به کوشش حافظ فرمانفر ماییان،تهران :انتشارات دانشگاه تهران
 پیرنیا،محمد کریم،1369،شیوه های معماری ایرانی،
 تحویلدار اصفهانی(میرزا حسین خان)،1342،جغرافیای اصفهان،به کوشش منوچهر ستوده،تهران ،دانشگاه تهران
 تفرشی حسینی،احمد،1351،روز نامه اخبار مشروطیت وانقلاب ایران به انضمام وقایع استبداد صغیر از نویسنده ای گمنام،به کوشش ایرج افشار،تهران ،امیر کبیر
جابری انصاری،محمد حسن،1358،تاریخ اصفهان،به اهتمام جمشید سروشیار،تهران ،عرفان
 جابری انصاری،1378،میرزا حسن،تاریخ اصفهانبا تصحیحات وتعلیقات جمشید مظاهری ،اصفهان:مشعل
 جناب ،میر سید علی(1349)،1371،الاصفهان،به اهتمام عباس نصر،اصفهان :گلها
 جعفریان،رسول،1385،درک شهری از مشروطه :مقایسه حوزه مشروطه خواهی اصفهان وتبریز،تهران :موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
 جواهرکلام،علی،1348،جغرافیای تاریخی اصفهان وجلفا،تهران :ابن سینا
 چریکف،1358،سیاحتنامه مسیو چریکف،ترجمه ابکار مسیحی،به کوشش علی اصغر عمران،تهران :کتابهای جیبی
 دانشورعلوی،نورلله،بی تا،تاریخ مشروطه ایران وجنبش وطن پرستان اصفهان وبختیاری،تهران:بی جا
 درهوهانیان،هاروتون،1379،تاریخ ارامنه ،ترجمه لئون میناسیان ومحمدعلی موسوی فریدنی،اصفهان :نشر زنده رود،نقش خورشید
 دوسرسی،لوران،1362،ایران در 1840-1839م،سفارت فوق العاده کنت دوسرسی،ترجمه احسان اشراقی،تهران :نشر دانشگاهی
 دوبد،کنت اگوستین بارون،1371،سفرنامه لرستان وخوزستان ،ترجمه محمد حسین اریا،تهران :علمی وفرهنگی
 دولت ابادی ،علی محمد،1362،خاطرات سید محمد دولت ابادی لیدر اعتدالیون ،تهران :ایران واسلام با همکاری انتشارات فردوسی
 دولت ابادی ،یحیی،1362،تاریخ معاصر یا حیات یحیی ،جلد اول،تهران :ابن سینا
 دیولافوا،مادام ژان(1916-1851)،ایران کلده وشوش ،ترجمه محمد علی فروشی(مترجم همایون)،به کوشش بهرام فروشی،تهران :انتشارات دانشگاه تهران
 رازی ،امیر احمد،1378،تذ کره هفت اقلیم،تصحیح،تعلیقات وحواشی:سید محمد رضا طاهری،تهران:سروش
 رجایی،عبدلمهدی،1383،تاریخ اجتمایی اصفهان در عصر ظل السلطان،اصفهان:دانشگاه اصفهان
 سایکس،سرپرسی،1351،هشت سال در ایران،ترجمه حسین سعادت نوری،جلد اول،اصفهان:انتشارات دانشگاه
 سپنتا،عبدلحسین،1346،تاریخچه اوقاف اصفهان،اصفهان:سازمان اوقاف وامور خیریه
 سجادی نایینی،مهدی،1348،تاریخ اصفهان،اصفهان:سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
 سردار ظفر بختیاری،خسرو،1362،یادداشها وخاطرات سردار ظفر بختیاری،تهران:یساولی
 سدیدالسلطنه مینابی بندر عباسی،محمد علی خان(1362-1291هق)،1362،سفرنامه"التدقیق فی سیر طریق"،تصحیح وتحشیه:احمد اقتداری،تهران:بهنشر
 سیف الدوله،سلطان محمد،1342،سفرنامه مکه،تصحیح:علی اکبر خداپرست،تهران:نشر نی
 سید ابادی،علی اصغر،1385،ایران در استانه تغییراز سقوط اصفهان تامشروطیت،تهران:افق
 
شمیم،علی اصغر،1343،ایران در دوره سلطنت قاجاریه،تهران:ابن سینا
 شیروانی،میرزازین العابدین(1253-1194)،ریاض السیاحة یا سیاحت نامه،تصحیح:اصغر حامد ربانی،تهران،سعدی
 شیل،لیدی مری،1368،خاطرات لیدی شیل،ترجمه بوترابیان،تهران:نشر نو
 ظهیرالدوله قاجار،میرزاعلی خان،1367،خاطرات واسناد ظهیرالدوله،به کوشش ایرج افشار،تهران:زرین
 ظل السلطان،مسعود میرزا(1336-1266)،خاطرات ظل السلطان،به اهتمام وتصحیح حسین خدیو جم،تهران:اساطیر
 عسگرانی،محمد رضا،1384،نقش مردم اصفهان درانقلاب مشروطیت ایران ،اصفهان:نوشته
 علوی ،ابولحسن،1363،رجال عصر مشروطیت ، به کوشش حبیب یغمایی،تجدید چاپ،ایرج افشار،تهران:اساطیر
 عیسوی ،چالز،1362،تاریخ اقتصادی ایران عصرقاجار(1332-1215)، ترجمه یعقوب اژند،تهران:نشرگستره
 فلاندن،اوژن(1876-1809)،سفرنامه اوژن فلاندن به ایران درسالهای 1841-1840،ترجمه حسین نور صادقی،اصفهان:نقش جهان
 فلسفی،نصرالله،بی تا،تاریخ روابط ایران واروپا،تهران،بی نا
 قاسمی،رحیم،1428،فهرست نسخ خطی سه کتابخانه اصفهان،نگارش رحیم قاسمی،قم:مجمع ذخایر اسلامی
 قاسمی ،سید فرید،1372،راهنمای مطبوعات ایران عصر قاجار،تهران :مطالعات وتحقیقات رسانه
 کتابی ،محمد باقر،1375،رجال اصفهان،اصفهان:نشر گلها
 کسروی،احمد،1370،تاریخ مشروطه ایران،تهران:امیر کبیر
 کرزن،جرج،1362،ایران وقضیه ایران،ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی،تهران :انتشارات علمی فرهنگی
 گداره،اندره،1384،تاریخ ابنیه های اصفهان واطراف ان از قرن پنجم هجری تا اخر قرن چهارده ترجمه محمد تقی مصطفوی،اداره باستانشناسی
 گوبینو،ژوزف ارتور دو،1383،سه سال در اسیا:سفرنامه کنت دو گوبینو،(1855-1858)،ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،تهران :قطره
 گولوس،ن-و،1958،تاریخ ایران از دوره باستان تا انتهای قرن هجدهم،با همکاری جمعی از دانشمندان،مسکو:دانشگاه لنینگراد
 لوتی،پیر،بی تا،به سوی اصفهان،ترجمه بدرالدین کتابی،اصفهان:بی جا
 ماساهارو،یوشیدا(1921-1852)،سفر نامه یوشیدا ماساهارواولین فرستاده ژاپن به ایران در دوره قاجار،ترجمه هاشم رجب زاده،مشهد:استان قدس رضوی
 مستوفی ،عبدالله،1360،شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی دوره قاجار،تهران:زوار
 مقصود همدانی،جواد،1342،فهرست نسخه های خطی کتابخانه های عمومی اصفهان،اصفهان:بی نا
 معتمدی،اسفندیار1386،مدارس نوین اصفهان ومفاخر ان،اصفهان:سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
 معلم حبیب ابادی،مرزا محمد علی،1337مکارم الاثار در احوال رجال دوره قاجار،اصفهان:به کوشش موسسه نشر نفایس ومحفوظا ت اصفهان
 مهدوی،مصلح الدین،1385،اعلام اصفهان،تصحیح غلامرضا نصرالهی،اصفهان:سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
 مهدوی،مصلح الدین،1367،بیان سبل الهدایة فی ذکر اعقاب صاحب الهدایت یا تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر،قم:خیام
 مهدوی ،مصلح الدین،1370،سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان،اصفهان:انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان
 مهدوی ،مصلح الدین،1370،مدارس اصفهان دارلعلم شرق مدارس دینی،اصفهان،سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
 مهدوی،مصلح الدین،1386،مدارس نوین اصفهان ومفاخر ان،اصفهان:سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
 مهدوی،مصلح الدین،1371،خاندان شیخ الاسلام اصفهان درطول چهارصد سال،اصفهان:گلبهار
 میناسیان،لئون،1972،تاریخچه کلیسای وانک وفهرست کتابهای چاپ شده(1636-1972)،اصفهان:چاپخانه کلیسای وانک
 میناسیان،لئون،1985،تاریخچه مدارس ملی ارامنه جلفای اصفهان(1880-1985)،اصفهان،چاپخانه کلیسای وانک
 نور صادقی ،حسین،1316،اصفهان مشتمل بر چهارفصل تاریخ ،جغرافیا،ابنیه واثارشعراوبزرگان،اصفهان:چاپخانه سعادت
 هالینگبری،ویلیام،1363،روزنامه سفر سرجان ملکم به دربار ایران درسالهای1801-1799،ترجمه امیر هوشنگ امینی،تهران:کتابسرا
 همایی،جلال الدین،1375،تاریخ اصفهان به کوشش ماهدخت بانو همایی،تهران:پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
 هنرفر،لطف الله،1350،گنجینه اثار تاریخی اصفهان،اصفهان:شفقی
 هولستر،ارنست،1355،ایران در یکصدوسیزده سال پیش،ترجمه محمد عاصی،تهران ،وزارت فرهنگ وهنر:مرکز مردمشناسی
 
فهرست روزنامه ها:
 روزنامه ادب،سال چهارم،شماره های144-177
 روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان،سال اول ودوم
 روزنامه انجمن بلدیه اصفهان،سال اول
 روزنامه الجناب،سال اول،شماره1-9
 روزنامه ثریا،سال اول شماره1-51
 روزنامه جهاد اکبر،سال اول
 روزنامه حبل المتین،سال سیزدهم،شماره1-46
 روزنامه حبل المتین،سال چهاردهم،شماره1-46
 روزنامه حبل المتین،سال پانزدهم،شماره 2-26
 روزنامه حبل المتین،سال پانزدهم،شماره1-47
 روزنامه حکمت،سال دهم تا سال نوزدهم،ازشماره833سال دهم تا شماره9
 روزنامه فرهنگ،سال اول ودوم وسوم وچهارم،شماره های متعدد
 روزنامه کشکول
 
فهرست مقالات:
 پوربختیار،غفار،1380،"حاکمان بختیاری تبار اصفهان از مشروطیت تا سقوط قاجاریه"،درمجموعه مقالات همایش نقش اصفهان
 در توسعه فرهنگ وتمدن اسلامی ج 1،دانشگاه اصفهان
 رجایی،عبدالمهدی"اصفهان از انقلاب مشروطه تا استبداد صغیر"،فصلنامه زنده رود :شماره12
 رجایی،عبدالمهدی،1384،"اندیشه وعمل اقتصادی در اصفهان عصر مشروطه"،مجموعه مقالات همایش حاج اقا نورالله نجفی
 دهقان نیری،لقمان،"انجمن مقدس ملی اصفهان وحکومت علاءالملک"،فصلنامه زنده رود شماره32
 شعبانی،احمد،"فهرست روزنامه ها ومجلات اصفهان"،پژوهشهای ایرانشناسی ج14،به کوشش ایرج افشار،انتشارات ادبی تاریخی
 موقوفات دکترمحمود افشار یزدی،چاپ اول
 شهوازی،ستار،"روزنامه اصفهان در عهد قاجار"،فصلنامه فرهنگ اصفهان،شماره21
 شیپری ،مریم وتوکلی،افرین،1385،"جهاد اکبر:روزنامه مشروطه خواه اصفهان "،ارائه شده به همایش نقش اصفهان در توسعه
 فرهنگ وتمدن اسلامی،دانشگاه اصفهان :گروه تاریخ
 صدر هاشمی،محمد،"حاج میرزا سلیمانخان شیرازی"،مجله یادگار سال سوم شماره نهم
 مهر علیزاده ،مهدی"حاج اقا نورالله اصفهانی در انجمن مقدس ملی ومشروطیت اصفهان"،مجموعه مقالات همایش حاج اقا  نورالله نجفی
 نجفی ،موسی،1374،"مطبو عات اصفهان در یکصد سال گذشته"،فصلنامه فرهنگ اصفهان،سال اول
 نواب ،عبدالباقی"نقش جهان واستقرار مشروطیت ایران"،نشریه دانشکده ادبیات اصفهان،شماره6،سال پنجم
 نوری،فروغ الزمان،1381،"مطبوعات اصفهان در عصر مشروطه"،همایش بزرگداشت اصفهان ومشروطیت،سازمان فرهنگی  تفریحی شهرداری اصفهان
 
فهرست پایان نا مه ها:
 صلاحی اعظمی،پرویز محمد،1380،"سیر تحول مدارس خارجی در ایران"،استاد راهنما:غلامعلی سرمد،دانشگاه ازاد رودهن،  دانشکده روانشناسی
 موسوی،فاطمه،"شورش اصفهان دردوره محمد شاه قاجار"،استاد راهنما:دکتر مصدق،استاد مشاور:د کتر حسنی،دانشکده آزاد اسلامی،  واحد تهران مرکزی
http://anthropology.ir/node/194
تاریخ ورود: 6/9/91

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا
پیشینه ی تاریخی اصفهان
در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را به طور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آن که در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نام های مختلف، محل های مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود.[۱۵] در دوران ساسانیان به دستور یزدگرد اول یک پادگان نظامی احتیاطی برای آموزش و اعزام نیروی کمکی احداث گردید - بغیر از این پادگان نیز سه مرکز نظامی در (مرو) و (گرگان) و (تیسفون) نیز بوجود آمده بود. این مراکز دارای نیروی ثابت بوده و فقط «سپاهان» برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش بینی شده بود.
اصفهان کنونی در قدیم گابای (جی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن[۱۶] (که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.[۱۷]
چهارباغ عباسی
به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمهٔ زاینده‌رود استقرار می‌یافت.[۱۸] اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست آورد.[۱۸] در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.[۱۹]
هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوها[۲۰] بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای[۲۱] نام برده شده‌است.[۱۵] در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود.[۱۵] عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.[۲۲]
در سال ۳۱۹ ه.ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد.[۲۳] در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.[۲۲]
در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد. اوج شکوفایی اصفهان به زمان صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه اسماعیل اول کبیر پایتخت صفویه را از قزوین به این شهر منتقل نمود. ناصر خسرو در گذر از اصفهان در سال ۴۴۴ هجری قمری مصادف با ۴۳۲ خورشیدی این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است:
از آن جا برفتیم هشتم صفر سنه اربع و اربعین و اربعمایه بود که به شهر اصفهان رسیدیم. از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد. شهری است بر هامون نهاده، آب و هوایی خوش دارد و هرجا که ده گز چاره فرو برند آبی سرد خوش بیرون آید وشهر دیواری حصین بلند دارد و دروازه‌ها و جنگ گاه‌ها ساخته و بر همه بارو کنگره ساخته و در شهر جوی‌های آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر مسجد آدینه بزرگ نیکو و باروی شهر را گفتند سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان که هیچ از وی خراب ندیدم و بازارهای بسیار، و بازاری دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندری و دروازه‌ای و همه محلت‌ها و کوچه‌ها را همچنین دربندها و دروازه‌های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه‌ای بود که آن را کو طراز می‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خروار بار داشتند که در آن شهر رفتیم هیچ بازدید نیامد که چگونه فرو آمدند که هیچ جا تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه...... و من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم، و گفتند اگر گندم و جو و دیگر حبوب بیست سال نهند تباه نشود و بعضی چیزها به زیان می‌آید اما روستا همچنان است که بود...
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86
تاریخ ورود: 6/9/91

گروه اصفهان شناسی زنده رود
اهمیت مشروطیت اصفهان و ویژگی های آن، ثنا دهقانی
(بخش نخست)
بررسی نهضت مشروطیت در اصفهان از موضوعات مهم پژوهش در زمینه فرهنگ معاصر مردم این شهر می باشد. موضوعی که درباره ی آن تحقیق جامعی صورت نگرفته است.
 استاد جلال الدین همایی می نویسد: در کتب و مقالات و سخنرانیهایی که تا کنون در پیرامون مشروطیت نوشته و گفته اند به هیچ وجه حق اصفهان ادا نشده است و سهل است که احیانا در تضعیف حق کوشیده ، اصلا از اصفهان و اصفهانی نامی برده نشده است یا با جمله هایی سست از این قبیل که (از اصفهان هم سر و صدایی شنیده شده است)  و امثال آن که ناشی از بی اطلاعی یا غرض ورزی است بر کنار نبوده اند.
تحولات مشروطیت اصفهان هم چنان پنهان و دست نخورده باقی مانده است. مورخان مشروطه نیز با دقت به تحولات اصفهان ننگریسته اند.
کسروی ، «گزافه گویی» را صفت مشروطه طلبان اصفهان آورده و ملک زاده مشروطه خواهی اصفهان را «ظاهری» می خواند .

با این حال همگی بر این قول اتفاق دارند که وقتی نور حیات مجلس و مشروطیت  با توپهای محمد علی شاه به خاموشی گرائید اصفهان همپای تبریز و گیلان کوشش نمود وبا دعوت از سران بختیاری و لشگر کشی آنان به تهران ، نظام مشروطیت بار دیگر بر کشور حکمفرما شد.
مشروطیت در اصفهان با مشروطیت سایر شهرها تفاوت داشت و موفق تر از مشروطیت در تهران و تبریز و شمال ایران بود. یکی از علل مهم موفقیت مشروطیت اصفهان همراهی و تقویت آن توسط علمای شهر بود  که این مسئله باعث یکپارچگی  و اتحاد اقشار مردم بخصوص نیروهای آزادی خواه شد و باعث گردید تا از دسته بندی و دودستگی در اصفهان خبری نباشد ، لذا در اصفهان از مسئله بست نشینی در کنسولگری دوّل  خارجی و اختلاف مشروعه و مشروطه  خبری نیست که این مهم تا حدودی ریشه در هم سویی علما و روحانیون و مردم با یکدیگر داشته است.
یکی از این عوامل ، تفاوت موقعیت جغرافیایی شهر ها بود به این معنی یکی از ریشه های اختلاف مشروطه اصفهان با سایر شهر ها میزان نفوذ غرب گرایان و استبداد در شهر های مختلف بوده است .در سه شهر تهران ، تبریز و رشت نفوذ اندیشه های غرب گرایانه بیشر بود .انجمن های متعدد پرنفوذ با اندیشه های غربی روزنامه های تندی که در برخورد با دین و علما با یکدیگر رقابت می کردند همگی عواملی بود که نفوذ اندیشه های علما را تضعیف می کرد؛ کار بدانجا کشید که رهبران اصلی مشروطیت تهران، آقایان : طباطبایی ، بهبهانی و شیخ فضل الله به ناچار از ادامه حضور در جریان نهضت منصرف شوند و برای اولین بار در تاریخ ایران یک عالِم دینی توسط جناح مخالف روحانیت به دار آویخته شد. کمی بعد آیت الله بهبهانی ترور شد و پس از وی آیت الله طباطبایی با مشاهده ی انحراف در مشروطه از امور سیاسی کنار کشید و اینگونه بود که مشروطیت منحرف و در مسیر اغراض سیاسی استعماری افتاد.
http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=article&id=650:1390-06-20-16-11-34&catid=52:1389-09-13-14-07-18&Itemid=38

(بخش دوم)
در اصفهان جریان غیر دینی هیچ نفوذی نداشت مشروطیت اصفهان نه بر اندیشه های غربی استوار بود و نه تحت نفوذ و دخالت استعمار خارجی قرار داشت بلکه با بهره گیری از اندیشه های مذهبی و موقعیت برجسته مراجع تقلید اصفهان ماهیتی مستقل ، مردمی ، صریح و بدون محافظه کاری داشت .
نهادهایی همچون انجمن مقدس ملی همراه با روزنامه های متعهد و در خدمت انجمن در جهت منافع مردم شهر فعالیت می کردند و مهم تر آنکه از حمایت بی دریغ روحانیت برخوردار بودند.
مشروطه ای که علمای اصفهان به رهبری حاج آقا نورالله نجفی دنبال می کردند با مشروطه ی محافل تهران و تبریز تفاوت داشت .بدون شک حوزه اصفهان از نظر اعتبار و اهمیت به پای حوزه نجف اشرف نمی رسید، اما به لحاظ مرکزیتی که در ایران داشت می توانست در مسائل سیاسی سریع تر و فعال تر از حوزه نجف در محدوده ایران عمل می نماید . اکثر مراجع بزرگ دو قرن اخیر همچون آیات عظام نائینی ، سید کاظم یزدی، صدرمیرزای شیرازی ، شریعت اصفهانی و حاج آقا حسین بروجردی از رشدیافتگان این حوزه بودند. ایشان باور داشتند که نهضت مشروطیت زائیده ی تفکر اسلامی است تنها مشکل اجرایی آن را از ملل دیگر گرفته است آنان مشروطیت را مبتنی بر شرح اسلام می دانستند و پیروی از حق و انبیاء را به منزله اولین قانون آن قلمداد می کردند و اصرار داشتند که قانون فرنگ ترجمه فقه و اصول اسلام است.
حاج آقا نورالله نجفی که رهبری مشروطیت اصفهان را با حمایت علمای شهر اصفهان در دست داشت از همان ابتدای شروع نهضت مشروطه تا آخر قضایای مشروطیت همچنان هوادار اصول مشروطیت و قوانین مجلس شورای ملی بود .مردم نیز با ملاحظه به عملکرد وی همان رویه را دنبال نمودند از علمای مدفون در تخت فولاد عده زیادی طرفدار عقیده ی وی و چند نفر از این بزرگان همچون آقا محمد باقر درچه ای ، شیخ مرتضی ریزی ، جهانگیر قشقایی و حاج آقا منیرالدین بروجردی با اندیشه های حاج آقا نورالله هم جهت بودند.
نکته قابل ذکر آنکه تحریم تنباکو از اصفهان شروع شد و به سایر شهرها گسترش یافت.فتوای میرزای شیرازی هم اوّل بار در اصفهان منتشر گردید و وی در واقع در پاسخ به تقاضای اصفهان فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد.( کتاب کربلائی شیخ حسن  قرارداد رژی)  
http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=article&id=649:1390-06-20-16-10-14&catid=52:1389-09-13-14-07-18&Itemid=38

(بخش سوم)
تخت فولاد در این زمان به جایگاهی برای برگزاری اجتماعات معترضین تبدیل شد و در مصلای تخت فولاد مخالفین امتیازنامه ، به سخنرانی های مهیج می پرداختند و عملکرد دولت را به شدت انتقاد می نمودند. در طی دوره معاصر تخت فولاد اصفهان علاوه بر کاربرد مذهبی و عبادی دارای کارکرد های اجتماعی و سیاسی نیز بوده و همانگونه که اشاره شد در دوره مشروطه جایگاهی برای تجمعات و حضور مخالفان سیاسی حکومتی بوده است.
یکی از فقهای برجسته ی اصفهان میر سید عبدالحسین مدرس خاتون آبادی معروف و ملقب به سید العراقین از مدرسین معروف مدارس علوم دینی در قرن 14 ھ . ق به سال 1294 ق در اصفهان متولد شد.
وی مقدمات علوم دینی را در اصفهان آموخت وسپس برای تکمیل علوم به عراق رفت و سالها در نجف اشرف از محضر درس ایات عظام کاظم طباطبایی ، آخوند خراسانی و غیره بهره گرفت و به مقام اجتهاد نایل آمد .اوج شهرت وی مقارن با مشروطه خواهی مردم اصفهان بود .سید العراقین از جمله علمایی است که پشت و پناه مردم در حوادث زمانه بود و علاوه بر این در جریان های سیاسی عصر مشروطیت همراهی و همکاری وی با حاج آقا نورالله قابل توجه است .در بُعد علمی نیز وی در اصفهان جایگاه ویژه ای داشته است. او به اقامه نماز جماعت ،ترویج و تبلیغ دین ، تدریس علوم دینی ، حل و فصل کشمکش ها و دعاوی مردم بیشتر می پرداخت و جزو علمای درجه اول شهر محسوب می شد . وی علاوه بر تدریس در مدرسه چهارباغ عهده دار تولیت شرعی آن مدرسه و نیز مدرسه چهارباغ خواجو و مدرسه پاقلعه بوده است. سید العراقین در شب چهارشنبه ، دهم شوال 1350 ھ. ق وفات یافت و در مزار تخت فولاد به خاک سپرده شد.
تکیه سید العراقین _ تخت فولاد اصفهان
همانطور که اشاره شد شهر اصفهان با توجه به موقعیتی که در طول اعصار و قرون به ویژه تاریخ و تمدن اسلامی است همواره مرکز تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بوده است .این شهر مانند دیگر بُرهه های تاریخی در این حرکت سرنوشت ساز دخیل بوده و منشاء آثار فراوانی در تاریخ مشروطه بحساب می آید.
http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=article&id=640:1390-06-20-15-58-40&catid=52:1389-09-13-14-07-18&Itemid=38

(بخش چهارم)
با توجه به اهمیت آیت الله شیخ محمد تقی نجفی معروف به آقا نجفی ( متوفی 1332 ھ.ق) و موقعیت وی در مسئله تحریم تنباکو و مسائلی که در حول و حوش امتیاز رژی و یا قرارداد تالبوت در اصفهان اتفاق افتاده بود اهمیت آن نقطه چه قبل از مشروطیت و یا در جریانات مربوط به مشروطه و همبستگی بختیاری ها و استقرار آنها در این منطقه ( میدان نقش جهان ) قابل توجه می باشد .اتفاقات میدان نقش جهان ، بازارها و بازارچه ها ، کوچه های اطراف و بویژه مسائل و یا مطالب مطرح شده در پیوست آقایان نجفی برای مردم اصفهان و حتی ایران در قضایای مشروطیت خبرساز و قابل توجه بوده است.
حتی برخی از علمای همراه و هم عقیده با حاج آقا نورالله نجفی هم در همین محله ( کوچه های پشت مسجد شاه ) اقامت داشته اند ، ازجمله نظام الاسلام است که در امور سیاسی فعال و از نزدیکان حاج آقا نورالله بوده است . وی از ابتدای نهضت مشروطه جزو فعالان سیاسی بوده و با خوانین بختیاری از جمله سردار جنگ ارتباط داشت ، هم چنین در زد و خوردهایی که بین سپاه دولتی و طرفداران محمد علی شاه با مجاهدین بختیاری روی داد این منطقه و بویژه مسجد شاه به تصرف بختیاری ها و یا مشروطه خواهان در آمد در این وحله عده ای از سربازان در صدد برآمدند مناره های مسجد شاه را که مرتفع ترین پایگاه های شهر است سنگربندی کنند .اهالی چهارسو مقصود و سکنه پشت مسجد شاه به اشاره حاج آقا نورالله در امامزاده احمد نزدیک منزل او اجتماع کرده از اجرای این نقشه جلوگیری بعمل آوردند و چون مأمورین اقبال الدوله به انجام این منظور موفق نگردیدند متوجه مواضع سوق الجیشی دیگر شدند و در این گیر و دار عده ای از مجاهدین شهری  از در کوچک ،مسجد شاه را اشغال و درها را بسته و در آنجا موضع گرفتند .روز نهم ذی الحجه 1326 ھ.ق عده ای از مجاهدین بختیاری به سرکردگی ابوالقاسم خان ضرغام از پل جویی گذشته وارد کوچه پشت مطبخ شدند.غریب خان قشقایی که در ظاهر نوکر دولت و خدمتگزار اقبال الدوله بود ، اما در واقع از مشروطه خواهان بشمار می رفت با چند نفر سوار شخصی به دستور کمیته برای راهنمایی مجاهدین در آنجا مستقر گردیده بختیاری ها را به طرف در کوچک مسجد شاه راهنمایی کرد. مجاهدین شهری در را باز کردندو سوارهای بختیار وارد مسجد شدند و بی درنگ مناره ها و سردر مسجد را سنگربندی نمودند .صدای گلوله ی تفنگ شهر را به لرزش در آورد. دسته ی دوم مجاهدین بختیاری از خط لنبان، چهارسوی شیرازی ها به خیابان خوش ( طالقانی) رسیدند و مجاهدین شهری هم طبق قرار قبلی به آنها ملحق گردیده بطرف چهل ستون و عمارات دولتی روانه شدند . محمد حسین خان سرتیپ سدهی فرمان حمله به مسجد شاه را داد و در این نبرد چند نفر از سربازان دولتی کشته و بقیه عقب نشینی نمودند و با توجه به این اتفاقات مقام و موقعیت محلات اطراف اصفهان به ویژه میدان و کوچه های آن مشخص و معلوم می شود.
از جمله مراکز علمی و روحانی شهر بحساب می آمد  زیرا علمای خاندان خوانساری ، روضاتی ،  میرزا هاشم چهارسوقی ، میرزا محمد باقر موسوی خوانساری صاحب کتاب روضات الجنات در این محله واقع شده بود ، همچنین از جمله محلاتی که  مشروطه خواهان با یکدیگر متحد شده بودند عبارتند از :
محله جماله ؛ محل سکونت آیت الله العظمی سید باقر درچه ای و فشارکی درب امامی .موضع گیری این دسته از علما بیشتر دفاع از مشروطه ی مشروعه بود و مراکز مهم در این محله مسجد حاج محمد جعفر آباده ای که محل تجمع ، سخنرانی و اظهار نظر بوده است، موقعیت محلاتی مانند بید آباد به دلیل اهمیت و عظمت مرحوم شفتی و مسجد سید و حضور پسران حاج سید الله بید آبادی معروف به سید ثانی و انتشار جرایدی مانند نامه حقیقت در این محله بسیار قابل توجه است.
محلات قدیمی مانند شهشهان و مجاور آن مانند جوباره و دردشت هم به رونق افکار آزادی خواهانه و طرفداری از مشروطیت کمکهای بسیاری بوجود آورد.
لنبان از جمله محلات موثر و مطرح در مشروطیت اصفهان است که بسیاری از بزرگان و مجاهدان شهری که به کمک بختیاری ها و مشروطه خواهان شتافتند از این محله بودند .از جمله شخصیت های این محله میرزا آقاخان ، شکرالله خان شیرانی ، حاج آقا محمد و جعفر قلی خان را بایستی یاد نمود.
از دیگر مناطق و محلات اصفهان در مسئله مشروطیت که نقش آن بارز و محسوس بوده محله ارمنی نشین جلفاست . جلفا که در زمان شاه عباس اول با مهاجرت ارامنه آذربایجان به اصفهان تشکیل شده و به صورت یک منطقه پر رونق در آمده بود در عصر صفویه جنب و جوش ویژه ای داشت هرچند اوج شکوه آن در عهد مذکور به دوران شاه عباس اول و دوم بر می گردد همراهی ارامنه ی جلفا و سایر اقلیت های مذهبی با رعایت دستورات علمای مشروطه بویژه مرحوم آیت الله حاج آقا نورالله نجفی محسوس بود. درارتباطات و رفت و آمدهای بین سران مشروطه خواه نیزمحله جلفا فعال بود بطوری که وقتی در اواسط ماه شعبان 1326 ھ.ق حاج علیقلی خان سردار اسعد  محرمانه از اروپا به بختیاری آمد .بطور ناشناس وارد جلفای اصفهان شد و در منزل یوسف خان ارمنی حاکم سابق پیروان خود سکونت اختیار کرد . وی بلافاصله بوسیله یک نفر بقال مسلمان که در جلفا دکان داشت ورود خود را به حاج آقا نورالله اطلاع داد و تقاضای ملاقات محرمانه نمود . همچنین در اینجا باید از بعضی محلات ، مساجد ، میادین و مکانها مانند میدان کهنه ( میدان قیام فعلی ) ، دروازه دولت ، باغ همایون ، مسجد حکیم ، دروازه حسن آباد ، تخت فولاد ، چهل ستون ، محلات خواجو ، احمد آباد ، گلبهار ، نیم آورد ، دروازه نو یاد کنیم این اماکن و یا محلات به نوبه ی خود شاهد تحولات و اتفاقاتی در فضای مشروطه بوده است .
منابع:
1-  تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان / سید مصلح الدین مهدوی     2- اندیشه ی سیاسی و تاریخی نهضت حاج آقا نورالله نجفی / موسی نجفی     3- جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری  / نورالله علوی     4- نقش مردم اصفهان در نهضت مشروطیت ایران / محمدرضا عسگرانی      5- تاریخ اصفهان / جابری انصاری     6- روزنامه انجمن مقدس اصفهان      7- تاریخ و فرهنگ اصفهان / مجتبی ایمانیه     8- خاطرات سردار مریم / بی بی مریم بختیاری     ۹- ، سخنوران نامی معاصر ایران/ سید محمد باقر برقعی      10- حکم نافذ آقای نجفی / موسی نجفی      11- تاریخ اصفهان و ری / میرزا حسن خان انصاری      12- استاد برگزیده ابراهیم صفایی( تهران-  1355)      13- تشیع و مشروطیت در ایران / عبد الهادی حائری
http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=article&id=627:1390-06-20-15-34-25&catid=52:1389-09-13-14-07-18&Itemid=38
تاریخ ورود: 6/9/91

