معماری و شهر (اواخر قاجار و مشروطه)

تصویر: میدان توپخانه قدیم
تهیه و تنظیم: زهره دودانگه
تاریخ ورود مدرنیته به ایران به دوره قاجار باز می گردد. این مدرنیته در عرصه های مختلفی مانند ادبیات و شعر و هنر نمود یافت. شهر نیز از این جریان بر کنار نبوده و چهره اش دگرگون شد. این دگرگونی با تکوین فضاهای جدیدی در بطن شهر به وقوع پیوست و تلفیقی از سنت و مدرنیته را در عرصه آن رقم زد. فضاهایی چون خیابان و راستۀ تجاری، میدان، تماشاخانه و عناصری چون تراموای اسبی، سنگفرش خیابان، چراغ برق معابر همه حکایت از مدرن شدن شهر ایرانی دارد.این مدرنیته در شهر تهران پا به عرصه وجود نهاد.

امروز تحولان رخ داده در فضاهای شهر تهرانِ روزگار قاجار را با نام سبک تهران در معماری و شهرسازی می شناسیم. سبکی که خود را در امتداد مکتب اصفهان در شهرسازی مطرح می کند، اما همزمان مدرنیته اروپا را نیز در خود می پذیرد. گویا ترین نمونه این تلفیق را می توان در میدان توپخانه تهران دید. میدانی که بی شباهث با نقش جهان اصفهان نیست، اما از تناسبات میادین رنسانس و باروک تبعیت کرده و به جای عناصر سنتی، پدیده های مدرنی را جایگزین می کند. در جستجویی که برای تشکیل این پرونده انجام شد، آشکار شد که تا کنون دربارۀ تحولات فضاهای معماری و شهری در دوره مذکور پژوهش های انگشت شماری صورت پذیرفته است. سخنی از سبک تهران در نوشته نیست و گویا این دوره مهم تاریخ فضا به دست فراموشی سپرده شده است. نتایج جستجو در قالب ساختار ذیل ارائه شده است؛ ضمن اینکه باید اشاره شود که به نظر نگارنده بهترین منبعی که تا به امروز درباره تحولات معماری و شهرسازی در این دوره و سبک تهران  وجود دارد، کتاب از شار تا شهر نوشته دکتر سید محسن حبیبی متعلق به انتشارات دانشگاه تهران است. فهرست مطالب الف- کلیاتی در باره ورود مدرنیته به فضا در اواخر دوره قاجار و عصر مشروطه 1- نخستین پژواک مدرنیته در ایران/سید محسن حبیبی 2- دوران صد ساله تجدد در شهرسازی و معماری ایران/ رضا مقتدر 3- طرح مسئله مشروطه و حوزه عمومی/ هومن فروغمند اعرابی 4- سیر تحول سیاستهای مداخله در بافتهای کهن شهری در ایران/ محمد مهدی عزیزی 5- معماری ایران در دوره قاجار/ مهدی افشار اصل، محمد باقر خسروی 6- اگر پلان های ساختمانی دوره ناصری را ورق بزنید؛ صدای پای مشروطه را می شنوید 7- بازنمایی ابنیه در نقاشی های دوره قاجار ب- ورود مدرنیته به شهر تهران  1- تاثیر تجدد بر سازمان فضایی شهر تهران در اواخر دوره قاجار/ سید ابوالحسن ریاضی 2- عرصه‌ها و نهادهای شهری در تهران عصر مشروطه/ هدیه نوربخش 3- تهران مدرن در دوره قاجار /روزنامه سرمایه 4- (طهران) چگونه (تهران) شد؟/ حبیب میرزایی 5- شهرنشینی در تهران (مقایسه ای بین دوره ناصری و رضا شاه) 6- رویکردی تاریخی به تغییر محله‌ها در شهر تهران/ نرگس آذری ج- عناصر فضایی  1- بررسی تأثیر راه‌ها بر شکل‌گیری نظام ساختاری شهر تبریز در دورهء قاجار/ لیدا بلیلان اصل 2- ساختار محلات شکل دهنده به شهر قاجاری، بررسی نظام اجتماعی در ساختار شهرهای ایران وتبیین جایگاه محلات به مثابه نظام اجتماعی شکل‎دهنده به شهرقاجاری/ فرامرز پارسی، کاوه منصوری 3- تکیه دولت/ حسن علی پورمند، سید حبیب الله لزگی 4- درآمدی‌ بر تکیه‌های‌ دولتی‌ در عصر قاجار/ مسعود کوهستانی‌نژاد 5- مدارس قدیم تهران در عهد قاجار/نورالله کسایی 6- جلوه های سنت و تجدد در فضاهای ورودی خانه های تهران دوره قاجار/مینا رمضان جماعت ، جواد نیستانی د- نمونه فضاهای خاص متعلق به این دوره 1- لاله زارـ عرصه تفرج، از باغ تا خیابان(شکل گیری خیابان به سبک اروپایی در دوره ناصرالدین شاه)/محسن حبیبی و زهرا اهری 2- هنر و معماری قاجار مسجد جامع قزوین/ سعدی ملکی 3-خیابانی برای گفتگوی ادیان در تهران/فردا نیوز 4- میدان توپخانه/ویکی پدیا   الف- کلیاتی در باره ورود مدرنیته به فضا در اواخر دوره قاجار و عصر مشروطه 1- نخستین پژواک مدرنیته در ایران/سید محسن حبیبی در بحث پیرامون تأثیر عوامل بیرونی بر جامعهء ایران،اکثر منقدان از این پیش فرض حرکت‏ می‏کنند که ارزش‏ها و معیارهای برونی،زمانی که به ایران راه یافتند با جامعه‏ای کاملا ایستا روبرو شدند.ازاین‏رو،این افراد تغییرات اجتماعی،اقتصادی و سیاسی جامعه ایرانی را از این دوره به بعد، اگرنه تماما که عمدتا ناشی از برخورد جامعه‏ای شرقی یا سنتی دارای ارزش‏ها و هنجارهای‏ تزلزل‏ناپذیر با ارزش‏ها و هنجارهای غربی یا مدرن می‏دانند.مقالهء حاضر سعی دارد نشان دهد که‏ این بینش در زمینهء شهرسازی به نظر درست نمی‏آید.یعنی تا آنجا که مسئله به شهرسازی‏ برمی‏گردد،ارزش‏ها و معیارهای غربی وقتی به ایران رسید،به جامعه‏ای وارد شد که خود در تلاش‏ برای نوسازی خویش بود.تلاش در جهت بازبینی ارزش‏های خویش برمبنای ذگرگونی شرایط تاریخی درونی.در کنار این تلاش،البته ما شاهد گشایش جامعه بر روی ارزش‏ها و معیارهای برونی‏ نیز هستیم،گشایشی که ناشی از ارزیابی منفی یک جامعه نسبت به وضعیت عمومی خویش در رابط با جهان است.جامعه‏ای که احساس می‏کند برای ادامهء حیات باید به تغییراتی تن دهد.به‏ این معنا،جامعه از سویی تحت تأثیر عوامل درونی اقدام به تغییر خویش کرده است ودر جهت این‏ تغییر به شیوه‏ای که خود می‏شناسد گام بر می‏دارد و از سوی دیگر سویهء این تغییرات تحت تأثیر عوامل برونی عوض می‏شود. اولین بار که ایرانیان با وصف شهرهای اروپایی و نیمه اروپایی در صدد رسیدگی به شهر خود شدند،در دوران صفویه بود1.توصیف از استانبول و...پادشاهان صفوی را بر آن داشت تا پایتختی در خور سلطنت خویش و کشور ایران بنا کنند.اصفهان نتیجهء این تصمیم است.امّا دولت‏ صفوی زمانی به این کار همت گماشت که دولتی بود نیرومند و ازاین‏رو توانست با آرامش لازم  دگرگونیهای تمدن عصر خویش را جذب و هضم کند و خودی سازد،یعنی خود،دگرگونی خویش‏ را سامان و سازمان دهد.حال آنکه این خود آگاهی در شهر سازی قاجاریه و پهلوی کم و کمتر به‏ چشم می‏آید و ما هربار بیش از پیش با دگرگونی‏های مهار گسیخته که توسط عوامل برون سر امر می‏شوند روبرو هستیم.مقالهء حاضر به تحلیل و ارزیابی این مهار گسیختگی و علل و نتایج آن در شهر سازی دوران قاجار می‏پردازد. منبع: نشریه گفتگو، بهار 1373، شماره 3 لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.net/view/fa/articlepage/538394 تاریخ ورود: 09/09/1391   2- دوران صد ساله تجدد در شهرسازی و معماری ایران/ رضا مقتدر چکیده :بررسی تاریخ شهرسازی و معماری ایران بعد از اسلام نشان می‏دهد که مسائل‏ شهرسازی،به معنای امروزی آن،در اغلب شهرهای سرزمین ما مطرح نبوده‏ است.شهر به آرامی،با رشد و توسعه‏ای تدریجی،و پیرو سنت‏های معماری‏ زمان،سطوح آزاد داخل حصار را دز برمی‏گرفت و تغییراتی که در بافت‏ کالبدی آن،در نتیجهء مسائل اقتصادی و پا رویدادهای سیاسی و مذهبی،به وجود می‏آمد تناسب‏ها و مقیاس‏های فضای شهر را دگرگون نمی‏کرد. اصفهان تنها شهری بود که در اواخر قرن شانزدهم میلادی،با سلطنت شاه‏ عباس اول و با دخالت و قدرت حکومت و کمک دانشمندانی چون شیخ بهائی و معماران زمان،از فضائی بسته به فضائی گشوده مبدل شد.این شهر از محدودهء حصار خود تجاوز کرد و به یاری طرحی هوشمندانه و پیشرو توسعه یافت‏ حدود یک قرن خطوط اصلی این طرح جامع از سوی پادشاهان سلسلهء صفوی و حکومت آنان دنبال شد و در نتیجه مجموعه‏های معماری بی‏نظیری در بافت شهر به وجود آمد و اصفهان در زمره زیباترین شهرهای جهان قرار گرفت. در قرن هیجدهم و ابتدای قرن نوزدهم میلادی،که دوران انتقال معماری‏ صفویه یه معماری زندیه و بالاخره به معماری قاجار بود،در نتیجهء ضعف‏ دولت‏های این زمان به تدریج کیفیت هنری و به خصوص کیفیت ساختمانی و مصالح به کار کرفته رو به انحطاط رفت. از دهه‏های اول قرن نوزدهم که آوازهء پیشرفت و ترقیات صنعتی اروپا،و تأثیر آن در شهرنشینی و مسائل شهری،به ایران رسید و اثری بیدارکننده در آن به‏ وجود آورد،میل به تجدید بنای ممکلت و در نتیجه نیاز به فراگیری‏"علوم‏ جدیده‏"و تغییر اصول تعلیماتی حالت ضروری به خود گرفت.در نتیجه،در دوران ولایت عهدی عباس میرزا(1799-1833)،که خود در این کار پیشقدم‏ بود،دولت تعدادی اندک از جوانان را،به ابتکار و دستور او،برای فراگیری‏ علوم و حرفه‏ژهای مورد نیاز راهی اروپا کرد. از میان گروه بعدی محصلینی که در سال 1843 م عازم دینای غرب شدند عبد الرسول خان و میرزا رضا برای فرگیری حرفهء مهندسی انتخاب گردیدند. بازگشت این دو مصادف شد با دوران صدارات میرزا تقی خان امیر کبیر (1847-1851 م)،مرد بزرگ و روشنفکر ایران که تحت تأثیر پیشرفت‏ های روسیه و عثمانی قرار گرفته و به سیر ترقی ملل غرب و به موجبات‏ انحطاط اوضاع ایران واقف گردیده بود.امیر کبیر از بدو خدمت برای‏ تجدید بنای کشور تلاش همه جانب‏ای را آغاز کرد و دست به یک‏ رشته اصلاحات اساسی زد که مهمترین آن‏ها،از نظر مطالب طرح شده در این نوشته،ایجاد«مرکز تعلیم و تعلّم»است.برای تدریس در این مدسهء عالی‏ که بالاخره با نام‏"دار الفنون‏"شروع به کار کرد تعلیمات مدرن غربی از طریق استادان‏"فرنگی‏"به ایران راه یافت.بنای این ساختمان که در داخل حصار ارگ سلطانی قرار می‏گرفت به میرزا رضای نامبرده‏ در بالا محول شد.ساختمان دار الفنون مجموعهء ساده‏ای بود از کلاس‏ها و آزمایشگاه‏ها که،با راهروی عریض متکی به قوس‏های نیمه بیضوی، دورا دور باغچه مرکزی را گرفته بود.قسمتی از اطاق‏های کار در طبقهء دوم‏ قرار داشت. نقشه‏های میرزا رضای مهندس باشی برای اجرای ساختمان در اختیار محمد تقی معمار باشی قرار گرفت.ساختمان دار الفنون،که احتمالا اولین‏ بنای دولتی است که توسط یک معمار ایرانی تحصیل کردهء"فرنگ‏"طراحی شده، در نوامبر 1851 م.افتتاح شد،درست در همان زمان که بانی بزرگ آن،امیر کبیر، در باغ فین کاشان در تبعید بسر می‏برد و در انتظار سرنوشت شوم‏ خود بود. مدرسهء دار الفنون،که در آن برای تعلیم از روش‏های اروپایی استفاده می‏شد، منشاء تحولات فکری مهمی در ایران گردید.در واقع،می‏توان این مدرسه را راه‏ گشای تعلیمات عالیهء جدید و وسیلهء ترویج علوم در نیمهء دوم قرن نوزدهم‏ میلادی در ایران دانست.فارغ التحصیلات این مدرسهء عالی گروه روشنفکرانی‏ را در ایران به وجود آوردند که به نهضت تجددخواهی و مبارزه با خرافات‏ و به نشر افکار آزادیخواهانه در عهد ناصری کمک فراوان کرد.در دار الفنون‏ از میان دروس متعدد،ریاضی،مهندسی،طراحی ونقشه برداری نیز تدریس‏ می‏شد و در اولین دورهء آن دوازده دانشجو در رشتهء مهندسی نام نویسی کرده‏ بودند.تهیهء چند نقشهء ارزندهء قدیمی،و به خصوص نقشه‏های پایتخت در سال‏های 1857 و 1890 م را مرهون گروه مهندسی این مدرسه هستیم.نقشهء اول را مهندس اگوست کرشیش(Auguste Krziz)اطریشی،معلم معماری، ریاضی و هندسه با کمک شاگردانش،محمد تقی خان که از او نام بردیم و ذو الفقار بیک-و نقشهء دوم را میرزا عبد الغفار خان،ملقب به نجم الدوله،امضاء کرده‏اند. درمیان گروه محصلین اعزامی به اروپا(در سال 1857 م)،که بیشتر آن‏ را دانشجویان دار الفنون تشکیل می‏دادند،شخصی بود به نام میرزا مهدیخان‏ که طی هشت سال اقامت در فرانسه و اخذ دیپبم دبیرستان(Baccalaureat) و دیپلم مهندسی از اکل سانترال(Ecole Centrale)با تخصص در رشتهء معماری در سال 1864 م راهی میهن شد.میرزا مهدی خان در تهران سال‏ها سرگردان بود و دوران بسیار مشکلی را گذرانید تا اینکه با کمک استاد محمد معمار قمی و حاج ابو الحسن معمار باشی مأمور تهیهء قسمتی از نقشه‏های‏ مسجد سپهسالار و عمارت بهارستان شد(1878 م).طرح تعدادی از ساختمان‏های دولتمندان عصر را نیز به میرزا مهدی خان شقاقی که به لقب‏ ممتحن الدوله مفتخر شده بود نسبت می‏دهند.با میرزا رضای مهندس باشی‏ و سپس میرزا مهدی خان،که هردو تحت تأثیر اصول و قواع حرفه‏ای‏ دنیای غرب بودند،حرفهء طراحی معماری از حرفهء معمار سازندهء بنا جدا می‏شود. ممتحن الدوله در آثار خود عناصری از معماری اروپائی را دخالت داد.یکی‏ از ره آوردهای او که با استقبال فراوان روبرو شد طرح سرسراهای بزرگ و پله کان‏های باز به سبک اروپائی بود که جای راهروها و پله‏های بستهء معماری سنتی را می‏گرفت.از اینرو بود که در سال 1885 م،محمود خان‏ ناصر الملک،وزیر خارجهء وقت،تهیهء طرح پله‏ای شبیه پلهء کاخ‏"بوکینگهام‏ پالاس‏"را به او سفارش داد! معماری دورهء قاجار،که در نیمهء اول قرن نوزدهم میلادی در دنبال روی از معماری سنتی قرون گذشته به تدریج به کیفیت پائین‏تری رسیده بود، درنیمهء دوم همان قرن یکسره آسیب پذیرشد.به علت ارتباط با دنیای‏ غرب و گرایش زمان،معماری این دوره به آسانی تحت تأثیر معماری‏ اروپایی قرار گرفت که از راه روسیه و قفقاز و ترکیه از شمال،و خلیج فارس‏ بوشهر از جنوب،به ایران رسیده بود.معمارهای معروف محلی نیز تا حدی طرز فکر و سلیقهء تازه را دنبال کردند.یکی از این امکانات تازه که سیمای اغلب‏ شهرهای بزرگ ایران را تغییر داد پوشش ساختمان‏ها با داربست چوبی و شیروانی بود که جای بام‏های طاقی و گنبدی را می‏گرفت.علی محمد خان‏ معمار باشی،یکی از معماران معروف این دوره است که طرح ساختمان‏های‏ صاحب قرانیه،سلطنت آباد و عشرت آباد را به او نسبت می‏دهند و در آثارش‏ آمیزش معماری سنتی با معماری غریبه به چشم می‏خورد.در همین دوره‏ در معماری ساختمان‏های داخل ارگ سلطانی نیز به پیروی سلیقهء زمان تغییرات‏ مهمی داده شد. در تمام دورانی،که ساختمان‏های حکومتی و اعیانی با معماری غربی و روسی‏ ترکیب می‏شد،ساختمان‏های مسکونی متوسط در سطح شهر و به خصوص‏ در محلات قدیمی تا حدی هم شکل و هم آهنگ با ویژگی‏ها و خصوصیات معماری‏ سنتی بنا می‏شد.به این ترتیب که فضای خانه فضای بسته‏ای بود که به وسیلهء هشتی و یا راهروئی به معبر خارج ارتباط پیدا می‏کرد."اطاق دم دری‏"جنبهء بیرونی خانه را داشت و بقیه اطاق‏ها،با چند پبه ارتفاع،حیاط مرکزس را که‏ در میان آن حوض آب قرار داشت دور می‏زد.اطاق‏های رو به جنوب بیشتر در طمستان و اطاق‏های رو به شمال و زیرزمین و بام خانه برای زندگی تابستانی‏ مناسب بود.زیر زمین،آب انبار و گاه آشپزخانه و سرویس‏های خانه با چند پله‏ پائین می‏رفت و زیر اطاق‏ها قرار می‏گرفت.عناصر مسکن در معماری عامیانه به‏ صورت الگوئی همگانی درآمده بود و به خوبی جوابگوی شرائط اقلیمی محیط خود می‏شد. در اواخر قرن نوزدهم،با استقرار سفارت خانه‏ها و نمایندگی‏ها و اقامت می‏گردد(1884 م) و با تعبیهء ریل‏ها در محورهای اصلی شهر"واگن اسبی‏"به راه‏ می‏افتد(1889 م)و سرانجام پایتخت قیافهء شهری جدی به خود می‏گیرد. در شمال شرقی تهران،"میدان مشق‏"با دیواری به سبک معماری سنتی به‏ اطاق‏های آجری محصور می‏شود و در قسمت شمال آن عمارت قزاق خانه با معماری روسی به این مسدان ابهت می‏دهد(1890 م)و بالاخره اولین هتل تهران، هتل دو فرانس،آمادهء پذیرائی از مهمانان خارجی می‏شود. اغلب این تغییرات و نوآوری‏ها در اثر مسافرت و رویاروئی دولتمندان، بازرگانان،محصلین و سیاحان ایرانی با جهان پیشرفتهء غرب و مردم آن دیار بود که آرزوی نوسازی مملکت و دسترسی به دوران تجدد را در آن‏ها بیدار می‏کرد. این اعتقاد به کسب علوم و فنون غربی در ابتدای قرن بیستم میلادی به درجه‏ای‏ رسید که در سال 1911 م،چند سال پس از افتتاح مجلس دار الشورای ملی،قانون‏ اعزام محصل به تصویب آن رسید و دولت مأمور شد که در همان سال تعداد سی‏ دانشجو به اروپا اعزام دارد. در دوران حکومت سلاطین قاجار،به علت ناتوانی دولت،فقر مالی و مهمتر از همه فقدان سیستم ادارس صحیح و برنامه‏ریزی مملکتی،راه تجدد به کندی‏ پیموده می‏شد و شمار طرح‏های زیر بنائی و نوسازی مملکت ناچیز بود و ایران‏ از نفوذ و قدرت فیزیکی و سرمایهء دولت که اساس شهرسازی و توسعهء صحیح‏ شهری است بهرهء چندانی نداشت.یا انقلاب مشروطیت و ایجاد نخستین مجلس‏ ملی و نشر و گسترش آزمان‏های دموکرتیک در کشور از سویی،و در پی‏ جنگ جهانی اول و انقلاب روسیه-که در اوضاع داخی ایران تأثیری عمیق‏ گذارده بود-از سوی دیگر،زمینهء مساعدی برای پیدایش دولتی متجدد در کشور فراهم شد.و سرانجام با آغاز سلطنت رضا شاه پهلوی(1304)،دوران‏ نوینی در شهرنشینی ایران آغاز گردید.در این دوران حکومت مصمم بود ایران‏ عقب افتاده آنروز را به هر قیمت و با سرعت به سوی سازندگی و تجدد سوق‏ دهد. علی رغم واکنش منفی و مخالفت‏های ریشه دار نیروهای سنتی،دو عامل‏ اجتماعی دولت را در حرکت به سوی این هدف کمک می‏کرد:یکی علاقه و آرزوی تعداد زیادی از روشنفکران و ترقی‏خواهان به پیشرفت جامعه و مملت،و دیگری نیروی احساسات ملی در راه تحقق آرمان‏های انقلاب مشروطیت. از همان آغاز کار،دولت با شتاب به تأسیس تعدادی از صنایع مصرفی اولیه‏ پرداخت و بنای وزارت‏خانه‏ها را در پایتخت و ساختمان‏های ادارات دولتی، بهداشتی و آموزشی را در مقیاس وسیعی در سراسر مملکت بسط داد.شبکه‏های‏ ارتباطی با سرعت رشد پیدا کرد.این برنامه‏ریزی و همراه آن دگرگونی که‏ در کلیهء شئون کشور به وجود مد نیازمند به یک بافت زیر بنائی در قالب یک‏ اقتصاد نوین بود.در این میان،تهران،به عنوان پایتخت و محل تمرکز نهادهای‏ عمدهء سیاسی،اقتصادی و فرهنگی کشور،بیش از هر شهر دیگر ایران دستخوش‏ این تحولات گردید. در سال 1309 که جمعیت پایتخت به حدود سیصد هزار نفر می‏رسید و وسائل نقلیه موتوری به مملکت راه پیدا کرده بود و بافت قدیمی تهران دیگر جوابگوی احتیاج روز نبود،یعنی در زمانی که هنوز"حصار ناصری‏"شهر را در برمی‏گرفت،اولین نقشهء جدید تهران تهیه شد.این نقشه به ضمیمهء قانون‏ بلدیه به شهرداری اختیار می‏داد تا اولین طرح خیابان‏های جدید را اجرا کند. در سال‏های بعد قوانین تازه‏ای دربارهء«توسعهء خیابان‏ها و تعریض معابر»قانون‏ قبلی را کامل کرد.و به این ترتیب،طی چند سال محورهای موردنظر در مرکز شهر باز شد و با تخریب حصار تهران خیابان‏های جدیدی محدوده‏ شهر را در میان گفت:خیابان شاهرضا در شمال،خیابان شهناز در شرق، خیابان سی متری در غرب و خیابان شوش در جنوب.این طرح در مورد چند شهر بزرگ مملکت نیز اجرا شد.خطوط داخلی شهرها معمولا الگوی منظمی‏ از خیابان‏ها بود که محوطه‏های مربع و مستطیلی را در شهر به وجود می‏آورد. بر جنوبی هر خیابان را ساختماها و بر شمالی را دیوار حیاطها در بر می‏گرفت. در محل تقاطع خیابان‏ها،و به خصوص در میادین،قرینه‏سازی مورد توجه‏ شهردار قرار گرفت.