کلان‌شهرتهران

محمود اولیا، از پیشگامان امپرسیونیسم در ایران

محمود اولیا - از پیشگامان امپرسیونیسم در ایران./   نویسنده  :ع.اولیا / نوجوانی هنرمند به نام ابوالحسن صدیقی در معیت استاد بزرگ خود کپی مجسمه ی ونوس ساخته ی خود را در بغل می فشرد تا با گذر از میادین بهارستان و توپخانه  ساخته ی هنری خود را در کاخ گلستان تقدیم شاه قاجار نماید.  تصاویر درهم  محراب گونه ی  سیمای شهرداری در میدان توپخانه  و  گنبد شکوهمند ساختمان تلفن خانه هر لحظه در پیوند و تداخل در چهره ی آن مجسمه و در راستای قامت تگامل یافته  هنرمندی بزرگ، می رفت تا زمینه ساز بستری

 نوجوانی هنرمند به نام ابوالحسن صدیقی در معیت استاد بزرگ خود کپی مجسمه ی ونوس ساخته ی خود را در بغل می فشرد تا با گذر از میادین بهارستان و توپخانه  ساخته ی هنری خود را در کاخ گلستان تقدیم شاه قاجار نماید.

تصاویر درهم  محراب گونه ی  سیمای شهرداری در میدان توپخانه  و  گنبد شکوهمند ساختمان تلفن خانه هر لحظه در پیوند و تداخل در چهره ی آن مجسمه و در راستای قامت تگامل یافته  هنرمندی بزرگ، می رفت تا زمینه ساز بستری پهناور جهت ظهور و درخشش فضایی نو در ایران باشد.   اگر چه انقلاب مشروطیت  به منظور  برپایی اصول دمکراسی  و استمرار آن،  و نه در اثر تحولات زیر بنایی   شکل  گرفت،  بدون شک در  نوسازی فرهنگی و سیاسی ایران  مؤثربود و توانست الگوهایی متفاوت را در زمینه های مختلف جامعه ی ایران  بازسازی کند.

هنر نقاشی  که در ایران در همان زمینه ی مینیاتور و اسلوب های خاص خود غوطه می خورد، این بار به مدد پاره ای  ازهنرمندان جوان توانست فصلی نو را باز نماید.  پاره ای از شاگردان  مدرسه ی صنایع مستظرفه  در مدرسه ی کمال الملک که در آن زمان تقریبا در سبک   قرن ۱۵ و ۱۶ و کلاسیسیم قدم می زد، توانستند با تفکر و تعمق در فرهنگ هنری اروپا،  زمینه های تحول هنری نو را در آفرینش کار های خود بکاوند.    آینان کسانی مانند ابوالحسن صدیقی، وزیری و اولیاء بودند.

محمود اولیاء (۱۳۴۰-۱۲۷۸ ش)، نقاش و از شاگردان کمال‌الملک، در تهران، محله عودلاجان متولد شد. پدرش، محمداسماعیل عطار از هواداران انقلاب مشروطه بود و در قیام جنگل نیز نقشی مؤثر داشت. همچنین وی از نوادگان اولیاء سمیع شیرازی ـ از متفکران و خوشنویسان اواسط قاجار ـ به شمار می‌آید.

محمود، به تشویق پدر،  در سیزده سالگی وارد مدرسه صنایع مستظرفه شد و بیش از ده سال نزد کمال‌الملک و دیگر استادان مدرسه به فراگیری فنون طراحی و نقاشی پرداخت. در واقع مشوق اصلی او در هنر پدرش بود که دوستی دیرینه‌ای با کمال‌الملک داشت. در زمان تحصیل در مدرسه صنایع مستظرفه بسیار مورد توجه کمال‌الملک بود، به طوری که استاد او را «محمودآقای کوچک» خطاب می‌کرد.

وی در سال‌های آخر تحصیل در آن مدرسه، به عنوان کمک‌ معلم مشغول کار شد. اولیاء در سال‌های نخست حضور در مدرسه به همان شیوه کمال‌الملک، یعنی ساخت و سازهای دقیق و طبیعت‌نمایی صرف، نقاشی می‌کرد، ولی به تدریج با مطالعه آثار برخی نقاشان اروپا مثل رامبراند، تیسین و میکل‌آنژ تحولی در کارهایش آشکار شد که در آثار وی پس از سال ۱۳۰۵ قابل مشاهده است.

از سال ۱۳۱۰ به شیراز رفت و تا سال ۱۳۱۷ در خانه‌ای در محله دروازه‌کازرون، کوچه عظیم‌السلطنه زندگی می‌کرد. او بیشتر آثار خود را با رنگ و روغن کار کرده، ولی آثار طراحی و مداد رنگی هم دارد. طراحی‌ها و نقاشی‌های کوچک او با موضوع طبیعت و فیگور، مثل «کوه مستسقی»، مناظر و پل‌های شیراز، «آسیاب سه‌تایی» و «پیرمرد روحانی» به سال‌های اقامت در شیراز مربوط می‌شود.

در سال ۱۳۲۵ با همکاری اسماعیل آشتیانی مدرسه کمال‌الملک را بازگشایی نمود و تا اواخر عمر در آنجا به تعلیم هنرجو پرداخت. علاوه بر آن، سال‌ها در دبیرستان‌های شیراز و تهران به آموزش هنر مشغول بود. او همچنین در راستای اهداف آموزشی کتابی با عنوان «رهنما یا مجموعه نمونه‌های نقاشی انسان، حیوان، مناظر طبیعی...» با همکاری علی‌اکبرنجم‌آبادی ـ از شاگردان کمال‌الملک ـ تهیه کرد که توسط چاپخانه تابان تهران، به شیوه سنگی به چاپ رسید.

در بیست و یک سالگی به ایتالیا رفت و در رشته مجسمه‌سازی به تحصیل پرداخت. پس از مدتی به فرانسه رفت و در مدرسه هنرهای زیبای پاریس به تحقیق و تحصیل مشغول گردید. او در پاریس با مطالعه کارهای بزرگان رنسانس و آشنایی با هنرمندان امپرسیونیست مثل مانه، مونه، سزان و دگا تحولی در کارهای خود به وجود آورد. از این زمان به بعد او بیشتر آثارش را با اندکی تأثیر از جریان‌های مدرنیسم آغازین آفریده است. از جمله تابلوی «دو پسر گدا»   و «فرد در حال تفکر» که با تکنیک طراحی و ترکیب بندی متفاوت، سرآغازی بر این تحولات و تأثیز پذیری از  امپرسونیسم محسوب می شود. »،.