ویژگیهای اقلیمی:
مرکز خدمات سرمایه گذاری استان اصفهان
ویژگیهای جغرافیایی و عمومی اصفهان:
استان اصفهان با مساحت 107029 کیلومتر مربع و داشتن 5/6 درصد از مساحت کل کشور از بزرگ ترین و مهم ترین استان های کشور در بخش مرکزی ایران می باشد و مابین عرض جغرافیایی 30 درجه و 42 دقیقه تا 34 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 49 درجه و 37 دقیقه تا 55 درجه و 29 دقیقه شرقی از نصف نهار گرینویچ واقع شده است. شکل استان از لحاظ گسترش در طول و عرض جغرافیایی به گونه ای است که بیشترین مسافت آن از شرق به غرب در امتداد مدار 33 درجه و 30 دقیقه شمالی برابر با 5/532 کیلومتر واز جنوب به شمال در امتداد نصف النهار 51 درجه و 45 دقیقه شرقی برابر با 405 کیلومتر می باشد. فاصله مرکز استان با دورترین شهرستان ها در جهت های مختلف جغرافیایی نسبتاًیکسان بوده،که این موقعیت جغرافیایی، دسترسی-شهرستان هارابه مرکزاستان متوازن می نماید. استان اصفهان در جهت های مختلف جغرافیایی با هشت استان شامل مرکزی، قم و سمنان در شمال، یزد در شرق، فارس و کهکیلویه وبویراحمد در جنوب و چهارمحال بختیاری و لرستان در غرب همسایه می باشد. از نظر طبیعی نیز استان به دشت کویر در شرق و شمال رشته کوه های زاگرس(که مانند سدی از شمال غربی تا جنوب شرقی کشور کشیده شده) در غرب و جنوب محدود شده است که این موقعیت طبیعی، از یک طرف محدودیت ها و از طرف دیگرپتانسیل ها و مزیت هایی را برای استان فراهم نموده است. استان از نظر موقعیت جغرافیایی و تقسیمات کره زمین در منطقه مجاور مداری سابتروپیکال و تحت تاثیر سیستم های پر فشارهوای جنوب حاره ای آزور و پر فشار سیبری از یک طرف و تحت تاثیر عوامل دیگری چون دوری از مراکز رطوبتی (اقیانوس هاو دریاها) و جهت ارتفاعات(در باد پناه کوه های زاگرس) قرار گرفته که اثرات این عوامل، اصفهان را استانی نسبتاً خشک و نیمه خشک و کم باران رقم زده است. در این راستا تفاوت ارتفاعات مناطق مختلف از سطح دریا موجب تنوع آب و هوا (بارندگی، درجه حرارت، رطوبت نسبی و غیره) در استان گردیده است. در این خصوص می توان سه نوع اقلیم کلی را در پهنه استان شناسایی کرد:  
1- اقلیم بسیار خشک تا خشک گرم، شامل قسمت اعظم استان از جمله نواحی پست شرقی و دشت های مرکزی و شمالی استان.  
2- اقلیم نیمه مرطوب تا مرطوب سرد، شامل نواحی مرتفع غربی و جنوبی استان  
3- اقلیم نیمه خشک، شامل نواحی مرتفع مرکزی و شمالی استان و محدوده هایی بین گلپایگان- خوانسار- فریدن تا شمال سمیرم  
http://investinisfahan.ir/Default.aspx?tabID=3345
تاریخ ورود: 7/9/91

راسخون
اصفهان،شهرسازگاربا اقلیم
نویسندگان: مریم مانی، مریم عرفانی مقدم
چکیده
 طراحان بناهای سنتی دراین سر زمین، با قدرت تفکرو شناخت محیط پیرامونی،خالق بناهای منحصربه فردی بوده اند که درآن ها افزون برزیبایی به سودمندی و کارکرد پایدار درمقابل اوضاع نامساعد محیطی نیزتوجه می شد.این موضوع در شهر سازی قدیم ایران نیز مورد توجه بوده، چنان که مکان یابی شهر،چگونگی قرار گیری بناها با توجه به جهت تابش نور خورشید و باد غالب،جهت گسترش شهر، جهت و نوع شکل گیری گذرها و موقعیت میدان های شهربرای هدایت هوا در گذرها و بازارها و خانه ها،همه وهمه با توجه به اقلیم جفرافیایی مورد نظر و با دقت فراوان شکل گرفته اند.معماری هنریست که نمی تواند خود را از وضعیت و ویژگی های بافت پیرامون (طبیعی و مصنوعی) جدا سازد، چرا که هر مکان ویژگی های خاص خود را دارد و پاسخ هایی منحصربه فرد نیز می طلبد.
طراحان شهر اصفهان، نگین معماری سنتی ایرانی نیزبه این عوامل بی توجه نبوده اند و تمام تلاش خود را به کاربسته اند تا با هنرمندی هرچه تمام تر، همامنگی لازم را میان طبیعت منطقه و بناهای شهر به وجود آورند و در این راستا به نحوی شایسته توانسته اند از انرژی پایدار طبیعت همچون نور، باد و...، وعناصر اصلی مانند آب، خاک و گیاه به بهترین شیوه بهره برداری کنند و آن ها را تحت کنترل خود گیرند. این نوشتار بر آن است که به اختصار به معرفی تکنیک های هم خوان سازی و چگونگی شکل گیری عناصر ویژه ی معماری اقلیم گرم وخشک بپردازد، و تا جای ممکن نمونه های موجود این رویکرد در معماری اصفهان را معرفی نماید.
مقدمه
درطی قرون مختلف، اقلیم مناطق و چگونکی تسلط بر آن مهم ترین مساله در نحوه ی استقرار و ایجاد مجتمع های زیستی بوده است. انسان به طور فطری همواره در تلاش بوده است که فضای زندگی خود را در مکان هایی بنا کند که منابع طبیعی موجود در جغرافیای محل پاسخ گوی نیازهای اکولوژیک او باشند. زیرا ادامه ی زندگی مرهون وجود وضعیت مساعد برای فیزیک بشربوده و آب و اقلیم (به ویژه منابع آب شیرین ) دراین میان نقش ویژه ای ایفا می نمایند.به همین دلیل است که بیش تر شهرهای تاریخی بزرگ جهان در کنار رودی پرآب که باعث برکت و پیشرفت آن ناحیه می گردد،طراحی و ساخته شده اند.
در ایران شهرهایی نظیر اصفهان و در خارج ازایران،مسکو، هامبورگ ،پاریس و لندن از شهرهایی می باشند که با توجه به اقلیم محل و کاملاًمتأثرازآن شکل گرفته اند و حتی تاثیرعوامل اقلیمی را در شکل گیری فرم بناها و جزئیات معماری آن ها نیز می توان مشاهده کرد.
این موضوع به ویژه در مناطق بیابانی و نیمه بیابانی و درمناطق گرم وخشک اهمیت و شکل ویژه ای می یابد.

اقلیم و معماری
 درک معماری هر عصر و هرمنطقه، نیازمند آگاهی ازچگونگی تطابق جزئیات آن با اقلیم خاص منطقه است. معماری هرگز نمی تواند منفصل ازشرایط بافت پیرامون خویش، چه طبیعی و چه مصنوعی، باشد. بنابراین هر موقعیت جغرافیایی با توجه به شرایط اقلیمی آن محیط، معماری خاصی را می طلبد. بافت شهری،فرم بنا و نوع مصالح درهریک ازمناطق،درتطبیق کامل با شرایط اقلیمی ست که بهترین کار کرد خود را می یابند.
عواملی که برشرایط اقلیمی یک منطقه اثر می گذارند،عبارت اند از:زاویه ی تابش خورشید،عرض جغرافیایی، یعنی دوری و نزدیکی ازخط استوا،شدت جریان وجهت بادهای فصلی،وجود آب،رطوبت،و گیاه در منطقه،ارتفاع از سطح دریا و ناهمواری های سطح زمین(3) .
 در همین ارتباط و با توجه به مواردی که بیشترگفته شد،معماری سنتی ایرانی پاسخی معمارانه و درخوربه طبیعت و اقلیم داده و در همه ی دوره ها ایجادآسایش برای فرد در فضا و حفظ آن را مد نظر قرار داده است.چنان که در معماری سنتی ایران می بینیم،درشهرهایی همچون یزد معماری هم خوان با اقلیم برای غلبه برآب وهوای بسیار گرم منطقه و در شهرهایی مانند کرمانشاه طراحی معماری با توجه به اقلیم سرد آن شکل گرفته است. توجه به عوامل اقلیمی را در مناطق دیگر مانند شمال، جنوب و حاشیه ی خلیج فارس نیز می توان مشاهده کرد.
 در ایران آنچه گنجینه ی طراحی اقلیم ست، طیف وسیعی از طراحی های معمارانه ی فضاهای مسکونی دائم نظیرخانه،فضاهای عمومی مثل بازار،مسجد و مدرسه تا فضاهای شهری را شامل می شود که نه تنهاجنبه های فرمال و کیفی فضا،بلکه انتخاب نوع مصالح،رنگ،سازه و...را نیز دربرمی گیرد.سیردر این دامنه ی وسیع و ازیک خانه به فضاها و گذرهای شهری و تغییرمقیاس ازجزء به کلان، به زیبایی هرچه تمام تر،معماری بوم آورد منطقه را با توجه به عوامل زیست شناختی انسان و فعالیتهای او در کنارعوامل اقلیمی منطقه به همراه داشته است.زیرا انسان و نیازهای او عامل اصلی در چگونگی شکل گیری معماری می باشند و یکی ازاصلی ترین اهداف درطراحی ساختمان، تأمین آسایش فیزیکی کاربران است.
با نگاهی به نتایج بررسی های انجام گرفته در معماری سنتی،به نظر می رسد کلیه ی تکنیک های طراحی هم خوان با اقلیم که امروزه درطراحی بناها مورد توجه قرار دارند،درمعماری سنتی سرزمین ما،به خصوص درمناطق کویری مانند شهر اصفهان بسیار مورد توجه قرار گرفته اند.(4)چگونگی دراختیار گرفتن این عوامل و استفاده از آنها در راستای ایجاد شرایط آسایش انسانی،روش هایی را پدید آورده که در معماری قدیم شهراصفهان-و با مد نظر داشتن این که عوامل جغرافیایی تأثیرگذار بر منطقه و شهراصفهان مربوط به اقلیم گرم و خشک می باشند-لحاظ گردیده و اصفهان را به صورت شهری سازگار با اقلیم جهانیان معرفی می نماید.
 از مسائل مهم مربوط به شهرسازی که با اقلیم و جغرافیای منطقه نیز در پیوند بوده و از آن تأثیر می پذیرفته،جهت قرارگیری خانه،یا به زبان استاد پیرنیا،«رون» با توجه به جهت تابش نور خورشید بوده است. رون اصفهان جهت شمال غربی -جنوب شرقی داشته و از وضعیت آب وهوا،چگونگی تابش،جهت وزش باد مطبوع،توفان و... ومکان قرارگیری و جنس زمین تأثیر می پذیرفته است.جهت قرارگیری دراین منطقه باعث مهارشدن و به حداقل رسیدن نفوذ گرمای ناشی ازتابش آفتاب دربعدازظهر می شود.
بافت شهری در این نواحی،به هم فشرده است و ابنیه متصل به هم هستند.اصولاًهیچ فضای شهری نامحصوری در اقلیم گرم وخشک وجود ندارد. زیرا محافظت از فضای نامحصور در مقابل اوضاع نامساعد اقلیمی ممکن نیست.میدان های شهری مانند میدان نقش جهان نیز همچون دیگر فضای شهری مناطق گرم و خشک کاملاً از چهار طرف محصور هستند. کار کرد مرکز محلات نیز دقیقاً مانند مرکز شهر، ولی در مقیاسی کوچکتر بوده است و اتصال مراکز محلات از طریق گذرها بوده است، که در بعضی قسمت ها با ساباط پوشیده می شده است. در اطراف هر مرکز محله،یک یا چند مسجد،یک حسینیه ی سرباز یا سرپوشیده، پک یا چند مغازه،یک حمام و گاهی در محلات بزرگ ترآب انبار،مدرسه و کاروان سرا قرارداشته است.
به طورکلی،ویژگیهای فرم بنا در مناطق گرم وخشک را به این شرح می توان دسته بندی کرد:
 ا-کلیه ی بناها به صورت کاملاً درون گرا و محصور طراحی شده اند
2-کلیه ی بناها دارای حیاط مرکزی ( به جزحمام)و اغلب دارای زیرزمین، ایوان و بادگیربوده اند؟
3-کف ابنیه و به خصوص حیاط، پایین تر از سطرمعابرقرار می گرفته است
4-ارتفاع اتاق ها نسبتاً زیاد بوده
5-تاق ها غالباً قوسی و گنبدی بوده اند
 6-دیوارها نسبتاً قطور بوده اند.
هریک ازاین موارد، دلایل خاص خودش را داشته،ولی مهم ترین آن ها ایجاد فضای مساعد دراقلیم گرم وخشک در راستای تامین آسایش انسان های ساکن دراین منطقه بوده است و به نظر می رسد همه یا دست کم بیش تر تکنیکهای طراحی هم خوان با اقلیم که امروزه در طراحی بناها مورد توجه قرار دارند، در معماری سنتی ایران، به خصوص در مناطق کویری مانند شهر اصفهان، مورد استفاده قرار می گرفته اند. دکتر قبادیان مجموعه ی این تکنیک ها را در یک دسته بندی کلی چنین معرفی می کند :
-استفاده از آب و گیاهان.
-تهویه ی طبیعی.
-در نظر گرفتن بادشکن.
-نحوه ی تقسیم بندی و طراحی فضاهای داخلی و خارجی.
-به کارگیری دیوارها و پنجره های خورشیدی.
-محافظت بنا توسط زمین.
-ایجاد سایه در مقابل خورشید
 -ایجاد پوسته ی حرارتی
 در ادامه به شرح و بررسی اجمالی هر یک ازاین وارد می پردازیم:
 
استفاده از آب و گیاهان
 درکشورایران که بیش ترمناطق آن دارای اقلیم گرم و خشک می باشند،آب همواره مقدس ترین عنصرطبیعت بوده و به باور بیش ترادیان،آب سرچشمه حیات است و زمانی که با درخت سرو که تمثیل جاودانگی ست ادغام می گردد، قداست ویژه ای می یابد.شاید به همین دلیل است که دراصفهان موقعیت شهرنسبت به رودخانه به شکلی در نظرگرفته شده که رودخانه یکی ازارکان اصلی استخوان بندی شهراصفهان را تشکیل می دهد.
 وجود محورآبی زاینده رود و بیشه های سرسبزاطراف آن درتلطیف آب وهوای محل بسیارمؤثربوده و تقسیم آب و رودخانه به مادی ها و نهرها برای آبیاری اراضی و باغ ها،باعث شده که سبزینگی و لطافت گیاهان درنقاط حاشیه ای شهر نیز گسترش یابد. درواقع،مادی ها همانند مویرگ، رطوبت را درتمام شهر گسترانیده و سبزینگی را به داخل فضای شهری می کشانند.
 درمعماری ایرانیان قدیم،کنارهم نهادن دو عنصر آب و گیاه ،باغ ایرانی را پدید آورده که تمثیلی از بهشت بر روی زمین است، به خصوص در مناطق گرمسیری باغ اهمیت ویژه ای داشته و درخت نیز به عنوان عامل گیاهی و حیاتی مورد احترام مردم بوده است. ایجاد انواع فضاهای سبز در ارتباط با آب درشهرهای کویری ایران از جمله در اصفهان معمول بوده است؛ چنان که در شکل گیری استخوان بندی شهر صفوی، وجود محورچهارباغ عمود بر محور رودخانه ی زاینده رود، به پدید آمدن مجموعه ی باغ ها و فضاهای سبزی منجر گردیده که هنوزهم نقشی اساسی در تعریف شهر به عهده دارد.
 علاوه بر ایجاد باغ های بزرگ در شهر سازی شهراصفهان،نمونه های کوچک آن در مقیاس خرد، یعنی در خانه ها که کوچک ترین واحد شهری می باشند نیز مورد توجه قرار گرفته، چنان که باغچه ها، گودال باغچه ها، و نارنجستان های شهرهای کویری نظیراصفهان،همان تأثیر باغاهای بزرگ در مقیاس کلان شهری را دارند.
 از آن رو که ظرفیت حرارتی و گرمای ویژه ی آب نسبت به دیگر اجسام روی کره ی زمین بیشتراست،وجود منابع آب در اقلیم منطقه باعث اعتدال درجه ی حرارت در طی شبانه روزمی شود و در یک اقلیم کوچک مانند خانه نیز می تواند نوسان درجه ی حرارت را کاهش دهد. هوای مرطوب نیز به دلیل وجود ذرات بخار آب، بهتر می تواند حرارت را در خود ذخیره کند. به همین دلیل،معماران قدیم با طراحی حوض هایی با اشکال مختلف هندسی نظیر شش ضلعی یا دوازده ضلعی و مستطیل با تناسبات طلایی و حتی حوض گرد و یا کشاندن عامل آب به وسیله ی حوض خانه و قنات به درون خانه ها،برزیبایی و لطافت فضای خانه می افزودند.
 وجود گیاهان و درختان ازشدت گرما در خانه ها می کاست و با ایجاد رطوبت، هوایی مطبوع فراهم می ساخت و باعث ایجاد سایه می گردید که خود ازحرارت بسیارآفتاب می کاهد.طراحی باغچه ها و حوض ها و آب نماها درخانه های قدیمی و کاشت درختان میوه هایی همچون نارنج، لیموترش،لیموشیرین و نارنگی که در فصول مختلف سال زیبایی خود را حفظ می کنند، درخانه های مناطق کویری معمول بوده است.کاشت گیاهانی مانند خرزهره برای دفع حشرات و انواع گل ها مانند یاس،زنبق سفید، نیلوفر، درخت پیچ، و ... نشان از توجه طراحان قدیم به جزئیات فضاهای زیستی دارد. این طراحان از درختان همیشه سبز یا سوزنی برگ مانند کاج و سرو،برای سد کردن بادهای زمستانی و برای محافظت ساختمان و محیط اطراف آن،و ازدرختان برگ ریز در سمت جنوبی خانه برای استفاده از سایه ی آن ها درتابستان و بهره گیری ازآفتاب زمستان استفاده می کردند.همچنین استفاده از بوته های کوتاه نیزدرهدایت باد مؤثر بوده و باعث کاهش گرد و غبارانتقال صورت و تصفیه ی هوا می شده است. ایجاد ارتباط بصری میان اتاق ها و حیاط، علاوه بردید مناسب و دلگشا به طبیعت ،هوای مطبوع را نیزبه داخل خانه هدایت می کرده است.

پی نوشت ها :
 3-بررسی اقلیمی ابنیه ی سنتی ، وحید قبادیان،21.
 4-طراحی اقلیمی، قبادیان، فیض مهدوی، 5.
 5-بررسی اقلیمی ابنیه ی سنتی وحید قبادیان،36.
 6-مهندسان مشاورنقش جهان، پارس.
 7- اقلیمی ،قبادیان،فیض مهدوی ،5.
 منبع:نشریه دانش نما ،شماره 169-167
http://www.rasekhoon.net/article/show-66970.aspx
تاریخ ورود: 7/9/91


پایگاه مجلات تخصصی نور
قلمرو جغرافیایی بیابان‌های استان اصفهان‌ و ویژگی‌های بوم‌شناختی حاکم بر آن
 سید مرتضی ابطحی،  عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان
 محمد خسروشاهی،  عضو هیئت علمی مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور
چکیده
 بخش وسیعی از استان اصفهان که در فلات مرکزی ایران واقع شده، به دلیل ویژگی‌های خاص جغرافیایی و اقلیمی،از جمله موقعیت‌ توپوگرافی،خشکی و گرمای زیاد و پایین بودن میزان نزولات آسمانی، دارای اکوسیستم خشک و شکننده‌ای است.بهره‌برداری‌های بی‌رویه‌ و ناسازگار با این شرایط،استان را با معضلی به نام تخریب اراضی یا «بیابان‌زایی»مواجه ساخته است.بنابراین،تعیین حدود این مناطق از جنبه‌های متفاوت،اعمال مدیریت مناسب در راستای توسعه‌ی پایدار و تمرکز فعالیت‌های احیا را تسهیل خواهد کرد.از این‌رو،ارزیابی‌ ویژگی‌های بوم‌شناختی حاکم بر بیابان‌های استان،دست‌یابی به ویژگی‌ پدیده‌ها و فرایندهای محیط طبیعی و پیدایش و گسترش بیابان‌ها،اهداف‌ اصلی این مقاله را تشکیل می‌دهد.بدین منظور در مرحله‌ی اول،منابع‌ و مطالعات انجام شده درباره‌ی تشریح پدیده‌های محیط طبیعی شامل‌ اقلیم،زمین‌شناسی،پیکرشناسی زمین،خاک‌شناسی،گیاه‌شناسی و هیدرولوژی جمع‌آوری شد.سپس نقشه‌ی پراکندگی جغرافیایی بیابان‌ها بر اساس شاخص‌های تعیین شده برای هریک از لایه‌های مطالعاتی با مقیاس 000/250:1 ترسیم گردید.در مرحله‌ی دوم،این نقشه‌ها از طریق پیمایش صحرایی کنترل و در بعضی موارد اصلاح شدند.نتایج‌ به دست آمده نشان داد که محدوده‌ی مناطق بیابانی از دیدگاه پوشش‌ گیاهی با مساحتی معادل 9/57 درصد و زمین‌شناسی با 5/8 درصد مساحت استان اصفهان،بیشترین و کمترین سطح را به خود اختصاص‌ داده‌اند.با تلفیق نقشه‌های حاصل در محیط نرم‌افزار GIS ،میزان‌ هم‌پوشانی و هم‌بستگی پارامترهای فوق الذکر مشخص شد و مناطق‌ بیابانی مشترک در تمامی لایه‌های مورد مطالعه،سطحی معادل‌ 5/3837 کیلومتر مربع(6/4 درصد از سطح استان)را به خود اختصاص‌ دادند که این ناحیه تحت عنوان بیابان‌های واقعی(سخت)مجزا گردید.
کلید واژه‌ها:
بیابان،اقلیم،خاک‌شناسی،زمین‌شناسی، پیکرشناسی زمین،پوشش گیاهی،استان اصفهان
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/331340
تاریخ ورود: 6/9/91

مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان
موقعیت جغرافیایی استان اصفهان:
استان اصفهان با وسعت 106179 کیلومتر مربع، حدود 45.6 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. این استان بین 30 درجه و 42 دقیقه تا 34 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 36 دقیقه تا 55 درجه طول شرقی در ایران مرکزی قرار دارد. استان اصفهان از شمال به استانهای مرکزی، سمنان و قم، از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویر احمد، از مشرق با استان یزد و از مغرب به استانهای  چهارمحال و بختیاری و لرستان محدود میشود. ارتفاع متوسط آن1564 متر می باشد و اغلب ارتفاعات دارای جهت شمال غربی- جنوب شرقی هستند. پست ترین نقطه استان با ارتفاع 704 متر واقع در نواحی پست شرقی استان و بالاترین ارتفاع در حدود 4350 متر در جنوب استان در امتداد رشته کوه دنا قرار دارد. استان اصفهان به دلیل گستردگی زیاد دارای ناهمواریهای متفاوتی است. در غرب استان رشته کوه­های زاگرس با جهت شمال غربی- جنوب شرقی از شمال گلپایگان تا سمیرم کشیده شده و منطقه کوهستانی گلپایگان، خوانسار و فریدن را در بر میگیرد که شامل رشته کوههای دالان کوه و دره بید با ارتفاعات 3915 و 3631 متر و به دنبال ارتفاعات زرد کوه بختیاری به نام شاهان کوه با ارتفاع 3040 متر قرار دارد.ناحیه کوهستانی جنوب استان اصفهان، شهرستان سمیرم و بخشی از غرب شهرستان شهرضا را فرا گرفته است. در ناحیه کوهستانی شمال استان که شهرستانهای نطنز، اردستان و نایین واقع شده اند، ارتفاعات کرکس با 3895 متر جلب توجه می کند که در 50 کیلومتری شمال شهر اصفهان قرار دارد. شهرهای آران و بیدگل، کاشان، اردستان، نطنز و نایین در دامنه های شرقی همین رشته کوه قرارگرفته اند. در قسمت مرکزی استان، دره زاینده رود با ارتفاعات بلندی محصور شده است که مرتفع ترین آنها رشته کوههای مارشنان با ارتفاعات 3330 متر در شمال شرقی شهر اصفهان میباشد. در فاصله نزدیک نجف آباد کوههای پیلار و پنجی با ارتفاعی حدود 2480 متر قرار دارد. منطقه ای که شهر اصفهان بر روی آن بنا شده، به نام دشت اصفهان اطلاق می شود که از زمینهای صاف با رسوبات آبرفتی تشکیل شده و به ندرت بین آنها طبقات دگرگونی مشاهده میگردد.
   
   جغرافیای‌ گیاهی‌ استان اصفهان :
براساس تقسیم بندی اقلیم های رویشی پابو استان اصفهان در فلور ایران و تورانی واقع شده است. فلور ایران و تورانی حدود 92 درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص میدهد و به 5 زیر منطقه شامل نیمه بیابانی، استپی، نیمه استپی، کوههای مرتفع و جنگلهای خشک تقسیم میگردد. (تقسیمات پوشش گیاهی استان )

وضعیت آب و هوا:
مطالعات آب و هوایی ایران نشان می دهد که این کشور بر روی کمربند خشک نیمکره شمالی قرار گرفته است بطوریکه نصف مساحت کل کشور را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهد که قسمت اعظم استان نیز در همین منطقه قرار دارد. موقعیت استان اصفهان در درون شرایط ماکروکلیمایی ایران از آنچنان وضعیتی برخوردار نیست که برای تمام ایام سال تحت تاثیر شرایط همسانی از نظر توده های هوا قرار بگیرد، از اینرو سطح استان از نظر شرایط دینامیک و ژنتیک تحت تاثیر شرایط حاصله در سطح ماکروکلیمایی ژنتیک و عوامل موثر در پیدایش آن قرار گرفته است(زمستان های سرد و بارانی و تابستان های گرم و خشک) و از طرف دیگر در تابستان¬ها توده های هوا با منشا حارهای این استان را تحت تاثیر قرار می دهند. در حقیقت توده های هوای قطبی وحاره ای، به تناوب و تحت تاثیر عوامل مختلف بوده و اثرات تغییرات و برخوردهای این دو توده هوا در زمستان و نفوذ کامل توده های هوای حاره در تابستان، خطوط کلی جریانات اتمسفری در این منطقه را تعیین می کنند.
به دلیل واقع شدن استان اصفهان در دامنه های شرقی زاگرس اکثر سیکلون ها در عبور از سیستم پیچیده کوهستانی زاگرس به دلیل تضعیف در قسمت های مرکزی و شرقی استان، بارش کمی را ایجاد می کنند و به عنوان یک قاعده کلی در تمام ایران، میزان بارش در این استان نیز از غرب به شرق کاهش می یابد. نقش رشته کوه¬های زاگرس در غرب و جنوب غربی استان را نباید به بوته فراموشی سپرد، زیرا جهت گیری این رشته کوه ها در تضعیف تضاد حرارتی و کاهش رطوبت سیستم نقش زیادی دارد.در فصل گرم سال که معمولا از اوایل بهار شروع می شود رودباد جنب حاره ای به موقعیت شمالی بر می گردد و با استقرار مراکز پر فشار جنب حاره ای در سراسر فلات ایران و استان اصفهان، تمام شرایط جبهه زایی از بین رفته و در نتیجه بارندگی قطع می گردد. در این دوره گرم و طولانی، تسلط خشکی شدید فیزیکی، درجه حرارت بالا با آسمان بدون ابر از شرایط کاملا عمومی به شمار می رود.
حد فاصل مراحل انتقالی رودباد از حالت تابستانی به موقعیت زمستانی و بالعکس، بسیار سریع اتفاق می افتد و به همین دلیل طول فصل پاییز و بهار در این منطقه، نسبتا کوتاه میباشد. میزان بارش از سالی به سال دیگر تفاوت می کند و خشکی های مکرر شناخته شده است. پدیده دیگر فصول سرد سال، تشکیل پر فشار سیبری در حوالی دریاچه بایکال است که اثرات آن، بخش اعظم فلات ایران را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. هر چند پر فشار سیبری در تقویت سیستم و جبهه های سرد و برخورد آن در بارشهای برف و باران مسلم است، اما اثر عمده این سیستم پرفشار و شاخه های نفوذ آن برودت های بسیار شدیدی میباشد که اثرات آن بر سطح استان با آمار حداقلهای مطلق ثبت شده بسیار پایین مشخص می شود.
     
  ویژگی های بارش استان اصفهان :
موقعیت جغرافیایی استان اصفهان دو پیامد مهم را به دنبال داشته است، نخست قلت بارش به دلیل نشست دائمی هوا در بیش از نیمی از سال و دیگری توزیع نامنظم بارش و تغییرپذیری بالای آن از سالی به سال دیگر است. همچنین رشته کوههای مرتفع زاگرس در غرب و مناطق پست کویری در شرق تغییرات مکانی شدید بارش را از بیش از 700 میلیمتر تا کمتر از 80 میلیمتر به دنبال داشته است. استان اصفهان کمتر از 12 درصد بارش اقیانوسها، کمتر از 19 درصد بارش آسیا و حدود 34 درصد بارش قاره نسبتا خشک استرالیا بارش دریافت می کند. مقایسه بارش استان با بارش کشور که میزان آن کمتر از 63 درصد بارش کشور میباشد خشکی مفرط این پهنه از ایران زمین را به وضوح نشان میدهد. میانگین سالانه بارش در سطح استان معادل 150 میلیمتر است. 32 درصد استان کمتر از 100 و 50 درصد آن کمتر از 110 میلیمتر بارش دریافت میکند. تنها بارش 5 درصد استان اصفهان بیش از 400 میلیمتر است. (نقشه منحنی همباران استان)
بارندگی ماهانه این استان مدیترانه ای است. بدین مفهوم که دو حداکثر بارش زمستانه و پاییزه توسط یک دوره خشک و گرم طولانی که به طور میانگین در حدود 5 ماه از سال طول می کشد، از یکدیگر جدا شده اند. از اواسط اردیبهشت ماه (مارس)، بارش قطع می شود و در ماه های گرم سال، خشکی شدیدی بر این استان حاکم می گردد. این امر از خصوصیات بارز اغلب ایستگاه های اقلیمی استان بوده و بویژه در نواحی خشک و نیمه خشک آن از شدت بیشتری برخوردار می باشد. اوج بارش ها در ماه مارس رخ می دهد به طوریکه میزان آن به 30.5 میلی متر می رسد و خشک ترین ماه، سپتامبر با متوسط 0.098 میلی متر بارندگی می باشد. (نظام بارندگی ماهانه استان اصفهان)  
   دما :
درجه حرارت محیط با توجه به نقشی که در رشد و نمو گیاهان دارد، از مسائل بسیار مهم در بررسی های اقلیمی است. رابطه بسیار مشخصی بین ارتفاع و درجه حرارت وجود دارد. بطوریکه با افزایش ارتفاع، دما کاهش می یابد. با توجه به وجود ناهمواری های استان که در بخش های غربی و جنوب غربی استان توزیع شده است، این نواحی دارای درجه حرارت کمتر بوده در حالیکه نواحی پست شرقی و شمال شرقی استان دارای درجه حرارت بالاتری می باشد. در تحقیقی که بر روی داده های دمای کل کشور انجام گرفته است سه عامل ارتفاع، ‌عرض جغرافیایی و محتوای رطوبتی جو بر دمای یک منطقه مؤثر است، که عامل ارتفاع موثرترین عامل می باشد.بطوریکه این عامل تقریبا 500برابر عرض جغرافیایی تاثیر دارد. (نقشه همدما)
http://adm.icrasn.com/esfahan.htm
تاریخ ورود: 7/9/91

ویستا
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان اصفهان
استان اصفهان در مرکز فلات ایران است و به علت گستردگی زیاد، شامل بخش‌های متعدد کوهستانی و جلگه‌ای است. این نواحی عبارت‌اند از :
ناحیه کوهستانی اردستان که شهرستان اردستان را به وسیله دو رشته کوه : یکی در غرب از حوزه زاینده‌رود و دیگری در شرق از کویر لوت جدا می‌سازد. این ناحیه کوهستانی به وسیله یک رشته از کوه‌های کم‌ارتفاع به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. قسمت شمالی شهرستان‌های نائین، اردستان، کاشان و قسمت جنوبی شهرستان یزد را که در دامنه شیرکوه واقع شده است، در بر می‌گیرد.
ناحیه کوهستانی شمال شرقی و شرق که شهر نطنز نیز در دامنه بلندترین قله آن یعنی کوه کرکس‌کوه قرار گرفته است.
ناحیه کوهستانی غرب که شهرستان‌های فریدن و فریدون‌شهر را در بر می‌گیرد.
قسمت جلگه‌ای که از آبرفت‌های زاینده‌رود به وجود آمده و با شیب ملایمی به باتلاق گاوخونی در جنوب شرقی اصفهان منتهی می‌گردد.
آب و هوای استان اصفهان به طور کلی معتدل خشک است، اما با توجه به تأثیر بادها و دوری و نزدیکی به منطقه کوهستانی غرب و دشت کویر در شرق و جنوب شرقی، می‌‌توان آب و هوای آن را به 3 بخش متمایز تقسیم کرد :
- آب و هوای بیابانی که شمال شهرستان نائین، حوزه بیابانک و انارک تا شمال اردستان را در بر می‌گیرد. مشخصه ویژه آن تغییر شدید و سریع درجه حرارت، کمی بارش باران و وزش بادهای تند در طول سال است.
- آب و هوای نیمه بیابانی که شهرستان اصفهان را در بر می‌گیرد و خشکی هوا و کمیِ بارندگی از مشخصات این نوع آب و هواست. رودخانه زاینده‌رود به طرز چشمگیری بر روی آب و هوای این ناحیه تأثیر مثبت دارد و آن را تعدیل می‌کند.
- آب و هوای نیمه مرطوب سرد که قلمرو غرب و جنوب غربی اصفهان را در بر می‌گیرد. به نسبت افزایش ارتفاع، میزان بارندگی افزایش می‌یابد و از درجه گرمای هوا کاسته می‌شود.
بر اساس گزارش ایستگاه سینوپتیک شهر اصفهان در سال 1373، حداکثر درجه حرارت 40/6 درجه‌ سانتی‌گراد، حداقل درجه حرارت 10/6- درجه سانتی‌گراد و متوسط درجه‌ حرارت سالانه 16/7 درجه‌ سانتی‌‌گراد ثبت شده است. طبق همین گزارش، تعداد روزهای یخبندان استان 76 روز و متوسط میزان بارندگی سالانه آن 116/9 میلی‌متر است.
بادهایی که در استان اصفهان می‌وزند، عموماً بادهای غربی و جنوب غربی‌اند. وزش بادهای جنوب غربی زمان خاصی ندارد و این بادها در اغلب ایام سال می‌‌وزند؛ اما بادهای غربی معمولاً در دو موقع از سال، یکی از نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت، و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر، می‌وزند.
روی‌هم‌رفته بادهای شدید فقط در نواحی بیابانی استان می‌وزند و سایر بادهای استان معمولاً به صورت نسیم و بادهای خفیف محلی‌‌اند. شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانه آن بسیار منظم است؛ چنان‌که آغاز و پایان هر فصل به خوبی مشهود است.
http://vista.ir/article/813762
تاریخ ورود: 7/9/91