یادگار این‏"توجه‏"را در تهران(میدان حسن آباد)،تبریز، رضائیه و شهرهای حاشیهء بحر خزر می‏یابیم.گرچه با فرو ریختن حصارهای‏ قدیمی،فضای‏"شهر ایرانی‏"باز شد تا جوابگوی نیازهای اقتصادی،سیاسی‏ و فرهنگی تازه باشد،امّا بافت کهنهء شهر قدیمی،که ترمیم آن نیاز به صرف‏ وقت و مطالعهء دقیق داشت،در پشت نوسازی حاشیهء خیابان‏ها در محدوده‏ خود رها شد و به این ترتیب‏"حصارهای سنتی‏"با فرهنگی قدیمی به زندگی‏ خود دادمه داد. نوسازی و معماری دولتی از ابتدای دههء 1310 با دو هدف اصلی که‏ موردنظر حکومت بود آغاز شد؛یکی احیاء و بزرگداشت ویژگی‏های فرهنگ و معماری‏"ایران قدیم‏"و"ایران باستان‏"به منظور آگاهی نسل جوان به هویت خود،و دیگری به کار گرفتن تسهیلات تکنولوژی و فنون ساختمانی پیشرفتهء غرب‏ برای اجرای سریع برنامه‏های نوین و تربیت کادر عمرانی جدید.آمیزش این دو هدف باعث شد که ایران به صورت یک‏"آزمایشگاه‏"وسیع و متنوع ساختمانی‏ درآید.بدون تردید تجربهء این دوره،که حدود ده سال بیشتر نکشید،در جریان‏ سازندگی در دهه‏های بعدی مورد استفادهء دولت قرار گرفت. وجود"انجمن آثار ملی‏"،که در سال 1301 تأسیس شده بود و حضور باستانشناسانی چون ارنست هرزفلد(B.Herzfeld)،آندره گدار(A.Godard)، ماکسیم سیرو(M.Siroux)،و دیگران،که به معماری و فرهنگ ایران‏ آشنائی کامل داشتند،کمک بزرگی بود به حفظ اصالت تناسب‏ها و ترکیب‏ ها در تعدادی از ساختمان‏های دولتی که از پیشنهء معماری ایران باستان‏ الهام گرفته بودند.این گروه از ساختمان‏های دولتی،که آن‏ها را گروه‏ اول می‏نامیم،شامل بناهائی می‏شود مانند بانک ملی قدیم و شهربانی‏ تهران،دبیرستان اوشیروان دادگر،مقبرهء فردوسی و غیره که یادآور معماری دوران هخامنشی است و موزهء ایران باستان(1315)که با ایرانی‏ پوشیده از قوس بیضوی خاطرهء موفقی از معماری دروان ساسانی است. طرح ساختمان اخیر را اندره گدار خدمتگذار با ارزش فرهنگ ایران ریخته‏ بود. گروه دوم مرکب از ساختمان‏هائی است که در ادامهء راه معماری سنتی ایران‏ طرح‏ریزی شده‏اند و در آن‏ها خصوصیات شکلی و مصالح ایران به کار رفته است: ساختمان بلدیهء تهران(1316)اثر علی محمد خان صانعی معمار باشی،ادارهء پست مرکزی تهران(1313)،ادارهء پخش سابق شرکت ملی نفت،مدرسهء تعلیم‏ معلم و غیره. گروه سوم شامل طرح‏های معماری اروپائی دههء 1310 است که بیشتر دروحیهء نتوکلاسیک اروپائی دارد و در آن‏ها اثری از فضای ایرانی دیده نمی‏شود،مانند ساختمان کار راه آهن تهران،ادارهء قماش،وزارت دادگستری و اغلب‏ ساختمان‏های توریستی و هتل‏های حاشیهء بحر خزر. گروه چهارم مرکب از ساختمان‏هائی است که خصوصیات شکلی آنها و یا مصالح به کار رفته در آنها می‏توانست سرچشمهء تازه‏ای باشد برای معماری‏ مدرن ایران.ساختمان وزارت خارجه(1320)،کالج البرز،تعدادی از ساختمان‏هاهی آموزشی و دانشگاهی تهران و تعدادی از ساخنمان‏های صنعتی‏ در این زمره‏اند. در سال 1316،محدودهء پایتخت دیگر گنجایش برنامه‏های جدید دولت را، که به سرعت رو به افزایش بود.نداشت و در نتیجه طرح جامع جدیدی‏ برای تهران که جمعیت آن به حدود پانصد هزار نفر می‏رسید تهیه شد.در این طرح تعدادی از بناهای مورد نیاز به داخل محدودهء جدید راه پیدا کرد.مجموعهء دانشگاه تهران،کار راه آهن،بیمارستان‏ها و تعدادی‏ از کارخانجات از این رده‏اند.در طرح 1316 برای نوسازی در داخل‏ محدودهء قدیمی شهر،تخریب قسمتی از ارگ سلطانی پیش‏بینی شده بود تا جهت محلهء"اداری‏"مجموعه‏ای از ساختمان‏های دولتی(وزارت دارائی، وزارت دادگستری،وزارت گمرکات،وزارت صنایع و معادن و غیره)در اراضی‏ آن بنا شود.دریغ که ساختمان تاریخی و با شکوه تکیهء دولت(1247/1868 م.)، که جایگاه نخستین مجلس مؤسسان بود،نیز در این اراضی قرار داشت و از میان رفت. اراضی میدان مشق نیز که در مغرب توپخانه قرار داشت به ایجاد دیگر بناهای‏ اداری مانند وزارت خارجه،وزارت جنگ،شهربانی،اداره پست و غیره تخصیص‏ داده شد.تخریب قسمتی از محلهء سنگلج برای ایجاد مرکز تجارتی مدرن و ساختمان بورس تهران نیز از هدف‏های این طرح بود.با تعویق اجرای این‏ طرح،سرانجام در یال 1329 پارک شهر جانشین آن شد. قدرت و پیگیری دولت در اجرای قوانین شهرداری سیمای تازه‏ای به شهرهای‏ ایران داد؛براساس این قوانین کلیهء ساختمان‏های مسکونی که در اطراف خیابان‏ها و معابر قرار می‏گرفت می‏بایست حد اقل دارای دو طبقه باشد و همهء اطاق‏های‏ این ساختمان‏ها می‏بایست به طرف خیابان پنجره داشته باشند.به این ترتیب، در نوسازی داخل محدوده و توسعهء شهر اصول خانه‏های سنتی رها شد و خانه‏ها در کنار یکدیگر،قشرده و با نمائی‏"باز"،ردیف شدند. با اجرای طرح 1317 پایتخت،که پیشتر به سبب توسعهء محلات اعیان نشین‏ و سفارت خانه‏ها از اواخر قرن نوزدهم به سوی شمال شهر کشیده شده بود، با سرعت بیشتری راه ارتفاعات شمال شهر را پیمود.در نتیجه فاصلهء اجتماعی‏ نیز به پیروی از فاصلهء جغرافیائی بین محلات قدیمی در جنوب و شرق‏ شهر و محلات جدید شمال و شمال غربی بیشتر شد.بازارچه‏های قدیمی‏ محلات مسکونی نیز از فضای بستهء خود درآمد و به صورت مغازه‏هائی در حاشیهء خیابان‏ها قرار گرفت و بدین ترتیب بافت مسکونی شهر با"تجارت خیابانی‏" ترکیب شد. در این سال‏ها بازگشت چندین معمار ایرانی از اروپا در شکل‏گیری معماری‏ این دوره و سالهای بعدی تأثیر فراوان گذارد.از میان این عده می‏توان وارطان‏ هوانسیان را نام برد که پس از تحصیل در پاریس در سال 1314 به ایران آمد و در همان سال برندهء کنکور ساختمان هنرستان دختران در تهران شد.طرح‏ چند ساختمان دولتی و به خصوص تعداد بسیار زیادی از ساختمان‏های‏ خصوصی از اوست.معمار دیگر پل ابکار است که در بروکسب تحصیل کرده‏ بود و در سال 1316 به ایران آمد.طرح ساختمان اولین ایستگاه رادیو،تعدادی‏ از ادارات دارائی و ساختمان‏های خصوصی از ابکار است.گابریل گورکیان‏ نیز که مدتی تابعیت ایرانی داشت از 1312 تا 1316 در تهران اقامت گزید و در این مدت کوتاه بناهای وزارت‏خانه‏های خارجه،صنایع و دادگستری، باشگاه افسران و تآتر لزرگ تهران و تعدادی از ساختمان‏های خصوصی را طراحی کرد. با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1320،ایران نیز گرفتار بحران تازه‏ای‏ شد و در نتیجه طرح‏های عمرانی مملکت دچار رکود گردید.در همین‏ زمان مدسهء عالی‏"هنرکده‏"که یکی از آخرین ره آوردهای دوران تجدد ایران‏ در زمینه شهرسازی معماری و هنرهای تجسمی بود به وجو آمد.دولت مدرسهء طلاب مروی(مقابل شمس العماره)را در اختیار تعلیمات رشته‏های هنری این - پرویز رجبی معماری ایران در عصر پهلوی،تهران،دانشگاه ملی،2535 شاهنشاهی - فرید ریک ریچاردز،صفرنامهء فرد ریچاردز،ترجمهء مهین دخت صبا،مجموعه ایرانشناسی،تهران، ترجمه و نشر کتال،1343. - ع.روح بخشان،نقش دار الفنون در گسترش زبان فرانسوی در ایران»،لقمان،سال سوم،شمارهء دوم،تهران،1368. -Carla Serena,Hommes et cboses en Perse,Charpentier,1883. - علی اکبر سارمی«کهن آرائی امروز و نوگرائی دیروز»،کتاب تهران،ج 1،تهران،روشنفکران، 1370. - نسرین فقیه،آغاز معماری صنعتی ایران،تهران،کاتالک موزهء هنرهای معاصر تهران‏ بدون تاریخ. -Dr,Peuvrier,Trois ???o lo cour de Perse,Paris,F.Iuven,1911. - سید محمد تقی مصطفوی،آثار تاریخی ایران،انجمن آثار ملی،شمارهء 153،ج اول،تهران، 1361. حبیب اللّه مختاری،تاریخ بیداری ایران،تهران دانشگاه تهران،1326. -Reza Mogtader,"Teheran dans ses murailles(1553-1990)"Bibliotheque Iranienne,vol.37 - پرویز مؤید عهد،«نگاهی چند درباره مسائل شهرسازی»مجلهء هنر و مردم،شماره‏های‏ 56-57،تهران،1346 - مهدی ممتحن الدوله،زندگینامه،به کوشش حسینقلی مشتاقی،تهران،امیر کبیر،1346. منبع: ایران نامه، بهار 1371، شماره 42 http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/18986/260/text تاریخ ورود: 08/09/1391   3- طرح مسئله مشروطه و حوزه عمومی/ هومن فروغمند اعرابی این روزها که مصادف با صدسالگی مشروطه است بهانه‌ای شد تا به طرح مسئله تاثیر تفکر مشروطه بر حوزه عمومی (public sphere) در ایران بپردازیم مسئله‌ای که شایسته است روزی جواب درخور بیابد؛ اما امروز به دلایل عدیده مثلا نبود تاریخ نگاری به معنی علمی کلمه و نبود مطالعات پایه جوابی کامل نخواهد یافت. مقدمه این مسئله سوال از حوزه عمومی و مفهوم آن است. عمومی به گفته هابرماس در سه معنی «قابل دسترس برای همه» و «پذیرش عمومی» و یا «شهرت عام» به کار می رود اما در مقاطع مختلف تاریخی معانی متفاوتی از آن مستفاد شده است. برای مثال ایران قبل از مشروطه که اساس همه دارایی ها برای قدرت شاه بود و عرصه عمومی صرفا بازنمایی و بازپرداخت ملوکانه دارایی شاهانه بود؛ بدین ترتیب هرگز بازارها برای مردم نبود و از همین رو قشر متوسط اگر هم وجو خارجی داشت در عرصه عمومی منشا اثر نبود چراکه فقط اقشار خاص عاملین این عرصه بودند. "رخداد مشروطیت نخستین واقعه ای بود که به روشنی از شکل گیری و رشد گروهی اجتماعی با عنوان طبقه متوسط جامعه حکایت می کرد که توانستند نه بانیروی شمشیر که به مدد اندیشه ای مبتنی بر فردگرایی و آزاد خواهی، خواسته های خویش را عملی سازند و اسبای سیاسی و بجتماعی آن را در عرصه فضاهای عمومی و خصوصی شهر فراهم آورند" ( صفامنش،1384) بدین ترتیب قیام مشروطه نخستین قیام مردم بود که در سایه مفهوم نوپای فرد تحقق یافت "فرد از فضای اثیری عالم خیال فعال در نوشته های فتح علی و آخوندزاده به فضای اجتماعی واقعی می آید این فرد همان فرد اروپایی که حاصل اومانیسم بوده و در دل تفکر فلسفی اروپا جای داشته نیست ، و در واقع این فرد همان مدرنیته است » (طباطبایی 1385 ، 368) می توان ادعا کرد در تمامی قیام های ما قبل این مردم یا نماینده قومیت و یا مذهب و ... بودند و اساسا مفهوم مردم در خود معنی نداشت. قیام مشروطه و دو چهره مهم آن یعنی ستارخان و باقرخان که هر دو از مردم عادی بودند و بعد از قیام خان شدند اولین تجلی معنای دوم عمومی یعنی پذیرش عموم آزادانه و از حیث عمومیت اش در ایران بود. در همین دوران شاهر پیدایش اولین روزنامه ها و شی نامه ها هستیم که به حسب ماهیتشان با افکار عمومی نوپا در ایران در تماس بودند."تجلی جنبش مشروطیت به عنوان یک نهضت شهری در شهرهای تهران و تبریز، در مطالعه سیر تحول فضاهای عمومی و خصوصی واجد اهمیتی خاص است چراکه این فضاها در مواجهه با نیازهای فضایی الگوهای زیستی بدیع در آن زمان،دراشکال ابتدایی خود، برای نخستین بار مکان تحقق گفتمان اجتماعی ایرانیان شدند" (همان) اما حوزه عمومی در معنای بورژوایی خود نیاز به طبقه متوسط و اقتصاد آزاد و شهر محور(town based economy)دارد که تجدد خواهی در ایران با آوردن کارخانه ها اداراتی مانند پست به سوی آن حرکت کرد.  حوزه عمومی به حسب تاریخی بودنش هم در طی ادوار تغییرات را به خود میپذیرد و هم محل تحقق تاریخ می شود. به همین سبب انقطاع و انقلاب تام در این حوزه معنایی ندارد. هرچند که تفکر کنسطیطوسیون(مشروطیت) سر در فرنگ داشته اما مطالعات دکتر سبد جواد طباطبایی که در همایش صدسالگی نهضت مشروطه بیان کردند به خوبی آشکار می کرد مه تفکر سنتی چه در معنای انگلیسی و چه در معنای فقهی ایرانی خود بارورترین سرزمیت برای تحقق قانون مداریست چراکه سکولاریسم در حوزه عمومی ایرانی اساسا معنا دار نیست( روزنامه شرق 16 مرداد 1385) ساختار حوزه عمومی در ایران دچار تحولاتی شد که هرچند سر در دیار بیگانه دارد اما نزد متفکرانی چون آخوند خراسانی به خوبی درک و بومی سازی شده است. مسئله حوزه عمومی از همین جا آغاز می شود. نسبت میان عرصه مشترک عوام الناس و حوزه عمومی بعد از مشروطه نیاز به مطالعه روشن دارد. اشتراک و افتراق عرصه عمومی قبل و بعد از مشروطه باید معلوم شود. و ازین میان خصوصیان حوزه عمومی در ایران مشخص شود. این مسئله برای ایران امروز که دچار تحولاتی شدید و تا حدودی غیر قابل پیش بینی در حوزه عمومی می شود بسیار ضروریست. پی نوشت: هابرماس، یورگن"دگرگونی ساختاری حوزه عمومی" ترجمه جمال محمدی نشر افکار صفامنش،کامران"سیر تحول فضاهای عمومی و خصوصی در آغاز دوره مدرن ایران" فصلنامه اندیشه ایرانشهر سال اول شماره سوم طباطبایی، سیدجواد"مکتب تبریزو مبانی تجدد خواهی" نشر ستوده http://report.aruna.ir/archives/2006/Aug/%208/829.php تاریخ ورود: 08/09/1391   4- سیر تحول سیاستهای مداخله در بافتهای کهن شهری در ایران/ محمد مهدی عزیزی از جمله سیاستهای مؤثر و حساس توسعه شهری را می توان برنامه های مداخله در بافتهای کهن شهری دانست که در ابعاد مختلف اجتماعی،‏فرهنگی،‏سیاسی،‏اقتصادی،‏زیست محیطی و کالبدی قابل تجزیه و تحلیل هستند. در حالی که شالوده و بافت کهن بسیاری از شهرهای ایران با ارزشهای تاریخی،‏فرهنگی و اجتماعی کشور همخوانی دارند،‏تدوین سیاستهای منسجم و جامع مداخله در این بافتها به شدت مورد غفلت قرار گرفته است. اقدامات پراکنده صورت گرفته از دوران قاجار تا دوران پس از انقلاب اسلامی را به هیچ وجه نمی توان پاسخ گوی نقش،‏اهمیت و جایگاه این بافتها در توسعه شهری ایران دانست. بررسی تطبیقی سیاست های اعمال شده در ایران با سیاستها و تجربیات جهانی،‏ حاکی از فقدان مبانی نظری و فرآیند علمی در سیاستگزاری و برنامه ریزی این بافتها است. ارزش و اهمیت این بافتها فراتر از آنست که برنامه ها و قوانین پراکنده ای براین مقوله مترتب شود. تدوین سیاست و برنامه ای کارا در ابعاد مختلف را داشته باشد. نیازمند طی فرایندی است که در آن سیاستها و اقدامات گذشته مورد ارزیابی جامع قرار گیرند،‏ چشم انداز جایگاه این بافتها در توسعه شهری آینده کشور ترسیم شود،‏ و اصول و معیارهای هنجاری این مداخله بر اساس تحقیقات بنیادی و کاربردی تدوین گردند. منبع: هنرهای زیبا –معماری و شهرسازی، دوره 7 لینک متن کامل مقاله: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=6979 تاریخ ورود: 08/09/1391   5- معماری ایران در دوره قاجار/ مهدی افشار اصل، محمد باقر خسروی مقدمه: آنچه تاکنون دربارهء معماری و شهرسازی دورهء قاجار می‌دانیم مطالب جسته گریخته و ناپیوسته‌ای است که در منابع انگشت‌شماری موجود است.از این‌رو شاید برای‌ شروع،بهتر آن باشد تا با دسته‌بندی موارد بحث زمینه‌ مناسب‌تری فراهم آید. الف:عوامل مؤثر بر شکل‌گیری معماری و شهرسازی‌ دورهء قاجار ب: تحولات شهرسازی دورهء قاجاریه و خصوصیات آن ج:تحولات معماری دورهء قاجاریه و خصوصیات‌ آن. در بحث نخست بررسی مشروح عوامل تأثیرگذار بر معماری،تصویری از فضای حاکم بر نیروهای ساخت‌ و ساز آن دوره ارایه می‌دهد. در بحث دوم تحولات شهرسازی بررسی می‌گردد که به علت دگرگونی‌های منطقی و شخصی،دستاویز مناسب‌تری را جهت ارایه بحث به دست می‌دهد.در مورد شهرسازی بیش‌تر مباحث در تهران دنبال‌ می‌گردد،چرا که تهران به عنوان پایتخت بستر اساسی‌ترین و عمیق‌ترین تحولات و تغییرات کالبدی‌ می‌گردد،تا جایی که به خودی خود پایه‌گذار سبک‌ منحصر به فردی می‌گردد که بعدها به نام سبک تهران‌ شهرت یافت. در بحث سوم به بررسی معماری آن روز می‌پردازیم و سعی در یافتن دگرگونی‌های آن با استناد به دو بحث قبل می‌کنیم چرا که معماری نسبت به‌ شهرسازی،با تأخیر،پذیرای تحولات اساسی می‌گردد، لذا ساماندهی جدید شهری و دگرگونی‌های‌ اجتماعی و فرهنگی جامعه،به عنوان عوامل‌ هدایت‌کننده،دست‌اندر کار تحولات معماری آن دوره‌ می‌گردد.از طرفی به علت این دگرگونی‌های تدریجی، پیوسته،از تحولات شهری می‌باشد.و هنوز مطالعه و تحقیق جامع و کامل در این زمینه صورت نپذیرفته. امکان پی‌گیری مطلبی در آن غیر ممکن است، که البته با توجه به هدفی که این مقاله دنبال می‌کند، مطلب فوق،موضوع بحث و تحقیق تصویری و میدان‌ مطالعات و سلسله مقالات بعدی خواهد بود. منبع: نشریه: فرهنگ و هنر  «هنر» تابستان 1377 - شماره 36 لینک متن کامل: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/24943/128/text تاریخ ورود: 08/09/1391   6- اگر پلان های ساختمانی دوره ناصری را ورق بزنید؛ صدای پای مشروطه را می شنوید  پنجمین جلسه از سلسله جلسات زیبایی شناسی شهر، با عنوان <بازتاب فضای شهری در فیلم و عکس> روز دوشنبه اول مرداد ماه، در خانه هنرمندان برپاشد. برنامه نشست عبارت بود از بازبینی، نقد و بررسی یک فیلم مستند از فضای شهر تبریز در سال 1326 همراه با نمایش تصاویری از این شهر. اعضای پانل آقای اکبر تقی زاده، فرهاد ورهرام، سهراب مشهودی و کامران ذکاوت بودند. ایرج کلانتری هم مسوول پانل بود. در میانه بحث و نظر، مهندس تقی زاده به نکته مهمی در تاریخ معماری معاصر ایران اشاره کرد و فرهاد ورهرام هم روی بیگانگی سینما و معماری امروز انگشت گذاشت. مهندس اکبر تقی زاده اصل، در تفسیر جداره های شهری به جامانده از دوران احمدشاه و دهه اول حکومت پهلوی اول در تبریز، به نکته مهم و زیبایی اشاره می کند. او با اشاره به تجربه سی ساله اجرایی اش در سازمان میراث فرهنگی کشور و بر اساس مطالعات شخصی خود اعتقاد دارد که:  همه اتفاقات معماری اواخر قاجار، دوره احمدشاه، که با این جداره و فضاهای زیبای شهری بروز می کند، تمریناتش را در دوره قاجار و در داخل خانه ها انجام داده است. این تمرین ها در پلان ها و تزئینات داخل خانه ها انجام شده وسپس به جداره و سیمای شهری آمده... درحقیقت، این جداره ها در درون معماری درونگرای قبل از مشروطه متولد شده اند ولی برخلاف شعر و ادب و بالاخص کاریکاتور که آثار مشروطه ای خود را خیلی زود بروز می دهند، کمی دیرتر و در دوره احمدشاه به عرصه می آیند.> مهندس تقی زاده اعتقاد دارد که دوره سال های بین 1284 تا مثلا1315 دوره خاص و ویژه ای در معماری شهری ایران است. الان وقتی با دقت به این دوره نگاه می کنیم، حتی در همان بیست سال اول بعد از مشروطه، نمونه های بسیاری را در تبریز و حتی تهران و تمام کشور شاهد هستیم از جداره ها و بناهای شهری. اینها کاملابا معماری قبل خود متفاوت هستند. جسارت های ویژه ای در طراحی دارند. حتی مصالح هم عوض شده است. آجر دوره قاجار 22 در 22 است درحالی که در این سال ها آجر 10 در 20 باب و استفاده می شود. تکنیک ها هم فرق کرده، حتی تکنیک فرآوری خود مصالح. وقتی پلان ها را از دوره میانه ناصری به این طرف ورق می زنید که به مشروطه برسید، کاملااحساس می کنید که دارید به انقلاب نزدیک می شوید و از سال 1384 به بعد است که با انقلاب مشروطیت، این پختگی در پلان ها خود را به جداره های شهری می رساند. در این دوره و در پشت پختگی طرح ها و اجراهای شهری، نوعی مدنیت مدبرانه احساس می شود.