قاجار

تهیه و تنظیم پرونده: مرضیه جعفری
 در ذهنیت ایرانی و در تاریخ ایران، خاندان قاجار، جایگاهی ویژه دارند و عناصر در هم تنیده و ضد و نقیضی را حمل می کنند: پادشاهانی عشایری، عامل از دست رفتن بخش های بزرگی از خاک ایران ، خیانت به کشور، استبداد و کشتار و برباد دادن اموال ایران، و در عین حال  آغازی جدید برای این سرزمین با نوآوری های  ناصر الدین شاه و امیر کبیر، با مشروطه : نوعی نوستالژی نسبت به گذشته ای که به سرعت همراه با آخرین پادشاهان این خاندان از دست می رفت و جای خود را به کشوری تازه می داد. از این رو هنر و فرهنگ قاجار همواره با نوعی جذابیت برای  روشنفکران و هنرمندان  و اهل فرهنگ در ایران همراه بوده و چندین مکتب هنری سرچشمه ها و انگیزه های خود را از آن دوره می گیرند. افزون بر این آثار، این دوره هنوز در قالب های مادی بسیاری از جمله معماری  و پایتخت های گوناگون این خاندان در ایران باقی است. انسان شناسی و فرهنگ پرونده قاجار را از امروز می گشاید.  

 


o صفحات مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ ؛

1. بررسی و نقد سفرنامه ی ستوان آلکس بارنز در عهد فتحعلی شاه
http://anthropology.ir/node/9877

2. از مدارس "رشدیه" تا رشد مدارس جدید در ایران : تفکیک نهاد علم و دین در تاریخ اجتماعی قاجار
http://anthropology.ir/node/3134

3. ماهیت طبقاتی تجار در عصر قاجار و پهلوی
http://anthropology.ir/node/8985

4. گاسپار دروویل، روایت گر زندگی مردم در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/885

5. روزنامه ی سفر خراسان به همراه ناصرالدین شاه
http://anthropology.ir/node/8771

6. کارت پستال های قاجار
http://anthropology.ir/node/7465

7. گفت و گو با محمد مهریار: زندگی قاجار
http://anthropology.ir/node/7098

8. عارف مشروطه
http://anthropology.ir/node/8315

9. زنان در دوره ی قاجار
http://anthropology.ir/node/4020

10. زن در خانواده ی عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4062

11. زنان و فعالیت های اقتصادی در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4092

12. زن در جامعه ی عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4110

13. زنان و حرکت های سیاسی در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4132

14- ایران قاجار از دید یک عکاس ایتالیایی
 http://anthropology.ir/node/12409

15- کشف مجدد تاریخ مصور ایران
http://anthropology.ir/node/12409

16- نگاهی به وضعیت موسیقی در دوره قاجار
http://anthropology.ir/node/13191

17- فرهنگ کوجه های سینما
http://anthropology.ir/node/13226

18- نمایشگاه عکس مستند قاجار : «قاجار بر صفحه نقره اندود »
http://anthropology.ir/node/13459

19-  سفر نامه ایرانیان به فرنگ
http://anthropology.ir/node/13502

20- تئاتر / باستانشناسی: خانه کمال الملک
http://anthropology.ir/node/13630

21- وبگاه «دنیای زنان در عصر قاجار»
http://anthropology.ir/node/16659

22- نگار گشتی در تماشاگه هولستر: گزارش تصویری عکس های ارنست هولستر
http://anthropology.ir/node/16694

23- بناهای دوره قاجار
http://www.anthropology.ir/node/20561

24- تاریخ و سینما
http://www.anthropology.ir/node/20757

25- زن قاجار ، فراسوی حرمسرا
http://www.anthropology.ir/node/22177

26- پیشه های و حرف در ایران قاجار به روایت کارت های پستال تاریخی
http://www.anthropology.ir/node/23195

27- اردبیل در عهد قاجار
http://www.anthropology.ir/node/23305


 

::

o پیوند به بیرون ؛

- فارسی:
14. قاجاریان / ویکی پدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86

15. آقا محمد خان قاجار / ویکی پدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1

16. تهران در عصر قاجار / کتاب اول
http://www.ketabeavval.ir/tehran/1737.aspx

17. زندگی و مرگ آخرین شاه قاجار به روایت تصویر / فرارو
http://www.fararu.com/vglj.yeofuqeaxwvzfuusb..html

18. دنیای زنان در عصر قاجار
http://fa.qajarwomen.org/

.:.

