قاجار

تهیه و تنظیم پرونده: مرضیه جعفری
 در ذهنیت ایرانی و در تاریخ ایران، خاندان قاجار، جایگاهی ویژه دارند و عناصر در هم تنیده و ضد و نقیضی را حمل می کنند: پادشاهانی عشایری، عامل از دست رفتن بخش های بزرگی از خاک ایران ، خیانت به کشور، استبداد و کشتار و برباد دادن اموال ایران، و در عین حال  آغازی جدید برای این سرزمین با نوآوری های  ناصر الدین شاه و امیر کبیر، با مشروطه : نوعی نوستالژی نسبت به گذشته ای که به سرعت همراه با آخرین پادشاهان این خاندان از دست می رفت و جای خود را به کشوری تازه می داد. از این رو هنر و فرهنگ قاجار همواره با نوعی جذابیت برای  روشنفکران و هنرمندان  و اهل فرهنگ در ایران همراه بوده و چندین مکتب هنری سرچشمه ها و انگیزه های خود را از آن دوره می گیرند. افزون بر این آثار، این دوره هنوز در قالب های مادی بسیاری از جمله معماری  و پایتخت های گوناگون این خاندان در ایران باقی است. انسان شناسی و فرهنگ پرونده قاجار را از امروز می گشاید.  

 


o صفحات مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ ؛

1. بررسی و نقد سفرنامه ی ستوان آلکس بارنز در عهد فتحعلی شاه
http://anthropology.ir/node/9877

2. از مدارس "رشدیه" تا رشد مدارس جدید در ایران : تفکیک نهاد علم و دین در تاریخ اجتماعی قاجار
http://anthropology.ir/node/3134

3. ماهیت طبقاتی تجار در عصر قاجار و پهلوی
http://anthropology.ir/node/8985

4. گاسپار دروویل، روایت گر زندگی مردم در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/885

5. روزنامه ی سفر خراسان به همراه ناصرالدین شاه
http://anthropology.ir/node/8771

6. کارت پستال های قاجار
http://anthropology.ir/node/7465

7. گفت و گو با محمد مهریار: زندگی قاجار
http://anthropology.ir/node/7098

8. عارف مشروطه
http://anthropology.ir/node/8315

9. زنان در دوره ی قاجار
http://anthropology.ir/node/4020

10. زن در خانواده ی عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4062

11. زنان و فعالیت های اقتصادی در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4092

12. زن در جامعه ی عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4110

13. زنان و حرکت های سیاسی در عصر قاجار
http://anthropology.ir/node/4132

14- ایران قاجار از دید یک عکاس ایتالیایی
 http://anthropology.ir/node/12409

15- کشف مجدد تاریخ مصور ایران
http://anthropology.ir/node/12409

16- نگاهی به وضعیت موسیقی در دوره قاجار
http://anthropology.ir/node/13191

17- فرهنگ کوجه های سینما
http://anthropology.ir/node/13226

18- نمایشگاه عکس مستند قاجار : «قاجار بر صفحه نقره اندود »
http://anthropology.ir/node/13459

19-  سفر نامه ایرانیان به فرنگ
http://anthropology.ir/node/13502

20- تئاتر / باستانشناسی: خانه کمال الملک
http://anthropology.ir/node/13630

21- وبگاه «دنیای زنان در عصر قاجار»
http://anthropology.ir/node/16659

22- نگار گشتی در تماشاگه هولستر: گزارش تصویری عکس های ارنست هولستر
http://anthropology.ir/node/16694

23- بناهای دوره قاجار
http://www.anthropology.ir/node/20561

24- تاریخ و سینما
http://www.anthropology.ir/node/20757

25- زن قاجار ، فراسوی حرمسرا
http://www.anthropology.ir/node/22177

26- پیشه های و حرف در ایران قاجار به روایت کارت های پستال تاریخی
http://www.anthropology.ir/node/23195

27- اردبیل در عهد قاجار
http://www.anthropology.ir/node/23305


 

::

o پیوند به بیرون ؛

- فارسی:
14. قاجاریان / ویکی پدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86

15. آقا محمد خان قاجار / ویکی پدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1

16. تهران در عصر قاجار / کتاب اول
http://www.ketabeavval.ir/tehran/1737.aspx

17. زندگی و مرگ آخرین شاه قاجار به روایت تصویر / فرارو
http://www.fararu.com/vglj.yeofuqeaxwvzfuusb..html

18. دنیای زنان در عصر قاجار
http://fa.qajarwomen.org/

.:.

- انگلیسی:
19. Qajar dynasty / Wikipedia
http://en.wikipedia.org/wiki/Qajar_dynasty

20. Ahmad shah qajar / Wikipedia
http://en.wikipedia.org/wiki/Ahmad_Shah_Qajar

21. Qajar
http://www.qajarpages.org/

22. Qajar dynasty / Iran chamber society
http://www.iranchamber.com/history/qajar/qajar.php

23. International Qajar Studies association page
http://www.qajarstudies.org/


 

تئاتر / باستان شناسی: براساس کاوش های باستان شناختی باغ نشاط و خانه کمال الملک شهر فیروزه نیشابور

