کلان‌شهر مشهد

 تهیه و تنظیم از ملیحه درگاهی
مشهد یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان پهناور خراسان رضوی محسوب می شود. خراسان در زبان پهلوی «خوراسان» تلفظ می‌شود که به معنای سرزمین خورشید یا خاور زمین یا محل طلوع آفتاب است. واژه مشهد به معنی شهود، حضور و شهادتگاه است و به این معانی به واژه «مشاهد» جمع بسته می‌شود.

واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده ۳ هـ. ق، بر قبور ائمه و اولیاء و رجال اطلاق می‌شده ‌است ،چنان که در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس، و مشهد میهنه (آرامگاه ابوسعید ابوالخیر) و مشهد توس یا مشهد رضوی در خراسان، وجود داشته‌است. سابقه تاریخی مشهد با شهر طوس کاملا مرتبط است. مشهد امروز جزء کوچکی از شهر نوغان است که بنا به اعتقاد باستان شناسان و بر اساس آثار یافت شده در اطراف کشف رود دارای پیشینه‌ای هشتصد هزار ساله می‌باشد.
شهر مشهد از آب و هوای معتدل و متمایل به سرد و خشک با مقدار حرارت سالیانه 7/13 درجه برخوردار بوده و از سطح دریاهای آزاد 2/999 متر بلندتر می‌باشد. ارتفاع شهر و همجواری با این کوهها آب و هوای زمستانی نسبتا شدید را ایجاد می کند در حالیکه تابستانها می تواند بسیار گرم باشد.
شهرستان مشهد دارای 4 بخش مرکزی، احمدآباد، رضویه و طرقبه، 5 شهر به نام‌های مشهد، ملک‌آباد، رضویه، طرقبه، شاندیز و 13 دهستان است. در این ناحیه رشته کوه های رفیع هزار مسجد و بینالود با قلل مرتفع قرار گرفته اند و به این ناحیه چهره ای کوهستانی و نیمه کوهستانی بخشیده اند .
فهرست مطالب:
وجه تسمیه ی مشهد:
وجه تسمیه کلانشهر مشهد / رازهای کامیابی
معرفی کتاب شناسایی و وجه تسمیه معابر محلات و اماکن عمومی بافت قدیم شهر مشهد / مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد / سایت کتاب/ تاریخ شفاهی ایران
سبب نامگذاری "مشهد" به این نام، وجه تسمیه مشهد  / نشر نخعی
عنوان جزوه: معماری استان خراسان رضوی/ وجه تسمیه مشهد / پروژه

تاریخچه ی مشهد:
تاریخ مشهد الرضا(ع) (تألیف:احمد ماهوان) / پایگاه مجلات تخصصی نور
کلیات جغرافیای تاریخی مشهد / پرتال جامع علوم انسانی
معرفی کتاب در دست انتشار فردوس التواریخ‌ در تاریخ مشهد مقدس / پایگاه مجلات تخصصی نور
پیشینه ی تاریخی مشهد / دانشنامه ی ویکی پدیا
عنوان جزوه: معماری استان خراسان رضوی / تاریخچه‌ی مشهد / پروژه
مشهد در دوران استبداد صغیر / خراسان نیوز

ویژگیهای اقلیمی:
جغرافیای طبیعی مشهد / دانشنامه ی ویکی پدیا
موقعیت جغرافیایی و اقلیمی / وبسایت گردشگری مشهد
موقعیت جغرافیایی شهر مشهد / ایران مقاله
تفاوتهای جغرافیایی و نقش آن در توسعه (نمونه؛ شهرستان مشهد) / پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی وجود تغییر دما در دشت مشهد به عنوان نمایه تغییر اقلیم در منطقه / پرتال جامع علوم انسانی
بررسی وجود تغییر دما در دشت مشهد به عنوان نمایه تغییر اقلیم در منطقه / پایگاه مجلات تخصصی نور

ویژگی های جمعیتی:
توزیع و تراکم جمعیت استان خراسان / پایگاه مجلات تخصصی نور
مشهد (2) ص (118-120) / پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی علل رشد حاشیه‌نشینی و زاغه‌نشینی در شهرستان مشهد / پرتال جامع علوم انسانی
یک سوم جمعیت مشهد حاشیه‌نشین هستند / رادیو فرهنگ
جمعیت شناسی مشهد / دانشنامه ی ویکی پدیا

توریسم و گردشگری:
فرهنگ و میراث فرهنگی/مشهد؛شهری تاریخی-فرهنگی ص (232-239) / پایگاه مجلات تخصصی نور
نقش گردشگری در راستای توسعه ی فرهنگ ایرانی (مطالعه ی موردی کلانشهر شهر مشهد) / پرتال جامع علوم انسانی
آثار اقتصادی، اجتماعی ورود جهانگردان آسیای میانه بر شهر مشهد / پرتال جامع علوم انسانی
تحلیلی بر گردشگری روستایی در پیرامون کلان شهرها (مطالعه موردی: کلان شهر مشهد) / پرتا جامع علوم انسانی
راهنمای گردشگری مشهد؛ آثار و ابنیه تاریخی - فرهنگی شهرستان مشهد / سایت اداره ی ثبت احوال استان خراسان رضوی

فضاهای آموزشی:
حاشیه شهر مشهد با کمبود فضای آموزشی مواجه است / خبرگزاری مهر
ذهنیت فلسفی و سبک رهبری مدیران‌ (مورد بررسی:دانشگاه فردوسی مشهد) / پایگاه مجلات تخصصی نور
تحلیل رابطه‌ عدالت‌ سازمانی با تعهد سازمانی‌ کارکنان‌ مدارس‌ راهنمایی‌ دخترانه نواحی آموزش‌ و پرورش مشهد / پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی مقدماتی رشته تحصیلی و سوابق آموزشی معلمان علوم اجتماعی دبیرستان های مشهد / پرتال جامع علوم انسانی
درباره ی دانشگاه فردوسی مشهد / وبسایت دانشگاه
دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد / دانشنامه ی ویکی پدیا
دانشکده ی علوم پزشکی مشهد؛ پیشینه / دانشنامه ی ویکی پدیا

آداب و رسوم:
نگاهی به آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد / خبرنامه ی سیمرغ
سنتی که مشهدی‌ها به آن افتخار می‌کنند / قدس آنلاین
دربارهء عقاید و رسوم عامهء مردم خراسان / پایگاه مجلات تخصصی نور
دربارهء عقاید و رسوم عامهء مردم خراسان / پرتال جامع علوم انسانی

مطالب مرتبط در سایت انسان شناسی و فرهنگ

وجه تسمیه ی مشهد:
رازهای کامیابی

وجه تسمیه کلانشهر مشهد
درباره وجه تسمیه شهر مشهد در متون تاریخ کهن مطلب خاصی که نمایانگر این موضوع باشد به چشم نمیخورد ولی چون بدون شک ومسلما و یقینا واقعه شهادت مظلومانه امام هشتم شیعیان جهان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در این مکان مقدس رخ داده است شیعیان و محبان اهل بیت دلیل نامگذاری این مکان را بنام مشهدالرضا میدانند . در کتابهای آن زمان به چند دلیل احتمالی کلمه مشهد استفاده نشده است اول از اینکه نویسندگان به علت سلطه خلفای جبار عباسی وحاکمان ستمگرخراسان نمیتوانستند هرچه را که اتفاق میافتد براحتی بنویسند. ثانیا در آن عصر توجهات  اکثرا متوجه مدفن هارون الرشید بود ثالثا  در سنوات متمادی پس از ظهور اسلام واژه مشهد به آرامگاه مقدس ائمه اطهار و اولیا الهی اطلاق میشد.با عنایت به این مسئله حرم ملکوتی امام رضا (ع) نیز مشهدالرضا نامیده شده است . و با گذشت زمان مشهدالرضا جهت سهولت در محاوره به مشهد اشتهار یافت.
با مرور تاریخ در خواهیم یافت که قبل از اصطخری کسی از مورخین و جغرافیدانان ،جغرافی نگاران و دانشمندان سده سوم از جمله یعقوبی و ابن خردادبه و ...در نوشته هایشان واژه مشهد را بکارنبردند و تنها به سیره شهادت امام هشتم شیعیان در منطقه سناباد طوس اکتفا کرده اند و میتوان به جرات گفت اصطخری اولین دانشمند است که در سده چهارم  در کتاب ارزشمند مسالک و ممالک کلمه مشهدالرضا را به آرامگاه ملکوتی امام رضا نسبت داده است در این کتاب در اوصاف طوس میخوانیم :": و اگر طوس را در شمار نیشابور گیریم شهرهای طوری این است : رادکان ، طابران ، بزدغور ، نوغان ، کی مشهد علی بین موسی الرضا رضوان الله علیهما و گور هارون الرشید آنجاست به چهارفرسنگی شهر" از دیگر جغرافی نویسان متقدم که نام مشهد را در نوشته‌هایش آورده است ابن حقول می‌باشد که در توصیفی جامع از مشهد نام برده و می‌نویسد مقبره علی بن موسی الرضا (ع) در خارج شهر نوغان در مشهدی نیکو بنیاد شده و در دهکده‌ای به نام سناباد واقع شده است.
مولف کتاب حدود العالم از دیگر نویسندگان قرن چهارم هـ.ق است که از مرقد امام رضا (ع) در توس یاد کرده اما کلمه مشهد را در نوشته‌هایش به کار نبرده است . لیکن برخی دیگر از نویسندگان قرن چهارم همچون ابن بابویه قمی و مقدسی در توصیف مرقد امام، واژه مشهد الرضا را مورد استفاده قرار داده‌اند.
از نویسندگانی قرن پنجم هـ.ق بعضی چون مولف زین الاخبار تنها به ذکر تاریخ و چگونگی وفات علی بن موسی الرضا (ع) اکتفا نموده‌اند و برخی چون بیهقی نام مشهد را در کتاب خویش آورده و به توصیف پرداخته‌اند.
ابوالفضل بیهقی در شرح حال سوری صاحب دیوان به این مطلب اشاره دارد و می‌نویسد.
«.... و آثارهای خوش وی را به طوس هست از آن جمله آن که مشهد علی بن موسی الرضا (ع) را که بوبکر شهمرد که خداری فائق الخادم خاصه آبادان کرده بود. ....»
به نظر می‌رسد که در قرن ششم استفاده از این کلمه در متون تاریخی و جغرافیایی عمومیت بیشتری یافته است. چنان که مولف ناشناخته کتاب مجمل التواریخ و القصص کلمه مشهد را در کتاب خویش ذکر نموده و دباره محل به خاک سپاری پیکر مطهر امام (ع) می‌نویسد : «... رضا (ع) جان تسلیم کرد و او را هم در پهلوی هارون الرشید دفن کردند و آنجا مشهد است .....»
مولف یاد شده از مشهد نام می‌برد و از واقعه شهادت امام (ع) در قرن سوم می‌نویسد در حالی که نویسندگان قرن سوم کلمه مشهد را به کار نبرده‌اند و این می‌رساند که در زمان تالیف کتاب یاد شده (قرن ششم) اطلاق کلمه مشهد بر تربت امام (ع) رایج بوده است.
استعمال کلمه مشهد توسط نویسندگان در قرنها بعد نیز مرسوم بوده است و مورخین و جغرافی نویسان قرن ششم و بعد نیز این کلمه را در نوشته‌های خویش آورده‌اند در عین حال در برخی از کتابها از جمله معجم البلدان نوشته یاقوت و اخبار البلاد و وفیات الاعیان تنها به ذکر تاریخ شهادت و معرفی مرقد امام (ع) اکتفا شده است.
ابن اثیر ضمن درج حوادث سال 617 هـ.ق و ذکر حمله مغول به شهرهای خراسان و شرح ویرانیهایی این تهاجم و تخریب مشهد علی بن موسی الرضا (ع) نام مشهد را در نوشته‌هایش آورده است.
از بررسی متون تاریخی چنین بر می‌آید که تا پایان قرن هفتم ، اصطلاح مشهد الرضا (ع) و گاه به اختصار کلمه مشهد در نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی نویسان رایج بوده است.
پس از آن که مشهد گسترش بیشتری یافته است و به قول حمد الله مستوفی به صورت شهرچه درآمده کلمه مشهد با مضاف الیه جدید و به صورتی جدید یعنی مشهد طوس مصطلح گردیده است.
از آن زمان به بعد برای مدتی این اصطلاح جدید بر تعداد نامهای این شهر نوخاسته اضافه گردیده و به صورت مترادف در نوشته‌های نویسندگان به کار رفته و گاه به اختصار مشهد نیز نوشته شده است.
ابن بطوطه جهانگرد مشهور که در نیمه دوم قرن هشتم مشهد را دیده و توصیف نموده کلمه مشهد را در سفرنامه‌اش ذکر نموده است.
مولفه ناشناخته کتاب صورالاقالیم نیز تنها به ذکرکلمه مشهد در معرفی این مکان اکتفا نموده است اما معین الدین  محمد الزمچی الاسفزاری در کتاب روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات که در همان قرن به تحریر درآمده است به جای مشهد اصطلاح مشهد مقدس و گاه مشهد طوس و مشهد الرض را در کتابش آورده است با گسترش بیشتر مشهد در طول قرنهای هشتم و نهم اصطلاح طوس و مشهد مقدس رایج بوده است که می‌توان این مطلب را در آثار نویسندگان این قرن همچون جغرافیای تاریخی حافظ ابو و دیگران به وضوح مشاهده نمود.
حافظ ابرو در نوشته‌هایش که در سالهای 820 تا 830 هـ.ق به تحریر در‌آمده است نام مشهد را ذکر کرده دیگر نویسندگان همچون شیخ عبدالرزاق سمرقندی و محمد عوفی و امیر دولتشاه سمرقندی نیز در معرفی مشهد اصطلاح مشهد طوس را به کار برده‌اند.
در نوشته‌های نویسندگان قرن هفتم به بعد دیگر از نام سناباد اثری به چشم نمی‌خورد و کلمه مشهد جانشین نام سناباد گردیده و در کنار نام دیگر شهرهای خراسان ذکر شده است.
نبودن نام سناباد در متون این دوران و کثرت استفاده از کلمه مشهد رضوی نشان دهندة شهرت این مکان به نام جدید می‌باشد.
در آثار نویسندگان قرون هفتم تا دهم هـ.ق کلمه مشهد اغلب با مضاف الیه‌های سه گانه رضوی ، توس و مقدس به کار رفته است.
قاضی نورالله شوشتری در وصف شهر مشهد از دو مضاف الیه استفاده کرده و می‌نویسد: «مشهد مقدس رضوی در اصل دهی بود سناباد نام داشت از توابع طوس و ...»
بدین ترتیب کلمه مشهد که در طول چند قرن با مضاف الیه‌ها مختلف به کار می‌رفته است در قرنهای دهم و بعد به صورت مشهد مقدس و سپس به تدریج به اختصار مشهد نامیده شده است نویسندگان قرن چهاردهم هـ.ق از قبیل اعتماد السلطنه و دیگر نویسندگان پس از او همچون  ملا نوروز علی بسطامی مولف فردوس التواریخ و شیخ عباس قمی مولف تحفه الطوسیه و محمد ادیب هروی صاحب حدیقه الرضویه و حتی مستشرقین از قبیل بارتولد و مینورسکی و لسترنج نیز نام مشهد را بدون مضاف الیه در آثار خویش ذکر نموده‌اند.
بنابراین مشخص می‌گردد. که نام مشهد الرضا (ع) از هنگام به خاک سپاری امام (ع)‌ در حوالی دهکده سناباد مصطلح بوده است اما اختصاص کلمه مشهد به شهری جدید که آرامگاه امام رضا (ع) در مرکز آن قرار داشته مدتها بعد از این واقعه و تقریبا بعد از تهاجم مغول صورت گرفته است . و در قبل از آن زمان مشهد به عنوان شهر بلکه آرامگاهی در باغ بزرگ سناباد از توابع نوغان توس مطرح بوده است.
سناباد مدتی نام خود را حفظ کرد ولی آرام ارام تحت الشعاع و وسعت مشهد قرار گرفت و سپس به تدریج نام مشهد رضوی و سپس مشهد طوس و آنگاه مشهد مقدس بر این شهر نوخاسته اطلاق گردید و پس از مدتی مشهد به تنهایی و بدن مضاف الیه و به اختصار مورد استفاده قرار گرفت و نام سناباد از یادها فراموش شد.
بدین ترتیب دهکده سناباد که به تدریج گسترش یافته و به صورت شهری بزرگ درآمده بود پس از گسترش به شهر نوغان اتصال یافت و با الحاق نوغان سناباد بزرگ ایجاد گردید و این سناباد بزرگ مشهد نامیده شد بنابراین مشهد در حقیقت از گسترش سناباد و اتصال آن با نوغان تشکیل یافته و مشهور گردیده است.
http://smartly.loxblog.com/post/207/وجه%20تسمیه%20کلانشهر%20مشهد.htm
تاریخ ورود: 15/8/91

مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد / سایت کتاب/ تاریخ شفاهی ایران
معرفی کتاب شناسایی و وجه تسمیه معابر محلات و اماکن عمومی بافت قدیم شهر مشهد

کتاب "شناسایی و وجه تسمیه معابر محلات و اماکن عمومی بافت قدیم شهر مشهد" تالیف دکتر محمد رحیم رهنما عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی  توسط اداره کل روابط عمومی وبین الملل شهرداری مشهد منتشر شد.
این کتاب پژوهشی پیرامون شناسایی اسامی وجه تسمیه و اماکن جغرافیایی محلات معابر و جلوه های فرهنگی مذهبی و ... در محدوده بافت قدیم مشهد می باشد. این اثر علمی - فرهنگی در دی ماه جاری توسط اداره کل روابط عمومی وبین الملل شهرداری مشهد در 250 صفحه و قطع وزیری منتشر شده است.
http://farhangi.um.ac.ir/portal/?q=node/16063
در فصل اوّل، تاریخچة شهر «مشهد» شرح داده شده است. فصل دوم که بخش اصلی کتاب را تشکیل می دهد، عناصر کالبدی محدودة بافت قدیمی شهر مشهد و وجه تسمیة آن ها را بیان می کند. اهمیت و ضرورت این کتاب در جمع آوری و حفظ گنجینه ای از اسامی تاریخی محلّه ها و معابر به منظور بهره برداری و جلوگیری از نابودی آن هاست. هدف کتاب، پاسخ گویی به ابهاماتی است که در زمینة بافت قدیم شهر مشهد و وجه تسمیة محلات و اماکن آن وجود دارد. زبان نگارش کتاب ساده است و بنا به ضرورت پژوهش، از تصاویر و نقشه های مختلف نیز استفاده شده است.
http://www.booksite.ir/bo1.php?id=9789644779534

غلامرضا آذری خاکستر
در چند دهه اخیرتغییرات ناشی از گسترش شهرها موجب شده برای حفظ هویت شهری و مستندسازی بافت قدیمی شهراز تاریخ شفاهی استفاده شود. مستندسازی محلات قدیمی از جمله مسائل تحقیقی است که امروزه مورد توجه جدی پژوهشگران است. زیرا تغییرات ناشی از ساخت و سازها، نمادی جدید از یک شهر را به وجود آورده است که کاملاً متفاوت با سبک معماری گذشته است. بنابراین رویکرد به هویت شهری از طریق مستندسازی اقدامی است که کمک می‏کند تا درفرایند تاریخ شفاهی مستندات و مشاهدات اهالی یک محله گردآوری و بعنوان بخش مستند مطالعات شهری گردآوری شود.
تاکنون کار مستندسازی بافت قدیمی شهرها متولی خاصی نداشته و برحسب نیاز، برخی ازمراکز مطالعاتی درباره مستندسازی محلات نموده‏اند، ولی ضرورت دارد درباره این موضوع به صورت جدی مطالعه شود. البته در سال‏های گذشته با هدف خاطره‏انگیزی معابر، مطالعاتی بصورت پراکنده توسط مجریان زیباسازی شهرها شکل گرفته است.
ساختار شهرهای قدیمی متشکل از چند محله برگیرنده کوچه‏ها و مراکز تجاری متعدد بوده است که به مرور ایام با گسترش شهرها این محلات مضمحل می‏شوند. نفوذ مدرنیسم و گذر از سنت‏گرایی بسیاری از تغییرات ناخواسته را به بافت قدیمی شهرها تحمیل کرده و ساختاری که نشان از هویت یک شهر بوده است به سرعت تغییر یافته است. از این رو در حال حاضر بسیاری از اماکن، اسامی و اصطلاحات شهری که در برگیرنده هویت شهر بوده‏اند روبه فراموشی رفته و باید تاریخ جدیدی برای آنها قائل شد. دگرگونی درنحوه ساخت و ساز و حتی دکوراسیون شهری بیننده یا شهروندان را با موضوعی جدید آشنا می‏کند.
شهر مشهد از جمله نقاطی است که ساختار شهری آن بر اساس محله بوده است. این محلات برگرد حرم مطهر شکل گرفته بوده‏اند. وجود مرقد مطهر امام رضا (ع) موجب شده سبک زندگی و طراحی شهری از اماکن زیارتی الهام گرفته شده باشد، ولی با گسترش شهرنشینی محلات قدیمی دیگر جوابگوی خیل مهاجرین و انبوه مردم نبوده‏اند و شهرکهای جدید در حاشیه شهر تاسیس شدند که هیچ سنخیت فرهنگی–اجتماعی با بافت اصلی شهر نداشتند. به دیگر سخن این شهرک‏ها زمینه ایجاد فرهنگ‏های متفاوت در یک شهر را به وجود آوردند.
از دوره پهلوی اول شاهد تغییرات تدریجی در شهر مشهد هستیم زیرا صنعتی شدن (تاسیس کارخانه نخریسی خسروی و کارخانه قند آبکوه و نیاز شهر به راه‏ها و معابر جدید موجب تغییراتی در بافت قدیمی شد. با ایجاد خیابان‏های جدید و میادین متعدد و توسعه حمل و نقل، دیگر معابر قدیمی جوابگوی شمار زیاد خودروها نبودند و ناخواسته بسیاری از محله‏ها و کوچه‏های قدیمی تغییر کردند.
سبک معماری جدید موجب می‏شود چشم‏اندازی از شهری مدرن تداعی شود که در آن از ساختار هویتی شهر کهن دیگر اثری نیست و این معماری یک شهر مدرن را همسان با دیگر مناطق جهان نشان می‏دهد.
در طراحی معماری شهری جدید مشهد، الگویی که متناسب با هویت شهری و یا برگرفته از میراث معماری کهن باشد به چشم نمی خورد، بلکه فضاها، معابر، ساختمان‏های اداری و تجاری با معماری کشورهای اروپایی ساخته شده‏اند. بنابراین دردل محلات قدیمی نشانی از معماری گذشته نیست و مهندسان و طراحان شهری بدون توجه به هویت و تاریخ معماری مشهد اقدام به ساختمان سازی وایجاد و یا نوسازی معابر و میدان‏ها نموده‏اند.  
نگاه جزئی محققان به تاریخ محله‏ها موجب می‏شود پژوهش‏های مهمی در این زمینه انجام شود. کتاب تاریخ محلات و مشاهیر تبریز، محله شتربان (دوه چی) تالیف کریم میمنت نژاد و یونس جعفرزاده (تبریز، اختر، 1389) از جمله کتاب‏هایی است که اختصاص به یک محله دارد. نگارش این کتاب براساس مستندات تاریخی و مطالعات میدانی و انجام مصاحبه‏های متعدد بوده است. مطالعه چنین کتاب‏هایی که بر اساس حافظه تاریخی یک نسل نوشته شده‏اند، تلاشی است برای حفظ هویت یک محله از زبان شهروندان و ساکنان چندین ساله آن. با آنکه در اغلب این کتاب‏ها اصول مستندسازی بافت محلات جایگاهی نداشته و به طور تخصصی این موضوع مورد کنکاش قرار نگرفته است ولی با استفاده پژوهشگران از این شیوه می‏توان تحقیقات منسجم و مستندی تولید و منتشر نمود.
شهر مشهد در طول یک قرن اخیر شاهد گسترش و تغییرات بنیادین بوده است، مطالعه دربارۀ بافت قدیمی و گمشده شهر مشهد موجب می‏شود تا با ساختار و فضاهای کالبدی شهر در گذشته آشنا شد. تغییرات انجام شده در مشهد موجب شد در دوره پهلوی اول عده‏ای ازمشهدپژوهان نسبت به این موضوع بی‏تفاوت نباشند و با مطالعات کتابخانه‏ای و میدانی پژوهشی مستقل و مختص به مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی انجام دهند. کتاب مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی: (مشهور به گزارش مکتب شاهپور) تالیف محمدتقی مدرس رضوی، علی‏اکبر فیاض، سیدعلی مویدثابتی، عبدالحمید مولوی و محمود فرخ از معدود کتاب‏هایی است که به طور تخصصی به معرفی محلات و بافت قدیمی شهر مشهد پرداخته است. این کتاب قرار بوده به مناسبت هزاره فردوسی در سال1313 منتشر شود که این موضوع عملی نشده است تا اینکه کتاب مزبور با تصحیح و توضیح مهدی سیدی در 1386 توسط انتشارات آهنگ قلم مشهد منتشر شده است. تالیف چنین کتابی موجب می‏شود تا هویت کوچه‏ها و معابر قدیمی مشهد شناسایی و بصورت مکتوب حفظ شود.
دربارۀ محلات قدیمی مشهد اخیراً کتاب «شناسایی و وجه تسمیه معابر،محلات و اماکن عمومی بافت قدیمی شهر مشهد»  نیز تالیف دکتر محمد رحیم رهنما عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در سال1390 توسط انتشارات سخن گستر مشهد در252صفحه مصور منتشر شده است. با این اثر وجه تسمیه معابر و کوچه‏های قدیمی مشهد در کتاب مستقلی در دسترس علاقمندان به مباحث تاریخ شهر و یا محله نگار قرار گرفته است. هرچند مطالعه این کتاب موجب می‏شود تا وجه تسمیه معابر مشهد بیان شود ولی عدم بهره‏مندی از مطالعات تاریخ شفاهی موجب شده تا کتاب از نواقصی برخوردار باشد.
مستندسازی بافت قدیمی شهرها و توجه آرشیوتاریخ شفاهی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی به این موضوع موجب شده تا این آرشیو یکی ازغنی‏ترین مراکز تاریخ شفاهی در داخل کشور باشد که بطور تخصصی به این موضوع پرداخته است.
با بررسی منابع جمع آوری شده در این زمینه آنچه مورد توجه پژوهشگران این مرکز بوده است در مداخلی به شرح زیر می‏توان دسته بندی کرد.
1- ثبت وجه تسمیه کوچه‏ها و معابر، بناهای تاریخی محلات قدیمی مشهد از زبان ساکنان محله
2- جمع آوری اسناد و عکس‏های مختلف که نشان دهنده بافت قدیمی شهر است
3- مصاحبه با معمرین، علما و شخصیت های محله‏ها و ثبت تغییر و تحولات از نگاه آنها
در مصاحبه‏هایی که انجام شده است مهمترین موضوعاتی که مورد توجه مصاحبه‏کنندگان بوده است ترسیم فضاها ونشانه‏هایی از بافت قدیمی محلات براساس شنیده‏های  معمرین است. پرداختن به موضوعاتی چون چگونگی ایجاد محلات جدید، حضور رجال و شخصیت‏ها، مشاغل قدیم محلات و نحوه ایجاد خیابان‏ها از جمله مواردی است که مصاحبه‏کنندگان به آنها می‏پردازند.
از دیگر موضوعات این مصاحبه‏ها پرداختن به شیوه های آبرسانی و نحوه استفاده از آب در گذشته است. همچنین بهداشت عمومی، حمام‏ها و آب‏انبارها و پی‏آب‏ها می‏تواند به ساختار آب در محله های قدیمی مشهد بپردازد. بهرمندی محله‏ها ازامکانات شهر چون برق از دیگر مداخل مصاحبه های مستندسازی بافت قدیمی شهر مشهد است که هریک از مصاحبه‏کنندگان با اشاره به امکانات شهری به مشکلات و نحوه برخورد با این موارد بطور مفصل پرداخته‏اند.
مدارس، مساجد و تکایا، هیئت های مذهبی، امنیت محله ها، حمل و نقل، وقایع و... بخش دیگری از موضوعات مصاحبه‏ها را تشکیل می‏دهند. تصویربرداری ازنحوه تخریب بناها و بافت های قدیمی از جمله دغدغه‏های است که در سال های گذشته با توجه به اهمیت موضوع، این آرشیو نسبت به ثبت آن اقدام نموده است.
http://www.oral-history.ir/show.php?page=books&id=373
تاریخ ورود: 15/8/91

نشر نخعی
سبب نامگذاری "مشهد" به این نام، وجه تسمیه مشهد

یکی از محله های بسیار قدیمی که اکنون در مرکز شهر مقدس مشهد واقع شده است، محله ای بوده به نام "سناباد" که مرکز آن حدود میدان صاحب الزمان، عجّل الله تعالی فرجه المبارک و سلام الله و صلواته علیه و علی آبائه، بوده و تا محل کنونی سناباد فعلی را در بر می گرفته است. منطقه سناباد یکی از مناطق بسیار خوش آب و هوا بوده است. حُمید بن قحطبه باغی داشته است در محل کنونی حریم حرم رضوی، صلوات الله علیه و آله، که تا محدوده چهار راه شهدای کنونی و باغ نادری را شامل می شده است.
هارون و مامون، لعنة الله علیهما، برای خوش گذرانی، تفریح و گذران زندگی زمانی که به این منطقه می آمده اند، در درون این باغ به سر می برده اند. مامون که می میرد توسط هارون در درون همین باغ دفن می شود. بعداً که مامون با ترفندهای بسیار شیطنت آمیز آقا مولا امام رضا، صلوات الله و سلامه علیه و آله، را به "شهادت" می رساند. وجود قدسی، نورانی و ملکوتی امام الرئوف، علیه آلاف التحیّة و الثّناء، را نیز در کنار قبر هارون لعنتی به خاک می سپارد. واژه و نام "مشهد" از این زمان به "مشهد" کنونی شهرات پیدا می نماید که در حقیقت "مشهد الرضا"، صلوات الله علیه و آله، بوده است. یعنی واژه ی "مشهد" کلمه ای عربی است که اسم مکان است و به معنی "محل شهادت" می باشد. مثل "مسجد" به معنی "محل سجده". با گذشت زمان، "مشهد الرضا" یعنی "محل شهادت امام رضا"، صلوات الله علیه، به واژه ی "مشهد" کاهش یافته است. اما چه نیکوست که همه ی شیعیان با اخلاص آقا دو باره این نام را پرکابرد نموده و در آدرس ها، گفتگوها، کتاب ها و نشریات و رسانه ها و غیره، از ترکیب "مشهد الرضا" (ع) استفاده کنند تا این نام مقدس احیاء شده و به حالت اولیه خود برگردد و نیز عشق، مودّت و ارادت شیعیان را نیز بیش از پیش ابراز داشته باشد.
http://www.nakhaeipress.com/q-q-/1390-11-10-16-15-05/887---qq------

پروژه
عنوان جزوه: معماری استان خراسان رضوی/ وجه تسمیه مشهد

کلمه مشهد اسم مکان از ریشه شهادت است و به معنی شهود حضور محل شهاد و مدفن شهید نیز آمده است و با این معانی به کلمه مشاهد جمع بسته می‌شود.
درباره نامیده شدن مرقد امام علی بن موسی الرضا (ع) به مشهد اگرچه در متون تاریخی مطلب خاصی وجود ندارد اما به طور یقین می‌توان گفت که مسلم بودن واقعه شهادت امام رضا (ع) به ویژه از نظر شیعیان دلیل نامگذاری این مکان (مشهد الرضا) بوده این که چرا در قرن سوم این نام در کتابها نیامده شاید علت آن سلطه خلفای عباسی و حکام وقت خراسان بوده است که به آرامگاه هارون الرشید توجه خاصی نشان می‌داده‌اند از طرفی چون به قرون اولیه اسلامی کلمه مشهد بر قبور اولیاء و ائمه اولیاء الله اطلاق می‌شده است. مقبره امام رضا (ع) نیز مشهد الرضا نامیده شده و سپس با گذشت چند قرن به اختصار به این نام شهرت یافته است چون در کتابهای مورخین و جغرافی نویسان قبل از اصطخری به ویژه دانشمندان قرن سوم همچون ابن خردادبه و یعقوبی و دیگران نام مشهد به کار نرفته است و بعضی تنها به تاریخ و چگونگی وفات امام رضا (ع) در سناباد توس اشاره دارند بنابراین به احتمال زیاد اصطرخری اولین کسی است که در قرن چهارم مدفن امام رضا (ع) را مشهد نامیده است.
او در کتاب مسالک و ممالک در توصیف توس به مشهد امام رضا (ع) اشاره دارد و می‌نویسد: «و اگر طوس را در شمار نیشابور گیریم شهرهای طوری این است : رادکان ، طابران ، بزدغور ، نوغان ، کی مشهد علی بین موسی الرضا رضوان الله علیهما و گور هارون الرشید آنجاست به چهارفرسنگی شهر....
از دیگر جغرافی نویسان متقدم که نام مشهد را در نوشته‌هایش آورده است ابن حقول می‌باشد که در توصیفی جامع از مشهد نام برده و می‌نویسد مقبره علی بن موسی الرضا (ع) در خارج شهر نوغان در مشهدی نیکو بنیاد شده و در دهکده‌ای به نام سناباد واقع شده است.
مولف کتاب حدود العالم از دیگر نویسندگان قرن چهارم هـ.ق است که از مرقد امام رضا (ع) در توس یاد کرده اما کلمه مشهد را در نوشته‌هایش به کار نبرده است . لیکن برخی دیگر از نویسندگان قرن چهارم همچون ابن بابویه قمی و مقدسی در توصیف مرقد امام، واژه مشهد الرضا را مورد استفاده قرار داده‌اند.
از نویسندگانی قرن پنجم هـ.ق بعضی چون مولف زین الاخبار تنها به ذکر تاریخ و چگونگی وفات علی بن موسی الرضا (ع) اکتفا نموده‌اند و برخی چون بیهقی نام مشهد را در کتاب خویش آورده و به توصیف پرداخته‌اند.
ابوالفضل بیهقی در شرح حال سوری صاحب دیوان به این مطلب اشاره دارد و می‌نویسد.
«.... و آثارهای خوش وی را به طوس هست از آن جمله آن که مشهد علی بن موسی الرضا (ع) را که بوبکر شهمرد که خداری فائق الخادم خاصه آبادان کرده بود. ....»
به نظر می‌رسد که در قرن ششم استفاده از این کلمه در متون تاریخی و جغرافیایی عمومیت بیشتری یافته است. چنان که مولف ناشناخته کتاب مجمل التواریخ و القصص کلمه مشهد را در کتاب خویش ذکر نموده و دباره محل به خاک سپاری پیکر مطهر امام (ع) می‌نویسد : «... رضا (ع) جان تسلیم کرد و او را هم در پهلوی هارون الرشید دفن کردند و آنجا مشهد است .....»
مولف یاد شده از مشهد نام می‌برد و از واقعه شهادت امام (ع) در قرن سوم می‌نویسد در حالی که نویسندگان قرن سوم کلمه مشهد را به کار نبرده‌اند و این می‌رساند که در زمان تالیف کتاب یاد شده (قرن ششم) اطلاق کلمه مشهد بر تربت امام (ع) رایج بوده است.
استعمال کلمه مشهد توسط نویسندگان در قرنها بعد نیز مرسوم بوده است و مورخین و جغرافی نویسان قرن ششم و بعد نیز این کلمه را در نوشته‌های خویش آورده‌اند در عین حال در برخی از کتابها از جمله معجم البلدان نوشته یاقوت و اخبار البلاد و وفیات الاعیان تنها به ذکر تاریخ شهادت و معرفی مرقد امام (ع) اکتفا شده است.
ابن اثیر ضمن درج حوادث سال 617 هـ.ق و ذکر حمله مغول به شهرهای خراسان و شرح ویرانیهایی این تهاجم و تخریب مشهد علی بن موسی الرضا (ع) نام مشهد را در نوشته‌هایش آورده است.
از بررسی متون تاریخی چنین بر می‌آید که تا پایان قرن هفتم ، اصطلاح مشهد الرضا (ع) و گاه به اختصار کلمه مشهد در نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی نویسان رایج بوده است.
پس از آن که مشهد گسترش بیشتری یافته است و به قول حمد الله مستوفی به صورت شهرچه درآمده کلمه مشهد با مضاف الیه جدید و به صورتی جدید یعنی مشهد طوس مصطلح گردیده است.
از آن زمان به بعد برای مدتی این اصطلاح جدید بر تعداد نامهای این شهر نوخاسته اضافه گردیده و به صورت مترادف در نوشته‌های نویسندگان به کار رفته و گاه به اختصار مشهد نیز نوشته شده است.
ابن بطوطه جهانگرد مشهور که در نیمه دوم قرن هشتم مشهد را دیده و توصیف نموده کلمه مشهد را در سفرنامه‌اش ذکر نموده است.
مولفه ناشناخته کتاب صورالاقالیم نیز تنها به ذکرکلمه مشهد در معرفی این مکان اکتفا نموده است اما معین الدین  محمد الزمچی الاسفزاری در کتاب روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات که در همان قرن به تحریر درآمده است به جای مشهد اصطلاح مشهد مقدس و گاه مشهد طوس و مشهد الرض را در کتابش آورده است با گسترش بیشتر مشهد در طول قرنهای هشتم و نهم اصطلاح طوس و مشهد مقدس رایج بوده است که می‌توان این مطلب را در آثار نویسندگان این قرن همچون جغرافیای تاریخی حافظ ابو و دیگران به وضوح مشاهده نمود.
حافظ ابرو در نوشته‌هایش که در سالهای 820 تا 830 هـ.ق به تحریر در‌آمده است نام مشهد را ذکر کرده دیگر نویسندگان همچون شیخ عبدالرزاق سمرقندی و محمد عوفی و امیر دولتشاه سمرقندی نیز در معرفی مشهد اصطلاح مشهد طوس را به کار برده‌اند.
در نوشته‌های نویسندگان قرن هفتم به بعد دیگر از نام سناباد اثری به چشم نمی‌خورد و کلمه مشهد جانشین نام سناباد گردیده و در کنار نام دیگر شهرهای خراسان ذکر شده است.
نبودن نام سناباد در متون این دوران و کثرت استفاده از کلمه مشهد رضوی نشان دهندة شهرت این مکان به نام جدید می‌باشد.
در آثار نویسندگان قرون هفتم تا دهم هـ.ق کلمه مشهد اغلب با مضاف الیه‌های سه گانه رضوی ، توس و مقدس به کار رفته است.
قاضی نورالله شوشتری در وصف شهر مشهد از دو مضاف الیه استفاده کرده و می‌نویسد: «مشهد مقدس رضوی در اصل دهی بود سناباد نام داشت از توابع طوس و ...»
بدین ترتیب کلمه مشهد که در طول چند قرن با مضاف الیه‌ها مختلف به کار می‌رفته است در قرنهای دهم و بعد به صورت مشهد مقدس و سپس به تدریج به اختصار مشهد نامیده شده است نویسندگان قرن چهاردهم هـ.ق از قبیل اعتماد السلطنه و دیگر نویسندگان پس از او همچون  ملا نوروز علی بسطامی مولف فردوس التواریخ و شیخ عباس قمی مولف تحفه الطوسیه و محمد ادیب هروی صاحب حدیقه الرضویه و حتی مستشرقین از قبیل بارتولد و مینورسکی و لسترنج نیز نام مشهد را بدون مضاف الیه در آثار خویش ذکر نموده‌اند.
بنابراین مشخص می‌گردد. که نام مشهد الرضا (ع) از هنگام به خاک سپاری امام (ع)‌ در حوالی دهکده سناباد مصطلح بوده است اما اختصاص کلمه مشهد به شهری جدید که آرامگاه امام رضا (ع) در مرکز آن قرار داشته مدتها بعد از این واقعه و تقریبا بعد از تهاجم مغول صورت گرفته است . و در قبل از آن زمان مشهد به عنوان شهر بلکه آرامگاهی در باغ بزرگ سناباد از توابع نوغان توس مطرح بوده است.
سناباد مدتی نام خود را حفظ کرد ولی آرام ارام تحت الشعاع و وسعت مشهد قرار گرفت و سپس به تدریج نام مشهد رضوی و سپس مشهد طوس و آنگاه مشهد مقدس بر این شهر نوخاسته اطلاق گردید و پس از مدتی مشهد به تنهایی و بدن مضاف الیه و به اختصار مورد استفاده قرار گرفت و نام سناباد از یادها فراموش شد.
بدین ترتیب دهکده سناباد که به تدریج گسترش یافته و به صورت شهری بزرگ درآمده بود پس از گسترش به شهر نوغان اتصال یافت و با الحاق نوغان سناباد بزرگ ایجاد گردید و این سناباد بزرگ مشهد نامیده شد بنابراین مشهد در حقیقت از گسترش سناباد و اتصال آن با نوغان تشکیل یافته و مشهور گردیده است.

http://www.prozhe.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86

تاریخچه ی مشهد:
پایگاه مجلات تخصصی نور
تاریخ مشهد الرضا(ع) (تألیف:احمد ماهوان)

