مصرف و سبک زندگی ایرانی

تهیه و تنظیم: شایسته مدنی

یکی از بخش هایی که اقتصاد را به فرهنگ پیوند می دهد، مصرف در اشکال مختلف آن است. مصرف می تواند در الگوی سبک زندگی در خانواده و طبقات مختلف تغییر ایجاد کند. در حوزه ی مصرف بیشتر شاهد حضور نقش زنان هستیم. در اینجا مطالبی را گردآوری کرده ایم که به موضوع مصرف، سبک زندگی و اقتصاد مرتبط هستند.

 

فهرست مطالب:

اقتصاد، مصرف و سبک زندگی

مصرف کالاهای خارجی، بیکاری جوان ایرانی/ حوزه

مادران مصرف زده/ تبیان

زن، خانواده و اصلاح الگوی مصرف/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

زنان، مصرف و  سبک زندگی/ پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

سبک زندگی و پرسه زنی و مراکز خرید/ پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

اصلاح سبک زندگی اولین گام برای بهبود رفتارهای اجتماعی/ پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

عوامل موثر بر تحول سبک زندگی خانواده های ایرانی / سایت پژوهه

الگوی غلط اقتصادی در خانواده های ایرانی/ پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی بصیرت انقلابی

عقلانیت مصرفی، عقلانیت تولیدی/ باشگاه اندیشه

چگونه سبک زندگی را اسلامی – ایرانی کنیم؟ / تابناک

فرهنگ مصرف و ولع خرید در ایران امروز / آغاز درباره فرهنگ و رسانه

رسانه سبک زندگی خانواده ایرانی را متحول کرده است/ پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

نهادینگی عقلانیت در مصرف کالای ایرانی/ تریبون

مصرف کالای ایرانی در خانواده ایرانی نهادینه شود / پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

تاثیر مدیریت اقتصاد بر خانواده و الگوی مصرف/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 

صفحه اقتصاد و فرهنگ در سایت انسان شناسی و فرهنگ:

http://www.anthropology.ir/taxonomy/term/98

 

 

ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ، ﺑﯿﮑﺎری ﺟﻮان اﯾﺮاﻧﯽ / ﺑﻨﯽ اﺳﺪی، ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ

ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ از ﮐﺎﻻھﺎی ﺧﺎرﺟﯽ ﭘﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮاھﺪ ﮐﺮد و ﻧﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ

ﺷﮑﻞ ﺧﻮاھﺪ ﮔﺮﻓﺖ و ﻧﻪ ﻟﺸﮑﺮ ھﺮ روز ﻓﺮﺑﻪ ﺗﺮ ﺑﯿﮑﺎران ﻻﻏﺮﺗﺮ ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ. ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ و ﺑﺎﺷﯿﻢ

و ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺣﻀﺮاﺗﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎﺧﺖ و اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ. ھﻤﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ در ﺑﺮ ﭘﺎﺷﻨﻪ

واردات ﺑﯽ روﯾﻪ و ﻗﺎﭼﺎق و ﻏﯿﺮﻗﺎﭼﺎق ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ، ﻣﺎ دﻻرھﺎی ﻧﻔﺘﯽ را ﻣﺜﻞ ﺧﻮد

ﻧﻔﺖ ﺑﻪ ﺣﻠﻘﻮم ﺧﺎرﺟﯽ ھﺎ ﻣﯽ رﯾﺰﯾﻢ، ﭼﺮاغ ﺻﻨﻌﺖ و اﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﻓﺮدای ﺑﮫﺘﺮ در ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮدﻣﺎن روﺷﻦ

ﻧﺨﻮاھﺪ ﺷﺪ. ﺑﺎز ھﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﻢ. ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮔﺎﻧﺪی وار، ﭘﺎرﭼﻪ دﺳﺖ ﺑﺎﻓﺖ ھﻤﻮطﻦ ﺧﻮد را

ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﭘﺎرﭼﻪ ھﺎی ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﻧﮑﻨﯿﻢ، ﺑﺎﻓﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺎ از ھﻤﯿﻦ ﺟﻨﺲ ﺧﻮاھﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ

ھﺴﺖ. از ﺗﺎر ﺑﯿﮑﺎری، از ﭘﻮد ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﮔﯽ و ﭼﻪ ﻧﻘﺸﯽ رﻗﻢ ﻣﯽ ﺧﻮرد از اﯾﻦ ھﻨﺮ! راﺳﺘﯽ ﻗﺪﯾﻤﯽ

ھﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ، «ھﻨﺮ ﻧﺰد اﯾﺮاﻧﯿﺎن اﺳﺖ و ﺑﺲ.» اﻣﺮوز اﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻻھﺎی ﺧﺎرﺟﯽ را ھﻨﺮﻣﻨﺪاﻧﻪ در

ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﯿﻢ و از آن ھﻨﺮ ﻓﻘﻂ ھﻤﯿﻦ ﺑﺮاﯾﻤﺎن ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ. ﻧﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﻻی وطﻨﯽ، ﮐﯿﻔﯿﺖ

ﻧﺪارد ﮐﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ را ھﻢ ﻣﻦ و ﺷﻤﺎ در ﻣﻘﺎم ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮫﺒﻮد ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ و در ﻣﻘﺎم ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه

ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن را وادار ﺑﻪ ﺧﻮب ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺮدن ﮐﻨﯿﻢ.

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ از ﭼﻨﺎن ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﻮد ﮐﻪ ﭘﺮﭼﻢ ﮐﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ ھﻢ در داﺧﻞ، ھﻢ در ﺧﺎرج

و اﯾﻦ از ﺧﻮد ﻣﺎ ﺑﺮ ﻣﯽ آﯾﺪ و ﺑﺲ و ﺑﺮای اﯾﻦ ھﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﻧﮫﻀﺖ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮد ھﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ، ﺗﺎ ﺑﺎ در

ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ھﻤﻪ ﺟﻮاﻧﺐ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ را ﺑﺮای اﯾﺮاﻧﯽ، ﯾﮏ ھﺪف و ﯾﮏ اﻣﮑﺎن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﺪ

اﻣﮑﺎﻧﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺑﺮای ﺑﮫﺘﺮ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮدن و ھﺪﻓﯽ ﺑﺰرگ ﭼﻮن ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪی اﯾﺮاﻧﯽ و ﺳﺮ اﻓﺮازی

اﯾﺮان، و ﺑﺎز ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ اﯾﻦ ﻋﺰم ﻣﻠﯽ ﻣﯽ طﻠﺒﺪ واﻻ ﺗﺎ ﭘﺪر ﺧﺎﻧﻮاده در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻢ ﻣﯽ ﮔﺬارد و ﮐﺎﻻی

ﮐﯿﻔﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ و ﺗﺎ ﻣﺎدر ﺧﺎﻧﻮاده، دﺳﺘﻤﺰد ﺷﻮھﺮش را در راه ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﺼﺮف

ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭘﺴﺮ و دﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺑﯿﮑﺎران ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻧﺪ، ﭼﺮا ﮐﻪ ﮐﺎر ﭘﺪر و ﻣﺎدر، دو ﻟﺒﻪ ﯾﮏ

ﻗﯿﭽﯽ ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ وﮐﺎر داﺧﻠﯽ را ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﯾﮏ ﻟﯿﻮان آب ھﻢ روﯾﺶ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﻨﺪ، ﺑﻪ

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮐﺎرﮔﺮان ﭼﯿﻨﯽ و روﻣﯽ و ﮐﺮه ای و ﻣﺎﻟﺰﯾﺎﯾﯽ و ھﺰار ﺟﺎی دﯾﮕﺮ. ﺑﺎ ﻗﻄﻊ ﺗﻮﻟﯿﺪ ھﻢ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﺷﻮد و ھﻢ اﻣﯿﺪ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ، آن وﻗﺖ ﺷﺎھﺪ ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻤﻮده ﺑﺎ ﻣﺮدﻣﺎن ﺑﯽ

ﻧﺸﺎط ﺧﻮاھﯿﻢ ﺑﻮد ﮐﻪ «ﻣﺮگ را ﻗﺴﻄﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ»!

رھﺒﺮ ﻓﺮزاﻧﻪ اﻧﻘﻼب در دﯾﺪار اﻋﻀﺎی ﺷﻮرای اﻧﻘﻼب ﻓﺮھﻨﮕﯽ، ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻈﺮاﻧﻪ و ژرف اﻧﺪﯾﺸﺎﻧﻪ ﺷﺎﺧﺼﻪ

ھﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ را ﺑﯿﺎن ﮐﺮدﻧﺪ و راه رﺳﯿﺪن ﺑﻪ آن را ھﻢ ﻧﺸﺎن دادﻧﺪ و از آن ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻮد،

ﻧﺸﺎط، ﺗﻼش، ﮐﺎر، ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی داﺧﻠﯽ و... ﮐﻪ زواﯾﺎی ﻣﻌﻤﺎری اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻮدﻧﺪ

ﮐﻪ اﮔﺮ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ، ﻋﻤﺮان و آﺑﺎداﻧﯽ ھﻢ در ﺟﺎﻣﻌﻪ روﻧﻖ ﺧﻮاھﺪ ﮔﺮﻓﺖ و ﮐﺎرھﺎ ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎن

ﺧﻮاھﺪ آﻣﺪ، اﮔﺮ اﯾﻦ ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﺷﻮد، آن وﻗﺖ ﻟﺸﮑﺮ ﺑﯿﮑﺎران، ارﺗﺶ ﺗﻼﺷﮕﺮان و ﺳﭙﺎه

ﺳﺎزﻧﺪﮔﺎن ﺧﻮاھﻨﺪ ﺷﺪ و ﭼﻨﺎن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺧﻮاھﻨﺪ ﮐﺮد ﮐﻪ ﻣﺮدم ﺑﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺑﻪ

اﺟﺒﺎر.

اﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺎ ﮐﻼم روﺷﻦ رھﺒﺮ اﻧﻘﻼب را ﺷﻨﯿﺪه اﯾﻢ اﻣﺎ درﯾﻐﻢ ﻣﯽ آﯾﺪ اﯾﻦ ﻓﺮازھﺎ را دوﺑﺎره

ﺑﺎھﻢ ﻧﺨﻮاﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: «آرﻣﺎن اﺻﻠﯽ ﻣﻠﺖ اﯾﺮان رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای رﺷﯿﺪ، ﻣﻮﺣﺪ،

ﭘﺮﻧﺸﺎط، ﭘﺮاﻣﯿﺪ، ﻋﺪاﻟﺖ طﻠﺐ، دارای اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ، ﭘﺮﮐﺎر، ﭘﯿﺸﺮو، ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ، دارای ﺗﻮﮐﻞ و

ﺑﺮﺧﻮردار از روح اﯾﺜﺎر و ﮔﺬﺷﺖ اﺳﺖ» اﯾﺸﺎن ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪھﯽ ﻓﺮھﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺰ اﺷﺎره ﻣﯽ ﮐﻨﻨد

و ﺑﺮ اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﺸﺎط ﮐﺎر و اﺑﺘﮑﺎر، ارﺗﻘﺎی اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻓﺮدی و ﻣﻠﯽ، اﻓﺰاﯾﺶ اﻣﯿﺪ، ﻣﺼﺮف ﺻﺤﯿﺢ

و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﮐﺎﻻھﺎی ﺳﺎﺧﺖ داﺧﻠﯽ، ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ و ﺑﻪ ﺣﻖ اﯾﻦ ﻣﻮﻟﻔﻪ ھﺎ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ

ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﻪ روزھﺎی ﺧﻮش ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ و ﻣﺎ ﻧﯿﺰ اﻣﯿﺪوارﯾﻢ، ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ، ﻧﺸﺎط ﺗﻮﻟﯿﺪ و

روﺣﯿﻪ ﺳﺎزﻧﺪﮔﯽ را در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻓﺰاﯾﺶ دھﯿﻢ و ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺮﺗﺮ، ھﻤﻪ را ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﺧﻮد

ﺗﺮﻏﯿﺐ ﮐﻨﯿﻢ. راﺳﺘﯽ، ﺳﺎل ﻗﺒﻞ ﺑﻮد ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ وﻗﺘﯽ از ﺿﺮورت ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ،

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻓﻼﻧﯽ از وﺳﺎﯾﻞ اﯾﺮاﻧﯽ ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺑﺴﯿﺎری آری و

ﺗﻼﺷﻢ ھﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ھﻢ ﺧﻮدم ﮐﺎﻻی ﺳﺎﺧﺖ وطﻦ را ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻢ و ھﻢ ھﺮ ﺟﺎ ﺻﺪاﯾﻢ ﻣﯽ

رﺳﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ٧٠ درﺻﺪ از ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ١٠٠درﺻﺪ

ارﺟﺤﯿﺖ دارد، ﭼﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی داﺧﻞ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن را ﺑﻪ ﺑﮫﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ وادار ﮐﻨﯿﻢ و

ﭘﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﺮدازﯾﻢ «ﻗﺼﻪ دﺳﺖ و داﻣﻦ» ﺧﻮد ﻣﺎﺳﺖ ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﭘﻮل ﻣﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ را آﺑﺎد ﮐﻨﺪ،

آن ھﻢ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ وﯾﺮاﻧﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮد ﻣﺎ. ﭘﺲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ و ﻧﯿﺰ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺎﻻی ﮐﯿﻔﯽ،

ﺗﺎﻣﻞ،ﺗﺠﺪﯾﺪﻧﻈﺮ و اﻗﺪام ﮐﻨﯿﻢ.

تاریخ بازدید: 20 آبان

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

http://www.hawzah.net/fa/articleview.html?ArticleID=93170

................................

مادران مصرف زده

 

 

در این نهاد مهم و حساس، زن همچون ضربانی است که حیات خانواده به او بستگی دارد. آنچه مشخص است اینکه قلب جامعه در سینه خانواده می طپد و قلب خانواده در سینه زن. شاید به همین خاطر است که در بسیاری از موارد می توان معیارهای صعود و یا سقوط یک جامعه را با چگونگی معیشت زنان، جایگاه اجتماعی آنان و چگونگی ایفای نقش آنها، دریافت کرد.

نقش زنان به عنوان همسر و سپس به عنوان مادر، نقشی مهم و سرنوشت ساز است. نقش تربیتی زنان در ارتباط با فرزندانشان، می تواند آینده یک جامعه و فرهنگ را رقم زند. هرچند که نمی توان اهمیت نقش پدر را نادیده گرفت اما آنچه که تجربه به اثبات رسانیده، این است که نقش مادر در ارائه تفکر و الگوهای رفتاری بر فرزندان، غیر قابل انکار است. البته حساسیت و اهمیت این نقش، در سالهای اولیه زندگی بیشتر است. یعنی زمانی که پایه های شخصیتی فرزندان در حال شکل گیری است. اما در مراحل بعدی رشد و خصوصا در سنین نوجوانی و سالهای ابتدایی ورود به دوران جوانی، نقش جامعه و گروه همسالان نیز بر افراد، موثر است و در برخی از موقعیتها و شرایط، ممکن است تاثیر گذاری از این جانب، بیشتر شود اما هیچگاه نمی تواند بر پایه های شخصیت شکل گرفته شده، تاثیر چندانی داشته باشد.

در واقع، بیان نکات مذکور می تواند مقدمه ای برای ورود به مبحث مورد نظر این نوشتار باشد. اینکه نقش تربیتی والدین و خصوصا مادران تا چه حد می تواند در شکل گیری شخصیت و خلق و خوی آینده فرزندان، موثر باشد.

وقتی در شرایط جامعه امروز با انواع و اقسام پدیده های رفتاری و اجتماعی نامطلوب مواجه می شویم، این سوال در ذهن به وجود می آید که چه چیز موجب می شود تا برخی از تفکرات و الگوهای عمل در شخصیت افراد شکل گیرد.

به طور مثال به گسترش روحیه مصرف زدگی و تجمل گرایی در شرایط فعلی دقت کنید. افزایش چشمگیر این فرهنگ در سالهای اخیر و خصوصا در میان جوانان، موضوعی مهم و قابل توجه است.

در گذشته ساختار زندگی و فرهنگ حاکم بر رفتار و منش افراد به گونه ای دیگر بود. به گونه ای که میزان بهره مندی افراد از امکانات و رفاه در زندگی به طور تقریبی در یک سطح قرار داشت. همین امر موجب می شد تا حس برتری جویی و یا به عبارتی، خصلتی به نام چشم و هم چشمی، در میان افراد در حد اندکی وجود  داشته باشد. قناعت و رضایت در زندگی افراد موج می زد و اغلب افراد به گونه ای زندگی می کردند که اثری از بلند پروازی و اسراف در زندگی شان دیده نمی شد.

اما در حال حاضر، شرایط به گونه ای دیگر است. دستاوردهای زندگی در جامعه مدرن ما را با تغییرات محسوسی نسبت به گذشته مواجه کرده است. این تغییرات طبیعتا از وجوه منفی و مثبت زیادی برخوردارند.

آنچه مشخص است اینکه نقش پدر هم، به عنوان مدیر خانواده بسیار مهم است و نقش مادر به عنوان یک مشاور و ناظر بر تمامی ارکان زندگی مورد نظر است. در زمینه های اقتصادی، نقش مادر و پدر حائز اهمیت است اما نحوه ایفای نقش والدین در این زمینه دارای تفاوتهایی با یکدیگر می باشد

اما به طور قطعی یکی از معضلات جامعه امروز همان چیزی است که از ان به عنوان مصرف زدگی یا بیماری عصر امروز، یاد می کنند. ممکن است این سوال در ذهن شما به وجود بیاید که دلیل افزایش این روحیه و همه گیر شدن آن، چیست؟ آنچه مسلم است اینکه شرایط زندگی در دوران مدرنیته و مختصات مربوط به جریان جهانی شدن، تا حد زیادی در این رابطه موثر است. اما فرهنگ مردم جامعه نیز بسیار مهم است. این فرهنگ شبیه به یک فرایند است که در طی زمان شکل می گیرد. در شکل گیری یک فرهنگ، ابتدا نهاد خانواده و سپس، نقش جامعه قابل توجه است. به این ترتیب و با توجه به نکات مذکور می توان به این مسئله اشاره کرد که نقش مادران در تربیت و فرهنگ سازی فرزندان، بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

مادر باید در خانواده در تمامی زمینه ها نقش نظارتگری را ایفا کند که تصمیم گیری های او بر اساس مصلحت و موقعیت کلی خانواده، صورت می گیرد.

آنچه مشخص است اینکه نقش پدر هم، به عنوان مدیر خانواده بسیار مهم است و نقش مادر به عنوان یک مشاور و ناظر بر تمامی ارکان زندگی مورد نظر است. در زمینه های اقتصادی، نقش مادر و پدر حائز اهمیت است اما نحوه ایفای نقش والدین در این زمینه دارای تفاوتهایی با یکدیگر می باشد.

پدر وظیفه تامین معاش خانواده را عهده دار است اما مادر نیز نقشی حساس را در این زمینه عهده دار است. مسلما این مادر خانواده است که قادر است بر نحوه مخارج اعضای خانواده نظارتی صحیح داشته باشد.

مادری که از ابتدای زندگی و از دوران کودکی فرزندان، توجه خاصی به امور مالی خانواده ندارد، فرزندان او نیز با همین شیوه بزرگ می شوند. فرزندانی که در این محیط پرورش می یابند در نوجوانی و جوانی، غالبا افرادی متوقع، بلند پرواز و مادی نگر هستند. از طرفی برخی از مادران نیز به این صورت فکر می کنند که از مخارج اولیه و ضروری خویش، صرف نظر کنند و در عوض به خرید کالاهای لوکس غیرضروری برای فرزندانشان بپردازند به این امید که فرزندانشان دچار حس کمبود و سرخوردگی و خود کم بینی نشوند.

 

مهم این است که باور داشته باشیم تمکن مالی و یا گذران زندگی با سطح مالی متوسط، نمی تواند تاثیر مستقیمی بر شکل گیری شخصیت افراد داشته باشد، بلکه مهم نحوه برخورد مادر در این زمینه است. مادری که از کودکی به دنبال ایجاد حس عزت نفس در فرزند خویش است، باور دارد که عزت نفس، خصلتی شایسته است که داشتن این خصلت ارتباطی به میزان ثروت افراد ندارد. بنابراین باید اینطور بیان کرد که در جامعه مصرفی امروز که اتفاقا نسل جوان این جامعه بیشتر به دنبال مصرف کردن هستند، الگوی مناسب و درستی را در خانواده ندیده اند، که البته عده قلیلی هم هستند که از این الگوها برخوردار بوده اند اما آموزش تلویزیون و سایر نهادهای اجتماعی منجر به ایجاد تغییراتی در نحوه تفکر و نگرش آنها شده است.

به هر صورت سخن ما می تواند برای مادرانی که فرزندانی در سنین خردسالی دارند، مفیدتر باشد. به این خاطر که برای تقویت روحیه قناعت، رضایت و عزت نفس در فرزندانشان، تلاش و دقت بیشتری داشته باشند.

 

 

 

فاطمه ناظم زاده

بخش خانواده ایرانی تبیان

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=210816

پایگاه اطلاع رسانی تبیان

.................................................................

 زن، خانواده و اصلاح الگوی مصرف

چکیده: چه کسی گمان می‌کرد خانواده ایرانی در طول چند دهه، به یکی از مصرف‌زده‌ترین خانواده‌های جهان تبدیل شود. بر اساس گزارش مؤسسه «مارکت‌اوراکل» ایران از نظر قیمت بنزین سومین کشور ارزان دنیا و از نظر میزان یارانة پرداختی به بنزین نخستین کشور جهان است و معادل 38 درصد از کل بودجه دولت صرف یارانه بنزین می‌شود. ایران در سال 2007، 36 درصد از مصرف بنزین خاورمیانه را به خود اختصاص داد. هم‌اکنون 9 درصد از سوخت جهان در ایران مصرف می‌شود، در حالی که جمعیت ایران کمی بیش از یک درصد جمیعت جهان است.  گزارش صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانة انرژی با رقم 37 میلیارد دلار است و در سال 2008 پس از آمریکا و شوروی بزرگ‌ترین مصرف کنندة گاز جهان به شمار می‌رود. در این جستار به جایگاه زن در خانواده و تاثیر آن بر الگوی مصرفی جامعه می گذاریم.

در ابتدا، سیاست‌های خاص نظام قانون‌گذاری ‌کشور، در قبال اقتصاد خانواده را بیان کنید. 
 قانون اساسی به ‌عنوان قانون مادر، دارای ژرف‌نگری است و جهت‌گیری‌ها و اهداف ضروری استراتژیک را برای نظام تعیین می‌کند و به بحث تحکیم خانواده و کرامت انسانی و نیز جایگاه والای زن و فرزند تأکید دارد. نظام قانون‌گذاری کشور ما، قانونی با عنوان «اقتصاد خانواده» را در دستور کار نداشته است. البته، نیازهای اساسی انسان را در اصل 31 قانون اساسی جزو وظایف دولت دانسته و تأکید کرده است که تأمین مسکن یا سرپناه، پوشاک و امنیت ‌غذایی، آموزش و بهداشت جزو وظایف دولت است، پس قطعاً چنین تأکیدی در مقیاس خانواده هم معنا دارد و مسایلی از قبیل بهداشت و سلامت عمومی و آموزش همگانی در قانون‌گذاری تأکید شده است که آثار آن متوجه خانواده می‌شود؛ اما قانونی با عنوان «حمایت از خانواده» در حوزه اقتصاد خانواده وجود ندارد و بیشتر به جایگاه و نقش حقوقی و قانونی مادر توجه شده است، مانند اهمیت به نوع کار کردن زنان شاغل در دوران بارداری، صیانت از فرزندان و موارد دیگر و منزلت و جایگاه خانواده را در نظر نگرفته‌اند.
منظور شما این است که سیاست‌هایی که در حوزه اقتصاد صورت می‌گیرد، بدون لحاظ کردن پیامدهای فرهنگی آن برای خانواده و افراد است؛ یعنی فقط با نگاه اقتصادی صورت می‌گیرد؟
اقتصاد خانواده موضوع بسیار مهمی است که مستقیم و غیرمستقیم به مقوله کارکردهای خانواده و در رأس آن کارکردهای اقتصادی خانواده توجه می‌کند. امروزه در بسیاری از کشورها با ‌عنوان «خانواده در قانون‌گذاری»، موارد قانونی تنظیم می‌شود؛ اما در کشور ما درباره «اقتصاد خانواده» موارد قانونی که قابل ذکر باشد، نداریم. 
- اینکه در قانون‌ اساسی، ماده خاصی با عنوان «اقتصاد خانواده» نداریم، یک بحث است، و بحث دیگر این است که آیا در حوزه قانون‌گذاری، در حین سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، پیامدهای فرهنگی سیاست‌ها بر خانواده لحاظ می‌شود یا خیر؟ چون اگر پیامدهای سیاست‌گذاری‌ها در نظر گرفته نشود ممکن است مسائلی مثل بالا رفتن انتظارات خانواده، احساس فقر در بعضی طبقات، بزه‌کاری، افزایش افراد چندشغله اتفاق افتد. 
پاسخ به این سؤال دو سطح دارد؛ سطح اول این است که بپرسیم آثار و نتایج تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چیست؟ و آیا این مسایل در مقیاس ملی و در سطح مدیریت‌های کلان و در حوزه قانون‌گذاری، به طور کامل دیده می‌شوند و آیا با روش‌های علمی، تأثیر روشن آثار و پیامدهای تصمیمات اقتصادی و اجتماعی یا حتی فرهنگی مورد توجه قرار می‌گیرد یا خیر؟ معمولاً این‌گونه نیست. آنچه لحاظ می‌شود، ضرورت‌ها و انتظارات است؛ به طور مثال انتظار این است که اگر فلان پروژه اجرا شود،‌ باید نتایجی خاص از آن انتظار داشت؛ اما در عمل با  انتظارات و اهداف و نیز مقصود قانون‌گذار با تصویب آن، فاصله معنی‌داری وجود دارد؛ یعنی بسیاری از برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در عمل، با برخی هدف‌های مطرح‌شده، فاصله و تفاوت جدی یافته است. در بسیاری از پروژه‌های ملی، اقدامات کلان کشوری، مثل ایجاد مناطق آزاد در کشور با هدف رونق اقتصاد، گسترش صادرات، بالا رفتن اشتغال و درآمد انجام شده است، ولی بعد از 25 سال می‌بینیم که مناطق آزاد به جای افزایش صادرات، به طور عمده به مبادی ورود کالا تبدیل شده است. متأسفانه از این نمونه‌ها زیاد است، زیرا بسیاری از سیاست‌ها، منطبق با مباحث علمی که آثار و پیامدها را در نظر می‌گیرد، به درستی تدوین نمی‌شود و بین هدف‌گذاری و تصویب، فاصله وجود دارد. 
اگر بخواهیم تأثیر برنامه‌های توسعه اقتصادی را بر اقتصاد خانواده، به‌ویژه الگوی ‌مصرف بررسی کنیم، چه اقداماتی باید صورت گیرد؟
نظام جمهوری اسلامی دارای نقاط قوتی است که ممکن است نقاط ضعف هم از همان‌جا ناشی شود. یکی از نقاط قوت، مدلی است که حضرت امام خمینی (ره) ایجاد کردند که عامل تحول و پیشرفت بود. ایشان به جای تکیه بر مدل‌های غربی که بر پایه سرمایه مادی است و سرمایه‌های انسانی را با ‌عنوان «افراد تحصیل کرده»، «سرمایه‌های علمی»؛ در نظر می‌گیرند و معقتدند که علم و دانش منشأ قدرت و تحول خواهد بود، بر «سرمایه‌‌های مردمی» تکیه داشت؛ یعنی امام معتقد بودند که اگر مردم در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مشارکت کنند، اهداف مورد نظر تحقق خواهد یافت و پیشرفت فقط به منابع مادی بستگی ندارد، البته سرمایه‌های مادی هم لازم است، اما مشارکت مردم و حضور آنها اهمیت بیشتری دارد، زیرا با مشارکت و حضور، اعتماد شکل خواهد گرفت. باور و اعتماد، با شعار شکل نمی‌گیرد. باور زمانی تحقق خواهد یافت که مردم صداقت نظام و مسئولان را باور کنند و در پی آن به صداقت، عقلانیت، شفافیت، حقانیت و صفت‌های این‌گونه، اعتماد کنند. ما شاهد بودیم که مردم در فتنه‌ها، حتی اعضای متخلف خانواده خود را معرفی می‌کردند و گاه این افراد اعدام می‌شدند یا با حضور گسترده خود در عرصه سیاسی (مبارزه شاهنشاهی) و نیز در عرصه‌های دفاع مقدس، بسیج و مردم توانستند با حداقل امکانات، ابرقدرت‌ها و نیز صدام را شکست دهند. بنابراین، سرمایه‌‌های مردمی یکی از نقاط قوت‌ نظام است و اگر زمانی این سرمایه دچار اختلال شود و از حضور و مشارکت مردم کاسته شود یا باور و اعتماد ضربه بخورد، قطعاً باید بازنگری جدی نمود.
 نقطه قوت دوم اعتقادات مردم و آموزه‌های‌دینی، مذهبی و پایگاه‌های اخلاقی، نسبت به خانواده است، زیرا اسلام به خانواده توجه جدی دارد و همچنین در قانون‌ اساسی اشارات جدی به خانواده و تحکیم آن شده است و البته در سیره امام خمینی (ره) و در تأکیداتی که نسبت به خانواده داشتند،  نوع رفتار، کارکردها و تذکرات مستقیم و غیرمستقیم را شاهد هستیم. آنچه در غرب باعث زوال و انحطاط است، سستی بنیان‌های خانواده است. در حال حاضر، باید به خانواده حساس باشیم، یعنی اگر به این نقطه قوت توجه نکنیم، اقتصاد خانواده، فرهنگ ‌خانواده و رفتارهای متقابل در خانواده و حقوقی که بر آن حاکم است و نظارت‌های کلان ملی که به ثبات خانواده کمک می‌کند، دچار مشکل می‌شود. بنابراین  باید عملکرد قانون‌گذاران و مدیران اجرایی، آسیب‌شناسی شود تا مشخص شود که جایگاه خانواده و آموزهای دینی، حفظ شده است یا خیر؟ آیا ما در آن مسیر هستیم و اگر دچار کاستی هستیم، راه حل آن چیست؟ 
 
- گفته شد که نظام ما سیاست‌های مدون و مشخصی در قبال اقتصاد خانواده به آن معنا که همه جوانب را در نظر گرفته باشد،‌ ندارد و از سوی دیگر، پیش از تصویب لوایح، قوانین و سیاست‌گذاری‌ها، بحث‌های تئوریکی که پیامدهای فرهنگی سیاست‌گذاری‌ها بر اقتصاد خانواده را لحاظ کرده باشند، وجود ندارد. حال این سؤال مطرح می‌شود، در مدتی که از انقلاب گذشته و برنامه‌های مختلف توسعه که در کشور ما ارایه شده است، این برنامه‌ها چه تأثیراتی بر فرهنگ اقتصادی خانواده و الگوی مصرف خانواده داشته است؟
در حقیقت سؤال شما این است که آثار و پیامدهای توسعه بر اقتصاد خانواده چیست؟ برنامه‌های اقتصادی، به‌خصوص برنامه‌های توسعه که اصطلاحاً از آن به  externality تعبیر می‌شود، آثار و عوارض مختلفی روی متغییرها و مؤلفه‌ها و زمینه‌های مختلف داشته است. در اینکه این عوارض، متناسب با فرآیند تدوین برنامه، نحوه اجرا و نوع هدف‌گذاری برنامه‌ها هستند یا خیر، یک بحث است اقداماتی  به ظاهر ارزشمند هستند، اما  ضد ارزش‌اند، الگوهای حاکم بر رفتار اقتصادی در جامعه قطعاً بر اقتصاد خانوده تأثیر می‌گذارد. اگر فرهنگ سخت‌کوشی، قناعت، انضباط اقتصادی و پرکاری بر جامعه حاکم باشد، مانند اقتصاد ژاپن و برخی از کشورهایی که جنگ را پشت سرگذاشته‌اند و در دوران بازسازی، این فرهنگ‌ها تأثیرات خود را بر رشد و شکوفایی آتی اقتصاد بر جای گذاشته است که این شکوفایی از مسیر و بسترهایی به نام اقتصاد خرد، به‌خصوص اقتصاد خانواده و رفتارهای فردی که برجسته‌ترین آن، رفتار خانواده است، به‌وجود آمده ‌است. برعکس، کشورهایی که متناسب با هدف‌های ارزشی و کلان یا آرمانی خود، قادر نبوده‌اند رفتارهای اقتصادی را به خوبی شکل دهند؛ یعنی بسیاری از جوامع به جای اینکه سخت‌کوش و مولد باشند، جوامع و تشکیلات کوچکی چون خانواده مصرفی بوده‌اند. متأسفانه کشورهایی که به اقتصاد نفت وابسته‌اند، عموماً کشورهایی هستند که چه در مقیاس خانواده و چه در رفتارهای کلان و گسترده، متأثر از این درآمدهای برون‌زا، جامعه‌هایی مصرفی بوده‌اند؛ یعنی در این جوامع، تولید ملی به اندازه مصرف نیست و در حقیقت این خلأ به‌وسیله درآمدهای نفتی جبران می‌شود. متأسفانه ما نیز دچار چنین مشکلی بوده و هستیم. برنامه‌های توسعه نیز با توجه به برخی از شعارها و هدف‌های‌آرمانی که دارد، در عمل تفاوت معنی‌داری با هدف‌ها و عملکردها دارد. علاوه بر اینکه جریان مصرف‌گرایی خواسته و ناخواسته از بعد سیاسی- اقتصادی و امنیتی و از بعد اقتصاد کلان به گونه‌ای هدایت شده است که به طور مثال گروه‌های اجتماعی مختلف، در جایگاه خود نیستند؛ یعنی درآمد و مصرف متناسب نیست و معمولاً طبقات پایین‌تر الگوهای مصرفی طبقات بالاتر از خودشان را پی‌گیری می‌کنند؛ یعنی نوع رفتار و الگوهای مصرفی آنها بالا‌تر از درآمدشان است. در نتیجه، بحث پیش‌فروش، خریدهای قسطی و فشار اقتصادی برای کار کردن در دو شیفت کاری و اضافه‌کار پیش می‌آید. حتی ممکن است افراد به سمت انحراف از فرهنگ دینی و افتادن در دام درآمد حرام کشیده شوند و همه این‌ مسایل ناشی از هم‌سطح نبودن درآمد و میزان مصرف است. بنابراین، یکی از موضوعات حایز اهمیت در اقتصاد سیاسی و اقتصاد توسعه، مطالعه نقش رفتارهای خانوار در جامعه است. خانواده‌هایی که تحت تأثیر الگوهای تحمیل‌شده بر جامعه قرار گرفته‌اند و مصداق مصرف افراطی و الگوهای مصرف‌گرا شده‌اند اکثرا متعلق به کشورهای وابسته به درآمدهای نفتی هستند، چون تبلور چنین اقتصادی، در خانواده است. متأسفانه برنامه‌های توسعه ما با آموزه‌های دینی، فرهنگی، ملی و حتی آرمان‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی با آنچه که در واقعیت مشاهده می‌کنیم، همخوانی‌ ندارد. بنابراین، می‌توانم با صراحت و با قاطعیت اعلام کنم که برنامه‌های توسعه و حتی برنامه‌های سالانه که تحت عنوان بودجه‌های سالانه می‌آید، با اختلالات و انحرافاتی که دارد، به تشدید وضع موجود انجامیده است؛ مثلاً حجم واردات و ترکیب واردات در ایران، رقمی نزدیک به هفتاد میلیارد دلار است. عددی بین پانزده تا بیست میلیارد دلار هم واردات قاچاق است. بخش قابل توجهی از این واردات، معمولاً از سه قسمت تشکیل می‌شود: واردات کالاهای سرمایه‌ای که ماشین‌آلات و تجهیزاتی برای توزیع توسعه تولید است، کالاهای واسطه‌ای و کالاهای مصرفی. 
 بخش وسیعی از این اقلام، کالاهای مصرفی است که در بین اینها، کالاهای غیر ضروری و فانتزی، رقم بالایی را به خود اختصاص می‌دهد. همه اینها ناشی از بیماری‌هایی است که بخشی از ریشه‌های آن در اقتصاد خانواده است؛ مثل تجمل‌گرایی و نوع مصرف‌هایی که با درآمدها و تولید ملی تناسبی ندارد. بنابراین، عدم تناسب رفتارهای مصرفی و اقتصادی با هم، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی و فرهنگی گسترده‌ای درپی خواهد داشت؛ برای مثال یکی از دلایل عقب‌افتادن ازدواج و حتی سن بارداری یا مسایل مختلف دیگر به مباحث اقتصادی و الگوهای مصرف برمی‌گردد. بنابراین، برنامه توسعه در کشور ما به تشدید وضع موجود و استمرار وضع قبلی منجر می‌شود؛ یعنی غلبه فضای مصرف‌گرایی که تناسبی با تولید ملی، درآمد، کار و کوشش افراد ندارد.
- با توجه به صحبت‌های شما، برنامه‌های توسعه، نظام ارزشی و فرهنگ غالب خانواده‌های ایرانی را در نظر نگرفته است. به نظر شما، چه میزان از فرهنگ اقتصادی خانواده، معلول نظام سرمایه‌داری و فرهنگ مدرنی است که در خانواده‌ها در حال گسترش است؟ 
قطعاً تحت‌تأثیر است، اما میزان و عدد و رقم آن، به محاسبات دقیق نیاز دارد. یکی از دلایل، مصرف‌زدگی به هویت  اقتصادی و اجتماعی کشور ربط دارد که متأثر از درآمدهای نفتی است. در حقیقت، ثروت خدایی و کلان در اختیار ما قرار گرفته است و به راحتی خرج می‌‌شود. با توجه به اینکه این منابع تجدید‌ناپذیرند و در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل‌های علمی، چهل تا پنجاه سال دیگر به اتمام می‌رسد، بنابراین بخش قابل توجهی از مسایل به مباحث اقتصادی‌ای برمی‌گردد که به جای حمایت از تولید در قالب واردات بی‌رویه کالا با این توجیه که ما منبع سهل‌الوصولی به نام نفت داریم، بروز می‌کند. این پدیده‌ای است که از نظر آسیب‌شناسی، یک موضوع محوری است. معمولاً دولت‌هایی که توانسته‌اند مبانی ارزشی خود را حاکم کنند، دولت‌هایی هستند که حتی حیات و بقا و دوام‌شان به استمرار تولید داخلی وابسته است. باید یک اقتصاد قوی موجود باشد که تولید را در حالت پویا حفظ کند. اینجاست که اشتغال و سطح درآمد بالایی ایجاد می‌شود و دولت با این ابزارها، نحوه مصرف را به سمت رفاه هدایت خواهد کرد. اهداف استراتژیک و مباحثی که به اخلاق  توجه دارند، در جامعه با ابزارهای مالیاتی، به رونق اقتصادی کمک می‌کنند. بنابراین، رونق اقتصاد باعث می‌‌شود که دولت‌ها، سیاست‌ها و تصمیمات اقتصادی را برای شکوفایی رونق اقتصاد به خدمت بگیرند و بتوانند مسئولانه رفتار کنند. در نتیجه، تصمیماتی نمی‌گیرند که  در زمینه‌های مالی، بازرگانی و سایر سیاست‌های اقتصادی به رونق تولید نینجامد. رونق تولید از طریق فعالیت و کوشش ایجاد می‌شود و کوشش پویا، در مقیاس خرد، به خانواده‌ای فعال و غیرمصرفی و نیروی فعال اقتصادی منجر خواهد شد و نیاز نیست که خلأ  جریان‌ها و سیاست‌های نامناسب با درآمد نفتی پر شود بنابراین، بحث شکل‌گیری ارزش‌ها و آرمان‌ها به آموزه‌های دینی و حتی وجود فرهنگ غنی برنمی‌گردد، زیرا گاهی فضایی ایجاد می‌شود که بیشتر ناشی از تصمیمات دولت‌ها و برخی تصمیمات ناپخته آنهاست که در ابتدا عمق آن دیده نمی‌شود، اما آثار و پیامدهای گسترده‌ای را بر باورها و ارزش‌ها خواهد داشت. بسیاری از جوامع به‌رغم غنایی که دارند، به دلیل حرکت سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها به سمت اقدامات ضد‌ارزش می‌روند، خانواده هم ناخودآگاه در این رفتارها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد؛ برای مثال، حتی زمانی‌که مردم در ساخت و ساز و سیاست‌های زمین و مسکن آزاد بودند و بحث سوداگری وجود نداشت، خانه‌هایی که می‌ساختند کاملاً متأثر از ارزش‌های دینی بود؛ یعنی سعی می‌کردند که اشراف نداشته باشد و حریم خصوصی در آن رعایت شود. از زمانی که مسکن کالایی اقتصادی شد و تحت تصمیمات دولت قرار گرفت و دولت‌ها آن را اقتصادی کردند و با ضعف نظارت و کنترل، به کالایی  اقتصادی و به اصطلاح سوداگرانه تبدیل شد، حتی در ابعاد واحدهای مسکونی نیز اشکال ایجاد شد و بحث‌ اشراف و حریم از بین رفت و به‌رغم اینکه همه رعایت‌های رفتاری در حریم خانواده بین محرم و نامحرم وجود داشت، اما فضای خاص ایجاد شده، چنین اجازه‌ای به افراد نمی‌داد؛ به‌خصوص سوداگرایی در مسکن، مثلاً‌ یک خانواده فقیر هفت یا هشت نفره در یک اتاق، به دلیل فقر، مجبور هستند ساکن شوند و در نتیجه، خیلی از حریم‌ها دریده می‌شود. وجود فرهنگ در جامعه کافی نیست، بلکه فضای اقتصادی و اجتماعی نیز در این زمینه دخیل است.  در حمل و نقل‌های عمومی و شهری، بسیاری از افراد به برخی تقیّدات، مقید هستند، اما وسیله حمل‌و‌نقل، نوع بسیاری از رفتارها را مشخص می‌کند.
خوشبختانه یک بازنگری در وسایل عمومی انجام شد و آن جداسازی زنان و مردان از یکدیگر بود. فضای مسلط اقتصادی و اجتماعی که متأثر از سیاست‌ها و تصمیمات کلان قوه مجریه یا قانون‌گذاری است، بر رفتارها تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین صرف استناد به ذخیرۀ فرهنگی کافی نیست.
- بعضی معتقدند فرهنگ مصرف جزیی از فرهنگ مدرن است چون فرهنگ مدرن،  فرهنگی لذت‌گراست؟
خیر، کشور ژاپن در دهه‌های اول بازسازی بعد ازجنگ تا سال 1980 سه دهه اقتصادی پرکار را پشت سرگذاشت. وقتی‌که مصرف انبوه و سطح درآمد و رفاه بالاتر رفت، یک مقدار تأثیر داشت، اما در آن سه دهه، آنها ارزش‌های خود را به صرف مدرنیته از دست ندادند. ژاپنی‌ها در سخت‌کوشی، قناعت، کار و تلاش معروف بودند. با اینکه در دهۀ هفتاد و هشتاد، ژاپنی‌ها مخترع ماشین‌حساب بودند، اما بسیاری از فعالان اقتصادی و تولیدی با چرتکه‌های سنتی کار می‌کردند و با اینکه خود ژاپنی‌ها مخترع جاروهای برقی بودند اما زنان خانه‌دار، از جاروهای ‌دستی ‌سنتی استفاده می‌‌‌کردند؛ یعنی اگر تربیت درست باشد، صرف اینکه با مدرنیته درآمد بالا ‌رود افراد تحت تأثیر مدرنیته قرار نمی‌گیرد، بنابراین نمی‌توان به عنوان یک جریان قطعی گفت که تنها مدرنیته مؤثر بوده است. البته، بعضی در قانون مدرنیته غرق شدند و به سمت مصرف‌گرایی رفتند. «رستو»، اقتصاددان، نظریه‌پرداز توسعه و مشاور امنیت ملی امریکا، جامعه‌ای را مطلوب می‌دانست که کمونیستی بوده و رفتار اقتصادی مارکسیستی داشته باشد ولی افراد شهرنشین و مصرف‌زده هستند. بر این اساس، یکی از مشخصه‌های کشوری که بخواهد به اوج تولید و توسعه برسد، بسط و گسترش شهرنشینی و مصرف انبوه است. این الگویی بود که برخی از کشورها دنبال کردند و مهاجرت‌های روستاییان به شهرها، تحت‌تأثیر همین سیاست‌ها صورت گرفت؛ اما این به معنای حقانیت الگو نیست. بسیاری از کشورها، مانند ژاپن توانستند با حفظ ارزش‌های خود مدرن شوند و رفاه را بالا برند و این الزاماً ‌به مفهوم مصرف‌گرایی به معنای راحت کردن زندگی و افزایش آسایش به مفهوم نظام‌ مصرفی که با عنوان مدرنیته مطرح می‌شود، نیست. 
- به نظر شما آیا جامعه ایران جامعه‌ای مصرف‌زده است؟
بله، مؤلفه‌ها و مشخصه‌ها نشان می‌دهند که جامعه ایران،‌ جامعه‌ای مصرف‌زده است؛ اما مصرف‌زده‌ای که نتوانسته است مصرف را همراه با رشد و رونق تولید به دست آورد بلکه افراد با اتکا به درآمدهای نفت مصرف می‌کنند. در جامعه ایرانی سطح درآمد و سطح هزینه تفاوت معنا‌داری با هم  دارند. این مسئله انحرافاتی را در رفتار، سلامت و شغل ایجاد می‌کند. بخشی از زندگی به پرداخت اقساط و اقراض می‌گذرد یا با فشارهایی که به صورت اضافه‌کار و دوشیفت کار‌کردن به‌وجود می‌آید سپری می‌شود که همه اینها تعادل خانواده را بر هم می‌زند و شخص نمی‌تواند حضوری پررنگ به ‌عنوان پدر، همسر یا مادر داشته باشد و به بهای اختلال در محیط خانواده، به کسب درآمد و رفاه غیرمنطقی می‌پردازد.
- جنسیت به چه میزان در مصرف‌زدگی تأثیر دارد و آیا جنسیت یک مؤلفه مهم است؟
شاید به طور ظاهر بگوییم زنان مصرفی هستند یا مخاطب اصلی تبلیغات زنان هستند، اما این‌گونه نیست. تجربه نشان داده است که تبلیغات ابزار غلیظی است که مصرف‌ و تقاضای غیرضروری را القا می‌کند و تلاش می‌کند که کالاهای تبلیغاتی را تقاضای واقعی و ضروری نشان دهد که مخاطبان به سمت مصرف بروند، البته، خانم‌ها در زمینه تبلیغات پوشاک و لوزام خانگی یک مقدار ضریب جذبشان بیشتر است؛ ولی اگر کلان نگاه کنیم، این طورنیست و بحث مصرفی متوجه صرف جنسیت نیست. 
- اگر بخواهیم برنامه‌ای برای اصلاح الگوی ‌مصرف داشته باشیم، با توجه به اینکه بعضی معتقدند کاهش مصرف خانوار ممکن است باعث تضعیف اقتصاد ملی شود، تأثیرات مثبت و منفی اصلاح الگوی‌ مصرف را چگونه تبیین می‌کنید؟
درک صحیح واژه‌ اصلاح الگوی مصرف دارای اهمیت است. اصلاح صرفاً‌ به معنای کاهش نیست؛ مثلاً اگر اصلاح‌ الگوی ‌مصرف غذایی در کشور صورت گیرد، در گروه‌های زیادی به مفهوم افزایش اقلام مصرف است، به طور مثال لبنیات، گوشت و شیر در سبد غذایی گروه‌های کم‌درآمد و محروم، پایین است و باید تلاش کرد آنها را بالا برد. پس صرفاً اصلاح به مفهوم مطلق کاهش نیست و در برخی موارد به معنای افزایش است. البته، در بسیاری از موارد ممکن است مفهوم کاهش نیز داشته باشد. در بحث الگو نیز مقدمات و الزاماتی وجود دارد که در شکل‌گیری الگو نقش جدی دارد؛ قبل از اینکه رفتارهای صرف خانوار الگوی مصرف را شکل دهد، نظام کلان تصمیم‌گیری و سیاست و مدیریت کلان اقتصادی، در شکل‌گیری الگو‌ها مؤثر است. برای مثال زمانی که ما اجازه می‌دهیم مناطق آزاد ایجاد شود و در شهرهای کوچک پاساژ و بوتیک ساخته ‌شود، در حالی‌که در مقیاس شهرسازی، سرانه فضاهای آموزشی و فرهنگی یا فضاهای تفریحی درمانی بسیار کم است؛ این پاساژها محل عرضه کالای وارداتی شده و به مصرفی‌شدن کمک ‌کنند. بنابراین، نظام تصمیم‌گیری سیاست و قانون‌گذاری در الگو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. واژه مصرف صرفاً به مصرف کالا برنمی‌گردد و مصرف منابع ‌ملی را نیز شامل می‌شود. پس، کارکرد اصلاح الگوی مصرف بیرون از خانواده است که بر آن تأثیر می‌گذارد. اما این واقعیت که اگر مصرف اصلاح ‌‌شود، تولید ملی پایین می‌آید، این‌گونه نیست. اصلاح شدن، یعنی اگر خرید کالاهای وارداتی غیرضروری اصلاح شود، تقاضاها واقعی می‌شود و خوراک و پوشاک بهتر می‌شود. اکنون بسیاری از افراد هزینه‌های خوراک و پوشاک خود را کم می‌کنند تا کالا تهیه کنند که چنین رفتارهایی باعث سوءتغذیه می‌شود که این مسئله هم درگروه‌های پردرآمد و هم در گروه‌های کم‌درآمد اتفاق می‌افتد اگر اصلاحات انجام شود، در سبد بودجه خانوار نیز اقلام تصحیح می‌شود؛ یعنی تقاضای اقتصاد کلان تحت تأثیر کالاهای غیرضروری قرار نمی‌گیرد و برعکس کالای ضروری جایگزین و کالای غیرضروری می‌شود، مثل مسکن، اگر الگوی مصرف اصلاح گردد، از هزینه‌های زائد جلوگیری می‌شود و خیلی‌ها به سمت تبدیل به احسن‌کردن واحدهای مسکونی خود می‌روند و این باعث رونق بازار مسکن می‌شود. بنابراین، اگر کسی این سخن را بگوید، نشانه محدودنگری او است، در اصلاح‌سازی، مصرف به سمت نیازهای واقعی سوق پیدا می‌کند و منابع کمیاب که تجدیدپذیر نیستند، سالم‌‌‌سازی می‌شوند.
- آیا خانواده‌ها به طور خاص می‌توانند در مقابل موج مصرف‌زدگی مقاومت کنند؟
به عنوان یک عامل تعیین‌کننده نمی‌‌توانند، زیرا خانواده‌ها تحت‌تأثیر رفتارهای کلان اقتصاد هستند؛ آموزه‌های دینی تا حدودی تأثیر دارد، ولی قطعاً سطح درآمد و نوع رفتارهای کلان اقتصادی بر رفتار خانواده نقش دارد. فضای مصرفی مدگرایی به خانواده‌ها تحمیل می‌شود و البته خیلی از خانواده‌هایی که ساده‌زیست و بااعتقاد هستند تحت‌تأثیر این فضا قرار می‌گیرند و برای اینکه به عقب‌افتادگی و فقر متهم نشوند، به نوگرایی روی می‌آورند. با نگاهی به رفتار ملی، می‌بینید که در گذشته کفش‌ها را تعمیر می‌کردند و دور نمی‌انداختند؛ اما امروزه الگوهای ‌مصرفی ما تغییر کرده است.  نظام‌های کلانی مثل صدا و سیما، مبلّغ مصرف‌گرایی هستند. بسیاری از خانواده‌های شهری و روستایی فکر می‌کنند الگوهای متعارف شهری این‌گونه است و همه کاخ‌نشین هستند و دچار یک عقب‌افتادگی و ناراحتی روحی مصرفی می‌شوند و فکر می‌کنند با برداشتن این الگوها می‌توانند این خلاء را پر کنند. پس خود صدا و سیما مروج این رفتار مصرف‌زدگی است.