>  مبتکر و رئیس سابق پروژه پردیسان، معتقد است که در این دوره زایش معماری، هرچه که جداره و فضاهای شهری اعتلامی یابند در مقابل پلان ها از پختگی لازم برخوردار نیستند. انگار این فضاها و کاربری ها، دفاتر تجاری خیابانی هنوز برای معماری ما ناآشنا است.  برخلاف نظر برخی ها که معماری این دوره را محصول دست معماران خارجی می دانند، مهندس تقی زاده به حلقه روشنفکران ایرانی آن دوران نظر دارد که <سال ها در خارج بودند و وقتی برمی گردند در مدیریت شهری قرار می گیرند و منشا چنین تحرک هایی می شوند. مثل مرحوم تربیت که سال های زیادی را در برلین، تفلیس و باکو گذرانده بود و نخستین شهردار تبریز می شود. یاد وخاطره شان به خیر.>   سه چیز را در سینما نمی فهمیم:   معماری، نقاشی و موسیقی  چیزی که الان موضوع بحث ماست، سینما و معماری است. در سینما(ی ایران) سه چیز را نمی فهمیم: معماری، نقاشی و موسیقی. از معماری فقط به عنوان لوکیشن استفاده می کنیم. غالبا حتی محتوا و خط داستان ارتباطی با معماری مکان اتفاق داستان ندارد. قصه را که در ابیانه فیلمبرداری کرده اند اگر درجوادیه هم بسازند تاثیری در نتیجه ندارد. آنجا چون رنگ های زیبای صورتی دارد انتخاب شده است.     اینها لب مطلب فرهاد ورهرام است. او، به گفته خود، تنها یک فیلم با موضوع معماری ساخته است و بقیه آثارش مضمون مرتبط با مردم شناسی دارد. او تکه های زیبایی در حرف هایش دارد: <سریال نرگس را دیدید؟ در کجای فیلم شما احساس کردید که داستان درتهران اتفاق می افتد؟> او از فیلمسازانی هم نقل می کند که معماری را در کارهایشان دیده اند. مثل فیلم جنوب شهرمرحوم غفاری یا <خداحافظ رفیق> امیر نادری. نادری در این فیلم از لاله زار و معماری آن به دقت و ظرافت استفاده کرده. چون بچه آنجاست و آجر به آجر لاله زار را می شناسد. ولی عموما، متاسفانه، سینماگران درکی از معماری ندارند، در حالی که معماری بخشی از سینماست.>  ورهرام به برخی پیشتازی سینماگران در معماری هم اشاره می کند که متاسفانه همه در آن سوی مرز قرار دارند. در خیلی از فیلم ها کارگردان ها فضاهایی خلق کردند که بعدها معماران و صنعتگران رفتند به دنبالش. مثل فیلم های فضایی و معماری آنها مانند اودیسه دوهزار  منبع: روزنامه اعتماد ملی، شماره 422، صفحه 8 http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1452647 تاریخ ورود: 08/09/1391   7- بازنمایی ابنیه در نقاشی های دوره قاجار http://www.memarnet.com/taxonomy/term/143 تاریخ ورود: 09/09/1391   ب- ورود مدرنیته به شهر تهران 1- تاثیر تجدد بر سازمان فضایی شهر تهران در اواخر دوره قاجار/ سید ابوالحسن ریاضی چکیده:  فضا تجلی اندیشه بشری است. از تحلیل آن میتوان به شیوه زندگی و نحوه نگاه انسان به جهان پی برد، ازاینرو سیر تکوین اندیشه جوامع انسانی در قالب تحلیل تباینات فضایی و تغییرات کالبدی قابل درک است. بی تردید مدرنیته به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای اندیشه بشری، مبدا تغییرات بسیاری در تمامی عرصه ها و شئون زندگی بشر بوده است. تکوین مدرنیته به مدرنیسم و مدرنیزاسیون طی سه قرن اخیر چهره جهان را دگرگون ساخته است. در این میان فضاهای شهری بیش از پیش و به شکلی آشکار متاثر از این تغییر نگرش هم پاسخگوی نیازهای جدید گردیده اند و هم خود نیازهای جدیدی برای انسان مدرن خلق کرده اند. تعامل میان تغییرات فکری و تاثیرات فضایی اندیشه بشری در بسیاری از شهرهای اروپایی مورد بررسی قرار گرفته است، اما بررسی این مهم در ایران و به ویژه تهران هدف اصلی مقاله محسوب می شود. بر اساس مطالعات انجامگرفته و با ابتنا به فرضیه محوری یعنی تقدم اندیشه بر ساختارهای فضایی، به صراحت می توان ادعا نمود تحولات سازمان فضایی تهران از این قاعده مستثنی نیست. ورود اندیشه تجدد به ایران از اواخر دوره قاجار تاثیر زیادی بر سازمان فضایی تهران گذاشت. تهران پایتخت قاجاریه از رهگذر این اندیشه شاهد شبکه جدید روابط شهری، کارکردهای نوین در عرصه تعاملات و صورت بندی جدیدی از فضاهای کالبدی گردید. علاوه بر تغییر در این اشکال ظاهری، تهران اواخر قاجاریه آبستن تحولاتی در حوزه اجتماعی بود که در نهایت با انقلاب مشروطه به بار نشست. فهم بسیاری از تغییرات کالبدی و تحولات فضایی شتابانی که در دوره کوتاه پهلوی اول رخ نمود، بدون ریشهیابی و درک روشنی از دگرگونی های اواخر دوره قاجار ناممکن به نظر می رسد. منبع: فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران، پاییز 1389، شماره 3 لینک: http://www.sid.ir/fa/ViewPaper.asp?ID=114182&varStr=6;ریاضی%20سیدابوالحسن;تحقیقات%20فرهنگی%20ایران;پاییز%201389;3;3%20(پیاپی%2011);129;148 تاریخ ورود: 08/09/1391   2- عرصه‌ها و نهادهای شهری در تهران عصر مشروطه/ هدیه نوربخش انقلاب مشروطهء ایران رخداد عظیمی است که بسیاری از شئون جهان‌ ایرانی را با تحول بنیادی مواجه کرده است.شهر و فضاها و نهادهای آن، در کنار سایر قلمروهای عمل جمعی،عرصهء این تحول بوده است. در میان شهرهای ایران،انقلاب در تهران،با ظهور مدرنیزاسیون شهری‌ در آن،صورت ویژه دارد در این شهر،گروههای مختلف اجتماعی،یعنی‌ کارگران شهری،کسبه،پیشه‌وران و بازرگانان،روحانیان و روشن‌فکران، هریک بنابه موقعیت و پایگاه اجتماعی خود،در نهادهای مختلفی به‌ فعالیت پرداختند.در تهران عصر مشروطه،گروههای یادشده برای بیان‌ خواسته‌های جمعی خود در جریان انقلاب در نهادها و مکانهایی خاص‌ حضور یافتند و به کنشهایی در این مکانها پرداختند. مسجد،مزار امام‌زاده،میدان،و قهوه‌خانه از پیش در شهر وجود داشتند؛ اما همراه با تحولات جدید،کنشهای اجتماعی تازه‌ای را پذیرا شدند و کارکردی دیگرگون یافتند.همچنین در این زمان،مؤسسات و نهادهای‌ تمدنی جدیدی چون مجلس شورا،سفارت‌خانه،مدرسهء جدید،کتابخانه‌ و کتاب‌فروشی جدید،انجمن،تلگراف‌خانه،تماشاخانه،و...پا به عرصهء اجتماع نهادند و مکانهای شهری نو شکل گرفت. منبع: مجله گلستان هنر، پاییز 1386، شماره 9 لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/361272 تاریخ ورود: 08/09/1391   3- تهران مدرن در دوره قاجار /روزنامه سرمایه ورود مدرنیسم به ایران از دوران قاجار آغاز شده است و تصویر شهرفرنگ که از دوران قاجار وارد ایران شد، تصویری از شهر به مردم ارایه داده و کلید واژه هایی را به وجود آورده که تحول فرهنگی بزرگی را ایجاد کرده است; تحولی که با ورود عناصر مدرن و نو از غرب وارد ایران شده و چهره شهر و تفکر انسانی را تغییر داده است. محسن حبیبی، شهرساز و اندیشمند شهری در سخنرانی که با عنوان «تحول فرهنگی شهرهای ایران» در انجمن جامعه شناسی ایران با همت گروه انسان شناسی برگزار شد، درباره ریشه های تحول اجتماعی و فرهنگی در ایران و تاثیری که بر چهره شهر گذاشته است می گوید و آغاز این تحولات را در دوران قاجار می داند. حبیبی ریشه های ورود عناصر مدرن را به جامعه ایرانی در اندیشه ایرانی می داند و می گوید: «بسیاری از متفکران ایرانی مثل قائم مقام فراهانی از «مرد نو» و برچیدن بساط کهنه در سیاست صحبت می کند و این اندیشه ها در جامعه ایرانی شکل گرفته است.» ادبیات، نمایش، سینما و حتی فلسفه دوران قاجار از ویژگی هایی برخوردار بود که نشان دهنده تجددخواهی و تغییرطلبی بود. حبیبی به شیوه ارتباطی بین شعر و ادبیات و هنر با مفهوم شهر می پردازد و می گوید: «وقتی در دوران رضا شاهی به دنبال چهره ای از شهر تهران در رمان ها می گردیم، هیچ توصیفی از چهره شهر دیده نمی شود. بیشتر وقایع در اتاق ها و پستوها رخ می دهد. درست برعکس رمان نویسان غربی که شهر را توصیف می کنند. بنابراین در بررسی تحولات فرهنگی شهر باید به چنین سؤالی پاسخ داد که چرا در ادبیات ایرانی چهره شهر حذف شده و تصویری از آن وجود ندارد.» دوران قاجار در تاریخ ورود مدرنیته به ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با بررسی ادبیات در این دوره خصوصاتوجه به خاطرات ناصرالدین شاه به تقابلی که بین دولت قاجار با دول خارجی وجود داشت پی می بریم. ناصرالدین شاه اصلامقهور فرنگی ها نشده بود و حتی نسبت به آن ها احساس برتری می کرد. این تقابل در تمام عرصه ها در ایران وجود داشت. تقابل بین انگلیس ها و روس ها، تقابل بین حکومت و مردم و تقابل بین جهان بینی نو و کهنه. حبیبی می گوید: «در دوران قاجار ساده گویی و ساده نویسی خیلی مرسوم بوده، سروده های قاآنی، عشقی، بهار و... ساده و زود فهم هستند و این سادگی در شهر و معماری قاجار هم وجود داشته است.» از نظر حبیبی، شهر تهران در دوران قاجار یک شهر متجدد است:«وقتی به شهر قاجار نگاه می کنیم، آثار نوآوری را در آن می بینیم. ساخت میدان در شهر تهران یکی از نمونه های بارز این نوآوری است. میدان توپخانه در دوران قاجار ساخته می شود، بدون این که از نقش جهان اصفهان تقلید کرده باشد. قرار گرفتن شهرداری و بلدیه در کنار این میدان عنصر جدیدی محسوب می شود. تهران برای اولین بار وزیر دارد. وزیر تهران مسوولیت سنگفرش و چراغ برق های معابر را به عهده دارد و وجود تراموا اسبی که واگن هایش زنانه، مردانه است و مردم برای گردش و تفرج سوار آن می شوند.» در ضلع شرقی میدان توپخانه که الان بانک تجارت قرار دارد قبلاخانه امیر لشگر بوده است. در دوران قاجار، بنای قدیمی بانک شاهی که عنصری جدید در شهر محسوب می شده و نشان دهنده یک نظم اقتصادی نوین بوده در ضلع دیگری از میدان توپخانه قرار داشت. در ضلع جنوبی میدان توپخانه، تلگرافخانه قرار داشت و برای اولین بار لفظ تلگراف در دوران قاجار وارد ادبیات فارسی شد. مردم ابتدا با این پدیده آشنا نبودند و برای جذب مردم تلگراف زدن رایگان بود. تا این که تلگراف در بین مردم متداول شد. حبیبی به کارکردهای دیگر میدان توپخانه اشاره می کند و می گوید: «این میدان در زمان مشروطه به محل تحصن تبدیل شده بود. در ضلع غربی میدان، نظمیه قرار داشت که در شهر تهران عنصر جدیدی محسوب می شد. خیابان باب همایون که بر گرفته از الگوی چهارباغ اصفهان ساخته شده کاربرد تفرجگاه داشته و باغ ملی نیز که در این دوران ساخته شده نشان دهنده مفهوم جدیدی از اوقات فراغت در شهر است که تابه حال در شهر تهران مفقود بوده است.» وجود عرصه عمومی در شهر یکی از ویژگی های شهرهای مدرن است. در ایران همیشه عرصه عمومی خارج از شهر بوده ولی با تاسیس باغ ملی، فضایی به عنوان عرصه عمومی وارد شهر شد. خیابان لاله زار نیز در شهر تهران فضای نویی محسوب می شده; خیابان لاله زار مرکز فرهنگی بوده و هتل، چاپخانه، تئاتر و سینما در آن قرارداشت. خیابان چراغ گاز در تهران نیز برای اولین بار قدم زدن در شب را مطرح می کند. حبیبی می گوید: «میدان توپخانه همیشه وجهه رسمی و دولتی خود را حفظ می کند و سبزه میدان به عنوان میدان غیررسمی شهر مطرح می شود.» میدان بهارستان در تهران نیز با مفهوم و کارکردی سیاسی در شهر مطرح می شود و تا امروز هم این کارکرد را حفظ کرده است. حبیبی در ادامه می گوید: «من به مدرنیته ایرانی قایل ام و معتقدم تا زمانی که ذهن، مدرنیته را جذب نکند و آن را بومی نکند مشکلات شهر تهران رفع نمی شود.» قاجار توانسته مدرنیته اروپایی را بازخوانی کند. کاری که اثری از آن در دوره های بعدی وجود ندارد. تهران فضای عمومی ندارد در تهران امروز صحنه هایی در فضاهای شهری دیده می شود که در کمتر شهری در دنیا دیده می شود. حضور خانواده های ایرانی در هر نقطه سرسبزی که در شهر وجود دارد بدون در نظر گرفتن کاربری آن فضا نکته جالبی است که «ناصر فکوهی» انسان شناس در ادامه صحبت های حبیبی عنوان می کند. فکوهی می گوید: «در تهران خانواده ها در فضاهایی مثل پارک ها حضور می یابند اما حضور آن ها به معنای حضور در یک فضای عمومی نیست چون به محض حضور در این فضاها به واسطه رفتارهایی، خود را از فضای خارج دور می کنند. ایجاد حریم به وسیله زیراندازی که در پارک ها می اندازند و رفتاری که با دیگر افرادی که در این گونه فضا حضور دارند، نشان می دهد که ایرانی ها علاقه ای به تعامل با دیگر افراد در حوزه عمومی ندارند.» ناهنجاری شهری و احساس شکنجه از حضور در فضای شهر به قدری در تهران شدید است که بهترین اوقات حضور در شهر، تعطیلات رسمی است و همه آرزو می کنند تعطیلات نوروز همیشگی بود. حبیبی می گوید: «فضای شهر تهران با وجود این همه بزرگراه هیچ خاطره و نشانی را از خود در ذهن به جا نمی گذارد و به همین دلیل است که کلان شهرهایی مثل تهران با بی هویتی روبه رو هستند.» فکوهی ادامه می دهد: «در ایران رابطه انسان با فضا مطرح نیست بلکه رابطه بین آدم ها مهم است. ارتباط فضایی در شهر تهران وجود ندارد. مثلایک مجتمع تفریحی به نام هشت بهشت کنار زندان اوین ساخته شده، برای همین روابطی که در فضا شکل می گیرد از خود فضا با اهمیت تر است.» عرصه عمومی به نظر حبیبی فضایی است که همگان بتوانند به آن وارد و از آن خارج شوند. برای همین عرصه هایی مثل قهوه خانه ها و تکایا، عرصه عمومی نیستند چون کاملامردانه هستند. در گذشته عرصه عمومی وجود داشت (مثلامصلا) اما این فضا خارج از شهر قرار داشت. حبیبی می گوید: «دور نیست که تهران هم به دیگر شهرهای جهانی شبیه شود و قادر است در فرآیند جهانی شدن، مدرنیته محلی خود را داشته باشد.»    منبع: روزنامه سرمایه، شماره 188، 8 خرداد 1385، صحفه 13 http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1086694 تاریخ ورود: 09/09/1391   4- (طهران) چگونه (تهران) شد؟/ حبیب میرزایی تهران به عنوان نماد و المان وشاید نگین ایران برای حاکمان از دوره ی ناصری تا به اینک همواره صحنه ی تاخت و تاز و مواجهه با تجدد غربی است و در این بین البته در دوران پهلوی های اول و دوم این مواجهه با حمایت بیشتر حاکمیت به نفع غرب و تجدد غربی بوده است . طرح جامع شهر تهران که در زمان شهرداری غلامرضا نیک پی، در دوران حکومت محمد رضا پهلوی تهیه شده بود معماری تهران را به یک شهر با معماری برون گرای و ساختمان های آپارتمانی کشاند . هر چند آمال و آرزوی ناصرالدین شاه و دوره ی ناصری نیز همین بود. اما نمود و نشان تحولات فرهنگی در دوران ناصری کمتر از دوران پهلوی بود . برای مثال در مورد نوع پوشش و حجاب بانوان تهران در دوره ی رضاخانی مخبرالسلطنه هدایت می گوید : « قبیح ترین زندگی پاریس مرکز فواحش ، امروز مصدر زندگی تهران شده است». بی گمان یکی از دروازه های ورود به بحث مسخ و تغییر فرهنگها و هویتها در دنیای امروز بررسی الگو گیری و الگو دهی آنهاست . اگر بخواهیم چنین کاری را برای ایران عزیز انجام دهیم قطعاً باید نقش پررنگ شهر تهران به عنوان نشان و الگوی تغییرات در سپهر جغرافیای فکری – فرهنگی و زندگانی جامعه ایران بررسی شود . در دوره ی معاصر هر چه بر قدرت ، شوکت و هویت تهران افزوده شده و رنگ و لعاب آن پررنگ تر گشته خورشید هویت اصالت های ایرانی کمرنگ تر شده است . و این اتفاق نیفتاده مگر با برنامه ریزیها و تلاشهای حاکمان در دوره ی معاصر. آقا محمد خان در 11 جمادی الاخری سال 1200 هـ ق تاجگذاری کرد . انتخاب تهران کوچک به عنوان پایتخت سرزمینی کهن و تاریخی به گفته بسیاری از آن روی بوده که نزدیکی به استر آباد مقرایل قاجار داشته. آیا این چیزی غیر از تبعیض است ؟ شاه قاجار شاید هرگز به این نمی اندیشید که پس از خودش و این انتخاب تبعیض آمیز تهران یکی از کلان شهرهای مشکل دار تبدیل خواهد شد . توسعه تهران از زمان زوال شهر باستانی ری آغاز شده بود . تهران نقش سلطه طلبانه خود را آغاز کرده بود و این همان طور که عنوان شد با به حاشیه راندن یک تمدن و شهر تمدنی به نام ری همراه بود . امپریالیسم تهران از روزهای اولیه در حال ریشه دواندن بود . توجه به تهران از پایتختی قزوین به دست شاه طهماسب صفوی آغاز شد و این به دلیل در کوهپایه بودن و شرایط مناسب برای سکونت باغداران و کشاورزان و آب و هوای مناسبش و البته وجود اماکن متبرکه عنوان می شود و این ویژگیها به علاوه وجود شکارگاه های مطلوب توجه سلاطین را به تهران جلب کرد . شاه تهماسب در سال 961 ق اولین باروها را به دور تهران کشید و این نخستین حرکت در جهت هویت سازی برای تهران محسوب می شود . در 11 شعبان 1288 هـ ق ناصرالدین شاه کلنگ نقره ای به دست کنار باروهای قدیمی شهر ایستاد تا تهران رویایی اش را بنا کند . رویایی که از حضورش در فرنگ برایش ایجاد شده بود . او آرزوی شهری مانند پاریس را در سر می پروراند . اما شاه خوش خیال ما نمی دانست یا نمی فهمید که با تغییر معماری فقط ساختمان ها تغییر نمی کند.نمی دانست یا نمی فهمید که اگر پاریس معماری به آن شکل دارد فرهنگ و هویتش  پس از رنسانس پیش قراول و سرسلسله ایجاد دنیای سکولار غیر دینی و انسان مدار بوده. شاه ما در حالی که احتیاط فراوانی برای تخریب ساختهای قدیمی تهران می کرد سخت پیگیر ایجاد دارالخلافه ناصری بود . کارشناسان معتقدند که در ایجاد دارالخلافه سعی فراوان شد تا در عین تغییرات به بافت های سنتی و کهن شهر تداخل و ضربه وارد نشود . یکی از دیپلماتهای خارجی در ایران آن دوران تغییرات در بافتهای تهران تفننی و تفریحی می داند تا توسعه ای، کاربردی و تحولی . تغییرات در تهران در دوره ناصری زیر نظر مهندس (بوهلر) و به سبک شهر پاریس ایجاد شده و ده سال به طول انجامید . تغییرات ایجاد شده سبب اجتماعی – فرهنگی تهران را نیز متحول کرد . مرکز شهر از سبزه میدان و میدان ارگ به میدان توپخانه منتقل شد . خیابان از یک تفرجگاه و محل تفریح محض به مکان تجارت و بازرگانی نیز تبدیل گشت . هر چند سعی شد در معماری و بافت سنتی شهر تخریب به سبک اصفهان دوره شاه عباس ( نابودی محض گشته ) صورت نگیرد اما در شهر سازی تفاوت اساسی به وجود آمد . به گونه ای که به قول (لردکرزن) آن هایی که در نیمه اول قرن نوزده به تهران آمده بودند وقتی در دوره ناصری به ویژه پس از تاسیس دارالخلافه به تهران آمدند به سختی آن را می شناختند . در این دوره ساختن بناهای مدرن به تقلید کورکورانه از غرب آغاز شد . ( این معنی رد همه ی مواهب مدرنیته نیست بلکه سخن از سیر تاریخی و جوهره ی تمدن غرب است .) هر چند همان طور که گفته شد بافت شهر همچنان سنتی باقی ماند . آن چه به طور مشخص روی داد تبدیل معماری درون گرایی ایرانی به برون گرایی جدید بود . و این یعنی تغییر رفتار فرهنگی و نه فقط معماری . سبک معماری دوران قاجار را بیشتر قشر میانه معلق میانه کهنه و نو ( سنت و مدرنیته ) پیش می بردند . برون گرایی خود را در ایجاد پنجره و ویترین برای خانه ها نشان داد . سیاحان و گردشگرانی که به گفته ی خودشان آرزو داشتند اندرون خانه های ایرانی را ببینند و در حسرت آن افسانه ها بافته بودند به آرزوی خود رسیدند . خانه های درون گرا و بسته ای چون خانه ی حاج امین الضرب جای خود را به برون گرایی حاصل اختلاط سنت و مدرنیته و پذیرش ساده لو حانه معماری مدرن داد . حاج مهدی قلی خان هدایت چه زیبا این تحول را به زبان می آورد در( خاطرات و خطرات) :« طمطمراقی اگر بود در خانه مستور بود امروز در هتل ها ، رستوران ها ، قهوه خانه ها و شیرینی فروشیها مکشوف و برملاست . همه سبب رشک و حسد و رقابت و بدتر از همه تخریب زندگی خانوادگی و ترویج فحشا » آزادی زنان و پوشش زنان نیز همگام با این حرکت به سوی برون گرایی حرکت کرد . این تغییرات کم و بیش تا پایان دوره قاجار ادامه داشت . تا این که دوره ی رضاخان آغاز گردید و استبداد مدرن رضاخانی و مدرنیزاسیون با شعار پیشرفت و توسعه از بالا به زور و اجبار اعمال شد . قراردادن ویترین مغازه و هتل ها و کافه ها همچون هتل نادری مشرف به خیابان درچارچوب تغییر فرهنگ عمومی تفسیر می شود .