مشروطه

تصویر : گروهی از تجار مشروطه خواه با فرمان مشروطیت در خانه ی حاج امیر الضرب / منبع : iichs.org)
صد پس از جنبشی که «انقلاب مشروطه» نامیده شد، هنوز درباره ماهیت و اهداف و کنشگران و فرایندها و تحول و آینده آن، میان  متخصصان ایرانی و غیر ایرانی تاریخ و علوم اجتماعی، اجماع وجود ندارد. صد سال پس از مشروطه، جامعه ایرانی هنوز کمابیش درگیر همان  درگیری های فکری و سیاسی است که در آن زمان بود. هم از این رو بحث مشروطه برای ما بیشتر از آنکه بحثی «تاریخی» باشد، بحثی مربوط به زمانه خودمان است و پرونده مشروطه، پرونده ای گشوده که انسان شناسی و فرهنگ آن را از امروز باز و به تدریج گسترده تر خواهد کرد.  

::
o    صفحات این پرونده در انسان شناسی و فرهنگ؛

1.    در یک دست : «کُنستی توسیون» و در دست دیگر : بمب و باروت (آب از سرچشمه گل آلود شد!) – به مناسبت یکصد و پنجمین سال انقلاب مشروطیت ایران
http://anthropology.ir/node/10756

2.    گسست از فرهنگ سیاسی مشروطه در انقلاب جنگل و پیامدهای آن (1)
http://anthropology.ir/node/6715

3.    گسست از فرهنگ سیاسی مشروطه در انقلاب جنگل و پیامدهای آن (2)
http://anthropology.ir/node/6748

4.    مشارکت اجتماعی زنان در دوره ی مشروطه
http://anthropology.ir/node/3102

5.    پیرامون فرهنگ سیاسی (9) : بررسی علل «درجازدگی» اجتماعی – سیاسی ایرانیان از منظر «فرهنگ سیاسی»؛ با تکیه بر دو جنبش «مشروطه خواهی» و «ملی شدن نفت»
http://anthropology.ir/node/8870

6- عارفِ مشروطه
http://anthropology.ir/node/8315

7.    بختیاری ها و مشروطیت
http://anthropology.ir/node/10539

8.    مجموعه کارت پستال های مشروطه (1)
http://anthropology.ir/node/5814

9.    مجموعه کارت پستال های مشروطه (2)
http://anthropology.ir/node/5832

10.    گزارش سخنرانی : نقش نخبگان در سه انقلاب مشروطه ی ایران، میجی ژاپن و سویاتسن چین
http://anthropology.ir/node/8753

11.    پیشینه های اجتماعی – اقتصادی جنبش مشروطیت (کتاب)
http://anthropology.ir/node/7981

12.    پرونده ی قاجار
http://anthropology.ir/node/10171

13- یادداشت های سید محمد طباطبایی
http://www.anthropology.ir/node/12157

14-  سفر نامه ایرانیان به فرنگ
http://anthropology.ir/node/13502

15- تئاتر / باستانشناسی: خانه کمال الملک
http://anthropology.ir/node/13630

16- مجلس اول مشروطه در آتش پردود
http://anthropology.ir/node/17011

17- گسست از فرهنگ سیاسی مشروطه در انقلاب جنگل و پی آمدهای آن
http://www.anthropology.ir/node/18531

18- ادیب الممالک فراهانی
http://anthropology.ir/node/18645

19- روزنامه های مشروطه دوم و کاربرد ترکی آذری
http://anthropology.ir/node/19470

20- مشارکت اجتماعی زنان در دوره مشروطه
http://www.anthropology.ir/node/3102
::

o    پیوند به بیرون ؛

فارسی:

12.    جنبش مشروطه در ایران – ویکیپدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

13.    زنان در جنبش مشروطه – ویکیپدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87

14.    فرمان مشروطیت – ویکیپدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA

15.    خانه ی مشروطه ی اصفهان
http://khanemashroote.ir/person.php

16.    نقش زرتشتیان در انقلاب مشروطه
http://www.100years.ir/shownews.php?id=432

17.    تجار مشروطه خواه – پیرامون «تجار، مشروطیت و دولت مدرن»
http://www.ensani.ir/fa/content/111282/default.aspx

18.    نهضت مشروطیت به روایت تصویر
http://www.iichs.org/index.asp?img_cat=1&img_type=0

19.    منابع مشروطیت
http://sharghnewspaper.ir/News/90/06/23/11045.html

20.    تفاوت های مشروطه و انقلاب اسلامی
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=174875

21.    جایگاه شعر در ادبیات مشروطه
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1670935

22.    تاریخ یزد – دوره ی مشروطه
http://yazdsaf.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/339-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%DB%8C%D8%AA

23.    واژه ی مشروطه
http://www.scribd.com/doc/2465480/-

24- معرفی دو کتاب درباره مشروطه: کسروی و آدمیت
http://anthropology.ir/node/14662

 

 



::

انگلیسی:

24.    The Iranian Constitutional Revolution 1906 – 1911
http://www.iranheritage.org/mashrutehconference/

25.    Persian Constitutional Revolution
http://en.wikipedia.org/wiki/Persian_Constitutional_Revolution

26.    Qajar (Kadjars) and the Constitutional Revolution of 1906
http://www.qajarpages.org/qajrevol.html

27.    The Iranian Constitutional Revolution 1906 – 1911 (Book)
http://www.janetafary.com/the-iranian-constitutional-revolution-1906-1911/
and :
http://www.janetafary.com/the-iranian-constitutional-revolution-1906-1911-2/

28.    Anniversary of the Iranian Constitutional Revolution
http://www.aifcpdx.com/anniversary-iranian-constitutional-revolution

::

تهیه و تنظیم : مرضیه جعفری


دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

نخستین روزنامه های گیلان (1)

توده مردم ایران تا نهضت مشروطه و اکثریت نخبگان جامعه تا بیش از دره ناصرالدین شاه روزنامه و روزنامه نگاری را نمی‌شناختند. مانند بسیاری از دیگر پدیده‌های نو، تنها گروهی انگشت شمار از درباریان و دیوانیان عالی رتبه و بازرگانان که با خارج به ویژه با هند و  روسیه در تماس بودند از وجود کاغذ اخبار یا گازت آگاهی داشتند.

نخستین روزنامه های گیلان (1)

توده مردم ایران تا نهضت مشروطه و اکثریت نخبگان جامعه تا بیش از دره ناصرالدین شاه روزنامه و روزنامه نگاری را نمی‌شناختند. مانند بسیاری از دیگر پدیده‌های نو، تنها گروهی انگشت شمار از درباریان و دیوانیان عالی رتبه و بازرگانان که با خارج به ویژه با هند و  روسیه در تماس بودند از وجود کاغذ اخبار یا گازت آگاهی داشتند.

نخستین روزنامه نگار در تاریخ روزنامه نگاری ایران میرزا صالح شیرازی بود که توسط شاهزاده عباس میرزا برای تحصیل به لندن فرستاده شد. وی بعد از مراجعت از لندن در ۱۲۵۳ طلیعه و اعلامیه انتشار روزنامه در یک صفحه را منتشر شد و البته اسم و عنوان خاصی نداشت، اما روشن است که بر اساس اعلامیه مذکور به کاغذ اخبار معروف بوده است. وی همچنین به توسعه فن چاپ پرداخت و شخصی به نام اسدالله باسمه چی را به این منظور به روسیه فرستاد.

چاپخانه

شاه عباس صفوی در سال ۱۰۵۰ قمری پس از آنکه ارامنه ارمنستان را به اصفهان کوچاند، در کلیسای انک یا کلیسای سن سور واقع در جلفای اصفهان اسقفی به نام خاچاطور گیساراتسی چاپخانه‌ای دایر کرد که برای اولین مرتبه در ایران با حروف و وسایل ابتدایی توسط کشیشان ساخته شده بود. در سال ۱۲۵۹ قمری یکی از بزرگان ارمنی اهل جلفا به نام مانوک هورتانیان که در جاوه سکونت داشت، یک ماشین چاپ خوب که به جدیدترین وسایل مجهز بود، به کلیسای وانک هدیه کرد.

اما ایرانیان در حدود یکصد و پنجاه سال هیچ اقدامی برای ایجاد چاپخانه فارسی نکردند تا اینکه در زمان فتحعلی شاه قاجار به همت ولیعهد او عباس میرزا چند تن برای آموختن فن چاپ به انگلستان و روسیه فرستاده شدند و برای اولین بار دستگاه‌های چاپ حروف سربی و سپس دستگاه چاپ سنگی را به ایران آوردند. ( ص ۳۸)

عباس میرزا نایب سلطنه قبل از میرزا صالح شیرازی و پس از امضای صلحنامه گلستان میان ایران و روس (۱۲۲۸ قمزی/ ۱۸۱۳ میلادی) ورود چند دستگاه چاپ را به روس‌ها سفارش داده بود. پس از این سفارش شخصی به نام میرزا زین العابدین تبریزی به پترزبورگ اعزم شد تا فنون چاپ و ساختن مرکب را فرا بگیرد.

اولین کتاب چاپی توسط همین شخص به نام فتح نامه چاپ شد که آن را میرزا عیسی قائم مقام فراهانی نوشته بود و از جنگ بین ایران و روس در سال ۱۲۷۷ و صلح نامه گلستان سخن می‌گفت.

نخستین روزنامه های گیلان

خیرالکلام نخستین روزنامه گیلان و از روزنامه‌های مهم صدر مشروطه در تاریخ ۲۴ جمادی الثانی ۱۳۲۵/ ۱۳ مرداد ۱۲۸۶/ چهارم اوت  ۱۹۰۷ توسط میرزا ابوالقاسم افصح المتکلمین در شهر رشت شروع به کار کرد(۶۰۷)

افصح اگرچه در زمینه مشروطه خواهی جزو روزنامه‌های تندرو نبود اما در مورد مسایل محلی گیلان دمی آتشین داشت و مخالف حضور استعمار روس بود. در رمضان سال ۱۳۲۵ شاهزاده امیر اعظم حمکران گیلان بر انجمن ابوالفضل که بانی واقعی آن افصح المتکلمین بود به بهانه آنکه آشوب‌های شهر از این انجمن برمی‌خیزد، خشم گرفت و محل انجمن را بست. غلام حسن میرزا صالح در کتاب بحران دموکراسی در مجلس اول اشاره دارد: (سید جلال شهرآشوب و رحیم معروف به شیشه بر و استاد غلی کفشدوز و افصح المتکلمین مدیر روزنامه خیر الکلام را آورده و چوب مفصلی زده و به افتضاح حبسشان کردند.

بعد از این واقعه افصح تبعید شده و روزنامه تعطیل شد. که البته کمتر از ۳ ماه بعد با پافشاری های دادخواهان و روزنامه نگاران وی بازگشت و از نو شماره را منتشر نمود (ص ۶۰۸)

ساحل نجات

اولین روزنامه‌ای که در انزلی چاپ و نشر یافت نام مدیر و سایر مشخصات روزنامه چون شماره‌هایی از آن را در اختیار نداریم، نامعلوم است. از اینکه مدیر روزنامه مورد بحث افصح المتکلمین نبود و شرکای چاپ خانه ساحل نجات هم در امر چاپ و توزیع آن دخالتی نداشته‌اند، تردیدی وجود ندارد. میرزا ابوالقاسم افصح المتکلمین در صفحه چهارم شماره اول ساحل نجات خود اعلام می دارد که جویای نامی جریده ساحل نجات نشر نموده که مربوط به این موسسه نیست، ولی رابینو، برون، محمد صدرهاشمی ذکری از آن به میان نیاورده‌اند. به هر حال این روزنامه بعد از نشر یک یا چند شماره تعطیل گردید.

کنکاش

روزنامه چاپ رشت که دو بار در هفته به تاریخ ۱۳۲۸ هجری مطابق ۱۹۰۰ میلادی انتشار می‌یافت و ناشر آن محمدعلی حسن‌زاده بوده است.

به شماره ۱۷۱ رابینو مراجعه شود که بنا به اظهارات وی روزنامه در سیاست معتدل بوده و اولین شماره در ۱۳ ذوالقعده ۱۳۲۸ مطابق ۱۶ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی انتشار یافت.( براون، ۴۴) فرزند حاج حسن آقا از انقلابیون گیلان که به وی اعتماد بسیاری داشتند.

گلستان

روزنامه هفتگی چاپ رشت به تاریخ ۱۳۲۵ هجری / ۱۹۰۷ به مدیریت آقا محمدحسین رئیس التجار. به عقیده رابینو فقط چهار شماره از این روزنامه منتشر گردید. اولین شماره در ۱۴ شعبان ۱۳۲۵ / ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۷. و آخرین شماره اول ذوالحجه مطلبق با ۵ ژانویه ۱۹۰۸ چاپ شده است. نکته قابل توجه اینکه به جای قیمت، آن را هدیه به غیرت و پاکدامنی در داخل کشور عدالت و برابری در خارج کرده بودند.

تاریخ انتشار

دوشنبه, دى 21, 1394 - 23:13

شاخه اصلی

گیلان

مجاهدان مشروطه

یزدانی، سهراب، 1389، مجاهدان مشروطه، نشر نی، چاپ دوم، 341 صفحه

پیش‏گفتار
انقلاب مشروطیت یکى از بزرگ‏ترین رویدادهاى سیاسى در ایران سده بیستم بود. آن جنبش به زندگى حکومتى خودکامه پایان بخشید، شاهى را که با نیروى نظامى بر مجلس تاخته و قانون اساسى را پایمال کرده بود، به زور اسلحه از تخت فرمانروایى برداشت و برجایش حاکم خردسالى را نشاند که بنا بود در چارچوب قانون و به‏طور محدود سلطنت کند. همپاى تحولات سیاسى، مشروطیت پیکره جامعه ایران را دگرگون کرد. در میانه خیزاب انقلاب، انسان‏هایى که به گروه‏هاى حکومتگر وابستگى نداشتند، و در نوشته‏هاى رسمى زمانه چندان نام و نشانى از آن‏ها نبود، به میدان پیکار سیاسى و اجتماعى میهن خود پا گذاشتند و بر روند رویدادها تأثیر نهادند. این گمنامان جامعه از میان چنین گروه‏هایى مى‏آمدند: قشرهاى متوسط، پیشه‏وران و اعضاى اصناف و شاگردان آن‏ها، دکاندارها و کاسب‏ها، کارگران، فرودستان شهرى، زنان، روستاییان، و داوطلبان مسلح ملى که به نام «مجاهد» شناخته مى‏شدند. مجاهدان بخش ناچیزى از کل جمعیت کشور بودند، اما توانستند تحولى بزرگى در نظام سیاسى پدید بیاورند. آنان مشروطیت بربادرفته را به جامعه بازگرداندند و از این راه، سرنوشت کشور را رقم زدند. این کتاب درباره همین گروه است و مى‏کوشد سرشت اجتماعى مجاهدان را بکاود و محدوده تأثیر سیاسى و اجتماعى آنان را نشان دهد. درباره شیوه تحقیق و نگرش این نوشته توضیحى کوتاه ضرورى است:
     یکم ــ این کتاب، پژوهشى تاریخى است. در این شیوه پژوهش، موضوع بررسى هنگامى مفهوم مى‏شود که در چارچوب زمانى و مکانى مشخص ــ یا به عبارت دیگر، در محدوده تاریخى‏اش ــ جاى بگیرد. بنابراین، براى آگاهى از سرگذشت اجتماعى مجاهدان، به بخشى از رویدادهاى دوره مشروطیت نیز اشاره مى‏شود. اما کوشش بر آن است که تاریخ‏نگارى مجاهدان جنبه روایى نیابد و شرح رویدادها از مرز روشن‏کردن موضوع پژوهش فراتر نرود.
     دوم ــ بخش بزرگى از این بررسى درباره رویدادهاى تبریز و مجاهدان این شهر و سرنوشت آن‏ها است. علت این است که مجاهدان در تبریز به صورت «گونه اجتماعى» مشخصى درآمدند. چنین «گونه‏اى»، به همان صورت و همان ترکیب، در مناطق دیگر کشور شکل نگرفت. بنابراین مى‏توان تبریز را کامل‏ترین صحنه اجتماعى براى بررسى پدیده مجاهدان مشروطه دانست.
     سوم ــ فضاى نسبتا وسیعى نیز به لوطیان تبریز اختصاص مى‏یابد. فرضیه‏اى که در این نوشته پرورده‏شده، این است که لوطیان ستون فقرات مجاهدان تبریز را مى‏ساختند. اما درباره خاستگاه اجتماعى، شیوه زندگى، معتقدات، آداب و رسوم، و مشارکت این گروه در زندگى سیاسى جامعه بررسى چندانى صورت نگرفته است. به همین دلیل توصیف این «لایه اجتماعى» ضرورى به نظر آمد.
     چهارم ــ یکى از سازمان‏هاى تأثیرگذار بر مشروطیت ایران، «فرقه اجتماعیون عامیون» بود که روابطى نیز با سازمان قفقازى همت داشت. درباره ماهیت، دیدگاه سیاسى و وابستگى حزبى «سازمان همت» و فرقه اجتماعیون ایران مطالب درست و نادرست با هم آمیخته‏شده و شناخت تاریخى آن دو سازمان را دشوار ساخته است. در این‏جا مى‏کوشیم نگاه تازه‏اى بر سازمان همت و اجتماعیون بیندازیم. اما این برداشت نه جامع است، نه مانع. قطعیتى نیز در آن نیست. ابراز نظر دقیق درباره آن دو سازمان نیاز به پژوهش‏هایى گسترده‏تر از بررسى کنونى دارد.
     پنجم ــ بختیارى‏ها در سرنگونى حکومت استبدادى سهم بسیار داشتند و سپس یکى از نیروهاى اداره‏کننده حکومت مشروطه شدند. اما آنان نیرویى ایلى بودند و از نظر ترکیب اجتماعى و انگیزه سیاسى سنخیت چندانى با مجاهدان نداشتند. با وجود این، بختیارى‏ها یکى از ستون‏هاى نیروى نظامى ملى بودند و بر زندگى سیاسى‏ـ اجتماعى کشور و سرنوشت مجاهدان تأثیر فراوان نهادند. بنابراین به نیروى ایلى بختیارى نیز در خور مقامش توجه مى‏شود.
     ششم ــ مجاهدان نیرویى نظامى بودند که به علت شرکت در جنگ تبریز، و سپس در اردوهاى مشروطه‏خواه، بر روند مشروطیت تأثیر گذاشتند. این نوشته از جنبه‏هاى نظامى نیروى مجاهد سخن مى‏گوید. اما مسائل نظامى را به حاشیه مى‏راند تا جنبه‏هاى اجتماعى مجاهدان محور بررسى باشد.
            