 

http://www.ensani.ir/fa/content/111995/default.aspx

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

......................................................

 

زﻧﺎن، ﻣﺼﺮف و ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ

ﻣﮫﻢﺗﺮﻳﻦ ﭘﯿﺎﻣﺪ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ھﻮﻳﺖ ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ. اﮔﺮ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﻨﺘﻲ و ﭘﯿﺸﺎﻣﺪرن، ﻣﺒﻨﺎی «ھﻮﻳﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ» را ﺑﯿﺸﺘﺮ وﻳﮋﮔﻲھﺎی اﻧﺘﺴﺎﺑﻲ اﻓﺮاد از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻮاردی ﭼﻮن ﺷﻐﻞ، طﺒﻘﻪ و ﺑﻪطﻮر ﮐﻠﻲ «ﻣﻮﻗﻌﯿﺖھﺎی ﺳﺎﺧﺘﺎری» ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﻲ داد، اﻣﺮوزه در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪرن دو ﻋﺎﻣﻞ «ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻓﺮد در ﻧﻈﺎم ﺗﻮﻟﯿﺪ» ﮐﻪ در ﻣﻔﮫﻮم طﺒﻘﻪ ﻣﺘﺒﻠﻮر ﻣﻲﺷﻮد و ﺟﺪﻳﺪﺗﺮ از آن ﻧﻮع و ﺳﺒﮏ «ﮐﻨﺶھﺎی ﻣﺼﺮﻓﻲ» ﻣﺒﻨﺎی اﺻﻠﻲ ھﻮﻳﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮد اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻔﮫﻮم «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ» ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪا ﻣﻲﮐﻨﺪ.

زﻳﻨﺐ زادﺳﺮ

ﮐﺎرﺷﻨﺎس ارﺷﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن

ﻣﻔﮫﻮم «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ» طﻲ ﭼﻨﺪ دھﻪ اﺧﯿﺮ، ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮان ﻋﺮﺻﻪ ھﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن از ﺟﻤﻠﻪ ﺟﺎﻣﻊ ﺷﻨﺎﺳﻲ را ﺑﻪ

ﺧﻮد ﻣﺸﻐﻮل ﮐﺮده اﺳﺖ. اﻓﺮاد از ﻟﺤﺎظ ﺣﺮﻓﻪ، ﺣﯿﺜﯿﺖ و ﻧﻔﻮذ، ﻗﺪرت، ﻋﺎدت، ﻋﻼﻗﻪ و ﺧﺼﯿﺼﻪ ھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺑﺎ

ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺗﻔﺎوت دارﻧﺪ؛ از اﻳﻦ رو ﺿﺮورﺗًﺎ ﺳﺎزﻣﺎن و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎی ﮔﺮوھﻲ و اﻟﮕﻮھﺎی زﻧﺪﮔﻲ روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ھﺎ و

ﺳﺒﮏ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪﮔﻲ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺗﺤﻮﻻت دھﻪ ھﺎی اﺧﯿﺮ، ﭼﻪ در زﻣﯿﻨﻪ ھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﻲ و ﭼﻪ در

ﻋﺮﺻﻪ ھﺎی ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﻪ ﺗﻌﺪد، ﺗﻨﻮع و ﮔﺎه ﺗﻌﺎرض ﺳﺒﮏ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺳﺒﮏ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ،

اﻟﮕﻮھﺎﻳﻲ ﺑﺮای روش زﻳﺴﺘﻦ ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻄﻮط و ﻧﻘﻮش ﮐﻠﻲ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺳﺎﺧﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ طﺒﻘﺎﺗﻲ را آﺷﮑﺎر ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ.

ﻏﺎﻟﺒًﺎ اﻳﻦ ﻣﻔﮫﻮم در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﻔﺎھﯿﻢ دﻳﮕﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ از ﻗﺒﯿﻞ طﺒﻘﻪ، ﻗﺸﺮﺑﻨﺪی، ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﻣﺼﺮف، و ھﻮﻳﺖ

ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﯿﺮد.

از دﻳﺪﮔﺎه ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﮐﺎھﺶ ﻧﻈﺎرت ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭼﮫﺮه ﺑﻪ ﭼﮫﺮه، ﺗﻨﻮع ﺧﺎﺳﺘﮕﺎه ھﺎی ﻣﻨﻄﻘﻪ ای و

ﻗﻮﻣﯿﺘﻲ، اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮای ﺗﺤﺮک اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻋﻤﻮدی و اﻓﻘﻲ، ﮐﺎھﺶ واﺑﺴﺘﮕﻲ ھﺎی اﻧﺘﺴﺎﺑﻲ ﻓﺮھﻨﮕﻲ،

ﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ و ﻣﮑﺎﻧﻲ، اﻣﮑﺎﻧﺎت ﮔﺴﺘﺮده ﺗﺮ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﻓﺮھﻨﮓھﺎی ﻣﺘﻨﻮع، از ﺟﺎﮐﻨﺪﮔﻲ ﻓﺮھﻨﮕﻲ، ﺷﺪت

روزاﻓﺰون ﺑﺮﺧﻮردھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﻲ، دﻟﺰدﮔﻲ و ﺑﯿﻘﺮاری اﻧﺴﺎن ﮐﻼنﺷﮫﺮی، و ﻧﯿﺎز وی ﺑﻪ ﻧﻈﺎم ھﺎ و ﺳﺎزوﮐﺎرھﺎی

ﺗﺴﻠﻲ ﺑﺨﺶ و ﻏﯿﺮه از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﺴﺘﺮش ﺗﻨﻮع ﻓﺮھﻨﮕﻲ و ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ در ﮐﻼن ﺷﮫﺮ اﺳﺖ.(ﺷﺎﻟﭽﻲ،

(1381

ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻔﮫﻮﻣﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﺷﺪن زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﺑﺮﺧﻼف ﺟﻮاﻣﻊ ﺳﻨﺘﻲ، در

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ اھﻤﯿﺖ ﺧﻮد و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺷﺨﺼﻲ و ظﮫﻮر ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺼﺮﻓﻲ در زﻧﺪﮔﻲ ﻗﺪرت اﻧﺘﺨﺎب ﻧﯿﺰ

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﭘﺪﻳﺪه اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺳﺒﮏ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ از اﺟﺰای ﺳﺎزﻧﺪه ﺗﺤﻮﻻت ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ

ﮔﺮدد؛ زﻳﺮا ﺳﺒﮏ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎزﻧﻤﻮدی از ﺟﺴﺘﺠﻮی ھﻮﻳﺖ و اﻧﺘﺨﺎب ﻓﺮدی اﺳﺖ. ﺑﻪﻋﻼوه اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع از ﭼﻨﺎن

ﻗﺎﺑﻠﯿﺘﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ را ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ. در دﻧﯿﺎی اﻣﺮوز ﻣﻔﮫﻮم ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ

راھﻲ ﺑﺮای ﺗﻌﺮﻳﻒ اﻳﺴﺘﺎرھﺎ، ارزش ھﺎ و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﺛﺮوت و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻓﺮاد اﺳﺖ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ از اﻳﻦ ﺟﮫﺖ اھﻤﯿﺖ دارد ﮐﻪ ﺷﯿﻮه ھﺎی ارﺗﺒﺎط و ﭘﯿﻮﻧﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺣﺎﺻﻞ از ﻓﺮاﻳﻨﺪھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﺪرن را آﺷﮑﺎر ﻣﻲﺳﺎزد.

ﺑﻪ طﻮرﮐﻠﻲ، در ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﻮﺟﻮد درﺑﺎره ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ دو روﻳﮑﺮد اﺻﻠﻲ ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ: ﮔﺮوھﻲ ﮐﻪ

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ را ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ رﻓﺘﺎرھﺎی ﻋﻤﻠﻲ و آﻧﭽﻪ در زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻓﺮاد ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﯿﻨﯿﺖ اﻓﺘﻪ ﻣﺸﺎھﺪه

ﻣﻲ ﺷﻮد، ﻣﻲ داﻧﻨﺪ و ﮔﺮوه دوم ارزش ھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎ را ﻧﯿﺰ در زﻣﺮه ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ داﻧﻨﺪ. در اﻳﻦ ﭘﮋوھﺶ

ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺎﺿﻠﻲ (1382، ص57) را ﻣﺒﻨﺎ ﻗﺮار ﻣﻲ دھﯿﻢ «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ رﻓﺘﺎری در ﺣﻮزه ﻣﺼﺮف ﻓﺮھﻨﮕﻲ و ﻣﺎدی زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻋﺮﺻﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﺤﻘﻖ ﺷﺪه و ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎھﺪه اﺳﺖ.»

در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻳﺎد ﺷﺪه ﺳﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ:

1. ﮔﺮﭼﻪ ارزش ھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎ در ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪن ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺆﺛﺮﻧﺪ اﻣﺎ ﺟﺰﻳﻲ از آن ﻣﺤﺴﻮب ﻧﻤﻲ ﺷﻮﻧﺪ،

ﺑﻠﮑﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ھﻤﺎن ﺑﺨﺶ از زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﻼً ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. در واﻗﻊ طﯿﻒ ﮐﺎﻣﻞ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎﻳﻲ

اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺮاد در زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه اﻧﺠﺎم ﻣﻲ دھﻨﺪ.

ﻳﻌﻨﻲ اﻳﻨﮑﻪ ارزش ھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎی ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻳﮑﺴﺎن ﻧﻤﻲ اﻧﺠﺎﻣﺪ و داﺷﺘﻦ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ

ھﻤﺴﺎن ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ارزش ھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎی ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻧﯿﺴﺖ.

2. ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎﻳﺪ زاﺋﯿﺪه اﻧﺘﺨﺎب ﮔﺮی اﻓﺮاد ﺑﺎﺷﺪ زﻳﺮا ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﺷﺎﻣﻞ آن دﺳﺘﻪ رﻓﺘﺎرھﺎﻳﻲ ﮐﻪ

ﻣﺮدم ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺑﺮای آﻧﮫﺎ ﻧﺪارﻧﺪ، ﻧﻤﻲ ﺷﻮد.

3. ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﻲ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف دارد زﻳﺮا ﻣﺼﺮف در ﺧﺪﻣﺖ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮدن ﮐﯿﺴﺘﻲ ﮐﻨﺶ ﮔﺮان

(ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﻮال ﻣﻦ ﮐﯿﺴﺘﻢ؟)، ﺑﺎزﮐﺮدن راھﻲ ﺑﺮای ﻋﻀﻮﻳﺖ اﻓﺮاد در ﮔﺮوه ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﺜﺒﯿﺖ ﻣﻘﻮﻻت

ﻓﺮھﻨﮕﻲ، اﻳﺠﺎد ازﺧﻮدﺑﯿﮕﺎﻧﮕﻲ ﻳﺎ ﻧﻔﻲ آن، اﻳﺠﺎد ﻳﺎ ﺑﺎزﺗﻮﻟﯿﺪ اﻧﻮاع ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اﻳﺠﺎد ﮔﺮوه ﺑﻨﺪی ھﺎی

ﻣﺪرن ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ از ﮔﺮوه ﺑﻨﺪی ھﺎی ﺳﻨﺘﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺟﻨﺴﯿﺖ و ﻏﯿﺮه ﺑﺎزﺗﻮﻟﯿﺪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ داری اﺳﺖ.

(ﻓﺎﺿﻠﻲ، 1382، ص57)

اﻳﻨﮑﻪ ﻣﺮدم ﭼﻘﺪر، ﺑﻪ ﭼﻪ ﻧﺤﻮی و ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ در ﺷﮑﻞ دھﻲ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ آﻧﮫﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه

اﺳﺖ. در ﺗﺒﯿﯿﻦ ﭼﺮاﻳﻲ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﻳﺪ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﺤﻮه ﻣﺼﺮف ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدی اﻧﺘﺨﺎب ھﺎی اﻓﺮاد و دﻻﻳﻞ آن

را آﺷﮑﺎر ﻣﻲ ﺳﺎزد. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺼﺮف، اﻳﻦ اﻣﮑﺎن را ﻓﺮاھﻢ ﻣﻲ آورد ﮐﻪ ﺣﺘﻲ ﺑﻪ ارزش ھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎی

اﻓﺮاد ﻧﯿﺰ راه ﻳﺎﺑﯿﻢ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﻣﺼﺮف، ﻧﻤﻮد ﺧﺎرﺟﻲ ﻧﮕﺮه ھﺎی دروﻧﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺷﮑﻞ دھﻲ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ

رﻓﺘﺎرھﺎ ﺗﺄﺛﯿﺮ دارد.

در اﻳﻦ ﭘﮋوھﺶ، راﺑﻄﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ و ﻣﺼﺮف زﻧﺎن ﻣﻮرد ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻧﻘﺶ زﻧﺎن در ﻣﺼﺮف از اﻳﻦ

ﺟﮫﺖ اھﻤﯿﺖ دارد ﮐﻪ زﻧﺎن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﺎدری در ﺧﺎﻧﻮاده، ﻳﮑﻲ از اﺻﻠﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ھﻮﻳﺖ ﻳﺎﺑﻲ و

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی ﻓﺮزﻧﺪان و ﻧﺴﻞ آﻳﻨﺪه ﺟﺎﻣﻌﻪ ھﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺮ ھﻮﻳﺖ ﻓﺮدی و ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻧﺴﻞ ھﺎی آﺗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬارﻧﺪ. در واﻗﻊ «زن» از اﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﻋﻨﺼﺮی «ﻓﺮھﻨﮓ ﺳﺎز» ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد ﮐﻪ ارزش ھﺎ، اﻋﺘﻘﺎدات و ﺷﯿﻮه

ھﺎی رﻓﺘﺎر و ﻋﻨﺎﺻﺮ دﻳﮕﺮ ﻓﺮھﻨﮕﻲ را از ﻧﺴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ دﻳﮕﺮ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ.

ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﻧﮕﺎھﻲ درون ﻓﺮھﻨﮕﻲ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ اﺣﮑﺎم ﺧﺎص ﻋﻤﻠﻲ ﮐﻪ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر

دﻳﻨﻲ زﻧﺎن ﻣﺘﺮﺗﺐ اﺳﺖ، طﺒﯿﻌﺘًﺎ ﻣﺼﺮف در زﻧﺎن ﻧﯿﺰ ﻣﺸﻤﻮل ﭼﺎرﭼﻮب ھﺎ و ﻣﺤﺪودﻳﺖ ھﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻲ

اﻋﺘﻨﺎﻳﻲ ﺑﻪ آﻧﮫﺎ ھﻮﻳﺖ دﻳﻨﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺧﺪﺷﻪ دار ﻣﻲﺳﺎزد.

ﺑﻲ اﻋﺘﻨﺎﻳﻲ ﺑﻪ ارزش ھﺎ و اﻋﺘﻘﺎدات دﻳﻨﻲ در ﻧﻮع ﻣﺼﺮف، ﻧﻈﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اراﺋﻪ اﻟﮕﻮی ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺣﯿﺎت اﻧﺴﺎﻧﻲ و

ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻣﯿﺨﺘﮕﻲ ﻓﺮھﻨﮓ اﺳﻼﻣﻲ و اﻳﺮاﻧﻲ در ھﻮﻳﺖ ﺑﺨﺸﻲ ﺑﻪ آﺣﺎد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺒﺐ اﻳﺠﺎد ﮔﺴﺴﺖ

ﻧﺴﻠﻲ، ﺗﻨﺎﻗﻀﺎت ارزﺷﻲ و ﺑﺤﺮان ھﻮﻳﺘﻲ در اﻗﺸﺎر و ﮔﺮوه ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪوﻳﮋه زﻧﺎن و ﺟﻮاﻧﺎن ﺧﻮاھﺪ

ﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ زﻧﺎن اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه را ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر زﻧﺎن و ﻧﺤﻮه ارﺗﺒﺎط رﻓﺘﺎرھﺎ ﺑﺎ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ

دارای اﻟﮕﻮھﺎی ﻣﺸﺨﺼﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. اﻟﮕﻮدارﺑﻮدن رﻓﺘﺎرھﺎ، ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ را ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ

ﮐﻨﺪ.

ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ، ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﻲ اﺳﺖ؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ از ﻣﺴﯿﺮی ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﻓﺮاﻳﻨﺪ

ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮی آﻳﻨﺪه طﻲ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ، ﻣﺘﺎﺛﺮ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻧﮑﺘﻪ در ﺧﺼﻮص ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎدی و ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺗﻮاﻣﺎن

ﺻﺪق ﻣﻲﮐﻨﺪ. ﻓﺮآﻳﻨﺪھﺎی ﺟﮫﺎﻧﻲ ﺷﺪن، ﮔﺴﺘﺮش ارﺗﺒﺎطﺎت رﺳﺎﻧﻪای و ﮐﻢ ﺷﺪن ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﺮﮐﺰ و ﭘﯿﺮاﻣﻮن در اﺑﻌﺎد

اطﻼﻋﺎﺗﻲ ھﻤﻮاره ﺳﺒﺐ ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺗﻨﻮع ﺳﺒﮏھﺎی زﻧﺪﮔﻲ در ﺑﯿﻦ اﻗﺸﺎر ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻧﻈﺮ داﺷﺘﻦ

ﻋﻮاﻣﻞ ﻳﺎد ﺷﺪه و داﺷﺘﻦ ﺗﺼﻮﻳﺮی واﻗﻊ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ از ﺷﺮاﻳﻂ آﻳﻨﺪه راھﻲ ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺴﯿﺮ اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﺣﺮﮐﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﻳﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﺷﻨﺎﺧﺖ راھﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﭘﯿﻤﻮدن آن را ﻣﻄﻠﻮب ﻣﻲﭘﻨﺪارﻧﺪ. (ﻓﺎﺿﻠﻲ، 1382، ﺻﺺ179 -180)

ﻣﺼﺮف و ھﻮﻳﺖ: ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ ﻣﺼﺮف

ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺼﺮف در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ از اھﻤﯿﺘﻲ اﺳﺎﺳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﻣﺼﺮف ﺑﺎ ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻤﺎدﻳﻦ ﺧﻮد، ھﻮﻳﺖ

اﻓﺮاد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دھﺪ. ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ ﻣﺼﺮف ﻧﺎﺷﻲ از اﻳﻦ واﻗﻌﯿﺖ در دﻧﯿﺎی ﻣﺪرن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﮫﺖ ﮔﯿﺮی

ﻣﺼﺮف ﺗﻨﮫﺎ ﻧﺎﺷﻲ از ﺿﺮورت رﻓﻊ ﻧﯿﺎزھﺎی زﻳﺴﺘﻲ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ ھﻮﻳﺖ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ را آﺷﮑﺎر ﻣﻲ

ﺳﺎزد. اﻣﺮوزه ﻣﺼﺮف و ﻧﯿﺎز از ھﻢ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ و ﺷﮑﺎﻓﻲ ﺑﯿﻦ آﻧﮫﺎ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه ﺑﻪ ﻧﺤﻮی ﮐﻪ دﻳﮕﺮ ﻣﺼﺮف

اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻧﯿﺎزھﺎی اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺼﺮف ﭼﯿﺰی ﺑﯿﺶ از آن اﺳﺖ و آن ﺷﮑﺎف را ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﭘﺮ

ﮐﺮده اﺳﺖ. (ﻣﻮﺣﺪ، ﻋﺒﺎﺳﻲ و ﻣﺮﺣﻤﺘﻲ، 1389، ص8)

ﺑﻮدرﻳﺎر در ﮐﺘﺎب ﻧﻈﺎم اﺷﯿﺎء (1968) ﺑﯿﺎن ﻣﻲﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف ﺑﻪ ﺗﻨﮫﺎﻳﻲ ارﺿﺎء ﻳﮏ دﺳﺘﻪ از ﻧﯿﺎزھﺎی زﻳﺴﺘﻲ

ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﻀﻤﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪھﺎ و ﻧﻤﺎدھﺎ اﺳﺖ. او ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ «ﻣﺼﺮف را ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان روﻧﺪی ﺗﻠﻘﻲ ﮐﺮد ﮐﻪ در

آن ﺧﺮﻳﺪار ﻳﮏ ﻗﻠﻢ ﮐﺎﻻ از طﺮﻳﻖ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﮐﺎﻻھﺎی ﺧﺮﻳﺪاری ﺷﺪه، ﺑﻪ طﻮر ﻓﻌﺎﻟﻲ ﻣﺸﻐﻮل ﺗﻼش ﺑﺮای

ﺧﻠﻖ و ﺣﻔﻆ ﻳﮏ ﺣﺲ ھﻮﻳﺖ اﺳﺖ.» ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻲ دﻳﮕﺮ «ﻣﺮدم ﺣﺲ ھﻮﻳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﻲ ﺑﻮدن را، از طﺮﻳﻖ آﻧﭽﻪ

ﻣﺼﺮف ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ». (ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﺑﺎﮐﺎک، 1381، ﺻﺺ100-1)

ھﻤﭽﻨﯿﻦ در ﮐﺘﺎب «ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ» اﻳﻦ طﻮر ﻋﻨﻮان ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوزه «ﺗﻤﺎم زﻧﺪﮔﻲ ﺟﻮاﻣﻌﻲ ﮐﻪ در آﻧها

ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﻣﺪرن ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﺣﺎﮐﻢ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻧﺒﺎﺷﺖ ﺑﯿﮑﺮاﻧﻲ از ﻧﻤﺎﻳﺶھﺎ ﺗﺠﻠﻲ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ». (ﮔﻲ دوﺑﻮر، 1382،

ص55) ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺼﺮف را ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻳﺪ در ﻗﺎﻟﺐ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﺮد؛ ﺟﺎﻣﻌﻪای ﮐﻪ ھﻤﻪ ﭼﯿﺰ در آن ﮐﺎﻻ اﺳﺖ و

ﺧﻮد ﮐﺎﻻ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﺎزﻧﻤﻮد ﭼﯿﺰھﺎی دﻳﮕﺮ ظﺎھﺮ ﻣﻲﺷﻮد. واﺿﺢ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻳﻦ وﺿﻌﯿﺖ را ﻧﻤﻲﺷﻮد و ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺗﻨﮫﺎ ﺑﺎ ﮐﻨﺸﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎدی ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﺮد.

ﮔﺴﺘﺮش اﻧﻮاع ﺑﺎزارھﺎ و ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﺜﻞ ﻓﺮوﺷﮕﺎهھﺎی زﻧﺠﯿﺮهای، ﻓﺮﺻﺘﻲ ﻓﺮاھﻢ ﮐﺮد ﺗﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎن و

اﻧﺴﺎنﺷﻨﺎﺳﺎن در ﻣﻮرد ﻓﻀﺎھﺎی ﺧﺮﻳﺪ و ﻣﺼﺮف، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮی اﻧﺠﺎم دھﻨﺪ. (Chaney, 1996) ﺑﺮﺧﻲ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐﻪ از ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﮫﺎﻧﻲ دوم، ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ ﻓﺮوﺷﮕﺎهھﺎی ﺑﺰرگ ﻣﮑﺎﻧﻲ ﺑﺮای ﻋﺮﺿﻪ ﺑﻲﭘﺎﻳﺎن ﺳﯿﻞ ﮐﺎﻻھﺎ و ﻓﺮﺻﺖھﺎی ﺟﺪﻳﺪی ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب دﻟﺨﻮاه ﺑﻮدﻧﺪ؛ ﺧﺮﻳﺪاران در ﮔﻤﻨﺎﻣﻲ آرﻣﺎنﺷﮫﺮ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﺎﻻ، ھﻤﮕﻲ آزاد ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﻞ ﺧﻮد و ﺑﺪون ﻣﺤﺪودﻳﺖ در ﻓﺮوﺷﮕﺎه ﭘﺮﺳﻪ ﺑﺰﻧﻨﺪ و از ﺗﺴﮫﯿﻼت آن ﺑﺮای ﻳﺎﻓﺘﻦ اﺟﻨﺎﺳﻲ ﮐﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ آﻧﮫﺎ اﺳﺖ، ﺑﮫﺮهﻣﻨﺪ ﺷﻮﻧﺪ. (اﺑﺎذری و ﮐﺎظﻤﻲ، 1384، ص168) اﻳﻦ روﻧﺪ رو ﺑﻪ ﻓﺰوﻧﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲداد ﮐﻪ دﻳﮕﺮ ﮐﺎﻻ و ﻣﺼﺮف آن از ﺷﮑﻞ ﺳﻨﺘﻲ ﺧﻮد ﺧﺎرج ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ آن را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﮏ روﻧﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻓﺮھﻨﮕﻲ دﻳﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﺸﺎﻧﻪھﺎ و ﻧﻤﺎدھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﻲ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮدرﻳﺎر «ﻣﺼﺮف ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻣﺮی ﻧﮕﺎه ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺧﻮاﺳﺖ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺻﺮﻓًﺎ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻧﯿﺎز». (ﺑﺎﮐﺎک، 1381، ص4)

در دھﻪ ھﺎی اﺧﯿﺮ، زﻧﺎن ﮐﻪ ھﻢ ﺣﻀﻮر ﺑﯿﺸﺘﺮی در ﻋﺮﺻﻪ ھﺎی ﺷﻐﻠﻲ و ﺗﺤﺼﯿﻠﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ و ھﻢ در اﺛﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻏﺎﻟﺒًﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺧﺮﻳﺪ و ﺗﮫﯿﻪ اﻗﻼم ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ را ﺑﺮﻋﮫﺪه ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺨﺎطﺐ

ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺷﺪه و ﻧﺤﻮه ﺣﻀﻮر و اﻟﮕﻮھﺎی ارزﺷﻲ و ﻧﮕﺮﺷﻲ و رﻓﺘﺎری آﻧﮫﺎ ﺗﺄﺛﯿﺮات ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﻣﮫﻢﺗﺮی ﺑﺮ ﺟﺎی ﮔﺬارده اﺳﺖ. (رﻓﻌﺖ ﺟﺎه، 1386، ﺻﺺ137-8)

وﺑﻠﻦ از ﺟﻤﻠﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻲ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺼﺮف و ﻧﻘﺶ زﻧﺎن در اﻳﻦ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه

وﺑﻠﻦ در طﺒﻘﻪ ﻣﺮﻓﻪ ﺟﺪﻳﺪ، ﻧﻮﻋًﺎ زﻧﺎن ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ زﻧﺪﮔﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪھﻲ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ. آﻧﮫﺎ اﺑﺰارھﺎﻳﻲ

ھﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮای ﻣﺮدان ﺗﺎ از طﺮﻳﻖ «ﻣﺼﺮف ﻧﯿﺎﺑﺘﻲ»، ﺛﺮوت ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﮕﺬارﻧﺪ (ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻓﺎﺿﻠﻲ، 1382،

ص22)؛ ﻳﻌﻨﻲ از طﺮﻳﻖ ﮐﺎﻻھﺎﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ زﻳﻮرآﻻت ﻳﺎ ﻟﺒﺎسھﺎی ﮔﺮان ﻗﯿﻤﺖ و ﻳﺎ اﻋﻤﺎﻟﻲ ﻣﺜﻞ ﻣﺴﺎﻓﺮت ﺑﻪ اروﭘﺎ،

آﻣﻮزش زﺑﺎن ﻳﺎ اﺳﺐﺳﻮاری.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ در ﺷﮫﺮ، ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺛﺮوت از طﺮﻳﻖ ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت و ﺗﻔﺮﻳﺤﺎت ﺑﻪ آﮔﺎھﻲ ﻓﺰاﻳﻨﺪه از ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲاﻧﺠﺎﻣﺪ. ﺑﺪﻳﻦ

ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﻮرژوازی ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻲﮐﻮﺷﺪ ﺑﺎ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺛﺮوت، ﺟﺪاﻳﻲ ﺧﻮد را از طﺒﻘﻪ ﮐﺎرﮔﺮ ﻣﺸﺮوﻋﯿﺖ ﺑﺨﺸﺪ و ﺳﻠﺴﻠﻪ

ﻣﺮاﺗﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را طﺒﯿﻌﻲ ﺟﻠﻮه دھﺪ. ﺑﺪﻳﻦ ﺻﻮرت اﺳﺖ ﮐﻪ آﻧﺎن اﻗﺘﺪار ﺧﻮد را ﺑﺮ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ در ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ

ﭘﺎﻳﯿﻦﺗﺮ ھﺴﺘﻨﺪ، اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲدھﻨﺪ.

وﺑﻠﻦ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ ﻣﺼﺮف، آن را راهﮐﺎری ﺑﺮای ﮐﺴﺐ ﻣﻨﺰﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻲ داﻧﺪ. ﺳﺌﻮال اﺻﻠﻲ

وﺑﻠﻦ اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﻨﺎی اﻓﺘﺨﺎر، ﻣﻨﺰﻟﺖ و ﺟﺎﻳﮕﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭼﯿﺴﺖ؟ وی ﭘﺎﺳﺨﻲ ﺳﺎده ﻣﻲدھﺪ، ﺛﺮوت ﺣﺎل،

ھﺮﮔﻮﻧﻪ ﺛﺮوت ﺑﺮای آﻧﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﻳﻦ ﺷﺄن و ﻣﻨﺰﻟﺖ را ﺑﺮای ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن آورد، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﻮدﻧﻤﺎﻳﺎﻧﻪ ﻳﺎ

ﻣﺘﻈﺎھﺮاﻧﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮد. (ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻓﺎﺿﻠﻲ، 1382، ص21) ﻓﺮد در ﺷﺮاﻳﻂ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﮐﻼن ﺷﮫﺮی، در

اﺛﺮ ﮔﺴﺘﺮش وﺳﺎﻳﻞ ارﺗﺒﺎطﻲ و ﺗﺤﺮک ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﻣﻌﺮض دﻳﺪ اﻓﺮاد ﺑﻲ ﺷﻤﺎری ﻗﺮار ﻣﻲﮔﯿﺮد. در اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ

ﻧﻤﺎﻳﺶ دادن ﮐﺎﻻ، ﺗﻨﮫﺎ وﺳﯿﻠﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای داوری ﮐﺮدن درﺑﺎره اﻋﺘﺒﺎر ﺷﺨﺺ وﺟﻮد دارد. ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ

وﺑﻠﻦ ﻣﻨﺰﻟﺖ و اﻋﺘﺒﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺛﺮوت، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﺐ آن ﻣﻨﻮط ﺑﻪ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻳﺮ

اﻋﻀﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪ ﺑﻮدن ﻓﺮد ﻣﻄﻠﻊ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻓﺮد ﺑﺮای ﮐﺴﺐ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺛﺮوت و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻣﺎﻟﻲ ﺧﻮد

را ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﮕﺬارد و ﺑﮫﺘﺮﻳﻦ راه ﺑﺮای اراﺋﻪ اﻳﻦ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ، ﻣﺼﺮف اﺳﺖ. (ﻣﺮادی، 1387، ص37) در ﻳﮏ ﻓﺮھﻨﮓ

رﻗﺎﺑﺘﻲ، اﻧﺴﺎنھﺎ ارزشﺷﺎن را در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ارزش دﻳﮕﺮی ﻣﻲﺳﻨﺠﻨﺪ.(ﮐﻮزر، 1368، ص362) در واﻗﻊ ﻣﺼﺮف

راه ﺳﻨﺠﺶ اﻳﻦ ارزشھﺎ را ھﻤﻮار ﻣﻲﮐﻨﺪ.

وﺑﻠﻦ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺎﻳﺪه ﻣﺼﺮف ﺑﻪ ﻋﻨﻮان وﺳﯿﻠﻪ ﮐﺴﺐ اﻋﺘﺒﺎر، در ﺑﮫﺘﺮﻳﻦ ﺷﮑﻞ ﺧﻮد، در آن ﺑﺨﺸﻲ از

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺆﺛﺮﺗﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ارﺗﺒﺎطﺎت اﺷﺨﺎص و ﺗﺤﺮک ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﺴﺘﺮده وﺟﻮد دارد. در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺜﻼً

ﺷﮫﺮﻧﺸﯿﻦ، ﻋﺎدﺗًﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از روﺳﺘﺎﻳﻲ، ﺑﻪ ظﺎھﺮ ﺧﻮد ﻣﻲرﺳﺪ. ﻣﻨﻈﻮر اﻳﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﮫﺮﻧﺸﯿﻦ طﺒﯿﻌﺘًﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ

ﻣﺸﺘﺎق ﻣﺼﺮف ﺗﻈﺎھﺮی اﺳﺖ ﻳﺎ روﺳﺘﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺗﺠﻤﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻤﺘﺮی دارد. ﺑﻠﮑﻪ اﻧﮕﯿﺰه اﻳﻦ رﻓﺘﺎر ﺗﻈﺎھﺮی و

ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬاری آن در ﺷﮫﺮ ﻣﺸﮫﻮدﺗﺮ اﺳﺖ. ھﻤﻪ ﺷﮫﺮﻧﺸﯿﻦھﺎ ﻣﻲﺧﻮاھﻨﺪ ھﻤﻮاره اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻣﺼﺮف ﺧﻮد را ﺑﺎﻻ

ﺑﺒﺮﻧﺪ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺿﺮورت ھﻤﻨﻮاﻳﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺳﻄﺢ اﺳﺘﺎﻧﺪارد اﻣﺮی ﻻزم و ﺿﺮوری ﻣﻲﺷﻮد. در واﻗﻊ اﻧﮕﯿﺰه

ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪه اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲﺧﻮاھﺪ ﺑﺎ ﻋﺮف ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ھﻤﻨﻮاﻳﻲ ﮐﻨﺪ و از ھﺸﺪار و اﻧﺘﻘﺎد دﻳﮕﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ

ﺧﻮد اﺟﺘﻨﺎب ورزد. (وﺑﻠﻦ، 1383، ص149)

وی اﺿﺎﻓﻪ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ در ھﺮ ﻣﺮﺗﺒﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻣﻌﯿﺎر ﺗﺠﻤﻞ در ﻣﺼﺮف از راه ﺑﻪﮐﺎر ﺑﺴﺘﻦ ﻣﻌﯿﺎر آﻧﮫﺎﻳﻲ ﮐﻪ از ﻟﺤﺎظ اﻋﺘﺒﺎر در ﻳﮏ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮ ھﺴﺘﻨﺪ، اﻋﻤﺎل ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻪوﻳﮋه در ﺟﻮاﻣﻌﻲ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻳﺰ طﺒﻘﺎﺗﻲ ﺗﺎ ﺣﺪودی ﻧﺎﻣﻌﻠﻮم اﺳﺖ ﺗﺎ ﺟﺎﻳﻲ اداﻣﻪ ﭘﯿﺪا ﻣﻲﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم اﺳﺘﺎﻧﺪاردھﺎی ﻣﺼﺮف از طﺮز ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ طﺒﻘﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻲﮔﯿﺮد. ﭘﺲ ﺑﻪطﻮر ﮐﻠﻲ اﻳﻦ طﺒﻘﻪ ﺑﺮﺗﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﺪام ﺷﯿﻮه زﻧﺪﮔﻲ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ آرﻣﺎﻧﻲ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ. (وﺑﻠﻦ، 1383، ص149)

اﻳﺪه«ﭼﺸﻢ وھﻢﭼﺸﻤﻲ» وﺑﻠﻦ ھﻤﺰﻣﺎن ﺣﺎوی دو ﻓﺮآﻳﻨﺪ اﺳﺖ: «ھﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺧﻮد ﺑﻪ دﻳﮕﺮی و ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ

ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺧﻮد از دﻳﮕﺮی». او در ﺗﺒﯿﯿﻦ ﭘﺪﻳﺪه«ﻣﺪ» ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ اﺷﺎره ﻣﻲﮐﻨﺪ ﮐﻪ زﻣﺎﻧﻲ ﮐﻪ طﺒﻘﻪ ﻣﺮﻓﻪ از ﻟﺤﺎظ

اﻋﺘﺒﺎر در ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺳﺎﺧﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻗﺮار دارد، آداب زﻧﺪﮔﻲ و ﻣﻌﯿﺎرھﺎی ارزﺷﻲ اﻳﻦ طﺒﻘﻪ، ھﻨﺠﺎر اﺷﺘﮫﺎر

و اﻋﺘﺒﺎر را ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻲﮐﻨﺪ. رﻋﺎﻳﺖ اﻳﻦ ﻣﻌﯿﺎرھﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﻲ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺮ ھﻤﻪ اﻋﻀﺎی طﺒﻘﺎت ﭘﺎﻳﯿﻦﺗﺮ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ،

ﺿﺮوری اﺳﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ، اﻋﻀﺎی ھﺮ ﻻﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، آراﻳﺶ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺘﺪاول ﻻﻳﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮی را ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ.