 ،‌  حمود اولیا به حق یک نو آور درهنر نقاشی ایران است .   در تابلوی  ««فردی در حال  تفکر» سرعت  در کار، خطوط محکم  وساده  از مشخصات کار های اوست.  در  این تابلوی  می توان توانمندی او را در تدارک مجموعه ای از ارزش های تصویری از   خطوط و سطوح گرفته تا تسلط  بر طراحی ، هم آهنگی بین طرح و رنگ  و ارزش  دینامیکی  تحول ماده به انرژی   را بازشناخت.  در این کار  وی با ضربات شکسته ، سریع، کوتاه و مستقل قلمو ، خطوط ی گریزان و   شتابنده در جهات مختلف را  در  تدارک  و سازماندهی  فضایی  متحول ، ناپایدار و شناور  به کار گرفته است.  این کار شروع هنرمندانه  و متحول جریان های نفاشی در ایران و همپا با کار دیگر . اساتید امپرسیونیسم اروپاست.   

هنرمندانی چون اسفندیار احمدیه، عباس کاتوزیان، کاظم اردوبادی، مسعود عربشاهی، ناصر نمازی، منوچهر نیازی، علی‌اصغر معصومی و قربانعلی اجلی نزد وی شاگردی کرده‌اند.

اولیاء آخرین اثر خود با عنوان «تک‌چهره مرد جوان» را در فروردین سال ۱۳۴۰ آفرید.

 

 استاد اولیا در ۱۳۴۰ در سن شصت سالگی به علت مسمومیت در بیمارستان بازرگان تهران فوت و در شهر ری، ابن بابویه، در ضلع شرقی مقبره‌ی جهان پهلوان تختی به خاک سپرده شد. وی پیش از مرگ چهل تابلوی خود را به کتابخانه مجلس اهدا کرد.

از آثار او: «به‌دار آویختن حلاج»، «پیرمرد با عصا»، «زندگی روزمره»، «گذشت عمر»، «پسری در حال مطالعه»، «کودک خفته»، «نیمرخ کاظم اردوبادی»، ... می‌توان نام برد.

برای دیدن سایر آثار استاد اولیا لطفا به سایت زیر مراجعه فرمایید: 

http://master-mahmood-olia.net/

  منابع:  مهندس اولیا،کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، موزه مکتب کمال الملک

***************

استفاده از کل یا بخش هایی از این مقاله بدون  ذکر دقیق مآخذ قابل تعقیب قانونی است. 

******************

http://telegram.me/atefeholiai

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ

http://anthropology.ir/dossier/858
صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/oliaiatefe
 *********************

تاریخ انتشار

سه شنبه, ارديبهشت 28, 1395 - 02:43

شاخه اصلی

هنر

روایت تهران

کتاب «روایت تهران» در رابطه با فضاهای عمومی شهری است که پدیدآور آن سید محمد طلوعی برازنده است. این کتاب در سال 93 توسط نشر «هنر معماری قرن» برای سازمان زیباسازی شهر تهران به چاپ رسیده است. مطالب کتاب روایت هایی درونی هستند که در رابطه با کلان شهر تهران اغلب به وسیله ی هنرمندان نوشته شده اند. اما چند مقاله کوتاه به صورت ترجمه و تالیفی  هم دارد که به جامعه شناسی شهر  می پردازد. هر چند مقالات رویکردی هنرمندانه دارند تا جامعه شناسی صرف. کتاب مصور است و این عکس ها  هم از فضاهای عمومی شهر تهران امروز چاپ شده هم از تهران قدیم و البته عکس های هنرمندانه هم دارد. مقدمه این کتاب را  جمال کامیاب این گونه می نویسد که  انسان شهری انسان تنهایی است و مناسبات شهر او را تنهاتر کرده. و ایشان می نویسند که راهِ شهر برای ترک این تنهایی، گرد آمدن غریبه ها است. غریبه ها در کجا می توانند گرد هم آیند؟ در فضاهای عمومی شهر؟ عنوان مقاله ی مریم کهنسالی نودهی «جسمیت بخشیدن به دموکراسی» است. او در این مقاله از تغییر کاربرد فضاهای عمومی شهری می گوید و سپس این سوال را مطرح می کند که این فضاها چگونه می توانند نقشی در جسمیت بخشیدن به الفبای دموکراسی که همان ایجاد گفت و گو، تعامل گسترده و کنش جمعی است، داشته باشند؟ گویی تهران به  روایت این هنرمندان در حال تغییر فیزیک خود است. فرزانه دوستی در مقاله اش می نویسد که تهران فراکتالی است بی پایان. ساخت و سازهای انبوه با تغییر محیط زیست مشخصا بر سبک و الگوی زندگی ما تاثیر داشته اما تاثیرشان همان قدرکه در ساحت خصوصی مشهودند، فضای عمومی شهر را هم تغییر می دهند. حالا تهران نه شهر سیمان و آجر و آسفالت، که شهر پیاده روهای سنگ فرش و بلوک های منقش یا سبزی کار حاشیه ی بزرگ راه هم هست. سپس از دید این نوسینده این مقاله  می خوانیم دیگر پیاده روهای تهران امروزه می توانند حتی محل قرار هم باشند.کاوه فولادی نسب هم به فضاهای عمومی شهر در مقاله اش می پردازد. سپس می توانید در این کتاب روایت های از درون هنرمندان را بخوانید که احساس یا خاطره ای  خود را از زندگی در این شهر می گویند. این کتاب به چند روایت تاریخی  از ناصرالدین شاه، عین السطنه و ... هم اشاره می کند.  در پایان معرفی این کتاب اشاره ای به نویسندگان و عناوین روایت آنها می شود:

سیاوش طالبیان: سرخوشی در آزادی است

تهمینه منزوی: آدم های خوابیده قبل از روزِ جشن

ناهید طباطبایی: مجسمه ی سربند

مهام میقانی: هزار و سیصد و پنجاه و شش

سپینود ناجیکان: کردلیا و دلقکش

محمدرضا زمانی: شکم خالی اژدها

یاسمن احسانی: ضمایم درد

 آیین نوروزی: بهترین روزها در شهر شما

علی خدایی: فروشگاه فردوسی

حمیدرضا صدر: روبرو آماده باش

حمید امجد: خواب پیاده روها خواب مادرم

منصور ضابطیان: جمع شدن دور واژه ها

شهرام زرگر: خرابه ها

تاریخ انتشار

دوشنبه, آبان 18, 1394 - 17:05

شاخه اصلی

شهر و فرهنگ

تمرین احساس

1 غلط می خورد، می خزد و از کناره می گذرد. برشی از نگاهش را پیش می کشد ، پهن می شود وبازهم سه شنبه است . به پهنای متنش صورتی درعینکی . ساعت فعلا همان پنج عصر است و غسل کوچه اش را برسازه حش دوباره از سرمی پراند. این یک نگاه سه لتیست  . بر لت سوم فرشی از جنس همان که خاک می خورد . درپتویی پیچیده از ببروسوراخهای ماه . برزخ است و از روی موی خالش جنس شقیقه اش پیداست . این یک نگاه سه لتیست و یک ابوبکربغدادی همیشه هست که با یک قلب و دو پا جایش را من کوب کند .. درتیک و تاک عصمت و طهارت محوش می شوم . بیخ دیوار همین خانه بود که آس خود را رو می کنم . کفشی از جنس نعل . نعلی از جنس سروتونینهای بدنمند مضاعف .آرشه ای از کمانچه ای بر سرگرانی تن و...