 

فصل یکم

تبریز پیش از مشروطیت

آذربایجان به هنگام سلطنت قاجار مهم‏ترین ایالت ایران شمرده مى‏شد. حکومت این منطقه در زمان سلطنت فتحعلى‏شاه به ولیعهد واگذار شده بود و این قاعده تا عصر مشروطیت پابرجا مانده بود. مرکز فرمانروایى ولیعهد شهر تبریز بود که، به همین مناسبت، لقب «دارالسلطنه» داشت. ولى نماى شهر نشانگر آن مقام و این عنوان نبود. تبریز زیبایى یا جلوه چشمگیرى نداشت. مخبرالسلطنه در سال 1296 ق. / 1258 ش. به آن شهر پا نهاد و گویى غبار غم بر دلش نشست. او نوشت: «ورود به تبریز ابدا بدان نمى‏ماند که شخص به شهر بزرگى ورود کرده است. کوچه‏ها تنگ، پیچاپیچ؛ مدتى باید بین دو دیوار گلى عبور کرد تا شخصى به مرکز برسد.»  چنان‏که نوشته جغرافى‏دان آلمانى، گروته ، حکایت مى‏کرد، چهره تبریز پس از گذشت سى سال کمابیشهمان‏گونه مانده بود. وى شهرى دید یکنواخت، بدون بناى دیدنى، با کوچه‏هاى تنگ و تاریک، گاه آکنده از گل و لاى.
    اما در میان تار و پود این بافت بدقواره، یکى از بزرگ‏ترین شهرهاى ایران دامن گسترده بود. تبریز در ابتداى سده بیستم میلادى، پس از تهران، پرجمعیت‏ترین شهر کشور بود. به برآورد برى‏یر  200 هزار نفر، و به نوشتهبارتولد 240 هزار نفر در تبریز مى‏زیستند.  این جمعیت در شانزده کوىاصلى شهر پراکنده بودند.  برخى از کوى‏ها جنبه طبقاتى کمابیش مشخصى داشتند. کوى ششگلان مکان زندگى اعیان و بزرگان بود. کوى نوبر تاجرنشین بود. در قره‏آقاج و لیلاوا (لیل‏آباد) پیشه‏وران و صنعتگران زندگى مى‏کردند. بیش‏تر ساکنان هکماوار (حکم‏آباد) کشاورز یا کارگر مزدبگیر بودند. ولى هیچ محله‏اى یکسره مکان زندگى طبقه اجتماعى به‏خصوصى نبود. زیرا هنوز محل کار، به‏طور کامل، از مکان زندگى جدا نشده بود. بنابراین، در هکماوار، صاحب کارگاه فرش‏بافى نزدیک کارگاهش و در کنار کارگرانش زندگى مى‏کرد.  افراد خانواده ستارخان، که روزگارشان با پیله‏ورى و پیشه‏ورى مى‏گذشت، در امیرخیز هم محله‏اى چند بازرگان مشهور بودند. باقرخان بنا ساکن کوى تاجرنشین خیابان بود. دوچى (شتربان) بزرگ‏ترین کوى تبریز شمرده مى‏شد. بسیارى از ساکنان آن با شغل‏هاى پست و کم درآمد روزگار مى‏گذراندند. درعین‏حال، چند تاجر توانگر در این کوى مى‏زیستند. این ترکیب پیچیده در عصر مشروطه نتیجه‏هایى به بار آورد که در جاى خود بررسى خواهد شد.
     اهمیت تبریز تنها به علت انبوهى جمعیتش نبود. این شهر در اقتصاد کشور مرکزى معتبر به‏شمار مى‏رفت. آذربایجان ــ به‏علت موقعیت جغرافیایى خود ــ رابطه اقتصادى گسترده‏اى با روسیه و عثمانى داشت و از طریق این دو کشور به بازارهاى اروپایى راه مى‏یافت. نبض بازرگانى آذربایجان در تبریز مى‏زد. دو راه تجارى عمده کشور ــ یکى شمالى و دیگرى غربى ــ در این شهر به هم مى‏پیوستند. همین‏طور تبریز واسطه دادوستد بازرگانى بین آسیاى میانه و اروپا بود.
     تبریز در گذر زمان چندبار از رونق اقتصادى برخوردار گشته بود. در اوایل سده نوزدهم، که ایران به دایره تجارت جهانى کشیده شد، تبریز یک بار دیگر در جاده پیشرفت اقتصادى پا گذاشت. ابتدا انگلستان صنعتى بر بازار شهر چیرگى یافت. از راه طرابوزان‏ـ تبریز کالاهاى انگلیسى به کشور مى‏آمد و ابریشم خام به اروپا فرستاده مى‏شد. در همان زمان از راه جلفاـ تبریز کالاهاى روسى به بازارهاى ایران مى‏رسید و محموله‏هاى تجارى، به‏ویژه کالاهاى ساخت انگلیس، به روسیه صادر مى‏شد. درنتیجه این دادوستدها، بازرگانى تبریز رو به شکوفایى گذاشت که بى‏وقفه تا سال 1252 ق./ 1215 ش. ادامه یافت. سپس در سال 1253 ق./ 1216 ش. بحرانى بزرگ روى داد و بازار شهر را فلج کرد. آن بحران هم نتیجه سودجویى بازرگانان ایرانى و هم پیامد فرایندى بین‏المللى بود. بازرگانان تبریز از نظام اعتبارى بهره گرفته و بازار را با انبوه کالاهایى انباشته بودند که به اندازه کافى خریدار نداشتند. درعین‏حال، بحران مالى بین‏المللى که در سال 1837 م./ 1253 ق. رخ داد، بر تجارت ایران لطمه شدیدى زد و بازرگانان ایرانى را به شرکت‏هاى مستقر در اسلامبول بدهکار کرد. درنتیجه، بازرگانان تبریز اعتبار خارجى و بازار داخلى خود را از دست دادند. تعدادى از آن‏ها ورشکست شدند.  تبریز دیگرموقعیت بى‏همتا و رونق پیشین خود را باز نیافت.
     در نیمه دوم سده نوزدهم اقتصاد تبریز همچنان تنزل کرد. برخى از تحولات برون مرزى نیز به زیان این شهر تمام شد. چنان که با گشایش آبراه سوئز (در سال 1869 م./ 1286 ق./ 1248 ش.) فعالیت بازرگانى انگلستان و دیگر کشورهاى اروپایى در جنوب ایران تمرکز یافت و راه طرابوزان‏ـ تبریز اهمیت پیشین خود را از دست داد. موقعیت ترانزیتى تبریز ــ بین اروپا و آسیاى میانه ــ نیز درنتیجه چیرگى روسیه بر این منطقه از بین رفت. تأسیس راه‏آهن قفقاز بر رونق بازار رشت افزود. در سال 1300 ق./ 1263 ش. دولت روسیه راه عبور کالا از قفقاز را به روى اروپاییان و ایرانیان بست. این کار ضربه سنگینى به بازرگانى تبریز زد. روسیه، رفته‏رفته، جاى انگلستان صنعتى را در بازرگانى خارجى تبریز مى‏گرفت. اما آهنگ این جابه‏جایى کند بود. روسیه، که نسبت به کشورهاى پیشرفته سرمایه‏دارى اقتصادى عقب مانده داشت، تا اواخر سده نوزدهم نتوانست از موقعیت انحصارى خود سود ببرد و بر حجم صادراتش به تبریز، به گونه‏اى چشمگیر، بیفزاید.
    تحولات یادشده بر تجارت تبریز لطمه مى‏زدند. اما درباره دامنه فعالیت اقتصادى این شهر به خطا نرویم. تنزل اقتصادى تبریز امرى نسبى بود و هنگامى معنا مى‏یافت که با پیشرفت چند شهر دیگر کشور سنجیده مى‏شد. وگرنه تبریز همچنان یکى از شهرهاى معتبر بازرگانى ایران باقى ماند. به این نکته هم توجه کنیم که هرچند جایگاه تبریز در مجموعه بازرگانى خارجى کشور به‏طور نسبى پایین آمد، اما چون حجم بازرگانى خارجى ایران نسبت به نیمه نخست سده نوزدهم چند برابر شد، سهم تبریز در آن میان افزایش قابل  ملاحظه‏اى یافت. راه تبریزـ ارزروم‏ـ طرابوزان، که به اسلامبول و دریاى سیاه مى‏پیوست، همچنان یکى از راه‏هاى اصلى تجارت کشور بود. در سال 1323 ق./ 1284 ش.، در آستانه مشروطیت، 25 درصد واردات کشور به تبریز مى‏آمد و 15 درصد صادرات از این شهر راهى خارج مى‏شد.  بازارهاى شهر پر رفت و آمد و پرتکاپو بودند. به نوشته گروته، جنب‏وجوش این بازار در خاورزمین کم مانند بود.  سراهاى نوساز تجارى از میان بافت کهن شهر سر برمى‏آوردند. مجیدالملک بازار جدیدى در کوى ششگلان بنا کرد، «خیابان بزرگى [ با] دویست باب دکان تحتانى و فوقانى به طرز فرنگستان، در دو طرف اغلب مغازه.»  در چند کوى مرفه شهر، خیابان‏ها سنگفرش مى‏شدند. جلوه‏هایى از پیشرفت فنى فرنگ در شهر به چشم مى‏خورد. تبریز به خطوط تلگراف بین‏المللى و داخلى پیوسته بود. چراغ برق چند خیابان و خانه را روشن مى‏کرد. در برخى از خانه‏ها و مغازه‏ها تلفن نصب شده بود.
     همراه با گسترش دایره تجارت، طبقه بازرگان به‏طور مشخص شکل مى‏گرفت. بنا بر یک برآورد، در حدود صد بازرگان بزرگ در تبریز فعالیت تجارى داشتند و با شرکت‏هاى بیگانه دادوستد مى‏کردند.  شمار تاجران متوسط بیش از این‏ها بود. اما بازرگانان، چه بزرگ چه متوسط، در چارچوب اقتصادى وابسته فعالیت مى‏کردند. آن‏ها واردکننده کالاهاى خارجى ــ مانند قند و شکر، پارچه، نفت و چاى ــ بودند و صادرکننده مواد خام کشاورزى ــ به‏طور عمده تریاک و توتون ــ همین‏طور خشکبار و قالى. حاج زین‏العابدین مراغه‏اى درباره وابستگى اقتصاد تبریز چنین نوشت: «در این شهر تجارت عمده‏اى هست و مردم هم به تجارت مایلند. ولى چه سود که همه امتعه خارجه است. از امتعه داخلیه نشانى دیده نمى[ شود] مگر در بعضى جاهاى گوشه و کنار.»
    بازرگانان ایرانى تا سال 1253 ق./ 1216 ش. بازار تبریز را در دست خود داشتند. اما به دنبال بحران اقتصادى، که شرحش آمد، بازرگانان بیگانه به این بازار گام نهادند. ابتدا شرکت یونانى رالى ، که مرکزش در اسلامبول بود،شعبه‏اى در تبریز گشود و به‏سرعت بر دامنه فعالیت خود افزود. سپس چند شرکت خارجى دیگر به تبریز راه یافتند.  کوشش ایرانیان براى ایجاداتحادیه‏ى بازرگانى به شکست انجامید. از حدود سال 1287 ق./ 1249 ش. سرمایه خارجى در ایران به کار افتاد و بخشى از آن متوجه تولید قالى شد. بین سال‏هاى 1324ـ1287 ق./ 1285ـ1249 ش. صادرات قالى از آذربایجان به خارج کشور بیش از 12 برابر شد.  تبریز یکى از مراکز قالى‏بافى کشور بود. در سال 1325 ق./ 1286 ش. 100 کارگاه و 1200 دار قالى در تبریز وجود داشت.  کمپانى‏هاى خارجى ــ مانند زیگلر ، استیونس ، و هاتس  ــ کارگاه‏هاى اختصاصى خود را در این شهر برپا کرده بودند. یکى از اتباع روسیه کارگاهى در کوى نوبر به راه انداخته بود که 600 بافنده در آن کار مى‏کردند.  کارگاهى دیگر از نیروى کار 2000 بافنده بهره‏مند مى‏شد.  در این کارگاه‏ها پسربچه‏ها کار مى‏کردند. سطح دستمزد آن‏چنان پایین بود که صاحبان کارگاه‏ها، مانند همکاران‏شان در سراسر کشور، ترجیح مى‏دادند از نیروى کار انسانى بهره بگیرند و نیازى نمى‏دیدند که در کارگاه‏ها از ماشین استفاده کنند.
    صنعت قالى‏بافى در انحصار بیگانگان نبود. بازرگانان تبریزى نیز در آن عرصه فعالیت مى‏کردند در برخى از کوى‏ها ــ مانند هکماوار ــ کارگاه‏هاى نسبتا بزرگ با سرمایه آنان به راه افتاده بود.  تولید فرش در روستاها تقریبا به‏طور کامل زیر نظر بازرگانان ایرانى صورت مى‏گرفت. اما این تولیدکنندگان و بازرگانان تابع نوسان‏هاى بازار برون مرزى بودند. در سال 1320 ق./ 1281 ش.، که تقاضاى بین‏المللى براى فرش ایران پایین آمد، قالى‏هاى صادراتى بازرگانان تبریزى در اسلامبول فروش نرفت. نتیجه آن‏که چند تاجر متوسط سرمایه‏شان را از دست دادند.