اﻳﻦ ھﺎ ﭼﻮن از ﺷﮫﺮت و اﺣﺘﺮام ﻻﻳﻪھﺎی ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﺤﺮوم ھﺴﺘﻨﺪ، ﻣﻲﮐﻮﺷﻨﺪ ﻻاﻗﻞ در ظﺎھﺮ ﺑﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ھﻨﺠﺎرھﺎی ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه آﻧﮫﺎ ھﻤﻨﻮاﻳﻲ ﮐﻨﻨﺪ. در آن ﺳﻮ «ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻧﺸﺎن دادن ﻓﺮھﯿﺨﺘﮕﻲ ﻓﺰاﻳﻨﺪه و ذاﺋﻘﻪھﺎی واﻻی ﺧﻮد در ﺣﻮزه ھﺎی ﺟﺪﻳﺪی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺪ ھﺴﺘﻨﺪ در ﺗﻼش اﻧﺪ ﺗﺎ ﺧﻮدﺷﺎن را از ﺗﻘﻠﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺗﺎزه ﺑﻪ دوران رﺳﯿﺪه ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﻳﻌﻨﻲ از ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺎزﮔﻲ ﭘﻮﻟﺪار ﺷﺪهاﻧﺪ، اﻣﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﻧﺪارﻧﺪ». (,Paterson, 2006(p.21

از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻳﺎﻓﺘﻪ ھﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دھﺪ ﺗﻔﺎوت ھﺎی ﻣﻌﻨﺎداری در رﻓﺘﺎر ﺧﺮﻳﺪ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ

ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺑﺎﺷﺪ. در ﮐﻞ زﻧﺎن ﻧﮕﺮش ھﺎی ﻣﺜﺒﺖ ﺗﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺮﻳﺪ دارﻧﺪ و آﻧﺎن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﻪ روز را ﺑﯿﺸﺘﺮ

از ﻣﺮدان ﺧﺮﻳﺪاری ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. (ﻣﻮﺣﺪ، ﻋﺒﺎﺳﻲ و ﻣﺮﺣﻤﺘﻲ، 1389، ص14)

ﺗﺄﺛﯿﺮﭘﺬﻳﺮی در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺗﺠﺎری رﺳﺎﻧﻪ ھﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. آروﻧﺴﻮن (1364) درﺑﺎره

ﻧﻘﺶ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ زﻧﺎن آﺳﺎن ﺗﺮ از ﻣﺮدان ﻣﺘﻘﺎﻋﺪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﭼﺮا ﮐﻪ زﻧﺎن در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺗﺮ

از ﻣﺮدان ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و ﮐﻤﺘﺮ در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺷﮏ و ﺗﺮدﻳﺪ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺮای ﺗﺴﻠﯿﻢ و ﺗﻤﮑﯿﻦ ﭘﺎداش ﻣﻲ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻧﻪ

ﺑﺮای اظﮫﺎر وﺟﻮد. (ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻣﻮﺣﺪ، ﻋﺒﺎﺳﻲ و ﻣﺮﺣﻤﺘﻲ، 1389، ص24)

از ﻣﻨﻈﺮی دﻳﮕﺮ ھﻨﺴﻦ و رﻳﺪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻧﻈﺎم ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ داری ﻏﺮب ﺑﺎ ﺗﻤﺎم ﻗﻮا ﻣﻲ ﮐﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺟﮫﺎﻧﻲ ﺳﺎزی

ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ھﻤﻪ زﻧﺎن دﻟﺸﺎن ﻣﻲﺧﻮاھﺪ زﻳﺒﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ھﻤﻪ زﻧﺎن ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺸﺘﺮﮐﻲ ﺑﻪ ﻟﻮازم

آراﻳﺶ دارﻧﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ در اﻳﻦ ﻧﻈﺎم، ھﺮﭼﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﺑﮫﺎﻧﻪ «ﻧﯿﺎزھﺎ و ﺧﻮاﺳﺖ ھﺎی ﻣﺸﺘﺮک زﻧﺎن» ﺑﻪ آﻧﮫﺎ

ﻓﺮوﺧﺘﻨﺪ. (ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از وﺑﻠﻦ، 1383، ص137)

ﮐﺎرﮐﺮد ﻧﻤﺎﻳﺸﻲ و ﺗﻤﺎﻳﺰآﻓﺮﻳﻦ ﻣﺼﺮف، آﻧﮕﺎه اھﻤﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ

زﻧﺎن در ﻣﯿﺎن ﮔﺮوه ھﺎی ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪوﻳﮋه در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺮدان از ﻧﻈﺮ ھﻮﻳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﺎ ﭼﺎﻟﺶ ھﺎی ﺑﯿﺸﺘﺮی روﺑﺮو

ھﺴﺘﻨﺪ؛ زﻳﺮا ﻣﻨﺎﺑﻊ ﭼﻨﺪاﻧﻲ ﺑﺮای ﻣﻌﻨﺎﺑﺨﺸﻲ و ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺧﻮد در دﺳﺘﺮس ﻧﺪارﻧﺪ. ﻣﻨﺎﺑﻊ ھﻮﻳﺘﻲ زﻧﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ

ﻧﺎﺷﻲ از ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻳﺎ طﺒﻘﻪ ھﻤﺴﺮان آﻧﮫﺎ ﺑﻮده و ھﻤﻮاره ﺑﻪ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ھﺎﻳﻲ ارﺗﺒﺎط دارد ﮐﻪ ھﮋﻣﻮﻧﻲ ﻣﺮداﻧﻪ آن

را ﺟﮫﺖ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪ. ﺑﺎ اﻳﻦ ﻓﺮض ﻣﺼﺮف ﺑﺮای زﻧﺎن ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮای ﺗﻤﺎﻳﺰ و اﺑﺮاز ھﻮﻳﺖ ﻓﺮدی ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲ آورد. از

اﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﭘﺎﺳﺎژ و ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺮﻳﺪ در اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﻀﺎﻳﻲ ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﻤﺎﻳﻲ رﻓﺘﺎرھﺎی زﻧﺎﻧﻪ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﮔﺮدد ﮐﻪ زﻧﺎﻧﻪ

ﺷﺪن ﺑﺮﺧﻲ رﻓﺘﺎرھﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﺮﻳﺪ را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد. اﻳﻦ ﻓﻀاهﺎ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺑﺨﺸﻲ از زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش

ﺣﻮزه ﻋﻤﻮﻣﻲ زﻧﺎﻧﻪ اﻧﺠﺎﻣﯿﺪه اﺳﺖ. زﻧﺎن از طﺮﻳﻖ اﻳﻦ ﻣﮑﺎن ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﺒﮏ ﺧﻮد و ﺗﻤﺎﻳﺰ آن از دﻳﮕﺮان ﭘﺮداﺧﺘﻪ و

ھﻮﻳﺖ ﺟﺪﻳﺪی را از رھﮕﺬر ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺼﺎرﻓﻲ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ. (ﭘﻮراﺣﻤﺪ و ﺑﮫﻤﻨﻲ، 1389، ص45)

ﻣﺼﺮف در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮاﻧﻲ

ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﺣﺎل ﮔﺬاری ﻣﺜﻞ اﻳﺮان ﻧﯿﺰ در دھﻪھﺎی اﺧﯿﺮ، ﺗﺤﻮﻻت زﻳﺎدی را در زﻣﯿﻨﻪ ﭘﺪﻳﺪه ﻣﺼﺮف ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده

اﺳﺖ. طﺒﻖ آﻣﺎرھﺎی رﺳﻤﻲ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه در ﺳﺎل 1388، ﻣﺘﻮﺳﻂ اﻧﺮژی ﻣﺼﺮﻓﻲ در اﻳﺮان ﺑﯿﺶ از 2 ﺑﺮاﺑﺮ

ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺟﮫﺎﻧﻲ اﺳﺖ. اﻳﻦ در ﺣﺎﻟﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ اﻧﺮژی ﻣﺼﺮف ﺷﺪه ﺑﻪ ﮐﺎﻻھﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه 8 ﺑﺮاﺑﺮ

ﮐﺸﻮرھﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. اﻳﺮان از ﻧﻈﺮ ﺗﻌﺪاد ﺟﺮاﺣﻲ زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺑﯿﻨﻲ در دﻧﯿﺎ ﻣﻘﺎم اول اﺳﺖ. 80 درﺻﺪ از زﻧﺎن و

60 درﺻﺪ از ﻣﺮدان ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻞ زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺗﻤﺎﻳﻞ دارﻧﺪ. رﺋﯿﺲ اﻧﺠﻤﻦ ﺟﺮاﺣﺎن ﭘﻼﺳﯿﺘﮏ و زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺑﯿﺎن ﻣﻲﮐﻨﺪ ﮐﻪ

60 ﺗﺎ70 درﺻﺪ از ﺗﻘﺎﺿﺎھﺎی ﺟﺮاﺣﻲ زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺑﻪوﻳﮋه ﺟﺮاﺣﻲ ﺑﯿﻨﻲ ﻏﯿﺮﺿﺮوری اﺳﺖ. در ﮐﺸﻮر زﻧﺎﻧﻲ را دارﻳﻢ ﮐﻪ

ﺑﯿﺶ از 9 ﺑﺎر ﺑﯿﻨﻲ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺗﯿﻎ ﺟﺮاﺣﻲ ﺳﭙﺮده اﻧﺪ و در واﻗﻊ از ﺑﯿﻨﻲ ﺷﺎن ﭼﯿﺰی ﺑﺎﻗﻲ ﻧﻤﺎﻧﺪه اﺳﺖ. طﺒﻖ اﻳﻦ

آﻣﺎر ﺣﺪود 90 درﺻﺪ از ﺑﯿﻤﺎراﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﯿﻨﻲ ﺧﻮد را ﺟﺮاﺣﻲ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ، دﭼﺎر ﻣﺸﮑﻼت ﺗﻨﻔﺴﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. اﻳﺮاﻧﻲ

ھﺎ از ﻧﻈﺮ رﺷﺪ ﻣﺼﺮف ﻟﻮازم آراﻳﺶ، رﺗﺒﻪ 3 را در دﻧﯿﺎ دارﻧﺪ. در ﮐﺸﻮر ﻣﺎ ﺗﻨﮫﺎ 10 درﺻﺪ از ﻟﻮازم آراﻳﺶ ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﺎزار از ﻣﺠﺎری ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ وارد ﮐﺸﻮر ﺷﺪه اﻧﺪ. ﺳﻦ ﻣﺼﺮف ﻟﻮازم آراﻳﺶ ﺑﻪ 15 ﺳﺎل رﺳﯿﺪه اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﻲﮐﻪ در

ﮐﺸﻮرھﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ، ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ آراﻳﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ در زﻧﺎن ﻣﺴﻦ دﻳﺪه ﻣﻲ¬ﺷﻮد ﮐﻪ طﺮاوت و ﺷﺎداﺑﻲ ﭘﻮﺳﺖ

ﺧﻮد را از دﺳﺖ داده اﻧﺪ. (ﺗﺮﮐﺎﺷﻮﻧﺪ، 1388، آﻧﻼﻳﻦ)

ﭘﮋوھﺶ ھﺎی اﺧﯿﺮ در اﻳﺮان، ﺣﻮل ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺼﺮف اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻲ از وﺿﻌﯿﺖ ﺑﺤﺮاﻧﻲ ﻣﺼﺮف، ﺑﻪﺧﺼﻮص در

ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل در ﭘﮋوھﺸﻲ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان «روﻧﺪ ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﻳﻲ در اﻳﺮان ﺑﯿﻦ ﺳﺎلھﺎی 1375-

1362»، ﭘﮋوھﺸﮕﺮ ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﻲ 8 ﮔﺮوه ﮐﺎﻻ در ﺳﻄﺢ ﻣﻨﺎطﻖ ﺷﮫﺮی و روﺳﺘﺎﻳﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪه اﺳﺖ

ﮐﻪ ﺳﮫﻢ ﮐﺎﻻھﺎی ﺗﺠﻤﻠﻲ در طﻮل ﺟﻨﮓ روﻧﺪ ﻧﺰوﻟﻲ داﺷﺘﻪ وﻟﻲ ﭘﺲ از ﭘﺎﻳﺎن ﺟﻨﮓ ﺑﻪ ﺷﺪت ﺳﯿﺮ ﺻﻌﻮدی ﻳﺎﻓﺘﻪ

اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ روﻧﺪ ﺳﮫﻢ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻھﺎی ﺗﺠﻤﻠﻲ از ﮐﻞ ﻣﺼﺮف ﺧﺎﻧﻮارھﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ¬دھﺪ ﮐﻪ ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف

ﮐﺎﻻھﺎی ﻟﻮﮐﺲ ﺑﻪ ﺷﺪت اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. (ﮐﺮﻳﻢ ﺧﺎن زﻧﺪ، 1375، ص165)

ﻣﺮﮐﺰ اﻓﮑﺎر ﺳﻨﺠﻲ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن اﻳﺮان ﻧﯿﺰ در ﺳﺎل 1381 ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﻲ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان «ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺮ ﺷﮫﺮوﻧﺪان ﺗﮫﺮاﻧﻲ از

ﭘﺪﻳﺪه ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﻳﻲ» اﻧﺠﺎم داده اﺳﺖ. ﻳﺎﻓﺘﻪ ھﺎی اﻳﻦ ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﻲ ﺣﺎﮐﻲ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ 77 درﺻﺪ از ﻣﺮدم، رواج

ﭘﺪﻳﺪه ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﻳﻲ را در ﺣﺪ زﻳﺎد ﻣﻲداﻧﻨﺪ. از ﻧﻈﺮ71 درﺻﺪ ﮐﺴﺐ ﺛﺮوت و درآﻣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی، اوﻟﯿﻦ اوﻟﻮﻳﺖ و ھﺪف ﻣﺮدم در زﻧﺪﮔﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. (ﻋﻠﻲ ﺧﻮاه، 1387، ص251) ﻋﻠﻲ ﺧﻮاه ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﭘﮋوھﺶ ھﺎﻳﻲ ﮐﻪ در ﺳﺎل ھﺎی اﺧﯿﺮ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﻣﺆﻳﺪ اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺳﺎل ھﺎی اﺧﯿﺮ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻧﻈﺎم ارزﺷﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ از وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺬھﺒﻲ- ﻣﻌﻨﻮی ﺑﻪ اوﻟﻮﻳﺖ و ﻏﻠﺒﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎدی و در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺼﺮﻓﻲ در ﺣﺎل ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻲ اﺳﺖ. (ﻋﻠﻲﺧﻮاه، 1387، ص250) ﺟﺪا از آن ﮐﻪ ﺑﺮوز اﻳﻦ ﺗﺤﻮﻻت را ﺗﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﺰان ﮔﺴﺘﺮده و ﻳﺎ ﻣﺤﺪود ﺑﭙﻨﺪارﻳﻢ و ﺟﺪا از آن ﮐﻪ ﭼﻪ داوری ارزﺷﻲ از اﻳﻦ ﺗﺤﻮﻻت داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻧﺒﺎﻳﺪ از اھﻤﯿﺖ و ﺗﺄﺛﯿﺮات آن در ﺳﻄﺢ زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه ﻏﺎﻓﻞ ﺷﺪ.

(ﺷﺎﻟﭽﻲ، 1387، ص112)

ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ در ﺑﯿﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎن ھﻤﻮاره ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن آن در ﺳﻄﺢُﺧﺮد، ﻳﻌﻨﻲ

ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ رﻓﺘﺎرھﺎ و ﻧﮕﺮش ھﺎ و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮات ھﻮﻳﺘﻲ ﻣﺼﺮف، در ﺳﻄﺢ ﻣﯿﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی

ﺟﻤﻌﻲ و در ﺳﻄﺢ ﮐﻼن، ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎرھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﯿﺎﺳﻲ و ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻓﺮھﻨﮕﻲ اﺳﺖ.

ﭼﻨﯿﻦ دﻳﺪﮔﺎھﻲ در ﻣﻘﺎﻟﻪ «ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﺳﯿﺎﺳﻲ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ» ﭼﻨﯿﻦ ﻋﻨﻮان ﻣﻲ ﺷﻮد: ھﻢ اﮐﻨﻮن در ﺟﺎﻣﻌﻪ

اﻳﺮان، ﻓﺮھﻨﮓ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﮐﻪ روزﺑﻪ روز ﺗﻮﺳﻂ رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی ﺟﻤﻌﻲ در ﺣﺎل ﮔﺴﺘﺮش اﺳﺖ، در ﮐﻨﺎر ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی

اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮھﻨﮕﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺳﯿﺎﺳﻲ ﻧﮕﺮانﮐﻨﻨﺪه ای ﺑﻪ ﺑﺎر ﻣﻲ آورد و ﻓﺸﺎر را ﺑﺮ ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﻲ وارد

ﺧﻮاھﺪ ﮐﺮد. ﺑﻪوﻳﮋه ﮐﺎھﺶ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﯿﺎﺳﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﺑﺎرز رﺷﺪ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﺧﻮاھﺪ ﺑﻮد. ﺑﻪ اﻳﻦ

ﺻﻮرت ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ را در ﺳﻄﺢ رواﻧﻲ، رﺷﺪ اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺼﺮﻓﻲ و رﻓﺎھﻲ ﻓﺮض ﮐﻨﯿﻢ، زﻣﺎﻧﻲ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ

ﺳﺒﺐ ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ در ﺑﺮآوردن اﻳﻦ اﻧﺘﻈﺎرات اﺣﺴﺎس ﻧﺎﮐﺎﻣﻲ و ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﻲ را -ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ

ذھﻨﯿﺖ ﺗﺎرﻳﺨﻲ و ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﯿﺎﺳﻲ ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮان- ﺳﺒﺐ ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ ﺧﻮد در ﺑﺮآوردن اﻧﺘﻈﺎرات رﻓﺎھﻲ ﻣﻲ

داﻧﻨﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ، اﺣﺴﺎس ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ ﻧﺎﺷﻲ از ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ در ﺑﺮآوردن اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺼﺮﻓﻲ، ﻣﯿﺰان ﺣﻤﺎﻳﺖ و ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﻲ

ﻓﺮد از ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﻲ را ﮐﺎھﺶ ﺧﻮاھﺪ داد. (ﻋﻠﻲ ﺧﻮاه، 1387، ﺻﺺ233-5)

در ﺷﮫﺮھﺎ، ﻓﺮوﺷﮕﺎه ھﺎی ﺑﺰرگ، ﻓﺮھﻨﮓ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ را اﻟﻘﺎء ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. در اﻳﻦ ﻓﺮھﻨﮓ، ﻳﮏ ﺷﻌﺎر اﺻﻠﻲ رواج

ﭘﯿﺪا ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ «ﺗﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻲ ﺑﺨﺮ و ھﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺼﺮف ﮐﻦ». ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ اﻳﻦ ﺷﻌﺎر، رﻗﺎﺑﺖ در ﺧﺮﻳﺪ و ﻣﺼﺮف ﺑﻪ

ﻧﻮﻋﻲ وﺟﮫﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﺮﺧﻲ اﺳﺘﺪﻻل ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ در ﭼﻨﯿﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﺑﺎ دو

ﻧﻮع اﺑﺰار، آﺳﺎن ﻣﻲ ﺷﻮد: ﻧﺨﺴﺖ ﺣﺮاج ھﺎی ﭘﻲ درﭘﻲ ﮐﺎﻻھﺎ و دﻳﮕﺮی اﺷﺎﻋﻪ ﮐﺎرت ھﺎی اﻋﺘﺒﺎری. در

ﮐﺸﻮرھﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ، در طﻮل ﻳﮏ ﺳﺎل ﺑﻪ ﺑﮫﺎﻧﻪ ھﺎی ﻣﺘﻌﺪد ﺣﺮاج ﮐﺎﻻھﺎ وﺟﻮد دارد. اﻳﻦ ﺣﺮاج ھﺎ ﺑﺎ اﻳﺠﺎد

اﺣﺴﺎس ﻧﯿﺎز ﮐﺎذب، ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮی اﻟﻘﺎء ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﮐﻪ در ﺣﺮاج ﻣﻲ ﺑﯿﻨﺪ ﻧﯿﺎز دارد، در ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ اﮔﺮ

ﺟﻨﺲ در ﺣﺮاج ﻧﺒﻮد ﭼﻨﯿﻦ اﺣﺴﺎﺳﻲ ﺑﻪ او دﺳﺖ ﻧﻤﻲ داد. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻓﺮد در ﺑﺎزار ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ

ھﻤﯿﺸﻪ ﭘﻮل ﺑﺮای ﺧﺮﻳﺪ دارد. در اﻳﻨﺠﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪ از طﺮﻳﻖ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﮐﺎرت ھﺎی اﻋﺘﺒﺎری ﺣﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ،

اﺑﺘﺪا ﻧﯿﺎز ﮐﺎذب ﺑﻪوﺟﻮد ﻣﻲ آﻳﺪ و ﺳﭙﺲ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ ﻓﺮاھﻢ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ، ﻣﺼﺮف

ﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻪ ﻋﺪم اﻣﻨﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﻋﺪم اﻣﻨﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی، ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ را ﺗﺸﺪﻳﺪ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ؛ زﻳﺮا

ﻧﮕﺮاﻧﻲ از ﮐﻤﺒﻮدھﺎ ﺑﺎﻋﺚ اﻧﺒﺎرﮐﺮدن اﺟﻨﺎس ﺷﺪه و اﻧﺒﺎرﮐﺮدن اﺟﻨﺎس ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻲ روﻳﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد.

در ﻧﮫﺎﻳﺖ ھﻤﺎن رﻓﻊ ﻧﯿﺎزھﺎی ﻏﯿﺮواﻗﻌﻲ اﻳﺠﺎد ﻣﻲ ﺷﻮد. (ﻟﮫﺴﺎﺋﻲ زاده، 1379، ﺻﺺ57-8)

ﻣﮫﻢﺗﺮﻳﻦ ﭘﯿﺎﻣﺪ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ھﻮﻳﺖ ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ. اﮔﺮ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﻨﺘﻲ و ﭘﯿﺸﺎﻣﺪرن، ﻣﺒﻨﺎی «ھﻮﻳﺖ

اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ» را ﺑﯿﺸﺘﺮ وﻳﮋﮔﻲھﺎی اﻧﺘﺴﺎﺑﻲ اﻓﺮاد از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻮاردی ﭼﻮن ﺷﻐﻞ، طﺒﻘﻪ و ﺑﻪطﻮر ﮐﻠﻲ «ﻣﻮﻗﻌﯿﺖھﺎی

ﺳﺎﺧﺘﺎری» ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﻲ داد، اﻣﺮوزه در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪرن دو ﻋﺎﻣﻞ «ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻓﺮد در ﻧﻈﺎم ﺗﻮﻟﯿﺪ» ﮐﻪ در ﻣﻔﮫﻮم طﺒﻘﻪ

ﻣﺘﺒﻠﻮر ﻣﻲﺷﻮد و ﺟﺪﻳﺪﺗﺮ از آن ﻧﻮع و ﺳﺒﮏ «ﮐﻨﺶھﺎی ﻣﺼﺮﻓﻲ» ﻣﺒﻨﺎی اﺻﻠﻲ ھﻮﻳﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮد اﺳﺖ ﮐﻪ

در ﻣﻔﮫﻮم «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ» ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪا ﻣﻲﮐﻨﺪ. ﻳﮑﻲ از ﻣﮫﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻮارد در اﻳﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﻣﺼﺮف اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ

ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺳﺎﺧﺘﺎرھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﺎﺷﻲ از ﺗﻮﻟﯿﺪ، داﻣﻨﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﻓﺮاخ ﺗﺮی دارد؛ زﻳﺮا ﻣﺼﺮف ھﻤﻪ اﻓﺮاد ﻏﯿﺮﺷﺎﻏﻞ

را ﻧﯿﺰ درﺑﺮﻣﻲ ﮔﯿﺮد ﻣﺜﻞ ﺟﻮاﻧﺎن، ﮐﮫﻨﺴﺎﻻن، ﺑﯿﮑﺎرھﺎ و ﺑﻪﺧﺼﻮص زﻧﺎن. (اﺑﺎذری و ﭼﺎووﺷﯿﺎن، 1381، ﺻﺺ3-21)

ﺳﺨﻦ آﺧﺮ

ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﮐﺎر ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﮔﺴﺘﺮده و ﺳﯿﺎﺳﺖ ﮔﺬاری ھﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻧﺸﺎت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. در اﻳﻦ راه ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ و رﻳﺸﻪ ھﺎی ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻧﮕﺮﺷﻲ و رﻓﺘﺎری زﻧﺎن در

زﻣﯿﻨﻪ اﻟﮕﻮی ﻣﺼﺮف و ﻧﯿﺰ در ﺧﺼﻮص ﭼﺎﻟﺶ ھﺎی ھﻮﻳﺘﻲ آﻧﮫﺎ، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﭘﮋوھﺶ ھﺎی ﮔﺴﺘﺮده ﺑﺎ ﻧﮕﺎه ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ اﺳﺖ. «ﺳﯿﺎﺳﺖﮔﺬاری ﻓﺮھﻨﮓ» اﻣﺮی ﺣﺴﺎس، دﺷﻮار و ﭘﯿﭽﯿﺪه اﺳﺖ و اﺛﺮﮔﺬاری ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺑﺮ ﻧﺤﻮه

ﻣﺼﺮف، ﺻﺮﻓًﺎ از طﺮﻳﻖ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺻﻮری و ﺳﻄﺤﻲ ﺑﻪ ارزشھﺎ در ﺳﻄﺢ ﻧﮫﺎدھﺎی رﺳﻤﻲ اﻣﮑﺎن ﭘﺬﻳﺮ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﻓﺮھﻨﮕﻲ ھﻤﭽﻮن ھﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی دﻳﮕﺮ، ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺤﯿﻂ ﻋﻤﻞ اﺳﺖ؛ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ آن در اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ھﺪﻓﺶ اﻧﺴﺎنھﺎ ھﺴﺘﻨﺪ. از اﻳﻦ رو، ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺮﺧﻮرداری از ﺗﻮان ذھﻨﻲ، ارزشھﺎ و ﻧﮕﺮشھﺎی ﺧﻮد، اﻗﺪام ﺑﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪھﺎ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ و واﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدھﻨﺪ. ﺑﺪﻳﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﭘﯿﺶ ﺷﺮط ھﺮﮔﻮﻧﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﻓﺮھﻨﮕﻲ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮردﻧﻈﺮ ﺟﮫﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﻲ ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ و واﮐﻨﺶھﺎی اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ اﺳﺖ.

ﻣﻨﺎﺑﻊ

اﺑﺎذری، ﻳﻮﺳﻒ و ﭼﺎوﺷﯿﺎن، ﺣﺴﻦ (1381)، «از طﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺎ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ: روﻳﮑﺮدھﺎی ﻧﻮﻳﻦ در ﺗﺤﻠﯿﻞ

ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ھﻮﻳﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ»، ﻧﺎﻣﻪ ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺷﻤﺎره20، ﺻﺺ 3-27 .

اﺑﺎذری، ﻳﻮﺳﻒ و ﮐﺎظﻤﻲ، ﻋﺒﺎس (1384)، «روﻳﮑﺮدھﺎی ﻧﻈﺮی ﺧﺮﻳﺪ: از ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺗﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻓﺮھﻨﮕﻲ»،

ﻧﺎﻣﻪ ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺷﻤﺎره25، ﺑﮫﺎر 1384، ﺻﺺ 167 -195.

ﺑﺎﮐﺎک، راﺑﺮت (1381)، ﻣﺼﺮف، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺧﺴﺮو ﺻﺒﺮی، ﺗﮫﺮان: ﻧﺸﺮ و ﭘﮋوھﺶ ﺷﯿﺮازه.

ﺗﺮﮐﺎﺷﻮﻧﺪ، اﺻﻐﺮ (1388)، «اﺻﻼح اﻟﮕﻮی ﻣﺼﺮف: ﻣﻔﺎھﯿﻢ و ﺷﯿﻮهھﺎی ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﻣﺨﺎطﺐ»، ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮس از

tvr.iribtv.irhttp://www .:طﺮﻳﻖ

دوﺑﻮر، ﮔﻲ (1382)، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺑﮫﺮوز ﺻﻔﺪری، ﺗﮫﺮان: ﻧﺸﺮ آﮔﺎه.

رﻓﻌﺖ ﺟﺎه، ﻣﺮﻳﻢ (1386)، «ھﻮﻳﺖ اﻧﺴﺎﻧﻲ زن در ﭼﺎﻟﺶ آراﻳﺶ و ﻣﺪ»، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺷﻮرای ﻓﺮھﻨﮕﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

زﻧﺎن، ﺳﺎل دھﻢ، ﺷﻤﺎره 38.

ﺷﺎﻟﭽﻲ، وﺣﯿﺪ (1387)، «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ ﺟﻮاﻧﺎن ﮐﺎﻓﻲ ﺷﺎپ»، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻓﺮھﻨﮕﻲ، ﺳﺎل اول، ﺷﻤﺎره1،

.93 -115 ﺻﺺ

ﻋﻠﻲ ﺧﻮاه، ﻓﺮدﻳﻦ (1387)، «ﭘﯿﺎﻣﺪھﺎی ﺳﯿﺎﺳﻲ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ»، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻓﺮھﻨﮕﻲ، ﺳﺎل اول،

.231-256ﺻﺺ ،1 ﺷﻤﺎره

ﻓﺎﺿﻠﻲ، ﻣﺤﻤﺪ (1382)، ﻣﺼﺮف و ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﻲ،ﻗﻢ: اﻧﺘﺸﺎرات ﺻﺒﺢ ﺻﺎدق.

ﮐﺮﻳﻢ ﺧﺎن زﻧﺪ، ح (1375)، ﺑﺮرﺳﻲ روﻧﺪ ﺗﺠﻤﻞﮔﺮاﻳﻲ در اﻳﺮان: ﺳﺎل ھﺎی 1375-1362، ﺗﮫﺮان: دﺑﯿﺮﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮرای

ﻓﺮھﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ.

ﮐﻮزر، ﻟﻮﺋﯿﺲ (1368)، زﻧﺪﮔﻲ و اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺑﺰرﮔﺎن ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺤﺴﻦ ﺛﻼﺛﻲ، ﺗﮫﺮان: اﻧﺘﺸﺎرات

ﻋﻠﻤﻲ.

ﻟﮫﺴﺎﺋﻲ زاده، ﻋﺒﺪاﻟﻌﻠﻲ (1379)، «ﻓﺮھﻨﮓ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﻧﻮﻳﻦ و ﻟﺰوم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﺑﺮای آن» ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻓﺮھﻨﮓ

ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺷﻤﺎره 22و23.

ﻣﺤﻤﺪ ﭘﻮر، اﺣﻤﺪ و ﺑﮫﻤﻨﻲ، ﻣﺮﻳﻢ (1389)، «زﻧﺎن، ﭘﺎﺳﺎژ و ﻣﺼﺮف ﻧﺸﺎﻧﻪ ھﺎ»، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت راھﺒﺮدی زﻧﺎن،

ﺳﺎل12، ﺷﻤﺎره 47.

ﻣﺮادی، ﺳﺠﺎد (1387)، «ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺧﺘﻲ اﻟﮕﻮھﺎی ﻣﺼﺮف»، ﭘﺎﻳﺎنﻧﺎﻣﻪ ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷﺪ، ﺑﻪ راھﻨﻤﺎﻳﻲ

ﻣﺤﻤﺪ ﻋﺒﺪاﻟﻠﮫﻲ، داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻼﻣﻪطﺒﺎطﺒﺎﻳﻲ.

ﻣﻮﺣﺪ، ﻣﺠﯿﺪ؛ ﻋﺒﺎﺳﻲ ﺷﻮازی، ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﻲ و ﻣﺮﺣﻤﺘﻲ، ﻧﺪا (1389)، «رﺳﺎﻧﻪ، ﺟﻨﺴﯿﺖ و ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ»،

ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت راھﺒﺮدی زﻧﺎن، ﺳﺎل12، ﺷﻤﺎره 47.

وﺑﻠﻦ، ﺗﻮرﺷﺘﺎﻳﻦ (1383)، ﻧﻈﺮﻳﻪ طﺒﻘﻪ ﺗﻦ آﺳﺎ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺮھﻨﮓ ارﺷﺎد، ﺗﮫﺮان: ﻧﺸﺮ ﻧﻲ.

.haney, David (1996), Lifestyle, Rutledge

aterson, Mark (2006), Consumption and every day Life, Routledge

http://mehrkhane.com/fa/news/4055/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%88-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

...................................................................

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ، ﭘﺮﺳﻪ زﻧﯽ و ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺮﯾﺪ

در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ، ﮔﺮوه ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ را ﻧﻤﯽ ﺗﻮان از ھﻢ ﺗﻤﯿﯿﺰ و ﺗﺸﺨﯿﺺ داد. ﻧﻮع ﭘﻮﺷﺶ و طﺮز ﭘﺎﺳﺎژﮔﺮدی، دﻳﮕﺮ ﻣﻌﺮف ﻗﺸﺮ و ﺗﯿﭗ ﺧﺎﺻﻲ ﻧﯿﺴﺖ. ھﻮﻳﺖ طﺒﻘﺎﺗﻲ از طﺮﻳﻖ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﺪن ﮔﺮوه ھﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ رﻧﮓ ﺑﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ.

دﮐﺘﺮ ﻋﺒﺎس ﮐﺎظﻤﯽ

ﻣﺮوری ﺑﺮ دﯾﺎﻟﮑﺘﯿﮏ ﺗﻤﺎﯾﺰ و ﺗﻤﺎﯾﺰ زداﯾﯽ: ﭘﺮﺳﻪ زﻧﯽ و زﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺖ ﺷﮫﺮی در ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺮﯾﺪ ﺗﮫﺮان

ﺑﺮای آﻧﻜﻪ ﭘﺮﺳﻪ زﻧﻲ را در ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﻗﺮار دھﯿﻢ، ﻻزم اﺳﺖ ﺑﺮداﺷﺖ ﺧﻮد را از ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ روﺷﻦ

ﺳﺎزﻳﻢ. دﺳﺖ ﻛﻢ دو ﺑﺮداﺷﺖ از ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ وﺟﻮد دارد در رواﻳﺖ ﻧﺨﺴﺖ ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻌﺮف ﺛﺮوت و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ

اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﻓﺮاد و ﺷﺎﺧﺼﻲ ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ طﺒﻘﺔ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ .در رواﻳﺖ دوم، ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻜﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﻧﻮﻳﻨﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻓﻘﻂ در ﻣﺘﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ و رﺷﺪ ﻓﺮھﻨﮓ ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﻳﻲ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﺪ

(1)

در ﻣﻌﻨﺎی دوم، ﻛﻪ در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ اﺳﺖ، ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف و ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ .از ﻳﻚ ﺳﻮ، ﻣﺼﺮف

از دھﺔ ١٩٧٠ ﺷﺎﺧﺼﻲ ﻣﮫﻢ ﺑﺮای ﻓﮫﻢ دﻧﯿﺎی ﻣﺪرن ﺷﺪه اﺳﺖ و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﻣﺼﺮف ﺣﺪاﻗﻞ در ﺷﻜﻠﻲ ﻛﻪ در

ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺪرن ﻏﺮﺑﻲ ﻣﺘﺠﻠﻲ اﺳﺖ، اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪه ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ.

ﻣﺮاﻛﺰﺧﺮﻳﺪ، ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺼﺮف و ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد؛ زﻳﺮا در اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ، ﺑﻪ

ﺗﻨﺎﺳﺐ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ آن، ﻛﺎﻻﻳﻲ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﺼﺮف آن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻌﺮف ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺨﺼﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺳﺒﻚ ھﺎﻳﻲ از زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻪ از طﺮﻳﻖ ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻھﺎی ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ (ﻣﺪ روز، ﮔﺮان ﻗﯿﻤﺖ و ﻣﺎرک دار) ظﮫﻮر ﻳﺎﻓﺘﻪ، و ﺑﺪﻳﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺧﻮد ﺑﻪ اﻳﺠﺎد ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ و ﺗﻔﻜﯿﻚ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻛﻤﻚ ﻛﺮده ا ﺳﺖ در اﻳﻨﺠﺎ ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ، ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ را ﻣﺮزﺑﻨﺪی ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ(ﻳﺎ ﻗﺎﻋﺪﺗًﺎ ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﻜﻨﻨﺪ)، زﻳﺮا ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺼﻮص در ﺷﮫﺮ ﺗﮫﺮان، در ﻣﺤﻠﻪ ھﺎی ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﻪ ﺑﺎﻻی ﺷﮫﺮی ﻣﺴﺘﻘﺮ ﺷﺪه اﻧﺪ و ﻧﻮع ﻣﺤﺼﻮل اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻣﺘﻮﺳﻂ درآﻣﺪ ﺳﺎﻛﻨﺎن آن ﺗﻨﺎﺳﺐ دارد و ﺑﺮای ﺳﺎﻛﻨﺎن آن ﻧﯿﺰ ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻھﺎی ﻣﺎرک دار از اھﻤﯽ ت ﺑﺴﯿﺎری دارد.

در اﻳﻨﺠﺎ، دو ﻧﻮع ﺷﯿﻮة ﻣﺼﺮف از ھﻢ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻣﯽ ﺷﻮد: 1. ﻣﺼﺮف در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ 2. ﻣﺼﺮف ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ

ﮔﺮوه ھﺎی ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ طﺒﻘﺎت ﺑﺎﻻ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻھﺎ و ﺧﺪﻣﺎت در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻮﺟﺐ اﻳﺠﺎد ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺧﺎص ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﮔﺮوه ھﺎﻳﻲ ﻧﯿﺰ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ از ﻛﺎﻻھﺎ و ﺧﺪﻣﺎت اراﺋﻪ ﺷﺪه در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﯽ ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ از ﺧﻮد ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮی ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ. در اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮ اﻳﻦ ﮔﺮوه و ﺑﺮ ﻣﺼﺮف ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺗﺄﻛﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد.

اﻳﻦ ﺷﻜﻞ از ﻣﺼﺮف، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺖ ﺷﮫﺮی اﺧﺘﺼﺎص دارد ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﻣﻜﺎن، از ﺳﺒﻚ ھﺎی

زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ، ﺳﺒﻚ زداﻳﻲ ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺼﺮف ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ را ﺑﺎ ﻣﻔﮫﻮم ﭘﺮﺳﻪ زﻧﻲ (زﻧﺪﮔﻲ در

ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﺪون ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻ) ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ دھﯿﻢ. ﭘﺮﺳﻪ زﻧﻲ ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده (ﻣﺼﺮف) ﺧﺎص ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺖ

ﺷﮫﺮی از ﻓﻀﺎھﺎی ﻣﺪرن اﺷﺎره دارد. ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ ﺻﻔﺎت ﻓﺮودﺳﺘﻲ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﻤﯽ

ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺆﻟﻔﻪ ھﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ ﭼﻮن ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻗﻮﻣﯿﺖ، طﺒﻘﻪ، ﺳﻦ و ﻏﯿﺮه در ﺑﺮﺳﺎﺧﺘﻦ آن ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬارﻧﺪ.

ﭘﺮﺳﻪ زن ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ

از زﻣﺎن ﺑﻮدﻟﺮ و ﻧﻮﺷﺘﻪ ھﺎی ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ، در ﺧﺼﻮص ﭘﺎرﻳﺲ، ﭘﺮﺳﻪ زن ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻧﻤﺎد ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ در ﺗﺤﻠﯿﻞ ھﺎی ادﺑﻲ،

ﺗﺎرﻳﺨﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ظﺎھﺮ ﺷﺪ. ﮔﺮﭼﻪ اﻣﺮوز، ﭘﺮﺳﻪ زن در اﺷﻜﺎل ﻣﺘﻌﺪد و در ﻣﺘﻮن ﻣﺘﻨﻮﻋﻲ ظﺎھﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد، اﻣﺎ

اوﻟﯿﻦ ﺣﻀﻮر ﺧﻮد را در ﺧﯿﺎﺑﺎن ھﺎی ﭘﺎرﻳﺲ ﻗﺮن ﻧﻮزدھﻢ ﻧﺸﺎن داد. اﻣﺮوزه ﭘﺮﺳﻪ زن در ﺷﻜﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺧﻮد

وﺟﻮد ﻧﺪارد، ﺑﻠﻜﻪ در اﺷﻜﺎل ﻣﺘﻌﺪد دﻳﮕﺮی ظﺎھﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﭘﺮﺳﻪ زﻧﻲ ھﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﺎ ﺧﻼﻗﯿﺖ ھﻤﺮاه

ﺑﻮده اﺳﺖ، آﻳﺎ ﭘﺮﺳﻪ زن ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﻧﯿﺰ ﺧﻼﻗﯿﺖ دارد؟آﻳﺎ ﺣﻀﻮر ﭘﺮﺳﻪ زن درﻋﺮﺻﻪ ھﺎی ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺗﺮ ﭼﻮن

ﺷﮫﺮ و اﺳﺘﻔﺎده او از ﻓﻀﺎھﺎی اﻧﺪروﻧﻲ، ھﻤﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮوﺷﮕﺎه ھﺎی ﺑﺰرگ و ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی از ﻣﯿﺎن رﻓﺘﻦ ﭘﺪﻳﺪة ﭘﺮﺳﻪ زﻧﻲ ﺧﻮاھﺪ ﺑﻮد.

از درﺧﺸﺎن ﺗﺮﻳﻦ ﻛﺎرھﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﺑﺎب ﭘﺮﺳﻪ زن در اﺧﺘﯿﺎر ﻣﺎﺳﺖ، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ اﺳﺖ. او ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺤﺚ ﺧﻮد

در ﺑﺎب ﭘﺮﺳﻪ زن راھﻲ ﺑﺮای ﻧﻈﺮﻳﺔ اﻧﺘﻘﺎدی در ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ ﮔﺸﻮد. او ﺑﯿﻦ ﭘﺮﺳﻪ زن و ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺷﮫﺮی

ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺮﻗﺮار ﻛﺮد و ﺑﺮ ﺟﺎﻳﮕﯿﺮی ﭘﺮﺳﻪ زن در ﻓﺮھﻨﮓ ﺗﻮده وار ﺗﺠﺎری و ﭘﯿﻮﻧﺪھﺎی دروﻧﻲ اش ﺑﺎ ژورﻧﺎﻟﯿﺴﻢ و ادﺑﯿﺎت ﺗﻮده وار اواﺳﻂ ﻗﺮن، ﺗﺄﻛﯿﺪ ﮔﺬاﺷﺖ. از ﻧﻈﺮ ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ، ﭘﺎرﻳﺲ ﻣﺪرن ﻧﻮع ﺧﺎﺻﻲ از ﭘﺮﺳﻪ زن را ﺧﻠﻖ ﻛﺮد، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﻛﻪ ﻓﮫﻢ آن ﺑﺎ ﻓﮫﻢ ﭘﺎﺳﺎژ ﮔﺮه ﺧﻮرده اﺳﺖ.

ﭘﺮﺳﻪ زن، دوره ﮔﺮد و ﻋﺎﺑﺮی اﺳﺖ ﻛﻪ از اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺪون ﻋﺠﻠﻪ در ﺷﮫﺮ ﻗﺪم ﻣﯽ زﻧﺪ، ﻟﺬت ﻣﯽ ﺑﺮد. ﺗﻔﺮج ﺑﺪون

ھﺪف، واﻻﺗﺮﻳﻦ آرزوی ﭘﺮﺳﻪ زن اﺳﺖ. ﻗﺪم زدن در ﺷﮫﺮ، ﺑﮫﺘﺮﻳﻦ ﭘﺎداﺷﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﭘﺮﺳﻪ زن داد.

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ، "دراﻧﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺪون ھﺪف و طﻮﻻﻧﻲ در ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﮫﺎ ﻗﺪم ﻣﯽ زﻧﺪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﻧﻮﻋﻲ ﻣﺴﺘﻲ را دﻳﺪ."

در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ، ﮔﺮوه ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ را ﻧﻤﯽ ﺗﻮان از ھﻢ ﺗﻤﯿﯿﺰ و ﺗﺸﺨﯿﺺ داد. ﻧﻮع ﭘﻮﺷﺶ و طﺮز ﭘﺎﺳﺎژﮔﺮدی، دﻳﮕﺮ ﻣﻌﺮف ﻗﺸﺮ و ﺗﯿﭗ ﺧﺎﺻﻲ ﻧﯿﺴﺖ. ھﻮﻳﺖ طﺒﻘﺎﺗﻲ از طﺮﻳﻖ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﺪن ﮔﺮوه ھﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ رﻧﮓ ﺑﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ دﻳﮕﺮ ﻣﻌﻨﺎی ﻛﺎﻻ و ﻣﻜﺎن ھﺎﻳﻲ ﭼﻮن ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ در ﺧﻮد آن ھﺎ ﻧﮫﻔﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺗﻮزﻳﻊ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺷﯿﻮه ﻣﺼﺮف آن ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺷﯿﻮة ﻣﺼﺮف ھﻤﺎن ﺟﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻓﺮھﻨﮕﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ و ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎآﻓﺮﻳﻨﻲ در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ، ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ ھﻢ رﻳﺨﺘﮕﻲ ﻧﻈﺎم ﺗﻤﺎﻳﺰات ﻣﯽ ﺷﻮد در ﭘﺎﺳﺎژ، ﺟﻤﺎﻋﺘﻲ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ از ﻣﯿﺰان داراﻳﻲ، ﻧﻮع ﺷﻐﻞ و ﻣﺤﻞ زﻧﺪﮔﻲ آﻧﮫﺎ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺣﻀﻮر آﻧﮫﺎ در اﻳﻦ ﻣﻜﺎن ﺑﺮاﻳﺸﺎن ھﻮﻳﺖ آﻓﺮﻳﻨﻲ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ.

ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎرﻳﺨﻲ اﻓﺮاد ﺳﺮوﻛﺎر ﻧﺪارد، ﺑﻠﻜﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺣﺎل، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻛﻨﻨﺪه ھﻮﻳﺖ اﻓﺮاد اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﯽ

ﺑﯿﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ھﻢ ﭼﺸﻤﯽ طﺒﻘﺎت ﻓﺮودﺳﺖ ﺗﺮ ﺑﺎ طﺒﻘﺎت ﻓﺮادﺳﺖ ﻣﻄﺮح ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻳﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ

اﻓﺮاد ﺟﻨﻮب ﺷﮫﺮی، ﺑﯿﻜﺎران، ﻣﺮدان ﺑﺎزﻧﺸﺴﺘﻪ، زﻧﺎن ﺧﺎﻧﻪ دار و ﻛﺎرﻣﻨﺪان ﻓﺮودﺳﺖ ﺑﺎ آﻣﺪن ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺎژھﺎ و ﺧﺮﻳﺪ

ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺣﺪاﻗﻞ واﻧﻤﻮد ﻛﺮدن ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﺎﻻی ﮔﺮانﻗﯿﻤﺖ درﺻﺪد ﺗﻘﻠﯿﺪ و ﻧﺰدﻳﻚ ﻛﺮدن ﺧﻮد ﺑﻪ ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮادﺳﺖ

ﺑﺮﻣﯽ آﻳﻨﺪ. اﻟﺒﺘﻪ در اﻳﻨﺠﺎ ﻛﺮدار ﭘﺮﺳﻪ زن ھﺎ اھﻤﯿﺖ دارد و ﻧﻪ اﻧﮕﯿﺰه ھﺎی آﻧﮫﺎ. ﭼﻨﯿﻦ ﻛﺮداری در ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ اﻓﺰاﻳﺶ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی ھﺎ و ﮔﺴﺘﺮش ﺷﻜﺎف ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﯽ رود ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ ھﻢ رﻳﺨﺘﮕﻲ ﺗﻤﺎﻳﺰات ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ.

ﻣﻌﻨﺎی دﯾﮕﺮی ﮐﻪ از ﮐﺮدار ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﻣﯽ ﻓﮫﻤﯿﻢ، ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ اﻳﻦ طﺮز ﺗﻠﻘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺎﺳﺎژ را ﺻﺮﻓًﺎ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ

ﻓﺮادﺳﺘﺎن ﺑﺪاﻧﯿﻢ .ﻣﺮاﻛﺰﺧﺮﻳﺪ ﻣﮑﺎن طﺒﻘﻪ ﻓﺮودﺳﺖ ﻧﯿﺰ ھﺴﺖ. آن ھﺎ ﻧﻤﯽ ﺧﻮاھﻨﺪ واﻧﻤﻮد ﮐﻨﻨﺪ از طﺒﻘﺎت

ﻓﺮادﺳﺖ اﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاھﻨﺪ در ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﺣﻀﻮر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺟﺪﻳﺪ ﺧﻮد را ﺑﺴﺎزﻧﺪ. ﺑﺎ ﺗﺸﻜﯿﻞ

ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ از ﻳﻜﻨﻮاﺧﺘﻲ ﻓﺮھﻨﮕﻲ و ﺳﻠﻄﺔ ﺷﯿﻮة زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮادﺳﺘﺎن رھﺎ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﻪ

ﺟﮫﺎﻧﻲ ﻣﺘﻜﺜﺮ از ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺪل ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، در ﭘﺎﺳﺎژ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻤﺎﻳﺰزداﻳﻲ و ﺗﻤﺎﻳﺰﻳﺎﺑﻲ ھﻢ

زﻣﺎن ﺑﺎ ھﻢ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ رود. ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ ﻧﯿﺰ در اﺳﺎس ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻳﻚ طﺮﻓﻪ ﺗﻤﺎﻳﺰﻳﺎﺑﻲ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ. از ﻳﻚ ﺳﻮ،

ﺣﻀﻮر ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﮫﻢ رﻳﺨﺘﻦ ﺗﻤﺎﻳﺰات ﻣﯽ ﺷﻮد، از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، دﻧﯿﺎی ﻣﺘﻜﺜﺮی ﺷﻜﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد

ﻛﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ھﺎی دﯾﮕﺮان را در ﻓﻀﺎی اﻏﻨﯿﺎ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺳﺎزد.