- انگلیسی:
19. Qajar dynasty / Wikipedia
http://en.wikipedia.org/wiki/Qajar_dynasty

20. Ahmad shah qajar / Wikipedia
http://en.wikipedia.org/wiki/Ahmad_Shah_Qajar

21. Qajar
http://www.qajarpages.org/

22. Qajar dynasty / Iran chamber society
http://www.iranchamber.com/history/qajar/qajar.php

23. International Qajar Studies association page
http://www.qajarstudies.org/


 

زن در خانواده عصر قاجار(2)

چکیده
شکی نیست که در مسیر شناخت موقعیت اجتماعی زن در عهد قاجار و عوامل آگاهی بخشی که بعدها به تغییر نحوه حضور وی در جامعه انجامید ابتدا پرداختن به نحوه معیشت او و شیوه حیات فردی و خانوادگی وی حائز اهمیت فراوانی است.

چکیده
شکی نیست که در مسیر شناخت موقعیت اجتماعی زن در عهد قاجار و عوامل آگاهی بخشی که بعدها به تغییر نحوه حضور وی در جامعه انجامید ابتدا پرداختن به نحوه معیشت او و شیوه حیات فردی و خانوادگی وی حائز اهمیت فراوانی است.در حقیقت پیش درآمد تاثیرگذاری زن قاجار بر تحولات و رخدادهای این عصر را می بایست ابتدا در موقعیت او در خانواده جست تا با پیش زمینه ای اینچنینی راه برای موقعیت اجتماعی زن این عصر بیش از پیش هموار گردد. مقاله پیش روی درآمدی است بر نحوه معیشت زن ایرانی در عصر قاجار که به مسائلی چون ازدواج، موقعیت زن در خانواده و طلاق وی می پردازد.   
کلیدواژه ها
زن، قاجار، ازدواج، طلاق، وظایف زن
بیان مسئله
همانگونه که در چکیده مقاله حاضر نیز بدان اشاره شد ابتدا لازم است جهت بررسی موقعیت زن در ابعاد مختلف در عصر قاجار به موقعیت و شئون زندگی وی در خانواده که پیش درآمد حضور در جامعه است پرداخته شود تا با زمینه ای اینچنین به بررسی شرایط اجتماعی و موقعیت زن در جامعه این عصر رسیدگی شود. در حقیقت آشنایی با آداب و سنن، افکار و شئون زندگی زن این عصر از جمله مسائل حائز اهمیتی است که شاید بتوان به جرات تاثیر آن را بر زن امروز جامعه ایران نیز دید و سنجید. حال می توان پرسش این مقال را اینگونه مطرح نمود که شئون زندگی زن ایرانی در این عصر از نقطه نظر ازدواج، وظایف وی در خانه و طلاق به چه صورت بوده اند و زن این عصر با چه پیش زمینه ای به دنبال عواملی آگاهی بخش وارد عرصه اجتماع و فعالیت های اجتماعی گردیده است؟  
ازدواج
در جامعه عهد قاجار، فاصله چندانی بین کودکی و ازدواج دختران وجود نداشت. دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می کردند و عملاً به عنوان رکنی مستقل وارد معرکه زندگی خانوادگی می شدند. در واقع عواملی چون دستیابی به استقلال اقتصادی، رشد نسبتاً سریع دختران در آن روزگار و پایین بودن میانگین عمر به دلیل شیوع بیماری های گوناگون و عدم رعایت اصول بهداشتی در افزایش این ازدواج های زودرس موثر بود. از طرفی باورهای اجتماعی رایج نیز در تحقق ازدواج های زودرس بی تاثیر نبود. بر این اساس، سعادت مند ترین دختران آنهایی بودند که در خانه شوهر به بلوغ می رسیدند زیرا تصور می شد که بدین گونه آنان از وسوسه های نفسانی بیشتر در امان خواهند ماند. به خاطر همین باورها بود که بسیاری از ازدواج ها حتی در سنین قبل ازبلوغ دختران انجام می شد. ( دلریش 22:1375)
عدم تناسب جمعیتی و کثرت زنان بر مردان، بیماری و یا پیر شدن سریع زنان به خاطر زایمان های مکرر و فقدان بهداشت، مصالح سیاسی و قومی، میل مردان ثروتمند و متمول به کام جویی، با این دیدگاه که (زن جوان، مرد پیر را جوان می کند) ( پولاک 142:1361) و داشتن حرمسرا و زنان متعدد، نشانه شوکت و ثروت مرد است خود به خود، نظام چند زنی را توجیه می کرد، افزون بر اینها فرزندان بسیاری که از رهگذر این ازدواج ها متولد می شدند، می توانستند مایه غرور افراد شوند. از سوی دیگر، دختران و بیوه هایی که به دلایلی از ازدواج بازمانده بودند بی میل نبودند به همسری مردی تن در دهند که همسر یا همسران دیگری نیز داشت. در حقیقت دختر یا بیوه ای که از ازدواج محروم می ماند، محکوم به تحمل ملامت های بسیار بود. ( دلریش 23:1375)