 

برای خرید کتاب های معرفی شده در انسان شناسی و فرهنگ به این کتابخانه یا سایت مربوط به آن  مراجعه کنید

خانه کتاب دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

تهران، پل گیشا، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

61117952 - 021

09384439577

www.ut-book.com

شاخه اصلی

کتاب

مجلس اول مشروطه در میان آتش پردود

بسیاری از اسناد مجلس اول قانونگذاری در ایران به واسطه به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه از بین رفت و این یکی از اتفاقات غم انگیزی است که راه جامعه شناسی تاریخی چگونگی پیدایش مجلس و دگردیسی های آن را اگر دشوار نکند پر پیچ و خم خواهد کرد. بسیاری از مشروحات مذاکرات مجلس اول در شعله های آتشی که محمدعلی شاه در مجلس به پا کرد از بین رفتند و اموال و دفاتر مجلس به غارت رفتند. هرچند قسمت هایی از آن موجود است اما از آنجایی که عمر مجلس اول دو سال بود و اختلافات بسیار و جزیی در تصویب قوانین و نظامنامه ها و متمم ها بین کارگزاران حقوقی و دست اندرکاران تقنین وجود داشته است شاید با در دسترس داشتن اسناد و مشروح مذاکرات مجلس می توانستیم با یک برش تاریخی بر قوه مقننه تبار شناسی کنیم که در نخستین مجلس، «حقوق ملت» نگرانی چه نمایندگانی بوده است و تضمین این حقوق را تحت چه مکانیزم های می خواسته اند تامین کنند.
    مجلس اول شورای ملی در ؟شعبان ؟یا مهر ؟‏ با حضور مظفرالدین شاه قاجار در کاخ گلستان نخستین جلسه خود را تشکیل می دهد.
    پس از آن جلسات مجلس شورای ملی در خانه میرزا حسین خان سپهسالار، صدراعظم معروف دوره ناصری معروف به مستشارالدوله در میدان بهارستان تشکیل می شود.
    ساختار نمایندگان این دوره مجلس، به موجب ماده شش نظامنامه انتخابات به نوعی طبقاتی- صنفی بود و از بین طبقه اشراف و شاهزادگان و تجار و مالکان و روحانیون و اصناف انتخاب شدند. این مجلس، قانون اساسی ایران را که مشتمل بر 51 اصل بود در تاریخ 8 دی ماه 1285 به توشیح مظفرالدین شاه و پس از فوت وی متمم قانون اساسی را در 15 مهرماه 1286 به امضای محمدعلی شاه رساند.
    مجلس اول در عمر نسبتا کوتاه خود در روزهای نخست به دلیل بی اطلاعی و عدم آگاهی بیشتر نمایندگان از وظیفه یی که داشتند، بیشتر صحبت ها پیرامون نان و گوشت و گرانی ارزاق می گذشت ولی به تدریج مسائل مهم تری پیش کشیده شد و توانست مصوبات بسیار مهمی را قانونی کند: نظامنامه داخلی دارالشورای ایران در ؟ماده ( ؟شعبان )، نظامنامه اساسی مشتمل بر ؟ماده ( ؟ذیقعده )، متمم قانون اساسی در ؟ماده ( ؟شعبان )، قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در ؟ماده (ربیع الثانی )، قانون مطبوعات در ؟ماده ( ؟محرم 1326)، قانون تشکیل ایالات و ولایات شامل ؟ماده و ؟ماده ضمیمه ( ؟ذیقعده )، قانون وظایف یا مستمریات شامل ؟ماده ( ؟ربیع الاول )، قانون ممیزی علمی و اجرای آن ( )، قانون انجمن های تجارتی ( )، قانون رشوه و مجازات آن، قانون تعیین مقرری دربار سلطنتی، قانون عدلیه، ترتیب بودجه و تعیین مخارج ادارات.
    در مجلس اول، 156 نماینده حضور داشتند که ؟کرسی به تهران و ؟کرسی به دیگر ایالات اختصاص داده شده بود. انتخابات ابتدا دو درجه یی بود یعنی در دو مرحله کسانی را انتخاب می کردند که از مردم نمایندگی و وکالت می کردند. در مرحله نخست انجمن های ایالتی تشکیل شد و سپس از میان آنها نمایندگانی برای مجلس ملی برگزیده شدند. انتخابات در تهران اما یک مرحله یی بود.
    تا سال 1336، دوره مجلس دو ساله بود و پس از آن تا سال 1357، چهار ساله شد.
    بر اساس نخستین نظامنامه انتخاباتی، کسانی می توانستند رای بدهند که صاحب ملکی باشند یا حداقل ملک آنها هزار تومان قیمت داشته باشد. همچنین شرایطی چون تابعیت ایران، با سواد بودن، معروفیت محلی، نداشتن شغل دولتی، داشتن حداقل30 سال و حداکثر 70 سال سن، و داشتن بصیرت در امور مملکتی از دیگر شرایط انتخاب شوندگان تعیین شده بود.
    در این دوره شیخ حسین تهرانی نماینده صنف چای فروش از تهران استعفا داد و دکتر محمد مصدق نماینده اصفهان به علت کمی سن اعتبارنامه اش مورد مخالفت واقع شد و در مجلس حاضر نشد.
    نخستین وظیفه مجلس اما تنظیم سندی بود که به قانون اساسی شهرت یافت. مظفرالدین شاه این سند را در چند روز قبل از مرگش امضا کرد که بعد از آن نیز نمایندگان وقت و تلاش شان را روی تهیه و تنظیم سند نهایی متمم قانون اساسی گذاشتند. محمدعلی شاه ابتدا از امضای متمم قانون اساسی سر باز می زد اما چون با اعتراض مردم در شهرهای بزرگ تهران، تبریز اصفهان، شیراز، مشهد، کرمانشاه و... روبه رو شد به مجلس ملی آمد و مهر سلطنتی را به متمم قانون اساسی زد.
    انتخاب شوندگان ؟نماینده بودند. نامزدهای پارلمانی باید خواندن، نوشتن و تکلم به زبان فارسی را می دانستند. انتخابات ایالتی در دو مرحله انجام شد.
    مجلس اول اما سرانجام پس از حمله قوای قزاق به مجلس در 2 تیرماه ؟تعطیل شد. این اتفاق در دومین هفته رییس الوزرایی میرزا احمدخان مشیرالسلطنه اتفاق افتاد. کلنل لیاخوف روسی به دستور شاه مجلس اول را به توپ بست. به قزاق ها دستور شلیک داده شد و با توپ به خانه ظل السلطان که پایگاه اصلی انجمن آذربایجان بود حمله کردند. محمدعلی شاه با مشاوره نظامیان روس نقاط مختلف تهران برای برچیدن دم و دستگاه و فعالیت ها مشروطه خواهان را تحت کنترل گرفته بود. اعضای انجمن ها و نمایندگان مجلس می گریزند و قزاق ها مجلس و مسجد سپهسالار را به تصرف خود درمی آورند. این درگیری ؟کشته و ؟زخمی می دهد.
    عده زیادی دستگیر و به باغ شاه اعزام می شوند از جمله آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی که دستگیر می شوند، عده یی دیگر از نمایندگان مثل تقی زاده به سفارت انگلستان پناهنده می شوند و عده یی مثل میرزا ابراهیم آقا وکیل تبریزی که به قتل رسیدند و بعضی مثل میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر جریده معروف صوراسرافیل و ملک المتکلمین واعظ معروف مشروطه خواه دستگیر شدند و به امر شاه در باغ شاه به قتل رسیدند.


این یادداشت در چارچوب همکاری سایت انسان شناسی و فرهنگ با روزنامه اعتماد در این روزنامه منتشر شده است.
 

پرونده ی «مشزوطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223
 

 

شاخه اصلی

نظریه

معرفی دو کتاب درباره مشروطه : تاریخ مشروطه کسروی و ایدئولوژی نهصت مشروطیت آدمیت

کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ شانزدهم: 1363
 معرفی نویسنده:
سید احمد حکم‌آبادی که بعدها نام خانوادگی کسرَوی را برگزید، تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهش‌گر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی بود. که به عنوان استاد ملی گرای حقوق در دانشگاه تهران تدریس می کرد. او در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در سن ۵۷ سالگی، در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله و ۲۷ ضربه چاقو توسط گروه فدائیان اسلام کشته شد. احمد کسروی در حوزه‌های مختلفی هم‌چون تاریخ، زبان‌شناسی، ادبیات، علوم دینی، روزنامه‌نگاری، وکالت، قضاوت و سیاست فعالیت داشت. وی بنیان‌گذار جنبشی سیاسی-اجتماعی با هدف ساختن یک هویت ایرانیِ سکولار در جامعه ایران، موسوم به جنبش پاک‌دینی بود که در دوره‌ای از حکومت پهلوی شکل گرفت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان‌های فارسی و عربی می‌شوند. از مهم‌ترین آثار کسروی می‌توان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده‌سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران می‌شوند و تا به امروز مرجع اصلی محققان پیرامون جنبش مشروطیت ایران بوده است. آذری یا زبان باستان آذربایجان، برای نخستین‌بار این نظریّه را مطرح کرد که زبان تاریخی منطقهٔ آذربایجان قبل از رایج‌شدن زبان ترکی آذربایجانی که مورخان از آن به نام «آذری» یاد کرده‌اند، زبانی از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی بوده‌است. این نظریه هنوز مخالفانی میان قوم‌گرایان دارد، اما در نزد زبان‌شناسان دنیا به صورت عام پذیرفته شده‌است. (منبع: ویکیپدیا فارسی)
معرفی کتاب:
کتاب تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد کسروی برای اولین بار در سال 1319 هجری شمسی در دو جلد منتشر شد.
همانطور که خود کسروی در مقدمه کتابش ذکر کرده است ابتدا مطالب این کتاب به صورت سلسله مقالاتی از سال 1313 در مجله پیمان چاپ می شد، پس از نشر این مقالات تعداد زیادی از خوانندگان تصاویر و مدارکی را که در رابطه با تاریخ مشروطه ایران داشتند برای دفتر مجله ارسال کردند و نتیجه کتابی شده که کسروی به کمک این مدارک و بر پایه آگاهی های خودش نوشته است.
کسروی در ابتدای کتاب یادآور می شود که تاریخ نویس نیست ولی به این کار دست زده است و به عینه ذکر می کند که منبع اصلی در نوشته های کتاب برداشت خودش می باشد. با این حساب نقد بسیاری از کسان که این کتاب را دارای سوگیری می دانند وارد نیست چرا که همانطور که از سبک و سیاق کتاب نیز پیداست، این رساله بیشتر شبیه دفتر خاطراتی از دوران مشروطه است که از دید کسروی نوشته شده است باید توجه داشت که کسروی در زمان مشروطه در ابتدای جوانی بوده و اتفاقات مشروطه به خصوص در تبریز که کانون دوم این انقلاب بود بسیار بر وی تاثیر گذاشته است. نکته جالب نفرت کسروی از محمدعلی شاه است به طوریکه حتی بعد از تاجگذاری، او را به رسمیت نشناخته و همواره در کتاب از او به عنوان محمدعلی میرزا یاد می کند که این را می توان از همان تاثیرات اتفاقات در دوره جوانی بر نگرش فرد تا آینده دانست. از طرف دیگر در آن زمان که کسروی شروع به نوشتن این کتاب کرده بود بسیاری از اسنادی که امروزه برای ما فاش شده است در دسترس او نبوده است ولی مطالب به صورت بسیار جامعی نوشته شده اند به گونه ای که کمتر واقعه ی موثری در دوران مشروطه است که در این کتاب به صورت جزئی و با نام افراد دخیل در آن نیامده باشد. یکی از امتیازات کتاب داشتن تاریخ دقیق اتفاقات می باشد که گاهنگاری دقیقی را ارائه می کند که در کارهای اسنادی می تواند کمک بزرگی باشد. از دیگر امتیازات کتاب داشتن عکس های فراوان از شخصیت ها و وقایع است، این تصاویر هر چند که گاهی بسیار جلوتر از وقایعی آمده که ذکرشان رفته ولی در مجموع جمع آوری این همه مدرک تصویری آن هم در زمانی که تازه دوربین عکاسی رایج گشته بود کار بزرگی است.
می توان گفت خواندن این کتاب برای تمام کسانی که می خواهند درباره مشروطه بدانند لازم است چرا که ویژگی های کتاب باعث شده حتی امروزه که عقاید کسروی ممنوع می باشد، این کتاب به عنوان یکی از منابع تحقیق درباره تاریخ مشروطه همچنان مورد استفاده پژوهشگران باشد. هر چند که قسمت اعظمی از کتاب به وقایع تبریز پرداخته است چرا که کسروی خود در این زمان در تبریز زندگی می کرده و ذکر کارهای مردم این شهر در آن زمان را به گونه ای مطرح کرده است که گویی اگر تدابیر آنان نبود مشروطه هیچ وقت به وقوع نمی پیوست. البته نباید انکار کرد که تبریز به عنوان جایگاه ولیعهد در دوره قاجار نقش مهمی داشت ولی این به این معنی نیست که هر کاری که مردم تبریز در آن زمان انجام دادند درست و بجا بود به طوریکه امروز هم ثابت شده است بسیاری از تندروی های تبریزیان نتیجه سوئی در مجلس اول به جا گذاشت. با وجود پرداختن بسیار به ماجراهای آذربایجان هنوز هم کتاب جامعیت خود را درباره وقایع تهران دارد و نمی توان به این خاطر از اعتبار کتاب کاست.
کسروی یکی از دلایل نوشتن این کتاب را زنده نگه داشتن یاد عده ای می داند که در مشروطه دست داشته اند ولی ممکن است از یاد بروند چرا که همواره در ایران مرسوم بوده کسانی زحمت بکشند و دیگران از دسترنج آنان استفاده کنند بدون اینکه از آنان یادی کنند و باید گفت که توانسته است تا حد زیادی به این امر دست یابد.
این کتاب را می توان با کتاب غرش طوفان از الکساندر دوما به ترجمه ذبیح الله صفا مقایسه کرد چرا که در این کتاب نیز مانند نمونه فرانسوی که ذکر شد وقایع انقلاب با جزئیات و از دید نویسنده شده است. البته دوما در کتاب غرش طوفان هیچ وقت از خودش یاد نکرده است و وقایع را به صورت سوم شخص و داستان گونه از دید اشخاص دیگر ذکر کرده است ولی کسروی در اتفاقاتی که حضور داشته از زبان خود نیز به بیان و توصیف پرداخته است.
در ادامه به معرفی فصول کتاب که در پانزده گفتار و زیر عنوان هایی جزئی تر بیان شده اند پرداخته می شود.
 