انتخاب سرتیپ کریم خان بوذر جمهری به عنوان رئیس بلدی (شهرداری مدرن تهران ) با هدف اعمال زور هر چه بیشتر در جهت تسریع تغییرات با توسل به نظامی گری دو دوره رضاخانی صورت گرفت . همزمان با انتخاب سرتیب پوذر حمیری به ریاست بلدیه دارالخلافه ناصری تهران در 1309 تخریب و در این بین دو خیابان شاهرضا و پهلوی نیز محورهای اصلی شرقی - غذبی و شمالی- جنوبی را پدید آوردند . و شمال شهر پدید آمد . ایجاد خیابان اولین پژواک از شهرسازی (هوسمان ) گونه ای است که از نظریه های نوگرایان دهه 1920 اروپا ریشه می گرفت. این تغییرات تهران را روز به روز از هویت هر چه اندک خود نیز تهی کرد و بر ابعاد سلطه طلبانه تهران افزود . با تبدیل (کهن) به ( کهنه ) و سنت به عقب ماندگی مفاهیم ارزشی از شهر و معماری شهر خارج می شود . هر چند در ایجاد دارالخلافه نیز نوعی اندیشه سنت گریز وجود داشت . اما انگاره های تاریخی همچنان بروز داشت . اما در تهران پهلوی اول و رضاخانی انگاره های آشنا در معماری جای خود را به ایده های سنت گریز داد . در تحولات دوره پهلوی بر خلاف دوره ی ناصری نقشه از قبل طراحی شده ای وجود نداشت . هر چند دولتمردان هر دو دوره  در فکر بازسازی تهران با مشاهدات غربی بودند . اما دوره ناصری تغییرات طبیعی تر و ملایم تر روی می داد . نظام محله ای در تهران و ایران کارکردهای امنیتی – اخلاقی و اجتماعی داشت و وحدت اجتماعی را افزایش می داد . بر خلاف اماکن عمومی ایران مانند بازار محله دارای نوعی حجاب و پوشش و درون گرایی بود . اما در تهران در دوره ی ناصری نظام 12 محله ای به 5 محله ای ( عودلاج و ارگ در شمال – محله بازار ( جدای از خود بازار ) – در جنوب – سنگلج در غرب و چاله میدان در شرق ) تبدیل گشت . در نظام محله ای ثروتمندان و فقرا در یک محله کنار یکدیگر زندگی می کردند و این نشان دهنده نقش وحدت آفرین محله در فرنگ ایرانی بود . البته این خود موید مطلب دیگری است و آن این که نوع و روش زندگی میان فقرا و اغنیا تفاوتی نداشت . تحول در بافت وحدت آفرین محله از زمان اصلاحات ناصرالدین شاه غرب زده و شیفته ی غرب روی داد . و دو محله دولت و خیابان لاله زار در شمال شهر ایجاد شد . همگام با جلوس شاه بر تخت، امرا فرنگیان و خانواده ها و نزدیکان حکومت از قسمت های و محله های دیگر به نزدیکی محل جلوس شاه در کنار لاله زار و محله دولت آمدند . محلات قدیمی از ثروتمندان خالی و پر  از فقرا که توان در کنار شاه غربزده را نداشتند پر شد . از این پس شمال و جنوب شهر علاوه بر ابعاد جغرافیایی نشان دهنده شان اجتماعی – فرهنگی شد . محله دولت مکان اغنیا در شمال و چاله میدان در جنوب فقرا را علامت و نشان می داد . از آن پس محله نشان و نماد تمایزات طبقه ای – اجتماعی به حساب آمد . محله های قدیم بافت خود را حفظ کردند . اما محله های جدید در کنار خیابان های جدید احداث شده احتیاجات خود را از خیابانها تامین می کردند و این خود بر برون گرایی محله ها و مناطق جدید و اعیان نشین و از بین رفتن آداب و سنن ملی و دینی چون محرم و نامحرم ابتدا در ذهن و سپس در عملکرد مردم این مناطق افزود . یکی از کارکردهای محله های قدیم تهران نقش نظارتی آن بود . چون در آن همه همدیگر را می شناختند و افراد محله به شخصیت و آبروی هم اعتبار نظارتی پیدا می کردند . اما در محله های جدید و با ایجاد خیابان ها رفته رفته نظام نظارتی محله به هم خورد . از طرفی با افزایش ایجاد ساختمان و طرح های عمرانی در شمال شهر کارگران غیر ماهر و ماهر از اطراف شهر برای کار به تهران هجوم آوردند . آنها توان ماندن در شمال شهر را که نداشتند پس منزل و خوابگاه و مسکن خود را در محله های پر از گدای جنوب شهر و چاله میدان قرار دادند . با هجوم این کارگران به جنوب شهر محله های جنوب شهر از تهرانی های اصیل کاسته می شد و بر تعداد مهاجران افزوده می شد . با از بین رفتن بافت وحدت بخشی محله های جنوبی پر از کلونی مهاجرین گشت که اغلب همدیگر را نمی شناختند و بعد نظارتی محله جنوب نیز از بین رفت و انواع ناهنجاریها ایجاد شد. به نظر می رسد ایجاد خیابانها در دوران رضاخانی فزونی یافت تا نقش نظارتی محله ها کاسته شود و هیچ نظارتی جز نظارت حکومت و پادشاه باقی نماند . این امر به تعارضات و ناهنجاریهای  جدی اجتماعی انجامید . برای مثال دررمان ( تلخ و شیرینها ) جمالزاده که همین دوران را بیان می کند یکی از شخصیت های رمان خود را شیر پاک خورده و اهل محله دارالخلافه معرفی می کند  در صورتی که دیگر اثری از محله دارالخلافه وجود ندارد . و این نشان دهنده تعارضات در گذشته و حال افکار و اعمال جامعه است . همه ی آن چه تا به این جا گفته شده نشان دهنده تحولات اجتماعی – فیزیکی تهران در دوران قاجار و پهلوی و به طور عمده دو دوره بسیار مهم یعنی ناصری و رضاخانی بود که به حق هردو این دوره ها نقش مهمتری داشتند . تحولات همگام با شهر سازی و فرهنگ مردم در سازمان های دولتی نیز با تغییر در شهرداری تهران یا بلدیه برای آسایش شاه همگام شد . یعنی در سال 1267 . در این دوران بلدیه تهران همزمان با نظمیه به عهده( کنت دومونت فورت) گذاشته شد . قرار گرفتن سرتیپ بوذر جمهری در راس بلدیه در دوره ی رضاخانی از وجود نوعی مقاومت اجتماعی در برابر تغییرات اعمال شده توسط بلدیه حکایت دارد و همین طور نوعی نگاه ضربتی توسط حاکمیت به تغییرات در شهر سازی و تحولات شهری . در این میان نهادهای آموزشی نیز در تهران از تحولات جا نماندند و اتفاقاً طبیعی تر متحول شدند . دو نماد دارالفنون در دوران ناصری و دانشگاه تهران در دوران رضاخانی به عنوان قسمتی از پشتوانه نظری دو انقلاب مشروطه و اسلامی نشان تاثیرات آموزش برفرهنگ جامعه هستند . هم تاسیس دانشگاه تهران و هم دارالفنون را باید از دستاوردهای مواجهه با فرهنگ غرب دانست . بخصوص دانشگاه تهران و قسمت تکمیلی آن که فرهنگ غرب و سلطه ی آن بر سایر دانشگاه های کشور طبق معمول است . اصولاً دانشگاه با هدف تضعیف و تلطیف نقش و جایگاه دین در دوره ی رضاخانی و با مشاوره های فراماسونهایی چون محمد علی  اذکاء الملک فروغی- تیمور تاش- تقی زاده و ... ایجاد شده هر چند نباید از یاد برد که دارافنون علی رغم نیت پاک امیر کبیر برخی اساتیدش را در سال های بعد یا همان دوره امیر کبیر اساتید شیفته و مجذوب دنیای غرب تشکیل می داد . اساتیدی چون میرزا ملکم خان و ... و اما در پایان نکته اصلی یعنی تحولات فرهنگی است که باید بررسی شود . تهران به عنوان نماد و المان وشاید نگین ایران برای حاکمان از دوره ی ناصری تا به اینک همواره صحنه ی تاخت و تاز و مواجهه با تجدد غربی است و در این بین البته در دوران پهلوی های اول و دوم این مواجهه با حمایت بیشتر حاکمیت به نفع غرب و تجدد غربی بوده است . طرح جامع شهر تهران که در زمان شهرداری غلامرضا نیک پی، در دوران حکومت محمد رضا پهلوی تهیه شده بود معماری تهران را به یک شهر با معماری برون گرای و ساختمان های آپارتمانی کشاند . هر چند آمال و آرزوی ناصرالدین شاه و دوره ی ناصری نیز همین بود. اما نمود و نشان تحولات فرهنگی در دوران ناصری کمتر از دوران پهلوی بود . برای مثال در مورد نوع پوشش و حجاب بانوان تهران در دوره ی رضاخانی مخبرالسلطنه هدایت می گوید : « قبیح ترین زندگی پاریس مرکز فواحش ، امروز مصدر زندگی تهران شده است . » تهران دوران جمهوری اسلامی را باید از جنگ به بعد بررسی کرد ، نکته ی قابل تاسف اینجاست که به اذعان برخی کارشناسان شهرسازی و معماری با اتمام جنگ شهرداری تهران یعنی کرباسچی همان طرح جامع ، نیک پی پهلوی را به عنوان طرح جامع شهر تهران انتخاب کرد . امروز تهران و تهرانی با سیر تاریخی که مختصری از آن گفته شد خود دل در گروی دنیای دیگری غیر از دنیای اصالت ها و هویت ما دارد و یا در بهترین حالت سرگردان میان سنت و مدرنیته است . در حالی که نمودش در فرهنگ زندگی بخش قابل توجهی از  مردم  تهران و به تبع آن  ایران یک شبه مدرنیته مبتذل و سخیف است . سوال اساسی این است که آیا تهران با این همه سرگیجه و بیماری تاریخی و کنونی باید مرجع و هویت دهنده به جامعه ایرانی باش؟ منبع: پایگاه خبری تحلیلی صبح رزن http://sobherazan.ir/news/1242-طهران_چگونه_تهران_شد تاریخ ورود: 09/09/1391   5- شهرنشینی در تهران (مقایسه ای بین دوره ناصری و رضا شاه)  چکیده: شهرنشینی در تهران همواره به عنوان مسئله‎ای پیچید و مهم به شمار می‎رفته و می‎رود. این نوشته با نگاهی به پدیده شهرنشینی به مثابه شیوه زندگی که از نظر مفهومی همبسته با مسئله هویت شهری می‎باشد سعی می‎کند تا با توجه به شاخص‎های شکلی و محتوایی شهر تهران در دو دوره ناصری و رضاشاهی به مقایسه تحولات پدیده شهرنشینی در این دو دوره بپردازد. در این نوشته  با توجه به تحولات مختلف در عرصه شهرنشینی مانند تحول در معماری و شهرسازی، تحول در نظام محلات، و تحول در طبقات اجتماعی نگاهی به مسائل شهرنشینی در این دو دوره مهم تاریخ تهران انداخته شده است. می‎توان گفت با تأسیس دارالخلافه ناصری تهران شکلی دیگر به خود گرفت و زمینه‎های لازم برای تحولات بعدی در آن فراهم گشت. این تحول بیش از هر چیز در تجاری و صنعتی شدن تهران و ایجاد شکاف طبقاتی در جامعه شهری تهران و البته در لباس تجدد نمود یافت. جامعه شهری تهران پس از گذر از مرحله مهم مشروطیت به دوره مهم دیگری یعنی دوران پهلوی اول پای نهاد. دوره‎ای که تحولات شهرنشینی در آن همچون دوره ناصری نگاهی به غرب دارد و عمدتا از تجدد مایه می‎گیرد، اما این‎بار ایدئولوژیک‎تر و به طور بخشنامه‎ای و شاید بتوان گفت ویران‎گر عرصه تهران را در می‎نوردد، و طرحی نو از تهران می‎زند، به گونه‎ای  که هویت تهران ناصری را که رنگی تجاری و صنعتی به خود گرفته بود، و هنوز هویت محله‎ای در آن پر رنگ و کارا به حساب می‎آمد، با هویتی جدید که در دیوان‎سالاری جدید ریشه داشت عوض کرد. این نوشته نگاهی است به این تحولات که عمدتا از دوره ناصری آغاز و در دوره پهلوی اول به گونه‎ای دیگر و البته با شدت و حدت بیشتری ادامه یافت. لینک متن کامل مقاله: http://pishine.com/archives/2526/شهرنشینی-در-تهران-مقایسه-ای-بین-دوره-نا/ تاریخ ورود: 09/09/1391   6- رویکردی تاریخی به تغییر محله‌ها در شهر تهران/ نرگس آذری در این مقاله جای‌گیری محلات در بافت کالبدی شهر تهران به لحاظ تاریخی مورد بررسی می‌گیرد و تغییرات آن با رویکردی اجتماعی و فرهنگی در زمینه‌ی تاریخی‌اش دیده می‌شود. رویکرد اقتصاد سیاسی و نظریه‌ی لوگان و ملوچ که محله‌ها را به سان کالایی اقتصادی دیده و آن‌ها را در جدالی دایمی میان ارزش مبادله‌ای و ارزش کاربردی برای تغییر می‌داند، اساس نظری این نوشتار را تشکیل می‌دهد. هدایت سایر بخش‌های این مقاله را هم همین نظریه بر عهده دارد، دو مفهوم بنیادین این نظریه یعنی ارزش مبادله‌ای و ارزش کاربردی، بدنه‌ی اصلی بحث ما را می‌سازد. در هر یک از این قسمت‌ها شواهدی تاریخی، توضیح‌دهنده‌ی روابط میان محله‌ها و سایر بافت‌های شهری است. مقدمه بررسی محله‌های شهر تهران کار پیچیده و دشواری است، یکی از علل این پیچیدگی، بافت چند لایه‌ی تاریخی آن است و تحولاتی که در دوره‌های مختلف تغییراتی جدی در آنها به وجود آورده است. و دلیل دیگر کمبود منابع تاریخی و تحلیلی است که با رویکردی فرهنگی و اجتماعی به موضوع تغییرات کالبدی شهر تهران در طول زمان پرداخته باشد. از میان رویکردهای متعددی که می‌توان نسبت به تغییر محله‌ها در کلان‌شهری با قدمت و وسعت شهر تهران برگرفت، به نظر می‌رسد که دیدگاه اقتصاد سیاسی بهتر می‌تواند با شرایط اجتماعی و تاریخی این شهر انطباق یافته و مسایل مربوط به آن را توضیح دهد. توسعه‌ی تحمیلی که در دوره‌های متفاوت تاریخی بر کالبد شهر تحمیل شده‌است، ارتباط موثری با شرایطی دارد که در اقتصاد سیاسی این شهر توضیح داده‌ می‌شود. با این توضیح از میان نظریه‌های نوین اقتصاد سیاسی، نظریه‌ی متعلق به لوگان و ملوچ که اختصاصا در مورد محله‌ها و تغییرات آنها مطرح شده‌است، در این نوشتار طرح و اساس نظری بحث قرار می‌گیرد. لینک متن کامل مقاله: http://anthropology.ir/node/11239 تاریخ ورود: 09/09/139   ج- عناصر فضایی  1- بررسی تأثیر راه‌ها بر شکل‌گیری نظام ساختاری شهر تبریز در دورهء قاجار/ لیدا بلیلان اصل چکیده: به اعتقاد موریس‌"سیمای شهرهای اسلامی تحت تأثیر دو دسته عامل متقدم و متأخر قرار داشته است.عوامل متقدم،به میراث عربی و بین النهرین قدیم باز می‌گردد و عوامل متأخر به‌ ضرورت‌های دورهء اسلام شکل بوده‌اند."راه‌ها و گذرها با قرارگیری در هر دو دسته عوامل‌ فوق،هم به عنوان اندام تأثیرپذیر و هم به عنوان عامل تأثیرگذار بر سیمای شهر مطرح‌ بوده‌اند.هدف از ارائهء این مقاله،بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در شکل‌گیری راه‌های شهر تبریز در دورهء قاجار و نیز تأثیرگذاری متقابل آن‌ها بر شکل‌دهی به نظام ساختاری شهر است. به منظور دستیابی به هدف مذکور تلاش شده است با بررسی ویژگی‌های ساختاری تبریز در این دوره،به تأثیر راه‌ها و گذرها بر کیفیت ارتباطی-فضایی آن پرداخته شود.مطالعات‌ نشان می‌دهد که شهر تبریز در دورهء قاجار میراث‌دار تحولات دوره‌های پیش از خود بر پیکرهء شهر بوده است.دو جادهء مهم ابریشم و جادهء بغداد-ری،از جمله عناصر مؤثر در شکل‌گیری‌ و توسعهء اندام‌های مهم همچون بازار و مجموعهء حکومتی و نیز توسعهء محلات و در نتیجهء گسترش شبکهء راه‌های درون شهری به شمار می‌رفتند.مجموعهء این تحولات به همراه‌ دگرگونی‌های ایجاد شده در دورهء قاجار،موجب شکل‌گیری شبکه‌ای درهم تنیده،کارآمد و منسجم از راه‌ها گردید که از کارآیی لازم برای چنین عملکردی برخوردار بود.راه‌ها با قرارگیری در نظامی سلسله مراتبی و جذب عناصر معماری و شهری،به بهترین نحو ممکن به‌ نیازهای ارتباطی شهر پاسخ می‌دادند. منبع: نشریه جغرافیا و برنامه‌ریزی(دانشگاه تبریز)،سال 41،شماره‌ی 92،پاییز 8831،صفحات 06-53 لینک متن کامل:  http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/603063 تاریخ ورود: 08/09/1391   2- ساختار محلات شکل دهنده به شهر قاجاری، بررسی نظام اجتماعی در ساختار شهرهای ایران وتبیین جایگاه محلات به مثابه نظام اجتماعی شکل‎دهنده به شهرقاجاری/ فرامرز پارسی، کاوه منصوری چکیده: شهربه عنوان موجودی سیستماتیک، نظامی سلسله مراتبی است که از ترکیب زیر سیستم‌ها بوجود می‌آید. محلات شهرهای تاریخی، عناصرکالبدی، اجتماعی واقتصادی شهر به شمار می‌روند که در مرتبه‌ای پائین‌تر از مفهوم شهر، سیستم پیچیده آن را بوجود آورده‌اند. بدیهی است که مجموعه بوجود آمده در قالب رابطه‌ای معنادار ، مفهومی فراتر از عناصر تشکیل‌دهنده خود به شمار می‌رود. وجود اسناد معتبر تاریخی، حاکی از وجود مرزبندی دقیق و تاثیرگذار محلات در نظام شهرسازی ایران است. این مرزبندی‌های اجتماعی که در ابتدائی‌ترین فرم خویش در نظام‌های خانوداگی و عشیره‌ای قابل ردیابی است، در دوره‌های متاخر به حوزه‌های مختلف مذهبی ، اقتصادی و اجتماعی نیز کشیده می‌شوند. وجود وقف‌نامه‌ها و نقشه‌های تاریخی از شهرهایی چون تبریز، تهران، قزوین و اصفهان و . . . خود دلیلی محکم بر حضور نظام محلات در شهرهای تاریخی کشور است که در تغییر چهره‌ی شهر ایرانی تاثیرگذار بوده‌اند. محلات تاریخی و اندام‌های کالبدی آن، نمایانگر وجه بارز این تقسیم‌بندی در نظام شهرسازی ایرانی است که با پشتوانه‌ای تاریخی، نقشی کلیدی در نظام اداره‌ی شهر داشته‌اند. نظامی که در طول قرون متمادی دستخوش تغییراتی بنیادین شده و در دوره‌ی قاجاری به تکامل‌یافته‌ترین وضعیت کالبدی و کارکردی خود دست یافته‌اند. بررسی دوره‌ی قاجار به عنوان آخرین دوره از تاریخ تسلسلی معماری و شهرسازی ایرانی از آن رو با اهمیت جلوه می‌کند که به رغم نزدیکی زمانی و حجم قابل توجه آثار معماری و شهرسازی، نه تنها بررسی کافی نشده، بلکه حتی در مواردی با بی‌مهری محققان به عنوان دوره‌ی افول و گسستگی نیز یاد شده است. از سوی دیگر، وجود اسناد معتبر، مکتوبات، گزارشات و از همه مهمتر نقشه‌های تاریخی که بررسی ویژگی‌های معماری و شهرسازی این دوره را امکان‌پذیرتر می‌نمایاند، از دیگر انگیزه‌های انتخاب دوره یاد شده به عنوان دوره‌ی زمانی مورد بررسی پژوهش حاضر است. مقایسه‌ی تطبیقی شهرسازی دوره‌ی قاجار و دوره‌ی پیش از آن، گویای تفاوت‌های اجتماعی عمیقی است که تاثیر آن بخوبی در نظام معماری و شهرسازی ایران قابل بررسی است. اگر در دوره صفوی، حضور دولت متمرکز و اقتدارگرای مرکزی با هدف شهرسازی حکومتی، به‌ایجاد میادین، خیابان‌ها، کاخ‌ها، باغ‌ها و مساجد بزرگ می‌پردازد، دولت قاجار در نظام اداره‌ی شهر مداخله نمی‌کند. در واقع در این دوره، هدایت  و توسعه نظام شهری بر عهده‌ی مهمترین و پیچیده‌ترین نهاد مدنی، یعنی محله قرار داده می‌شود و شاید به همین دلیل است که در دوره‌ی قاجار هرگز، میادینی با عظمت میدان نقش جهان پدید نیامد. شهر قاجاری از طریق اداره‌ی شهر توسط ترکیبی از نهادهای مدنی که محلات تاریخی، تبلور کالبدی آن بود به چنان انسجام کالبدی دست می‌یابد که شاید پیش از این هرگز در شهر ایرانی، تجربه نشده بود. همه چیز از فرهنگ و اقتصاد، عمران و آبادانی و نظام اجتماعی در ارتباط با هم  و بر اساس مضمون زندگی جاری شکل می‌گرفت و از همین رو، تضادی لاینحل میان زندگی مردم و شهر ایجاد نمی‌گردید. نه معماری مزاحم شهر بود و نه شهر مزاحم سکونت. از این روست که می‌توان شهر قاجاری و به تبع آن نظام شهرسازی این دوره را تکامل مفهوم مدنیت در تاریخ شهرسازی ایران دانست که بسیاری ار مفاهیم اجتماعی–مدنی آن قابل بازشناسی است. از این رو، در پژوهش حاضر با انتخاب دوره‌ی قاجار به عنوان بازه‌ی زمانی پژوهش و شهرهایی چون تبریز، تهران و قزوین به عنوان نمونه‌های موردی مطالعه، به نقش کلیدی محلات در اداره‌ی، هدایت و توسعه شهر پرداخته و کارکرد اجتماعی محلات از یک سو و ویژگی‌های کالبدی آن از سوی دیگر مورد بررسی قرار می‌گیرند. لینک متن کامل مقاله: http://www.memarnet.com/node/499 تاریخ ورود: 09/09/1391   3- تکیه دولت/ حسن علی پورمند، سید حبیب الله لزگی چکیده: تکیه دولت،بزرگترین تماشاخانه‌ی ایران در دوره‌ی ناصر الدین شاه،سرگذشتی عبرت‌انگیز دارد.