از شیوه های رایج ازدواج، ازدواج موقت یا صیغه کردن دختران و زنان بر اساس قرارداد و توافق بود. بدین طریق زن و مرد به مدت معینی که از یک ساعت یا نود و نه سال را شامل می شد با هم سپری می کردند.
مردان معمولا" در مسافرت ها و یا جنگ ها که از روی ناچاری به ولایات دوردست می رفتند و زن دائمی خود را به همراه نمی بردند زن صیغه ای می گرفتند.( هاردینگ 1363:؟) در مشهد، به دلیل فراوانی زائران، بازار صیغه کردن پر رونق بود. در تهران دلالان این ازدواج ها به سراغ خارجیان نیز می رفتند. ( سرنا 394:1362)
به گزارش دالمانی، زارعان نواحی شمالی برای برخوردار شدن از کار جسمی و ارزان زنان در ایام زراعت، به ازدواج موقت مبادرت می ورزیدند و پس از سپری شدن فصل برداشت محصول، بر اساس مدت قرارداد که شامل ایام برداشت محصول می شد از زنان جدا می شدند.  ( دالمانی 1335: 152)
تنوع بخشیدن به فضای حرمسرا و همچنین محدودیت شرعی نیز در بسط چنین ازدواج هایی تاثیر بسزایی داشت. از طرفی، فقر مالی نیز سبب می شد تا خانواده ها به ازدواج های موقت دختران خویش رضایت دهند. در کرمان، به خاطر وجود فقر شدید، این تمایل بیشتر به چشم می خورد زیرا با سر گرفتن این ازدواج از یک سو، پدر خانواده تا مدتی از مسئولیت های مادی تامین غذا و پوشاک یکی از افراد خانواده اش رها می شد و از سویی دیگر به وجه مختصری که دخترش پس از جدایی به عنوان مهریه از همسر خود دریافت می کرد دست می یافت. ( پولاک 1361: 588)
شکل دیگر ازدواج، شامل دختران یا زنانی می شد که از طریق جنگ ها و یا تجارت برده، اسیر و فروخته می شدند و تحت عنوان کنیز در اختیار مردان قرار می گرفتند. در فتوحات سال 1210 ه.ق آغا محمد خان سر سلسله قاجار، در قفقاز پانزده هزار دختر به اسارت در آمدند و در بازارها به معرض فروش گذارده شدند. ( هدایت 40:1362)
تجارت بردگان در حد بسیار محدودی در جنوب ایران از طریق بنادر رایج بود. غلامان و کنیزان موجود در ایران از ممالک آفریقایی نبودند بلکه بیشتر آنها از رعایای جنوب و بلوچستان بودند که از حیث رنگ، اندکی با سایر سکنه ایران فرق داشتند. ( بهرامی؟: 48) مقارن با نهضت مشروطه، آصف الدوله حاکم خراسان، بابت وصول مالیات، رعایا را مجبور به پرداخت مبالغی هنگفت کرد. به دنبال آن مردم قوچان برای تهیه مبلغ مورد نظر به فروختن دختران خود تن در دادند. ( تقی زاده 53:1349) پاره ای از قبایل کرد نیز در ازای گرفتن مبالغی، دختران خود را به فروش می رسانیدند. ( پولاک 272:1361) حتی گاهی دختران ارمنی نیز که به مسلمانان فروخته می شدند در صف کنیزان جا می گرفتند. ( دروویل 130:1348)
طرق سه گانه ازدواج منجر به پیدایش حرمسراهای کوچک و بزرگی می گردید که صرفاً متعلق به شاهزادگان، حکام ولایات و متمولان بود. حتی برخی از این حرمسراها گاه با حرمسرای شاهی رقابت می کردند. ( دلریش 1375: 28)
در میان مردم عامه، تقریباً تک همسری رایج بود. ( لئونوراشل؟:79) این مسئله با توجه به تنگدستی و مشغله فراوان آنان امری طبیعی بود. زرتشتیان بیش از یک زن نمی گرفتند. ( دلریش 1375: 30)