2 میم روزانه 25 عدد متادون می خورد .میم با دستگاه گوارشش در پسله ای معطل می شود. تعطیلات فرصت خوبی برای دفع برای او فراهم می کند . او تئاتری میان شهر و روده اش اجرا می کند که ذهن و عین را درهم می آمیزد . مبارزه ای طبقاتی و احیای حقی به فضای شهری .میم سعی می کند با غلظت فضایی تولید شهرش یکی شود . او با فقدان حس تمامیت بدن، جهان اجتماعش را وامدار حس دفعش می کند . او با فحشای روده اش در همیشگی شهرش غور می کند .میم با اجابت مزاجش شهرش را کنترل می کند .او با یک اندام و یک اجرا از صحنه آشنایی زدایی می کند . .

 

.3 با ستون فقراتی مایل به جلو پیش می رود.  با کیسه زباله ای در دستش .  این یک عاملیت است که با و از طریق شبکه یا روابط بین شخص و زباله متاثر است .شهروند-زباله  . در بوی زباله کشیده می شوم .پوست منبسط می شود و سوراخهای بینی را پر می کند .اما.جای خالی  وجود ندارد .باید با بوی دیگری پر شود .بوی روغن سوخته یا بوی عطرراز گل سرخ .هر بویی استعاره های خودش را دارد، امکان خودش را برای دیدن فراهم می کند و شهروند خودش را هم .همچنین، همچون هر حسی در جهت گیری در فضا و در آگاهی از روابط فضایی شرکت می کند ، پهنا می گیرد ، باز و بسته می شود تا به پوست برسد. و این پوست است که در تراکم شهر خنج می کشد ، فرم می گیرد ، مصرف می شود. با مرطوب کننده ای چهره اش را حفظ می کند، پنهان می کند،به رخ می کشد.شرحی دوباره از همجواری اسارت و ایستاده گی ..

.

 . .منابع :

                                  Scott,Allen(2013).The nature of cities:The scope and limits of urban theory .International journal of urban and regional research .

-                                                                           Urry.john(2000). Sociology beyond societies: mobilities for the twenty-first century .Routlege ,London  

 

  

تاریخ انتشار

سه شنبه, شهريور 24, 1394 - 07:30

شاخه اصلی

بدن

توسعه گردشگری شهری

گردشگری امروزه یکی از مسائل مهم و مؤثر اقتصادی و یکی از عوامل برجستۀ ارتباط اجتماعی و فرهنگی است.گردشگری براساس وجود جاذبه‌های دیدارگر شکل می‌گیرد و بنابراین شهرها یکی از مکان‌های پرجاذبۀ گردشگری هستند. به دنبال آشکار شدن بازتاب های منفی زندگی شهری، برنامه ریزی در زمینه اوقات فراغت درصدد اولویت های شهرها قرار گرفته است و این امر زایش توریسم شهری را به دنبال داشته است. گردشگری شهری یکی از عوامل مهم توسعۀ اقتصادی‌ ـ اجتماعی و رفاهی شهر و شهرنشینان است، بنابراین، در حال حاضر با توجه به گستردگی مدیریت شهری بویژه در كلانشهرها، بهره‌گیری از جاذبه‌های توریستی، می‌تواند نقش مؤثري در معرفی شهرها، به عنوان یك جاذبه گردشگری جهانی داشته باشد و تأثیر فراوانی بر اقتصاد این شهرها بگذارد.  صنعت توريسم با درآمد سالانه نزديک به 1000 ميليارد دلار در جهان، يکي از مهم ترين پديده هاي قرن حاضر است که علاوه بر فقرزدايي، عدالت گستري و اشتغال زايي، درآمد بالايي را ايجاد کرده و براي فقرا نيز ايجاد شغل مي کند. براساس آمار منتشره سازمان جهاني توريسم تعداد گردشگران در سطح جهان از سال 1950 تاکنون 36 برابر شده است. به طوري که از 25 ميليون نفر در سال 1950 به بيش از 900 ميليون نفر در سال 2007 رسيده و در سال 2010 نيز به حدود 1018 ميليون نفر افزايش يافت. طبق آمار در سال 2005 حدود 808 ميليون گردشگر در جهان جابه جا شده‌اند که اين خود باعث ايجاد درآمدي بالغ بر 282 ميليارد دلار بوده است. روندها نشان مي‌دهد که تا سال 2020 تعداد اين گردشگران در سرتاسر جهان به حدود 1/6 ميليارد نفر خواهند رسيد. در اين بين ايران يکي از کشورهاي برتر در زمينه جاذبه هاي گردشگري در سطح بين المللي به شمار مي آيد؛ چرا که ايران به عنوان يکي از پنج کشور برخوردار از بيشترين تنوع اقليمي در جهان و يکي از 10کشور تاريخي و فرهنگي در سطح جهان مطرح است.

يکي از مهم ترین مقاصدی که روندهای گردشگری جهان را در دهه‌های گذشته تحت تأثير قرار داده، مراکز شهری است. رشد سفرهای کوتاه مدت، این مقاصد را به يکي از اصلی‌ترين مراکز گردشگری تبدیل نموده است. این مسئله را تا حدودی می‌توان، با تغییر سبک زندگی در سالهای اخیر توضیح داد. زمان، به ارزشمندترین مسئله در زندگی انسانها تبدیل شده است. امروزه، مردم با وجود ناامنی شغلی، نسبت به گذشته سخت‌تر کار می‌کنند. اوقات فراغت فشرده‌تر شده و مردم چندين مسافرت کوتاه را، به یک تعطیلات طولانی ترجیح مي‌دهند. بنابراین، مردم مقاصد گردشگری را ترجیح می دهند که به راحتی و به سرعت قابل دسترسی باشند. این شرایط، برای مقاصد نزدیک و قابل دسترسی همچون مراکز شهرها بسیار سودمند بوده و باعث توسعه گردشگری شهری شده است.

مراکز شهری در گذشته نه چندان دور، کانون اصلی و قلب تپنده شهرها بوده است. شهرها یادگارهای زمان‌های گذشته را در دل خود جای داده اند و میراث‌دار فرهنگ‌ها و تمدن تاریخی خود هستند که اکثر این یادمان‌ها در بخش مرکزی شهرها که اغلب قدیمی‌ترین بخش شهرند، جای دارند. امروزه این یادمان‌های تاریخی و تمدنی بشر به همراه سایر جاذبه‌های شهری؛ مانند مراکز خرید و پذیرایی و...، مجموعۀ متنوعی از قابلیت‌های گردشگری را در خود جای داده‌اند که در صورت توجه و هدایت مناسب می‌تواند به ارتقای گردشگری و در نتیجه توسعۀ شهری بینجامد.