بخش اول
گفتار یکم: ایرانیان چگونه بیدار شدند؟ (از زمان حاج میرزا حسین خان سپهسالار تا آغاز جنبش مشروطه خواهی)
در این گفتار نویسنده به وقایع اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه و اصلاحات و نوآوری هایی که موجب بیداری مردم گشت می پردازد. سپس به ذکر اتفاقاتی می پردازد که مستقیما در ایجاد اعتراض های مردمی نقش داشتند و مردم را به مسیر مشروطه خواهی هدایت کردند.
زیر عنوان های این فصل شامل: ایران پیش از جنبش مشروطه- حاجی میرزا حسین خان سپهسالار- میرزا ملکم خان و سید جمال الدین- نامه سید جمال الدین به ناصرالدین شاه- آغاز بیداری در توده ایران- روزنامه و دبستان- امین الدوله و کارهای او- وام های ایران- رنجش مردم از بلژیکیان- بر افتادن اتابک و وزیر اعظمی امین الدوله- دستگیری طلبه ها- پیمان گمرکی با روسیان و تعرفه نوین- پیشرفت دبستان ها- فزونی روزنامه ها- حبل المتین- کتاب های طالبوف و سیاحتنامه ابراهیم بیک- شعرهای وطنی
گفتار دوم: جنبش مشروطه خواهی چگونه پیدا شد؟ (پیشامدهای ایران از آغاز جنبش مشروطه خواهی تا داده شدن فرمان مشروطه)
در این گفتار شرح دلایل مهاجرت های صغری و کبری و دست اندر کاران آن، تحصن در سفارت انگلیس و در نهایت نتایج این فعالیت ها آمده است.
زیرعنوان های این فصل شامل: همدستی دو سید- آزردگی نمودن بازرگانان تهران از دست بلژیکیان- آشوب کرمان- ویران کردن سرای بانک- چوب زدن علاءالدوله به پای بازرگانان- پیش آمد مسجد شاه- رفتن کوشندگان به عبدالعظیم- پذیرفتن شاه درخواست ها را- عدالتخانه- بازگشتن کوچندگان به تهران- بداندیشی های عین الدوله- نشست در باغشاه- نامه طباطبائی به عین الدوله- آشوب مشهد و آوازه آن، نامه طباطبائی- کشته شدن سید عبدالحمید- داستان مسجد آدینه- پراکنده شدن مردم از مسجد- کوچیدن علما به قم- درخواست های مردم از دولت- پشتیبانی محمدعلی میرزا از کوشندگان- فرمان مشروطه- کارشکنی های درباریان
گفتار سوم: تبریز چگونه برخاست؟ (حال آذربایجان پیش از مشروطه و گزارش جنبش مشروطه از زمان برخاستن تبریز تا مرگ مظفرالدین شاه)
در این گفتار به طور اخص به وقایع تبریز پرداخته شده است و مجددا از دوران قبل از مشروطه سخن می گوید به طوریکه این گفتار به طور عرضی با گفتارهای پیشین قرار دارد.
زیرعنوان های این فصل شامل: کشاکش های کیشی در آذربایجان- کشته شدن جعفرآقا شکاک- جنگ ارمنی و مسلمان در قفقاز- بدی های محمدعلی میرزای ولیعهد- کوشندگان تبریز- جنبش تبریز- هنایش این جنبش در مردم تبریز- پذیرفتن شاه درخواست تبریزیان را- کارهاییکه مردم می کردند- باز شدن دارالشوری- بیرون کردن میرهاشم و امام جمعه از تبریز- نخستین نبرد با محمدعلی میرزا- بانک ملی- نمونه سهش های ایرانیان- پاسخ سنجیده تبریز درباره بانک ملی- رفتن محمدعلی میرزا به تهران- داده شدن قانون اساسی- روانه گردانیدن نمایندگان از آذربایجان- دلبستگی ایرانیان قفقاز به مشروطه- جنگ حیدری و نعمتی در اردبیل-
گفتار چهارم: چه کشاکش هایی با محمدعلی میرزا برخاست؟ (پیشامدهای سال اول مشروطه از زمان مرگ مظفرالدین شاه تا هنگام درآمدن اتابک به ایران)
در این گفتار کسروی به ذکر حوادثی می پردازد که بعد از تاجگذاری محمدعلی شاه اتفاق افتاد و چگونه او نمایندگان مجلس را به رسمیت نشناخت و باعث مشکلات و سوء برداشت هایی شد که در نهایت به خاطر حفظ قدرت خود مجبور گردید تا اتابک را به ایران فرا بخواند و با وجود بدنامی وی در بین مردم مشروطه طلب او را به سر کار صدارت باز گرداند.
زیرعنوان های این فصل شامل: مرگ مظفرالدین شاه- تاجگذاری محمدعلی میرزا و بی پروایی او با مجلس- کوشش مجلس به برانداختن نوز و پریم- شناسانیدن وزیران به مجلس- شورش بهمن ماه- درخواست های هفت گانه تبریزیان- بی پرده شدن اندیشه های محمدعلی میرزا- گردن گزاردن محمدعلی میرزا به درخواست ها- نخستین دسته ای که از توده جدا گردیدند- کارهای ارجدار دارالشوری- نخستین کابینه قانونی- برخی پیشامدهای تبریز- نخستین بهار آزادی- پیشرفت مشروطه در شهرهای آذربایجان- دشمنی مجتهد با مشروطه- دو تیرگی میانه انجمن و مجاهدان- بیرون کردن مجتهد از شهر- آغاز داستان ماکو- بازگشتن اتابک به ایران- سست کاری مجلس- سررشته داری اتابک-
گفتار پنجم: جستجویی از حال مردم (اندازه هنایش جنبش مشروطه در شهرهای ایران و روزنامه هایی که در ماه های نخست جنبش بنیاد یافت)
در این بخش به طور عرضی با بخش های قبلی در چند عنوان کوتاه به مردم عادی، روزنامه ها و تاثیرات آن بر آگاهی مردم پرداخته است.
زیرعنوان های این فصل شامل: یکی از کمی های جنبش مشروطه- چندگونگی در میان شهرها- فزونی دبستان ها- روزنامه های تبریز- ملانصرالدین و آذربایجان- روزنامه های تهران- دو روزنامه دیگر
گفتار ششم: اتابک به چه نیرنگ هایی کوشید؟ (نیرنگ های اتابک برای به هم زدن دستگاه مشروطه و پیامدهای پیش آمده از سر رشته داری او تا جدا شدن ملایان از مشروطه)
زیرعنوان های این فصل شامل: اندیشه های اتابک- اندیشه های حاجی شیخ فضل الله- آغاز دو دستگی میان علما- کشاکش بر سر قانون اساسی- شورش اردیبهشت ماه در تبریز- دو سخنی میان تبریز و تهران- پافشاری تبریز- دستبردهاییکه علما در قانون می کردند- بیدادگری های پسر رحیم خان- درماندگی مجلس- داستان اکرام السلطان- باز پافشاری تبریز- آمادگی های جنگی تبریز- جنبش مجلس و نتیجه آن- خیزش تهرانیان به یاری تبریزیان- رویه کاری های دربار- پذیرفتن محمدعلی میرزا درخواست مردم را- آمدن میرزا آقا اسپهانی به تبریز- کشته شدن حاجی قاسم اردبیلی-
بخش دوم
گفتار هفتم: نبرد مشروطه و مشروعه به کجا انجامید؟ (ایستادگی های ملایان در برابر مشروطه خواهان و جدا شدن اینان از توده تا کشته شدن میرزا علی اصغرخان اتابک)
زیرعنوان های این فصل شامل: همدستی سه مجتهد- داستان ماکو- داستان سالارالدوله- پیشرفت یکی از خواست های ملایان- کوچیدن شریعت خواهان به عبدالعظیم- آشوب در نجف- یک کار بیهوده ای در اسپهان- بدگمانی هایی درباره تبریز- دید و بازدید گوی ها- آشفتگی در شهرهای آذربایجان- کشته شدن سعدالدوله در زنجان- سرسال سید عبدالحمید و سید حسن- لایحه نویسی بست نشینان- جشن فرمان مشروطه- یکی از لایحه های بست نشینان- کشاکش مرزی با عثمانی- بی پرده شدن نیرنگ های اتابک- دامنه کوشش های بست نشینان- یک لایحه دیگر از بست نشینان- خواستن مردم کناره جویی اتابک را- خیزش آذربایجانیان به دشمنی اتابک- کشته شدن اتابک- عباس آقا که بود و چرا این کار را کرد؟-
این گفتار آخرین گفتار جلد اول بوده و از اینجا به بعد جلد دوم کتاب آغاز می شود.
گفتار هشتم: چگونه دربار به آرامش گرائید؟ (پیشامدهای سه ماهه از زمان کشته شدن اتابک تا هنگامیکه آشوب ها به میدان توپخانه کشیده شد.)
زیرعنوان های این فصل شامل: دلسوزی نابجای مجلس به اتابک- بیرون آمدن بست نشینان- پیمان 1907 در میان روس و انگلیس- گراییدن درباریان به مشروطه- انجمن های ایالتی- جنگ های خوییان با اقبال السلطنه- پاسخ اقبال السلطنه به تلگراف فرمانفرما- دنباله کشاکش مرزی- برخی نیرنگ ها که شناخته گردید- گفتار روح القدس- آمدن محمدعلی میرزا به مجلس- دو تیرگی در میان تبریزیان- برپا شدن انجمن اسلامیه در تبریز- آهنگ فرمانفرما به ساوجبلاغ-
گفتار نهم: چگونه با دیگر کشاکش آغاز یافت؟ (آشوب میدان توپخانه و داستان های دیگر تا بمباران دارالشوری)
زیرعنوان های این فصل شامل: بدخواهی های سعدالدوله و امیربهادر و دیگران- سست کاری های مجلس- تاختن به مجلس و آغاز آشوب- پافشاری مجلس و پایداری آن- پیوستن ملایان به اوباشان- آدمکشی در میدان توپخانه- یک کار بسیار به جایی که انجمن تبریز کرد- پیروزی آزادی خواهان و پایان آشوب- ایستادگی تبریز و بیهودگی آن- پایان کار ملایان- گرفتاری سردستگان اوباش و کیفر ایشان- نخستین خونریزی در تبریز- ایستادگی های دوچیان- فرمانفرما در ساوجبلاغ- رخداد هشتم اسفند- کشته شدن قوام الملک در شیراز- سرکوبی ورامینی ها- باز کشاکش درمیان انجمن ها و دربار- داستان بیله سوار- گریز رحیم خان از تهران- آمدن امام جمعه و مجتهد به تبریز- یک نیرنگی از حاجی سید محمد یزدی- آخرین دورویی از محمدعلی میرزا- یک کوشش بدخواهانه از نمایندگان بیگانه-
گفتار دهم: جستجو از حال مردم (سخن کوتاهی از دگرگونی در جنبش آزادی خواهی پس از نه ماه از آغاز آن و شرح حال برخی روزنامه ها)
زیرعنوان های این فصل شامل: دگر گونی که در جنبش آزادی خواهی رخ داد- روزنامه ها
بخش سوم
گفتار یازدهم: چگونه مجلس به توپ بسته شد؟ (بمباران مجلس و داستان های پس از آن)
زیرعنوان های این فصل شامل: بازپسین کوشش محمدعلی میرزا- بیرون رفتن محمدعلی میرزا از تهران- راه نجات- یک نافهمی دیگر از سران آزادی- راپورت های لیاخوف- خواستن محمدعلی میرزا هشت تن را- خروش تبریز- شورش شهرها یا نمایش های بی پا- بی پروایی مجلس در برابر این درخواست ها- لایحه مجلس- بازپسین نشست های مجلس- آمادگی های نارسایی که در بیرون می رفت- یک مردانگی به جایی از علمای نجف- پاسخ لایحه مجلس از شاه- بازپسین روزها- هفته شور و خروش در تبریز- جنبش ملایان و آغاز آشوب- دست بندی ملایان و خیزش اسلامیه- ایستادگی آزادی خواهان و آمادگی های آنان- سه شنبه دوم تیرماه- آغاز جنگ- شکست آزادی خواهان- مامانتوف چه دیده؟- چه بر سر روسیه و دیگران گذشت؟- سرگذشت میرزا جهانگیرخان و دیگران- سرگذشت های دیگران- پناهیدن تقی زاده به سفارت انگلیس- فردای آن روز- کشته شدن ملک و میرزا جهانگیرخان- با دیگران چه کردند؟- رنجش میانه محمدعلی میرزا و انگلیسی ها- دنباله هایی که زبونی تهران توانستی داشت- در شهرهای دیگر-
گفتار دوازدهم: جنگ در تبریز چگونه آغاز یافت؟ (جنگ های تبریز از آغاز تا هنگامیکه عین الدوله به آنجا رسید و دیگر رخدادهای آن زمان)
زیرعنوان های این فصل شامل: آغاز جنگ و به هم خوردن انجمن- آمدن بیوک خان و سختی جنگ و تاراج- رسیدن رحیم خان به بیرون شهر- درآمدن رحیم خان به شهر- پافشاری گردانه ستارخان- باز شورانیدن ستارخان تبریز را- جنگ های سخت- باز جنگ های سخت- تلگراف هایی از اسلامیه نشینان- سامانی که به کارها داده شد- جنگ های سخت تر- فردای آن روز- کشته شدن نایب محمد اهرایی-
گفتار سیزدهم: چه جنگ هایی با عین الدوله و سپهسالار رفت؟ گفتگوها با عین الدوله و جنگ های با او و سپهدار تا به هم خوردن اسلامیه)
زیرعنوان های این فصل شامل: رسیدن عین الدوله و سپهدار- پشتیبانی هایی که به تبریز می نمودند- یاوری هایی که دیگران می کردند- پشتیبانی که علمای نجف نمودند- انجمن تبریز یا جانشین مجلس- دنباله پیشامدها- کشته شدن شریفزاده- آغاز چیرگی مجاهدان- یک جنگ شبانه سخت تر- سپاه ماکو- یکی از روزهای سخت تبریز- پس از آن روز- قراملک و همکار او- جنگ با قراملک- به خاک سپردن مسیو چلیتو- التماتوم عین الدوله- چشم به راه التماتوم- نافیروزی دولتیان- بازگشت سپهدار از هواداری دولت- فیروزی های پیاپی- بازپسین شکست سپاه ماکو- روز کشته شدن حسین خان- به هم خوردن اسلامیه و تهی شدن دوچی- برخاستن لشکر از کنار شهر
گفتار چهاردهم: چگونه مشروطه خواهان به شهرگشایی پرداختند؟ (گشادن مشروطه خواهان شهرهای آذربایجان را و از دیگر پیشامدهای آن زمان تا هنگامیکه لشگرها دوباره گرد شهر را گرفتند.)
زیرعنوان های این فصل شامل: خوشترین روزهای تبریز- پروایی که درباره بیگانگان می نمودند- فرستادن جعبه برای شجاع نظام- کشته شدن شجاع نظام و دیگران- گشاده شدن سلماس و مرند- آرامش و سامان در درون شهر- گشادن خوی- شب حسن ولی- داستان مراغه- رسیدن حاجی صمدخان به مراغه- جنگ های شیرمین و سردرود- آمادگی های دو سو- مجلس شورای کبری دولتی- تیر خوردن حاجی شیخ فضل الله- یک کار شگفتی از آزادی خواهان قفقاز-
گفتار پانزدهم: چگونه تبریز بار دیگر به تنگنا افتاد؟ (جنگ هایی که بار دیگر در پیرامون شهر با دولتیان می رفت و از رخدادهای دیگر تا زمانیکه جنگ ها پایان یافت.)
زیرعنوان های این فصل شامل: تبریز و خوی و سلماس- آغاز جنگ با صمدخان- جنگ شانزدهم بهمن- آزمودن بمب درباره صمدخان- جنگ الوار- جنگ های ششم اسفند- پس از آن روز- روز چهاردهم اسفند- در آمدن صمدخان به هکماوار- در شهر چه شورشی برخاست؟- گریز صمدخان- جان فشانی های امروز- دشواری بزرگی که رخ می نمود- جنگ های خوی- کشته شدن سعید سلماسی- کشته شدن اسماعیل خان- جنگ های بزرگ ساری داغ- جنگ آناخوارتون- آمادگی برای واپسین جنگ- مستر باسکرویل- جنگ عام غازان یا واپسین جنگ- دامنه جنگ- میانجیگری نمایندگان روس و انگلیس- رو آوردن تبریزیان به محمدعلی میرزا- سر فرود آوردن محمدعلی میرزا به مشروطه-
 

آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت، تهران؛ نشر گسترده: چاپ اول ناشر 1387
معرفی نویسنده:
فریدون آدمیت؛ پسر عباسقلی خان قزوینی در سال 1299 .ش متولد شد. وی در ایام تحصیلات ابتدایی مْحصِل دارالفنون بود و در سال 1318.ش کلاس پنجم را به اتمام رسانده و سه ماه بعد در آزمون نهایی مدرسه متوسطه شرکت کرد. پس از آن به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافته و در سال 1321.ش فارغ التحصیل شد. پایان نامه‌اش را درباره زندگی و اقدامات سیاسی میرزا تقی خان امیر کبیر نوشت که دو سال بعد با عنوان«امیرکبیر و ایران» با مقدمه استادش محمود محمود به چاپ رسید. آدمیت در حالیکه دانشجوی دانشکده حقوق بود، در سال 1319شمسی به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و سمتهایی را در آن وزارتخانه در ایام حکومت رضاخان و نیز در دوران سلطنت محمدرضا شاه برعهده گرفت. برخی از این سمتها عبارت بودند از: دبیر دوم سفارت ایران در لندن، معاونت اداره اطلاعات و مطبوعات، معاونت اداره کارگزینی، دبیر اول نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد، رایزن سفارت ایران در سازمان ملل، نماینده ایران در کمیسیون وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد، نماینده ایران در کمیسیون حقوقی تعریف تعرض، مْخبر کمیسیون امور حقوقی در مجمع عمومی نهم، نماینده ایران در کنفرانس ممالک آسیائی و آفریقائی در باندونگ، مدیر کل سیاسی وزارت خارجه، مشاور عالی وزارت امور خارجه، معاون وزارت امور خارجه، سفیر ایران در لاهه، سفیر ایران در مسکو، سفیر ایران در فیلیپین و نهایتا سفیر ایران در هند. آدمیت در کنار انجام ماموریت اداری در بریتانیا، وارد دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد لندن شد و پس از پنج سال تحصیل در رشته تاریخ و فلسفه سیاسی در سال 1941.م به درجه دکتری دست یافت. (حقدار، علی اصغر، فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته در عصر مشروطیت، تهران، نشر کویر)
فریدون آدمیت بعد از مدتی تقاضای بازنشستگی کرد و از اواخر دهه 40 تمامی وقت و انرژی خود را صرف مطالعه و تحقیق در عصر مشروطیت کرد و با روش تحقیق علمی و تاریخ‌نگاری انتقادی، ایده‌ها و جریانات آن دوران را به موضوع مطالعه خود تبدیل کرد. (تبیان زنجان)
وی برای مدتی از بیماری آمفیزم رنج می‌برد. وی بر اثر شدت یافتن بیماری گوارشی و تنفسی که مدتها به آن ابتلا داشت از چند هفته قبل از مرگ در بیمارستان تهران کلینیک بستری بود و بعدازظهر دهم فروردین سال ۱۳۸۷ در سن ۸۷ سالگی در همین بیمارستان درگذشت. (ویکی پدیا فارسی)
معرفی کتاب:
این کتاب در چهار بخش کلی شکست اصلاحات، تشکیل نهضت مشروطه خواهی، فلسفه سیاسی و اجتماعی و عصر حکومت ملی به وقایع دوران قبل از مشروطه تا بعد از مشروطه یعنی بازه زمانی حدود ربع قرن می پردازد. کتابی نیز در سال های بعدد از نگارش این کتاب به عنوان جلد دوم در ادامه وقایع مشروطیت منتشر شد.
آدمیت در این کتاب از شیوه تاریخ نگاری تحلیلی برای بیان جریانات تاریخی استفاده کرده است. عده ای عقیده دارند که او بیش از حد به نقش روشنفکران تاکید کرده است و رهبری روحانیت را در مشروطه به صورت انفعالی دیده است. با وجود این انتقادات نمی توان انکار کرد که در این کتاب به خوبی ایدئولوژی مشروطیت ریشه یابی شده است. منشا این تفکر از این لحاظ حائز اهمیت است که در جامعه ای که در آن زمان به صورت حکومت مطلقه اداره می شد چه طور مشروطه خواهی در بین مردم به حدی رواج یافت که حکومت استبدادی را وادار به پذیرش و محدود کردن قدرت خویش ساخت. آدمیت سعی کرده است که سوالات دیگری از قبیل دلایل دودستگی در مشروطه و علل مشروعه خواهی را نیز جواب گوید.
در ادامه به معرفی هر بخش به صورت اجمالی پرداخته می شود.
گفتار اول شکست اصلاحات
بخش نخستین: دولت در حرکت قهقری
در ابتدای بخش تقسیم بندی کلی کتاب را که از پایان عصر سپهسالار تا آغاز مشروطیت می باشد ارائه داده است. این تقسیم بندی در سه دوره صورت گرفته: دوره اول از 1298 تا نیمه 1314 که تحلیل قدرت اقتصادی دولت، از دست دادن اعتبار و مرجعیت سیاسی اش در افکار عام، عدم اصلاحات اجتماعی و نفوذ امپریالیسم خارجی را شامل می شود با اینکه شاه فرمان اصلاحات را داده بود ولی میلی به محدود کردن قدرت خویش نداشت. نتیجه ای که این دوره داشت رواج افکار انقلابی و شکل گیری اولین ترور سیاسی (ترور ناصرالدین شاه) بود. دوره دوم از سال 1314- 1316 اصلاحات دولت توسط امین الدوله و آزادی نسبی و رواج مطبوعات. دوره سوم 1316 تا صدور فرمان مشروطیت در این دوره نقشه های رفورم مالی با شکست روبرو شد و لزوم تاسیس یک حکومت ملی در بین مردم احساس شد.
بخش دوم: مردم در پرخاش و ستیز
مردم در شهرهای مختلف نسبت به ظلمی که آن ها می شد معترض گردیدند. عناصر این اعتراضات سه طبقه روشنفکران، علما و بازرگانان بودند. آنچه که باعث یک طغیان جمعی گردید مساله امتیاز توتون و تنباکو به کمپانی رژی بود در این بین قدرت ملت مشخص گردید.
بخش سوم: ادبیات انتقادی
در این بخش کتاب هایی در زمینه سیاست عقلی، حقوق طبیعی، آرای سیاسی جدید، نهضت ملی آزادی و بحث و انتقاد اجتماعی در دوره اعتراض و طغیان عمومی نگاشته شده است، معرفی می گردد. این کتاب ها با عناوین زیر می باشند:
سرگذشت تلماک اثر فنلون نویسنده فرانسوی در توصیف یک حکومت عادل بر پایه عقل، منطق الوحش یا الحمار یحمل اسفارا با ماخذی از کتاب خاطرات خر نوشته کنتس دوسگور فرانسوی. متن اصلی را با توجه به فرهنگ و ذائقه ایرانی تغییر داده است مثلا نام ها را عوض کرده یا حوادثی را به آن افزوده است. بوسه عذرا که کتابی موثر در نهضت آزادی چک و اصلاح دین در سرزمین بوهم بود. کتاب درباره سردار آزادی پرست "زتیزکا" است که لشکر ملی می آراید تا حکومت استبدادی را براندازد. مترجم در آن جمهوری را به مشروطه تبدیل کرده است چرا که در جامعه ایران آن زمان جمهوری خواهان با ملحدان و شورشیان یکی بودند. غوائب عوائد ملل از میرزا حبیب اصفهانی درباره رسوم و آداب ملل دیگر و انواع حکومت در کشورهای مختلف و نوع حکومت مشروطه در کشورهای غربی که باعث پیشرفت آن ها شده است. سیاحتنامه ابراهیم بیک از حاجی زین العابدین مراغه ای. سفر یک بازرگان به ایران و دیدن فرهنگ و اوضاع اجتماع آن زمان ایران. در این کتاب به بیان ایراداتی در وضع جامعه ظلم و استبداد حاکمه پرداخته شده است.
گفتار دوم تشکیل نهضت مشروطه خواهی
بخش چهارم: بحران اقتصادی و نقشه رفورم مالی
در این بخش ایجاد وزراتخانه ها و قانون اساسی، تاسیس مدارس، کارخانه ها و آزادی مطبوعات که باعث نشر روزنامه های بیشتر گردید، بیان می گردد.
بحران مالی، دولت را به فکر اصلاحات مالی انداخت و لایحه اصلاحیه مالی با تمرکز بر دستگاه مالیه، رساندن مالیات کامل ولایات به خزانه، تعدیل دخل و خرج، بستن مالیات مستقیم به مواجب های هنگفت که صاحبان آن ها اساسا مالیاتی نمی پرداختند، استخدام مستشاران بلژیکی برای اداره دولتی گمرک و پستتخانه ارئه شد. همین طور درخواست وامی به کشورهای فرانسه، بلژیک و هلند داده شد که به خاطر دخالت روس و انگلیس ناکام ماند و آن ها ایران را مجبور به گرفتن وام از بانک شاهنشاهی که امتیاز آن در دست انگلیس بود، کردند. به این ترتیب نقشه اصلاحات دوباره با شکست روبرو شد. در این زمان مجددا امین السلطان صدراعظم شد و ایران به روس و انگلیس وابسته تر گردید.
در ادامه این بخش وقایع صدراعظمی عین الدوله و تلاش او در استقامت در مقابل روس و انگلیس آمده است. او تا حدودی توانست در صرفه جویی مالی و تعدیل بودجه مملکتی موفقیت کسب کند. ماجرای تقدیم لایحه نوز به هیئت وزیران در راستای اصلاحات گمرکی و مالیاتی نیز به تفصیل در کتاب آمده است ولی از آنجا که رویه سیاسی بلژیکیان در جانبداری از منافع روس بود و همین باعث شد تا نقشه های اصلاح مالی به ثمر نرسد.
بخش پنجم: بحران سیاسی و اعلام مشروطیت
به گفته خود آدمیت در این بخش بحث بر سر عوامل و طبقات و تشکل حرکت عمومی است و در پی ثبت وقایع نیست بلکه مثل همیشه با جریان تاریخ و تحلیل عوامل تاریخی سر و کار داریم.
در تشکیل این حرکت دو عامل اساسی ورشکستگی و وازدگی نظام سیاسی و بحران مالی از نظر نویسنده وجود داشته و نارسایی اصول حکمرانی از مهم ترین عوامل ذاتی نهضت مشروطه خواهی است. ولی این عوامل که در طول تاریخ تداوم داشتند به علت آگاهی مردم در این زمان به ظهور رسیدند.
سپس توضیحاتی درباره طبقات درگیر در نهضت مشروطه داده شده است.
بخشی نیز به بیان وقایع مشروطه و تحلیل آن ها می پردازد. از نظر آدمیت تنها روشنفکران به مشروطه می اندیشیدند و نسبت به معنای آن درک درستی داشتند. توده بازرگان به منافع خود و روحانیان نیز به خاطر جا نماندن از این قافله از آن حمایت می کردند. در ادامه حوادث آغاز عصر حکومت ملی و نوشتن نظامنامه انتخابات مجلس مطرح شده است.
بخش ششم: تعارضات در سیاست خارجی
تاثیر عامل سیاست خارجی در حرکت مشروطه خواهی
در این زمینه دو کشور روس و انگلیس به عنوان موثرتیرین کشورها در نظر گرفته شده اند و همین طور نگرش بعدی آن ها در دفاع از سیستم مشروطه یا رد آن بررسی شده است.
گفتار سوم فلسفه اجتماعی و سیاسی
بخش هفتم: نظریه سیاست مطلقه
این تفکر یک تفکر ضد مشروطیت بود و در این باب رسالاتی نیز تالیف شده بود. اولین رساله مطرح رساله حقوق دول و ملل یا تحفه خاقانیه از محمد رفیع طباطبائی نظام العلمای تبریزی است که در سال 1312 منتشر گردید. در این رساله حکومت شاه را از جانب خدا دانسته است و آن را قابل ایراد از سوی ملت نمی داند، اگر هم عوامل حاکم ظلم کنند تقصیر از خود مردم است و مردم نبایستی به این خاطر اعتراضی به جانب حاکم کنند و تکلیف مردم فرمانبرداری است. رساله تشکیل ملت متمدن از آقا سید حسین موسوی که آزادی خواهان و جمهوری طلبان را مفسد دانسته است. رساله شیخ ابوالحسن مرندی در رد عقاید مزدکیان و جمهوری طلبان که تکمیل کننده نظرات دو تن قبلی است.
بخش هشتم: دموکراسی سیاسی
"در این گفتار فکر دموکراسی سیاسی را از مجموع آثار جدی مولفان آغاز دوره مشروطه به دست می دهیم. این نویسندگان از گروه ترقی خواهان و روشنفکران جدید به شمار می روند و از نظر حرفه اجتماعی استاد مدرسه علوم سیاسی، وکیل مجلس ملی، مدعی العموم عدلیه و بالاخره خدمتگزاران دولت هستند و منبع افکارشان آثار متفکران بزرگ فرانسه است."
در ادامه مباحثی درباره اصلاحات سیاسی که در این زمان در اجتماع رایج شد و اینکه منشا حق حاکمیت دولت بر ملت از کجاست؟ مسئله تفکیک قوا در قوانین فرانسه و انگلستان و توضیح سه نظریه حکومت دولت من جانب الله و مطلقه، مشروطه و مطلق ملی آمده است.
بخش نهم: مشروطگی از نظر ملایان
فلسفه عقلی ایرانی- اسلامی، اصل اجتهاد و بنیاد عرفان ایرانی در شیعه باعث شد تا نظر مشروطه در بین علما نیز پذیرفته شود و رساله هایی درباره مشروطه مشروعه تالیف گردد. از رساله های مهم تنبیه الامت و تنزیه الملت از میرزا محمد حسین نائینی که جامع ترین تحلیل اصولی و توجیه شرعی مشروطیت، قانون آزادی و مساوات است.
رساله انصافیه در اصول عمده مشروطیت از ملا عبدالرسول کاشانی و بیان مفهوم تفکیک قوا، همبستگی ترقی اقتصادی با تحول اجتماعی.
بخش دهم: مشروطیت مشروعه
تقسیم بندی روحانیان جامعه به دو گروه طرفدار مجلس ملی  اسلامی و متشرعان راست افراطی که قوانین مغایر با اسلام را مردود می دانستند. به نظر آدمیت فعالیت هر دو گروه در نهایت با تائید سلطنت مطلقه می انجامید. معرفی رساله تذکره الغافل و ارشاد الجاهل از نویسنده ای که نام آن معلوم نیست. مشروطیتی را که اصول آن آزادی و مساوات باشد زیر سوال می برد.
بخش یازدهم: دموکراسی سیاسی
در این بخش در ابتدا نویسنده به بیان افکار میرزا آقاخان کرمانی به عنوان یکی از پیشروان فکری دموکراسی اجتماعی در جامعه ایران پرداخته است. سپس کتاب هایی را که باعث ترویج این فکر در جامعه گردید، نام می برد. کتاب هایی مثل اکنمی پلیتیک و اصول جدید اقتصاد سیاسی اثر سیموند سیسموندی که بر روی نوشته های روزنامه نگاران و مولفان آن روز اثر گذاشته بود. مقالات علی اکبر دهخدا که در این زمان را با امضای ع.ا.د در صور اسرافیل چاپ می شد. هنوز در این زمان حقوق کارگران در جامعه ایران مطرح نبود و برزگران مورد توجه بودند. تا سال 1313 که کتابی از محمدعلی خان فروغی (ذکاءالملک دوم) با عنوان اصول علم ثروت ملل از این طبقه اجتماعی تازه شکل گرفته در جامعه ایران صحبت کرد.
رساله بعدی از محمدامین رسول زاده با عنوان تنقید فرقه اعتدالیون یا اجتماعیون اعتدالیون است که دو سوم بحث آن درباره اصول سوسیالیسم است که افکار آن ها را در این کتاب نقد و توشیح می کند. جزوه ای با عنوان اصول دموکراسی به قلم یک نفر دموکرات "لایحه ای است در دفاع فرقه دموکرات ایران آمیخته به مصلحت اندیشی سیاسی و آرایش حزبی" مطالب آن به دو بخش قواعد کلی حکومت مشروطه و اصول دموکراسی اجتماعی تقسیم می شود.
بخش دوازدهم: ادبیات اجتماعی و سیاسی
در ابتدای بخش نویسنده آثار ادبی این دوره را در مقایسه با دوره های قبل چندان دارای ارزش نمی داند ولی آثاری را که در خور بررسی است در ادامه بیان می کند که از نظر او دو کتاب اول ارزشی بیشتر از مابقی دارند.
"طبایع الاستبداد از عبدالرحمان کواکبی ترجمه عبدالحسین میرزا، حقوق و وظایف ملت، همدردی از میرزا اسماعیل دردی اصفهانی، حیات جاوید از میرزا حسن خان منطق الملک، مقیاس ترقی از سعید زاده، تربیت نسوان ترجمه میرزا یوسف خان اعتصام الملک، ندای غیبی یا تازیانه عبرت، شرف ایران و افتخار ایرانیان از شیخ هاشم کاظمینی، دام صیادان یا عبرت ایرانیان، مکالمه سیاح ایرانی با شخص هندی از سید جلال الدین موید الاسلام، میکادونامه از میرزا حسین علی تاجر شیرازی، تاریخ شورش روسیه به صورت داستان از خلیل بیک لبنانی ترجمه عبدالحسین رضوی کرمانی، ارمغان یحیی از میرزا یحیی دولت آبادی، مقاله سوال و جواب در میان فواید مجلس شورای ملی از سید نصرالله تقوی، تیاتر ضحاک از سامی بیک ترجمه میرزا ابراهیم خان امیر تومان. بر این مجموعه باید آثار طنز میرزا علی اکبرخان دهخدا و اشعار سیاسی و ملی نیز افزوده شود."
در ابتدای معرفی طبایع الاستبداد کواکبی، بیوگرافی کوتاهی از نویسنده کتاب می دهد به نظر آدمیت ارزشمندترین قسمت رساله در تشریح سرشت استبداد است. حقوق وظایف ملت بدون نویسنده چاپ شده است. آدمیت سعی می کند با پیگیری سبک و محتوای نگارش نویسنده احتمالی را بیابد و در ادامه به محتوای رساله که درباره حقوق و وظایف ملت است می پردازد. کتاب بعدی تاریخ شورش روسیه است که چگونگی موفقیت انقلاب ایشان را بیان کرده است. کتاب ندای غیبی یا تازیانه عبرت در زمانی نوشته شده که کشمکش میان مشروطه خواهان و دشمنان مجلس ملی اوج گرفت و درباره ضعف ایرانیان در برابر استبداد است به گونه ای که حتی توانایی مقابله با آن را ندارند.
در ادامه نیز معرفی کوتاهی از آثار دیگر بیان شده است.
گفتار پنجم عصر حکومت ملی
بخش سیزدهم: تحول پارلمانی
1- نخستین تجربه انتخاباتی: دو ویژگی مهم انتخابات این دوره طبقاتی بودن نمایندگان و تعداد 60 نفر نماینده از تهران به نسبت سایر ولایات بزرگ که تنها 12 نفر نماینده داشتند بود. رای دهندگان شامل طبقات شش گانه شاهزادگان، اعیان و اشراف، علما و طلاب، تجار، ملاکین و فلاحین و اصناف بودند. تعریفی نیز برای سه طبقه دوم ارائه شد.
مشکلات و کار شکنی هایی در انتخاب نمایندگان صورت گرفت. مسائلی هم در باب نمایندگی فلاحین و ایلات (به عنوان یکی از قدرت های سیاسی مملکت) پیش آمد.
2- رده های اجتماعی و گروه بندی های سیاسی: از میان شش طبقه رای دهنده تنها دو طبقه اول نمایندگان گروه خود را از بین خودشان تعیین می کردند، 4 طبقه دیگر می توانستند از طبقات دیگر هم نماینده داشته باشند. به این ترتیب ترکیب طبقاتی مجلس به هم می خورد. آدمیت در ادامه ترکیب سیاسی هیئت نمایندگان را به 4 گروه متمایز تقسیم کرده است: سنت خواهان، میانه روان، ترقی خواهان و عناصر رادیکال، تندروان یا انقلابیون. سپس به معرفی نمایندگانی که در هر کدام از این گروه ها جا می گیرد و تفکرشان پرداخته است.
3- دستور پارلمانی و تعالی مجلس: چگونگی شکل مجلس در ابتدای کار و بی نظمی و مشکلات آن تا نظم و قدرت گرفتن آن. در این دوره مجلس سه رئیس داشت که هر سه از طبقه آزادی خواهان بودند. به نظر نویسنده صنیع الدوله شالوده نظام پارلمانی را ریخت، احتشام السلطنه مجلس را به سوی کمال برد و ممتاز الدوله کار خاصی نکرد و در زمان او قدرت سیاسی مجلس تنزل بافت. از دیگر ویژگی های مجلس این دوره حضور تماشاچیان فراوان است. همین طور همواره نماینده ای از دو دولت روس و انگلیس در مجلس حضور داشتند.
بخش چهاردهم: حقوق اساسی
از محورهای بحث در این بخش برخورد مشروطیت با مطلقیت و شریعت است.
1- تدوین قانون اساسی: مسائل مربوط به طرح قانون اساسی توسط همان هیئت که قانون انتخابات و نظامنامه مجلس را تهیه کرده بودند تا تلاش برای تصویب آن
2- کشمکش میان مجلس و دولت در مسائل قانون اساسی، کشمکش بر سر اختیارات مجلس در هیات دولت و امور قضایی
3- متمم قانون اساسی: ایده ها و تعاریفی که در متمم به کار رفت مثل برابری همه افراد، آزادی مذهبی و ... که باعث اختلاف بین علما و ترقی خواهان شد.
4- سایر تعارضات حقوقی و سیاسی بین مشروعه خواهان و متجددان (هر چند که به نظر می رسد این تعارضات بیشتر تعارض های سنت ها و عرف جامعه با متجددان بود تا تعارضات دینی): امتیاز بانک ملی- رشوه خواهی- نظامنامه انجمن بلدیه در حذف تئاتر- انجمن نسوان- مشروطیت مشروعه
بخش پانزدهم: اصلاحات اقتصادی و اجتماعی
1- مجلس ملی علیه استعمار غربی: شرایط بحرانی هنگام تشکیل مجلس بر ایران حاکم بود. اولین کار مجلس نفی قرض خارجی و لزوم اصلاحات بود. به این ترتیب بسیاری از قراردادها و امتیازنامه ها بررسی شد و مشاوران مالی از کشورهای بی طرف برای اصلاحات اقتصادی استخدام شدند.
2- تنظیم بودجه و تدابیر مالی: تاسیس دستگاه مالیاتی جدید به نفع عموم
3- لایحه صنیع الدوله و سایر طرح های رفورم: این لایحه شامل دو موضوع بود، یکی مالیات غیر مستقیم بر قند و چای و دیگری مالیات مستقیم و تعیین موارد مصرف آن برای ساخت کارخانه و اصلاح قشون ملی و اعزام محصل به اروپا
بخش شانزدهم: حرکت اجتماعی علیه اربابان و ملاکان در همدان و گیلان
پس از تشکیل مجلس مردم ستم دیده حالا مرجعی برای تظلم خواهی پیدا کرده بودند و اعتراضات زیادی نسبت به نابرابری هایی که در شهرستان ها وجود داشت به دست مجلس می رسید همین طور اکثر شهرها یک انجمن برای خود تشکیل داده بودند. در دو شهر همدان و گیلان نیز بر سر زمین های کشاورزی و ظلم اربابان اعتراضات و تحصن هایی صورت گرفت. این اعتراضات در گیلان به دلیل برانگیختن مردم توسط انجمن ولایتی رشت طولانی شد تا جائیکه روس تهدید به دخالت کرد و به این ترتیب شورش مردم پایان یافت ولی مجددا ماهیگیران صنعت شیلات که امتیاز آن به دست روس بود از دستمزد خود شکایت کردند که تا حدودی نیز مثمر ثمر بود.
 