گردآوری زنان متعدد در خانه که غالباً از آن به حرمسرا یا اندرون تعبیر می شد همواره با تشنج و اضطراب و رقابت های بی پایان در میان آنها همراه بود. زشتی یا زیبایی، جوانی یا پیری و قابلیت باروری یا عقیم بودن در برتری یافتن این زنان نزد صاحبان حرمسراها تاثیر فراوانی داشت. اصالت خانوادگی نیز از جمله اصلی ترین معیارهای تفاوت بین همسران بود. عنوانی که به زنان محترم می دادند ( خانم ) و عناوینی که به زنان درجه دوم و یا مراتب پایین تر می دادند، بیگم ( باجی) و ضعیفه بود. ( پولاک 1361: 30) به گزارش دروویل، زنی که با اتکا به سابقه خود، لقب (بیوک خانم ) را دریافت می کرد از این امتیاز برخوردار می شد که درصورت تمایل مرد خانه، غذا را با او صرف کند. ( دروویل 75:1345)
حرمسراها دائماَ صحنه کشمکش های پایان ناپذیر بود. زنان برای دفع هوو و رقیب به جادو و جنبل پناه می بردند. ( دلریش1375: 31)
وظایف زن در خانه
با شرایطی که در باب ازدواج  زن ایرانی، تعدد زوجات و صیغه مشاهده کردیم حال لازم است اندکی از وظایف زنان نیز در خانه سخن به میان آورده شود تا شرایط زن در این عصر بیش از پیش روشن گردد.
مراقبت از کودکان از جمله وظایف مهم زنان بود. هر زن ایرانی غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می آورد. در واقع، عدم آشنایی با اصول جلوگیری از بارداری، رواج مرگ و میر اطفال به خاطر فقدان بهداشت عمومی و شیوع بیماری های مسری و همچنین شوق داشتن پسران بیشتر به دلیل نیاز فراوان به نیروی کار، در این امر موثر بوده است. ( دلریش 33:1375)
به دلیل ازدواج های زودرس، اغلب زنان در سن سی سالگی مادربزرگ می شدند. وظیفه مادران در تربیت فرزندان به مراتب بیشتر از مردان بود و این به علت اشتغال و سرگرمی های متنوع مردان و فاصله ای بود که آنان از اندرونی، به خاطر حفظ بزرگ منشی و یا دور ماندن از قیل و قال های موجود در آن می گرفتند. این به ویژه در خانواده های اشرافی خود به خود نقش زنان را در تربیت کودکان بیشتر می کرد. رابطه مردان اشرافی با کودکان خود، تا سر حد امکان خشک و رسمی بود. شاید گمان می رفت که با این شیوه، آنان در آینده ضمن خفظ حرمت او، دارای صلاحیت و جدیت لازم برای تمشیت امور گوناگون خواهند گردید. ( دلریش 34:1375)
در خانواده های معمولی، زنان علاوه بر پرورش کودکان، وظایف دیگری چون آشپزی، نظافت منزل، دوخت و دوز لباس های افراد خانواده و خریدهای خارج از منزل را نیز به عهده داشتند. آنان در کنار این مسئولیت های متنوع، به کارهای دیگر چون قالی بافی، پشم ریسی و دیگر هنرهای دستی نیز می پرداختند. زنان اشرافی با وجود خیل بی شمار خدمتکاران، دایه گان، کنیزان و غلامان، کاری جز نظارت بر خدمه خانه و یا وقت گذرانی از طریق دید و بازدید و مهمانی دادن و اسرافکاری نداشتند. (دلریش 35:1375)
زنان ایلیاتی و روستایی نیز همانند زنان در شهرها، پرورش اطفال و اداره منازل و مدیریت آن را بر عهده داشتند. لازم به ذکر است که زندگی عشایری و روستایی بسیار ساده تر از زندگی شهری بود. آنان بخش عمده مایحتاج شان را خود تولید کرده و مابقی آن را با پول حاصل ازفروش تولیدات فراهم می آوردند. زندگی عشایری و روستایی در ایران، ساده ترین شکل زندگی از جنبه خورد و خوراک و حتی پوشاک بود. در واقع خوراک یک خانواده ایلیاتی یا روستایی، غالباً از همان گوشت و لبنیاتی تشکیل می شد که به همت زنان تولید می گردید. ( دلریش 37:1375)
در کوچ عشایر، نصب و راه اندازی چادرهای ایلیاتی بر عهده زنان بود. همچنین، انتظام های داخلی این چادرها نیز جزئی از وظایف آنان محسوب می شد. ( قدسی 403:1342) زنان چادرنشین، ضمن تهیه مصالح مورد نیاز برای ساختن مسکن خود، به سرعت اعجاب آوری با بافتن گلیم های سیاه برای سقف و یا به هم پیوند دادن نی ها برای پیرامون چادرهایشان، بدون کمک گرفتن از مردان، به ساختن مسکن مورد نظر خانواده می پرداختند. ( گرتودبل 58:1363) تهیه سوخت زمستانی در روستاها و ایلات نیز، از جمله وظایف زنان بود. سوخت زمستانی آنها یا بوته های خشکی بود که جمع می کردند و یا تپاله هایی که با دست درست می کردند. ( لوتی؟:132)