 مشهد،نشر:ماهوان،1383
احمد ماهوان در پیش‌گفتاری که بر کتاب تاریخ‌ مشهد الرضا نوشته،انگیزه و هدف خود را از تدوین‌ کتاب چنین تحریر کرده است:«شهر مشهد اکنون‌ در حلقه اتصال و پیوند راه ابریشم و راه ادویه به‌ عنوان پایتخت خراسان بزرگ یا آسیای میانه مطرح‌ گشته و مرکز مبادلات اقتصادی میان‌قاره‌ای منطقه‌ بزرگ‌ترین شهر آسیای میانه درآمده است.چون‌ استعدادهای اقتصادی،توانمندی ژئواکونومیک و توریستی دارد،آینده درخشان‌تری در انتظار مشهد الرضا خواهد بود و ما در تاریخ مشهد الرضا علیه السلام‌ بر آن شدیم تا خراسان را از ایران بعد از اسلام که‌ در تاریخ ایران بیشتر مطرح و بازگو می‌شود به شرح‌ آوریم و علل پیدایش و شکل‌گیری مشهد الرضا را از دل تاریخ و از ابتدای قرن سوم هجری که با تشریف‌ فرمائی مقدم مبارک و پربرکت حضرت رضا(ع)به‌ خاک خراسان آغاز شد عرضه داریم».
 کتاب تاریخ مشهد الرضا،که از طرف ناشر عنوان دوم«نخستین تاریخ شهر مشهد»را یافته، در 056 صفحه در سال 3831 منتشر شده و مشتمل بر بیست و هفت فصل است،عناوین برخی‌ از فصول به شرح ذیل است:
 «مقدمه‌ای بر احوال خراسان باستان»، «خراسان در حکومت عباسیان»،«انگیزه‌های‌ سیاسی فراخوانی حضرت رضا(ع)از مدینه به‌ مرو»،«خراسان در دوران حکومت‌های محلی و متقارن»،«خراسان در دوران تیموریان»،«مشهد در دوران صفویه»،«مشهد در دوران افشاریه»، «مشهد در دوران قاجاریه»،«مشهد در دوران‌ پهلوی»،«پیشینه تاریخی بازار قدیم مشهد»، «نگاهی به مشهد معاصر»،«میراث فرهنگی و آثار باستانی و اماکن دیدنی خراسان.
 از جمله ویژگی‌های کتاب توجه به جغرافیای‌ تاریخی،تکوین توسعه کالبدی و چشم‌انداز توسعه‌ آتی شهر مشهد است.که از جنبه شهرشناسی و برنامه‌ریزی توسعه مشهد حائز اهمیت است.در دو فصل:«پیشینه تاریخی بازار قدیم مشهد»و «نگاهی به مشهد معاصر»که درصد صفحه تدوین‌ شده است،نکات ارزشمندی به منظور برنامه‌ریزی‌ توسعه مشهد می‌توان یافت،پاره‌ای از آن را مرور می‌کنیم.
 «اکنون یک بار دیگر با فروپاشی شوروی‌ پیشین و ایجاد کشورهای مستقل‌ آسیانه میانه ستاره بخت و پیشرفت و ترقی مشهد درخشیدن گرفته و مشهد علاوه بر مرکز مذهبی‌ کشور می‌رود تا به پایتخت اقتصادی آسیانه میانه‌ مبدل شود»(ص 494).
 «استان خراسان موقعیت ترانزیتی ویژه‌ای بین‌ دریاهای جنوب و کشورهای شبه‌قاره اقیانوس هند با آسیای میانه و خاورمیانه داشته و می‌تواند به صورت‌ حلقه اتصال و واسطه بازرگانی عمده‌ای بین سه‌ منطقه مهم آسیا یعنی آسیای میانه،آسیای صغیر و خاورمیانه،شبه‌قاره هند و خلیج فارس باشد،زیرا جمهوری‌های ازبکستان،ترکمنستان و قزاقستان بازار پررونقی برای مواد غذایی و مواد خام کشورهای حوزه‌ اقیانوس هند خواهد بود»(ص 594).براین‌اساس‌ «شهر مذهبی زیارتی و سیاحتی مشهد اکنون یک‌ مرکز استان بسته و انتهایی کشور نیست و استان‌ خراسان به‌ویژه شهر مشهد نقش تاریخی و موقعیت‌ حساس استراتژیک باستانی خود را در بازرگانی‌ منطقه‌ای بازیافته و مشهد به زودی به عنوان پایتخت‌ و مرکز مبادلات تجاری و سیاسی درون‌قاره‌ای‌ آسیای میانه شهرتی جهانی خواهند یافت و همچون بیروت که پایتخت و مرکز بازرگانی خاورمیانه است و یا قاهره که مرکز مبادلات‌ بازرگانی شمال آفریقا و شرق سوئز است و نیز دوبی که کانون بازرگانی خلیج فارس است درخواهد آمد و سرکنسول‌گری‌ها سیاسی،شعب بانک‌ها، آژانس‌های خبری،شرکت‌های بیمه،دفاتر بزرگ‌ تجاری بین المللی،حقوق بازرگانی،ترمینال‌های‌ وسیع حمل‌ونقل و باربری بین المللی و...در مرکز استان خراسان تاسیس و سیل سرمایه و کار به مشهد وارد خواهد شد،بنابراین پیش‌بینی و آینده‌ نگری لازم برای توسعه توریستی و اقتصادی استان‌ خراسان امری اجتناب‌ناپذیر می‌باشد(ص 694)».
 چشم‌انداز ارائه‌شده که از پس‌زمینه‌ تاریخی نیز برخودار است،با چند برنامه و پروژی، پیشنهادی تکمیل می‌شوند،به عنوان مثال:
 پروژه برج یا مجتمع طلا و جواهرات و سنگ‌های قیمتی:«طبق آمار اتحادیه صنف طلا و جواهر و فیروزه(آمار سال 5731)حدود 0092 واحد طلافروشی مجاز دارای پروانه به صورت‌ پراکنده در تمامی شهر مشهد به کار اشتغال دارند که از این تعداد فقط اندکی به صورت مجتمع و مجاور هم در خیابان امام(محدوده ارک و جنت) و همچنین در بازار رضا در کنار هم استقرار دارند ولی اکثریت واحدهای کسب صنف طلا و جواهر در سطح شهر به طور پراکنده به کار مشغولند.اگر تعداد تقریبی یک هزار واحد بدون پروانه و ثبت‌نشده‌ جواهرسازان،حکاکان،فیروزه و عقیق خراسان، آبکاری،خاکشوری و سایر کسب‌ها و کارگاههایی‌ که در ارتباط با طلا و جواهر هستند،در کنار هم‌ قرار دهیم،مجتمع عظیم طلا،جواهر و سنگ‌های‌ قیمتی چشم‌گیر و بی‌نظیری را پدید خواهد آورد،که اگر به صورت متمرکز و مجتمع درآید این مرکز و مجتمع عظیم بورس طلا و جواهر در تمامی بازارهای خاورمیانه،در کشورهای شمال آفریقا، شرق سوئز،کشورهای عرب خلیج فارس و بالاخره‌ آسیای میانه و شبه‌قاره هند بی‌مانند بوده و وجود چنین بازار چشم‌گیر و باشکوهی،تبلیغات عظیم‌ و جهانی را در پی خواهد داشت و زبان‌زد مردم‌ کشورهای منطقه خواهد شد...و اگر با برنامه‌ریزی‌ اصولی سامان‌دهی شود با بازار سوق الذهب بیروت‌ که مرکز بورس مصنوعات طلا،الماس و سنگهای‌ قیمتی در خاور میانه و شمال آفریقا است رقابت‌ خواهد نمود.»(ص 894-694).
 پروژه مرکز صادرات و مبادله ادویه و خشکبار: «در گذشته ادویه هندوستان از دو راه دریایی و زمینی به بازارهای آسیای میانه،خاورمیانه،آسیای‌ صغیر به اروپا می‌رسید و راه زمین آن که از ایران‌ می‌گذشت دو شعبه می‌شد یکی راه یزد،اصفهان، عراق و عثمانی و دیگری راه خراسان به روسیه بود، بدین طریق راه شمال شرقی ادویه که از سرزمین‌ خراسان می‌گذشت از طریق روسیه تزاری به‌ بازارهای اروپا می‌رسید،اکنون با مرکزیت و موقعیت‌ توریست‌پذیری داخلی و بین المللی،مشهد،این‌ شهر یک بار دیگر شانس صادرات مجدد و مبادله‌ و میان گردان بازار ادویه هند را یافته است و بازار ادویه،زیره،زرشک و زعفران و خشکبار مشهد ره‌ توشه و سوغات مسافران بوده و اگر بازار باشکوه‌ و مجللی به صورت مجتمع از ادویه،زیره،گیاهان‌ دارویی،زرشک و زعفران،عناب،نبات،آبنبات‌ متبرک تدارک و سامان‌دهی شود،رایحه دلپذیر و آرام‌بخش عطر ادویه بازار را پوشانده و شامه‌ هر بازدیدکننده را برای خرید جلب می‌نماید،و بازار 21-51 میلیونی توریست مشهد از این رهگذر به سود و ثروت سرشاری دست خواهد یافت و تجار خاور میانه،آسیای میانه و روسیه برای سفارشات‌ خود به جای پیمودن راه طولانی هند و یا روی‌ آوردن به تجار عرب خلیج فارس،بازار مشهد را برخواهند گزید و شهر با مرکزی برای صادرات‌ مجدد و مبادله میان گردان کاهای کشورهای شبه‌ قاره هند یا آسیای میانه خواهند شد»(ص 894).
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/330643?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af
تاریخ ورود:16/8/91

پرتال جامع علوم انسانی
کلیات جغرافیای تاریخی مشهد

 تقی بینش، نخستین کنگره ی ایران شناسی (تحقیقات ایرانی)
شهرها هم سرگذشت دارند و گاهی سرگذشت آنها عبرت انگیز و جالب توجه است. شهر مثل یک موجود زنده بوجود می آید و زندگی و رشد می کند و پس آن که به اوج شباب و قدرت رسید پیر و درمانده وو بی رمق می شود و روزگاری هم از بین می رود. از نکته های شایان توجه در باره ی شهرها عوامل مؤثر در پیدایش آنهاست. این عوامل اگرچه مختلف و متعدد است اما قابل تقسیم بندی و اتقصاست. مثلا بیشتر شهرهاب قدیمی در کنار رودخانه یا دریاچه و دریا بنا می شده است که به آب دسترسی باشد. از آن جمله است اصفهان در آغوش زاینده رود و رضائیه در کنار دریاچه ی ارومیه و گمرون که بعدها به پاس این که شاه عباس دست پرتغالیها را از آن کوتاه کرد بندر عباس نامیده شد در کنار دریای عمان. گاهی برای اینکه شهر از خطر حمله ی دشمن و مهاجمان بیگانه درامان باشد در دامنه ی کوه و بر فراز بلندی ساخته می شده است. مثال آن کلات نادری است گه گذرگاه صعب العبور و هندسه پیچیده ی آن هنوز مایه ی اعجاب نظارگران است. در افسانه های قدیمی به شهرهای زیرزمینی اشاره شده است مانند دارالاسلام طرابلس که می گویند مسلمانها در آنجا زندگی می کردند و اورعراق که اورالی آن را در عمق دوازده متری کشف کرد. ری قدیم که در اوستا به نام رگا نامیده شده گویا بناهاب زیرزمینی داشته است و این که در اخبار مذهبی گفته شده است تهران در آخرالزمان به زیر زمین می رود دور نیست با این مطلب بی ارتباط نباشد. در هزار و یکشب نیز قصه هایی در خصوص عمارتای زیرزمینی هست که وجود اینگونه ساختمانها را در گذشته تأیید می کند.
بعضی از شهرها وسعت و آبادی خود را مدیون شخصیتهای مذهبی هستند و مشهد از آن جمله است. پیش ازاینکه از برکت امام هشتم علیه السلام مشهد با وسعت روزافزون بوجود آید دو ده به اسن نوقان و سناباد به فاصله ی یک میل یا ربع فرسخ در آنجا وجود داشت. از روایتهای تاریخی اینطور فهمیده می شود که نوقان از سناباد بزرگتر و پرجمعیت تر بوده است.
برای خواندن متن کامل در زیر کلیک کنید:
http://www.ensani.ir/fa/content/262135/default.aspx
تاریخ ورود: 16/8/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
معرفی کتاب در دست انتشار فردوس التواریخ‌ در تاریخ مشهد مقدس

سید هادی میرآقایی
مشهد-مسجد گوهر شاد
 اشاره نویسنده:..مقاله‌ای را تحت عنوان بررسی کتاب‌ فردوس التواریخ برایتان ارسال می‌کنم اگر مورد طبع شما قرار گرفت در مجله برای اطلاع خوانندگان چاپ کنید.قابل‌ ذکر است تاکنون هیچ نویسنده‌ای کتاب مذکور را تصحیح‌ نکرده و مقاله‌ای در شرح‌حال نویسنده نیز ننوشته است. نویسنده این سطور چون چند سالی است که زندگی بزرگان‌ بسطام را بررسی می‌کند و مقالاتی نیز در این زمینه در کیهان‌ فرهنگی چاپ کرده است لذا مجله کتاب ماه را برای معرفی‌ کتاب فردوس التواریخ مناسب دید.و کتاب مذکور را تصحیح‌ کرده است و همراه تا تعلیقات و توضیحات آماده چاپ است.
 مؤلف کتاب،حاج شیخ نوروز علی بن محمد باقر بسطامی معروف به فاضل بسطامی از علمای معروف دوران‌ قاجاریه است که در سال 1227 هـ.ق در بسطام به دنیا آمد. از همان ابتدای کودکی با پدر و مادر به مشهد مقدس رفت. دوران نوجوانی را در مکتبی که در پایین پای مبارک امام‌ رضا(ع)قرار داشت سپری کرد.در جوانی به مدرسه نواب‌ که یکی از معروف‌ترین مدارس علمیه مشهد بود رفت و به‌ تحصیل پرداخت.فاضل در این‌باره نوشته است«این عاصی‌ تبه روزگار قریب پنجاه سال تخمینا می‌شود که در آن مدرسه‌ به درس و مباحثه و تحریر فقه و اصول و جمع اخبار و آثار ائمه اطهار علیهم السلام اشتغال دارم و تا به حال که سال‌ 1301 می‌باشد در آن مکان مبارک اشتغال دارم بسیار مدرسه‌ میمون و مبارکی است و اکثر تألیفات و تحریرات این عاصی‌ در آن مدرسه در حجره تحتانی که درب اول آن مدرسه‌ در سمت دست چپ واقع است وقوع یافته است.»1
 اساتید آن بزرگوار عبارت بودند از ملا شمس الدین‌ بهبهانی(م 1248)،آیت الله حاج سید محمد قصیر رضوی‌ بهبهانی(م 1248)،آیت الله حاج سید محمد قصیر رضوی‌ (م 1255)،حاجی محمد مشهدی(م 1257)،حاج‌ محمد حسن معموری(م 1262)،حاج میرزا حسن رضوی‌ برادر سید قصیر(م 1278)و حاج میرزا عسکری(م 1280).

 تألیفات فاضل:
ملا نوروز علی در جمادی الاخر سال 1243 هـ.ق زمانی‌ که فقط شانزده سال داشت و در مدسه نواب تحصیل‌ می‌کرد،کتاب الروضة البهیه فی شرح لمعة الدمشقیه را در آن مدرسه با خط نسخ استنساخ کرد.2و در حین تدریس در مدرسه نواب،تألیفاتی نیز نوشت که به طور خلاصه به قرار زیرند:
 1-امواج البکاء؛موضوع آن گریه‌های امام حسین در کربلا و علت‌های آن است.
 2-البداء التحفه الحسینیه؛درباره وقایع کربلا و اسرار شهادت است.
 3-تحفه الرضویه؛در فضایل و مناقب امام رضا(ع) است.
 4-خصایص الرضویه؛مطالبی در مورد زیارت امام رضا(ع)
5-خلاصة النجاة؛خلاصه رساله نجاة المتقین حاج‌ میرزا عسکری است.
 6-ذخیرة المعاد؛شرح ادعیه روزهای ماه رمضان است.
 7-سراج المتهجدین؛موضوع کتاب آداب و سنن‌ سحرخیزی و نماز شب است.
 8-سرور العارفین؛در احوال مختار نوشته شده است.
 9-سفینة النجاة؛ترجمه و شرح ترکیب‌بند عربی آیة الله‌ بحر العلوم است که آیة الله،ترکیب‌بند کمال الدین محتشم‌ کاشانی را به عربی برگردانده است.
 10-صراط الجنه؛موضوع کتاب پند و اندرز و موعظه‌ است.
 11-فردوس التواریخ(کتاب مورد بحث).
 12-لولوة البحرین فی ذکر مناقب حسین؛خلاصه کتاب‌ سفینة النجاة است.
 13-نجاة الخافقین؛درباره فضیلت زیارت امام حسین‌ است.
 14-وسایل الحسینیه لطی العوالم البرزخیه؛درباره عقبات‌ بعد از مرگ و احوال قیامت نوشته شده است.
 15-وسیلة الرضوان؛ترجمه صحیفه الرضا شیخ طبرسی‌ است.
 16-وسیلة النجاة؛مقتل است.

 هدف از نگارش کتاب:
 فقدان یک اثر علمی درباره مشهد و پر کردن این خلاء انگیزه اصلی مؤلف بوده است.چنانکه در پیشگفتار می‌نویسد: «چون این حقیر خاکسار و جامع اخبار و آثار ائمه اطهار علیهم‌ السلام تا به حال برنخورده‌ام به اینکه مورخی یا عالمی از علمای امت سید المرسلین در خصوص بلده فیض قرین‌ رضوی چنانچه از برای غالب ربع مسکون نوشته شده تألیف‌ نموده باشد،با وجود آن که این بلده مبارکه حال رشک بلاد ربع مسکون و مشتمل بر نعمت‌ها و فیض‌های گوناگون‌ گردیده،لهذا با اعانت خداوند مهربان این پیر ناتوان شروع در تألیف این نسخه شریفه نمودم».
تاریخ نگارش و چاپ کتاب:
 همانگونه که ذکر شد فاضل این کتاب را در کهولت‌ سن نوشته و در چندین جای کتاب تاریخ نگارش آن را سال‌ 1301 ذکر نموده است(صص 107،46،413)
 وی در مقدمه کتاب نوشته است:«مسمّی نمودم به‌ فردوس التواریخ و از عجایب آنکه بعد از وضع این نام ماده‌ تاریخ تألیف این کتاب این لفظ آمد چنانچه بعضی از شعرای‌ عصر گفته
کتابش را چه در فردوس بردند حبیب حق ز طبعش جست تاریخ
برون آمد به تاریخش ز فردوس‌ رسول و گفت فردوس التواریخ»
 فاضل در آغاز نسخهء خطی و مشوشی که در کتابخانه‌ مسجد گوهرشاد نگهداری می‌شود در مورد اینکه کتاب‌ چگونه چاپ خواهد شد توضیح داده است و با خط خودش‌ نوشته است:«عالیجاه رفیع جایگاه عباسقلی خان امین الوزراء در ماه شوال مکرم پانزدهم ماه مزبور به سال 1306 این‌ نسخه شریفه و صحیفه منیعه را از این خادم اخبار مؤلف‌ این نسخه در ربار خواهش نمودند که بدهم به ایشان که در تبریز بود.به حلیه انطباع در آوردند و پنجاه جلد از برای این‌ جانب ارسال فرمایند و این‌جانب نایب الزیاره ایشان باشم»و در برگ دوم همان نسخه آمده که«سال سابق به روضه‌ عرش درجه مشرف شد فرمان دادند که نسخه مزبور را به‌ خط خوب نویسانیدم و قرب به تمام است روز شنبه 17 شهر شوال از مشهد به عزم تبریز بیرون شدند»و در مقدمه کتاب‌ چاپ سنگی نیز به این نکته اشاره کرده است.
 اما متأسفانه کتاب در زمان حیات فاضل چاپ نشد بلکه‌ در سال 1315 هـ.ق در تبریز در چاپ خانه استاد آقا چاپ سنگی شد.کتاب به خط نسخ است و کاتب آن مشخص‌ نیست.در صفحه آخر این چاپ چنین آمده است:«حاج‌ عباس قلی خان مصباح نسخه را به آذربایجان آورد که به‌ وضع خوش استکتاب وضع و نشر نماید تا کاتب از کتابت‌ بپرداخت آن مرحوم نیز در شعب ابی طالب به سرای جاودانی‌ منزل ساخت.فرزند او حبیب الله خان امیر تومان نسخه را به‌ آخوند ملا حسین علی واعظی که از افاضل و علماء دار السلطنه‌ تبریز بود که ملاحظه نماید،پس از مطالعه ایشان کتاب‌ در مطبع استاد اسد آقا به طبع رسید(ذی القعده سال 1315)».

 فهرست مطالب و عناوین فصل‌های کتاب:
 نویسنده کتاب خود را بر یک مقدمه و چهار باب استوار ساخته است:«مقدمه،در مجملی از خدمات امرا و وزراء و سلاطین مخصوصا سلاطین قاجاریه که در این‌روضه رضویه‌ نموده‌اند».
 «باب اول:در فضیلت این ارض اقدس و کسانی که‌ بنای بلده و قبّه و عمارات نموده‌اند از سلاطین و غیره».
 «باب دوم:در بیان ترجمهء علما و مجتهدین و محدثین‌ و بزرگان دین که در رأس هر مائه مروج دین و شریعت‌ سید المرسلین و اولاد او بوده‌اند و علمایی که در این ارض‌ مدفونند و پاره‌ای از احوال هارون و مامون و براهینی که از آن سرور عالمیان در مجلس مأمون بر اهل ادیان و ملل‌ ظاهر گردید».
 «باب سوم:در بیان مباحثات و کلماتی که بین علمای‌ شعیه و مخالفین در این‌روضه رضویه در حقیقت مذهب‌ شیعه واقع گردیده و آنچه بین علمای دیگر وارد شده و بیان‌ شرح طب الرضا».
 «باب چهارم:در بیان فهرست موقوفات و صدقات جاریه‌ که متعلق است به روضه رضوّیه و عدد کتب کتابخانه مبارکه‌ آستان قدس رضوی.»
 مندرجات کتاب:
 باب اول:
 در باب اول نویسنده با آوردن احادیثی از ائمه اطهار و نقل آن از کتب معتبر چون تهذیب الاحکام شیخ طوسی و وافی فیض کاشانی و...فضیلت این ارض اقدس را بیان‌ می‌کند سپس به تاریخ خراسان و سناباد-اولین شهر این‌ سرزمین-اشاره می‌کند و همچنین به تاریخ بنای گنبد و بارگاه حضرت امام رضا(ع)می‌پردازد و در این مورد می‌نویسد:
 «باری این قبّه مبارکه از جمله محدثات حمید بن قحطبه طایی‌ است که از جانب هارون والی طوس بوده و از برای هارون‌ بنا نموده بود چنانچه صاحب مجالس المؤمنین در احوال شیخ‌ کمال الدین خوارزمی فرموده است که در تواریخ مسطور است‌ و در السنه و افواه جمهور خصوصا اهل خراسان مذکور است‌ که تا قریب به چهار صد سال بر قبر حضرت امام رضا(ع) عمارتی لایق نبوده و اندک اثاثی که بوده از محدثات حمید بن‌ قحطبه طایی بود و چون هارون فوت کرد او را در خانه حمید دفن نمودند و بعد از آن حضرت امام رضا را در همان خانه‌ مدفون ساختند و این عمارت عالی که الحال بر سر ضریح‌ مطهر حضرت امام رضا(ع)موجود است از آثار شرف الدین‌ ابو طاهر قمی است که وزیر سلطان سنجر بود».مؤلف سپس‌ به خدمات پادشاهان و وزراء اشاره می‌کند که از آن جمله‌اند: ترویج مذهب شیعه به وسیله سلطان محمد خدابنده،خدمات‌ شاهرخ میرزا و همسرش گوهر شاد آغا و شاه طهماسب و دفع حملات عبید الله خان ازبک و خدمات شاه عباس و دفع‌ حملات عبد المؤمن خان ازبک و خدمات امیر علیشیر نوایی‌ و...
 در صحبت از خدمات نادر شاه می‌نویسد:«ایوان صحن‌ عتیق که متصل به توحید خانه مبارکه است طلاکاری و باضیا نمود و سنگ‌های مرمر تحت بقعه منوّره را از آذربایجان‌ مقرر فرمودند که در این بقعه عرش بنیان حمل و نقل نمایند و تحت بقعه منوّره را مفروش سازند و سقاخانه وسط صحن‌ مقدس عتیق که یک پارچه سنگ مرمر است از هرات مقرر فرمودند که بیاورند و در آن صحن منصوب سازند و...»3
 «سپس به خدمات چند تن از متولیان آستان قدس‌ رضوی از جمله حاج میرزا موسی خان،میرزا عبد الله خویی، و...اشاره کرده و اطلاعات ارزشمندی را به خوانندگان عرضه‌ می‌دارد.در آخر این بخش ده نفر از دانشمندان اسلامی را به عنوان مروجین شریعت نام برده،به شرح‌حال و زندگی و تألیفات آنان می‌پردازد که عبارت‌اند از:
 1-محمد بن یعقوب کلینی،2-شیخ مفید،3-محمد بن علی بن شهر شهر آشوب مازندرانی،4-ابن ادریس،5-علامه‌ حلی،6-محمد بن مکّی(شهید اول)،7-نور الدین علی بن‌ عبد العالی کرکی(محقق ثانی)،8-شیخ عبد الله بن حسین‌ شوشتری،9-علامه محمد باقر مجلسی،10-وحید بهبهانی.

 باب دوم:
 مطالب باب دوم کتاب به شرح زیر است:
 الف-شرح‌حال 28 تن از علمای گذشته و معاصر نویسنده که عبارتند از:1-شیخ امین الدین فضل بن حسن‌ طبرسی،2-محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی،3-ملا محمد باقر سبزواری(فاضل سبزواری)،4-میرزا ابو صالح رضوی، 5-شیخ حر عاملی،6-میرزا شمس الدین رضوی،7-سید محمد سبزواری،8-شیخ حسین مشهدی،9-میرزا ابو طالب، 10-میرزا مهدی خراسانی،11-سید جعفر سبزواری،12- ملا اسحاق تربتی،13-حاج محمد صالح،14-ملا محمد تربتی، 15-حاج میرزا عبد الله،16-حاج ملا محمدی مشهدی، 17-حاج میرزا هدایت الله خراسانی،18-حاج میرزا داوود خراسانی،19-حاج میرزا عبد الجواد خراسانی،20-حاج‌ محمد حسن معموری،21-حاج سید محمد رضوی(سید قصیر)،22-حاج میرزا هاشم خراسانی،23-حاج میرزا حسن‌ رضوی،24-میرزا محمد رضوی،25-حاج میرزا نصر الله‌ تربتی،26-حاج میرزا عسکری،27-میرزا نصر الله شیرازی، 28-شیخ شمس الدین بهبهانی.
 ب-شرح‌حال ربیع بن خیثم.
 ج-گفتاری در سلوک هارون با حضرت موسی بن جعفر.
 د-مباحثات علما و ارباب مقالات با امام رضا(ع): 1-سلیمان مروزی،2-علی بن محمد بن جهم،3-مامون با امام رضا(ع)در عصمت انبیاء،
 هـ-وقایع عظیمی که در شهر مشهد اتفاق افتاده است.

 باب سوم:
 مشتمل بر مطالب زیر:
 الف-خلاصه‌ای از مباحثات و گفت‌وگوهایی که بین‌ علمای شیعه و مخالفین در این شهر صورت گرفته است.
 ب-شرح و ترجمه طب الرضا(ذهبیه).نویسنده در این‌ قسمت ترجمه کتاب طب الرضا که به وسیله ملا محمد مشهدی صورت گرفته است را آورده و شرح و تفسیر نموده‌ است و ملا محمد مشهدی به غیر از رساله طب الرضا،کتب‌ دیگری نیز از خود به جای گذاشته که از آن جمله‌اند:«رساله‌ گل جعفری»،«رساله‌ای در شرح درّه بحر العلوم».
 باب چهارم:
 این باب بر دو موضوع اصلی احتوا دارد:
 الف-فهرست موقوفات و صدقات جاریه که متعلق به‌ روضه رضویه است.نویسنده برای اطلاع از موقوفات آستان‌ قدس به میرزا محمد شفیع قزوینی اعتماد التولیه مراجعه‌ کرده نامبرده با خط خویش تمام موقوفات را نوشته است.
 مؤلف در آخر این قسمت وقف نامه اول خود را که در سال 1297 نوشته آورده است.
 ب-فهرست کتاب‌های کتابخانه آستان قدس رضوی، نویسنده از حاجی او کتابی رییس وقت کتابخانه آستان قدس‌ خواسته است تا تعداد و اسامی کتاب‌های کتابخانه را در اختیار او قرار دهد و او کتابی نیز چنین کرده است.
اهمیت کتاب
 کتاب فردوس التواریخ از جنبه‌های گوناگون قابل اعتنا و اهمیت است:
 الف:از نظر اعتبار اسناد و مراجعاتی که مؤلف به مصادر مهم داشته است.
 ب:مطالبی که خود مؤلف دیده-مثل تاریخ کاشی‌های‌ حرم و مدرسه و باغ که در پای پای حضرت قرار داشته-و یا از علما و دانشمندان شنیده است.مؤلف بارها در خلال‌ مطالب کتاب اشاره می‌کند که این مطلب را از فلان عالم‌ شنیده‌ام و یا خود دیده‌ام.
 ج:قدمت؛می‌توان گفت یکی از قدیمی‌ترین آثاری‌ است که درباره شهر مشهد و علمای مدفون در آن نوشته‌ شده است.مراجعه پژوهشگران متاخر و معاصر به کتاب مذکور دلیل این ادعا است(از جمله تاریخ آستان قدس،تاریخ مشهد، شمس الشموس و..).
 آگاهی از خدمات متولیان آستان قدس،همچنین وقوف‌ بر موقوفات این آستان در زمان مؤلف،از دیگر امتیازاتی‌ است که در مراجعه به این کتاب حاصل می‌شود.
 توضیح دو نکته مهم:
 الف-فردوس التواریخ و کتاب تاریخ علماء خراسان.
 ب-نسخه‌ای دیگر از فردوس التواریخ.
 الف-میرزا عبد الرحمان مدرس،مؤلف کتاب تاریخ علماء خراسان،زندگی و شرح‌حال هجده نفر از علمای مشهد را از کتاب فردوس التواریخ استخراج و عینا در کتاب خود آورده‌ است،بدون آن که به مأخذ خود اشاره کند.البته شرح‌حال‌ فاضل بسطامی را که هم عصر بوده‌اند نیز در کتاب خود آورده است.دانشمند محترم،محمد باقر ساعدی در مقدمه‌ کتاب مذکور نوشته است.جناب فاضل بسطامی در تراجم‌ علما در کتاب فردوس التواریخ از کتاب مدرس استفاده برده و اسم مؤلف را ننوشته است.این مطلب با دلایل زیر بعید است:
 1-سن فاضل در سال تألیف کتاب(1301)بیش از هفتاد سال و سن میرزا عبد الرحمان 26 سال بوده است. با توجه به مطالب کتاب فردوس التواریخ بعید است.
 2-فاضل بسطامی در محضر چند تن از این 18 نفر حاضر شده و درس خوانده است و یا با برخی از آنان همعصر بوده درحالی‌که در آن زمان مدرس(ولادت 1268)بدنیا نیامده بوده و یا خردسال بوده است.از جمله این علما عبارت‌اند از:شمس الدین بهبهانی(م 1248)،سید قصیر(1255)، حاجی محمد مشهدی(م 1257)،محمد حسن معموری(م 1262)، میرزا داوود(م 1240)،میرزا محمد رضوی(م 1266)،میرزا هاشم (م 1269)،حاج میرزا عسکری(م 1280)و حاج میرزا حسن رضوی‌(م 1278).
3-فاضل شرح‌حال برخی از این بزرگان را در تألیفات‌ قبل از فردوس التواریخ خود آورده است که از آن جمله‌اند:شمس الدین بهبهانی در کتاب تحفة الرضویه(تألیف 1278)، حاج میرزا عسکری در سفینة النجاة(تألیف 1281)و ذخیرة المعاد(تألیف 1269).
4-یکی از روات اربعه کتاب تاریخ علماء خراسان میرزا عبد العلی فرزند میرزا محمد تقی مدرس است درحالی‌که‌ فاضل در شرح‌حال دانشمندان از افادات میرزا محمد تقی و همچنین از افادات حاج ملا محمد مشهدی(م 1257)استفاده‌ کرده است.این نشان می‌دهد که فاضل سالها قبل از سال‌1301 به نوشتن و جمع‌آوری مطالب فردوس التواریخ مشغول‌ بوده و در سال 1301 نوشته‌های خود را تنظیم کرده است.
5-امانتداری فاضل؛فاضل در تمام کتب خود هرجا از کتابی استفاده نموده نام مأخذ را قبل از ذکر عبارت و جمله‌ ذکر کرده است.حتی نام علمایی را که از افادات شفاهی آنها سود برده از قلم نیانداخته و جالب‌تر آن که حتی به مطلبی‌ که از خود میرزا عبد الرحمان در شرح‌حال میرزا نصر الله‌ پرسیده اشاره کرده است و نام او را در کتاب ذیل شرح‌حال‌ میرزا نصر الله آورده است.
6-جناب میرزا عبد الرحمان تلویحا در مقدمه کتاب‌ خود اشاره کرده است که:«اگر در اوایل حال ذکر برخی از افاضل رجال آید که احادیث آنها در بعضی تواریخ و اصول‌ مروی و منقول است همانا مراد استطراد و اتصال سند خواهد بود و در چنین مقام اکتفا به ذکر اسم و اشاره اجمالیه به تفصیل‌ آن از اقوال دیگران کرده عنان بیان را منعطف خواهیم نمود.»
ب-نسخه‌ای دیگر از فردوس التواریخ:
همانگونه که قبلا ذکر شد نسخه خطی مسجد گوهرشاد، بسیار مشوش و فقط دارای دو باب است.اما از نسخه چاپ‌ سنگی ذی القعده 1315 تبریز،4 نسخه در کتابخانه مرکزی‌ آستان قدس رضوی موجود است.همچنین یک نسخه ناقص‌ که فقط قسمتی از باب اول را دارد و به خط نسخ نوشته شده‌ در قسمت نسخ خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس نگهداری‌ می‌شود.یک نسخه خطی از این کتاب نیز در کتابخانه ملک‌ تهران است.اما نسخه‌ای با شماره 3872 در جلد 12 فهرست‌ نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران معرفی‌ شده است که مؤلف نسخه مذکور فخر الدین بن عنایت الله‌ حسینی است.استاد محمد تقی دانش پژوه نوشته است معلوم‌ نیست مؤلف واقعی کتاب اوست یا فاضل.
نگارنده نسخه را از نزدیک مشاهده کرد.این نسخه‌ کامل نیست.مطالب فاضل در باب دوم درباره مدرسه نواب‌ و تحصیلش در آنجا و تحصیل در نزد حاج میرزا عسکری و سفر به کربلا و...،همچنین در باب چهارم،در خواست او از میرزا محمد شفیع برای فهرست موقوفات و همینطور درخواست فهرست کتب از حاجی او کتابی در نسخه کتابخانه‌ مرکزی دانشگاه تهران نیست.
بنابر این می‌توان به این نتیجه رسید که فخر الدین بن‌ عنایت الله حسینی مطالب فوق را از کتاب سترده و نام خود را به عنوان مؤلف نوشته است.این اتفاق تنها برای کتاب‌ فردوس التواریخ فاضل روی نداده بلکه کتاب تحفة الرضویه‌ ایشان نیز با این‌که چندین بار چاپ سنگی شده نسخه‌ای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران است که در جلد هفدهم‌ فهرست فوق مؤلفش حسن عسکری درج شده است.
شیوه نگارش کتاب:
نویسنده با این‌که یکی از روحانیون عصر قاجار است‌ ولی نثر ساده و روانی دارد.استاد ملک الشعراء بهار در کتاب‌ سبک شناسی،قسمتی از ترجمه رساله ذهبیه فردوس التواریخ‌ را به عنوان نمونه ثر فاضل آورده است.درحالی‌که نثر این‌ قسمت با دیگر قسمت‌های کتاب تفاوت دارد زیرا نثر قسمت‌ مذکور ترجمه تحت اللفظی جملات عربی است و نظم و ترتیبی ندارد و روان نیست اما در باب اول و دوم ترتب‌تر و منظم‌تر است.
فاضل علاقه زیادی به اشعار فارسی و عربی داشته و علاوه بر اینکه خود شعر می‌سروده از اشعار دیگران در کتاب‌های خود استفاده می‌کرده است.در زیر چند نمونه از اشعاری که در فردوس التواریخ آمده ذکر می‌شود:
چاکرانت به صف رزم چو خیاطانند گرچه خیاط نیند ای ملک کشورگیر خال خواهد رخ خورشید مگر وقت زوال‌ قصر میمون تورا ناقص از آن کرد دفی‌ یک طواف درش از قول رسول ثقلین‌ تا به هفتاد حج نافله یکسان باشد
مآخذ و منابع فردوس التواریخ:
نویسنده برای نوشتن کتاب علاوه بر مشاهدات شخصی‌ به کتاب‌های فارسی و عربی چندی مراجعه کرده است که‌ موضوعات متفاوتی دارند.مهمترین آنها به تفکیک زبان‌ عبارتند از:
منابع فارسی:«تاریخ گزیده حمد الله مستوفی»،«تذکرة الائمه علامه مجلسی»،«تیمور نامه میر شریف‌ استر آبادی»،«حبیب السیر خواندمیر»،«زینة المجالس‌ حسینی»،«عالم آرای عباسی اسکندر بیک»،«گوهر مراد ملا عبد الرزاق لاهیجی»،«مجالس المؤمنین قاضی‌ شوشتری»،«معراج السعادة نراقی»،«ناسخ التواریخ سپهر»،«وسیلة الرضوان رضوی».
منابع عربی:«احتجاج طبرسی»،«امل الامل حر عاملی»،«بحار الانوار»،«تلخیص الاقوال استرآبادی»،«تهذیب‌ الاحکام طوسی»،«جامع المقال طریحی»،«الخرایج و الجرایح راوندی»،«خلاصة الاذکار فیض کاشانی»،«خلاصة الاقوال علامه حلی»،«روضة البهیه سید شفیع‌ بروجردی»،«روضة المتقین محمد تقی مجلسی»،«سلافة العصر سید علیخان مدنی»،«عیون الاخبار الرضا شیخ‌ صدوق»،«الفهرست منتجب الدین»،«الکامل ابن اثیر»،«کشف الغمه اربلی»،«کشکول شیخ بهایی»،«لولوة البحرین‌ شیخ یوسف بحرانی»،«مجمع البحرین طریحی»،«مرآة الجنان یافعی»،«معجم البلدان»،«من لا یحضر الفقیه شیخ‌ صدوق»،«منتهی المقال ابو علی حائری»،«منهج المقال‌ استرآبادی»،«نقد الرجال تفرشی»،«وافی فیض کاشانی».
وی از افادات علامه میرزا حسین نوری صاحب‌ مستدرک و ملا محمد مشهدی و میرزا جعفر طبیب استاد صدر الاطباء و میرزا محمد تقی مدرس و سید قصیر رضوی و میرزا حسن رضوی نیز استفاده برده است.
سهر القلم‌های کاتب:
کاتب در نوشتن کلمات دچار غلطهای املایی و تصحیفات زیادی شده است.گاهی نام کتب را نتوانسته‌ درست بخواند و صحیح بنویسد که در زیر به چند نمونه‌ بسنده می‌شود:
غلط صحیح‌ کتاب المطالب العلیه کتاب المطالب العلمیه
فقد الرجال نقد الرجال
عمران صابی عمران صایبی
عیان غسان
رسم الخط کاتب:
کلماتی مانند خشنود و عام و خاص و خاتون و خاموش‌ و...را به صورت خوشنود،عوام،خواص،و خواتون،خواموش‌ نوشته و کلمه خوان را به صورت خان نوشته است.
چون کاتب تبریزی بوده،لهجهء خود را گاهی در نوشتن‌ دخیل داده مثلا کلمه«گنبد»را«جنید»نوشته است.
همچنین در یکی دو مورد از کتاب دو سطر را ننوشته‌ است از جمله سطر اول زندگی میرزا حسن رضوی و دو سطر از زندگی علامه حلی و تألیفات وی.
پی نوشت‌ها:
(1)-فردوس التواریخ،چاپ سنگی،1315 هـ.ق،تبریز،ص‌107.
(2)-این نسخه در کتابخانه مسجد گوهرشاد نگهداری می‌شود.
(3)-فردوس التواریخ پیشین ص 46.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/65563?sta=%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af
تاریخ ورود به پایگاه: 14/8/91