از طرف دیگر مراکز شهری به علت تجمع نهادهای مدنی و زیرساخت های اجتماعی می توانند محل مناسبی برای جذب و جلب گردشگران داخلی و خارجی محسوب شوند. با تمام این اوصاف شهرها و مراکز شهرها را می توان به عنوان طیفی از موقعیت های فضایی با فرصت های گوناگون در نظر گرفت که در واقع باید مؤلفه های اصلی و ثانویه را در این محیط ها از هم جدا کنیم. " مولفه های اصلی، ترکیبی از جاذبه های بی مانند و جذابی هستند که گردشگر را به خود جذب می کنند. مؤلفه های ثانویه طیفی از خدمات شهری هستند که به کمک گردشگران می آیند تا آنها تجربیات بهتری از سفر خود داشته باشند" (ص 49).

کتاب توسعه گردشگری شهری با تکیه بر مرکز شهر تهران به قلم الهام آزادی با رویکرد مدیریت شهری نوشته شده است. در این کتاب قابلیت توسعه گردشگری شهری در مراکز شهری و همچنین ویژگی ها و قابلیت های مرکز شهر تهران مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. کتاب روند تکوینی مدیریت شهر را به طور کلی در سه گذار اداره شهر، مدیریت شهری و حکمروایی شهری تعریف می کند. در بخش حکمروایی شهری کتاب آمده است:

" در ایران به دلیل ساختار حکومتی تک ساخت و تمرکزگرا دولت مرکزی بر اداره امور شهر به طور مستقیم و غیر مستقیم اعمال قدرت می کند و به نظر می رسد با وجود تشکیل سه دوره شورای اسلامی شهر هنوز تا رسیدن به حکمروایی شهری راه درازی را در پیش رو دارد" (ص 75).

در بخش ملاحظات نظری کتاب سیر تکوین و توسعه مراکز شهری در پنج مرحله ذکر شده است و در نهایت روند پویایی شهر و به طور کلی سیر تحول مراکز شهری در سه دسته ذیل خلاصه شده است:  مرکز شهر حکومتی – اداری، مرکز شهر تجاری – شرکتی و مرکز شهر فرهنگی – گذران اوقات فراغت. همچنین نویسنده مراحل توسعه گردشگری شهری را به سه مرحله سنتی، مدرنیته و پست مدرن تقسیم می کند و عنوان می کند که در ایران نیز می توان تا حدودی پدیده گردشگری شهری را بر اساس الگوی تاریخی ذکر شده توضیح داد؛ ولی باید در نظر داشت که سیر تحولات تاریخی ایرانی به گونه ای است که نمی توان همان سیر تاریخی غرب را در اینجا عینا مشاهده کرد. در بخشی از کتاب ذکر شده است که حکومت ایران با توجه به چارچوبهای ارزشی دینی و جمعی خود نمی تواند بر اساس محاسبه کمی سود و زیان اقتصادی، سیاست گذاری کند. "این امر موضوع توسعه گردشگری شهری را بسیار پیچیده می سازد و لاجرم باید بر اساس رویکرد روش شناختی کیفی و معناکاوانه‌ای به مطالعه این عرصه پرداخت که قادر به درک و شناساندن ابعاد پیچیده تأویلی آن در ایران باشد" (ص 66).

فصل دوم کتاب به توسعه گردشگری شهری در مرکز شهر تهران پرداخته است. این فصل به دنبال پاسخگویی به سوالات پرسشهای زیر است:

-استعدادها و قابلیت های بالقوه و بالفعل منطقه برای گردشگری چیست؟

-در این منطقه چه برنامه  ها و سیاست هایی برای توسعه گردشگری اجرا شده است و برنامه ها و سیاست های اعمال شده چیست؟

-علل موفقیت یا عدم موفقیت برنامه ها و سیاست های اعمال شده چیست؟

کتاب در ادامه به ذکر ویژگی های مرکز شهر تهران پرداخته است و به طور کلی منابع و جاذبه های موجود در شهرها، با تأکید بر شهر تهران، را در چهار دسته ی جاذبه های طبیعی، تاریخی و یادمانی، منابع و جاذبه های زیارتی و اعتقادی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی و بررسی کرده است. « گردش در بازار همیشه لذت بخش است. تهران دارای بازار بسیار وسیعی است... می توان ساعت ها در گذرهای سرپوشیده که نور از شکاف دایره‌وار سقف وارد آن می شود و حتی در گرم ترین ساعت های تابستان خنکای دلپذیری دارد، قدم زد. بازار در دست ایرانیان سنتی است و اغلب بازاریان به سبک قدیم عمامه رنگین به سر دارند و در اینجا سبزی ها و میوه ها را در سبدها به زیباترین شکلی به نمایش می گذارند و کله های گوسفندان در دکان قصابی آویزانند. هنگامی که جاروی رفتگر گرد و غبار را پراکنده و مواد غذایی را پر از خاک و خل می کند، کسی اعتراضی نمی کند» (ص 101-100).

نویسنده در فصل سوم با مدل پارادایمی و ذکر بخش هایی از مصاحبه های انجام شده به نتیجه گیری پرداخته است و در واقع فصل حاضر در پی تجزیه و تحلیل یافته ها و پاسخ به پرسش های مطرح شده است. نتایج حاصله در چهار زمینه فیزیکی-کالبدی، اقتصادی-مالی، اجتماعی-فرهنگی و مدیریتی-قانونی تشریح شده است. در بخش نتایج حاصل در زمینه اجتماعی-فرهنگی نویسنده به ذکر این مطلب پرداخته است که قابلیت توسعه گردشگری شهری مرکز شهر تهران در زمینه اجتماعی و فرهنگی با مقولاتی مانند زیرساخت های فرهنگی و تعاملات بین فردی تعریف می شود. یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در زیرساخت های فرهنگی بحث آموزش شهروندان در حوزه توسعه گردشگری است که در مرکز شهر تهران اقدامات هدفمندی در این زمینه انجام نشده است. «تمامی کنشگران به طور نسبی به اهمیت این دست مسائل واقفند؛ ولی آنچه دریافتم نشان می دهد که زمینه اجتماعی و فرهنگی از جمله مسائل پیچیده و چندوجهی است و مرکز شهر تهران تاکنون در حد مطلوبی بدان نائل نشده و هنوز مشکلات ناشی از آن گریبانگیر توسعه گردشگری شهری در مرکز شهر تهران است» (ص 174).

مشخصات کتاب:

آزادی، الهام؛ توسعه گردشگری شهری؛ با تکیه بر مرکز شهر تهران و رویکرد مدیریت شهری، تهران، تیسا، 1392، 192 ص.

