پیر بوردیو

پیر بوردیو را امروز تقریبا ده سال پس از درگذشتش باید به عنوان یکی از بزرگترین متفکران قرن بیستم و شاید مهم ترین اندیشمند علوم اجتماعی و انسانی در قرن بیستم فرانسه در کنارصاحب اندیشانی چون کلود لوی استروس، میشل فوکو، ژیل دولوز، ژاک لاکان، رولان بارت، ژاک دریدا  و چند چهره معدود دیگر دانست. در واقع نیز اندیشمندان معاصر فرانسه و سایر حوزه های مرکزی تفکر اجتماعی اغلب بر سر این امر اجماع دارند که این چهره ها را باید آخرین نسل از بزرگان اندیشه دانست که دیگر شاید هرگز با انسان هایی نظیر آنها روبرو نشویم. بوردیو حتی پیش از درگذشتش  بیشترین نفوذ را بر  تمام حوزه های علوم اجتماعی داشت و تداوم و تقویت این نفوذ در طول این ده سال گویای آن است که از هم اکنون او را باید  جزو کلاسیک ها طبقه بندی کرد. انسان شناسی و فرهنگ ، که پیش از این  ستون ویژه بوردیو را در بخش نظریات داشت  که با گسترش سایت، آن محل نمی توانست دیگر توجیهی داشته باشد و اکنون در بخش پرونده ها، خوانندگان می توانند به تمامی پیوندهای بوردیو در انسان شناسی وفرهنگ دسترسی داشته باشند.



1-زندگی نامه ی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/392

2-ماخذ شناسی بوردیو در زبان فارسی
http://anthropology.ir/node/1811

.:.

3-واژه نامه ی بوردیو
http://anthropology.ir/node/2035

4-واژه نامه ی بوردیو (2) ؛ معرفی تهیه کنندگان فرانسوی واژه نامه
http://anthropology.ir/node/2014

5-واژه نامه ی بوردیو (3) ؛ زبان / نولیبرالیسم
http://anthropology.ir/node/2015

6-واژه نامه ی بوردیو (4) ؛ سفیدپوستان بیچاره
http://anthropology.ir/node/2017

7-واژه نامه ی بوردیو (5) ؛ سارتر (ژان پل)، روشنفکر تام
http://anthropology.ir/node/2018

8-واژه نامه ی بوردیو (6) ؛ عشق
http://anthropology.ir/node/2019

9-واژه نامه ی بوردیو (8) ؛ بازتابندگی
http://anthropology.ir/node/2020

10-واژه نامه ی بوردیو (9) ؛ زبان زبان
http://anthropology.ir/node/410

11-واژه نامه ی بوردیو (9) ؛ خود زندگی نامه
http://anthropology.ir/node/412

12-واژه نامه ی بوردیو (9) ؛ زبان / دوکسا
http://anthropology.ir/node/2021

13-واژه نامه ی بوردیو (10) ؛ دولت
http://anthropology.ir/node/2022

14-واژه نامه ی بوردیو (11) ؛ هنرمند
http://anthropology.ir/node/420

15-واژه نامه ی بوردیو (12) ؛ دولت (دست چپ)
http://anthropology.ir/node/418

16-واژه نامه ی بوردیو (12) ؛ سرمایه نمادین
http://anthropology.ir/node/2031

17-واژه نامه ی بوردیو (13) ؛ میدان سیاسی
http://anthropology.ir/node/2026

18-واژه نامه ی بوردیو (14) ؛ فرهنگ نامه ها
http://anthropology.ir/node/2033

19-واژه نامه ی بوردیو (17) ؛ خشونت نمادین
http://anthropology.ir/node/1829

20-واژه نامه ی بوردیو (18) ؛ حقیقت
http://anthropology.ir/node/1833

21-واژه نامه ی بوردیو (21) ؛ جامعه شناسی
http://anthropology.ir/node/2004

22-واژه نامه ی بوردیو (22) ؛ حس مکان خویشتن
http://anthropology.ir/node/2005

23-واژه نامه ی بوردیو (23) ؛ اقتصاد لیبرالی
http://anthropology.ir/node/1809

24-واژه نامه ی بوردیو (24) ؛ سبک زندگی
http://anthropology.ir/node/1810

25-واژه نامه ی بوردیو (26) ؛ مشروع
http://anthropology.ir/node/1814

26-واژه نامه ی بوردیو (27) ؛ بازار زبان شناختی
http://anthropology.ir/node/1815

27-واژه نامه ی بوردیو (28) ؛ ناخودآگاه
http://anthropology.ir/node/1816

28-واژه نامه ی بوردیو (29) ؛ میدان ادبی
http://anthropology.ir/node/1817

29-واژه نامه ی بوردیو (30) ؛ شجاعت
http://anthropology.ir/node/1818

30-واژه نامه ی بوردیو (32) ؛ انقلاب علمی
http://anthropology.ir/node/1823

31-واژه نامه ی بوردیو (33) ؛ فقر موقعیت
http://anthropology.ir/node/1824

32-واژه نامه ی بوردیو (34) ؛ تحلیل اجتماعی
http://anthropology.ir/node/1825

33-واژه نامه ی بوردیو (35) ؛ نظام تحصیلی
http://anthropology.ir/node/1826
 
34-واژه نامه ی بوردیو (36) ؛ فضای اجتماعی
http://anthropology.ir/node/1732

35-واژه نامه ی بوردیو (37) ؛ انحصار خرد
http://anthropology.ir/node/1733

36-واژه نامه ی بوردیو (39) ؛ فرهنگ مردمی
http://anthropology.ir/node/1736

.:.

37-جوانی واژه ای بیش نیست (1)
http://anthropology.ir/node/1834

38-جوانی واژه ای بیش نیست (2)
http://anthropology.ir/node/1835

39-گفت و گوی پیر بوردیو و گونتر گراس (1)
http://anthropology.ir/node/1830

40-گفت و گوی پیر بوردیو و گونتر گراس (2)
http://anthropology.ir/node/1832

41-جامعه شناسی یک ورزش رزمی است (1)
http://anthropology.ir/node/2007

42-جامعه شناسی یک ورزش رزمی است (2)
http://anthropology.ir/node/2008

43-سلطه ی مردانه و «تاریخ زنان» (1)
http://anthropology.ir/node/1703

44-سلطه ی مردانه و «تاریخ زنان» (2)
http://anthropology.ir/node/1704

45-سلطه ی مردانه و «تاریخ زنان» (3)
http://anthropology.ir/node/1705

46-گفت و گوی دیدیه اریبون با پیر بوردیو: دانشگاه ها؛ پادشاهان برهنه (1)
http://anthropology.ir/node/1820

47-گفت و گوی دیدیه اریبون با پیر بوردیو: دانشگاه ها؛ پادشاهان برهنه (2)
http://anthropology.ir/node/1822

48-همیشه جای یک سبیل خالی است! (1)
http://anthropology.ir/node/1711

49-همیشه جای یک سبیل خالی است! (2)
http://anthropology.ir/node/1713

50-مردان تصمیم می گیرند ، زنان کنار می نشینند ! (گفت و گوی بوردیو با تله راما (1998) – (1)
http://anthropology.ir/node/1735

51-«همه چیز اجتماعی است!» گفت و گو با پیر بوردیو (1)
http://anthropology.ir/node/1751

52-«همه چیز اجتماعی است!» گفت و گو با پیر بوردیو (2)
http://anthropology.ir/node/1752

53-«همه چیز اجتماعی است!» گفت و گو با پیر بوردیو (4)
http://anthropology.ir/node/1754

54-«همه چیز اجتماعی است!» گفت و گو با پیر بوردیو (5)
http://anthropology.ir/node/1693

55-«همه چیز اجتماعس است!» گفت و گو با پیر بوردیو (6)
http://anthropology.ir/node/1699

56-«من کیستم؟» ؛ گفت و گوی ایزابل گراو با بوردیو (1)
http://anthropology.ir/node/1743

57-«من کیستم؟» ؛ گفت و گوی ایزابل گراو با بوردیو (2)
http://anthropology.ir/node/1744

58-«من کیستم؟» ؛ گفت و گوی ایزابل گراو با بوردیو (3)
http://anthropology.ir/node/1745

59-«من کیستم؟» ؛ گفت و گوی ایزابل گراو با بوردیو (4)
http://anthropology.ir/node/1746

60-«من کیستم؟» ؛ گفت و گوی ایزابل گراو با بوردیو (5)
http://anthropology.ir/node/1748

61-کنش های ورزشی و کنش های اجتماعی (1)
http://anthropology.ir/node/1717

62-کنش های ورزشی و کنش های اجتماعی (2)
http://anthropology.ir/node/1719

63-مسئله ی قدرت در نزد بوردیو (1)
http://anthropology.ir/node/1706

64-مسئله ی قدرت در نزد بوردیو (2)
http://anthropology.ir/node/1707

65-«روشنفکر فوری» نباشیم: نقد دیدگاه های رسانه ای پیر بوردیو در گفت و گو با ناصر فکوهی
http://anthropology.ir/node/1730

66-ورزش و قدرت
http://anthropology.ir/node/1828

67-نگاهی بر اندیشه ی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/2027

68-اندیشه ی اجتماعی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/2009

69-ژاک دریدا : از دست دادن یک دوست و یک شاهد بی نظیر
http://anthropology.ir/node/2036

70-نگاهی بر جامعه شناسی بوردیو با تاکید بر نظریه ی وی در حوزه ی سیاسی و جهانی شدن
http://anthropology.ir/node/2025