در آغاز به عنوان فضایی برای اجرای نمایش‌های غربی و محلی برای‌ تفریح و سرگرمی مردم ساخته شد.پس از اتمام بنا،به دلیل استقبال مردم از مراسم تعزیه در ایام محرم و صفر تبدیل به مکانی برای شبیه‌خوانی گردید.در دوره‌ی رضاشاه‌ مجلس مؤسسان در آنجا برپا گردید و توسط او تخریب و به جای آن بانک ملی ساخته شد. تکیه‌دولت از دو جنبه دارای ویژگی‌های ارزنده‌ای است.اول اینکه،بخشی از تاریخ معماری و شهرسازی ایران است که درپی یک تداوم تاریخی و با نگاهی به‌ تحولات صنعتی غرب شکل گرفته بود.در درجه‌ی دوم درونمایه‌ی تکیه دولت،فضایی برای اجرای نمایش سنتی تعزیه بود که ریشه‌ای طولانی در تاریخ شیعه داشته و با تخریب آن درواقع سیر قهقرایی این شیوه‌ی نمایشی را شاهد بوده‌ایم. نگاهی به تکیه دولت و سیر اندیشه‌ی احداث و تخریب آن نشان می‌دهد که انقطاع تاریخی یک ملت به طور ناگهانی اتفاق نمی‌افتد رضاشاه با اندیشه بازگشت به‌ دوران قبل از اسلام و توجه به سلسله‌های شاهی آن دوران،با مظاهر مذهبی و عقیدتی مردم مخالفت و در یک دوران نسبتا کوتاه با همت و هدایت‌های اندیشه‌ورزان غربی‌ باعث و بانی یک خلاء تاریخی می‌گردد.این مسئله که از دوره‌ی ناصر الدین شاه آرام‌آرام آغاز شده بود،در دوره رضاشاه با شیوه‌ای خشن و سرکوبگرانه دنبال می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد که ثروت ملی یک ملت،در حوزه‌ی معماری و شهرسازی،شناسنامه و کارنامه‌ی تلاش‌ها،موفقیت‌ها و احیانا ناکامی‌های وی در دوره‌های‌ مختلف حیات اجتماعی اوست.حفظ و حراست از این بناها،به نوعی روش تکامل فرهنگی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.تخریب آنها درواقع محو و انهدام یک‌ جریان مستمر فرهنگی می‌باشد.در اینجا تکیه دولت به عنوان نمونه ذکر شده است و یادآوری چگونگی تخریب آن می‌تواند توجه بیش از پیش به میراث فرهنگی را یادآوری نماید. منبع: اطلاع رسانی و کتابداری «کتاب ماه هنر» دی 1387 - شماره 124 لینک متن کامل: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/538692?sta=فضای%20شهری%20قاجار تاریخ ورود: 08/09/1391   4- درآمدی‌ بر تکیه‌های‌ دولتی‌ در عصر قاجار/ مسعود کوهستانی‌نژاد چکیده: تکیه‌های دولتی بر بستر تفکر و نگرش خاص شاهان(محمد شاه،ناصر الدین‌ شاه و مظفر الدین شاه)و یا صدر اعظم‌های ایشان-ساخته شدند.در مقاله‌ حاضر چکیده‌ای از تحقیق و پژوهش انجام شده پیرامون این موضوع‌ ارائه خواهد شد.در ابتدا سیر تاریخی تکیه‌ها یدولتی از زمان محمد شاه‌ مورد توجه قرار گرفته و در ادامه،از چنین پدیده‌ای در طول دوره‌ ناصری صحبت می‌شود.در این راستا نقطه تمرکز خود را بر تکیه‌های‌ دولتی:صاحبقرانیه(نیاوران)،سلطنت‌آباد و بالاخره بازار که عنوان مطلق‌ تکیه دولت را به خود اختصاص داد،قرار می‌دهیم.سرگذشت تکیه‌های‌ دولتی را پس از مرور مختصری بر نمونه‌های شهرستانی آن،در وضعیت‌ تکیه دولت بازار،ادامه می‌دهیم؛سرگذشتی که ادامه آن با حیات آن تکیه‌ گره خورد و با آن نیز به پایان رسید. بحث پیرامون تکیه‌های دولتی در عصر قاجار،بحث مبسوطی بوده که‌ از جنبه‌های گوناگون قابل طرح و بررسی است:مبانی نظری،اهداف‌ تأسیس،چگونگی شکل‌گیری،منابع اقتصادی،علل رکود و در نهایت‌ نابودی تکیه‌های مزبور از جمله مباحث اساسی در شناخت مقوله‌ «تکیه‌های دولتی»هستند که با توجه به محدودیت صفحات فصلنامه تئاتر، پرداختن به هریک از آنها به فرصتی دیگر موکول می‌شود. منبع: فرهنگ و هنر «تئاتر»، تابستان 1387، شماره 42 و 43 لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/376170   5- مدارس قدیم تهران در عهد قاجار/نورالله کسایی تهران پایتخت یا دار الخلافه شاهان قاجار و مرکز امروزهء ایران پیشینه پایتختی حدود دویست ساله دارد.این شهر بالنسبه جوان‏ که در زمانی نه چندان دراز با رشدی‏ ناهنجار به پای پر جمعیّت‏ترین شهرهای‏ جهان رسیده است،در روزگارانی که سایهء سلطانی بر سر نداشت ساده و بی‏پیرایه‏ می‏زیست و پا از گلیم خویش پیش‏ نمی‏نهاد. تهران در گذشته‏های دور دیهی بود بزرگ در فاصله یک فرسنگی ری از شهرهای کهن و باستانی در گذرگاه چهار سوی ایران،و از آن رو که گاه و بیگاه در معرض تاخت و تاز و تجاوز بود خانه‏ها را بسان پناهگاه در زیرزمین می‏ساختند.این‏ قریهء فراخ دوازده کوی نشیمنگاه داشت که‏ باغ‏ها و کشتزارهای سبز و خرم آنها را در بر گرفته بود.مردم این کوی‏ها نیز چون‏ ریشهریان همواره زد و خوردهای فرقه‏ای‏ داشتند.بزرگانی نیز در گذشته‏های دور از این دیار برخاسته‏اند.از آن جمله ابو عبد الله‏ محمد بن حماد طهرانی(م،261 ق)بود که‏ پس از رشد و بالندگی در طهران و ری برای‏ سماع حدیث به مصر رفت و سرانجام در عسقلان از شهرهای آن دیار درگذشت.نام‏ بزرگان علمی این طهران با طهران(- طهرانچه کنونی)،دیه نزدیک کوشک در غرب اصفهان گاه در متون تاریخی و زندگینامه‏ها با هم درآمیخته است.1 در نیمه نخست از سده هشتم هجری‏ تهران را به عنوان یکی از قریه‏های شهر ری‏ و قصبه‏ای ارزشمند با آب و هوایی خوش‏ ستوده‏اند.2تهران در پی ویرانی ری در هجوم تاتار آهنگ آبادانی کرد تا در روزگار صفویه مورد توجه قرار گرفت و شاه‏ طهماسب اول(930-984 ق)بر آن‏ بارویی کشید.3پس از این سلسله، کریمخان زند(1163-1193 ق)بر بناهایش بیفزود.4سرانجام آقا محمد خان‏ قاجار(م 1211 ق)،تهران را به پایتختی‏ برگزید و در 1210 ق در آنجا تاجگذاری‏ کرد.5 برای انتخاب این شهر ده بیست هزار نفری آن روز جهت پایتختی نوشته‏اند:«که‏ جز نزدیکی این شهر به بلوکات بالنسبه‏ حاصلخیز و قرب جوار آن به مسکن ایل‏ افشار ساوجبلاغ و عرب ورامین که‏ هواخواهان او(آقا محمد خان)بوده‏اند و همچنین نزدیکی به استرآباد و مازندران که‏ در حقیقت ستاد نیروی او بوده است راهی‏ نمی‏توان فکر کرد...از او(آقا محمد خان) جز تخت مرمر که اسلوب ساختمان آن‏ همان طرز ساختمان تالارهای عمارت‏ کریمخانی شیراز و اثر هوی و هوس دورهء اسارتش بوده است بنایی معروف‏ نیست...»6 حاج میرزا زین العابدین شیروانی(م‏ 1253 ق)نویسنده روزگار قاجار که آغاز پایتختی تهران را خوب به یاد داشته،نوشته‏ است:«اکنون که سنه 1242 هجری است‏ مدت 45 سال است که طهران دار السلطنه‏ ملوک قاجار است(با احتساب چند سال‏ قبل از تاجگذاری آقا محمد خان)و مسکن‏ ارباب دولت و ثروت و مأمن اصحاب‏ حشمت و شوکت و محّل کثرت و جمعیت‏ است،قرب پانزده هزار باب خانه در اوست‏ و تخمینا ده هزار دکّان و صد کاروانسرا و دویست حمام و سی مدرسه و دو سه‏ جامع دارد و بزرگترین جامع آن دیار مسجد شاه است.و امرای آن دولت عمارات عالیه‏ ساخته و بناهای نیکو طرح انداخته‏اند، باغات دلگشا و بساطین رغبت‏افزا دارد.از آن جمله قصر قاجار در نیم فرسخی و باغ‏ نگارستان طرف مشرق شهر واقع به غایت‏ ممتاز است،در موسم تابستان آن شهر عفن‏ و در زمستان از گل چرکین است و در تابستان متموّلان آن دیار در بلوک‏ شمیران رفته اوقات گذرانند و نارین(شاید منظور نیاوران بوده)قلعه سمت مشرق و شمال آن شهر اتفاق افتاده و نشیمن شهریار است و مردم طهران عموما مذهب امامیه‏ دارند و نقش محبّت خاندان رسولی(ص) بر لوح ضمیر می‏نگارند.»7 این پیشگفتار را از آن رو یادآور شدیم‏ که تهران قصبه قدیم واقع در بین ری و سلسله جبال البرز از آغاز انتخاب به‏ پایتختی به گونه‏ای ساخته و طرّاحی نشده‏ که چون شهر اصفهان فرزانگان ایرانی و حکیمان رومی آنجا را به عنوان نیکوترین‏ شهر جهان آن روزگاران در بهترین‏ سرزمین‏ها و به منظور شهری بی‏مانند برای‏ زندگی بنیان نهاده باشند8و نه مانند بغداد که با بهره‏گیری از دانش و تخصص عالمان‏ به نام ایرانی از خاندان برمک و نوبخت و... در نزدیکی تیسفون پایتخت ایران ساسانی‏ بر پایه دقیق‏ترین معیارهای شهرسازی آن را پی افکنند.9و نه چون شیراز که پادشاهی‏ دانش‏دوست و ادب‏پرور چون عضد الدوله‏ فنا خسرو دیلمی(338-372 ق) نیکوترین بناها و بیمارستان و کتابخانه و رسته‏های صنفی را در کنار آن شهر در جایی‏ خوش و خرم بنا کند.10و نه بسان تبریز که‏ خواجه رشید الدین فضل الله همدانی(م‏ 718 ق)وزیر و طبیب عهد مغول یعنی‏ آشفته‏ترین ادوار تاریخ ایران ربع رشیدی را به عنوان دانشگاه و شهرکی دانشگاهی در جوار آن تدارک دید که هنوز در محافل‏ علمی جهان به عنوان عالی‏ترین نهاد آموزشی از آن سخن می‏رود.11برای بنای‏ تهران هیچ یک از این چاره‏اندیشی‏ها انجام‏ نگرفت و هیچ کس نمی‏توانست تصور کند که در طالع این شهر چه می‏گذرد و روزی‏ یک چهارم جمعیت کل کشوری پهناور را در خود جای می‏دهد.درست است که برای‏ زیستن سرزمینی بالنسبه سازگار می‏نمود و استعدادهایی در نهاد داشت.از یک سو سر بر بالین البرز نهاده و از دیگر سو پای به‏ دامان ری کشیده.فرزندی که مادر را فرو بلعیده.شهری شده انباشته از رویدادهای‏ روزگار آنهم از آغاز دوران وا اسفای‏ دست‏اندازی‏های استعمار و بیخبری و دریوزگی و خردستیزی عصر قاجار،تیره‏ای‏ از تبار ترک و تاتار که به گفته مهدیقلی‏ هدایت«طایفه‏ای گوسفندچران یا شتربان از عشیره آق قوانلو که بیشتر گوسفند سفید داشت و قراقوانلو که گوسفند سیاه،لکن در سیاست وقت سفید از سیاه تشخیص‏ نمی‏دادند و در مملکت‏داری همان زاکان‏ (قانون)ترکمنی را استوار می‏داشتند... وقتی کامران میرزا از حاج بهاء الدوله سام‏ میرزا نوه فتحعلیشاه نسب قاجار را پرسید، گفت:ما از اولاد شاهقلی دودکچی هستیم‏ که در ضیافت‏ها سرنا می‏زده.»12 سررشته‏داران سیاست در آغاز پایتختی تهران نیز نه از سنخ دودمان برمک‏ و فرزندان سهل و آل نوبخت و پسران‏ موسی بن شاکر در دستگاه عباسیان‏ نخستین بودند و نه از تبار جیهانی و عتبی‏ در دولت دانش‏دوست سامانیان و نه از طراز ابن عمید و صاحب عباد و ابن سینا در حکومت آل بویه و نه از دبیران با درایت‏ ایرانی چون عمید الملک کندری و خواجه‏ نظام الملک طوسی و انوشروان بن خالد کاشانی در عصر سلطه سلجوقیان ترک‏نژاد. نخستین دولتمرد دولت آقا محمد خان در آغاز پایتختی تهران حاج ابراهیم کلانتر شیرازی بود که از خیانت به ولینعمت‏ خویش لطفعلی خان زند به صدارت در دستگاه آقا محمد خان و فتحلیشاه قاجار ارتقا یافت و سرانجام به دستور همین شاه‏ زبانش را بریدند و دودمانش را بر باد دادند.13پس میرزا شفیع بارفروش‏ مازندرانی(م 1234 ق)صدر اعظم شد که‏ مدرسه صدر جلوخان مسجد شاه تهران از یادگاری‏های او است و در پیشبرد کار کشور توفیقی نیافت.سپس حاجی محمد حسین‏ خان صدر اصفهانی(م 1239 ق)به‏ صدرات رسید که بناهای بسیار از جمله‏ مدارس صدر از یادگاری‏های او است و با این‏ وجود بینش علمی لازم را نداشت،علاف‏ زاده‏ای درباره‏اش گفتند که: از کاه کشی به کهکشان شد بر تخت ز دکّه دکان شد نخست مردم مدبّر و ترقیخواه عصر فتحعلیشاه(1212-1250 ق)میرزا عیسی‏ قائم مقام بزرگ فراهانی(م 1237 ق)وزیر عباس میرزا ولیعهد بود که تلاش‏های هر چند ناچیز او و این شاهزاده لایق دوره‏ قاجار که هردو در خلال جنگ‏های ایران و روس نتیجه شکست‏ها را واماندگی ایران از (به تصویر صفحه مراجعه شود) قائم مقام فراهانی پیشرفت‏های علمی و تکنولوژی غرب‏ می‏دانستند،آغازگر اندک آشنایی تنی چند از ایرانیان با دانش مغرب زمین شد.15و پس از قائم مقام پسرش میرزا ابو القاسم‏ معروف به قائم مقام دوم(م 1251 ق)که با آن همه اندیشه‏های اصلاحگرانه به دسیسه‏ درباریان و به دستور شاه خفه شد.16میرزا تقی خان امیر کبیر صدر اعظم آغاز عصر ناصر الدین شاهی(1264-1313 ق)نیز که‏ می‏رفت تا با آن همه قدرت و لیاقت و عزم‏ و اراده‏ای که خاص او بود سرنوشت ایران و ایرانی را به گونه‏ای دیگر ورق زند،در اثر تبانی درباریان خائن با توطئه استعمار از کار برکنار شد و همزمان با گشایش دار الفنون‏ تهران یعنی نخستین مرکز فراگیر آموزش‏های عالی در تمامی علوم و فنون در ایران که از اقدامات درخشانش بود خونش‏ را به ناحق ریختند.17 به هرحال بنای ارگ سلطنتی تهران از یادگارهای زمان آقا محمد خان،بنای تازه‏ مسجد شاه(مسجد امام فعلی)که سابقهء آن‏ به عصر شاه عباس دوم صفوی(1052- 1077 ق)باز می‏گردد.گسترش ارگ و گود چال حصار و مسجد سید عزیز الله،مدرسه‏ خان مروی،مدرسه صدر جلو خان مسجد شاه،مدرسه دار الشفاء و چندین کاخ شاهی‏ و مسجد و حمام و تکیه و بازار و آب انبار و باغ نگارستان از بناهای زمان فتحعلیشاه‏ (1212-1250 ق)،بنای شبستان در ضلع‏ جنوبی مسجد شاه یادگار دوره محمد شاه‏ (1250-1264 ق)و گسترش تهران و بنای‏ دار الفنون و باغ بهارستان و دو مدرسه‏ سپهسالار قدیم و جدید از بناهای دولتی‏ دوره دیرپای سلطنت ناصر الدین شاه‏ (1264-133 ق)بوده است.18 لازم به یادآوری است که در تهران پیش‏ از قاجار و از روزگار صفویان چندین مدرسه‏ با این اسامی دایر بوده است:مدرسهء امامزاده زید در محله پاچنار،مدرسه چال‏ در پشت بازار کفش‏دوزان فعلی،مدرسه‏ حکیم هاشم در محله ارگ و حوالی تکیهء دولت،مدرسه محمدیه،مدرسه چالحصار، مدرسه رضاییه منسوب به ملا آقا رضا فیروزآبادی و مدرسه خانم منسوب به‏ خواهر شاه طهماسب اول(930- 984 ق).19 چنانکه از عنوان این مقاله برمی‏آید موضوع بحث بررسی تاریخ گونه از مدارس‏ قدیم تهران در عصر قاجار است.یادآور می‏شویم که بی‏توجهی سه پادشاه نخستین‏ دوره قاجار و بیشتر رجال سیاسی آن دوره‏ به مسائل علمی و نداشتن سنخیّت‏ فرهنگی و نیز تلاش در قلع و قمع مدعیان‏ سلطنت و درگیری در جنگ‏های خفت‏بار و بدفرجام ایران و روس تزاری که به از دست‏ دادن بسیاری از شهرها و سرزمین‏های آباد در شمال و شمال شرق منجر شد و... مجالی برای پرداختن به مسائل علمی و تأسیس نهادهای آموزشی باقی ننهاد و اقدامات ترقیخواهانه معدودی از دولتمردان‏ روشن‏بین و میهن‏دوست چون قائم مقام‏ اول و دوم و میرزا تقی خان امیر کبیر و میرزا حسین خان سپهسالار که یکی از عوامل‏ نجات ایران را رویکرد به علوم و فنون چاره‏ ساز و آشنایی با دانش و صنایع غرب‏ می‏دانستند با غلبهء افکار قشری و دولتمردان غالبا خائن و یا بیخبر و گاه نفوذ روحانیون واپسگرا در دستگاه دولت و دسیسه استعمارگران خارجی و وابستگان‏ داخلی در موارد بسیار هرگونه تلاش و اقدام راهگشا را با شکست مواجه‏ می‏ساخت. و اما در مورد مدارس قدیم تهران در دوره قاجاران،مدارسی چون دار الشفاء، صدر،مروی،محمد قاسم خان،مادر شاه، شیخ عبد الحسین و سپهسالار قدیم و جدید از شهرت و آوازهء بیشتری برخوردار بود و از دیگر مدارس تنها نامی برده شده است.این‏ چند مدرسه معروف نه تنها در جنبش‏های‏ آزادیخواهی و تلاش و مبارزه با استبداد و تحقق حکومت مشروطه نقش بسزا داشته‏اند.مدرسه مروی سرآغاز و منشأ تحولی بنیادین در ایجاد فضایی فرهنگی و بالنسبه علمی و خردگرا در تهران پایتخت‏ جوان آن دوره گردید. فراخوانی مدرّسی برای تدریس علوم‏ معقول در مدرسه خان مروی از حوزه‏ علمیه اصفهان نخستین گامی بود که در ایجاد جاذبه علمی برای تهران نو برداشته‏ شد.چنانکه در جای خود خواهیم گفت خان مروی مؤسس و واقف مدرسه مروی‏ از فتحعلیشاه قاجار خواست که از ملا علی‏ نوری استاد پرآوازه حکمت در اصفهان‏ بخواهد که برای تدریس این علوم در مدرسه نوبنیاد مروی به تهران بیاید.نوری‏ که به بهانه برهم خوردن درس و معیشت‏ طالبانش در اصفهان این دعوت را نپذیرفت، در دومین درخواست شاه،ملا عبد الله‏ زنوزی یکی از شاگردان برجسته حوزه‏ درسی خود را به تهران فرستاد و در پی گرم‏ شدن حوزه علمی تهران و جاذبه‏ای که این‏ پایتخت نو به تدریج ایجاد کرده بود در دو مهاجرت دسته جمعی و فردی،گروهی‏ دیگر از بزرگان علمی کشور خاصه از اصفهان راهی تهران شدند که آقا علی‏ مدرس زنوزی،میرزا حسن جلوه،آقا محمد رضا قمشه‏ای،میرزا جهانگیر خان‏ قشقایی و...از آنجمله بودند.حضور این‏ جمع به ویژه دانش و دیانت اعجاب‏انگیز آقا محمد رضا قمشه‏ای،علوم حکمی و فلسفی را که در دوره حکومت شیعی‏ صفویه با ظهور بزرگانی چون میر فندرسکی‏ و میر داماد و صدر المتألهین شیرازی و ملا محسن فیض کاشانی توش و توانی در خور یافته بود،بار دیگر به عرصه درس و بحث حوزه کشانید و رونق دوباره فلسفه را البته نه چندان چشمگیر در تهران به‏ اندازه‏ای موجب گردیدند که شاگردان و شاگردان آنان تا برسد به زمان ما تنها توانستند چراغ فلسفه را هرچند کم نور اما روشن نگاهدارند.دلیل این کم‏رنگی علوم‏ عقلی در این دوره و رکود دانش‏های‏ چاره‏ساز چنانکه بارها و در جاهای دیگر گفته شده غلبه فکر فقاهتی و سنّت اشعری‏ آنهم از نوع جدلی و فرقه‏گرایی و خرافه‏ پروری بر حوزه‏های علمیه ایران و دیگر سرزمین‏های اسلامی بود که از نیمهء سده‏ پنجم هجری با تأسیس مدارس فرقه‏ای‏ مذاهب اهل سنت آغاز شد و به تدریج‏ آموزش‏های شیعی را نیز به این شیوه‏هی‏ سطحی و مناقشه‏ای سوق داد و به مرور ایام روح علمی و روحیه خردگرایی را در نهادهای آموزشی ما از حرکت‏ باز نگاهداشت.