پرتال جامع علوم انسانی
بررسی و تحلیل عناصر مهم اقلیمی مؤثر در طراحی شهری اصفهان (تابش، دما، باد و بارش)
رعنا شیخ بیگلو
 چکیده: "شهر و اقلیم ، دو سیستم انسان ساخت و طبیعی می باشند که تأثیرگذاری تنگاتنگی بر یکدیگر دارند . اقلیم تا آنجا که با آسایش انسان رابطه برقرار می کند نتیجه ی عواملی چون تابش آفتاب ، دما و رطوبت هوا ، وزش باد و میزان بارندگی است. اقلیم هر مکان جغرافیایی ، شرایط مناسب ویژه ای دارد که در عین حال ، محدودیتهایی را نیز در زمینه ی طراحی شهری به همراه دارد . شناخت دقیق اقلیم مکان موردنظر در مقیاس کلان و خرد به شناخت توانمندی ها و محدودیت های اقلیمی مؤثر در طراحی و بهره برداری مناسب فضاهای شهری می انجامد. در طراحی فضاهای مختلف شهر نظیر ساختمان ها ، فضاهای سبز ، معابر و … علاوه بر توجه به کیفیت های عملکردی ، بصری و زیباشناختی ، عنایت به نوع اقلیم شهر و رعایت ضوابط طراحی اقلیمی ضروری می باشد که عدم توجه به این مسأله ، مشکلات خاصی را در شهر و فعالیتهای شهری ایجاد می کند ؛ جلوگیری از جریان هوای مطبوع در شهر و ساختمان ها ، بهره مندی نامتوازن بناها از نور و روشنایی طبیعی و آب گرفتگی معابر از آن جمله اند. هدف از پژوهش حاضر ، شناخت مشکلات ناشی از عدم رعایت اصول طراحی اقلیمی در فضاهای شهری اصفهان و ارائه ی ضوابطی برای طراحی شهری متناسب با اقلیم شهر می باشد . در این راستا ، وضعیت عناصر اقلیمی تابش ، دما ، باد و بارش با استفاده از داده های ایستگاه سینوپتیک اصفهان برای سالهای 1350 تا 1383 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و پس از بازدیدهای مکرر از فضاهای شهری مختلف ، مشکلات ناشی از عدم رعایت اصول طراحی اقلیمی مشخص گردیده اند که نمود عینی آنها با تهیه ی تصویر ، ارائه گردیده است . بر اساس مشاهدات و تحلیل های انجام گرفته ، چنین نتیجه می شود که در طراحی برخی از فضاهای شهری ، اصول و ضوابط طراحی اقلیمی ، رعایت نگردیده و به تبع آن ، مشکلات خاصی در ارتباط با هر یک از عناصر اقلیمی، ایجاد شده است؛ بیشترین موارد عدم رعایت ضوابط طراحی اقلیمی در ارتباط با هر عنصر، به شرح ذیل می باشد:
1- تابش : عدم بهره مندی مناسب و کافی طبقات تحتانی ساختمانهای بلندمرتبه از مزایای تابش آفتاب و نور طبیعی به علت فاصله ی کم از یکدیگر و در نتیجه ، تشکیل سایه ی آنها بر روی هم . 2 - دما : کمبود فضاهای سبز شهری در برخی مناطق و محلات شهری به ویژه بافتهای قدیمی ، محدود شدن اثرات مثبتِ خرداقلیمِ ایجاد شده توسط مادی ها و رودخانه ی زاینده رود به دلیل احداث ساختمانهای بلند در حاشیه ی بلافصل آنها و استفاده از مصالح ساختمانی نامناسب بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی شهر اصفهان به ویژه در ساختمانهای نوساز . 3 - باد : تعبیه ی بازشوهای متعدد در ضلع غربی برخی ساختمانها و احداث ساختمانهای بلند تکی که منجر به ایجاد گردباد در محوطه ی اطراف آنها می شود . 4 - بارش : مشکل هدایت رواناب های ناشی از بارش در برخی از معابر و بزرگراههای شهری.
جهت افزایش کیفیت محیطی فضاهای شهری در رابطه با ویژگیهای اقلیمی، موارد ذیل پیشنهاد می گردد:
حفظ هویت بخش‌های قدیمی و تاریخی از طریق هماهنگی در مقیاس، مصالح، بافت، جهت ساختمان متناسب با خرد اقلیم شهری ؛ تعیین جهت مناسب برای استقرار ساختمان‌های بلند به گونه‌ای که سایه‌ی آنها بر فضای عمومی و نیمه‌عمومی به حداقل برسد؛ طراحی و احداث ساختمان‌های بلند به گونه‌ای که امکان رسیدن آفتاب به فضاهای باز باشد؛ ارتقاء کیفیت محیطی با استفاده از پوشش گیاهی مناسب و توجه دقیق به عوامل محیطی در طراحی فضاهای سبز و باز ؛ انتخاب شیب‌های رو به جنوب برای احداث ساختمان ؛ گسترش و کشیدگی بلوک‌های ساختمانی در جهت محور شرقی ـ غربی ؛ اجتناب از احداث ساختمان‌ها در شیب‌های منفی و فرورفتگی‌ها ؛ استفاده از درختان خزان دار به منظور ایجاد سایه بر روی ساختمان‌ و خنک سازی در مواقع گرم ؛ اجتناب از انتخاب شیب‌های رو به شرق یا غرب برای احداث ساختمان."
http://www.ensani.ir/fa/content/22138/default.aspx

پرتال جامع علوم انسانی
تحلیل عناصر اقلیمی باد و بارش با تاکید بر طراحی شهری مطالعه موردی شهر اصفهان
رعنا شیخ بیگلو، جمال محمدی
چکیده: شهر و اقلیم، دو سیستم انسان­ساخت و طبیعی هستند که تأثیرگذاری تنگاتنگی بر یکدیگر دارند. اقلیم، تا آنجا که با آسایش انسان رابطه برقرار می­کند، نتیجه عواملی، چون: تابش آفتاب، دما و رطوبت هوا، وزش باد و میزان بارندگی است. اقلیم هر مکان جغرافیایی، شرایط مناسب ویژه­ای دارد که در عین حال، محدودیت­هایی را نیز در زمینه طراحی شهری به همراه دارد. در طراحی فضاهای مختلف شهر؛ نظیر: ساختمان­ها، فضاهای سبز، معابر و غیره، علاوه بر توجه به کیفیت­های عملکردی، بصری و زیباشناختی، عنایت به نوع اقلیم شهر و رعایت ضوابط طراحی اقلیمی ضروری است؛ و بی توجهی به این مسأله، مشکلات خاصی را در شهر اصفهان و فعالیت­های شهری آن ایجاد کرده است؛ مواردی نظیر: جلوگیری از جریان هوای مطبوع در فضاهای شهری و ساختمان ها و آب­گرفتگی معابر و غیره. پژوهش حاضر از نوع تحلیلی است که در آن، نوع اقلیم شهر اصفهان و نیز وضعیت عناصر اقلیمی باد و بارش با تأکید بر ملاحظات طراحی شهری مورد بررسی و تحلیل شده است. برای تحلیل عناصر اقلیمی از داده­های سال­های 1350 تا 1383 ایستگاه سینوپتیک اصفهان استفاده شده است.
کلمه های کلیدی:
•فضای شهری •طراحی اقلیمی •طراحی شهری •عناصر اقلیمی
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329165540-5117-18.pdf
تاریخ ورود: 7/9/91

ویژگی های جمعیتی
خبرگزاری جمهوری اسلامی
جمعیت اصفهان، چهارمیلیون و 815 هزار و 863 نفر اعلام شد
اصفهان- معاون برنامه ریزی استانداری اصفهان گفت:بر اساس نتایج مقدماتی سرشماری سال 90، جمعیت این استان چهار میلیون و 815 هزار و 863 نفر اعلام شد.
"علیرضا همدانیان"روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت:مقایسه این جمعیت با جمعیت سال 1385 نشان می دهد که بطور متوسط دراین پنج سال جمعیت استان سالانه01/ 1 درصد رشد داشته است.
معاون استاندار اصفهان با اشاره به سکونت یک میلیون و 408 هزار و 33 خانوار در این استان خاطرنشان کرد:بعد خانوار در سرشماری امسال 4/3 نفر محاسبه شده در حالی که این عدد در پنج سال گذشته 7/3 نفر بوده است.
به گفته همدانیان،براساس این آمار مقدماتی دومیلیون و 451 هزار و 647 نفر از جمعیت اصفهان را مردان و دو میلیون و 364 هزار و 216 نفر را زنان تشکیل می دهند.
وی اظهار داشت:براساس سرشماری،51 درصد کل جمعیت استان مرد و 49 درصد زن هستند.

معاون برنامه ریزی استاندار اصفهان گفت:چهار میلیون و 111 هزار و 355 نفر در نقاط شهری و 704 هزار و 508 نفر در نقاط روستایی استان زندگی می کنند.
همدانیان افزود:با توجه به این جمعیت،درهرکیلومترمربع از سطح استان 45 نفر ساکن هستند.
http://www.irna.ir/fa/News/28187/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b1/%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa_%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86__%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86_%d9%88_815_%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1_%d9%88_863_%d9%86%d9%81%d8%b1_%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85_%d8%b4%d8%af
تاریخ ورود: 7/9/91

مرکز آمار ایران
سالنامه ی آماری اصفهان
سالنامه آماری استان اصفهان مهمترین نشریه آماری استان است که همواره مورد استفاده بسیاری از محققین و برنامه ریزان بوده است. این نشریه حاوی آمارهای موضوعی مختلف در سطح استان است که در ابتدا با عنوان آمارنامه استان  اصفهان  و توسط مرکز آمار ایران منتشر می شد. از سال 1360 به بعد سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان انتشار آن را برعهده گرفت که بعدها نام آن به سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذرب اصفهان   تغییر یافت. در سال 1385 نیز که سازمان مدیریت و برنامه ریزی استانها با عنوان معاونت برنامه ریزی در استانداریها ادغام شد کار انتشار نشریه همچنان تداوم یافت.
سالنامه ی آماری اصفهان در سال 1389
http://www.amar.org.ir/Default.aspx?tabid=667&fid=10750
تاریخ ورود: 7/9/91

خبرآنلاین

جمعیت اصفهان در سرشماری ۱۳۱۹ چقدر بود؟
شهری - به استناد صورتجلسه مجلس شورای ملی ، وزیر کشور وقت، آمار جمعیت اصفهان را در جلسه علنی مجلس به شرح زیر اعلام کرده است:
در تاریخ 6 دی ماه 1319 شهر اصفهان تا شعاع شش کیلومتر سرشماری شده و جمعیت آن در این تاریخ عبارت بوده است از 204598 نفر که از این عده 104595 نفر مرد و 100093 نفر زن بوده‌اند. اردستان در 28 تیر ماه 1320 سرشماری شده است جمعیت حاضر آن (وقتی که ما میگوئیم جمعیت حاضر یعنی در آن موقع که سرشماری شده اعم از اهالی آنجا یا اشخاصی که مشغول عبور هستند و بعد ممکن است کم یا زیاد بشود) عبارت بوده است از 5689 نفر که 2644 نفر مرد و 3025 نفر زن بوده است. فریدن در 27 مرداد 1320 سرشماری شده و جمعیت حاضر آن 9258 نفر که 4654 نفر مرد و 4604 نفر زن بوده است. اما راجع به تعیین نفوس کلمه قلمرو اصفهان این میزانی بود که سرشماری طبق قانون بعمل آمده و سایر نقاطی که هنوز سرشماری نشده و از روی دفاتر آمار آنچه بتوانیم تعیین کنیم این است جمع نفوس قلمرو اصفهان 921234 نفر معین می شود.
http://www.khabaronline.ir/detail/194022/
تاریخ ورود:7/9/91

ایلنا
35 درصد جمعیت اصفهان جوان هستند
رییس ستاد ساماندهی امور جوانان استان اصفهان بر عدم دخالت دستگاه‌های عضو ستاد در امور یکدیگر و همچنین پرهیز از صرف هزینه‌های زیاد در این بخش تاکید کرد.
اصفهان – ایلنا: دبیر ستاد ساماندهی امور جوانان استان اصفهان با اشاره به اینکه ۳۵ درصد از جمعیت استان اصفهان را جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال تشکیل می‌دهند گفت: این امر وظیفهٔ مسوولان را در ساماندهی امور قشر جوان سنگین‌تر از گذشته کرده است.
 به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمدرضا جواهری در بیست و سومین جلسهٔ ستاد ساماندهی امور جوانان استان اصفهان، خاطرنشان کرد: تلاش برای ساماندهی امور جوانان از سال ۷۹ و با اجرای برنامه سوم توسعه و تاسیس سازمان ملی جوانان آغاز شد و پس از ادغام سازمان تربیت بدنی و جوانان، این وظیفه بر عهدهٔ وزارت ورزش و جوانان گذاشته شد.
وی مهم‌ترین اهداف این وزارتخانه را حل مشکلات جوانان و استفاده بهینه از استعداد‌ها و توانایی‌های این نسل عنوان کرد و افزود: طیف گسترده‌ای از مسائل مربوط به جمعیت، ازدواج و طلاق، بهداشت و سلامت، مشارکت‌های اجتماعی، آسیب‌ها و تهدیدات، رسانه، اوقات فراغت، مسکن، آموزش، خلاقیت، هویت، اشتغال، رفاه و تامین اجتماعی و ورزش، محورهای کاری در حوزهٔ جوانان را تشکیل می‌دهند.
دبیر ستاد ساماندهی امور جوانان استان اصفهان با تاکید بر اینکه ازدواج، مقوله‌ای چند بعدی و دارای ابعاد معنوی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، حقوقی، زیستی و روانی است، اظهار داشت: توانمندسازی، تسهیل‌سازی، فرهنگ‌سازی، الگوسازی، حساس‌سازی، ظرفیت‌سازی و بسترسازی مناسب از راهبردهای اساسی در ساماندهی ازدواج جوانان است.
به گفته وی، فراهم کردن زمینهٔ استقلال اجتماعی و اقتصادی جوانان، تقویت حس مسوولیت‌پذیری خانواده‌ها، تقویت نقش و کارکرد حمایتی نهادهای سنتی از جوانان، ارائهٔ الگوهای مناسب در امر ازدواج، ارتقای مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جوانان و افزایش آگاهی‌های مربوط به ازدواج در میان آن‌ها و فراهم کردن زمینهٔ دسترسی آسان جوانان به ازدواج از اهداف راهبردی در حوزهٔ ساماندهی ازدواج جوانان است.
همچنین در این جلسه، برنامه‌های پیشنهادی هفتهٔ ازدواج جوانان به تفکیک برای دستگاه‌های دولتی استان اصفهان ارائه و قرار شد از این پس ارگان‌های عضو ستاد ساماندهی امور جوانان استان، برنامه‌ها و پیشنهادات خود را به صورت دوره‌ای به ستاد اعلام کنند. علیرضا ذاکر اصفهانی، رییس ستاد ساماندهی امور جوانان استان نیز بر عدم دخالت دستگاه‌های عضو ستاد در امور یکدیگر و به دنبال آن پرهیز از صرف هزینه‌های زیاد تاکید کرد.
http://ilna.ir/news/news.cfm?id=5659
تاریخ ورود: 7/9/91

شیفتگان خبر
10 درصد جمعیت اصفهان سالمند هستند
اصفهان-معاون توانبخشی اداره کل بهزیستی اصفهان گفت: 10 درصد جمعیت این استان را سالمندان تشکیل می دهند.  
'عبدالحمید حسینی' روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در زمان حاضر حدود نیم درصد سالمندان استان تحت پوشش خدمات بهزیستی قرار دارند.
وی تعداد سالمندان زیر پوشش استان را دو هزار نفر عنوان و تصریح کرد: از این تعداد حدود 942 نفر از خدمات مراکز مراقبت در منزل، 958 نفر از خدمات مراکز شبانه و 100 نفر از خدمات مراکز روزانه بهره مند می شوند.
حسینی با بیان اینکه 27 سرای سالمندان در استان اصفهان ایجاد شده است،گفت: سرای سالمندان شهرستان اردستان، خوانسار و نایین در حال احداث است.
وی از ایجاد سرای سالمندان در شهرستان های شهرضا، لنجان و مبارکه خبر داد و افزود: 16 مرکز شبانه، سه مرکز روزانه و 11 مرکز مراقبت در منزل از سالمندان تحت پوشش این نهاد نگهداری می کنند.
معاون توانبخشی اداره کل بهزیستی اصفهان از خیران استان خواست در زمینه کمک به سالمندان بیش از پیش توجه داشته باشند.
http://khabarnegar67.blogfa.com/post-2440.aspx
تاریخ ورود: 7/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی عوامل اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی تأثیر گذار بر میزان‌ باروری با تأکید بر نقش تنظیم خانواده در شهر اصفهان
دکتر صمد کلانتری*،دکتر رسول ربانی**و رزیتا اکتابی***
چکیده
 پژوهش حاضر در صدد تبیین تأثیر عوامل اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر میزان‌ باروری زنان 94-51 ساله در شهر اصفهان می‌باشد،که از تعداد 000371 نفر زن مورد مطالعه‌ جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران 004 نفر زن بعنوان نمونه انتخاب گردید که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی مورد پرسش قرار گرفتند.
فرضیات مورد بررسی که با توجه به نظریات دانشمندان جمعیت‌شناسی و جامعه‌شناسی‌ آزمون گردیدند عبارتند از:
 -بین میزان تحصیلات زنان و میزان باروری آنان رابطه معنی‌دار وجود دارد.
 -بین اشتغال زنان در خارج از منزل و میزان باروری آنان رابطه معنی‌دار وجود دارد.
 -بین پایبندی به فرهنگ سنتی و میزان باروری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

(*)عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان.
(**)عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان.
 (***)کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان.

-بین بالا رفتن سن ازدواج و میزان باروری رابطه معنی‌دار وجود دارد.
-بین استفاده از وسایل ارتباط جمعی و میزان باروری رابطه معنی‌دار وجود دارد.
-بین استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری و میزان باروری رابطه معنی‌دار وجود دارد.
-بین نوع شغل شوهران و میزان باروری زنان رابطه معنی‌دار وجود دارد.
-بین سطح درآمد خانواده و میزان باروری رابطه معنی‌دار وجود دارد.
در این تحقیق از روشهای آمار استنباطی همچون تحلیل واریانس،آزمون مجذور خی‌ دو،آزمون یومان واینتی و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است.
یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که وضعیت تحصیلی زنان و نیز همسران آنان،نوع شغل، خاستگاه زنان و شوهران آنان،میزان درآمد خانواده و دیدگاه زنان نسبت به مسأله تنظیم خانواده و همچنین تأثیر و نفوذ خانواده‌های زن و شوهر،رسانه‌های گروهی و نیز سن ازدواج بر میزان‌ باروری خانواده‌ها مؤثر می‌باشند.
واژگان کلیدی:
باروری،وضعیت اجتماعی،تنظیم خانواده،وضعیت اقتصادی،اشتغال‌ تحصیلات،رسانه‌های گروهی‌
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/336672?sta=%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%20%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 7/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
ازدیاد جمعیت و نظام شهری در استان اصفهان، حسن بیک محمدی
مقدمه:
افزایش جمعیت موضوع مهم و حیاتی قرن بیستم است. از انجا که انسانها متناسب با رشد کمی آحاد انسانی نمی توانند امکان زیستی، رفاهی و بهداشتی را نیز افزایش دهند، این موضوع همچنان به عنوان یک مبحث جدی در مقابل جوامع جدید قرار گرفته است.
کشورهای توسعه یافته با برنامه ریزی و آموزش اجتماعی توانسته اند از آسیبهای سیل جمعیتی مصون بمانند اما اکثریت کشورهای جهان، یعنی توسعه نیافته، در این ارتباط با معضلات اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی متعددی روبرویند. یکی از این مشکلات که مقاله  حاضر به آن پرداخته است، مسئله ی رشد فزاینده ی جمعیت شهری و عوارض ناشی از آن در نظام شهری است. از آنجا که در کشورهای جهان سوم میزان رشد جمعیت، مهاجرتهای روستایی و رشد جمعیتی بسیار بالاست و نرخ افزایش جمعیتی اغلب سریعتر از رشد برنامه ریزی توسعه است، مشکلات ناشی از رشد شهر نشینی بیش از کشورهای توسعه یافته است.
برای خواندن متن کامل مقاله در زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/254757?sta=%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود:7/9/91

پرتال جامع علوم انسانی
پژوهشی در زمینه ی جمعیت شناسی تاریخی ایران(2)، بررسی تحلیلی قحطی های اصفهان ( از عهد افشاریه تا کنون)، دکتر احمد کتابی
اشاره:
در بخش اول این مقاله ابتدا علل و عوامل بروز قحطی در ایران به تفصیل و با ذکر شواهد تاریخی بررسی شد و مخصوصا بر این نکته تأکید گردید که در بسیاری از موارد، نقش و تأثیر عوامل غیر وابسته به طبیعت (نظیر احتکار، نارسایی شبکه ی ارتباطیه و وسایل حمل و نقل). در مقام مقایسه با عوامل طبیعی ( از قبیل خشکسالی) به مراتب مهمتر و تعیین کننده تر بوده است. سپس قحطی های مهمی که از قرن اول تا اواسط قرن دوازدهم هجری قمر ی در اصفهان روی داده است. در مقاله ی حاضر، به بررسی تفصیلی قحطی های بزرگی می پردازیم که از اواسط قرن دوازدهم تا اواخر قرن چهاردهم هجری در شهر مزبور رخ داده است.
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101012162135-__%d9%88%d9%87%d8%b4%d9%8a%20%d8%af%d8%b1%20%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86%d9%87%20%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%8a%d8%aa%20%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a%20%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae%d9%8a%20%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86%20(2)_%20%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%d9%8a%20%d8%aa%d8%ad%d9%84%d9%8a%d9%84%d9%8a%20%d9%82%d8%ad%d8%b7%d9%8a%20%d9%87%d8%a7%d9%8a%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%20(%d8%a7%d8%b2%20%d8%b9%d9%87%d8%af%20%d8%a7%20%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%87%20%d8%aa%d8%a7%20_%d9%86%d9%88%d9%86.pdf
تاریخ ورود: 7/9/91

توریسم و گردشگری
پرتال جامع علوم انسانی
بررسی وضعیت توریسم در اصفهان، حمیدرضا وارثی
مقدمه:
صنعت توریسم پدیده ایست که از گدشته های دور مورد توجه جوامع انسانی بوده و بر حسب نیازهای متفاوت اقتصاد، اجتماعی، تاریخی و ... به حرکت خود ادامه داده است. این پدیده که پس از انقلاب صنعتی بویژه قرون اخیر به طور چشمگیری توسعه یافته، بوجود آورنده ی دانش و تکنولوژی مهمی در امر مناسبات بین المللی و توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورها بوده است.
برای خواندن ادامه ی مطلب در زیر کلیک کنید:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120413135513-1175-37.pdf

طرح ایجاد زمینه های مطلوب برای توریسم فرهنگی در استان اصفهان، منصور گلناری
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120413135446-1175-6.pdf

بررسی و سنجش ویژگی های گردشگری کلان شهرهای استانبول و اصفهان
اکبر کیانی، نغمه بهبودی
چکیده
گردشگری به عنوان بزرگترین صنعت دنیا مطرح شده است . توسعه صنعت گردشگری در کشورهای اسلامی با افزایش تعاملات گردشگری می تواند توسعه ای مطلوب و پایدار بین کشورهای اسلامی ایجاد نماید . شناخت وضعیت بسترهای گردشگری در شهرها و مناطق گردشگری کشورهای اسلامی جزء نخستین گامهای پیمایش روند افزایشی مسیر تعاملات
گردشگری است، بر این اساس، تبادل تجربیات بین کشورهای اسلامی، بر پایداری این صنعت، هم در ابعاد اقتصادی و هم در سایر ابعاد اجتماعی – فرهنگی و فنآوری می افزاید. از این رو، هدف مقاله حاضر بررسی و سنجش ویژگیهای گردشگری کلانشهرهای استانبول و اصفهان است . روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر منابع اسنادی، کتابخانه ای، الکترونیکی و بررسی های میدانی می باشد. ویژگیهای مشترک، متمایز و منحصر به فرد هر یک از کلانشهرهای استانبول و اصفهان در مقاله طبقه بندی شده است، سپس این ویژگ یها متناسب با شاخصها و معیارهای صنعت گردشگری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. برای تبیین بیشتر وضعیت ها، جداول، نمودارها، عکس ها و نقشه های مرتبط بطور خلاصه در مقاله آمده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد؛ همگام با دوره صفویه در ایران، تعاملات مثبت و سازنده ای نسبت به سایر دورهها بین ایران و ترکیه وجود داشته است، که سنجش و نمود بارز آنش هدرر فدعول ک ی ا لاسن تانبول و اصفهان قابل مشاهده است و در زمان حاضر نیز آثار دورهی مذکور در هر دو شهر بطور منحصر به فرد باعث جذب گردشگران بینالمللی شده است.
 کلمه های کلیدی:
•اصفهان •گردشگری •استانبول •کلان شهرهای اسلامی •دوره ی صفویه
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101122121226-434.pdf
تاریخ ورود: 7/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی جذابیتهای گردشگری و تأثیر آن بر درآمد و اشتغال استان اصفهان
علیرضا اسماعیلیان
در این مقاله علاوه بر معرفی جذابیت‌های گردشگری در استان که براساس آخرین اطلاعات و آمار موجود تهیه شده، قابلیت‌های این صنعت در استان مورد ارزیابی قرار گرفته است.از همه مهم‌تر، میزان اثرگذاری گردشگران خارجی وارد شده به استان بر میزان درآمد و اشتغال استان اصفهان با روش آماری مورد بررسی قرار می‌گیرد.با توجه به ابعاد وسیع گردشگری از نظر تنوع گردشگران و به‌منظور نتیجه‌گیری مطلوب در این تحقیق، منظور از گردشگر که اصطلاحا توریست و جهانگرد هم به آن اطلاق می‌شود همان گردشگران خارجی وارد شده به استان اصفهان هستند، اگرچه گردشگران داخلی هم از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند.
مقدمه
هدف از این پژوهش نه تنها معرفی قابلیت‌ها و جذابیت‌های گردشگری استان بلکه برآورد تأثیرات اقتصادی آن به تفکیک درآمدی و اشتغال‌زایی است.
به این منظور، ضمن بهره‌گیری از داده‌های منتشره از سوی نهادهای بین‌المللی و داخلی مرتبط با این موضوع، اطلاعات جزیی‌تر مربوط به این صنعت در استان اصفهان طی یک مطالعه میدانی به‌دست آمده است.نمونه آماری این بررسی میدانی 80 تن از گردشگران خارجی، زن و مرد، از کشورهای مختلف است که طی مصاحبه حضوری و اطلاعات پرسشنامه‌های(ر.ک به ضمیمه)تهیه شده برای این مطالعه تکمیل شده (-).این مقاله برگرفته از طرح تحقیقاتی است که با همین عنوان در معاونت امور اقتصادی و دارایی، (سال 1380)انجام شده است.
مروری اجمالی بر ادبیات موضوع
تحقیقات و مطالعات انجام گرفته در زمینه صنعت گردشگری استان اصفهان، عمدتا قابلیت‌ها و جاذبه‌های گردشگری را معرفی کرده‌اند و کمتر اشاراتی به مسائل اقتصادی ناشی از این صنعت داشته‌اند.برای مثال، گزارشی با عنوان«نگاهی به استان اصفهان در نوروز 1374»در 48 صفحه توسط حوزه معاونت سیاسی- امنیتی، دفتر هماهنگی استانداری استان اصفهان تهیه و منتشر شده که نگاهی مقطعی به آمار و امکانات گردشگری در نوروز 1374 داشته است.گزارش پانزده سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان با عنوان «جهانگردی و میراث فرهنگی»و محتوای آماری(1376)موضوع را پی‌گیری کرده است، در سال 1372 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر برنامه‌ریزی، گزارش 51 صفحه‌ای«مهمانخانه‌های ایران»را منتشر کرده که اشاراتی هم به این امکانات در استان اصفهان داشته است.سری گزارش‌های اقتصادی-اجتماعی استان اصفهان در سال‌های 79-1374 از انتشارات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان اشارات آماری در زمینه این صنعت داشته است.
مقالات متعددی در زمینه گردشگری به سمینارها و همایش‌های مربوطه ارسال شده است که بیشتر آن‌ها به‌صورت مجلد وجود دارد.از جمله ویژه‌نامه«سمینار اصفهان و جاذبه‌های ایرانگردی و جهانگردی خرداد 1374»از انتشارات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان را می‌توان نام برد.در بعضی از این مقالات اشارتی به صنعت گردشگری با تکیه بر جاذبه‌ها و قابلیت‌های استان شده است.
علاوه بر تحقیقات مورد اشاره، سیاحان زیادی در سفرنامه‌های خود در خصوص صنع گردشگری یا تکیه بر جاذبه‌های استان اشاراتی داشته‌اند، همانند ابن‌بطوطه، ناصرخسرو، مارکوپولو، برادران شرلی، دلاواله، تاورنیه، شاردن، خانم ماری شیل، ابودلف، ابن حوقل، ژان‌اوتر، جیمز موریه، کنت‌دوسرسی، سایکس، میرزا سراج، کلودانه و دیگران که عمدتا توسط آقای فیروز اشراقی در کتابی به‌نام«اصفهان از دید سیاحان خارجی»گردآوری و در 1378 در 768 صفحه منتشر شده است.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/97344?sta=%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%20%d9%88%20%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

پرتال جامع علوم انسانی
تحلیل بازار گردشگری داخلی شهر اصفهان، علی زنگی آبادی؛ جمال محمدی؛ دیبا زیرک باش
چکیده
گردشگری نقش مهمی در اقتصاد جوامع ایفا می کند و شناسایی دقیق بازار رمز توسعه ی آن می باشد. از طرفی اگرچه گردشگری یک فعالیت بین المللی است؛ اما بسیاری از افراد و سازمان ها در بازار محلی یا مل در چرخهی اقتصاد ملی جایگاه عظیمی دارد. « گردشگری داخلی » این بخش اشتغال دارند و در نتیجه ایران از دیدنی ترین مناطق جهان و اصفهان نیز یکی از زیباترین شهرهای ایران است؛ لیکن با وجود ظرفیت بالای اصفهان برای جذب گردشگران، فقدان آمار قابل اطمینان، برنامه ریزی علمی را برای توسع هی بازار گردشگری این شهر مشکل می گرداند؛ بنابراین پژوهشگران با هدف شناخت بازار گردشگری داخلی اصفهان، با استخراج آمارهای موجود و انجام مطالعه ی میدانی دشواری، ویژگی های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و عواملی نظیر اهداف یا مشکلات گردشگران را شناسایی کردند. گردشگران داخلی اصفهان در سال 1384 جامعه ی آماری و تعداد 400 نفر آنان حجم نمونه این پژوهش بوده اند که با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی، ویژگی ها و مشکلات گردشگران مشخص و راهکارهایی برای رهایی از برخی چال شهای بازدارنده نظیر گرانی قیمتها، ترافیک و کیفیت اطلاع رسانی، ارایه گردید.
کلیدواژه ها: آمار گردشگری، اصفهان، بازار گردشگری، بازاریابی، گردشگری داخلی.
http://www.ensani.ir/storage/Files/20110213124112-%C2%A0%20(30).pdf
تاریخ ورود:9/9/91

بیتوته
جاذبه های  گردشگری اصفهان
 جاذبه های  گردشگری اصفهان-اصفهان (سپاهان) مرکز استان اصفهان، با پهنه‌ای حدود 250 کیلومترمربع، در دل فلات ایران قرار گرفته است. آب و هوای شهر اصفهان نیمه خشک و معتدل است، به طوری که متوسط درجه حرارت سالانه این شهر حدود 16 درجه سانتیگراد و متوسط بارندگی سالانه این شهر در حدود 13 میلیمتر می باشد. به طور کلی، اصفهان شهر کم آبی است ولی به واسطه وجود رودخانه زاینده رود، کشاورزی در این استان توان رشد پیدا کرده است. اصفهان به لحاظ واقع ‏شدن در مرکز جغرافیایی ایران و با داشتن آب و هوایی معتدل و خاکی حاصلخیز و آب ‏کافی زاینده ‏رود (زنده رود)، از دیرباز به‏ عنوان مکانی برای سکونت، مورد توجه بوده است.
احتمالا از عصر ساسانیان که سپاهیان (اسپهان) در دشت حاصلخیز اطراف شهر گرد آمدند به این‏ نام خوانده شده است. در سال 19 ه. ق. اصفهان بدون جنگ و خونریزی و با انعقاد یک صلحنامه به دست سپاهیان اسلام افتاد و جزیی از سرزمین وسیعی شد که اسلام بر آن حکومت می‏کرد. در دوره سیصد ساله پس از آن، این شهر اغلب دست ‏به‏ دست می‏شد تا اینکه در قرن چهارم هجری، در زمان آل ‏زیار و آل ‏بویه، به‏ عنوان پایتخت مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پنجم، در دوران سلجوقیان، پایتخت امپراطوری وسیعی شد که یک مرز آن رود سیحون و مرز دیگرش سواحل شرقی دریای مدیترانه بود.
غارت وحشیانه شهر به دست تیمور لنگ و قتل ‏عام ساکنان آن در سال 789 ه. ق. اصفهان را به وضع اسف‏باری دچار کرد.
در زمان اولین حکمرانان صفوی در قرن دهم هجری، اصفهان از مراکز مهم تجارت، فرهنگ و صنعت گردید. در اوایل قرن یازدهم (1006 ه.ق.) پایتخت شاه ‏عباس از قزوین به اصفهان انتقال یافت و قریب یک قرن ‏و نیم این شهر پایتخت سلسله صفویه بوده و به همین واسطه از شهرت جهانی برخوردار شد.
شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای: آپادانا، آصف‌هان، اسباهان، اسپاتنا، اسپاهان، آسپدان، اسپینر، اسفاهان، اصپدانه، انزان، بسفاهان، پارتاک، پاری، پرتیکان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپانه، شهرستان، گابا، گابیان، نصف جهان و یهودیه مشهور بوده است. در شاهنامه فردوسی نیز بارها به اصفهان (سپاهان) اشاره شده و از آن نام برده شده است:
شهر اصفهان با انتخاب شدن به عنوان نخستین پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی در سال 2005 در میان مردم این کشورها بیش از پیش مشهور گشته و گردشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. این شهر از لحاظ صنایع دستی مهمترین شهر کشور به شمار می آید که بیشتر صنایع دستی کشور اعم از قلم کاری، خاتم کاری، ترمه و... در آن تولید می شود و گردشگرانی که مشتاق به تهیه سوغات ایرانی هستند تقریبا صنایع دستی و سوغاتی های تمام نقاط ایران را در حاشیه میدان نقش جهان و در بازار قدیمی اصفهان می توانند تهیه کنند.
جاذبه های  گردشگری اصفهان-در میان شیرینی های اصفهان گز و پولکی اصفهان از همه معروفتر هستند؛ مهمترین غذای محلی اصفهان از نظر آنوبانینی؛ که بسیار مورد توجه مسافران و گردشگران است "بریانی" (بریونی) نام دارد که خوراکی گوشتی و بسیار چرب بوده و در بیشتر نقاط شهر می توان آن را تهیه کرد. عمده آثار باستانی اصفهان مربوط به دوره صفویه و مهمترین مناطق گردشگری آن در حاشیه زاینده رود قرار دارد.
 عمارت عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله، مسجد امام (مسجد شاه)، کلیسای وانک، منار جنبان، کاخ چهل ستون، کاخ هشت بهشت، چهار باغ، آتشگاه،گورستان قدیمی تخته فولاد،بازار تاریخی اصفهان، میدان نقش جهان، باغ پرندگان، پل خواجو، پل شهرستان، سی و سه پل (پل الله وردی خان) و... از مهمترین نقاط دیدنی و تاریخی شهر اصفهان می باشند.
 