71-روشنفکر خبری و متفکر در سایه
http://anthropology.ir/node/2012

72-به یاد بوردیو
http://anthropology.ir/node/2013

73-پرسش بوردیو از جامعه شناسی دین
http://anthropology.ir/node/1877

74-سیاست جهانی شدن
http://anthropology.ir/node/1875

75-بر علیه نقد ؛ درباره ی کتاب «بوردیو» اثر جینکنز
http://anthropology.ir/node/1874

76-سانسور
http://anthropology.ir/node/2010

77-بازتولید اشرافیت دولتی در دولت ملی (سخنرانی در نشست بوردیو: از دولت رفاه تا اشرافیت دولتی)
http://anthropology.ir/node/2023

78-مروری بر کتاب «بازتولید» اثر پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/2016

79-بوردیو و سقوط سیاست
http://anthropology.ir/node/1873

80-انسان شناسی ادبیات پیربوردیو (2)
http://anthropology.ir/node/2029

81-انسان شناسی ادبیات پیر بوردیو (3)
http://anthropology.ir/node/1708

82-پیر بوردیو ؛ نوشته ی ریچارد جنکینز
http://anthropology.ir/node/1812

83-درسی درباره ی درس
http://anthropology.ir/node/1819


84-دو گزارش از شب بوردیو در فرهنگستان هنر
http://anthropology.ir/node/1742

85-مجموعه ی خلاصه مقالات شب بوردیو در فرهنگستان هنر
http://anthropology.ir/node/1740

86-پیر بوردیو و قواعد هنر
http://anthropology.ir/node/398

87-عشق هنر موزه های هنر اروپایی و مخاطبینش
http://anthropology.ir/node/400

88-گزارشی از برگزاری شب پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/1738

89-پیش گفتار بر ترجمه ی کتاب «واژگان پیر بوردیو»
http://anthropology.ir/node/2034

90-ترجمه ی «درباره ی تلوزیون و سلطه ی ژورنالیسم» بوردیو
http://anthropology.ir/node/1750

91-اینجا یک میدان است : درباره ی نظریه ی هنر بوردیو
http://anthropology.ir/node/1695

92-گزارش نخستین کارگاه نظریه ی ادبی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/1697

93-سخنرانی در موسسه ی مطالعات سیاسی بوردیو (2002)
http://anthropology.ir/node/1722

94-آخرین پروژه های بوردیو
http://anthropology.ir/node/1724

95-جامعه شناسی یک ورزش رزمی است (نگاهی به زندگی و اثار پیر بوردیو)
http://anthropology.ir/node/391

96-گفت و گوی ناصر فکوهی درباره ی کتاب «تمایز» بوردیو
http://anthropology.ir/node/10518

97-بوردیو و پرسش از ماهیت «تلویزیون»
http://anthropology.ir/node/10827

98-ضد روشنفکر گرایی
http://anthropology.ir/node/409

99-بازتابندگی
http://anthropology.ir/node/411

100-بوردیو علیه وارثان
http://anthropology.ir/node/408

101-مفهوم سرمایه در اندیشه ی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/407

102-عینی کردن
http://anthropology.ir/node/414

103-فلاکت آدم ها
http://anthropology.ir/node/4310

104-زبان
http://anthropology.ir/node/413

105-پرسمان دانش و روشن فکری
http://anthropology.ir/node/390

106-نظریه به زبان ساده (1) : بوردیو و جوانی
http://anthropology.ir/node/7412

107-نظریه به زبان ساده (15) : «وظیفه ی پژوهشگر علوم اجتماعی»، با نگاهی به نظریات پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/8999

108-نقد دیدگاه های رسانه ای پیر بوردیو در گفت و گو با ناصر فکوهی «روشنفکر فوری نباشیم!»
http://anthropology.ir/node/387

109-بوردیو در فارسی
http://anthropology.ir/node/386

110-جامعه شناس مردم
http://anthropology.ir/node/4130

111-وضعیت بوردیویی کنش گر اجتماعی
http://anthropology.ir/node/4025

112-بوردیو و جامعه شناسی جامعه شناسی
http://anthropology.ir/node/3985

113-گفتمان فقر و خشونت: نولیبرالیسم از نگاه بوردیو
http://anthropology.ir/node/3866

114-انتشار «درباره ی تلویزیون و سلطه ی ژورنالیسم» پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/384

115-بوردیو: دانش و بازتابندگی
http://anthropology.ir/node/383

116-تغییر در حوزه (میدان) های گوناگون به چه نحوی است؟
http://anthropology.ir/node/382

117-نشست بحث و بررسی کتاب «درباره ی تلویزیون و سلطه ی ژورنالیسم» اثر پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/1726

118-درباره ی زندگی و آثار بوردیو
http://anthropology.ir/node/2030

119-بوردیو و سلطه ی مردانه
http://anthropology.ir/node/7244

120-نقدی بر درسی درباره ی درس بوردیو
http://anthropology.ir/node/5526

121-بوردیو و میدان ورزش
http://anthropology.ir/node/4665

122-حس عمل / ترجمه ی ناصر فکوهی
http://anthropology.ir/node/406

123-حس عمل / ترجمه ی مرتضی منادی
http://anthropology.ir/node/396

124-گزارش از نشست پیرامون کتاب «عکاسی هنر میان مایه» اثر پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/10847

125-گزارشی از نشست بررسی اندیشه های پیر بوردیو از دولت رفاه تا اشرافیت دولتی
http://anthropology.ir/node/395

126-میدان سیاسی
http://anthropology.ir/node/404

127-سرمایه ی نمادین
http://anthropology.ir/node/403

128-درباره ی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/401

129-نظریه ی انسان شناسی ادبی پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/397

130-سخنرانی بوردیو در دانشکده ی علوم سیاسی شهر بوردو
http://anthropology.ir/node/636

131-درباره ی تلویزیون
http://anthropology.ir/node/6336

132-برنامه ی نقد کتاب «درباره ی ژورنالیسم و سلطه ی تلویزیون»
http://anthropology.ir/node/6054

133-فراخوان مقاله در بزرگداشت دهمین سال درگذشت بوردیو
http://anthropology.ir/node/11893

134-مفاهیم کلیدی بوردیو
http://anthropology.ir/node/12391

135-بوردیو در مواجهه با «تمایز»
http://anthropology.ir/node/12624

136-خوانش بوردیو در ایران
http://anthropology.ir/node/13079

137-پیر بوردیو
http://anthropology.ir/node/13217

138-عشق هنر: موزه های هنر اروپا و مخاطبینش
http://anthropology.ir/node/13320

139-تحدید زمان و اندیشه در سیطره جهان اجتماعی
http://www.anthropology.ir/node/14269

140-در ستایش خنده گزنده: از خنده تسلی بخش  تا مقاومت
http://www.anthropology.ir/node/14517

141-دو چهره دولت
http://anthropology.ir/node/11314

142- نمایش فیلم «جامعه شناسی یک هنر رزمی است» و میزگرد
http://anthropology.ir/node/16712
 

143- نمایش فیلم «جامعه شناسی یک هنر رزمی است و میزگرد
http://anthropology.ir/node/16868

144- انسان دانشگاهی: پیر بوردیو و تشریح یک شورش دانشگاهی
http://anthropology.ir/node/17015

145- پیر بوردیو به مثابه ی روشنفکر جدید جهانی در خدمت سرمایه داری
http://www.anthropology.ir/node/17956

146- تلفیق عادتواره، روش فکر خوانی، مصاحبه و پرسشنامه در تحقیق درباره  مترجمان
http://anthropology.ir/node/18781

147- سناریوی کامل فیلم «جامعه شناسی یک هنر رزمی است»
http://anthropology.ir/node/18807

148- جامعه شناسی و بهگشت فرهنگی (5): فرهنگ در تئوری های جامعه شناسی معاصر 
http://anthropology.ir/node/18962

149- گفتگو : آیا جامعه شناسی علم است؟
http://anthropology.ir/node/19427

150- دوران طلایی داستان نویسی ایران: یک تحلیل بوردیویی
http://anthropology.ir/node/19490

151- تداوم خاموش نبرد (مستندی بر اساس«فلاکت جهان»»
http://www.anthropology.ir/node/23371

152- نظریه بوردیویی درباره نظام دانشگاهی (پاور پوینت کارگاه)
http://www.anthropology.ir/node/23642


دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

واژه نامه بوردیو2 : معرفی تهیه کنندگان فرانسوی واژه‌نامه

واژه نامه بوردیو به صورتی که در این پایگاه خواهد آمد در واقع ترجمه ای است تدریجی و بدون رعایت نظم الفبایی، از کاری که اصل آن به زبان فرانسوی انجام شده و بر روی پایگاه اینترنتی پیر بوردیو در دسترس است. متن زیر، مقدمه ای است که تهیه کنندگان اصلی واژه نامه بر آن نوشته اند:
شکل گرفتن این ”واژه نامه“ نتیجة کار جمعی گروهی بوده است که با عنوان ”لو شان“(میدان) فعالیت می کنند. هدف از تلاش مشترک در این زمینه آن بوده است که مفاهیم مرکزی و یا واژگان متعارفی را که به وسیله پیر بوردیو تعریف و یا بازتعریف شده است، به زبان خود او ترسیم شوند. برخی از این واژه‌ها، علمی، برخی انتقادی یا حتی ”طنز آمیز“... هستند. این واژگان در چشم اندازی رو به تکامل شکل گرفته‌ است و هدفی نهایی نیز داشته است:
از خلال این واژگان ما بر آن بوده‌ایم که خوانندگان را به سوی مطالعه آثار این جامعه شناس هدایت کنیم. این واژه نامه به صورت ”پاره های برگزیده“ تهیه شده است و البته در آن انتخاب واژگان و بخش هایی که از بوردیو نقل شده است به وسیلة کسانی انجام شده که از گروه هایی بسیار متفاوت ریشه گرفته‌اند: دانشجویان، افراد خود ساخته، سیاست مداران، روزنامه نگاران، مددکاران اجتماعی، دانشگاهیان، معلمان(...) درخواست ما از خوانندگان آن است که این مجموعه را نوعی برداشت حاضر و آماده از بوردیو در نظر نگرفته بلکه به سوی خواندن کامل آثار او بروند(...) این کار جمعی که ما امید داریم در طول زمان ادامه یابد، نوعی قدردانی و تلاش برای تداوم راه جامعه شناسی انتقادی و شخصیتی است که از دست رفتنش تاثیر زیادی بر بسیاری از ما گذاشت.
شرکت کنندگان در تهیه این واژه نامه افراد زیر بوده اند:
کاترین بسانیه(Catherine Bessagnet)، ریشارد برن(Richard Brun)، اریک شابر(Eric Chabert)، رافائل ده سانتی(Raphael Desanti)، پاتریک دوکره(Patrick Ducray)، مارکو فدی(Marco Fedi)، ژان فرانسوا فستا(Jean Francois Festas)، اگزاویه موله نا(Xavier Molenat)، استفن مولینا(Stephane Molina)، ایو پات(Yve Patte)، مارتین رنو(Martine Rainaud)، مایکل وگتلی(Michael Voegtli)، سیلویا ویلینیک(Sylvia Willynck).


واژه‌نامة بوردیو 3: زنان / نولیبرالیسم


زنان

” دختران، در قالب دریافت ها و ادراک هایی به سختی قابل دسترس برای خودآگاهی، اصول بینش حاکم را در خود درونی می کنند و این امر سبب می شود که آنها نظم اجتماعی را به گونه‌ای که وجود دارد عادی و حتی طبیعی دانسته و به نوعی به سرنوشت خود شتاب بدهند و بدین ترتیب از شاخه ها و حرفه هایی که در آن جایی ندارند، دوری گزینند و برعکس به سراغ شاخه ها و حرفه هایی بروند که بهر رو سرنوشت به آن سو می کشاندشان. “
(La Domination Masculine, Seuil, 1998, p.102)( سلطه مذکر، 1998)


نولیبرالیسم

” آرمانشهر(یوتوپیا)ی ( در شرف تحقق یافتن) از استثماری بی حد و مرز(...) برنامه ای برای تخریب منظم ساختارهای جمعی ای که می توانستند مانعی بر سر راه منطق بازار تمام و کمال به به وجود بیاورند.“‌
L`Essance du néoliberalisme, in , Le Monde Diplomatique, Mars 1998, p.3; Reprise in, Contre-feux I, Liber-Raison d’Agir, 1998, p.108
” جوهر لیبرالیسم“ ، مقاله ای که نخستین بار در لوموند دیپبلماتیک مارس 1998 منتشر شد.

عینی کردن (Objectivation )

معنای نگاه کردن از بیرون، همچون به یک شیئی چیست؟ یا به قول دورکیم شیئی کردن پدیده ها چه معنایی دارد؟ چیزهای زندگی و یا بهتر بگوئیم چیزهای زندگی روشنفکری که ما خودمان هم به آن تعلق داریم و در آن مشارکت می کنیم چه معنایی دارند؟ در این کار ما پیوند و همدستی ضمنی ای را که با آن چیزها داریم از میان می بریم و سبب شورش آدم هایی می شویم که به این ترتیب شیئی ای یا عینی شده اند و همچنین آدم هایی که خود را در آنها باز می شناسند. چنین عملی یعنی آشکار کردن آنچه ناپیداست اما پیشتر از این دیده شده و رسوا قلمداد کردن چیزهایی که هر روز می توان در روزنامه ها دید و خواند، به چه معناست؟
A Propos de Karl Kraus et du journalisme, Actes de la recherché en sciences socials no. 131-132, 2000, p. 124.
درباره کارل کراوس وروزنامه نگاری، اسناد پژوهشی علوم اجتماعی، ش. 131-132، 2000، ص. 124.

زبان (Langue)

زبان را باید حاصل کار مولفانی دانست که دارای اقتدار برای نوشتن هستند، و دستور زبان نویسان و اساتیدی که قواعد آن و نحوه قرار گرفتن آن قواعد را در زبان مشخص می کنند و بدین ترتیب زبان یک رمز (کد) است به معنای اعدادی که امکان می دهند میان صداها و معانی توازن ایجاد شود، ولی همین طور به معنای نظامی از هنجارهایی که به رفتار های زبانی نظم می بخشند.

Ce que parler veut dire, fayard 1995, p.27

آنچه گفتن معنا می دهد، ص. 27

دوکسا ( آیین) (Doxa)
دوکسا یک نقطه نظر خاص، یعنی نقطه نظر حاکمان است که خود را به مثابه نقطه نظری جهانشمول ارائه و تمیل می کند، فقط نقطه نظر کسانی که به دلیل حاکمیتشان بر دولت آن را حاکم کرده اند و با ساختن دولت این نقطه نظر را به نقطه نظری جهانشمول بدل نموده اند.


Raison pratique, Seuil, 1994, p.129

عقل عملی، 1994، ص. 129

واژه نامه بوردیو 9: خودزندگی نامه (Autobiographie)

یک خود زندگی نامه اغلب به نوعی ساختن بنای یادبود، مقبره ای با شکوه برای خود می ماند.

Interventions – Sciences Sociales , Action politique, Agone, 2002, p. 194

نوشته های پراکنده، علوم اجتماعی و کنش سیاسی، 2002، ص. 194

خانواده(Famille)

واقعیتی خصوصی با منشاء عمومی.
Raison pratique, Seuil, 1994, p.144

عقل عملی ، 1994، ص. 144

شاخه اصلی

نظریه

بازتابندگی (Reflexivity)

شکلی از بازتابندگی که مورد نظر من است، شکلی پرسمان برانگیز (پروبلماتیک ) است زیرا به صورتی اساسی ضد خود شیفته گرا(anti-narcissique) است. نبود جذابیت و حالت تا اندازه ای اندوهبار که در بازتابندگی واقعا جامعه شناسانه دیده می شود بدان دلیل است که این بازتابندگی خصوصیاتی ژنریک، مشترک میان همه ، پیش پا افتاده و رایج را می نمایاند. و این در حالی است که در رده بندی ارزش های روشنفکرانه، هیچ چیزی بدتر از پدیده های مشترک و میانه حال بودن، وجود ندارد. این امر تا اندازه زیادی توضیح می دهد که چرا جامعه شناسی و به ویژه جامعه شناسی بازتابندگی، با چنین مقاومتی در میان روشنفکران روبرو می شود.

Réponses, Seuil, 1992, pp.51-52

پاسخ ها، 1992، صص. 51-52

واژه نامه بوردیو 9: زبان زبان (Lanngue)

زبان را باید حاصل کار مولفانی دانست که دارای اقتدار برای نوشتن هستند. دستور زبان نویسان و اساتیدی که قواعد آن و نحوه قرار گرفتن آن قواعد را در زبان مشخص می کنند . بدین ترتیب زبان یک رمز (کد) است به معنای اعدادی که امکان می دهند میان صداها و معانی توازن ایجاد شود ولی همینطور به معنای نظامی از هنجارهایی که به رفتارهای زبانی نظم می بخشند. Ce que parler veux dire, Fayard, 1995, p. 27

آنچه گفتن، معنا می دهد، 1995، ص. 27.

شاخه اصلی

نظریه

ضد روشنفکر گرایی (Anti-intellectualism)

من فکر می کنم در میان عواملی که می توانند توضیح دهند چرا جنبش های اجتماعی سازمان نمی یابند یکی هم ضد روشنفکر گرایی است(...) باید مراقب باشید که نفرت شما(از بعضی از آدم ها) - که می تواند مشروع باشد - باعث نشود که بصیرت تان را از دست بدهید و خودتان را از این ابزار شناخت محروم کنید(...) مثلا اگر کتاب ا. صیاد (...) که یکی از مهم ترین جامعه شناسان پدیده مهاجرت درون و برون کوچی است، را با عنوان «غیبت دوگانه» (La double abence) نخوانید(...) و توجیه تان این باشد که او یک روشنفکر است یا «کلمات قلمبه سلمبه»ای مثل همانند سازی (Assimilation) و یکپارچه سازی (Integration) می برد ، باید بگویم واقعا آدم های «مشنگی» (cons) هستید ... همین (...) من به خودم اجازه می دهم اینطور با شما صحبت کنم(...) تا خودتان را از این منابع فکری، به بهانه اینکه منشاء آنها روشنکران هستند محروم نکنید ... روشنفکر بودن یک مرض نیست. »

La Sociologie est un sport de combat, Film de Pierre Charles, 2001


فیلم : «جامعه شناسی یک ورزش رزمی است»

توضیح : این بخش مربوط به بخشی از فیلم مزبور است که بوردیو را در جلسه ای برای بحث در یکی از حومه های شهری حاشیه ای فرانسه با جوانان فقیر و شورشی نشان می دهد و استفاده از لحنی تا اندازه ای «عامیانه» و بعضی از لغات « به دور از نزاکت» در این نقل قول، بدون دیدن فیلم قابل درک نیست.