در روستاها و ایلات، اخلاق زنان در سطحی بسیار عالی قرار داشت، زیرا سراسر زندگی آنان به کار و فعالیت می گذشت و مفاسد اخلاقی ناشی از بیکاری در بین آنان راه نداشت. ( دلریش 38:1375)
طلاق
در نظام خانوادگی دوران قاجار، حق طلاق با مردان بود.( درخواست طلاق ازسوی مرد، با بهانه و یا بدون هیچ بهانه ای برای اجرای آن کافی بود). ( پولاک 126:1361) نازایی و خروج از جاده عفاف از عمده ترین دلایل طلاق زنان بوده است. ( پولاک 270:1362) در پاره ای مواقع، عیوب جسمی، مانند نابینایی نیز می توانست مرد را به طلاق زن سوق دهد. ( لئونوراشل ؟:80) گاه نیز بد قدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش، می توانست دلیل طلاق باشد. بدین معنی که همزمان با ورود او به خانه همسرش، حوادث شومی در آن خانه روی داده باشد. ( پولاک 151:1361) زن در موارد خاصی چون دریافت نفقه از مرد، انحرافات اخلاقی و ناتوانی جنسی مرد می توانست درخواست طلاق نماید. ( دروویل 764:1364)
در هر صورت حق طلاق در اختیار و به رضایت مرد بود و زنانی که قادر به تحمل مشقات زندگی با همسرخود نبودند تنها از طریق راضی شدن مرد به طلاق می توانستند از زندگی با وی آسوده گردند. زنانی که شوهران شان با طلاق آنها مخالف بودند با بخشیدن مهر و یا حتی پرداخت وجهی اضافه بر آن به شوهر و یا انجام عملی که مورد تنفر مردان باشد به خواست خود می رسیدند. ( ضرابی 267:2536) پس از طلاق نیز، فرزندان، چه از زن عقدی یا صیغه ای به پدر تعلق می گرفتند و مادر هیچ حقی نسبت به آنها نداشت. ( دروویل 26:1364)
با وجود مجاز بودن طلاق، این مسئله به ندرت رخ می داد. در عرف اجتماعی، بازگشت زن به خانه پدری با نکوهش بسیار همراه بود. زن پس از رفتن به خانه همسر، به هر مسئله ای تن می داد تا از ننگ بازگشت به خانه پدری در امان باشد. ( دروویل 120:1364)
در واقع سرنوشتی که پس از طلاق در انتظار زن بود او را از طلاق بر حذر می داشت. زیرا پس از جدایی نه امکان یافتن شغلی برای او میسر بود و نه قانونی از وی حمایت می کرد. در نتیجه، تامین هزینه های زندگی با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی دوران قاجار، برای هیچ خانواده ای مگر خانواده های ثروتمند و متمول جامعه مقدور نبود. وظیفه نگهداری کودکان از سوی مردان و مشکل پرداخت مهریه و صرف مبالغ دیگر برای تجدید فراش، مردان معمولی جامعه را نیز از فکر طلاق دادن زنان شان منصرف می کرد. ( پولاک 150:1361) با توجه به عوامل فوق، طلاق در جامعه به ندرت به وقوع می پیوست.
نتیجه گیری
با توجه به آنچه که مشاهده شد می توان اینگونه نتیجه گرفت که زن ایرانی در این عصر از حداقل حقوق ممکن برخوردار بوده است. آنگونه که در ابتدا نیز بدان پرداخته شد هدف آن بود که دختران هر چه سریع تر به ازدواج یک مرد درآیند و سریع تر از خانه خارج شوند. ضمن اینکه پس از ازدواج نیز حقوق چندانی انتظارشان را نمی کشید. سبک های مختلف ازدواج، خرید و فروش آنها و بیگاری از جمله شرایط زن ایرانی در این عصر بود. از سوی دیگر همانگونه که در تمامی اعصار تمدن ایرانی مشاهده شده زن دوشادوش مرد خصوصاً در روستاها به کمک وی می شتافته و این با دیگر اعصار پیش از قاجار نقطه مشترکی محسوب می گردد. تولیدات زنان و کمک به اقتصاد خانوار از دیگر وجوه این عصر است. همانند ازدواج، زن پس از طلاق نیز از هیچ حقوقی برخوردار نبود و ترجیح می داد به جای تحمل شداید طلاق و بی شوهری تحت هر شرایطی در خانه شوهر خود دوام بیاورد. نبود هیچ گونه حقی برای زن این عصر که ریشه در بنیادهای فرهنگی و اجتماعی ما دارد وجه مشخصه این سه عنصری است که بدان پرداخته شد. عناصری که امروزه نیز این بار در قالبی جدید خود را بر اجتماع ایران تحمیل می کنند.