دانشنامه ی ویکی پدیا
پیشینه ی تاریخی مشهد

حوضهٔ رودخانهٔ کشف‌رود که شهر مشهد در آن قرار دارد،[۹] به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از اسلام به عنوان یکی از مناطق مورد توجه برای سکونت در خراسان به حساب می‌آمده‌است.[۱۰] این منطقه ابتدا مسکن اقوام آریائی بود. در نزدیکی شهر فعلی مشهد شهری بنام توس وجود داشته‌است.[۱۱] در اسطوره‌های ایرانی بنای اصلی شهر توس را به جمشید و تجدید بنای آن را به توس، پهلوان و سپهسالار کیانی نسبت می‌دهند.[۱۱] از تاریخ این شهر در قبل از اسلام، به جز افسانه‌ای چند، آگاهی چندانی در دست نیست. ولی با توجه به اسناد موجود، می‌توان حدس زد که این شهر در اواخر حکومت ساسانیان، یکی از مرزداری‌های سر راه گرگان و نیشابور به مرو و بلخ، و از ولایت‌های مشهور در خراسان بزرگ بوده‌است.[۱۲]
توس در زمان خلافت عثمان به‌طور کامل توسط اعراب فتح شد.[۱۳] در دورهٔ اسلامی این منطقه بخشی از ولایت توس به مرکزیت شهر تابران بود که آبادی‌های سناباد و نوغان که بخشی از مشهد کنونی هستند را نیز در بر می‌گرفت.[۱۳] پس از حملهٔ مغولان مردم شهر ویران‌شدهٔ توس به مشهد مهاجرت کردند و شهر توسعه پیدا کرد.[۱۳] مشهد در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد.[۱۴]
نام مشهد
واژه مشهد به معنی شهود، حضور و شهادتگاه است و به این معانی به واژه «مشاهد» جمع بسته می‌شود. واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده ۳ هـ. ق، بر قبور ائمه و اولیاء و رجال اطلاق می‌شده‌است، چنان که در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس، و مشهد میهنه (آرامگاه ابوسعید ابوالخیر) و مشهد توس یا مشهد رضوی در خراسان، وجود داشته‌است. علی بن موسی الرضا پس از قتل به دست مأمون عباسی در سال ۲۰۲ هـ. ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک سپرده شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهدالرضا» خوانده شد و به مرور زمان بر پهنه آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی افزوده گشته و مردم توس به مشهد کوچ داده شدند؛ و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد.[۱۵] گفتنی است که نام مشهد اولین بار توسط سلطان محمود غزنوی به این شهر داده شد.
مشهد در دوره اسلامی  
به گفته تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر سپاهیان مسلمان عرب گریخت، به خراسان روی آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهی احنف بن قیس که مامور فنح خراسان بودند وی را تعقیب کردند. یزدگرد که آنان را به دنبال خویش یافت، راهی توس شد تا از کنارنگ توس مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد، اما کنارنگ با این بهانه که از یک سو، توس گنجایش موکب بزرگ پادشاهی را ندارد، و از سوی دیگر، پناه دادن به پادشاه، امکان یورش سپاه مسلمانان را افزایش می‌دهد، یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. حاکم مرو نیز در آغاز به استقبال یزدگرد شتافت، اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرین شاه ساسانی در سال ۳۱ هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. کنارنگ توس هم که حاکمی سودجو و عافیت‌طلب بود، با احساس خطر از سپاه مسلمانان، طی نامه‌ای از عبدالله بن عامر، امان خواست و عهد کرد که اگر پیشنهاد او پذیرفته شود، در فتح نیشابور مسلمانان را یاری خواهد داد. پس چنین کرد و به امارت نیشابور دست یافت. با این ترفند، کنارنگیان، به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ کردند و تا پایان عصر اموی و چیرگی سپاه ابومسلم در سال ۱۲۹ هجری، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش سرداران ابومسلم بود که آن جا را رها ساختند.[۱۲]
مشهد در دوره امویان
از تاریخ توس در دوران امویان نیز خبر چندانی در دست نیست. تنها باید از مهاجرت و اقامت و درگذشت خواجه ربیع بن خثیم از یاران ابن مسعود صحابی یاد کرد که در حدود سالهای ۳۵ هجری راهی خراسان شد و در نوغان اقامت گزید و در سال ۶۱ در همان جا درگذشت و دفن شد.[۱۲]
مشهد در دوره عباسیان
در دوره عباسیان، گرچه فرمانداران خراسان از جانب حکومت مرکزی برگزیده می‌شدند، اما بی کفایتی این والیان و جنبش‌هایی که در گوشه و کنار این خطه رخ می‌داد، گاه مردم را چنان برمی‌آشفت که خواهان برکناری ایشان می‌شدند. از جمله در سال‌های پایانی قرن دوم، آن زمان که علی بن عیسی والی خراسان بود، فتنه و آشوب تا آن اندازه در خراسان بالا گرفت که هارون الرشید در سال ۱۸۹ خود برای سرکوب شورش، رهسپار ولایات شرقی شد. اما علی بن عیسی، فرصت طلبانه، و با هدایای بسیار، در ری نزد او آمد و هارون او را در حکمرانی خراسان پایدار داشت. ولی با سپری شدن یک سال، شورش از حد گذشت و هارون وی را برکنار نمود. در سال ۱۹۲ نیز خود برای استقرار امنیت کامل، راهی خراسان شد و در باغ حمید بن قحطبه اقامت گزید. یک سال پس از آن چنان بیمار شد که همان جا مرد و در تالار بزرگ کاخی که در آن باغ قرار داشت، به خاک سپرده شد.[۱۲] در دوران حکومت هارون عباسی، حمید بن قحطبه طائی والی خراسان بود که کاخی در باغی واقع در ۱٫۵ کیلومتری سناباد داشت. در بهار سال ۱۹۳ هجری قمری، هارون که برای سرکوب شورشی عازم سمرقند بود، در نوغان بیمار شد و بنا به وصیتش او را در آن باغ دفن کردند. چند سال بعد در دوران خلافت مامون، در ۲۰۲ هجری قمری، علی بن موسی‌الرضا که پس از یک سال اقامت در مرو عازم بغداد بود، در منزل امیر سناباد مسموم شد و مأمون پیکر او را نزدیک قبر هارون به خاک سپرد. از آن پس آن نقطه «مشهد الرضا» به معنی «محل شهادت رضا» و به اختصار مشهد نام گرفت.
از توس تا مشهد
طرح جامع شهر مشهد در سال ۱۳۵۲ خورشیدی.
توس، در دل خود شهرهایی داشته، که نوغان و طابران از آبادترین آنها بوده و آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه و آبادی را در بر می‌گرفته‌است.... در طول تاریخ، گاه نوغان اعتبار افزونتری می‌یافته و زمانی طابران رونق بیشتری داشته‌است. جایی که اکنون به نام شهر توس معروف است و آرامگاه فردوسی، حماسه سرای نامدار ایران در آن قرار دارد، تنها بخشی از توس قدیم، یعنی همان طابران است، که بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آن را قصر مامون می‌خوانند و بنای بزرگی که به بقعه هارونیه مشهور شده‌است، در آن پیداست. این محل، در حال حاضر حدود بیست کیلومتری شمال غربی شهر مشهد است. دیگر شهر بزرگ و نامدار توس، نوغان بوده که اینک در دل شهر مشهد قرار دارد. یکی از آبادی‌های پیرامون نوغان، روستایی به نام سناباد بوده که آب و هوایی خوش و مطبوع، کشتزارهایی پربار، قنات‌هایی سرشار و بوستانهایی شاداب و سرسبز داشته‌است.[۱۲] در بهار سال ۱۹۳ ه-ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند. مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «علی ابن موسی الرضا» را به جانشینی نامزد کرد. علی ابن موسی الرضا پس از یک سال ماندن در مرو رهسپار بغداد شد، وقتی به روستای نوغان رسید به خانه امیر سناباد وارد و در آن جا مسموم و در سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ ه-ق پس از سه روز درگذشت و پیکرش در باغ حمید بن قحطبه در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد، از همان زمان این نقطه به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.[۱۶][۱۷][۱۸]
 در تاریخ ۱۳۸۸/۸/۸ سالروز تولد علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان، توسط محمود احمدی نژاد و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مشهد رسماً به عنوان « پایتخت معنوی ایران » برگزیده شد.[۱۹]
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF#.D8.AC.D9.85.D8.B9.DB.8C.D8.AA.E2.80.8C.D8.B4.D9.86.D8.A7.D8.B3.DB.8C
تاریخ ورود: 16/8/91


پروژه
عنوان جزوه: معماری استان خراسان رضوی / تاریخچه‌ی مشهد:

مشهد یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان پهناور خراسان رضوی است. خراسان در زبان پهلوی «خوراسان» تلفظ می‌شود که به معنای سرزمین خورشید یا خاورزمین یا محل طلوع آفتاب است. سابقه تاریخی مشهد با شهر طوس کاملا مرتبط است. مشهد امروز جزء کوچکی از شهر نوغان است که بنا به اعتقاد باستان شناسان و بر اساس آثار یافت شده در اطراف کشف رود دارای پیشینه‌ای هشتصد هزار ساله می‌باشد در افسانه‌ها آمده است که جمشید ، از سلسله کیانیان ، طوس را بنا کرد و به جانشین خود کیخسرو سپرد
در سال 193 هجری قمری هارون الرشید خلیفه بزرگ عباسی از خراسان به ماوراء النهر لشکر کشی کرد. لین در بین راه بیمار شد و درگذشت و در قریه‌ای بنام سناباد از مضافات نوغان بخاک سپرده شد. دو سال مامون خلیفه عباسی پسر او رهسپار زیارت قبر پدر شد و در این سفر علی بن موسی (ع) هشتمین امام شیعیان با او همراه بود مامونس عباسی امام رضا را توطئه‌ای به قتل رساند. و برای سرپوش گذاردن به عمل خویش او را نیز کنار قبر پدر به خاک سپرد و بقعه‌ای بر روی هر دو قبر ساخت . چندسال بعد دهکده‌ای در اطراف بعقه پدید آمد و چون عقیده عموم مردم شیعه بر آن بود که هشتمین پیشوای آنها با توطئه‌ای شهید شده برای مناسبت آن دهکده را مشهد که به معنای محل شهادت نامیدند.
بعدها در طول تاریخ به دلیل مهاجرت‌های پی در پی به این منطقه این شهر روز به روز وسعت یافت و آباد گردید.
در قرن دهم میلادی قسمت اصلی بقعه و ساختمانهای اطراف آن ویران شد لیک سلطان محمود غزنوی در قرن چهارم هجری ساختمان جدید بر روی هر دو قبر بنا کرد پس از درگذشت تیمور لنگ فرزند او شاهرخ در آبادانی و زیبایی مرقد امام رضا (ع) سعی فراوانی کرد.
مشهد از قرن شانزدهم میلادی که سلسله مذهب صفویان بر ایران تسلط یافتند و دارای تعصبات شدید ملی و مذهبی بودند رو به آبادانی و توسعه گذاشت زیارت قبر امام رضا (ع) از این زمان متداول گشت و در زمان شاه عباس اول بناهای دیگری مرد افزوده شد.
در زمان نادر شاه افشار، مشهد به عنوان پایتخت وی به حد اعلای رونق و وسعت و آبادانی رسید.
حصار و برج بارو و ساختمانهای مشهد
مشهد نیز مانند دیگر شهرها و آبادیهای خراسان در گذشته دارای حصار و برج و بارو و استحکامات بوده است که عمارات و ذخایر آستانه مقدس و مجاورین و ساکنان آن را از حملات و تهاجم دشمنان و یاغیان محفوظ می‌داشته است. تاریخ پیدایش قدیمیترین حصار مشهد به دوران حکومت غزنویان برمی‌گردد. که به قولی:‌ توسط سوری بن معتز و به دستور سلطان محمود یا مسعود غزنوی ایجاد گردیده و در سال 511 هـ.ق حصار دیگری توسط امیر علاء الدین ملقب به عضدالدین به دور مشهد احداث شده است.
در عهد شاهر تیموری و توسط امیر سید خواجه حصار بزرگتری به دور مشهد احداث گردید که استحکامات و برج و باروهای قبلی در داخل این حصار واقع شده بود و در سال 808 هـ.ق ساختمان آن پایان پذیرفت.
آخرین حصار مشهد در 950 هـ.ق  به دستور شاه طهماسب ساخته شد 1800 متر وسعت داشت و دارای 141 برج و شش دروازه بوده است.
دیوار شهر مشهد ده متر عرض و بین 6 تا 7.5 متر ارتفاع داشت و در سمتی که از بالای دیوار به جانب بیرون بود یک دیوار نازک به عرض یک متر و به بلندی دو متر ساخته شده بود و در سینه کش آن دیوار دومتری سوراخها روزنه‌هایی ردیف قرار داده بودند که برخی برای دهانه توپ و بسیاری برای دهانه تفنگ فراخی داشت. و مدافعین شهر وقتی از بیرون دچار هجوم دشمن می‌شدند توپها را از سربالاییهای مخصوص که به فاصله‌های معین ساخته شده بود به راحتی به بالای باره می‌کشیدند و جلو روزنه‌ها قرار می‌دادند و هر سرباز با تفنگ خود پشت یکی از روزنه‌های کوچکتر جا می‌گرفت و به دفاع می‌پرداخت و در فاصله‌های معین از این باره برجهای دو و سه طبقه ساخته شده بود و از طبقه دوم برج دری به روی باره گشوده می‌شد.
هنگام ناامنی علاوه بر آن که دروازه‌ها بسته می‌شد در داخل برجها نیز نگهبانانی کشیک می‌دادند و در هر پاس نفراتی معین از برج تا برج دیگر روی باره قدم می‌زدند بیرون باره کوچه‌ای بود که یک طرفش دیوار و طرف دیگرش به خندق منتهی می‌شد . آن طرف خندق نیز جان پناهی مانند تپه‌های خاک قرار داده بودند که مدافعین شهر از نزدیک شدن دشمن به خندق و برج و باره ممانعت می‌کردند البته هنگام جنگ در خندق آب می‌انداختند تا دشمن به سادگی نتواند به دیوار و برجها برسد.
در موقع امنیت هم هنگام شب دوازه‌ها بسته و صبح باز می‌شد و دروازه بانان با حقوق و مسئولیت معین شب و روز زیر دالانی که پشت دروازه بود در اتاقهی خود اقامت داشتند.
مشهد دارای چند دروازه بود که نام بعضی از آنها عبارت بودند از:
دروازه میر علی آمویه دروازه عیدگاه دروازه سراب دروازه پایین خیابان و بعدها دروازه ارگ درهای خانه‌ها بسیار کوتاه ساخته می‌شد و از در تا صحن حیاط چند پهل باید سرازیر پیموده می‌شد این درها و پله‌ها برای آن ساخته می‌شد تا سواران دولتی یا دشمن نتوانند به راحتی با اسبهای خود وارد خانه شوند نوع ساختار دالانها به گونه‌ای بود که مردم در هنگام هجوم سواران غارتگر و دسته‌جات سپاهی که به خانه‌ها می‌ریختند بتوانند مقابله کنند چون سپاهیان نمی‌توانستند به صورت جمعی در دالانها تردد نموده و می‌بایست یک یک حرکت می‌کردند و بنابراین برای اهل کوچه آسان بود که بر آنها غلبه نمایند.
مردم شهر اشیای خود را در سردابها و چاههای مخفی می‌کردند تا در تهاجم دشمن به دست آنها نیفتد.
مشهد دارای باغهایی بود و بهترین نمونه ساختمانهای مشهد عمارتی در وسط باغ بود که دور ان با دیواری بلند محصور شده بود و در درون این دیوار ضخیم روزنه‌هایی تعبیه شده بود که برای تیر اندازی از آنها استفاده می‌گردید.
عمارت که در وسط باغ قرار داشت عبارت از برجی بود که یک در بسیار کوتاه داشت که شخص باید نشسته وارد آن می‌شد و سپس از پله‌های مارپیچ داخل آن که به دیوار چسبیده بود تا طبقات دوم و سوم بالا برود و روی پشت بام آخرین طبقه بازجان پناه و محلهای تیراندازی وجود داشت.
http://www.prozhe.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86
تاریخ ورود: 15/8/91

خراسان نیوز
مشهد در دوران استبداد صغیر

خراسان - مورخ چهارشنبه 1390/05/05 شماره انتشار 17893
نویسنده: دکتر یوسف متولی حقیقی
با به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی در جمادی الاول 1326 ق/ 1287خ توسط محمد علی شاه بار دیگر کشتی دموکراسی ایران به گل استبداد نشست و دوره موسوم به دوره استبداد صغیرآغاز شد. شروع استبداد صغیر در مشهد با برکناری آصف الدوله حاکم خراسان همراه بود. حکومت جانشین او صاحب اختیار نیز سه ماه بیشتر دوام نیاورد و رکن الدوله بار دیگر والی خراسان شد.حکومت مجدد رکن الدوله هم بیش از یک سال ادامه نیافت.این عزل و نصب های پی در پی نشان از آشفتگی اوضاع ایران و از آن میان خراسان ومشهد داشت. حاکمیت مستبدین در تهران از یک سو زمینه جولان مخالفان مشروطه را در مشهد فراهم کرد و از سوی دیگر باعث واکنش ها و ایستادگی های جانانه مشروطه خواهان این شهر در برابر استبدادگرایان شد.
ارسال تلگراف حمایت از مشروطه خواهان در تهران
مشروطه خواهان مشهد که در این بین توانسته بودند گروههای بیشتری از مردم مشهد را به سمت خود جلب کنند بر آن شدند تا در برابر محمد علی شاه از آزادی خواهان حمایت کنند. در این راستا گروهی از مردم و سران مشروطیت مشهد و حتی کسانی چون قائم مقام التولیه و اعتضاد التولیه که در صف مشروطه خواهان قرار نداشتند، در انجمن معدلت رضوی گرد هم آمدند و خواستار ارسال تلگرافی به تهران در حمایت از مشروطه خواهان شدند .این تلگراف در 16 ذی القعده 1326 ه.ق به تهران مخابره شد.به دنبال این قبیل تحرکات ،مخالفان مشروطیت کار را بر مشروطه خواهان سخت گرفتند.برخی از مشروطه خواهان هم که در این زمان با استبداد گری های شدید حاکم خراسان مواجه بودند از کنسول گری انگلستان به منظور حفظ جان خود درخواست پناهندگی کردند که پذیرفته نشد.با وجود این سخت گیری ها مردم مشهد در اعتراض آشکار به قانون شکنی محمد علی شاه «بازارها را بسته و در صحن مقدس اجتماع نمودند و فریاد مشروطه خواهی را به فلک رساندند».
حمایت روس ها از مخالفان مشروطه
حمایت همه جانبه روس ها از مخالفان مشروطیت در مشهد و به تبع آن دخالت های مغرضانه اعضای کنسولگری روسیه در مشهد- که حضور اتباع آنها پس از عهد نامه 1907 م/1325ه.ق روند رو به رشدی را آغاز کرده بود- بر مشکلات مشهد در این دوره افزوده بود. در این زمان ایوانویچ رشیدوف سر کنسول روسیه که فردی دائم الخمر بود،جای خود را به واسیلی اوسکارویچ دوکلم داده بود و از سپتامبر1908م/1326 ه.ق نیز پرنس دابیژا جای وی را گرفته بود.بنا به گزارش سرپرسی سایکس با شروع کنسولگری این شخص در مشهد به علت دخالت های روس ها در مشهد، آرامش نسبی این شهر از بین رفت.دابیژادر راستای مقابله با نفوذ انگلیسی ها و مشروطه خواهان دست به اقدامات تفرقه افکنانه ای در مشهد زد.یکی از این کوشش ها ایجاد اختلاف میان ترک های آذربایجان ساکن مشهد و مشهدی ها بود اما این اقدامات می توانست جان روس ها ی ساکن مشهد را نیز به خطر بیندازد. دابیژا در این باره تهدید کرده بود اگر یکی از اتباع روس به قتل برسد،سربازان روسی را از آن سوی مرز به مشهد خواهد کشاند.این گونه رفتارها باعث بالا گرفتن جو ضد روسی در مشهد شدو در ششم ربیع الاول 1327 ه.ق و به دنبال بروز برخی بی نظمی ها یکی از اتباع روسیه کشته شد.واکنش روس ها به این اقدامات افزایش محافظان کنسولگری به 75 نفر و وارد کردن 100 نفر قزاق دیگر به بهانه وجود اغتشاش در مشهد بود.انجمن های مشروطه خواه مشهد نسبت به افزایش حضور نظامی روس ها در مشهد واکنش نشان داده و خواهان خروج آنها از مشهد شدند.
واکنش محمدعلی شاه به مخالفت های مردم مشهد
واکنش محمد علی شاه به مخالفت های مردم مشهد، با حکومت استبدادی او سخت گیرانه بود .او به رکن الدوله دستور داد تا انجمن ایالتی و اداره های بلدیه و معارف را که از مظاهر مشروطیت شمرده می شد، تعطیل کند.با خارج شدن اعضا و رهبران انجمن ایالتی مشهد ،آن دسته از مقامات دولتی مشهد که در زمان حاکمیت مشروطه خواهان از سمت خود عزل شده بودند ،دوباره به قدرت رسیدند.استبدادگرایان از انتشار مطبوعات که رکن چهارم مشروطه محسوب می شد نیز جلوگیری کردند و میرزا صادق خان مدیر هفته نامه خورشید را که در زمره طرفداران مشروطه بود ،کتک زده ،دفترش راغارت و روزنامه اش رانیز توقیف کردند.محمد علی شاه برای سرکوب بیشتر مشروطه خواهان مشهد «دستور اکید به ایالت و رئیس قشون خراسان برای جلوگیری و تنبیه انقلابیون صادر کرد ولیآن ها کاری از پیش نبرده و مردم با سرسختی خواستار مشروطه بودند و احکام علمای نجف را به طبع رسانده ،در کوچه و بازار منتشر می نمودند».
پیوستن مردمان روستاهای مشهد به مشروطه خواهان
با وجود تهدیدهای محمد علی شاه و اقدامات روس ها، مشروطه خواهان مشهدی نه تنها عقب نشینی نکردند بلکه برخی از کسانی هم که قبلا مخالف مشروطه بودند به مشروطه خواهان پیوستند و حتی گروهی از مردمان روستاهای اطراف مشهد دسته دسته برای یاری مشروطه خواهان وارد مشهد شدند. مشروطه خواهان برای ارتباط مستقیم با شخص شاه و اعلام مواضع خود تلگراف خانه مشهد را تصرف کردند.در این بین شایعه مسمومیت حاج میرزا خلیل نجل تهرانی از علمای مشروطه خواه ساکن نجف در مشهد منتشر شد. انتشار این شایعه واکنش شدید مردم مشهد را به دنبال داشت. در هفتم آذر 1286ه.خ /1326 ه.ق نزدیک به ۴ هزار طلبه معترض در حرم رضوی گرد آمدند و بازاریان نیز مغازه های خود را بستند و میرزا محمد آقازاده در جمع آنان به سخنرانی پرداخت. در روز بعد نیز به دلیل دستگیری یکی از طلابی که جلودار اعتراضات بود ،طلاب به درگیری مسلحانه با نیروهای دولتی پرداختند.
تحصن در حرم رضوی
در نهم آذر شمار تحصن کنندگان در حرم رضوی افزایش یافت و بسیاری از کسبه به طلبه ها پیوستند.نیروهای حکومتی نیز از طرف دیگر برای مقابله با مشروطه خواهان خیابان ها و کوچه ها را تحت نظر گرفتند.مردم در اعتراضات و تلگرافات خود خواستار برقراری مشروطه ، عفو عمومی، بخشودگی مالیاتی و رسمیت دادن به انجمن های محلی بودند اما رکن الدوله که از شورش های مردم و آشفتگی اوضاع به تنگ آمده بود، دستور گشودن آتش به سوی مردم را صادر کرد. ورود سید محمد طباطبایی از رهبران انقلاب مشروطه که در شهریور 1287 ه.خ /1326 ه.ق به مشهد تبعید شده بود نیز باعث گسترده شدن شورش مردم مشهد علیه حکومت استبداد شد.
کنترل مشهد توسط مشروطه خواهان و عقب نشینی محمدعلی شاه از مواضع
در جریان شورش 11 آذر/18 ذی القعده برخی نیروهای دولتی توپ و چاتمه های خود را از کوچه ها برداشته و به مشروطه خواهان پیوستند. بدین گونه شهر مشهد کاملا در کنترل مشروطه خواهان قرار گرفت. محمد علی شاه بعد از این که مشهد به مدت چهار روز در کنترل مشروطه خواهان بود در نتیجه این اقدامات ناگزیر از عقب نشینی شد.در این راستا بیگلر بیگی مشهد که مشروطه خواهان از او شاکی بودند و نیز عده دیگری از مأموران دولتی از کار برکنار شدند و عفو عمومی به مردم داده شد.محمد علی شاه طی تلگرافی به مردم مشهد وعده افتتاح مجلس شورای ملی را به قید قول و قسم داد .با این حال برخی از رهبران مشروطه خواه که به قول محمد علی شاه اعتماد نداشتند همچنان در صحن مطهر رضوی باقی ماندند. به دنبال این وعده های محمد علی شاه ، که همه خواسته های مشروطه خواهان مشهدی را پذیرفته بود،مردم پراکنده شدند در عین حال شماری از مردم آرام نگرفتند و با جمع هماهنگ نشدند و نا آرامی ها و شورش هایی را پدید آوردند.با وجود وعده های متعدد محمد علی شاه به مشروطه خواهان مشهدی ،رکن الدوله حاکم مستبد مشهد از مواضع خود کوتاه نیامد و معلوم شد وعده های شاه مستبد، فریبی بیش نبوده است .
بحرانی شدن اوضاع مشهد
عملی نشدن این وعده باعث شد تا بار دیگر اوضاع مشهد بحرانی شود و دوباره شورش مردم علیه حکومت اوج بگیرد.عده ای از مستبدین علت اوج گرفتن این شورش ها را تبعید و آمدن سید محمد طباطبایی به مشهد می دانستند و بر این باور بودند که همکاری طباطبایی و میرزا محمد آقازاده ، مشهد را به یکی از بزرگترین کانون های مخالفت با استبداد محمد علی شاه تبدیل خواهد کرد.طباطبایی که در این زمینه متهم شده بود در نامه ای که به صدر اعظم وقت نوشت همکاری خود را با مشروطه خواهان مشهدی تکذیب کرد:«صحبتی میان داعی و ایشان آقازادهو دیگران از بابت مشروطه ابدا نشده و نخواهد شد.احدی از اهل مشهد با داعی راه ندارند...»
میرزا محمد آقازاده بدون توجه به تهدید های حکومت استبداد صغیر ،تلاش در همدلی و مصلحت اندیشی با آزادی خواهان مشهد از قبیل :شیخ علی تهرانیان ،حاج شیخ محمد کاظم تهرانیان ،حاج محمد جعفر کشمیری ، شیخ احمد بهار و حاج احتشام کاونیان داشت. از سوی دیگر رکن الدوله والی ضد مشروطه خراسان برای ترساندن مردم مشهد و خوابانیدن صدای اعتراض آن ها اقدام به برخی از کارهای تهدید آمیز کرد.از آن میان به دستور وی پسر میرزا یحیی طباخ را که از واعظان مشروطه طلب بود دستگیر و به کلات نادری تبعید کردند. این اقدام با واکنش مردم مشهد مواجه شد. رکن الدوله در پاسخ به شورش مردم مشهد و با اطمینان از حمایت روس ها ، دستور تیراندازی به سوی مردم معترض را صادر کرد.مأموران حکومتی از ارگ چندین گلوله توپ به سوی منزل شیخ ذبیح الله مجتهد قوچانی از علمای مشروطه خواه مشهد شلیک کردند . گلوله ها به بادگیر حوض خانه و گلوله ای نیز با فاصله کمی به جلوی مسجد «سه دره» خورد و باعث کشته شدن پیرمرد خرده فروشی شد.چند گلوله هم به کوچه عیدگاه اصابت کرد.رکن الدوله قصد تخریب محله سرشور مشهد را داشت و این محله را به توپ بست که چند عدد از این توپ ها به مسجد گوهرشاد و حرم حضرت رضا (ع)نیز اصابت کرد.مشروطه خواهان مشهدی برای مقابله بااین اقدامات نظامی والی مستبد و عمال او،با نظارت شیخ ذبیح ا... مجتهد ،در منزل رضا اف از تجار مشروطه خواه ساکن مشهد از طریق جمع آوری اعانه تعدادی اسلحه از جمله چندین تفنگ ورندل که در آن زمان به تفنگ های ظل السلطانی معروف بود ،از اصفهان و عشایر آن سامان خریداری کردند و در میان کالاها و بارهای تجاری به مشهدآوردند.بعد از درگیری های شدید بین مردم و مأموران حکومتی و ناتوانی رکن الدوله در خاموش کردن صدای انقلاب مردم ،وی از حکومت خراسان عزل و به تهران احضار شد و به جای او نیر الدوله که با پرداخت دو هزار و چهارصد لیره حکومت خراسان و مشهد را به دست آورده بود، به سمت مشهد حرکت کرد اما او به علت مخالفت مردم مشهد نتوانست از نیشابور جلوتر بیاید و بدین گونه مشهد و خراسان عملا تا مدتی بی حاکم ماند و فقط شاهزاده منتصر الملک به عنوان کفالت امور شهر را اداره می کرد.در این مدت که مصادف با دوره استبداد صغیر بود شهر مشهد حالت خوشی نداشت.در بسیاری از روزها بین مستبدین و مشروطه خواهان درگیری وجود داشت، شهر فاقد انجمن بود و انجمن ایالتی و کلیه ادارات جدید التأسیس به مدت چند ماه تعطیل بودند.بنا به گزارش روزنامه خورشید در این مدت مشهد صحنه درگیری مجاهدین و سربازان بی افسری بود که ماه ها حقوق خود را دریافت نکرده بودند.بیشتر این درگیری ها در محدوده ارگ مشهد به وقوع می پیوست. مجاهدین مشهدی که تصمیم به جمع آوری نیرو و یکسره کردن کار مستبدین داشتند با مقاومت سربازان که از طرف روس ها حمایت می شدند،مواجه شدند و شکست خوردند. مدرس رضوی شرح وضعیت مشهد را در این دوره چنین آورده است: «در همین مواقع رکن الدوله ... به تهران رفته بود .روزی یک نفر از جاسوس های مجاهدین در ارگ شناخته شد و سرباز ها به مشارالیه ضربتی با شمشیر زدند. این خبر که به مجاهدین رسید تصمیم به تصرف ارگ گرفتند و تا مقابل حیطه حاج کربلایی علی آمدند و آن جا را سنگر کردند که شب به ارگ حمله کنند. سربازها سه نفر نظامی برای خبرگیری فرستادند که یکی از آن ها از گلوله مجاهدین کشته شد ودو نفر مراجعت کردند.در این موقع از صاحب منصبان ارشد نظامی کسی نبود و سایر افراد نیز به واسطه نرسیدن چهار ماه حقوق دنبال بهانه می گشتند و چندان اطاعت نداشتند.سربازها تصمیم به جنگ گرفتند و از طرف روس ها کمک و مساعدت شد.سربازها به طرف سنگر های مجاهدین حمله کردند و عده ای قزاق روس که به همراهی نظامی ایران بود با توپ و مسلسل شلیک کردند.مجاهدین شکست خورده و عقب نشستند.»
تعبیر سایکس از اوضاع مشهد
تعبیر سرپرسی سایکس از وضعیت مشهد و در جریان گزارش های خود به مقامات انگلیسی این بود که «انقلاب در مشهد شروع شده است».در اوایل سال 1288 ه.خ/1327ه.ق مردم مشهد همچنان در حمایت از مشروطیت در صحنه بودند.در همین ایام بمبی در منزل برادر زاده نیرالدوله انداخته شد و تلگراف خانه تصرف و دکان ها نیز بسته شد.مشروطه خواهان موفق به دستگیری نایب الحکومه شدند و پس از دو روز که وی سوگند خورده بود با مشروطه خواهان متحد شود وی را آزاد کردند و به دنبال آن انجمن جدید از طرف آنان تأسیس و خبر آن به مراکز مختلف ایران مخابره شد.نیر الدوله که تا این هنگام در نیشابور اقامت داشت صدر العلماء و یک نفر دیگر را که از مشهد به نیشابور رفته بودند ملاقات کرد. این دو تن به او پیغام دادند اگر حاضر به همکاری با انجمن ایالتی هست وارد مشهد شود.نیر الدوله نیز با دادن انگشتری خود،خواهان همکاری با انجمن شده بود.با این حال اعضای انجمن ایالتی مشهد به او پاسخ داده بودند:«خیر ،هروقت غورخانه و توپ خانه و ارگ را به تصرف ما داده ،سردار معظم و سالار مظفراز مخالفان مشروطیت در خراسان را هم تسلیم کرد و مااین دو نفر را شقه کردیم آن وقت بیاید... نیر الدوله هم در واکنش به این برخورد ها به سردار بجنوردی و سردار قوچانی تلگراف کرده بود هزار سوار بیاورندو جواب زده اند استخاره کردیم بد آمد».
قتل بیگلربیگی مشهد توسط مجاهدین
در کشاکش بین مجاهدین و مستبدین یکی از مجاهدین آذربایجانی ساکن مشهد، قاسم خان بیگلر بیگی ، یا همان فرماندار مشهد را به قتل رساند و خود نیز به قتل رسید.مشروطه خواهان مشهد جنازه بیگلر بیگی را به دم قاطر بستند و پس از گردش در کوچه های شهر به تحت داروغه واقع در پایین خیابان روبروی کوچه عباس قلی خان بردند.مردم تا غروب به تماشای جسد او می رفتند .از طرف دیگر جنازه قاتل بیگلر بیگی ، در حالی که بازار های مشهد تعطیل شده بود ،در پیشاپیش حدود ۱۰ هزار نفراز علما،تجار ،طلاب ، اصناف و مجاهد مسلح،شهری و روستایی تشییع و در صحن رضوی به خاک سپرده شد.اعتضاد التولیه سرکشیک پنجم آستان قدس هم یکی از مخالفان مشروطیت بود در همین سال 1288 ه.خ/1327 ه.ق به دست مجاهدین و مشروطه خواهان
ترور شد.عین السلطنه از شاهزادگان ضدمشروطه قاجاری در روزنامه خاطرات خود وضعیت شهر مشهد را در این ایام چنین آورده است:
«دوشنبه 23 جمادی الاول 1327 ه.ق ،آقایان همه از دو سال مشروطه و یک سال مستقله حکومت استبداد صغیرحالا تریاکشان گل کرده و تازه شروع به کارهای اولیه کرده اند.اولاتلگرافی کرده اند که ما رکن الدوله را نمی خواهیم و شاهزاده نیر الدوله را روانه کنید.ثانیا شورش کرده،قاسم خان بیگلر بیگی شهر را با جمعی دیگر و اعتضاد التولیه و چند نفر از اهل آستانه کشته اند.قبل از این حرکت هم خانه آقا سید محمد رفته،آقا را ضربا و زورا بیرون کشیده اول یک قطار فشنگ خیلی مفصل روی عباکر آقا بسته بعد قبضه تفنگی به آقا حمایل کرده با این هیئت وارد انجمن کرده اند.»
در ادامه درگیری مشروطه خواهان و مستبدین در مشهد منزل نبیل الملک کارگزار هم غارت شد و دو نفر سالدات روسی هم کشته شدند.بعد از این حرکت ها بود که روس ها در انجمن را بسته و نیرو های زیادی وارد مشهد کردند و منتظر بودند تا با ورود مجدد رکن الدوله به مشهد اوضاع آرام شود. با رسیدن مشروطه خواهان گیلانی ،بختیاری و اصفهانی به تهران که به منظور مقابله با محمد علی شاه از این مناطق حرکت کرده بودند، استبداد صغیر ساقط و محمد علی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد. فاتحان تهران در میدان بهارستان محمد علی شاه را از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا را به پادشاهی ایران برداشتند و با توجه به این که او هنوز به سن قانونی نرسیده بود ،عضد الملک رئیس ایل قاجار را به عنوان نائب السلطنه انتخاب کردند.در جلسه ای که این تصمیمات گرفته شد سید حسن اردبیلی نماینده اول مشهد در مجلس اول شورای ملی نطق مفصلی ایراد کرد.
اوضاع مشهد پس از سقوط محمدعلی شاه
اوضاع ایران پس از واقعه بهارستان بحرانی بودو حکام ایالات نیز وضع مشخصی نداشتند و اغلب نیز کارشکنی می کردند.دولت جدید رکن الدوله را که بعد از دو ماه حضور در تهران مجددا به عنوان حاکم به مشهد برگشته بود ، در مقام خود ابقا کرد.اما انجمن ایالتی خراسان به وی هشدار داد که بدون اطلاع و دستور العمل تهران حق انجام هیچ اقدامی را ندارد.با این حال ناخرسندی انجمن و علمای مشروطه خواه از رکن الدوله فزونی یافت و اعضای انجمن ایالتی خراسان از تهران خواهان برکناری او شدند.برخی ها این تحریکات را به طرفداران عین الدوله که خواهان حکومت خراسان بوده نسبت داده اند.انجمن ایالتی مشهد علاوه بر دسته های پنجاه شصت نفری مجاهدین تبریزی که قبلا وارد مشهد شده بودند اقدام به افزایش مجاهدین مسلح کرد.دابیژا سر کنسول روس در 29 خرداد نامه ای به رکن الدوله نوشت و خواهان تخلیه تلگراف خانه از مجاهدین و خلع سلاح آنان و نیز دستگیری قاتلان اعتضاد التولیه و بیگلر بیگی شد. سست شدن پایگاه و جایگاه طرفداران استبداد باعث شد تا میرزا محمد آقا زاده که به تازگی از تهران برگشته بودو قبل از آن در انزوا به سر می برد دوباره وارد صحنه شود و در همه امور شهر دست اندر کار شود.او که توانسته بود نیرو های مشروطه خواه را دوباره سازماندهی کند تا آن اندازه اقتدار به دست آورده بود که حتی حدود شرعی رادر خانه خود جاری می کرد.خبرنگار روزنامه حبل المتین در گزارشی از مشهد ،ضمن بیان اوضاع نابه سامان خراسان و چپاول اموال آستان قدس و افزایش نیروهای روسی در این شهر ،در مورد اقدامات آقازاده در مشهد چنین آورده است:«چندی قبل آیت الله زاده خراسانی برای اتحاد رؤسای ادارات و تنظیم و تنسیق آن تمام رؤسا را به منزل خودشان دعوت فرموده و بعد از نصایح حسنه و مواعظ مشروعه که در خور اسلام و مسلمانان بوده است،قرار می گذارند که هفته ای دوروز در یک مرکز معینی رؤسا جمع شده و در اصلاح اداره خود سخن رانند.درواقع این اجلاس که از نتایج خیالات صحیحه آیت ا... زاده است نتایج خوب تواند داد و بسیاری از حرکات سخیفه بعضی ها را جلوگیری خواهد نمود.»
شهر بی والی
اوضاع خراسان و مشهد در این زمان سخت مغشوش و بی نظم بود .دزدان و راهزنان امان تجار را بریده بودند.راهزنان جمشیدی و دامغانی و عرب در شرق و غرب و شمال و جنوب خراسان به قافله های تجار هندی و روسی دستبرد می زدند .دزدیده شدن یک کاروان حامل قند اتباع روسیه باعث شد تا کنسول روس در مشهد اولیای دولت ایران را تحت فشار قرار داده و از آنها قول قلع و قمع سارقان را بگیرد.در خود شهر مشهد نیز اوضاع بهتر نبود رئیس نظمیه (معتمد الوزراء) متهم بود که پول گزافی را به طور غیر مشروع به دست آورده است.رکن الدوله حاکم خراسان نیز در 16 رجب 1328 ه.ق بدون این که کسی به جای او بیاید به سمت تهران حرکت کرده بود در این زمان کفالت اداره خراسان بر عهده محمد ناصر صفا (ظهیر السلطان)فرزند بزرگ ظهیر الدوله رئیس انجمن اخوت تهران بود.وی به دلیل نا امنی و سرقت های متعدد در محلات و خیابان های مشهد معتمد الوزراء رئیس نظمیه را برکنار و صدیق حرم را به جای او گماشت .یکی از نویسندگان روزنامه حبل المتین در شماره مورخه 21 رمضان 1328 ه.ق در مقاله ای با عنوان «دیشب با قلم گفتم»با بیان این نکته که ایالات بزرگی چون خراسان بدون والی مانده از عموم مسئولین و بزرگان خراسان خواسته بود که برای تسریع در امور و جلوگیری از قتل و غارت و ایجاد امنیت هرچه زودتر والی را انتخاب کنند.در همین زمان حدود 188 نفر از تجار و کسبه مشهدی با ارسال نامه ای به مجلس خواهان انتصاب حاکم با کفایتی برای مشهد شدند:«بعد از این جان فشانی احرار و شهدای راه عدالت و غارت اموال ،بلکه از ناموس هم مضایقه نکردن و فدا کردن که این باقی مانده ملت مظلوم فقیر از جان و مال و ناموس در خلل عدالت و امنیت آسوده باشند این امکان ندارد مگر به وجود حاکم و ایالت مشروطه خواه وطن دوست خصوصا مثل خراسان که سر حد و نزدیک به خارجه می باشد و مهمان های عزیز نا خوانده مسکن دارند...استدعای عاجزانه داریم یک ایالت با کفایت وطن دوست با علم مشروطه خواهی ... از وزارت جلیله داخله بخواهید و این دعاگویان را از شر این ایالت حالیهرکن الدوله که در مدرسه استبدادتربیت شده خلاص فرمائید».
نارضایتی علما از تندروی مشروطه خواهان
بعد از افول قدرت مستبدین و اتمام تندروی های آنان اکنون نوبت تندروی های برخی از مشروطه خواهان مشهدی رسیده بود .این تندروی ها باعث شد تا علمای میانه رویی چون میرزا حبیب ا... مجتهد ومحمد باقر مدرس رضوی خودرا از صف مشروطه خواهان کنار بکشند و در کارها کمتر دخالت کنند. تندروی برخی از مجاهدین مشروطه خواه مشهد- که مسجد گوهرشاد را مرکز کوشش های خود علیه رکن الدوله قرار داده بودند- تا آن جا جلو رفت که اقدام به ترور حاج فاضل خراسانی کردند.در بین مردم شایعه شده بود که انجمن سری رشت حکم ترور این روحانی را صادر کرده است. اگرچه با تلاش های سران مشروطه میرزا حبیب مجتهد به مشهد برگشت ولی بعد از زیارت حرم رضوی با توجه به نوع برخورد برخی از مشروطه خواهان تندرو که از او خواسته بودند احکام علمای نجف را در ارتباط با وجوب مشروطیت تأیید کند،عصبانی شد و مجددا به روستای بحر آباد – که اکنون بخشی از شهر مشهد است – بازگشت.
نمایندگان مشهد در مجلس دوم
در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی که بعد از سقوط دوره استبداد صغیر برگزار شد سید اسد الله قزوینی رئیس انجمن ایالتی ،رضا مهدوی رئیس التجار - که در آن هنگام در استانبول به سر می برد- و شیخ حبیب ا... افتخار الواعظین به عنوان نمایندگان مشهد برگزیده شدند.رکن الدوله در این دوره از انتخابات توانست بین مشروطه خواهان اختلاف بیندازد.عده ای از مجاهدین که فارسی زبان و بومی بودند با میدان داری مشروطه خواهان ترک و قفقازی موافق نبودند.
حمله زنان به انجمن ایالتی
از سوی دیگر تشدید اختلاف بین مشروطه خواهان و مخالفین مشروطه نیز منجر به درگیری هایی شد.در این کشاکش ها حاج محمد شال فروش از مستبدین کشته شد و به دنبال آن تعدادی از زنان مشهد به انجمن ایالتی حمله و آن را غارت کردند و بازار مشهد هم در اعتراض به این اقدام تعطیل شد.فردای آن روز نیز جسد یک ارمنی مشروطه طلب را که تبعه روس بود در بالا خیابان پیدا کردند.رهبران انجمن ایالتی که متوجه توطئه نفاق اندازی رکن الدوله بین مشروطه خواهان شده بودند برای پایان دادن به اختلافات دو رئیس برای مجاهدین برگماردند.امور مجاهدان فارس را به شجاع الاسلام (کربلایی سید آقا کوچک نوغانی ) و ریاست مجاهدان ترک زبان و مهاجران قفقازی را به میرزا بابا سپردند.با دعوت حاجی مجلل التولیه، اعضای هر دو گروه که شمار آنان به چهار هزار نفر می رسید در باغ حسن خان گرد آمدند و به این ترتیب توطئه ها بی ثمر ماند و دوباره بین نیرو های مجاهد اتحاد برقرار شد .بعد از مدتی میرزا بابا و شجاع الاسلام به تهران فرا خوانده شدند. میرزا بابا پس از چند روز اقامت در تهران با گلوله فرد ناشناسی کشته شد و شجاع الاسلام پس از سه روز بازداشت،تعهد کرد که بدون اجازه دولت به مشهد برنگردد و رئیس التجار خانه ای در تهران در اختیار او گذاشت.
تحلیل روزنامه حبل المتین از مشروطه خواهی مردم مشهد
با آغاز کار مجلس دوم و پیدا شدن احزاب ،رفته رفته انجمن ها تعطیل شد و با تعطیلی این انجمن ها ،حضور توده مردم مشهد نیز در مسائل سیاسی کاهش چشمگیری یافت. یکی از نویسندگان روزنامه حبل المتین درتحلیلی درباره مردم مشهد و انقلاب مشروطیت آنها را به سه «فرقه» سیاسی تقسیم می کند و دیدگاه های آنان درباره مشروطیت را چنین ذکر می کند:«1-فرقه اعیان و اشراف و وعاظیان که خود را سلطه مطلقه می دانند و یک قدم به طرف استقلال ایران نرفته و بسط قانون را به زیان خود دانسته و در نشر اخبار مجهوله به هیچ وجه کوتاهی نمی کنند.2- فرقه کسبه و بعضی تجار و اواسط و ادانی که به زور ناطقین و جراید و امیدواری های عقل و بالاخره به واسطه حظ و حکم حجج اسلام روش مشروطه را با شرایط آن گردن نهاده ولی باید دانست همان قسم که این اشخاص طوطی وار لفظ مشروطه را مسلکه کرده و عقلا و وجدانا به حیثیات آن برنخوردند،همان گونه و طور با ترک اشاعه ،ترک قانون طلبی گفته و مسلکات سابقه خود یعنی عوالم استبداد را متوجه می دارند و ابدا به احساسات دروغین آن ها اطمینانی نیست.3-فرقه مشروطه خواه که معدودی در بعضی ادارات و گروهی در میان کسبه و تجار اند.این طایفه تحت الشعاع واقع شده اند. با کمال مجاهدت در پیشرفت اساس مشروطه می کوشند و در رفع شبهه و تکذیب اخبار مجهوله بی نهایت ساعی و جاهدند اما افسوس که با واقعیات غیر مترقبه که بدبختانه پیش آمده سررشته صلاح را از دست آنان بیرون می برد» در سال 1328 ه.ق/1289 رکن الدوله از حکومت خراسان عزل شد و غلامحسین خان غفاری صاحب اختیار به حکومت خراسان منصوب شد.وی به مدت هفت ماه در خراسان حضور داشت و در رجب 1329 ه.ق به تهران رفت و جای خود را به نیر الدوله داد اما وی نیز به زودی استعفا داد و مجددا رکن الدوله والی خراسان شد.وجود این همه نابه سامانی در خراسان روسیان را وادار به در پیش گرفتن سلسله ای از اقدامات در مشهد کرد.به توپ بستن حرم رضوی نقطه اوج این دخالت ها بود که یکی از بزرگترین فجایع تاریخ معاصر مشهد را رقم زد.
منابع و ارجاعات این مباحث در چاپ نهایی این مجموعه که با حمایت مرکز پژوهش های شورای اسلامی شهر مشهد تحت عنوان تاریخ معاصر مشهد از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی در حال تدوین است ارایه خواهد شد.