آثار تاریخی و جاذبه های توریستی اصفهان
 کاخ چهلستون اصفهان
 عمارت چهلستون در اوایل قرن 11 هـ .ق در میان باغ و مجموعه بناها و کاخهای محوطه دولتخانه صفوی ساخته شده است . این عمارت عمدتاً به منظور پذیرائی رسمی از میهمانان و سفرای خارجی ، طی سه مرحله و طبق یک طرح واحد ساخته شده است . مرحله اول ـ تالار اصلی و بزرگ . مرحله دوم ـ ایوان آئینه و اطاقهای طرفین آن . مرحله سوم ـ ایوان ستون دار که از هجده عدد ستون و سقف چوبی تشکیل شده است . نام چهلستون به نشانه کثرت ستونها و انعکاس تصویر بیست ستون در آب استخر است .
 نقاشی های دیواری چهلستون زیر نظر هنرمند نامدار عصر صفوی ، رضا عباسی با خصلت بزرگ نمائی به شیوه مینیاتورهای ایرانی انجام گرفته است . چهار تابلو بزرگ داخل سالن ، صحنه هایی از میدانهای جنگ و مجالس پذیرائی پادشاهان صفوی را نشان می دهد . دو تابلو بزرگ میانی از الحاقات بعدی با موضوعات مشابه است که به قلم صادق نقاش باشی (هنرمند دوره قاجار) ترسیم شده است . متأسفانه بسیاری از نقاشی های دوره صفوی در زمان حکومت ظل سلطان ، تخریب گردیده است . از اشعار دلپذیر نجیب کاشانی که به (خط محمد صالح اصفهانی) بر پیشانی ایوان ستوندار مرقوم گردیده ، چنین مستفاد می گردد که این عمارت بی نظیر در اوایل قرن 12 هـ.ق دچار آتش سوزی گردیده و در زمان شاه سلطان حسین صفوی تعمیر شده است .
یکی از زیباترین میدانهای جهان به طول حدود 512 متر و عرض 160 متر است که در اطراف آن اطاق هائی در دو طبقه با یک اندازه و شکل احداث شده است . تعداد چهار اثر تاریخی بی نظیر در اطراف میدان قراردارد . عمارت عالی قاپو ـ مسجد امام ـ مسجد شیخ لطف اله و سر درب بازار قیصریه ، در وسط میدان اصلی ، زمین و دو دروازه سنگی چوگان بوده است . میدان امام امروزی یکی از مراکز خرید صنایع دستی و همچنین محل برگزاری بسیاری از مراسم ملی و مذهبی می باشد . در هر هفته نماز پرشکوه جمعه در این میدان برگزار می گردد .


بازار قیـصـریه اصفهان
سردرب قیصریه در شمال میدان امام (نقش جهان) ساخته شده است . این سردرب ، یکی از زیباترین نقاشی های مربوط به دوران صفویه را نشان می دهد . از این سردرب ، وارد یکی از زیباترین بازارهای جهان می شویم . این بازار در دوران صفویه مرکز فروش کالاهای گران قیمت بوده است و نمایندگان شرکتهای خارجی در این مکان دارای حجره هائی بوده اند . بازار اصفهان یکی از بزرگترین بازارهای ایران است که دارای قسمتهای مختلف می باشد و در هرقسمت کالاهای خاصی را به فروش می رسانند . برای مثال قسمت صنایع دستی ، طلا و نقره ، قالی ، کفش و غیره . بازدید از همه قسمتهای بازار ساعتها به طول می انجامد .
این کاخ در قرن یازدهم هجری در شش طبقه احداث شده است . هر طبقه تزئینات هنری خاصی را دارا می باشد . از قسمتهای مهم این کاخ ، ایوان طبقه سوم ، حوض مسی در ا“ و تالار پذیرائی همین طبقه که با زیباترین نوع نقاشی و گچ بری تزئین شده است . تالار موسیقی طبقه ششم و تزئینات گچبری بی نظیر آن و اغلب کارهای هنری به وسیله رضا عباسی هنرمند مشهور آن دوران انجام شده است .
مسجد امام  اصفهان  
 جاذبه های  گردشگری اصفهان-در جبهه جنوبی میدان نقش جهان ـ (میدان امام) ـ یکی از زیباترین مساجد جهان اسلام قراردارد که به دستور شاه عباس اول ، توسط استاد علی اکبر اصفهانی احداث گردیده است . در مرحله اول سردرب اصلی و جلوخان ورودی با دو مناره خارجی مسجد ساخته می شود . درب مسجد با ورقهای نقره و طلا تزئین گردیده و مربوط به دوره شاه صفی ، جانشین شاه عباس اول است . در داخل مسجد یک حیاط اصلی و مرکزی ، با چهار ایوان و دو حیاط فرعی جانبی قراردارد . گنبد خانه جنوبی به صورت دو پوش اجرا گردیده و فضای بین این دوگنبد حدود 12 متر ارتفاع دارد . ارتفاع گنبد خارجی از کف مسجد 50 متر می باشد . کتیبه های مسجد، توسط خطاطان و خوشنویسان معروف دوران صفویه مانند : علیرضا عباسی ، عبدالباقی تبریزی ، محمدصالح اصفهانی و محمدرضا امامی مزین شده است . تمام سطوح جرزها و دیوارها و گنبد و مناره ها و طاق نماهای داخلی و خارجی مسجد از کاشیهای هفت رنگ و مرعق پوشیده شده است . نقوش این کاشی کاریها (گل و بوته ها) به صورت مجرد و رمزی ظاهر می شود .
در ضلع شرقی میدان امام (نقش جهان) مسجدی قراردارد که در زمان شاه عباس اول صفوی ، هنگام احداث میدان و همراه با بناهای اطراف آن به منظور محل عبادت و حوزه تدریس مرحوم شیخ لطف اله ، که از علما و روحانیون بزرگ جبل عامل در لبنان بوده ، ساخته شده است . ساختمان مسجد در سال 1011 هـ .ق آغاز و در سال 1028 به پایان رسیده است . این مسجد دارای یک شبستان زیرزمینی است که کف گنبدخانه را از سطح زمین بالاتر قرارداده است . به خاطر استفاده های خاص علمی ـ مذهبی از این مسجد ، نیازی به احداث حیاط و مناره نبوده است . گنبد بر روی هشت طاق جناغی قرار گرفته و لبه این طاقها با کاشیهای پیچ به رنگ فیروزه ، تزئین یافته است .
 سطوح داخلی به ویژه محراب مسحد شیخ لطف اله از شاه کارهای بی نظیر هنر کاشی کاری هفت رنگ و معرق است. در محراب دو کتیبه وجود دارد که عبارت ذیل بر آنها نوشته شده است : عمل فقیرحقیر محتاج به رحمه خدا محمد رضا بن استاد حسین بنا اصفهانی .
 این نوشته مبین آن است که استادان و هنرمندان و سازندگان بناهای آن زمان در مقابل قدرت جان آفرین تسلیم فرود آورده و هرگز نخوت و تکبر به وجودشان راه نیافته است .
مسجد جامع اصفهان
مسجد جامع اصفهان در گوشه شمال غربی میدان قدیم احداث گردیده است . مسجد اولیه درکنار روستای قدیمی یاوان و احتمالاًُ بر روی یک بنای مربوط به قبل از اسلام احداث گردیده است .
 جاذبه های  گردشگری اصفهان-شهر اصفهان در سال 24 هجری ، دین مبین اسلام را می پذیرد و اولین مسجد رادر محل فعلی با ابعادی محدودتر در سال 156 هجری می سازد . در قرن سوم هجری به علت گسترش شهر و ازدیاد جمعیت ، مسجد وسیع تری بر روی مسجد اولیه پایه ریزی می گردد . عمده ترین سبک معماری به کار  رفته در مسجد مربوط به دوره سلجوقی ، به شیوه رازی است . در این شیوه کاربرد آجر و ایجاد نماهای آجری با طرحهای گره در حد اعلاء مهارت و زیبائی در نمای داخلی و خارجی گنبدهای خاکی و نظام الملک ظاهر گشته است . گچ بری محراب او لجایتو ، تزئینات کاشی کاری و خطوط بنائی و مقرنس سازی های مختلف ایوانها همراه با کتیبه های خط کوفی و ثلث ، نشانگر کوشش و علاقه هنرمندان اصفهانی در بنای این مسجد می باشد . مسجد جامع اصفهان را می توان ، به حق دایره المعارف معماری و یادگارهای با ارزش تاریخی ، فرهنگی و هنری شهر اصفهان محسوب نمود و به خاطر همین ارزشهای نهفته اش ، حفاظت و مراقبت از آن ، از جمله وظائف دینی ، ملی و فرهنگی همگان تلقی می گردد .       
کاخ هشت بهشت در میان باغ بلبل ، داخل مجموعه دولتخانه دوره صفوی در زمان حکومت شاه سلیمان (در نیمه دوم قرن 11 هجری قمری) ساخته شده است . موقعیت ممتاز باغ و عمارت هشت بهشت به گونه ای بوده که ورودی های باغ از کلیه اضلاع آن انجام می گرفته است . در جنوب باغ هشت بهشت در زمان شاه سلطان حسین ، مجموعه مدرسه و کاروان سرا و بازارچه احداث گردیده است .
باغ هشت بهشت
نام هشت بهشت عمدتاً در اصطلاح زمان خود ، به معنای هشتی یا ورودی بهشت بوده است . عمارت هشت بهشت در دو طبقه و بر روی یک کرسی با ازاره سنگی ساخته شده و ترکیب احجام و فضاهای معماری به گونه ای ماهرانه و متناسب انجام گرفته است . در وسط ساختمان ، فضای اصلی و مرکزی قرار دارد که در پلان به صورت هشت ضلعی است . ارتباط دو طبقه از طریق دو دستگاه راه پله انجام می گیرد کلیه سطوح ایوانهای هشتی مرکزی ، اتاقها و راهروها ، با سبکهای متنوعی تزیئن شده است . از جمله خصوصیات منحصر به فرد این عمارت ، حوض مروارید و آبشار ایوان جنوبی است که آب آن از حوض فوقانی تأمین شده است .            
پل خواجو  اصفهان        
در قسمت شرق رودخانه زاینده رود و پل خواجو از آثار دوره صفویه در سال 1060 هجری ، مصادف با زندگی شاه عباس دوم احداث شده است . پل خواجو در طراحی قدیم برای چندین منظور در نظر گرفته شده است . قسمت فوقانی برای حرکت سریع و عبور کالسکه ها و چهارپایان بوده در حالی که بخش تحتانی عمدتاً برای حرکت آرام و توقف و تأمل عابرین پیاده بوده است . قسمت زیرین تماماً از سنگ و ملات ساروج ساخته شده و دهانه های عبور آب به صورت بند با تخته های قطور چوبی قابل کنترل بوده و با بستن کامل دهانه ها سطح آب در قسمت غربی پل بالا آمده و دریاچه کوچکی را به وجود می آورد . در سمت شرقی ، پلکانهای سنگی انسان را تا حد تماس با آب به پائین هدایت می کند . ضمن اینکه این پلکانها خود محلی برای نشستن و لذت بردن از مناظر طبیعی می باشد . در قسمت مرکزی پل ، عمارت بیگلربیگی در طبقه فوقانی و در دو طرف راهروی پل برای پذیرائی و تشریفات رسمی ساخته شده است که اطاقهای آن در دوره های مختلف با نقوش رنگ طلائی تزئین گردیده است .            
سی وسه پل اصفهان
زمانی که اصفهان به عنوان مرکز حکومت دولت صفویه انتخاب می گردد ، جهت گسترش شهر به طرف جنوب متمایل می شود . و عنصر مهم شهرسازی در آن طرح ، محور چهار باغ بوده که از دروازه دولت به سوی جنوب احداث می گردد و حدود شش کیلومتر طول آن بوده است . این خیابان الزاماً از رودخانه عبور می نماید و بدین جهت معماران آن زمان، پل الهوردیخان را که به سی و سه پل معروف می باشد بر روی    زاینده رود و منطبق بر محور چهارباغ ایجاد می نمایند . زمان احداث پل درحد فاصل سالهای 1008 تا1011 هجری قمری بوده و طول آن سیصد متر و عرض آن 14 متر می باشد . این پل از معماری بسیار زیبا و متناسب برخوردار است ، نظم طولانی دهانه های آن ، ابهت و وقار خاصی در آن به وجود آورده است . در طرفین سطح فوقانی ، دو راهروی سرپوشیده ساخته شده که هم در زمستان و هم در تابستان سرپناه مطمئنی برای عابرین می باشد . پل الهوردیخان را می توان نتیجه مطلوب ترکیب فنون در مهندسی با هنر معماری محسوب کرد .              
کلیسا و موزه وانک اصفهان
در قرن یازدهم هجری ، تعدادی از ارامنه ساکن در ارمنستان فعلی به اصفهان منتقل گشته و در دهکده ای در جنوب غرب اصفهان سکونت داده شدند . نام آن دهکده را جلفا گذاشتند . پادشاهان صفوی براساس فرامینی که صادر کردند ، آزادی های مذهبی برای آنها را تضمین نمودند و این اقلیت ارامنه را مورد حمایت قراردادند . در بین ساکنان جلفا ، تجار و افرادی که دانش فنی آن دوران را دارا بودند ، وجود داشتند . با کمک و مساعدت تجار ارمنی چند کلیسا از جمله کلیسای وانک احداث گردید . اکنون جلفا بخشی از شهر اصفهان محسوب می گردد . کلیسای وانک یکی از زیباترین کلیساهای ایران است که دارای آمیخته ای از معماری ایرانی و اروپائی می باشد . داخل کلیسا تزئینات هنری از جمله گچبری ، نقاشی و طلاکاری وجود دارد . در کنار کلیسا ، موزه با ارزشی وجود دارد که در آن تابلوهای نفیس نقاشی ، کتب خطی و سایر اشیا نفیس هنری دیده می شود .
آتشــگاه اصفهان
کوه آتشگاه در 7 کیلومتری غرب اصفهان در همان مسیر منارجنبان قراردارد . ارتفاع این کوه حدود 1680 متر از سطح دریا است . در زمان ساسانیان یک آتشکده در بالای این کوه احداث شده است . ساختمان از خشت های بسیار بزرگ و ضخیم ساخته شده است . جایگاه و محل روشن نگه داشتن آتش هنوز در بین خرابه های بالای کوه دیده می شود و این بنا یکی از معدود بناهای مربوط به دوران قبل از اسلام است .
منـارجـنـبــان اصفهان
منارجنبان یکی از آثار تاریخی مشهور ایران است که در 5 کیلومتری غرب اصفهان در جاده اصفهان به نجف آباد قراردارد . ساختمان دارای یک ایوان و دو مناره است . قبر عبداله این محمد ابن محمود یکی ازچهره های شاخص قرن 8 هجری در این بنا قراردارد . احداث این بنا همزمان با دوران حکومت ایلخانیان مغول می باشد . این بنا از نقطه نظر معماری ، دارای ارزش فراوانی است . یکی از ویژگیهای این بنا این است که اگر یکی از مناره ها تکان داده شود ، مناره دوم و تمام ساختمان تکان و حرکت بسیار محسوس دارد . ارتفاع ایوان از سطح زمین 10 متر و ارتفاع مناره ها 5/17 متر می باشد . مسئله بسیار مهم این است که این بنا را برای تکان دادن نساخته اند وتکان دادن زیاد آن موجب ویرانی بنا می گردد .
مسجد حکیم اصفهان
مسجد حکیم اصفهان یکی از مساجد بسیار نفیس چهار ایوانه است که در فاصله سالهای 1051 تا1073 هـ .ق مقارن با سلطنت شاه صفی و شاه عباس دوم به همت طبیب حکیم محمد داوودخان ملقب به تقرب خان بر روی ویرانه های مسجد جامع جور جیراز بناهای قرن چهارم هجری ساخته شده است . براساس کتیبه های موجود ، معمار این بنا محمدعلی بن ستاد علی بیک اصفهانی است . آنچه مسجد حکیم را در عداد مساجد بسیار نفیس دوران صفویه قرار می دهد ، ارزشهای خاص معماری ، کتیبه های متعدد آن است که به دست استاد محمدرضا امامی ، خوشنویس نامدار عصر صفویه تحریر شده است . از دیگر قسمتهای دیدنی این بنا می توان به محراب بسیار زیبایی که با مقرنسها و کتیبه ها که به خط ثلث بر زمینه لاجوردی تزئین یافته است اشاره کرد .
مسجد سید اصفهان
جاذبه های  گردشگری اصفهان-مسجد سید بزرگترین و مشهورترین مسجد اصفهان از قرن سیزدهم هجری است که به دستور(حجت الاسلام حاج سیدباقر شفتی ) از علمای بزرگ امامیه که در دوره سلطنت محمدشاه قاجار می زیسته بنا شده است ، در تزئینات کاشیکاری با طرح گلدان و منظره هائی که نمایش داده شده است . رنگ قرمز روشن نقش عمده ای دارد و این همان رنگی است که در مساجد دیگر دوره قاجار مانند مسجد رحیم خان و مسجد رکن الملک نیز مشاهده می شود . آرامگاه (سید حجه الاسلام ) که بسیار مجلل و باشکوه بنا شده است ، در گوشه شمال شرقی صحن مسجد قرار دارد . در این مسجد تاریخهای متعددی از سال 1255 تا1311 هجری دیده می شود که کتیبه های آن به خط محمدباقر شریف شیرازی است . تزئینات داخل گنبد آرامگاه ، از نوع تزئینات گچبری ، آئینه کاری و طلاکاری است که به همراه ضریح نقره و طلاکوب آن با خطوط بسیار زیبا از قسمتهای تماشائی این مسجد می باشد .
گنجینه های هنرهای تزئینی اصفهان
گنجینه (موزه) هنرهای تزئینی ایران در عمارت تاریخی ، رکیب خانه قراردارد . که در اوایل قرن 11 هـ .ق مقارن با سلطنت شاه عباس اول در میان مجموعه بناهای دولتخانه صفوی احداث و به عنوان محل نگهداری لوازم سوارکاری و یراق آلات مرکب سلطنتی مورد استفاده قرار می گیرد . این عمارت در دوره قاجار ، اندونی ظل السلطان حاکم اصفهان بوده و در دوره پهلوی نیز به عنوان اداره و ثبت احوال مورد استفاده قرار داشته است . این گنجینه مشتمل بر بخشهای مختلف خوشنویسی از قبیل آثار خطی و کتابت ، جلد سازی و نگارگری و آثار لاکی ، بافته ها و رودوزیهای سنتی ، فلزکاری ، آثار چوبی ، سفال و آبگینه می باشد که یادگارهای نفیس و ارزشمندی از دوره صفوی و قاجاریه را در بر می گیرد .
کاروانسرای عباسی ، واحد اقامتی و پذیرائی جدید
 در قرن یازدهم هجری که در دوران صفویه ، در سراسر ایرذان و در نقاط بسیار حساس ، کاروانسراهای بسیار زیبا احداث گردید که در نوع خود در جهان بی نظیر هستند . در حقیقت می توان گفت کاروان سراهای مورد نظر برای توسعه گردشگری به ویژه جهانگردی تجاری مورد استفاده قرار می گرفت و اماکن بسیار مناسبی برای اقامت و مبادله کالا به حساب می آمدند . از قرن 12 هجری به بعد این کاروانسراها مورد بی مهری قرار گرفتند و بسیاری ازآنها نیمه ویران شدند . به دلیل مکان مناسب کاروانسراها و استحکام آنها تعدادی از آنها جهت استفاده های مختلف بازسازی شدند . از جمله تبدیل یک کاروانسرا در درون شهر اصفهان به یک هتل بی نظیر و زیبا . در طی سه سال گذشته به ابتکار ریاست سازمان ایرانگردی آقای مهندس معزل الدین تعدادی از این کاروانسراها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفتند تا آنها را به اماکن اقامتی و پذیرائی برای گردشگران ایرانی و خارجی آماده کنند . از جمله کاروانسرای عباسی در 40 کیلومتری جاده اصفهان به تهران یکی از آنهاست که در آینده بسیار نزدیک نه تنها به عنوان یک اثر تاریخی بلکه به عنوان یک واحد اقامتی و پذیرائی که دارای فضائی بسیار زیبا سنتی و آرامش بخش می باشد . به تأسیسات جهانگردی اصفهان اضافه می گردد . با تداوم این ابتکار نه تنها کاروانسراهای عباسی از ویرانی کامل نجات می یابند بلکه به صورت تأسیسات اقامتی و پذیرائی مورد نیاز در گوشه گوشه ایران ظاهر   می شود . شرحی که در این نقشه راهنما آمده است بسیار مختصر و تنها مورد تعدادی از آثار تاریخی و جاذبه های جهانگردی شهر اصفهان می باشد . در این شهر بیش از 2000 اثر تاریخی به ثبت رسیده وجود دارد که امکان معرفی همه آنها امکان پذیر نیست لذا از گردشگران عزیز تقاضا می شود برای کسب اطلاعات درباره  سایر آثار تاریخی و جاذبه های جهانگردی به دفتر اطلاع رسانی  سازمان گردشگری واقع در میدان امام جنب عمارت تاریخی عالی قاپو و یا با تلفن 228491 تماس حاصل فرمائید .


مهمانسرای عباسی ، موزه هنرهای تزئینی دوران معاصر اصفهان
 یکی از کاروانسراهای قرن 11 هجری که در مرکز اصفهان قرار داشت به یک مهمانسرای بسیارمجلل و زیبا تبدیل شده است . ضمن مرمت کاروانسرا با همان بافت اصلی و سنتی بخشهای جدیدی هم به این کاروانسرا اضافه شده است . برای تزئین قسمتهای مختلف این کاروانسرا از بسیاری از هنرهای تزئینی که طی قرون گذشته در بناهای تاریخی اصفهان به کار گرفته شده بودند الهام گرفته شده است و با یاری صدها استاد و هنرمند ایرانی که در زمینه هنرهای تزیئنی دارای دانش و تجربه کافی بودند این مهمانسرا به یک موزه تبدیل گردیده است . قسمتهای مختلف این مهمانسرا به شکل زیبا و بی نظیری تزئین شده و این مکان تنها یک مهمانسرا نیست بلکه گنجینه ای از هنرهای تزیئنی دوران معاصر است . دیدار از این مجموعه زیبا را به گردشگران عزیز توصیه می کنیم.
http://www.beytoote.com/iran/tafrihi/tourist-attractions-isfahan.html
تاریخ ورود:9/9/91

جام جم آنلاین
غفلت از گردشگری اصفهان
جام جم آنلاین: یک عضو اتاق بازرگانی اصفهان گفت: از گردشگری به عنوان یکی از حوزه‌های درآمدزای استان غفلت شده است.
  سید رسول رنجبران در همایش راهکارهای دستیابی به تولید پایدار  در سالن همایش اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، گفت: نیروی انسانی بهترین پتانسیل برای رشد و توسعه کشور به خصوص در حوزه مدیریتی محسوب می‌شود اما استفاده نکردن از ظرفیت‌های خوب در طول زمان باعث از بین رفتن آن استعداد می‌شود.
وی افزود: اساس سرمایه گذاری اقصادی در دنیا برپایه برنامه‌ریزی نیروی انسانی اجرا می‌شود، اما متاسفانه در کشور سرمایه‌گذاری در پروژه‌های تولید فولاد در بیابان‌ها و کویرهای فاقد جمعیت انجام شده و اصلا آمایش سرزمینی در آن لحاظ نشده است.
رنجبران گفت: استان اصفهان به اشتباه به عنوان استانی برخوردار قلمداد شده است در حالیکه توسعه آن مرهون سیاست گذاری‌های 400 ساله اخیر، در زمینه ظرفیت سازی کار و فعالیت است.
عضو اتاق بازرگانی اصفهان اضافه کرد: متاسفانه به دلیل آلایندگی بالای صنایع در اصفهان، بیشترین میزان سرطان و MS در این شهر گزارش شده است.
http://rahedaneshjou.ir/fa/news/112/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86
تاریخ ورود:9/9/91

راه دانشجو
تیر خلاص به گردشگری اصفهان
با وجودی که رشد ۸ درصدی آمار سفر گردشگران خارجی به اصفهان در نیمه نخست سال، نشانده بازگشت رونق به این صنعت دیرباز اصفهان نیست اما سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اعلام کرد: با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی و بین المللی موجود در کشور، همین رشد هم جای سئوال دارد.
 
خداحافظی با اقتصاد دیرباز نصف جهان
به گزارش ایلنا، گردشگری و کشاورزی، قدیمی‌ترین پایه‌های اقتصاد اصفهان به شمار می‌آیند که از زمان تاسیس کارخانه‌های بزرگ و ملی در استان، روز به روز کم رنگ‌تر می‌شوند، کلیدی‌ترین مشکل رکود در این دو صنعت کهن نصف جهان، کم آبی است،
گرچه ریزش آمار گردشگران خارجی اصفهان از سال‌ها قبل از خشکسالی اخیر آغاز شد و مسوولان وقت میراث فرهنگی در واکنش به خلوت شدن خیابان‌های اصفهان از حضور این مسافران خارجی اعلام کردند هدف گذاری این صنعت، بر توریسم اسلامی است، اما این سیاست هم با تغییر پی در پی و پایان ناپذیر مدیران میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان فراموش شد و کار به جایی رسید که خشک شدن رودخانه زاینده رود تیر خلاص را به این صنعت دیرباز زد و خالی ماندن هتل‌ها و مهمانپذیرهای اصفهان، تایید کرد رکود ریشه دار و عمیقی در بخش گردشگری نصف جهان وجود دارد.  
 
در انتظار زنده شدن زاینده رود
در این میان برخی مانند نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی خوشبین هستند که نبض ضعیف صنعت گردشگری اصفهان با جاری شدن آب در رودخانه زاینده رود، دوباره خواهد تپید و شاخص اقتصادی آن افزایش می‌یابد.
حسن کامران دستجردی می‌گوید بسیاری از گردشگران داخلی وخارجی، برای دیدن رودخانه زایندرود به این شهر می‌آیند؛ و به خاطر خشک شدن این رودخانه، اصفهان هر روز و ساعت ضررمی کند.
عباس حاج رسولی‌ها با اشاره به کمبود بودجه میراث فرهنگی برای حفظ و نگهداری از آثار تاریخی، تاکید کرد: در کنار شهرداری که به اندازه توان خود به این بخش کمک می‌کند، چون مکانیزم و ابزار لازم را در اختیار دارد، همه دستگاه‌ها باید در حفظ آثار تاریخی شهر اصفهان کوشش کنند.
نگاه انسان، عامل توسعه گردشگری است عباس حاج رسولی‌ها با اشاره به کمبود بودجه میراث فرهنگی برای حفظ و نگهداری از آثار تاریخی، تاکید کرد: در کنار شهرداری که به اندازه توان خود به این بخش کمک می‌کند، چون مکانیزم و ابزار لازم را در اختیار دارد، همه دستگاه‌ها باید در حفظ آثار تاریخی شهر اصفهان کوشش کنند.
این در حالی است که سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان، در گفتگو با ایلنا مهم‌ترین شرط توسعه صنعت گردشگری را بر خلاف دیگر صنایع، انسان و نگاه انسانی دانست و گفت: از سوی دیگر، این صنعت، نه تنها انسان‌ها را رو در روی یکدیگر قرار نمی‌دهد، بلکه آن‌ها را بر اساس اصلیترین شالوده‌اش (یعنی دیدن و کشف حقیقت)، به دیدار مخلوقات خدا و تعامل با سایر انسان‌ها تشویق می‌کند.
محسن مصلحی که سابقه طولانی معاونت گردشگری این سازمان را در کارنامه دارد، از رشد ۸ درصدی سفر گردشگران خارجی به اصفهان در شش ماهه نخست امسال خبر داد و تصریح کرد: در بهاروتابستان امسال ۲۷ هزارو ۷۰۰ گردشگر خارجی، از کشورهای فرانسه- آلمان- عربستان سعودی- بحرین – ترکیه و چین به استان سفرکرده‌اند.
وی با اشاره به بازدید۸۷ هزارو۷۶۴ گردشگر داخلی از آثار تاریخی در این مدت، افزود: این آمار نیز، در مقایسه با مدت مشابه پارسال ۴ درصد افزایش نشان می‌دهد.
 
به شرایط موجود، توجه کنیم
سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، بناهای چهل ستون، باغ فین کاشان، میدان امام و منارجنبان را پر رفت و آمد‌ترین آثار تاریخی اصفهان دانست و یاد آور شد: نزدیک به ۲۰ هزارو ۲۰۰ بنا واثر تاریخی در استان شناسایی شده که هزارو ۵۸۰ اثر آن در فهرست آثار ملی ومیدان امام اصفهان درفهرست جهانی به ثبت رسیده است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا رشد ۸ درصدی حضور گردشگران خارجی، نشان دهنده بازگشت رونق به این بخش فراموش شده اقتصاد اصفهان است، گفت: با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی و بین المللی موجود در کشور، همین رشد هم جای سئوال دارد.
مصلحی جهش چشمگیر قیمت دلار را موجب لغو بسیاری از تورهای خارجی عنوان کرد و افزود: البته کسانی که معتقدند اصفهان ظرفیت جذب گردشگران بیشتری را دارد باید به این نکته هم توجه کنند که دو سه برابر شدن قیمت دلار و مشکلات دیگر، به نوعی عامل بازدارنده در تحقق سیاست‌های جذب گردشگر به شمار می‌آید.
 
سرمایه گذاری ۱۵۰ میلیاردی بخش خصوصی  
وی درباره اقدامات انجام شده در بخش گردشگری گفت: ۸۴ موافقت اصولی برای صدور مجوز گردشگری در سال ۹۰ و شش ماهه سال ۹۱ صادر شده که از این تعداد ۲۰ مورد موفق به کسب مجوز احداث شدند و فعالیت خود را در کاشان، چرمهین (لنجان)، اصفهان، ورزنه و متین آباد نطنز آغاز کرده‌اند.
سرپرست میراث فرهنگی اصفهان میزان سرمایه گذاری در سال ۹۰ وشش ماهه ۱۳۹۱ بخش خصوصی در دوبخش ثابت را ۱۵۰میلیارد تومان و سرمایه گذاری در گردش را ۸/۱میلیارد تومان اعلام کرد و ادامه داد: پیشنهاد تسهیلات بانکی در طول برنامه پنجم توسعه از سال ۱۳۹۰تا ۱۳۹۴ برای اداره کل میراث فرهنگی نیز، 672 میلیارد تومان بوده است.
http://rahedaneshjou.ir/fa/news/112/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86
تاریخ ورود:9/9/91

معماری و شهرسازی
پایگاه مجلات تخصصی نور
دو نهاد دینی: یک زبان،دو بیان‌ مقایسهء معماری شهری مسجد و کلیسا در مکتب شهرسازی اصفهان، زهرا اهری
 شاه عباس اول پس از کوچاندن ارمنیان به اصفهان دستور داد برای آنان‌ کلیساهایی بسازند تا به زندگی شهری در اصفهان پای‌بند شوند.این‌ کلیساها،که در ابتدا با کمک معماران ایرانی شکل گرفت،رنگ و بویی‌ ایرانی داشت و حاوی برخی از مؤلفه‌های زبان طراحی مسجد بود.
 بیشتر محققانی که دربارهء کلیساهای جلفای نو اصفهان نوشته‌اند بر این‌ لحن ایرانی در معماری کلیساهای اصفهان تکیه کرده‌اند.در این مقاله، با استناد به تحقیقات میدانی که به روش تحلیل ساختاری و با شیوه‌ای‌ یکسان بر روی زبان طراحی شهری مساجد و کلیساهای اصفهان انجام‌ شده است،کوشیده‌ایم نشان دهیم که کلیسا و مسجد به منزلهء دو واژگان‌ سازنده زبان طراحی شهری،در عین شباتهایی در لحن و شکل،از نظر مفهوم فضایی و بیان،بر حسب ویژگیهای مرتبط با نقششان،تفاوتهای‌ بنیادی دارند.
 شاه عباس اول وقتی که در سال 6001 ق اصفهان را به‌ پایتختی برگزید ارامنهء را از جلفا به آنجا کوچاند و در محلهء جدیدی اسکان داد که با الهام از وطن اصلی ارمنیان‌ «جلفای نو»خوانده شد.از این کوچ اجباری دو هدف‌ دنبال می‌شد:یکی تخلیهء سرزمین حایل بین قلمرو ایران‌ و عثمانی که محل سکونت ارامنه بود؛دیگری استفاده از مهارتهای ارمنیان در تجارت(زیرا موطن اصلی‌شان از دیرباز بر جادهء ابریشم قرار داشت)و در صنعت‌2  این راهبرد به زودی نتایج خود را آشکار ساخت و با شکوفایی و رونق اقتصاد ارامنه و پا گرفتن کارگاههای‌ صنعتی آنان،مثل طلاسازی،رفاه و تمول را به جلفا آورد.3 رونق زندگی شهری ارامنه در جلفا بدون ایجاد نهادهای‌ این زندگی ممکن نبود؛به ویژه نهاد دینی که پایه و رکن‌ زندگی ارامنه را تشکیل می‌داد.شاه عباس در تلاش برای‌ ایجاد علاقهء بیشتر در ارمنیان برای سکونت در جلفا،اجازهء ساخت کلیساها را صادر کرد و حتی دستور داد عناصری‌ از کلیسای اچمیادزین را از موطن اصلی ارامنه به جلفا آورند.با سابقه‌ای که ارمنیان از کلیساهای سنگی در جلفای کهنه داشتند،ساختن کلیسا از خشت امری تازه‌ و غریب بود.می‌گویند از همین رو شاه عباس در ابتدای‌ کار معماران ایرانی را به یاری آنان گمارد.4بدین ترتیب، ساختن کلیساها در جلفا آغاز شد و علاوه بر ارمنیان، دیگر اقوام مسیحی و پیروان سایر مذاهب مسیحی نیز کلیساهای مربوط به خود را در جلفا ساختند.