چنانکه نتیجه نهایی و فرجام کار همین مدرسه مروی وقف بر حکمت شده نیز جز مواردی استثنایی‏ پرورش فقیهانی سطحی و بی‏خبر از نیازهای علمی کشور و شرایط حساس‏ اجتماعی شد که تنها روند بی‏حاصل‏ آموزش‏های خشک و دماغ آزار عصر صفوی را دنبال کردند و ضروریات علمی و ایجاد آگاهی را چنانکه باید نشناختند. ذکری از آمار مدارس قدیم تهران تا سال‏ 1315 هجری که با تأسیس انجمن معارف، مدارس به سبک جدید آغاز به کار کرد،با کوتاه سخنی از بانیان و استادان و دانش‏ آموختگان آن مدارس و نقد و نظری از شیوه‏های آموزشی و کارنامه و حاصل کار آن مدارس از جمله نقشی که مدارس بزرگ‏ عصر قاجار در استقرار حکومت مشروطه‏ داشته است از دیگر مطالب این مقال‏ خواهد بود. منبع: نامه فرهنگ، تابستان 1377، شماره 30 لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/585379?sta=فضای%20شهری%20قاجار تاریخ: 08/09/1391   6- جلوه های سنت و تجدد در فضاهای ورودی خانه های تهران دوره قاجار/مینا رمضان جماعت ، جواد نیستانی چکیده: دوره قاجار،‏ دوره تضاد در ارزش ها و اندیشه‌های معمارانه،‏ و تنوع در گرایش ها و شیوه‌های معماری شهری است. این تنوع و تضاد که متأثر از عوامل گوناگون و رویکردهای مختلف سنت و تجدد است،‏ بیش از همه،‏ در حوزه معماری مسکونی نمود پیدا می کند و ساختار یکنواخت خانه های شهر را به عرصه تفاوت می کشاند. تفاوتی که در تمامی اجزاء تشکیل دهنده یک خانه،‏ از فضای ورودی تا فضاهای داخلی رخ می نماید؛ اما بدین خاطر که فضاهای ورودی،‏ نمودی بیشتر در معماری دارد،‏ تحولات رخ داده در این بخش،‏ ملموس تر و بررسی ویژگی های ساختاری و تزیینی آنها از اهمیتی دو چندان برخوردار است. در این میان،‏ موضوع قابل توجه این است که تحول مذکور،‏ بر فضاهای ورودی خانه های گروهی از جامعه تأثیرگذار بوده و حتی نوع این تأثیرگذاری،‏ از محله ای به محله دیگر متفاوت بوده است؛ گرچه از این طریق،‏ شاید بتوان شاخصه های بارزی را برای انواع فضاهای ورودی تعیین نمود و سبک غالب ورودی ها را ارزیابی کرد. بدین ترتیب می توان گفت خانه های تهران دوره قاجار،‏ سبک های گوناگونی در فضاسازی ورودی داشته که هر یک،‏ جلوه هایی از سنت،‏ تجدد یا تلفیقی از آنها را به نمایش گذاشته است. منبع: هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی (دوره: ۲، شماره: ۴۴) لینک متن کامل: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=729489 تاریخ: 08/09/1391   د- چند نمونه فضای  متعلق به این دوره 1- لاله زارـ عرصه تفرج، از باغ تا خیابان(شکل گیری خیابان به سبک اروپایی در دوره ناصرالدین شاه)/محسن حبیبی و زهرا اهری چکیده: گسترش روابط ایران با غرب در زمان ناصرالدین شاه،‏ زمینه را برای ورود افکار،‏ الگوها واشیاء فرنگی باز کرد. گرته برداری از الگوهای فرنگی در شهرسازی خود را در طرح توسعة شهر تهران و تبدیل آن به دارالخلافه ناصری و ایجاد فضاهایی با حال و هوای فرنگی نمایاند.خیابان لاله زار که در بخشی از باغ لاله زار ( باغ تفرجگاهی سلطنتی بیرون شهری دوران فتحعلیشاه) ایجاد گردید،‏ از جمله شاخص ترینِ این فضاها است. این خیابان با تجهیز شدن به تأسیسات جدید شهری و آراسته شدن با سبک های جدید معماری و فراهم آوردن مکانی نو،‏ دروازه ای به غرب و ویترین نمایش نووارگی شد. نمودهای زندگی مدرن شهری مانند پارک و باغ وحش که مفهوم اوقات فراغت را به گونه ای نو مطرح می کردند،‏ در آن ایجاد شدند. تجهیزات نوین مثل چراغ گاز و واگن اسبی شباهت شکلی آن را با نمونه های اروپایی کاملتر کردند. هرچند مقصودی مشابه شهر اروپایی از ایجادشان دنبال نمی شد. حضور زنان برای تفرج و گردش آغاز عصر جدیدی در حیات شهری بود که تا آن زمان بی سابقه بود. این مقاله شرح ظهور خیابان لاله زار در دوران ناصری و خصوصیات آن از جنبه های گوناگون کالبدی،‏ فضایی و حیات شهری است. منبع: هنرهای زیبا، دوره 34 لینک متن کامل: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=14310 تاریخ ورود: 08/09/1391   2- هنر و معماری قاجار مسجد جامع قزوین/ سعدی ملکی هرسازه‏ای دارای هویت‏های جداگانه‏ی کارکردی و ساختاری است.بدین‏ معنی که جهت برآوردن نیازهای خاص،می‏باید اثری خلق گردد که واجد ساختاری متناسب با اهداف از پیش تعیین شده باشد.بررسی مسجد از دیدگاه‏ کارکردی،بدان جهت که عبادت محوری‏ترین فعالیت فردی و اجتماعی هرفرد مسلمان محسوب می‏گردد و به همان نسبت می‏تواند تأثیرات تعیین‏کننده‏ای‏ بر ساختار کلی سیاسی،اجتماعی،و اقتصادی جامعه داشته باشد،بسیار مهم‏ و اساسی است.حال اگر کارکردهای جانبی مسجد مانند آموزش،سیاست و قضاوت را،که از صدر اسلام مورد تأکید بوده به آن بیفزاییم،به راستی می‏توان‏ حرکت و حیات جامعه‏ی اسلامی را در مسجد خلاصه نمود. در رهنمودهای دینی مسأله‏ی وحدت و همبستگی مسلمانان از آن رو که‏ استمرار حیات جامعه‏ی اسلامی بدون آن غیر ممکن می‏نماید،بسیار مورد توجه بوده و هست.پیامبر در اقدامات اولیه‏ی خویش مسأله‏ی ایجاد پیوند برادری مابین مهاجر و انصار را مورد اهتمام قرار داد.در قرآن کریم به صراحت‏ بر مسلمانان امر شده که به ریسمان خداوند چنگ زنید و متفرق نشوید.در صدر اسلام وحدت به عنوان اساسی‏ترین راهکار جهت حفظ و تعالی چنین‏ جامعه‏ای الزامی به نظر می‏رسید.جهت رسیدن به این مهم،پیامبر(ص)و خلفاء پس از ایشان،به عنوان محور و مساجد،مکانی جهت ایجاد پیوند از طریق سخنرانی،راهنمایی و گفت‏وگو مابین مسلمانان با رهبر که محوریت‏ جامعه را عهده‏دار بود،نقش حیاتی را ایفا می‏نمودند.با گسترش دامنه جوامع‏ اسلامی،متناسب با وسعت اجتماعات گوناگون،مساجد نیز باید گسترش‏ می‏یافت،تا بتواند پاسخگوی این روند روزافزون باشد.در این بین نماز جمعه‏ به عنوان نماد عینی همبستگی و وحدت در جامعه اسلامی مورد تأکید و توجه‏ خاص قرار گرفت.هرچه بر گسترش دامنه اجتماعات اسلامی افزوده‏ می‏گشت،نمازجمعه از اهمیتد بیشتری برخوردار می‏شد،زیرا تمامی افراد جامعه می‏بایست تحت تأثیر منشأ واحدی قرار گیرند تا اصل اتحاد حفظ گردد و این مقدور نبود مگر آنکه تمامی افراد یک شهر،ولوبه غایت بزرگ،در مکانی‏ واحد جمع شوند.جهت تأمین این هدف مساجد جامع تأسیس گردید که به‏ لحاظ وظایف بسیار مهم از اهمیت ویژه‏ای برخوردار شدند.ساخت این نوع‏ مساجد تا قرن چهارم فقط با نظر مساعد شخص خلیفه امکان‏پذیر بود،1زیرا وجود مسجد جامع در هرآبادی موقعیت شهر شدن را برای آنجا به ارمغان‏ می‏آورد.2در واقع ساختار این نوع مساجد کاملا تحت‏تأثیر کارکرد آنها قرار گرفته و متناسب با آن نضج می‏گرفت.این نوع مساجد همواره منشأ و خاستگاه ابداعات و نوآوری‏های معمارانه بودند و تجربیات مهمی که در تکامل‏ مسجد به دست آمد،به همراه بهترین تحقیقات،در مساجد جامع به کار رفته‏ است.3در واقع مساجد جامع،به دلیل ایجاد نیاز باعث تغییر و تحول در ساختار مساجد اولیه و دگرگون شدن و سادگی آنها گشته و زمینه را جهت مطرح شدن‏ عناصر تزیینی و ساختاری معماری ایرانی فراهم نموده و علاوه بر آن عناصر جدیدی مانند مقصوره را مطرح نمودند. در دوره صفوی گروه جدیدی از مساجد سلطانی،با عنوان مساجد شاهی‏ با اهدافی جدید پا به عرصه‏ی وجود نهاد.در پیدایش مساجد شاهی،شرایط سیاسی موجود در دنیای اسلامی بسیار مهم بوده است.بعد از چندین دهه که از برچیده شدن دستگاه خلاف سپری شد،دو قدرت عمده در جهان اسلام در پی آن بود تا خلافت را در قالبی دیگر احیاء نمایدد.امپراتوری عثمانی با محوریت مذهب تسنن و صفوی با اتکاء بر مذهب جعفری در پی رسیدن به این مهم از هیچ اقدامی‏ فروگذار نمی‏کردند.در شرایط جدید به وجود آمده،هریک از دو قطب مذکور می‏بایست جهت ادامه‏ی حیات و تقویت خویش برای غلبه بر دیگری،وحدت‏ جامعه‏ی خویش را حفظ کرده و بر انسجام آن همت می‏گماردند.پادشاه در این‏ دوره به عنوان محور این اتحاد،نقش پیامبر و خلفاء را بر عهده داشت.مذهب‏ جعفری که به صورت جدی در جامعه‏ی ایران مطرح گشته بود،نیاز به ساز و کارهای جدید و متفاوت با گذشته داشت.بدین‏سبب علاوه بر دگرگونی سایر بنیادهای مذهبی و اجتماعی با ساخت مساجد جدید با هویتی متفاوت با مساجد جامع سابق،سعی نمود تا مکانی را که در وحدت جامعه نقش اساسی را بر عهده‏ داشت،دارای ماهیت متناسب با شرایط بوجود آمده،احداث نماید. در زمان خلفا تمامی مساجد شده با نام جامع شناخته می‏شد،و هددف اصلی و کارکرد عمده‏ی آنها،عینیت بخشیدن وحدت،در جامعه‏ی اسلامی بود.در شرایط جدید که در دنیای اسلام به وجود آمده بود،کارکرد دیگری برای این نوع مساجد در نظر گرفته شد و آن کارکرد تبلیغاتی بود و نام‏ این مساجد به واسطه‏ی همین کارکرد به شاهی تغییر یافت،زیرا در شرایط موجود مسأله‏ی رقابت در سطح رهبری دو قطب مهم دنیای اسلامی یعنی‏ عثمانی و صفوی،این کارکرد ورا ایجاب می‏نمود.این مساجد به عنوان سمبلی‏ از تدین و اسلام‏خواهی سازنده خویش در نزد مردم،علاوه بر نمایش عالی‏ترین‏ جلوه‏های تزیینی و طراحی،شکوه و جلال سازنده‏ی خویش را نیز القاء می‏نمودند. مذهب جعفری که به تازگی به عنوان مذهب رسمی مطرح شده بود باید قدرت خویش را در ایجاد عناصر مهم و تعیین کننده‏ی جامعه‏ی آن روزگار به‏ اثبات می‏رساند و به نوعی آن را در نهادهای مهم مانند مساجد شاهی به‏ نمایش می‏گذاشت.مسجد جامع که در عصر خلفاء و تسلط مذهب تسنن شکل‏ گرفته بود،باید به نوعی جای خویش را به مساجد دیگری که در این دوره‏ می‏بایست بنابر ضرورت‏های ذکر شده،ساخته می‏شد،می‏داد.در آن سوی‏ مرزها نیز بازتاب این رقابت کاملا مشهود بود.مساجد بزرگ ساخته شده در قلمرو عثمانی،اکثرا به نام پاشاهان عثمانی نامگذاری می‏شد.مانند مسجد سلیمانیه،مسجد سلطان بایزید و مسجد سلیمیه در استانبول و... مساجد منفرد غیر سلطانی دارای کارکردی صرفا عبادی بوده و مانند مساجد بزرگ جامع و شاهی از اهمیت سیاسی و تبلیغاتی برخوردار نیستند.اما در قرون نخستین اسلامی این مساجد تجلی‏گاه اختلافات طایفه‏ای و قبیله‏ای‏ بودند.4در این شرایط کارکرد این مساجد از محدوده‏ی عبادی فراتر رفته و جنبه‏ی اجتماعی به خود گرفت.این موضوع باعث ایجاد تفرقه و نفاق در میان‏ جامعه‏ی مسلمین گشت.5این وضعیت دقیقاد نقطه‏ی مقابل کارکرد مساجد جامع و شاهی قرار داشت. در مقابل این گروه از مساجد،گونه‏ای از مساجد مرکب با عنوان مسجد- مدرسه علاوه بر کارکرد مساجد منفرد،دارای کارکرد آموزشی نیز می‏باشند. در این حوزه مدرسه‏هایی وجود دارند که کارکرد آموزشی،یگانه کارکرد آنها بوده است،اما در عموم این مدرسه‏ها یک فضای کوچک متناسب با اهمیت‏ مدرسه و عده طلبه‏های آن،جهت اقامه نماز،به مسجد اختصاص یافته و حتی‏ در برخی مدارس بزرگ مانند چهارباغ،مدرسه‏ی صدر اصفهان و مدرسه‏ی‏ سلطانیه(امام)در کاشان یک گنبدخانه نیز ساخته شد تاد مراسم نماز جماعت‏ در آنجا برگزار شود.6 مساجد از لحاظ ساختاری به انواع مختلف تقسیم می‏شوند که هریک از آنها دارای عناصر خاص خود می‏باشند.در یک طبقه‏بندی می‏توان آنها را به‏ مساجد سلطانی و غیرسلطانی تفکیک نمود. مساجد سلطانی شامل مساجد جامع،شاهی و مساجدی است که دستور ساخت آن توسط شخص پادشاه و یا یکی از افراد بلندپایه‏ی دربار مانند ملکه‏ و یا وزیر،صادر شده باشد.مساجد جامع معتبرترین مسجد شهر بوده‏اند که نماز جماعت تنها در آنها اقامه می‏شده است.این نوع مساجد بسیار با عظمت‏ احداث می‏شدند،تا در ذهن بیننده اهمیت وظایفشان را القاء نمایند.مساجد شاهی از نظر ساختاری،با حفظ ویژگی‏های مساجد جامع،در عصر صفوی‏ ظهور نمودند.سازندگان این مساجد مرکز ثقل امور دینی را از مساجد جامع به‏ این‏گونه مساجد منتقل کردند،تا آنان که نامشان با مساجد همراه بود نیز،در مرکز توجه عموم قرار گیرند.7پس از ساخت این مساجد مرکز توجه جامعه به‏ سوی آنها متمرکز گشت و مساجد جامع انحصار خویش را از دست دادند.8این‏ روند در دوره‏ی قاجار مورد استقبال قرار گرفته و ادامه یافت.یکی از مساجدی‏ که در دوره‏ی قاجار بر این اساس احداث گردید،مسجد نبی(شاه)قزوین است. طرح کلی این مسجد چهار ایوانی است.این نوع طرح در اکثر مساجد جامع‏ قرن پنجم به بعد،و به تبع آن مدارس و کاروانسراها اجرا شده است.سایر مساجد مهم دوره‏ی قاجار مانند مسجد امام تهران،مسجد امام بروجرد،مسجد امام زنجان،مسجد امام سمنان و مسجد شهید مطهری(سپهسالار)تهران، نیز در طرح چهار ایوانی اجرا شده است.ایوان‏های شمالی و جنوبی مسجد النبی‏ رفیع‏تر و ایوان جنوبی مجلل‏تر از سایر ایوان‏ها هستند.به جهت اهمیتی که‏ جبهه‏ی جنوبی،به خاطر واقع شدن محراب در آن داشته،همواره مورد توجه‏ بوده و از ابتدا جهت تأکید این موضوع،تک ایوان مسجد در این جبهه اجرا می‏شد.پس از روی‏آوری معماران عصر سلجوقی به طرح چهارایوانی، اهمیت این جبهه با افزودن بر ارتفاع و سطح تزیینات ایوان جنوبی،نسبت به سایر ایوان‏ها،مشخص می‏شود.در دوره‏های بعد نیز این روند همچنان ادامه داشته‏ است.در مسجد امام تهران و مسجد و مدرسه‏ای شهید مطهری،که به ترتیب‏ در زمان فتحلیشاه و ناصر الدین شاه ساخته شده‏اند این اصل مورد توجه خاص‏ قرار گرفته است. ویژگی دیگر مسجد النبی وسعت آن است.این مسجد از اکثر مساجد شاهی دوره‏ی قاجار مانند مسجد امام زنجان و امام بروجرد،از وسعت بیشتری‏ برخوردار است.به طوری کلی در دوره‏ی قاجار،بر وسعت مساجد تأکید شده و در مقایسه با دوره‏های پیشین،از وسعت بیشتری برخوردار هستند.دلیل این امر را در چند مورد می‏توان بیان نمود.در دوره‏ی قاجار بر وسعت شهرها به تبع آن‏ جمعیت آنها افزوده شد و به همان نسبت می‏باید به وسعت مساجد شاهی،که‏ عملکرد مساجد جامع را بر عهده داشتند افزوده می‏گردید.جهت اثبات این‏ موضوع نیاز به آمار دقیق از تعداد جمعیت در شهرهای دارای مساجد شاهی‏ دوره‏ی قاجار و پیش از آن می‏باشد،که با توجه به عدم وجود چنین مدرکی، این موضوع صرفا در حد طرح یک مسأله قابل ارایه است.مسأله‏ی دیگر به‏ کارکرد تبلیغاتی مساجد شاهی بازمی‏گردد،مساجد شاهی بازتابی از عظمت و شکوه سازنده‏ی خویش بودند و می‏بایست به نوعی این مهم را در ساختار خویش پدیدار نمایند.در دوره‏ی صفوی این اصل با تأکید بر تنوع تزیینات‏ مساجد و ساختن مجموعه‏های بزرگ مانند میدان نقش‏جهان،عینیت یافته‏ است.در دوره‏ی قاجار این روند با تغییر موضوع به افزودن بر وسعت بنا مبدل‏ شده و با همان اهداف به مرحله‏ی اجرا درآمده است. ورودی‏های سه‏گانه اصلی مسجد النبی،بلااستثنائم در تمامی مساجد شاهی،دوره‏ی قاجار مورد توجه بوده است.این نوع طرح از ویژگی‏های‏ معماری عصر قاجار است‏9و در دوره‏های قبلی مشاهده نمی‏شود.علت اجرای‏ چنین طرحی،تا حدودی به موقعیت مکانی مسجد در بافت شهر ارتباط پیدا می‏کند.در پیرامون اکثر مساجد شاهی دوره‏ی قاجار مانند امام تهران و امام‏ زنجان،بافت تجاری قرار دارد.ورودی‏های متعدد امکان دسترسی آسان‏تر مسجد را از فضای تجاری پیرامون امکان‏پذیر ساخته و علاوه بر آن می‏تواند به عنوان یک تقاطع،ارتباط بین بخش‏های مختلف بازار را که از پرآمد و شدترین اماکن شهری می‏باشند برقرار نماید.موقعیت بنا در بافت شهری به‏ عنوان یک علت فراگیر و قطعی نمی‏تواند مطرح شود زیرا برخی از مساجد شاهی دوره‏ی قاچار نیز که در بافت تجارب قرار ندارند با همین طرح اجرا شده‏اند.وسعت زیاد مساجد این دوره،تا حدی در این امر دخالت داشته است، زیرا با افزایش وسعت مسجد سهولت دسترسی به آن نیز باید مدنظر قرار می‏گرفته،که ورودی‏های متعدد از جبهه‏های مختلف طرح مناسبی جهت‏ پاسخگویی به این مسأله بوده است.مهم‏تر از همه کارکرد تبلیغاتی این نوع‏ مساجد است که در این طرح بیشتر از هرچیز دیگری دخالت داشته،بدین‏معنی‏ که ورودی‏های متعدد،با توجه به اصرار سازنده در انعکاس عظمت خویش در ساختار بناء کمک قابل توجهی در عظمت بخشیدن بنا و القاء اهمیت آن کرده‏ و بر نقش این نوع مساجد که بر اهداف تبلیغاتی استوار است تأکید می‏ورزند. ورودی‏های مسجد به صورت غیرمستقیم اجرا شده‏اند.این نوع طرح در دوره‏ی قاجار بسیار متداول بوده و علاوه بر مساجد شاهی در اکثر بناهای‏ مذهبی و غیر مذهبی مهم اجرا شده،و حتی ورودی برخی از مساجد دوره‏های‏ پیشین که در عهده قاجار دستکاری شده مانند مسجد جامع قزوین،به این صورت‏ تغییر یافته است.یکی از علل طراحی این نوع فضای ورودی،احتمالا بدان‏ جهت بوده که شخص به سرعت وارد بنا نشود،بلکه ورود او به تدریج و به صورتی احترام‏آمیز باشد.10در دوره‏ی صفویه،ورودی مسجد امام اصفهان، وجود پیشینه‏ی این نوع طرح در معماری ایران را،لااقل از دوره‏ی صفوی‏ حتمی می‏نماید. یکی از عناصر مورد تأکید در معماری اسلامی مناره است که علاوه بر عظمت بخشیدن به کل بنا،بر کارکرد مذهبی مکانی که در آن قرار گرفته، تأکید دارد.در بررسی تحول مناره در عصر قاجار،باید آن را به دوره‏ی‏ فتحعلیشاه و دوره‏ی بعد از وی تقسیم نمود.تمامی مساجد شاهی ساخته شده‏ در زمان فتحعلیشاه مانند امام تهران،11امام سمنان،امام زنجان،امام بروجرد و مسجد النبی قزوین که حدود هشتاد درصد کل مساجد بزرگ شاهی دوره‏ی‏ قاجار را تشکیل می‏دهند،بدون مناره احداث گردیده‏اند.در دوره ناصر الدین شاه‏ ساخت مناره دوباره متداول گردید.در این دوره گونه‏ای از مناره پا به عرصه‏ی‏ وجود نهاد که دارای کاربردی کاملا تزیینی بود(مناره‏های امامزاده حسین‏ قزوین)علت عدم ساخت مناره در عصر فتحعلیشاه به درستی مشخص نیست، ولی چون به عنوان یک سنت در دوره‏های بعد ادامه نیافته و منحصر به یک‏ دوره‏ی خاص می‏باشد،شاید نظر شخص پادشاه در این مورد را بتوان مورد بررسی قرار داد.فتحعلیشاه فردی بسیار معتقد به اصول مذهبی بود و یا لااقل‏ چنین تظاهر می‏نمود.روایات و احادیث به جای مانده از پیشوایان دینی بر منع‏ ساخت مناره در مسجد تأکید نموده است.12 یکی از مسایل مهم در تحلیل معماری مسجد النبی،عدم ایجاد تناسب‏ بین صحن و رواق‏های پیرامون آن است.با توجه به وسعت صحن‏13و ارتفاع‏ ایوان‏ها،احداث رواق‏های یک اشکوبه،نمی‏تواند در نمای کلی مساجد تناسب‏ لازم را ایجاد نماید به گونه‏ای که پس از ورودی به صحن مسجد،عدم تناسب‏ بین ایوان‏ها،صحن و رواق‏های پیرامون آن،بلافاصله خودنمایی می‏کند. رواق‏های پیرامون صحن تمامی مساجد شاهی،ساخته شده در دوره‏ی‏ فتحعلیشاه به صورت یک اشکوبه احداث شده،اما مساجدی مانند نبی قزوین‏ و امام تهران که از وسعت بیشتری نسبت به سایر مساجد شاهی این دوره‏ برخوردارند،عدم تناسب بین عناصر یادشده را برجسته‏تر نشان می‏دهند.در عصر ناصر الدین شاه این مسأله تا حد زیادی با احداث رواق‏های دو اشکوبه در مسجد شهید مطهری(سپهسالار)حل شده است.