ویژگیهای اقلیمی:
دانشنامه ی ویکی پدیا
جغرافیای طبیعی مشهد:

شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی با ۲۰۴ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصلهٔ آن از تهران ۹۶۶ کیلومتر است.[۲۰]
زمین‌شناسی
دشت (جلکه) مشهد که جزو حوضه آبریز کشف رود بوده وسعتی بالغ بر ۱۶۵۰۰ کیلومتر مربع داشته که از این وسعت ۵۰۰۰ کیلومتر مربع آن را دشت و بقیه را ارتفاعات تشکیل می‌دهد. میزان نزولات جوی در ارتفاع و سطح دشت تفاوت زیادی دارد بطوریکه در ارتفاعات هزارمسجد ۸۰۰ میلی متر و در سطح دشت مشهد متوسط ۲۵۰ میلی متر گزارش شده‌است. از میان سازندهای موجود در این دشت سازند مزدوران (سازند دوران دوم) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائض اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره‌های آب زیرزمینی را بوجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می‌توان به خود رودخانه کشف رود اشاره کرد . این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده‌است ولی در حال حاضر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن زهکش‌ها تنها در مواقع سیلابی شدید مقداری آب از سرشاخه‌های آن وارد می‌شوند.[۲۱]
اقلیم
آب و هوای مشهد معتدل و متغیر است و وزش بادها در آن بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است. حداکثر درجه حرارت در تابستان‌ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان‌ها ۲۳ درجه زیر صفر است.[۲۲]

آلودگی های زیست محیطی:
متاسفانه شهر مشهد نیز همانند سایر کلان شهرهای بزرگ دنیا درگیر آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی خاک، آلودگی صوتی و آلودگی‌های مغناطیسی است؛ یکی از مهمترین اقداماتی که در راستای کاهش این آلودگیها صورت گرفته استفاده از انرژی و فناوریهای دوستدار محیط زیست و تاسیس بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور در این شهر است، یکی از ویژگی‌های مهم نیروگاه خورشیدی مشهد استفاده از سیستم ردیاب خورشید است که توان تولید برق را ۲۰ درصد افزایش می‌دهد.[۵۶]
از دیگر فعالیت‌های صورت گرفته در این زمینه می‌توان به ایجاد نخستین نیروگاه بیوگاز خاورمیانه در شهر مشهد در سال ۱۳۸۸ اشاره نمود[۵۷][۵۸]که این پروژه آثار مطلوب زیست محیطی را به همراه خواهد داشت و گازهای مخرب لایه ازن جمع‌آوری و سپس سوازنده می‌شوند و از محل تولید انرژی آن برق تولید می‌گردد و در آینده نزدیک، سومین نیروگاه بیوگاز نیز در این شهر احداث خواهد گردید.[۵۹] از دیگر سو شهر مشهد اولین و تنها شهری است که اقدام به تولید کود گرانوله (نوعی کود آلی گوگرددار) در کارخانه کمپوست نموده که برای حفظ محیط‌زیست و کشاورزی پایدار کمک مفیدی است.[۶۰] راه اندازی کارخانجات بازیافت در شهر مشهد ۲۰ درصد از مشکلات زیست محیطی این شهر را کاهش داده است. [۶۱]
آلودگی هوا
بر طبق آمار ارائه شده روزانه بیش از ۸۰۰ هزار دستگاه خودرو در شهر تردد می کند که این تعداد خودرو عامل ۷۰ درصد آلودگی هوای شهر مشهد است.[۶۲] در سطح شهر مشهد، روزانه ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار سفر درون‌شهری انجام می‌شود که در آن، یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر مسافر جابجا می‌شود.[۶۳][۶۴] در حال حاضر، تنها ۵۰ درصد این سفرها، با وسایل حمل و نقل عمومی انجام می‌گیرد.[۶۴] همچنین سالانه حدود ۴۰ هزار خودرو به شبکه معابر شهری وارد می‌شود.[۶۴] در این میان، حدود شش درصد سفرهای درون شهری، با دوچرخه انجام می‌شود.[۶۳] ۱۲ ایستگاه سنجش آلودگی هوا در مشهد مستقر است که بیش از ۸۰ درصد از پهنه شهر را پوشش می‌دهد و برای پوشش صد در صدی به احداث پنج ایستگاه دیگر نیاز است.[۶۵]
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF#.D8.AC.D9.85.D8.B9.DB.8C.D8.AA.E2.80.8C.D8.B4.D9.86.D8.A7.D8.B3.DB.8C
تاریخ ورود: 16/8/91

وبسایت گردشگری مشهد
موقعیت جغرافیایی و اقلیمی

مشهد مقدس مرکز شهرستانی به همین نام در استان پهناور خراسان رضوی به لحاظ موقعیت در 59 دقیقه و 3 درجه تا 60 درجه و 35 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 42 دقیقه تا 36 درجه و 59 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته و از شمال به شهرستان کلات، از شمال‌غربی به درگز، از غرب به چناران و نیشابور و از شرق به سرخس و تربت‌جام محدود می‌گردد. این شهر در انتهای جنوبی دشت توس واقع شده و رشته کوه هزارمسجد در شمال‌شرقی و رشته کوه بینالود در غرب و جنوب‌غربی آن قرار دارد. مهمترین رشته کوهی که با جهت شمال‌غربی‌ـ جنوب‌شرقی این ناحیه را در بر می‌گیرد اژدرکوه با ارتفاع تقریبی3000 متر است. شهر مشهد از آب و هوای معتدل و متمایل به سرد و خشک با مقدار حرارت سالیانه 7/13 درجه برخوردار بوده و از سطح دریاهای آزاد 2/999 متر بلندتر می‌باشد. شهرستان مشهد دارای 4 بخش مرکزی، احمدآباد، رضویه و طرقبه 5 شهر به نام‌های مشهد، ملک‌آباد، رضویه، طرقبه، شاندیز و 13 دهستان است.
http://mashhadtourism.net/portal/tab/joghrafi/location.html
تاریخ ورود:16/8/91

ایران مقاله
موقعیت جغرافیایی شهر مشهد

شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی  با ۲۰۴ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است. از شمال به کلات از شرق به شهرستان های سرخس و تربت جام ، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان های فریمان و تربت حیدریه و … از غرب به نیشابور و چناران و از شمال غربی به درگز محدود می گردد. این شهرستان دارای آب و هوای معتدل و متغیر است . در این ناحیه رشته کوه های رفیع هزار مسجد و بینالود با قلل مرتفع قرار گرفته اند و به این ناحیه چهره ای کوهستانی و نیمه کوهستانی بخشیده اند . ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصله آن از تهران ۹۶۶ کیلومتر است.
 آب و هوا     
مشهد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص که درمنطقه مرزی بین شمال و جنوب خراسان قراردارد و همچنین تداخل جبهه‏های مختلف آب و هوایی، دارای آب و هوا و خصوصیات ویژه اقلیمی است و قسمت اعظم دشت مشهد- نیشابور، جزء اقلیم سرد و خشک و قسمتی از دشت مشهد – قوچان، نیم خشک و سرد و بخش کوچکی از بلندترین ارتفاعات رشته کوه های بینالود و هزار مسجد جزء اقلیم مرطوب سرد می‏باشد و در مجموع شهر مشهد دارای آب و هوای متغیر، اما معتدل و متمایل به سرد و خشک است و از تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای سرد و مرطوب برخوردار است. بیشترین درجه حرارت در تابستانها ۳۵ درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان ۱۵ درجه زیر صفر و میزان بارندگی متغیر و میانگین بارندگی سالانه در مشهد حدود ۲۵۳ میلیمتر می‏باشد.
http://irdoc.net/1611/%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%85
تاریخ ورود: 16/8/90
 
پایگاه مجلات تخصصی نور
تفاوتهای جغرافیایی و نقش آن در توسعه (نمونه؛ شهرستان مشهد)

خدیجه بوذر جمهری
شکلهای مختلف زندگی انسانها تحت تأثیر عوامل طبیعی و انسانی قرار دارد.هر محیط جغرافیایی همچنان که دارای آثار انسانی است از تأثیرات محیط طبیعی نیز بهره‌مند است.این عوامل در ایجاد شرایط و اشکال گوناگون زندگی و معیشتهای متفاوت در مکانهای مختلف دخالت دارند.
هدف این مقاله نمایاندن چهره‌ها و سطوح مختلف زندگی در رابطه با محیطهای مختلف طبیعی است.به عبارتی هدف بررسی و شناخت تضادها و تشابهات وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی گروههای انسانی در نواحی مختلف جغرافیایی است.
در راستای این هدف به عنوان نمونه نوع معیشت، سطح زندگی، رفاه، میزان درآمد و...ساکنین روستاهای کوهستانی و جلگه‌ای شهرستان مشهد را مورد بررسی قرار می‌دهیم.پیش فرض اصلی ما در این تحقیق این است که ساکنین روستاهای کوهستانی بسیار محرومتر و از نظر سطح زندگی در سطح پائینتری از ساکنین روستاهای جلگه‌ای قرار دارند.در این جا نمی‌خواهیم به مسأله جبر جغرافیایی و محیطی برگردیم و محیط را رنگ محض طبیعت بدانیم، بلکه می‌خواهیم بگوییم شرایط سخت نواحی کوهستانی و عدم توجه به محیطهای فوق در برنامه‌ریزیهای توسعه از عوامل عمده محرومیت این نواحی هستند.چرا که در موارد مشابه طبیعی در نواحی کوهستانی در کشورهای پیشرفته جهان با کشف استعدادها و امکانات بالقوه براساس برنامه‌ریزیهای دقیق شرایط بسیار مساعد و مناسبی برای ساکنین چنین مناطقی فراهم کرده‌اند.
ضرورت تحقیق درباره این مسأله از آن جهت است که نسبت به شناخت نواحی مختلف طبیعی و جغرافیایی توجه بیشتری صورت گیرد و شرایط و عوامل باز دارنده پیشرفت و توسعه نواحی فوق مشخص شود، و با عنایت به پتانسیلهای بالقوه و بالفعل طبیعی و انسانی هر مکان در جهت بهبود وضعیت زندگی ساکنین آن برنامه‌ریزیهای اصولی و مناسب انجام پذیرد.
فرضیات تحقیق
1-بین فعالیتهای اقتصادی زنان و مردان روستایی و موقعیت طبیعی روستاها رابطه وجود دارد.
2-بین سطح زندگی و رفاه خانوارهای روستایی و موقعیت طبیعی روستاها رابطه وجود دارد.
3-بین تمایل روستاییان به مهاجرت و شهرنشینی با موقعیت طبیعی روستاها رابطه وجود دارد.
روش تحقیق
اطلاعات این تحقیق در مطالعات میدانی از روستاهای نمونه مورد مطالعه و از خانوارهای روستایی با تنظیم پرسشنامه جمع‌آوری شده است.پرسشنامه‌های خانوار با پرسش از زنان روستایی تکمیل شده است و سؤالات در زمینه موقعیت اقتصادی اجتماعی فرهنگی و بهداشتی خانوارها بوده است.
برای خواندن متن کامل مقاله در زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/143294?sta=%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af
تاریخ ورود: 15/8/91

پرتال جامع علوم انسانی
بررسی وجود تغییر دما در دشت مشهد به عنوان نمایه تغییر اقلیم در منطقه

حسین ابراهیمی     امین علی زاده
 چکیده: تغییر اقلیم و افزایش درجه حرارت یکی از مسایل مهم زیست محیطی بشر به حساب می آید که در سالهای اخیر مطالعات زیادی را به خود اختصاص داده است. افزایش میانگین دمای کره زمین و تغییرات آن نمایه ای از تغییرات اقلیمی است که در تمامی نظریه های تغییر اقلیم به آن توجه شده است. با بررسی روند تغییرات میانگین دمای هوا می توان تغییرات اقلیمی در منطقه را ردیابی نمود. بر آورد ها نشان می دهد که میزان میانگین دمای کره زمین تا سال 2030 میلادی 0.7 تا 2 درجه سانتی گراد بیشتر از امروز خواهد بود. بر حسب سناریو های مختلف مدل های تغییر اقلیم افزایش  درجه حرارت ناشی از تغییرات اقلیمی در اغلب نقاط جهان پیش بینی و نتایج مختلفی ارایه گردیده است. بر اساس این پیش بینی ها میانگین درجه حرارت در مقیاس جهانی برای سال 2050 میلادی در سناریوهای مختلف تغییر اقلیم بین 3.5 تا 5 درجه سانتی گراد متغیر می باشد. همچنین شدت تغییر درجه حرارت در مناطق مختلف تفاوت زیادی خواهد داشت.مقاله حاضر برگرفته از بخشی از پژوهش بررسی تغییر اقلیم در دشت مشهد است. محدوده مورد مطالعه در طول جغرافیایی´20-°58 و´8 -°60 درجه شرقی و عرض جغرافیایی ´0-°36 و ´5-°37 شمالی در استان خراسان رضوی قرار گرفته است که بر اساس آمار موجود دارای متوسط دمای سالانه 12.4 و متوسط بارش 278.6 میلی متر است. برای داده های هوا شناسی مورد نیاز از ایستگاه سینوپتیک مشهد و گلمکان و 8 ایستگاه تبخیر سنجی و 25 ایستگاه باران سنجی واقع در دشت استفاده شده است. تغییرات زمانی درجه حرارت  امری کاملا مشخص در هر اقلیم است. مطالعه تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین به تغییرات درجه حرارت در طول دوره های آماری دراز مدت می پردازد. ساده ترین روش های مطالعه روند تغییرات درجه حرارت استفاده از روش های رگرسیون بین دمای هوا و زمان وقوع است. روش من کندال و لتن مایر دو روش آماری است که با استفاده از آنها روند تغییرات درجه حرارت در دشت مشهد مورد بررسی قرار گرفت. روند تغییرات درجه حرارت در دو سطح احتمالی 1 و 5 درصد  بررسی گردید. در روش لتن مایر و من کندال در سطح 1 و 5 درصد برای تمام ماه ها روند تغییرات درجه حرارت بررسی گردید نتایج نشان داد که در بیشتر ماه ها روند افزایشی بوده است.برای روش رگرسیون خطی و نمایی و درجه دو در تمام ایستگاهها برای هر سه پارامتر درجه حرارت (حداقل، حداکثر، متوسط)، روند صعودی به دست آمد. این روند افزایشی درجه حرارت به خصوص برای دمای حد اقل، بارزتر است. درجه حرارت در دوره های مختلف آماری با یکدیگر مقایسه گردید میانگین سه گانه درجه حرارت در سطح 1 و 5 درصد در 25 ساله اخیر با 25 ساله قبل به طور معنی داری اختلاف دارد. این تفاوت بین دوره های ده ساله اخیر با میانگین دراز مدت مشهود است. در روش لتن مایر و من کندال در سطح 1 و 5 درصد برای تمام ماه ها روند تغییرات درجه حرارت بررسی و نتایج نشان می دهد که در بیشتر ماه ها روند افزایشی است. اختلاف درجه حرارت هر سال با میانگین دراز مدت نیز محاسبه گردید نتایج نشان می دهد که روند تغییرات در اغلب ماه ها مثبت و افزایشی است. تغییرات تفاوت دمای متوسط سالانه دشت مشهد در طول دوره آماری با میانگین دراز مدت 50 ساله بررسی گردید در این حالت نیز داده‌ های درجه حرارت نشان دهنده روند مثبت در منطقه است و به طور کلی تغییرات دما در دشت مشهد مشهود بوده و می توان از این تغییرات به عنوان نمایه ای از تغییر اقلیم نام برد.
منابع:
تحقیقات جغرافیایی سال1384 شماره 76
http://www.ensani.ir/fa/content/80135/default.aspx
پایگاه مجلات تخصصی نور
بررسی وجود تغییر دما در دشت مشهد به عنوان نمایه تغییر اقلیم در منطقه‌
تاریخ ورود:16/8/91

ویژگیهای جمعیتی
پایگاه مجلات تخصصی نور
توزیع و تراکم جمعیت استان خراسان

سید احمد فدایی
مقدّمه:
 استان خراسان با وسعتی معادل 313335 کیلومتر مربع در شمال و شمال شرقی ایران‌ قرار دارد و وسیعترین استان کشور است.این استان از شمال و شمال شرقی 700 کیلومتر با کشور شوروی و از جهت شرق 619 کیلومتر با کشور افغانستان مرز مشترک دارد.استانهای‌ سیستان و بلوچستان و کرمان از جنوب،استانهای یزد،اصفهان،سمنان و مازندران از غرب‌ با خراسان هم مرز هستند.
 به دلیل تنوع عوارض جغرافیایی،شرایط اقلیمی متنوع و سیاستهای دولتها در دوره‌های‌ مختلف توزیع جمعیت در مناطق مختلف استان یکنواخت نیست.شمال استان رویهمرفته‌ دارای شرایط اقلیمی معتدل و سرد کوهستانی منابع خوب آب،و امکانات کشاورزی و دامپروری مناسب است به بیان دیگر این قسمت از نظر طبیعی حاصلخیزترین،و از نظر انسانی متراکم‌ترین بخش استان را تشکیل می‌دهد.شهرستانهای بجنورد،شیروان،قوچان، درگز و مشهد در این قسمت واقع شده‌اند.
خراسان جنوبی عمدة دارای آب و هوای گرم صحرایی است و شامل شهرستانهای‌ طبس،فردوس،گناباد،قاین و بیرجند می‌باشد.
 به‌طورکلّی میزان بارندگی و رشد اقتصادی از شمال به جنوب کاهش می‌یابد.
 در سالهای اخیر تعدادی واحدهای صنعتی در نقاط مختلف استان،بویژه شهرهای‌ مشهد و نیشابور دایر شده و یا در حال احداث است که باعث جذب جمعیت زیادی از مناطق دور و نزدیک به ویژه در مراکز شهری شده است.در طی این سالها مهاجرین خارجی‌ به ویژه افغانیهای زیادی نیز در سطح استان ساکن شده‌اند که شهرهای هم مرز با افغانستان‌ بیشترین مهاجران افغانی را جذب کرده‌اند.
 قسمت مرکزی استان دارای آب و هوای نیمه‌صحرایی ملایم است و شهرستانهای‌ سبزوار،اسفراین،نیشابور،تربت حیدریه،تربت جام،تایباد و کاشمر را شامل می‌شود.
برای خواندن متن کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/173793?sta=%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af

مشهد (2) ص (118-120)
مترجم: کاظم خادمیان
جمعیت
 جمعیت شهر مشهد در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته و احتمالا امروز به رقمی‌ بین 70 تا 80 هزار نفر می‌رسد. تعداد جمعیت بومی خیلی زیاد نیست اما در شهر جمعیت‌ زیادی از آذربایجانیها و تعدا کمتری از ترکهای قره‌باغی(تحت الحمایه روسیه)و هزاران‌ نفر از هزاره‌ایها و بربریها که غالبا اره‌کش(هیزم‌شکن)و آبکش هستند دیده می‌شوند.
 علاوه بر گروههای فوق تعدادی از اقوام دیگر را با جمعیت کمتر نیز می‌توان به این‌ گروهها اضافه کرد:
در گوشه و کنار شهر عده‌ای،تهرانی،شیرازی،اصفهانی،مازندرانی،بجنوردی،و رشتی نیز زندگی می‌کنند.
اروپاییها و اتباع تحت الحمایه اروپاییان
 حدود 70 نفر اروپایی در مشهد سکونت دارند که 60 نفر آنها روس و بقیه بریتانیایی‌ و بلژیکی هستند.اتباع روس شامل مسلمانان قفقازی،یهودیها و ارمنیهای روس،رقمی بین‌ 800 تا 1000 نفر را تشکیل می‌دهند.اتباع انگلیسی شامل هندی‌ها در حدود 100 نفر می‌باشند.
یهودیها
 تعداد یهودیهای مشهد تقریبا 4000 نفر است که در یک محله استثنایی سکونت دارند. در یک اغتشاش ضد یهود در سال 1838 که منجر به قتل 35 نفر یهودی به دست انبوه‌ جمعیت شد بقیه به اجبار مسلمان شدند.آنها به نام جدید یا نو مشهورند،اگرچه به پیروی از پیامبر اسلام تظاهر می‌کنند،اما در واقع مثل همیشه یهودیان معتقدی هستند.یهودیان‌ مسلمان شده مراسم مذهبی خود را مخفی نگه می‌دارند و این در حالی است که گاه‌وبیگاه‌ عده‌ای را به مساجد می‌فرستند که حضور خود را نشان دهند.این یهودیان از ازدواج با مسلمانان خودداری می‌کنند.با این‌که عده زیادی از یهودیان از تجار معتبر به شمار می‌روند اما به‌طور اتفاقی معدودی از آنها از نظر مالی در مضیقه هستند که به‌طور مدام مورد بی‌حرمتی قرار می‌گیرند.محله یهودیها در نزدیکی محله عیدگاه واقع شده،که ساختمانها و حیاطهایشان به یکدیگر راه دارند.
کولی‌ها
 در حدود 150 خانوار کولی که به اصطلاح محلّی به«قرشمال»معروفند،در محله‌ پایین خیابان سکونت دارند و مبلغ 200 تومان برای آنها مالیات تعیین شده است.افراد این‌ گروه به کارهای آهنگری،خرّاطی و قصّابی اشتغال دارند و زنان آنان نیز خواننده و رقاصه هستند.
مذهب و عادات مردم
 مشهد یکی از مقدس‌ترین اماکن زیارتی شیعیان است.اما اقلیت سنّی بااهمیت‌ کمتر جمعیت زیادی را در خود شهر و مخصوصا در حومه آن تشکیل می‌دهد.اغلب‌ افغانی‌ها،همه هزاره‌ای‌ها،ترکمن‌ها،تیموری‌ها،و اقوام مجاور مرز افغانستان سنّی هستند.
 مطالب زیادی در مورد شرارت و تعصّب مردم مشهد توسط گذشتگان به رشته تحریر درآمده است.با توجه به اتهامی که گذشتگان زده‌اند شاید امروزه مصداق بیشتری از آن‌ روزها داشته باشد.حضور تعداد زیادی از زوّار ساده‌لوح و مشتاق ایرانی و غیرایرانی الزاما موجب ظهور میزبانانی ماجراجو و حریص می‌شود که به زوّار به عنوان منبع معاش می‌نگرند.
 ...
 تا اندازه‌ای می‌توان چنین تصور کرد که شورش‌های ضد ارمنی که در جریان‌ اغتشاشات محرم 1905 در مشهد به وقوع پیوست،اصولا توسط ترک‌های قره‌باغی به تلافی‌ قتل عام هموطنشان به دست ارمنی‌های باکو سازماندهی شده باشد.
علاوه بر این می‌توان ادعا کرد که اتباع اروپایی ساکن مشهد در گذشته در مقابل‌ خشونت و بی‌حرمتی مردم تأمین بیشتری داشته‌اند.
زوّار
 در طی تمام سالهای متمادی گذشته جمعیت زیادی از زوّار حرم مطهر امام رضا(ع)در مشهد دیده شده‌اند.هیچ آمار مستندی از تعداد آنان در دسترس نیست،در طول فصول‌ مناسب سفر تعداد جمعیت زوّار حاضر در مشهر کمتر از 10 هزار نفر نیست و این در حالی‌ است که در فصل زمستان این رقم بندرت از 1000 نفر تجاوز می‌کند.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/9350/119/text
تاریخ ورود: 16/8/91

پرتال جامع علوم انسانی
بررسی علل رشد حاشیه‌نشینی و زاغه‌نشینی در شهرستان مشهد

سعید سروری      استاد راهنما: حسین مهدوی
 چکیده: زاغه‌نشینی و حاشیه‌نشینی یکی از معضلات اقتصادی و اجتماعی می‌باشد که مانند قارچ بصورت خودرو سبز شده و از هر نقطه‌ای سر در می‌آورد. لذا بررسی این عارضه علاوه بر جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی نگرش سیستمی دانش جغرافیا که بتواند فرآیند طبیعی رشد این معضل را مانند سیل، خشکسالی، زلزله مشخص نماید ضرورت می‌یابد. برای حل این معضل علل و انگیزشهای مختلف از جمله رشد جمعیت ، مهاجرت ، زمین، تقسیم‌بندی اعتبارات تمرکز سرمایه وجود فرصتهای مناسب اشتغال، نظام صحیح پراکنش جمعیت و بهره‌گیری مناسب از ظرفیت‌ها و استعدادها امریست اجتناب‌ناپذیر بنابراین بررسی دقیق و همه جانبه ما را به رهیافتهای صحیح و منطقی هدایت خواهد کرد
کلمات کلیدی: مهاجرت، مشهد، حاشیه نشینی، زاغه نشینی
http://www.ensani.ir/storage/Files/20100928085748-1092.pdf
تاریخ ورود: 16/8/91

رادیو فرهنگ
یک سوم جمعیت مشهد حاشیه‌نشین هستند

علی حامد مقدم، مشاور شهردار مشهد، اعلام کرد مشهد تنها کلان‌شهری است که یک سوم جمیعت شهری آن حاشیه‌نشین هستند.
علی حامد مقدم روز پنجشنبه (۱۸ خرداد / ۷ ژوئن) در مشهد با اشاره به‌بافت فرسوده اطراف حرم رضوی، امام هشتم شیعیان، گفت: «با وجود تلاش بسیار، شهرداری مشهد به تنهایی قادر به‌احیای بافت فرسوده نیست و در این راستا نیازمند کمک ملی و فروش نفت هستیم.»
مشاور شهردار مشهد با اشاره به ‌مشخصات این کلان‌شهر، جمعیت سه‌میلیون نفری ساکن این شهر، مساحت زیاد و داشتن گردشگر مذهبی را از ویژگی‌های منحصر به فرد مشهد دانست.
او گفت مشهد در طول سال ۲۵ میلیون زائر دارد و زائران غیربومی طبق آمار دو میلیون زائر را شامل می‌شوند.
http://www.radiotvfarhang.com/news/435-1391-03-20-08-21-15
تاریخ ورود:16/8/91

دانشنامه ی ویکی پدیا
جمعیت شناسی

شهر مشهد، در سدهٔ اخیر از رشد جمعیت بالایی برخوردار بوده‌است. در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر، با ۲۴۱٬۹۸۹ نفر جمعیت پس از شهرهای تهران، تبریز و اصفهان، چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵، این شهر پس از تهران و اصفهان، جایگاه سوم را در بین شهرهای ایران داشت. در سرشماری سال ۱۳۵۵، مشهد، پس از تهران، دومین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری در سال ۱۳۸۵، همین جایگاه را داشته‌است.[۳۹]
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ نفر بوده‌است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF?match=en#r_.D8.AC.D9.85.D8.B9.DB.8C.D8.AA.E2.80.8C.D8.B4.D9.86.D8.A7.D8.B3.DB.8C
تاریخ ورود: 16/8/91

توریسم و گردشگری:
پایگاه مجلات تخصصی نور
فرهنگ و میراث فرهنگی/مشهد؛شهری تاریخی-فرهنگی ص (232-239)

محمد رحیم رهنما
مقدمه:
 علی‌رغم سابقه دیرینه مباحث فلسفی پیرامون نقش فرهنگ و اقتصاد در شکل دهی نظام جامعه ، تا دهه‌های اخیر به ویژه گذار از عصر صنعتی (مدرنیزم) به فراصنعتی (پُست مدرنیزم) ، تکیه بر فرهنگ و محور بودن آن در فرآیند برنامه‌ریزی چندان مدنظر نبوده است. تحولات تکنولوژیک به‌ویژه «انقلاب انفورماتیک» و ورود جامعه‌جهانی به «عصر اطلاعات و ارتباطات»، باعث کمرنگ شدن اقتصاد متّکی بر مواد خام و اهمیت‌یابی اقتصاد مبتنی بر تولیدات فرهنگی شده است . در پی همین تحولات عظیمی ، توجه به پدیده‌های کالبدی و بناهای میراثی / تاریخی بویژه شهرهای دارای سابقه تاریخی ، در کانون توجه مسایل اقتصاد فرهنگی قرار گرفته است . این روند در کشورهای پیشرفته غربی پیشینه‌ای طولانی دارد (تأسیس کمیته ویژه بناهای تاریخی در سال 1837 فرانسه به منظور فهرست‌برداری از اماکن در معرض ویرانی، یا پایه‌گذاری انجمنی توسط ویلیام موریس برای حفظ ساختمانهای کهن به سال 1877 در انگلیس).
 در کشورهای به اصطلاح در حال رشد از جمله ایران بی‌مهری نسبت به فرهنگ سنتی و بومی ، در مواردی به تخریب جلوه‌های کالبدی به ویژه «حصارها ، دروازه‌ها ، خندقها ، بناهای تاریخی و حتی شهرهای تاریخی منجر شده است . همچنین حاکمیت «فن سالاری وابسته نه تنها آفتی در جهت نابودی اندیشه و فرهنگ بومی و سنتی بود ، بلکه از رشد مباحث فلسفی ، نظری و روش‌شناسی پیرامون تشخیص و تمیز جلوه‌های فرهنگی از غیر فرهنگی و حتی تفکیک شهرهای تاریخی از غیر تاریخی جلوگیری کرده است.
 در این مقاله هدف عمده در مرحله اوّل ارائه شاخصهایی پیرامون «مفاهیم و انواع شهرهای تاریخی» و «اهمیت و ضرورت وجود چنین شهرهایی» است . در مرحله دوّم ؛ با ذکر دلایلی تاریخی بودن شهر مشهد اثبات شده است . در نهایت به نتایج و مزایای حاصل از تاریخی بودن شهر مشهد که همانا پایداری تاریخی ، تغییر نگرش و نظام برنامه‌ریزی است ، اشاره شده و در پایان رهیافت برنامه‌ریزی میراثی برای شهر پیشنهاد شده است.
 مفهوم شهر تاریخی:
 شهر تاریخی بنا به تعریف ، شهری است که اقتصادش عمدتا متّکی بر گردشگری است و شهرتش به سبب مشخصه‌های تاریخی آن است . منافع اقتصادی شهر تاریخی از میراثش و محتوای بی‌نظیر و سیمای سنتی و کهن آن تأمین می‌شود . به گفته یوری (Urry 1995) این امکان وجود دارد که سه پیش شرط برای شهر «تاریخی» یا «میراثی» مد نظر قرار گیرد.1

 اوّل : شهر تاریخی به میراثی جاذب و بناهایی نیاز دارد که به نحوی از ادوار گوناگون تاریخی بر جای مانده باشند.
 دوّم : بناهای شهر تاریخی الزاما باید به شیوه‌ای متناسب با تقاضای گردشگری مورد استفاده قرار گیرند.
 سوم : هر یک از ساختمانهای شهر تاریخی یا شهر به مفهوم عام بایستی دارای اهمیت تاریخی باشند ، یا واقعه‌ای کلیدی از ادوار گذشته نشان دهند . این طبقه‌بندی با خطوط هدایتی ارائه شده توسط گلاسون و دیگران (Glasson et al, 1995) و مدیریت یادمانهای گردشگری در تعدادی از شهرها و شهرکهای تاریخی اروپا هماهنگ است . در مطالعه گلاسون و دیگران ، شهرهای تاریخی از طریق جاذبه‌های مشهور ، همراه با ظهور آنها به عنوان مقاصد گردشگری عمومی شناسایی شده‌اند.
 بنابراین سه عامل «دوران گذشته» ، «تاریخ» و «میراث باستانی» در شناسایی شهرهای تاریخی / میراثی اهمیت ویژه دارد . با این ترتیب ، شهر تاریخی بایستی دارای قدمت زمانی ، بیانگر تحوّلات تاریخی و نمایانگر سطح فرهنگ و تمدن باستانی باشد . از ترکیب این سه عامل شکل خاصی از برنامه‌ریزی شهرهای تاریخی / میراثی به شرح ذیل به وجود می‌آید.2
 شهر تاریخی / میراثی:
 بنابراین از مفهوم شهر تاریخی / میراثی ، گذشته به دلیل «زیبایی» و «بی‌نظیری» فرم / کالبد و کارکرد بناها، محلات و شهر و حفاظت فعال آنها مطرح می‌شود . یعنی در واقع نگرش «درون‌زا و پایدار» به جای «نگرش برون‌زا» و «مقطعی» برای حفظ و حراست شهر اهمیت می‌یابد.
 طبقه‌بندی شهرهای تاریخی / میراثی:
 مدیریت شهر تاریخی در عمل مدیریت مجموعه‌ای از کارکردها است (کارکرد تفریحی / توریستی ، کارکرد فرهنگی / پذیرایی ، کارکرد خرید تفریحی / تخصصی) . به هر حال شهر تاریخی محصولی متفاوت از مجموعه‌ای بی‌نظیر از وضعیتهای برنامه‌ریزی و تاریخی است . لذا نیازمند انواع متفاوت مدیریت برای هر نوع شهر تاریخی است.
 مشکل قابل طرح طبقه‌بندی شهرهای تاریخی است . یک طبقه‌بندی کارآمد باید بر مشخصه‌های مکانهای شهری و نه بر روی منابع ذاتا بی‌نظیر و منفرد و تاریخی متکی باشد و مسایلی از قبیل اندازه شهر ، ترکیب کارکردها و موقعیت آنها همراه با طیفی متکی بر تقاضا و متکی بر منابع شهر مدنظر قرار گیرد . اگر از چنین متغیرهایی استفاده شود ، امکان دستیابی به مثالهایی از نمونه‌های شهر تاریخی به شرح ذیل وجود دارد.3
 1- شهر تک نقشی «منبع ـ متکی» (Resource - Based) : وجود بناهای میراثی / تاریخی غیرمتحرک باعث ایجاد شهر «منبع ـ متکی» صرف نظر از موقعیت مکانی تقاضا برای آن شده است . این جا منابع تاریخی برای غلبه بر مورفولوژی (سیما) و کارکردهای شهر مهم هستند . اغلب ، شهرهای «جواهر نشان» کوچک شبیه "Rye, Pulma Nva" و بسیاری شهرهای دیگر در سراسر اروپا و سایر سرزمینهای دنیا چنین شهرهایی می‌باشند . سازگار کردن این شهرها با کارکردهای مدرن مشکل است . و نیازمند شیوه مدیریتی حساس برای حداقل سازگاری با کارکردهای مدرن می‌باشد.
 2- شهر تک نقشی «تقاضا ـ متکی» (Demand - Based) : در واقع آفرینش میراثی تک‌نقشی بر اساس تقاضا است . تمایز مابین مکانهای میراثی «تقاضا ـ متکی» و «منبع ـ متکی» روشن نیست ، رشته‌ای از گامهای کوچک از قبیل حفاظت گزینشی ، مرمّت ، نوسازی ، تقلید بناها و ساختمانهای جدید را به حال و هوای گذشته پیوند می‌دهد . نسخه‌های المثنی از آنچه در سابق وجود داشته می‌تواند ساخته شود از قبیل شهر (ArhusDen gamle) ، یا آنچه که ممکن است ، همینطور در شهر Turnis old cityوجود داشته باشد . و نهایتا آنچه می‌بایست و یا می‌توانست وجود داشته باشد ، می‌تواند آفریده شود . یعنی در واقع براساس تقاضای روزافزون در مکانهای شهری مطلوب براساس اسلوب گذشته بناهای میراثی نزدیک به واقع به صورت معنوی ساخته شود.
 3- شهر چند نقشی با اندازه متوسط : این نوع ، معمول‌ترین شهر اروپایی است . برای اکثر اروپاییان محیط شهری آشنا است . چنین شهرهایی معمولاً دارای منابع تاریخی با اهمیت محلی و ناحیه‌ای می‌باشند . اما به طور مساوی میراث با رشته‌ای وسیع از دیگر کارکردهای شهری به صورت همزیستی وجود دارد . مدیریت اینجا هم امکان‌پذیرتر و گزینشی است و به همان خوبی رقابتی است . که منجر به سازش میان میراث و دیگر راهبردهای توسعه می‌شود . مدل «شهر تاریخی ـ توریستی» که مقدمه تکامل تدریجی یک شهر تجاری مدرن و تاریخی ـ توریستی از نظر فضایی به شمار می‌آید ، در شکل زیر مشخص شده است.
 (Tourist - Historic city Modle, Ashworth, Tunbriye, 1990)
در تقسیم‌بندی شهرهای تاریخی ، شهر مشهد تا حدّی بیانگر چنین مدلی است.
 4- مادر شهرهای عمده ، شهر بزرگتر ، بهتر و از نظر کارکرد متنوع‌تر می‌باشد . کارکرد تاریخی کم اهمیت‌تر است و به سایر کارکردهای شهری وابسته می‌باشد . منابع تاریخی در طول زمان در اثر تجدید توسعه برای اهداف دیگر از بین رفته‌اند . مدیریت میراث در شهرهای عمده معمولاً مدیریت محلهای با اهمیت در پیوند با یک بازار جهانی است که به هر حال از نظر فضایی به صورت «جزایر میراثی»» متنوع در یک شهر چند نقشی مجزا شده‌اند.
 در نتیجه می‌توان گفت شهر تاریخی از نظر «اندازه جمعیتی ، نقش و کارکرد» می‌تواند کوچک اندازه و تک نقشی («منبع ـ متکی» یا «تقاضا ـ متکی») باشد ، یا «میانه اندام و چند نقشی» که نوع تاریخی توریستی نمونه آن است و یا بزرگ اندام و چند نقشی ، که در آن نقش تاریخی دارای اهمیت نسبی کمتری است . با توجه به تقسیم‌بندی فوق و شاخصهای تشخیص شهر تاریخی ، شهر مشهد در طبقه شهرهای میانه اندام تاریخی / توریستی قرار می‌گیرد.
اهمیت شهرهای تاریخی و حفاظت از آنها:
 ضرورت حفظ شهرهای تاریخی دارای ابعاد متعددی است . در این میان «حفظ هویت تاریخی و میراث فرهنگی» که با گذشته یک ملت پیوند خورده و نمایانگر تمدن ملی است . اهمیّت ویژه‌ای دارد . همچنین «چشم‌انداز اقتصاد فرهنگی» (the Landscape of cultural Economy) در قرن بیست و یکم ، که یکی از پایه‌های اقتصادی عمده جوامع را تشکیل می‌دهد از بهترین دلایل توجه به حفظ شهرهای تاریخی است که در پایین تشریح شده است.
 1- حفظ هویت تاریخی و میراث فرهنگی
 میراث فرهنگی زاییده استعدادها و ذوق هنری انسان است و شامل آثار و ابنیه تاریخی ، علوم فرهنگی ، اسناد و مدارک علمی ، صنایع دستی و موارد مشابه است که یادآور نبوغ و خلاقیت پیشینیان ماست و در انحصار فرد یا گروهی خاص نیست.4 بنابراین آثار و ابنیه دارای جاذبه‌های منحصربه‌فرد و ارزشهای عمومی و کلی بیانگر سنتها و عادتهای برجای مانده از نسلهای قبل ، در زمره میراث فرهنگی به حساب می‌آیند . در همین جهت مجمع میراث جهانی ملاکهای لازم را برای تنظیم فهرست آثار به صورت زیر تعیین کرده است:
 «گنجینه‌های فرهنگی» بایستی معتبر ، اصیل ، دارای تأثیرات قوی و جزء مدارک بی‌همتا ، منحصر به فرد و مرتبط با عقاید و آراء مردم و همچنین ارزشها ، سنتها و عادتهای برجای مانده از نسلهای قبل برای مردم کنونی جهان باشد.5
 شهرهای با سابقه تاریخی به مثابه نماد زندگی و تمدن گذشته ، با سیمای متنوع کالبدی بیانگر تکامل تدریجی تمدن بشری‌اند . استعداد و ذوق هنری ساکنان آن شهرها در سیمای کالبدی شهر در دورانهای تاریخی تجلی یافته است . و پیوستگی تکامل تاریخی را با حرکت از هسته قدیم (مرکزی) و اولیه شهر تا توسعه‌های اخیر می‌توان مشاهده نمود . دخالتهای کالبدی سودجویانه منجر به تخریب بخشی از کالبد سنتی و تاریخی شهر شده است . بنابراین حفظ هویت تاریخی و میراث فرهنگی ، نیازمند نگهداری از بخشهای قدیم شهرها است.
 2- اقتصاد فرهنگی (Cultural Economy)
 دلیل دیگر در ضرورت وجود و حفظ شهرهای تاریخی توجه به اقتصاد و فرهنگ در چشم‌انداز قرن بیست‌ویکم است ، یعنی قرنی که دوره صنعتی کلاسیک به پایان رسیده ، به قول «آلوین تافلز» وارد یک موج سوم شده‌ایم . پایه‌های اولیه رشد صنعتی بیشتر نه مواد خام بلکه «اطلاعات» است . محصولات کوچکتر و سبک‌ترند و مواد و انرژی حفظ و ذخیره می‌کنند.
 قسمت عمده هزینه‌ها مواد اولیه و خام نیست ؛ بلکه فرآیندهای اطلاعاتی ، تحقیقاتی ، فنی و مانند آن است . به طور خلاصه آنچه مشاهده می‌شود تمایل در حال رشد به «سمت مادی‌زدایی اقتصاد» است . در درون این فرایند است که «ارزش اقتصادی فرهنگ ، بایستی حفظ شود . در این میان ، مراکز شهری که نماد زندگی گذشته و تمدن میراثی هستند ، بهترین جایگاه را دارند.
 بنابر آنچه گفته شد ، یکی از پایه‌های اقتصاد فرهنگی ، شهرهای «با سابقه تاریخی» به ویژه بافتهای «قدیمی/ تاریخی» بخشهای مرکزی این شهرها با معابر پر پیچ و خم و فرم معماری سنتی می‌باشند که سابقا مردم به سبب دشواری رفت و آمد وسایط نقلیه موتوری از آنجا می‌گریختند ، ولی ناگهان به معادن واقعی طلا تبدیل شده است . دراین قسمت از شهر هسته اولیه شکل گرفته آثار با ارزش فرهنگی و هنری کم‌نظیری موسوم به «منابع تاریخی» (Historical Resoursc) به چشم می‌خورد ، که نماد عینی تمدن گذشته و زندگی شهری است.6 و مبنای پایداری از نظر اقتصادی به شمار می‌روند که بر پایه «منابع مادی ساخت دست بشر»7 قرار دارد . یکی از مولدهای عمده «اقتصاد فرهنگی» به شمار می‌روند . لذا حفاظت از این بافتها که به واقع میراث باستان ، هویت فرهنگی و یکی از منابع با ارزش اقتصادی است ، ضرورت دارد . در نتیجه ، الگوهای احیاء و بازسازی مراکز تاریخی شهرهای با سابقه نیز بایستی بر پایه نگرش «اقتصاد پایدار از نظر فرهنگی» استوار باشد و از «اندیشه توسعه پایدار» منابع مادی که حاصل ذوق ، اندیشه ، استعداد و خلاقیت بشری است ، تغذیه کند . یعنی به واقع در مواجهه با شهرهای تاریخی دو گزینه در مقابل یکدیگر قرار دارند:
 1- گزینه با جهت‌گرایی اقتصاد بازار (Market oriented) ، این گزینه باعث تخریب اقتصاد شهری پایدار و «میراث فرهنگی هسته شهری» می‌شود.
 2- «گزینه با جهت‌گرایی حفظ ارزش کاربری» باعث تجدید حیات اقتصادی مرکز شهر از نظر فرهنگی پایدار می‌شود.
 مزایا و معایب این دو گزینه عبارتند از:8
رهیافت با جهت‌گرایی اقتصاد بازار
 ـ تغییر و تحول دایمی (توسعه)
 ـ تحریک توسعه اقتصادی
 ـ تشویق فعالیتهای نو و پایدار از نظر اقتصادی و تغییرات کاربری‌اراضی ترجیحی
 ـ فعالیتهای متمرکز و تشدیدی و توسعه جدید برای پوشاندن حداکثر هزینه اجاره زمین و افزایش پایه مالیاتی
 - افزایش رقابت‌آمیز مرکز شهر به عنوان یک سرمایه‌گذاری مکانی / جذب سرمایه‌های جدید برای تجاری (بازاری) کردن بافت مرکزی شهر.
 ـ خلق تصویری قوی و تازه از محدوده مرکز شهر به عنوان نماد قدرت اقتصادی و سیاسی
 رهیافت حفظ ارزش کاربری
 ـ حفظ استحکام
 ـ حفظ فعالیتهای موجود و کالبد فیزیکی و اجتماعی و معرفی ارزشهای جدید
 ـ محدود کردن شدت کاربری‌ها و تراکم توسعه، تمرکز زدایی کارکردهای خدماتی ویژه از نواحی تاریخی
 ـ حمایت از مشاغل محلی موجود و حفاظت از ساکنان کم‌درآمد ، خودداری از انتقال مردم از طریق افزایش آگاهی اجتماعی
 ـ حفاظت و نگهداری از ساختمانهای قدیمی و سبکهایی که کنترل دقیقی بر تغییرات فضایی و معیارهای زیبایی‌شناسی تحمیل می‌نمایند.
 ـ حفظ تصویر و چشم‌انداز محدوده شهر به عنوان نماد ارزش روحی و فرهنگی در مقیاس شهری.
پی‌نوشت‌ها