معماری موطن اصلی ارامنه و معماری جلفای نو
 معماری کلیساهای ارامنه در ارمنستان از معماری رومی‌ و بیزانسی و یونانی اثر پذیرفته؛ولی سبکی مخصوص به‌ خود دارد.5گرچه در آذربایجان،نیاز به زندگی هماهنگ‌ با مردمانی با ادیان دیگر سبب شد که مکانهای عبادت‌ مسیحی تا حدی دگرگون شود،6برخی مشخصه‌های کلی‌ حفظ شد؛مانند استفاده از گنبد هرمی و پلانی که غالبا شکل صلیب یونانی داشت و از قرن هفتم میلادی رواج‌ یافته بود و نمونهء شاخص آن کلیسای اچمیادزین بود.7
 وقتی ارمنیان در جلفای نو،در جنوب زاینده‌رود، اسکان یافتند،معماری بافت جلفا به شیوهء معماری صفوی‌ رواج یافت.8به اعتقاد آلپاگو1،عامل این تأثیر معماران‌ ایرانی بوده‌اند؛9هر چند که به نظر می‌رسد مطابقت معماری‌ جلفا با شیوهء معماری صفوی،علاوه بر این تأثیرپذیری، از ضرورت هماهنگی با معماری اصفهان نیز بر می‌خاسته‌ است.10
 «در خانه‌ها،کاملا از نقشهء خانه‌های ایرانی پیروی‌ می‌کردند؛خواه خانه در باغی با دیوارهای مرتفع واقع‌ بود،خواه حول حیاطی داخلی.»11در کلیساها،که‌ مهم‌ترین عناصر شهری و کانون هم‌بستگی و اتحاد مذهبی‌ ارمنیان به شمار می‌رفت.وضع فرق می‌کرد.«کلیساها از بیرون به ندرت تزیین دارد و تأثیرشان تنها ناشی از فرمشان است.»12البته صورت کلی بیرونی تفاوت بارزی‌ با صورت بیرونی مساجد آن سوی رودخانه ندارد.جز اینکه گنبدهای بزرگ شلجمی کلیساها،برخلاف مساجد، ساده و عاری از کاشی‌کاری است.در اینجا،از کلیسا با گنبد رک و پلان صلیب یونانی که در محیط شهری خود را عرضه کند و خط آسمان شهر را زیر سلطهء خود بگیرد اثر نیست.گنبد رک فقط در مقیاسی کوچک،و بدون‌ اوج گرفتن بارز از خط اسمان شهر،در قالب برج ناقوس‌ کلیسا خود می‌نماید.به عبارتی،محیط معماری مسیحی در میان ارامنه دچار تحول شد.13علاوه بر آن،معماری ایرانی‌ تغییراتی را در حیاط کلیسا سبب شد و آن را به صورت‌ حیاط چهار گوش در آورد.14در نتیجه،معماری برون‌گرای‌ کلیسای ارمنی در درون محوطهء بستهء حیاط با دیوارهای‌ بلند محصور شد.
 تأثیر معماری مکتب اصفهان بر طرح کلیسا بیش از این بود.مثلا ابداعات تزیینی صفوی در کلیساها وارد شد و معرق‌کاری و نقاشی و آجرکاری با تزیینات معقلی رواج‌ یافت.طاق و گنبد هم بر گرفته از معماری صفوی بود.15  البته کاربرد این تزیینات در درون کلیسیا،که در مقابله با سادگی بیرون کلیسا سبب تحیر می‌شود،16با شیوهء کاربرد تزیینات در مسجد و مفهوم آن تفاوتهای بنیانی دارد.

 طرح بنای کلیسا نیز با طرح بنای مسجد تفاوتهای‌ اساسی دارد،که باید در فرصتی دیگر بدان پرداخت. آنچه در اینجا بدان می‌پردازیم مقایسه‌ای است بین‌ معماری شهری کلیسا،به منزلهء نهاد دینی مسیحی،و معماری شهری مسجد،به منزلهء نهاد دینی اسلامی،که‌ در دورهء مورد بررسی،یعنی دورهء صفویان،اصلی‌ترین‌ عناصر زندگی شهری را در فرهنگ مسیحیان و مسلمانان‌ اصفهان می‌ساخته‌اند.در این مقایسه،تلاش شده است‌ چگونگی بیان دو واژهء زبان طراحی شهری که به دو نهاد دینی دلالت می‌کنند،بر حسب معانی و مفاهیم مستتر در آنها تحلیل و نقاط اشتراک و افتراق آنها از نظر مفهومی و شکلی نشان داده شود.هدف نشان دادن این نکته است‌ که علی‌رغم اینکه در صورت ظاهری معماری کلیساها از عناصر مساجد اصفهان استفاده شده است،تفاوتهای‌ بنیادین مفهومی سبب می‌شود که واژگان با اجزای سازندهء همشکل معانی متفاوتی بیان کنند.بدین منظور،خصوصیات‌ معماری شهری دو نوع بنا به شیوهء تحلیل ساختاری مقایسه‌ می‌شود.17


شکل هندسی کلی بنا
 هر دو نوع بنا شکلهای هندسی مرکبی دارند که از ترکیب‌ اشکال سادهء هندسی به وجود آمده است:اشکالی که مطابق‌ اصل مجاورت در کنار هم قرار گرفته‌اند.در هر دو نوع بنا، شکلهای سادهء کامل در کلیت خود نادر است؛هر چند کلیساها چون در بافت شطرنجی جلفا قرار گرفته‌اند،در بیشتر موارد راست گوشه‌ترند و اشکال مرکب آنها ترکیب‌ ساده‌تری دارد.ضمنا چون در کلیسا چرخش به سمت‌ قبله لازم نبوده است و هماهنگ با جهت‌گیری کلی بافت‌ (شمالی-جنوبی)ساخته شده‌اند،در آنها شکلهای زاویه‌دار تقریبا دیده نمی‌شود.18در حالی که در مساجد،قرارگیری در بافت ارگانیک،نیاز به هماهنگی با چم و خم معبر و همراه‌ با آن لزوم چرخش به سمت قلبه،شکل کلی بنا را منطبق با انحنای معابر و بافت کرده و اشکال زاویه‌دار و پیچیده‌تری‌ به وجود آمده است.در برخی مساجد موجود در بافت‌ هندسی پیرامون میدان نقش جهان(مثل مسجد شیشه، مسجد شیخ لطف اللّه،مسجد خیاطها)،شکلها ساده‌تر و شکستگیها کمتر است.

ترکیب شکلی کلی بنا
 هر دو نوع بنا از ترکیب شکلهای هندسی ساده،که مطابق‌ اصل مجاورت در کنار هم چیده شده،به وجود آمده است. فضاهای اصلی مساجد و کلیساها شکلهای مشخص هندسی‌ (مربع و مربع مستطیل)دارد.در مساجد،فضاهای فرعی‌تر که غالبا نقش واسطه و خدماتی دارد،به واسطهء ضرورت‌ اتصال به بدنه‌های مجاور یا انطباق با خط معبر،شکلهای‌ غیرهندسی و نامنظم یافته است.در کلیساها،قرارگیری در بافت منظم سبب شده است که چنین فضاهایی پدید نیاید.در مساجد،این شیوهء ترکیب همواره غلبه داشته است؛اما ترکیب‌ شکلی فضای اصلی در کلیساهای ارامنه،همان گونه که قبلا ذکر شد،در موطن اصلی‌شان اغلب به صورت صلیب یونانی‌ بوده،که در اینجا به اشکال ساده‌ای منطبق با زبان معماری‌ اصفهان تبدیل شده است.

شکل هندسی فضای درونی،ترکیب شکلی بدنهء پیرامون آن و ارتباط فضای درونی و بیرونی
 مسجد،بنا به منطق زبانی حاکم بر شکل‌گیری آن،از درون دیده می‌شود.بنا بر این،فضای درونی در ترکیب‌ هندسی بنا نقشی اساسی دارد.فضای باز درونی عامل‌ شناسنده و مشخصهء هر مسجد است.در این فضای درونی‌ است که ترکیب نماها،طرز ورود به فضای درونی،ابعاد فضا،عناصر و مصالح نما هویت خاص مسجد را شکل‌ می‌دهد و مسجد را از بناهای مشابه متمایز می‌سازد.بنا بر این،فضای درونی شکلی خالص و ساده و کامل(اکثرا مربع یا مربع مستطیل)می‌یابد.در اکثر مساجد،فضای باز درونی منفرد و یکتاست و این نقش کلیدی را به صورتی‌ روشن ایفا می‌کند.حتی وقتی که فضاهای باز دیگری هم‌ علاوه بر فضای باز اصلی وجود دارد،این فضاها(که یا به مرور در توسعهء مسجد اضافه شده است،یا فضاهایی‌ با عملکرد مجزاست،مثل حیاط مدرسه،در مسجد امام)به‌ واسطهء ابعاد،ترکیب نماها،محل قرارگیری در مسجد و... قابل تمیز و تشخیص است.
 در واقع،حیاط مسجد بخشی جدایی‌ناپذیر از فضای‌ مسجد است.به سبب ویژگی مناسک دینی مسلمانان،که‌ نماز را در هر جا می‌توان بر پا داشت،حیاط مدرسه محل‌ گزاردن نماز هم هست.در حیاط وضو هم می‌گرفتند؛ به ویژه وقتی که مسجد وضوخانهء مستقل نداشت.علاوه‌ بر آن،حیاط کارکردهای دیگری نیز،به ویژه در مساجد بزرگ،داشته است؛مثل محل اعلان فرمانهای عمومی.بنا بر این،حیاط مسجد از مجموعه فضاهای آن قابل انفکاک‌ نیست و فضاهای داخلی خود کلیت مجزایی نمی‌ساند؛ بلکه در ترکیب با حیاط است که کلیت هم بستهء مسجد شکل می‌گیرد.
 (به تصویر صفحه مراجعه شود) ت 1.کلیسای بیت لحم، جلفای نو،اصفهان،پلان‌ طرز انتظام فضاهای‌ بسته و باز،نما.

 برخلاف آن،معماری کلیسا همواره برون‌گرا بوده‌ است.بنا بر این،فضای باز درونی نقشی را که در معماری‌ مسجد داشته در ترکیب فضایی کلیسا نداشته است.در کلیساها،فضای باز درونی اغلب فضای متعلق به بناهای‌ هم جوار کلیسا،مثل دیر،بوده است.اما در اصفهان، مجموعهء ترکیب کالبدی کلیسا با شیوهء خاص شکل‌گیری‌ خود واجد حیاطی محصور می‌شود.هر چند در اینجا نیز فضا نسبت به بدنهء اصلی کلیسا نقش صحن بیرونی را دارد، چون مابین بدنهء فضاهای بسته قرار می‌گیرد،نوعی فضای‌ باز درونی پدید می‌آورد.در واقع،در کلیسا حیاط عنصری‌ بیرونی نسبت به کارکردهای خود کلیساست.سازمان‌دهی‌ کارکردی کلیسا طوری است که مراسن دینی را باید در فضایی بسته و منتهی به محراب و با واسطهء کشیش یا پیشوای دینی برگزار کرد.از این رو،کلیت بسته‌ای می‌طلبد که در خود تمامی می‌شود و در مواجهه با بیرون،برون‌گراست.
 حیاط یا صحن جلو کلیسا با عملکردهای درونی آن رابطهء چندانی ندارد.این حیاط به سبب نوع خاص معماری مکتب‌ اصفهان،که درون‌گرایی را بر عناصر سازنده‌اش تحمیل‌ می‌کند،پدیدار شده و در کنار خود مجموعهء عناصری مثل‌ محل سکونت راهبان را جای داده است که کارکردهایی‌ مکمل کلیسا،اما قابل انفکاک از آن دارد.از این رو، مجموعه عناصر مشرف به حیاط کلیتی هم بسته تشکیل‌ نمی‌دهند.بدیهی است چنین فضایی که نقش حیاط مسجد را ندارد از ویژگیهای شکلی حیاط مسجد نیز برخوردار نیست.شکل این فضاها شکل کامل هندسی(مربع یا مربع‌ مستطیل)نیست و ترکیبی از شکلهای ساده است.به ویژه‌ وقتی که بنای اصلی کلیسا در میانهء حیاط قرار می‌گیرد،با ترکیبی از فضاهای باز خرد مواجهیم.این تفاوت در ویژگی‌ مفهومی در طرز سازمان‌دهی شکلی بدنهء دور حیاط و شیوهء ارتباط فضاهای درونی و بیرونی نیز خود می‌نماید.
 همان گونه که ذکر شد،فضای حیاط مسجد شکل‌ کامل و قابل تمیز دارد که با بدنهء محصورکننده‌اش خود می‌نماید؛در حالی که در حیاط کلیسا با اشکال راست گوشه‌ ولی مرکب مواجهیم:عناصری پیش آمده پس رفته که‌ کلیت واحد و مشخصی ندارند.حتی در مواردی،بدنهء اصلی کلیسا با پیش‌آمدگی و سلطه بر حیاط،خصوصیت‌ برون‌گرای خود را بر فضای پیرامون چیره می‌کند(مثل‌ کلیسای مریم و کلیسای کاتارینه).
 بناهای دور حیاط مسجد چون باید کلیت هم بسته‌ای‌ بسازند،در نمای هر جبهه یا در دونمای روبرو تقارن و در مجموعه بدنهء محاط کنندهء تعادل دارند و از طریق کیفیاتی‌ مثل ضرباهنگ،هماهنگی ارتفاع بدنه‌ها،ترکیب شکلی، مصالح،عناصر سازندهء نما،خصوصیات هم بستگی و ارتباط خود را عیان می‌سازند؛در حالی که در حیاط کلیسا گاه‌ حتی تقارن در یک بدنه هم دیده نمی‌شود.طبعا به علت‌ نامتجانس بودن فضاهای پیرامون حیاط،هم بستگی در ارتفاع و شکل و حتی گاه مصالح نیز برقرار نیست.
علاوه بر آن،در مسجد ورود به فضاهای پیرامون‌ حیاط از تمامی وجوه میسر است و در میان‌ بدنه‌های بستهء پیرامونی و حیاط فضاهای نیمه باز(ایوان) قرار می‌گیرد.این ترکیب سبب گذار تدریجی از فضاهای‌ باز به بسته،و هم زمان،اتصال آنها می‌شود.این فضاهای‌ نیمه باز،یا ایوانها،نقش کارکردی مهمی نیز ایفا می‌کنند81 و هم بستگی حیاط و فضاهای درونی را قوت می‌بخشند.
 در کلیساها،گذار از فضای باز به بدنهء بستهء فضای اصلی‌ صریح و یکباره است(منطبق با برون‌گرایی معماری کلیسا) و در حالتی هم که ایوان جلو ورودی قرار می‌گیرد،نقش‌ پیش ورودی را دارد و،با توجه به نوع عملکرد کلیسا،در کارکردهای درونی آن سهیم نمی‌شود.بقیهء بناهای پیرامون‌ حیاط گاه ایوان دارد،که با توجه به عملکردهای آنها (مثل محل سکونت راهبان)با عملکرد اصلی کلیسا در ارتباط قرار نمی‌گیرد و عناصر شکلی تشکیل‌دهندهء آنها در بدنه‌های دیگر تکرار نمی‌شود.
 ورود از بیرون به درون محوطهء کلیسا اغلب از یک‌ و گاه دو ورودی است،که با گذر از آستانه‌ای،ابتدا به‌ حیاط کلیسا و سپس به درون خود بنای کلیسا صورت‌ می‌گیرد.در مساجد نیز ورود از بیرون به داخل حیاط مسجد انجام می‌شود.در مساجد بزرگ،تعدد ورودیها به‌ حیاط مسجد کارکرد حیاط شهری نیز می‌دهد-امری‌ که در کلیساها به سبب محصوریت آنها اتفاق نمی‌افتد.91البته‌ در مساجد کوچک فاقد حیاط،ورودی اغلب تک است و مستقیما به محوطهء بستهء درون مسجد گشوده می‌شود.

ابعاد و مقیاس
 نقش کلیدی فضای باز درونی در ترکیب کالبدی مسجد سبب می‌شود که این فضا،که عرصهء نمود معماری مسجد است،شکل و ابعاد مشخصس داشته باشد.در بسیاری از موارد،نسبت طول و عرض حیاط نزدیک به یک است‌ و قاعدهء آن مربع کامل احساس می‌شود؛در حالی که در کلیسا،فضای حیاط،به عللی که گفته شد،شکل یکپارچه‌ ندارد و اغلب ترکیبی از چند شکل است.بنا بر این،بررسی‌ ابعاد و مقیاس در آن مفهوم خاصی ندارد.

درجهء تلفیق
 میزان تعیّن کالبدی بنای مسجد و جدایی آن از بافت‌ پیرامون بستگی به جایگاه مسجد در شهر دارد.بیشتر مساجد درون محله‌ای در اکثر وجوهشان با بافت مسکونی‌ پیرامونی تلفیق شده‌اند و تنها یک ورودی در معبر مجاور دارند؛اما در مساجد محله‌ای یا شهری،دو یا چند بدنه‌ مجاور معبر قرار می‌گیرد و،هر چند با نمایی خشتی یا آجری و اغلب یکپارچه و فاقد روزن،حضور خود را در بافت اعلام می‌کنند.در مساجد شهری اصفهان،مثل‌ مسجد جامع و مسجد امام،جدایی در بیشتر قسمتهای بدنه‌ روی داده و ورودیای مسجد،به ویژه سر در با منازه‌هایش، جایگاه ویژهء بنا را در سطح شهر اعلام می‌کنند.در واقع، خط آسمان شهر با گنبد و مناره‌های مساجد بزرگ تعریف‌ می‌شود؛چندان که از مسافت دور نیز به چشم می‌آید و در توصیفهای و تصویرهای جهانگردانی مثل شاردن و سانسون‌ به آن اشاره شده است.
 بیشتر کلیساها با بافت مسکونی مجاور تلفیق شده‌اند و غالبا یک ورودی بیشتر ندارند.در نتیجه،کلیسا نمود بارزی در محیط پیرامون ندارد و تنها به واسطهء برخی از نشانه‌هایش،مانند برج ناقوس و گنبد(که در شکل آن نیز با مسجد مشترک است)،از بناهای پیرامون متمایز می‌شود.
 در عین حال،ارتفاع برج ناقوس و گنبد کلیسا جندان‌ نیست که بر نمای شهر تسلط یابد و نشانهء آن شود.

عناصر اتصال
در کلیساها عنصر اتصال با بدنهء مجاور در قالب یک یا دو ورودی است که به معبری درجهء دو و گاه کوچه‌ای‌ بن‌بست گشود می‌شود؛اما هیچ گاه به معبر اصلی رخ‌ نمی‌نماید.عناصر اتصال نیز خود را از عناصر دیگر چندان‌ متمایز نمی‌سازند.در حالی که در مسجد،برحسب موقعیت و عملکرد آن،عنصر اتصال تفاوت می‌کند.مساجد کوچک که‌ عملکردشان فراهم آوردن مکانی برای نمازگرادن ساکنان‌ بناهای پیرامون بلاواسطه‌شان است(خواه در راسته بازار و یا کوچه)،با یک ورودی از معبر(اغلب اصلی و گاه درجهء دو)به فضای شهری متصل می‌شوند.مساجد محله‌ای و فرامحله‌ای عملکردهای دیگری جز نماز نیز دارند و حیاط مسجد به منزلهء یک فضای شهری عمل می‌کند.هر قدر این‌ جنبه از کارکرد مسجد اهمیت بیشتری داشته باشد،تعدد ورودیهای آن افزون‌تر می‌شود و ورودی اصلی و گاه‌ برخی ورودیهای فرعی با عناصر بیانی متمایزتری آراسته‌ می‌شود که ورود به فضایی شاخص را اعلام می‌کند و به‌ موقعیت مسجد در شهر تعیّن می‌بخشد.در هر دو نوع بنا، عناصر اتصال مجموعه‌ای از فضاهای باز و نیمه باز و بسته‌ است که منطبق با قواعد دستوری زبان مکتب اصفهان و شیوهء خاص معماری آن تعریف شده است.


کیفیت جای‌گیری در شهر
 از نظر موقعیت قرارگیری،بین کلیساها و مساجد اصفهان‌ تفاوتهای بارزی دیده می‌شود.مساجد،به ویژه مساجد اصلی و مساجد محله‌ای،در قالب ساختار اصلی شهر قرار گرفته‌اند و از مهم‌ترین اجزای سازندهء این ساختارند؛اما کلیساها تنها در محدودهء جلفا واقع شده‌اند که در دورهء صفویه خارج از باروی شهر بود.در درون محلهء جلفا نیز، کلیساها در ناحیهء مشخصی در مرکز آن متمرکز شده‌اند.
 تعداد زیادی از کلیساها در جوارهم قرار گرفته‌اند و فاصلهء آنها کوتاه است.هیچ کلیسایی در کنار معبر درجهء یک قرار ندارد و،بنا بر این،با ساختار اصلی شهر و محور اصلی‌ آن-چهار باغ-رابطهء مستقیمی نمی‌یابد.حتی کلیساهایی‌ که در کنار معبر درجه دو قرار گرفته‌اند،مستقیما به آن‌ باز نمی‌شوند.در حالتی هم که کلیسا کنار میدان جلفاست‌ (کلیساهای بیت لحم و مریم)کلیسا مستقیما به میدان‌ گشوده نمی‌شود.کلیساها چون با ساختار اصلی شهر رابطه‌ای ندارند،با مجموعهء کاروان‌سرا و بازارچه نیز کلیت‌ یکپارچه‌ای نمی‌سازند؛به عبارتی،با عناصر عمومی شهری‌ پیرامون خود ادغام نمی‌شوند،اما در مساجد،برحسب‌ موقعیت و نقش آنها در شهر،خصوصیات متفاوتی دیده‌ می‌شود:مساجد اصلی و در مقیاس شهری و فراشهری، که در ساختار اصلی،به ویژه در مرکز ثقل شهر،قرار (به تصویر صفحه مراجعه شود) ت 2.مسجد جامع عتیق، اصفهان،پلان طرز انتظام‌ فضاهای بسته و باز و شیوهء ارتباط با پیرامون  گرفته‌اند و عملکرد محله‌ای دارند و یا در بدنهء بازار و در ربط با راسته‌های پیرامون خود کار می‌کنند؛مساجدی‌ که در مرکز محلات و در کنار ساختار اصلی شهر،که‌ از دروازه‌ها تا مرکز شهر امتداد یافته،قرار گرفته‌اند و بخشی از بازارچه‌های محلی را می‌سازند(این بازارچه‌ها، با حجره‌ها و حمام و کاروان‌سرای‌شان،غالبا وقف مسجد است و عواید آنها صرف امور مسجد می‌شود)؛و بالاخره‌ مساجد کوچکی که در درون محلات قرار می‌گیرند و محل‌ نماز گزاردن ساکنان یک کوچه و معبرند.
 ملاحظه می‌شود که در مساجد،خصلت اساسی‌ تلفیق مسجد با عناصر عمومی شهری پیرامون و ایجاد «عبارت»های شهری است.حتی مساجد مقیاس فراشهری‌ و شهری،مثل مسجد امام و مسجد جامع،نیز با عناصر شهری پیرامون خود به طرزی استادانه تلفیق شده و عبارتی شهری ساخته‌اند.اما کلیساها تک‌واژه مانده‌اند و با هیچ عنصر عمومی شهری ترکیب نشده‌اند.

ارتباط با نظم مقدس
 مساجد را رو به قبله می‌سازند؛بنا بر این،در بافت نوساز اصفهان صفوی که منطبق با«رون»اصفهان و در راستایی‌ منطبق با محورهای مختصات جغرافیایی شکل گرفته،جهت‌ مسجد همیشه جهت شالودهء موجود را می‌شکند و در این‌ شالوده‌شکنی ترکیبهای بدیعی می‌سازد که اوج آن در میدان نقش جهان،در دو مسجد شیخ لطف اللّه و امام،دیده‌ می‌شود.
 در کلیساها،محور کلیسا منطبق با جهت شرقی-غربی‌ (جهت مقدس مسیحی)تنظیم می‌شود که از انتهای غربی‌ به سمت محراب در منتهی الیه شرقی می‌رود.چون کلیساها در بافت نوساز جلفا شکل گرفته‌اند که خود منطبق بر محورهای مختصات است،بدون نیاز به چرخش،در بافت‌ نشسته‌اند.
ارتباط با نظم هوا
 مساجد چون رو به قبله دارند،بدنه‌شان در جهت غرب، که باد مزاحم از آن جهت می‌وزد،بسته است.اما کلیساها که جهتی شرقی-غربی دارند و به ویژه ورودی‌شان از غرب است،فضای اصلی در معرض باد غرب قرار می‌گیرد.برای محافظت فضا از باد غرب،تمهیدات مختلفی‌ اندیشده‌اند:کاستن از عرض حیاط مجاور،تعبیهء راهرو سر پوشیده،قرار دادن ورودی اصلی در جنوب.

ارتباط با نظم آب و نظم گیاه
 در هر دو بنای کلیسا و مسجد،حوض از عناصر فضای‌ حیاط است؛اما مفهوم حوض در آن دو تفاوتهای عمده‌ای‌ دارد.در کلیسا،حیاط نقش حیاط مسجد را ندارد و،با توجه به مجموعهء عناصر سازندهء حیاط کلیساها در اصفهان، بیشتر نقش فضای زیستی دارد02و حوض همراه با گیاه‌ از عناصر سازندهء این فضای زیستی است.اما در مسجد، از گیاه اثر نیست و حوض نیز محل وضوست و،در مساجدی که حیاط عملکرد فضای شهری دارد،در زمرهء اثاث و عناصر محوطهء شهری است.به عبارتی،دو مفهوم‌ و کارکرد متفاوت در فضای باز درونی،دو نقش متفاوت‌ برای آنها ایجاد کرده است و عناصر درون این دو نوع‌ حیاط نیز از آنها پیروی می‌کنند.
نتیجه
 وقتی واژه‌ای از زبانی به زبان دیگر وارد می‌شود،با تغییر در طرز تلفظ و صوت،رنگ و بوی آن زبان را می‌یابد.21
کلیسای ارمنی نیز وقتی وارد زبان شهرسازی مکتب‌ اصفهان شد،رنگ و بوی«ایرانی»گرفت.22اما تغییر در لحن و تلفظ واژه به مفهوم تغییر در معنای آن نیست؛گاه‌ واژه معنای خود را حفظ و تا حد امکان آشکار می‌کند. کلیسای ارمنی،بنا به خصلت خود،تک‌واژه‌ای مجزا از محیط خود است که در ایجاد جملات شهری مشارکت‌ نمی‌کند.هر چند که نمی تواند این خصوصیت منفرد خود را به صورت سلطه بر محیط پیرامون بارز سازد(چنان که‌ در کلیساهای رومی و بیزانسی و یونانی،که سر چشمهء کلیساهای ارمن است،و نیز در کلیساهای موطن اصلی‌ ارامنهء اصفهان دیده می‌شود)؛بنا به همین خصوصیت،با بدنهء مجاور خود تلفیق نمی‌شود و،بر خلاف مسجد،عبارتی‌ را در متن پیرامون خود نمی‌سازد.
 بنا بر این،گرچه کلیساها ظاهرا ایرانی شده‌اند، باطن خود را حفظ کرده‌اند.به عبارتی،دو نهاد دینی در زمینه‌ای یکسان،گرچه با زبانی واحد،به دو بیان متفاوت‌ سخن می‌گویند.زبان مکتب اصفهان گرچه لحن و آواز یکسانی می‌سازد،مفاهیم متفاوت را از بین نمی‌برد.
 اگر آنچه را از این مقایسه می‌توان آموخت در بررسی طرح مساجد امروزی به کار بندیم،نکته‌های‌ آموزندهء دیگری به دست می‌آید.مساجد امروزی،بنا به تفکر غالب در آموزش معماری،به شیوه‌ای برون‌گرا طراحی می‌شوند و،بنا بر این،حتی اگر حیاط هم داشته‌ باشند،فضاهای بسته با حیاط کلیت هم بسته‌ای نمی‌سازند.
 علاوه بر آن،خصوصیات شهرسازی معاصر نیز امکان‌ ایجاد عبارات شهری را از بنای مساجد گرفته و آنها را به واژه‌هایی منفرد تبدیل کرده است.در این حالت است‌ که حتی اگر لحن معماری مساجد کهن تلفظ شود،مفهومی‌ بیگانه متبادر می‌کند.زبان شهری امروز زبانی بیگانه‌ است.*

کتاب‌نامه
 اهری،زهرا،مکتب اصفهان در شهرسازی:زبانشناسی عناصر و فضاهای‌ شهری،واژگان و قواعد دستوری،تهران،دانشگاه هنر،1380.
 حبیبی،سید محسن،و زهرا اهری.«معماری شهری مسجد در مکتب اصفهان: دستور زبان و واژگان»،در:صفه،ش 62(بهار و تابستان 1377).
 حبیبی،سید محسن.از شار تا شهر،تهران،دانشگاه تهران،1375.

 حسینی راویز،حمیرا،و منیژه رفیعی.کلیسای سهرقه.تهران،دانشگاه‌ شهید بهشتی.دانشکدهء معماری و شهرسازی،گزارش تحقیق درس مرمت، 1373،(منتشر نشده).
 ملکمیان،لینا کلیساهای ارامنهء ایران،تهران،دفتر پژوهشهای فرهنگی،1380.
 Alpago-Novello,Adriano.Armenian Architecuture Between East And West.,in.www.thais.it/architecture/Armena/ Introduzione.htm.
-.Doncuments of Armenian Architcure(1974-1998), Milan,1992. Carswell,John.New Julfa-The Armenian Churches and Other Buildings,Oxford,Clarendon Press,1968.
Castani,Gaiane.Armenian Medieval Architecture:Earthquakes and Restoration,Centto Studi e Documentazione Della Cultura Armena,in:http://www.Icomos.org/iiwc/seimic/casnati.pdf.
پی‌نوشتها
(1). zahraahari@gmail.com
استادیار دانشکدهء معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی.
(2). John Carsewell,New Jullfa.
(3). Alpago-Novello,Documents od Armenian Architecture,  نقل شده در حسینی راویز و رفیعی،کلیسای سهرقه.
 (4). Carsewell,op.cit.,p.11; ملکمیان،کلیساهای ارامنهء ایران.
 (5). Alpago-Novell,op.cit.
(6). ibid.
(7).ملمکیان،همان.
 (8). Alpago-Novello,op.cit., نقل شده در حسینی راویز،همان،ص 64.
 (9).همان جا.
 (10).ملکمیان،همان.