پرونده «مشروطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

 

شاخه اصلی

کتاب

تئاتر / باستان شناسی: براساس کاوش های باستان شناختی باغ نشاط و خانه کمال الملک شهر فیروزه نیشابور

گوش کنید ای شمایان، در منظری که به تماشا نشسته اید...
وقتی اول بار باغ نشاط میزبانم شد، به دنبال حکایت این میهمانی بودم باغ سرشار از ازدحام سکوت بود. من در دل این باغ به دنبال واژه و شیوه اجرا می گشتم نه جست و خیز زدن در میان سپیدار و کاج بلند... و قصه اینگونه آغاز شد:
باغ نشاط چه میتواندباشد؟
بنای باغ نشاط بنایی متعلق به اواخر عصر قاجار است که در دهه 1370 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این باغ محلی برای تفریح و پذیرایی از مهمانان ویژه خان تقی آباد یعنی سالار معتمد بوده است. در بازدید مقدماتی که در خرداد ماه 1390 از باغ نشاط صورت گرفت پرسش اساسی گروه این بود باغ نشاط چه می تواند باشد؟در ظاهر باغ نشاط باغی بود مانند دیگر باغهای تاریخی ایران ظاهر خاموش و آرام باغ چیزی نشان نمی داد، باغی متروکه و رها شده ... اما توجه به کانتکست زمانی باغ  یعنی دوران آشوب زده اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول  و بررسی مختصر سوابق مالک باغ که آن را در زمره مخالفان رضاخان قرار میداد ما را بر آن داشت تا با نگاهی دقیق تر و با روشی باستان شناختی باغ را از نو مشاهده کنیم. بررسی پیمایشی و کاوش در باغ نشاط نشان داد که باغ نشاط هر چیزی می تواند باشد جز یک باغ معمولی...(پاپلی،لیلا.دژمخوی،مریم1390).
 

برای مطالعه این مقاله در زیر کلیک کنید:

 

پرونده «قاجار» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171

 

پرونده «مشروطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

 


 

شاخه اصلی

نظریه

آخوند خراسانی و نهضت مشروطیت ایران

دریابیگی محسن، 1386، حیات سیاسی اجتماعی و فرهنگی آخوندخراسانی مجتهد عصر مشروطه، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی
حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی مجموعه آثاری است که به کوشش محسن دریا بیگی فراهم آمده است. این کتاب را می‌توان در زمره یکی از آثاری در خصوص آخوند، با رویکرد تاریخ شفاهی دانست که در سال 1386 توسط موسسه تحقیقات توسعه علوم انسانی به چاپ رسیده است.
بیان این موضوع که رویکرد کتاب تاریخ شفاهی است به آن دلیل است که اثر فوق دارای مصاحبه و گفتگو های بسیاری است که با افراد مختلف انجام شده وسعی بر این بوده است که از خلال این مصاحبه‌ها شخصیت مرحوم ملا محمد کاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی باز نمایی شود، در بخش معرفی اثر به این مصاحبه‌ها توجه بیشتری خواهد شد. اما در کنار این گفتگوها باید یاد آور شد که کتاب را می‌توان یکی از جامع‌ترین آثار در خصوص آخوند به شمار آورد.
بخش ابتدایی اثر نگاهی مختصر و موجز به حیات و شخصیت آخوند است این بخش توسط عبدالرضا کفایی به رشته تحریر درآمده و محتویات آن از میان مندرجات کتاب‌های مرگی از نور نوشته مجید کفایی و المصلح المجاهد گرد آوری شده است.
در باب معرفی کفایی که در ادامه همین قسمت گفتگویی با او انجام شده است باید چنین گفت: که عبدالرضا کفایی در واقع نوه مرحوم آخوند خراسانی است که با توجه به خویشاوندی نزدیک با خراسانی اطلاعات ذی‌قیمت و گران سنگی را از این روحانی مبارز نهضت مشروطه در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.
و اما در خصوص نخستین بخش که ذکر آن شد؛ این بخش از قسمت‎هایی به این ترتیب تشکیل یافته است.  نخست دودمان و ابتدای زندگی که با توجه به نامش شامل سال‌های ابتدایی زندگی آخوند است و در آن به یکی از شایعات پیرامون آخوند مبنی بر توقف سه ماهه او در سبزوار در طی طریق به نجف و استفاده از حوزه فلسفه حاج ملا هادی سبزواری پاسخی دال به نادرست بودن آن داده می‌شود.
سپس قسمت بعد که منزل بعدی آخوند است، یعنی شهر تهران که در آن روزگار بزرگ‌ترین حوزه فلسفی را دارا بود، نوشته می‌شود ، چنانکه که در پاورقی توضیح داده شده مندرجات این بخش از دو کتاب یاد شده و کتاب آفتابی که غروب نمی‌کند اخذ و گرد آوری شده است.
در ادامه مؤلف قمست سوم را با عنوان «آخوند در نجف اشرف» می‌نویسد، که هر چند کوتاه است اما نکات جالبی از شخصیت علمی آخوند را نشان می‌دهد. همچنین مجلس درس و زعامت علمی و تقلیدی آخوند، به عنوان قسمتی دیگر نوشته می‌شود که نکته جالب توجه در آن رابطه میان آخوند و استادش میرزای شیرازی است؛ به طوری که در سال 1291 با مهاجرت میرزای شیرازی به سامرا آخوند به رغم آنکه خود از مدرسین به نام حوزه بود به همراه میرزا رفت. اما به گفته کفایی میرزا با توجه به نیاز نجف به وجود مدرسی چون آخوند به او توصیه کرد به نجف باز گردد آخوند باز گشت و به مسند تدریس حوزه هزار ساله نجف نشت. ص 17
در ادامه این بخش کفایی به اقدامات آخوند در این برهه زمانی اشاره می‌کند و به همراه آن نیم نگاهی نیز به وضیعت حوزه نجف در آن روزگار می‌اندازد. وی همچنین در این بخش قسمتی را به معرفی شاگردان آخوند اختصاص می‌دهد که مندرجات آن از کتاب‌های نقباء البشر نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی، سیاحت شرق اثر قوچانی و دو کتاب که ذکر آن شد، گردآوری شده است. «مجلس فتوایی آخوند» نیز دیگر قسم این بخش است که کفایی در باب آن می‎نویسد «هدف از تشکیل این مجلس تنظیم جواب‌های مسائلی بوده است که مقلدینش از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می‌پرسیده اند و آخوند پاسخ آن‌ها را می‎داده است» وی همچنین در رابطه با کارکرد این مجلس معتقد است «آخوند در این مجلس فتوا و رای فقهی خود را با زبده اصحاب و شاگردانش در میان می‌گذاشته است و ضمن تبادل نظر با آنان به دقیق‌ترین وجه به تحقیق در مبانی فقهی می‌پرداخته است.»ص 25 و سپس در ادامه اسامی و اعضاء این مجلس فتوایی را به رشته تحریر در آورده است.
 نگاهی به «عادات و خصوصیات جسمانی و اخلاقی آخوند» و «آخوند خراسانی و مشروطیت» دیگر قسمت‌های این بخش را تشکیل می‌دهد نویسنده در قسمت اخیر بر این باور است که با در نظر گرفتن شخصیت رفیع و مقام منیع آخوند حکم او به وجوب مشروطیت اثر قطعی و انکار ناپذیری در تقویت موقعیت مشروطه خواهان و تایید و تثبیت مشروطیت ایران داشت.
دو قسمت «سفر آخوند به ایران» و «پایان حیات او و آثار علمی آخوند» انتهای این بخش را در بر می‌گیرد نویسنده در قسمت سفر آخوند به ایران انگیزه این روحانی مشروطه خواه را از این سفر چنین شرح می‌دهد.
«آخوند به منظور حفظ ثغور ایران در برابر تجاوزگری اجانب (روس‌ها) و دفاع حریم اسلام را و اصلاح کج روی‌ها و نابسامانی‌های روز افزون حکومت مشروطه آهنگ سفر به ایران کرد.» وی همچنین در باب فوت زعیم انقلاب مشروطه با استناد به داستانی که خود از شیخ محمد رشتی فرزند شیخ عبدالحسین رشتی از شاگردان آخوند و آخرین مردی که آخوند را پیش از فوت از مجلس درس تا درب خانه همراهی کرد معتقد است که «مرگ آخوند طبیعی نبود و او به قتل رسیده است.»ص 49،50
با پایان یافتن این بخش گفتگوها آغاز می‌شود، در خصوص شیوه مؤلف در این مصاحبه‌ها باید گفت وی سعی کرده است تا افراد به گونه‌ای انتخاب شوند که دارای اطلاعاتی دقیق از مرحوم آخوند خراسانی باشند به این دلیل مصاحبه شونده‌ها کسانی هستند که با واسطه پدر _که عمدتاً شاگردان آخوند بودند_ از این روحانی مبارز مشروطه خواه اطلاعات دقیقی داشته باشند. همچنین هر یک از این مصاحبه شونده‌ها خود در خصوص اندیشه و آرای آخوند و گاه زندگی و فعالیت‌های او در نهضت مشروطه مطالبی را نوشته‎اند؛ به طور نمونه در مصاحبه با اکبر ثبوت از شاگردان دکتر غلام حسین صدیقی، قسمت‌هایی چون پاسخ به ایرادات مخالفان مشروطه از نوشته ‎های وی آمده است باید افزود در این اثر مؤلف سعی کرده تا در بیشتر مصاحبه‌ها به نوعی دیدگاه آخوند در خصوص شیخ فضل الله نوری و حتی واکنش وی به اعدام شیخ را بیان کند. نویسنده همچنین در این گفتگوها ابتدا زندگی نامه مختصری از مصاحبه شنونده و ارتباط او با آخوند نوشته سپس مصاحبه در ادامه نوشته می‌شود.
با بکارگیری این روش نخستین گفتگوی این کتاب همان‌گونه که ذکر شد مصاحبه با عبدالرضا کفایتی است. سپس گفتگوهایی با استاد واعظ زاده خراسانی و استاد یوسف محسن اردبیلی انجام شده است و در همین مصاحبه اجازه و گواهی اجتهاد مرحوم آخوند به جد مصاحبه شونده یعنی مرحوم میرزا یوسف آقا مجتهد اردبیلی و روایات منقول از این فرد در باب آخوند به رشته تحریر درآمده است. یکی از قسمت‌های قابل توجه در این مصاحبه حضور شیخ الاسلام درباره عثمانی بر سر درس آخوند است. گفتگو با آیت الله عز الدین زنجانی، محمد باقر خوانساری فرزند آیت الهو سید محمد تقی خوانساری از مراجع تقلید، مصاحبه با علامه علی دوانی صاحب آثاری چون دوره ده جلدی مفاخر اسلام، دوره ده جلدی نهضت روحانیون ایران، گفتگو با آیت الله شبیری زنجانی گفتگو با آیت الهت دکتر سید محمد موسوی بجنوردی، مصاحبه به آیت الله سید رضی شیرازی، دکتر ابوالقاسم گرجی، حجت الاسلام والمسلمین عمید زنجانی، مصاحبه با آیت الله سید حسین بدلا، استاد عبدالحسین حائری و چندین نفر دیگر در این بخش نوشته شده است.
با توجه به این رویکرد است که باید گفت: حیات سیاسی اجتماعی فرهنگی آخوند خراسانی به سیاق پژوهشی شفاهی در تلاش است تا وجوه پیدا و پنهان حیات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی این عالم بزرگ معاصر را در سایه حوادث انقلاب مشروطیت ایران بررسی کند.
 