1- Lan straye, local policies, New Agandas and strategies for chany in english historic cities, 1995, cities, Vol. 13. No. 6.P.433.
 2- gregory, J. Ashworth, (1993), Herituye Planning; An approach to Managing Historic cities, Krakow, P. 29,
 3- Gregory J.Ashworth, op. cit. pp. 92-3.
4 ـ رضوانی ، علی‌اصغر ، جغرافیا و صنعت توریسم ، دانشگاه پیام‌نور ، تهران ، 1374 ، ص 99
 5 ـ همان ، ص 104.
 6 ـ استفانوبیانکا ، آیا مراکز تاریخی شهرهای محکوم به نابودی هستند ، بازسازی یا مثله کردن ، مترجم ، ع . بیراوند ، مجله پیام یونسکو ، شماره 248 ، سال 1369 ، ص 34.
7- Lam strenge (1996), Local Politics, New Agendus and stratgey for change in English Historic cities, Vol. 13.No. 6.P935.
 8- Zbigniewk. Zuziak, Revitalizing city center: policy options during the period of transition (1993), Managing historic cities, Krakow, pp. 164-5.
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/53028?sta=%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c%d8%aa%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af
تاریخ ورود: 15/8/91

پرتال جامع علوم انسانی
نقش گردشگری در راستای توسعه ی فرهنگ ایرانی (مطالعه ی موردی کلانشهر شهر مشهد)

 اکبر کیانی؛ معصومه جوادی
چکیده:
در عصر جهانی شدن فرهنگها و ارتباطات، صنعت گردشگری به عنوان فرآیند پیچیده و چند وجهی که از دیرزمان مطرح بوده و طی دهه های اخیر در تحول و در هم آمیختگی فرهنگ جوامع نقش چشمگیر و قابل توجهی داشته مورد تأکید قرار می گیرد. هدف مقاله ی حاضر مطالعه، بررسی و ارائه راهکارهایی به منظور ترویج و گسترش فرهنگ ایرانی از طریق صنعت گردشگری می باشد.
شهر مشهد به عنوان بزرگترین کلانشهر پس از تهران و قطب اقتصادی شرق کشور نه تنها مهمترین شهر گردشگری ایران است، بلکه در جهان اسلام نیز از جنبه های مذهبی و فرهنگی مورد توجه می باشد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و تکنیک سوات ضمن شناخت و بیان اهمیت صنعت گردشگری، راهبردهای توسعه ی گردشگری مذهبی به عنوان یکی از مؤلفه های تعیین کننده ی ترویج فرهنگ ایرانی بیان می گردد. نتایج نشان می دهد که مشهد به لحاظ منابع و جاذبه های گردشگری، شهری غنی به حساب می آید، به طوریکه ضمن برخورداری از منافع حاصل از گردشگری می توان از این ویژگی در راستای ترویج و گسترش فرهنگ ایران بهره مند شد. در ادامه ی تحقیق به ارائه راهکارها و اولویتهای اجرایی برای ساماندهی گردشگری پرداخته شده است.
کلمات کلیدی: جهانی شدن، گردشگری مذهبی، فرهنگ ایرانی، شهر مشهد.
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101101132655-74.pdf

آثار اقتصادی، اجتماعی ورود جهانگردان آسیای میانه بر شهر مشهد
نورالله فرهادیان عزیزی
 چکیده:
 شهر مشهد با داشتن زمینه‌های مختلف طبیعی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند به عنوان یکی از قطبهای جهانگردی کشور باشد، مجموعه عظیم آستان قدس رضوی مهمترین، عامل جلب جهانگردی در سطح کشور و در سطح منطقه‌ای است . به همین دلیل اکثر جهانگردان این شهر را زائران تشکیل می‌دهند. این مجموعه عظیم علاوه بر این که دارای قداست معنوی است و زائران با حضور در آن به آرامش روحی دست می‌یابند. از نظر فرهنگی و هنری نیز بسیار دیدنی است . هر کدام از ابنیه و اماکن، رواقها و کاشیکاری‌های آن مربوط به دوره خاصی است ، لذا می‌توان سیر تحول فرهنگ و معماری اسلامی و ایرانی را در آنجا مشاهده کرد. همچنین مشهد با داشتن آثار تاریخی و فرهنگی متعدد و سایر امکانات ، می‌تواند برای بسیاری از جهانگردان مکانی ایده‌ال باشد. چرا که در یک سفر می‌توان جذبه‌های طبیعی، مذهبی، تاریخی و فرهنگی را با هم دید. در طی چند سال اخیر، با استقلال کشورهای آسیای مرکزی، بر اهمیت و نقش منطقه‌ای شهر مشهد افزوده شده است . برای جهانگردان آسیای مرکزی ایران به دلیل قرابت فرهنگی و تاریخی، دارای جاذبه‌های بسیاری است . ایران به عنوان نزدیک‌ترین، مطمئن‌ترین راه ورود به کشورهای دیگر و دسترسی به آبهای آزاد می‌باشد. ضمن اینکه مشهد بزرگترین سکونتگاهی است که برای ساکنان آسیای مرکزی امکان دسترسی به آن فراهم است ، شهرهایی چون مسکو در غرب ، پکن در شرق و دهلی در جنوب بنابه دلایل طبیعی امکان پذیر نیست و حتی اگر بتوان به وسیله هواپیما بدانجا سفر نمود، از نظر اقتصادی به صرفه نیست . برای توریست‌های آسیای مرکزی نقش مشهد در تهیه امکانات و خدمات ، برجسته‌تر است . ساختار اقتصادی این کشورها به گونه‌ای است که به تولید مواد اولیه و خام می‌پردازند. در گذشته این مواد به جمهوری‌های صنعتی و روس‌نشین شوروی منتقل و کالاهای تولید شده وارد می‌شد. اما فروپاشی شوروی سبب شد، تا این کشورها، راههای ارتباطی خود با خارج را متنوع نموده و از وابستگی اقتصادی به مسکو بکاهند تا از این طریق به استقلال سیاسی آنها لطمه‌ای وارد نشود. علیرغم این که مشهد در استان خراسان و شرق کشور به عنوان یک کلان شهر، نقش منفی داشته و تمامی امکانات را به سمت خود جلب می‌کند و به عنوان عامل بازدارنده‌ای در توسعه سایر مناطق استان می‌باشد، اما توانسته به عنوان یک عامل مثبت در رابطه با آسیای مرکزی، به ایفای نقش بپردازد و نیازمندیهای اقتصادی پنج کشور آسیای مرکزی با بیش از 55 میلیون نفر را تامین نماید. در حقیقت جهانگردان آسیای مرکزی، برای تامین نیازمندیهایشان به این شهر سفر می‌کنند. ورود این جهانگردان به دلیل این که در ابتدا با برنامه‌ریزی نبوده و این جهانگردان به صورت موجی وارد مشهد شده‌اند. مشکلاتی را برای شهر در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و کالبدی ایجاد نموده است . از نظر اقتصادی، خرید کالا توسط جهانگردان می‌توانست ایجاد درآمد ارزی کند و به پویایی بخش صنعت بیفزاید. اما نظام اقتصادی کشور به گونه‌ای بود که تنها کالا از مشهد و کشور خارج می‌شد. جهانگردان قبل از ورود، پول را به حساب خارجی تجار واریز کرده و بعد از مشهد خرید می‌کردند. این مسئله باعث شده بود تا دلار وارد چرخه اقتصادی کشور نشود و لطماتی بر پیکر اقتصاد شهر وارد شود. با تصویب قانون پیمان ارزی و این که هر جهانگرد می‌بایست ارز را تحویل بانکها داده و به همان میزان ریال دریافت دارد و در هنگام خروج کالا نیز همان میزان کالا خارج کند، سبب شد تا ارزشهای مثبت اقتصادی برای شهر نمایان شود. جهانگردان آسیای مرکزی در ایجاد اشتغال، ایجاد درآمد، افزایش تولیدات و صادرات آن نقش دارند. از زمان حضور این جهانگردان بیکاری کاسته شده و جرایم ناشی از بیکاری نیز کاهش یافته است . با توجه به کنترلهایی که صورت می‌پذیرد، آثار مثیت فرهنگی تقویت شده است . ورود آنها سبب از بین رفتن مشکلات تاریخی، افزایش دوستی‌ها، رواج و گسترش زبان فارسی خواهد شد.
کلمه های کلیدی: •مشهد •اثر اقتصادی •اثر اجتماعی •آسیای مرکزی •توریسم
http://www.ensani.ir/fa/content/37105/default.aspx
تاریخ ورود: 15/8/91

تحلیلی بر گردشگری روستایی در پیرامون کلان شهرها (مطالعه موردی: کلان شهر مشهد)
عزت الله مافی      مهدی سقایی
 چکیده: هنگام بررسی وضعیت گردشگری روستایی پیرامون کلان شهرها، با دو بحث متفاوت ولی وابسته روبرو هستیم، که یکی از آنها در برگیرنده مقاصد گردشگری است، یعنی روستاهایی که گردشگران برای گذران اوقات فراغت خود به آن جا سفر می کنند و روستاها «محصول گردشگری» اند. اما بحث بعدی به دسترسی مربوط است، گردشگران بیشتر به روستاهایی سفر می کنند که علاوه بر داشتن جاذبه های گردشگری، از بعد حمل و نقل نیز در مسافتی قابل دسترس قرار داشته باشند. این موضوع نشان دهنده شکل گیری «حوزه نفوذ گردشگری» شهرها و کلان شهرهاست. مقاله حاضر، در وهله اول به بیان محصول گردشگری روستایی و نسبت بین کلان شهرها و گردشگری روستایی پرداخته و پس از آن با انتخاب کلان شهر مشهد به عنوان مطالعه موردی، بحث دسترسی و حوزه نفوذ گردشگری را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج به دست آمده از این بررسی ها نشان دهنده آن است که حوزه نفوذ گردشگری در کلان شهر مشهد حدود 43.20 کیلومتر است و روستاهای دارای قابلیت گردشگری در این شعاع، به عنوان تفرجگاه های پیرامون کلان شهر، شکل دهنده محصول گردشگری روستایی هستند.
کلمه های کلیدی:
•گردشگری روستایی •محصول گردشگری •منطقه کلان شهری•حوزه نفوذ گردشگری
http://www.ensani.ir/storage/Files/20101006112937-%d8%aa%d8%ad%d9%84%d9%8a%d9%84%d9%8a%20%d8%a8%d8%b1%20%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%d9%8a%20%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%8a%d9%8a%20%d8%af%d8%b1%20%d9%be%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86%20%d9%83%d9%84%d8%a7%d9%86%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%20(%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%87%20%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%8a%20%d9%83%d9%84%d8%a7%d9%86%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%20%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af)%20.pdf
تاریخ ورود: 16/8/91

سایت اداره ی ثبت احوال استان خراسان رضوی
راهنمای گردشگری مشهد / آثار و ابنیه تاریخی - فرهنگی شهرستان مشهد

به دلیل وسعت استان و تنوع جلوه های زیبای طبیعی و تاریخی شهرستان مشهد، ذکر تمامی جاذبه های سیاحتی در اینجا مقدور نمی باشد.
مجموعه معماری - آرامگاهی حرم حضرت امام رضا (ع)
اهمیت و ارزش فراوان شهر مشهد ارتباط مستقیمی با بارگاه مطهر رضوی دارد. با توجه به ارزش معنوی و والای این بنا، بهترین و باشکوه ترین هنر های اسلامی را در این مجموعه زیارتی می توان مشاهده نمود. این حرم با شکوه و مجموعه تاریخی و هنرمندانه آن شامل صحن ها، ایوان ها، رواق ها، موزه غنی و کتابخانه مرکزی آستان قدس برای مسلمانان از اهمیت زیادی برخوردار است و برای آن ها مهم ترین مکان دیدنی و زیارتی محسوب می شود. این مجموعه مشتمل بر چهار ایوان مرتفع به نام های عباسی، طلا، شرقی (نقارخانه) و ایوان غربی و پنج صحن انقلاب، آزادی، امام خمینی، جمهوری اسلامی و قدس می باشد.
کاشی کاری های زیبای دوره سلجوقیان مزین به آیات کریمه و احادیث جلوه خاصی به حرم مقدس امام رضا (ع) بخشیده است. تمامی قسمت بالایی دیوار ها و سقف زیر گنبد با مقرنس های آینه کاری شده تزیین گردیده است. از دیگر آثار با شکوه داخل حرم، سه محراب زیبا مربوط به قرن هفتم هجری (13 میلادی) و ضریح طلا پوش روی مضجع امام رضا (ع) است که با خطوط ثلث نستعلیق، آیات قران مجید و اشعار فارسی مزین شده است. همچنین این مجموعه 24 رواق را در بر می گیرد که از میان آن ها می توان به رواق های دارالحفاظ، دارالسعاده، دارالسرور، دارالذکر، دارالعزه و غیره اشاره نمود. به طور کلی حرم مطهر امام رضا (ع) در حال حاضر یکی از جامع ترین و زیبا ترین ابنیه معماری جهان اسلام به شمار می رود و دایره المعارف کاملی از هنر های معماری، کاشی کاری، آینه کاری، مقرنس و گچبری دوره های مختلف اسلامی است.
مسجد گوهرشاد
این بنا عظیم ترین مسجد چهار ایوانی ایران است که در سال 821 هجری قمری به دستور گوهرشاد آغا همسر شاهرخ تیموری و با معماری قوام الدین شیرازی در مجموعه حرم امام رضا (ع) ساخته شده است. این مسجد با وسعت 9410 متر مربع دارای چهار ایوان به نام های: مقصوره، دارالسیاده، حاجی حسن و آب و هفت شبستان می باشد. بزرگترین ایوان مسجد، مقصوره آن است که با مقرنس کاری و کتیبه خط ثلث بایسنغر میرزا و کاشی کاری بسیار زیبایی تزئین شده است. از دیگر جلوه های مسجد جامع گوهرشاد منبر صاحب الزمان است.
موزه مرکزی آستان قدس رضوی
این موزه در سال 1324 هجری قمری افتتاح شده و از غنی ترین موزه های ایران محسوب می شود. موزه مرکزی در ضلع شمال شرقی صحن امام خمینی (ره) قرار دارد و مجموعه ای از سکه های بی نظیر از دوره های مختلف تاریخی، اشیای عتیقه مسی، سنگی، طلایی، مفرغی و... در آن نگهداری می شود. همچنین چندین کتیبه تاریخی و نسخ ارزشمند تاریخی دیگر در معرض دید بازدید کنندگان قرار دارد. امروزه اشیاء نفیس و گرانبهای این مکان منحصرا در یازده مورد جداگانه به نمایش در آمده است.
مدرسه پریزاد
این مدرسه که به پریزاد خانم، ندیمه گوهرشاد منسوب است به سال 823 هجری قمری در نزدیکی مسجد گوهرشاد ساخته شده است. پریزاد مدرسه ای کوچک و 4 ایوانی مشتمل بر غرفه ها و حجره هایی می باشد و تزئینات آن عبارت است از: آجرکاری سردر ایوان ها و کاشیکاری با نقوش اسلیمی بر سردر غرفه های همکف مدرسه.

مدرسه دودر
این بنا در جوار حرم مطهر و مقابل مدرسه پریزاد واقع است و بر اساس کتیبه سردر آن به سال 843 هجری قمری در دوران حکومت شاهرخ تیموری به همت غیاث الدین خواجه بهار ساخته شده است. این مدرسه 4 ایوانی بوده و مشتمل بر غرفه ها و حجره هایی در دو طبقه، دو گنبد فیروزه ای رنگ و تزئینات کاشی های معرق و یکرنگ است. این بنا در عصر صفوی 1088 مرمت گردیده است.

تابران توس
ولایت توس در قرون پیشین به منطقه ای در میان دو رشته کوه بینالود در جنوب و هزار مسجد در شمال اطلاق می شده است. این ولایت مشتمل بر چهار شهر تابران، رادکان، نوغان و تروغبذ بوده و تابران که اکنون به توس مشهور است در قرن 4 هجری قمری بزرگترین شهر منطقه محسوب می شده است. آنچه از تابران توس قدیم بر جای مانده عبارتند از: باروی شهر، ارگ توس، گنبد هارونیه، بقایای مسجد جامع تابران باغ و بنای نوساز آرامگاه فردوسی.

1.حصارکهن دژ تابران توس
بارو و یا حصار توس دیوار عظیمی از خشت و گل است که حدود 6 کیلومتر بر گرد شهر تابران کشیده شده و امروزه در 24 کیلومتری شمال شهر مشهد واقع است. این بخش از شهر در زمان رونق خود دارای 9 دروازه و 106 برج بوده و در حال حاضر 4 دروازه آن قابل تشخیص است. کهن دژ در گذشته شامل ابنیه حکومتی و عمارات شاهی و... بوده است.
بنای هارونیه
این مکان تاریخی در حدود 600 متری از آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی قرار گرفته و منحصرا خانقاه و یا مقبره ای است که در سده هشتم هجری بر روی بنا های کهن شهر تابران بنیاد گردیده است. در کنار این بنا سنگ سیاهی به عنوان یادبود امام محمد غزالی از عرفای سده پنجم و ششم هجری دیده می شود.
3.آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
بنا به روایات منصوربن حسن ملقب به ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری قمری در پاژ به دنیا آمد. گویند وی از نجیب زادگان توس و از طبقه دهقانان بود. فردوسی چهل ساله بود که کار هزار بیت سروده دقیقی توسی را دنبال نمود. وی نظم داستان های ملی را آغاز و آن را با شصت هزار بیت به اتمام رساند. در 65 سالگی زمینه ارتباطش با سلطان محمود فراهم آمد اما این رابطه حسنه چند سال بیشتر دوام نیافت. سرانجام فردوسی سال های پایانی عمر خود را در بینوایی بسر برد تا اینکه به سال 411 و بنا به قولی 416 قمری در توس درگذشت. بنای فعلی آرامگاه وی پس از یک سلسله تحولات معماری با زیر بنای 945 متر مربع در سال 1345 ساخته شده است.
4.مقبره الشعرا
آرامگاه سرایندگان خراسانی در ضلع شرقی بلوار پردیس توس مشرف به میدان ورودی آرامگاه فردوسی واقع است. این مکان با وسعت 2000 متر مربع در سال 1378 احداث شده و بنای نمادین آن استوانه ای است مرمرین با اشعاری که پیرامون آن نوشته شده است.
5.بقایای مسجد جامع تابران
در جریان کاوش های باستان شناسی در 150 متری جنوب غربی هارونیه قدیمی ترین مسجد موجود در خراسان و یکی از منحصر به فرد ترین مساجد اولیه ایران کشف گردید. بقایای این مسجد با طول 94 متر و عرض 53 متر به سبک شبستانی ستوندار اولیه (خراسانی) ساخته شده و احتمالا متعلق به اواسط سده پنجم هجری است. امروزه این مکان به صورت یک سایت باستان شناسی مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد.

مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه (مسجد 72 تن)
این اثر تاریخی که در بازار بزرگ واقع شده، از بنا های قرن نهم هجری قمری و مشتمل بر فضای چهار طاقی گنبد دو پوش، دو مناره و یک ایوان است. بنای کنونی ابتدا مقبره ای بوده که امیر غیاث الدین بین سال های 807 تا 817 برای خود بنا کرده و در دوره های بعد به مسجد تبدیل شده است. در حال حاضر این اثر تاریخی به مسجد 72 تن معروف است.
مصلای پایین خیابان
این بنا در قسمت شرقی شهر مشهد در حاشیه بلوار مصلی واقع شده و تاریخ بنیان آن 1087 قمری است. ساختمان این بنا از یک ایوان بلند، دو رواق در طرفین ان و یک گنبد آجری تشکیل شده و دارای کاشیکاری های معرق و مقرنس گچی است. مصلی تاریخی پایین خیابان، در آینده نزدیک به مجموعه فرهنگی - تاریخی تغییر کاربری خواهد داد.
گنبد سبز
بنای تاریخی گنبد سبز در خیابان آخوند خراسانی و در وسط میدانی به همین نام واقع شده است. وجه تسمیه بنا گنبد مزین به کاشی کاری فیروزه ای متمایل به سبز آن می باشد. پلان گنبد سبز 8 ضلعی و دارای 4 ایوان است. علاوه بر ایوان و طاق نما ها، کاشی کاری زیبای آن به بقعه جلوه خاص بخشیده است. گنبد سبز، مدفن شیخ محمد مومن عارف می باشد که احتمالا در سال 1036 قمری بنیان و در سال های 1055 و 1058 تکمیل و تزئین شده است.

باغ خونی
در اوایل قاجاریه، در بخش جنوبی خارج از حصار های شهر مشهد نمادی از باغ ایرانی با وسعت 5/6 هکتار ساخته شد که به باغ خونی و یا به واسطه وجود چشمه ای در آن به باغ چشمه موسوم گردیده است. این باغ دارای سه عمارت مستقل بوده که دو ساختمان آن تخریب شده است. بنا بر روایات تاریخی در سال 1330 شمسی 1912 میلادی از این باغ مسجد گوهرشاد را به توپ بستند. این مکان امروزه در ضلع شمال شرقی میدان بسیج و در محدوده خیابان عنصری واقع است.

پاژ
پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی و روستایی است واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد، در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم می خورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط می باشند و موید تداوم مدنیت این منطقه در سده های اولیه بعد از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.

چهار طاقی بازه هور
این بنای سنگی متعلق به دوره ساسانی و در فاصله تقریبی 80 کیلومتری جنوب شهر مشهد در مجاورت روستای رباط سفید بر کنار جاده قدیم مشهد - تربت جام واقع شده است. بنای بازه هور دارای سه ورودی و یک گنبد مرتفع است.
 



آرامگاه نادر شاه افشار
نادر شاه افشار اولین پادشاه از سلسله افشاریان است که در زمان خود با رشادت و پایمردی ایران را از انحطاط صفویان و تسلط افغان ها نجات بخشید. اما به خاطر تندخوئی هایی که در اخر عمر دچار شده بود، در سال 1160 قمری به دست سرداران خود کشته شد. او که در زمان حیات برای خود آرامگاهی شبیه به تاج محل هندوستان تدارک دیده بود، اما نتوانست آن را به پایان برساند. بنای کنونی آرامگاه نادر در سال 1340 شمسی به اتمام رسید. این بنا مشتمل بر اتاق آرامگاه، تالار موزه، راهرو ها، تالار پذیرایی، باغ و جوی های سنگی و آب نما های زیبا است. مجسمه مفرغی نادر سوار بر اسب، با طراحی ابوالحسن صدیقی، هنرمند معاصر ایرانی ساخته شده که ریخته گری آن در ایتالیا انجام و هم اکنون متصل به آرامگاه است.

مقبره پیر پالان دوز
این مقبره متعلق به محمد عارف عباسی، از عرفای بزرگ قرن دهم هجری است و در شمال شرقی مجموعه حرم مقدس حضرت رضا (ع) قرار دارد. بنای مزبور چهار ضلعی بوده و دارای گنبد پیازی شکل و ایوان آجری زیبا است. در داخل بقعه بر سقف ها بقایای نقاشی هایی از دوران صفویه وجود دارد. بنا با کاشی های ساده فیروزه ای رنگ تزئین شده است. تاریخ ساخت بنا مربوط به سال 985 قمری می باشد.

مدرسه نواب (صالحیه نواب)
این بنا به همت ابوصالح رضوی در دوره سلطنت شاه سلیمان صفوی به سال 1086 قمری بنا شده است. مدرسه نواب در خیابان شیرازی مشهد واقع گردیده که پس از تغییرات معماری، تجدید بنا شده است. بنای فوق شامل دو طبقه با 75 حجره می باشد که با کاشی های الوان مزین گردیده است.
مدرسه میرزا جعفر
این مدرسه در ضلع شمالی صحن انقلاب واقع گردیده و از بنا های با ارزش دوره صفویه به شمار می آید که به سال 1059 قمری به همت شخصی به نام میرزا جعفر سروقدی ساخته شده و سال 1285 قمری با کاشی های معرق و سبک معماری بسیار ممتازی تزئین گشته است.
مصلی طرق
این بنا در جنوب شرقی مشهد در روستای طرق واقع شده است. مصلی طرق مشتمل بر یک ایوان بلند مرکزی، ایوانچه هایی بر طرفین، محراب و اتاق های گوشواره است. تزئینات این بنا منحصر به کتیبه خط ثلث، قاب ها و کار بندی های گچی بر سقف ایوان می باشد. این مصلی تاریخی در سال 837 قمری بنیان گردیده است.

رباط طرق
این رباط دو ایوانی در ابتدای جاده مشهد - نیشابور قرار دارد و شامل دو کاروانسرا متعلق به عهد صفویه و قاجار می باشد اهمیت این رباط از آن جهت است که عموما به عنوان آخرین منزل شهر مشهد، محل وداع یا استقبال محسوب می شده است.
حمام مهدی قلی بیک (حمام شاه)
در راسته بازار بزرگ و نزدیک به مسجد 72 تن امروزی فضای حمام قدیمی مهدی قلی بیک بنای یکی از امرای تیموری معروف به مسجد قرار دارد که به سال 1027 قمری و به همت مهدی قلی بیک امیر آخور باشی شاه عباس صفوی ساخته شده است.حمام مزبور مجموعه ای از فضا های متعدد بوده و بزر گترین و زیباترین بخش آن بخش بینه حمام با هشت ستون و تزئینات نقاشی است.
میل اخنگان (برج اخنگان)
این بنا در 32 کیلومتری شمال مشهد و در روستایی به همین نام قرار دارد. معماری ساختمان میل اخنگان برج مقبره ای است هشت ضلعی که به دوره تیموری و قرن نهم هجری تعلق دارد. گنبد مخروطی شکل و آجر کاری های آن بسیار هنرمندانه است.
سنگ نگاره (شتر سنگ)
این سنگ نگاره بر کناره راه مشهد - شاندیز نزدیک به روستای درخت بید واقع شده است بر سنگ های بزرگی موسوم به شترسنگ نقش بسته است. بر این سنگ نگاره نقوشی از قبیل شیر، بزکوهی، گاو میش و انسان های شکارچی نقش بسته که می توان قدمت آنها را به دوران نو سنگی نسبت داد.

کتیبه خان تاشی
در 25 کیلومتری جاده مشهد به سوی کلات بر سطح صخره ای در مجاورت راه و در دره کارده سنگ نگاشته ای موسوم به خان تاشی قرار دارد که نام آن واژه ای ترکی و دارای ده سطر به طول یک متر است. مضمون این کتیبه اشاره به عزیمت شیبک خان ازبک در سال 916 قمری به حدود توس دارد.
چهار طاقی چلاقد
این بنا در حدود یک کیلومتری روستای چلاقد در فاصله 30 کیلومتری جنوب شرقی مشهد واقع شده است. ساختار معماری بنا با زیر بنای تقریبی 86 متر مربع بر روی پلانی 4 ضلعی با شالوده ای از سنگ و دیوار های آجری شکل گرفته است. بر فراز این بنا گنبدی مدور و دو پوسته قرار دارد و به نظر می رسد بنیان معماری آن در دوره تیموری شکل گرفته باشد.
راه کهنه فاضل
تمامی راه های جنوب، جنوب شرقی و شرق در مسیر راه زیارتی - مذهبی به مشهد منتهی می گردید در محلی به نام طرق به هم می پیوستند. این راه به صورت گذرگاهی است با عرض متغیر بین 2 تا 6 متر که در شیب های تند با پلکان هایی کم ارتفاع و عریض امکان تردد را با وسایل بی چرخ نظیر کجاوه، پالکی، عماری و... فراهم می کرده است. راه کهنه فاضل در جوار روستای ده غیبی قرار گرفته و مربوط به قرون اولیه اسلامی است.
خانه ملک
این بنا در خیابان امام خمینی مشهد واقع شده و یکی از نمونه خانه های زیبای برجا مانده از دوران انتقال معماری در اواخر عصر قاجاریه محسوب می شود. بنای مزبور در گذشته بسیار وسیع تر بوده اما اکنون تنها بخش بیرونی آن برجای مانده که شامل دو طبقه است. طبقه بالایی دارای سقف مشبک و منبت کاری شده چوبی و شومینه گچبری زیبایی است. خانه ملک امروزه مرکز هنر های سنتی میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی است.
موزه مردم شناسی رباط ویرانی
موزه مردم شناسی رباط ویرانی در 10 کیلومتری جاده مشهد - شاندیز در روستای ویرانی، ویرانی 19 واقع شده است. رباط کاروانسرای ویرانی در راه تابستانی مواصلاتی نیشابور به توس واقع و در دوره تیموری بنیان گردیده است و از نوع رباط های سرپوشیده و فاقد حیاط مرکزی می باشد. این بنا دارای نه غرفه با طاق های جناقی است که هشت غرفه به شکل قرینه روبرو و یک غرفه در انتهای بنا قرار گرفته است. در این موزه از مشاغل و حرف سنتی استان خراسان رضوی و به ویژه مشهد مقدس به نمایش گذارده شده و می توان آن را نخستین موزه مردم شناسی کشور و اولین موزه تخصصی مشاغل و حرف سنتی در خراسان به شمار آورد.
هزاردستان
این حوضخانه که طراحی و معماری آن برداشت آزادی است از معماری حوضخانه های قدیم که به طرزی هنرمندانه ساخته شده و در واقع موزه ای است زنده که علاوه بر نمایش آثار هنری با غذا و نوشابه های سنتی از میهمانان پذیرایی می نماید این حوضخانه در راستای بازار جنت واقع شده است.

اماکن متبرکه و زیارتگاه های شهرستان مشهد
آرامگاه خواجه اباصلت
این بنا در جنوب شرقی و در 14 کیلومتری این شهر واقع است. بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است و از هر سو به وسیله چهار در به بیرون مرتبط می شود. تزئینات کاشی هفت رنگ، دو رواق مستطیلی شکل و آینه کاری های این بنا زیبا و دیدنی است. بنای مزبور مدفن خواجه اباصلت هروی خادم و محرم حضرت رضا(ع) است.
گنبد خشتی
این بنا در میدان طبرسی مشهد و در چهار سوی نوغان واقع شده و مدفن امیرسلطان غیاث الدین محمد بن امر طاهرالموسی است که نسبت شریفش با هفده واسطه به حضرت موسی بن جعفر (ع) می رسد. گنبد این آرامگاه خشتی است و به همین سبب آن را گنبد خشتی می نامند. این بقعه از نظر معماری مشتمل بر دو بخش مهم پیوسته است که شامل فضای زیر گنبد به صورت چهارشاه نشین و هشتی ورودی می باشد. بنا بر شواهد بنیان اولیه این بنا در دوره تیموری صورت گرفته و در عصر صفوی و قاجار نیز تکمیل و تزئین شده است.
آرامگاه خواجه ربیع
این بنا در انتهای خیابان خواجه ربیع مشهد در میان باغی بزرگ و با صفا واقع شده و متعلق به دوره صفویه است. ربیع بن خثیم از اصحاب پیامبر بزرگ اسلام (ص) بوده که در آغاز خلافت حضرت علی (ع) والی قزوین بوده است. سال درگذشت او را 61 تا 63 قمری نوشته اند. بنای این بقعه به درخواست شیخ بهایی عارف و شاعر نامدار ایرانی و به دستور شاه عباس صفوی ساخته شده است.
آستان متبرکه امام زادگان سید یاسر و سید ناصر
در امتداد دره بند گلستان و در 5 کیلومتری غرب شهر مشهد در ابتدای روستای گلستان بنایی تازه ساز با نمای امروزی و آراسته به کاشی های معرق قرار دارد که این مکان آستان مبارکه امام زادگان سید یاسر و سید ناصر (ع) از فرزندان ذکور حضرت امام موسی کاظم (ع) است عمده زائرین این آستان مقدسه از مسلمانان کشور های عربی حاشیه خلیج فارس می باشند.
آرامگاه امام زادگان بی بی صنوبر و میر سبحان ولی
از جمله اماکن مذهبی و زیارتگاه های شهر مشهد باید به مقبره امام زادگان بی بی صنوبر و میرسبحان ولی اشاره نمود. این بنا در 22 کیلومتری جاده مشهد به سد کارده واقع شده است و بر مبنای روایات، مدفونین در این بنا از منسوبین حضرت امام موسی بن جعفر(ع) می باشند.
بنای امام زاده گان هاشم و محتشم
بنای این آرامگاه در فاصله 55 کیلومتری شهر مشهد و در روستای پیوه ژن توقفگاهی قرار دارد که از زاویه گردشگری مذهبی حائز اهمیت است. این مکان منسوب به مدفن امام زادگان هاشم و محتشم (ع) از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع) می باشد.
آرامگاه امام زاده سید محمد علوی
بنای این آرامگاه در فاصله 45 کیلومتری جاده مشهد به تربت حیدریه و در حاشیه آن بر روی یک بلندی واقع شده است. بنا بر اقوال امام زاده سید محمد علوی از نوادگان حضرت امام موسی بن جعفر(ع) است.
آستان مقدس امام زاده یحیی
این بقعه متبرکه در جاده مشهد - سرخس به فاصله 55 کیلومتری از شهر مشهد و یک کیلومتری از روستای میامی قرار گرفته است. وی از فرزندان و نوادگان امام زین العابدین (ع) است که در سال 125 قمری به شهادت رسیده است. این آستان متبرکه همه روزه پذیرای گردشگران مذهبی است.

بقعه امام زاده سید عبدالعزیز
بقعه امام زاده سید عبدالعزیز در فاصله 34 کیلومتری جنوب غربی مشهد و در بخش احمدآباد، روستای ده سرخ قرار گرفته و بنا بر روایات مدفن امام زاده عبدالعزیز برادرزاده امام رضا (ع) می باشد و احتمالا بقعه کنونی در عصر قاجار بنیان نهاده شده است.

تخت امام و چشمه امام
تخت امام، زمینی به وسعت 600 متر مربع است که در 24 کیلومتری جنوب غربی مشهد در ده سرخ و در فاصله چند متری از چشمه امام قرار دارد. اهالی ده سرخ معتقدند تخت امام همان مکان مقدسی است که حضرت رضا (ع) با یاران خود در آنجا نماز به پا داشتند و از کرامت ایشان قطعه زمینی که بر روی آن ایستاده بودند حرکت کرده و کمی از زمین های اطراف متمایز شده است. همچنین بنا بر روایات در راه توس، حضرت رضا به هنگام نماز ظهر به قریه الحمراء (ده سرخ) می رسد. ایشان به قصد وضو با دستان مبارک زمین را حفر نموده و در این حال آب زمین جوشیدن می گیرد. اهالی ده سرخ بر این باورند که آب چشمه امام شفابخش است.
آرامگاه خواجه مراد
این بنا در 12 کیلومتری جنوب شرقی مشهد، در دامنه کوه و در کنار چشمه آبی قرار دارد. بنا شامل تعدادی اتاق، گنبد و دو مناره است. در داخل اتاق اصلی آینه کاری های زیبایی دیده می شود.