بوردیو علیه وارثان

دانشکده علوم اجتماعی21 آبان 1385
حقیقتش من نه عادت دارم و نه قبول دارم که در این جلسات شرکت کنم. در جلساتی که به عنوان بزرگداشت نظریه ﭘردازان برگزار می شود و در این دانشکده بسیار متداول است. فکر می کنم که اگر کسی بخواهد مثلا در مورد بوردیو، هابرماس، مارکوزه، فوکو ... بداند، خودش برود و بخواند. مطلع ترین افراد در مورد این نظریه ﭘردازان، نویسندگان کتابها هستند و در نتیجه هیچ چیز جانشین مطالعه و کتابخانه نمی شود. و اما دلیل دیگر مخالفتم با این سبک جلسات در این بود که نمی خواهم در این جنگ اشباحی که به نظر می رسد در جریان است، شرکت کنم. دانشجویی می گفت، ما طرفدار هابرماس هستیم ولی آنها طرفدار مارکوزه، دانشجوی دیگری اعلام می کرد که بوردیو را به عنوان متفکر خودش یافته است، مقاله ی دیگری از شبح لنین در دانشگاه خبر می داد. انگار که در این وضعیت تنها کار ما و وظیفه مان اینست که در این جبهه های خیالی که میان متفکران ایجاد کرده ایم، سیاه لشکر شویم. نه! من طرفدار بوردیو نیستم. به برگزار کنندگان این مجلس هم گفتم که نیستم و توصیه کردم که شما هم نباشید. نه برای اینکه به جای بوردیو کس دیگری، متفکر دیگری را جانشین کنیم، نه! به این دلیل که اساسا سیاه لشکر نباشیم. چون جامعه شناسیم و جذابیت جامعه شناسی از جمله در اینست که از یک جا به بعد ما را تنها می گذارد. نظریه ﭘردازان دیروز در خصوص امروز جامعه ما به ما چیزی نمی آموزند. بوردیو خود در آغاز و ﭘایان کارش همواره تاکید می کرد که این نتیجه تحقیق من در مورد مثلا نظام دولتی فرانسه در این دوره است. ما هم از یک مرحله به بعد دیگر باید خودمان با جهان اجتماعی مان مواجه شویم. مشاهده و تحلیل کنیم. بشناسیم.
و به همین دلیل است که ﭘذیرفتم بیایم اینجا از "بوردیو علیه وارثان" صحبت کنم. نه برای بزرگداشتی از بوردیو، که خودش می گوید: افرادی که از آن ها تجلیل می شود و در دانشگاه برایشان بزرگداشت می گیریم، زندانی تصویر خود می شوند. از یک روشنفکر تجلیل می کنیم، به او دکترا می دهیم، احترامش می کنیم، و بدین ترتیب است که در دنیای دانشگاهی کسی را به خاک می ﺳﭘارند. اما جامعه شناسی به من فهماند که چطور از لحظه بزرگداشت می توانم همچون لحظه رهایی استفاده کنم.
در نتیجه اولین واکنش من به این مجلس این بود که در آن شرکت نکنم. اما فکر کردم که همچنانکه بوردیو از لحظه بزرگداشت خودش در کالج دو فرانس همچون لحظه رهایی از تصویرش و تشریفات بزرگداشت استفاده کرد، ما هم می توانیم از این لحظه برای رهایی از تصویر استفاده کنیم.
ﭘذیرفتم بیایم اینجا در مورد "بوردیو علیه وارثان" حرف بزنم تا تاکید کنم که بوردیو خود نیز وارث نبود، علیه وارثان بود و ما نیز وارثان بوردیو نیستیم. بوردیو خودش نماینده فکرش است و تنها وظیفه ما می تواند در این باشد که سنت جامعه شناسی او را که سنت نه گفتن بود، مخالفت خوانی بود، جسارت بود، خشم بود، افشای سلطه ﭘنهان اجتماع بود را تداوم بخشیم.
تا سنت او را تجدید کنیم. سنت او را که می گفت: من همیشه در جهت مخالف بودم، همیشه در جهت مخالف شیب حرکت می کردم. همیشه از عمودها بالا می رفتم. وقتی همه به مارکس رفرانس می دادند من از وبر فاکت می آوردم، وقتی همه اتوﭘیست و اعجازگر بودند، خودم را از معجزه در جامعه شناسی محروم می کردم، به خودم نهیب می زدم: کار تو تقویت خیال بافی نیست، واقعیات را ببین. اما حالا، در دوره ای که دیگر کسی خیالبافی نمی کند، به خودم می گویم: الان وقتش است! تا سنت او را که با اشاره به فوکو، می گفت: برای کار علمی باید خشمگین بود، باید شور داشت، و برای کنترل خشم باید کار علمی کرد، احیا کنیم.
تا در برابر دگماتیزم ﭘوزیتیویسم که مشاهده گر است اما بدون مفهوم و بدون تئوری، و تئوریسیسم که تئوریسین است اما موضوع مطالعه اجتماعی ندارد، نمی خواهد دست خود را در میدان اجتماعی آلوده کنند، از جامعه می گریزد و به کتابها و کلاسهایشان ﭘناه می برد، الگوی یک جامعه شناس را زنده کنیم. جامعه شناسی در برابر آنها که جامعه را از دور و از بالا نگاه می کند، جامعه شناسی که چنانچه با اشاره به گوفمن می گفت: لباس سفید به تن کرده و به بالین اجتماع می رود.
چرا این سنت را تجدید کنیم؟ چون بوردیو به گفته خودش، نوک ﭠﭘه ای ست به جا مانده از شهری که کاملا غرق شده است. دنیای روشنفکری عوض شده است. دنیای روشنفکری ما هم عوض شده، اتوﭘﻰ های ما غرق شده اند، چیزی از آن گذشته باقی نمانده، و در نتیجه یادآوری بوردیو به نحوی برای من طعمی از نوستالژی نیز دارد. نوستالژی برای گذشته ای که با همه اشتباهات و خطاهایش، اما ما را در برابر دیکتاتوری واقعیت، جسور و سربلند می کرد. برای دنیایی که خیر و شرش معلوم بود، گذشته ای که عقلانیتش، رویاهای ما را تحقیر نمی کرد، که آزادی طلبی اش، عدالت خواهی ما را محکوم نمی کرد، که حقوقش، تکالیفمان را از یادمان نمی برد. که خشمش کارعلمی را مخدوش نمی کرد. ما هم شاید به نوعی بازماندگان باشیم. بازماندگان آن دنیای قدیم.
///
می گویند جامعه شناسی بوردیو جامعه شناسی خودش است. بوردیو خودش را، تجربه زندگی فردی اش را سوژه مطالعه سوسیولوژیک قرار داده و به تئوریزاسیون تجربه خودش ﭘرداخته است. تجربه خودش در الجزایر. تجربه خودش، فرزند محروم شهرستانی در بزرگترین دانشگاه ﭘاریس. تجربه خودش در رسانه ها.
برای این مطالعه، بوردیو همه مرزهای آکادمیک، و سنتهای فکری را در هم می آمیزد. مفهوم مبارزه طبقاتی را از مارکس می گیرد، تقلید را از گابریل تارد، هژمونی را از گرامشی، ایدئولوژی را از مانهایم، کارکرد ﭘنهان را از مرتون، ... متد را از دورکهیم، و با این مفاهیم و این متد به سراغ خودش می رود، به سراغ جامعه اش می رود و مهمترین تئوری هایش را ارائه می کند.
در این مواجه احساس می کند که جهان اجتماعی مثل یک خانواده است. یک خانواده که ظاهرا خانواده ی نرمال یست، هر کسی در آن نقش و جایگاهی دارد اما، این خانواده اسرار خانوادگی خود را هم دارد، می خواهد این اسرار را ﭘنهان کند، فرو بخورد، فراموش کند، صدایش را در نیاورد. جامعه هم مثل یک خانواده، یک واقعیت آشکار دارد و یک حقیقت ﭘنهان. اشتباه ﭘوزیتیویستها چیست؟ که به این واقعیت آشکار بسنده می کنند، داده هایش را دسته بندی می کنند، می سنجند، اندازه می گیرند اما از ﭘشت صحنه اش غافل می مانند. کار جامعه شناس اما اینست که از این ﭘشت صحنه، ﭘرده بردارد. سر از این اسرار فروخورده درآورد. مکانیسم ﭘنهان را بشناسد و بشناساند. به همین دلیل است که برخی این جامعه شناسی را به جامعه شناسی افشاگرانه متهم می کنند. این "اتهام"، به یک معنا درست هم هست، چرا که جامعه شناسی بوردیو جامعه شناسی ﭘرده برداریست. بوردیو یک جامعه شناس مزاحم است. همه نقشه ها را به هم می ریزد و همه توهمات را می زداید.
سلطه، یکی از مفاهیم اصلی جامعه شناسی بوردیوست. سلطه ای که خارج از آگاهی و اراده ما عمل می کند. جامعه برای او یک فضای سلطه است، فرادستان و فرودستان. خودش می گوید یکبار از دانشجویانم خواستم یک کاغذ بردارند و یک جهان اجتماعی را رسم کنند. او می گوید تقریبا همه دانشجویان یک هرم رسم کردند. بوردیو اما مفهوم فضای اجتماعی را جانشین هرم یا نردبان اجتماعی می کند. اگر روابط اجتماعی را یک هرم ببینیم، عامل اقتصادی، تعیین کننده جایگاه ما بر یک محور عمودیست. جایگاه و تحول فرد در این هرم بر اساس سه بعد تعیین می گردد: حجم سرمایه های فرد( سرمایه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سمبولیک)، توزیع این سرمایه ها( توزیع برابر و یا نابرابرشان)، تحول این سرمایه ها و قابلیت بازتولید و تبدیلشان به هم.( مثلا تبدیل سرمایه اقتصادی به فرهنگی)
برای تملک این سرمایه ها دو راه بیشتر نیست: یا کسبش می کنی و خود میراثی به جا می گذاری و یا به ارثش می بری. وارثان چه کسانی هستند؟ کسانی که این سرمایه ها را به ارث برده اند.
دمکراتیزاسیون آموزش اما به ما این توهم را القا می کند که امروزه همه می توانند این سرمایه ها را کسب کنند. دمکراتیزاسیون یعنی حقوق برابر، امکانات برابر، حتی اگر از خانواده ای محروم از سرمایه باشی، جامعه به تو این امکان را می دهد که سرمایه ها را در مدرسه، دانشگاه، شهر...کسب کنی. در همه این عرصه ها به ما می گویند همه برابرند. همه در برابر قانون یکسانند، همه حقوقی مساوی دارند. همه می توانند وارد دانشگاه شوند، همه می توانند به بالاترین مشاغل سیاسی دست یابند. همه می توانند هنرمند شوند اما این یک توهم است. درست است که موانع آشکار از بین رفته است، قانون دیگر بازدارنده نیست، اما از نظر بوردیو، این قانون برابر، تنها سلطه آشکار را از میان برده است و سلطه و موانع ﭘنهان همچنان موجود است و به بازتولید نظم موجود می ﭘردازد. برابری صوری ، نا برابری واقعی را ﭘنهان می کند.
این موانع ﭘنهان کدامند؟ زبان، گزینش، رفتار آموزشی، مناسبات، عادتواره ها. از دمکراتیزاسیون آموزش چه می فهمیم؟ افزایش تعداد دانشجویان. اما مهمتر از ورود دانشجویان به دانشگاه، بقا دانشجویان در دانشگاه است. و برای بقا یافتن، سرمایه های فرهنگی، بیش از ﭘیش اهمیت می یابند و اینجاست که میراث نقش مهمی ایفا میکند. این تفاوت را ما در سلسله مراتب دانشگاهها هم می بینیم. دانشگاههایی که شانس دومی برای کسانی هستند که از سرمایه های فرهنگی محرومند و به آنها مدرک لازم را برای ورود به جامعه می دهند.
در یک کلاس همه تیپ حضور دارند اما عملا مناسبات سلطه را در میان دانشجویان می بینیم. میان وارثین و آنها که از این سرمایه محروند. این دمکراسی همان دمکراسی سواره ها و ﭘیاده ها ست. همه آزادند در مسابقه شرکت کنند اما مسلما آنها که سواره اند زودتر به هدف می رسند. آنها که امکاناتش را دارند. این امکانات تنها امکانات اقتصادی نیست. امکانات فرهنگی هم هست. مناسبات اجتماعی هم هست. سرمایه های نمادین هم هست.
به این ترتیب، یک درس، یک حقوق برای همه ارائه و اجرا می شود ولی تنها آنها که توانمندی دریافتش را در طول زندگی و در مسیر اجتماعی شدن خود بدست آورده اند از این درس بهره می گیرند و دیگران حذف میشوند. این توانمندی همان عادتواره ها یا ابیتوس است. بوریو، "ایدئولوژی استعدادها " را نقد می کند. استعداد ذاتی را نقد می کند. استعداد به یک معنا امکاناتیس ت که خانواده، محیط خانوادگی برای فرد فراهم می کند و توانمندی هایش را شکوفا می کند. اشاره می کند که وارثان این توانمندی را به ارث برده اند، چگونه؟ در محیط خانوادگی شان، به ضرب کلاس خصوصی و امکانات از همه دست، درحالیکه دانشجویان طبقات متوسط تنها با زحمت و تلاش باید کسبش کنند. در این مناسبات سلطه ای که برقرار می شود، فرودستان ارزشهای طبقه حاکم را درونی کرده و با همان ارزشها ی صاحبان سلطه خود را نگاه می کنند و یاد می گیرند که ﭘا را دیگر از گلیم خود بیرون نگذارند. به این ترتیب فرودستان ابزار سلطه ی فرادستان بر خود می شوند.
در نتیجه اگر بخواهیم خشونت و عیانترین شکل خشونت مثلا قتل، دزدی، تجاوز، سو قصدها... را بفهمیم، باید خشونت ﭘنهان را بفهمیم. خشونت موجود در خانواده، کارخانه، زندانها، مدارس و بیمارستانها، که محصول خشونت موجود در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و مکانیزمهای هست که در بازتولیدشان مشارکت می کنند.
کار جامعه شناس چیست؟ حرفه جامعه شناس چیست؟ افشای این مکانیسم سلطه. ﭘرده برداری. افشای توهم دمکراتیزاسیون. اما به گفته بوردیو، جامعه شناسی تنها به مشارکت در نقد توهمات اجتماعی بسنده نمی کند، او می تواند و باید یک اتوﭘیسم رئالیست را ، جدا از اراده گرایی بی مسئولیت و تسلیم شدن به نظم حاکم، ﭘﻰ ریزی کند. ﭘروژه ی جامعه شناسی در اینست که از ظواهر فراتر رود، بر اساس سنت ﻫﻴﭘوکریت، ﭘزشکی واقعی، با تشخیص بیماری های ناﭘیداست که شروع می شود. بیماری هایی که بیمار از آنها سخن نمی گوید، یا بدانها آگاهی ندارد و یا چنان عیان است که فراموشش می کنیم. علوم اجتماعی واقعی نیز، که می خواهد دلایل واقعی در دهای آشکار را بشناسد و بفهمد، باید نشانه های اجتماعی اش را که معمولا چنان بدیهی به نظر میآ یند که به سختی تفسیر می شوند دریابد.
به همین دلیل است که جامعه شناسی مزاحم است. مزاحم است، ﭘرده برداری می کند. آنچه که ﭘنهان نگاه داشته می شود، آشکار می کند. از اینروست که وقتی جامعه شناسی که از او توقع دارند تنها به جمع آوری و ضبط داده های اجتماعی بسنده کند، کار علمی ﭘرده برداریش را انجام می دهد، به ظاهر کارش افشاگری می نماید.
به بوردیو ایراد می گیرند که شما محتومیت بیولوژیک را از بین بردی، و گفتی که همه استعدادهای برابر دارند اما به جایش محتومیت سوسیولوژیک را برقرار کردی. تو فرودست را دوباره محکوم کردی. وقتی می گویی تنها 3% می توانند بر این ساختارها و تعینات غلبه کنند، باز هم جبر را بر کنشگر اجتماعی حاکم کرده ای. بوردیو ﭘاسخ می دهد : نه! آنها که از دترمینیسم و جبر گرایی سخن می گویند، فراموش می کنند که اول قانون علمی جاذبه زمین را کشف کردیم تا بعد توانستیم بر این جاذبه غلبه کنیم. اول باید این تعینات را شناخت تا بتوان با آن مبارزه کرد. اینکار به معنای محتومیت نیست، چرا که: " آنچه را جهان اجتماعی خود ساخته است، جهان اجتماعی با آگاهی بدان می تواند خود نابودش کند".