در دوره‏های پیشین به‏ خصوص صفوی و سلجوقی اصل ایجاد تناسب در حد امکان رعایت شده‏ است. موقعیت مکانی مسجد النبی در زمان احداث با توجه به گسترش شهر به‏ طور دقیق مشخص نیست،ولی با در نظر گرفتن موقعیت آن نسبت به‏ دروازه‏های قدیمی شهر،14که در زمان قاجار معمور بوده‏اند،در مرکز شهر قرار داشته است.در گذشته مساجد جامع هسته‏ی مرکزی شهر را تشکیل می‏دادند و شهرها به گونه‏ای گسترش می‏یافته تا مرکزیت آنها حفظ گردد.پس از پدیدار شدن مساجد شاهی،مرکزیت شهر از مساجد جامع به این نوع مساجد منتقل گشت.به هرحال جهت تغییر مرکزیت مساجد جامع که قرن‏ها مورد توجه خاص بوده،صرف احداث مسجدی بزرگ‏تر و یا مجلل‏تر از آن،برای این‏ نقل و انتقال کفایت نمی‏کرد،زیرا مساجد جامع در نزد مردم دارای ارزش‏ معنوی خاصی بودند و تغییر این جهت از مساجد جامع به مساجد شاهی که‏ نمادی از قدرت حاکم محسوب می‏شدند،نیاز به عنصری حیاتی داشت تا بتواند انگیزه‏های لازم از جهت برآوردن این هدف تأمین نماید.نقش تجار و کسبه‏ در تأمین مایحتاج مردم همواره نقشی حیاتی بوده و هست.به گونه‏ای که این‏ قشر در عرصه‏های مختلف سیاسی و دینی حضوری برجسته داشته و به‏ صورت جدی در این زمینه‏ها تأثیرگذار بوده‏اند.این موضوع در نزد سازندگان‏ مساجد شاهی کاملا مشخص بود.بدین‏سبب جهت برآورده شدن اهداف‏ خویش،بازار را که نبض اقتصاد جامعه را در دست داشت،در پیرامون این‏ مساجد گسترش دادند،تا مطمئن شوند نظر مردم بدین سوی جلب می‏گردد. از آغاز ساخت مساجد شاهی که از دوره‏ی صفوی شروع شد،این سیاست مورد توجه بوده است.15در مساجد دیگر عصر قاجار مانند امام تهران و امام زنجان‏ نیز این موضوع قابل مشاهده است. مساجد غیرسلطانی به مسجد-مقبره مسجد-مدرسه و مسجد-محله‏ قابل تفکیک می‏باشند. مسجد-مقبره مساجدی که در کنار مقبره با ساختاری واحد،ساخته می‏شوند،در قزوین از این نوع مساجد،مسجد-مقبره‏ی زبیده خاتون و مسجد-مقبره‏ی‏ شهید ثالث را می‏توان نام برد.مسجد-مقبره‏ی زبید خاتون،به علت‏ نوسازی کامل مقبره در سال‏های اخیر،بافت اصلی خود را از دست داده و چگونگی ارتباط مسجد با مقبره از نظر تقدم و تأخر زمانی قابل بررسی‏ نیست.بافت اصلی مسجد-مقبره‏ی شهید ثالث با وجود تعمیراتی که در آن انجام گرفته،خوشبختانه تا حد زیادی حفظ شده است.تناسب و تشابه بافت معماری مسجد با مقبره‏ و همچنین میزان یکنواخت‏ فرسودگی مصالح ساختمانی در هر دو سازه،بیانگر همزمانی تاریخ‏ احداث بنا می‏باشد. مسجد-مدرسه مساجدی که فضای آنها در ترکیب با فضای مدرسه ساخته‏ می‏شوند و خود دو نوع هستند.اول: مسجد-مدرسه‏ای که تنها راه‏ ورودی مسجد از طریق صحن‏ مدرسه امکان‏پذیر است،از جمله‏ مسجد-مدرسه سردار قزوین. مسجد-مدرسه‏ای که در آن، مسجد علاوه بر صحن مدرسه از طریق معابر عمومی همجوار نیز قابل دسترسی است.مانند مسجد و مدرسه‏ی شیخ الاسلام و صالحیه‏ی‏ قزوین. این گروه از مساجد از لحاظ ساختار به دو گروه تقسیم می‏شوند که عبارتند از: مسجد-مدرسه‏هایی که در ساختار کلی آن بر مدرسه تأکید شده است.در این گروه،مساجد به عنوان‏ سازه‏ای مکمل مورد توجه قرار گرفته است(مسجد و مدرسه‏ی سردار).راه‏ ارتباطی این نوع مساجد فقط از صحن مدرسه امکان‏پذیر است.این نوع‏ مساجد صرفا جهت استفاده طلاب محصل در مدرسه احداث شده‏اند و جنبه‏ی اختصاصی دارند.البته ذکر این مطلب ضروری است که،این نوع‏ مساجد با نمازخانه‏های کاروانسراها و مدارس دوره‏های پیش کاملا متفاوت‏ هستند.در دوره‏های پیش محوطه‏ی مسقفی را در کاروانسرا یا مدرسه در نظر گرفته و با تعبیه‏ی محرابی در آن،محل مناسبی جهت ادای نماز افرادی که با این نوع مکان‏ها در ارتباط بودند،مهیا می‏شد.بافت معماری‏ این قسمت با بخش‏های دیگر بنا هنگون و یکی بود،16اما در دوره‏ی قاجار مسجد در داخل مدرسه با ساختاری مشخص اجرا شده و با بافت مدرسه در عین آنکه یک ترکیب کلی را ارایه نموده دارای ویژگی‏های ساختاری یک‏ مسجد می‏باشد. مسجد-مدرسه‏هایی که علاوه بر صحن مدرسه به طور جداگانه با معابر عمومی ارتباط دارند(مسجد و مدرسه‏ی صالحیه).ساختار این نوع‏ مساجد،با مساجد نوع اول هیچ‏گونه تفاوتی را به‏جز در موارد جزیی مانند میزان تزیینات،تعداد ورودی‏ها و موقعیت مکانی آن‏ها ارایه نمی‏کند. مهم‏ترین ویژگی این نوع مساجد که آن‏ها را از نوع اول متمایز می‏کند، کارکرد آنهاست که در چگونگی راه‏های ارتباطی این نوع مساجد قابل‏ بررسی می‏باشد.بدین‏صورت که وجود راه ارتباطی بین این نوع مساجد با معابر عمومی،بیانگر آن است که آن‏ها علاوه بر استفاده‏ی طلاب،مورد استفاده‏ی عموم نیز قرار می‏گرفته‏اند.همچنین بیانگر این مطلب می‏باشد که در اینجا مسجد دیگر به عنوان سازه‏ای مکمل نبوده و در عین آنکه با مدرسه ترکیب شده،اما به صورت سازه‏ای مشخص دارای هویتی مجزا از مدرسه می‏باشد. مساجد غیر سلطانی منفرد مسجد-محله مسجدی با حوزه‏ی کارکردی‏ محدود،که فقط یک محله را پوشش‏ می‏دهد.این نوع مساجد بهترین زمینه‏ جهت مطالعه‏ی ویژگی‏های معماری‏ بومی و منطقه‏ای می‏باشند.متأسفانه‏ این‏گونه مساجد به دلیل آنکه با مصالح‏ مرغوب ساخته نشده‏اند،با فرسایش‏ شدید همراه بودند،همین امر باعث شد تا در دهه‏های اخیر که نظارت چندانی بر اماکن تاریخی اعمال نمی‏شد،توسط افراد خیّر این‏گونه مساجد تخریب و با مصالح جدید احداث شوند.بسیاری از مساجدی هم که در معرض این‏گونه‏ بازسازی‏ها قرار نگرفته‏اند با تغییراتی که‏ به تناسب سلیقه‏ی متولیان در آنها اعمال‏ شده،بافت اصلی خویش را از دست‏ داده‏اند،به گونه‏ای که مطالعه‏ی‏ چگونگی وضعیت اصلی آنها بسیار مشکل می‏باشد.در قزوین مساجد محمدیه،سبز،شیخ الاسلام،راه‏چمان، حاج ملاآقا،ملامهدی،احمد بیگ و خواجه شهدا در این گروه قابل بررسی‏ می‏باشند.این گروه از مساجد تماما از یک طرح پیروی کرده‏اند.این مطلب بیانگر آن است،که در اجرای این نوع‏ مساجد در منطقه الگوی واحدی اعمال می‏شده است.طرح کلی تمام آنها عبارت از شبستان مستطیل‏شکل با ستون‏هایی از جنس سنگ تیشه‏ای با پوشش طاق و نویزه است.ویژگی دیگری که در مورد اکثر آنها صدق می‏کند راه ارتباطی بین مسجد با تمامی معابر عمومی همجوار می‏باشد.فضای‏ پیرامون آنها،عمومال از بافت مسکونی تشکیل شده است.از دیگر مشخصه‏های مشترک آنها می‏توان به وجود یک حیاط حوض‏دار در تمامی این‏ مساجد که از یک جبهه ارتباط آنها با برخی از معابر پیرامون را امکان‏پذیر می‏سازد،ذکر کرد.از خصوصیات مشترک این نوع مساجد که تقریبا با اندکی‏ تفاوت در بین تمامی آنها عمومیت دارد،سادگی و بی‏پیرایگی آنهاست.از حداقل تزیینات در حد تزیین حاشیه‏ی نویزه‏ها با یک ردیف کاشی لعاب‏دار خشتی و تزیین برخی از لچکی‏های بخش ورودی و نگارشتن کتیبه در برخی‏ مساجد استفاده شده است. نکته‏ی قابل توجهی که در این مساجد وجود دارد این است که هیچ‏کدام‏ از آنها جایگاه خاصی برای فرایض دینی زنان‏17ندارند.با عنایت به این‏ مطلب که در ساخت این مساجد به علت محدویت‏های مالی،عدم وجود سازه‏ای مشخص در بافت مسجد جهت زنان قابل توجیه است،به این نکته‏ باید اشاره نمود که با توجه به این مطلب که مسجد به عنوان مهم‏ترین مرکز حضور فرد مسلمان در اجتماع بوده،موضوع ذکر شده می‏تواند میزان حضور زنان در جامعه‏ی عصر قاجار را منعکس نماید. آن‏چه مسلم است و در بخش مساجد سلطانی نیز قابل مشاهده می‏باشد، در دوره‏ی قاجار کمیت بر کیفیت ترجیح داده شده است.همین مطلب منجر به کاهش دقت هنری و پرداختن به اصل رفع نیاز در حد ایجاد سازه‏ای‏ بی‏پیرایه گشته است.وضعیت ظاهری این مساجد این استنباط را می‏رساندکه معمار در اجرای آنها قصد خلق‏ یک اثر هنری را نداشته و فقط به‏ احداث و اتمام بنا می‏اندیشیده‏ است.از آن‏جایی که انجام یک کار هنری به استاد ماهر و وقت زیادی‏ نیاز دارد،هزینه‏ی اجرایی بالایی را طلب می‏کرده و این مسأله که در ارتباط نزدیکی با میزان توانایی‏ مالی سفارش‏دهنده‏ی اثر دارد، شاید بهترین دلیل این مسأله باشد. محدویت‏های مالی‏ سفارش‏دهندگان این مساجد که از افراد خیر یا مردم محل بوده‏اند، امکان خلق یک اثر هنری را غیرممکن ساخته است. مسأله‏ی دیگر در خصوص‏ معماری قاجار،مبحث تزیینات آن‏ است،که به دو دوره‏ی از ابتدای‏ قاجار تا فتحعلیشاه و بعد از این دوره‏ تا پایان قاجار قابل تفکیک و بررسی‏ است.در دوره‏ی نخست نقش‏ تزیینات و همچنین تنوع آن کاهش‏ یافت.در این دوره تزیینات بیشتر بر گنبد،ورودی‏ها و ایوان‏ها متمرکز گشت.سایر بخش‏ها،به خصوص‏ فضای داخلی گنبدخانه و شبستان‏ها به صورت موردی،آن هم در حد نگاشتن یک کتیبه و یا کاشی‏کاری‏های محراب،تزیین شده‏اند(مسجد النبی قزوین و مسجد امام‏ زنجان).در این دوره بیشترین حجم تزیینات مساجد را کاشی‏کاری به خود اختصاص داده که از کاشی‏های هفت‏رنگ،موزاییک و در پوشش گنبد از کاشی خشتی(نره)جهت این منظور استفاده شده.از گچبری صرفا در ایجاد مقرنس‏های بخش ورودی(مسجد النبی)استفاده شده است.18به طور کلی‏ هنر گچبری در این دوره آن‏چنان مورد توجه نبوده.این موضوع در سایر مساجد شاهی عصر فتحعلیشاه نیز مشاهده می‏شود و علاوه بر آن،در دوره‏های بعد نیز قابل پیگری است(مسجد شهید مطهری تهران).از تلفیق‏ کاشی بر زمینه‏ی آجر به خصوص در نگاشتن کتیبه‏های کوفی بنایی،کمال‏ بهره‏برداری به عمل آمده است.این موضوع در تمامی مساجد فتحعلیشاه قابل بررسی است.در کتیبه‏نگاری از خطوط ثلث،کوفی بنایی و در کتیبه‏ی درگاه ورودی اصلی که نام سازنده‏ی بنا نگاشته شده از خط نستعلیق استفاده شده و در تزیینات آجرکاری مورد توجه قرار نگرفته است. بعد از عصر فتحعلیشاه،عمده‏ی فعالیت‏های معماری در دوره‏ی‏ ناصر الدین شاه انجام گرفته است.در این دوره،کماکان ویژگی‏های تزیینات‏ عصر فتحعلیشاه حفظ گردیده،با این تفاوت که بخش‏های بیشتری از بنا را تحت پوشش قرار داده است(مسجد شهید مطهری). در دوره‏ی قاجار ابنیه‏ی زیادی،به خصوص در بخش تزیینات دستکاری‏ شده و متأسفانه در این امر رعایت امانت نشده و تعمیرات انجام گرفته دقیقا مطابق با اصل صورت نگرفته است.(کاشیکاری ایوان شمالی مسجد جامع‏ قزوین).9 آنچه به عنوان نفوذ هرغرب در قالب طرح نقش انسان در کاشی‏کاری‏ دوره‏ی ناصری و نقش گلدان با گل‏های مختلف از عصر فتحعلیشاه و یا تعبیه‏ی ساعت در برخی ابنیه مانند مسجد امام تهران،مطرح می‏شود،20 قابل تأمل است،اما این موضوع که‏ تظاهر چند نمونه که آن هم می‏تواند نتیجه‏ی سلیقه‏ی شخصی سازنده و دوره نفوذ نموده و آن را دچار دگرگونی کرده و از مسیر اصلی‏ خویش منحرف ساخته،بسیار دور از ذهن است. معماری عصر قاجار در دو دوره‏ی فتحعلیشاه و ناصر الدین شاه‏ خلاصه می‏شود.این دو دوره در ارتباط با یکدیگر و با وجود نقاط مشترک، وجوه تمایزی را نیز نشان می‏دهند.در دوره‏ی فتحعلیشاه به افزایش ساخت و سازها،به خصوص در زمینه ابنیه‏ی‏ مذهبی توجه گردیده،به گونه‏ای که‏ چهار مسجد از پنج مسجد بزرگ‏ شاهی عصر قاجار در این دوره ساخته‏ شده در حالی که در عهد ناصری به‏ جای این موضوع به تزئین بخش‏های‏ مختلف بنا توجه شده است.در این‏ دوره ساخت مناره پس از چند دهه‏ توقف،دوباره آغاز می‏گردد. همان‏گونه که دوره‏های مختلف پیش از قاجار،به دلیل شکل‏گیری‏ برخی از عناصر معماری و یا تکمیل آنها،در تاریخ معماری ایران از جایگاه‏ خاصی برخوردارد هستند و بدان سبب شناخته می‏شوند،مانند احیاء طرح چهار ایوانی و تکمیل آن در دوره‏ی سلجوقی،در عصر قاجار نیز معماری ایران با شاخص‏های برجسته‏ای مواجه است که می‏تواند در شناخت جایگاه این دوره‏ در تاریخ معماری ایران کمک شایانی نماید.سیر تحول و تکامل ساخت‏وساز مساجد شاهی به عنوان جایگزین مساجد جامع پس از آغاز آن در عصر صفوی،در دوره‏ی قاجار به طور کامل قابل بررسی است.در این زمینه، معماری قاجار با بیشترین نمونه‏ها،از موقعیت منحصربه‏فردی برخوردار است.تزیینات کاشی‏کاری این دوره،بیانگر آن است که سیر نزولی استفاده از در این دوره به اوج خود رسید و به جای آن استفاده از کاشی هفت‏رنگ از رونق خاصی برخوردار گشت.بدین‏سبب کاشی‏کاری هفت‏رنگ در دوره‏ قاجار،باتوجه به تنوع بسیار طرح‏ها و رنگ‏های آن در این دوره،از اهمیت‏ خاصی برخوردار بوده و جایگاه ویژه‏ای دارد.دوره‏ی قاجار عصر پرداختن به‏ گسترش فضا در معماری است و ما تجلی آن را در ساخت تعدادی از بزرگ‏ترین مساجد ایران در این دوره شاهده هستیم(مسجد نبی قزوین و امام‏ تهران).ساخت مناره در دوره‏ی قاجار،پس از توقفی کوتاه در عصر فتحعلیشاه،دوباره در دوره‏ی ناصری آغاز گشته و با ساخت نمونه‏هایی منحصر به فرد آن(مناره‏های مجموعه امامزاده حسین قزوین)،شکل کاملا تزیین‏ مناره را به نمایش می‏گذارد.ورودی‏های سه‏گانه‏ی اصلی،از دیگر مشخصه‏های این دوره محسوب می‏شود.این ویژگی پیش از دوره قاجار مشاهده نمی‏گردد. عواملی نیز در فرآیند شکل‏گیری معماری قاجار تأثیرگذار بوده‏اند و شاید بهتر بود تا در ابتدا به آنها اشاره می‏شد،اما به دلیل پرهیز از ایجاد هرگونه‏ پیش‏زمینه‏ی ذهنی که امکان تأثیرگذاری مثبت یا منفی را به دنبال داشته‏ باشد،در این فرصت که تا حدودی در مورد معماری قاجار آگاهی حاصل‏ گردیده،بیان می‏شودند. هنر متعالی عصر صفوی در اواخر همان دوره دچار تزلزل گشته بود و با از هم پاشیدن این سلسله حکومت‏های ضعیف بعدی که مدام در حال جنگ‏ بودند،توان احیاء دوباره‏ی آن را نداشتند و یا چنین چیزی را در اندیشه‏ نمی‏پروردند.بدین‏سبب از عصر شکوفایی هنر صفوی(عصر شاه عباس‏ کبیر)تا دوره‏ی قاجار چندین دهه فاصله ایجاد شد و در این خلاء زمانی به‏ دلیل آنکه هنر به صورت سیستماتیک و مدرسه‏ای تدریس نمی‏شود و نسل‏ اندرنسل به صورت تجربی منتقل می‏گردید،زمینه‏ای جهت فعالیت استادان‏ وجود نداشت تا تجربه‏هایشان را به صورت عملی به نسل‏های پس از خویش‏ منتقل نمایند.بدین‏سان شاگردان نمی‏توانستند تجربه‏ی استادان را کسب‏ نمایند و اینان که استادان آینده گشتند بهره‏ای از هنر نیاکان خویش لااقل به‏ اندازه‏ی آنان نداشتند.پرواضح است چنین استادانی نتوانند اثری در حد و اندازه‏ی نیاکان چیره‏دست خویش که با مهیا بودن زمینه‏ی کسب مهارت‏ تجربه‏های زیادی از استادان خویش آموخته بودند پدید آورند.به عنوان نمونه، محمد رضا امامی،یکی از کتیبه‏نگاران عصر صفوی،در مدت 49 سال کار هنری بیش از 60 کتیبه نگاشته است،21در حالی که اگر تمامی کتیبه‏های‏ نگاشته شده مساجد مهم قاجار را در نظر بگیریم،شاید کل آن این مقدار نشود.در این دوره به علت کشمکش‏ها و درگیرهای داخلی و خارجی‏ تمامی سرمایه‏ی کشور و همّ‏وغمّ حاکمان صرف مسایل مذکور گردید.حدود بیش از شصت درصد تمامی بناهای احائی دوره‏ی قاجار و کارهای مرمتی‏ ابنیه‏ی پیشین در دوره‏ی فتحعلیشاه انجام گرفت.به عنوان مثال بزرگترین‏ مساجد جامع قاجار مانند نبی قزوین،امام سمنان،امام تهران،امام بروجرد و امام زنجان در زمان این پادشاه احداث گردیده است.اگر سایر ابنیه‏ی مذهبی‏ و غیر مذهبی را بدان اضافه نماییم حجم کاری که در دوران محدود سلطنت‏ این پادشاه به انجام رسیده مملوس‏تر خواهد شد.بدیهی است در هرکجا کمیت افزایش یابد کیفیت کاهش می‏یابد.با توجه به بحران‏های بسیار عظیم‏ دوره‏ی سلطنت این پادشاه و حجم کاری که انجام شده طبیعی است که ما شاهد کاهش کیفیت در آثار هنری این دوره باشیم.تزیینات مساجد این دوره‏ در حد رفع تکلیف بوده و ایجاد یک کار هنری مدنظر نبوده است.جایگزینی‏ کاشی هفت‏رنگ به جای کاشی معرق،می‏تواند دلیلی بر این مدعا باشد.زیرا نسبت به کاشی هفت‏رنگ نیازمند است.علت حجم بالای ساخت‏وساز در زمان فتحعلیشاه به درستی مشخص نیست،ولی آنچه که مسلم است،دستور کار این دوره ایجاد ابنیه‏ی مذهبی در حجم بالا بوده است.البته می‏توان علت‏ اصلی این ساخت و سازها را که بیشتر بر اماکن مذهبی و عام المنفعه متمرکز شده،تبلیغ برای سازنده‏ی بنا،جهت تحکیم جایگاه وی در میان افکار عمومی‏ دانست،تا به راحتی بتواند بر مشکلات فراوان عصر خویش فایق آید.در دوره‏ی قاجار به علت گسترش روابط بین ایران و کشورهای اروپایی،مبادلات‏ فرهنگی فیمابین با شتاب روبه افزایش نهاد.سفر پادشاهان قاجار به فرهنگ‏ جهت سیاحت،باعث علاقه‏مند شدن ایشان نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم‏ آنها شد.متعاقب آن اعزام دانشجویان ایرانی به فرهنگ باعث افزایش مبادلات‏ فرهنگی گشت.بدون شک این مبادلات تأثیرات فرهنگی غیر قابل انکاری را در پی داشته است،اما در آن حد نبوده که معماری ایران را از مسیر اصلی‏ خویش منحرف سازد. فرجام سخن آنکه،معماری قاجار با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی‏ که در آن پرورش یافته و همچنین کاستی‏های ظاهری که داراست،باز هم‏ سرپنجه‏ی هنرمندان گرانقدر ایرانی است و به عنوان حلقه‏ای از زنجیره‏ی تاریخ پربار هنر این سرزمین قابل تأمل و بررسی است و باید به طور جدی مورد شناسایی قرار گرفته و معرفی گردد. پاورقی‏ها: (1)هیلن براند،رابرت،معماری اسلامی،ص 81. (2)همان. (3)همان. (4)سلطان‏زاده،حسین.فضاهای ورودی در معماری سنتی ایران،ص 34. (5)هیلن براند.پیشین،ص 100. (6)سلطان‏زاده.پیشین،ص 34. (7)در اصفهان هم مسجد امام(شاه)وجود دارد و هم مسجد جامع،در قزوین نیز هم مسجد النبی(شاه)وجود دارد و هم مسجد جامع عتیق. (8)ساخت مسجد امام اصفهان و مجموعه میدان نقش‏جهان و گستردن‏ شهر در پیرامون آن،مسجد جامع را در حاشیه قرار داد و از اهمیت آن کاست. (9)سلطان‏زاده،حسین.تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس‏ دار الفنون،ص 92. (10)سلطان‏زاده،حسین.فضای ورودی در معماری سنتی ایران،ص 113. (11)مناره‏های این مسجد در دوره ناصر الدین شاه احداث شده است. (12)شخصی به نام ابوهاشم جعفری به نقل از امام عسگری(ع)می‏فرماید زمانی که قایم آل محمد قیام کند فرمان می‏دهد تا مناره‏ها و مقصوره‏ها ویران شود،زیرا ساختن مناره و مقصوره در مسجد بدعت است و هیچ پیامبر و امامی آن را در مسجد بنا نکرده است.نوبهار،رحیم،«معماری مسجد از دیدگاه متون دینی»،معماری مساجد،جلد دوم،ص 253. (13)صحن مسجد دارای 20/98 متر و طول 90/77 متر عرض می‏باشد. (14)دروازه‏های رشت،راه کوشک،تبریز،تهران،شیخ‏آباد،شهزاده حسین و فندق‏بار. (15)مسجد امام(شاه)اصفهان در مجاورت میدان نقش‏جهان و بازار آن‏ قرار دارد. (16)این اماکن را به عنوان نمازخانه می‏توان بررسی نمود. (17)بخش زنانه. (18)در لچکی محراب ایوان‏های شرقی و غربی این مسجد طرح‏های‏ اسلیمی گچبری شده که جدیدا اجرا شده است و هیچ مدرکی وجود ندارد که‏ نشان دهد آیا این بخش‏ها در شکل اولیه خویش نیز به این صورت بوده‏ است یا خیر. (19)آثار کاشی‏کاری دوره قاجاریه انگشت‏شمار است که آن هم مولود ذوق‏ هنرمندان است.