بوستان های شهری و جاذبه های گردشگری برون شهری
پارک ملت
این پارک در غرب مشهد و در ابتدای بلوار وکیل آباد واقع شده است با وسعت تقریبی 72 هکتار بزرگترین و مهم ترین بوستان در محدوده شهرستان مشهد می باشد. پارک ملت دارای امکانات بهداشتی، مسجد، شهر بازی، میادین ورزشی، مجتمع فرهنگی - هنری امام رضا، کتابخانه و استخر شنا می باشد.
پارک پردیس قائم
این پارک در شمال مشهد واقع گردیده و از جنوب به بلوار صد متری قائم محدود شده است. مساحت آن 163926 متر مربع می باشد و علاوه بر گونه های گیاهی بسیار، دارای ساختمان موزه ایرانی، مکان بازی های کامپیوتری، آلاچیق، بوفه و آب نمای موزیکال است.
پارک میرزا کوچک خان
پارک مزبور در حاشیه خیابان دانش شرقی واقع شده و 32325 متر مربع مساحت دارد. این مکان از امکاناتی مانند شهربازی، کتابخانه عمومی و میادین ورزش برخوردار است.
پارک امت
پارک امت در انتهای 30 متری طلاب با 30300 متر مربع وسعت قرار گرفته است. این پارک با انواع گونه های گیاهی مزین شده و دارای شهربازی کوچکی می باشد.
باغ ملی
این بوستان کوچک در یکی از خیابان های قدیمی مشهد موسوم به ارگ قرار دارد. گویا در گذشته ارگ شهر در این مکان بوده و آب قنات رکن آباد از همین باغ عبور می کرده است. این بوستان در سال 1345 توسط حسین ملک به شهرداری مشهد واگذار گردید. در این باغ علاوه بر گلکاری و گیاهان متنوع، مجموعه ای برای بازی کودکان نیز وجود دارد.
مجموعه فرهنگی تفریحی کوهسنگی
کوه سنگی مشهور ترین و زیبا ترین گردشگاه مشهد می باشد که در انتهای خیابان شریعتی مشهد قراردارد. آب قنات های گناباد به حوض بزرگ کوهسنگی می رسد و گلکاری ها و درختکاری های کوه سنگی، بر زیبایی آن افزوده است. همچنین قرار است در آینده موزه خراسان بزرگ در این مکان احداث گردد. بازار هنر از دیگر جلوه های این مجموعه است.
وکیل آباد
یکی دیگر از تفرجگاه های قدیمی شهر مشهد منطقه ای به نام وکیل آباد است که در گذشته از املاک حاج حسین ملک بوده است. از مهم ترین ویژگی های این مکان وجود درختان سر به فلک کشیده چنار و کاج می باشد امروزه با ایجاد معابر و محوطه سازی داخل مجموعه، پیاده روی و نظاره چشم انداز ها، استفاده از فضای مطبوع آن به آسانی صورت می گیرد.
باغ وحش وکیل آباد
در جنوب غربی مشهد و همجوار با پارک جنگلی وکیل آباد، باغ وحش وکیل آباد، تنها باغ وحش مشهد و خراسان رضوی قراردارد. این باغ وحش دارای حیوانات گوشتخوار و علف خوار، آبزی، خزنده و پرندگان است.

کوهستان پارک شادی
این پارک در دامنه تپه های شمال و غرب باغ وکیل آباد واقع شده و در حدود 18 هکتار وسعت دارد. کوهستان پارک شادی دارای امکانات تفریحی، شهر بازی، اورژانس، بانک، فوریت های پلیسی، غرفه های فروش مواد خوراکی و پارکینگ می باشد.
طرقبه
طرقبه یکی دیگر از گردشگاه های بزرگ و طبیعی مشهد است که از غرب به کوه های بینالود و از شمال به کوه تخت رستم محدود می شود. وجود چشمه سار ها و درختان فراوان آن را از نقاط بسیار خوش آب و هوا و تفریحی مشهد ساخته است. این منطقه ییلاقی دارای تابستانی با آب و هوای خنک و مطبوع است.
شاندیز
این مکان یکی از نواحی ییلاقی مشهد است که در بخش طرقبه و در فاصله 30 کیلومری غرب مشهد قرار دارد. وجود چشمه سار ها و باغ های فراوان، فضای سرسبز و رودخانه، چشم انداز بی بدیلی به منطقه بخشیده است. این ناحیه یکی از نواحی عمده تولیدات صنایع دستی و بومی نظیر پوشاک چرمی و پوستی، اشیاء چوبی و انواع بافته های گیاهی می باشد. شاندیز همچنین دارای رستوران ها، سفره خانه ها و اقامتگاه های تفریحی متعددی است.

جاغرق
روستای ییلاقی جاغرق در 21 کیلومتری شمال غربی مشهد و در فاصله 7 کیلومتری جنوب غربی طرقبه واقع شده است. جاغرق دارای آب و هوای معتدل کوهستانی، باغ های میوه و دره های سرسبز و پر آب می باشد. این ناحیه اقامتگاه های موقت و رستوران هایی برای استراحت و تفریح گردشگران دارد.

نغندر
روستای نغندر از توابع بخش طرقبه و در فاصله ده کیلومتری آن واقع شده است. این روستای سرسبز و آباد با چشم انداز های طبیعی شگرف در دامنه های شمالی کوه های بینالود قرارگرفته است.

روستای کنگ (ماسوله دوم)
روستای کنگ در دامنه کوه های بینالود و در قسمت جنوبی این رشته کوه به فاصله 22 کیلومتری شمال غربی طرقبه واقع شده است. کنگ با داشتن چشم اندازهای کوهستانی، چشمه سار ها و اشجار گوناگون بر دامنه کوهپایه های زیبا، همواره مورد علاقه کوهنوردان بوده است. معماری روستای کنگ شباهت بسیاری به معماری ماسوله دارد و تقریبا بام هر خانه به عنوان حیات منزل بالاتر محسوب می شود.
بند گلستان
از جمله آثار تاریخی مشهد، سدی قدیمی معروف به بند گلستان است که در 12 کیلومتری غرب مشهد و در حدود 4 کیلومتری طرقبه واقع شده است. این بند از آثار دوران تیموری می باشد. از امکانات موجود در بند گلستان می توان به رستوران، قهوه خانه و مجموعه قایقرانی آن اشاره کرد.
بند طرق
این سد در 14 کیلومتری جنوب شرقی مشهد بر روی رودخانه طرق و در نزدیکی بند قدیمی قرار دارد. سد طرق از نوع بتنی با دو قوس متقارن متشکل از 22 بلوک به عرض 14 متر است. بنای اولیه این بند متعلق به دوره تیموری است.
رودخانه و دره کشف رود
طول این رودخانه که در دره کشف رود جریان دارد حدود 290 کیلومتر است. این رودخانه از کوه های هزار مسجد و بینالود سرچشمه می گیرد و پس از طی مسافتی در پل خاتون سرخس به هریرود می ریزد.
عنبران
روستای عنبران در 26 کیلومتری مشهد و به فاصله یک کیلومتری طرقبه واقع شده است. مناظر سرسبز با علف های خودروی خوشبو باعث شده این روستا ییلاقی را عنبران بنامند. این روستا دارای واحد های پذیرایی و رستوران های متعدد و اقامتگاه های مناسب برای گردشگران می باشد.
حصار
روستای حصار در مسیر مشهد به طرقبه و بعد از بند گلستان واقع شده و دارای باغ های وسیع میوه، آب و هوای مفرح و چشم اندازهای زیبا می باشد.
زشک
این روستا در امتداد جنوب شرقی رشته کوه بینالود و در سرچشمه دره شاندیز و در 48 کیلومتری مشهد قرار دارد و به لحاظ مناطق دیدنی و طبیعی یکی از با صفاترین منطق ییلاقی اطراف مشهد است.
آندروخ
روستایی خوش آب و هوا از حومه تبادکان که در 33 کیلومتری شمال شرقی مشهد و در مسیر کلات نادری واقع شده است. این مکان یکی از تفرجگاه ها و پایگاه های ورزشی، ویژه کوهنوردان و صخره نوردان اطراف مشهد است. دره آندروخ با دیوار های سنگی احاطه شده و دارای غاری با دهانه بزرگ است.
دره آل
این دره در نزدیکی روستای آل، در 45 کیلومتری شمال شرقی مشهد و در مسیر جاده کلات واقع شده است. دره آل، دره ای عریض با جریان آبی است که از کوه های هزار مسجد سرچشمه می گیرد. دره انجیر یکی از جاذبه های دره آل است که پوشیده از درختان انجیر وحشی می باشد.
غار مغان
این غار در 75 کیلومتری مشهد و در جنوب روستای مغان قرار گرفته است. فسیل هایی که در این غار پیدا شده، مربوط به دوران دوم زمین شناسی است. غار مغان دارای دو دهانه در جنوب و در شرق است و ارتفاع آن از سطح دریا 2910 متر می باشد. هرچه به درون غار می رویم، ارتفاع دهانه غار بیشتر و شیب آن نیز فزونی می یابد. درون غار فرو شعبات و تونل هایی است که به هم راه دارند و در قسمتی از آن آب دیده می شود.
چشمه گراب
این چشمه در 49 کیلومتری جاده مشهد - نیشابور قرار گرفته است و خواص درمانی فراوان دارد. آب معدنی این چشمه در ازدیاد ترشحات بزاق، معده، صفرا، پانکراس (لوزالمعده) بسیار موثر است.

غار هندل آباد
در بخش تبادتکان و به فاصله 45 کیلومتری مشهد قرار گرفته است. این غار با دهانه ای کوچک، طولی قریب به 60 متر دارد و با ستون های استالاگتیت و استالاگمیت زیبائی خاصی دارد.
رودخانه و سد کارده
این رودخانه و سد در فاصله 20 کیلومتری جاده مشهد به کلات فرار دارد و در اطراف خود مناظر شگفت انگیز و بدیعی خلق کرده است. سد کارده توانایی ذخیره حدود 44 میلیون متر مکعب آب را دارد.
غار کارده
این غار به فاصله 50 کیلومتری شمال مشهد است و در 3 کیلومتری روستای کارده قرار گرفته است. عرض آن تقریبا یک تا سه متر و طولش به بیش از یکصد متر می رسد. کوهنوردان در درون آن اسکلت هایی قدیمی یافته اند.
جلوه هایی از جاذبه های گردشگری خراسان رضوی
غار مزداوند
این اثر یکی از بزرگترین و عمیق ترین غار های خراسان است و در شهرستان سرخس در منطقه ای موسوم به مزداوند واقع شده است.
غار پرده رستم
این غار در شهرستان چناران واقع شده و دارای دیواره هایی زیبا و دیدنی از جنس آهک می باشد.
بند فریمان
این بند در 10 کیلومتری جنوب فریمان قرار دارد. قدمت بنای اولیه آن به دوره تیموری باز می گردد. لیکن در زمان پهلوی بازسازی شده و بخش هایی به آن الحاق گردیده است. منطقه اطراف آن از آب و هوای دلپذیر برخوردار است.
چشمه سبز
این منطقه در 60 کیلومتری غرب مشهد و در دامنه کوه های بینالود قرار گرفته است. چشمه سبز با هوای سرد و پاکیزه در تابستان یکی از مناطق ییلاقی به شمار می رود.
چشمه گیلاس (گلسب)
نام قدیمی این مکان گلسب بوده و در فاصله 50 کیلومتری شمال غربی مشهد و 21 کیلومتری غرب آرامگاه فردوسی قرار گرفته است. در عهد تیموری به همت امیر علی شیرنوایی، آب این چشمه به سوی شهر مشهد هدایت شده و از صحن عتیق می گذشته است.
چشمه آبگرم شاهان گرماب
این چشمه در 52 کیلومتری شهر فریمان و برفراز تپه ای قرار گرفته است. چشمه آبگرم شاهان گرماب در حدود 48 درجه سانتی گراد حرارت دارد و در بهبود امراض پوستی بسیار موثر است.
مسجد کبود گنبد
این مسجد در شهرستان کلات و در فاصله حدود 145 کیلومتری شمال مشهد واقع شده است. کبود گنبد مسجدی 4 ایوانی است که گنبد دو پوسته کاشیکاری شده ای بر فراز آن خودنمایی می کند.
عمارت خورشید
عمارت خورشید که از آن به عنوان مقبره نادر نام برده می شود در 145 کیلومتری مشهد قرار گرفته و اقتباسی از گور تیمور در سمرقند است این بنا، مقبره ای مربوط به دوران ایلخانی بوده که در زمان افشاریه بنای کنونی بر شالوده آن ساخته شده است. عمارت مذکور دارای زیرزمینی متشکل از هشت فضای پیوسته یک سردابه و فضایی آرامگاهی بر روی سکویی هشت ضلعی می باشد.
مجموعه کلات نادری
کلات نادری در فاصله 145 کیلومتری شمال مشهد قرار دارد و توسط دو رشته کوه مرتفع حصار شده است. آثار این منطقه به دوره نادرشاه افشار تعلق دارد و عبارتند از برج های دیده بانی اطراف کلات، کتیبه نادری، که به زبان ترکی و به خط نستعلیق در بدنه کوه تراشیده شده، عمارت خورشید، تخت دختر و چندین دروازه ورودی که به دستور نادرشاه در این منطقه ساخته شده است.
رباط شرف
رباط شرف کاروانسرایی بین مشهد و سرخس، در شش کیلومتری جنوب شورلق قرار گرفته و متعلق به دوران سلجوقیان است. این بنا از بیرون مانند قلعه ای محکم و از درون مثل یک کاخ است و دارای دو صحن و چهار ایوان به شکل چلپیا می باشد آجر چینی و کتیبه هایی که در این قلعه به چشم می خورند، جلوه ای خاص به آن بخشیده اند.
http://www.sabteahval-kh.ir/mashhad1/tabid/3081/Default.aspx
تاریخ ورود:16/8/91

فضاهای آموزشی:
خبرگزاری مهر
حاشیه شهر مشهد با کمبود فضای آموزشی مواجه است

مشهد - خبرگزاری مهر: مدیرکل نوسازی توسعه و تجهیز مدارس خراسان رضوی از کمبود فضای آموزشی در حاشیه شهر مشهد خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر، هدایت الله هاشمی نسب چهارشنبه شب در جلسه شورای آموزش و پرورش اظهارکرد: این کمبود کلاس درس، در طبرسی، الهیه، پیروزی، جاده سیمان و شهرک مهرگان مشهود است.
وی بیان داشت: برخی مدارس برای استقرار نظام 6.3.3 اصلا مناسب بهسازی نبود، لذا تخریب و نوسازی شد.
هاشمی نسب با اشاره به این که تا کنون 4 میلیارد و صد میلیون تومان از خزانه تنخواه گرفته ولی 4 میلیارد و 900 تومان هزینه کرده است،از رئیس شورای آموزش و پرورش خواست تمهیداتی بیاندیشند در 6 ماهه 91 بیشترین تخصیصها برای این اداره اعلام شود تا مشکلات آموزش و پرورش مرتفع شود.
وی افزود: تا پایان مهر ماه، ساخت 151 پروژه به اتمام می رسد؛ همچنین160 پروژه بهسازی لرزه ای شده نیز بهره برداری می گردد.
وی از توزیع 12 هزار دستگاه تجهیزات به مدارس خبر داد و گفت:این لوازم تا 15 هزار دستگاه نیز افزایش خواهد یافت.
رافتی رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز نیز در این جلسه گفت: در 6 ماهه امسال 101 پروژه در استان انجام شده است.
وی افزود: این پروژه ها با زیربنایی بالغ بر 44 هزارو 815 متر مربع ،30 میلیارد تومان هزینه داشته است که با کمک 50 درصدی خیرین و 50 درصد نیز از سوی اداره نوسازی به انجام رسیده است.
احمد ذوقی رئیس اداره ناحیه 7 نیز در این جلسه با بیان این که مشکل کمبود فضای آموزشی در منطقه الهیه به بحران تبدیل شده است، افزود: رشد جمعیتی شهر به شکل عمودی این ناحیه را دچار چالش برای استقرار نظام 6.3.3 ساخته است.
شهاب الدین رضوی رئیس ناحیه 6 آموزش و پرورش نیز از کمبود فضای آموزشی در مناطق فکوری وهاشمیه نام برد و پیشنهاد کرد: اگر 5 درصد دریافتی عوارض شهرداری این مناطق به مدارسه سازی تخصیص یابد، ما نه تنها به کمک دولت نیازی نداریم بلکه تمام مدارس را در این مناطق خواهیم ساخت.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1700638
تاریخ ورود: 18/8/91


پایگاه مجلات تخصصی نور
ذهنیت فلسفی و سبک رهبری مدیران‌ (مورد بررسی:دانشگاه فردوسی مشهد)

 طاهره جاویدی کلاته جعفر آبادی‌، رزیتا ابوترابی‌
چکیده
 بررسی رابطهء ذهنیت فلسفی و سبک رهبری مدیران در دانشگاه فردوسی مشهد،هدف اصلی این مقاله‌ می‌باشد.در این پژوهش،مدیران دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان گروه مورد بررسی‌ (n-88) مورد مطالعه‌ قرار گرفتند.برای سنجش سبک رهبری از پرسشنامهء سبک رهبری و برای سنجش ذهن فلسفی از پرسشنامهء ذهنیت فلسفی استفاده شده است.تحقیق حاضر با استفاده از شیوهء کمی غیرآزمایشی تبیینی مقطعی انجام‌ شده،و برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس،آزمون تعقیبی‌ LSD و آزمون‌ t استفاده شده است.نتایج‌ تحقیق نشان می‌دهد که بین سبک‌های رهبری مدیران برحسب ذهنیت فلسفی آنان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.این بدین معنی است که مدیرانی که در پرسشنامهء ذهنیت فلسفی نمرهء بالاتری کسب کردند،بیشتر به‌ استفاده از سبک رهبری تیمی گرایش دارند.در نتیجه،نیاز به تقویت خصوصیات ذهن فلسفی شامل‌ جامعیت،ژرف‌نگری و انعطاف‌پذیری،در مدیران دانشگاه با نظر به یافته‌های این تحقیق بارز و نمایان گشته‌ است.
واژه‌های کلیدی:
 ذهن فلسفی،جامعیت،تعمق،انعطاف‌پذیری،سبک‌های رهبری.
مقدمه
 نیاز به مدیریت و رهبری در همهء زمینه‌های فعالیت‌های اجتماعی محسوس و حیاتی است واین نیاز در نظام‌های آموزشی که نقش اساسی در گردش امور جامعه و تدوام و بقای آن دارند،اهمیت بیشتری‌ می‌یابد(علاقه‌بند،1831).اندیشمندان بر این باورند که رهبری نوعی اعمال قدرت اجتماعی است؛زیرا رهبر بر سلوک فرد،قدرت تولید فرد و سازمان،سازگاری با محیط کار و روحیهء گروه اثری ژرف دارد (سرمد،2831:501).
 نظریه‌های رهبری در طول سالیان اخیر تغییرات بسیاری کرده است.سیر تکاملی این نظریه‌ها با تأکید بر رهبری شروع شده و بر نظریه‌هایی اثر گذاشته که رویکرد رهبری را در انگیزش پیروانشان در زمینهء محیط کاری خودشان می‌آزمایند(بوخینگهام،6002).شبکهء مدیریت از جمله تئوری‌های رفتاری رهبری است‌ که به وسیله رابرت بلیک‌3و جین موتن‌4ارائه شده است.در این شبکه،توجه به کارکنان و توجه به تولید اندازه‌گیری شده و سپس،نتایج بر روی شبکهء نه قسمتی ترسیم می‌شود که محور عمودی رابطه‌مداری‌ (توجه به کارکنان)و محور افقی وظیفه‌مداری(توجه به تولید)را نشان می‌دهد(شرمرهورن‌5و همکاران، 8731:232).
 بلیک و موتن شیوهء رهبری تیمی که بیان‌گر وظیفه‌مداری و رابطه‌مداری قوی است را دارای بالاترین‌ اثربخشی می‌دانند.در این سبک رهبری،کارها به وسیلهء افراد متعهد انجام می‌شود،افراد در سازمان منافع‌ مشترک دارند و وابستگی و روابط متقابل آن‌ها موجب احترام متقابل می‌شود.در سبک رهبری باشگاهی، مدیر توجه عمیق و دقیق به نیازهای افراد دارد تا روابط حسنه‌ای ایجاد کند و از این طریق،جوّ یا شرایط صمیمی و دوستانه‌ای بر سازمان حاکم شود.در سبک رهبری استبدادی،رهبر به صدور دستور می‌پردازد و دستورها باید دقیق اجرا شوند.در این سبک،افراد سازمان نوعی وسیلهء انجام کار به حساب می‌آیند.و بالأخره سبک رهبری بی‌خاصیت یا نامحسوس،کمترین اثربخشی را دارد(رابینز،3831:322).
 در سبک رهبری تیمی،مدیر اقدام به تشکیل تیم می‌کند و از آن‌جا که تیم‌سازی شیوهء مشارکتی است‌ و افراد برای ارزیابی ستادهء خود و اقدامات اصلاحی در مورد داده‌ها و فرایند باهم همکاری می‌کنند، ارزش‌هی بنیادی برای هدایت و راهنمایی رفتار اعضا شناسایی شده و هدف کلی به اهداف مشخص‌ عملکرد تبدیل می‌شود و ترکیب صحیحی از مهارت‌ها برای دست‌یابی به نتایج عملکرد بالا مشخص شده‌ و نوآوری‌و خلاقیت در عملکرد و وظایف تقویت می‌شود(شرمرهورن و همکاران،8731:671 و 771).
 از طرف دیگر،ذهنیت فلسفی یکی از ویژگی‌های آدمی است که می‌تواند مدیران را هنگام مواجهه با مسائل بی‌شمار رهبری آموزشی یاری نماید.به عبارت دیگر،مدیری که از ذهنیت فلسفی بالا برخوردار است،برای دیدن مسائل براساس اهداف درازمدت،تعمیم خلاق،عقاید اصولی و طیف وسیعی از انتخاب‌های منطقی،شانس بیشتری دارد(اسمیت،4731:252).
 فرد دارای ذهن فلسفی خصوصیاتی را نشان می‌دهد که می‌توان آن‌ها را در سه بعد جامعیت،تعمق و انعطاف‌پذیری گروه‌بندی کرد.این فرد همواره در جامعیت بخشیدن به اندیشه‌هایش تلاش می‌کند،مسائل‌ را در ارتباط با زمینه‌ای وسیع و مرتبط به هدف‌های درازمدت می‌بیند،امور بدیهی را مورد سؤال قرار داده‌ و به شانس خود برای حرکت به ماورای تعصبات جاهلانه،جانبداری‌های شخصی و تصورات کلیشه‌ای‌ می‌افزاید.این فرد از انعطاف‌پذیری که با نواندیشی،دگربینی و خلاقیت همراه است،برخوردار است و مسائل را از شقوق و جنبه های متعدد بررسی می‌کند(شریعتمداری،9631:75-83).بنابراین،از مدیری‌ که از دهنیت فلسفی بالایی برخودار است،رابطه‌داری قوی و وظیفه‌مداری قوی انتظار می‌رود.

 با توجه به آن‌که تحقیقات اندکی در داخل و خارج کشور در مورد ذهنیت فلسفی انجام شده و رابطهء ذهنیت فلسفی را با خلاقیت،عملکرد مدیریت،خلاقیت،شیوهء تصمیم‌گیری،روحیه و مشارکت معلمان، علاقهء شغلی و کارایی مدیران و توانایی انجام وظایف مدیریتی سنجیده‌اند(اسمیت،5691،سیف‌ هاشمی،3831،هاشمی،4731،مرتضایی مقدم،0831،زارع،5831،خزاعی،5831،اسحاقیان،2731، بندلی‌زاده،6731،موسوی،2831،لروانی،1831)،ولی در هیچ کدام رابطهء ذهنیت فلسفی با سبک رهبری‌ مدیر بررسی نشده،تا حدود زیادی ضرورت این تحقیق محرز می‌شود.
برای خواندن ادامه ی مقاله در زیر کلیک کنید
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/616180?sta=%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%20%d9%88%20%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4
تاریخ ورود: 18/8/91

پایگاه مجلات تخصصی نور:
تحلیل رابطه‌ عدالت‌ سازمانی با تعهد سازمانی‌ کارکنان‌ مدارس‌ راهنمایی‌ دخترانه نواحی آموزش‌ و پرورش مشهد

 دکتر حسینعی بهرامزاده/ عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد
منصوره یادگاری/ دانشجوی کارشناسی ارشد، مدیریت آموزشی و دبیر آموزش‌ و پرورش ناحیه یک مشهد
E.mail yadegary8011@yahoo.com
چکیده
 پژوهش حاضر تحت عنوان بررسی رابطه عدالت سازمانی با تعهد سازمانی کارکنان مدارس‌ راهنمایی دخترانه نواحی هفت‌گانه مشهد انجام شده است.هدف از اجرای این تحقیق پاسخ‌ به این سوال بوده که آیا تعهد سازمانی کارکنانی که مدیران آنها عدالت سازمانی را رعایت می‌ کنند بیشتر است؟
 پژوهش حاضر یک مطالعه زمینه‌یابی از نوع همبستگی می‌باشد.حجم جامعه 3400 نفر و حجم نمونه 343 نفر از کارکنان مدارس راهنمایی دخترانه نواحی هفت‌گانه مشهد،و روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی بوده است.قلمرو زمانی پژوهش نیمه نخست سال‌ 1387 بوده است.به منظور جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه تعهد سازمانی مودی،استیرز و پورتر با ضریب آلفای کرونباخ 96%و پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن با ضریب‌ آلفای کرونباخ 61/87%استفاده شده.به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روشهای‌ آمار توصیفی و استنباطی و شاخص میانه و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رتبه‌ای‌ کروسکال والیس استفاده شده است.
 طبق نتایج بدست آمده تایید شده که تعهد سازمانی کارکنانی که مدیران آنها عدالت سازمانی‌ را رعایت می‌کنند بیشتر است همچنین رعایت عدالت تعاملی و عدالت رویه‌ای از سوی‌ مدیران نسبت به عدالت توزیعی ارتباط بیشتری با تعهد سازمانی دارد.همچنین بین تعهد سازمانی کارکنان با سابقه خدمت،مدرک تحصیلی،سمت شغلی،منطقه کاری ارتباط معناداری مشاهده نگردید.
کلیدواژه:
 عدالت سازمانی،عدالت تعاملی،عدالت رویه‌ای،عدالت توزیعی،تعهد سازمانی،کارکنان‌ مدیر

مقدمه
 امروزه یکی از شاخصهای برتری یک سازمان به سازمان دیگر دارا بودن نیروی انسانی‌ متعهد می‌باشد.وجود چنین نیروی متعهدی وجهه سازمان را در اجتماع مهم جلوه داده و زمینه را برای رشد و توسعه سازمان فراهم می‌کند برعکس نیروی انسانی با تعهد و تعلق‌ اندک نه تنها خود در جهت نیل به اهداف سازمان حرکت نمی‌کند بلکه در ایجاد فرهنگ‌ بی‌تفاوتی نسبت به مسائل و مشکلات سازمان در میان سایر همکاران می‌تواند موثر باشد مهمتر از این،سازمان را در تحقق اهداف و آرمانهایش ناکام می‌سازد.
 همچنین تعهد موجب بهره‌وری می‌شود،زیرا افزایش تعهد موجب ارتقا سازگاری فرد با سازمان،بروز خلاقیتهای فردی،و نیز استفاده‌ کارآمد از منابع انسانی می‌شود که این همه خود افزایش بهره‌وری را در پی دارد.
 با عنایت به اهمیت این مسئله ضروری است که سازمانها تدابیر لازم را به منظور حفظ و افزایش تعهد اعضایشان بیندیشند و عواملی را که‌ می‌تواند منجر به کاهش تعهد آنان گردد را به حد اقل ممکن رسانده و از میان برداند یکی از عوامل مرتبط با تعهد سازمانی عدالت می‌ باشد.
 عدالت و اجرای آن یکی از نیازهای اساسی و فطری انسان است که همواره در طول تاریخ وجود آن بستری مناسب جهت توسعه جوامع‌ انسانی فراهم کرده است.نظریات مربوط به عدالت به موازات گسترش و پیشرفت جامعه بشری تکامل یافته و دامنه آن از نظریات ادیان و فلاسفه به تحقیقات تجربی کشیده شده است.پس از انقلاب صنعتی و مکانیزه شدن جوامع بشری،سازمانها چنان بر زندگی بشر سیطره‌ افکنده‌اند که هر انسانی از لحظه تولد تا مرگ مستقیما وابسته به آنهاست و امروزه زندگی،بدون وجود سازمانها قابل تصویر نیست.بنابراین‌ اجرای عدالت در جامعه منوط به وجود عدالت در سازمانهاست.
 بعضی مدیران تصور می‌کنند که تنها از طریق اختصاص پاداشهای مالی می‌توانند مجری عدالت بوده و بر سطح تعهد کارکنان بیافزایند،در حالیکه باید توجه نمود که برخورد منصفانه و عادلانه با کارکنان موجب‌ رضایت آنها و احساس برابری و افزایش خشنودی شغلی آنها می‌گردد.
بطور کلی فراگردها،رویه‌ها،و نتایج منصفانه در سازمان می‌تواند مسیر دستیابی به نتایج مطلوب را هموار سازد و مدیران کردان به جای‌ تلاش برای در نظر گرفتن،اقتضائات پیچیده،از طریق برخورد عادلانه هزینه کنترل را کم کرده،سطوح اداری را کاهش می‌دهند و همزمان هدفهای مشخصی را برای واحد یا سازمان خود تدوین می‌کنند و به این طریق نهایتا بر سطح تعهد کارکنانشان می‌افزایند.
برای خواندن متن کامل در زیر کلیک کنید
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/550855?sta=%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%20%d9%88%20%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4
تاریخ ورود:18/8/91

پرتال جامع علوم انسانی
بررسی مقدماتی رشته تحصیلی و سوابق آموزشی معلمان علوم اجتماعی دبیرستان های مشهد

احمد حامدمقدم
لینک مقاله:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327173538-3031-67.pdf
تاریخ ورود:18/8/91

وبسایت دانشگاه فردوسی مشهد:
درباره ی دانشگاه فردوسی مشهد

با تبدیل آموزشگاه عالی بهداری در سال 1328 به دانشکده پزشکی ، نخستین گام در راه تاسیس سومین دانشگاه ایران در شهر مقدس مشهد برداشته شد
در سال 1334 با صدور مجوز دیگری دانشکده ادبیات با پنج رشته جداگانه تاسیس یافت . با گسترش آموزش عالی در کشور به ترتیب دانشکده معقول و منقول (که بعدأبه الهیات تغییر نام یافت ) دانشکده علوم ، دانشکده دندانپزشکی ، دوره شبانه ، دانشکده علوم دارویی و تغذیه ، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی ، دانشکده کشاورزی ، دانشکده مهندسی ، مؤسسه بینایی سنجی ، دبیرستان دانشگاه و مرکز تعلیمات به مجموعه دانشگاه مشهد که ازسال 1353 به دانشگاه فردوسی تغییر نام یافته بود افزوده شد .
ضرورت گسترش آموزش پس از انقلاب اسلامی سبب شد که پس از تغییردر برخی واحدهاو تفکیک دانشگاه علوم پزشکی از دانشگاه فردوسی مشهد ، دانشکده علوم اداری و اقتصادی ، دانشکده دامپزشکی، آموزشکده کشاورزی شیروان ، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی ، دانشکده علوم ریاضی ،  پژوهشکده علوم گیاهی ، مرکز تحقیقات زمین لرزه شناسی ، کالج دانشگاه ، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست ،و دانشکده معماری و شهرسلزی ، یکی پس از دیگری به مجموعه واحدهای دانشگاه اضافه شود .
هم اکنون دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان سومین دانشگاه کشور از نظر قدمت پس از دانشگاههای تهران و تبریز در حال حاضر شصت و سومین سال فعالیتش را سپری می کند

در اوائل دهه هشتاد این دانشگاه در رتبه بندی دانشگاهها جایگاه چهاردهم را داشته است در حالیکه هم اکنون به لطف خداوند و عنایت خاصه حضرت ثامن الحجج با تلاش و همکاریهای قابل تحسین  همکاران محترم این جایگاه به رتبه هشتم ارتقاء یافته است
بر اساس برنامه استراتژیک دانشگاه مقرر شده است در سال 1404 این دانشگاه دارای رتبه 500 جهانی دهم منطقه ای و دوم در بین دانشگاههای جامع کشور باشد که البته در حال حاضر رتبه دانشگاه فردوسی مشهد بین دانشگاههای جامع سوم است
در سال 1384 نسبت دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان کمتر از ده درصد بوده که فعلا بدون لحاظ نمودن دانشجویان واحد بین بیش از 35 درصد کل دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد را دانشجویان تحصیلات تکمیلی تشکیل می دهند
در حال حاضر بیش از 20 هزار دانشجو در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند که حدود 2500 تن در مقطع  دکتری و حدود 6000 تن در مقطع کارشناسی ارشد و بقیه در مقطع کارشناسی مشغول به ادامه تحصیل هستند
بیش از 700 نفر عضو هیات علمی در دانشگاه مشغول فعالیت هستند که حدود 650 نفر از آنان دارای مدرک ph.d و بیش از 120 نفر دارای  رتبه استادی یا پروفسوری هستند
از سال گذشته تحصیلی واحد بین الملل دانشگاه فعالیت خو.د را آغاز نموده است و قریب به 500 نفر دانشجوی دکتری و بیش از 800 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد  جذب نموده است و با پذیرش دانشجویان جدید مجموعه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری واحد بین الملل به بیش از 2500 نفر خواهد رسید  که امیدواریم تا 5 سال آینده به حدود 5000 نفر برسد
در طی دو سال اخیر این دانشگاه فعالیت گسترده ای در زمینه های مختلف برای پژوهش بویژه در زمینه های بیوتکنولوژی انرژی خورشیدی انرژی باد و برخی نیازهای کلیدی کشور را آغاز نموده است به طوری که در برخی از پروژه های کلان کشوری  به میزان نقش اصلی یا همکار اصلی مشغول فعالیت است که تاکنون منجر به ایجاد پژوهشگاههای هوا خورشید و بعضی از پژوهشکده های دیگر شده است
مدیریت دانشگاه شامل : ریاست دانشگاه و معاونان آموزشی و تحصیلات تکمیلی ، پژوهش و فناوری ، اداری و مالی ، دانشجویی و فرهنگی وطرح و برنامه است که بر اساس تشکیلات سازمانی مصوب محور اصلی کلیه امور ، کارکردو اتخاذ تصمیمات دانشگاه می باشند .
همچنین نهادهای فرهنگی مانند : دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری ، جهاد دانشگاهی ، تشکلهای اسلامی دانشجویی ، هیأت علمی ، انجمن های علمی و قطب های علمی همگام با مدیریت ، دانشگاه را در انجام رسالت های خود یاری می نمایند .
http://www.um.ac.ir/pages-display-id-78.html
تاریخ ورود:18/8/91

دانشنامه ی ویکی پدیا:
دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

دانشگاه آزاد اسلامى مشهد از نخستین واحدهاى دانشگاهى است که در آذر ماه سال ۱۳۶۱ تاسیس و با ۱۶۷ دانشجو در سه رشته در مهر ماه ۱۳۶۲ حرکت علمى خود را آغاز نمود و از تیرماه ۱۳۷۹ از لحاظ رتبه به دانشگاه جامع ارتقا یافته است و در دومین مجمع عمومی اتحادیه بین المللی دانشگاههای جهان اسلام ( فروردین ماه ۱۳۸۰ –کوالالامپور ) بعنوان عضو آن اتحادیه پذیرفته شده است و در حال حاضر آمار دانشجویان آن ۲۵ هزار و ۳۴۳ نفر و تعداد فارغ التحصیلان ۵۴ هزار و ۵۰ نفر است. . [۱]
دانشکده فنی در سال ۱۳۶۳ با هدف تربیت نیروهای فنی متخصص جهت رفع نیازهای بخشهای صنعتی، آموزشی و طراحی مهندسی استان، کار خود را با تنها یک مقطع تحصیلی در رشته مکانیک آغاز نمود و بتدریج با استقبال متقاضیان تحصیل از جمله در رشته عمران، توسعه یافت و در سال ۱۳۷۰ با اضافه شدن رشته کامپیوتر، بطور رسمی به دانشکده تبدیل گردید.
این واحد دانشگاهی دارای ۱۲۹ رشته شامل ۲۴ رشته کاردانی، ۶۵ رشته کارشناسی، ۳۲ رشته کارشناسی ارشد و ۵ رشته دکتری تخصصی و یک رشته دکترای حرفه ای است.
اخیرا دستیاری در رشته پزشکی (داخلی و اطفال) در وزارتخانه بهداشت و درمان و آموزش پزشکی مورد موافقت اصولی قرار گرفته است که انشاء ا... به زودی آموزش دستیاری در رشته‌های فوق آغاز می شود. تعداد اعضاء هیئت علمی ۵۰۲ نفر که ۴۲۴ نفر تمام وقت و ۷۸ نفر نیمه وقت و تعداد ۸۵۰ نفر به صورت حق التدریس همکاری دارند. [۱]
کارکنان اداری ۱۱۷۵ نفر هستند که بیش از ۷۰ درصد دارای مدرک لیسانس و بالاتر هستند.
تاکنون مبلغ ۷۰۱٬۳۰۰٬۴۱۴٬۴۵۳ ریال تحت قالب وام کوتاه مدت، بلندمدت و سایر وامهای دانشگاه به دانشجویان پرداخت شده است. تعداد مراکز دانشگاهی که تحت پوشش و زیر نظر این دانشگاه فعالیت می کنند ۸ مرکز، سرخس، درگز، بردسکن، نهبندان، فریمان، اسفراین، خواف و جاجرم هستند.
مجتمع آموزشی گلبهار که به عنوان طرح توسعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است، کلیه مقاطع به جز دکتری به آنجا منتقل می شود.

دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد مشهد
دانشکده دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با هدف تأمین نیروی انسانی متخصّص و ماهر با راه‌اندازی گروه‌های ریاضی و آمار در سال ۱۳۶۲ هجری شمسی تأسیس گردید و در سال ۱۳۷۴ به طور رسمی و مستقل به عنوان دانشکده علوم به کار خود ادامه داد.این دانشکده در حال حاضر ۶۱ عضو هیأت علمی تمام وقت ، ۲۷ عضو هیأت علمی نیمه وقت، ۲۳ نفر کارشناس آموزشی، ۵۱ عضو کادر اداری و خدماتی و ۸۰ عضو هیأت علمی حق التدریس دارد و حدود ۳۵۷۶ دانشجوی پسر و دختر در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در آن به تحصیل اشتغال دارند. گروه زمین‌شناسی دانشکده علوم دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در سال ۱۳۷۴ در دانشکده علوم تأسیس و اقدام به جذب هیأت علمی نمود. این گروه کار خود را در مقطع کارشناسی آغاز کرد و در سال ۱۳۸۱ در مقطع کارشناسی ارشد شاخه چینه و فسیل اقدام به جذب دانشجو نمود.
دانشکده فنی و مهندسی : در مجتمع آموزشی قاسم آباد مستقر می باشد. در این دانشکده گروه‌های مکانیک، شهرسازی، عمران، مهندسی پزشکی، طراحی صنعتی، متالوژی، فناوری اطلاعات قرار دارند. تعداد دانشجویان دانشکده در ترم جاری ۷۱۲۸ نفر می‌باشد که در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند. در این دانشکده ۲۱ مکان به منظور تشکیل ۵۰ آزمایشگاه و کارگاه برای رشته‌های مختلف تحصیلی اختصاص داده شده است. نمازخانه، کتابخانه اختصاصی، سلف سرویس، نهارخوری، سالن سرپوشیده ورزشی، زمین چمن فوتبال، شعبه بانک ملی و ... از جمله امکانات و تسهیلاتی می باشند که جهت استفاده دانشجویان در این دانشکده احداث شده است.

دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد مشهد
این مجتمع با بیش از ۱۰هزارمتر مربع زیر بنا در ۴ طبقه احداث گردیده دانشجویان این مجتمع در رشته هاى الهیات و معارف اسلامى – مطالعات خانواده – دینى عربى و مدیریت دولتى – حسابدارى – زبان وادبیات فارسى و جغرافیا در مقاطع کاردانى – کارشناسى پیوسته و ناپیوسته – کارشناسى ارشد و دکتراى تخصصى تحصیل مى نمایند و تاکنون تعداد ۱۳۱۹۱ فارغ التحصیل داشته است.
این مجتمع داراى کتابخانه اختصاصى با بیش از ۴۴هزار نسخه کتاب و ۲ سالن مطالعه خواهران و برادران مى باشد .
 
دانشکده علوم پایه
در این دانشکده گروه‌های ریاضی، فیزیک، شیمی، زمین شناسی، زیست‌شناسی و آمار و علوم تجربی قرار دارند. تعداد دانشجویان دانشکده در ترم جاری ۳۶۷۶ نفر می‌باشد که در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی مشغول به تحصیل هستند. تعداد ۷۸ آزمایشگاه و کارگاه برای رشته‌های مختلف در این دانشکده موجود است. از رشته‌های موجود در این دانشکده عبارتند از: ریاضی، ریاضی محض، ریاضی کاربردی، آمار، زمین شناسی، زیست شناسی، علوم گیاهی، شیمی تجزیه، شیمی محض، شیمی کاربردی، فیزیک، شیمی، دبیری زیست شناسی، بیوشیمی، فیزیک کاربردی و ریاضی دبیری، علوم تجربی .
 
دانشکده حقوق، علوم سیاسی و زبان‌های خارجی
تعداد اساتید: ۴۸ نفر تعداد دانشجویان: ۲۵۸۶ نفر گروه‌های آموزشی مستقر: حقوق، علوم سیاسی، زبان فرانسه، زبان انگلیسی تعداد آزمایشگاه و کارگاه : ۲ عدد فارغ التحصیلان ۵۳۶۰ نفر
 
دانشکده پزشکی
در این دانشکده رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی می‌باشد که با نام دانشکده پزشکی دکتر شاهین فر در مرکز شهر مشهد قرار دارد، تعداد دانشجویان این دانشکده ۱۲۹۹ نفر و تعداد فارغ التحصیلان ۷۵۲ نفر است. دانشکده پیرانپزشکی : دانشکده پیرانپزشکی با تعداد ۵۳۷ دانشجو که از این تعداد ۸۰ نفر دانشجوی پسرو ۳۸۳ نفر دانشجوی دختر هستند در رشته‌های تکنسین اتاق عمل، تکنسین بیهوشی و مربی بهداشت مشغول به فعالیت است.
 
دانشکده هنر و معماری
این دانشکده در سال تحصیلی جاری دارای ۲۲۲۵ دانشجو در رشته‌های مهندسی معماری، مهندسی شهرسازی، طراحی صنعتی در مقاطع کاردانی تا کارشناسی ارشد است.
 