زنان در دوره قاجار(1)

گزارش ارائه شده به کلاس دروس ویژه کارشناسی ارشد  بنیاد ایران شناسی، نیم ترم اول 1388-89
مقدمه

جامعه ایران در عصر قاجاریه وارد مرحله‌ جدیدی از تحول و تغییر سیاسی اجتماعی گردید که با دوران ماقبل آن تفاوت چشمگیری داشت. شکل ‌گیری حرکت مشروطه‌خواهی ایرانیان بر تحولات سیاسی آینده ایران تاثیرات زیادی برجای گذاشت. حکومت مستبد پادشاهی در طول تاریخ بر زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان اثرات منفی و زیانباری گذاشته بود. اعمال یکجانبه قدرت و پاسخگو نبودن حاکمان در قبال اقدامات و کارهای خودسرانه و بی‌ قید و بند، انزجار و سیاست ‌گریزی را در میان توده‌های مردم فراهم آورده بود. نگرش و شیوه حکومت پاتریمونیال ( پدرسالاری ) و بازتاب آن بر حوزه اجتماعی جامعه، زنان را بیشتر از مردان در رنج و مشقت قرار می ‌داد. اگر مردان اجازه ورود و مشارکت در حوزه سیاسی را نداشتند، در عوض در حوزه اجتماع راحت و آسان تر می‌توانستند به اقدامات گروهی و جمعی دست بزنند اما زنان نه ‌تنها در حوزه سیاسی بلکه در حوزه اجتماعی هم از قدرت منسجم‌ شدن و حرکت جمعی در جهت تحقق خواسته‌ ها و تقاضاهای زنانه برخوردار نبودند. از نیمه دوم قرن نوزدهم، به‌ ویژه در عصر ناصری حرکت های مخالفت ‌گرایانه با تصمیمات سیاسی کارگزاران حکومتی و عمال آنها پدیدار گردید. درواقع این مخالفت ها سبب حضور و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در کنار مردان گردید. بنابراین حضور ابتدایی و اولیه زنان را بایستی در موج مشروطه‌خواهی توده‌های ایرانی جهت تحقق آرزوها و خواسته‌های سیاسی و اجتماعی جستجو نمود. آنچه در این نوشتار مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، موقعیت اجتماعی زنان در ایران عصر قاجاریه می‌باشد.
بخش قابل‌ توجهی از جمعیت هر کشور را زنان تشکیل می‌ دهند. زنان به دلیل داشتن استعداد و توان بالقوه و بالفعل در زمینه‌های متفاوت و متنوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ــ آموزشی، می‌توانند نقشی سازنده و فعال در پیشرفت و توسعه صحیح و منطقی هر کشور ایفا کنند. امروزه مشاهده می ‌شود بسیاری از زنان ایرانی به‌ دلیل بهره ‌گیری و استفاده از منابع و امکانات موجود در جامعه و هموارشدن برخی زمینه‌های آموزشی و علمی، درخشش قابل‌ توجهی از خود به نمایش گذارده اند به ‌طوری ‌که در حوزه دانشگاهی و تحصیلات عالی از جمعیت مردان پیشی گرفته‌ اند. بنابراین توان و استعداد درونی زنان در نتیجه کار و تلاش مداوم و مستمر، توزیع امکانات مساوی در جامعه و رفع نگرش سطحی و مرد سالارانه می ‌تواند از بالقوه به بالفعل تبدیل گردد. تجربه و گذر تاریخ، این موضوع را کاملاً ثابت و بر همگان آشکار نموده است.
در ارتباط با وضعیت زنان در عصر قاجار باید به این موضوع توجه داشت که به ‌دلیل تنگ ‌نظری های اجتماعی و وجود برخی شکاکیت ها و تعصبات غیرمنطقی، نوعی نگرش معطوف به محدود کردن زنان در عرصه‌های سیاسی ــ اجتماعی مشهود و آشکار بود. البته ناگفته نماند این نگرش فقط شامل دوره قاجار نبود بلکه دوران ما قبل آن را هم شامل می‌گردد. لازم به ذکر است که در سراسر جهان به خصوص در قرون هیجدهم و نوزدهم میلادی، زنان کم‌ و بیش از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم بودند. در کشورهای پیشاهنگ حرکتهای اصلاحی