 

فهرست مطالب:

پیشگفتار

مقدمه

فصل اول: کلیات و مفاهیم

اهمیت و ضرورت

تحقیقات پیشین موضوع

مطالعات و تحقیقات دانشگاهی

مطالعات و تحقیقات کاربردی (طرح ها و برنامه ها)

مطالعات و تحقیقات تاریخی

مطالعات و تحقیقات هنری و ادبی

ملاحظات نظری

الف) مدیریت گردشگری شهری

-گردشگری شهری

توسعه گردشگری شهری

مرور تارییخی بر مدیریت گردشگری شهری

ب) مدیریت شهری

-دوره نخست: «اداره امور شهری»

-دوره دوم: مدیریت شهری

-دوره سوم: «حکمروایی شهری»

پ) مراکز شهری

جمع بندی ملاحظات نظری و ارئه مدل

فصل دوم: توسعه گردشگری شهری در مرکز شهر تهران

ویژگی های مرکز شهر تهران

تبیین نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها

زمینه فیزیکی – کالبدی

زمینه اقتصادی – مالی

زمینه اجتماعی – فرهنگی

زمینه مدیریتی – قانونی

فصل سوم: مدل پارادایمی و نتیجه گیری

مدل پارادایمی

الف) پدیده

ب) شرایط علی

-عدم وجود زیرساختها

-زیرساختهای فرهنگی

-زیرساختهای حرکتی

-عدم تحقق الزامات مدیریتی

پ) زمینه و عناصر مداخله‌گر

ت) پیامدها

-معضلات فیزیکی

-معضلات اقتصادی

-معضلات اجتماعی

-معضلات مدیریتی

ث) راهبردهای کنش

-راهبردهای مدیریتی

-راهبردهای غیرمدیریتی

نتیجه گیری و تبیین نظریه

نتایج حاصل در زمینه فیزیکی-کالبدی

نتایج حاصل در زمینه اقتصادی-مالی

نتایج حاصل در زمینه اجتماعی-فرهنگی

نتایج حاصل در زمینه مدیریتی-قانونی

تبیین نظریه

راهکارها و پیشنهادها

1.راهکارهای مربوط به زمینه فیزیکی-کالبدی

2.راهکارهای مربوط به زمینه اقتصادی-مالی

3.راهکارهای مربوط به زمینه اجتماعی-فرهنگی

4. راهکارهای مربوط به زمینه مدیریتی-قانونی

کتابنامه

 

 

 

تاریخ انتشار

يكشنبه, شهريور 22, 1394 - 19:47

شاخه اصلی

شهر و فرهنگ

تهران از دریچه تجربه‌های روزمره حسی (1)

تصویر: عمارت مسعودیه تهران، فروردین 94، نگارنده

یادم می‌آید پیش‌تر عاشق زندگی کردن در تهران بودم. فکر می‌کردم تهران برای من یک بهشت موعود است. البته نباید از چنین نگاهی، از سوی کسی که تمامی عمرش را در یک شهرک کوچک پیرامون تهران گذرانده، متعجب شد... شاید این احساس قبل از شروع دوره کارشناسی ارشد در من ایجاد شد و در این دوره قوت گرفت. الان که فکر می کنم می بینم آن روزها تا واژۀ تهران را می‌شنیدم تصویر خیابان انقلاب، کتابفروشی‌هایش و آن حجم از کتاب‌های مورد علاقه‌ام در یک جا برایم تداعی می شد. خیابانی که علیرغم شلوغی بیش از حد، صداهای آزار دهنده افرادی که کتاب‌های کنکور و دست دوم را تبلیغ می‌کنند و تنه زدن‌های مداوم عابران، برایم خوشایند بود؛ راستش هنوز هم هست... اما اخیرا با زندگی و کار مداوم در تهران، یا به عبارتی تجربۀ فضای تهران، فهمیده‌ام که تهران قابل تقلیل به این تصویر زیباسازی شده در ذهن من نیست. در واقع زندگی در تهران می‌تواند هم بسیار آزار دهنده باشد و هم حاوی لحظه هایی خوب و لذت بخش.... و حتی حاوی تجربه‌هایی معمولی اما تامل برانگیز.

من عادت دارم به نوشتن یادداشت های روزانه؛ هر اتفاق جالب یا مهمی در زندگی روزمره ام بیافتد تا شب یا نهایتا فردا آن را می نویسم. در این میان چندین یادداشت دارم از تجارب روزمره ام در تهران که آن را با شما به اشتراک می‌گذارم؛ تجربه‌هایی که حس‌های پنج گانۀ من را درگیر کرده، و به نظرم مکتوب کردن این احساسات روزمره از زندگی شهری می‌تواند به عنوان بخشی از کاوش‌های میدانی پژوهش‌‌هایی درباره شناخت حسی شهر مورد توجه قرار گیرد. این یادداشت‌ها در هفته‌های آتی قالب چند شماره منتشر خواهند شد.

  1. تهران و نماهای زشت

گاهی پیش می‌آید که آن قدر در یک فضا غرق هستیم که از بسیاری ابعادش غافل می‌شویم. انگار با فضا یکی شده ایم و زشتی‌ها و زیبایی‌هایش برایمان عادی شده است. مهرماه که به استانبول رفته بودم خیلی هیجان زده شدم. کفپوش‌‌ها، کافه‌هایی که آغوششان را رو به سوی خیابان گشوده بودند، تمیزی خیابان‌ها همه و همه مرا شگفت زده کرده بود. در گیر و دار این هیجان، دوستی به من گفت: "تو اینجا مهمانی؛ چند وقت که اینجا بمانی و زندگی کنی، این ها برایت عادی می شود و درگیری‌ها و مشکلات روزمره همه چیز را برایت معمولی می‌کند".

حرفش مرا به فکر فرو برد. ... اما به نظرم فقط زیبایی‌ها نیستند که عادی می‌شوند؛ بلکه زشتی‌ها هم دیر یا زود جای خود را در عادات روزمره‌ات باز می‌کنند. فکر میکنم این روند در اصل یک سیستم تدافعی نسبت به محیط است که زندگی را برایت ساده تر می کند؛ اما در پسش اتفاق بدی نیز در جریان است. چون سلیقه و نگرش نقادانۀ ما را نابود می‌کند؛ به همه چیز عادت می‌کنی و فکر می‌کنی چیزی بهتر از این وجود ندارد؛ یک روزمرگی کرخت کننده! مثالش هم همین فضاهای زشت و بدمنظری است که دیگر نمی بینیم‌شان... فکر می‌کنیم تهران یعنی همین‌ و همین یعنی هیچ! نه زشت است و نه زیبا! یا شاید اصلا فکر هم نکنیم، گویی قوۀ باصره‌مان هم بی حس شده و پیامی به مغزمان ارسال نمی‌کند. 
این مساله را سال پیش خوب درک کردم. خواهرم سال به سال به تهران نمی‌آید. آورده بودمش دندانپزشکی بزرگمهر تا درد دندانش را تخفیف دهند. سوار بر تاکسی به انقلاب که رسیدیم – همان جایی که از هرجای تهران بیشتر دوست دارم- نگاهی به دور و بر کرد و گفت: "عجب ساختمان‌های کثیف و بدمنظری، این چه وضعی است؟!" و من برای اولین بار سرم را بالا گرفتم و چیزهایی را در انقلاب دیدم که انگار پیش تر هیچ گاه ندیده بودم....!
اما باید چه کنیم که دست کم درباره زیبایی یا زشتی فضاهای پیرامون‌مان، از این بی حسی بیرون بیاییم؟ فکر می‌کنم در این باره فلسفه بافی و خواندن نظریات زندگی روزمره و مراجعه به آثار اندیشمندان آن قدر کارایی نداشته باشد که یک عملگرایی ظریف! پیشنهاد من ساده است؛ کافی است هر چند وقت یک بار سیستم ترددمان در یک فضا را تغییر دهیم. تغییر نوع تردد در یک فضا درک‌های متفاوتی به ما می‌دهد: گاهی با تاکسی، گاهی پیاده، گاهی با اتوبوس. نمونه اش را تیرماه امسال تجربه کردم. من از مهرماه سال گذشته تا خرداد امسال، هر هفته در میدان ولیعصر پیاده تردد می کردم. اما از تابستان امسال که در حوالی ونک مشغول به کار شدم، در راه بازگشت ناگزیر با اتوبوس از این میدان عبور می کردم. این تغییر شکل تردد باعث شد درک متفاوتی از این فضا و شمایل آن پیدا کنم؛ من جمله آن که تازه متوجه ترکیب و شکل بنای بازار ایرانیان و سینما قدس شدم....