(11). Carsewell,op.cit.,p.11.
(12). ibid.
(13). Alpago-Novello,op.cit.,
نقل شده در حسینی راویز و رفیعی،همان،ص 74.
 (14).همان جا.
 (15).همان،ص 84
 (16). Carewell,op.cit.,p.11.
(17).اساس این مقایسه‌ها دو طرح پژوهشی دربارهء عناصر شهری اصفهان است‌ که نتایج مربوط به مساجد و کلیساهای آن در این دو منبع آمده است:
 حبیبی و اهری،«معماری شهری مسجد در مکتب اصفهان:دستور زبان و واژگان»؛اهری،مکتب اصفهان در شهرسازی؛زبانشناسی عناصر و فضاهای‌ شهری،واژگان و قواعد دستوری.
 (18).تنها کلیسای وانک شکل مرکبی دارد که با خطوط کنارهء معبر منطبق است.
 (19).ایوان محل نماز خواندن،درس و بحث،استراحت و بسیاری کارکردهای‌ دیگر مسجد بوده است.البته مساجدی که فاقد فضای باز درونی‌اند،مثل‌ مساجد درون بازار،ایوان ندارند.ضمنا در مساجد کوچک درون محله‌ای که‌ فضای مجاور حیاط عملکردهای خصوصی دارد،ایوان وجود ندارد و فضاهای بسته در پیرامون حیاط قرار می‌گیرد.در ترکیب مسجد و مدرسه نیز حیاطهای عقب نشسته در ارتفاع،کالبد بخشی مربوط به مدرسه را می‌سازد.
 (20).حبیبی،از شار تا شهر.
(21).چنان که گفتیم،در بسیاری از کلیساها راهبان و خادم کلیسا در آنجا سکونت دارند.
(22).چنین خصلتی را می‌توان در بسیاری از واژگان روسی که وارد زبان ترکی‌ آذری شده است دید.
Apago-Novello,op.cit., نقل شده در حسینی راویز و رفعی،همان.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/361151?sta=%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c%20%d9%88%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 8/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
سید محسن حبیبی،1رعنا سادات حبیبی
صور خیال‌ مکتب شهرسازی‌ اصفهان در نگاره‌ها
 صور خیال،که در متن زندگی مردم روزگاران پیشین وجود داشت، امروزه تنها در خیال اندکی از مردمان مانده است.این صور در هرهنر طوری دیگر بود؛اما همهء صورتهای خیال در هنرهای گوناگون باهم‌ نسبت و قرابت داشتند؛زیرا از فرهنگی واحد برمی‌خاستند.صوری که‌ روزگاری قالب تحقق هنر و معماری و شهرسازی این سرزمین بود،در هیاهوی کمیت‌گرایی دوران مدرن جایی برای تحقق نمی‌یابد.از همین‌ روست که معماری و شهر و به تبع آن زندگی شهری دچار تشویش‌ و بی‌نظمی شده است.مکتب اصفهان،چه در شهرسازی و معماری و چه در نگارگری،از غنی‌ترین مکاتب هنری ایران از نظر صور خیال‌ است.با بررسی اصول صور خیال در دو حوزهء شهرسازی و معماری‌ و نگارگری مکتب اصفهان،می‌توان از اعتبار این اصول اطمینان یافت‌ و به پیوندهای واقعی هنرهای گوناگون زادهء فرهنگی واحد پی‌برد. در این مقاله،ضمن مرور اصول بیان خیال در مکتب شهرسازی و معماری اصفهان،صورتهای خیال مرتبط با شهر و بنا در دو نگاره- نگارهء خسرو بر در کاخ شیرین و هفت‌واد و کرم-بررسی و تحلیل‌ شده است.
 در این مقاله برآنیم که برخی از صور خیال دورهء صفویه‌ را که هم در معماری و شهرسازی مکتب اصفهان جلوه‌ کرده است و هم در نگارگری آن بیابیم.این‌گونه کاوشها شاید به یافتن الفبا و دستور زبانی بینجامد که بتوان از آن‌ در سخن امروزین هنر استفاده کرد.
 گرفتاری انسان امروز به کمیتها و چیزها به‌ کم‌رنگ شدن صور خیال او انجامیده است.انسان مدرن با وابستگی مطلق به چیزها و کثرت آنها و با از دست دادن‌ حس تعلق به مکان دیگر در پس آنها صور خیال خود را جستجو نمی‌کند.ازاین‌رو،با خود بیگانه شده است. او رفاه و سرزندگی خود را در امور کمّی می‌جوید و نمی‌گذارد که عالم خیال و محیط طبیعی اطرافش به زندگی‌ او نزدیک شوند.در چنین دنیایی،جایی برای حضور خیال‌ نیست؛و در نبود صور خیال،حس تعلقی پدید نمی‌آید و بی‌اعتنایی به محیط اطراف و زندگی رواج می‌یابد.انسان‌ در چنین وضعی بی‌عالم شده است؛یعنی از وجود خویشتن‌ غافل شده و هویت و ادراک اجتماعی و حس مشارکت‌ خود را از دست داده است.2با گرفتار شدن در چنبرهء دنیای مصنوع،طبیعت که روزگاری جزئی از زندگی و شکل‌دهندهء صور خیال انسان بود فراموش شده است.در نتیجه فضای خیال،و به تبع آن امور کیفی،شکل نمی‌گیرد و تنها کمیات و امور ظاهری اهمیت می‌یابد.اما میل فطری‌ انسان به طبیعت و خیال،به رغم وضع کنونی شهرهای‌ امروز،باقی است.این میل،که در محیط امروزی به نتیجه‌ نمی‌رسد،گاه به صورت فشار و خشونت ناشی از نومیدی‌ در شهرها سر بر می‌کند.3این نومیدی حاکی از رخت‌ بر بستن عالم خیال انسان و در نتیجه بیگانه شدن با محیط زیست خود است.هم از این‌روست که زیست‌بوم تاریخی‌ ما به سرعت در حال ویرانی است؛محیط طبیعی‌مان قربانی‌ آلودگی و بهره‌برداری بی‌رویه شده و با وجود انسانی‌مان‌ فقط چون«مادهء انسانی»رفتار شده است.انسان دیگر بخشی از تمامیتی معنادار نیست و با جهان و با خودش‌ غریبه است.4اما انسان دورانی هم داشت که در آن به‌ تعالی اجتماعی اعتقاد داشته و از نظر او،حتی عالم ماده‌ وجهی قدسی داشت.در آن دوران،افلاک با انسان سخن‌ می‌گفت.از آن دیدگاه،همهء پدیده‌های جهان معنا داشت‌ و هریک نمودی از مرتبه‌ای بالاتر از واقعیت بود که مرتبهء بالاتر را هم فرومی‌پوشید و هم آشکار می‌کرد.5
.مکتب اصفهان
 یکی از شاخص‌ترین دوره‌های هنری ایران،که در آن‌ عالم خیال در حد کمال در آثار هنری و معماری و شهرسازی ظهور یافت،قرون دهم و یازدهم هجری است. در آن دوره،عقاید و تفکرات هنرمندان و اندیشمندان‌ در مکتب الهی فلسفی اصفهان جمع‌بندی شد.اصطلاح‌ «مکتب اصفهان»را اولین بار آنری کربن‌1،اسلام‌شناس‌ فرانسوی،در مقاله‌ای با عنوان«مکتب الهی اصفهان، میرداماد معلم ثالث»،مجلهء مردم‌شناسی(آذر 1335)، دربارهء گروهی از متفکران و فیلسوفان دورهء صفویه به‌ کار برد.بعدا سید حسین نصر در تاریخ فلسفهء اسلامی‌ از این اصطلاح استفاده کرد.این دو در آثار دیگرشان‌ بنیاد آن را استوارتر کردند و آن را به صورت اصطلاحی‌ دالّ بر جریان فکری-فلسفی خاصی در حیات تفکر شیعهء ایرانی درآوردند.6برای روشن‌تر شدن نوع نگاه این‌ اندیشمندان و هنرمندان به توضیح مختصری در چگونگی‌ این مکتب می‌پردازیم.
 دولت صفوی به آرمانی واقعیت بخشید که ایران‌ دوران اسلامی از همان آغاز تسلیم شدن به اسلام در پی‌ دست یافتن بدان بود:هویت ملی در چارچوب عقیدتی‌ و مذهبی‌ای متفاوت با آنچه در امپراتوری اسلامی حاکم‌ بود.در مقابل دولت مقتدر عثمانی،در مقام میراث‌خوار دولت عباسی،دولت صفوی به منزلهء تشکیل‌دهندهء اولین‌ دولت ملی در ایران پس از اسلام پا به عرصهء وجود گذاشت.7این زمینهء مساعد سبب شد نوعی از حکمت‌ که از زمان خواجه نصیر الدین طوسی بر اثر کوششهای‌ سلسلهء حکما تداوم یافته بود پیشرفت کند و نه تنها در ایران،بلکه در عراق و شام و هندوستان،که پیوندهای‌ بسیار نزدیکی با ایران داشتند،رواج یابد.این نوع از حکمت را میرداماد پایه‌گذاری کرد و ملا صدرا آن را- در حکمت متعالیه-به اوج رسانید؛و بعدها«مکتب‌ اصفهان»نام گرفت.8
 از مشخصه‌های این دستگاه حکمی تبیین عالم مثال‌ یا عالم خیال،عالمی در میانه و برزخ دو عالم ناسوت و ملکوت اعلاست.هنر دورهء صفویه بیشتر از چنین عالم‌ حکایت می‌کند.
 ...جهانی که در آن حوادثی می‌دهد؛اما نه به نحو مادی.
 این جهانی است که حکمای اسلامی آن را عالم خیال‌ یا مثال یا عالم صور معلقه خوانده‌اند.حتی حیوانات و نباتات صحنه‌های مینیاتور صرفا تقلید از عالم طبیعت‌ نیست؛بلکه کوششی است در مجسم ساختن آن طبیعت‌ بهشتی و آن خلقت اولیه و فطرت؛همان فردوس برین و جهان ملکوتی که در این لحظه نیز در عالم خیال یا عالم‌ مثال فعلیت دارد.به همین ترتیب،رنگ هرکوه،ابر،یا آسمان یگانه است و با رنگهای طبیعی تفاوت دارد.این‌ یگانگی و بی‌همتایی به عالم ملکوت اشاره دارد.9
 نگارگران مکتب اصفهان هردو جهان را به‌هم‌ بازمی‌بندند و جواز جدیدی به حضور انسان در نگاره‌هایشان می‌دهند که متفاوت با روح و رفتارش‌ در مکتبهای نگارگری پیشین ایران است که البته این امر حاصل گسترش و چیرگی نگاهها و اندیشه‌های نو در اصفهان سدهء یازدهم هجری است.10

1-1.شهرسازی مکتب اصفهان
 همین جهان‌بینی متکی بر مفاهیم عرفانی که با تشکیل دولت‌ صفوی بستر مادی یافت بر آن شد تا در شهرسازی مکتب‌ اصفهان آرمان‌شهر خود را برپا کند.11شهر زمینی به مثالی‌ از عالم خیال بدل شد.مکتب اصفهان در شهرسازی در پی‌ تحقق بخشیدن به اصلی برآمد که جهان بر آن قرار دارد: تعاون و توازن کالبدی.همهء عناصر به منزلهء ترکیبی هنری‌ و کلامی برای بیان این اصل به کار گرفته شد.آهنگ، تکرار،انقطاع،تداوم،یکسانی،تباین،بازگشت به آهنگ‌ و بازآمدن به تباین و...،مقدمه،مؤخره،پیش‌درآمد،اوج، فرود،و...در ماهرانه‌ترین ترکیب فضایی و بیان کالبدی‌ چهره نمود.12

1-2.نگارگری مکتب اصفهان
 جهان‌بینی یاد شده در نگارگری دورهء صفویه نیز ظهور یافت و نگارگری مکتب اصفهان را پدید آورد.این‌ مکتب البته از هیچ پدید نیامد و بر توفیقهای درخشان‌ نگارگری دورهء تیموریان و مکتبهای پیش از خود- به‌ویژه مکتبهای هرات و تبریز-متکی بود.13
 نگارگری مکتب اصفهان شاخصه‌هایی دارد از قبیل: نزدیک شدن به عالم مثال(خیال)،به نحوی که تصاویر در عین آنکه صورت(شکل و رنگ)دارد،از جهان ملموس‌ مادی به‌دور است؛تشبه به نظام هستی در نشان دادن‌ وحدت در پس کثرت؛استفاده از رنگهای درخشان‌ و مکمل و متضاد در جهت ایجاد فضای فردوس‌گونه؛ (1) Henri Corbin (1978-1903) به تصویر صفحه مراجعه شود) تصویرهای ایهام‌دار و دوسویه و دوگانه(واقعی/خیالی، معلوم/نامعلوم،مذکر/مؤنث،مادی/روحانی،...).14

2.قرائت نگاره‌ها از منظر شهرسازی و معماری
 بنا بر آنچه ذکر شد،هم شهر و هم نگاره‌ها در مکتب‌ اصفهان بیان‌کننده و نمود جهانی دوسویه‌اند که هم در اینجا یافت می‌شود و هم نمی‌شود؛هم واقعی است و هم خیالی.در تلاش برای یافتن عوامل مؤثر در ایجاد چنین شهرها و نگاره‌هایی،دو نگاره را قرائت می‌کنیم: یکی نگارهء خسرو بر در کاخ شیرین،متعلق به اواخر دورهء تیموریان-ترکمانان؛دیگری نگارهء هفت‌واد و کرم، متعلق به دورهء صفویان.در این کار،چگونگی تطابق‌ این نگاره‌ها با دستور زبان شهرسازی و معماری مکتب‌ اصفهان بررسی می‌شود.15نگارهء اول،منسوب به دورهء ترکمانان و متعلق به اوایل قرن نهم هجری،به نسخه‌ای‌ از خمسهء نظامی تعلق دارد.در این نگاره،طبیعت و بنا، عالم ماده و عالم معنا به‌هم آمیخته است.نگارهء دوم، منسوب به دوست‌محمد،نقاش و خطاط اواسط قرن دهم‌ هجری،صفحه‌ای از شاهنامهء طهماسبی است.16در این‌ نگاره شهر واقعی و اسطوره‌ای توأما تصویر شده است؛ (به تصویر صفحه مراجعه شود) از طرفی کار و فعالیت روزانه است و از طرف دیگر بانگ‌ مؤذن و کوه اسطوره‌ای.نگاره داستان هفت‌واد و کرم را روایت می‌کند؛اما داستان در شهری مبتنی بر شهر واقعی‌ آن زمان روی می‌دهد،شهری که واقع و خیال را در خود داشته و نگارگر فقط آن را تصویر کرده است.

2-1.نگارهء خسرو بر در کاخ شیرین‌ کاوشی در معماری

 در این نگاره(ت 1)،عمارت شیرین تصویر شده است. در این تصویر،لایه‌های متفاوت مصنوع و طبیعت با نگاهی انتزاعی با یکدیگر ادغام شده‌اند و انسان عامل‌ پیوند این فضاها و مکانهاست.تصویر عالم خیال به خوبی‌ در نگاره احساس می‌شود.
 در این نگاره چند مکان و چند حادثهء متعلق به‌ زمانهای متفاوت در یک صحنه تصویر شده است.به‌ سخن دیگر،زمان حذف شده،یا تنها یک زمان هست‌ که همه‌چیز در آن در حال وقوع است.نگارگر عالمی‌ بی‌زمان و بی‌مکان را چنان تصویر کرده است که فقط بینندهء آگاه از حکایت می‌تواند به آنها تعریفی بدهد و آنها را مطابق حکایت در ذهن خود مرتب کند. به تصویر صفحه مراجعه شود) همه‌چیز از بالا دیده می‌شود.نگارگر در جایی‌ قرار دارد که عالم همه منظر اوست؛جایی که همه‌چیز در حضور است؛نه زمانی هست و نه مکانی؛عالمی که‌ هم شبیه به عالم خاکی است و هم متفاوت با آن.چهرهء انسانها به‌هم شبیه است؛زیرا انسان بودنشان مهم است، نه تفاوتهای آنان(ت 2).
 نگاره لایه‌ها یا پرده‌های گوناگونی دارد و برای‌ فهم و قرائت درست نگاره،باید همهء آنها را وارسی کرد.

پردهء اول:معماری
 اولین لایه یا پرده در این نگاره لایهء مصنوع یا همان‌ معماری است.در این پرده،کاخ شیرین را می‌بینیم: بنایی چهارآشکوبه که هرآشکوب محمل حکایتی است. چهارمین آشکوب بنایی است شفاف و مدور و گنبددار، که از آنجا می‌توان به دوردستها نگریست و همه‌چیز را در حضور دریافت.غلبهء رنگ لاجوردی و فیروزه‌ای در گنبد این آشکوب کنایه از آسمان است.این آشکوب در عین تعادل و توازن بخشیدن به بنا،ذهن بیننده را معطوف‌ به آسمان می‌کند.در این طبقه،انسان حضور ندارد.
 آشکوب سوم هشت‌وجهی‌ای است که از طبقهء (به تصویر صفحه مراجعه شود) زیرین از هرسو عقب نشسته است.در نتیجه،بر گرداگرد آن بهار خوابی پدید آمده است.این طبقه از بنا به هرسو، گویی به همهء عالم،پنجره دارد.شیرین و ندیمه‌اش در این‌ طبقه‌اند.آشکوب دوم نیز هشت‌وجهی،اما بسته است و تنها یک پنجره،بر فراز سردر،دارد.آشکوب نخست نیز هشت‌گوش است؛اما بر خلاف آشکوب دوم،کاملا مجوف‌ و گویی تماما نیمه‌باز است.
 می‌توان هرآنچه را از ویژگیهای مکتب شهرسازی‌ و معماری اصفهان گفتیم در این بنا یافت.تصویر با طبیعت(زمین)آغاز می‌شود و به ماورای طبیعت(آسمان) ختم می‌شود.پس هرآنچه مابین این دو است به عالم‌ مابین زمین و آسمان تعلق دارد و در عروج از زمین به‌ آسمان است.در این نگاره،نسبت انسان و بنا و اجزای آن‌ نزدیک به نسبتهای واقعی است(ت 3).
 در مرتبهء اول،حوض است و مرغابیانی شناور. در مرتبهء دوم نوشته(شرح واقعه)است،که از مواجههء خسرو با در بستهء قصر حکایت می‌کند.در همین مرتبه‌ در بیرون قصر،مردی چنگی چنگ می‌نوازد.در مرتبهء سوم درخت تنومند زندگی و کار است.در مرتبهء چهارم‌ خسرو(عاشق)سوار بر شبدیز و مداحان و دعاگویان‌ شیرین(معشوق)اند.این مرتبه با طاق بزرگ به پایان‌ می‌رسد.مرتبهء پنجم مرحلهء سکوت و آغاز مرحلهء بالاتر است.در مرتبهء ششم،شیرین و شاهدان قرار دارند؛ پنجره‌هایی به هرسو گشوده و شیرین از پنجره به خسرو عنایت می‌کند و به درخشان جایی،شاید بهشتی،نظر دارد.در مرتبهء هفتم،مرتبهء آخر،گنبد مینا(عالم ملکوت) با فرشتگان تصویر شده است(ت 4).

پردهء سوم:خیال
 نگارگر در این پرده خیال را تصویر کرده است.بنا گویی‌ به فرشی با زمینهء لاجوردی چسبیده است.همهء اتفاقات‌ عالم خیال در عالم واقع تصویر شده است-عالمی بس‌ واقعی‌تر از این عالم.فرشتگانی که فرش ملک را به دنبال‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) خود می‌کشند فضایی مقدس و انتزاعی پدید می‌آورند. خسرو خود در خارج این فرش است؛گویی نظاره‌گر عالم‌ خیال خود است.در نگاره،چون خود زندگی،هم عالم‌ خیال هست و هم عالم خاک.
 شاید این نگاره نمایندهء باور نگارگر و همعصران‌ او باشد؛باور به وجود عالمی حتی واقعی‌تر از دنیا:عالم‌ خیال.نگارگر در نشان دادن هم‌زمان هردو عالم ماده‌ و خیال تعمد داشته و برای این کار از تباین فضایی یا فضاهای متباین و همهء عناصر تصویر استفاده کرده است. او عالمی خیالی را تصویر کرده است آکنده از صور عالم‌ ملک(ت 5).

پردهء چهارم:طبیعت
 طبیعت بستری است که واقع و منتزع،ظهور و حضور توأما در آن شکل می‌گیرند.طبیعت هم نشان عالم شهود است و هم مظهر عالم خیال.مصنوعها و ساخته‌های‌ انسان در جهت تکمیل طبیعت به کار می‌رود؛از جمله، معماری در دل طبیعت مظهر گذار از عالم ملک به عالم‌ مثال است.طبیعت خود مثالی می‌شود از بهشت برین؛در نتیجه،تقدس می‌یابد.هردرخت نمادی از درختان بهشتی (به تصویر صفحه مراجعه شود) است.هرچه در این ساحت قدسی قرار می‌گیرد نیز باید چنان شایستگی‌ای داشته باشد(ت 6).

پردهء پنجم:گفتار موسیقایی
 نگارگر نواها را نیز به تصویر کشیده است.می‌توان به‌ نگاره خیره شد و در پس آن نواهای بسیار شنید:آواز مرغان،صدای نسیم،نوای موسیقی،نوای آب،.... نگارگر گویی از بیننده می‌خواهد گوشی دیگر بگشاید؛ گوشی غیر مادی،تا بتواند آواهای عالم خیال،عالم آسمان، را بشنود.موسیقی ناملموس نگاره مثالی از موسیقی‌ افلاک است،که شنیده می‌شود اما مادی نیست.
 نواهای تصویر شده در نگاره در تلطیف فضا و محیط نیز مؤثرند و اشاره‌ای ظریف به عالم لطیف(عالم‌ مثال)می‌کنند.نواهای نگاره نیز در ماندگاری تصویر در ذهن مؤثر می‌افتند(ت 7).

پردهء ششم:نگاه
 نگارگر عمارت شیرین را در وسط تصویر قرار نداده‌ است تا چشم بیننده به سوی خسرو کشیده شود.در نتیجه،نگاه بیننده با نگاه شیرین همسو می‌شود.محور (به تصویر صفحه مراجعه شود) اصلی حکایت ماجرایی است که در بین این دو دلداده‌ می‌رود و نگاهی است که میان آن دو مبادله می‌شود؛و شگفت اینکه نگارگر توانسته است این محور را در تصویر به نحوی نامرئی و درعین‌حال بسیار مؤثر القا کند.
 نکتهء دیگر شایان توجه این است که در عین‌ بی‌تفاوتی،توازن بر تصویر حاکم است؛توازنی در میان‌ همهء اجزای نگاره.بنا خود متقارن است و باز کل بنا با خسرو سواره و طبیعت پیرامون در توازن است. کوشک شیرین حریمی دارد؛حریمی که با نرده و نیز زمینهء لاجوردی قالی‌گونهء قصر شیرین نموده شده است.تباین‌ میان این حریم با خسرو بیرون از آن تباین عالم خیال‌ با عالم واقع است.امتداد نگاه خسرو به شیرین نیز به‌ هیچ‌عنصر مادی‌ای نمی‌انجامد و سوی بی‌نهایت،به سوی‌ ملکوت،می‌رود(ت 8).

پردهء هفتم:رنگ

 اگر تنها به رنگها توجه کنیم،می‌توانیم به چگونگی تراکم‌ نور پی‌ببریم.در این نگاره،مانند بسیاری نگاره‌های‌ دیگر،فضاها را با رنگ تفکیک کرده‌اند.تصویر مسطح‌ نگاره تصویری از منظر انسانی نیست که یک بعد آن را به تصویر صفحه مراجعه شود) حذف کرده باشند؛بلکه تصویر از بالاست،از منظری‌ که جهان آفریده شده است،از منظری که همهء مخلوقات‌ برابرند و هم‌ارزش.کل در وحدت خود نشان کثرت است‌ و جزء در کثرت خود وحدت را بیان می‌کند.همچنان‌که‌ تفاوت مخلوقات در تفاوت بهره‌مندی آنها از نور وجود است؛در نگاره نیز نور،و رنگ،مایهء تفکیک و تفاوت‌ عناصر است.سایه‌روشنی در میان نیست؛اما رنگها، متناسب با موضوع،عناصر تصویر را از زمینه‌شان جدا می‌کنند.هرآنچه به ماده و عالم ملک نزدیک می‌شود نور را در خود جذب می‌کند و رنگ می‌پذیرد و هرچه به‌ عالم خیال تعلق می‌گیرد نور را از خود عبور می‌دهد و به‌ بی‌رنگی میل می‌کند(ت 9).

.نگارهء هفت‌واد و کرم‌ کاوشی در شهرسازی
 در این نگاره،شهر تصویر شده است؛شهری شکل گرفته‌ در بستر طبیعت.در این نگاره نیز شاهد اتفاقهای گوناگون‌ در مکانها و زمانهای متفاوتیم.در اینجا نیز زمانمندی‌ و بی‌زمانی درآمیخته است.در اینجا شهر تصویر شده‌ است و بناهای شهری متفاوتی صحنه را اشغال کرده‌اند؛ (به تصویر صفحه مراجعه شود) شهری که در عین شباهت به شهر واقعی،فضایی خیالی‌ دارد و در دل طبیعتی و هم‌آلود نشسته است.شهر با همهء وقایع مربوط به آن تعریف شده و بدین سبب،صحنه‌هایی‌ گوناگون از زندگی شهری در فضاهایی متفاوت نشان داده‌ شده است.آنچه از شهر در ذهن و دل نگارگر بوده شهر واقعی پیرامون او بوده است.در همان حال،او شهری‌ خیالی را هم در ذهن می‌پرورده است.فضای شهری‌ نگاره حاصل ترکیب این دو است(ت 10).

پردهء اول:عرصهء خصوصی در عرصهء عمومی؛ فضای تفرج و فراغت
 نگارگر در گوشه‌ای از پهنهء عمومی شهری،فضایی‌ خصوصی را تصویر کرده است:تفرجگاهی خصوصی‌ در دل عرصهء عمومی شهر.همچنان‌که امروزه شهرنشینان‌ کنجی را در دل طبیعت برمی‌گزینند و ان را با تمهیداتی‌ برای اقامت کوتاه تصرف می‌کنند،دختران هفت‌واد در جایی در بیرون شهر،در دامان طبیعت و در سایهء درخت، گردآمده‌اند و نخ می‌ریسند و کنیزانشان در جانبی غذا می‌پزند-رویدادی کاملا واقعی.عالم ملک با همهء جسمیتش به تصویر درآمده است.همه چیز در دسترس به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) است؛همه‌چیز محسوس است و ملموس(ت 11).

پردهء دوم:عرصهء عمومی؛فضای فعالیتها
 فضای برون‌شهری،یا فضای بلا فصل بیرون دروازهء شهر، همیشه مکان فعالیتهایی گوناگونی در امتداد فعالیتهای‌ مربوط به زندگی شهری بوده است.در نگاره،این‌گونه‌ فعالیتها-کشاورزی،خریدوفروش،آمدوشد،حمل‌ونقل‌ -نشانی از جنب‌وجوش و زندگی در بیرون شهر در زمان ساخته شدن این نگاره است.تصویر کمابیش‌ واقع‌نماست و آدمیان و اشیا و حیوانات همه در مقیاسی‌ متناسب تصویر شده‌اند و به گونه‌ای طبیعی در بستر طبیعت جای گرفته‌اند.عالم ملک با همهء ویژگیهایش به‌ تصویر درآمده است(ت 12).

پردهء سوم:طبیعت
 طبیعت،به منزلهء نشانه‌ای صریح از عالم ملکوت در عالم‌ ملک،تصویر را فراگرفته است.طبیعت از مرز جدول‌ نگاره بیرون زده است،تا نشانی از عالم غیب خیال‌ باشد که در چارچوب عالم شهادت نمی‌گنجد.هرآنچه‌ در بیرون شهر می‌گذرد در دامان طبیعت است.تصویر به تصویر صفحه مراجعه شود) عناصر طبیعی آن‌گاه که در چارچوب عالم ملک است- مانند درختی که دختران در زیر آن نشسته‌اند و گلهایی که‌ این‌سوی و آن‌سوی روییده است-واقعی و ملموس‌ است؛و آن‌گاه که پا به عالم خیال می‌گذارد-مانند درختان و گیاهانی که در بالای تصویر دیده می‌شود- وهم‌انگیز می‌شود و به تجرید می‌گراید؛رنگها دگرگون‌ می‌شود و فضایی می‌سازد که درک می‌شود،اما گویی‌ فراتر از احساس مادی است.طبیعت در نگاره از بالا به‌ پایین نشانی از دو عالم ملک و ملکوت می‌گردد؛خیال و واقع در هم می‌آمیزند و حس و وهم در هم فرومی‌روند (ت 13).

پردهء چهارم:شهر،سرزمین واقع
 در نگاره،شهر بازتابی صریح از عالم مصنوع و انسان‌ساخت،نشانی از عالم ملک با همهء داشته‌هایش‌ تصویر می‌شود:کوشک،مسجد،دروازه،خانه‌ها،و...با بارویی سنگین در پیرامون،کنگره‌ها،غلام گردشهایش، شهری با همهء خصوصیات شهرهای عصری که نگارگر در آن می‌زیسته است،شهری که مردمان هم در کوچه‌ای‌ از کوچه‌هایش زندگی می‌کنند،هم بر باروهایش می‌روند (به تصویر صفحه مراجعه شود) به تصویر صفحه مراجعه شود) و هم بر بامها و مهتابیهایش می‌نشینند،شهری که گنبد فیروزه‌ای مسجد چون نشانه‌ای آشکار در آن خودنمایی‌ می‌کند.نگارگر باز پای در واقعیت دارد و واقع را آن‌گونه‌ که هست می‌نماید؛ولی این واقع‌نمایی مانع از سرکشیدن‌ به سرزمین خیال نمی‌گردد.نگارگر همهء عالم صغیر شهر را با ظرافتی آشکار در پرده‌ای نقش می‌زند؛پرده‌ای که از هماهنگی سر در مسجد با سر در خانه‌ای در پشت کوشک‌ ایجاد می‌شود.آنجا که حادثه‌ای دیگر بیرون از این پرده‌ رخ می‌دهد-مؤذنی که در کنار مناره اذان می‌گوید- آن را نیز بر پرده‌ای کوچک‌تر نقش می‌کند؛و این دو پرده را بر طبیعت رمزآلود پشت آن می‌آویزد.عالم ملک‌ در این شهر در همهء ابعادش پرده‌ای می‌شود بر روی عالم‌ ملکوت و سرزمین خیال که از پس این پرده رخ می‌نماید (ت 14).

پردهء پنجم:آوا و خیال
 نگاره مملو از آواهایی است که به تصویر درآمده است؛ نجواهایی که دیده می‌شود،شنیده می‌شود،و در بسیاری‌ موارد لمس می‌شود:بانگ مؤذن،نجوای دخترکان، (به تصویر صفحه مراجعه شود) گفتگوی مردان نشسته بر بام،صدای بادی که درختان‌ را آشفته کرده است،صدای دوکهای چرخان و چرخ‌ ریسندگی،صدای پای آدمیان و چهارپایان و...هیاهویی‌ در نگاره ایجاد کرده است که جز در سرزمین خیال و وهم قابل درک نیست.پیچ‌وتاب طبیعت،که از سرزمین‌ واقع در پایین نگاره شروع می‌شود و به شوریدگی آن‌ در بالای نگاره ختم می‌شود،نیز تأییدی است بر پای‌ گذاشتن در سرزمین خیال(ت 15).

پردهء ششم:رایحه
 رایحه‌ها از عوامل شناخت محیط است.رایحهء محیط گاهی‌ اوقات با دیدن تصویر به یاد می‌آید و می‌تواند توانمندتر از تصویر نیز عمل کند.در این نگاره رایحه‌های متفاوتی‌ به مشام می‌رسد:بوی نان،بوی غذای صحرایی،بوی‌ چوب.این بوها از جاری بودن زندگی در این نگاره و شهر حکایت می‌کند(ت 16).

پردهء هفتم:توازن
 نگارگر با قرار دادن دو دختر هفت‌واد در حلقه‌ای و به تصویر صفحه مراجعه شود) با گذاشتن این حلقه در امتداد گنبد و منارهء مسجد،در نگاره،به رغم نامتقارن بودنش،توازن به وجود آورده‌ است(ت 17).

پردهء هشتم:سکون و حرکت
 در این نگاره،نگارگر با قرار دادن شهر در میان طبیعت‌ و نشان دادن آن از طریق امتداد طبیعت در انتهای شهر، علاوه بر بعد دادن به نگاره،با تأکید بر مناره و گنبد،محور حرکت و نقطهء سکونی را توأما متذکر شده است.او با قرار دادن نقطهء سکون-گنبد-در گوشهء سمت چپ‌ تصویر،در چشم بیننده حرکت ایجاد کرده است(ت 18).

پردهء نهم:رنگ
 نگارگر در این نگاره بر گشت‌وگذار و فعالیتهای‌ برون‌شهری تأکید کرده است.در این نگاره،بر خلاف نگارهء پیشین،آنچه از کالبد شهر مطرح می‌شود،به‌جز مسجد و مناره‌اش،در مقابل فضای برون‌شهری تشخصی ندارد. طبیعت در این نگاره به منزلهء نماد جهان ملکوت در عالم‌ دنیا با گوناگونی رنگ خود را به نمایش می‌گذارد.میانهء (به تصویر صفحه مراجعه شود) نگاره از رنگ تهی می‌شود.جهان کالبدی و جسمانی در این نگاره فضایی تهی و بی‌رنگ است؛بر عکس،آنچه رمز جهان ملکوت است رنگین‌تر و پررنگ‌تر است.تفرج این‌ بار مضمونی دیگر می‌یابد و نشان حال و حضور است. در این نگاره،بر خلاف نگارهء پیشین،هرآنچه دنیوی‌ است و میل به تعلق را سبب می‌شود کم‌رنگ است و هرچه نمادی از دیار موعود است پررنگ(ت 19).
نتیجه
 هنرمندان حکمت‌آشنای قدیم برای تصویر کردن عالم‌ خیال،که عالمی بس واقعی‌تر از این عالم است،چه در نگاره و چه در بنا و چه در شهر از اصول و قواعدی‌ استفاده می‌کردند و برای کیفیت بخشیدن به آنها از نمادها بهره می‌بردند-چه نمادهای بصری و چه نمادهای وابسته‌ به دیگر حواس پنجگانه،چه نمادهای برگرفته از طبیعت و چه نمادهایی که بر جنبه‌های وحیانی و مکاشفه‌ای دلالت‌ می‌کند.از این راه،عالمی را نقش می‌زدند که درخور بودن‌ و حضور انسان بود.خلاصه‌ای از این اصول و کیفیتها در جدول ذکر شده است:همان‌طور که ذکر شد،می‌توان برای هنر و معماری و شهرسازی گذشته چهار اصل کلی تعیین کرد که بر اساس‌ چهار انگاره شکل گرفته است؛اصولی که همه برای نمادین‌ ساختن و وصل کردن این عالم به عالم دیگری است که در دل و جان خانه دارد و بسی واقعی‌تر از این عالم است. این اصول،چنان‌که در جدول آمده است،سلسله مراتب، توازن و تعادل،هندسه و تناسبات،و رنگ و نور است که‌ بر اساس چهار انگارهء انسان،طبیعت،عالم حس،و عالم‌ خیال شکل گرفته است.
کتاب‌نامه
 آژند،یعقوب.مکتب نگارگری تبریز و قزوین و مشهد،تهران،فرهنگستان‌ هنر،1384.
 آقاجانی اصفهانی،حسین و اصغر جوانی.دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان،تهران،فرهنگستان هنر،1386.
 اهری،زهرا.«عالم مثال و بیان فضایی آن در مکتب شهرسازی اصفهان»، در:مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران(بم)، تهران،سازمان میراث فرهنگی کشور،1372.
 -.مکتب اصفهان در شهرسازی،تهران،فرهنگستان هنر،1385. جوانی،اصغر.بنیانهای مکتب نقاشی اصفهان،تهران،فرهنگستان هنر، 1385.
 حبیبی،سید محسن.از شار تا شهر،تهران،دانشگاه تهران،1384.
 کن‌بای،شیلا.نقاشی ایرانی،ترجمهء مهدی حسینی،تهران،دانشگاه هنر، 1378.
 نصر،سید حسین.انسان و طبیعت،ترجمهء گواهی،تهران،دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی،1379.
 -.صدر المتألهین شیرازی و حکمت متعالیه،ترجمهء سوزنچی، تهران،دفتر پژوهش و نشر سهروردی،1382.
 نوربرگ-شولتز،کریستیان.معماری:معنا و مکان،ترجمهء ویدا نوروز برازجانی،تهران،جان جهان،1382.
پی‌نوشتها:
 (1)استاد شهرسازی،دانشگاه تهران
 (2)نوربرگ-شولتز،معماری:معنا و مکان،ص 23.
 (3)نصر،انسان و طبیعت،ص 8.