پست الکترونیک: najar.hamid62@gmail.com

 

پرونده «مشروزطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

 

 

شاخه اصلی

کتاب

شیوه انتخاب آثار برای ترجمه در دوره ی مشروطه

این نوشتار سعی دارد با بررسی اجمالی شرایط  مختلف مثل سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی در دوره ی قبل از انقلاب مشروطه ( دوره ی حدوداً 50 ساله ی منتهی به صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در 1285 هجری شمسی ) ،  نقش و تأثیر این شرایط را بر نحوه ی انتخاب متون ترجمه شده - و بندرت نحوه ی ترجمه ی آنها- از سوی مترجمان این دوره دریابد .
فهرست مطالب
چکیده
مقدمه
شرایط مختلف سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ایران پیش از مشروطه
شرایط اجتماعی،فرهنگی
شرایط سیاسی
مترجمان برجسته ی این دوره
حاجی عبدالرحیم طالبوف
میرزا فتحعلی آخوندزاده
میرزا آقاخان کرمانی
میرزا ملکم خان
نتیجه گیری
منابع
نحوه ی انتخاب آثار برای ترجمه در دوره ی مشروطه
چکیده :
این نوشتار سعی دارد با بررسی اجمالی شرایط  مختلف مثل سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی در دوره ی قبل از انقلاب مشروطه ( دوره ی حدوداً 50 ساله ی منتهی به صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در 1285 هجری شمسی ) ،  نقش و تأثیر این شرایط را بر نحوه ی انتخاب متون ترجمه شده - و بندرت نحوه ی ترجمه ی آنها- از سوی مترجمان این دوره دریابد .

از میان مترجمان متعدد د راین دوره 4 نفر یعنی میرزا عبدالرحیم طالبوف ، میرزا آقاخان کرمانی ، میرزا ملکم خان ناظم الدوله و میرزا فتحعلی آخوندزاده ، براساس شهرت و تأثیر افکار در جامعه ی ایرانی برای این بررسی انتخاب شده اند .
کلمات کلیدی : دوران قبل از مشروطه ، اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران ، مترجمان
مقدمه :
گرایش مترجم به انتخاب متون خاص یا عوامل دخیل در انتخاب نوع متن توسط مترجم در هر دوره ای مسئله ای است که محققان می توانند به شناخت و بررسی آن بپردازند وآنچه در این پژوهش سعی شده تا به علاقمندان ترجمه و مسائل تاریخی و سیاسی کشور نشان داده شود، تاثیر شرایط مختلف اعم از اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی بر انتخاب نوع متون برای ترجمه از سوی مترجمان دوره ی پیش ازشکل گیری انقلاب مشروطه می باشد. یعنی توضیح اینکه چه عواملی برسوق دادن مترجم به انتخاب متنی خاص برای ترجمه دخالت داشته اند.
به منظور شناخت بهتر عملکرد مترجمان آن زمان ،این تحقیق به چند بخش مجزا اما مرتبط تقسیم بندی شده است.دربخش اول اوضاع و شرایط حاکم بر ایران که برشکل گیری انقلاب مشروطه منجرشده مورد بررسی قرارگرفته است.یعنی مسائل اجتماعی،سیاسی و فرهنگی که موجب تلنگر فکری برخی از مردم خصوصا قشر تحصیلکرده در آن زمان شده است و درنتیجه مترجمان جهت آماده سازی فضای فکری و اجتماعی سعی بر تزریق اندیشه های نو واغلب ناب غربی به اقشار مختلف مردم از طریق ترجمه داشته اند.مثلا وجود مسائلی چون فقدان آزادی اندیشه و بیان،بی توجهی به تعقل و عقل گرایی،نبود ادارات و وزارتخانه های دولتی،وجود استبداد شدید شاه و اطرافیانش،نبود قانون اساسی ،عدالت و ....موجب شده بود تا مترجمان جهت پر کردن این خلاها آثاری در ارتباط با این معضلات و حل آنها را از زبانهای مختلف به فارسی ترجمه کنند تا بلکه بتوانند از این طریق فضای فکری،اجتماعی سیاسی و فرهنگی لازم را جهت بهبود شرایط ایجاد نمایند.به عنوان مثال می توان به ترجمه ی قانون اساسی ژاپن توسط طالبوف در این راستا اشاره کرد.
روشن است که کار ترجمه های آن دوره عمدتا ً انتقال داشته های دیگر فرهنگها به جامعه ی ایران و ایجاد فضای فکری و اجتماعی مشابه در این جامعه است .؛ که در این تحقیق به صورت عوامل اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی دخیل بر انتخاب مترجمان ذکر شده است .
در ادامه به بررسی نقش و تأثیر شرایط  مذکور بر 4 تن از روشنفکران و مترجمان مشهور آن دوره میرزا عبدالرحیم طالبوف ، میرزا آقاخان کرمانی ، میرزا ملکم خان ناظم الدوله و میرزا فتحعلی آخوندزاده و چگونگی و چرایی انتخاب نوع ترجمه از سوی آنها می پردازیم ؛ شایان ذکر است که به دلیل جامعیت این نوع پژوهشها از یک سو و ذیق وقت و کمبود شدید منابع از سوی دیگر و نیز عدم دسترسی به اصل تمام ترجمه ها ، امکان بررسی دقیق و همه جانبه به منظور دستیابی به نتیجه ای کاملا ً نشخص و عینی برای محققان میسر نبود ؛ به همین دلیل ممکن است خواننده ی محترم در بخشهایی از متن دچار ابهام شود که متأسفانه محققان را از آن گریزی نبوده است .
در پایان از دوستان و اساتید محترمی که ما را در پیش بردن این تحقیق یاری داده اند صمیمانه سپاس گزاریم . به ویژه از استاد محترم سرکار خانم نوشین فر ، آقای  محمدی ، سرکار خانم علیزاده و عزیزان دیگری که از لطف بی دریغشان بهره بردیم .
شرایط مختلف سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ایران پیش از مشروطه



شرایط اجتماعی،فرهنگی

تصور معمول و کلی ما از ایران عصر قاجار ( قبل از مشروطه) در یک جامعه بسته ، ایستا و عقب مانده خلاصه می شود که تغییر و تحول چندانی در آن رخ نداده مگر در یکی دو دهه پایانی آن بدلایل مختلف (مثل ظلم قاجارها ، بی لیاقتی آنها، آشنایی مردم با تمدن نیمه اروپایی روسیه و شکست های پیاپی از روسیه و بعد از انگلیس و آشنایی با تمدن کاملا پیشرفته اروپا ، بیداری عده ی زیادی از گروهها و طبقات مختلف اجتماعی و .. ) که ذیل متن خواهد آمد و نهایتاً به نهضت انقلاب مشروطه انجامید . در این نوشتار سعی نداریم تا انقلاب مشروطه را صرفاً و قطعاً بر خاسته از تلاش چند نفر محدود و مشخص بدانیم چون واقعیت تاریخی ایران چنین چیزی را نشان نمی دهد . و حقیقت امر این است که چندین گروه و طبقه و بسیار ی از عوامل بر پدیده ای به نام انقلاب مشروطه مؤثر افتاده اند .با این همه در قرن نوزدهم حجم و سرعت تغییرات بسیار زیاد بود و " کمتر مقطعی از تاریخ را می توان سراغ گرفت که ظرف یک سال شاهد این همه دگرگونی باشد."(زیباکلام،مقدمه ی نویسنده)
در بعضی از آثار وقتی صحبت از نوگرایی و اصلاحات شده – متأسفانه – مطالب به گونه ای است که گویا اصلاح طلبان صرفاً با تأثیر آنچه در غرب دیده بودند به فکر اصلاحات افتادند اما چنین دیدی بیراه است چرا که مشاهده ی اوضاع داخلی جامعه ی ایران در آن زمان هم نقش بسیار مهمی در پیدایش افکار اصلاح طلبانه و بیداری افکار مردمی داشته است .(همان،12-13) لذا در این قسمت به پاره ای از عوامل مؤثر بر تغییرات که نهایتاً به انقلاب مشروطه انجامید می پردازیم .
1-اقتصاد ایران در این دوره ی زمانی به درستی «اقتصاد معیشتی» یا «بخور و نمیر» بوده است.(همان،45)
2-تجارت ایران به علت نبود وسایل ارتباطی مناسب،خشکسالی،نبود تولید کافی، وضع اسفبار صنعتی و ... در وضع بدی به سر می برد.- اوضاع اجتماعی نیز به همین منوال وخیم بود چرا که مثلاً با سوادان کمتر از 5 درصد جمعیت شهر نشین را تشکیل می دادند و اصولاً خواندن و نوشتن تقریباً به سه قشر دربار، روحانیون و بازار منحصر شده بود.(جمعیت ایران حدود 5 تا 6 میلیون نفر بوده که از میان جمعیت اسکان یافته در حدود 20 درصد شهرنشین بوده اند.)(همان،44-47)


4- آموزش و پرورش نیز وضع مناسبی نداشت. در پایان قرن 19 صرفاً20 مدرسه جدیده به علاوه ی  یک دبیرستان احداث شده بود  و در نتیجه تا اواسط قرن19 که امیر کبیر دار الفنون را تأسیس کرد و برای نخستین بار بعضی از ایرانیان با علوم جدید آشنا شدند هیچ یک از دانش های فیزیک ، شیمی ، بیولوژی ، علوم سیاسی ، اقتصاد و پزشکی در ایران ترجمه و شناخته نشده بودند.5- آگاهی جهانی مردم ایران در سطح بسیار پایینی بود؛ رنسانس ، کشف  سرزمین های جدید مثل آمریکا، انقلاب  علمی ، انقلاب صنعتی و انقلاب کبیر فرانسه همه اساسا برای مردم ایران ناشناس بود و آنها منقطع ومنفک و جدا مانده از مابقی جهان بودند ( زیباکلام،48،49 به نقل از چارلز عیسوی،تاریخ اقتصادی ایران عصر قاجار)
6- آگاهی داخلی : ساکنین خراسان اطلاع چندانی از اوضاع و احوال گیلانی ها نداشتند و مردم تهران نمی دانستند در اصفهان چه می گذرد و همینطور شهرهای دیگر همه از وضع یکدیگر بی اطلاع و کم اطلاع بودند .

شرایط سیاسی

7- دیکتاتوری: حرف شاه واجب الاطاعه بود و او را سایه خدا بر زمین می دانستند . مردم رعیت بودند و نوکر شاه.8- ضعف نظام سیاسی : علاوه بر دیکتاتوری که ضعف بزرگی است ، نه حزبی وجود داشت نه تشکیلات سیاسی ، نه حق و حقوق صنعتی ، نه امنیت سیاسی و نه قانونی.اساسا فکر مخالفت جدی با حکومت قاجار در سطح جامعه مطرح نبود.(همان،68)

 اتحاد داخلی میان گروههای مختلف وجود نداشت.به همین خاطر مردم در شهرهای ایران ، بر خلاف شهرهای اروپای قرون وسطی ، هرگز قادر نشده بودند که از حکومت امتیاز بگیرند زیرا آن چنان متفرق و رقیب با یکدیگر بودند که امکان هیچ گونه حرکت دسته جمعی در میانشان وجود نداشت (همان ، 82 به نقل ازتاریخ ایران ، جان ملکوم، 99). در میان مردم دید اشتباهی نسبت به غرب وجود داشت؛به این معنی که آنها غرب را دیار کفر و فساد می دانستند و بر همین اساس هر چه از آن سو می آمد برای جامعه ی خود نامناسب می دانستند.  یک ارتش نیرومند و بوروکراسی مدرن و همه جانبه در کشور شکل نگرفته بود. رجال سیاسی اغلب نالایق و فاسد و ظالم بر مسند امور بودند.
8- گسترش سریع شهرنشینی یکی از مهمترین و بنیادی ترین تغییرات اجتماعی ایران قرن 19 بود.(جمعیت شهری از 10-14 درصد به 20-25 درصد افزایش یافت.)( همان ،140)

همه ی این تغییرات ذهنی و عینی به یک نقطه یعنی نارضایتی ایرانیان از حکومت قاجارها و ایجاد فکر تغییر و تحول در اذهان بسیاری از ایرانیان رسید؛ البته باید گفت که این تغییرات ذهنی و عینی به هم مربوط و بر هم مؤثر بوده اند .
تمام این ها باعث شد تا جریانات اصلاح طلبانه که بعضی پیشتر آغازشده بود پر اثرتر شوند و اصلاح طلبان هم از بیرون نظام قاجار ( روشنفکران ، فرنگ رفته ها ، قفقاز رفته ها ، تجار و روحانیون و ... که بعضی از آنها مثل ملکم خان ، طالبوف یا آخوند زاده سمت های دولتی هم داشتند) و هم از درون نظام قاجار (صدر اعظم ، خود شاه یا شاهزاده ها ، دیپلمات ها و کسانی که منصب خاصی نداشتند) به فکر اصلاحات عمیق و گسترده د ر نظامات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ایران بیفتند.
در هر حال مجموع این شرایط و عوامل عارض بر ایران د رآن سالها،که در نهایت به پیروزی انقلاب مشروطه در 1285 شمسی انجامید،مترجمان را به انتخاب گونه های خاصی از متون برای ترجمه سوق داد که در بخش بعدی به آن می پردازیم.
مترجمان برجسته ی این دوره:
1-حاجی عبدالرحیم طالبوف