و سیاسی مانند فرانسه و انگلیس عملاً قدم مثبت و ارزنده ‌ای در جهت جامه‌ عمل ‌پوشاندن به آرزوها و خواسته‌های زنان برداشته نشد. دادن حق رای سیاسی به زنان در کشورهای اروپایی در واقع از نیمه اول قرن بیستم شروع شد. در طول قرن نوزدهم برخی تحرک ها و اقدامات در جهت مطالبه حقوق از سوی زنان در اروپا انجام گرفت که تقریباً دربرگیرنده همه سطوح اجتماعی بود. در جوامع اروپایی قرن نوزدهم زنان کارگر علیه مزد کم، بیکاری، دشواری کارهایی که به آنها واگذار می‌شد و زنان بورژوا علیه محرومیت از تمامی حقوق سیاسی و اقتصادی دست به قیام می‌ زدند و از همه محیط های اجتماعی با عمل و یا در بیان مصائب خود از لگد مال ‌شدن حقوق شان را عنوان می‌داشتند اما این دادخواهی و تلاش برای زنان ایرانی در طول قرن نوزدهم کم ‌رنگ و محدود بود. نقش زنان در جامعه ایرانی بیشتر به پختن غذا، نظافت و رسیدگی به امور خانه، سرپرستی از فرزندان و بعضاً کار در امور زراعی و دامپروری محدود بود.
حال زنان را می توان قشر مهم، تاریخ ساز و تاثیرگذاری در طول تاریخ درازپای ایران کهن دانست. اگرچه تاریخ نویسی مردان و پرداختن به پیشینه ای سیاسی متشکل از تهاجمات، لشکرکشی ها و تاج و تخت همگی خواسته یا ناخواسته سبب برون رفت از جریان تاثیرگذار زنان در اجتماع می شد اما هیچ فکر و اندیشه منطق ساز و ریشه یابی توان انکار نقش موثر و دیگرگونه زنان را در تاریخ ایران دارا نیست. ایران عصر قاجار را می توان از مهم ترین اعصار پادشاهی ایران دانست. دوره ای که شاهد تغییرات عمده و چندی در تمام زیرساخت ها و ساخت های ایران بود. ورود کشورهای خارجی، اقتصاد متحول، روابط سیاسی متفاوت با اعصار گذشته و ... همه نشان از عصری متفاوت و تاثیرگذار در ایران معاصر دارد. اگرچه بخش عمده و قابل توجهی از امور این عصر را همچون گذشته می توان و باید منتسب به مردان دانست اما نقش زنان و موقع آنها در این دوره تاثیرگذاری بسیاری در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارد که بنا بر تاریخ مرد سالارانه کشور، کمتر بدان پرداخته شده. از این رو پژوهش حاضر گامی است در شناخت موقعیت اجتماعی زن در عصر قاجار و پرداختن به شرایط او و حرکت ها و جنبش های سیاسی، اجتماعی و مذهبی چندی که در این عصر در پس بیداری های سیاسی اجتماعی پدید آمد.
تحولات عصر قاجار که بر اساس آگاهی و بیداری مردم پدید آمده بود از پس جنبش ها و تحرکات چندی سر بر آورد که در تمامی آنها، زنان حتی در پس پرده و همپای مردان به جان فشانی از برای رسیدن به آزادی و استقلال پرداختند. نقش زنان را نمی توان از دید مورخ و اندیشمندی جامعه شناس به هیچ وجه انکار کرد. در حقیقت همانگونه که مردان این عصر بر اثر عواملی چون گشایش مدارس، روزنامه ها، انجمن ها، جنبش های فکری و ... از دیدگاهی نو به حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود نگریستند زنان نیز تحت تاثیر عوامل مذکور در تحرکاتی چون لغو قرارداد رژی، نهضت مشروطه، تلاش در تکمیل قانون اساسی و ... نقشی اساسی هم ردیف مردان ایفا نمودند و برای همیشه و به تمام نسل ها نشان دادند که زنان نیز همپای مردان دغدغه های فراوانی از جنس آزادی خواهی در سر می پرورانند.