ﺗﻤﺎﯾﺰ و ﻋﺪم ﺗﻤﺎﻳﺰ، ﺑﻪ ﺧﻼف ﺳﻨﺖ ﺳﺎﺧﺘﺎرﮔﺮاﻳﻲ ﺳﻮﺳﻮری، در ﻋﯿﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﺎﻳﺪ در ھﻢ ﻣﺘﺪاﺧﻞ ﻓﺮض ﺷﻮد،

ﺑﺪون آﻧﻜﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻔﺎوﺗﻲ ﻣﻌﻨﺎی ﺗﻘﺎﺑﻞ را ﺑﻪ ذھﻦ ﻣﺘﺒﺎدر ﻛﻨﺪ.

ﻣﺼﺮف ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ در ﺗﮫﺮان ﺗﺎ اﻧﺪازه زﻳﺎدی ﺗﺎﺑﻊ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﻻھﺎ و ﺧﺮﻳﺪ آن ھﺎ ﻧﯿﺴﺖ، زﻳﺮا ﻓﻘﺮا ﻧﻪ ﺗﻨﮫﺎ ﺑﺮای ﺧﺮﻳﺪ ﻧﻤﯽ آﻳﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ اﺳﺎﺳﺎ ﺗﻮان ﺧﺮﻳﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻛﺎﻻﻳﻲ را ﻧﺪارﻧﺪ. از اﻳﻦ رو، ﺣﻀﻮر ﮔﺮوه ھﺎی ﻓﺮودﺳﺖ ﺷﮫﺮی ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﻧﻈﺎم ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ اﻟﮕﻮھﺎی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ داری ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻣﺘﺰﻟﺰل ﺷﻮد. ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ و

ﺗﻤﺎﻳﺰی ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﺷﮫﺮی ﻏﺮﺑﻲ ﭘﺪﻳﺪ آﻳﺪ، در ﺗﮫﺮان ﭘﺪﻳﺪ ﻧﻤﯽ آﻳﺪ.اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻣﺪرن ﻧﺒﻮدن ﺟﺎﻣﻌﺔ

اﻳﺮاﻧﻲ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﮕﺮ ﻧﻮع ﺟﺪﻳﺪ از ﺷﮫﺮ ﻣﺪرن ﺷﺮﻗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در آن ﻣﺪرن ﺷﺪن، ھﻢزﻣﺎن ﺗﻤﺎﻳﺰﻳﺎﺑﻲ و

ﺗﻤﺎﻳﺰزداﻳﻲ را درﺑﺮﻣﯽ ﮔﯿﺮد.

ﺣﻀﻮر ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﺷﮫﺮی در ﻣﺮاﻛﺰ اﻏﻨﯿﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﺒﻚ زداﻳﻲ از ﺳﺒﻚ ھﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮدی ﻣﯽ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ

واﺳﻄﺔ ﻛﺎﻻھﺎ، ﻣﻌﻤﺎری و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﻳﻲ در ﭘﺎﺳﺎژ اراﺋﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻣﯽ داﻧﯿﻢ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﺔ

اﻳﺮاﻧﻲ، ﻧﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﺎﻣﻼً طﺒﻘﺎﺗﻲ و ﻧﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﺑﻲ طﺒﻘﻪ اﺳﺖ. ﺳﺎﺧﺘﺎر طﺒﻘﺎﺗﻲ ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ در اﻳﺮان، آن را

درﺧﻮر ﺗﺤﻠﯿﻞ ھﺎﻳﻲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺪرن ﻏﺮﺑﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر طﺒﻘﺎﺗﻲ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ، ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه

اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﭼﻨﺪان ﺣﻮل ﻣﻔﮫﻮم ﺗﻤﺎﻳﺰ، آرام و ﻗﺮار ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ ﺗﻤﺎﻳﺰ در اﻳﺮان

ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﻟﻔﺔ ﻛﺎﻓﻲ ﺑﺮای ﻓﮫﻢ ﺳﺒﻚ ھﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﺎ در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﯿﺎن ﺧﺮﻳﺪاران و ﭘﺮﺳﻪ زﻧﺎن ﺗﻔﺎوت ﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ. ھﻢ ﺧﺮﻳﺪار و ھﻢ ﭘﺮﺳﻪ زن، ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪه اﻧﺪ. در

ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﺮﻳﺪاران ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪة ﻛﺎﻻی ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪه در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪﻧﺪ و از طﺮﻳﻖ ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ راب ﺷﯿﻠﺪز ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ. (ﻣﺼﺮف در ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ) ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﺷﮫﺮی ﻛﻪ در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺎ ﻣﺸﺎھﺪه ﺷﺪه اﻧﺪ ﻧﻪ از طﺮﻳﻖ ﻣﺼﺮف ﻛﺎﻻ، ﺑﻠﻜﻪ از طﺮﻳﻖ ﻣﺼﺮف ﻓﻀﺎ، ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد را ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﯽ دھﻨﺪ (ﻣﺼﺮفﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ) در ھﺮ دو ﻣﻮرد، ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ. در ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺧﺮﻳﺪاران، آﻧﭽﻪ رخ ﻣﯽ دھﺪ اﻳﺠﺎد ﺗﻤﺎﻳﺰ اﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﯿﺎن آن ھﺎﻳﻲ ﻛﻪ از ﻛﺎﻻی ﻣﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ و ﻣﺮدﻣﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﺎق ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻨﺪ و ﻧﻤﯽ ﺧﻮرﻧﺪ. اﻣﺎ در ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻧﻮع دوم آﻧﭽﻪ رخ ﻣﯽ دھﺪ ﺗﻤﺎﻳﺰ زداﻳﻲ اﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻳﺰ زداﻳﻲ از ﻓﻀﺎی ﻣﺘﻤﺎﻳﺰی ﻛﻪ در ﭘﺎﺳﺎژ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺷﮫﺮی ﺑﺮای اﻳﺠﺎد ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد اﻳﺠﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻛﻪ ﺣﻀﻮر ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﺷﮫﺮی ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﮕﺮ دﻳﺎﻟﻜﺘﯿﻚ ﺗﻤﺎﻳﺰ و ﺗﻤﺎﻳﺰ زداﻳﻲ از ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﮫﺮی ﺗﮫﺮان اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی آﻓﺮﻳﻨﺶ ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮد ﭘﺮﺳﻪ زن ھﺎ و ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﺷﮫﺮی ﻧﯿﺰ اﺳﺖ.

. -1ﻓﺎﺿﻠﯽ، م، 1380، ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ و ﻣﺼﺮف، ﻗﻢ ، اﻧﺘﺸﺎرات ﺻﺒﺢ ﺻﺎدق

http://mehrkhane.com/fa/news/4052/%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

.....................................

ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻖ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ، ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ از اﺷﺮاﻓﯽ ﮔﺮی دوری ﮐﻨﻨﺪ

دﮐﺘﺮ ﺧﻮش ﭼﮫﺮه: آﮔﺎھﯽ، ﺑﺼﯿﺮت و اطﻼع رﺳﺎﻧﯽ درﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﺟﺰ وظﺎﯾﻒ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻈﺎم و ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ اﺳﺖ. ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻓﻀﺎ و ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﻪ ﺿﺮورﺗﺶ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺳﺖ را اﯾﺠﺎد ﮐﻨﻨﺪ.

اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺗﮫﺮان ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮاده در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: آﮔﺎھﯽ، ﺑﺼﯿﺮت و اطﻼع رﺳﺎﻧﯽ

درﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﺟﺰ وظﺎﯾﻒ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻈﺎم و ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ اﺳﺖ. ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻓﻀﺎ و ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﻪ

ﺿﺮورﺗﺶ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺳﺖ را اﯾﺠﺎد ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﻣﮫﺮﺧﺎﻧﻪ، دﮐﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻮش ﭼﮫﺮه اﺳﺘﺎد اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺗﮫﺮان در ﺧﺼﻮص اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ

ﮔﻔﺖ: ﻗﺒﻞ از ﺗﻌﺮﯾﻒ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ از ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺤﯿﻄﯽ و ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ھﺮ ﯾﮏ

از اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ھﺎﯾﯽ را در ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺗﮫﺎﺟﻤﯽ، اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺑﺎزدارﻧﺪه و اﻣﺜﺎل

آن را ﺑﻪ ھﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

اﺑﺘﺪا ﺑﺎﯾﺪ درک ﺻﺤﯿﺤﯽ از اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ داﺷﺖ

اﯾﻦ اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه در ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﻣﮫﺮﺧﺎﻧﻪ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ از دو واژه اﻗﺘﺼﺎد و ﻣﻘﺎوﻣﺖ اﺳﺖ

ﮐﻪ ﺗﻮاﻣًﺎ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ھﺪف ﻣﺸﺨﺼﯽ را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. وﻗﺘﯽ اﻗﺘﺼﺎدی در ﻣﺴﯿﺮ ﭘﺮﺗﺎب اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺧﻮد ﺑﺎ

ھﺪﻓﯽ ﻣﺸﺘﺮک و ھﻤﺴﻮ ﺑﺎ ﻧﻈﺎم ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ رﺷﺪ ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﭘﺎﯾﺪار اﻗﺪاﻣﺎت ﻣﻠﯽ را درﺑﺮ

داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

وی اداﻣﻪ داد: رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﭘﻮﯾﺎ و ﻣﺴﺘﻤﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ ﻣﯽ اﻧﺠﺎﻣﺪ و

ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن ﺳﺎﯾﺮ اھﺪاف ﻣﺜﻞ اﻓﺰاﯾﺶ اﺷﺘﻐﺎل، ﮐﺎھﺶ ﻓﻘﺮ، اﻓﺰاﯾﺶ درآﻣﺪ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاری ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ

ﺷﻮد.

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه ﮔﻔﺖ: در ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺑﺘﺪا ﺑﺎﯾﺪ درک ﺻﺤﯿﺢ از اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ و ھﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﻀﺎی اﻗﺘﺼﺎد

ﺟﮫﺎﻧﯽ و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒًﺎ ﺷﺪت ﻓﺸﺎری ﮐﻪ ﻧﻈﺎم ﺳﻠﻄﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﯾﺮان داﺷﺘﻪ اﺳﺖ، ﺑﻪ دﺳﺖ آورﯾﻢ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﻧﻈﺎم

ﺳﻠﻄﻪ ﺑﻌﺪ از ﻧﺎاﻣﯿﺪی ھﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﻓﻀﺎی ﺗﺨﺎﺻﻢ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﻧﻈﺎﻣﯽ دﯾﺪ، ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد

ﺑﻪ طﻤﻊ اﻓﺘﺎده اﺳﺖ و ﻧﺎاﻣﯿﺪی در ﺣﻮزه ھﺎی ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﺗﺎ اﻗﺪاﻣﺎﺗﯽ را ﺑﺮای ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮار دادن ﻣﺤﯿﻂ

اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺎ ھﺪفھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻧﻈﺎم و ﻓﺸﺎر روی آﺣﺎد ﻣﺮدم اﺳﺖ، در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﻗﺮار دھﺪ.

رﺋﯿﺲ ﻓﺮاﮐﺴﯿﻮن اﺻﻮﻟﮕﺮاﯾﺎن ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﺠﻠﺲ ھﻔﺘﻢ درک ﺻﺤﯿﺢ از ﺗﮫﺎﺟﻢ و ﺗﺨﺎﺻﻢ اﻗﺘﺼﺎدی را ﻣﮫﻢ داﻧﺴﺖ و

ﮔﻔﺖ: درک اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﻨﺪ ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪات رھﺒﺮ اﻧﻘﻼب ﺑﺮ ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎﺷﺪ،

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ اﻣﺮوزه در ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﺷﺎھﺪﯾﻢ ﻧﺎﺷﯽ از ﻓﺸﺎر ﮐﺸﻮرھﺎﯾﯽ ﭼﻮن آﻣﺮﯾﮑﺎ و ھﻢ

ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻧﺶ اﺳﺖ.

وی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺣﻮزه ھﺎی ﻓﺸﺎر و ﻣﺘﻌﺎﻗﺒًﺎ ﺗﻼش ﺑﺮای ﮐﻨﺘﺮل و ﺑﯽ اﺛﺮ

ﮐﺮدن آن و در ﺷﺮاﯾﻂ آرﻣﺎﻧﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺸﺎرھﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﺻﺖ، ﮐﻪ ﻗﻄﻌًﺎ ﺑﺎور و ﻣﺸﺎرﮐﺖ ھﻤﮕﺎﻧﯽ و اﻋﻤﺎل

ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ھﺎی ﻋﻘﻼﯾﯽ و ﻣﺪﺑﺮاﻧﻪ ﭘﯿﺶ ﺷﺮط و اﻟﺰام ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ اﺳﺖ. اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﮐﺎھﺶ واﺑﺴﺘﮕﯽ

ھﺎ و ﺗﺎﮐﯿﺪ روی ﻣﺰﯾﺖ ھﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪ داﺧﻞ و ﺗﻼش ﺑﺮای ﺧﻮداﺗﮑﺎﯾﯽ اﺳﺖ.

اﻓﺰاﯾﺶﺳﻄﺢ رﻓﺎه ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﯾﻦ اھﺪاف در اﻗﺘﺼﺎد

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻗﻄﻌًﺎ ﺑﺨﺸﯽ از ﺑﺤﺚ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻗﺎﻧﻮنﮔﺬاری و اﺟﺮا، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ

ﻧﻈﺎم ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی، ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاری و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی ﮐﺸﻮر ﻣﯽﺷﻮد، ﮔﻔﺖ: ﺑﺨﺸﯽ از اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ آﺣﺎد

ﻣﺮدم و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺮﻣﯽﮔﺮدد ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺣﻮزهھﺎ ﺑﺎﯾﺪ درک ﺻﺤﯿﺤﯽ از آن ھﺎ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ دﯾﮕﺮی از ﻧﻮع ﺑﺮﺧﻮرد ﻧﻈﺎم ﺳﻠﻄﻪ اﺷﺎره ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: ﻋﺪم ﺗﻮﺟﻪ، ﺑﺨﺶ دﯾﮕﺮی

اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ در ﻓﻀﺎی ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺘﻌﺎدل و ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ دور از ھﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﮫﺎﺟﻢ ھﺴﺘﯿﻢ دﭼﺎر ﻏﻔﻠﺖ ﺷﺪهاﯾﻢ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺗﺸﺨﯿﺺ اﯾﻨﮑﻪ در ﻓﻀﺎی ﺗﺨﺎﺻﻢ اﻗﺘﺼﺎدی ھﺴﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎی ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺑﺴﯿﺎر دﺷﻮار ﻧﯿﺴﺖ.

وی اﻓﺰود: ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮع اھﺪاف در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﻣﻠﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻄﺢ رﻓﺎه

ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﻮد ﮐﻪ اﺣﺘﯿﺎج ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻮع ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺸﺎرھﺎ ﯾﺎ رﻗﺎﺑﺖ ھﺎ دارد. از اﯾﻦ رو ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ را

ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮده و ﻧﻘﺎطﯽ ﮐﻪ ﻣﻔﮫﻮم ﺗﮫﺪﯾﺪ را در ﮐﻨﺎر واﺑﺴﺘﮕﯽ ھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺗﺸﺨﯿﺺ داد.

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه اداﻣﻪ داد: ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻘﺎط آﺳﯿﺐﭘﺬﯾﺮ ﻓﻮقاﻟﻌﺎده ﻣﮫﻢ اﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﯾﮑﯽ از اﯾﻦ ﻧﻘﺎط، ھﺪف

ﻗﺮار دادن ﺑﺎور و اﻋﺘﻘﺎد ﻣﺮدم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﺸﯽ از آن ﺑﺎ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت و ﺑﺨﺸﯽ ھﻢ ﺑﺎ ﮐﺎﺳﺘﯽھﺎی ﺗﺪﺑﯿﺮ داﺧﻠﯽ

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ وﺟﻮد آﯾﺪ.

اﯾﻦ اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ درک ﻋﺎﻟﻤﺎﻧﻪ از ﻣﺤﯿﻂ در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﮫﻢ اﺳﺖ، ﮔﻔﺖ: در ﺑﺤﺚ

اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺿﻤﻦ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺣﻮزه ھﺎی ﻣﮫﻢ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ، درک ﻋﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﺣﻮزه ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاری و

ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬاری ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد و در ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﯾﮑﯽ از دﺳﺘﺎوردھﺎی ﺻﺤﯿﺢ ﻧﺤﻮه اطﻼع رﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ اذھﺎن

ﻋﻤﻮﻣﯽ اﺳﺖ .

وی ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ ﻏﻔﻠﺖ و ﺟﮫﺎﻟﺖ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎورھﺎی ﻣﺮدم را دﭼﺎر آﺳﯿﺐ و ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ،

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ درک ﺻﺤﯿﺢ ﻣﺮدم از اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﯾﮏ اﻟﺰام اﺳﺖ ﺑﺮای اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺪاﻧﻨﺪ در ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﮐﻨﻨﺪ. ﻓﻌﺎﻻن

اﻗﺘﺼﺎدی در اﯾﻦ ﺣﻮزه ﺑﺎ اﺻﻼح روش ھﺎی ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ و اﻣﮑﺎﻧﺎت و ھﺪف ﮔﺬاری درﺳﺖ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﮐﻤﮏ

ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﻮزه اﻗﺘﺼﺎد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎﯾﺪ از ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻھﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮور ﺧﻮدداری ﮐﻨﺪ

اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺗﮫﺮان ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮاده در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: آﮔﺎھﯽ، ﺑﺼﯿﺮت و اطﻼع رﺳﺎﻧﯽ

درﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﺟﺰ وظﺎﯾﻒ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻧﻈﺎم و ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ اﺳﺖ. ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻓﻀﺎ و ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﻪ

ﺿﺮورﺗﺶ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺳﺖ را اﯾﺠﺎد ﮐﻨﻨﺪ.

وی اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﻗﻄﻌًﺎ ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ درﮐﯽ ﺣﻮزه ھﺎی اﺛﺮﮔﺬاری ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ اﻓﺮادی ﮐﻪ ﻗﺮار

اﺳﺖ در ﭼﺮﺧﻪ ﮐﺎر ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ.

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در ﺳﻄﺢ ﺗﻮزﯾﻊ ﮐﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻧﻘﺶ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اداﻣﻪ داد:

ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﺻﺤﯿﺢ، ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻟﮕﻮ و اﺟﺮای درﺳﺖ ﻣﺼﺮف، ﮐﺎھﺶ واﺑﺴﺘﮕﯽ را در ﺣﻮزه واردات ﺑﻪ

وﺟﻮد آورده و ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ.

وی ﺑﻪ دﯾﮕﺮ وظﺎﯾﻒ ﺧﺎﻧﻮاده در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎﯾﺪ از ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻھﺎی ﻏﯿﺮ ﺿﺮور

ﺧﻮدداری ﮐﺮده و از ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن اﯾﺮاﻧﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﻨﺪ. ﻋﺪم اﺳﺘﻘﺒﺎل از ﺗﻮﻟﯿﺪات داﺧﻠﯽ ﺑﺎ ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ و اﻧﺘﺨﺎب

ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ اوﻟﻮﯾﺖ ﮐﺎﻻی داﺧﻠﯽ ﺣﻞ ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ.

اﯾﻦ اﻗﺘﺼﺎد دان ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ ارج ﻧﮫﺎدن ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪات داﺧﻠﯽ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ ﮐﻤﮏ

ﮐﻨﻨﺪ، اداﻣﻪ داد: اﯾﻦ ﮐﻤﮏ ﮐﺮدن ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ در ﭼﺮﺧﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ و اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ

ﻧﮕﺮش، ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻠﯽ، ﻣﺼﺮف ﮐﻤﺘﺮ و ﭘﺲ اﻧﺪاز ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺤﯿﻂ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد.

ﺧﻮش ﭼﮫﺮه ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮد: ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﺎ دوری از ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت، ﮐﺎﻻھﺎی واﺑﺴﺘﻪ و اﺷﺮاﻓﯽ ﮔﺮی در ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ

ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﻘﺶ اﺛﺮ ﮔﺬار و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه ای در ﭼﺮﺧﻪ اﻗﺘﺼﺎد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺨﺼﻮﺻًﺎ در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺷﮑﻞ

ﺟﺪی ﺗﺮی ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻓﺸﺎر دﻧﯿﺎی ﺳﻠﻄﻪ و اﺳﺘﮑﺒﺎری ﻓﺮاﺗﺮ از ﻓﺸﺎرھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ.

http://mehrkhane.com/fa/news/3946/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

...........................................

اﺻﻼح «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ » اوﻟﯿﻦ ﮔﺎم ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد رﻓﺘﺎر ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

ﺧﺮاﺳﺎن ﻧﻮﺷﺖ:

رھﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ روز ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ در ﺟﻤﻊ ﭘﺮﺷﻮر ھﺰاران ﻧﻔﺮ از داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن، داﻧﺶ آﻣﻮزان و ﺟﻮاﻧﺎن

ﺧﺮاﺳﺎن ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ را ﺑﺨﺶ اﺳﺎﺳﯽ و ﺣﻘﯿﻘﯽ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و ﺗﻤﺪن ﺳﺎزی ﻧﻮﯾﻦ اﺳﻼﻣﯽ ﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ و

ﺑﺎ دﻋﻮت از ﻧﺨﺒﮕﺎن و ﺻﺎﺣﺒﺎن ﻓﮑﺮ و اﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﺮای ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻔﮫﻮم ﻣﮫﻢ، آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ در اﯾﺮان و ﭼﺎره ﺟﻮﯾﯽ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮدﻧﺪ: ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ در ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺖ و اﻗﺘﺼﺎد و ﺳﯿﺎﺳﺖ

ﮐﻪُﺑﻌﺪ اﺑﺰاری ﺗﻤﺪن اﺳﻼﻣﯽ را ﺷﮑﻞ ﻣﯽ دھﺪ وﺳﯿﻠﻪ ای اﺳﺖ ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ و ﻓﺮھﻨﮓ ﺻﺤﯿﺢ

زﻧﺪﮔﯽ و رﺳﯿﺪن ﺑﻪ آراﻣﺶ، اﻣﻨﯿﺖ، ﺗﻌﺎﻟﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺣﻘﯿﻘﯽ.

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ اﯾﺮاﻧﯽ - اﺳﻼﻣﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺧﻮد ﺷﻌﺎر ﯾﺎ اﻟﮕﻮﯾﯽ ﺑﺮای ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﺳﺨﻨﺎن

ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈﻢ رھﺒﺮی از ورود ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﭘﯿﺶ روی آن ھﺎ ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﮐﻨﺪ.

ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ در زﻣﯿﻨﻪ ھﺎی ﻋﻠﻤﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺸﻮر در ﮔﺮو ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ھﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺪن

ﻏﻨﯽ اﯾﺮان اﺳﻼﻣﯽ، ﺟﻤﮫﻮری اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان ﺗﻮان رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻗﻠﻪ ھﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ را در ﮐﻨﺎر ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ

زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ داراﺳﺖ. رھﺒﺮ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ھﻤﭽﻨﯿﻦ در ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻣﻔﮫﻮم ﺳﺒﮏ و ﻓﺮھﻨﮓ زﻧﺪﮔﯽ، ﺑﻪ

ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺧﺎﻧﻮاده، ازدواج، ﻧﻮع ﻣﺴﮑﻦ، ﻧﻮع ﻟﺒﺎس، اﻟﮕﻮی ﻣﺼﺮف، ﺗﻔﺮﯾﺤﺎت، ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر و رﻓﺘﺎرھﺎی ﻓﺮدی

و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻣﺤﯿﻂ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، اﺷﺎره ﮐﺮدﻧﺪ و ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: «در واﻗﻊ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ھﻤﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﺮ ﻣﯽ

ﮔﺮدد ﮐﻪ ﻣﺘﻦ زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن را ﺷﮑﻞ ﻣﯽ دھﻨﺪ.»

ﺣﻀﺮت آﯾﺖ ا...ﺧﺎﻣﻨﻪ ای ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻋﻤﯿﻖ اﺳﻼم ﺑﻪ ﻣﻔﮫﻮم ﺳﺒﮏ و ﻓﺮھﻨﮓ زﻧﺪﮔﯽ، اﻓﺰودﻧﺪ: «در ﻣﻌﺎرف

اﺳﻼﻣﯽ، اﺻﻄﻼح ﻋﻘﻞ ﻣﻌﺎش در ﻣﻔﮫﻮم ﺟﺎﻣﻊ ﺧﻮد، ﻣﺘﺮادف ﻣﻔﮫﻮم ﺳﺒﮏ و ﻓﺮھﻨﮓ زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺖ و در ﻗﺮآن

ﮐﺮﯾﻢ ﻧﯿﺰ آﯾﺎت ﻓﺮاواﻧﯽ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ وﺟﻮد دارد. »ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﮕﺎه رﯾﺰﺑﯿﻨﺎﻧﻪ رھﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ «ﺳﺒﮏ

زﻧﺪﮔﯽ»، ﺳﺒﮏ و ﻓﺮھﻨﮓ زﻧﺪﮔﯽ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﺪه ای از زﻧﺪﮔﯽ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دھﺪ و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده

و ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن از ﻣﻮاردی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از اﻟﮕﻮھﺎی ﺳﺎل، آن را در ﻧﻈﺮ

ﮔﺮﻓﺖ. اﯾﺸﺎن ھﻤﭽﻨﯿﻦ در ﺑﺨﺸﯽ از ﺑﯿﺎﻧﺎت ﺧﻮد ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻮدن ﺑﺤﺚ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ در ادﺑﯿﺎت و ﻓﻀﺎی

ﮔﻔﺘﻤﺎن، ﺳﺨﻨﺎن ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻧﻮﻋﯽ آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻋﯿﻨﯽ اداﻣﻪ دادﻧﺪ و ﺑﻪ طﺮح ﺳﻮاﻻت ﻣﺘﻌﺪد ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ؛ ﭼﺮا

ﻓﺮھﻨﮓ ﮐﺎر در اﯾﺮان ﺿﻌﯿﻒ اﺳﺖ؟ ﭼﺮا در رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺣﻘﻮق ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ رﻋﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد؟ ﭼﺮا در ﺑﺮﺧﯽ

ﻣﻨﺎطﻖ طﻼق زﯾﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ؟ ﭼﺮا در ﻓﺮھﻨﮓ راﻧﻨﺪﮔﯽ اﻧﻀﺒﺎط ﻻزم رﻋﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد؟ اﻟﺰاﻣﺎت آﭘﺎرﺗﻤﺎن

ﻧﺸﯿﻨﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟ آﯾﺎ رﻋﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد و ...ﺳﻮاﻻت ﻣﺘﻌﺪدی ﮐﻪ ﭘﯽ ﮔﯿﺮی و آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ھﺮ ﯾﮏ از آن ھﺎ

ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﮔﺮه ھﺎی ﮐﻮر در رﻓﺘﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﺑﺸﮑﺎﻓﺪ و ﺑﻪ ﺑﮫﺒﻮد ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع در اﺑﻌﺎد

ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﮔﺰارش ھﺎی ﺑﻌﺪی ﭘﯽ ﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﺷﻮد و در اﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺑﻨﺎ دارﯾﻢ راھﮑﺎرھﺎی آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ و اﺻﻼح

ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دھﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ ورود ﻣﻘﺘﺪراﻧﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ

دﺳﺘﮕﺎه ھﺎ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ رھﺒﺮ ﻣﻌﻈﻢ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد.

آﻣﻮزش ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪ ﺷﮑﻞ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮد

ﻣﺸﺎور ﻋﺎﻟﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﮫﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻦ ﮐﻪ واﻗﻌﯿﺖ ھﺎ و ﺑﺮﺧﯽ رﻓﺘﺎرھﺎی ﻧﺎدرﺳﺖ در ھﻤﻪ ﺟﻮاﻣﻊ وﺟﻮد

دارد ﮐﻪ ﺿﻤﻦ ﭘﺬﯾﺮش آن ھﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ﺗﻌﺪﯾﻞ و اﺻﻼح آن ھﺎ ﺗﻼش ﮐﺮد، ﮔﻔﺖ: آﻣﻮزش ﻣﮫﺎرت ھﺎی ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ

ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ و ادﻟﻪ و ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪ ﺷﮑﻞ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﻋﺘﻘﺎد ﻗﻠﺒﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ در وﺟﻮد اﻧﺴﺎن ھﺎ ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ

ﺷﻮد. ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم واﻟﻤﺴﻠﻤﯿﻦ ﺳﯿﺪﻣﺤﻤﺪی در ﮔﻔﺖ وﮔﻮ ﺑﺎ ﺧﺮاﺳﺎن، اﻓﺰود: ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﯿﻢ اﯾﻦ آﻣﻮزش ھﺎ را از

دوران طﻔﻮﻟﯿﺖ اراﺋﻪ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ در طﻮل زﻣﺎن ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﻮد. وی ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﺮط اﺛﺮﭘﺬﯾﺮی اﯾﻦ آﻣﻮزش ھﺎ در

اﺑﺘﺪا اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮد ﻣﺮﺑﯽ ھﺎ در ﻣﺮاﮐﺰ ﻣﮫﺪﮐﻮدک و آﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻣﮫﺎرت اﻋﺘﻘﺎد

ﻗﻠﺒﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﮐﻠﯿﺎت اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺎﻧﻨﺪ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده، ﺻﺪاﻗﺖ در ﮐﺮدار و

رﻓﺘﺎر، ﻧﻈﻢ و اﻧﻀﺒﺎط اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ در ﻣﺘﻮن دﯾﻨﯽ ﻣﺎ وﺟﻮد دارد و ﺣﺘﯽ ﺟﺰﺋﯿﺎت آن ﻧﯿﺰ در اﺣﺎدﯾﺚ

و رواﯾﺎت ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) و اھﻞ ﺑﯿﺖ (ع) ذﮐﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ.

دﺳﺘﮕﺎه ھﺎی ﻣﺴﺌﻮل ﺑﺮای ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺳﺎزی ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ

وی ﻣﺴﺌﻮﻻن آﻣﻮزش و ﭘﺮورش، وزارت ﻋﻠﻮم و دﺳﺘﮕﺎه ھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﯽ و ھﻤﭽﻨﯿﻦ اﻓﺮاد اﻟﮕﻮ در ﺣﻮزه ھﺎی

ﻓﺮھﻨﮕﯽ، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ھﻨﺮی را از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺘﻮﻟﯿﺎن اﺻﻼح و ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﺪن ﻣﮫﺎرت ھﺎی ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ در ﺟﺎﻣﻌﻪ

داﻧﺴﺖ و اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﺑﻌﺪ از ﺑﯿﺎﻧﺎت ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈﻢ رھﺒﺮی ﻧﺒﺎﯾﺪ دﭼﺎر ﺷﻌﺎرزدﮔﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺑﻠﮑﻪ در اﺑﺘﺪا ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺴﺒﺖ

ﺑﻪ ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮی اﯾﻦ ﻣﮫﺎرت ھﺎ ﺗﻌﺼﺐ و اﻋﺘﻘﺎد ﻗﻠﺒﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﯿﻢ و آن ھﺎ را در ﮐﺮدار و رﻓﺘﺎرھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮد ﻧﺸﺎن

دھﯿﻢ.

راھﮑﺎرھﺎﯾﯽ ﺑﺮای ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﺪن ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ

ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه اﯾﻦ ﮐﺎرﺷﻨﺎس ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زﻣﺎﻧﯽ ﯾﮏ رﻓﺘﺎر ﺑﻪ «ارزش» و «ﻓﺮھﻨﮓ» ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ھﻤﻪ

دﺳﺘﮕﺎه ھﺎ دوش ﺑﻪ دوش ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ آن رﻓﺘﺎر را ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﮐﺎر ﺧﻮد ﻗﺮار دھﻨﺪ. ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم واﻟﻤﺴﻠﻤﯿﻦ ﺳﯿﺪ

ﻣﺤﻤﺪی اداﻣﻪ داد: ﺑﺮای اﺻﻼح و ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﺪن ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ھﺮ اﯾﺮاﻧﯽ در ھﺮ ﭘﺴﺖ و ﻣﻘﺎﻣﯽ ﮐﻪ ھﺴﺖ

ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮد در ﮐﺎر ﺧﻮد ﺻﺪاﻗﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، دروغ ﻧﮕﻮﯾﺪ و ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮن اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارد.

ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت ﺑﺎ ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﺪن ﺣﯿﺎورزی ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﮔﺰارش ﻓﺎرس ﻋﻀﻮ ھﯿﺌﺖ ﻋﻠﻤﯽ ﭘﮋوھﺸﮑﺪه ﻣﮫﺪوﯾﺖ و آﯾﻨﺪه ﭘﮋوھﯽ ﮔﻔﺖ: اﮔﺮ ﻣﺸﯽ «ﺣﯿﺎورزی» در ھﻤﻪ آﺣﺎد ﻣﻠﺖ ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺟﻮاﻧﺎن ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﻮد، ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺸﮑﻼت ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺣﻞ ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ. ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﻓﺮاﻣﺮز ﺳﮫﺮاﺑﯽ ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ آﯾﺎت ٢٣ ﺗﺎ ٢۵ ﺳﻮره ﻗﺼﺺ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮد: «ﻣﺸﯽ ﺣﯿﺎورزی» از ﻣﮫﻢ ﺗﺮﯾﻦ اﺻﻮﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ در زﻧﺪﮔﯽ ھﺎی اﻣﺮوز ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﻮد ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺸﮑﻼت ﺣﻞ و آﺳﯿﺐ ھﺎی اﻣﺮوزی رﻓﻊ ﻣﯽ ﺷﻮد.

ﻓﺮھﻨﮓ ﺳﺎزی ﺑﺮای ﮐﻢ رﻧﮓ ﮐﺮدن اﻟﮕﻮھﺎی ﻏﺮﺑﯽ

ﺑﺎﯾﺪ از ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺼﺮف ﮔﺮا و اﺑﺰاری ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪاﻧﻪ اﺳﻼﻣﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﻢ .ﻣﺪﯾﺮ ﮔﺮوه ﻓﻠﺴﻔﻪ و ادﯾﺎن

داﻧﺸﮕﺎه ﺳﻤﻨﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ درﺑﺎره اھﻤﯿﺖ «ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ» ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﯾﺪ درﺑﺎره ﻧﺘﺎﯾﺠﯽ ﮐﻪ ﻧﻮع ﺳﺒﮏ

زﻧﺪﮔﯽ اﻣﺮوز ﻣﺎ دارد و ﮐﺎﺳﺘﻦ از ارزش ھﺎی ﮐﺎذﺑﯽ ﮐﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ را ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ اﻟﮕﻮی ﻏﺮﺑﯽ ﻗﺮار داده اﺳﺖ

ﻓﺮھﻨﮓ ﺳﺎزی ﮐﻨﯿﻢ.ﺑﻪ ﮔﺰارش ﻣﮫﺮ دﮐﺘﺮ ﻋﻈﯿﻢ ﺣﻤﺰﺋﯿﺎن اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﮔﺴﺘﺮدﮔﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻣﺮوز و

ﻧﯿﺎزھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ اﻓﺮاد ﻣﺘﺎﺛﺮ از اﯾﻦ ﻧﯿﺎزھﺎﺳﺖ. وی اداﻣﻪ داد: ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ در ﺳﺎل ھﺎی

اﺧﯿﺮ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮدم اﯾﺮان از ﺣﺎﻟﺖ اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪاﻧﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺣﺎﻟﺖ اﺑﺰاری و ﭼﺸﻢ و ھﻢ ﭼﺸﻤﯽ و ﺗﻘﻠﯿﺪی

ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه و ﺳﺮﻋﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی در ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﯾﯽ و اﺳﺘﻔﺎده از ﮐﺎﻻھﺎی ﻟﻮﮐﺲ و زرق و ﺑﺮق دار ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه

اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﺻﻼح ﺷﻮد.

http://mehrkhane.com/fa/news/4278/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

............................................................

عوامل مؤثر بر تحول سبک زندگی خانواده‌های ایرانی

خلاصه:

 

 داود میرزایی‌مقدم 
مریم کشاورزی‌پور 

درادبیات جامعه‌شناسی از مفهوم سبک زندگی دو برداشت و دو گونه مفهوم‌سازی متفاوت به عمل آمده است. در فرمول‌بندی نخست که سابقه آن به دهه 1920 باز می‌گردد، سبک زندگی، معرف ثروت و موقعیت اجتماعی بوده و غالبا به عنوان شاخصی برای تعیین «طبقه اجتماعی» به کار رفته است. در فرمول‌بندی دوم، سبک زندگی نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی بلکه شکل اجتماعی نوینی دانسته می‌شود که تنها در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف‌گرایی معنا می‌یابد. در این معنا سبک زندگی راهی است برای تعریف ارزش‌ها و نگرش‌ها و رفتارها (هویت) افراد که اهمیت آن برای تحلیل‌های اجتماعی روز به روز افزایش می‌یابد. اهمیت و رواج فزاینده مفهوم سبک زندگی در علوم اجتماعی، ظاهرا ناشی از این واقعیت است که سنخ‌شناسی‌های موجود نمی‌توانند تنوع و گوناگونی دنیای اجتماعی را توضیح دهند. (مجله شبکه هنر؛ شماره6، صفحه46). 
سبک زندگی خانواده‌های ایرانی در سال‌های اخیر متحول شده است. بررسی علت این تغییر و تحولات را باید بسیار مهم دانست و یادآور شد، متأسفانه سیاست‌گذاری‌ها در جامعه ما بدون مطالعه و بررسی و فاقد یک پیوست فرهنگی است، به این معنا که برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در زمینه‌های مختلف در سطح جامعه ، بدون بررسی وضعیت موجود و درک شرایط، فقط با تکیه بر ذهنیات و تصورات شخصی طرح‌دهندگان و برنامه‌ریزان، اجراء می‌شوند. به عنوان نمونه به تغییر وضعیت پوشش بانوان در سطح جامعه اشاره می‌شود. با وجود این که در این زمینه تاکنون اقدامات فراوانی در راستای اصلاح وضعیت بدپوششی صورت گرفته اما این اقدامات تأثیر چندانی نداشته است و دلیل آن این است که بدون مطالعه واقعیت‌های جامعه و بررسی ریشه‌های بدحجابی، برخی از سیاست‌ها در سطح جامعه اجراء شده است در حالی که بدون تحلیل درست آسیب‌ها نمی‌توان تصمیم خاصی را اتخاذ کرد. و اگر تصمیمی گرفته شود نه تنها مؤثر نیست بلکه بر مشکلات هم می‌‌افزاید. 
اگر تحولاتی را که خانواده ایرانی درگذر زمان پشت سر گذاشته، مطالعه و ریشه‌یابی کرد، تحلیل خانواده ایرانی به سهولت صورت می‌گیرد. شناسایی درست این تحولات، تصویری از آینده خانواده ایرانی پیش روی ما قرار می‌دهد که بر اساس آن می‌توانیم با تحلیلی عالمانه برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. 

عوامل مؤثر بر تحول خانواده‌ها: 
1- تقابل نظام اسلام و نظام سرمایه‌داری و تحول در خانواده‌ها: 
در کشور ما ذهنیتی که از تقابل اسلام و کفر وجود دارد؛ صرفاً در عرصه‌های دینی و سیاسی خلاصه شده و تصور می‌شود نبرد بین نظام اسلامی و نظام سرمایه‌داری فقط در عرصه دینی و سیاسی معنا دارد. در حالی که بررسی تغییر و تحولات نظام خانواده در ایران نشان می‌دهد در سده‌های اخیر نظام سرمایه‌داری از همه امکانات خود در هر عرصه‌ای بهره گرفته است و تقابل ما صرفاً سیاسی یا اعتقادی نیست، بلکه ساحت درگیری و تقابل این دو نظام فکری بسیار گسترده‌تر از عرصه‌ سیاست است و زندگی روزمره و حریم خانواده‌های ما را در بر می‌گیرد. 
امروزه رفتارهای شخصی مثل لباس پوشیدن، نوع غذا خوردن، راه رفتن و... ما هم تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته است و از طرفی متأسفانه حوزه خانواده از سوی کارشناسان جامعه اسلامی چندان جدی دنبال نمی‌شود. در حالی‌که بررسی دقیق نوع و سبک زندگی خانواده‌های ایرانی و غربی نشان می‌دهد؛ سبک زندگی و زیست آن‌ها با یک‌دیگر متفاوت است و در مقابل هم قرار دارد. به نظر می‌رسد امروزه غربی‌ها سعی می‌کنند از جهات مختلف زندگی ملت‌های دیگر و به خصوص شرقی‌ها (و ایرانی‌ها) را مدیریت ‌کنند و این مسئله موجب شده تمایل خانواده‌های ایرانی برای حفظ ارزش‌های اسلامی کم‌رنگ شود. 

2- فضاهای فراغتی و تحول در خانواده‌ها: 
در مطالعات جدید فرهنگی، زندگی روزمره به‌‌خصوص عرصه فراغت زندگی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در فضاهای اداری و قانونی ما مجبوریم به گونه‌ای خاص زندگی و رفتار کنیم اما در فضاهای فراغتی آن‌‌طورکه تمایل داریم زندگی و رفتار می‌کنیم، به همین دلیل توجه به عملکرد خانواده‌های ایرانی در فضاهای فراغتی اهمیت مضاعف دارد زیرا در این فضاها بهتر می‌توان واقعیت‌های زندگی خانواده‌ها را مشاهده کرد و در صورت مطالعه با دو نوع رویکرد و جهت‌گیری مواجه می‌شویم. برای درک عمق این مطلب، نگاهی به برخی آثار سینمایی و رمان‌ها با مضمون اجتماعی سودمند است. 

3- نشریه‌های زرد و تحول در خانواده‌ها: 
در جامعه ایران میزان مصرف محصولات مکتوب فرهنگی نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر پایین است. از دهه 70 به بعد انتشار نوعی از این محصولات فرهنگی مکتوب به نام نشریه‌های زرد به‌ میزان گسترده‌ای در سطح جامعه اوج گرفت. درحال حاضر نیز شمارگان این نشریه‌ها نسبت به دیگر نشریه‌ها خیلی بیش‌تر است و با قیمت پایین و به سهولت در اختیار خانواده‌ها قرار می‌گیرد. 

- در مورد رواج این نشریه‌ها در سطح جامعه، توجه به این نکته ضروری است: 
آگهی‌های بازرگانی: 
آگهی‌های بازرگانی در این مجله‌ها موجب کاهش قیمت آن‌ها شده است. نگاهی به نوع و جهت‌گیری آگهی‌های تبلیغاتی که عمدتا حول و حوش زیبایی جسمی و اندام زنان و مردان دور می‌زند یا به حواشی زندگی خصوصی هنرمندان و ورزشکاران می‌پردازد باعث شده به نحو قابل توجهی ذائقه و سلیقه خانواده‌های ایرانی تغییر کند. آن‌چه دراین نشریه‌ها مطرح می‌شود، تبلیغ و ترویج لوازم آرایشی، پوششی، جراحی‌های زیبایی و... است. 

4- کتاب‌ها و کلاس‌های کمک‌آموزشی: 
کتاب‌ها و کلاس‌های کمک‌آموزشی به عنوان یکی از انواع محصولات فرهنگی در جامعه ایران مطرح است و ترویج کتاب‌های کمک‌آموزشی در سطح جامعه نشان‌دهنده تغییر ذائقه خانواده‌های ایرانی است و نشان می‌دهد که رقابت‌های علمی و مدرک‌گرایی برای خانواده‌ها مهم شده است و آن‌ها متقاعد شده‌اند که بخش قابل توجهی از درآمدشان را صرف حضور فرزندشان در کلاس‌های کمک‌آموزشی و خرید کتاب‌های کمک‌آموزشی کنند. این تغییر ذائقه تأمل برانگیز است. 
قابل ذکر است؛ در عصر مدرنیته متأخر، جوامع، دانش‌محور و اطلاعات‌محور شده‌اند و خانواده‌های ایرانی هم تحت‌تأثیر این تحول قرار گرفته‌اند. اما مهم‌تر از آن، این است که خانواده‌های ایرانی، فرزندشان را به‌ عنوان سرمایه‌ اجتماعی به شمار ‌آورده و تحصیل فرزندان برای خانواده دغدغه‌ محسوب می‌شود اما وقتی مدارج علمی لازم را کسب می‌کنند به دنبال شغل‌هایی می‌روند که تناسبی با رشته تحصیلی آن‌ها ندارد. بنابراین صِرف خود مدرک و کسب مدارج تحصیلی برای خانواده‌ها مهم شده است نه کاربردی بودن آنها. 

5- میزان بالای مصرف رسانه‌های تصویری: 
میزان بالای مصرف رسانه‌های تصویری در ایران به عنوان یکی دیگر از محصولاتی است که خانواده‌ ایرانی را تحت‌تأثیر قرار داده است، میزان مصرف رسانه‌های تصویری در ایران بسیار بالا است، به نحوی که آمار نشان می‌‌دهد جامعه‌ ایرانی اوقات فراغت خود را بیش‌تر با دو چیز پر می‌کنند: 
- گشت‌وگذار در خیابان‌ها و مراکز خرید 
- نشستن پای تلویزیون، ماهواره و دی‌وی‌دی‌های خانگی. 
این است که خانواده‌های ایرانی برخلاف برخی دیگر از جوامع، نسبت به مسائل خانوادگی حساس است و این حساسیت خانوادگی فرصت و زمینه تجاری خوبی را برای تولیدکنندگان آثار هنری به وجود آورده است. به گونه‌ای که تولیدکنندگان آثار سینمایی دریافته‌اند که فیلم‌های خانوادگی و مذهبی در ایران طرف‌داران فراوانی دارد، به همین دلیل اگر آثاری با این موضوعات را تولید کنند، مشتریان فراوانی خواهند داشت و از دریچه و قاب تصاویر می‌توانند نسبت به تغییر طرز تلقی و نگرش مخاطبان موفق شوند. این فرصتی است که هر دو طرف مبارزه یعنی جبهة فرهنگی انقلاب اسلامی و جبهة معارض انقلاب اسلامی از آن بهره می‌برند. 