شاخه اصلی

نظریه

مفهوم سرمایه در اندیشه پیر بوردیو

پیر بوردیو(Pierre Bourdieu ) ، جامعه شناس فرانسوی (1930-2002) یکی از تاثیر گذارترین جامعه شناسان قرن بیستم جهان بوده است و امروز پنج سال پس از درگذشت او، آثارش به اکثر زبان های زنده دنیا ترجمه شده و تعداد آثاری که به تفکر و مفاهیم مطرح شده به وسیله او اختصاص یافته سر به هزاران می زند. مهم ترین خصوصیت بوردیو در آن بود که برای نخستین بار نظریه پراکسیس را که تا حد زیادی از اندیشه جامعه شناختی مارکسی با گذار آن از دورکیم به امانت گرفته بود در نظریه «سرمایه» خود بازسازی کرد و آن را به الگویی بسیار کاربردی برای درک جوامعه مدرن و پیچیده امروزی در آورد. در مفهوم سرمایه‌(Capital) بوردیو نفوذپذیری او از مارکس به روشنی دیده می شود، اما بوردیو در این مفهوم در حوزه اجتماعی بسیار پیشتر از مارکس می رود که سرمایة اقتصادی و انباشت آن و سازوکارهای این انباشت را محور تحلیل اجتماعی- تاریخی خود قرار می داد. در نزد بوردیو، سرمایة اقتصادی شامل سرمایه های مالی، میراث منقول و غیر منقول، دارایی های گوناگون و غیره تنها یکی از سرمایه های موجود در جامعه است و در کنار آن ما لااقل سه نوع دیگر از سرمایه را نیز داریم. نخست سرمایة فرهنگی شامل تحصیلات و به دست آوردن قابلیت های فرهنگی و هنری، بیانی و کلامی ؛ دوم، سرمایة اجتماعی به معنی به دست آوردن موقعیت های اجتماعی و برخورداری از شبکه‌های کمابیش گسترده‌ای از روابط، دوستان و آشنایان که می توانند در مواقع ضروری به نفع فرد وارد عمل شوند؛ و سوم سرمایة نمادین که به دلیل موقعیت‌های کاریزماتیک و یا با تکیه بر نمادها و قدرت های پیش‌زمینه ای برای نمونه نهادها، سازمان‌ها، دین. قومیت و .... برای فرد ایجاد می شود.
بدین ترتیب هر فرد و هر مجموعه‌ای از افراد در جامعه دارای سرمایه‌ای کلی می شوند که خود ترکیبی است از سرمایه های نامبرده. در بالاترین ردة اجتماعی که میدان قدرت است در جوامعی مثل فرانسه ، به نظر بوردیو کسانی قرار می گیرند که دارای بالاترین سرمایة کل نیز هستند همچون سیاستمداران و مشاغل آزاد(پزشکان، وکلا، صاحبان بزرگ سرمایه...). در حالی که در پایین ترین رده کسانی قرار می گیرند که کمترین سرمایة کل را دارا هستند نظیر مزدبگیران زراعی و کارگران صنعتی ساده. در این میان ترکیب سرمایة اقتصادی و سرمایه فرهنگی می تواند گروه‌های اجتماعی متفاوتی را به وجود بیاورد برای مثال سرمایة فرهنگی نسبتا پایین و سرمایة اقتصادی بالا را می توان در رئوسای صنایع و سرمایه داران متوسط مشاهده کرد، در حالی که سرمایة اقتصادی پایین و سرمایة فرهنگی نسبتا بالا را می توان در مشاغل فرهنگی همچون معلمان و هنرمندان دید. سرمایه ها قابل تبدیل به یکدیگر و قابل مبادله با یکدیگر هستند و بنابراین بازتولید قدرت صرفا از خلال مدارهای خطی ساده مثلا در سیستم سیاسی یا فرهنگی انجام نمی گیرد بلکه در مجموعه هایی ترکیبی از میدان های فرهنگی، سیاسی ، اقتصادی، و ... انجام می گیرد که در مجموعه گروه حاکمان را می سازند.
از بوردیو و درباره بوردیو تا کنون آثار زیادی بهز بان فارسی منتشر شده است. علاقمندان برای اطلاع بیشتر از اندیشه بوردیویی می توانند یه صفحه «پیر بوردیو» در سایت «انسان شناسی و فرهنگ» مراجعه کنند. (http://www.anthropology.ir/bourdieu)