وی از جمله ی مردان تجدد طلب و آزادیخواهی است که در قرن اخیر موجبات تنویر افکار و نهضت آزادی را در ایران به وجود آورده اند . در زمان سلطنت ناصر الدین شاه، محیط داخلی ایران برای نشر عقاید آزادیخواهانه و متجددانه مساعد نبود . اما با این وجود طالبوف از تلاش بی وقفه برای آگاهی بخشیدن به توده ی خواب زده و استبداد پذیر مردم دست نکشید . در همین راستا دست به ترجمه و تألیف آثار بسیاری زد . از جمله آثار تألیفی او می توان به « مسالک المحسنین » و « مسائل الحیات» و « ایضاحات در خصوص آزادی» « کتاب احمد یا سفینه طالبی» اشاره کرد که تقریباً همگی ملهم از آثار متفکران مشهور غربی همچون « جان استوارت میل» ، « فلاماریون» ، « اگوست کنت» و ... هستند .(دهخدا،لغتنامه،مدخل طالبوف)
طالبوف به دلیل زندگی در قفقاز و آشنایی با زبان روسی توانست آثار بسیاری از اندیشمندان غربی را که در آان زمان به روسی ترجمه شده بود به فارسی برگرداند . برخی از ترجمه های او عبارتند از : « پند نامه ی مارکوس قیصر روم » که نام اصلی آن تفکرات » است ، ( کتابی است در مورد اندیشه های اخلاقی و فلسفی مارکوس اولریوس ، قیصر و حکیم رواقی (م 180-121 ) ، ترجمه فیزیک یا حکمت طبیعیه (1311) ( مؤلف ناشناس ) ترجمه ی هیئت جدیده ( از فلاماریون).(اکبری،101)
بیشتر ترجمه ها و آثار تألیفی طالبوف که آنها نیز به نوعی حاصل مطالعه آثار اندیشمندان غربی است ، پیرامون (مسائل اجتماعی و سیاسی) آن دوران و ابتلای مردم ایران به این مسائل است . مسائلی چون فقر مالی و فرهنگی ، جهل و بیسوادی بسیار گسترده ، استبداد زدگی، هرج و مرج و .... یکی از مواردی که طالبوف تأکید بسیاری برآن دارد همانا قانون و استقرار همه جانبه آن در همه شئون زندگی ایرانیان است . در واقع قانون مداری و قانون پذیری ترجیع بند گفتمان همه روشنفکران آن دوره در ایران است .
به عنوان مثال طالبوف در کتاب « ایضاحات در خصوص آزادی» که در مورد مسائل مربوط به مجلس شورای ملی اول است به مسایلی چون « تکلیف ملت» ، « مالیات» و « ضرورت تدوین قانون اساسی » می پردازد .(دهخدا،لغتنامه،مدخل طالبوف) این افکار که تا پیش از این جایی در ذهن ایرانیان نداشت از رساله مشهور « آزادی » نوشته « جان استوارت میل» تأثیر پذیرفته بود .(اکبری، 102)
طالبوف از مروجان علوم طبیعی و افکار اجتماعی و سیاسی جدید است . او از اصالت عقل و فلسفه تجربی پیروی می کند و جای این شیوه تفکر را در جامعه ایران بسیار خالی می بیند. پس بر همین اساس در کتاب احمد یا سفینه طالبی » خود اصول علوم طبیعی را بر اساس آخرین تحقیقات علمی و با الهام از « امیل» روسو تدوین می کند (اکبری ،101)و نیز کتاب « فیزیک یا حکمت طبیعیه» (مؤلف نامعلوم) و « هیئت جدیده» ( اثر فلاماریون) را در همین راستا ترجمه می کند .(آدمیت ،اندیشه های طالبوف تبریزی،3-4)
طالبوف کمال نفس آدمی و نیکبختی جامعه انسانی را در ترقی و نشر علوم طبیعی می پنداشت . بر همین اساس وی معتقد به فلسفه تحققی و دین انسان دوستی اگوست کنت است .
"هرکس صلاح خود را در صلاح غیر داند و محبت دیگری را در محبت خود شناسد" (همان،20به نقل از مسالک المحسنین)
او اندیشه های فلسفی و انتقادات اجتماعی خود از جامعه ایران را در کتاب مسالک المحسنین مطرح می کند . در این کتاب برای عبرت خوانندگان ترجمه قانون اساسی ژاپن در تأسیس حکومت ملی مشروطه نیز نقل شده است .(همان،4-5)
در زمینه سیاست عقاید سیاسی اش « ترکیبی است از لیبرالیسم سیاسی و دموکراسی اجتماعی» و برای تأسیس نظام دموکراسی بر حقوق آزادی و حکومت قانون تأکید دارد . بر آن است که حکومت نخبگان یعنی اهل دانش و فکر که عاملان اصلاح و ترقی هستند ، بهترین حکومت است، اما از آن سو دشمن سر سخت تعدی و تجاوز مغربیان است و از « تقلید مضحک» از آنان شدیداً بیزار.(همان،4)
اما آثار او در میان مردم مورد استقبال قرار گرفته بود . « کتاب احمد» یا « سفینه طالبی» او را در مدرسه های جدید تبریز درس می دادند . پیش از او میرزا کاظم خان معلم طبیعیات مدرسه دارالفنون کتاب « صحبت ساده طبیعی و هیئت» نوشته یکی از « نسوان با فضل فرانسه» را به فارسی در آورده و در روزنامه علمی (97-1293) انتشار داده بود . بعید نیست که طالبوف از موضوع آن ترجمه آگاهی داشته است .(همان،5-6)

2- میرزا فتحعلی آخوند زاده

میرزا فتحعلی آخوند زاده که در سال 1250 ق به تفلیس رفته و در اداره مرکزی دولتی آنجا استخدام و به کار ترجمه مشغول شده بود، آثار دانشمندان و متفکرانی چون هیوم، ولتر مونتسکیو و .. را خواند و از اندیشه های آنان متأثر شد .(اکبری،90)
وی تحت تأثیر اندیشه های دیوید هیوم انگلیسی (1711-1776 م ) الهیات سنتی را به چالش کشید و در زمینه سیاسی صاحب اندیشه ای با پایه حقوق اجتماعی طبیعی بود که از افکار مونتسکیو ،ولتر و میرابو نشأت می گرفت .و هدف او بر انداختن استبداد و ایجاد قانون اساسی بود و نیز در تعارض دین با عقل بشری جانب دومی را می گرفت .(همان،93)
آخوند زاده تحت تأثیر عقاید پوزیتیویستی حکمای اروپایی اهمیت فوق العاده ای برای عقل بشری قائل است تا آنجا که دین را مقابل آن قرار داده و وحی و معجزات و ملائکه و شیاطین و .. را خرافات می پندارد و در « مکتوبات» خود تنها راه پیشرفت و ترقی ایرانیان را تبعیت از عقل و کنار گذاشت این خرافات و نیز دین تلقی می کند .
وی با تأثیر پذیری از رساله ی « درباره ی آزادی» جان استوارت میل معتقد است که یکی از حقوق انسانها آزادی است و نیز بدون آزادی « پیشرفت » معنا ندارد . او آزادی را بر دو نوع جسمانی و روحانی تقسیم می کند . وی اعتقاد دارد" علمای اسلام آزادی روحانی را از ما گرفته و در جمیع امور ما را تابع امر و نهی خود ساخته اند و نیز آزادی جسمانی را فرمانروایان مستبد از ما گرفته و در زندگی دنیایی ما را محکوم اوامر خویش نموده اند"(نصری،113)






3- میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقا خان کرمانی از جمله روشنفکرانی است که بیشتر در زمینه ی تفکر فلسفی به اندیشیدن پرداخت .اما وی نیزهمچون دیگر روشنفکران از پرداختن به اجتماع ایران و دردهای مزمن آن باز نایستاد .به عقیده ی فریدون آدمیت" اهمیت میرزا آقاخان در تاریخ تفکرات فلسفی در ایران در این است که اولاً نخستین بار عقاید و آرای حکمت جدید را در نظام واحدی عرضه کرد و ثانیاً کوشید ترکیبی از اندیشه های حکمای اسلامی و فیلسوفان مغرب زمین بسازد"(اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی،16)
آقا خان بر این عقیده بود که حکمت از علم جدا نیست و اندیشه هایی که بر اساس علم نباشد حکمت نیست و تنها خیالبافیهای پراکنده است . اندیشه های او از دو جنبه دیگر نیز تازگی داشت اول اینکه به پیروی از اندیشمندان غرب کوشش دارد قوانین ثابتی به دست دهد که بر همه دانش های انسانی قابل انطباق باشد . دوم اینکه مثل بیکن و دکارت هدف فلسفه را ارتقا اجتماع و بهبود زندگی دنیوی و کمال انسانی می داند .
میرزا آقا خان تعداد بیست کتاب و رساله تألیف و ترجمه کرده است که در اکثر آنها از ذکر نام خود پرهیز داشته است . از مجموع آنها فقط شش کتاب انتشار یافته .(همان،36)
ترجمه تلماک ، اثر مشهور نویسنده هوشمند فرانسوی « فنلن» با زمینه سیاسی ، فلسفی و اخلاقی به دست میرزا آقا خان انجام گرفت . فنلن در این کتاب از روش حکومت استبدادی لوئی چهاردهم انتقاد کرده است . میرزا آقاخان چند جزوه از آن کتاب را بسیار منشیانه ترجمه نموده است .
میرزا آقا خان در اسلامبول به فلسفه مادی و عقل گرایی روی آورد . محور اندیشه هایش ترقی اجتماعی بود . هنر و ادب ،حکمت و منطق ، دین و علم بایستی در راه ترقی جامعه انسانی به کار افتد.
وی رساله هفتاد و دو ملت را بر پایه مقاله « قهوه خانه سورات » به قلم نویسنده فرانسوی « برناردن دو سن پیر» از معاصران و پیروان روسو پرداخته است .(همان،49)
آقا خان بر این عقیده بود که « باید کاری کرد شاید آن طبایع بکر دست نخورده و ان خونهای پاکیزه مردم متوسط ملت از دهاقین و اعیان و نجبا به حرکت در آید »و در این کلام بر لزوم شرکت طبقه متوسط ملت در نهضت تأکید دارد.(همان،49)
با انتشار روزنامه قانونِ میرزا ملکم خان دلگرم و امیدوار می گردد . در تأثیر آن می نویسد :" سخنان قانون همه جا پراکنده می باشد و هرکس اگر هم برای ارمغان و سوغات بوده چند نسخه به ایران فرستاده است"(همان،18به نقل از نامه ای بدون تاریخ)
جای دیگر دارد : " متعلمین دار الفنون و کسانی که ذوق علم را فهمیده اند فدوی اوراق قانون شده اند شمار ا به خدا مستقیم و پایدار باشید "(همان،18.به نقل از نامه ای بدون تاریخ)
تأثیر میرزا آقا خان در اجتماع ایران نیز موضوع مهم و قابل تأملی است . از زمان انقلاب مشروطیت تا عصر ما برخی از اهل فکر و قلم از اندیشه های او الهام گرفته اند .، از جمله باید از میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و احمد کسروی نام بریم .(همان،14)
4-میرزاملکم خان

میرزا ملکم خان ناظم الدوله نیز یکی دیگر از روشنفکران و به نوعی مترجمان پیش از مشروطه است که در راه استقرار آن تلاش بسیاری را مبذول داشت." نخستین چیزی که جوهر اندیشه ی ملکم و شاه بیت گفتار و نوشتاراوست،آیین ترقی است.در اعتقاد به ترقی پذیری انسان از فیلسوفان و دانشوران عصر روشنگری و سده ی نوزدهم هردو بهره برده است"(اصیل،76)  وی در بینش علمی پیرو آگوست کنت است و مانند او برای علوم اجتماعی قطعیت قائل است و دقت و شایستگی آن را همتای ریاضیات می داند.(همان)
ملکم با اثرپذیری از متفکران غربی ،راه رهایی ایران را در تحول اندیشه های اجتماعی می بیند ومی پندارد که تحول در اندیشه های اجتماعی موجب تغییر در نظام اداری جامعه می شود و این موجب پیشگیری از دزدی ها،پرداخت مالیات از سوی مردم و مورد توجه قرارگرفتن حقوق مردم می شود.(نصری،141)  
ملکم در زمان صدارت امیرکبیر که دستگاه دارالترجمه ای تاسیس گردید ،درشوال 1267 ق.به عنوان مترجم سفارت وزارت دول خارجه به خدمت دولت درآمد.(نورائی،32)
سال بعد که مدرسه ی جدید التاسیس دارالفنون افتتاح گردید ملکم به کار مترجمی و معلمی پرداخت.البته ملکم اثر خاصی از متفکران غربی ترجمه نکرده است،ولی در آثار مختلف خود همچون:دفتر تنظیمات،دفتر قانون ،صراط المستقیم و...که  در واقع رساله های اویند از افکار و بیانات متفکران علوم انسانی غربی به شدت تاثیر پذیرفته است.از جمله ی این اندیشمندان می توان به آگوست کنت،ولتر،گیزو،داروین و جان استوارت میل اشاره کرد.(نورایی،45)
البته برخی  تالیفات اورا نیز عینا ترجمه ی تحت اللفظی آثار اندیشمندان اروپایی دانسته اند و به این نحو ارزش آثار او را پایین می آورند.به عنوان نمونه «میرزامحمدخان قزوینی» از قول محمد علی فروغی چنین نقل می کند که : " تمام مطالبی را که او درنوشتجاتش راجع به سیاست و مطالب اجتماعی و اقتصادی و غیره می نوشت عین ترجمه ی تحت اللفظی کتب ولتر و منتسکیو بود...گرچه نمی گفت صریحا که این مطالب عین ترجمه ی من است ولی این را هم نمی گفت که ترجمه ی از ولتر و منتسکیو و غیرهماست..."(نورائی ،98، به نقل از یادداشتهای قزوینی،ج7،ص132_136)
نتیجه :
نگاهی گذرا و اجمالی به مطالب آمده در تحقیق روشن می سازد که عوامل و شرایط داخلی ایران و تاحدودی خارج از ایران در زمان قبل از مشروطه اعم از اجتماعی، سیاسی، فرهنگی چگونه مترجمان آگاه و روشنفکران زمان را به سوی گزینش متون خاصی مثل متون مربوط به قانون ( مثل  قانون اساسی ژاپن توسط طالبوف) سوق داده است. در واقع مترجمان با درک نسبتاً صحیحی از شرایط و کسب تجارب ارزشمند بواسطه ی حضور در جریانات ِ آن زمان، هر کدام با اندیشه های خاص و متفاوت اما - شاید- با یک هدف، آن هم بهبود وضع نابسامان ایران قبل از مشروطه به فکر بهبود اوضاع افتادند. شرایطی که در آن عدم وجود قانون برای ترقی و پیشرفت باعث درجا زدن جامعه شده بود؛ و متعاقبا ً سبب شده بود تا رفاه و سلامت و امنیت اجتماعی صورت وخیم و نابسامانی به خود گیرد که اگر میرزا ملکم خان، به گواهی تاریخ، نبود شاید به جای اینکه ملت ایران خود را در بحبوحه ی انقلاب مشروطه ببیند سر از یک وادی کور و بی نام و نشان دیگر درمی آورد.
توده های خاموش و ظلم پذیر ایران بدلیل عدم آگاهی از حقوق خود و همچنین عدم  وجود خط فکری هدفمند و تجددخواه و در کل محرومیت از آزادی، بیش از هر چیز دیگری نیازمند بودند تا از این جریان رهایی پیدا کنند که این امر با تألیف و ترجمه ی آثار فکری پرارزشی همچون ایضاحات در خصوص آزادی، کتاب احمد یا سفینه ی طالبی، که عمدتاً برگرفته از آثار و اندیشه های متفکران غربی مثل آگوست کنت، ژان ژاک روسو، جان استوارت میل و غیره منجر شده است که این امر کمک کرد تا مردم این مرزوبوم از جهل و بی سوادی و عقب ماندگی فرهنگی تاحدودی نجات یابند؛ چرا که علوم طبیعی و برخی از علوم انسانی و ترجمه ی این آثار مربوطه با هدف خدمت به جامعه و برای ارتقاء سطح فرهنگ، پیشرفت و در کل معرفی قانون زندگی اجتماعی بوده است.
منابع :
آدمیت، فریدون. فکر دموکراسی اجتماعی، پیام، چاپ اول 1354.
آدمیت، فریدون. اندیشه های طالبوف تبریزی، دماوند، چاپ دوم 1363.
آدمیت، فریدون. اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، کتابخانه ی طهوری، اول 1346.
نصری، عبدالله. رویارویی با تجدد، علم، چاپ اول 1386.
آدمیت، فریدون. فکر آزادی و مقدمه ی نهضت مشروطیت، سخن 1340.
اکبری، حسن. مبانی فکری ادبیات مشروطه، پایا، چاپ اول 1379.
اصیل، حجت الله. زندگی و اندیشه ی میرزا ملکم خان، نشر نی 1376.
نورائی، فرشته. تحقیق در افکار میرزا ملکم خان ناظم الدوله، شرکت سهامی کتابهای جیبی ، چاپ اول 1352.
آجودانی، ماشاءالله. مشروطه ی ایرانی، اختران، چاپ اول 1382.
زیباکلام، صادق. سنت و مدرنیته، روزنه 1378.
 

پرونده ی «مشروطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

شاخه اصلی

نظریه
اشتراک در RSS - مشروطه