درحقیقت با نشان دادن تلاش هایی اینچنین و رد برخی ناداوری ها در باب عدم مشارکت زنان در بسیاری از عرصه ها می توان به روشنی ثابت کرد که زنان نه تنها در بسیاری از عرصه های سیاسی بزرگی منفعل نماندند بلکه به مدد عوامل آگاهی رسان به بخش بزرگی از تاریخ ایران بدل گشتند.
در این حیطه زمانی بودند زنان نامور و آگاهی که بر علیه استبداد خودکامه، تضییع حقوق زنان و هر آنچه اسباب انزوای بیش از پیش زن ایرانی را فراهم می ساخت ایستاده بودند و هدف بیداری زن ایرانی، خروج وی از پستوی خانه ها و ورود وی به عرصه اجتماع در سر داشتند.
از جمله این زنان می توان به بانو نورالهدی منگنه، نصرت مشیری، هما محمودی، ماهرخ گوهرشناس، بانو امیر صحی ماه سلطان خانم، شمس الملوک جواهرکلام، صدیقه دولت آبادی و از آن جمله اشاره داشت که همگی در راستای بیداری و آگاهی زن ایرانی در ایام انزوای وی بیش از پیش کوشیده و حتی جان بر کف راه هدف خود گذاردند.
بنابراین آنچه در این پژوهش دنبال می شود آن است که بدانیم زن ایرانی در عصر قاجار چه موقعیتی داشته و بدنبال بیداری خود به چه تحرکات سیاسی اجتماعی دست زده.
1. در فصل نخست، به موقعیت زن در ایران عصر قاجار و موقعیت وی در خانواده از جمله ازدواج، وظایف زن در خانه و طلاق پرداخته خواهد شد.
2. فصل دوم به بررسی حضور زن در اجتماع، تفریحات او و نقش نا امنی ها در حیات وی می پردازد.
3. فصل سوم به زنان و فعالیت های اقتصادی ایشان اختصاص دارد و به مشارکت زنان در پاره ای تولیدات اقتصادی و مشاغل غیرتولیدی می پردازد.
4. فصل چهارم به بررسی تحرکات سیاسی و اجتماعی زنان در این عصر در پی آگاهی های سیاسی اجتماعی اختصاص یافته و نگاهی به برخی جنبش ها از جمله لغو قرارداد رژی، زنان و نهضت مشروطه، تاسیس بانک ملی و قیام زنان در پی بمباران مجلس خواهد داشت.
5. در نهایت روزنامه ها و نشریاتی که زنان این عصر انتشار دادند و نشانی است بر آگاهی های سیاسی و اجتماعی آنان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.  
امید است با بررسی موارد مذکور راه جهت شناسایی و آگاهی از موقعیت اجتماعی زن در ایران عصر قاجار هموار گردد و روزنه ای باشد رو به شناخت بیش از پیش تاریخ اجتماعی ایران که در آن میان زنان بسیار مغفول واقع شده اند. در حقیقت می توان نوعی ریشه یابی فرهنگی اجتماعی در پژوهش حاضر جست. این بازگشت به گذشته از آنروست که بسیاری از موارد فرهنگی و اجتماعی زن امروزه ریشه در گذشته دارد و با بررسی این مصادر صدور در عصر قاجار که نه تنها برای زنان که برای مردان هم حائز اهمیت فراوانی است می توان نشانی از تحولات فرهنگی اجتماعی امروز را در آن عصر جست.

: مذهب و تجدد در تاریخ معاصر ایران

جامعه ایرانی از اواخر قاجار تا انتهای سلسله پهلوی یکی از مهمترین مقاطع تاریخی خودش را از جهت تحولات همه جانبه اجتماع ایرانی را گذرانده است. مهمترین عامل این تحول، مواجهه با اروپائیگری و دو رویه تمدن بورژوازی غرب است؛ مواجهه‌ای که سرنوشت بسیاری از امور را در حیات مردم ایرانی معین کرده. این برهه تاریخی از مشروطه تا اواخر پهلوی بالاخص عصر سلسله پهلوی، دوره حضور گسترده و عمیق غرب و تجدد در زوایای مختلف جامعه‌ ایرانی است بطوری که حتی بسیاری از پستوهای حیات ایرانی را نیز درنوردید. از سوی دیگر سیاست‌های نوسازی که از قاجاریه توسط عباس میرزا و سپهسالار آغاز شده بود، این بار توسط شاه ایرانی، با جدیت پیگیری می‌شد.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - قاجار