دی 93

2- تهران و دعواهای داغ تابستانه
هرروز باید خیابان ولیعصر را از ونک تا خیابان انقلاب پایین بیایم؛ کمتر روزی پیش میاد در اتوبوس واحدی که با آن از سرکار برمی‍گردم دعوا نشود. فشار کار و زندگی از یک سو، گرمای وحشتناک تابستان امسال از سوی دیگر اعصابی برای مردم باقی نگذاشته. به خصوص ماه رمضان امسال که همه کارمندان ساعت 3 بعد از ظهر تعطیل می شدند و مجبور بودند در آن اتوبوس های شلوغ و بی کولر در هم بچپند...
راه دیگری جز تحمل اتوبوسها نیست، خیابان یکطرفه ولیعصر حتی برای آنها که دغدغه کرایه تاکسی ندارند گزینه دیگری ندارد: یا با اتوبوس برو یا همان جا که هستی بمان! سوار اتوبوس هم که میشوی باید گرما و بوی تند عرق مسافران و فشار بدن ها را تاب بیاوری و چنین وضعیت ناهنجاری کافیست تا هرکسی را از کوره به در ببرد...
این چند وقته، حتی اگر داخل اتوبوس دعوا و غرولندی نباشد، در خیابان حتما یک کتک کاری می بینم... اما امروز دعوای درون اتوبوس در صدر تمام دعواهایی بود که تا کنون دیده بودم! از بخت بلندم انتهای اتوبوس صندلی‌ای به من رسیده بود، غرق تماشای مناظر خیابان بودم که صدای داد و فریادی مرا بخود آورد... دو زن سر اینکه کمی هم را هل داده بودند دعوایشان شد و چنان همدیگر را با "ظرف غذای فلزی شان" کتک می زدند که گویی به خون هم تشنه اند، داد و بیدادشان آدم را زجر می داد... دیگران هم ترجیحشان بر این بود که سر در لاکشان فرو ببرند و هر چند ثانیه یک بار یکی شان با صدایی که گویی از ته چاه در می آید عبارت کوتاهی را در نصیحت آن دو زن، جویده جویده، بر لب می‌آورد...
روزی نیست که این صحنه ها تکرار نشود و من می ترسم عاقبت با دیدن این همه جدال روزی به مرز جنون برسم، جنگ و جدالهایی که گویی آدمها بر سر بقایشان بپا می‌کنند ... تهران گاهی واقعا شبیه یک دیوانه خانه است!

مرداد 93

3- تهران خوش بو
در سیستم نشانه شناسی شهری، اگر بخواهیم به ابعادی جز منظر شهری فکر کنیم، به نشانه های جالبی می‌رسیم! برای من قهوه فروشی‌ها همیشه از مصادیق بارز نشانه های شهری بوده اند؛ قهوه فروشی ها، برای رهگذران، از مکان خاطره می سازند...
یادم می آید وقتی در کوی دانشگاه زندگی می کردم یک قهوه فروشی در خیابان کارگر بر سر راهم بود که بوی تند و خوش قهوه اش به یک باره به من می فهماند که الان کجای خیابانم...
این روزها کمتر از آن جا رد می شوم، اما در خیابان انقلاب، چند قدم از پل حافظ گذشته و کمی مانده به میدان فردوسی، یک قهوه فروشی قدیمی یکی از همان نشانه‌های خاطره ساز خوشبویی است که بر سر راهم قرار دارد...
این مسیر از مسیرهای همیشگی من است و روزهای زیادی پیش می آید که من کوله‌ای بر پشت انداخته ام و هنگامی که در پیاده روی آن حوالی قدم می زنم کتابی در دست دارم. وقتی غرق کتاب هستم این بوی خوش قهوه است که به من می گوید الان کجا هستم...

شهریور 93

4- تهران تحت سیطره موتورسواران

در تهران، موتورسواران یک نشانه حسی چند بعدی هستتد، یک عنصر تمایز بخش! وقتی در خیابان قدم میزنی یا سوار بر تاکسی به سوی مقصدی میروی، اگر از هجوم موتورسواران از هر سو امانت بریده شد و تجربه وحشتی چند سویه به تو دست داد، به احتمال قریب به یقین در محدوده طرح ترافیک تهران هستی...
تقریبا هربار که سوار بر تاکسی، مسیر همیشگی پیچ شمیران به چهارراه ولیعصر یا میدان انقلاب را می پیمایم این سوال در ذهنم چرخ میخورد که رانندگان تهرانی چگونه میتوانند در مقابل هجوم موتورسواران، که گاه تک تک و گاه دسته دسته راه را از چپ و راست بر آنها میبندند، در کسری از ثانیه واکنش نشان دهند؟! مواجهه با موتورسواران پایتخت و جان سالم بدر بردن از این رویارویی یعنی اوج خلاقیت! یعنی آنقدر قوای باصره و سامعه ات هوشمند، و هماهنگی اجزای بدنت دقیق باشد که بتوانی با فواصل سانتی متری یا حتی میلی متری کالبدت را از برخورد و آسیب حفظ کنی...
موتورسواران تهران، به خصوص در محدوده بازار، تمام مرزهای قانونی درباره تردد را "با افتخار" درنوردیده اند! همبستگی را به اوج رسانده اند! در انجام حرکات هماهنگ، ناگهانی و از پیش برنامه ریزی نشده برای بستن راه بر دیگران، عبور از چراغ ها و بر هم زدن نظم میادین و چهارراه ها هارمونی بی سابقه ای آفریده اند!
آنها خود را محق بلامنازع می پندارند:
خود را محق "میدانند" چون میتوانند با سمند تیزپا و کوچک جثه شان در هر دالانی بچپند، از دیگری پیشی بگیرند و وادارش کنند که از سر راهشان کنار برود. 
خود را محق "جلوه میدهند" با این دلیل که برای کسب روزی در شهری آشفته و ظالم، که لابد خود در آشفتگی اش نقشی ندارند، جز این نمیتوان بود!

شهریور 94

ادامه دارد...