گروه علوم تربیتی
 تعداد اساتید: ۱۰ نفر تعداد دانشجویان ۴۰۷ نفر دانشجویان مرد: ۹۰ نفر دانشجویان زن: ۳۱۷ نفر گروه‌های آموزشی مستقر: آموزش ابتدایی تعداد آزمایشگاه‌ها و کارگاه: ۱ تعداد فارغ التحصیلان : ۲۵۱۷ رشته‌های موجود: آموزش ابتدایی
 
مجتمع آموزشی گلبهار
مجتمع آموزشی گلبهار دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با هدف تأمین نیروی انسانی متخصّص و ماهر با راه‌اندازی گروه کشاورزی و تربیت بدنی در قالب دوره‌های کاردانی ناپیوسته تکنولوژی تولیدات گیاهی و کارشناسی پیوسته زراعت و اصلاح نباتات و نیز دوره کارشناسی پیوسته علوم ورزشی و تربیت بدنی ویژه دانشجویان پسر در سال ۱۳۷۷ هجری شمسی تأسیس گردید.
در سال بعد رشته‌های صنایع فلزی و تأسیسات در مقطع کاردانی پیوسته ویژه فارغ التحصیلان دوره کار و دانش و یا فنی و حرفه ای ایجاد شد. پس از گذشت یکسال دیگر رشته‌ساخت و تولید در مقطع کاردانی پیوسته در این دانشکده آغاز به کار نمود. رشته‌های تکنولوژی تولیدات گیاهی در مقطع کارشناسی ناپیوسته – کارشناسی ارشد ناپیوسته کشاورزی در گزایش‌های زراعت - شناسائی و مبارزه با علفهای هرز – اگرواکولوژی کاردانی پیوسته تربیت بدنی - کارشناسی پیوسته کشاورزی، علوم دامی و اقتصاد کشاورزی - کارشناسی پیوسته مهندسی مکانیک ساخت و تولید - کارشناسی ناپیوسته تأسیسات نیز در سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۶ فعالیت خود را آغاز نمودند .
هم اکنون این دانشکده تحت نام مجتمع آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در شهرجدید گلبهار با ۶ گروه آموزشی فعالیّت می‌کند. این دانشکده در حال حاضر ۳۲ عضو هیأت علمی، شامل ۱ دانشیار، ۱۸ استادیار، ۱۰ مربی و ۷کارشناس آموزشی و ۳۵کادر اداری و خدماتی دارد و حدود ۱۸۰۰ دانشجوی مرد و زن در دوره‌های کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد در آن به تحصیل اشتغال دارند.
 
اعضای هیأت علمی این دانشکده با نهادها و سازمانهای اجرایی متعددی همکاری دارند و در این دانشکده طرحهای مشترک آموزشی، تحقیقاتی و مشاوره‌ای در زمینه‌های مختلف به اجرا درآمده است. همچنین در برگزاری سمینارها و کنگره‌های علمی این دانشکده بسیار فعّال بوده است و تاکنون تعداد قابل توجهی گردهمایی، هم اندیشی و سخنرانی علمی برگزار کرده است.
فضای آموزشی و اداری مجتمع از آغاز تاکنون در محل ساختمان فعلی مجتمع بوده و در سال ۱۳۸۵ ساختمان آموزشی جدیدی بمنظور استفاده دوره‌های کاردانی پیوسته صنایع فلزی و ساخت وتولید و تأسیسات در محل مجتمع خوابگاه و در سال ۱۳۸۶ با حضور ریاست دانشگاه (دکتر جاسبی )، ریاست واحد مشهد(دکتر حلمی)و همچنین ریاست دانشکده مهندسی مشهد(دکتر هروی) و مسئولان استانی دو باب سوله کارگاه‌های آموزشی گروه صنایع فلزی و ساخت وتولید و تأسیسات در پردیس دویست هکتاری افتتاح گردید. شنیده‌ها حاکی از قصد دانشگاه آزاد برای انتقال کلیه دانشکده‌های مهندسی، انسانی و هنر به دانشکده گلبهار و تبدیل دانشکده مهندسی به دانشکده تحصیلات تکمیلی مهندسی است.
تعداد اساتید ۱۵ عدد تعداد دانشجویان ۱۸۸۹ گروه‌های آموزشی مستقر: کشاورزی، تربیت بدنی، ساخت و تولید، صنایع فلزی، علوم دامی، اقتصاد تعداد آزمایشگاه‌ها و کارگاه ها: ۴۲ تعداد فارغ التحصیلان ۳۴۴۵ است
 
آیین نامه آموزشی
طبق ماده ۱۹ دانشگاه ازاد اسلامی تعداد واحدهای انتخابی دانشجوی تمام وقت در یک نیمسال تحصیلی نمی تواند از ۱۲ واحد کمتر و از ۲۰ واحد بیشتر باشد. [۲]
تبصره ۴ : دانشجویی که میانگین نمرات نیمسال قبل او ۱۷ یا بیشتر باشد، می تواند با تصویب گروه آموزشی مربوط تا ۲۴ واحد درسی را انتخاب کند و حداکثر واحدهای انتخابی مجاز برای دوره تابستانی ۶ واحد است که البته برای دانشجویان ترم آخر تا ۷ واحد قابل افزایش است.همچنین درصورتی که دانشجویی دارای ۶ واحد در ترم آخر خود باشد میتواند با استفاده از قانون معرفی به استاد این ۶واحد را به صورت غیر حضوری بگذراند.
 
مجموعه فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
این مجموعه شامل ۴ بلوک مسجد، سالن اجتماعات، اتاقهای اداری، پذیرایی و نمایشگاه به مساحت کل ۵۸۹۴ مترمربع و به متراژ ۳۰۰۰ مترمربع محوطه سازی اجرا گردیده که مسجد به صورت تک مناره و در دو طبقه به مساحت ۱۲۰۰ مترمربع و ظرفیت ۱۶۰۰ نفر در دو طبقه است. آمفی تئاتر این مجموعه یکی از بزرگترین و مجهزترین سالن آمفی تئاتر استان می‌باشد و با ظرفیت ۷۰۰ نفر به مساحت ۲۵۱۲ مترمربع است. بلوک فرهنگی شامل نمایشگاه در دو طبقه به صورت نمایشگاه سرپوشیده و در طبقه همکف دارای ۶ اتاق اداری است. پذیرایی و نمایشگاه روباز که قسمت پذیرایی با ظرفیت ۵۰۰ نفر و بام سالن پذیرایی به صورت نمایشگاه روباز که به مساحت ۸۷۵ مترمربع است. برگزاری ۷ جشن بزرگ ازدواج دانشجویی با حضور ۲۴۷۷ زوج (در ۳ سال اخیر در جوار بارگاه رضوی)، ۹۲ جلسه شورای فرهنگی دانشگاه و کمیته فرهنگی دانشکده ها. برگزاری مراسم اعتکاف دانشجویی با حضور ۵۲۰۰ دانشجو مسابقات قرآن و عترت که تاکنون ۲۴ هزار نفر دانشجو در آن شرکت نموده اند. تشکیل مجمع قاریان و حافظان و برگزاری نمایشگاه بزرگ قرآنی در هر سال. برگزاری همایشهای علمی فرهنگی نظیر دانشگاه و دفاع مقدس، تمدن ایرانی و ظرفیت‌های وحدت ساز، نهج البلاغه و .... . در راستای فرهنگی و شئونات اسلامی در محیط دانشگاه، اجرای طرح فرهنگی عفاف طی ۵ سال
 
اقدامات و فعالیت‌های پژوهشی
این دانشگاه در راستای تکریم ارباب رجوع و خدمات ویژه به دانشجویان، طرح جامع مکانیزاسیون دانشگاه را در قالب ۱۹ سیستم جامع، عملیاتی کرده است و همه امور دانشجویان از جمله کلیه عملیات انتخاب واحد و حذف و اضافه و حتی پرداخت الکترونیکی وجوه شهریه از طریق اینترنت و بدون مراجعه دانشجو به دانشگاه (که لازم به توضیح است که این سیستم برای اولین بار در ایران پیاده شده است) انجام می گیرد. از دیگر فعالیت‌های انجام شده می توان به موارد ذیل اشاره کرد: ایجاد شبکه گسترده کامپیوتری میان دانشکده‌ها و ساختمان‌های اداری در سطح شهر مشهد استفاده نامحدود از بانک اطلاعاتی هسته و core دنیا، حاوی نزدیک به ۴۰ میلیون خلاصه مقاله و ۹۰۰ بانک اطلاعاتی تخصصی دیگر در کتابخانه‌های دانشگاه . خلاصه و اطلاعات حدود ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار پایان نامه دانشگاه‌های امریکا و اروپا. دسترسی به حدود ۱۰۰۰ کتاب مرجع و hand book الکترونیکی، دسترسی به ۱۰۰۰۰ ژورنال الکترونیکی شامل ۱۰ میلیون مقاله، تهیه اصل مقالات با استفاده از سرویس هوشمند تهیه مدارک علمی smartdoc، استفاده از خدمات کتابخانه ای (SDILINK- ALERT) تعداد کل کتب و مجلات موجود در دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ۲۰۸ هزار و ۵۵۴ جلدَست که ۴۲۸۷۷ جلد آن لاتین و ۱۶۵۶۷۷ جلد آن فارسی می باشد. یعنی تقریبا برای هر دانشجو ۸ کتاب. از طرح‌های پژوهشی ارائه شده تاکنون ۱۶۲ طرح به تصویب رسیده، ۷۴ طرح پژوهشی خاتمه یافته و ۸۸ طرح در حال اجراست. کتب چاپ شده واحد تاکنون ۴۷ عنوان. تعداد کتب در دست چاپ ۹ عنوان . کتب در دست داوری ۶ عنوان. تعداد مقالات چاپ شده اعضاء هیأت علمی در مجلات علمی مجله ISI ۵۴علمی پژوهشی ۲۶علمی ترویجی۲۴ علمی عمومی ۶۰
 
بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه  
- بیمارستان آریا بیمارستان آریا دارای ۱۲۰ تخت فعال و ۹ بخش درمانی شامل واحدهای پاراکلینیکی از قبیل آزمایشگاه کلینیکال، پاتولوژی، رادیولوژی، اکوکاردیو گرافی و تست ورزش است. تعداد کارکنان ۲۰۲ نفر و در خیابان پاسداران، گلستان غربی واقع است. ۲- بیمارستان ۲۲ بهمن بیمارستان ۲۲ بهمن توسط خیریه بهمن به دانشگاه واگذار شده که دارای ۱۸۵ تخت است و ۲۰۸ فرصت شغلی ایجاد نموده است. تاکنون ۲۰ میلیارد ریال صرف خرید تجهیزات برای آن شده از جمله خرید یک دستگاه سی تی اسکن به ارزش ۶۰۰ میلیون تومان که دستگاه خریداری شده آخرین ورژن فیلیپس است و تنها ۳ نمونه آن در ایران موجود است. ۳- بیمارستان ۱۷ شهریور ۴- بیمارستان فارابی بیمارستانهای مزبور مربوط به سازمان تامین اجتماعی می‌باشد که به صورت قراردادی و از ابتدای تاسیس رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی با دانشگاه همکاری خوب و موثری دارند.
 
آموزشکده فنی سما [ویرایش]
در حوزه معاونت مدارس غیر انتفاعی سما ۱۶ مدرسه با ۲۳۵۲ دانش آموز و همچنین ۴ آموزشگاه زبان‌های خارجه فعال هستند که دانش آموزان این مدارس در مقاطع پیش دبستانی، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی مشغول به تحصیل هستند.
آموزشکده فنی سما نیز که زیرمجموعه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد است بیش از ۳۳۰۰ دانشجو در مقطع کاردانی پیوسته و در ۱۰ رشته مختلف (در ۲ آموزشکده برادران و خواهران) مشغول به تحصیل دارد.

پایگاه علمی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد
پایگاه علمی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد (IAUMg)، وابسته به انجمن علمی کاوا® (کاوا سنتر)، با همکاری چند تن از دانشجویان این دانشگاه و سایر دانشگاه ها، در تابستان ۱۳۸۸ تاسیس شد، تا با اطلاع رسانی دقیق اخبار دانشگاه به دانشجویان و ایجاد مرکزی علمی برای پرسش و پاسخ و ... گامی موثر در مسیر خدمت رسانی به دانشجویان برداشته باشد. همچنین این پایگاه، تاکنون اقدام به جمع آوری طیف گسترده ای از نرم افزارهای کاربردی، پروژه ها و مقالات علمی نموده است.
پس از گذشت یک سال از راه اندازی وبسایت IAUMg.com به عنوان نخستین پایگاه جامع دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، با تلاش و پیگیری مستمر مدیران، و با عنایت و همکاری معاونت فرهنگی و اداره روابط عمومی دانشگاه (iaumnews.ir)،"کاوا® - پایگاه علمی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد" موفق به کسب مجوز رسمی فعالیت به شماره ۳۱۳۹۵/د شده است. [۱]
منابع
1.↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ پایگاه رسمی انجمن دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد
 2.↑ وب سایت رسمی ایین نامه آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF
تاریخ ورود:18/7/91

دانشنامه ی ویکی پدیا
دانشکده ی علوم پزشکی مشهد/پیشینه

اولین پیشنهاد برای راه اندازی دانشگاه در مشهد، در سال ۱۳۱۳همزمان با تأسیس دانشگاه تهران ثبت گردیده‌است و در سال ۱۳۱۸ از سوی دفتر نخست وزیر موافقت با این امر به وزارت معارف اعلام شد.
در ابتدا، بنا به عللی به جای دانشکده پزشکی، آموزشگاه عالی بهداری در مشهد افتتاح گردید و ساختمان فعلی دانشکده که در آن زمان دبستان ۶ کلاسه دولتی "همت" نام داشت، به این کار اختصاص یافت. شادروان پروفسور ابرلین رئیس وقت دانشکده پزشکی تهران به این مأموریت برگزیده شد. این آموزشگاه به کوشش کارمندان آموزشی و اداری خود و پشتیبانی موثر شادروان دکتر مصطفی حبیبی استاد دانشگاه تهران به تدریج پاگرفت و چهار سال بعد وزارت فرهنگ به تأسیس نظایر آن در شیراز و اصفهان پرداخت .
از سال ۱۳۲۶ بار دیگر برای تکمیل آموزشگاه عالی بهداری و تبدیل آن به دانشکده پزشکی، مکاتبات و اقداماتی آغاز شد و سرانجام در همان سال موافقت هیأت دولت با تأسیس دانشگاه در مشهد جلب گردید و اساسنامه این دانشگاه مشتمل بر دانشکده‌های پزشکی، ادبیات و علوم معقول و منقول ( الهیات و معارف اسلامی ) تصویب گردید
نخستین آگهی قبول داوطلب برای سال اول دانشکده پزشکی در شهریورماه ۱۳۲۸ انتشار یافت و این دانشکده سرانجام در دوم آذرماه ۱۳۲۸ به عنوان اولین مرکز علمی پزشکی توسط مرحوم دکتر زنگنه، وزیر فرهنگ آن زمان، رسما افتتاح شد و آموزشگاه عالی بهداری نیز با فارغ التحصیل شدن دانشجویان سال آخر منحل گردید .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تغییرات کلی در بافت وزارتخانه‌ها، در سال ۱۳۶۵ دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور و علوم وابسته به آن از وزارت علوم و آموزش عالی منفک شد و با وزارت بهداری تواما تحت عنوان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به کار خود ادامه داد و دانشگاه مشهد نیز به تبع آن به تدریج به دو موسسه مستقل به نام‌های "دانشگاه علوم پزشکی مشهد" و "دانشگاه فردوسی مشهد" شناخته شد که هر یک با مدیریت جداگانه اداره می‌گردد .
این دانشگاه با دارا بودن ۷ معاونت و ۱۸ شبکه بهداشت و درمان ، ۸ دانشکده ، ۲۸ بیمارستان و ۱۶ مرکز تحقیقاتی ، ( ۴ مرکز مصوب وزارت و ۱۲ مرکز مصوب دانشگاه ) و به طور کلی از حیث گستره وسیع ارائه خدمات بهداشتی درمانی به بیش از ۵ میلیون نفر جمعیت بزرگترین دانشگاه کشور به شمار می‌رود.[۱]
1.    «تاریخچه دانشکده پزشکی دانشگاه مشهد». دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، ۱۸ اسفند ۱۳۸۹
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C_%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF
تاریخ ورود:18/8/91

آداب و رسوم:
خبرنامه ی سیمرغ
نگاهی به آداب و رسوم سنتی و محلی مشهد
 
«مشهد» عصاره  ادب و آداب و رسوم ایران زمین است. فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید و سنن هر مردمی‌نشان از عواطف و خلقیات و - در معنایی کامل - هویت انسانی آن مردم است. مشهد الرضا (ع)، شهری که به واسطه عشق به پیشوای هشتم شیعیان شکل گرفت، مهد ادب و آداب ایران زمین بوده و هست.
آداب و رسوم مشهد و شهرهای اطراف آن به محبت مهاجر پذیری فراوان شهر مشهد - بخصوص از شهرهای مجاور - بسیار نزدیک و گاه یکسان است که بارانخواهی و کشتی با «چوخه» از این دست است.
از قدیم، خراسان منطقه‌ای کم آب و خشک بوده است؛ به طوری که مراسم طلب باران در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله مشهد مرسوم بوده و آداب مشترکی داشته است. بدین گونه که  زنان و دختران - با استفاده از دو تکه چوب و مقداری پارچه - عروسکی درست می‌کردند و آن را در سطح محله یا روستا می‌گرداندند؛ و با خواندن اشعار و تصنیفهایی در جمعیت، باران درخواست می‌کردند که در آن معمولا به خداوند و حضرت «محمد» (ص) قسم یاد می‌شد و از مردم محله و روستا می‌خواستند برای پخت آشی به همین منظور طبخ کمک کنند.
مردم هر کدام در هنگامی‌که به گرداننده‌ این عروسک برای طبخ آش و حبوبات و ... می‌رساندند، مقداری آب نیز روی عروسک می‌پاشیدند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه می‌کردند، از جمله: «الله بده تو باران، به حرمت مزاران، گندم به زیر خاکه، از تشنگی می‌ناله» و ... .
در بیشتر این مراسم طلب باران، نماز باران را به صورت جماعت بر بالای کوه یا تپه ای می‌خواندند و مردم معتقد بودند که بعد از خواندن نماز و مراسم طلب باران حتما باران خواهد بارید.
خاستگاه شاهنامه «شت توس» است که نبردهای تن بتن و حماسی فراوانی در آن به تصویر کشیده شده است.
کشتی باچوخه کشتی فراگیری در سطح ایران است. اگرچه این کشتی از قدیم در سراسر کشور با تفاوتهای اندکی مرسوم بوده، در خراسان و شهرهایی چون مشهد و «نیشابور» و «سبزوار» - به سبب تعصبات خاص در خصوص فرهنگ پهلوان و پهوان پروری و همان روحیه‌ قدیمی‌و کهنی که مردم این سرزمین داشته و در شاهنامه انعکاس آن نمایانگر است – بیشتر نمود و ظهور داشته و دارد. نام این کشتی از نام لباس خاصی گرفته شده است که کشتی گیران آن بر تن می‌کنند. چوخه لباسی پشمی‌است که گاه در نبردها نیز از آن استفاده می‌شد.
آیین جوانمردی و پهلوانی از آیینهای کهن مردم خراسان  در شهر توس و مشهد فعلی است. پهلوان از مردم بسیار آبرومند شهر بود و معمولا در مراسمی‌چون عروسی و ... - به سبب حفظ آمادگی جسمانی خود و سرگرمی‌و رشد مهارتها - مسابقاتی را در قالب کشتی باچوخه برگزار می‌کردند.
پهلوانان کشتی باچوخه معمولا با افرادی که نسب آنها به ائمه می‌رسید (سیدها) کشتی نمی‌گرفتند و معتقد بودند که حرمت این افراد را باید حفظ کرد، به گونه ای که به خود اجازه نمی‌دادند پشت سید را به خاک برسانند.
از گذشته مرسوم بوده است که به افراد برتر این مسابقات کله قند هدیه می‌دادند. به همین سبب، امروزه در کنار جوایز دیگری که اهدا می‌شود، اما هنوز همان عنوان «قندبر» برای جوایز مانده است.
مشهد همواره مواجه با سیل مشتاقان زیارت از پیشوای هشتم شیعیان بوده و هست، ولی در گذشته به سبب کمبود امکانات و سفرهای سخت و دشوار و توسعه نیافتگی شهر، مرسوم بوده است که مشهدی ها به استقبال کاروانیان می‌رفتند و به احکام و احسان تیمار مسافران و زوار می‌پرداختند و پس از آن نیز در منازل خود پذیرای آنان می‌شدند.
حتی قصبه ها و روستاهای اطراف مشهد حضور زوار و کاروانیان را متبرک و میمون می‌دانستند و از میوه ها و محصولات زراعی و باغی خود به کاروانیان هدیه می‌کردند.
مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در همه جای ایران مرسوم است و در مشهد نیز این مراسم با آداب مشابه و گاهی خاص برگزار می‌شود.
«شله قلمکار» آش مخصوصی است که با حبوبات و گوشت طبخ می‌شود و یکی از طعمهای بسیار ماندگاری است که چشیدنش نام مشهد را به ذهن متبادر می‌سازد.
http://www.seemorgh.com/culture/default.aspx?tabid=2082&conid=13820
تاریخ ورود:19/8/91

قدس آنلاین
سنتی که مشهدی‌ها به آن افتخار می‌کنند

امیر روحپرور
کلافه‌ای، خسته‌ای، هوای داغ تابستانی بی‌طاقتت کرده است، می‌خواهی زودتر کارت را انجام دهی، عجله داری؛ اما عبور از خیابان و گردش اتوبوس و تاکسی به سمت حرم نظرت را عوض می‌کند. اتوبوس می‌پیچد در خیابان امام رضا(ع) همه خیره می‌شوند به شیشه جلوی ماشین. دستت را آرام روی سینه می‌گذاری و می‌گویی: السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع) این غوغای عاشقی است، زلزله دلها در شهر بهشت؛ رسم مشهدی‌ها برای دلدادگی .از شمال تا جنوب از شرق تا غرب؛ در هر نقطه ای که ایستاده باشند روبه‌روی حرم؛ جهت‌ها به هم می‌ریزد، انگار مغناطیس دلها حرکت را یاد می‌برد؛ مثل قلب آن پیرمرد؛ وقتی دست روی سینه می‌گذارد و با اشکی زیر چشم می‌گوید : سلام آقا!اصلا نمی‌شود مشهدی باشی، ولی امام رضا(ع) توی زندگی ات جریان نداشته باشد؛ نمی‌شود مشهدی باشی، مجاور باشی و هر روز از خیابانهای دور ونزدیک شهر بهشت عبور کنی و سلامی به آقا ندهی، نمی‌شود مشهدی باشی و هر روز دلت برای همسایه مهربانت تنگ نشود.
و شاید به همین دلیل است که خیابانهای مشهد مقدس از دیرباز شاهد رسمی است که شهروندان این شهر با اجرای آن در خیابانهای منتهی به حرم ملکوتی امام رضا(ع) برای لحظاتی از بندهای روزمرگی رها شده و کبوتر دلشان را به بارگاه ملکوتی ثامن الائمه روانه می‌کنند.
مشهدی‌ها هنگام عبور از خیابانهای نزدیک به حرم همین که چشمانشان به بارگاه نورباران امام می‌افتد، از همان فاصله دور یا نزدیک دست به سینه زده و خالصانه سلام می‌گویند؛ این صحنه آسمانی است که هر بیننده ای را میخکوب می‌کند.
تاثیر شگرف رسم مشهدی
علی یکی از شهروندان قدیمی این شهر است، او هر روز با عبور از عرض خیابان به امام سلام می‌دهد. او می‌گوید: با سلام دادن آرامش خاصی پیدا می‌کنم و خداوند این توفیق را به من داده است که روزی دوبار عرض ارادت داشته باشم.
وی می‌افزاید: مشهدی‌ها در هر نقطه و موقعیتی که باشند به محض این که چشمانشان به گنبد حرم «آقا» بیفتند، دست به سینه شده و با احترام وتواضع خاصی سلام می‌گویند واز این طریق درود و تهنیت خود را نثار امامشان می‌کنند.
وی با اشاره به تأثیر شگرف این رسم مشهدی‌ها درزندگی شخصی و اجتماعی آنان تصریح می‌کند: سلام کردن به آقا آغاز خوبی هاست؛ این سلام سبب می‌شود که شهروندان با آرامش خاطر، به زندگی دنیوی خود رنگ وبوی آسمانی داده و آن‌را با معنویت برگرفته از سیره رضوی گره بزنند. رضا یکی دیگر از شهروندان این شهر است که سلام دادن به امام مهربانی‌ها را سنت خانوادگی خود می‌داند. او می‌گوید: از زمانی‌که به یاد دارم، مشهدی‌ها به این آیین پایبند بوده و آن‌را هیچگاه ترک نکرده‌اند، حتی زمانی‌که که برای مسایل روزمره زندگی خود عجله دارند. وی ادامه می‌دهد: بعضی از میدانها و خیابانهای شهر هستند که به حرم مطهر ختم می‌شوند، از این قسمت شهر که عبور کنید ناخودآگاه به سمت حرم چرخیده و سلام می‌دهید.
او با بیان این که مشهدی‌ها سلام دادن موقع عبور از خیابانها را نمی‌توانند از زندگی روزمره حذف کنند، ادامه می‌دهد :در این میان، کسبه اهمیت خاصی برای این موضوع قائل هستند، به نحوی که قبل از باز کردن مغازه خود، روبه حرم ایستاده و ضمن سلام دادن صلوات خاصه امام را نیز قرائت می‌کنند.
غوغای عاشقی از تپه سلام تا پشت بام‌های شهر
وی با بیان این که سلام دادن به آقای مهربانی‌ها در میان اقشار مختلف جایگاه خاصی دارد، می‌افزاید: این موضوع ریشه تاریخی داشته و علاوه بر مجاوران، زائران نیز از گذشته‌های دور در ورودی شهر، این سنت نیکو را انجام می‌داده اند.
وی ادامه می‌دهد: این مکان که در گذشته مشرف به شهر و حرم مطهر بوده است، به نام «تپه سلام» معروف شده است. وی با بیان این که بعضی از مشهدی های قدیمی هم هر روز این رسم را از پشت بام‌ها بجا می‌آوردند، تصریح می‌کند: گنبد طلایی آقا از پشت بام بسیاری از واحدهای مسکونی این شهر قابل رویت است. وی اضافه می‌کند: همچنین احداث ساختمانهای مرتفع در شهر بهشت، امکانی را فراهم ساخته تا بسیاری از شهروندان از همان پشت پنجره منازل خود چشمها را لبریز از نور کنند.
پرواز دلها با زیارت مجازی
البته این تمام ماجرا نیست! زیرا در دیجیتالی، این روزها عاشقان امام با مراجعه به سایت آستان قدس رضوی، در دنیای بی‌حد و مرز اینترنت گوشه‌ای را با ناب‌ترین کلمات به رواقی مطهر تبدیل کرده و در کنارپخش مستقیم از روضه منوره، سلام گویان پرواز دلهای عاشق را در حرم به تماشا می‌نشینند.
http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=59543
تاریخ ورود:19/8/91

پایگاه مجلات تخصصی نور
دربارهء عقاید و رسوم عامهء مردم خراسان

ا.احمد پور
 کشور ما-در حد خود-سرزمین پهناوری است که در آن زبانهای‌ چندگونه‌ای رواج دارد و آداب‌ورسوم محلی گوناگونی.اما در این روزگار، مردم این سرزمین پهناور به برکت وسایل ارتباطی تندپای موجود،از احوال‌ هم غافل نمانده‌اند.رادیو و تلوزیون و سینمای دبله در راه ایجاد این ارتباط، از کتاب و مطبوعات روزانه و هفتگی،بسیار پیشی گرفته‌اند و شک نیست که این‌ ارتباط به تمرکزی منجر شده است و خواهد شد که مآلا در بسیاری از زمینه‌ها، ثمرات نیکوئی به بار آورده است و خواهد آورد.اما آنچه در مقال مورد توجهی‌ سریع قرار می‌گیرد شبیخونی است که این وسایل ارتباطی مدرن خواه‌وناخواه‌ به فرهنگ و آداب‌ورسوم متنوع مردم این دیار-اگر تا کنون نزده باشد- خواهد زد؛و دیری نخواهد پائید که نوعی یکسانی و همشکلی در آداب‌ورسوم‌ و لغت مردم رخ خواهد داد.
 هرچند به ظاهر،این امر،جای نگرانی ندارد.اما در یک نگاه اندکی‌ دقیق‌تر از حد متعارف از طرفی به قدرت تأثیر سریع و شدید این وسایل ارتباطی‌ در مردم،و از طرفی توجه دقیق به شوق و میل مردم ایل و روستا و شهرستان به‌ نزدیکی و همشکلی با مرکز،علت این نگرانی را توضیح خواهد داد و این‌ را مطرح خواهد کرد که اگر ما رسم یا ادب یا لغتی را فراموش کنیم و از دست‌ بدهیم،به جایش،چند رسم یا ادب یا لغت بی‌شناسنامه‌ای را بکار خواهیم برد؟ یکی از زادگاههای گسترده‌میدان و زودتاثیر لغات و تعبیرات و اصطلاحات، قلمرو ترجمه است.با توجه به اینکه دوران ما،دوران ترجمه است و بار عمده‌ و اساسی رادیو و مطبوعات و تلوزیون و سینما همه بدوش ترجمه است و با توجه‌ به بی‌خبری مترجمان اندک‌بضاعت این سازمانها از ادب و فرهنگ عامه و متون کهن پارسی که دست‌اندرکار تهیه خوراک برای این دستگاههای تجارتی و ارتباطی هستند،شبیخونی که سرانجامش خرابی و فساد و فروریختن اساس زبان‌ و فرهنگ و آداب ملت ماست روشن خواهد شد.
 در چنین شرایطی ثبت‌وضبط آداب‌ورسوم و لغات محلی و قومی،نجات‌ فرهنگ و ادب غبرمکتوب ملی ماست از دستبرد این شبیخون.و این کار اگر دیر زمانی پیش،تفننی بوده است،امروز بصورت یک وظیفه ملی هر فرد،مؤسسه، بنیاد و وزارتخانه‌ایست که به نحوی با فرهنگ و ادب این کشور و ملت سروکار داشته و داعیه پاسداری فرهنگ این دیار را دارد.پرداختن به دایرة المعارفها، فرهنگ‌ها و دیوانها و متون-هرچند کاری است در حد خود ارجمند-ولی برای‌ اینکار هر زمانی،فرصت مناسب هست.
 آنچه به نظر فوتی و حیاتی میرسد،نجات فرهنگ عامه مردم این سرزمین‌ است از دستبرد این دستگاههای ارتباطی تندپا.نسلی که تاکنون سینه‌به‌سینه این‌ آداب‌ورسوم را حفظ کرده است،اینک حق دارد در اشتیاق همگامی با مسائل‌ دنیای نو.هرچه در سینه داشته است به فراموشی بسپارد.و شوق تحصیل و یادگیری خود را به وسیله این وسایل ارتباطی به ظاهر آموزشی.اما تجارتی‌ که تنها وسیله‌ی موجود آموزش در اختیار اوست ارضا کند.
 تا کنون سازمانهای دولتی و ملی چندی به این مهم پرداخته‌اند.همینطور افراد صاحب‌همتی که گریزی ولو به اختصار به نام آنها،بی‌مناسبت نیست.
 *** حکیم قاسم کرمانی از ادبا و شعرای صد سال پیش کرمان است.مردی‌ است فاضل و دانشمند که روزگار را به معلمی و مکتب‌داری می‌گذراند.نود سال پیش کتابی تصنیف می‌کند به نام«خارستان و نیستان و سفره سبزی و مثنوی‌ عوام».بر شیوهء گلستان.به نثر و نظم.و به قصد تهذیب اخلاق هم‌شهریان خود، خصوصا بازاریان و بافندگان شال که توده مردم کرمان بوده‌اند.و ازین‌ به زبانی ساده و پراصطلاح.کتاب سی سال روی دستش می‌ماند تا حدود شصت‌ سال پیش که مجالی دست می‌دهد و در مطبعه ممتاز کرمان چاپ سنگی میخورد. کتابی است در صد و پنجاه صفحهء رقعی.و متجاوز از چهل صفحه ابتدای آن‌ فرهنگی است از لغات و اصطلاحات محلی و شغلی بافندگان کرمانی تا خوانندهء تضعیف-خارستان را-بی‌نیاز به مترجم کرده باشد.
 بنظر می‌رسد خارستان قاسم کرمانی نخستین گامی است که درین ملک‌ زمینهء فلکلور برداشته شده است.
ده سال پس از چاپ خارستان در کرمان،کتاب کوچکی دیگر بنام‌ «هزار و یک سخن»در امثال و حکم زبان فارسی در چاپخانه کاویانی برلن چاپ‌ می‌شود.نویسنده‌اش-امیر قلی امینی-چنان مورد استقبال قرار می‌گیرد و به شوق می‌آید که در بازگشت از سفر،سالها با علاف و بقال و درشگه‌چی‌ و...حشرونشر می‌کند و دل می‌دهد و قلوه می‌گیرد تا«امثال و حکم»مردم‌ اصفهان را فراهم می‌آورد.مدتی هم در تردید به‌سر می‌برد که می‌توان امثله‌ «بی‌ادبی»را هم ضبط کرد یا نه.بعدها متوجه می‌شود که«لا حیا فی الدین و الادب» و یاد شیخ شیراز می‌افتد و مولای روم و آن پرده‌دری‌ها.تا سرانجام بیست و اند سال پیش مجموعه‌ای از صد و چهل مثل را با وجوه تسمیه‌اش به چاپ می‌سپارد. و شاید این دومین گامی باشد که در زمینه جمع‌آوری فرهنگ عامه برداشته‌ شده باشد.
 دیگرانی چون مرحوم دهخدا،جمال‌زاده،مرحوم هدایت،آل احمد، اقتداری،ستوده،ایل‌بیگی،دکتر کیا.کمال الدین مرتضوی،خسروی، پورکریم،ساعدی،طاه‌باز،بلوکباشی،رحمتی،طاهریا،قادر فتاحی قاضی‌ گامهای دیگری-در خورند گر ز همتشان-برداشته‌اند و اینک گام ابراهیم‌ شکورزاده است.اهل خراسان.
 *** «عقاید و رسوم عامهء مردم خراسان»تألیف ابراهیم شکورزاده،کتابی‌ است در 560 صفحه و شامل یازده بخش:(1-آش‌ها و غذاهای نذری.2-آداب‌ ورسوم محلی.3-طب عوام.4-فال‌ها و دعاها.5-عقاید و احکام متفرقه. 6-افسانه‌ها.7-اشعار و ترانه‌ها.8-لالایی‌ها.9-معما.10-امثال و لغات.11-فهرست نام خوردنی‌ها،جانوران،اشخاص،اماکن و...) کتاب را بنیاد فرهنگ ایران منتشر کرده است.مؤلف از جمله در مقدمه‌ نوشته‌اند:
 «نگارنده برای آنکه خدمتی به فرهنگ و ادب کشور کرده باشد از سال 1327 تا کنون به جمع‌آوری فلکلور خراسان پرداخته و ضمن‌ تماس مستقیم با مردان و زنان غالبا کهنسال این ایالت بزرگ و حضور و شرکت در بعضی از مراسم...پرداخته...و به کرات با لباس‌ مبدل به قهوه‌خانه‌ها و جاهای مختلف رفته و...»
 زحماتی که مؤلف محترم در گردآوری این کتاب متحمل شده‌اند بسیار بیش از آنست که خود در مقدمه،شمه‌ای از آن را ذکر کرده‌اند،ما همانطور که خواسته بودند،اثر ایشان را با حسن التفات دیدیم.و این چند ایراد را از آن رو طرح می‌کنیم که امیدواریم کارشان آنقدر مورد حسن التفات علاقمندان‌ قرار گیرد که بزودی ناچار به تجدید چاپ آن شوند و حذف و رفع این زوائد و نواقص ناچیز.
 اما آنچه به نظر زائد آمد مطالبی بود از قبیل مقدمه تاریخی و استنساخی‌ ایشان از تواریخ دربارهء نوروز.چرا که ایشان را بسنده بود که به ثبت مراسم‌ نوروز زمان خود می‌پرداختند.همچنانکه در تمام فصول دیگر این روش‌ را بکار برده‌اند.و یا مثلا ذکر مراسم بخت‌گشایی دختران شهرهایی چون‌ شیراز و اصفهان و همدان و یزد و اهواز و بروجرد و آمل که حتما زائد بود کنار می‌گذاشتند و بدلیل این چند سطر زیرنویس خود مؤلف:
 «مطالب این قسمت آخر فصل راجع به بخت‌گشائی دختران از مجلات‌ و روزنامه‌های کشور اقتباس شده است و صحت‌وسقم آنها برعهده‌ نویسنده نیست».
 همینقدر که ایشان مراسم بخت‌گشائی مکان خود را- خراسان را آنطور که دیده‌اند،آورده‌اند،کارشان تمام است احتیاجی بذکر مراسم مکانهای دیگر-شهرهای دیگر-آنهم به این ترتیب قابل تکذیب نبوده‌ است همجنانکه باز خود مؤلف در دیگر فصول این‌چنین کرده‌اند.
 از مطالب دیگر زائد کتاب قضاوتهای مؤلف است.و نتیجه‌گیری‌های‌ ایشان.وقتی خود مؤلف در مقدمه ادعا می‌کنند:
 «مطالب این کتاب با کمال بی‌طرفی تدوین شده است...(و)تفکیک‌ افکار خوب و بد و حذف بعضی از قسمتها برای مؤلف نیز غیرممکن‌ بوده است.زیرا اصالت تحقیق را از بین می‌برده است»
 دیگر جائی برای قضاوتهایی از این قبیل نمی‌ماند که:
 «عقاید و افکار عامه بر دو قسم است.یکی افکار و عقایدی که به تجربه‌ برای مردم عاقل و فهمیده و خوش‌نیت حاصل شده است...دیگر اعتقادات و خرافاتیکه بداندیشان و شکست‌خوردگان جامعه بعمد یا به غیر عمد ساخته‌وپرداخته‌اند)...باید سعی کرد این‌گونه عقاید غلط و زیان‌آور از ذهن مردم محو و بکلی معدوم گردد.
 این‌گونه قضاوتهای اخلاقی نه کار گردآورنده است و نه کار«محقق» چون بلافاصله این سئوال را پیش می‌آورد نکند که ایشان کوشیده باشند برای‌ محو عقاید غلط و ریان‌آور از ذهن خواننده،بجای ثبت موجود ضبط ممکن کرده باشند؟
 اشکال دیگر کار کتاب نقصانهای کتاب است.
 1-هفت افسانه نخستین بخش ششم و بعضی از ترانه‌ها و لالایی‌ها فاقد مشخصات لازم است.کاش شکورزاده همانطور که در مورد افسانه شاه طهماسب‌ آورده‌اند که:
 «از قریهء چناران-روایت کنند:بانو ما شا اللّه حسینی-47 ساله»
 در موارد دیگر هم این دقت را مرعی میداشتند.تا اخلاطی در لهجه‌ها پیش نیاید.
2-گاهی اوقات به‌جای آوا نگاری(ترانسکریپسیون)به اعراب قناعت‌ کرده‌اند.مثلا نغمه‌هایی که هنگام ختنه‌سوران می‌خوانند.
 3-اطلاعی که از انواع سنگ قبرها و جنس سنگ‌ها و محل و معدن آنها داده بودند،جالب بود.اما بجای نقش‌های دقیق از چند سنگ قبر مشخص، نقاشی‌های زینتی و منظم هندسی از سنگ قبرهای کلی داده بودند.
 در خاتمه یادآوری کنم که فلکلور در اصل انگلیسی نیست،جزء اول آن‌ آلمانی است،و جزء دوم آن Lor ریشه‌ای لاتین دارد .
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/220131?sta=%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8%20%d9%88%20%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%85%20%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86

پرتال جامع علوم انسانی
درباره ی عقاید و آداب و رسوم عامه مردم خراسان، همان

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120326150821-4019-795.pdf
تاریخ ورود:19/8/91

مطالب مرتبط در سایت انسان شناسی و فرهنگ
ارزیابی مقایسه ای سایت شهر مجازی مشهد و سایت شهر مجازی بوستون با استفاده از رویکرد دو فضایی شدن و دو جهانی شدن ها    فرزانه کیانی
http://www.anthropology.ir/node/7350
افسانه های ایران زمین -  خراسان      محسن حافظیان
http://www.anthropology.ir/node/14331
چشم انداز خراسان و فرهنگ آن: خراسان از نظر سرزمینی    عمران گاراژیان
http://www.anthropology.ir/node/7232

email:malihedargahi@yahoo.com


دوست و همکار گرامی
 
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
 
http://anthropology.ir/node/11294








 
 

بررسی نقش کارکردی آموزش و رسانه های جمعی در فرهنگ ترافیک با تاکید بر شهر مشهد

اهمیت موضوع ترافیک در هر جامعه ای یک واقعیت اجتماعی است، که ناشی از مسائل مختلف شکل می گیرد. بارزترین نکته اینجاست؛ انسانی که با تمام توانمندیهای خود توانسته بر صنعت فائق آید و در جهت راحتی زندگی خود ماشین را اختراع کند، و بهترین جاده ها و امکانات را برای زندگی بدون دغدغه خود فراهم نماید،عالی ترین قوانین را برای حل معضل ترافیک تدوین کند، لیکن نقش انسانی خود را در حل مشکل ترافیک نادیده گرفته است.