القا استانداردهای مطلوب رسانه‌ها و تحول خانواده‌ها: 
اگر چه توجه به خانواده و حساسیت خانوادگی مطلوب است، اما نحوه بازنمایی خانواده توسط رسانه‌ها به گونه‌ای است که سبک خاصی از خانواده به عنوان معیار در سطح جامعه مطرح می‌شود. به طور عمده خانواده‌هایی که این رسانه‌ها مطرح می‌کنند، خانواده‌های کم‌فرزند، مرفه، بدون مشکل یا حداقل با مشکلاتی هستند که به راحتی می‌توان آن‌مشکلات را حل کرد. به عنوان مثال؛ درباره خانواده‌های بدون فرزند یا کم فرزند در فیلم‌ها و سریال‌ها تبلیغ بسیاری می‌شود و به نظر می‌رسد؛ که جامعه هنری ما استانداردهای خود را به عنوان استانداردهای مطلوب به خانواده‌ها القا می‌کند. 

گسترش ماهواره و شبکه توزیع فیلم‌های خانگی و تحول در خانواده‌ها: 
گسترش شبکه‌های ماهواره و شبکه توزیع فیلم‌های خانگی در سال‌های اخیر، یکی دیگر از عوامل تحول در خانواده‌های ایرانی است. این رسانه‌ها در سال‌های اخیر خانواده ایرانی را به سوی مصرف بیشتر سوق داده است و نوعی مرجعیت برای خانواده‌ها ایجاد کرده و موجب شده است که تولیدکنندگان این آثار پیام‌های خودشان را بدون دغدغه و سانسور وارد خانواده‌های ایرانی کنند. مسئله‌ای که نگران‌کننده است؛ این است که این سریال‌ها و فیلم‌ها در جمع خانوادگی مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. قبلاً خانواده برای فضای خود حرمت قائل بود، حیا را در روابط خود مراعات می‌کرد، محیط خانوادگی پر بود از مرزها و حریم‌ها، مرز ارتباط زن و شوهر و پدر و مادر با فرزندان رعایت می‌شد، هر حرفی در فضای خانواده گفته نمی‌شد، ولی در خانواده‌ای که اعضای آن تماشاگر این سریال‌ها هستند؛ امکان صحبت و بحث درباره آن فیلم‌ها فراهم می‌شود. به طور مثال؛ در برخی از فیلم‌ها تجربیات جنسی، روابط نامشروع و... مطرح شده و امکان بحث درباره این موضوعات برای خانواده‌ها را فراهم می‌کند، به خصوص دختران که قبلاً در فضای بسته امکان دیدن و بحث کردن درباره این موضوعات را نداشتند حال به راحتی در معرض این موضوعات قرار می‌گیرند. 

اینترنت و تحول در خانواده‌ها: 
وارد شدن اینترنت به درون خانواده ایرانی، یکی دیگر از عوامل تحول در خانواده‌ها است. متأسفانه خانواده‌ها گارد خود را نسبت به این ابزار باز کرده‌اند و بچه‌ها در سنین نوجوانی که هنوز به پختگی فکری لازم نرسیده‌اند، وارد فضاهای مجازی می‌شوند. به همین دلیل استفاده‌های غیرعلمی از اینترنت، عمده وقت کاربران ایرانی را به خود اختصاص می‌دهد و بسیاری از کاربران از اینترنت برای سرگرمی از چت‌روم، کانون‌های دوست‌یابی و... ، استفاده می‌کنند و خانواده‌ها هم نسبت به آسیب‌های این امر دچار غفلت هستند. 

تحول در برگزاری مناسک مذهبی خانواده‌ها: 
مناسک مذهبی به عنوان یکی دیگر از موضوعات فرهنگی که در گذر زمان در خانواده ایرانی دچار تحول شده است در خانواده‌های ایرانی یک سری مناسک مذهبی به شکل سنتی برگزار می‌شد و افراد در قالب جمع خانوادگی در آن شرکت می‌کردند. به نظر می‌رسد؛ در گذر زمان برپایی مناسک مذهبی در بین خانواده‌ها افزایش یافته است. حتی برگزاری این مجالس از انحصار خانواده‌های سنتی و مذهبی خارج شده و خانواده‌های غیرمذهبی هم این مناسک را برگزار می‌کنند. تحلیل مسئله این است که به نظر می‌رسد؛ خانواده‌ها در سبک زندگی خود مادی‌گرا شده‌اند و می‌خواهند فشار عصبی و روانی دور شدن از ارزش‌های دینی را در قالب برگزاری این‌گونه مناسک مذهبی جبران کنند و ارتباط خود با دین را با این وجه از دین، یعنی؛ مناسک مذهبی برقرار کنند. 

آیین و آداب غذا خوردن و تحول در خانواده ایرانی: 
در فرهنگ خانواده ایرانی، رسمی به نام آیین سفره وجود داشت. در گذشته خوردن غذا در خانواده دارای آیین و آداب خاصی بود. سفره عاملی بود که در یک زمان همه اعضای یک خانواده را دور خود جمع می‌کرد و محل تبادل عواطف و احساسات و حفظ حرمت‌ها بود. در خانواده ایرانی اول پدر و مادر شروع به غذا خوردن می‌کردند بعد فرزندان، حرمت‌ها در سفره شناخته می‌شد، مثلاً؛ اگر پدر خانواده هنوز سر سفره نیامده بود بقیه منتظر می‌شدند تا پدر بیاید و بعد آن‌ها غذا خوردن را شروع کنند، اما در نسل جدید و خانواده کنونی آیین سفره تغییر کرده است، حتی ذائقه‌ خانواده به فست‌فود (غذاهای آماده و نیمه آماده) تغییر کرده است. رشد مصرف غذاهای آماده و فست‌فودها، تغییر ذائقه‌ی غذایی خانواده ایرانی را نشان می‌دهد. یعنی؛ ما به سبک غربی‌ها در غذا خوردن نزدیک می‌شویم و به فردگرایی گرایش پیدا می‌کنیم. مثلاً؛ برای غذا خوردن در جمع خانواده نباشیم و با دوستان و همکاران در رستوان و... غذا را صرف کنیم. 

تغییر در استانداردهای زیبایی در زنان ایرانی: 
فیلم‌های هالیوود و شبکه‌های ماهواره‌ای استانداردهای زیبایی را در زنان تغییر داده‌اند و این مسئله موجب شده است؛ جراحی‌های زیبایی و مصرف مواد آرایشی افزایش پیدا کند. رژیم غذایی زنان تغییر پیدا کند. رژیم بگیرند تا مثل خانم‌های غربی لاغر و باریک‌اندام باشند. الگوی پوشش زنان نیز تغییر یافته است. یعنی؛ داشتن پوشش زنان غربی در بین زنان، یعنی داشتن پرستیژ اجتماعی. 

افزایش خانه‌های مجردی: 
تغییر سبک و روش ازدواج یکی دیگر از تغییرات مهم خانواده ایرای در سال‌های اخیر است. علاوه بر افزایش سن ازدواج یک گروه از زنان و مردان هم به زندگی مجردی روی آورده‌اند. بنابراین فردگرایی و آزادطلبی موجب شده خانه‌های مجردی افزایش یابد. این مسئله برای جوانان به خصوص برای خانم‌ها آسیب‌زا است. زیرا نظارت اجتماعی در این مکان‌ها وجود نداشته و از طرفی به علت وجود خلاء عاطفی امکان بروز رفتارهای ناسالم و فسادآلود در این مکان‌ها افزایش می‌یابد. 

نـتـیـجـه: 
- انسان امروزی و مدرن، چنان به استفاده از وسایل جدید مانند: اتومبیل شخصی، دوربین عکاسی و فیلم‌برداری، گوشی‌های تلفن همراه، رایانه و اینترنت، آرایش در خیابان و مکان‌های عمومی، موسیقی پاپ، ساندویچ و فست‌فود، تکنولوژی‌‌های خانگی، تکنولوژی‌های بازی و سرگرمی کودکان و بزرگ‌سالان و دیگر محصولات و کالاها و روش‌های مدرن خو کرده و در آن غرق شده است که یک نکته را از یاد برده و آن این است که هر یک از روش‌ها و تکنولوژی‌های فوق، تغییرات بنیادینی را در سبک زندگی، خانواده، احساس، تفکر، شیوه زیست و فرهنگی انسان امروزی به وجود آورده و می‌آورد. 
- فرهنگ مدرن یا عبور از بینش و اندیشه، بر روی سطحی‌ترین بخش از رفتار انسان متمرکز شده است یعنی رفتار جزئی و روزمره فرد تغییر می‌کند بدون آنکه قبلا روی تغییر بینش و اندیشه فرد کار جدی صورت گرفته باشد. 
- سبک زندگی غربی برای انسان غربی حکم «تخدیر» دارد تا بتواند در «غفلت» از واقعیت‌ها به زندگی خود ادامه داده و به ظاهر، لذت ببرد. رواج این نوع سبک زندگی در زندگی ایرانی‌ها فاجعه‌آفرین است چراکه با مبانی دینی و فطری آنها مغایر است اما به دلیل لذت‌بخشی ظاهری، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. 
- مسئلة ما با سبک زندگی غربی بیش از همه به تفکر پشت آن یعنی تکیة آن به اندیشه و تفکر سکولار برمی‌گردد. اندیشه‌ای که قادر به فهم حقایق هستی نیست و انسان را در بعد حیوانی گسترش می‌دهد. در این صورت طبیعی است که اندیشة سکولار انسان را از سعادت حقیقی محروم کرده و بسیاری از رفتارهای سبک زندگی غربی درحیات انسان ظهور و بروز پیدا کرده و ارزش‌های قبلی به ضد ارزش تبدیل می‌شود. 

راه حل: 
راه حل اصلاح شیوه و سبک زندگی امروز ایرانیان، روی آوردن به سبک زندگی اسلامی است که سبک زندگی اسلامی تفاوت‌های بارزی با سبک زندگی غربی دارد. اخلاق و بخشی از شریعت اسلامی، سبک زندگی اسلامی را تشکیل می‌دهند. بر این اساس، ترویج اخلاق اسلامی و شریعت اسلامی مساوی با ترویج سبک زندگی اسلامی است. در اخلاق و شریعت اسلامی حتی بایدها و نبایدهای جزئی دربارة شکل و صورت زندگی مثل نحوه پوشش، نحوه غذا خوردن و سایر حرکات و سکنات انسان وجود دارد که تماما از منابع اصیل دینی استخراج شده است. به عنوان مثال برای دریافت یک الگوی سبک زندگی اسلامی می‌توان به کتاب سنن‌النبی(ص) مرحوم استاد علامه طباطبایی(ره) مراجعه کرد که تمام جزئیات رفتار پیامبر اکرم(ص) را به تعبیر قرآن مجید به عنوان «اسوة حسنه» معرفی کرده و تماما سبک زندگی اسلامی است. اخیرا نیز کتاب خوبی تحت عنوان «مفاتیح‌الحیات» از سوی استاد علامه جوادی آملی (حفظه‌الله) ارائه شده که شامل سبک زندگی اسلامی است.

مـنـابـع: 
1- محسنی، منوچهر- جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی- تهران- نشر دیدار- 1380 
2- رفیع‌پور، فرامرز- کند و کاو‌ها و پنداشته‌ها- سهامی انتشارات- تهران- چاپ یازدهم- 1380 
3- ضرورت پرداختن به سبک زندگی، مجله شبکه هنر، شماره 6

 

http://www.pajohe.ir/default.aspx?app=ArticleManagement&page=ArticleView&catId=478&catParId=0&artId=1100&Type=2

سایت پژوهه

...................................................................

اﻟﮕﻮھﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ

ﯾﮑﯽ از ﻧﻘﺎط ﺣﺴﺎس در ﺣﻠﻘﻪ ھﺎی زﻧﺠﯿﺮه ﺑﺰرگ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ؛ اﻗﺘﺼﺎد

ﻣﺮدﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺻﻞ «اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺎﻧﻮاده» ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﻣﻮرد ﺗﺎﮐﯿﺪات

ﻋﻠﻤﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺧﺒﺮﻧﺎﻣﻪ داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن اﯾﺮان - ﭘﯿﺎده ﺷﺪن اﻟﮕﻮھﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺧﺎﻧﻮارھﺎی

اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﻮﯾﮋه در اﺛﺮ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺼﺮفﮔﺮای ﻏﺮب ﺑﺎﻋﺚ ھﺪررﻓﺖ

ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد از ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در

ﺟﺮﯾﺎن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﻪ اﺷﺘﻐﺎل و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺛﺮوت ﻣﻀﺎﻋﻒ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ.

ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺗﺎ ﺣﺪی ﭘﯿﺶ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﭘﺨﺖ و ﭘﺰ و ﺗﺮﺑﯿﺖ

ﻓﺮزﻧﺪان ﻧﯿﺰ از ﻣﺤﯿﻂ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﯿﺮون از ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ

ﻓﺴﺖ ﻓﻮد ھﺎ و ﻣﮫﺪ ﮐﻮدک ھﺎ را ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ و داﻣﻦ ﮔﺮم ﻣﺎدری ﮐﺮده اﻧﺪ.

در ﻧﻮﺷﺘﺎر زﯾﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﻮرد از اﻟﮕﻮھﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﻪ در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی

اﯾﺮاﻧﯽ رواج ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد؛ اﻟﮕﻮھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﮫﺎ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ در ھﺰﯾﻨﻪ ﺧﺎﻧﻮار ﮐﻤﮏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻄﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ از درآﻣﺪ ﺧﺎﻧﻮار ﻧﯿﺰ ﮐﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ:

1.ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻟﮕﻮی اﻗﺘﺼﺎدی ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ از ﺣﻮزه ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﻪ ﺣﻮزه ﻣﺼﺮف

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ از 80- 70 ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ دﭼﺎر ﯾﮏ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﻨﻔﯽ در ﻧﻈﺎم اﻗﺘﺼﺎدی ﺧﻮد ﺷﺪه اﻧﺪ. ﻧﻈﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﻔﻊ ﻓﺮدی را ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ دھﺪ و ﻧﻔﻊ ﻣﻠﯽ را در ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮد.

ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻟﮕﻮی ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺤﻮری در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ و ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻪ از ﺛﻤﺮات ﮔﺴﺘﺮش رﺳﺎﻧﻪ ھﺎ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﻼش و ﺗﮑﺎﭘﻮ ﮐﻤﺘﺮ ﺷﻮد و ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎرز آن را در روﺳﺘﺎھﺎ ﺷﺎھﺪ ھﺴﺘﯿﻢ؛ ﭼﻪ آﻧﮑﻪ در 20 اﻟﯽ 30 ھﺰار روﺳﺘﺎی ﮐﺸﻮر در ﭼﻨﺪ دھﻪ اﺧﯿﺮ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی را ﻣﺸﺎھﺪه ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ و روﺳﺘﺎھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﺎد ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﭼﺮﺧﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﻮدﻧﺪ ﺧﺎﻟﯽ از ﺳﮑﻨﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ.

ﺧﺮوج روﺳﺘﺎﯾﯿﺎن و ورود آﻧﮫﺎ ﺑﻪ ﺷﮫﺮھﺎ ھﻢ ظﺮﻓﯿﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ را ﭘﺎﯾﯿﻦ آورد و ھﻢ ﺑﺮ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﺷﮫﺮی ﮐﻪ ﻋﻤﻮﻣﺎ در ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ اﻗﺘﺼﺎد ھﺴﺘﻨﺪ اﻓﺰوده اﺳﺖ.

2.ﺧﻠﻖ ﻧﯿﺎز ھﺎی ﺟﺪﯾﺪ و واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪات ﺧﺎرﺟﯽ

اﯾﺠﺎد ﻧﯿﺎزھﺎی ﺟﺪﯾﺪ و ﻧﻮ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﺗﻮﻟﯿﺪاﺗﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﻮﻣﺎ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﺎرﺟﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. دو آﻓﺖ اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﯾﮑﯽ ﺧﺮوج ارز از ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد و دﯾﮕﺮی ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪن ﻣﻌﺪود ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت ﺗﻮﻟﯿﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ھﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت آﻧﮫﺎ را ﺑﻪ ﻣﺤﺎق ﻣﯽ ﺑﺮد و ﺧﻮد ﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﺮ رﺷﺪ ﺑﯿﮑﺎری ﻧﯿﺰ ﻣﯽ اﻓﺰاﯾﺪ.

در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ھﻤﻪ ﻣﺮدم در واﻗﻊ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺑﺮدهھﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﮐﺸﻮرھﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﺷﺪه و از ﻧﻈﺮ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ آﻧﮫﺎ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﻣﺮدم از ﻧﻈﺮ ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ ﺗﺼﻮرﺷﺎن ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮدﺷﺎن ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ وﻟﯽ در واﻗﻊ ﺑﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﮐﺸﻮرھﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﯽﭘﺮدازﻧﺪ.

از طﺮﻓﯽ ﮐﺸﻮرھﺎی ﺟﮫﺎن ﺳﻮم ﻧﻔﺖ ﺧﺎم و ﻣﻮاد اوﻟﯿﻪ را در اﺧﺘﯿﺎر ﮐﺸﻮرھﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻗﺮار ﻣﯽدھﻨﺪ و آﻧﮫﺎ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف اﯾﻦ ﻣﻮاد ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪات ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﯽﭘﺮدازﻧﺪ. ﮐﺸﻮرھﺎی ﺟﮫﺎن ﺳﻮم ﮐﻪ ﺧﻮد ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺻﻨﻌﺘﯽ دارﻧﺪ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻌﯿﺖ از ﺷﺮﮐﺖھﺎی ﻓﺮاﻣﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎزار وأﯾﻦ ﻋ ّﻤﺎر :: اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﭼﺮﺧﻪ ﮔﺮدش اﻗﺘﺼﺎدی ﺟﮫﺎن اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽﭼﺮﺧﺪ.

ھﺰﯾﻨﻪ ھﺎی ﭼﻨﺪﯾﻦ ھﺰار ﻣﯿﻠﯿﺎردی ﺑﺮای ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت در رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻮﯾﮋه رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی دﯾﺪاری ﺑﺮای اﯾﺠﺎد اﯾﻦ ﻧﯿﺎز ھﺎی ﮐﺎذب ﺑﺮای ﻣﺮدم ﮐﺸﻮر ھﺎی ﺟﮫﺎن در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﺎرزی ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

3.از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ آراﻣﺶ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ ﻓﺮھﻨﮓ ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ

ﻣﺮدم ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ ﻓﻌﻠﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﮐﺸﻮرھﺎی در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ آن ھﺴﺘﯿﻢ و اﻟﺒﺘﻪ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎی آن ﺷﺪﯾﺪا ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﻣﯽاﻓﺘﺪ و ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ داﺋﻤﺎ در ﺣﺎل ﮐﺎر و ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ و ﺧﺮج ﮐﺮدن ھﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ رﺿﺎﯾﺖ ﻧﺪارﻧﺪ، ﭼﻮن زﻣﺎن ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮای ﺧﺮج ﮐﺮدن و ﻟﺬت ﺑﺮدن ﻧﺪارﻧﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ آراﻣﺶ در ﺧﺎﻧﻮاده از ﺑﯿﻦ ﻣﯽرود.

ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺎھﺪ رﺿﺎﯾﺖ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ از ﻣﯿﺰان درآﻣﺪﺷﺎن ھﺴﺘﯿﻢ و ﺣﺘﯽ از آن ﭼﯿﺰی ﮐﻪ در اﺧﺘﯿﺎر دارﻧﺪ ﺑﮫﺮه و ﻟﺬت ﮐﺎﻓﯽ ﻧﻤﯽﺑﺮﻧﺪ و ﻗﺎدر ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻨﮫﺎﯾﯽ از وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد رھﺎﯾﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ زﯾﺮا ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ در دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ وﺿﻌﯿﺘﺸﺎن ﮐﻪ ھﻤﺎن ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ اﺳﺖ دﺧﯿﻞ ﺑﻮده و ﺻﺮﻓﺎ ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﻘﺼﺮ ﻧﺒﻮدهاﻧﺪ.

دوﻟﺖ، ﺑﻮدﺟﻪ دوﻟﺖ، راھﮑﺎر ھﺰﯾﻨﻪھﺎی دوﻟﺘﯽ، ﻣﺎﻟﯿﺎتھﺎ، دﺳﺘﮕﺎهھﺎی رﺳﺎﻧﻪای ﮐﻪ دوﻟﺖ در اﺧﺘﯿﺎر دارد، ﭘﻮل ﻧﻔﺖ، آﻣﻮزشھﺎی رﺳﻤﯽ و ﻏﯿﺮ رﺳﻤﯽ و در ﻧﮫﺎﯾﺖ ﻓﺮھﻨﮓ ﺟﮫﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﻪ ﺳﻤﺘﯽ ﺳﻮق ﻣﯽدھﻨﺪ ﮐﻪ ھﻤﮕﯽ اﺳﯿﺮ ﻣﺼﺮف ﺷﻮﻧﺪ و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺑﺮدهھﺎی ﺟﺪﯾﺪی ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽداﻧﻨﺪ ﭼﺮا ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ اﯾﻦ اﻧﺪازه ﮐﺎر و ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪ.

4.ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ ﺳﺒﺐ ﺷﺪه ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺎ درآﻣﺪ آﯾﻨﺪه زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ

اﺻﻮل ﻣﺼﺮف ﺑﺮ اﺳﺎس درآﻣﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ از ﺗﻼش در ﺧﺎﻧﻮاده ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی دﺧﻞ و ﺧﺮﺟﺶ ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺸﻨﺪ و ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ در ﮐﺪام طﺒﻘﻪ درآﻣﺪی ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد. ھﺮ طﺒﻘﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺮ اﺳﺎس درآﻣﺪ ﺧﻮد دﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺮج ﻣﯽ ﺷﻮد و ھﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﻧﯿﺰ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﯿﺰان درآﻣﺪش ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﮐﻨﺪ.

اﻣﺎ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ھﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎ اﯾﻦ ﭘﯿﺶ ﻓﺮض دﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ زﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﮕﺮان در درآﻣﺪ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﻧﺪارد؛ و ھﺮ آن ﭼﯿﺰی ﮐﻪ دﯾﮕﺮی دارد را ﺣﻘﯽ ﻣﯽ داﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

اﯾﻦ ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﺑﺎ درآﻣﺪ آﯾﻨﺪه زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ درآﻣﺪ آﯾﻨﺪه را ﻧﯿﺰ ﺧﺮج ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﻪ ﺳﺮاغ وامھﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻣﯽ روﻧﺪ و ﺑﺎﺑﺖ آﻧﮫﺎ ﺑﮫﺮه ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﺗﻮﺳﻂ آن ﮐﺎﻻھﺎی ﻣﻮرد ﻧﯿﺎزﺷﺎن را ﻓﺮاھﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ زﯾﺎرت ﻣﯽروﻧﺪ و ﯾﺎ ﻣﺮاﺳﻢ ﻋﺮوﺳﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎرھﺎﯾﯽ اﺻﻼ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ در ﺗﺄﻣﯿﻦ اﻗﺴﺎط آن ﻣﺎﻧﺪهاﻧﺪ.

ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺎﯾﺪ آﯾﻨﺪهﻧﮕﺮی داﺷﺘﻪ و ﺑﺮ اﺳﺎس ﯾﮏ ﺳﺮی ﻣﻌﯿﺎرھﺎ ﻣﺜﻞ آراﻣﺶ، دوری از ﻓﺴﺎد، ﭘﺮھﯿﺰ از رﺷﻮهﺧﻮاری، ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻧﻔﺲ و ﺷﯿﻄﺎن دروﻧﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد را ﭘﺎﯾﻪرﯾﺰی ﮐﻨﺪ.

5.ﻓﺎﺻﻠﻪ از ﺧﻮد ﺗﻮﻟﯿﺪی ﮐﻪ ﺑﺠﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺛﺮوت ﺑﻪ ﻣﺼﺮف درآﻣﺪ ﻣﻨﺘﮫﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ

اﮔﺮ ﻧﮕﺎھﯽ دﻗﯿﻖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی ﺳﻨﺘﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺷﺎھﺪ آن ھﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﻤﻮم ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻣﺼﺮﻓﯽ در ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮد آن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﺪه و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ در ھﺰﯾﻨﻪ ھﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع در روﺳﺘﺎ ھﺎ ﻧﻤﻮد ﺑﺎرز ﺗﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﻮﺷﺎک و ﺑﺮﺧﯽ اﻗﻼم

ﺧﻮراﮐﯽ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺗﻮﺳﻂ اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ اﻣﻮر آراﻣﺶ را ﺑﺮای آﻧﺎن ﺑﻪ ھﻤﺮاه داﺷﺖ. آﻧﭽﻪ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺎھﺪ آن ھﺴﺘﯿﻢ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺷﺪت ﻣﺼﺮفﮔﺮا اﺳﺖ ﺗﺎ ﺣﺪی ﮐﻪ در ﺑﻌﻀﯽ از آﻧﮫﺎ اﻣﻮری ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺨﺖ و ﭘﺰ را ھﻢ اﻧﺠﺎم ﻧﻤﯽدھﻨﺪ و ﻏﺬای روزاﻧﻪ را از ﺑﯿﺮون ﺗﮫﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و اﯾﻦ اﻣﻮر ھﺰﯾﻨﻪھﺎﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮی دارﻧﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﺎﭼﺎرﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎر ﮐﻨﻨﺪ و در ﻧﮫﺎﯾﺖ رﺿﺎﯾﺖ و آراﻣﺶ ھﻢ ﻧﺪارﻧﺪ.أﯾﻦ ﻋ ّﻤﺎر :: اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ  اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ آﻏﺎز ﯾﮏ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ در رواﺑﻂ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ و ﻣﺎدر ﺧﺎﻧﻮاده ﺣﺘﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻋﮫﺪه ﻧﻤﯽﮔﯿﺮد زﯾﺮا ﺣﻮﺻﻠﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ اﻣﻮر را ﻧﺪارد و اﯾﻦ ﻣﺤﺮوم ﺷﺪن از ﻟﺬتھﺎی واﻗﻌﯽ ﺷﺮاﯾﻄﯽ را ﺑﺮای اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآورد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺬتھﺎی ﮐﺎذب ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻋﺘﯿﺎد و ﻏﯿﺮه روی آورﻧﺪ. از طﺮف دﯾﮕﺮ وﻗﺘﯽ ھﺰﯾﻨﻪ ھﺎی ﺳﭙﺮدن ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﻪ ﻣﮫﺪﮐﻮدک ھﺎ و ﺧﺮوج ﭘﺨﺖ و ﭘﺰ از ﺧﺎﻧﻪ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ درآﻣﺪی ﮐﻪ زن ﺧﺎﻧﻮاده از ﻗﺒﻞ ﮐﺎرش در ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ آورد ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺿﺮر ﻣﺎدی آن ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﮐﺎر زن ﯾﮏ ﺧﺮج ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﯾﮏ ﮐﻤﮏ درآﻣﺪ، اﯾﻦ را ﺑﺎﯾﺪ در ﮐﻨﺎر ھﺰﯾﻨﻪ ھﺎی ﻣﻌﻨﻮی ﻧﺒﻮد ﻣﺎدر در ﺧﺎﻧﻪ ﺑﮕﺬارﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ از آﺳﯿﺐ ھﺎی ﻣﺎدی آن اﺳﺖ.

6.ذﺧﯿﺮه ﺳﺎزی طﻼ، ﺑﻌﻨﻮان ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺑﻪ ﺿﺮر ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد ﺗﻤﺎم ﻣﯽ ﺷﻮد

ﯾﮑﯽ از راھﮑﺎر ھﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ از ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺮای اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﻮد در ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ذﺧﯿﺮه ﺳﺎزی طﻼ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﺮﻣﺎﯾﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ ھﺮ روز ﻗﯿﻤﺖ آن ﺑﺎﻻ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ رود.

ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ اﯾﻨﮑﺎر را ﺑﺮای ﺣﻔﻆ ارزش ﭘﻮﻟﺸﺎن اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دھﻨﺪ و ﺑﻪ ﻧﮕﮫﺪاری طﻼ روی ﻣﯽآورﻧﺪ از طﺮﻓﯽ ﭘﺲ از ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻦ ﻗﯿﻤﺖ آن را ﻣﯽﻓﺮوﺷﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع آﻧﮫﺎ را ﺑﻪ ﻣﻔﺖﺑﺮی ﻋﺎدت ﻣﯽدھﺪ و اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺳﻮداﮔﺮی و ﺳﻔﺘﻪﺑﺎزیھﺎ ﺗﺒﻌﺎت ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻨﻔﯽ در ﭘﯽ دارد.

اﻣﺎ ﭼﻨﺪ راھﮑﺎر ﺑﺮای ﺑﺮون رﻓﺖ از وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد:

*ﻗﻨﺎﻋﺖ ﮐﺮدن ﺑﻪ آﻧﭽﻪ دارﯾﻢ ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ آراﻣﺶ و ﻟﺬت از زﻧﺪﮔﯽ ﺳﻮق ﻣﯽ دھﺪ

در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻗﺮار دادن اﻟﮕﻮ ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮارھﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﻧﺪﮔﯽ آﻧﮫﺎ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ روﺳﺘﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺷﮫﺮی ﺑﻮدن، ﻣﻐﺎزه دار ﯾﺎ ﺣﻘﻮق ﺑﮕﯿﺮ ﺑﻮدن و... ﺑﻪ ﻧﻮع ﺧﺎﺻﯽ از اﻟﮕﻮ ﻧﯿﺎز ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ اﻣﺎ ﯾﮏ ﺧﻂ ﺳﯿﺮ ﮐﻠﯽ وﺟﻮد دارد و آن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺑﺮ اﺳﺎس داﺷﺘﻪ ھﺎی ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ.

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺑﺮ اﺳﺎس آﻧﭽﻪ در دﺳﺘﺮس اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ھﺪف ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﻦ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻟﺬت ﻣﻨﺘﮫﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد. ھﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﯿﺶ و ﭘﯿﺶ از ھﺮ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ آراﻣﺶ ﻧﯿﺎز دارد و در ﺑﺴﺘﺮ اراﻣﺶ اﺳﺖ ﮐﻪ رﺷﺪ و ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺧﺎﻧﻮادهای ﮐﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﺧﻮﺑﯽ دارد آن ﻗﺪر ﻣﺸﻐﻮل ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن ﺧﺮج ﮐﺮدن اﺳﺖ ﮐﻪ اﻋﻀﺎی آن از ﻣﺤﺒﺖ و ﻣﮫﺮورزی ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻏﺎﻓﻞ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺧﺎﻧﻮادهھﺎی ﻓﻘﯿﺮ ھﻢ آراﻣﺶ ﻧﺪارﻧﺪ زﯾﺮا ﻧﮕﺎھﺸﺎن ﻣﺪام ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻧﻈﺮ درآﻣﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﺧﻮدﺷﺎن ھﺴﺘﻨﺪ و ﺣﺴﺮت ﻧﺪاﺷﺘﻦ داﺷﺘﻪ ھﺎی دﯾﮕﺮان ﻣﻮﺟﺐ آزار آﻧﮫﺎ اﺳﺖ و ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ از آن ﻣﺨﺘﺼﺮ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ در اﺧﺘﯿﺎر دارﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﺑﮫﺮه و ﻟﺬت ﮐﺎﻓﯽ را ﻧﻤﯽﺑﺮﻧﺪ.

ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ﺑﮫﺒﻮد وﺿﻌﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد ﺗﻼش ﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ اﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻠﯿﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻐﻔﻮل واﻗﻊ ﺷﻮد و آن اﯾﻨﮑﻪ ﺗﻼش اﻧﺪازهای دارد و ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ آراﻣﺶ ﺑﺸﻮد.

*ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺎ ﻣﺸﺎھﺪه اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖھﺎ از ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻھﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری ﺧﻮدداری ﮐﻨﻨﺪ

ﺑﯽطﺮﻓﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺼﺎرف داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ ﺳﺒﺐ ورود ﮐﺎﻻھﺎی ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﻪ داﺧﻞ ﺷﺪه و ﺗﻮﻟﯿﺪ داﺧﻠﯽ و اﺷﺘﻐﺎل از ﺑﯿﻦ ﻣﯽرود و ﺳﺒﺐ روﻧﻖ اﺷﺘﻐﺎل در ﮐﺸﻮرھﺎی ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﯽﺷﻮد.

وی در اداﻣﻪ اﻓﺰود: ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺎ ﻣﺸﺎھﺪه اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖھﺎ از ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻھﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری ﺧﻮدداری ﮐﻨﻨﺪ و اﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻓﺮھﻨﮓﺳﺎزی اﺳﺖ زﯾﺮا وﻗﺘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻻﯾﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﻣﺮدم را ﺗﺮﻏﯿﺐ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ آن ﮐﺮده و در ﻧﮫﺎﯾﺖ اﯾﻦ اﻣﺮ ﺑﻪ ﺿﺮر ﻗﺸﺮ ﮐﻢ درآﻣﺪ ﺷﺪه و ﮔﺮاﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮد.

اﯾﻦ اﺳﺘﺎد اﻗﺘﺼﺎد ﺑﯿﺎن داﺷﺖ: ﺗﻮرم روی ﭘﺲاﻧﺪازھﺎ اﺛﺮ ﻣﯽﮔﺬارد زﯾﺮا دوﻟﺖھﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺗﻮرم ﺳﻮد ﺳﭙﺮدهھﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ را اﻓﺰاﯾﺶأﯾﻦ ﻋ ّﻤﺎر :: اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻏﻠﻂ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ  ﻧﻤﯽدھﻨﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮد ﺑﺪھﻨﺪ ﻓﺮﺳﺎﯾﺶ ﭘﺲاﻧﺪازھﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآﯾﺪ و اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻋﺎﻣﻠﯽ ﻣﯽﺷﻮد ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺗﺮﺟﯿﺢ دھﻨﺪ

ﭘﺲاﻧﺪازھﺎﯾﺸﺎن را ﺧﺮج ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ آن را ﻧﮕﻪ دارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮور از ارزشاش ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮد.

رزاﻗﯽ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ دﯾﮕﺮ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﺮ ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ اﺳﺖ اﺷﺎره ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: اﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ از اﺧﺘﯿﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﺧﺎرج اﺳﺖ. درﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﻄﻖ رادﯾﻮ و ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ از اﯾﻦ طﺮﯾﻖ اﺳﺖ وﻟﯽ در واﻗﻊ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺳﺒﺐ ﺷﺴﺖ و ﺷﻮی ﻣﻐﺰی ﺧﺎﻧﻮادهھﺎ ﺑﺮای ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﻣﯽﺷﻮد و اﯾﻦ ﯾﮏ اﺻﻞ ﻋﻠﻤﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻣﺪام ﺗﮑﺮار ﺷﻮد در ذھﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ و ﮐﺸﻮرھﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻧﯿﺰ از اﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻣﯿﻞ و رﻏﺒﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮای ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

*ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻧﮕﺎه در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺟﺎ ﺑﯿﺎﻓﺘﺪ ﮐﻪ در ﺷﺮاﯾﻂ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭘﺲ اﻧﺪاز اﻧﺠﺎم دھﻨﺪ

اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ در ﺷﺮاﯾﻂ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﮕﯽ اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ ﻓﺸﺎر زﯾﺎدی را ﻣﺘﺤﻤﻞ ﮐﺸﻮر ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻻزﻣﻪ ﯾﮑﺴﺮی راھﮑﺎرھﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ را ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ھﻨﺪ؛ ﺑﺨﺸﯽ از اﯾﻦ ﮐﺎرھﺎ را ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻧﻮاده اﻧﺠﺎم دھﺪ؛ ﺑﻄﻮرﯾﮑﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮف و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭘﺲاﻧﺪاز ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﺎﻧﮏ ھﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺲاﻧﺪازھﺎ را در ﺟﺮﯾﺎن ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻗﺮار دھﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﺷﺘﻐﺎل و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺛﺮوت ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ؛ ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ آن ﺳﻮد و ﺑﮫﺮه ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺗﻌﻠﻖ ﮔﯿﺮد و ﺑﻪ اﯾﻦ طﺮﯾﻖ ارزشاش ﺣﻔﻆ ﺷﻮد.

اﯾﻦ ھﻤﺎن ﮐﺎری ﺑﻮد ﮐﻪ آﻟﻤﺎن و ژاﭘﻦ ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﮫﺎﻧﯽ دوم اﻧﺠﺎم داد و ﺑﺎ ﭘﺲاﻧﺪاز و ﮐﻢ ﮐﺮدن ﻣﺼﺮف؛ آرام آرام ﺑﻪ ﮐﺸﻮرھﺎﯾﯽ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﺒﺼﺮه ﮐﻪ آن ھﺎ ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺬھﺒﯽ و ﺗﺎﮐﯿﺪات دﯾﻨﯽ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﻮﯾﺪ اﻟﮕﻮی ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ و... اﺳﺖ را ﻧﯿﺰ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ.

دوﻟﺖھﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ رﺳﺎﻧﻪھﺎ ﺑﻪ ﻣﺮدم راهھﺎی ﺑﮫﺒﻮد وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی را آﻣﻮزش دادﻧﺪ و ﺑﺮای ﺑﺮون رﻓﺖ از ﺷﺮاﯾﻂ ﺣﺎد ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻠﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدﻧﺪ.

اﯾﻦ ﮐﺸﻮرھﺎ ﺑﺮای ﺑﺮون رﻓﺖ از رﮐﻮد اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ؛ ﻣﺮدم را ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎر ھﺎﯾﯽ ﻣﻮﺟﺐ اﯾﺠﺎد ﺗﻮرم و ﮔﺮاﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﻣﺮدم را از اﻧﺠﺎم آن ﻧﮫﯽ ﮐﺮدﻧﺪ.

ﻣﺮدم آﻟﻤﺎن و ژاﭘﻦ از ﻣﺼﺮف ﺧﻮد ﮐﺎﺳﺘﻨﺪ و ﭘﺲ اﻧﺪاز ھﺎ را ﺑﻪ ﺑﺎﻧﮏ ھﺎ دادﻧﺪ و ﺑﺎﻧﮑﮫﺎ اﻗﺪام ﺑﻪ ﮐﺎرھﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪی ﮐﺮدﻧﺪ ﺗﺎ ھﻢ اﺷﺘﻐﺎل اﯾﺠﺎد ﺷﻮد و ھﻢ ﺛﺮوت.

*رﺳﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪھﺎی ﻣﻮﻓﻖ از ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽاﺳﻼﻣﯽ را ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﮑﺸﺪ

آﻧﭽﻪ در ﻗﺎب ﺗﺼﻮﯾﺮ رﺳﺎﻧﻪ ھﺎ ﺷﺎھﺪ آن ھﺴﺘﯿﻢ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ در ﺗﻔﮑﺮ اﻟﮕﻮھﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از طﺮﯾﻖ اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ ھﺎ ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. رﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ھﺮ آﻧﭽﻪ در ﻏﺮب وﺟﻮد دارد ﺑﮫﺘﺮ اﺳﺖ، و ﻏﺮب ھﻤﻮاره و در ھﻤﻪ ﻋﺮﺻﻪ ھﺎ از ﻣﺎ ﺟﻠﻮ ﺗﺮ اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ واﻗﻌﯿﺖ اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ.

رﺳﺎﻧﻪھﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻧﻮادهھﺎی ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎ درآﻣﺪھﺎی ﭘﺎﯾﯿﻦ را ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻟﮕﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺧﺎﻧﻮادهھﺎﯾﯽ ﮐﻪ طﺎﻟﺐ درﺳﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮدن ھﺴﺘﻨﺪ.

رﺳﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ "اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ" ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ در ﺗﻤﺎم ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻟﮕﻮ ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮان ﻧﺸﺎن دھﺪ

ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل زﻧﺪﮔﯽ روﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﺎد واﻗﻌﯽ ﯾﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻓﺘﺨﺎر آﻣﯿﺰ و ﺳﺮاﻓﺮاز ﻧﺸﺎن داده ﺷﻮد و آراﻣﺶ آﻧﮫﺎ را ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ در آﯾﺪ.

http://aynaammar.ir/content-content-2197.html

پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی بصیرت انقلابی

.......................................................................

عقلانیت مصرفی، عقلانیت تولیدی

1. مصرف و تولید دو کنش هستند که دارای چارچوب معنایی خاص به خود میباشند که دو چارچوب معنایی رقیب را تشکیل می دهند به گونه ای که با آمدن یکی، دیگری محدود میشود، پس کشورهایی که دارای چارچوب معنایی تولیدی هستند چارچوب معنایی مصرفی ندارند و یا ضعیف میباشد. 

2. عقلانیت تولیدی و مصرفی از نظامهای معنایی دینی نشات میگیرند چرا که ادیان چارچوبهای معنایی یک جامعه را میسازند و چارچوبهای معنایی، چار چوبهای کنشی یک جامعه را شکل می دهند بدون این چارچوب معنایی، چارچوب کنشی نیز وجود نخواهد داشت که ما از آن به عقلانیت یاد میکنیم. پس هویت و ماهیت عقلانیت موجود در یک جامعه، دین و مذهب آن تشکیل می دهد. 

3. شناخت نوع مذاهب و ارتباط آنها با نوع عقلانیت موجود در یک جامعه میتواند مطالعه تطبیقی جهانی مذهب را شکل دهد. به عبارت دیگر چهره پنهان عقلانیت مصرفی یا عقلانیت تولیدی را مذهب تشکیل می دهد. و تحول مذهب را میتوان در جهت عقلانیت مصرفی یا عقلانیت تولیدی دانست؛ به گونه مثالی اگر مذهب به طرف اشرافیت حرکت کند عقلانیت مصرفی را در جامعه رواج خواهد داد و اگر به طرف یک مذهب مردمی حرکت کند عقلانیت تولیدی را ایجاد خواهد کرد. 

4. تاریخ مذاهب مسیحیت شاهد بر نکته مذکور میباشد کاتولیسم یک مذهب اشرافی است که عقلانیت مصرفی را رواج می دهد چرا که سازمان مذهبی آن یک سازمان مصرفی است و ساختار معرفتی آن یک ساختار انفعالی است، چرا که بر اساس ایمان شکل میگیرد و غیر عقلانی است و از نظر ساختار سازمانی یک نوع مصرف گرایی از خود دارد (مصرف اعانه مردمی و مالیات). 

5. پروتستانتیزیسم که ضد سازمان کاتولیسیسم بود و سعی کرد به فرد در مقابل سازمان اصالت دهد و یک فرد تولیدی را تولید کند، مبنای مذهبی خود را بر اساس سازندگی بنا کرد و چون مذهب خود را فردی ضد سازمانی ترسیم کرد پس به یک عرفان مولد روی آورد. عرفانی که بر اساس تولید تجلیات خداوند در روی زمین، خود را بنا کرد که بر اساس تولید ثروت بر اساس ربا بنا شد (فتوای کالون). 

6. پروتستانتیزیسم معرفت تولیدی خود را بر اساس هرمنوتیک بنا کرد که میتوان به آن نام فرد گرایی تولیدی معرفتی داد و از اینجاست که مذهب عقلانیت تولیدی شکل داده میشود. پس عقل اندیشنده و خود بنیاد، میدان دار میشود و سپس به تولید ساختار بر اساس آن میپردازد ساختار تولید علم تجربی و فناوری که با اقتصاد ربوی ترکیب میشود و تمدن تولیدی غربی را شکل می دهد (پروتستانتیزیسم از تفسیر یهودی مسیحیت به وجود آمد). 

7. کاتولیسم ساختار مصرفی خود را بر اساس خانواده بنا میکند. یکی خانواده بسته (بدون طلاق و بدون جلوگیری از بارداری...) که یک خانواده با ثبات را تشکیل می دهد؛ یعنی یک خانواده مصرفی که بر اساس عقلانیت مصرفی ایمانی خود را شکل می دهد. و تولید نسل را در حرفه خود دارد و بنیاد خود را بر خانواده و نه فرد میگذارد. پس پیشرفت مبتنی بر فرد و رقابتهای فردی که اساس نظریه تکامل و تمدن غربی را تشکیل می دهد، کنار میگذارد. بر عکس پروتستانتیزیسم که خانواده در آن به ضعف کشانده شده است؛ به گونه ای که در کشورهای پروتستانی در میان پروتستانها جمعیت رشد منفی دارد و بر عکس کشورهای کاتولیک که در کاتولیک جمعیت رشد طبیعی خود را دارد و خانواده بر جمعیت یک واحد مصرفی است، تا تولیدی در خود پرورش می دهد (مثل فرانسه). 

8. در کشورهای اسلامی در دوران جدید به دنبال پروتستان سازی اسلام بودند تا عقلانیت تولیدی غربی را در این کشورها به وجود آورند و این در برخورد با استمرار سنت در این کشورها واقع میشد و استمرار سنت با وجود خانواده اسلامی ممکن نبود. پس عقلانیت تولیدی غربی بدون برخورد با خانواده ممکن نمیشد کشف حجاب در دوران رضا خانی و ترویج روابط جنسی قبل از ازدواج و فرا ازدواجی در جوامع اسلامی، هدف اصلی واقع شد. (مثلا رواج ازدواج موقت در بین جوانان مجرد و متاهل) پس عقلانیت فردگرای تولیدی در بین کشورهای اسلامی با سنت و خانواده برخورد مستقیم دارد. 

9. از طرف دیگر کشورهای اسلامی بر اساس اقتصاد مصرفی نفتی خود را بنا کرده اند (مستقیم و غیر مستقیم) زمانی پول نفت، بنیادی ترین فرآیند اقتصادی کشورهای اسلامی را تشکیل می دهد که فقط مصرف می زاید و ضدیت با تولید دارد و عقلانیت مصرفی را رواج و حاکم میکند دولت که پول نفت را در اختیار دارد سعی در شکستن ساختارهای خانواده برای رسیدن به مدرنیسم و مدرنیته مصرفی دارد که از دوران مشروطه تا حال در ایران ادامه دارد. پس جنگ دولت نفتی با خانواده سنتی، تضاد و بحران کشورهای اسلامی را تشکیل می دهد. 