تاریخ انتشار

شنبه, شهريور 7, 1394 - 00:57

شاخه اصلی

شهر و فرهنگ

شمیران‌شناخت

آقا محمدخان قاجار در 11 جمادی‌الاول 1200 ﻫ..ق در تهران بر تخت شاهی نشست و این شهر را پایتخت خود ساخت. در آن زمان، تهران شهری کوچک با 15 هزار نفر جمعیت بود. با پایتختی تهران، به‌تدریج بر جمعیت شهر افزوده شد و با اسکان داده شدن خانواده‌های ایل‌های متحد شاهان قاجار، در پایان پادشاهی فتحعلی شاه به 50 تا 70 هزار نفر و در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به 80 هزار نفر رسید. جریان قطعه‌قطعه ساختن باغ‌ها و خانه‌سازی در آن‌ها از همین زمان آغاز شد و رفته‌رفته گسترش شهر از محدودة حصار تهران فراتر رفت.

دانشنامة تهران بزرگ. ج 1 و 2: شمیرانات. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی. ویراستار علمی: علی کرم‌همدانی. تهران: مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1393. 564 + 552 ص  (رحلی). مصور (رنگی). بهای هر مجلّد: 550000 ریال.

آقا محمدخان قاجار در 11 جمادی‌الاول 1200 ﻫ..ق در تهران بر تخت شاهی نشست و این شهر را پایتخت خود ساخت. در آن زمان، تهران شهری کوچک با 15 هزار نفر جمعیت بود. با پایتختی تهران، به‌تدریج بر جمعیت شهر افزوده شد و با اسکان داده شدن خانواده‌های ایل‌های متحد شاهان قاجار، در پایان پادشاهی فتحعلی شاه به 50 تا 70 هزار نفر و در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به 80 هزار نفر رسید. جریان قطعه‌قطعه ساختن باغ‌ها و خانه‌سازی در آن‌ها از همین زمان آغاز شد و رفته‌رفته گسترش شهر از محدودة حصار تهران فراتر رفت.

            «تهران بر پایة حصار ناصری و برحسب نام خیابان‌های کنونی، از شمال به خیابان انقلاب، از شرق به خیابان 17 شهریور، از غرب به خیابان کارگر و از جنوب به خیابان شوش محدود بود. حصار ناصری تا سال 1311 ش به روزگار رضاشاه برپا بود. بر پایة سرشماری 1311 ش، جمعیت تهران به 306537 تن افزایش یافته بود، که از این میان، 245902 تن در درون حصار تهران و 60635 تن در زمین‌های بیرون از حصار تهران ساکن بودند ... با تخریب حصار ناصری، تهران وارد دورة نوینی از حیات تاریخی خود شد و شهر از هر سو، به‌ویژه از جانب شمال و غرب، رو به گسترش نهاد... تحولات شتابناک تهران از دهة 1340 ش به این سو، به‌ویژه تحولات این شهر پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مهاجرت گسترده به تهران و ساخت و سازهای بی‌رویه و بی‌برنامه، بافت جمعیتی و چهرة این شهر را به قدری دگرگون ساخت که با هویت پیشین خود فاصلة بسیار گرفت. این دگرگونی‌ها چنان است که حال و هوای تهران چند دهه پیش از این، برای نسل امروزی تهرانیان بیگانه می‌نماید و وضعیت تهران چند دهة پیش را باید در گفته‌های کهنسالان جست‌و‌جو کرد.» (صص بیست و چهار ــ بیست و شش)

            همین امر، ضرورت ثبت «هویت در حال فراموشیِ» تهران (و تهرانیان) و وضعیت کنونی آن را آشکار می‌سازد. طرح تدوین دانشنامة تهران بزرگ در مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی سعی در پاسخگویی به این نیاز دارد. پیش‌بینی شده است که این دانشنامه حدود 100 هزار مقاله را با موضوعات گوناگون از جنبه‌های حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تهران بزرگ شامل شود.

            چنان‌که در مقدمة مجلّد نخست آمده، این دانشنامه قرار است در سه بخش اصلی تدوین شود. بخش نخست به شمیران، بخش دوم به تهران و بخش سوم به ری اختصاص دارد. برای کن نیز بخشی جدا در نظر گرفته شده است که به تناسب شمار مدخل‌های آن، به صورت پیوست یکی از مجلّدات و یا مجلّدی مجزا منتشر خواهد شد.

            در بخش شمیران که اینک انتشار یافته، به این ناحیه از دو منظر نگاه شده است. نخست، شمیرانِ تاریخی (پیش از تخریب حصار و خندق تهران) که از شمال تا کوهپایه‌های جنوبی البرز امتداد داشت. دوم، شمیران به عنوان شهرستانی در استان تهران (شامل سراسر منطقة 1 و بخش‌هایی از مناطق 2، 3 و 4 شهرداری تهران و بخش‌های لواسانات و رودبار قصران). مقاله‌ها در زمینة حیات مادی و معنوی شمیران، شامل این موضوعات است: جغرافیایی (عوارض طبیعی: کوه‌ها، درّه‌ها، دشت‌ها، رودخانه‌ها، چشمه‌ها و...)؛ آثار و بناهای تاریخی؛ تاریخچة محله‌ها و خیابان‌های قدیمی و فضاهای شهری؛ باغ‌ها؛ قنات‌ها؛ آب‌انبارها؛ سقاخانه‌ها؛ رویدادهای تاریخی؛ شخصیّت‌های علمی، فرهنگی، دینی، سیاسی، و ورزشی؛ نهادها و سازمان‌ها؛ مدرسه‌ها؛ دانشگاه‌ها؛ سینماها؛ موزه‌ها؛ نگارخانه‌ها؛ انجمن‌ها؛ کتابخانه‌ها؛ ورزشگاه‌ها؛ نشریات و چاپخانه‌های قدیمی؛ مسجدها؛ تکیه‌ها؛ امامزاده‌ها؛ کلیساها؛ کنیسه‌ها؛ آتشکده‌ها؛ آداب و رسوم و فرهنگ عامه.

            از نظر حجم، بیشتر مقاله‌های این دو مجلّد را مقاله‌های کوتاه (یک چهارم تا یک دوم ستون از صفحة دو ستونی استاندارد دانشنامه) و نیمه بلند (یک دوم تا دو ستون) تشکیل می‌دهد. برای تألیف مقاله‌ها از پژوهش‌های کتابخانه‌ای‌ و میدانی استفاده شده است. پیداست که بسیاری از اطلاعات مربوط به کلان‌شهر تهران و منطقة شمیران در منابع مکتوب ثبت نشده است. در این قبیل موارد، مؤلفان با حضور در محل و مشاهدة یک بنای تاریخی یا فضای شهری و یا با مراجعه به سازمان‌ها و نهادهای مسئول، اطلاعات مورد نیاز خود را گرد آورده‌اند و در مواردی نیز پای صحبت‌های کهنسالان محل نشسته‌اند. در مقدمة جلد نخست از همکاری نکردن شماری از سازمان‌ها و نهادهایی سخن رفته است که در ساختمان‌های تاریخی استقرار دارند و اجازة بازدید از محل را به مؤلفان دایرة‌المعارف نداده‌اند.