اهمیت موضوع ترافیک در هر جامعه ای یک واقعیت اجتماعی است، که ناشی از مسائل مختلف شکل می گیرد. بارزترین نکته اینجاست؛ انسانی که با تمام توانمندیهای خود توانسته بر صنعت فائق آید و در جهت راحتی زندگی خود ماشین را اختراع کند، و بهترین جاده ها و امکانات را برای زندگی بدون دغدغه خود فراهم نماید،عالی ترین قوانین را برای حل معضل ترافیک تدوین کند، لیکن نقش انسانی خود را در حل مشکل ترافیک نادیده گرفته است.کارکرد آموزش و کاربرد رسانه های جمعی در حل این معضل از طریق جامعه پذیری و اجتماعی کردن مجدد بزرگسالان و اشاعه باورهای صحیح فرهنگی در این زمینه بسیار موثر است. با توجه به اینکه آموزش و رسانه های همگانی در حیطه اصلاح رفتار ترافیکی در شهر از ابزارها و عناصر مفید، رای متقاعد سازی و ترغیب به سمت رعایت فرهنگ ترافیکی استفاده می کنند، هنوز با پیامدهای نامناسبی در زمینه ترافیک در شهر ها روبرو هستیم. نهادهای ذیربط در امر ترافیک از طریق استراتژی ها و راهکارهای کوتاه و بلند مدت ، برنامه های مدون برای نهادینه کردن رعایت فرهنگ ترافیکی و مدیریت آن باید ارائه دهند. کارکرد آموزش این است که، از طریق تدوین کتب ، برگزاری دوره های آموزشی و... به شناخت ترافیک و پیامد های آن بر زندگی روزمره پرداخته، و برای سطوح مختلف سنی از همان دوران کودکی تا بزرگسالی درجهت اصلاح فرهنگ رفتار ترافیک باید برنامه ای مدون ایفاء نماید. رسانه های جمعی هم بیشتر به تغییر نگرش رفتار ترافیکی شهروندان پرداخته؛ و در جهت تقویت فرهنگ صحیح از طریق ساخت برنامه های جذاب و متنوع همراه با پیام های فرهنگی و اجتماعی متناسب با آن به امر متقاعد سازی می پردازد؛ و به سمت اصلاح رفتار و انجام رعایت فرهنگ ترافیکی شهروندان حرکت کرده است. در واقع رسانه های همگانی به عنوان ابزاری موثر در انجماد زدایی فرهنگ غلط رفتار ترافیکی، جایگزینی و اصلاح رفتار مناسب ،وعدم شکل گیری مجدد انجماد زدایی رفتار غلط در شهر از طریق تبلیغات، ساخت برنامه های انیمیشنی، طنز پردازی ، مقالات و مصاحبه های گوناگون وسایر روش ها تاثیر بسیاری بر رفتار شهروندان در زمینه کنترل ترافیک داشته است.

پیشگفتار
اهمیت موضوع ترافیک در جامعه مدرن و نیمه مدرن یک واقعیت اجتماعی است، که ناشی از مسائل مختلف شکل می گیرد. هنگامیکه انسان برای رفع نیازهای گسترده زندگی خود مجبور است که از فناوری و دستاورد صنعتی بنام اتومبیل استفاده کند، حذف این وسیله از زندگی اجتماعی روزانه به معنای نابود شدن تلقی می گردد،( همانند حذف آب و اکسیژن). نخستین پیامدی را که به جامعه انسانی این دستاورد صنعتی عرضه می کند، معضلی بنام تردد خودروها و عدم تناسب اتومبیل ها با امکانات توسعه عمران شهری در مسئله حمل و نقل است؛ به عبارت دیگر این مشکل اجتماعی ترافیک نامیده می شود.
این پدیده اجتماعی با بروز مشکلاتی چون اتلاف وقت، هدر دادن فرصت های مناسب زندگی، آلودگی صوتی و هوایی،هدر رفتن سرمایه ای ملی مانند انواع سوخت های لازم، مشکلات روحی و روانی ، ناراحتی های عصبی و... همراه است. چنین پیامد هایی در زندگی جوامع بشری باعث شده که شاه کلید حل مشکل ترافیک را، انسان بدانند؛ و همین مسئله کار متولیان امر ترافیک را با مشکل روبرو کرده است.
بارزترین نکته اینجاست؛ انسانی که با تمام توانمندیهای خود توانسته بر صنعت فائق آید و در جهت راحتی زندگی خود ماشین را اختراع کند، و بهترین جاده ها و امکانات را برای زندگی بدون دغدغه خود فراهم نماید،عالی ترین قوانین را برای حل معضل ترافیک تدوین کند، لیکن نقش انسانی خود را در حل مشکل ترافیک نادیده گرفته است. بر این اساس، حاضر به این نبوده است که در نگرش ها و باورهای رفتاری خود در جهت یگانگی با جامعه تغییراتی را ایجاد کند، و تمایل به این داشته است که در طی زندگی روزانه خود در شهر برای تسریع بخشیدن به کارهای شخصی و جمعی خود از هر طریقی که شده است از ماشین شخصی خود استفاده کند؛ براساس این طرز تلقی که تمام افراد جامعه شهری در زندگی خود دارند، تمام خیابانها و معابر عمومی شهر همیشه با بار ترافیکی همراه بوده است؛ در کلان شهرهای بزرگ جامعه خودمان من جمله تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و.... شاهد چنین پیامد اجتماعی در حال حاضر هستیم.
با توجه به چنین پارامترهایی میل به خودخواهی، عدم ایثار و از خودگذشتگی، اهمیت منافع فردی و فدا کردن منافع جمعی برای راحتی زندگی شخصی، عدم انسجام اجتماعی و فرهنگی در میان شهروندان، بی نظمی فرهنگی بر ساختار زندگی اجتماعی و...در بروز معضل ترافیک شهری بسیار موثر است. از مهمترین راهکارها و استراتژیهای فرهنگی و اجتماعی برای حل این مسئله، تغییر در باورها و نگرش افراد، و جهت دادن به رعایت رفتارهای فرهنگی ترافیکی، بهرمندی از ابزار های اجتماعی چون آموزش و رسانه های جمعی در این زمینه بسیار سودمند است.
کارکرد آموزش و کاربرد رسانه های جمعی در حل این معضل از طریق جامعه پذیری و اجتماعی کردن مجدد بزگسالان، انجماد زدایی رفتارهای غلط ترافیکی و جایگزینی باورهای صحیح فرهنگی در این زمینه بسیار موثر است. شهر مشهد با توجه به اهمیتی که در جامعه ایران داشته ، و به عنوان دومین کلان شهر سالانه پذیرای میلیون ها زائر و گردشگر بوده است. همچنین رشد بالایی در میزان مهاجر پذیری در کشور دارد؛ بر این اساس با بحران ترافیک روبرو است؛ با توجه به این بحران، مدیریت کلان شهر مشهد با همکاری سازمانهای شهری و متولیان امر ترافیک به صورت پایدار استراتژیها و برنامه های کوتاه و بلند مدتی برای روانسازی و مدیریت بهینه فرهنگ ترافیک در جهت جلوگیری از بروز تشدید بحران ترافیکی در سطح شهر در مدارس و فضاهای فرهنگی شهر اجرا کرده اند؛ همچنین با مشارکت احتماعی سازمان های غیر دولتی( NGO ) ها ، مطبوعات، دانشگاه ها و... به مدیریت و نظارت فرهنگی و اجتماعی شهروندان در زمینه رفتار ترافیکی پرداخته اند.

بیان مسئله
دنیای جدید اطلاعات و ارتباطات در قرن 21، فرایندی پیوسته با شتاب و در حال گذر در جامعه انسانی بوده، که با تغییرات و دگرگونیهای عمیق در شهرها نسبت به روستا همراه بوده است. آنچه که امروزه در جامعه شهری به صورت افقی و عمودی گسترش یافته است، پیداش بافتهای گوناگون مسکونی، تجاری، اداری، و.... است، این افزایش بافتی و تنوع کاربری و کارکردی باعث تغییرات و تحولات گسترده ای در زندگی شهری شده، ازجمله سبب افزایش سفرهای درون شهری گردیده است. چنین تراکمی در شهر به سوی موتوریزه شدن و ایجاد تراکم و هجوم به سمت شبکه های حمل و نقل شهری گردیده است ؛ که معضل ترافیک را با خود به همراه می آورد.بنابراین« در شهر جدید ما با پدیده ای بنام ترافیک روبرو هستیم که سه عامل انسان- محیط- وسیله نقلیه را در رابطه ای تنگاتنگ و پیچیده با یکدیگر قرار می دهد.» ( فکوهی، 1379: 198 ) بر اساس چنین تحلیل اجتماعی میان این سه عامل و ارائه هر گونه برنامه های مدیریتی در جهت بهبود ترافیک از دید گاه کارکردی، جامعه شناختی و فرهنگی در سطح شهرهای ایران خصوصاً کلان شهرهای بزرگ چون تهران، مشهد، و... باعث شده که ساختارمدیریتی این شهر ها با روستاها و شهرهای کوچک متمایزباشد.
مدیریت فرهنگی و متولیان امر ترافیک با ارائه راهکارها و استراتژیهای اجتماعی از بعد آموزشی و رسانه ای به تولید برنامه هایی در جهت توسعه فرهنگی و رعایت فرهنگ ترافیک پرداخته اند. براساس این ابعاد ضرورت طرح این سوال که مهمترین کارکرد ابزار آموزش و رسانه های جمعی در گسترش فرهنگ سازی رعایت قوانین ترافیک چیست و چگونه می توان آن را از بعد مدیریتی نظارت کرد؟ از دیدگاه جامعه شناختی به بررسی واقعیت اجتماعی کلان شهرها بنام ترافیک در این مقاله پرداخته ایم.
اهمیت موضوع
از بُعد جامعه شناسی و انسان شناسی، شهر در قالب یک پدیده اجتماعی و فرهنگی تولید کننده فضاهایی است که انسان نقش خاصی در آن دارد، این مسئله در قالب شهر فرهنگ قابل بررسی است. از نگاه این شاخه های مطالعاتی ، شهر از حوزه های مختلفی شکل گرفته، که یکی از این حوزه ها مربوط به سفرهای درون شهری است؛ که با کمیت و کیفیت شبکه های حمل و نقل همراه بوده است.« در کلان شهرهای بزرگ بخشی از معضلات و مشکلات حوزه حمل و نقل مربوط به ترافیک است،که این مسئله به حوزه مسکن و کار اکثراً مربوط است، و به صورت حرکات مرکز گریز، مرکز گرا، مماسی و قطری تمام حوزه حمل و نقل را در شهر به خود اختصاص داده است.ترافیک در شهر باعث شده که کارکرد حمل ونقل بی ثبات و متغیر باشد و به صورت گذر و عبوری فضای شهری را تحت تاثیر قرار دهد و با خود خرده فرهنگ های خاصی را بوجود آورد.» ( فکوهی، 1382: 269)
در عرصه ترافیک شهری انسان مهمترین عامل است، و به عنوان علت تامه و حتی علت محدثه در مشکلات ترافیکی شناخته شده است. از طریق فرایند آموزش و تولید برنامه های رسانه ای می توان اقدامات اصلی در تغییرات رفتاری، در جهت بهبود فرهنگ سازی ترافیکی سامان دهی کرد. کارکرد آموزش و رسانه های جمعی برای فرهنگ سازی ترافیکی یعنی پر کردن فاصله بین شایستگی های موجود در زندگی شهری مرتبط با ترافیک، با شایستگی های مطلوب در این زمینه.
تولید برنامه های آموزشی و رسانه ای می تواند از سطوح خردسالی و دوران کودکی آغاز گردد، و با شیوه های مناسب ، همراه با تغییرات شگرف و اثر گذار بر رفتار اجتماعی جامعه شهری باشد. اصلاح رفتاری و تغییر نگرشی فرهنگ روانسازی ترافیکی از طریق این دو بعد اجتماعی و فرهنگی در قالب نقش اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری قابل مطالعه است؛ جامعه پذیری و اصلاح فرهنگ ترافیک، به نوعی مدیریت کردن در جهت فرهنگ سازی رعایت قوانین ترافیکی است، که از سوی نهادهای ذیربط و متولیان امر ترافیک همراه با نظارت دقیق باید شکل گیرد.
آموزش و رسانه های ارتباطی به عنوان دو رکن اساسی در اصلاح فرهنگ ترافیک، نقش بارزی در تغییر نگرش و باورهای رفتاری ترافیک دارند. این دو بعد می توانند بین ساختارهای مرتبط با ترافیک هماهنگی و انسجام لازم را در جهت اصلاح و بهبود رفتار ترافیکی ایجاد کنند، برای دست یافتن به چنین اقداماتی، باید تغییرات و اصلاحاتی در دو زمینه نگرش و فرهنگ عمومی ترافیک ایجاد کرد؛ بر این اساس ترغیب سازی و متقاعد سازی از طریق برنامه های کوتاه و بلند مدت، اشاعه و خلق دستاوردهای جدید و نوآوری در طرز شیوه های اجرایی و طراحی برنامه های فرهنگی ترافیک، خود سرآمد لازم برای بررسی تاثیر گذار کارکردهای آموزش و رسانه های جمعی در مدیریت فرهنگی و اصلاح رفتارهای ترافیکی است.
مشهد به عنوان دومین کلان شهر ایران همراه با صبغه فرهنگی خاص و با توجه به گسترش روز افزون جمعیت و توسعه شهری، در زمینه فرهنگ رانندگی و ترافیک ساختار خاصی دارد؛ و همراه با حافظه تاریخی خاص در جامعه ایران از نظر فرهنگ رانندگی مشهور است. در طی دهه های اخیر متولیان امر ترافیک در شهر با آنکه بر نامه های متعددی برای کنترل ترافیک و اصلاح فرهنگ ترافیک انجام داده اند در زمینه نهادینه کردن ارزشها و هنجارهای فرهنگی ترافیک موفقیت چندانی کسب نکرده اند. عدم هماهنگی در بین اقدامات کنترل ترافیکی، مشخص نبودن صاحب اصلی ترافیک، عدم سرمایه گذاری دقیق و نبود تسهیلات لازم برای کنترل ترافیک، بی اثر بودن برنامه های آموزشی و رسانه ای در این زمینه ، و عدم توجه به شاخص های فرهنگ بومی در مسئله اصلاح فرهنگ ترافیکی و... از مهمترین شاخص های رفتارهای غلط ترافیک در شهر مشهد می باشد، با توجه به گام های اساسی که مدیریت کلان شهر مشهد و متولیان امر ترافیک در این چند ساله اخیر برای حل بحران ترافیک برادشته اند، امیدواریم در سالهای آینده در زمینه بحران ترافیک با پیامد روانسازی ترافیکی و خلوت بودن خیابانها از وسایل نقلیه شخصی شاهد باشیم.
نقش کارکردی آموزش در ساختار مدیریت فرهنگی ترافیک
آموزش در زندگی انسان منجربه تغییر در باورها و رفتارها شده است. در عصر حاضر یکی از اقدامات اصلی برای به سامان کردن معضلات ترافیکی تکیه بر محور آموزش و فرهنگ سازی است. آموزش در لغت به معنای دانش آموختن و یاد دادن به کار رفته است ، به عبارت دیگر فرایند یادگیری و یاد دهی را اصطلاحاً آموزش می نامند.« آموزش منجربه توسعه آگاهی و ویژگیهای شخصیتی افراد می تواند باشد. آموزش سبب چگونگی توسعه اندیشه وکنار آمدن و پذیرش و تسلیم با واقعیت های زندگی می گردد؛ در نهایت آموزش ویژگی محصول آن فعال ردن دائمی قوه یادگیری در افراد است.» ( داورز،1372: 25)
در واقع آموزش در ارتقاء فرهنگ عمومی ترافیک که خصوصیت آموختنی داشته و با جنبه های فرهنگی و اجتماعی در زندگی روزمره انسان قرن حاضر همراه بوده، موجب این شده که شهروندان جامعه را به سمت فرایند سازگاری و تطابق با قوانین جامعه هدایت کند؛ و به نوعی فرهنگ یگانه سازی را در افکار عمومی شهروندان نهادینه نماید.
آموزش در ارتقاء فرهنگ ترافیک وسیله ای برای رشد و تقویت نهادینه کردن و احترام گذاشتن به قوانین راهنمایی و رانندگی است؛ این فرایند در عرصه زندگی شهری باید با راهکارها و استراتژیهای کوتاه و بلند مدت همراه باشد. باید سعی کرد آموزش عملی و رسمی که در جامعه وجود دارد با موضوعاتی چون حمل و نقل شهری- ترافیک و عبور و مرور و... ترکیب کرد؛ تا اطمینان یابیم که شهروندان با اصلاح رفتاری خود و نهادینه کردن این آموزش ها می توانند به توسعه فرهنگ

عمومی جامعه کمک نمایند؛ برای رسیدن به چنین فرایند هایی در بحث آموزش ترافیک باید اشاره به یکسری از نهادهای کنیم، که نقش موثر در نهادینه کردن و بهینه سازی فرهنگ ترافیک دارند.
مدیریت سازمانهایی چون آموزش و پرورش، آموزش عالی، که در واقع همان نهادهای اصلی تعلیم و تربیت می باشند؛ با استفاده از ابزارهایی چون فضاهای آموزشی همانند (مهد کودک- مدرسه- دبیرستان- دانشگاه)،معلمان و اساتید و محتوای کتب درسی در جهت تقویت فرهنگ سازی ترافیکی می توانند نقش موثری در مدیریت فرهنگی ترافیک ایفاء نمایند.
تدوین چنین سیاست های آموزشی در جامعه و مدیریت آن، در اختیار آن بخش از نهادهای شهری و مدیریت کلان شهری است که با معضل ترافیکی روبرو هستند؛ همچنین تصمیم گیری در مورد مبانی و محتوای آموزش فرهنگ سازی ترافیک در اختیار شورای عالی ترافیک ، آموزش و پرورش و آموزش عالی و سایر نهادهای ذیربط می باشد.
این نهادها می توانند در جهت سامان دهی مدیریت فرهنگی ترافیک با همکاری یکدیگر برای معلمان ، مربیان، دانشجویان ، دانش آموزان ، خردسالان و سایر شهروندان کلاس ها و برنامه های مدون آموزشی تشکیل دهند؛ و همچنین نظارت کافی بر اجرای کامل دقیق برنامه ها را داشته باشند؛ همچنین با اتخاذ شیوه های جالب و جذاب می توان مطالب را به دیگران انتقال داد و تفهیم کرد، تا نهادینه گردد. این فرایندها با توجه به موقعیت سنی و سطح آگاهی در هر مقطع با ید یکسری از آموزش های ترافیکی را ارائه داد.
در دهه های اخیر ارتباط مناسبی بین دستگاه های ذیربط آموزشی با مدیریت کلان ترافیک کشوری وجود داشته است، بر این اساس شاهد تحولات فرهنگی بسیار مناسبی در بهینه سازی فرهنگ ترافیک بوده ایم. شهر مشهد با توجه به گستردگی و افزایش روز افزون جمعیت آن و جذب گردشگران و زائران بسیارکه در دهه های اخیر داشته است، شاهد این بوده ایم که تعاملات مناسبی بین شورای عالی ترافیک شهر و سازمان آموزش و پرورش و سایر نهادهای آموزشی شکل گرفته است؛ و برنامه های بسیاری در سطوح مختلف آموزشی در نواحی هفت گانه مشهد انجام شده است. همچنین معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد با همکاری سازمان های ذیربط و معاونت راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی استان خدمات فرهنگی مناسبی در سطح شهر در جهت تقویت فرهنگ سازی ترافیک انجام داده اند؛ چنین برنامه ها و استراتژی های در سطح شهر قابل تقدیر است .
از دیگر ابعاد فعالیت های آموزشی در جهت کاهش ترافیک از بعد فرهنگی استفاده از پیام های آموزشی وتبلیغات فرهنگی است که در نقاط شهر از طریق بیلبوردها و تابلوهای الکترونیکی می توان در جهت نهادینه سازی رعایت مسائل ترافیکی فرهنگ سازی کرد؛ در مشهد در نقاط مختلف شهر از این تابلوهای اطلاع رسانی ها بسیار کم مشاهده شده است، نمونه هایی از آن در ابتدای زیر گذر بلوار وکیل آباد به سمت بلوار ملک آباد، میدان استقلال و... مشاهده می شود، که در هر چند دقیقه پیامی را برای شهروندان راننده به نمایش می گذارد، بر این اساس جا دارد در این زمینه در نقاط مختلف شهر در جهت فرهنگ سازی ترافیک از طریق آموزش و تبلیغات اقداماتی صورت گیرد.
از نگاه دیگر از بعد اجتماعی آموزش، می توان به فعالیت های آموزش خانواده اشاره کرد؛ خانواده از طریق ارتباطات درون گروهی که بین اعضای خود دارد، می تواند مجری خوبی برای آموزش فرهنگ سازی ترافیک باشد؛ این مسئله بیشترین تاثیر را بر کودکان می گذارد، مادران مجریان خوبی برای این انتقال فرهنگی هستند. در مشهد مادران عزیز که بیشترین تعامل را با کودکان خود دارند، از طریق آموزش های لازمی که نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهر می توانند برای

آنان اتخاذ کنند در فضاهای فرهنگی چون خانه فرهنگ محله، مساجد و ... در بعد اجتماعی کردن فرزندان شان در زمینه رعایت مسائل ترافیکی عاملان بسیار خوبی هستند؛ سایر اعضای خانواده هم با توجه به ارتباطاتی که در منازل خود دارند و اوقاتی را که با اعضای خانواده خود سپری می کنند خصوصاً در هنگام مسافرت درون شهری ، برون شهری و تماشای برنامه های فرهنگی با موضوع ترافیک می توانند فرزندان خود را از طریق رعایت صحیح رفتارهای ترافیک آشنا کنند. به نظر ژان پیاژه خانواده در رشد تکامل اخلاقی کودکان و فرزندان خود باید چهار مرحله را طی کنند ‹‹ الف- آشنایی با قوانین ب- شناخت قوانین به طور مطلق و کاملاً درست آنچنان که سرپرستان به او تلقین می کنند ج- شناخت خاصیت قراردادی قوانین د- شناخت تغییر پذیرندگی›› ( اسماعیلی 1385: 6) خانواده خصوصاً والدین می توانند فرایند یادگیری اجتماعی قوانین و شناخت واقعی را به کودکان از طریق قوانین رسمی و غیر رسمی به طور کلامی و غیر کلامی در هنگام رانندگی یا تماشای برنامه های ترافیکی و مشاهده رانندگی رانندگان خاطی در شهر به کودکان خود تعلیم دهند.
از بعد جامعه پذیری و فرهنگ پذیری هم، آموزش از طریق نهادها و سازمانهای ثانویه شهری می توانند با اجرای سیستم ضمانت اجرایی چون جریمه کردن و تشویق نمودن در شهر به شهروندان فرهنگ سازی ترافیک را آموزش دهند. شکل گیری پلیس نامحسوس در بزرگراه های شهری، طرح موبایل پارک، حضور پلیس در معابر و مکانهای شلوغ با برگه های جریمه و... از نمونه های بارز جامعه پذیری شهروندان مشهدی در جهت فرهنگ سازی ترافیکی است؛ که تاحدی این فعالیت ها بر روانسازی ترافیک در شهر کمک شایانی کرده است.همچنین حضور پررنگ نیروی انتظامی استان و بخشهای مربوط به کنترل ترافیک در نمایشگاه های فرهنگی و اجتماعی که در سطح شهر برپا شده است، با تهیه اسلایدها و برشورها و انیمیشن سازی توانسته اند در جهت جامعه پذیری رعایت ترافیک، فعالیت های عمده ای در نقاط کشور در سطح معابر شهری و جاده ای انجام دهند. خدمات و فعالیت های فرهنگ سازی ترافیکی معاونت راهنمایی و رانندگی استان در ورودی های شهر مشهد در ایام شلوغ از دیگر گام های موثر در روانسازی ترافیک می باشد. خلاء وجود شهرک ترافیک در نقاط مختلف مشهد از سرمایه گذاری های اجتماعی برای فرهنگ سازی و مدیریت فرهنگی ترافیک، از نکات بارز در زمینه جامعه پذیری رعایت قوانین ترافیکی محسوب شده است؛ همچنین تولید پازل های جهت دار در زمینه رعایت فرهنگ ترافیک، تولید اسباب بازی ها و های CD رایانه ای و... در جهت اجتماعی کردن کنترل ترافیک آن طوری که باید تاثیر گذار باشد تولید نشده است و بدون نظارت بر روند تولید ومحتوای آن سازمان های فرهنگی تنها برای اینکه توجیه آماری فعالیتهای خود را سالانه نمایند یک ابزار ناکارآمد را برای شهروندان مشهدی تولید کرده اند؛ که جای بسی تامل داشته و باید بیشتر بر فرایند این تولیدات فرهنگی نظارت شود.
نقش کارکردی رسانه های جمعی در ساختار مدیریت فرهنگی ترافیک
رسانه های جمعی از طریق آگاه سازی و اقدامات تبلیغاتی ( ترویجی) می توانند در نگرش و تغییر فرهنگ ترافیک به سمت تقویت و اصلاح بسیار موثر باشند. در عصر حاضر اثر نفوذ وسایل ارتباط جمعی از طریق پیام توانسته ساختار گوناگون جامعه را تغییر دهد. وسایل ارتباط جمعی می توانند با ارائه پیام های مختلف فرهنگی و اجتماعی در جهت اقناع و متقاعد کنندگی مخاطبان در رعایت رفتار ترافیکی الگوی مفیدی تلقی شوند. در واقع در این بخش اشاره به این می کنیم که از طریق رسانه های جمعی، آگاهی در باره ترافیک به چه نحوی باید صورت گیرد، افراد سهیم در ترافیک از طریق رسانه ها چه پیام هایی را باید در یافت کنند، تا بتوانند از طریق توانایی حرکتی و شناختی، به طرز صحیحی در ترافیک رفتار نمایند. ‹‹ رسانه های جمعی می توانند که به شیوه های مستقیم یا غیر مستقیم به آموزش مخاطبان در زمینه رفتار ترافیکی و تغییر نگرش به سمت رفتار ترافیکی مثبت اقدام کنند. این ابزار می توانند در یک زبان و احد، پیام آموزشی و فرهنگی یکسان را به انبوهی از افراد شهروند که در حین رانندگی باشند در باره ترافیک انتقال دهند، وسایل ارتباط همگانی از طریق تصاویر، گفتار، نوشتار،نقاشی و...اشاره به مفاهیم ترافیکی می نمایند و به صورت عینی و واقعی مردم را با معضلات این مسئله روشن می کنند؛ بر این اساس میزان یادگیری و درک و تغییر نگرش نسبت به فرهنگ ترافیک بالا می رود. نحوه آموزش رسانه های همگانی به گونه ای است که جذابیت آن از کلاس های صرفاً آموزشی در زمینه رعایت مسائل ترافیکی موثرتر است. ›› ( مرتضوی، 1383: 5)
رسانه های جمعی در حیطه هدایت کنندگی و اصلاح رفتار ترافیکی ابتدا باید نگرش مردم و مسئولان نسبت به ترافیک را تغییر دهند. این تغییر فرایندی است پیچیده ، همگانی و تدریجی است. همچنین اصلاحی که در باره فرهنگ ترافیک می خواهد انجام شود، باید با برنامه ریزی و سنجش میزان تحقق نهادینه شدن رفتارهای اجتماعی نسبت به فرهنگ ترافیک همراه باشد.
در واقع رسانه های جمعی باید نوآوری و خلاقیت و نگرش نو و مثبت، به صورت مستمر در رفتارهای ترافیکی شهروندان ایجاد نمایند. رسانه های همگانی برای تغییر نگرش رفتار ترافیکی شهروندان باید مراحل سه گانه ای چون انجماد زدایی، جایگزینی و انجماد مجدد را مد نظر داشته باشند، که جزء کارکردهای اساسی مدیریت فرهنگی وسایل ارتباطی، بر فرهنگ سازی ترافیکی است.
1- انجماد زدایی: برای اینکه تفکر غلط رفتار ترافیکی در ذهنیت و نگرش افراد حذف گردد، باید انجماد زدایی نمود. این فرایند از طریق متقاعد سازی شکل می گیرد، در واقع از طریق این فرایند،تلاش شده که نگرش دیگران را تغییر داد ، این تغییر نگرش همراه با در جاتی از عناصر شناختی ، عاطفی و رفتاری همراه است؛ که باعث ترغیب سازی به رفتار جدید شده است. برای اینکه بتوان رفتار غلط ترافیکی را در اذهان شهروندان تغییر داد، باید به یکسری از نکات توجه کرد.
الف: پیام توسط افرادی که نزد مخاطب از پرستیژ بالایی برخور دارند ارائه داد.
ب: پیام های غیر مستقیم که به نظر نرسد تغییر و نگرش افراد را طراحی کرده است؛ تاثیر پذیرتر است.
پ: پیام های دو جانبه همراه با بی طرفی و انصاف باشد، اثر گذاری بیشتری نسبت به پیام های یک جانبه دارد.
ت: هر چه قدر، این پیام ها با نیاز های مخاطبان همراهی بیشتری داشته باشند، اثر گذار تر است.
ث: هرچه پیام هیجان بیشتری داشته باشد، و ترس را در مخاطب بیشتر کند، که معضلا ترافیک اثرات منفی بر زندگی می گذارد؛ متقاعد شدن نسبت به رفتار مثبت ترافیکی افزایش می یابد.
ج: هر چه وسایل ارتباط جمعی پیام هایی را ارسال کنند که برای منافع شهروندان خوشایند تر باشد، بیشتر از تغییر نگرش و تغییر رفتار در زمینه ترافیک استقبال می شود.
چ: هرچه استدلال و دلایل مستند و محکم ارائه نمود، مقاومت در برابر پیام ترافیکی کمتر می باشد؛ پس میزان متقاعد کنندگی جهت انجام رفتار مثبت فرهنگ ترافیکی بالاتر می رود.
2- جایگزینی: بعد از انجماد زدایی باید رفتار جدید ترافیکی که بعد مثبت و فرهنگ سازی دارد، را جایگزین کرد و گرنه مجدداً احتمال برگشت رفتار شهروندان به انجام رفتار غلط ترافیکی بسیار زیاد است. پس برای این که به چنین رفتاری بر نگردیم باید نکاتی را در این زمینه مورد توجه قرار دهیم.
الف: تاکید بر عوامل انگیزه بخش در حوزه ترافیک و رفتار فرهنگی آن.
ب: باید شواهد و استدلال هایی در جریان طرح ها و برنامه های جدید ترافیکی ارائه داد.
ج: باید تاکید بر نتایج اثر گذار رفتار فرهنگی ترافیک در سطح زندگی روزمره کرد، و در این زمینه اقدامات مشابه ای انجام داد.
د: باید منابع موثق و تایید کننده رفتار فرهنگی این پدیده را افزایش داد.
3- عدم بازگشت مجدد: هنگامی که رفتار جدید ترافیکی در اذهان تثبیت نشود، ممکن است نگرش های غلط حالت ارتجاعی و بازگشت داشته باشند؛ برای جلوگیری از این فرایند و بقاء دوام نگرش جدید در اذهان شهروندان، باید به نکاتی در این زمینه توجه کرد.
الف: تکرار پیام های آموزشی و تبلیغی با ساختار متفاوت در حوزه رفتار ترافیک .
ب: حفظ توجه به برانگیختن حساسیت به موضوع و هشدار نسبت به خطرات پنهان ترافیک بر زندگی اجتماعی روزمره.
ج: تاکید بر منافع جمعی در رفتار ترافیک و نتایج مثبت آن برای شهروندان .
د: مقایسه وضع موجود ترافیک با گذشته.
براساس چنین ویژگی های کارکردی در باره ترافیک از سوی وسایل ارتباط جمعی، از دید گاه اورت . ام . راجرز می توان به تبیین مراحل اشاعه رفتار مطلوب فرهنگی ترافیک پرداخت. « الف : رسانه های جمعی باید آگاهی لازم برای معضل ترافیک به عنوان یک مساله اجتماعی که پیامد منفی برای شهر دار د را به مردم و مسئولان دهد. ب : این نهاد اجتماعی باید اظهار نظرهای موافق و مخالف برای ارائه یک رفتار مطلوب ترافیکی را ارائه دهد و به نوعی تعامل افکار درباره موضوع ترافیک را بیان کند. ج: رسانه ها باید در انتخاب و گزینش مطلوب ترین و مفید ترین قواعد و قوانین پیام ها ی ترافیکی به شهروندان دقت لازم را داشته باشند. د: باید در رسانه ها اتخاذ به تصمیم نهایی برای پذیرش اجرا و پایبندی به الگوها و معیار های جدید ترافیکی را به شهروندان آموزش دهند.» ( همان منبع: 8)
رسانه های جمعی در جهت اصلاح فرهنگ ترافیک باید یکسری از برنامه ریزی هایی را مورد توجه قرار دهند. اول: به اصلاح فرهنگ ترافیک به عنوان یک فرایند پیچیده توجه کنند:در این بخش اشاره باه این باید کرد، که فرهنگ به عنوان پدیده بسیار پیچیده دارای تعاملات مختلف است ؛و شهروندان باید به درک این تعاملات بپردازند و این مسئله ناشی از نگرش جامع و تشخیص ارتباط بین بخشهای مختلف فرهنگی است. دوم : اصلاح فرهنگ ترافیک یک فرایند تدریجی است:باید اشاره به این کرد که فرهنگ ریشه تکاملی داشته بر اساس باورهای یک جامعه پدیده فرهنگی شکل می گیرد. بر این اساس نمی توان در یک بازده زمانی کوتاه مدت تغییرات و تحولات فرهنگی عمیقی در رفتارهای ترافیکی شهروندان ایجاد کرد.سوم: اصلاح فرهنگ ترافیکی فرایند همگانی است: ترافیک بخشی از از فرهنگ زندگی روزمره است، رسانه ها ی جمعی بر اساس مشارکت اجتماعی باید در جهت اصلاح فرهنگ ترافیک به تدوین و تهیه برنامه های مختلف بپردازند.چهارم: اصلاح فرهنگ ترافیک فرایندی دانش افزاست: رسانه ها باید در جهت آگاهی مراکز مختلف جامعه و عموم مردم که به رفتار ترافیک ، آلودگی های ترافیکی، وسایل کنترل ترافیک و... به عنوان یکسری از اطلاعات عمومی که پایه ضروری داشته توجه کنند.
از بُعد دیگر در جهت توسعه فرهنگ ترافیک و بهبود مدیریت فرهنگی ترافیک در شهر، مطبوعات هم به عنوان ابزاری از وسایل ارتباط جمعی می تواند نقش مفید و سودمندی در هدایت و تغییر نگرش شهروندان نسبت به آموزش ترافیک داشته باشند. مطبوعات از طریق بالا بردن سطح آگاهی و مشارکت اجتماعی آموزش فرهنگ ترافیک در قالب طنز ادبی ، تصاویر، کاریکاتور، نقاشی، خبر نامه و... در سطوح مختلف سنی منشاء موثری در آموزش پذیری فرهنگ ترافیک و یکی از راه های مدیریت فرهنگی کنترل ترافیک می باشد؛ مطبوعات بطور مستقیم بر مخاطبان خود بر اساس چنین فرایند های تاثیر گذار هستند.

باتوجه به کارکردهای بیان شده در باره نقش رسانه های همگانی در باره فرهنگ سازی ترافیکی، در شهر مشهد صدا و سیمای خراسان رضوی با همکاری نهادهای ذیربط می توانند در جهت انجماد زدایی، جایگزینی و بازگشت مجدد در رفتار فرهنگی شهروندان اقدام به ساخت برنامه هایی نمایند که در آن پیام های فرهنگی ارائه شود؛ و شهروندان را اقناع کنند و متقاعد نمایند که این معضل می تواند به دست آنها حل شود.
رسانه های جمعی استان با تهیه برنامه های اجتماعی و فرهنگی در باره ترافیک می توانند شهروندان را به اصلاح رفتار فرهنگی ترافیکی و رعایت نکات فرهنگی ترافیک ترغیب نمایند. البته این امر مستلزم این است که ، این برنامه ها همانند برنامه های ملی از جذابیت خاص برخور دار باشد، تا اثر گذاری خاص خود را داشته باشد. مطبوعات خراسان هم با ارائه مطالب سودمند و مفید و جذاب چون مقالات، تصاویر و کاریکاتورها و... وضعیت ترافیک در مشهد را به نمایش گذارند و تشریح نمایند؛ تا از این طریق سهم عمده ای در تغییر نگرش رفتارهای ترافیکی شهروندان داشته باشند.
نتیجه گیری
با توجه به اینکه آموزش و رسانه های همگانی در حیطه اصلاح رفتار ترافیکی در شهر مشهد از ابزارها و عناصر مفید برای متقاعد سازی و ترغیب به سمت رعایت فرهنگ ترافیکی بخور دارند، نهادهای ذیربط در امر ترافیک از طریق استراتژی ها و راهکارهای کوتاه و بلند مدت ، برنامه های مدون برای نهادینه کردن رعایت فرهنگ ترافیکی و مدیریت آن باید ارائه دهند. در پاسخ به سوال به این مسئله، ابعاد آموزش و رسانه جمعی در جهت نهادینه کردن و جامعه پذیری رفتارهای فرهنگی ترافیک چه نقشی دارند، باید اشاره کرد که،نهاد آموزش از طریق تدوین کتب ، برگزاری دوره های آموزشی و... در باره شناخت ترافیک و پیامد های آن بر زندگی روزمره و ارائه راهکارها برای حل این معضل باید به امر یادگیری فرهنگی بپر دازد.برگزاری چنین دوره های آموزشی برای سطوح مختلف سنی از همان دوران کودکی تا بزرگسالی از کارکردهای اساسی آموزش در اصلاح فرهنگی رفتار ترافیکی است. در سال های اخیر از سوی متولیان امر در مشهد تلاش هایی در این زمینه صورت گرفته است.
رسانه های جمعی هم با توجه به نقش خاصی که در بهبود فرهنگ ترافیک دارند، بیشتر باید به تغییر نگرش رفتار ترافیکی شهروندان بپردازند؛ و بتوانند در جهت تقویت فرهنگ صحیح از طریق ساخت برنامه های جذاب و متنوع همراه با پیام های فرهنگی و اجتماعی متناسب با آن به امر متقاعد سازی پرداخته و به سمت اصلاح رفتار و انجام رعایت فرهنگ ترافیکی شهروندان را ترغیب نمایند. در واقع رسانه های همگانی به عنوان ابزاری موثر در انجماد زدایی فرهنگ غلط رفتار ترافیکی، جایگزینی و اصلاح رفتار مناسب و عدم شکل گیری مجدد انجماد زدایی رفتار غلط در شهر مشهد از طریق تبلیغات، ساخت برنامه های انیمیشنی، طنز پردازی ، مقالات و مصاحبه های گوناگون وسایر روش ها تاثیر بسیاری بر رفتار شهروندان در زمینه کنترل ترافیک می گذارند.

پیشنهادات
در واقع برای اینکه بتوان نظارت فرهنگی و مدیریت بر رفتارهای ترافیکی در سطح شهر داشته باشیم ، چندین پیشنهاد را بیان می نماییم که در زمینه اصلاح فرهنگ ترافیک موثر است. 1- ایجاد یک شهرک ترافیک و آموزشهای لازم آن در سطح شهر و فضاهای عمومی شهر. 2- تدوین و استمرار دوره های آموزشی فرهنگ ترافیک و نحوه اشاعه آن. 3- برگزاری کارگاه های آموزشی در سطح شهر و استفاده از نیروهای مجرب دانشگاهی برای آموزش به شهروندان. 4- تهیه و تدوین بازی ها و فیلم های آموزشی درارتباط با فرهنگ ترافیک و نمایش آن در مدارس و فضاهای عمومی. 5- گنجاندن واحد درسی به عنوان نقش ترافیک و پیامد های آن در زندگی روزمره در مراکز علمی و دانشگاهی 6- تشویق و ترغیب شهروندان به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی و اختصاص دادن یارانه بیشتر به این حوزه. 7- آگاهی دادن به شهروندان نسبت به معضلات اجتماعی و روانی ترافیک در زندگی روزمره از طریق رسانه ها، جراید، همایش ها ، کنفرانس ها و... 8- اصلاح قوانین و مقررات ترافیک و سرعت بخشیدن به فراگیر کردن استفاده از دوچرخه و اعمال سیاست های تشویق و ترغیب به ترویج فرهنگ دوچرخه سواری. 9- استفاده از ظرفیت های تبلیغات شهری جهت فرهنگ سازی ترافیک 10- راه اندازی شبکه رادیویی همانند رادیو پیام در شهر مشهد برای ارائه آخرین اطلاعات از ترافیک شهری. 11- نظر سنجی و کسب نظرات شهروندان در باره ترافیک و ارائه آخرین گزارشات و اطلاعات در این زمینه به شهروندان از طریق رسانه ها و ارباب جراید استان. 12- به تصویر کشاندن سیستم نظارت اجرایی بر رانندگان درسطح شهر. 13- برقراری یک رسانه مجازی برای فراگیری شهروندان به رعایت فرهنگ ترافیک. 15- تجزیه و تحلیل علمی ، روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی حوادث و پیامد های ترافیکی توسط کارشناسان واجد شرایط از طریق برنامه های صدا و سیمای استان در بازده های زمانی گوناگون و استمرار این برنامه ها. 16- اصلاح و تکمیل علائم مورد نیاز ترافیک و راهنمایی و رانندگی و کنترل مستمر آن در سطح شهر. 17- توسعه زیر ساختهای رایانه ای و دولت الکترونیک و دسترسی شهروندان به این خدمات برای انجام فعالیت های روزمره و...
کتابنامه
 اسماعیلی، علیرضا، 1385،« فرهنگ ترافیک و چگونگی شکل گیری آن »پنجمین همایش حمل و نقل، تهران.
 حسینی، سید رضا ،1372 « اصلاح فرهنگ ترافیکی با اجتماعی کردن مجدد بزرگسالان » مقالات دومین کنفراس مدیریت ترافیک،اینترنت، تهران.
 داورز، ژاک، 1372، « آموزش محیط زیست در قرن 21 . مسایل و دور نماها» اینترنت
 رفیع پور، فرامرز،1378، « آناتومی جامعه» انتشارات سهامی نشر، تهران.
 فکوهی،ناصر، 1379 ،« فرهنگ و توسعه » نشر فردوس، تهران.
 فکوهی، ناصر، 1382،« انسان شناسی شهری» نشر نی، تهران.
 کوئن، بروس،1380، « در آمدی بر جامعه شناسی» ترجمعه غلام عباس توسلی- رضا فاضل، نشر سمت ، تهران.
 محسنی، منوچهر، 1375، « مبانی جامعه شناسی عمومی» نشر دوران، تهران.
 محسنیان، حسن، 1385، « روش های ارتقای فرهنگ ترافیک» اینترنت.
 مرتضوی، محمود رضا،،1383، « کارکرد رسانه های جمعی در تغییر نگرش و فرهنگ ترافیک» اولین همایش حمل و نقل و ترافیک، تهران.
 منعام، محمد رضا، 1384، « نقش فرهنگ در روان سازی ترافیک» اینترنت.

Email: sharbatiyan@pnu.ac.ir

تاریخ انتشار

پنجشنبه, خرداد 27, 1395 - 04:51

شاخه اصلی

فرهنگ و سبک زندگی
اشتراک در RSS - کلان‌شهر مشهد