10. ترسیم عقلانیت تولیدی که حریم خانواده را مورد هجوم قرار ندهد و ترسیم عقلانیت مصرفی که اشرافیت معرفتی ساختاری را تقویت نکند راه سوم تشکیل می دهد به عبارت دیگر ترکیب عقلانیت مصرفی با عقلانیت تولیدی به گونه ای تئوریک و ساختاری، اساس سیاستگذاری و برنامه ریزی کشورهای اسلامی و ایران را تشکیل می دهد. 

11. کشورهای اسلامی و ایران دارای زیر نظام های فرهنگی هستند که عقلانیت تولیدی و مصرفی را با هم ترکیب کرده اند و توانسته اند هم خانواده را حفظ کنند و هم تولید و پیشرفت را در پیشینه خود داشته باشند مثل حوزه فرهنگی اصفهان که عقلانیت تولیدی صنعتی ایران را شکل می دهد و عقل نظری ایرانی را در درون خود تولید کرده است و مرکز تولید فلاسفه و فلسفه ایرانی است و حوزه فرهنگی یزد که مرکز تولید عقل عملی ایرانی است و معرفت فقهی ایرانی را شکل داده است و بیشترین تاجر را در سطح جهانی ایران را شکل داده است. 

12. باز تولید این زیر نظامهای فرهنگی میتواند راه را برای آینده هموار کند، ولی اشرافیت معرفتی ایرانی که در قالب روشنفکری و دولتهای غرب گرا تجلی پیدا میکند به گونه ساختاری با این نوع فرهنگها برخورد پیدا میکند سعی در نابودی این فرهنگها دارد (مثل ساختن طنز و رواج آن درباره فرهنگ تولیدی یزد و اصفهانی ها) اشرافیت معرفتی ساختاری مبنای عقلانیت مصرفی ویرانگر فرهنگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورهای اسلامی تشکیل می دهد و ضدیت با سنت ایرانی و خانواده ایرانی در درون خود دارد. و به نام تولید گرایی به مصرف گرایی میپردازد. 

 

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/85917 (Sat Nov 10 23:18:56 2012)

باشگاه اندیشه

......................................


تاریخ انتشار:۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۶

چگونه سبک زندگی‌ را اسلامی - ایرانی کنیم؟

از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره طاغوت تلاش‌های دولتمردان در جهت ترویج فرهنگ و مولفه‌های غربی و غربی شدن شیوه و سبک زندگی ایرانیان بود با پیروزی انقلاب اسلامی گرچه سناریوی غربی‌سازی متوقف شد، اما دشمنان اسلام و انقلاب آرام ننشستند و تهاجم فرهنگی به انحای مختلف صورت گرفت که تجمل گرایی، مصرف زدگی و فردگرایی برخی از مظاهر آن محسوب می‌شود.

 

در این شرایط و با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری با طرح مفهوم «سبک زندگی اسلامی ایرانی» و در قالب 20 پرسش به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیط‌های مختلف و ... اشاره کردند و تاکید داشتند: در واقع سبک زندگی به همه مسائلی بر می گردد که متن زندگی انسان را شکل می دهند. سبکی که به گفته مینو اصلانی- رییس بسیج جامعه زنان کشور مهم، ضروری و بسیار گسترده‌ است و ابعاد مختلفی دارد و از موضوعات اقتصادی گرفته تا رفتارهای اجتماعی حتی حوزه سلامت و خانواده را دربر می‌گیرد.

 

به گزارش خبرنگار«زنان» ایسنا، مینو اصلانی با اشاره به ضرورت تبیین سبک زندگی اسلامی ایرانی می‌گوید: به منظور انجام فعالیت‌های فرهنگی برای نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایرانی، لازم است ابتدا این سبک زندگی تبیین شود. برای دستیابی به این هدف باید پژوهش‌های راهبردی انجام و چیستی سبک زندگی اسلامی و ایرانی و ابعاد آن مشخص شود. البته این کار، مشکل نیست چون منابع غنی اسلامی و روایی، قرآن و نهج‌البلاغه در اختیار ماست.

 

به گفته او سبک زندگی اسلامی ایرانی را می‌توان در سه بخش توضیح داد که شامل رابطه انسان با خود، رابطه انسان با خدا و رابطه او با مردم می‌شود و اگربه هر کدام از این بخش‌ها بپردازیم و بر مبنای آموزه‌های دینی و قرآنی و اقتضائات ملی آنها را تعریف کنیم، می‌توانیم به تعریف مشخصی درباره سبک زندگی اسلامی ایرانی برسیم.

برای تغییر سبک زندگی، لازم است سبک رفتاری نیز تغییر کند

زهرا سجادی - معاون امور خانواده مرکز زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری- نیز در گفت‌وگو با ایسنا معتقد است که به منظور تغییر سبک زندگی تنها نمی‌توان با رویکرد علمی عمل کرد؛ بلکه لازم است سبک رفتاری نیز تغییر کند.

وی به برنامه‌های مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در زمینه آموزشی اشاره و اظهار می‌کند: ازاول دی ماه برنامه‌های آموزش شاغلان در دستگاه‌های مربوطه انجام می‌شود، علاوه برآن دبیرخانه نشست راهبردی مقام معظم رهبری در مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری افتتاح شده است و قرار است سلسله همایش‌هایی را در سطح کشور برگزار کنیم.

هنر مهم‌ترین عامل برای ترویج و گسترش سبک زندگی

دراین میان مینو اصلانی - رییس بسیج جامعه زنان کشور- به نقش ابزار هنر در ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی اشاره می‌کند و می‌گوید: پس از تعریف و تبیین راه‌های دستیابی به سبک زندگی اسلامی ایرانی، ابزار هنر مهم‌ترین عامل برای ترویج و گسترش این سبک زندگی است.

به گزارش ایسنا، رعایت حقوق متقابل زن و شوهر یکی از موضوعاتی بود که رهبر معظم انقلاب در قالب سبک زندگی اسلامی ایرانی مطرح کردند. سجادی درباره راه‌های حفظ حقوق متقابل زن و مرد، زن و شوهر و حفظ کرامت زن در محیط کار، اظهار کرد: این موضوعات دو بخش دارد. یک بخش مربوط به مسائل حقوقی است. در این جهت لازم است در لوایح و قوانین تغییر و تحول به وجود آوریم و قانون برای حق و حقوق طرفین متقن شود. متاسفانه برخی از قاضیان ممکن است طرفدار مرد یا زن باشند این در حالی است که عدالت باید رعایت شود.

به اعتقاد او آموزش حقوق به زنان دادن موجب می‌شود که توقعات آنان بالا برود و هیچ تعاملی با همسر خود نداشته باشند، بنابراین به آموزش‌های حقوق به طرف مقابل پرداخته‌ایم؛ چرا که حق و تکلیف دو روی یک سکه هستند.

طرح مسئله سبک زندگی از سوی مقام معظم رهبری نشانه اقتدار نظام است

به گزارش ایسنا، عسگر ملکی مدیر کل دفتر برنامه ریزی تربیتی وزارت ورزش و جوانان نیز طرح مسئله سبک زندگی از سوی مقام معظم رهبری را نشانی از اقتدار نظام دانسته و می‌گوید: طرح مسئله سبک زندگی حرکت اقتدارگونه نظام جمهوری اسلامی ایران از سمت تبیین کلیات و آرمان‌های نظام به سمت تبیین جزئیات زندگی و کاربرد آموخته‌های دینی و ذهنی است.

وی با اشاره به اینکه بیش ازیک دهه است که بحث مهارت‌های زندگی در دنیا مطرح شده است، می‌افزاید: باید مراقب بحث مصادره شدن «سبک زندگی» توسط دیگران باشیم؛ چرا که در بحث مهارت‌های زندگی در یک دهه گذشته این گونه برداشت شد که گویا مهارت‌های زندگی درغرب و نهادهای مدنی غرب مطرح شده و شکل گرفته است و سپس ما این مهارت‌های زندگی را در کشور خود مطرح کردیم.

آموزه‌های دینی ما بیگانه از سبک زندگی نیستند

ملکی ادامه می‌دهد: ما در مورد سبک زندگی در آموزه‌های دینی خود مطالب بسیاری داریم و به هیچ وجه آموزه‌های دینی ما بیگانه از سبک زندگی نیستند و هیچ موضوعی در زندگی وجود ندارد که در دین ما نکته و آموزه‌ای در مورد آن نداشته باشیم. بنابراین باید مراقب باشیم بحث سبک زندگی توسط دیگران مصادره نشود.

وی، وزارت ورزش و جوانان را یکی از مخاطبان اصلی فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد طرح سبک زندگی و تبیین، تهدید و مشخص کردن سبک زندگی برای جوانان دانست.

مدیرکل دفتر برنامه ریزی تربیتی وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه باید طبق گفته‌های مقام معظم رهبری تحول را بشناسیم، مدیریت کنیم ولی با آن سینه به سینه نشویم ، اظهار می‌کند: باید تحولات را آسیب شناسی کنیم و برای آنها طرح داشته باشیم و جوانان را همانگونه که هستند بشناسیم.

در امور معیشتی، فرهنگی و حتی پوشش و رفتار اجتماعی ساده زیست باشیم

در این میان فاطمه راکعی- دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش- ساده زیستی را یکی از وجوه سبک زندگی اسلامی ایرانی می‌داند و می‌گوید: همانگونه که درسیره ائمه معصومین از جمله حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) شاهد ساده زیستی هستیم و لازم است هر کدام از ما در هر یک از شئون اجتماعی به ساده زیستی به عنوان یک فرهنگ اجتماعی اسلامی عمل کنیم.

وی تاکید می‌کند: باید تلاش کنیم که به اعتدال و عدالت اجتماعی از نوعی که امام علی (ع) در دوران کوتاه حکومت خود به طورعمیق به آن می‌اندیشیدند دست یابیم و از سوی دیگر از خودنمایی خودداری کنیم و در امور معیشتی، فرهنگی و حتی پوشش و رفتار اجتماعی ساده زیست باشیم.

به اعتقاد دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش لازم است در جهت رسیدن به سبک زندگی مناسب، بر اساس تعالیم دینی خود به تربیت کودکان، رسیدگی به امور سالمندان و جوانان بپردازیم.

به گزارش ایسنا، زنان نقش مهمی در نوع نگرش خانواده به موضوعات مختلف دارند و اگر آنان از مصرف کالای لوکس و تجملی خودداری کنند، سایر اعضای خانواده نیز از آنان تبعیت می‌کند.

لزوم تغییرنگرش زنان از مصرف کالاهای لوکس به استفاده از کالاهای ایرانی

معاون سرمایه‌های اجتماعی مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری با اشاره به نقش زنان در عرصه تقاضا می‌گوید: لازم است نگرش زنان در این زمینه از مصرف کالاهای لوکس و تجملی به سمت استفاده از کالاهای ایرانی با کیفیت تغییر پیدا کند، چرا که در صورت تحقق این امر چرخه تولید کالاهای داخلی قطع نمی‌شود.

هدایتی تاکید می‌کند: زنان به عنوان مهمترین عامل تقاضای کالاهای خانگی و مواد غذایی مطرح هستند و اگر بتوانند با اقدامی جهادگونه به مصرف کالاهای ایرانی بپردازند به طور قطع شاهد رونق تولید خواهیم بود.

گفتنی است که نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایرانی نیازمند اقداماتی درازمدت و برنامه‌ریزی شده است چراکه از این رهگذر می توانیم ارزشهای دینی و ملی خود را حفظ کنیم و حتی آن‌ها را اشاعه دهیم.

http://www.tabnak.ir/fa/mobile/284080

سایت تابناک

.............................

فرهنگ مصرف و ولع خرید در ایران امروز

وبلن ( weblen  ) یکی از اولین نظریه پردازان حوزه مصرف است که مفهوم مد ( mode ) را نیز در قالب مقوله مصرف توضیح می دهد . اندیشه های وی راهگشای تحلیل تغییرات اجتماعی بر مبنای تحلیل الگوهای مصرف می باشد ( باکاک ، 23:1381 )

مصرف از دیدگاه بوردیو ( 1984 ) فراتر از چیزی به نام هم چشمی است که وبلن اشاره کرده است بلکه می خواهد بگوید گروههای فرادست و فرودست مبارزه ای بی پایان ( اما ملایم ) برای تثبیت هویت ، ارزش و موقعیت اجتماعی خود هستند . مصرف ابزاری برای تولید فرهنگی ، مشروعیت سازی و مبارزه در فضای اجتماعی است از دیدگاه بوردیو، اقتصاد نوین اخلاق زاهدانه تولید و انباشت را . . . به نفع اخلاق لذت جویانه مصرف نفی می کند . وی مصرف را از اصلی ترین عناصر دنیای اجتماعی مدرن می دانست و به عنوان متغییری مستقل و نه فقط وابسته به عوامل اقتصادی تحلیل می کرد .

در تحلیل پست مدرن از مفهوم مصرف ، بودریار با اشاره به ارزش نمادین مصرف ، مفهوم میل را مفهوم محوری در این حوزه می داند و در این بین ، بازی هویت در فرایند مصرف مطرح می شود .

جامعه شناسی مصرف نیز سعی در پاسخ دادن به سئوالات ذیل است که روبرتز ( 1997 ) بخشی از آن را چنین مطرح می کند :

1- مردم چقدر مصرف می کنند که توجه به نیاز یا ولع دارد . 2- مصرف مردم به چه نحوی در میان ایشان توزیع شده است . 3- گروههای مختلف اجتماعی چگونه مصرف می کنند . 4- کدام بخش از تفاوت در مصرف ناشی از تفاوت مصرف کارکردهای فراوانی دارد که بعضی از آنها را چنین می توان برشمرد : الف : برآوردن نیازهای زیستی ب : تعریف کیستی کنشگران ج : بازتولید نابرابری د: تجاری کردن روال زندگی روزمره

مصرف مدرن بر نظام های نمادین معنا مبتنی است ، نمادهایی که با شکل های بیگانه شده خلاقیت ، همچون طراحی کالاهای مصرفی مدرن و تبلیغات برای آنها عجین شده اند .

در جامعه امروز مصرف زدگی مانع از عیان شدن نا برابرهای اجتماعی است . میل به مصرف از دیدگاه هربرت مارکوزه ( 1969 ) سرشت ثانوی در سرمایه داری یکپارچه ایجاد کرده است . به نظر مارکوزه گریز از میل مصرف مشکل ولی ممکن است .

مقوله مصرف تمام وجود انسان معاصر را پر کرده است . چون مصرف می کند ، پس هست . دغدغه اصلی انسان امروزی ، وجود مادی وی است که تا چه حد غیر مادیات در اختیار وی قرار گرفته است . علم و دانش و سلامت فقط برای وجود مادی او تعریف می شود نه پی بردن به هستی و کمال . چنین انسانی با نگرش ابزاری که دارد فقط به بقای مادی خویش می اندیشد . کار  برای رفاهیات است . چنین انسانی یک دغدغه بیش ندارد ؛ تنازع برای بقاو تعامل برای برتری جویی . چنین انسانی به معنای واقعی کلمه مادیگرایی است که همه چیز را در همین منفعت و مصرف می بیند .

نهایت آنکه مصرف چیزی است اکتسابی و فراگیر ، چیزی که بعضی از مردم نسبت به آن جامعه پذیر می شوند .

در ایران امروز که زندگی روزمره به شکل بازتابنده ای نمود می یابد .؛ مقوله مصرف و ولع خرید به شکل نمایشی است . از آنجایی که بسیاری از خانواده ها با مصرف کالاهای مختلف فرهنگی عجین شده‌اند و تبلیغات تجاری بر همه ابعاد و اعضاء خانواده اثر گذاشته است ، نیاز به مصرف کالاها فراتر از نیاز روزمره آنها ایجاد شده و ولع خرید در بین مردم بخصوص طبقات مرفه دیده می شود. که ناشی از اثر اخلاقیات لذت جویانه ای است که درست برعکس در  دین اسلام نهی شده است .

طبقه مرفه برای ممتاز نمودن خویش به مصرف انواع کالاها دست می زند و طبقه متوسط و پایین جامعه جهت همرنگی و پنهان فاصله خویش به چنین عمل مشابهی می پردازد. بر این اساس مشاهده می شود که طبقات پایین جامعه با کسری بودجه ای مواجهند که به نوعی بایستی جبران شود .چشم و هم چشمی در محله های شهری شکل غالب زندگی است و  این عمل زمینه را برای انواع مشکلات اجتماعی فراهم می سازد که بر سلامت روانی و اجتماعی جامعه اثر گذار است .رسانه ملی و رسمی کشور بر این بازتاب ها افزوده است و شاهد آن هستیم که هنرپیشگان با پوشش های مختلف سعی در تحمیل سلیقه های خویش به مردم اند و بعضی از برنامه های خانواده و یا اشپزی به صورت تلویحی سعی در نشان دادن دکوراسیون آشپزخانه و سبک زندگی به مردم اند و اثرگذاری آن در بین خانواده ها مشهود است .

فهرست منابع :

1- باکاک ، رابرت ،(1381) مصرف ، ترجمه خسرو صبوری ، تهران ، نشر شیرازه.

2- فاضلی ، محمد(1383) ، مصرف و سبک زندگی ، تهران ، وزارت فرهنگ و ا رشاد اسلامی .

3- ریتزر ، جورج (13749 ) نظریه های جامعه شناسی ، ترجمه محسن ثلاثی .

http://mhaghaz.blogfa.com/post-28.aspx

وبلاگ آغاز درباره فرهنگ و رسانه

......................................................

رﺳﺎﻧﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ را ﻣﺘﺤﻮل ﮐﺮده اﺳﺖ

ﮔﺮﭼﻪ رﺳﺎﻧﻪ ای ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن را ﻣﯽ ﺗﻮان در ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻨﺎزل ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﯾﺎﻓﺖ، اﻣﺎ آﯾﺎ اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ را ﺑﻪ ﻣﺨﺎطﺐ

ﺧﻮد اراﺋﻪ دھﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ رﺿﺎﯾﺖ او ﺷﻮد؟

در ﻧﺸﺴﺖ ﮐﺎرﮔﺮوه زﻧﺎن و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﺧﺎﻧﻮاده اﻧﺠﻤﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﮫﺮان ﮐﻪ ﻋﺼﺮ دﯾﺮوز ﺑﺎ ﺣﻀﻮر ﺑﺮﺧﯽ از

اﺳﺎﺗﯿﺪ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺮﮔﺰار ﺷﺪ، "رﺳﺎﻧﻪ، زﻧﺎن و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﺧﺎﻧﻮاده " ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﻧﮕﺎر ﻣﮫﺮﺧﺎﻧﻪ، اﺑﺘﺪای ﻧﺸﺴﺖ دﮐﺘﺮ ﻋﺎﻟﯿﻪ ﺷﮑﺮﺑﯿﮕﯽ در ﺧﺼﻮص ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﺑﻪ ﺑﯿﺎن

ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﭘﺮداﺧﺖ و اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﮔﺮﭼﻪ رﺳﺎﻧﻪ ای ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن را ﻣﯽ ﺗﻮان در ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻨﺎزل ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ

ﯾﺎﻓﺖ، اﻣﺎ آﯾﺎ اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ را ﺑﻪ ﻣﺨﺎطﺐ ﺧﻮد اراﺋﻪ دھﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ رﺿﺎﯾﺖ او ﺷﻮد؟

وی ﺑﯿﺎن داﺷﺖ: رﺳﺎﻧﻪ ای ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﮐﻪ ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﮋوھﺸﯽ ﺑﺴﯿﺎری را در اﺧﺘﯿﺎر دارد، آﯾﺎ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ ﻣﺨﺎطﺐ

ﺧﻮد را راﺿﯽ ﻧﮕﻪ دارد؟ اﯾﻦ ﺳﺆال ھﺎ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻼش ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ در اﯾﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﺑﻪ آﻧﮫﺎ ﺑﭙﺮدازﯾﻢ.

ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻦ ﮔﻤﺎن ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ طﻮر ﺟﮫﺖ ﮔﯿﺮاﻧﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮده وﻟﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮان از اﺛﺮﮔﺬاری

اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ در ﮐﻨﺎر رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی ﻣﺪرن دﯾﮕﺮ ﻣﺜﻞ ﻣﺎھﻮاره، ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ و اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮد.

در اداﻣﻪ دﮐﺘﺮ ﻧﺎھﯿﺪ ﭘﺎﭘﯿﺎن ﮐﺎرﺷﻨﺎس اﻣﻮر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ از ﻧﻘﺶ، ﮐﺎرﮐﺮد و اﺛﺮ رﺳﺎﻧﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ و ﺑﯿﺎن داﺷﺖ:

ﻧﮫﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﮫﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﮫﺎد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎر اﺛﺮﮔﺬار در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ ﺑﻪ وﯾﮋه در ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﺴﻞ آﯾﻨﺪه، و

آﻧﭽﻪ اﻣﺮوز ﻣﺎ ﺷﺎھﺪ آن ھﺴﺘﯿﻢ ﻣﻮرد ﺗﮫﺪﯾﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ اﯾﻦ ﻧﮫﺎد از ﺳﻮی رﺳﺎﻧﻪ ھﺎﺳﺖ.

وی اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: در ھﺮ ﺣﺎل ﺑﺤﺚ اﻣﺮوز ﻣﻦ ﺟﺪای از اﺛﺮﮔﺬاری رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی ﻣﺪرن، اﺛﺮ و ﮐﺎرﮐﺮد رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﺧﻮدﻣﺎن اﺳﺖ. اﯾﻨﮑﻪ ﭼﺮا اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ در ﻋﺪم ﮔﺮاﯾﺶ ﻣﺨﺎطﺐ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺎی رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی دﯾﮕﺮ از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺎھﻮاره ھﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﺪ؟ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ از ﻋﻠﻞ آن را ﺑﺘﻮان دوﻟﺘﯽ ﺑﻮدن رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻋﻨﻮان ﮐﺮد.

ﭘﺎﭘﯿﺎن در اداﻣﻪ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ھﻤﺎن طﻮر ﮐﻪ در ﭘﺸﺖ ﭼﮫﺮه ھﺮ ﺷﺒﮑﻪ ﻣﺎھﻮاره ای ﻓﻠﺴﻔﻪ ای ﻧﮫﻔﺘﻪ اﺳﺖ، در

ﭘﺸﺖ ﭼﮫﺮه رﺳﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻄﺮح اﺳﺖ و اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﮐﻪ رﺳﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﻮرد ھﺠﻮم ﺑﺴﯿﺎری از

اﺗﮫﺎﻣﺎت و دﯾﺪﮔﺎه ھﺎ ﻗﺮار دارد؛ ﭼﺮاﮐﻪ ھﺮ ﮔﺮوه و ﻧﮫﺎدی اﻧﺘﻈﺎر دارد رﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﻗﻌﺎت و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ھﺎی او ﭘﺎﺳﺦ

دھﺪ.

اﯾﻦ ﮐﺎرﺷﻨﺎس اﻣﻮر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اظﮫﺎر داﺷﺖ: در واﻗﻊ اﮔﺮ رﺳﺎﻧﻪ ھﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﯿﺎز ﻣﺨﺎطﺐ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ

ﺳﺎزی ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺎ ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ در اﯾﻦ ﺧﺼﻮص دارد و آن ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﯿﻞ ﻣﺨﺎطﺐ، ﻣﺼﻠﺤﺖ ﻣﺨﺎطﺐ در

ﮐﻨﺎر ﻧﯿﺎز آن اﺳﺖ؛ ﻧﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﻧﯿﺎز ﻣﺨﺎطﺐ و اﯾﻦ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ دوﻟﺘﯽ ﺑﻮدن رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺎﺳﺖ.

وی در اداﻣﻪ ﺧﺎطﺮ ﻧﺸﺎن ﮐﺮد: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻧﺮم ﻣﻮاﺟﻪ ھﺴﺘﯿﻢ و ھﺪف اﯾﻦ ﺟﻨﮓ از ﺑﯿﻦ ﺑﺮدن

اﻧﺴﺠﺎم ﺧﺎﻧﻮاده و ﮔﺴﺘﺮش و ﺗﺮوﯾﺞ ﻓﺮد ﮔﺮاﯾﯽ ﺳﺖ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ رﺳﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺪی ﺗﺮ و ﺑﮫﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ

ﺑﭙﺮدازد. ﭼﺮاﮐﻪ در اﯾﻦ دوره ﻣﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ای را ﻣﺸﺎھﺪه ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ در ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﻨﺸﯿﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ دور

ھﻢ ﺟﻤﻊ ﮔﺮدﻧﺪ، اﻣﺎ اﯾﻦ را ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ رﺳﺎﻧﻪ ای ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﭼﮕﻮﻧﻪ اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﻪ دور ھﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ

ﮐﻨﺪ؛ ﮔﺮﭼﻪ ﺣﻀﻮر آﻧﮫﺎ در ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺗﻨﮫﺎ ﺣﻀﻮری ﺟﺴﻤﯽ ﺳﺖ ﻧﻪ روﺣﯽ و ﻓﮑﺮی.

ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺣﻀﻮر ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن 4 ﺳﺎﻋﺖ و ﻧﯿﻢ اﺳﺖ

ﭘﺎﭘﯿﺎن ﺿﻤﻦ اﺷﺎره ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺣﻀﻮر ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﺑﯿﺶ از ﭼﮫﺎر ﺳﺎﻋﺖ اﺳﺖ ﮔﻔﺖ:

اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮای ﯾﮏ رﺳﺎﻧﻪ اﻣﺘﯿﺎز ﻣﺤﺴﻮب ﺷﻮد؛ ﮔﺮﭼﻪ از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ آﻣﺎر ﺧﻮﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ

ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﺮاﮐﻪ ﺑﮫﺘﺮﯾﻦ و ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﺎﺷﺪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﻣﯽ

ﮔﺬرد.

وی اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: اﻟﺒﺘﻪ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎری از ھﯿﺠﺎﻧﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪ از طﺮﯾﻖ رﺳﺎﻧﻪ ﺧﺼﻮﺻﯽ

ﺗﺨﻠﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد و رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺎ ﺗﻨﮫﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺑﯿﺎن ﻣﻄﺎﻟﺐ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺴﯿﺎری از ﺿﻮاﺑﻂ را رﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﺪ و

اﯾﻦ ﮐﺎر آﺳﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

اﯾﻦ ﮐﺎرﺷﻨﺎس اﻣﻮر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در اداﻣﻪ ﻧﺸﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﮋوھﺸﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺻﺪا و ﺳﯿﻤﺎ در ﺧﺼﻮص آﺳﯿﺐ

ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ اﻧﺠﺎم داده اﺷﺎره ﮐﺮد و ﺑﯿﺎن داﺷﺖ: ﺑﮫﺘﺮ اﺳﺖ اﺑﺘﺪا از وﺟﻪ ﺗﻤﺎﯾﺰ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ

ﻏﺮﺑﯽ ﺑﮕﻮﯾﻢ؛ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ھﻤﭽﻨﺎن ﯾﮏ واﺣﺪ زﻧﺪه، ﭘﻮﯾﺎ ﺑﺎ اﻋﺘﻘﺎدات ﻣﺬھﺒﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻼش ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر

و ﮐﺎرﮐﺮد ﻣﺸﺨﺺ ﺧﻮد ھﻤﭽﻨﯿﻦ ھﻮﯾﺖ دﯾﻨﯽ و ﻣﻠﯽ اش را ﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ. ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽ ﺧﻮاھﺪ در ﮐﺎرﮐﺮد ﻋﺎطﻔﯽ

ﺧﻮد ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﻓﺮدﮔﺮاﯾﯽ ﻣﻄﻠﻖ در آن ﻧﻔﻮذ ﻧﮑﻨﺪ، ﮔﺮﭼﻪ رﺳﺎﻧﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ را ﻣﺘﺤﻮل ﮐﺮده

اﺳﺖ.

وی در اداﻣﻪ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﺑﺎﯾﺪ از ظﺮﻓﯿﺖ ھﺎی ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﻣﺜﻞ داﺷﺘﻦ ﻋﻮاطﻒ و اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻗﻮی، وﯾﮋﮔﯽ ھﺎی ﻗﻮﻣﯽ و ﻣﻠﯽ، داﺷﺘﻦ آﯾﯿﻦ ھﺎی ﮔﺮوھﯽ ﺑﺴﯿﺎر در ﺧﺎﻧﻮاده و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺰرگ ﺷﺪن ھﻤﺮاه ﺑﺎ ﻣﺬھﺐ و ارزش ھﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮد.

آﺳﯿﺐ ھﺎی ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ

ﭘﺎﭘﯿﺎن ﺧﺎطﺮ ﻧﺸﺎن ﮐﺮد: طﺒﻖ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت و آﺳﯿﺐ ھﺎﯾﯽ ﻣﻮاﺟﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ

ﺑﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﺑﺴﯿﺎری از آﻧﮫﺎ ﻣﺘﺄﺛﺮ از رﺳﺎﻧﻪ اﺳﺖ. از ﺟﻤﻠﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ھﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺳﺎﺧﺘﺎری و ﮐﺎرﮐﺮدی ﺧﺎﻧﻮاده

ھﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ آﺳﯿﺐ ھﺎی آن اﺷﺎره ﮐﺮد.

اﯾﻦ ﮐﺎرﺷﻨﺎس اﻣﻮر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻘﺶ ﺟﻨﺴﯿﺘﯽ در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ، ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ در اﯾﺠﺎد آراﻣﺶ رواﻧﯽ،

ﮐﺎھﺶ اﺣﺴﺎس ﺗﻌﻠﻖ و ﭘﯿﻮﻧﺪ، آﺷﻔﺘﮕﯽ در ﻓﺮھﻨﮓ دﯾﻨﯽ، ﻋﺪم ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪآوری، ﮐﻢ ﺷﺪن ﺣﯿﺎ، ﮐﻢ رﻧﮓ

ﺷﺪن اﺧﻼق، ﮐﺎھﺶ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮی ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮاده، زﻧﺎﻧﻪ ﺷﺪن ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻗﺪرت در ﺧﺎﻧﻮاده، اﺣﺴﺎس

ﺣﻘﺎرت از ﭘﺬﯾﺮش اﻗﺘﺪار ھﻤﺴﺮ از ﺳﻮی زﻧﺎن، ﺷﮑﺎف ﻧﺴﻠﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻟﮕﻮی ھﻤﺴﺮﮔﺰﯾﻨﯽ، ﺗﻨﻮع طﻠﺒﯽ ﺟﻨﺴﯽ

در ﻣﺮدان، اﻓﺰاﯾﺶ رواﺑﻂ ﺟﻨﺴﯽ ﻗﺒﻞ از ازدواج و ﻧﺎﭘﺎﯾﺪاری ازدواج ھﺎ و ... اﯾﻦ ﻣﻮارد از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ

ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ اﺳﺖ.

وی ﺿﻤﻦ اﺷﺎره ﺑﻪ اﯾﻦ آﺳﯿﺐ ھﺎ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪه ﻣﻦ رﺳﺎﻧﻪ ﺗﻨﮫﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮوز اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت ﻧﯿﺴﺖ و

ﻣﺴﺌﻠﻪ اﺳﺎﺳﯽ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﮫﺎدھﺎ و ارﮔﺎن ھﺎ از ﺟﻤﻠﻪ آﻣﻮزش وﭘﺮورش و داﻧﺸﮕﺎه ھﺎ، ﺑﺎ رﺳﺎﻧﻪ

ھﻤﺎھﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﮐﻪ ھﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ و ﻧﮫﺎدی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در ﺧﺎﻧﻮاده اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﻘﺶ رﺳﺎﻧﻪ

ﺟﻤﻊ ﮐﺮدن ﺗﻤﺎم اﯾﻦ اﺛﺮات اﺳﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ اﺛﺮﮔﺬاری واﺣﺪ و ﻣﻨﺴﺠﻢ ﻧﻪ ﻣﺘﻌﺎرض.

ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ؛ اﻟﮕﻮﺳﺎزی ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮاده ﺳﺎﻟﻢ اﯾﺮاﻧﯽ و اﺳﻼﻣﯽ ﺳﺖ

ﭘﺎﭘﯿﺎن در ﭘﺎﯾﺎن اداﻣﻪ داد: ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻣﺎ اﻟﮕﻮﺳﺎزی ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮاده ﺳﺎﻟﻢ اﯾﺮاﻧﯽ و اﺳﻼﻣﯽ ﺳﺖ.

ﮔﺮﭼﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ھﺎ و ﭼﺎﻟﺶ ھﺎﯾﯽ ﻣﻮاﺟﻪ اﺳﺖ؛ از ﺟﻤﻠﻪ اﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ ھﺎ، ﺗﻌﺎرض اﺳﺖ و از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖ

ھﺎ، ﻋﺪم ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ در ﻧﺸﺎن دادن ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺳﺖ؛ ﭼﺮاﮐﻪ ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﺷﻮد اﮔﺮ اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ در رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ

ﻋﻨﻮان ﺷﻮد ﻗﺒﺢ ﻗﻀﯿﻪ رﯾﺨﺘﻪ و ﻣﺴﺌﻠﻪ در ﻧﮕﺎه ﻋﻤﻮم ﻋﺎدی ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ و اﯾﻦ ﭼﯿﺰی ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اھﺪاف رﺳﺎﻧﻪ

ھﻤﺨﻮاﻧﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ھﺎ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺎی ﺣﻮزه ﺳﻼﻣﺖ ﺧﺎﻧﻮاده اﺷﺎره ﮐﺮد. ﻣﺜﻼً

ﻣﺎ در ﺑﺤﺚ اﯾﺪز ﺑﻪ طﻮر ﺑﺴﯿﺎر واﺿﺢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﮫﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻠﺖ آن ﮐﻪ رواﺑﻂ ﺟﻨﺴﯽ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ و ﻏﯿﺮ ﻣﺸﺮوع

ھﺴﺖ، ﺑﭙﺮدازﯾﻢ.

در ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺸﺴﺖ دﮐﺘﺮ ﺷﮑﺮﺑﯿﮕﯽ، ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﯾﯽ در ﺳﺮﯾﺎل ھﺎی رﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ را ﻣﻮرد ﻧﻘﺪ ﻗﺮار داد و اظﮫﺎر داﺷﺖ:

ﻣﻦ ﮔﻤﺎن ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﺎزﺗﻌﺮﯾﻒ ﻓﺮھﻨﮓ، ﺑﺎزﺗﺒﯿﯿﻦ ﺷﺎﺧﺺ ھﺎی رﺷﺪ ﻓﺮھﻨﮓ در ﺟﺎﻣﻌﻪ،

ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻧﺸﺎط اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و رﺷﺪ اﺧﻼﻗﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ رﺳﺎﻧﻪ و ﻣﺴﺌﻮﻻن آن ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮد و ﺑﺮای آﻧﮑﻪ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ

رﺳﺎﻧﻪ درﺳﺖ و ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻧﻈﺎرت ھﺪﻓﻤﻨﺪ، اﻋﺘﻤﺎدﺳﺎزی، آﮔﺎھﯽ ﺑﺨﺸﯽ و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺎی

اﯾﺠﺎﺑﯽ ﺳﺖ.

اﻧﺘﮫﺎی ﭘﯿﺎم/901010

http://mehrkhane.com/fa/news/4421/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

......................................................................

نهادینگی عقلانیت در مصرف کالای ایرانی و چندنکته

تا وقتی که کالای ایرانی خدمت رسان را انتخاب نکنیم و صاحب سرمایه را به گردش مالی نرسانیم، فضایی برای بهبود کیفیت محصول ایرانی ایجاد نمی شود. پس مصرف کننده های ایرانی باید این عقلانیت را به خرج دهند چرا که با این دیدگاه از سوی دیگر یکایک مصرف کننده های ایرانی خود یک تولید کننده اند.

دکتر عادل پیغامی اقتصاددان و استاد دانشگاه امام صادق (ع) در خصوص نقش خانواده در اقتصاد مقاومتی گفت: اقتصاد مقاومتی اقتصادی مقاوم است و تعریف تئوریک و آکادمیک پیچیده ای ندارد. صفتی است که ما به اقتصاد چسبانده ایم و از آن یکسری معانی را دنبال می کنیم. این نوع اقتصاد در برابر نوسانات و خطرات پیش رو مقاومت می کند. وی ادامه داد: این نوع اقتصاد برای رسیدن به پیشرفت و رشد، امکان پایداری و استقامت دارد. اقتصادی که پویایی زیادی دارد و عملاً افراد متوجه آن نمی شوند و در واقع پیشگیری می کند تا درمان.

اقتصاد مقاومتی صرفاً نباید در مقطع تحریم مطرح شود

پیغامی با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی صرفاً نباید در مقطع تحریم مطرح شود، افزود: اقتصاد مقاومتی پروژه ای است که برای مقاوم سازی اقتصاد ایران و برای رشد و پیشرفت بیشتر آن، از قبل مطرح بوده و مطلبی نیست که صرفاً در مقابل تحریم دشمن و یا برای تخریب دشمن مطرح شده باشد. اتومبیلی که با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند، اگر بخواهد این سرعت را به ۵۰۰ افزایش دهد باید خیلی مقاوم باشد وگرنه در سرعت های بالا پیچ و مهره های آن باز می شود.

این استاد دانشگاه با اشاره به این مطلب که اقتصاد ایران در حال جهش است، گفت: اقتصاد ایران برای یک پیشرفت بزرگ باید عرصه های مختلف خود را مقاوم سازی کند؛ اما تحریک های مختلفی که به اقتصاد وارد می شود در فضای اقتصاد سیاسی بین الملل به صورت تحریم خودش را نشان می دهد. تقریباً تمام کشورهای جهان از ابزار تحریم علیه هم استفاده می کنند؛ .به عنوان مثال اندونزی علیه آمریکا اقدام به تحریم چوب کرده است یا یکی علیه دیگری تحریم تکنولوژی، می کند.

 

تحریم مساله ای نیست که ما را در منگنه قرار دهد

وی تصریح کرد: اقتصاد ایران با توجه به مسایل سیاسی که با استکبار جهانی دارد، مشمول تحریم شده و تحریم ها چه به شکل تحریم های تجاری که از اول انقلاب دچار آن بودیم و چه به شکل تحریم های مالی که هم اکنون بر کشور یا حوزه نفتی اعمال شده است، اثر خود را بر اقتصاد ایران گذاشته است. به گفته این اقتصاددان با توجه به فضای چند لایه اقتصاد جهانی، تحریم مساله ای نیست که ما را در منگنه قرار دهد و تجربه نیز این نکته را نشان داده است. پیغامی گفت: آمار جهانی نشان می دهد تقریبا ۳/۴ تحریم های اقتصادی موفق نیست، یعنی تحریم کننده به آن هدفی که در پی آن است نمی رسد. تحریم ها عمده کاری که می کنند این است که هزینه اقتصادی را بالا می برند و همین بالا بردن هزینه می تواند باعث مزیت نسبی برای اقتصاد داخلی شود که ما خیلی از این قضیه استفاده کردیم و تولیدات داخلی بهتر و بهتر شده است .

ایجاد جو روانی و ترس، هدف اصلی دشمن در تحریم هاست

وی تحریم را به چاقوی دولبه تشبیه کرد و گفت: تحریم ها مانند یک چاقوی دو لبه از یک طرف ممکن است به تحریم شونده و از طرف دیگر به تحریم کننده آسیب وارد کند. اغلب تحریم ها باعث ایجاد وضعیت نسبی برای اقتصاد کشور تحریم شونده شده اند. یعنی همین که جنسی با توجه به تحریم گرانتر می شود و باعث به صرفه تر شدن تولید داخلی می شود، مصرف کننده را به سمت پژوهشگر، تولید کننده و کارآفرین داخلی سوق می دهد.

پیغامی افزود: ایجاد جو روانی و ایجاد ترس، هدف اصلی دشمن در تحریم هاست. به خوبی واضح است تحریم های اقتصادی، تجاری و مالی علیه ایران نشان می دهد که دشمن، در پی ایجاد جو روانی در تحریم است والا خودشان می دانند که تحریم ها را می توان به راحتی در فضای چندلایه اقتصاد جهانی دور زد و هر کالایی که به ما نفروشند در بازارهای دیگر می توان با کمی تفاوت قیمت و هزینه دلالی خریداری کرد.

تبعات واقعی تحریم همان بعد روانشناختی آن است

وی اظهار داشت: ما بارها هزینه دلالی را به محقق ایرانی داده ایم. بیش از ۳۰۰ نوع کالا را در سازمان پژوهش های صنعتی داریم که در این سه دهه تحریم تولید شده اند. پس ملاحظه می کنیم تحریم تجاری قابلیت اثرگذاری آنچنانی ندارد و آنچه که مردم را اذیت می کند ترس روانی و یک امر کاملاً ذهنی است نه واقعی.

پیغامی با بیان اینکه تبعات واقعی تحریم همان بعد روانشناختی آن است، گفت: خانواده ها خیالشان راحت باشد که اگر ما نوسانی در قیمت ارز، طلا و یا مرغ پیدا می کنیم بخش عمده ای از این نوسان واقعی نیست. در حال حاضر بازار قند کشور نوسانی ندارد و روند بازار عرضه و تقاضا مناسب است. اگر یکدفعه با یکی دو تا کار رسانه ای ۲۰ درصد افزایش تقاضا پیدا کنیم، باعث می شود بازار عرضه قند یا هر چیز دیگر باعث تلاطم و آشوب شود و از فردا عرضه آن محصول امکان پذیر نباشد و دلالی، بازار سیاه و احتکار اتفاق بیفتد.

فضای روانی تحریم، خانواده را مورد آسیب قرار می دهد

وی ادامه داد: در این وضعیت دولت باید دلار خرج کند قند یا هر محصول دیگری را سریعاً از خارج وارد کند تا بتواند التهاب بازار را کاهش دهد. حالا اگر آن جو روانی ملتهب نشود، عملا سازوکارهای اقتصادی کار خودشان را انجام می دهند و مشکل خاصی در کار نیست. جلوگیری از ایجاد جو روانی به مقاوم سازی مردم در اقتصاد مقاومتی برمی گردد و اینکه چقدر افراد جامعه اسیر بازی های روانی می شوند یا نمی شوند. این اقتصاددان تاکید کرد: مردم باید این عقلانیت را مورد توجه قرار دهند که اولین آسیب هر گونه بازی خوردن در فضای روانی و اقتصادی به خودشان می رسد؛ یعنی هر بازاری دچار آسیب شود این مردم ایران هستند که اولین ضرر را می کنند و دشمن در تحریم، بیشتر به دنبال اختلال روانی است تا مسئله واقعی! چراکه تحریم های واقعی عملاً در ۷۵ یا ۸۰ درصد موارد قابل اجرا نیست. در آن بخشی هم که اجرا می شود دو لبه است و می تواند باعث ایجاد وضعیت نسبی توزیعی در داخل کشور شود و توان داخلی ما را احیا کند. پس عمده بحث تحریم از سوی دشمن، برای روانشناسی مردم برنامه ریزی شده است.

خانواده ایرانی، تجمل گرایی را کنار بگذارد

پیغامی در خصوص مصرف گرایی خانواده های ایرانی گفت: مصرف گرایی در اصل مسئله نادرستی نیست؛ چرا که با مصرف، گردش مالی ایجاد می شود و کارگر و سرمایه ای که مواد مصرفی را تامین کرده، اقتصاد را احیا یا پشتیبانی می کند. پس خود اصل مصرف غلط نیست ولی اینکه چه مصرف کنیم مهم است.

وی افزود: ما اگر به جای کالای مصرفی، تجملی و لوکس کالای مورد نیازمان را مصرف کنیم، به اقتصاد کشور کمک کرده ایم. مثلاً همین پول خرید هر ساله پرده و مبلمان را وارد صنعت گردشگری کنیم. هنوز مردم، بخش های زیادی از کشور را ندیده اند. با این گردشگری و هزینه کردن توریستی بخش خدماتی ما احیا شود. ما هنوز در بخش خدمات در حوزه های توریستی، کتاب و هنر ظرفیت های زیادی داریم که نیاز به مصرف مردم ایران دارد.

مصرف کالای ایرانی در خانواده ها نهادینه شود

استاد دانشگاه امام صادق(ع) مصرف کالای ایرانی را به عنوان نکته دوم دانست و ادامه داد: خرید کردن کالا مثل رای دادن به آن است و مردم با مصرف کالای خارجی به این نوع کالا رای می دهند. وقتی به کالای خارجی رای می دهیم عملاً کارگر و صاحب سرمایه آن کالای خارجی را انتخاب کرده ایم و کارگر و صاحب سرمایه ایرانی را حمایت نکرده ایم. حتی گفتن اینکه کالای ایرانی کیفیت ندارد پس مصرف نکنیم، مصداق همین قضیه است.

وی تصریح کرد: تا وقتی که کالای ایرانی خدمت رسان را انتخاب نکنیم و صاحب سرمایه را به گردش مالی نرسانم، فضایی برای بهبود کیفیت محصول ایرانی ایجاد نمی شود. پس مصرف کننده های ایرانی باید این عقلانیت را به خرج دهند چرا که با این دیدگاه از سوی دیگر یکایک مصرف کننده های ایرانی خود یک تولید کننده اند. پیغامی گفت: اگر تولید کننده کفش ایرانی، پنیر یا رب ایرانی مصرف نکند، کارگر و صاحب سرمایه آن کارخانجات نیز هزینه خرید کفش از این تولید کننده را نخواهند داشت. پس ما در یک گردش مالی و چرخش اقتصادی متصل و وابسته به هم هستیم.

خانواده به نظم زنجیره وار مولفه های اقتصادی توجه کند

این اقتصاددان تاکید کرد: دادن رای و پول به کالای ایرانی، سبب می شود دولت هم بتواند از تولید کننده ایرانی مالیات خوبی بگیرد و درآمد های خاص خود را داشته باشد، عملاً دچار کسری بودجه نشود و کسری بودجه ما را دچار تورم نکند. وی خاطر نشان کرد: خانواده ها باید به این نظم زنجیره واری که بین مولفه های اقتصادی است توجه کنند. همگی باید برای ساختن اقتصاد ایران دست به دست هم دهیم و البته اگر در این فضا تولید کننده ای علیرغم اینکه ما سال ها جنسش را خریده ایم کیفیت محصول خود را ارتقا ندهد، این مطالبه به حقی است که مردم باید از مسئولین داشته باشند تا صاحب آن صنعت تنبیه شود؛ چرا که نتوانسته است کیفیت مطلوب را به مصرف کنده ایرانی ارائه دهد.