 (4)نوربرگ-شولتز،همان،ص 35.
 (5)نصر،همان،ص 13.
(6)اهری،«عالم مثال و بیان فضایی آن در مکتب شهرسازی اصفهان»، ص 66.
 (7)حبیبی،از شار تا شهر،ص 88.
 (8)اهری،مکتب اصفهان در شهرسازی،ص 26.
 (9)آقاجانی و جوانی،دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان،ص 13.
 (10)آژند،مکتب نگارگری تبریز و قزوین و مشهد،ص 9.
 (11)حبیبی،همان،ص 100.
 (12)همان،ص 101.
 (13)جوانی،بنیانهای مکتب نقاشی اصفهان،ص 44.
 (14)آقاجانی و جوانی،همان،ص 13.
 (15)یادآوری می‌شود که همچنان‌که مکتب فلسفی اصفهان جمع‌بندی‌ای‌ حکیمانه از مکاتب فلسفی و عرفانی پیشین است؛مکتب شهرسازی و مکتب نگارگری اصفهان نیز نتیجهء جمع‌بندی‌ای هنرمندانه و استادانه از دستاوردهای شهرسازی و نگارگری در دوره‌های پیشین است.
 (16)این نگاره اکنون در موزهء متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/470896?sta=%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c%20%d9%88%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 8/9/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
طراحی پایدار در فضای سبز شهری اصفهان در دوران صفویه و تخریب آن در دوران معاصر

 مهدی حقیقت‌بین 1*،مجتبی انصاری 2،محمد رضا پور جعفر 3
 1-دانشجوی دکتری پژوهش هنر،دانشکده هنر،دانشگاه تربیت مدرس
 2-استادیار گروه معماری،دانشکده هنر،دانشگاه تربیت مدرس
 3-دانشیار گروه شهرسازی،دانشکده هنر،دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
 مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی،تحقق آرمانشهر دولت صفوی است.بر اساس این مکتب،شهر،مکانی برای‌ تجسم آرمانها و عقاید دولت صفوی و محلی برای حضور سمبلهایی بوده که علاوه بر نمایش قدرت دولت حاکمه، از جمله نمادهای هویت‌دهنده به شهر است.از مهمترین آنها باغها و فضاهای سبز شهری است که به نظر می‌رسد با هدف دستیابی به هویت پایدار برای پایتخت جدید صفوی طراحی شده‌اند؛از این رو،این مقاله در ابتدا با طرح اصول‌ طراحی پایدار و مکتب اصفهان و مقایسه این دو،به بیان همپوشانی اصول طراحی پایدار با اصول مکتب اصفهان در شهرسازی می‌پردازد؛سپس با تکیه به برخی اسناد تاریخی،به نقش عناصر طبیعی و باغسازی در شهر اصفهان و روند تبدیل شهر با ویژگیهای شهرسازی مناطق گرم و خشک به باغ‌شهر اشاره می‌نماید.قسمت بعدی مقاله به نقش‌ "مادی‌ها"در شهر صفوی و تأثیر آنها بر پایداری فضاهای سبز شهری که پایداری هویت جدید باغ‌شهر را برای‌ پایتخت جدید صفوی در پی داشت،اختصاص می‌یابد.در نهایت نیز این مقاله به بررسی ویژگیهای چهارباغ و شبکه‌ ارتباطی در باغ شهر جدید صفوی و تخریب آن در دوران معاصر می‌پردازد.
کلیدواژگان:
طراحی پایدار،مکتب اصفهان،فضای سبز شهری،مادی،چهارباغ.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/369968?sta=%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c%20%d9%88%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 8/9/91

پرتال جامع علوم انسانی
بینش شاه عباس: شهرسازی سلطنتی اصفهان
ژان برینیولی، ترجمه ی داوود طباطبایی
http://www.ensani.ir/storage/Files/20100905091115-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%b4%20%d8%b4%d8%a7%d9%87%20%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3.%20%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%20%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%db%8c%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86.pdf
تاریخ ورود: 8/9/91

معرفی اثر: مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی، زهرا اهری
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101127142731-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%d9%8a%20%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%d9%83%d8%aa%d8%a8%20%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%20%d8%af%d8%b1%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%8a.pdf
تاریخ ورود:8/9/91

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا
مکتب شهرسازی اصفهان
مکتب اصفهان (سده یازدهم تا آغاز سده سیزدهم هـ .ق.) یکی از مکاتب معماری و شهرسازی ایرانی است.
پیشینه:
با انقراض حکومت مغولان، رشد مذهب شیعه نخست با نهضت سربداران شروع شد و سپس با استقرار دولت صفوی به بار نشست. حکومت صفوی با تکیه بر مفاهیم عرفانی از سویی، و تکیه بر تعابیر و تفاسیر شریعت از نقطه نظر مذهب شیعه از سویی دیگر، موفق شد تا پایگاه اجتماعی بسیار گسترده‌ای را در پهنه‌ای وسیع به دست آورد و بدین‌سان متمرکزترین دولت ایرانی دوره اسلامی را بعد از دولت قاهر ساسانی شکل دهد. دولت صفوی بنا به سنتهای کهن، سازماندهی، راه‌اندازی و ایجاد تأسیسات و تجهیزات زیرساختی را بر عهده گرفت و رشد این تأسیسات، رونق شهرگرایی و شهرنشینی را نیز به دنبال داشت. در این دوره مفهوم شهر مجدداً ابداع شد و شهر ترکیبی بود از فعالیتهای کشاورزی، صنعتی و بازرگانی، در عین حال مقر دیوانی و حضور دولت نیز به شمار می‌آمد. در این دوره، جمع‌بندی ماهرانه از هنر، معماری و شهرسازی روزگاران کهن به گونه‌ای بود که خود سبک جدیدی را در این عرصه‌ها سبب گردید (حبیبی، 1374). سبک اصفهان، تحقق آرمانشهر دولت صفوی، شهر ـ قدرت، شهر ـ نمایش، شهر ـ بازار، شهرـ سرمایه و شهر ـ ایوان بود. علاوه بر اینها، شهر در مکتب اصفهان با منطقه تحت نفوذ ارتباط مستقیم و دو سویه داشت، از اینرو شهر ـ منطقه نیز بود. ویژگیهای کالبدی شهرهای مکتب اصفهان را می‌توان به اختصار به صورت زیر بیان کرد: یک محور جدید و وسیع شهری (چهارباغ) که تا این زمان در شهرسازی و شهر ایرانی سابقه نداشت طراحی شد. میدانی وسیع و گسترده با تعریفی روشن و صریح در شهرها ایجاد شد که در اطراف آن گرمابه، مسجد و مدرسه، خانقاه و مسجد، آب انبار و بازارچه و امثال آن، وجود داشت. برای اولین بار منطقه‌بندی شهری معنا پیدا کرد. مجموعه‌های شهری جدید در کنار شهرهای کهن به عنوان یک دستورالعمل در همه جا به کار گرفته شد و بدین طریق مهر و نشان مکتب اصفهان را بر شهرهای موجود وارد کرد. هر مجموعه زیستی (شهر و یا روستا) از این پس دارای یک میدان و یا مرکز ثقل شد و عناصر اصلی حکومتی و دیوانی، دینی و اقتصادی در کنار آن قرار گرفتند. طراحی مجموعه شهری و نه بنای منفرد معماری بنیان نهاده شد. شهرسازی مکتب اصفهان ویژگیهای دیگری را نیز همچون سلسله مراتب فضایی، تعادل و توازن، فضای انسانی و مردم‌وار، فقدان نقطه گریز، وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت و ویژگیهایی از این قبیل را دارا بود. (حبیبی، 1374)
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86
تاریخ ورود: 8/9/91

خبرگزاری ایمنا
معماری شهرها ی کشور تابع سلیقه شده / احیای مکتب شهرسازی اصفهان
خبرگزاری ایمنا: معاون شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان با ابراز تاسف از این که بخشی از الگوی معماری و شهرسازی اصیل این کلان شهر به فراموشی سپرده شده اعلام کرد: این معاونت احیای مکتب شهرسازی اصفهان بدون بخشی نگری و تعصب را در دستور کار خود قرارداده است.
به گزارش ایمنا، مسعود نریمانی با بیان این مطلب گفت: در حال حاضر الگوی شهرسازی کلان شهرها را نمی توان گفت نوین هست یا نیست این در حالی است که الگوی شهرسازی باید منطبق بر شرایط اقلیمی و فرهنگ و تمدن هر شهری باشد.
وی افزود:الگوی شهرسازی چکیده اقلیم، پیشینه و تمدن هر شهراست بدین معنا که این الگو باید در مناطق کوهستانی و کویری متفاوت باشد.
معاون شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان با بیان این که الگوی شهرسازی کلان شهرها ی کشورمان شبیه یکدیگر است ” بخشی از نظامات شهرسازی به قوت قبل نیست به گونه ای که معماری شهرها ی کشور تابع سلیقه شده و منطبق الگو و نظام شهرسازی بومی نیست “اذعان داشت:در طی ۵۰ سال اخیر الگوی شهرسازی شهرهای کشورمان تغییر کرده و بخشی از نظامات شهرسازی به قوت قبل نیست به گونه ای که معماری شهرها ی کشور تابع سلیقه شده و منطبق الگو و نظام شهرسازی بومی نیست.
وی با اشاره به این که از زمان مدرنیته الگوی شهرسازی شهرهای کشورمان تغییر کرده تصریح کرد: این در حالی است که به صورت ناقص الگوی معماری و شهرسازی وارد شده و و ناقص اجرا می شود.
نریمانی ادامه داد: بخشی از الگوی معماری و شهرسازی اصیل این کلان شهر به فراموشی سپرده شده لذا این معاونت احیای مکتب شهرسازی اصفهان بدون بخشی نگری و تعصب را در دستور کار خود قرارداده است.
وی با تاکید بر این که با احیای مکتب شهرسازی اصفهان الگوی معماری و شهرسازی با کیفیت می شود خاطر نشان کرد: با توجه به این که اصفهان پیشینه تمدنی ارزشمندی دارد مکتب شهرسازی این شهر تاثیر بسزایی در مباحث معماری خواهد داشت.
معاون شهرسازی و معماری اضافه کرد: فرم شهرسازی و معماری در کلان شهرها مشابه یکدیگر می باشد لذا لازم است معماری تابع اقلیم و فرهنگ و پیشینه تمدنی هر مکانی باشد.
http://imna.ir/vdcb5sbz.rhb05piuur.html
تاریخ ورود:8/9/91

تالار گفتگوی ایرانیان
مطالعات معماری و شهر سازی اصفهان
    تحلیل کالبدی کاخ ها:
 کاخ سازی به منظور ایجادی مکانی برای سکونت پادشاهان، امرا و درباریان بویژه در دورانی که اصفهان پایتخت بود، رونق و رواج گسترده ای یافت . در دوران صفویه با مرکزیت یافتن اصفهان در زمانی بیش از یک قرن، علاوه بر شاهان صفوی که در زمان سلطنت خود چندین کاخ ساخته اند، کاخ های متعددی برای سکونت شاهزادگان و درباریان ساخته شد و صاحب منصبان و اشخاص ثروتمند و با نفوز نیز کاخ هایی برای سکونت خود ساخته اند که شارون و سام متشرقین از بسیاری از آنها نام برده اند . بدین ترتیب علاوه بر ضلع غربی میدان شاه که به طور کلی به مجموعه کاخ های سلطنتی مشتمل بر حرم خانه اختصاص داشت در دو سوی خیابان چهارباغ نیز کاخ های امرا و درباریان واقع شده بود. حاشیه ی زاینده رود نیز به بخش دیگری از مجموعه ی کاخ های سلطنتی اختصاص یافته بود در جای جای محلات شهر بویژه درون بافت مرکزی آن ، کاخ های صاحب منصبان و توانگران قرار داشت.
 اما این مجموعه عظیم با زوال دولت صفوی و مجبور شدن اصفهان  به مرور از بین رفت . از آنچه که مانده بود ، بویژه کاخ های باغ سعادت آباد و عمارات حاشیه ی چهار باغ نیز ، بخش عظیمی در اواخر دوران قاجار تعمداٌ منهدم گردید. بدین ترتیب جز معدودی از کاخ های صفوی که شامل تعدای از کاخ های شاهی می گردد اثری از کاخ ها و عمارات دیگر نمانده.
 شکل هندسی کل بنا:
مجموعه ی کاخ های موجود سلطنتی را می توان به دو گروه تقسیم کرد:
الف) کاخ هایی که محل بار عام پادشاهان و ملاقات با سفرا و درباریان و سایر امور مربوط به زندگی اجتماعی شاهان بود.
ب) کاخ هایی که محل سکونت شخصی شاه ، خانواده ، خویشان و اطرافیان وی بوده و حریمی محفوظ و بسته داشت.
 
کاخ های گروه اول عموما خصلتی برون گر دارند . بدین مفهوم که عمارت بنا مجموعه ی یک پارچه و حجمی تو پر است که خود را غالبا در میان فضایی باز و سبز می نشاند. در این حالت شکل هندسی کل بنا اغلب اشکال منظم و کامل هندسی است که گاه زوایدی به شکل ورودی و مانند آن به بدنه اصلی افزوده شده است. کاخ چهل ستون ، عمارت هشت بهشت ، تالار حوایله ، عمارات آئینه خانه و تالار تیموری از جمله ی این گروه کاخ ها بوده است. کاخ های گروه دوم که عمدتا محل زندگی خصوصی و مسکن شاه و درباریان هستند خصلتی درون نگر دارند یعنی به شیوه مسکن سازی رایج با حیاط درونی ساخته شده اند مجموعه ی  کاخ های حرم خانه صفوی بدین گونه شکل گرفته اند. کاخ سنبلستان نیز در این گروه جای می گیرد. این گروه کاخ ها ضمن آنکه مجموع واجد شرایط اشکال هندسی راست گوشه اند بویژه زمانی که مجموعه کاخ های موجود در بافت منظم میدان نقش جهان تعلق دارند
ترکب شکلی کل بنا :
درکاخهای گروه اول که شکل هندسی کل بنا شکل منظم و کامل است.اشکال هندسی ساده که فضا های گوناگون را تشکیل می دهند بنا بر این اصل مجاورت در کنار هم چیده شده اند. در بناهایی مثل عمارت هشت بهشت وکاخ چهلسون قرار گیری این فضاها درراستای یک محور(محور طولی ) به طور قرینه است. در کاخهای گروه دوم نیذ بنا از ترکیب تعدادی اشکال به وجود آمده است که اکثرا واجد شکل هندسی مربع  یا مستطیل اند  و در پیرامون فضای باز درونی قرار گرفته اند. به ویژه در مجموع کاخهای واقع در غرب میدان نقش جهان که بافتی منظم و شطرنجی دارند ، فضا های مختلف اعم از زیستی، واسط یا خدماتی غالبا شکل هندسی ساده دارند
شکل هندسی فضای درونی
تنها در گروه دوم کاخ ها  ، فضای درونی به شکل حیاط مرکزی دیده می شود . این فضا مشابه با سا یر فضاهای باز درونی ، در بناهای دیگر، واجد شکل هندسی و سا ده است که تنها در گوشه ها پخش شده اند. کاخ سنبلستان و عمارت  سلطنتی به جا مانده از مجموعه ی حرم خانه چنین فضائی را در میانه ی خود دارند که فضاهای مسکونی پیرامون آن چیده شده اند.
تحلیل ابعاد:
درکاخ های  گروه اول که کاخ های برون گرا هستند نسبت ابعاد کاخ به ترتیبی است که غالبا نزدیک به یک است (هشت بهشت، تالارتیموری... ) به ویژه کاخ های واقع در محور چهار باغ که دارای شکل هشت ضلعی منظم بوده اند نسبت ابعاد نزدیک به یک داشته اند. اما در این گروه کاخ های ماننده چهل ستون، عالی قاپو ، یا تالار آئینه نیز قرار دارند که به دلیل وجود ایوان ستون دار در مقابل ورودی اصلی نسبت ابعاد مستطیل است. و در کاخ چهل ستون در حالی که نسبت ابعاد قسمت بسته  کاخ مربع است در ابعاد کلی رابطه 3 . 2 . 5 بین عرض و طولی برقرار است.
موقعیت در  سطح شهر:
 تا زمان صفویه کاخ اصلی مقر حکومتی در مجاورت میدان کهنه که میدان مرکزی  شهر بود قرار داشت. با روی کار آمدن دولت صفویه و انتخاب اصفهان بعنوان پایتخت ، شاه عباس کاخ اصلی مقر حکومتی را در جوار میدانی ساخت که آن را میدان اصلی شهر ( میدان شاه ) با ایجاد حرم خانه سلطنتی در غرب این میدان و با اضافه کردن تدریجی کاخ های دیگر در دوران سلطنت سایر شاهان صفوی مجموعه ی کاخ های سلطنتی در محوطه ای که از غرب میدان نقش جهان آغاز شده در امتدا چهار باغ گسترده و ساحل زاینده رود دررا اشغال می کرد ، قرار گرفتند .
خیابان چهار باغ ، علاوه بر آن سایر کاخ های متعلق به امر او و درباریان را در دو سوی خود جای داد . علاوه بر این قسمت شهر که به طور خاص جایگاه درباریان و اشراف بود ، در بافت مرکزی شهر، به ویژه محلات مجاور بازار کاخ های متعدد ، متعلق به صاحب منصبان و افراد دستگاه حکومتی قرار داشته اند.
http://www.iran-forum.ir/thread-117536.html
تاریخ ورود: 8/9/91

فرهنگستان هنر
معرفی کتاب: مکتب اصفهان در شهرسازی، زهرا اهری، 1385
مقدمه دوره های درخشان تمدن و فرهنگ بشری همواره با اعتلای معماری و شهرسازی آن همراه بوده است. در واقع معماری و شهرسازی نماد و نشانه اعتلای فرهنگی ملتها به شمار می رفته است. اصفهان ، شهر تاریخی چند هزارساله ایرانی نیز دوره های متعددی از این اعتلای فرهنگی را شاهد بوده است که در شاهکارهای بی نظیر معماری و شهرسازی آن تجسم کالبدی یافته است. در بین دوره های مختلف رشد و شکوفایی شهر ، دوره ای که از پایتخت شدن اصفهان توسط شاه عباس صفوی در سال 1006 هـ. ق. آغاز شد و طی دهه‌های بعد تداوم یافت ، یکی از درخشانترین و پربارترین دوره های اعتلای فرهنگی و درخشش هنری آن است. در این دوره با انتخاب مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور ، حیات عقلی شیعی به اوج خود رسید و حلقه های نیرومند فلسفی ـ حکمی بر تمامی شئون حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه تأثیر گذاردند و مکتبی را به وجود آوردند که به نام مکتب الهی اصفهان شناخته می شود. در پی آن معماری و شهرسازی با به خدمت گرفتن هنرهای دیگر منجمله نقاشی ، خطاطی و غیره ، این سطح از اعتلای اندیشه را تبلور کالبدی بخشید و به آموزه های مکتب الهی اصفهان در قالب رشته خود صورت هنری داد. اگرچه با اضمحلال دولت صفوی در قرن دوازدهم هجری قمری، کانون قدرتمند فلسفی ـ حکمی موجود نیز از هم پاشیده شد، اما تأثیر آموزه های آن بر شئون فرهنگی و اجتماعی و در پی آن معماری و شهرسازی چنان بود که الگوهای معماری و شهرسازی آن تا اواخر قرن سیزدهم هجری ـ قمری ، نه تنها تعیین کننده شکل معماری و طراحی شهری اصفهان بلکه سرمشق شهرسازی های انجام شده در سراسر ایران زمین و مناطق همجوار بود. قدرت مبانی الگوهای معماری و شهرسازی به کار گرفته شده در دولت صفوی چنان بود که سبب احیای مجدد آنها در زمان فتحعلیشاه قاجار و صدارت حاج محمد حسین خان صدر اصفهانی در اصفهان گردید. تداوم کاربرد الگوهای شهرسازی اصفهان تا اواخر قرن سیزدهم هجری ، سبب شده که علیرغم تضعیف و محو تدریجی کانون فلسفی ـ حکمی الهام بخش این الگوها ، فاصلة بین قرون یازدهم تا سیزدهم هجری قمری به عنوان دوره ای شناخته شود که زبان و بیان شکلی دارای وحدت بوده است و نوسازیهای شهری در امتداد محورهای موجود از گذشته ادامه یافته است. از این رو در این کتاب دوره مورد بحث به عنوان مکتب شهرسازی اصفهان بررسی شده است. شناخت مجموعه دستاوردهای هنری ، معماری و شهرسازی اصفهان در این دوره ،‌ از دیرباز مورد علاقه مورخین ، مستشرقین ، معماران و غیره بوده است. برخی از مطالعات در مورد شهر اصفهان ، از دیدی تاریخی به شهر پرداخته اند. در این گروه از مطالعات می توان آثار متعددی را نام برد که از سالهای پایانی دوران قاجار بدین سو موجودند. مانند کتاب «نصف جهان فی تعریف اصفهان» اثر محمد مهدی اصفهانی (1340 )یا آثار لطف الله هنرفر ( گنجینه آثار تاریخی اصفهان،1344؛ آشنایی با اصفهان، 1372 ). آنچه در این نوع مطالعات مورد توجه بوده ، بررسی توصیفی آثار و بناهای شهری است. بنابراین از شیوه های جدید مطالعات تاریخی که رابطه بین فرم و معنا را بررسی می کند، در این مطالعات اثری نیست. نوع دیگر بررسیهای تاریخی ، مطالبی است که مستشرقین و محققین خارجی ، به ویژه در قالب سفرنامه ها نوشته اند. برخی از این آثار از نظر اطلاعاتی که در مورد زندگی شهر و خصوصیات آن می دهند ، از اهمیت بسیار برخوردارند(‌مثل سفرنامه شاردن،‌ 1362 ؛ سفرنامه کمپفر،1360 ). اما این اطلاعات به طور عمده توصیفی است و هیچگونه تحلیلی از شکل شهر و زمینه های معنایی آن ندارد. گروه دیگری از مطالعات ، رویکردی ریخت شناسانه را در مورد شهر دنبال کرده اند. برای مثال می توان از کتاب کلاوس هردگ ( 1376 ) با عنوان « ساختار شکل در معماری اسلامی ایران و ترکستان » یاد کرد که فصلی نیز در مورد اصفهان دارد. در این کتاب رابطه بین فرم و معنا جستجو شده است. اما این جستجو محدود است و تنها بخشی از معنای ظاهری فرمهای شهری را پی می گیرد. نوع دیگری از مطالعات ، رویکردی فلسفی را در مورد شهر دنبال کرده اند. در این مورد می توان از کتاب « The Sense of Unity » اثر نادر اردلان و لاله بختیار (1973 ) نام برد. در این کتاب رابطه بین فرم و معنا جستجو شده است. ابتدا برخی مفاهیم معماری و شهرسازی ( مفاهیم فضا ، شکل ، سطح ، رنگ و مصالح ) مورد بررسی قرار گرفته و سپس مفهوم برخی از اشکال معماری بومی مثل مناره ، گنبد … تجزیه و تحلیل شده و پس از آن نحوه ترکیب اشکال به منظور ایجاد انواع مجموعه های زیستی بررسی شده اند. در این چارچوب ، اصفهان نیز تجزیه و تحلیل شده است. در قسمت اول ، مفاهیم به صورت انتزاعی بررسی شده اند ، ضمن آنکه مطالب بسیار مفیدی دربارة رابطه بین فرم و معنا مطرح می شود ، اما دید کتاب کلی است و نه خاص شهر اصفهان. در قسمت دوم که به اصفهان به طور خاص پرداخته شده است ، دید کتاب بیشتر توصیف معمارانه است تا تحلیل ریخت شناسی شهری و از این رو کلیت شهر را با دید ریخت شناسی و گونه شناسی عناصر شهری پوشش نمی دهد. بنابراین در حالی که برخی از روابط بین اشکال شهری و معانی مرتبط مطرح می شود ، اما همه سطوح معنایی و همه اشکال شهری پوشش داده نمی شود. کتاب هانری استیرلین با عنوان « اصفهان تصویر بهشت »‌ ( 1377 ) نیز در زمره این آثار قرار می گیرد. در این اثر نیز مفاهیمی در مورد رابطه شکل و معنا در سطح شهری جستجو شده اند.گرچه این جستجو در مقیاس شهری محدود است و بیشتر توجه کتاب به برخی جنبه های معمارانه به ویژه رابطه خصوصیات کالبدی معماری مسجد و معنای آن است. علاوه بر این مطالعات ، انواع دیگری از مطالعات نیز وجود دارند که رابطه بین فرم ساخته شده و معانی مرتبط با آن را جستجو می کنند. مثلاً مطالعه شهر در یک زمینه فرهنگی ، رابطه بین اقدامات و انگاره های حاصل از تجارب فردی و اجتماعی از طرفی و حیات و شکلهای شهری از طرف دیگر را جستجو می‌کند. کتاب « از شار تا شهر» (حبیبی، 1375) را می توان در این گروه مطالعات قرار داد. در این کتاب رابطه بین تحولات اجتماعی ـ اقتصادی و اشکال شهری حاصل از آن بررسی شده است و بخش مربوط به اصفهان در فاصله قرون 11-13 هـ. ق. فصلی از کتاب را در بر می گیرد. در این بخش مفاهیم کلی مربوط به مکتب شهرسازی اصفهان مطرح می شود. اما با توجه به نحوة تنظیم کتاب و رویکرد آن، تحلیل ریخت شناسی و گونه شناسی در مقیاس خرد از شهر اصفهان به دست داده نمی‌شود. گروه دیگری از مطالعات نیز بر اساس کاوشها و یافته های باستانشناسی و انطباق آن با متون تاریخی به مطالعات تحلیلی در مورد روند تحول معماری و شهر می پردازند. این نوع از مطالعات در مقیاس معماری در مورد اصفهان انجام شده اند. از آن جمله می توان به پژوهش اوژنیو گالدیری در مورد کاخ عالی‌قاپو (1974) اشاره کرد. گرچه این نوع مطالعات در مقیاس شهری تقریبا وجود ندارند. بنابراین مطالعات مربوط به اصفهان را می توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول مطالعاتی هستند که صرفاً از جنبه توصیفی به تشریح خصوصیات ظاهری اجزاء تشکیل دهنده شهر پرداخته اند. گروه دوم مطالعاتی هستند که رابطه بین اشکال شهری و معانی موجود در آنها را بررسی کرده‌اند. گروه اول مطالعات مورد نظر ما نیستند. در گروه دوم ـ چنان که دیدیم ـ برخی از مطالعات روابط بین اشکال معماری و شهرسازی و معانی مستتر در آنها و یا عوامل اجتماعی‌، فرهنگی، اقتصادی و.. را بررسی کرده اند که به وجود آورنده آنها بوده اند. در مورد این گروه آنچه به طور کلی می توان گفت این است که: یکم ـ به دلیل اینکه کلیت شهر مانند یک نظام بررسی نشده است ، در نتیجه همة جنبه های رابطه بین فرم و معنا مورد توجه قرار نگرفته است. دوم ـ در برخی منابع معانی ظاهری موجود در اشکال معماری و شهری مورد توجه قرار گرفته است و لایه های عمیق تر معنایی کاوش نشده است. در منابعی نیز که معانی عمیق تر مورد توجه قرار گرفته اند ، بررسی ها کلی است و مقیاس تفصیلی ندارد. سوم ـ مطالعات بیشتر به محتوا یا محصول به وجود آمده بر اثر اقدامات، انگاره‌ها و… پرداخته اند و فرآیند یا روش ایجاد معانی و مفاهیم مورد بررسی قرار نمی گیرد. نوع دیگری از مطالعات که می توان برای بررسی شهر دنبال کرد و کتاب حاضر نیز بر این مبنا قرار گرفته، بررسی شهر با استفاده از روش زبان شناسی است. یعنی کلیت تشکیل دهنده شهر به صورت نظامی زبانی در نظر گرفته شود که بتوان با استفاده از روش زبان شناسی آن را توصیف و تبیین کرد. اتخاذ رویکرد زبانشناسی برای مطالعه مقولات مختلف معماری و شهرسازی امکانات زیر را فراهم می‌آورد: یکم ـ موضوع مورد مطالعه مانند یک دستگاه نظام مند ( مثل دستگاه زبان ) درنظر گرفته می شود که در این صورت روش بررسی دستگاه زبانی برای بررسی این موضوع قابل استفاده است. دوم ـ اجزاء تشکیل دهنده این دستگاه مانند دستگاه زبان قابل تجزیه و تحلیل هستند و می توان با استفاده از روشهای زبانشناسی این اجزاء را شناسایی و تبیین کرد. چنین تحلیلی سطوح مختلف رابطه بین اجزاء را مانند دستگاه زبانی درنظر گرفته و شناسایی می کند. سوم ـ روابط بین این اجزاء مانند روابط بین اجزاء دستگاه زبان دیده می شوند که از اصول و قواعد معین پیروی می کنند. به عبارتی موضوع مورد مطالعه دارای ساختار درنظر گرفته می شود. با استفاده از روشهای زبانشناسی می توان اصول و قواعد حاکم بر ساختار موضوع را شناسایی و تحلیل کرد. چهارم ـ معانی و مفاهیم حاصل از روابط بین اجزاء ـ در قیاس با معناشناسی زبانی ـ مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بدین ترتیب اتخاذ رویکرد زبان شناسی این امکان را فراهم می آورد که هم کلیت موضوع مورد مطالعه به طور یکجا در نظر گرفته شود و هم اجزاء موضوع شناسایی شوند و هم روابط موجود بین اجزاء به روشی نظام مند بررسی و تحلیل شوند. ضمنا جنبه های معنایی حاصل از روابط بین اجزاء موضوع نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هرچند انتخاب روشهای زبانشناسانه به معنای نفی روشهای دیگر نیست. در واقع چنانکه در خود مطالعات زبانشناسی نیز معمول است ، دو گونه مطالعات همزمانی و درزمانی می توانند مکمل یکدیگر برای شناخت یک زبان خاص گردند. پژوهش حاضر ، اما ، براساس منابع و اسناد موجود و مکتوب تاریخی در چارچوب روش همزمانی به طور علمی به مطالعه اصفهان پرداخته است و یک مطالعه صرف تاریخی مبنای کار قرار نگرفته است. گرچه چنین بررسی می تواند در تلفیق با کاوش ها و یافته های باستانشناسی و مطالعات تاریخی ، یعنی در پرتو مطالعات درزمانی ، افق های جدیدی بیابد و زوایای دیگری از شناخت علمی را ظاهر سازد. به واقع تبیین و توصیف همه جانبه زبان به مفهوم روشن کردن وضعیت حال و سیر تحول آن در گذشته است و همراهی این دو بخش می تواند دیدی روشن و جامع از خصوصیات زبان طراحی شهری اصفهان به دست دهد. نگاه زبانشناسانه ای که در این کتاب انتخاب شده است ، بر مبنای مطالعه کلی آموزه های مکتب الهی اصفهان به عنوان منشاء شکل گیری زبان طراحی شهری مکتب شهرسازی اصفهان و روش های مطالعه زبان در مغرب زمین ، تنظیم شده است. انتخاب این شیوه در غیاب مطالعات زبان شناختی بومی در حوزه های بین رشته ای و کمبود مطالعاتی است که معماری و شهرسازی ایران را در پیوند روشن با فلسفه ـ چنان که در غرب انجام شده است ـ مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین تداوم مطالعات با مبانی زبانشناختی و فلسفی ایرانی می تواند به گسترش عمق و دامنه دانش در این حوزه کمک فراوانی نماید و چنان که در مغرب زمین نیز شاهدیم ، زمینه نگرش همه جانبه و منسجم را به حوزه های مختلف فلسفه ، هنر وادبیات فراهم سازد. شهر اصفهان در دوره مورد بررسی مجموعه ای زنده و پویا با جوانب مختلفی از حیات شهری بوده است. مطالعه تمامی این جنبه ها و تبلور کالبدی ـ فضایی آن در توان یک کتاب نیست و به قطع کتاب های متعددی باید آن را موضوع کار خود قرار دهد. از این رو ، کتاب حاضر تنها تحقیق در خصوصیات زبانی شالوده شهر را ـ که در واقع مکان حیات عمومی شهری است ـ در دستور کار خود قرار داده است. عرصه های مسکونی و محلات شهر و زبان طراحی آنها باید موضوع پژوهشهای جداگانه ای قرار گیرند. شالوده شهرـ که موضوع پژوهش حاضر است ـ مکان تجمع و قرارگیری بناهای عمومی شهری است که به طور عمده تحت هدایت دولتها و توسط استادان فن شکل گرفته و در واقع معماری فرهیختگان است. در حالی که معماری مردمان عادی که به طور عمده فضای محلات مسکونی را شکل می بخشد ، در حیطه این پژوهش قرار نداشته است و خود پژوهشهای مستقل و مفصل کاربردی و بنیادین را می طلبد. گرچه بدیهی است که ذکر این نکته به مفهوم نفی بررسی جامع و همه جانبه شهر نیست، بلکه این پژوهش نقطه آغاز و تأکیدی است بر لزوم این پژوهشها تا در سایه مطالعات گسترده و همه جانبه ـ چنانکه در مورد تمامی نمونه های ارزشمند معماری و شهرسازی جهان انجام شده است ـ بتوان به ارائه تصویری روشن و واحد از خصوصیات این زبان و بیان بی همتا رسید. بنابراین در این کتاب مطالعه مکتب شهرسازی اصفهان با استفاده از تئوری زبانشناسی انجام می شود. این مطالعه با توجه به آنچه گفته شد شامل سه بخش است: در بخش اول، ابتدا در فصل اول اصول و مبانی مکتب شهرسازی اصفهان در چارچوب مکتب الهی اصفهان بیان و زمینه ها و عوامل مؤثر در شکل گیری شهر اصفهان در دوره مورد بررسی تجزیه و تحلیل می شود. سپس در فصل دوم ساختار شهر در این دوره با توجه به عوامل تأثیرگذار بر آن تبیین و تعریف می شود. در این فصل برپایه تعریفی که از ساختار شهر اصفهان ( براساس مطالعات میدانی ) داده می شود، خصوصیات شکلی و کارکردی آن تعیین شده و نحوة تأثیرگذاری اصول مکتب شهرسازی اصفهان بر شکل گیری ساختار شهر نشان داده می شود. در بخش دوم، ابتدا در فصل سوم مفهوم زبان هنر به طور عام و زبان طراحی شهری به طور خاص توضیح داده می شود. سپس در فصل چهارم خصوصیات واحدهای سازندة این زبان یعنی فضای شهری اصفهان تبیین می گردد. در بخش سوم، ابتدا در فصل پنجم نحوة‌ استفاده از تئوری های زبانشناسی در حوزة معماری و شهرسازی بررسی می شود. در این فصل دستور زبان به عنوان ابزار توصیف زبان مورد بررسی قرار می گیرد و نحوة کاربرد تئوری های مربوط به شناخت ساختار نحوی و معنایی زبان در حوزة معماری و شهرسازی، تحلیل و چگونگی کاربرد آنها در توصیف دستور زبان طراحی شهری اصفهان کنکاش می شود. در فصل ششم، دستور زبان طراحی شهری در ساختار شهر اصفهان تجزیه و تحلیل می شود. این دستور زبان دو بخش ساخت نحوی و ساخت معنایی را در بر می گیرد. در تحلیل ساخت نحوی، مدل نظری این ساختار با توجه به نتایج فصل سوم تبیین می شود. این مدل نحوة تبدیل مفاهیم عمقی موجود در مکتب الهی اصفهان و مکتب شهرسازی اصفهان را به کالبد شهری توضیح می دهد. در تحلیل ساخت معنایی، فرایند شکل گیری جنبه های مختلف معنایی تجزیه و تحلیل و رابطة بین سطوح مختلف معنایی نشان داده می شود. مؤخره برداشتی پدیدار شناختی از شهر اصفهان است در چارچوب مکتب شهرسازی اصفهان. زهرا اهری
http://honar.ac.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=213&p=8&showitem=77
تاریخ ورود: 8/9/91