آخرین کتابی که از بوردیو به ز بان فارسی منتشر شده است عنوان « درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» را بر خود دارد. این کتاب به وسیله انتشارات آشیان در 124 صفحه به همراه کتابنامه و نمایه منتشر شد. این کتاب که در سال 1996 نخستین بار در انتشارات لیبر آژیر به انتشار رسیده است، متن دو برنامه ای است که پیر بوردیو جامعه شناس شهیر فرانسوی (1930-2002) در کلژ دو فرانس ، یکی درباره تلویزیون و دیگری درباره مطبوعات و پیوند این دو ابزار با قدرت و سازوکارهای آنها برای دستکاری اندیشه تماشاگران و خوانندگان به کار می برند، اجرا کرد. لیبر آژیر، یک موسسه انتشاراتی بود که بوردیو خود برای انتشار بخشی از آثارش که می توانند برای مخاطبان گسترده قابل استفاده باشند ، تاسیس کرده بود به همین دلیل نیز زبان کتاب به نسبت سایر نوشته های بوردیو بسیار قابل دسترس تر است. در این کتاب بودریو به تشریح دقیق روش های وسایل ارتباط جمعی و به خصوص تلویزیون و مطبوعات برای جهت دهی و گمراه کردن افکار عمومی می زند. تلویزیون به گمان او نوعی ابزار برای ارائه «اندیشه های حاضری» همچون «غذا های حاضری»(مک دانالدی) به تماشاگرانی است که اغلب نه فرصت فکر کردن عمیق دارند و نه علاقه ای به این کار. بدین ترتیب فرایند تحمیق در جامعه به کمک کنشگران اجتماعی که بخشی از آنها در تلویزیون جای گرفته اند و بخشی دیگر جزو مصرف کنندگان آن هستند، در هر دو مورد، اغلب به شکلی ناخود آگاه ، به اجرا در می آید تا قدرت بتواند به بهترین و کم هزینه ترین شکل خود را بازتولید کند. در برنامه دوم، بوردیو به تشریح مطبوعات و سطحی نگری آنها و سازوکارهایی که آنها برای تحمیق مردم دارند می پردازد و نشان می دهد که چگونه در اینجا نیز همچون مورد اول کنشگران حرفه ای مطبوعات عموما به شکلی کاملا درونی شده و ناخود آگاه، قدرت تولید وبازتولید و عاملیت اجتماعی را به حداقل ممکن کاهش می دهند.
کتاب «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» پیر بوردیو به ترجمه ناصر فکوهی به وسیله انتشارات آشیان در 124 صفحه به همراه کتابنامه و نمایه منتشر شد. این کتاب که در سال 1996 نخستین بار در انتشارات لیبر آژیر به انتشار رسیده است، متن دو برنامه ای است که پیر بوردیو جامعه شناس شهیر فرانسوی (1930-2002) در کلژ دو فرانس ، یکی درباره تلویزیون و دیگری درباره مطبوعات و پیوند این دو ابزار با قدرت و سازوکارهای آنها برای دستکاری اندیشه تماشاگران و خوانندگان به کار می برند، اجرا کرد. لیبر آژیر، یک موسسه انتشاراتی بود که بوردیو خود برای انتشار بخشی از آثارش که می توانند برای مخاطبان گسترده قابل استفاده باشند ، تاسیس کرده بود به همین دلیل نیز زبان کتاب به نسبت سایر نوشته های بوردیو بسیار قابل دسترس تر است. در این کتاب بودریو به تشریح دقیق روش های وسایل ارتباط جمعی و به خصوص تلویزیون و مطبوعات برای جهت دهی و گمراه کردن افکار عمومی می زند. تلویزیون به گمان او نوعی ابزار برای ارائه «اندیشه های حاضری» همچون «غذا های حاضری»(مک دانالدی) به تماشاگرانی است که اغلب نه فرصت فکر کردن عمیق دارند و نه علاقه ای به این کار. بدین ترتیب فرایند تحمیق در جامعه به کمک کنشگران اجتماعی که بخشی از آنها در تلویزیون جای گرفته اند و بخشی دیگر جزو مصرف کنندگان آن هستند، در هر دو مورد، اغلب به شکلی ناخود آگاه ، به اجرا در می آید تا قدرت بتواند به بهترین و کم هزینه ترین شکل خود را بازتولید کند. در برنامه دوم، بوردیو به تشریح مطبوعات و سطحی نگری آنها و سازوکارهایی که آنها برای تحمیق مردم دارند می پردازد و نشان می دهد که چگونه در اینجا نیز همچون مورد اول کنشگران حرفه ای مطبوعات عموما به شکلی کاملا درونی شده و ناخود آگاه، قدرت تولید وبازتولید و عاملیت اجتماعی را به حداقل ممکن کاهش می دهند.
این اثر در کتاب فروشی های روبروی دانشگاه تهران در دسترس است.
از پیر بوردیو و با ترجمه ناصر فکوهی، کتاب «درسی درباره درس» نیز به وسیله نشر نی در دست انتشار است.

از پیر بوردیو و با ترجمه ناصر فکوهی، کتاب «درسی درباره درس» نیز به وسیله نشر نی در دست انتشار است.

حس عمل

Bourdieu Pierre, (1989) Le sens pratique. Paris, Les Editions de Minuit. 475 pages.
به باور بوردیو چیزی که در انسان شناسی, تفکر ابتدایی, پیش از منطق یا وحشی می نامیم, نیست مگر منطق عمل, که ما انسان های امروزین همزمان هر روز درکنش هایمان و در داوری هایمان در مورد دیگران و یا در مورد جهان به آن رجوع می کنیم. در واقع, زمانی که ما افراد سیاسی یا نقاشان را طبقه بندی می کنیم, ما به شکل دیگری عمل نمی کنیم, همانطوری که زمانی که انسان های اولیه برای برقراری نظم در دنیایشان عمل می کنند.
همچنین با صبر و شکیبایی می پذیریم تحلیل های جامعه شناسان را زمانی که آنها رفتارهایمان را در زبان قانون و رسوم توضیح و توصیف می کنند. زمانی که قوم شناسان زبانی را برای صحبت کردن مردم به اصطلاح ابتدایی بکار می برند بخصوص موقعی که سخن از ازدواج و یا جادو می کنند, همین عمل را انجام می دهند.
با وجود این, حرکتی که قانون و استراتژی را هدایت می کند همان است که تفکر پیش منطقی یا وحشی را هدایت می کند.
بنابراین, یک منطق عمل برای هر جامعه ای با هر شکلی که دارد, وجود دارد. بوردیو این منطق عمل را در ارتباط و در قالب عادت واره معرفی می کند. به اعتقاد او ’شرایط اجتماعی یک طبقة خاص عادت واره را تولید می کند.‘ (بوردیو, 1989 : 88)
از آنجایی که به باور بوردیو عادت واره ’نظام ساختار شاخت و محرک می باشد‘ (همان : 89) یعنی کنش های ما را هدایت و کنترل می کند, و نیز عادت واره یک محصول اجتماعی است که در طول و مسیر زندگی هر فرد ساخته می شود. بنابراین, عادت واره ’این نکته را مطرح می کند که فرضیة عمل بر روی تجربه های گذشتة فرد بنیاد شده است.‘ (همان : 90) بنابراین, ’ عادت واره محصول تاریخ است و عمل های فردی و جمعی انسان را تولید می کند, لذا, تاریخ هر فرد عادت واره اش را می سازد.‘ (همان : 91)
از این رو, نظریة عمل به عنوان یک عمل یادآور می شود که موضوع های شناخت ساخته می شوند و نه اینکه به صورت منفعلانه ضبط و ثبت بشوند. به طور خلاصه عادت واره که محصول تاریخ فردی است به عنوان ساختاری است که عمل های روزمرة انسان ها را ساخته و هدایت می کند. اما چگونه در عمل و در واقعیت امر می توان این نظریه را مشاهده کرد. بدین منظور در پی تلاش به پرسشی در مورد رفتار انسان از این نظریه بهره می بریم.