منبع: مهرخانه

http://www.teribon.ir/archives/124605/%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.html/print

سایت تریبون

.................................................

ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ، در ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ ﻧﻬﺎدﯾﻨﻪ ﺷﻮد

دﮐﺘﺮ ﻋﺎدل ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﯾﯽ در اﺻﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻧﺎدرﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف، ﮔﺮدش ﻣﺎﻟﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد و ﮐﺎرﮔﺮ

و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ای ﮐﻪ ﻣﻮاد ﻣﺼﺮﻓﯽ را ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﺮده، اﻗﺘﺼﺎد را اﺣﯿﺎ ﯾﺎ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲﺧﻮد اﺻﻞ ﻣﺼﺮف ﻏﻠﻂ ﻧﯿﺴﺖ وﻟﯽ اﯾﻨﮑﻪ

ﭼﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﯿﻢ ﻣﮫﻢ اﺳﺖ.

اﺳﺘﺎد اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺸﮕﺎه اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع): ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ رﺳﺎن را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﮑﻨﯿﻢ و ﺻﺎﺣﺐ

ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ را ﺑﻪ ﮔﺮدش ﻣﺎﻟﯽ ﻧﺮﺳﺎﻧﯿﻢ، ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﺮای ﺑﮫﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺤﺼﻮل اﯾﺮاﻧﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﯽ ﺷﻮد. ﭘﺲ ﻣﺼﺮف

ﮐﻨﻨﺪه ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ را ﺑﻪ ﺧﺮج دھﻨﺪ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﯾﮑﺎﯾﮏ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه

ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺧﻮد ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه اﻧﺪ.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﻣﮫﺮﺧﺎﻧﻪ، دﮐﺘﺮ ﻋﺎدل ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ اﻗﺘﺼﺎددان و اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه اﻣﺎم ﺻﺎدق (ع) در ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﻣﮫﺮﺧﺎﻧﻪ در

ﺧﺼﻮص ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮاده در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﮔﻔﺖ: اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻘﺎوم اﺳﺖ و ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺗﺌﻮرﯾﮏ و

آﮐﺎدﻣﯿﮏ ﭘﯿﭽﯿﺪه ای ﻧﺪارد. ﺻﻔﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﭼﺴﺒﺎﻧﺪه اﯾﻢ و از آن ﯾﮑﺴﺮی ﻣﻌﺎﻧﯽ را دﻧﺒﺎل ﻣﯽ

ﮐﻨﯿﻢ. اﯾﻦ ﻧﻮع اﻗﺘﺼﺎد در ﺑﺮاﺑﺮ ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت و ﺧﻄﺮات ﭘﯿﺶ رو ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

وی اداﻣﻪ داد: اﯾﻦ ﻧﻮع اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و رﺷﺪ، اﻣﮑﺎن ﭘﺎﯾﺪاری و اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ دارد. اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﻪ

ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ زﯾﺎدی دارد و ﻋﻤﻼً اﻓﺮاد ﻣﺘﻮﺟﻪ آن ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ و در واﻗﻊ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ درﻣﺎن.

اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺻﺮﻓًﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ در ﻣﻘﻄﻊ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﻄﺮح ﺷﻮد

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺻﺮﻓًﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ در ﻣﻘﻄﻊ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﻄﺮح ﺷﻮد، اﻓﺰود: اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﭘﺮوژه ای

اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای ﻣﻘﺎوم ﺳﺎزی اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان و ﺑﺮای رﺷﺪ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ آن، از ﻗﺒﻞ ﻣﻄﺮح ﺑﻮده و ﻣﻄﻠﺒﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﮐﻪ ﺻﺮﻓًﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﺤﺮﯾﻢ دﺷﻤﻦ و ﯾﺎ ﺑﺮای ﺗﺨﺮﯾﺐ دﺷﻤﻦ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ. اﺗﻮﻣﺒﯿﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 80 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ

در ﺳﺎﻋﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، اﮔﺮ ﺑﺨﻮاھﺪ اﯾﻦ ﺳﺮﻋﺖ را ﺑﻪ 500 اﻓﺰاﯾﺶ دھﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻘﺎوم ﺑﺎﺷﺪ وﮔﺮﻧﻪ در

ﺳﺮﻋﺖ ھﺎی ﺑﺎﻻ ﭘﯿﭻ و ﻣﮫﺮه ھﺎی آن ﺑﺎز ﻣﯽ ﺷﻮد.

اﯾﻦ اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮐﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان در ﺣﺎل ﺟﮫﺶ اﺳﺖ، ﮔﻔﺖ: اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﺮای ﯾﮏ

ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺑﺰرگ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺮﺻﻪ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺧﻮد را ﻣﻘﺎوم ﺳﺎزی ﮐﻨﺪ؛ اﻣﺎ ﺗﺤﺮﯾﮏ ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد وارد

ﻣﯽ ﺷﻮد در ﻓﻀﺎی اﻗﺘﺼﺎد ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺧﻮدش را ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دھﺪ. ﺗﻘﺮﯾﺒًﺎ ﺗﻤﺎم

ﮐﺸﻮرھﺎی ﺟﮫﺎن از اﺑﺰار ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻋﻠﯿﻪ ھﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ .ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل اﻧﺪوﻧﺰی ﻋﻠﯿﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ اﻗﺪام ﺑﻪ

ﺗﺤﺮﯾﻢ ﭼﻮب ﮐﺮده اﺳﺖ ﯾﺎ ﯾﮑﯽ ﻋﻠﯿﻪ دﯾﮕﺮی ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی، ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﺴﺎﻟﻪ ای ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ را در ﻣﻨﮕﻨﻪ ﻗﺮار دھﺪ

وی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﮑﺒﺎر ﺟﮫﺎﻧﯽ دارد، ﻣﺸﻤﻮل ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺷﺪه و

ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎی ﺗﺠﺎری ﮐﻪ از اول اﻧﻘﻼب دﭼﺎر آن ﺑﻮدﯾﻢ و ﭼﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎی ﻣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ھﻢ اﮐﻨﻮن ﺑﺮ ﮐﺸﻮر ﯾﺎ ﺣﻮزه ﻧﻔﺘﯽ اﻋﻤﺎل ﺷﺪه اﺳﺖ، اﺛﺮ ﺧﻮد را ﺑﺮ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ اﯾﻦ اﻗﺘﺼﺎددان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎی ﭼﻨﺪ ﻻﯾﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﺟﮫﺎﻧﯽ، ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﺴﺎﻟﻪ ای ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ را در ﻣﻨﮕﻨﻪ

ﻗﺮار دھﺪ و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﯿﺰ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را ﻧﺸﺎن داده اﺳﺖ.2/3

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﮔﻔﺖ: آﻣﺎر ﺟﮫﺎﻧﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دھﺪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ 3/4 ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻮﻓﻖ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮐﻨﻨﺪه

ﺑﻪ آن ھﺪﻓﯽ ﮐﻪ در ﭘﯽ آن اﺳﺖ ﻧﻤﯽ رﺳﺪ. ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎ ﻋﻤﺪه ﮐﺎری ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ھﺰﯾﻨﻪ اﻗﺘﺼﺎدی را

ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ و ھﻤﯿﻦ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ھﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺰﯾﺖ ﻧﺴﺒﯽ ﺑﺮای اﻗﺘﺼﺎد داﺧﻠﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ از

اﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدﯾﻢ و ﺗﻮﻟﯿﺪات داﺧﻠﯽ ﺑﮫﺘﺮ و ﺑﮫﺘﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ .

اﯾﺠﺎد ﺟﻮ رواﻧﯽ و ﺗﺮس، ھﺪف اﺻﻠﯽ دﺷﻤﻦ در ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎﺳﺖ

وی ﺗﺤﺮﯾﻢ را ﺑﻪ ﭼﺎﻗﻮی دوﻟﺒﻪ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﭼﺎﻗﻮی دو ﻟﺒﻪ از ﯾﮏ طﺮف ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺷﻮﻧﺪه و از طﺮف دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮐﻨﻨﺪه آﺳﯿﺐ وارد ﮐﻨﺪ. اﻏﻠﺐ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎ ﺑﺎﻋﺚ اﯾﺠﺎد وﺿﻌﯿﺖ ﻧﺴﺒﯽ ﺑﺮای اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺷﻮﻧﺪه ﺷﺪه اﻧﺪ. ﯾﻌﻨﯽ ھﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮔﺮاﻧﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ

ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮ ﺷﺪن ﺗﻮﻟﯿﺪ داﺧﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﮋوھﺸﮕﺮ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه و ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻦ داﺧﻠﯽ

ﺳﻮق ﻣﯽ دھﺪ.

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ اﻓﺰود: اﯾﺠﺎد ﺟﻮ رواﻧﯽ و اﯾﺠﺎد ﺗﺮس، ھﺪف اﺻﻠﯽ دﺷﻤﻦ در ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎﺳﺖ. ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ واﺿﺢ اﺳﺖ

ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی، ﺗﺠﺎری و ﻣﺎﻟﯽ ﻋﻠﯿﻪ اﯾﺮان ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دھﺪ ﮐﻪ دﺷﻤﻦ، در ﭘﯽ اﯾﺠﺎد ﺟﻮ رواﻧﯽ در ﺗﺤﺮﯾﻢ

اﺳﺖ واﻻ ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﯽ داﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﺎ را ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ راﺣﺘﯽ در ﻓﻀﺎی ﭼﻨﺪﻻﯾﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﺟﮫﺎﻧﯽ دور زد و ھﺮ

ﮐﺎﻻﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻔﺮوﺷﻨﺪ در ﺑﺎزارھﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺗﻔﺎوت ﻗﯿﻤﺖ و ھﺰﯾﻨﻪ دﻻﻟﯽ ﺧﺮﯾﺪاری ﮐﺮد.

ﺗﺒﻌﺎت واﻗﻌﯽ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﻤﺎن ﺑﻌﺪ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ آن اﺳﺖ

وی اظﮫﺎر داﺷﺖ: ﻣﺎ ﺑﺎرھﺎ ھﺰﯾﻨﻪ دﻻﻟﯽ را ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻖ اﯾﺮاﻧﯽ داده اﯾﻢ. ﺑﯿﺶ از 300 ﻧﻮع ﮐﺎﻻ را در ﺳﺎزﻣﺎن

ﭘﮋوھﺶ ھﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ دارﯾﻢ ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺳﻪ دھﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه اﻧﺪ. ﭘﺲ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﺗﺠﺎری

ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ اﺛﺮﮔﺬاری آﻧﭽﻨﺎﻧﯽ ﻧﺪارد و آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺮدم را اذﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺮس رواﻧﯽ و ﯾﮏ اﻣﺮ ﮐﺎﻣﻼً ذھﻨﯽ اﺳﺖ ﻧﻪ

واﻗﻌﯽ.

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﺗﺒﻌﺎت واﻗﻌﯽ ﺗﺤﺮﯾﻢ ھﻤﺎن ﺑﻌﺪ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ آن اﺳﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺧﯿﺎﻟﺸﺎن راﺣﺖ

ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﻮﺳﺎﻧﯽ در ﻗﯿﻤﺖ ارز، طﻼ و ﯾﺎ ﻣﺮغ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺨﺶ ﻋﻤﺪه ای از اﯾﻦ ﻧﻮﺳﺎن واﻗﻌﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎزار ﻗﻨﺪ ﮐﺸﻮر ﻧﻮﺳﺎﻧﯽ ﻧﺪارد و روﻧﺪ ﺑﺎزار ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ. اﮔﺮ ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ دو ﺗﺎ

ﮐﺎر رﺳﺎﻧﻪ ای 20 درﺻﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎزار ﻋﺮﺿﻪ ﻗﻨﺪ ﯾﺎ ھﺮ ﭼﯿﺰ دﯾﮕﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻼطﻢ و

آﺷﻮب ﺷﻮد و از ﻓﺮدا ﻋﺮﺿﻪ آن ﻣﺤﺼﻮل اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ و دﻻﻟﯽ، ﺑﺎزار ﺳﯿﺎه و اﺣﺘﮑﺎر اﺗﻔﺎق ﺑﯿﻔﺘﺪ.

ﻓﻀﺎی رواﻧﯽ ﺗﺤﺮﯾﻢ، ﺧﺎﻧﻮاده را ﻣﻮرد آﺳﯿﺐ ﻗﺮار ﻣﯽ دھﺪ

وی اداﻣﻪ داد: در اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ دوﻟﺖ ﺑﺎﯾﺪ دﻻر ﺧﺮج ﮐﻨﺪ ﻗﻨﺪ ﯾﺎ ھﺮ ﻣﺤﺼﻮل دﯾﮕﺮی را ﺳﺮﯾﻌًﺎ از ﺧﺎرج وارد ﮐﻨﺪ ﺗﺎ

ﺑﺘﻮاﻧﺪ اﻟﺘﮫﺎب ﺑﺎزار را ﮐﺎھﺶ دھﺪ. ﺣﺎﻻ اﮔﺮ آن ﺟﻮ رواﻧﯽ ﻣﻠﺘﮫﺐ ﻧﺸﻮد، ﻋﻤﻼ ﺳﺎزوﮐﺎرھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺎر

ﺧﻮدﺷﺎن را اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دھﻨﺪ و ﻣﺸﮑﻞ ﺧﺎﺻﯽ در ﮐﺎر ﻧﯿﺴﺖ. ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از اﯾﺠﺎد ﺟﻮ رواﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺎوم ﺳﺎزی ﻣﺮدم

در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻘﺎوﻣﺘﯽ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮدد و اﯾﻨﮑﻪ ﭼﻘﺪر اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﯿﺮ ﺑﺎزی ھﺎی رواﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﯾﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

اﯾﻦ اﻗﺘﺼﺎددان ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮد: ﻣﺮدم ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ را ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار دھﻨﺪ ﮐﻪ اوﻟﯿﻦ آﺳﯿﺐ ھﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺎزی ﺧﻮردن در ﻓﻀﺎی رواﻧﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﯽ رﺳﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ھﺮ ﺑﺎزاری دﭼﺎر آﺳﯿﺐ ﺷﻮد اﯾﻦ ﻣﺮدم اﯾﺮان ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ

اوﻟﯿﻦ ﺿﺮر را ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و دﺷﻤﻦ در ﺗﺤﺮﯾﻢ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﺧﺘﻼل رواﻧﯽ اﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪ واﻗﻌﯽ! ﭼﺮاﮐﻪ ﺗﺤﺮﯾﻢ

ھﺎی واﻗﻌﯽ ﻋﻤﻼً در 75 ﯾﺎ 80 درﺻﺪ ﻣﻮارد ﻗﺎﺑﻞ اﺟﺮا ﻧﯿﺴﺖ. در آن ﺑﺨﺸﯽ ھﻢ ﮐﻪ اﺟﺮا ﻣﯽ ﺷﻮد دو ﻟﺒﻪ اﺳﺖ و

ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ اﯾﺠﺎد وﺿﻌﯿﺖ ﻧﺴﺒﯽ ﺗﻮزﯾﻌﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر ﺷﻮد و ﺗﻮان داﺧﻠﯽ ﻣﺎ را اﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﻋﻤﺪه

ﺑﺤﺚ ﺗﺤﺮﯾﻢ از ﺳﻮی دﺷﻤﻦ، ﺑﺮای رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺮدم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ، ﺗﺠﻤﻞ ﮔﺮاﯾﯽ را ﮐﻨﺎر ﺑﮕﺬارد

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ در ﺧﺼﻮص ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﯾﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﺼﺮف ﮔﺮاﯾﯽ در اﺻﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻧﺎدرﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛

ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف، ﮔﺮدش ﻣﺎﻟﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد و ﮐﺎرﮔﺮ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ای ﮐﻪ ﻣﻮاد ﻣﺼﺮﻓﯽ را ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﺮده، اﻗﺘﺼﺎد را

اﺣﯿﺎ ﯾﺎ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﺧﻮد اﺻﻞ ﻣﺼﺮف ﻏﻠﻂ ﻧﯿﺴﺖ وﻟﯽ اﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﯿﻢ ﻣﮫﻢ اﺳﺖ.

وی اﻓﺰود: ﻣﺎ اﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎی ﮐﺎﻻی ﻣﺼﺮﻓﯽ، ﺗﺠﻤﻠﯽ و ﻟﻮﮐﺲ ﮐﺎﻻی ﻣﻮرد ﻧﯿﺎزﻣﺎن را ﻣﺼﺮف ﮐﻨﯿﻢ، ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر

ﮐﻤﮏ ﮐﺮده اﯾﻢ. ﻣﺜﻼً ھﻤﯿﻦ ﭘﻮل ﺧﺮﯾﺪ ھﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﺮده و ﻣﺒﻠﻤﺎن را وارد ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﮐﻨﯿﻢ. ھﻨﻮز ﻣﺮدم، ﺑﺨﺶ ھﺎی زﯾﺎدی از ﮐﺸﻮر را ﻧﺪﯾﺪه اﻧﺪ. ﺑﺎ اﯾﻦ ﮔﺮدﺷﮕﺮی و ھﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮدن ﺗﻮرﯾﺴﺘﯽ ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ ﻣﺎ اﺣﯿﺎ ﺷﻮد. ﻣﺎ ھﻨﻮز در ﺑﺨﺶ ﺧﺪﻣﺎت در ﺣﻮزه ھﺎی ﺗﻮرﯾﺴﺘﯽ، ﮐﺘﺎب و ھﻨﺮ ظﺮﻓﯿﺖ ھﺎی زﯾﺎدی دارﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﺮدم اﯾﺮان دارد.

ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ در ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﻧﮫﺎدﯾﻨﻪ ﺷﻮد

اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﮑﺘﻪ دوم داﻧﺴﺖ و اداﻣﻪ داد: ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮدن ﮐﺎﻻ

ﻣﺜﻞ رای دادن ﺑﻪ آن اﺳﺖ و ﻣﺮدم ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﻮع ﮐﺎﻻ رای ﻣﯽ دھﻨﺪ. وﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻻی

ﺧﺎرﺟﯽ رای ﻣﯽ دھﯿﻢ ﻋﻤﻼً ﮐﺎرﮔﺮ و ﺻﺎﺣﺐ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ آن ﮐﺎﻻی ﺧﺎرﺟﯽ را اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮده اﯾﻢ و ﮐﺎرﮔﺮ و ﺻﺎﺣﺐ

ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﯾﺮاﻧﯽ را ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻧﮑﺮده اﯾﻢ. ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺘﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻧﺪارد ﭘﺲ ﻣﺼﺮف ﻧﮑﻨﯿﻢ، ﻣﺼﺪاق

ھﻤﯿﻦ ﻗﻀﯿﻪ اﺳﺖ.

وی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ رﺳﺎن را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﮑﻨﯿﻢ و ﺻﺎﺣﺐ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ را ﺑﻪ ﮔﺮدش ﻣﺎﻟﯽ

ﻧﺮﺳﺎﻧﻢ، ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﺮای ﺑﮫﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺤﺼﻮل اﯾﺮاﻧﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﯽ ﺷﻮد. ﭘﺲ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ

ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ را ﺑﻪ ﺧﺮج دھﻨﺪ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ ﯾﮑﺎﯾﮏ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ھﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﺧﻮد ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪ

ﮐﻨﻨﺪه اﻧﺪ.

ﭘﯿﻐﺎﻣﯽ ﮔﻔﺖ: اﮔﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ﮐﻔﺶ اﯾﺮاﻧﯽ، ﭘﻨﯿﺮ ﯾﺎ رب اﯾﺮاﻧﯽ ﻣﺼﺮف ﻧﮑﻨﺪ، ﮐﺎرﮔﺮ و ﺻﺎﺣﺐ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ آن

ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت ﻧﯿﺰ ھﺰﯾﻨﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﻔﺶ از اﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه را ﻧﺨﻮاھﻨﺪ داﺷﺖ. ﭘﺲ ﻣﺎ در ﯾﮏ ﮔﺮدش ﻣﺎﻟﯽ و ﭼﺮﺧﺶ

اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﺘﺼﻞ و واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ھﻢ ھﺴﺘﯿﻢ.

ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﻧﻈﻢ زﻧﺠﯿﺮه وار ﻣﻮﻟﻔﻪ ھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﺪ

اﯾﻦ اﻗﺘﺼﺎددان ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮد: دادن رای و ﭘﻮل ﺑﻪ ﮐﺎﻻی اﯾﺮاﻧﯽ، ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد دوﻟﺖ ھﻢ ﺑﺘﻮاﻧﺪ از ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه

اﯾﺮاﻧﯽ ﻣﺎﻟﯿﺎت ﺧﻮﺑﯽ ﺑﮕﯿﺮد و درآﻣﺪ ھﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻋﻤﻼً دﭼﺎر ﮐﺴﺮی ﺑﻮدﺟﻪ ﻧﺸﻮد و ﮐﺴﺮی

ﺑﻮدﺟﻪ ﻣﺎ را دﭼﺎر ﺗﻮرم ﻧﮑﻨﺪ.

وی ﺧﺎطﺮ ﻧﺸﺎن ﮐﺮد: ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﻈﻢ زﻧﺠﯿﺮه واری ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﻣﻮﻟﻔﻪ ھﺎی اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻨﺪ.

ھﻤﮕﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻦ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ھﻢ دھﯿﻢ و اﻟﺒﺘﻪ اﮔﺮ در اﯾﻦ ﻓﻀﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ای ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ

اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ ﺳﺎل ھﺎ ﺟﻨﺴﺶ را ﺧﺮﯾﺪه اﯾﻢ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﺤﺼﻮل ﺧﻮد را ارﺗﻘﺎ ﻧﺪھﺪ، اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم

ﺑﺎﯾﺪ از ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺐ آن ﺻﻨﻌﺖ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺷﻮد؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻣﻄﻠﻮب را ﺑﻪ

ﻣﺼﺮف ﮐﻨﺪه اﯾﺮاﻧﯽ اراﺋﻪ دھﺪ.

http://mehrkhane.com/fa/news/3732/%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF

پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

.............................................................

 

 تاثیر مدیریت اقتصاد خانواده بر الگوی مصرف

حمید رفیعی

چکیده: هدف از مصرف علاوه بر تأمین نیازهای اساسی، مطلوبیتی است که از جانب مصرف عاید افراد میشود. هر چه الگوی مصرف صحیح تر باشد علاوه بر فواید شخصی که برای افراد در پی دارد، منافع اجتماعی مصرف صحیح نیز افزایش مییابد. الگوی مصرف به مجموعه ای از اقلام مصرفی (کالا و خدمات) و ترکیبی از کمیت ها و کیفیت های آن اطلاق میگردد که تحت تأثیر استاندارد مصرف، درآمد، موقعیت اجتماعی و نگرش مردم به مسایل فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و جغرافیایی شکل میگیرد و در آن باید مسائلی چون مصرف پایدار،رعایت حقوق نسل های آینده و تولید داخل یا وارداتی بودن آن در نظر گرفته شود.
مصرف گرایی در جامعه دارای اثرات مخرب و زیانباری است که از مهمترین آن ها میتوان به افزایش واردات و کمبود گرایش به سرمایه گذاریهای زیرساختی اشاره کرد. در این میان نقش شرکت های جهانی و نقش وسایل ارتباط جمعی در ترویج فرهنگ مصرفی و هم چنین فقر فرهنگی جامعه قابل تأمل میباشد. به علاوه عدم ارائه الگوی صحیح مصرف توسط دستگاه های مربوط نیز از دیگر عوامل الگوی ناصحیح مصرف در خانوارها میباشد.
بحث الگوی مصرف در سه سطح خانواده، بنگاه ها و دولت قابل بررسی میباشد. هدف از این تحقیق اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده و بررسی اثر مدیریت اقتصادی خانواده بر الگوی مصرف میباشد. بدین منظور شاخص های مناسبی چون مصرف سرانه، مخارج سرانه و سهم بودجه خانوار در هر یک از گروه های مصرفی خانوار طبق طبقه بندی استاندارد بین المللی (نان و غلات، گوشت، لبنیات، روغن ها و چربیها، میوه و سبزیجات، خشکبار و حبوبات، قند و شکر، ادویه و چاشنیها، نوشابه و غذای آماده) شناسایی شده که میزان این شاخص ها در ایران با میانگین جهانی و میانگین هفت کشور صنعتی به عنوان مقادیر استاندارد و مطلوب مورد مقایسه قرار میگیرد. 
یافته های تحقیق حاکی از آن است که علاوه بر این که سیاست های دولت (شامل: قیمت گذاری، یارانه های بیهدف، واردات غیراصولی و...) و ساختار اقتصادی ایران در بیشتر موارد منجر به ایجاد الگوی ناصحیح مصرف شده است، خانوارها نیز نقش به سزایی در استمرار این الگوی نامناسب مصرف داشته اند. لذا مدیریت صحیح اقتصادی در خانوار میتواند حداقل باعث اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده گردد.
بدین منظور چند راهکار فرهنگی، آموزشی و اقتصادی جهت اصلاح الگوی مصرف در خانواده ارائه میشود. در زمینه راهکارهای فرهنگی، آموزشی ارائه یک الگوی صحیح مصرف در زمینه غذا برای خانوارها با توجه به میزان کالری مورد نیاز برای بدن هر انسان اهمیت ویژه ای دارد. هم چنین راهکارهای استفاده بهینه از لوازم خانگی نیز میتواند در زمینه مدیریت اقتصادی خانوار نقش موثری داشته باشد. به علاوه چند تکنیک اقتصادی جهت انتخاب و خرید لوازم بیان خواهد شد.

 

http://www.ensani.ir/fa/content/292464/default.aspx

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

.......................................................

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امکان فهم خود خارج از چرخه مصرف گرایی

همه مولفه‌های زندگی از خوردن و آشامیدن، تجارب شخصی و اجتماعی، تمام تولیدات صنعتی و هنری، و خلاصه تمام آنچه زندگی امروزه ما را تشکیل می‌دهد در سه فاز تولید، عرضه و مصرف خلاصه شده است. هرآنچه که تولید می‌کنیم و هرآنچه که در زندگی شخصی یا اجتماعی  تجربه می‌کنیم به صورت عمده یک هدف دارد و آن هم عرضه هر چه بهتر در فضاهای اجتماعی یا اقتصادی و مصرف شدن بیشتر و بیشتر.

شبکه‌های اجتماعی به تمامی پر است از تجارب شخصی و خصوصی آدمها مثل کادوهای جشن تولد، سفر به مکان‌های مختلف و عقاید و باورهای اجتماعی یا شخصی افراد که برای دید همه به اشتراک گذاشته‌ شده‌اند. مردم جامعه که زمانی از تبلیغات زیاد تلویزیون شکایت می‌کردند حالا دائم در حال تبلیغ یا عرضه هر چه بهتر و بیشتر خود و زندگی شخصی یا اجتماعی خود هستند تا هر چه بیشتر و بهتر جلوه خود را پیش بقیه افراد بالا برده و حفظ کنند.

هر فرد اجتماع دقیقا دیدی را نسبت به خود یافته است که معمولا یک بنگاه اقتصادی به خود دارد یعنی با تمام توان تولید بیشتر کند، و با تمام توان عرضه بهتر و بیشتری از خود داشته باشد تا هر چه بیشتر و بیشتر  کالاهایش مصرف شود.

هر هنرمند هم دقیقا همان  دید و نگاه یک بنگاه اقتصادی به خود را یافته است و همچون هر فرد معمولی مشغول تولید بیشتر، عرضه دائمی و بهتر است تا هر چه بیشتر تولیداتش دیده شوند، تحسین شوند و تا جای ممکن به مصرف برسند.

همانطور که یک بنگاه اقتصادی حاضر می شود کارمندانش را تحت فشار قرار دهد و بازده را بالا ببرد، هر فرد اجتماع سعی بی‌وقفه‌ای دارد تا نمایش زندگی خود در شبکه‌های اجتماعی را بهتر و بهتر کند حتی به قیمت کاستن از ضروریات زندگی و افزدون به مواردی که قابلیت نمایش در شبکه‌های اجتماعی دارد.

شبکه‌های اجتماعی تجلی و تجسمی هستند از ماهیت نظام یا پارادایمی که هم‌اکنون در آن زندگی می‌کنیم. این شبکه‌ها بهترین و بارزترین مصادیق این پارادایم است، اگرنه تمام مولفه‌های زندگی کنونی ما دارای خصوصیاتی هستند که یک نظام یا جامعه مصرف‌گرای تمام عیار از ما می‌خواهد. در یک  جامعه مصرف‌گرا تمام مولفه‌های زندگی بر اساس سه فاز تولید، عرضه و مصرف می‌چرخد.

در سیستم مصرف‌گرایی مبتنی بر تولید،‌عرضه و مصرف الگوها یا راه‌های موفق طی شده قبلی بسیار مهم است چون تمام فعالیت‌های بعدی آدم‌های جامعه سعی می‌کند خود را با آن الگو‌ها تطبیق دهد. این الگوها در حال حاضر شاید در اکثر موارد در آمریکا یافت می‌شوند. به این معنی که اگر ما صاحب یک رستوران هستیم، الگو و ایده‌آل  رستوران ما این است که به رستوارن‌هایی شبیه مک دونالد تبدیل شویم، اگر خواننده هستیم به شهرت و پول خوانندگان آمریکایی دست پیدا کنیم، اگر کارخانه دار هستیم شبیه کارخانه‌ها و شرکت‌های چند ملیتی و بزرگ آمریکایی مثل اپل شویم. در راه رسیدن به این الگوها باید اسطوره‌های این ایده‌آل‌ها را مطالعه کنیم و از آنها دنباله روی کنیم. مثلا اگر به دنبال این هستیم که یک شرکت کامپیوتری تاسیس کنیم اسطوره استیو جابز را داریم که زندگی نامه، فیلم‌ها و مستند‌های بی‌شماری از زندگی او در دست‌رس است. نظام مصرف‌گرایی مبتنی بر تولید، عرضه و مصرف هم دارای قوانین شبه علمی خود است مثل قوانین بازاریابی، هم دارای اسطوره شناسی خاص خود است مثل استیو جابز و هم دارای ایده‌آل‌های خاص خود مثل شرکت اپل.

در چنین شرایطی که پارادایم مصرف‌گرایی چنین مسلط است امکان هر نوع نقد و بررسی جدی از هر منتقدی گرفته شده است. چون اگر کسی بخواهد نقدی بر این شیوه و پارادایم داشته باشد در ابتدا باید وارد این نظام شود،‌ تولیداتش را به بالاترین حد ممکن برساند، به بهترین نحو ممکن خود را عرضه کند تا تولیداتش به اندازه کافی مصرف شوند، سپس وقتی به شهرت کافی رسید و به اندازه کافی مصرف کننده پیدا کرد نظرات خود را مطرح کند. این فرایند یعنی مستهلک شدن هر منتقد در فرایند نقدی که قصد آن را داشته است.

وضعیت تولیدات صنعتی مشخص است، یعنی در ماهیت خود برای چنین نظامی ایجاد شده‌اند و از این مسیر آسیبی به آنها نمی‌رسد. اما تولیدات هنری هر چه بیشتر و بیشتر باید خود را یعنی، قصد و نیت از تولید، فرایند تولید، نحوه عرضه و فروش خود را شبیه کالاهای صنعتی کنند تا بتوانند سهمی از مصرف داشته باشند. به عبارت دیگر تولیدات هنری هر چه بیشتر باید ماهیت خلاقه و انتقادی خود را فدای فرایندهای بی‌معنای پارادایم مصرف‌گرایی کنند تا شناخته شوند و مصرف شوند.

دیگر هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند خود را خارج از این پارادایم ببیند و تنها برای خودش بنویسد. نویسنده امروزه باید طوری بنویسد و نوشته خود را عرضه کند که در نهایت سهمی از پهنای عرضه و مصرف را از آن خود کند، در غیر اینصورت هیچ وقت نوشته‌اش دیده نمی‌شود، خوانده نمی‌شود.

مردم امروزه معمولا نمی‌توانند خود را خارج از پارادایم تولید، عرضه و مصرف تصور کنند. نمی‌توانند تصور کنند که می‌شود بدون ثبت زندگی به صورت فیلم یا عکس باز هم می‌توان زندگی کرد. نمی‌توانند تصور کنند که زمانی همه فعالیت‌های امروزه بدون موبایل یا کالاهای پلاستیکی انجام می‌شده است. به این موارد تنها به عنوان ناستالژي نگاه می‌کنند نه به عنوان امکان‌های واقعی زندگی.

بنابراین به نظرمن یکی از راه‌های برون رفت از این بن‌بست تولید، عرضه و مصرف خلق دنیاهای خیالی در داستان‌ها و فیلم‌ها است که بر اساس این نحوه زندگی کنونی ما نیست. یکی از خصوصیات پارادایم تولید،‌ مصرف و عرضه این است که تقریبا آدم‌ها در زندگی خودشان به یک تورسیت تبدیل شده‌اند، به این معنی که دائم در حال ثبت وقایع زندگی خود برای خود یا دیگران هستند و همچنین بیشتر از هر زمانه دیگری به دنبال یافتن راه فرار یا تفریح در زندگی هستند. سینما و ادبیات یکی از راه‌های عمده‌ای است که مردم برای تفریح انتخاب می‌کنند.

تفکر منطقی و مفهومی نیاز به ذهنی متمرکز و اندکی تفریح گریز دارد، اما سینما و ادبیات خود خود تفریح هستند و به نظر از شاه‌راه‌هایی هستند که می‌توان زندگی را به صورت غیر مستقیم (برعکس تفکر منطقی و مفهومی) به یاد مردم آورد. یعنی خلق داستان‌ها و دنیاهای موازی دنیایی که امروزه در آن زندگی می‌کنیم می‌تواند نقش بزرگی در به یاد آوری مردم به خودشان داشته باشند. مخاطبان می‌توانند در این دنیاهای خیالی دریابند که زندگی به غیر یا به دور از نظام تولید،‌ عرضه و مصرف هم ممکن است.  

زندگی اصیل در ابتدا برای خود انجام می‌شود، برای خود تجربه می‌شود. زندگی اصیل نوعی از زندگی است که انتخاب‌ها و کنش‌های آن ناشی از آگاهی یافتن به خود و شرایط و سنت اجتماعی است که فرد در آن رشد یافته است. شخص نقش و سهم خود از باورها و عقایدش را دریافته است و به یک تجربه شخصی خالی از سنت‌ها و باورهای داده شده به او توسط اجتماع و خانواده رسیده است. بر همین اساس است که تمام انتخاب‌ها و کنش‌های زندگی‌اش را شکل می‌دهد. در زندگی شخصی و حریم شخصی خود انتخاب‌ها و کنش‌هایش فارغ از قبول یا رد جامعه است و در زندگی اجتماعی انتخاب‌ها و کنش‌هایش بر اساس عرف انسانیت و مجموع نرم‌های اجتماعی است مبتنی بر اصل ضرر و آسیب نرساندن به دیگران.

در زبان فلسفی هایدگر زندگی اصیل به سمتی است که فرد خودش باشد و اجازه ندهد دیگران امکان‌های هستی او را از او بربایند. دیگران به زبان ساده همان دوستان و آشنایانی هستند که ما را در شبکه‌های اجتماعی فالو می‌کنند و عکس‌های ما را لایک می‌زنند. در کلامی فلسفی کسی زندگی اصیل دارد که در دیگران حل نشده باشد و قابلیت‌ها و استعدادهای ذاتی خودش را دنبال کند. 

تاریخ انتشار

شنبه, خرداد 22, 1395 - 18:58

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معرفی کتاب:برقع هنر اقلیم و هویت بومی

یکی از تازه ترین کتابها در حوزه پوشش بومی هرمزگان کتاب «برقع»است که توسط انتشارات دانشگاه هرمزگان در بهمن ماه1394روانه بازار کتاب شده است.این کتاب به قلم و هزینه احسان میرحسینی به زیور طبع آراسته گشته است.او کارشناس ارشد نقاشی است که به برقع به عنوان هنر اقلیمی و ارتباط آن با طبیعت بومی منطقه می پردازد.میرحسینی سالهاست به تحقیق میدانی در حوزه ها و مناطق غرب و شرق هرمزگان پرداخته است و پایان نامه کارشناسی ارشد او به این موضوع اختصاص داشته است.

مشاهده مستقیم،مصاحبه با سازندگان و تجربه طولانی مدت او در مناطق زیست محیطی و گردآوری انواع برقع توانسته است تصویری شفاف و نگاهی زیباشناسانه به برقع داشته باشد.علاوه براینکه این کتاب بطور اخص به پوشش برقع پرداخته است آنچه که آن را برجسته می سازد بخشی است که به ساختارهای برقع های هرمزگان اختصاص دارد.چرا که در این فصل خواننده با ساختار دقیق و نگاه تیزبینانه میرحسینی به برقع به عنوان یک اثر هنری که دارای هویت بومی است آشنا می شود. از سوی دیگر نگاه او موضعی خاص و به شکل میان رشته ای بوده است وتلاش دارد تا دریچه تازه ای به برقع را پیش روی مخاطب بگشاید و از توصیف و گزارش نویسی پرهیز نماید.

اینکه بتوانیم برقع را با نگاه دقیق تری بنگریم کمک می کند تا موضوع برقع را در معرض نگاه و تولیدات تازه ای قرار دهد و این باعث گسترش سطح دانش می شود.همچنین بومی بودن نگارنده خود باعث نزدیکی هرچه بیشتر به موضوع شده که پژوهشگر به مثابه بیگانه به موضوع نپردازد.در این کتاب نویسنده به انواع برقع وکاربردهای گوناگون آن در مراسم­ها و جایگاه آن در جامعه تاکید می­کند و علاوه بر آن برقع را از تک بعدی نگری­ رها ساخته و نشان می دهد که می­توان این پوشش را بصورت های مختلف زیباشناسی و اجتماعی تفسیر کرد.مطالب این کتاب شامل:

فصل اول:تاریخچه برقع

برقع چیست؟

سوابق استفاده از برقع

برقع در ایران

تلفظ­های گوناگون برقع در هرمزگان

فصل دوم:جغرافیای پژوهش

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات کشوری هرمزگان

شهرستان قشم

شهرستان میناب

شهرستان جاسک

فصل سوم:دوخت برقع

انواع برقع در هرمزگان

اجزای برقع

ابزار ساخت برقع شیله ای

شیوه ساخت برقع شیله ای

ابزار و شیوه ساخت برقع نخی

نحوه سفارش و قیمت برقع

فصل چهارم: فرهنگ استفاده از برقع

برقع دختران

برقع زنان متاهل

برقع در مراسم عروسی

برقع د رمراسم عزاداری

نگهداری برقع

دلایل استفاده از برقع

فصل پنجم: ساختار برقع های هرمزگان

ساختار برقع های نخی

ساختار برقع های شیله ای

ساختار برقع های پارچه ای

منابع

تاریخ انتشار

سه شنبه, بهمن 20, 1394 - 21:14

شاخه اصلی

خلیج فارس (جزایر کیش و قشم ...)

تحلیل اجتماعی مصرف گرایی جامعه ایرانی پس از جنگ

ظهور رسانه‌های جدید و در این میان؛ شبکه‌های اجتماعی مجازی، این امکان را فراهم کرده‌اند که حوادث شاید کوچک در گوشه و کنار شهر، به تدریج به مسأله‌ای عمده تبدیل شوند و در رأس عناوین گفتگوهای عمومی قرار گیرند. حادثه تصادف پورشه زرد رنگ و در مجموع مانور اتومبیل های گران‌قیمت در خیابان های شهرهای بزرگ از جمله آنهاست. گویی جامعه ایرانی مسائل و حرف‌هایی دارد و چنین حوادثی بهانه‌ای برای بیان آن حرف‌ها می‌شود. در این نوشته سعی می کنم تا از زوایه مصرف‌گرایی به این موضوع بپردازم.

روند گرایش جامعه ایرانی به مصرف‌گرایی پس از پایان جنگ تحمیلی شکلی جدی به خود گرفت. ضرورت‌ها و الزامات دوره جنگ موجب می‌شد تا بیشتر ایرانیان با فرهنگ قناعت خو گرفته و در چارچوب رفع نیازهای اساسی روزانه، زندگی مقتصدانه‌ای داشته باشند. نهادهای اجتماعی مختلف هم با شرایط جنگ همراه بودند و زمینه‌های فرهنگی و نظام ارزشی متناسب با شرایط جنگ بود. برای مثال تلویزیون در آن دوران از پخش تبلیغات تجاری پرهیز می‌کرد و یا شخصیت‌های مذهبی در منابر مردم را به دوری جستن از مادیات و اهمیت زندگی اخروی سفارش می‌کردند. پس از جنگ و با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی جدید به ویژه سیاست درهای باز، تولید محصولات مصرفی افزایش یافت.

از منظر جامعه‌شناختی، توقف فرهنگی جامعه ایرانی در چارچوب زندگی مقتصدانه نمی‌توانست زمینه مناسبی برای فروش این محصولات باشد. به ویژه آنکه این محصولات دارای چندان کیفیتی هم نبودند که امکان صادرات آنها وجود داشته باشد. جامعه ایرانی باید پوست اندازی می‌کرد و از نظر روانی و فرهنگی پذیرا و مشتاق سبک‌های جدید زندگی می‌شد؛ سبک‌های جدیدی که فرهنگ مصرفی ویژگی اساسی آن به شمار می‌رفت. در وضعیت جدید به تدریج « بودن در داشتن» تعریف شد. رسانه‌های جمعی و به ویژه تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم صدا و سیما تلاش کردند تا با استفاده از شگردهای بازاریابی در این زمینه نقش‌آفرین باشند. پخش آگهی‌های بازرگانی که تا آن زمان ممنوع بود آغاز شد. تبلیغات تجاری تلاش می کردند تا بر خواسته(want) و تقاضا(demand) تأثیر نهاده و این دو را تبدیل به اشتیاق(desire) کنند[1].

 به تعبیر جان فیسک، واقعه‌اي كه قرار است از تلويزيون پخش شود پيشاپيش و در سطوح مختلف، با نشانه‌های اجتماعي رمزگذاري می‌شود. در سطح نخست يعني سطح واقعيت؛ آيتم‌هايي نظير ظاهر، لباس، چهره‌پردازي، محيط، رفتار، گفتار، حركات سر و دست، صدا و غيره وجود دارند. اين رمزهاي اجتماعي را رمزهاي فني به كمك دستگاههاي الكترونيكي رمزگذاري مي‌كنند. برخي از رمزهاي فني كه در سطح دوم يعني« بازنمايي» مجال ظهور مي‌يابند عبارت‌اند از: دوربين، نورپردازي، تدوين، موسيقي، صدابرداري كه رمزهاي متعارف بازنمايي را انتقال مي‌دهند و رمزهاي اخير نيز بازنمايي عناصري ديگر را شكل مي‌دهند از قبيل : روايت، كشمكش، شخصیت، گفتگو، زمان و مكان، انتخاب نقش‌آفرينان و غيره. در سطح سوم ايدئولوژي قرار دارد. رمزهاي ايدئولوژي، عناصر فوق را در مقوله‌هاي انسجام و مقبوليت اجتماعي قرار مي‌دهند. برخي از رمزهاي اجتماعي در اين سطح عبارت‌اند از: فردگرايي، پدرسالاري، نژاد، طبقه اجتماعي، مادي‌گرايي، سرمايه‌داري و غيره(فيسك، 1380 :128).

تبلیغات تجاری صدا و سیما تلاش داشت تا ایدئولوژی جدیدی را عرضه کند و آن مصرف‌گرایی بود. در یکی از این آگهی‌های بازرگانیِ آن سال ها؛ جوانی در ایستگاه قطار به تصویر کشیده می‌شود که چشمانش را بسته و غرق در تخیلات و تصوراتِ راندن موتورسیکلت است. به گونه‌ای که پس از دقایقی، رهگذری بر شانه‌های او زده و او را از خیال‌پردازی بیدار می‌کند و به او می‌گوید که قطار حرکت کرده است!

با گذشت زمان تلویزیون رسمی کشور دیگر ابایی ندارد که برای مثال خانواده‌ها را تشویق کند که تلویزیون‌های معروف به سینمای خانگی را به آپارتمان‌های کوچک خود منتقل کنند یا شربت‌های صنعتیِ کارخانه‌ای را از زبان روستائیانی تبلیغ کند که خود همیشه آبمیوه‌های سنتی داشته اند(برای اطلاع بیشتر ر. ک. علیخواه 1383) مسأله آن است که باید خواسته(want) ایجاد کرد. این رسانه همچنین در تبلیغات غیر مستقیم خود و در دل سریال‌های تلویزیونی نیز، وسایل جدید منزل نظیر مبلمان تا یخچال را در پس زمینه تصاویر می‌نشاند و تعریف جدیدی از خانواده ارائه می دهند؛ یعنی خانواده مصرفی.

یک دهه بعدتر، ورود شبکه های فارسی زبان ماهواره‌ای بر گسترش فرهنگ مصرفی تأثیر عمیق‌تری نهاد. یکی از کارکردهای شبکه‌های ماهواره‌ای تزریق حس زیبایی‌شناختی به مخاطب و گسترش بینش زیبایی‌شناسانه به خانه و زندگی بود. همچنین باید از« مشروع ساختن لذت‌گرایی»گفت که به دلیل شرایط جنگ، تا آن زمان امکان بروز و ظهور نیافته و امری سرزنش‌آمیز می نمود.