با این وجود کاشی‏کاری‏های این دوره بطور کلی کمال‏ دوره‏های قبل را ندارد و از ظرفیت خاصی برخوردار نیست.در این دوره‏ تعمیراتی در بناهای کهن صورت گرفت،اما چون کاشی‏کاران از علم پیشین‏ کاشی‏کاری بی‏بهره بودند و نمی‏توانستند آثاری نظیر سابق بسازند، قسمت‏های محتاج مرمت را خراب،و به جای آن کاشی‏های به روش خود تولید و نصب کردند.ماهر النقش،پیشین،ص 16. (20)در بالای پیش طاق معدودی از بناهای بزرگ از جمله مسجد جامع‏ کرمان،مسجد مشیر السلطنه،مسجد و مدرسه شهید مطهری(سپهسالار) و مسجد امام تهران ساعت وجود دارد.استفاده ساعت گویا از دوره صفوی‏ شروع و در دوره قاجار و اوایل پهلوی رواج یافت.در گذشته نیز در بالای‏ ورودی معدودی از بناهای مهم،برای مشخص شدن گذران زمان نوعی‏ ساعت قرار می‏دادند.سلطانزاده،حسین.فضای ورودی در معماری سنتی‏ ایران،صص 100-102. (21)نوروززاده چگنی،ناصر.«محمد رضا امامی کاتب کتیبه‏های بناهای‏ صفوی»،مجموعه مقالات کنگره‏ی معماری و شهرسازی ارگ بم،ج دوم، ص 70.  منبع: مجله کتاب ماه هنر- خرداد و تیر 1381 - شماره 45 و 46 لینک: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/104043?sta=فضای%20شهری%20قاجار تاریخ ورود: 08/09/1391   3- خیابانی برای گفتگوی ادیان در تهران/فردا نیوز سی تیر، قدمتی به اندازه تاریخ مشروطه ایران دارد و آرامش آن شاید حکایت اتحاد و با هم بودن آدم‌ها در روزهای پر شور و هیجان تاریخ ایران است. نخستین مجلس مشروطه ایران که تشکیل شد، اولین نماینده اقلیت یهودی از همین محله به مجلس رفت. سی‌تیر را باید با نام خیابان ادیان شناخت. قانون: سی تیر، محله‌ای جذاب و دیدنی برای گردشگرانی است که برای دیدن موزه‌ها، سفارتخانه‌ها یا دیدن کافه‌ها و رستوران‌های قدیمی، راهشان به این خیابان افتاده است. اینجا مهم‌تر مردمانی هستند که با مذاهب مختلف و مجموعه‌ای از مراکز مذهبی متعلق به خود، همه در یک یک خیابان جمع شده‌اند. در خیابان جمهوری تهران، از زیر پل حافظ، چند قدمی که به سمت خیابان فردوسی بروید، از میان هیاهوی جمعیت و موتورسوارهایی که از این سو به آن سو می‌روند، تابلوی بزرگ خیابان سی تیر را می‌بینید. با مترو هم اگر بخواهید بروید، ایستگاه امام خمینی که پیاده شوید، به سمت موزه ایران باستان می‌روید و از خیابان امام خمینی وارد سی تیر می‌شوید. در آغاز، موزه ایران باستان قرار دارد و بعد باغ‌هایی که در دوره قاجار ابتدا به ویلای سران و سپس به دوایر دولتی تبدیل شدند. از آن میان پیش از همه باید از دفتر قوام السلطنه یاد کرد که امروزه به موزه آبگینه تبدیل شده است. کتابخانه ملی، باشگاه افسران و وزارت جنگ نیز در همین دوره در ضلع شرقی خیابان سی تیر شکل می‌گیرند. باغ امین‌السلطان هم که بعد‌ها سفارت روسیه می‌شود همین جاست. سی تیر، قدمتی به اندازه تاریخ مشروطه ایران دارد و آرامش آن شاید حکایت اتحاد و با هم بودن آدم‌ها در روزهای پر شور و هیجان تاریخ ایران است. نخستین مجلس مشروطه ایران که تشکیل شد، اولین نماینده اقلیت یهودی از همین محله به مجلس رفت. سی‌تیر را باید با نام خیابان ادیان شناخت. جایی که پیروان ادیان گوناگون ایران زمین در کنار هم روزگار سپری می‌کنند؛ خیابانی که نیایش‌گاه‌های ادیان گوناگون را در خود یکجا جمع کرده است: مسجد، کنیسه، آتشکده و کلیسایی با قدمتی بیش از خود خیابان. مدرسه و آتشکده زرتشتی «فیروز بهرام» روبه‌روی کلیسای ارامنه «حضرت مریم» در سمت چپ خیابان قرار دارد و کمی پایین‌تر، کلیسای «حضرت پطرس» است و در کوچه‌های پشتی هم «کنیسه» حییم یهودیان را می‌توان دید. شاید تنها بحث مذهبی ساکنین این خیابان شوخی و کرکری بچه مدرسه‌ای‌ها بر سر روزهای تعطیلشان که به عید‌ها یا تعطیلات مذهبی مربوط می‌شود باشد. فربد که زرتشتی است می‌گوید: «در این سال‌های آخر به خاطر مهاجرت و رفتن از این محل، تعداد دانش‌آموزان زرتشتی کمتر شده و همکلاسی‌های مسلمان هم داشته‌ایم. چندتایی هم همکلاسی کلیمی در مدرسه داشتیم، همه با هم خوب بودیم، هیچ‌وقت مشکل خاصی بین بچه‌ها پیش نیامد، فقط تعطیلات مذهبی هر کس که بود، همیشه می‌گفتیم خوش به حالت و سر به سرش می‌گذاشتیم که نوبت ما هم می‌شود. مدرسه در مورد نیامدن به‌خاطر عید یا تعطیلی‌های مذهبی چندان به بچه سخت نمی‌گرفت.» البته امروزه مهاجرت‌ها جمعیت اقلیت‌ها را در این خیابان کمتر کرده اما وجود دو کلیسا، یک آتشکده و چند مدرسه زرتشتی، کلیمی و ارمنی همچنان بسیاری از پیروان این آیین‌ها را به محل می‌کشاند بالای درب مغازه قابسازی، پیش از همه تابلوی «گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک» با تصویری از زرتشت به چشم می‌خورد. قابساز می‌گوید از مشتری‌هایش بسیار راضی است و تا به حال مشکلی با آن‌ها به‌خاطر تفاوت مذهب پیدا نکرده است. ارمنی‌نشینان خیابان سی تیر هم از خوش‌حساب‌ترین و بهترین مشتری‌های مغازه‌های این خیابان هستند: میوه‌فروش سی تیر می‌گوید دفتر حساب و کتاب مشتری‌هایش پر از اسم «مادام»‌هایی است که از او نسیه خرید می‌کنند، اما اطمینان زیادی به مشتری‌هایش دارد و تا به حال بابت بدحسابی با آن‌ها مشکل پیدا مشکل نکرده است: «مشتری‌هایم هم ارمنی هستند، هم زرتشتی و گاهی هم کلیمی. همه‌شان هم آدم‌های بسیار محترم، درستکار و صادقی هستند.» آنا که همسایه‌ها او را مادام صدا می‌زنند و صاحب یک جوراب‌فروشی است هم با لهجه ارمنی‌اش می‌گوید که دوست ندارد کسی به مذهب یا پیامبران مذهبی کم‌احترامی کند. محله سی تیر تنها یک محله معمولی از آدم‌ها، مغازه‌ها و کوچه‌ها نیست، بلکه شاید از‌‌ همان ابتدا محله‌ای جذاب و دیدنی، هم برای اهالی تهران و هم برای گردشگرانی باشد که برای دیدن موزه‌ها، سفارتخانه‌ها یا دیدن کافه‌ها و رستوران‌های قدیمی، راه‌شان به خیابان سی تیر رسیده است. اما اینجا مهم‌تر از همه این دیدنی‌ها، مردمانی هستند که با مذاهب و عقاید مختلف و مجموعه‌ای از مراکز مذهبی متعلق به خود، همه در یک نشانی مشترک و یک خیابان جمع شده‌اند: خیابان سی تیر. مسجد حضرت ابراهیم خلیل‌الله مسجد حضرت ابراهیم خلیل‌الله در انتهای کوچه‌ای که در کنار موزۀ آبگینه در سمت راست خیابان قرار دارد، در زمان پهلوی دوم بنا شده و اکنون محل عبادت مسلمانان است. این بنا نام بامسمّا و پر معنایی در خود دارد، چرا که حضرت ابراهیم را نماد ادیان توحیدی می‌دانیم و نام او بر این مسجد، بی‌تناسب از ترکیب دینی این خیابان نیست. مدرسه و آتشکده فیروز بهرام این آتشکده بیش از ۹۰ سال عمر دارد و آتش آن از یزد می‌آید. ساختمان فیروزبهرام با الهام از تخت جمشید و متاثر از باستان‌شناسی ایران در دوره پهلوی نخست ساخته شده است. گفته می‌شود با غرق شدن بهرام در دریا، پدرش که از زرتشتیان مقیم هند بود این بنا را به نام پسرش می‌سازد. بعد‌تر نیز دبیرستان فیروز بهرام در مجاورت با این عمارت ساخته می‌شود. تالارهای ایرج و خسرو، بهمن و انجمن زرتشتیان نیز در شمال آتشکده جهت برگزاری مراسم زرتشتیان ساخته شده است. کنیسه حیم این کنیسه اولین کنیسه شهری در تاریخ ایران است. یهودیان پیش‌تر تنها اجازه داشتند در محدوده‌های یهودی‌نشین به ساخت کنیسه بپردازند. بعداز مشروطه اقلیت‌ها از کلونی‌های خود (که مثلا محله جهود‌ها، ارمنی‌ها و... نامیده می‌شد) خارج شده و وارد فضای شهری شدند. کنیسه‌های قدیمی‌تر بیشتر در خیابان سیروس یافت می‌شود که قدمتشان به ۲۰۰ سال پیش برمی‌گردد اما کنیسه حیم در تحولات مشروطه و زمانی که یهودیان در مجلس دارای نماینده شدند شکل گرفت. این کنیسه با حدود ۱۰۰ سال قدمت توسط حیم که لغت‌نامه‌هایش شناخته شده، ساخته شده است. بعد‌ها در اطراف این کنیسه، خانه‌های جامعه یهودی به تدریج ساخته شدند. موج دوم حضور یهودیان در خیابان سی تیر هم بر می‌گردد به جنگ جهانی دوم که مهاجران لهستانی وارد ایران شده و یهودیان ایرانی مهماندار یهودیان لهستان شدند و در کنار کنیسه حیم، لهستانی‌ها یک کنیسه ویژه خود ساختند. بعد‌ها این کنیسه هم در اختیار یهودیان ایرانی قرار گرفت. کلیسای پتروس با روی آوردن اقلیت‌ها به خیابان سی‌تیر، ارامنه نیز کلیسای پتروس را در این خیابان تاریخی ساختند و به این ترتیب مسیحیان نیز به تدریج به ساخت و ساز خانه در اطراف این کلیسا در خیابان سی تیر پرداختند. موزه اسقف آرداک مانوکیان ساخت این موزه از سال ۱۳۸۳ آغاز و سرانجام در سال ۸۸ گشوده شد. در این موزه که برای معرفی مسیحیان ایران ساخته شده‌، لباس‌ها، کتاب‌های مقدس مسیحی، نقره‌کاری‌ها و صنایع دستی، معرفی‌نامه کلیساهای ایران و... به نمایش گذاشته شده است. http://www.fardanews.com/fa/news/217344/خیابانی-برای-گفتگوی-ادیان-در-تهران تاریخ ورود: 08/09/1391   4- میدان توپخانه/ویکی پدیا میدان توپخانه، میدان سپه یا میدان امام خمینی نام میدانی تاریخی واقع در مرکز تهران است. این میدان در سال ۱۲۸۴ شمسی به دستور امیر کبیر احداث و ساختمان‌های اطراف آن بارها تخریب و نوسازی شده‌اند. میدان توپخانه از گذشته‌های دور مرکز حمل و نقل و ترافیک شهر تهران و همچنین محل تجمعات اعتراضی و اعدام برخی از محکومان معروف بوده‌است. این میدان در حال حاضر نوعی مرکزیت اداری و تجاری دارد. موقعیت  میدان توپخانه در محدوده منطقه ۱۲ شهرداری تهران قرار دارد. خیابان فردوسی در شمال غربی، خیابان لاله‌زار و خیابان اکباتان در شمال شرقی، خیابان امیرکبیر و خیابان ناصرخسرو در جنوبشرقی، خیابان باب‌همایون (الماسیه) در جنوب غربی و خیابان امام‌خمینی (خیابان سپه) در غرب، به میدان متصل می‌شوند.[۱] تاریخچه کار احداث میدان توپخانه در سال ۱۲۸۴ هجری قمری، و به دستور میرزاتقی‌خان امیرکبیر، در زمینی مستطیل شکل و در بیابان شمالی میدان توپخانه قدیم (میدان ارک فعلی) آغاز شد. پیش از آن و از زمان فتحعلی‌شاه، این بیابان به محل استقرار توپ‌ها و توپچی‌ها اختصاص داشت. معمار میدان محمدابراهیم‌خان آذربایجانی (دایی کامران‌میرزا) بود. کار ساخت میدان ده سال به طول انجامید و در سال ۱۲۹۴ قمری به دستور اعتمادالسلطنه خاتمه یافت.[۲] این میدان از نخستین گذرگاه‌های تهران است که سنگفرش و بعدها اسفالت شده‌است.[۳] ساختمان‌های پیرامون  علی‌رغم آنکه میدان در ابتدا به‌صورت یکپارچه طراحی و احداث گردید، ولی بعد از احداث، دستخوش تغییرات زیادی شد. ساختمان‌های زیادی در اطراف آن ساخته و سپس تخریب شدند. ابتدا بنای ابتدایی و یکپارچه قبلی تخریب و در سمت شرق میدان ساختمان بانک شاهی ایران ساخته شد. این ساختمان بعدها با تغییراتی به بانک بازرگانی (بعدها بانک تجارت فعلی) تبدیل شد. از میان ساختمان‌های قدیمی میدان تنها این بنا هنوز پابرجا مانده‌است. در سمت غرب نیز ابتدا ساختمان نظمیه ساخته شد که بعدها تخریب و نوسازی گردید. در ضلع جنوب غربی نیز ساختمان راهنمایی و رانندگی ساخته شد. در دوره رضا شاه در جنوب میدان ابتدا ساختمان بی‌سیم جای ساختمان قدیمی‌تر تلگرافخانه را که فقط ۱۲ متر طول داشت و گنبد زیبایی بر سقف آن بود گرفت. این بنا نیز بعدها تخریب شد و وزارت پست و تلگراف و تلفن ساختمان ۱۴ طبقه‌ای را بجای آن ساخت که امروزه بزرگ‌ترین ساختمان اطراف میدان است.[۴][۵] در سال ۱۳۰۰ قمری ساختمان بلدیه (بعدها شهرداری تهران) در ضلع شمالی این میدان ساخته شد.[۶] در ضلع شمالی بنای شهرداری کوچه چهارمتری‌ای قرار داشت. با تخریب ساختمان بلدیه و منضم شدن زمین شهرداری و کوچه پشت آن به میدان، مغازه‌هایی که قبلا در این کوچه بودند به میدان مشرف شدند.[۷] ضلع شمالی میدان و مغازه‌های آن تا امروز به یادبود کوچه تخریب شده، «پشت شهرداری» نامیده می‌شوند.[نیازمند منبع] جدیدترین بنای احداثی در میدان بنای ایستگاه آتش‌نشانی[۸] و ایستگاه متروی امام خمینی است. موزه آثار استاد علی‌اکبر صنعتی (موزه ۱۳ آبان) در ضلع غربی این میدان قرار دارد. کاربری قدیم  میدان توپخانه از بدو احداث، مرکزی برای تجمع، آتشبازی، مشق و رژه نظامی و همچنین اعدام محکومان بوده‌است. برخی بر این باورند که طراح میدان در هنگام طراحی آن به میدان نقش جهان اصفهان نیز نظر داشته‌است.[۹] در اوایل احداث میدان، چند عراده توپ غنیمتی شاه عباس صفوی از پرتغالی‌های جزیره هرمزدر آن قرار داده شده بود. همچنین توپی به نام توپ مروارید که از ساخته‌های دوران فتحعلی‌شاه بود در میدان به نمایش گذاشته شده بود.[۱۰] میدان توپخانه در مقطعی به عنوان نقطه اتصال میان بخش جدید و بخش قدیم تهران مطرح بوده‌است.[۱۱] وضع فعلی  بخشی از فروشگاه‎های ضلع شمالی میدان (پشت شهرداری) امروزه به کار فروش دستگاه‌های صوتی اتومبیل گرفته شده‌اند.[۱۲] اطراف باب همایون بورس فروش کت و شلوار بوده[۱۳] و ضلع جنوبی میدان تقریبا بطور کامل توسط ساختمان بتنی ۱۴ طبقه مخابرات اشغال شده‌است. به واسطه انفجار یک بمب قوی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۴ و تخریب ساختمان‌های اطراف، بخشی از این ضلع خالی از بناست.[۱۴][۱۵] شورای شهر تهران در نظر دارد تا پروژه ساماندهی میدان توپخانه را به مسابقه بگذارد.[۱۶] اجتماعات سیاسی  در دوره مشروطه این میدان به دلیل نزدیکی به ارک سلطنتی و نیز میدان بهارستان بارها محل تجمع مخالفین مشروطه بود و واقعه میدان توپخانه در اینجا اتفاق افتاد.[۱۷] همچنین در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ایران در سال ۱۳۸۸ این میدان صحنه راهپیمایی سکوت و تجمع شمار بسیار زیادی از معترضان در روز ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ بوده‌است.[۱۸] از مهمترین اعدام‌های صورت گرفته در این میدان می‌توان به اعدام شیخ فضل‌الله نوری، نایب حسین کاشی و اصغر قاتل اشاره نمود.[۱۹] http://fa.wikipedia.org/wiki/میدان_توپخانه تاریخ ورود: 08/09/1391   ایمیل گرد آورنده: zo1986do@gmail.com   پرونده اینترنتی فضای معماری و شهری http://anthropology.ir/node/15133   دوست و همکار گرامی چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید http://anthropology.ir/node/11294

 

نشریه «هفت شهر» ویژه مرمت شهری

شماره چهارم مجله "هفت شهر" همچون سومین شماره آن به موضوع "تجربه های ایرانی مرمت شهری" پرداخته است. چاپ این شماره مربوط به تابستان و پاییز سال 1380 است. صاحب امتیاز این مجله سازمان عمران و بهسازی شهری است و زیر آرم آن نام وزارت مسکن و شهرسازی به چشم می خورد. طرح روی جلد این شماره نیز اشاره ای به موضوع و رویکرد آن دارد و یک نقاشی مینیاتور است که تصویری از شهر سلطانیه مربوط به دوره ایلخانی را نشان می دهد.
در این شماره نخستین مطلب، یادداشت مدیرمسئول است. اوسعی کرده است در مطلبی کوتاه، به ضرورت و لزوم توجه به مسئله مرمت شهری در ایران بپردازد و به آسیب شناسی آن نگاهی اجمالی داشته باشد. نظر مدیر مسئول ابوالقاسم وحدتی نسب این است که در سرزمین ما مفهوم شهر امروزی با مفهوم آن در گذشته تفاوت بسیاری دارد. او کلید روی دادن این تحول را در سرازیر شدن کالاهای غربی به بازارهای ایران میداند. این کالاها در شرایطی وارد شدند که ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرهای ما همچنان سنتی بود و ورود محصولات صنعتی بر کلیه روابط شهری تأثیر مستقیم گذاشتند. این محصولات نیازهای فرهنگی و فضایی ویژه خود را طلب می کردند و در این میان چهره ی شهر سنتی بدون هیچ برنامه ریزی برای آینده، دستخوش تغییرات ناگهانی شد. نکته ی قابل توجه این است که در خود اروپا تغییرات از بطن خود جوامع و پیشینه تاریخی و فرهنگی آن ها سر برآورده اند ولی در ایران این تحولات و بحران های ناشی از آن از خارج تحمیل شدند و هیچگونه زمینه ای برای اندیشیدن به آن ها و مقابله با مشکلات و مسائل ناشی شده وجود نداشته است. در نتیجه ی این فرآیند ها به نظر نویسنده در ایران ارتباط سازمند(ارگانیک) شهر و شهروند از مسیر طبیعی خود خارج شده است و همین مسئله پدیده ی شهر نشینی را با دشواری های فراوانی درگیر نموده است. مسئله مرمت شهرها نیز از همین منظر است که اهمیت می یابد و می تواند تلاشی باشد برای اندیشیدن به این مسائل و یافتن راه هایی نو برای آن. نویسنده می گوید: "از این زمان به بعد، نه تنها پیوند و ارتباط فکری و فرهنگی ما با گذشته و هویت تاریخی مان رفته رفته گسیخته شد، بلکه شهرسازان ما نیز ارتباط خود را با دانش و فرهنگ گذشته خود قطع کردند و بدون هیچ گونه تعمق و آینده نگری، شهرسازی مدرن را رواج دادند و بنیادی نهاده شد که حتی تا امروز هم ژرفای فاجعه برای ما روشن نشده و هم ناگزیریم برای مقابله با پیامدهای شهرهای شبه مدرن، برای رفع معضلات خود دراین حوزه فقط مسکنهای را مصرف کنیم که در غرب تجویز شده اند."
مطالب این شماره در قالب چند مقاله، میزگرد، گزارش، گفتگو و... این موضوع را از جنبه های گوناگون بررسی می کنند که در ادامه فهرست آن ها را می بینید

 یادداشت مدیر مسئول
شهر امروز و هویت فراموش شده شهر ایرانی/ ابوالقاسم وحدتی اصل
مقاله
ضرورت نوزایی شهری/ عباس فرخ زنوزی
تحلیل های اقتصادی فرسایش محلات شهری و سیاست های مناسب برای مبارزه با آن/ مرتضی چینی چیان
میزگرد:
مداخله در بافت های شهری و مسئله مشارکت
مورد پژوهی:
نگاهی به طرح حفظ، احیا و بازسازی بافت تاریخی سمنان/ راضیه رضازاده/ مصطفی عباس زادگان
فرآیند طراحی شهری در برنامه ریزی، طراحی و تحقق طرح/ کامران صفامنش/ علی سنجابی
طرح مرمت شهری بافت مرکز تاریخی کرمانشاه/ شیوا اسدالهی
گزارش:
گزارش تحلیل طرح بهسازی و نوسازی(کرمانشاه – محله فیض آباد)/ زهرا افتخاری راد/ حبیب جباری
گفتگو :
مفهموم شهر و سؤ تلقی از آن/ گفتگو با سید محمد بهشتی ریاست سازمان میراث فرهنگی کشور
نقد و نظر:
دخالت نه، مشارکت/ مهدی طالب
تامین مالی در بافت های فرسوده درون شهری/ حسین عبده تبریزی
بافت تاریخی، حفاظت، مرمت، بهسازی یا نوسازی؟/ علیرضا ابلقی
دیدگاه:
شهر، موجد کمال/ حمیدرضا سپهری
بسترسازی فرهنگی، یک واقعیت جوهری در احیا و ساماندهی شهری/ منا عرفانیان
پایان نامه:
شالوده شهر، از فضاهای عمومی تا عرصه های خصوصی.../ مهشید صحی زاده/ محمد سعید ایزدی
سخنرانی
معرفی مجامع علمی و تخصصی
همایش های تخصصی
معرفی کتاب
خلاصه انگلیسی

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

اشتراک در RSS - معماری و شهر (اواخر قاجار و مشروطه)