            برخی عنوان‌های حرف (آ) از مجلّد اول برای نمونه ذکر می‌شود: آ. اس. پ [مجتمع مسکونی، اداری و تجاری]، آب دُزَک، آبشار [واقع در روستای برگ جهانِ لواسان]، آب زندگانی [چشمه و دره‌ای در دارآباد]، آبکار، موزه [در کاخ سعدآباد]، آتش‌کوه [کوهی واقع در روستای افجه]، آرارات، باشگاه [باشگاه فرهنگی ــ ورزشی ارمنیان]، آستارا، سینما [قدیمی‌ترین سینمای شمیران]، آش‌پزان، مراسم [مراسم روزگار ناصرالدین شاهی]، آهار [روستایی در رودبار قصران]، آهیلو [غذایی محلی، از گیاهی به نام آهیل].

            برخی از مشاهیر شمیران (درگذشته یا زنده) نیز در دانشنامه جای دارند یا از آن‌ها به واسطه نام برده شده است. برای مثال در حرف (الف) مقاله‌هایی به نصرالله افجه‌ای (خوش‌نویس معاصر) و خانة پرویز تناولی (مجسمه‌ساز معاصر) که ارزش معماری و هنری دارد، اختصاص یافته است.

            همان‌گونه که انتظار می‌رود، وزن مقاله‌های مربوط به جغرافیای شمیران نسبت به موضوعات دیگر بیشتر است. برخی از مقاله‌ها مصورند که این تصویرها به درک بهتر مطلب کمک می‌کنند. کاغذ و چاپ و صحافی مرغوب و چشم‌نواز کتاب و بهای مناسب آن (با توجه به قیمت امروز چنین کتاب‌هایی) از دیگر محسنات این دانشنامه است.

 

این مطلب در چارچوب همکاری میان انسان شناسی و فرهنگ و مجله «جهان کتاب» منتشر می شود

"بررسی انسان شناختی خانواده و میزان تأثیر محیط زندگی بر آن" (مطالعه موردی صادقیه تهران)

گزارش حاضر به بررسی تأثیر محیط بر روی زندگی خانواده ها و پیامدهای مثبت و منفی که محیط اطراف خانواده( از درون و بیرون خانواده) میتواند بر زندگی خانواده ها، به جا گذارد،می پردازد.
محیط زندگی خانواده ها، می تواند نقش بسیار گسترده و اساسی در زندگی خانواده ها ایفا کند. این محیط بسته به اینکه در کجای شهر واقع شده باشد و دارای چه خصوصیاتی باشد، میزان دسترسی اش به مراکز فرهنگی و آموزشی و میزان امکانات تفریحی و مدنی آن چقدر باشد، می تواند آثار متفاوتی بر زندگی خانواده های ساکن در آن به جای بگذارد.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

بررسی انسان شناسانه مسئله توسعه با تاکید بر موقعیت گروهی از انجمن های غیر دولتی زنان ایرانی در شهر تهران

این پژوهش مطالعه موردی است از شش سازمان غیر دولتی در شهر تهران که در فعالیت های خود اختصاصا به مقوله زنان با در برداشتن گرایشات فمنیستی می پردازند. این بررسی که بیش از همه از شیوه مصاحبه بهره برده است با رویکردی مردم شناختی به شرح و توصیف فعالیت های NGO ها, چگونگی اثرگذاری, ممانعت ها, ابزارها, ویژگی های فعالین این سازمانها و برداشت آنها از فعالیت های خود, انگیزه های و رویکردهای ایشان و برآورد آنها از انطباق اهداف و عملکرد پرداخته است. بنابراین در ادامه, راه را برای یافتن اهداف و انگیزه های زنان فعال در این مقاله ها با این دسته بندی گشوده است که انگیزه های اعضا در 2 شکل فردی و اجتماعی, اهداف ریزتری را در بر می گیرد که هر یک متناسب با انگیزه ورود کنشگر به سازمان غیردولتی تعریف می شود. در نتیجه می توان کارکردهای ناشی از NGO ها را با توجه به اهداف که در 2 صورت آشکار و پنهان معنی می شوند منشعب از بخش اول پژوهش دانست.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

خانواده در زاغه نشینان یوسف آباد

شهرنشینی بیش از 5 هزار سال قدمت دارد. اما در روند شهرنشینی حاشیه هایی در اطراف این شهرها به وجود آمد که عنوان زاغه به آنان اطلاق شد. این حاشیه نشینی همواره مورد توجه مسئولان شهری بوده است. اما نه از نظر رسیدگی به کیفیت آن ها بلکه حذف آن ها. زاغه نشینان یا همان حاشیه نشینان از گروه های خاص مردم بوده و همواره سبک زندگی خاصی را دارند. محل مورد نظر تحقیق نیز از گروهی افراد تشکیل شده که همگی زنان مطلقه یا بیوه و تنها هستند و در این تحقیق به نوع زندگی آنها اشاره شده است. شناسایی جغرافیا، اقتصاد و برنامه ریزی و موارد دیگر در این حاشیه ها از نکاتی است که همواره مورد توجه انسان شناسان بوده است. اما علیرغم این بررسی همواره آینده ای مبهم از این گونه زندگی زندگی ها در پیش چشم هست. امروزه حاشینه نشینی یک پدیده معمول در جوامع شده که مسئله شهر را به عنوان یکی از مسائل مهم جامعه شناسی و انسان شناسی مطرح می کند.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

بررسی علل تنوع پوشش زنان در خیابان های شهر تهران

کارکرد لباس ازمنظرانسان شناسی ،درجوامع سنتی حفظ امنیت وحفاظت از بدن در محیط زیست او بوده است.چنین کارکردی درطول سالیان حفظ شده اما با پیچیدگی جوامع وگسترش روزافزون ارتباطات وفرهنگ ،کارکردهای دیگری بدان افزوده شده که درک آن ها درگرو درک بافت تاریخی ،مذهبی ، سیاسی ودر یک کلام فرهنگ جوامع است.این پژوهش سعی دارد تا با شناخت عوامل تاثیرگذار در پوشش زنان درطول تاریخ معاصر،که شروع آن به تجددطلبی شاهان قاجار به علل تاریخی مختلف ازجمله شکست های پی در پی سپاه ایران درجنگ های متعدد،سفرهای شاهان به اروپاو.. بازمی گردد،به بررسی تغییرشکل لباس زنان درحوزه ی خیابان بپردازد تا ضمن آن به عواملی برسد که باعث گریزبخشی از آنان ازپوشش معیار شده است.دراین رهگذر واضح است که جریان های فمینیستی هم درایران براین مساله تاثیرگذار بوده وهمواره سعی درانتشار اندیشه های موافق ومخالف برآن داشته اند.لذا بررسی آن ها هم در دستورکارپژوهش بوده است.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - کلان‌شهرتهران