به تدریج « لذت بردن از زندگی» تبدیل به یک حق گشت و نکته درخور توجه آنکه چنین لذتی بدون برخورداری از وسایل و اسباب مصرفی تقریبا غیر ممکن جلوه داده شد. در نتیجه این تغییرات، صنعت تبلیغات، عکاسی تجاری و صنعت طراحی رشد یافت. برای مثال طراحی داخلی خانه که تا آن زمان صرفا امری مربوط به طبقه مرفه تلقی می‌شد با انتشار مجلات مرتبط، جای خود را در بین خانواده‌ها یافت. نشریات مختلفی با موضوع آشپزی، مد، آرایش، سفر و سلامتی منتشر شدند. رشد تحصیلات، گسترش رسانه‌های ارتباطی، مسافرت به کشورهای همسایه و البته گسترش شهرنشینی زمینه بیشتری برای تسریع این روند به وجود آورد. زندگی شهری زمینه بیشتری برای مصرف و فردگرایی فراهم می‌آورد(تورنز، 2002). حق انتخاب و سلیقه فردی اهمیت یافته و جزوی از ارزش های فردی شدند. مصرف؛ عرصه استقلال و اعمال قدرت است. فرد با مصرف احساس می‌کند که انتخاب و استقلال دارد. در واقع از طریق مصرف؛ « خود»(self) شکل می‌گیرد. مصرف عرصه آزمون انتخابهای فردی است. لذا در ایران پس از جنگ به تدریج لذت‌های کوچک و بزرگ زندگی مطرح و محترم شدند. از لذت کوچکی همچون خنک بودن طرف دیگر بالش به هنگام خواب تا آواز خواندن زیر دوش حمام و یا قدم زدن روی شن‌های خنک ساحل با پای بدون کفش. به تدریج « پنداشت از خود» تغییر یافت. « زندگی کردن » در دستور کار زندگی قرار گرفت. باید توجه داشت که بخشی از دولتمردان نیز از چنین وضعیتی حمایت می‌کردند.

دموکراسی اگر در سوپرمارکت‌ها و فروشگاههای بزرگ تحقق یابد بهتر از آن است که در فضاهای عمومی مطالبه شود. انتخاب کالاهای متنوع و رنگارنگ در قفسه‌های مگامال‌ها احساسی از آزادی و انتخاب را به فرد ارزانی می‌دارد. وضعیتی که برخی از جامعه شناسان انتقادی از آن نه به عنوان آزادی بلکه توهم آزادی یاد می‌کنند(مایلز، 1998). آزادی در مصرف می‌تواند مطالبه سایر آزادی‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در این میان، اتفاقات دیگری در حال وقوع بود: مسابقه برای متفاوت بودن؛ همان که می توان آنرا چشم و همچشمی مدرن نامید. در فرهنگ مصرفی اگر رقابت وجود نداشته باشد محصولات نمی‌توانند به فروش برسند. لذا افراد مشتاقِ شناخت راهها و روش‌های تمایز شدند. چنین تمایزی هم از طریق کسب نشانه‌های سرمایه ‌فرهنگی امکان‌پذیر بود و هم نشانه‌های سرمایه اقتصادی. رفتن به تأتر، رفتن به سینما، شرکت در کنسرت‌های موسیقی، شرکت در کلاس‌های آموزش موسیقی، فراگیری زبان انگلیسی، فرهنگ رستوران‌روی از جمله شاخص‌هایی بودند که به افزایش سرمایه فرهنگی فرد کمک می‌کردند. حتی انتخاب اسامی فرزندان نیز که می‌توانست نشانه‌ای از سرمایه فرهنگی باشد تغییر یافت. در کنار اینها، برخورداری از وسایل گران‌قیمت زندگی نیز نشانه‌هایی بودند که سرمایه اقتصادی فرد را افزایش می‌داد. سیستم‌های صوتی و تصویری‌ای در منازل مستقر شدند که در خانه‌های کشورهای سازنده‌شان هم کمتر استفاده می‌شدند.

 کالاها نه صرفا به دلیل عملکردی که داشتند بلکه به دلیل ارزش نمادینی که در جامعه از آن برخوردار شدند اهمیت یافتند. اتومبیل علاوه بر جابجا کردن افراد، وظیفه انتقال معانی را نیز بر عهده گرفت. معانی که در واقع بر جایگاه طبقاتی فرد دلالت داشتند. رسانه‌های جمعی رسمی و غیر رسمی نیز این روند را تقویت کردند و برای جامعه دلالت‌های معنایی ساختند. به تعبیر کریس هاکلی، "رانندگی با اتومبیلی مارک‌دار و آبرومندی مانند «تویوتا اونسس» شأن اجتماعی نمادینی به ما می‌دهد که منعکس کننده موفقیت و تمایل ماست و از ما خواسته می‌شود که از تبلیغات تلویزیون چنین چیزی را استنباط کنیم. تبلیغات مذکور عملا چنین چیزی نمی‌گوید بلکه صرفا اشاراتی ضمنی به آن می‌کند به این امید که تماشاگران اشارات مورد نظر را دریابند". (هاکلی، 1387 :42)

منظور هاكلي از اشارات ضمني استفاده از شگرد جانشيني و همنشيني است كه فيسك و بودريارد آنرا ابداع كردند. بدان معنا كه معمولا استفاده‌كنندگان از يك كالا افرادي با تناسب اندام و خوش‌پوش هستند. اين قرابت‌ها سعي دارند تا پيامي را به مخاطب عرضه كنند. همانطور كه هاكلي بيان مي‌دارد:

 "تبلیغات اغلب به طور ضمنی اشاره می‌کنند که مشتریان با مصرف اين مارک تجاری، جذابیت جنسی بیشتر، قدرت بیشتر یا ظاهر موفق‌تری به لحاظ مالی پیدا خواهند کرد. تبلیغات نیروی برانگیزاننده خود را بیشتر از طریق اشارات پنهانی به دست می‌آورد نه از ادعاهای آشکار. وقتی محصولات مارک‌دار در کنار تصویر جداب و افراد شاد و موفق قرار گیرند ارتباط بین این دو به طور ضمنی نشان داده می‌شود اما مستقیما ذکر نمی‌شود". (هاکلی، 1387 :47)

از نظر هاكلي معنای پنهان نهفته در تبلیغات اغلب از طریق استعاره‌های تصویری، شنیداری یا زبان شناختی منتقل می‌شود. اگر یک نوشابه مارک‌دار با تصویر افراد شایسته جوان و ثروتمند همراه شود پیوند استعاری بین آنها روشن است. مثلا مارتینی در بریتانیا در قالب نوشیدنی‌ای تبلیغ می‌شود که مردان و زنان جوان در درون قایق بادبانی لنگر انداخته در جزیزه‌ای حاره‌ای، از نوشیدن آن لذت می‌برند. در کنار هم قرار گرفتن نوشیدنی مارک دار و ثروت، جذابیت و تناسب جسمانی ظاهری، دقیقا در تضاد با چیزی است که انسان به طور منقطقی انتظارش را دارد زیرا نوشیدن نوشابه‌ها به احتمال قوی موجب چاقی و بی‌تناسبی می‌شود و در صورت مصرف زیاد ممکن است به فقر منجر شود (هاکلی، 1387 :47).

افراد تلاش کردند تا میزان بالایی از انواع سرمایه‌ها به ویژه سرمایه اقتصادی را جمع‌آوری کنند. هر چه میزان انواع سرمایه فرد بیشتر باشد او با مشروعیت بیشتری می‌تواند از طرف اجتماع به عنوان داور و مرجع سلیقه شناخته شود. یکی از کارکردهای مصرف؛ هویت‌بخشی به فرد است. در پاسخ به پرسش « من کیستم» گفته می شود: من آنی هستم که آن کالا و آن برند را مصرف می کنم. من کسی هستم که به آن کافه، فروشگاه، سینما، مدرسه و غیره می روم. برندها در جامعه مصرفی مهم می شوند. به تعبیر باومن "به ما بگوييد چه چيزهايي خريداري مي كنيد و از كدام فروشگاهها، تا به شما بگوييم چه كسي هستيد يا دوست داريد چه كسي باشيد".(بومن، 1390 :237)

 فرد با خرید یک کالا می تواند تعلق خود به یک گروه اجتماعی را نشان دهد. اشتیاقِ به « داشتن» روز به روز بیشتر شد. یکی از روزنامه‌های آن دوران از زبان سارقی نوشت که او گوشی‌های تلفن همراه را در حالی در مقابل دبیرستان‌ها سرقت می‌کرده که صاحب گوشی در حال مکالمه بوده است ولی در موارد متعددی؛ سارق پس از ترک محل متوجه می‌شود که گوشی‌های مذکور اساسا فاقد سیم کارت –که در آن زمان بسیار گران بود- هستند!

دلیل تن دادن برخی از نوجوانان به گوشی‌های بدون سیم کارت، به تعبیر رابرت مرتن؛ جامعه‌شناس معروف قرن بیستم ، « فشار ساختاری » بود که نهادهای مختلف اجتماعی به فرد وارد می‌ساختند تا معیارهای روز کسب منزلت اجتماعی را بدست آورد. کسب منزلت و تأیید اجتماعی منوط به برخورداری از وسایل و ابزارهای مصرفی جدید شده بود. « موفقیت» فردی؛ در داشتن چنین وسایلی تعریف می‌شد.

جوانان بیشتر از آنکه بدانند چگونه باید پول بدست بیاورند داشتند یاد می‌گرفتند که چگونه می توانند پول را خرج کنند! به تدریج موفقیت و شکست، اموری فردی تلقی شدند. ناکامی و ناتوانی در کسب شاخص‌های مادی منزلت؛ نشانه « بی‌عرضه‌گی» فرد تلقی می‌شد. به همین دلیل شاهد « جامعه زدایی» از بررسی ناکامی‌های فردی و در نتیجه سکّه شدن کسب‌و‌کار روان‌شناسان هستیم.

عطش موفقیت و کسب سریع شاخص‌های منزلت- که عمدتا در برخورداری‌های مادی تعریف شده است- آنقدر جدی می‌شود که کتاب‌های « چند دقیقه‌ « ای بازار را به تصرف خود درمی‌آورند. این کتابها به خواننده یاد می‌دهند که تنها در چند دقیقه می‌تواند به موفقیت دست یابد! یکی از وظایف جدی والدین نیز رفع نیازهای مصرفی کودکانشان تلقی شد. پدر و مادر خوب کسی تعریف شد که بهتر و بیشتر به نیازهای مصرفی فرزند یا فرزندانش توجه کند. عاملی دیگر این امر را تشدید می کرد. بیشتر این والدین به دلیل شرایط جنگ، کودکی سختی را سپری کرده بودند و خود به خوبی می‌دانستند که دچار چه سرخوردگی‌ها و ناکامی‌هایی هستند لذا نمی‌خواستند که ناکامی و سرخوردگی در خانواده موروثی گردد. به مرور تقابل‌هایی همچون شمال-جنوب، بی پول-پولدار، باکلاس-بی کلاس، امل-باسواد، دارا-ندار که تقریبا در دوران جنگ کم رنگ شده بودند احیاء شدند.

روند دیگری در حال شکل‌گیری بود که می‌توان از آن به عنوان « تبدیل فقراء به هیولا » یاد کرد. منظور کسانی‌اند که قدرت و توان ورود به مسابقه یادشده را نداشتند و به نوعی کنار گذاشته شده بودند. بازسازی اقتصادی موجب شد تا برخی از اقشار اجتماعی جهت بقاء دچار چالش های جدی شوند. این گروههای اجتماعیِ تهیدست و به حاشیه رانده شده؛ نقطه عزیمت انواع مباحث آسیب شناسی اجتماعی شدند. روند کلی جامعه آن بود که تلاش کند نشانه های عضویت در گروه‌های تهیدست را از خود دور سازد تا بدین وسیله از انگ ها دور بماند.

فقراء هیولاهایی بودند که بالقوه همه امراض و آسیب های اجتماعی را در خود به همراه داشتند. فقرا تبدیل به « دیگری»(other)جامعه شدند. سرعت تغییرات اقتصادی و اجتماعی شرایطی آنومیک را برای جامعه ایرانی رقم زد. برخی در این کشاکش‌ها عقب ماندند و له شدند. ولی پیامد دیگری هم رخ داد که از منظر جامعه شناختی حائز اهمیت بود: ظهور تازه به دوران‌رسیده‌ها! اینها کسانی بودند که در نتیجه وضعیت آنومیک اقتصادی و اجتماعی رشد کردند. این گروه نخست به سرمایه اقتصادی قابل توجهی دست یافت و به تدریج تلاش کرد تا « سرمایه فرهنگی چهل تکه ای» را نیز بدست آورد تا از برخی سرزنش‌ها و طعنه‌ها بدور باشد. اینان کسانی بودند که در رستوران‌های گران‌قیمت غذا صرف می‌کردند، کت و شلوارهای گران قیمت می‌پوشیدند ولی هنوز نمی‌دانستند که نباید جوراب چینی را با کت و شلوار گران قیمت مارک‌دار خود ست کنند.

 وبلن؛ جامعه شناس و اقتصاددان امریکایی (1857-1929) در تحلیلی که از آمریکایی‌های تازه به دوران رسیده اواخر قرن نوزدهم ارائه داد به توصیف «طبقة مرفه جدیدی» پرداخت که می‌خواهد سبک زندگی طبقات بالای اروپایی را تقلید کند. همین امر موجب می‌شد تا مسابقه ای شکل گیرد. او  شرح می‌دهد که گروه های اجتماعی بالا به‌طور مداوم تلاش می‌کردند تا عادات مصرفی خود را به‌روز ‌کنند تا بدین طریق همیشه یک گام از تازه به دوران‌ رسیده‌ها پیش‌تر باشند(وبلن، 1386).

تازه به دوران رسیده‌ها به راحتی و با خرید لوازم مصرفی می توانستند خود را در میان طبقات جابجا کنند. تعبیر « بخر و بپر» درباره تازه به دوران‌رسیده‌ها بسیار صادق است. بخرید و درهای تحرک اجتماعی را به روی خود باز کنید! بنا به تعبیر باومن"فرد مي‌تواند با تغيير لباس، جابجایی آپارتمان و گذران اوقات فراغت در مكان‌هاي مختلف، آزادانه ميان يك نوقبيله و يك نوقبيله ديگر پرسه بزند". (بومن، 1390 :239)

اصطلاحي كه بومن براي توصيف نوكيسه‌ها یا همان تازه به دوران‌رسیده‌ها بكار مي‌برد. اينكه "با اكتساب كالاهايي مي‌توان قبيله خود را در جهان مدرن تغيير داد"(همانجا). به باور بومن در جهان مدرن هم نوعي فشار اجتماعي نظير آنچه كه در ساخت‌هاي سنتي وجود داشت بر فرد تحميل مي‌شود. به محض اينكه درباره اقلام مصرفی با ما صحبت مي‌شود احتمالا ممكن است ما آرزو كنيم كه اين محصولات را بدست آوريم تا نيازهاي خود را ارضاء كنيم و به محض شناخت اين نيازها، عمل نكردن به آنها خطا به نظر مي‌رسد.

***

این روند تا سال های اخیر نه تنها کند نشده بلکه تشدید شده است. جامعه ایرانی همچنان در مسیر مصرف‌گرایی حرکت می‌کند. منتها مسأله آن است که به دلیل تحریم‌ها، وضعیت اقتصادی کشور روز به روز شرایط دشواری یافته است ولی دوشادوش آن؛ فرهنگ مصرف‌گرایی همچنان رو به گسترش است. کالاها مانور می دهند، افراد درمی یابند که فاقد منابع مالی برای خرید آن هستند ولی اشتیاق بیشتر و بیشتر می شود. در واقع ما شاهد انقباض اقتصاد و انبساط فرهنگ(مصرفی) هستیم. مسابقه‌ای که در سطور قبل به آن اشاره شد همچنان ادامه دارد.

       در پایان، در خصوص مسیر جامعه ایرانی در سال‌های پیش رو به کلیپ کوتاهی اشاره می‌کنم که سال گذشته بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مجازی داشت. این کلیپ گفتگوی کوتاهی با یک دختر بچه پنج ساله است:

" مانیا خانم چرا می خوای مجرد بمونی"؟

" به خاطر اینکه اگه ازدواج کنم شوهره گیر می‌ده، می‌گه این کارو بکن، اون کارو بکن، به بچه برس، منم نمی‌خوام برسم، می‌خوام عشق و حال کنم، بزن و بکوب، اس ام اس، وایبر بازی، عشق و حال، مسافرت، بزن و بکوب"

یکی از کاربران در زیر این کلیپ نوشته بود:

 "یه کم پرروئه ولی خدائیش داره حق می گه".

منابع

-باومن، زيگموند(1390). جامعه شناسي كاربردي در زندگي روزمره. ترجمه: راضيه خزاعي. نشر لوح فكر. تهران.

-عليخواه، فردين.(1383). "مصرف گرايي منبع پنهان آسيب هاي آينده جامعه ايران". مقاله اي در گزارش پژوهشي وضعيت فرهنگي ايران. جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.تهران

-فيسك، جان.(1380)." فرهنگ تلويزيون".ترجمه مژگان برومند. فصلنامه ارغنون. شماره 19.

-وبلن، تورستین (1386)، نظریه‌ی طبقه‌ی تن‌آسا، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.

-هاکلی، کریس(1387) "نظریه پردازی در تبلیغات و آگهی". ترجمه لیدا کاووسی. فصلنامه رسانه.سال نوزدهم شماره 3.شماره پیاپی 75

- Miles, Steven.( 1998) Consumerism: as a way of life. Sage, London.

- Thorns David C. (2002).The Transformation of Cities: Urban Theory and Urban Cities. Palgrave Macmilan, New York.

[1] اعتقاد بر این است که نیازهای مشترکی بین همه انسان ها وجود دارد. برای مثال نیاز به آب یا غذا. خواسته؛ به تصمیم یا ترجیح فرد برای چگونگی رفع آن نیاز اشاره دارد. مثلا فرد برای رفع گرسنگی خواهان مصرف کدام نوع غذا(گیاهی، دریایی، گوشتی و ...) است. تقاضا؛ به امکان عملی فرد برای تحقق خواسته اش است. مثلا وضعیت مالی برخی از افراد به آنها اجازه می دهد تا از غذاهای دریایی(که معمولا گران است) استفاده کنند. در تقاضا عنصری عقلانی وجود دارد. فرد نتیجه می گیرد که توان تحقق خواسته اش را دارد یا ندارد. ولی رسانه ها معمولا تلاش می کنند تا نسبت به محصولات و کالاها اشتیاق و نوعی ولع به وجود بیاورند. یعنی اگر امکان مالی فرد به او اجازه تحقق خواسته اش را نداد تقاضا تمام نمی شود بلکه به شکل اشتیاق باقی می ماند.

تاریخ انتشار

دوشنبه, شهريور 16, 1394 - 19:34

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

تاملی بر ابعاد کیهان شناختی بحران طبیعت در ایران

 مساله محیط زیست طی سالهای اخیر در ایران به یک مقوله مهم در فضای فکری و فرهنگی تبدیل شده و البته گاه به یک مد گفتگوهای روشنفکرانه یا مدیریتی هم بدل گشته است. آنچه که در عمل می توان دید اینست که مساله بحران محیط زیست در ایران از یکسو به یک امر رفتاری (رفتار نادرست)‌ ارجاع شده است که ریشه آن در رفتارهای غلط انگاشته می شود و از سوی دیگر نیز به بحران در طبیعت و کاستی های منابع طبیعی ارجاع داده می شود که مثلا بارش کم شده و لذا منابع آب دچار بحران شده اند. البته در این میانه نیز تحلیل هایی هستند که ریشه های اجتماعی و سیاسی خاصی را برای این مساله جستجو می کنند و معمولا هم انگشت اتهام به سمت دولت هاست، و دولت مقصر اصلی است. به نظر می رسد باید مساله طبیعت را در سطوح مختلف مطرح کرد، خود این فرآیند که این بحران به یک مقوله خاص تقلیل داده شود (رفتارغلط،‌دولت،‌بحران طبیعت و تغییرات آب و هوایی و ...) بخشی از بدفهمی آنست. باید دقت کرد مساله ای به این گستردگی را می بایست در سطوح مختلفی به بحث گذاشت. بحران آب و طبیعت در ایران ‌را باید بحران اجتماعی دانست،‌ به این معنا که ما ایرانیان در مواجهه با طبیعت و در رابطه با آن،‌ دچار این بحران در تامین منابع طبیعی اولیه زندگی و نوع ارتباطمان با طبیعت شده ایم. طبیعت در خودش بحران ندارد، به عبارت دیگر بحران در خود طبیعت بی معناست. زمین میلیون ها سال است که تجربه تحول حیات را دیده و خواهند دید. آنچه که در این میانه تغییرات سردرگم شده، انسان است. فریاد انسان ایرانی نسبت به بحران طبیعت، از یکسو شبیه داستان مورچه ای است که به لانه اش آب افتاده و فریاد میزند دنیا را آب برد،‌و از سوی دیگر شبیه آن کودکی است خرابکاری کرده و ان را به گردن دیگری می اندازد. به همین دلیل باید دقت کرد مساله آب و یا محیط زیست، صرفا یک مساله انسانی است. طبیعت حیات منطق خاص خودش را برای مواجهه با این مساله دارد. بر این اساس باید بحران طبیعت و مساله آب را یک بحران انسانی دانست،‌ به این معنا که هم یک پدیده انسانی است،‌و در جهان انسانی معنا دارد و هم اینکه فعلا مهمترین سوژه این بحران، خود انسان است. انسانی که در این آشفتگی سهمی داشته و بیشترین هزینه را هم باید برای آن بپردازد. معنای مهم انسانی و اجتماعی بودن این بحران ها اینست که آنچه که دچار بحران شده، ‌طبیعت نیست،‌ بلکه جامعه و فرهنگ انسانی است.

مساله آب و محیط زیست، در دقیق ترین و عمیق ترین معنا،‌یک مساله انسانی است،‌و باید آن را امری اجتماعی دانست،‌ که هم تولید این بحران و نحوه مواجهه با آن یک امر جامعه شناختی و فرهنگی است. باید در موقع طرح بحث در باب این بحران ها، آن را در سطوح مختلف دید. در این نوشتار تلاش میکنم رئوس رویکردی انسانشناختی به این بحران را مطرح کنم که تلاش دارد آن را کلان ترین سطح و افق مورد بررسی قرار دهد،‌سطحی که مساله تخریب طبیعت توسط انسان را نه یک امر ناشی از رفتار غلط یا کاهش منابع طبیعی،‌بلکه ناشی از کلان ترین سطح مواجهه انسان با طبیعت و هستی، ‌یعنی کیهان شناسی باید دانست. محیط شناسی ،‌به معنای علوم و معارفی که به ما در مورد ماهیت طبیعت، درک ما از آن، نحوه مواجهه و رابطه انسان با آن، بیش از هرچیزی ریشه در نوعی کیهان شناسی دارد. رابطه ما با طبیعت براساس درکی است که از آن داریم. کیهان شناسی های سنتی جهان را در یک شبکه در هم تنیده ای از موجودات به هم مرتبط ترسیم می کردند که تفاوت میان انسان و حیوان و گیاه، نه در نوع،‌ بلکه در درجه است،‌و همه آنها با هم در یک شبکه در هم تننیده، ‌قرار دارند. انچه که در کیهان شناسی ماقبل مدرن اینها را به هم مرتبط می کرد،‌ مقوله ای بود به نام روح، (روح طبیعت،‌روح جانداران و روح گیاهان). این روح ها گاه با الهه ها و فرشتگان خاص آن گیاه یا جانور و حتی فرشته های متولی طبیعت بی جان بازنمایی داده می شد. طبیعت پیرامون هر جامعه و فرهنگی،  به گونه ای نمادین در نظام کیهان شناسی آنها بازتاب می یافت. لذا بخشی از کیهان شناسی بیانگر عقلانیت محیط شناختی هرجامعه ای است.

از این منظر، بخشی از کیهان شناسی و آموزه های توصیفی یا هنجاری آن،  بیانگر دانش آن مردم در مورد طبیعت و نحوه مواجهه درست با آن بود. کیهان شناسی ها از طریق توصیه ها یا تابوها، نقش مهمی در حفظ و پایداری منابع طبیعی داشتند. در کیهان شناسی های محلی سنتی، همه موجودات اعم از انسان و حیوان و گیاه و حتی جمادات، به صورت یک شبکه حیات مند ترسیم می شدند که هر حرکتی نسبت به دیگری درنهایت به خود کنشگر اولیه نیز باز میگشت و شما حق نداشتید هرکاری را بکنید. این بحث‌، را علی رغم شباهت هایی که با مباحث سنت گرایان دارد، نباید ذیل مباحث انها قرار داد، بلکه مساله اصلی آنست که در در این رویکرد جامعه شناختی و انسانشناختی به طبیعت، مساله اصلی معنویت گرایی انتزاعی در امور نیست، بلکه نوعی مکانیسم و نظم معنایی است که منجر به رابطه ای متعادل و انطباقی پایدار میان انسان و سایر موجودات می شد، که همان عقلانیت محیط شناختی است. در این نگاه، ‌مساله اصلی پایداری شرایط بقا حیات انسانی در محیط طبیعت است تا صرفا انتزاعیات معنوی خاص عرفانی . در بطن هر کیهان شناسی ای، الگویی برای رفتار نسبت به طبیعت و نوع ونحوه و میزان استفاده از تکنولوژی در بهره برداری از طبیعت وجود دارد. نوعی عقلانیت محیط شناختی،‌که هم تعریفی مناسب از طبیعت و محیط دارد و هم هم الگویی مناسب برای بهره برداری پایدار از طبیعت. به همین دلیل وقتی از سطح کیهان شناختی بحران طبیعت یا محیط زیست صبحت میکنیم، منظورمان همین عقلانیت محیط شناختی است که بخشی از همان کیهان شناسی است.

هرچقدر یک سیستم اجتماعی بتواند خودش را از طبیعت و منابع طبیعی پیرامونش مستقل کند ، می تواند در کیهان شناسی رویکردی سلطه گرایانه تر نسبت به محیط داشته باشد، یا اینکه نظام های فرهنگی و اجتماعی به سمتی بروند که بین انسان و سایر موجودات، تقاوتی هستی شناختی در نوع و ماهیت انها قائل شوند، و انسان را تافته جدابافته از سایر موجودات بدانند. در این نوع کیهان شناسی ها به دلیل عدم وابستگی عمیق انسان به طبیعت، نوعی استقلال نسبت به طبیعت دیده می شود و عقلانیت محیط شناختی به حداقل خودش می رسد.

در دوره مدرن است که تحولی بنیادین در کیهان شناسی ها ایجاد می شود،‌انسان نه تنها اشرف مخلوقات است،‌بلکه هستی و ماهیتی متفاوت از سایرین هم دارد. به همین دلیل در این کیهان شناسی جدید انسان مجزای از طبیعت است. هر کنشی به طبیعت لزوما بصورت واکنشی به خود انسان برنمی گردد. از دل این کیهان شناسی است که غارت منابع طبیعی،‌تخریب محیط زیست، انقراض گونه های طبیعی به دست انسان و ... شکل میگیرد. از این منظر آنچه که در ایران شاهدش هستیم، در کلان ترین سطح، بحرانی کیهان شناختی است، طبیعت تنزلی هستی شناختی پیدا کرده  و عقلانیت محیط شناختی تمدن چند هزار ساله ایرانی تخریب و حذف شده است. در این میان،‌همه نیروهای نوساز، اعم از دولت، روشنفکران سنتی و مدرن، روشنفکران دینی و سکولار و خود مردم هرکدام به نوبه خودشان سهیم هستند. همه ما به نوبه خود در این فاجعه سهیم هستیم،‌ هرکدام به سهم خود مقصریم و گناهکار. البته سهم هرگروه و هر کنشگر لزوما همانند سایرین نیست، دولت سهمی دارد متمایز از مردم، سهمی که به باور برخی از محققان، آن را به متهم اصلی این فاجعه بدل کرده، اما روشنفکران و تمام گروه های مرجع و مهمتر از همه تمام سیاستگذاران سهم خاص خودشان را دارند. بر این اساس مدعی اصلی این نوشتار انست که مساله  و بحران طبیعت و آب در ایران یک بحران کیهان شناختی است، بحرانی که عقلانیت محیط شناختی ایرانیان را تخریب کرده و در نهایت این حوزه تمدنی را شاید به لبه پرتگاه بزرگی ببرد که بازگشت ناپذیر باشد. باید به یاد داشته باشیم که طبیعت فلات ایران میلیون ها سال با انواع واقسام جانور، عمرش را سپری کرده است، جانوران مختلفی بوده اند و از بین رفته اند،‌اما این فلات همچنان مانده و ادامه داده است، آنکس که در معرض نابودی است فلات ایران به مثابه بخشی از طبیعت کره خاکی نیست، بلکه جامعه ایرانی است و مردم این سرزمین که با نابخردی عمیقی که دارند، نه بقای طبیعت، بلکه بقای خودشان را به خطر انداخته اند. آنکس که دربحران است، طبیعت و آب نیست، مردم ایران هستند. لذا باز هم تاکید می کنم که این بحران، یک بحران انسانی است،‌بحرانی است که انسان ساخته و قربانی نهایی هم خودش خواهند بود،‌مگر آنکه بتواند عقلانیت محیط شناختی خاص این محیط را باز احیا کند. در این کار همه سهیم بوده اند،‌ لذا همه باید قدم بردارند. بحران کیهان شناختی را همه با هم ساخته ایم و همه با هم هزینه اش را خواهیم داد. باید انسان ایرانی (هم به عنوان یک کشاورز روستایی، یک شهرنشین کارمند،‌یک مدیر دولتی، یک عالم دینی، یک روشنفکر سکولار و ...)‌راه صلاح را بیابد و برود، در غیر اینصورت دست فاجعه ای که از آستین متفکران و دولت های نوسازی گرا تا زمان حاضر درامده، کار خودش را خواهند کرد.

تاریخ انتشار

يكشنبه, شهريور 1, 1394 - 04:30

شاخه اصلی

دین

کارکردگرایی و «مصرف کاذب»:گفتگو با ناصر فکوهی

 جامعه ایرانی در سال‌های اخیر به دلیل افزایش شدید درآمد نفتی و تزریق بخش بزرگی از این درآمد به سبد خانوارها، تجربه گسترده‌ای را در تغییر سبک‌های زندگی خود تجربه کرد. این تغییر به نوبه خود، بر سایر پدیده‌های اجتماعی، از جمله آسیب‌های اجتماعی موثر بود. درباره پایه‌های نظری این مسئله با تاکید بر نظریه کارکردی و اشاره‌ای به بعضی از مصادیق آن در جامعه خود، گفت‌وگویی با دکتر ناصر فکوهی، مدیر انسان‌شناسی و فرهنگ و استاد دانشگاه تهران انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانیم.
امروزه رویکردهای متفاوتی درباره مصرف و جامعه مصرفی وجود دارد. به نظر شما و به عنوان نخستین پرسش، رویکردی غالب در این زمینه که بتواند شرایط جامعه کنونی ما را تبیین کند کدام است؟
درباره مصرف و مباحثی که در انسان‌شناسی مطرح است، طبعا رویکردهای زیادی وجود دارند که از آن میان، کمترین اقبال نسبت به کارکردگرایی بوده است، چیزی که می‌توان براساس مطالعه پژوهش‌های جدید بدان پی برد. منظور رویکردی است که مدعی است می‌توان یک کنش یا یک پدیده اجتماعی را صرفا از طریق کارکرد، یا غایت بلافصل و هدفی که خود آن پدیده اعلام می‌کند، تحلیل کرد و به نتیجه ‌رسید.
تحلیل چه مسائلی در این رویکرد با مشکل بیشتری مواجه می‌شود؟
تجربه‌ و مطالعاتی که در این یکی‌دوقرن اخیر از مطالعه انسان‌شناسی می‌گذرد، نشان می‌دهد که این تحلیل خیلی سریع در مقابل پیچیده شدن پدیده‌ها، قابلیت توضیح را از دست می‌دهد. برای مثال اگر بگوییم انسان‌ها غذا می‌خورند چون بدن به غذا نیاز دارد، بلافاصله این سوال مطرح می‌شود که چرا انسان‌ها به این یا آن شیوه غذا می‌خورند و نه به شیوه‌های دیگری. اصل کارکردگرایی این است که ما باید به یک تعادل برسیم و آن تعادل به همه‌چیز جواب می‌دهد. به همین جهت نظریات کارکردگرایی کنار گذاشته شده‌اند، زیرا تعادل امری است بیشتر استثنایی تا قاعده‌ای که همه‌جا با آن روبه‌رو باشیم.
آیا ممکن است درباره خود آنچه مفهوم «مصرف کاذب» نامیده شده، توضیح بیشتری بدهید؟ آیا این در جامعه ایرانی هم دیده می‌شود؟
این واژه که البته اغلب دارای بار منفی و ارزشی نیز هست و جامعه‌شناسان تلاش می‌کنند کمتر آن را به کار ببرند، به معنای نوعی از مصرف است که هیچ ضرورت خاصی در آن وجود نداشته باشد، نه یک ضرورت کارکردی و نه یک ضرورت نمادین؛ به عبارت دیگر نوعی مصرف صرفا برای مصرف و در واقع یک مصرف «توخالی». در نهایت، مصرفی که انجام می‌شود تا ایجاد سود کند و برای این‌که این اتفاق بیفتد، کنشگر اجتماعی باید وارد موقعیت‌های از خودبیگانگی شود. به همین دلیل نیز به آن «مصرف کاذب» گفته می‌شود. مثلا، ابزاری چون تلفن همراه را در نظر بگیرید. این مصرف تا حد زیادی یک «مصرف کاذب» است. افرادی دائما به هم تلفن می‌زنند و پیامک می‌فرستند بدون آن‌که ضرورتی داشته باشد. این کار ایجاد سود و برگشت سرمایه می‌کند و این برگشت سرمایه برای کسی که این سرمایه را ایجاد کرده سودآور است.
به نظر شما آیا در این نوع مصرف، تمایزی برای مصرف‌کننده با دیگران ایجاد نمی‌شود؟
مصرف کاذب می‌تواند با نیازهای هویتی تمایزی همراه و ترکیب شود که این نیازهای هویتی می‌توانند به دلیل مسائل روزمرگی، هویتی و دیگر آسیب‌ها ایجاد شوند. این مسئله که مصرف تمایز ایجاد می‌کند یک تصور است چون تمایز به مفهومی که آن‌ها می‌خواهند ایجاد نمی‌شود. البته نه این‌که به هیچ عنوان ایجاد نشود. بستگی به این دارد که در سیستم اجتماعی در کجا قرار بگیرید و چه معنایی به تمایز بدهید. سیستم اجتماعی یک سیستم بسیار بسیار پیچیده است. مثلا یک فرد با خریدن و پوشیدن یک لباس، خودش را متمایز می‌کند و آگاهانه این کار را می‌کند. گاهی شخصی نیازهای مهم و اساسی دارد ولی برای این‌که خود را متمایز کند به مصرف کاذب رو می‌آورد. تمایز اتفاق می‌افتد ولی نه با آن نتایجی که کنشگر می‌خواهد. کنشگر با آن مصرف در یک دایره کوچک و یک بعد مشخص مثل دوستان و خانواده تمایز ایجاد می‌کند، ممکن است آن‌ها با دیدن لباس و تلفن همراه خاص او به گونه دیگری با او رفتار کنند، ولی در بعد بزرگ‌تر اصلا این‌طور نیست. وقتی مولفه‌های تمایز را از یک دایره کوچک به دایره بزرگ ببریم، مسائل کاملا تغییر می‌کند، آنچه در یک دایره کوچک نشان‌دهنده تمایز اشرافی است، در یک دایره بزرگ‌تر نشان‌دهنده نوعی خودنمایی طبقه پایین است.
آقای دکتر، شما در جایی گفته‌اید که با «مصرف کاذب» تمایز ایجاد می‌شود که سیستم اجتماعی آن را محکوم می‌کند، ولی آیا در سیستم اجتماعی شهری که پیچیدگی خود را دارد، افراد در دایره بزرگ‌تری قرار نمی‌گیرند که به آن‌ها نوعی «ناشناسی» و «نامریی» بودن می‌دهد؟
این مسئله در شکل کلی درست است، ولی نه با این فرمول. مشخص است که ما از جامعه روستایی یا به قول تونیس از گماینشافت به سمت گزلشافت بزرگ‌تر می‌آییم و گروهی از مسائل تغییر می‌کند. این مسائل را جامعه‌شناسان براساس اتفاقاتی که در جامعه صنعتی غرب افتاده بررسی کرده‌اند و آن این است که جامعه کوچک که در آن افراد ارتباطات صمیمی و رودررو دارند به جامعه بزرگ صنعتی تبدیل می‌شود که در آن افراد ارتباط دورادور دارند و همدیگر را نمی‌شناسند و نوعی ناشناسی شهری وجود دارد. ولی اشکال نظریه تونیس این است که این را نمی‌توان در ابتدای جوامع صنعتی و به‌طور کلی می‌توان مطرح کرد و این نیازمند همراه شدن با نوعی عقلانیت صنعتی و بوروکراتیک است که لزوما اتفاق نمی‌افتد. نه در کشورهای صنعتی پیشرفته و نه به‌خصوص در کشورهای پیرامون. ما در بعضی از کشورهای صنعتی پیشرفته مثل آلمان و سوئد که خصوصیات دیگری را هم از جمله پروتستان و پیورتن بودن را دارا هستند، این خصوصیت را می‌بینیم ولی این مسئله در کشورهای دیگری چون فرانسه کمرنگ می‌شود و سیستم پیشرفته شهری بیشتر از عقلانیت تاثیر دارد. حال اگر به طرف حاشیه‌ها بیاییم، در کشورهای توسعه‌نیافته یا کشورهایی که به سرعت توسعه‌یافته‌اند مثل ایران، فرصت فهمیدن توسعه را نداشته و عقلانیت صنعتی و بوروکراتیک رشد نکرده است. این‌گونه از ناشناسی شهری که باعث نوعی مصرف عقلانی‌تر است، در اینجا وجود ندارد چون بسیاری از روابط که نباید باشند، هنوز وجود دارند. افراد به‌طور وسیعی در خانواده‌های گسترده زندگی می‌کنند. بسیاری از روابط که معمولا باید در روابط شهری کاهش پیدا کند، هنوز وجود دارد و ارتباط با خویشاوندان دور نه تنها وجود دارد بلکه در زندگی افراد تعیین‌کننده هم هست.
آیا روند مصرف کاذب در کشور ما به چه سویی می‌رود؟ آیا این روند قابل تغییر است؟
متاسفانه باید گفت که این روند را رو به رشد می‌بینم حتی با توجه به فشارهای اقتصادی که در حال حاضر جامعه ما ناچار به تحملش است. تغییر سبک زندگی به حدی گسترده بوده و جامعه چنان به سوی پولی شدن رفته است که گمان نمی‌کنم مصارف کاذب در بسیاری از حوزه‌ها به‌زودی از میان بروند. در جامعه ما افزون بر این حوزه‌های این مصرف کاذب خود به شدت آسیب‌زا هستند اینجا صرفا برای مثال به دو حوزه اشاره می‌کنم: خرید خودرو و به‌خصوص خودروهای گران‌قیمت و اصولا موتوریزه شدن حرکت در جامعه از یک سو و روند دخالت بر بدن از طریق جراحی پلاستیک و مصرف گسترده قرص‌های لاغری و... از سوی دیگر. در هر دو مورد ما با اشکالی از مصرف کاذب روبه‌رو هستیم که نه تنها در کوتاه‌مدت به جامعه و کنشگران فردی و جمعی آن ضربه می‌زنند، بلکه در درازمدت نیز اثرات بسیار منفی بر جای خواهند گذاشت. فکر می‌کنم نیاز به مطالعات و یافتن راه‌های فرهنگی برای مبارزه با این روند، جزو اولویت‌هایی باشد که امروز در برابر علوم اجتماعی قرار دارند.

این گفتگو در چارچوب همکاری انسان شناسی و فرهنگ و روزنامه بهار در 10 تیر 1392 منتشر شده است. 

http://eboard.ir/newspaper/News/92/04/10/13353.html
 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

مصرف

مصرف، رابرت باکاک ، ترجمه ی خسرو صبری ، تهران ، نشرو پژوهش شیرازه ، ۱۳۸۱
مصرف مقوله ای است که معنایش در خلال دو ،سه قرن اخیر  به شدت دگرگون شده است. این دگرگونی بیش از همه متآثر از ظهور سرمایه داری  قرن نوزدهم  و در ارتباط  مستقیم با انقلاب صنعتی بوده است که ساختار نوینی را بر جامعه ی انسانی حاکم نمود. ساختاری که به مرور تغییر شکل می دهد اما چیزی از ماهیت اولیه اش که تداوم حیات سرمایه داری از طریق تولید انبوه بود، نمی کاهد. این تحول موجب گشت تا جامعه شناسان از اواخر قرن نوزدهم به مقوله ی مصرف نه صرفاٌ همچون امری اقتصادی بلکه به عنوان پدیده ای مرتبط با فرهنگ و جهان بینی ای خاص بپردازند.
ماکس وبر ازجمله نخستین کسانی است که به تبیین نظری رابطه به مصرف و سرمایه داری غرب می پردازد. وی در کتاب ؛اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری ؛ با تآکید بر منش پارسایی پروتستان ها  که موجب پرهیز از مصرف تجملی و در نتیجه انباشت سرمایه و سازماندهی عقلانلی تولید می شود  با چشم انداز جدید در مطالعات جامعه شناسی به تآثیر  یک عامل فرهنگی بر نظم اقتصادی و اجتماعی جامعه ی مدرن می پردازد. مقارن با همین دوره است که دو مطالعه دیگر در زمینه شیوه مصرف، یکی درباره جایگاه مصرف نزد مصرف کنندگان کلان شهرها(زیمل) و دیگری در ارتباط با نحوه ی استفاده نوکیسگان آمریکایی از مصرف برای تعیین هویت اجتماعی خویش(وبلن) منتشر شد.
رابرت با کاک ،نویسنده کتاب حاضر بر این نظر است که درگیر شدن کشورهای اروپایی در دو جنگ جهانی پیاپی و تجربه رکود اقتصادی پایان دهه ۱۹۲۰ و آغاز دهه ۱۹۳۰، مانع از آن شدند که جامعه شناسان به پدیده مصرف به قدر کافی توجه کنند. با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، همیت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان ،فرهنگ شناسان ،مردم شناسان و حتی فلاسفه در توجه به این پدیده گوی سبقت را از اقتصاددانان ربودند.
انجام این مطالعات که در سال های دو دهه ی ۱۹۷۰ ،۱۹۸۰ به اوج خود رسید ، در عین حال از تغییری اساسی در ارتباط مصرف و اقتصاد و جامعه حکایت می کرد. به نظر باکاک، در پایان قرن بیستم دیگر مصرف فقط یک روند اجتماعی ـ فرهنگی نبوده و به مرامی تبدیل شده است که می توان از خلال تأثیرات آن بر جامعه و جماعت های کوچک تر تشکیل دهنده آن ،به برآمدن دوران جدیدی در تاریخ کشورهای غربی پی برد، دورانی که به دلیل پایان دادن به دوره ی پیشین که مدرنیسم نام داشت توسط رابرت باکاک، پسا مدرنیسم خوانده می شود.

اولین فصل این کتاب ویژگی های عمده ی راه هایی را مورد بحث قرار می دهد که جامعه شناسان نقش مصرف را در سده ی بیستم چگونه دیده اند، به طور خاص به الگوهای مصرف را در سده ی بیستم چگونه دیده اند ، به طور خاص به الگوهای مصرف بریتانیا از پایان جنگ دوم جهانی به بعد توجه شده است. در این فصل بر ویژگی های تجربی عمده ی مصرف مدرن دربریتانیا مروری مقدماتی خواهد شد اما به بعضی دیگر از شکل بندی های غربی نیز اشاره خواهم کرد. قضاوت هایی که درباره ی مشابهت ها و تفاوت های مصرف در دهه های پنجاه و شصت و مصرف در دهه ی هشتاد ، انجام می شود بر همین مبنا خواهد بود.

فصل دوم مفاهیم نظری عمده ای را بررسی می کند که با تحلیل مصرف مدرن مرتبط است. این بررسی شامل مفاهیم کالا ،ارزش های فرهنگی و بیگانگی است.
آثار آن عده از دانشمندان علوم اجتماعی که تحت تآثیر آثار ساختارگرایان درباره ی زبان و نمادها بوده اند برای تحلیل مصرف مهم است. آثار لوی ـ استروس  دارای اهمیت خاصی است ،زیرا این آثار مبنایی را به وجود آورد که بر اساس آن آثار بعدی درباره ی مصرف مدرن به وجود آمدند (همچون نوشته های بوردیو و بوردیار ، که آثار آنان در این متن مورد بررسی قرار می گیرد). این ایده ها درباره ی مصرف در فصل سوم به طور کلی طرح و درباره ی آن ها بحث خواهد شد.

فصل چهارم مفاهیم مطرح درباره ی هویت و ارتباط آن با مطالعه مصرف را مورد بحث قرار خواهد داد. در این فصل سعی خواهد شد که مفید بودن رویکرد لکان در فهم مدرن و یا پسامدرن مصرف، به ویژه ارتباط آن  با خواست ها و تغییرات در ساختار اجتماعی و فرهنگی هویت بررسی شود.

در فصل نتیجه گیری رشته های بحث به هم پیوند داده شده است. در این فصل چند تآمل نهایی درباره ی این که مصرف مدرن در کجا ممکن است مهم باشد بررسی می شود، تآثیر مصرف بر سایر نهادهای اجتماعی همچون مذهب نیز در این فصل گنجانده شده است ، زیرا به واسطه ی اینها است که مصرف گرایی در غرب مورد چالش قرار گرفته است، اما این چالش چندان از طرف سیاستمداران نیست بلکه از طرف شخصیت های مذهبی و نیز طرفداران محیط زیست و مطرح شده است.



‫‬marziyehd@yahoo.com‫

اتنوگرافی یک پیک نیک در یزد

مکان: پارک سرو کهنسال مهریز
در کویر خشک یزد و در محدوده شهرستان مهریز سرو تناوری به قدمت تاریخی متجاوز از هزارسال و ارتفاعی حدود 15 متر وجود دارد که از شگفتی‌های این جهان حیرت‌انگیز می‌‌باشد. درختی تک‌پایه است و روی تنه آن در اثر نوک دارکوب سوراخ‌هایی ایجاد شده است.
زمان پیک نیک: 24/6/85 ساعت 3 بعد از ظهر الی 7 شب روز جمعه
اعضاء خانواده: متشکل از پدر، مادر، خواهر، برادر، عروس، داماد، فرزند (نوه)

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

اشتراک در RSS - مصرف و سبک زندگی ایرانی