خبرگزاری ایمنا
نگاهی به معماری ایران و اصفهان در دوره معاصر
خبرگزاری ایمنا: امروز بسیاری از معماران برجسته اصفهان بر این باورند که در دوره پهلوی اول بر اثر تغییرات به وجود آمده در ساختار سیاسی و گسترش ارتباط با غرب، اروپایی کردن آداب و رسوم، صنعتی شدن کشور، توسعه زیر بنا‌هایی چون راه‌ها، راه آهن و صنایع، تعقیب سیاست‌های اصلاح طلبانه در امور اقتصادی، آموزشی و نظامی در دستور کار قرار گرفت و آنچه در این میان مهم است، الگو قرار گرفتن غرب در کلیه اصلاحاتی است که دولت، مجری آنها بود.
به گزارش ایمنا، یکی از این معماران و صاحبنظران برجسته ایرانی که در طول عید نوروز امسال از کشور آلمان به شهر گنبد های فیروزه‌ای سفر کرده بود، حسین شایان، استاد دانشگاهی است که تحقیقات گسترده ای پیرامون معماری اصفهان در دوره‌های مختلف چون پهلوی اول و دوم انجام داده است؛ وی که گرد پیری تمام وجودش را فرا گرفته بود وچشمان ریزش از پشت عینک ذره بینی‌اش درشت‌تر به نظر می‌رسید، در گفت و گو با ایمنا نظرات جالبی درباره‌ی معماری دوران گذشته ارائه داد.
از نوع نگاهش به بنا‌های تاریخی و بخش‌های مختلف شهر می‌شد متوجه شد که تجربه‌ی زیادی در معماری و ساخت بناهای تاریخی اصفهان دارد. تجربه‌ای که به گفته‌ی خودش طی سال‌های طولانی در دانشگاه‌های مختلف به دست ‌آورد تا روزی بتواند آگاهی و سطح معلومات خود را به نسل‌های بعدی منتقل کند و امروز که بعد از ۳۰ سال دوری از وطن به شهر اصفهان، جایی که در آن به دنیا آمده بازگشته حرف های زیادی برای گفتن داشت.
طبق مستندات به عمل آمده از دوران قاجار به بعد تغییرات زیادی در نوع معماری ایرانی بوجود آمد؛ به نحوی که از دوران پهلوی به بُعد معماری مدرن و کلاسیک غربی به جای معماری سنتی ایرانی احاطه شد و تغییرات زیادی در شهر سازی و طراحی شهری به‌ وجود آمد.در این رابطه شما با توجه به آنکه تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام داده‌اید چه نظری دارید؟
به یاد دارم که در دوره پهلوی اول دولت نقشی فعال و مهم در اجرای طرح های مختلف ایفا می‌کرد و برای نخستین بار بود که از معماران بیگانه برای ساخت ادارات، وزارتخانه‌ها و کارخانجات استفاده نمود و برنامه بازسازی با سرعت و وسعت زیادی اجرا شد که بر اثر آن بسیاری از طرح های سنتی در شهر‌های بزرگی چون اصفهان از بین رفت و به شهرها عناصر جدیدی مانند خیابان برای تردد اتومبیل، مجموعه‌هایی با عملکرد جدید همچون مجموعه ایستگاه راه آهن و ... اضافه شدند از طرف دیگر تخریب بافت قدیمی شهر‌ها هم از همین دوران آغاز شد.

پس یعنی در این زمان معماری جدید به طور رسمی و آشکار در تقابل زیر بنایی با معماری سنتی قرار گرفت؟
بله همین طور است.دولت ایران تعیین کننده سبک معماری بود و اغلب پروژه های معماری را دولت اجرا می کرد. به طوری که از سال ۱۳۱۰ ه.ش نخستین نشانه‌های مدرن شدن ساختار شهر با احداث خیابان‌های بزرگ جهت آمد و شد اتومبیل شکل گرفت و انجمن آثار ملی با هدف حفظ، نگهداری و مرمت آثار تاریخی در این دوره تاسیس شد.
شما در اظهارات خود به این موضوع اشاره کردید که در سال ۱۳۱۰ نخستین نشانه‌های مدرن شدن ساختار شهری ایجاد شد، حال این سوال در ذهن ایجاد می شود که معماری در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ به چه نحو بود و چه تغییرات دیگری در شهر ایجاد شد؟
در طول این سال‌ها معماری ایران ادامه معماری سنتی بود که از دوره قاجار به پهلوی رسیده بود، همچنین نباید این موضوع را فراموش کرد که ادامه معماری نئو کلاسیک غربی که نقطه آغاز این شیوه نیز در دوران قاجار بود به وجود آمد و از سوی دیگر کاملاً به یاد دارم وقتی که در آن دوران تقلید از عناصر معماری ایران پس از اسلام و پیش از اسلام و سپس آغاز معماری مدرن در ایران به خصوص شهر گنبد‌های فیروزه های ایجاد شد.
در آن دوران چگونه معماری غرب و جریان‌های رایج آن در قالب‌های مختلف بر معماری ایران تاثیر گذاشتند؟
در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ گرایش به معماری کلاسیک به خصوص نئوکلاسیک بسیار دیده می‌شد.این گرایش در معماری ایران دوره پهلوی اول مشهود بود به نحوی که در شهر اصفهان بناهایی همچون بانک تجارت به این شیوه ساخته شدند.
حال با وجود آنکه معماری کلاسیک اروپا بر معماری سنتی ایران در آن دوران احاطه شده بود، از نظر شما مهم ترین ویژگی این گونه از معماری چه بود؟
از جمله ویژگی‌های این معماری عبارت بودند از استفاده از عناصر معماری کلاسیک چون سنتوری و ستون‌ها و سعی در رعایت تناسب های کلاسیک.نکته جالب آنکه در دوره پهلوی اول به دلیل گرایش شاه به هیتلر و اینکه وی تعیین کننده اصلی معماری در دوره خویش بود بکی از عوامل تاثیر گذار بر معماری ایرانی در آن دوران، معماری فاشیستی آلمانی بود که در ساخت بناهای اصفهان هم انعکاس یافت.

حال برگردیم به ویژگی‌های معماری بناهای دوره پهلوی اول که از جمله مهمترین ویژگی‌های معماری ایران در اصهان، درونگرایی بوده است که کارشناسان برای آن دلایل مختلفی آورده‌اند به طوری که عده‌ای معتقدند درونگرایی به صورت کالبدی غالباً به صورت حیاط مرکزی در وسط بنا تجلی یافته و حیاط مهم‌ترین نقش را در شکل‌گیری و سازماندهی بقیه فضاها داشته و تامین کننده نور فضاها و ... بوده است، حال از نظر شما در معماری درونگرا چه ویژگی نهفته‌ای وجود دارد؟
از جمله نکات مهم اینکه در معماری درونگرا در منطقه گرم و خشک، بدنه بیرونی بنا اغلب فاقد روزن و پنجره بوده و تنها عنصر با شکوه معماری و گشودگی در بدنه خارجی بنا، ورودی ساختمان‌ها بوده است.در دوره اواخر قاجار و پهلوی اول با ظهور عملکرد‌های جدید و گرایش به معماری غرب به خصوص در بناهای حکومتی، معماری از درونگرا تغییر یافت و به برونگرا تبدیل شد؛ بنابراین شاخص‌ترین پدیده‌ی معماری در دوره پهلوی اول، برونگرایی بوده است.نکته مهم دیگر آنکه در این دوران پلکان داخلی بناها که قبل از دوره معاصر ارزش فضایی ومکانی کمتری نسبت به دیگر فضاهه داشت، بسیار شاخص شد .
پس می توان اینگونه گفت که در دوره پهلوی اول اصفهان به لحاظ ویژگی های خاص خود و به دلیل برخی سیاست ها اهمیت خویش را بازیافت و مجموعه بی نظیری از فضای معماری پهلوی اول در آن شکل گرفت به نحوی که معماری آن دوره تابع جریانات حاکم بر کل معماری ایران و تهران، مدرن بود با این تفاوت که به خاطر حضور پررنگ و قوی معماری و شهر سازی دوره صفوی و قرار گرفتن اصفهان در مرکز ایران، معماری دوره پهلوی اول در این شهر رنگ و بویی ایرانی تر از تهران و شهر هایی چون رشت و تبریز داشت.حال در آن دوره چه بناهای دیگری در شهر ساخته شدند؟
در آن دوره به خاطر مطرح شدن عملکرد ها و نیاز های جدید، بناهای زیادی در اصفهان ساخته شدند.از جمله بانک‌ها، ادارات، کارخانه‌ها و مدارس جدید و برخی از کاربری های جدید مانند عدلیه، پستخانه، مالیه و ...، به علت غنای مجموعه نقش جهان، در بناهای قدیمی دولتخانه صفوی جای گرفتند چنان که توحید خانه(محل فعلی دانشگاه هنر اصفهان) به زندان، رکیب خانه به اداره ثبت احوال و تالار تیموری به باشگاه افسران تبدیل شد.در آن دوره با مطرح شدن کاربری ها و عملکرد های جدید در کشور، انواع گوناگونی از معماری در اصفهان ظاهر شد.به طوری که از بناهای مهم ساخته شده در این دوره می توان به بناهای اداری چون بانک ها تجارت،ملی و ..، بناهای آموزشی، صنعتی، مسکونی و خدماتی اشاره کرد.نکته جالب آنکه مراکز اداری و بانک ها در بخش غربی میدان نقش جهان و در اطراف دولتخانه قدیمی استقرار یافتند، همچنین کارخانه های نساجی در کناره های محور زاینده رود و در بخش جنوبی چهار باغ، در محل باغات صفوی جای گرفتند.خیابان شمس آبادی تا خیابان شاپور به منطق مسکونی جدیدی تبدیل شدند .
آیا خیابان کشی‌های جدید در آن زمان تغییراتی را در بافت قدیمی و تاریخی شهر اصفهان نیز به‌ وجود آورده بود؟
در آن دوره در شهر سازی به خاطر جریان‌های حاکم بر کشور و تردد اتومبیل‌ها، خیابان کشی‌های صلیبی در اصفهان انجام شد( خیابان هاتف، خوش(طالقانی)، سپه، شاپور، نشاط و ..) که باعث قطع ارتباط بافت‌های تاریخی و به هم پیوسته گردید و حاصل این قطع ارتباط، کمرنگ شدن نقش بازار و انتقال بخشی از عملکرد آن به بدنه خیابان های احداث شده از دوره صفویه تا پهلوی اول است.اتفاق دیگری که در دوره پهلوی اول در بافت تاریخی اصفهان افتاد، تخریب قلعه طبرک بود.
http://www.imna.ir/vdcirqaq.t1auw2bcct.txt
تاریخ ورود:8/9/91

صفحه ی فرهنگ اصفهان در سایت انسان شناسی و فرهنگ:
http://www.anthropology.ir/branches/esfahan

email:malihedargahi@yahoo.com


دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294


 

دیده بانان قلمرو عمومی (2)گفت‌وگو با تعمیرکار ساعت؛ «چهارباغ عباسی» اصفهان

شرح تصویر: یک روز بهاری، خیابان چهار باغ عباسی، حوالی ظهر. جنب بازار هنر، در مغازه تعمیر ساعت ـ معروف به سیکو و ساعت‌های ژاپنی.کافی است در مغازه‌ای، کیوسکی، حجره‌ای مشغول به کار باشیم،  در مسیرهایی مشخص، راننده اتوبوس یا تاکسی باشیم، تا خود به خود، به « دیده‌بانِ قلمرو عمومی » تبدیل شویم. زیرا به مهم‌ترین ویژگیِ این وضعیت که همانا دسترسیِ آسان و سریع به فضا و مکانی مشخص در زمانی معین است، دست یافته‌ایم:

 ناظر بر موقعیت اجتماعیِ همگانی در فضای شهری؛ که البته برای شناساییِ تعاملات درون آن، به معرفت تجربی‌ای نیاز است که به طور نسبی از روابط اجتماعی سردرآورد. به بیانی، چنین فردی، موقعیتش را از قِبَلِ کار و باری به دست می‌آورد که سوای شرایط تاریخی، مبتنی بر تجربه زیسته در محل، مکان و زمانی مشخص است. بنابراین به دلیل تجربه عینی و واقعیِ روزمره‌‌ای که منضم به کسب و کارش است، نسبت به محل و امور مربوط به آن از دانشی غنی برخوردار است. و این یعنی او فقط «بلدِ» قلمرو تحت نظارت خویش نیست، (همویی که هر وقت آدرسی را نمی‌دانیم، به مغازه‌ یا کیوسکش سرک می‌کشیم، و از او راه را می‌جوییم)، بلکه «راویِ» مکان‌ تحت نظارت خویش نیز هست؛ کسی که نَقل و گفتنی‌هایی فراوان از محل دیده‌بانی‌اش دارد. « شاهد» هر روزه‌ای بر اتفاقات مهمِ محل کسب و کار خود ... که ناخودآگاه و از سر معرفتِ هستیِ اجتماعی‌اش، آموخته تا به طور شفاهی و  به رایگان آن‌ها را به نزدیکان، و دوستانش انتقال دهد...

 

1.    دیده‌بان قلمرو عمومی

. سلام، خسته نباشید. ممنون که اجازه این مصاحبه را دادید. لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

محمود کریمی هستم. متولد 1351 ، اصفهانی هستم و کارم تعمیر و فروش ساعت است. همیشه هم کارم همین بوده. من دو فرزند دارم، یک پسر و یک دختر. پسرم شانزده، هفده سالش است و دخترم هشت سال دارد. میزان تحصیلاتم دیپلم است که چون کار می‌کردم برای گرفتن دیپلم خودم درس می‌خواندم و متفرقه امتحان دادم.  از همان اوائل جوانی چون علاقه به این کار داشتم وارد  همین شغل شدم. این کار را اول از پدرم که ایشان هم کارشان تعمیر ساعت بود، یاد گرفتم. سال‌های زیادی در مغازه ایشان در فلکه احمد آباد کار کردم. ده سال است که در این مغازه کار می‌کنم. اما قدمت خود مغازه زیاد است فکر می‌کنم حدود سی سال از قدمتش می‌گذرد. در این مغازه قبل از من همکارم بودند که الان دیگر کار نمی‌کنند.  این‌ مغازه از همان ابتدا همین کارِ تعمیر و فروش ساعت را انجام می‌داده است. پاساژی که درِ مغازه رو به آن باز می‌شود، اسمش «امامی» است و فکر می‌کنم قدمتش شصت، هفتاد سال باشد که الان تو طرح بازسازی افتاده است و شهرداری قرار است تمام این مغازه‌ها را  برای به اصطلاح «بهسازی و نوسازی» تخریب بکند. می‌خواهند همه مغازه‌هایی که در سراسر خیابان چهارباغ می‌بینیم را خراب کنند و همه را به یک بازارچه‌ (مثل بازار هنر و یا امام) انتقال بدهند.

 

. آیا شما طرحش را دیده‌اید؟ 

 ماکتش را بله. جلوتر که بروید هست و میشود آن‌را دید. اما مورد استقبال حداقل کسبه قرار نگرفته است. چون متأسفانه تو طرح شهرسازی‌اش که مثلا خواسته‌اند سبک قدیم را پیاده کنند و همه مغازه ها را در یک بازارچه قرار دهند که این طرح برای کسبه‌ای که امروز کار و کاسبی دارد، جالب نیست. چون برای خریدار ِاصفهانی هنوز جا نیفتاده که آنطور که از مغازه‌های بَرِ خیابان استقبال می‌کند، از پاساژها و بازارچه‌ها خرید کند‌. مردم بیشتر دوست دارند که به مغازه‌ای بروند که بَر باشد، سریع بروند کارشان را انجام بدهند و برگردند. حالش را ندارند که بروند داخل پاساژ و از پله‌ها  بالا و پایین بشوند. و این هم برای خودش دلیلی دارد که به شرایط اقتصادی فعلی برمی‌گردد. چون  قدرت خرید مردم کم شده و خانه ماندن‌شان هم لطفی ندارد. برای همین تفریح‌شان تا حدی تبدیل به «خیابان گردی» شده است. مخصوصاً به خیابان‌هایی می‌روند که در مرکز شهر هستند مثل چهارباغ که بافتی قدیمی دارند، به این‌جاها می‌آیند تا از فضا و مغازه‌هایش دیدن ‌کنند. مثلاً چهار باغ عباسی، خیابانی است گذری که هم برای تفریح است و هم کم و بیش برای خرید....  به هر حال در این حالت مورد استقبال قرار نگرفته است. مگر اینکه این طرح در چهارباغ عباسی حالت یکنواختی پیدا کند. و بازارچه به هر دو سمت غربی و شرقی خیابان کشیده شود. تا حالت گذری و تفریحی‌اش به هر دو ضلع و طرف خیابان ادامه پیدا کند و تردد مردم در هر دو سو انجام بشود. نه اینکه مثل بازار هنر فقط در یک طرف خیابان بازارچه ایجاد شود. چون این کار باعث می‌شود که بازارچه، جمعیتِ خیابان‌گردِ چهارباغ عباسی را از دست بدهد. در نظر بگیرید وقتی یک طرف خیابان مغازه‌هایش تخریب شود و به اصطلاح به بازارچه منتقل شود، و آن طرف خیابان مغازه‌هایش همچنان سر جای خود باقی بمانند، مردم اعم از خیابان‌گرد و خریدار، همان طرفی را ترجیح می‌دهند که مغازه‌هایش بَرِ خیابان و بیرون از بازارچه هستند.

 

. اگر امروز به شما بگویند شهردار اصفهان شده‌اید، اولین تصمیمی که برای شهر اصفهان می‌گیرید چیست!؟

خب اصفهان شهری است که جاذبه‌های گردشگری‌اش زیاد است. و الحمدالله شهردار اصفهان هم در این خصوص به شهر رسیده است، از لحاظ فضای سبز و جاهای دیدنی‌اش. ولی خب باز بهتر از این هم می‌تواند باشد که استفاده بیشتر و بهتری مردم (چه اصفهانی و چه گردشگرها) از آن ببرند. من خودم شخصاً فکر می‌کنم از زاینده رود، خیلی بهتر از این‌ها می‌شود استفاده کرد. هر چند که متأسفانه دوباره می‌خواهند آب را ببندند. اما وقتی باز باشد می‌توانند از دور و اطرافش برای درست کردن خیلی از مکان‌ها برای جوان‌ها و بچه‌ها استفاده کنند. مثلاً کتابخانه، یا وسائل تفریحی و بازی‌ای که برای جوان‌ها باشد. این وسائل برای کودکان در آن‌جا هست، اما برای تفریح و سرگرمی سالم جوان‌ها در آن اطراف فکری نشده است که اگر بتوانند رسیدگی کنند خیلی بهتر است. چون خیلی از معضلاتی که در جامعه پیش می‌آید، جوان‌ها با آن درگیرند. «جوان»، وقتی تفریح و مکانی برای آن نداشته باشد، انرژی‌اش را‌‌ که می‌باید تخلیه کند، به معضلاتی در جامعه تبدیل می‌شود. اگر بتوانند امکاناتی برای جوان‌ها به وجود بیاورند، دیگر فکرشان دنبال جاهای انحرافی نمی‌رود. زمین‌های بازی و ورزشی در اطراف رودخانه برای دخترها و پسرهای جوان. جایی که بتوانند انرژی‌شان را تخلیه کنند و سرحال باشند.

 

. با توجه به موقعیت محلی این مغازه، آیا مشتری‌های شما بیشتر عبوری هستند؟

بله همینطور است. این‌جا به دلیل اینکه بیشتر محل تفریح و خرید است، بیشتر مشتری‌هایی می‌آیند که به اصطلاح عبوری و گذری هستند. خانم یا آقا ساعتش مشکلی داشته حالا یا تعمیر و یا نیاز به باطری یا بند داشته، وقتی برای تفریح و یا کاری از خانه بیرون می‌آید، آن‌را همراه خود برمی‌دارد تا به یک تعمیراتی نشان دهد و برایش باطری یا بند تهیه کند. آن‌هایی که در محله‌ها و یا خیابان‌های فرعی هستند، مشتری‌های مخصوص و به اصطلاح دائمی خودشان را دارند. که این‌ها یا نزدیک خانه‌ها هستند یا نزدیک محل کار.

. لطفا بفرمایید مهم‌ترین اتفاقی که در این خیابان، طی ده سال گذشته افتاده و شما شاهدش بودید، چه بوده است؟

والا هر روز کم و بیش اتفاقی تو این خیابان می‌افتد. معمولا همایشی‌هایی که در هتلی که جلوتر است برگزار می‌شود، شرکت‌کنندگانش خب از این‌جا رد می‌شوند و هر کدام حال و هوای خودشان را دارند. دیگر خدمت‌تان عرض کنم راهپیمایی‌هایی که بنا به مناسبتی برگزار می‌شود، باز مسیرشان از این خیابان است که به سمت میدان امام می‌روند و یا دستجات عزاداری در ایام سوگواری و ...؛ اما آنچه که در ذهن من به عنوان یک خاطره مانده، زمان انتخابات سال هشتاد و هشت و شورش‌هایی بود که در این خیابان به صورت تظاهرات مردم و یا دویدن از دست سربازان ضد شورش  اتفاق می‌افتاد که ما کاسب‌ها همگی‌مون شاهدش بودیم. ولی اتفاقات روزمره‌ای هم هست که قابل گفتن است. همانطور که می‌بینید، مغازه من، درست مقابل ایستگاه اتوبوس است. و بارها و بارها اتفاق افتاده که به محض این‌که مسافر از اتوبوس پیاده شده، متوجه می‌شود که کیفش را زده‌اند. وضع اقتصادی که بد شده، متأسفانه از این اتفاق ها خیلی می‌افتد. معضلاتی هم پیش آمده. از لحاظ دزدی، اعتیاد و همه چیز...  خانم یا آقا که از اتوبوس پیاده می‌شن، وقتی متوجه می‌شوند که کیف‌ پول‌شان نیست، سراغ ما می‌آیند.  به این امید که از کیف یا جیب‌شان افتاده باشد، و ما آن‌را پیدا کرده باشیم. و یکی دیگر از اتفاقات روزمره اینکه چون در این حوالی چند تا مدرسه هست، بعد از تعطیلیِ محصلین برای ما کاسب‌ها یک مقدار مشکل پیش می‌آید. چون از ساعت 12 و نیم تا 2 بعد از ظهر شلوغ‌بازی‌های دخترها و پسرهای جوان در خیابان باعث می‌شود که در این مدت زمان، مشتری‌ای که به هوای آرامش و تفریح و خریدی ولو اندک به این خیابان و منطقه آمده، از خرید و دیدن اجناس پشت ویترین مغازه‌ها منصرف بشود.

. آیا سرقفلی این‌جا متعلق به شماست؟ برای واگذاری مغازه‌، آیا شهرداری  با شما وارد مذاکره می شود؟

حقیقتش سر قفلی این ملک متعلق به همکارم است که با هم کار می‌کنیم اما خود ملک متعلق به کسی دیگر است. به شخص من چیزی تعلق نمی‌گیرد. ولی به شخصی که سرقفلی به نامش است و همکارم من است، بله تعلق می‌گیرد. آن زمانی که می‌خواهند به شهرداری واگذار کنند، بر اساس آن نرخی که خود شهرداری تعیین می‌کند، یک چیزی می‌گیرند که متأسفانه رضایت خیلی‌ها کسب نمی‌شود.

. آن زمان شما چه می‌کنید؟

خب این طرح، که صحبتش مربوط به حالا نیست، هفت، هشت سال است که صحبتش است. من هم سه، چهار سال پیش به اتفاق اخوی رفتیم یک مغازه خاص همین کار در مجتمع کوثر گرفتیم. که صبح‌ها خانمم آن‌جا را اداره می‌کند و بعد از ظهرها وقتی همکارم این‌جا مشغول به کار می‌شود، من آن‌جا را می‌گردانم.

 

2.    احوالات شخصی

. برادر و همسرتان هر دو مثل شما تعمیرکار ساعت ‌هستند؟

خانمم در حد کارهای جزئی و سرپایی مثل تعویض باطری و بند ساعت وارد است. و یا می‌تواند کارهای مربوط به فروش را انجام دهد. اما کارهای تعمیری را که این‌ روزها خیلی هم کم شده، نگه می‌دارد تا من بروم مغازه. ولی برادرم مثل خود من کار را از پدرم یاد گرفته و تعمیرکار ساعت است. همسرم، فقط صبح تا ظهر و فقط در همان مغازه خودمان کار می‌کند. ایشان بیشتر ترجیح می‌دهد منزل باشد و به کارهای بچه‌ها و منزل رسیدگی کند. کار خانه و نگهداری از بچه‌ها به اندازه کافی پر مشغله هست!

. شما و همسرتان از زندگی‌‌ای که دارید، راضی هستید؟

 متأسفانه با توجه به وضع اقتصادی‌ای که پیش آمده و گرفتاری‌هایی که هست، بالاخره هر مرد و زنی نیاز دارند و باید تا جایی که می‌توانند برای آینده بچه‌هاشان بیشترین تلاش را بکنند. چه از لحاظ خانه یا ماشین یا هر چیز که آینده بچه‌هاشان را تأمین کنند، خب با یک سری مشکلاتی مواجه هستند. راضی بودن از نظر این مشکلات روزمره، خب نه راضی نیستیم به آن شکل ...؛

. آیا هنوز هم به شغلتان علاقه‌مندید؟

ببینید من اول که درسم را گذاشتم کنار، شغل پدرم را دوست داشتم. دلم می‌خواست شغل ایشان را داشته باشم و مشغول آن شوم و به خاطر علاقه زیادم، پیشرفت‌هایی هم داشتم. اما خب به مرور زمان که وضع اقتصادی این‌ جوری شد، مثل  هر کسی دیگری که دوست دارد به زندگی‌اش از نظر اقتصادی سر و سامانی بدهد، تنوع و پیشرفتی داشته باشد، من هم  گرفتار این اوضاع شده‌ام. خب بعضی از شغل‌ها هست که متاسفانه بعد از یک مدت از رونق می‌افتد. مثل شغل ما. سابق مثلا یک ساعتی که  دور و بر صد هزار تومن قیمتش بود، اگر مشکلی پیدا می‌کرد و نیاز به تعمیر داشت، طرف تعمیرش را ترجیح می‌داد تا بخواهد آن‌را کنار بگذارد و ساعت جدیدی بخرد. و اینطوری برای ما بهتر بود. چون کار همیشه برایمان بود. اما به مرور زمان چین وارد عرصه [تولید انبوه] شد و یک سری ساعت‌های تقلبی، یک‌بار مصرف و بی‌کیفیت و خب البته ارزان وارد بازار شد. که آن هم برای خودش تنوعی دارد. چون طرف حساب می‌کند که «این‌که من بخواهم ساعتم را تعمیر کنم و ده، بیست هزار تومان خرجش کنم، به جایش می‌روم یک ساعت نو می‌خرم سی، چهل هزار تومن، یک سالی به دستم می‌بندم و بعد که خراب شد، دوباره می‌روم یکی دیگر می‌خرم و عوضش می‌کنم». این‌ جوری است. شغل ما هم مثل خیلی شغل‌های دیگری که «تعمیراتی» است، امروزه از رونق افتاده، و دیگر رونق سابقش را ندارد، چون غیر ضروری می‌شوند. سابق یک ساعت مچی بود، که طرف به دستش می‌بست، یک ساعت زنگ‌دار بود که باهاش صبح‌ها بیدار می‌شد، یک ساعت دیواری بود که به دیوار اتاق و هالِ خانه‌اش نصب می‌کرد ... ، اما به مرور زمان موبایل آمد تو کار و با این موبایل‌هایی که الان وجود دارد، و همه هم دارند، این کارها توسط همان گوشی شخصی انجام می‌شود.حتا ماشین‌ها هم الان ساعت دار شده‌اند. یعنی هر جا که پا می‌گذارند و هر جایی که هستند، ساعت جلوی چشم‌شان است. ... به لحاظ راضی بودن، تا زمانی که کار باشد راضی هستیم. وقتی کار نباشد، بالاخره نارضایتی پیش می‌آید. خب به خاطر پیشرفت تکنولوژی برخی شغل‌ها دیگر مصرف‌شان تمام می‌شود. نمی‌خواهم بگویم «بلااستفاده»، تا یک حدودی می‌شود گفت، استفاده کمی پیدا می‌کنند. حالا ساعت بیشتر تجملی شده است تا اینکه مثلاً استفاده و نیاز ضروری باشد.

. از افراد خانواده شما چند نفرشان فروشنده و تعمیرکار ساعت هستند؟  

کلاً پنج برادر هستیم که سه نفرمان این شغل را دارند. اما در حال حاضر یکی از ما سه نفر وارد ارگانی شده‌ و تغییر شغل داده. ولی من و برادرم همچنان تو همین شغل هستیم.

 

. در صورتی که پسرتان درباره شغل آینده‌اش با شما مشورت کند، چه پیشنهادی به او می‌کنید؟

جوانان امروز که با تکنولوژی امروزی مواجه‌‌اند، شغل‌هایی به ذهنشان می‌رسد که جدید باشد و ممکنه دیگر علاقه‌ای به شغل پدری نداشته باشند. سابق بر این شغل‌ها محدود بودند. اما الان خوشبختانه تنوع زیادی پیدا کرده‌اند. پسر من به نجوم علاقه زیادی دارد و دوست دارد در آینده رشته هوا ـ فضا بخواند. خب معیار و نظراتی برای خودش دارد. و از نظر حمایت مالی، من به او گفته‌ام که متکی بر پدر و مادر نباید باشد. گفته‌ام که تا جایی که بتوانم هزینه تحصیلش را تأمین می‌کنم، نتوانستم مثل خیلی‌های دیگری که به خاطر تلاش خودشان پیشرفت کرده‌اند،  او هم باید خودش در کنار درسی که می‌خواند تلاش کند، حرفه‌ای یاد بگیرد تا روی پای خود بایستد. متاسفانه از حرفه من چیزی یاد نگرفته است زمان‌هایی که من جایی کار داشته باشم و قرار باشد در مغازه بماند، در حد تعویض بند و باطری می‌داند. نه من یادش داده‌ام و نه او خودش خواسته و متاسفانه از حرفه دیگری هم سررشته ندارد.

 

. به سفر هم می‌روید؟

بله، کم و بیش به سفر می‌رویم. با وجود دغدغه‌های مالی اخیرم، این‌طور نیست که بگم حتماً باید بمانم و در مغازه کار کنم و جایی با خانواده‌ام نروم. بله پیش آمده که صبح جمعه به خانم و بچه‌ها بگم اسباب‌ها رو بگذاریم ماشین و بیرون از شهر برویم و تا شب هم برمی‌گردیم. جاهای تفریحی و یا زیارتی را دوست دارند و با اینکه متاسفانه توان رفتن به کشورهای خارج را نداریم اما سعی می‌کنیم در کشور خودمان جاهای تفریحی، خوش آب و هوا، وقت داشته باشیم شهرهای شمالی  و یا زیارتی‌اش را  در همین داخل و یا حتا دور و اطراف اصفهان را از دست ندهیم.

 

اصفهان ـ اردی‌بهشت 1394  

 

 

اشتراک در RSS - کلانشهر اصفهان