فضایِ عادت واره و عادت وارة فضا

در زندگی روزمره شاهد رفتارها و کنشهایی مانند رعایت نوبت و وجود نظم در صفوف مختلف اداری, کاری و خریدی, از تعدادی از افراد جامعه هستیم که باعث خوشحالی ما شده و مایلیم که اکثریت مردم بدان توجه داشته باشند. همچنین, شاهد رفتارهایی مانند رانندگی هستیم که نه تنها باعث ناراحتی و آزردگی روح و بر هم زدن آرامش ما می شود, بلکه, مانع رشد و پیشرفت جامعه نیز می شود. در نتیجه, باعث عقب افتادگی جامعه می شود. چگونه و از کجا می بایستی حرکت را آغاز کنیم تا رفتارها و کنش های خوب توسط اکثریت افراد جامعه اجرا شود؟ از چه راه و با چه روشی می بایستی اقدام کرده تا رفتارهای بد اینگونه افراد جامعه, بهبود یافته و جامعه به سمت توسعه و پیشرفت حرکت کند؟
عادت واره :
برای فهم موضوع از نظریة پی یر بوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی که این رفتارها و فضاهای حاکم بر رفتارها را توضیح می دهد, بهره می بریم. بوردیو معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره (Habitus) می باشد. منظور از عادت واره, مجموعة طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود بر اساس برخورد و تماس با محیط های مختلف مانند : خانواده, رسانه ها, نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. (بوردیو, 1972 : 88) این طرح واره ها مانند : چگونه غذاخوردن, چگونه پوشیدن, چگونگی ارتباطات اجتماعی, ذوقیات و مشغولیات مختلف انسان می باشند.
طبق نظریة بوردیو عادت واره، از سویی, ’ساختار ساختارمندی است که ساختارهایی را ساختار می بخشد.‘ (بوردیو, 1989 : 91) عادت واره ’محصول تاریخ انسان است که اعمال فردی را بوجود می آورد. از جمله, تاریخِ فرد را نیز تولید می کند. از سوی دیگر, در ضمن منحصر بفرد بودن عادت وارة هر فرد, هدایت کننده و نیروی محرکة اعمال و رفتار روزمرة انسان است.‘ (همان, 93)
بنابراین, عادت واره محصول محیط هایی است که فرد در آن محیط ها به دنیا آمده زندگی کرده و رشد می کند. به باور بوریو, ’اصل تفاوت های بین عادت واره های فردی, تفاوت در مسیر اجتماعی شخصی هر فردی است. عادت واره در هر زمانی در ارتباط با ساختارهایی ساخته می شود که توسط تجربه های قبلی شکل گرفته اند. البته, تجربه های جدید نیز دراین ساختن تاثیر دارند.‘ (همان, 101)
از آنجایی که محیط های اطراف افراد جامعه متفاوت می باشند, طبیعتا محصول آنها نیز گوناگون خواهد بود. این است که هر فردی عادت وارة منحصر به خود را دارد. در رابطة تاثیر محیط, امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی, به نقل از کالینیکوس معتقد است که, ’علت تعیین کنندة فلان واقعیت اجتماعی را باید در میان واقعیت های اجتماعی جست و جو کرد و نه در میان حالات آگاهی فردی.‘ (کالینیکوس, 1383 : 237) مثلا, در سطح آسیب های اجتماعی, دورکیم معتقد است که, ’جنایت را به صورت بیماری اجتماعی درآوردن به معنای پذیرفتن این امر است که بیماری چیزی تصادفی نیست, بلکه بر عکس در موارد معینی از ساخت بنیادی آفریدة زنده سرچشمه می گیرد.‘ (همان, 240) و همینطور در مورد خودکشی نیز وی معتقد است که امری اجتماعی است و ’به نسبت درجة یکپارچگی گروه های اجتماعی که فرد جزیی از آن است به نحو معکوس تفاوت می پذیرد‘. (همان, 245)
در واقع, در هر یک از این محیط های اطراف انسان, محیط ها و فضاهایی قالب است که هر یک دارای بار ارزشی و فرهنگی خاصی می باشند.
فضای عادت واره :
هر فضای جغرافیایی به غیر از ظاهر فیزیکی خود, گواه و معرف ارزش ها, هنجارها و یا به عبارتی مجموعة فرهنگی است. به زبان دیگر, هیچ مکان و محدودة جغرافیایی, بدون فرهنگ نمی باشد. در نتیجه, می توان گفت که هر فضای فیزیکی و جغرافیایی دارای هویت فرهنگی است.
در مقیاس کلان, هر کشوری دارای هویت فرهنگی خاصی است که آن را از دیگر همسایگانش متمایز می سازد. یعنی, در هر منطقة جغرافیایی, ارزش ها, هنجارها و آداب و رسومی وجود دارد که نهادینه شده و در زندگی روزمرة افراد آن جامعه قابل مشاهده است.
در مقیاس خرد نیز, برای مثال, یک رستوران یا یک کلاس درس دارای فرهنگ خاص یا هویت خاص به خود می باشد. از این رو, به باور لورو, ’هر فضایی (یا نهادی) ضمن عالمگیر بودن (Universalité), به واسطة فرهنگ خاص خود, منحصر به فرد (Particularité) نیز می باشد. (لورو, 1981 : 10) یعنی, دارای فرهنگ خاصی است.
بنابراین, ما دارای دو نوع فضا هستیم. فضای فیزیکی (Espace) و فضای فرهنگی (فرهنگ دار). فضای فرهنگی یا میدان (Champ) موقعیتی (یا محیطی فیزیکی) است که در متن و درون آن, ارزش ها, آداب و قوانین خاص آن موقعیت حاکم است. این ارزش ها و قوانین می توانند از نوع اقتصادی یا سیاسی یا فرهنگی و یا دینی باشند, که در هر حال, دارای بار فرهنگی هستند. (بوردیو, 1380 : 32 و 47 و 74) میدان های فرهنگی توسط خود افراد جامعه در طی زمان ساخته می شوند. به گفتة بوردیو ’ساختن فضای اجتماعی، این واقعیت نامرئی که نه می توان آن را لمس کرد و نه می توان به سمت آن اشاره کرد، و در عین حال رفتارها و تظاهرات عاملان اجتماعی را تنظیم می کند.‘ (همان, 39) در واقع, ضمن اینکه هر یک از ما محصول فضاهای اطراف خود هستیم, هر یک نیز به نوعی, فضاهای اطرف خود را می سازیم. در نتیجه, می توان گفت که هر طبقه ای فضای خاص بخود را دارد. بوردیو می افزاید ’تطابقی میان فضای طبقات اجتماعی و فضای رفتاری هر یک وجود دارد، مثلا اینکه فضای طبقة اجتماعی برتر، چه نوع ورزش ها، سرگرمی ها، نوشیدنی ها، گرایش های سیاسی و غیره را ترجیح می دهد.‘ (همان, 31) یا اینکه ’رابطه میان جایگاه اجتماعی، امکانات و موضع گیری ها است، به تعبیر دیگر، رابطه میان شبکة روابط اجتماعی، عادت واره های ذوقی و انتخاب هایی که عاملان اجتماعی در عرصة متنوع رفتارها همچون، غذاخوردن، ورزش کردن، موسیقی نواختن و سیاست ورزیدن و غیره صورت می گیرد.‘ (همان, 32) وی در ادامه می افزاید که ’ فضای اجتماعی به این ترتیب ساخته می شود که عاملان و گروه های اجتماعی بر اساس جایگاهشان در توزیع آماریِ دو اصل تفاوت گذار تقسیم می شوند، این دو اصل که در جوامع پیشرفته، چون آمریکا، ژاپن یا فرانسه، تاثیرگذارترین عواملند، عبارت است از سرمایة اقتصادی و سرمایة فرهنگی.‘ (همان, 33)
بنابراین, عادت واره ها در ضمن معرفی شخصیت و یا هویت هر انسانی, معرفِ فضاهای فرهنگی و میدان هایی است که فرد در آنها زمانی را گذرانده و رشد کرده است. به عبارتی, می توان گفت که ’عادت واره هم مبین منش و خصلت و رفتار فردی است و هم مبین شکلی از زندگی و نوعی فضا یا جو اجتماعی که در هیئت مجموعه ای از رسوم و ارزش ها و نهادهای جمعی عینیت یافته است.‘ (بوردیو, 1379 : 151)
در نتیجه, اولا, به صورت کلی می توان گفت که از سویی, عادت واره ها محصول فضاها هستند. از سوی دیگر, انسانها نیز می توانند فضاهایی را خلق کنند, یعنی, فضاها نیز محصول عادت واره های انسانها می باشند. البته, همة انسان ها به یک اندازه توان ساختن و دگرگونی در فضای اطراف خود را ندارند.
ثانیا, هر فضایی به خودی خود بوجود نمی آید, بلکه محصول تاریخ گذشتة خود و اندیشة صاحبان آن فضا نیز هست. به عبارتی, هر فضایی دارای عادت واره ای است که آن فضا را ساخته و هدایت می کند.
عادت وارة فضا :
به زبان دیگر, از طرفی عادت وارة فضا, شکل فضا را مشخص و تعیین می کند و از طرف دیگر, شکل فضا, عادت وارة انسان را می سازد. ضمن اینکه عادت وارة انسان, فضای فکری او را بنا می کند و نشان می دهد. بنابراین, فضای فکری انسان یا عادت واره اش, به نوبة خود در خلقِ فضای جدید متکی بر عادت وارة فضا, اقدام می کند. در نتیجه, یک چرخه ای دائمی, بین انسان ها و فضاهای اطراف آنها بر قرار است. بدینسان, در صورتی که عادت وارة فضا خوب, پویا و مناسب باشد, فضای مناسب داشته, سپس, عادت وارة مناسب فردی بوجود آمده و در نهایت رفتار مناسب فردی تولید خواهد شد. یعنی, در این حالت شاهد یک چرخة خوب و سالم خواهیم بود. بر عکس, در صورت بد بودن, نامناسب بودن و ایستا بودن عادت وارة فضا, فضای نامناسب تولید شده و به تبع آن, عادت وارة فردی نامناسب بوجود آمده و سپس, دارای رفتارهای نامناسب خواهیم بود. در این حالت شاهد چرخة ناسالمی هستیم.
بدین سان, با توجه به اینکه فضا نیز دارای عادت واره است و در تولید عادت وارة فرد نقش دارد, این پرسش اساسی مطرح است. با تغییر کدامیک می توان در دیگری نیز تغییراتی را بوجود آورد؟ به عبارتی, چگونه می توان عادت وارة انسانهای یک جامعه را تغییر داد؟ یعنی, چگونه می توان رفتارهای افراد یک جامعه را بهبود ساخت؟ یا چگونه می توان فضاهای یک جامعه را تغییر داد؟ در واقع, برای بهبود, پیشرفت و توسعة یک جامعه از کجا می بایستی تغییرات را آغاز کرد؟
پاسخ به این پرسش ها و شناخت این نکته ها یقینا اجازه می دهد تا گامی بلند و مطمئن را بتوان در پیشرفت و توسعة جامعه بر داریم.
در همین رابطه, نکتة مهم نیز در ارتباط با انسان قابل تعمق است که، گاهی ضمیرِ انسان بر اساس تماس با محیط ها و فضاهای متفاوت و از پیش تعیین شده دچار تغییر و دگرگونی می شود، بدون اینکه خود فرد در جریان این تغییر قرار گرفته باشد. به گفتة هانری لوفور فیلسوف فرانسوی, در این حالت ضمیر انسان مسخ شده یا دست کاری شده است. (لوفور, 1999) مکتب فرانکفورت نیز به این موضوع توجه خاصی دارد. این مکتب, ’طی بررسی ها و تحقیقات متعدد خود در بارة تاریخ جامعة آلمان از منظر و ابعاد مختلف با معضل یا پدیدة خاصی رو به رو شده بود و آن عبارت بود از مسئلة توسل فاشیسم به ابزار فریبکارانه به منظور دستکاری در اذهان, چیزی که در تعبیر کلی می توان از آن تحت عنوان نظریة فریب (manipulation theory) یاد کرد.‘ (نوذری, 1384 : 109) لذا، در این حالت ها, رفتارها و کنش های افراد نیز، تغییر و دگرگونی یافته و یا مسخ شده است. یعنی, افراد، اعمالی را انجام می دهند, بدون اینکه کاملا واقف به رفتارهای خود، و یا همچنین نتیجة اعمال خود باشند. در واقع، دارای فضاهائی می شوند که از محتوا و اهداف آن اطلاع ندارند.
بدین ترتیب، با توجه به این نکته، می توان در جهت مثبت و پیشرفت افراد و توسعة جامعه، و برای پاسخ به نیاز خاصی، با تاثیر گذاشتن بر اذهان افراد، فضاهای جدیدی به وجود آورد، یا محتوای فضای خاصی را دستکاری کرده، یا تغییر داد. پس، شکل، ساختار و محتوای فضاهای انسانها، ساکن و بدون تغییر نیستند، ولی, این تغییر در نزد افراد و در فرهنگهای مختلف بطور یکسان صورت نمی پذیرد. این تغییرات، هم از نظر تندی و کندی، هم از نظر اندازه و محتوی، هم آگاهانه یا ناآگاهانه، با یکدیگر متفاوت اند.
فرد و فضا :
آیا همة انسانها به صورت مکانیکی با فضا برخورد می کنند و از آن تاثیر می پذیرند؟ پاسخ این پرسش منفی است. چون افراد از درجات مختلف آگاهی برخوردار بوده, در نتیجه با فضا به صورت یکسان برخورد نمی کنند.
تعدادی از افراد با فضایی که برخورد می کنند مشترکاتی داشته, در نتیجه اعم از آگاه و یا ناآگاه, فکور و یا غیر فکور, در فضا حل می شوند و عادت وارة آنها به مانند عادت وارة فضا می شود.
تعدادی دیگر که غالبا فکور نمی باشند, بدون داشتن مشترکات با فضای خاصی, منفعلانه با فضا برخورد کرده و بدون مقاومت, در آن فضا حل می شوند.
تعدادی از افراد, فضای موجود را نمی پسندند و به مبارزه با فرهنگ فضا برخواسته و فضای خصوصی برای خود مهیا می کنند. بنابراین, اینگونه افراد دارای عادت واره ای متفاوت از عادت وارة فضا می شوند. این نوع فضای فرهنگی (میدان) را در تعدادی از خانواده ها نسبت به فضای جامعه شاهد هستیم. یا جوانانی که با فرهنگ فضای والدین خود مخالف باشند, مثلا شکل اطاق آنان فضای خصوصی شده و متفاوت از فضای والدینشان می شود.
تعدادی دیگر, موافق یا مخالف فرهنگ فضا باشند, در تلاش هستند تا فضا را به سمت خواسته های خود جذب کرده و کم کم شکل فضا را تغییر می دهند. ناگفته پیداست که همة افراد قدرت و توان چنین کاری را ندارند. غالبا افرادی که از آگاهی بیشتری برخوردار باشند کمتر و دیرتر تحت تاثیر فضاها قرار گرفته و در صورت داشتن قدرت, فضا را دچار تغییر و تحول خواهند کرد. بر عکس, هر چقدر افراد از آگاهی کمتری برخوردار باشند, سریع تر و بیشتر تحت تاثیر فرهنگ فضا قرار می گیرند.
ضمنا, بعضی از فضاها و صاحبان آن به دنبال افراد ناآگاه و مطیع بوده تا آنها را بیشتر و سریع تر تحت تاثیر خود قرار بدهند. در حالی که, تعدادی دیگر از فضاها که غالبا پویا هستند, بدنبال افراد آگاه تر, خلاق تر و نوآورتر هستند, تا پویایی و پیشرفت فضا تضمین بشود.
به عنوان نتیجة نهایی می توان گفت که عادت وارة فضاهای اجتماعی, شکل فضاها را می سازند و تعیین می کنند. سپس, شکل فضاها عادت وارة انسانها را می سازند. و در نهایت, عادت وارة انسانها اعمال و رفتارهای روزمرة آنها را تعیین و هدایت می کنند. مجموع رفتارها و اعمال روزمرة انسانها یا مجموع عادت واره های انسانها, در چگونگی و تغییرات فضاهای اجتماعی تاثیر می گذارند. و کم کم عادت وارة فضاها را دچار تغییر می کنند. پر واضح است که, هر چقدر فرد در جامعه از موقعیت برتر و بالاتر و تصمیم گیرنده تری برخوردار باشد, که این امکان فقط در اختیار نخبگان جامعه می باشد, در تغییر دادن عادت واره های فضاهای اجتماعی موفق تر عمل می کند. کلا, امکان اینگونه تغییرات در جامعه برای چنین فردی میسرتر و راحت تر می باشد.
در نتیجه, برای تغییرات کلی تر در راستای پیشرفت و توسعة جامعه, راه بهتر, مطمئن تر و آسان تر این است که, از عادت وارة فضاها (یا فرهنگ میدان ها) شروع کنیم.

فهرست منابع
- بوردیو پی یر, (1379), تکوین تاریخی زیباشناسی ناب. ترجمة مراد فرهادپور. در : فصلنامة فلسفی, ادبی, فرهنگی ارغنون. شمارة 17, زمستان 1379.
- بوردیو پی یر (1380)، نظریه کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمة مرتضی مردیها. انتشارات نقش و نگار.
- کالینیکوس آلکس, (1383), در آمدی تاریخی بر نظریه ی اجتماعی. ترجمة : اکبر معصوم بیگی. نشر آگه.
- نوذری حسینعلی (1384), نظریه ی انتقادی مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعی و انسانی. تهران, نشر آگه.
- Bourdieu Pierre. (1972), Esquise d’une théorie de la pratique, précedée de trois études d’éthnologie Kabyle, Ed Droz. Genève
- Bourdieu Pierre, (1989) Le sens pratique. Paris, Les Editions de Minuit.
- Lefebvre Henri, et Norbert Guterman, (1999), La conscience mystifiée. Edition, Syllepse.
- Lourau René, (1981), L'Analyse Institutionnelle, éditions de Minuit.

عضو هیئت علمی دانشکدة روانشناسی, دانشگاه الزهرا, دکتر مرتضی منادی

شاخه اصلی

نظریه

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - پیر  بوردیو