گوش کنید ای شمایان، در منظری که به تماشا نشسته اید...
وقتی اول بار باغ نشاط میزبانم شد، به دنبال حکایت این میهمانی بودم باغ سرشار از ازدحام سکوت بود. من در دل این باغ به دنبال واژه و شیوه اجرا می گشتم نه جست و خیز زدن در میان سپیدار و کاج بلند... و قصه اینگونه آغاز شد:
باغ نشاط چه میتواندباشد؟
بنای باغ نشاط بنایی متعلق به اواخر عصر قاجار است که در دهه 1370 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این باغ محلی برای تفریح و پذیرایی از مهمانان ویژه خان تقی آباد یعنی سالار معتمد بوده است. در بازدید مقدماتی که در خرداد ماه 1390 از باغ نشاط صورت گرفت پرسش اساسی گروه این بود باغ نشاط چه می تواند باشد؟در ظاهر باغ نشاط باغی بود مانند دیگر باغهای تاریخی ایران ظاهر خاموش و آرام باغ چیزی نشان نمی داد، باغی متروکه و رها شده ... اما توجه به کانتکست زمانی باغ  یعنی دوران آشوب زده اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول  و بررسی مختصر سوابق مالک باغ که آن را در زمره مخالفان رضاخان قرار میداد ما را بر آن داشت تا با نگاهی دقیق تر و با روشی باستان شناختی باغ را از نو مشاهده کنیم. بررسی پیمایشی و کاوش در باغ نشاط نشان داد که باغ نشاط هر چیزی می تواند باشد جز یک باغ معمولی...(پاپلی،لیلا.دژمخوی،مریم1390).
 

برای مطالعه این مقاله در زیر کلیک کنید:

 

پرونده «قاجار» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171

 

پرونده «مشروطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

 


 

شاخه اصلی

نظریه

ارومیه در جنگ جهانی اول: نگاهی به کتاب نامه های ارومیه

بیات؛ کاوه، 1380؛ نامه های ارومیه/اسناد و مکاتبات  محمدصادق میرزا معزالدوله، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز
کتاب نامه های ارومیه مجموعه اسناد و مکاتبات محمدصادق میرزا معزالدوله(1327-1254) نوه ی عباس میرزا ولیعهد، در زمانی است که او حاکم ارومیه بوده، یعنی شوال 1333-ربیع الاول 1334 ق/ مرداد 1294-بهمن 1294ش. اسنادی که در این کتاب چاپ شده است در اختیار نوه ی معزالدوله، شادروان بیژن معزی بوده که در فرانسه اقامت داشت و این نامه ها از طریق دوست مشترکی در اختیار شادروان ایرج افشار گرفته است. افشار پس از بررسی نامه ها آن ها را شایسته چاپ می داند و در اختیار کاوه بیات قرار می دهد تا استنساخ و تنظیم کند که نتیجه کار بیات کتاب حاضر است. بیات مقدمه جامع و مفصل و دقیقی نیز بر این مجموعه نامه نوشته است.  این کتاب بخشی از مجموعه تاریخ است که دبیر آن ایرج افشار بود.
بیات در سرآغاز مقدمه این کتاب می نویسد: "در خلال تحولات پر فراز و نشیب جنگ جهانی اول در ایران هیچ یک از ایالات کشور همانند آذربایجان آسیب و صدمه نیافت. موقعیت جغرافیای آذربایجان در مقام حد فاصل دو حوزه متلاطم قفقاز روس و حدود شرقی عثمانی از یک سو و تنوع قومی و فرهنگی مردمانش از سویی دیگر زمینه را برای حوادث مهیبی فراهم ساخت که آذربایجان و بویژه ولایت ارومی را در خلال سال های جنگ و بعد از آن در خود پیچید..." (ص 11) گروه های مختلف دینی و قومی که از دیرباز در این منطقه حضور داشتند و دارند در جریانات جنگ درگیر شدند و هریک از دولت های روس و عثمانی و بعدتر آمریکا، فرانسه و انگلیس سعی کردند با تکیه بر اختلافات آن ها، شرایط را طبق خواست خود به پیش برند. علاوه بر این ها مصائب ناشی از جنگ باعث شد تا اقوام دیگری همچون جلوهای حکاری و ارامنه عثمانی به این منطقه سوق داده شوند که این نیز بر پیچیدگی اوضاع افزود و در نهایت سبب ساز بروز درگیری های خونین و گسترده ای گردید که کسروی آن را "داستان دلگداز ارومیه" خوانده و آثار و پیامدهای آن را تا امروز نیز می توان پی گیری کرد.
بیات تحولات این دوره را با تکیه بر مطالعات زیرینسکی و دیگران به شش دوره تقسیم کرده است که در مقدمه کتاب شرح داده شده اند. حکومت معزالدوله و اسناد این کتاب مربوط است به دوره سوم این تقسیم بندی، مقارن با تصرف تبریز (ژانویه 1915/ بهمن 1293) و ارومیه (مه 1915/ خرداد 1294) توسط روس ها که البته پیش از آن در تصرف قوای عثمانی بودند. در این زمان گروه هایی که در زمان حکومت عثمانی تحت فشار قرار داشتند از جمله ارامنه و آسوری ها تلاش کردند تا "داد خود را بستانند" و دور تازه ای از انتقام جویی ها به این ترتیب آغاز شد. این دوره تا انقلاب 1917 روسیه ادامه می یابد. در این دوره دولت ایران سعی کرد با انتصاب افرادی چون یمین الدوله، معزالدوله و اعتمادالدوله به حکومت ارومیه سروسامانی دهد ولی قدرت فراوانی که روس ها و کنسولگری روس در ارومیه به سرپرستی بازیل نیکیتین داشتند مانع از این کار شد و حوادثی که در دوره های بعدی روی داد نیز به نفع مردمان این منطقه پیش نرفت.
چنان که در مقدمه کتاب آمده است، از دوره سوم این تحولات اطلاعات چندانی در دست نیست. کسروی هشت صفحه به آن پرداخته و از معزالدوله نیز نامی نیاورده و کتاب تاریخ رضائیه محمد تمدن نیز در همین حدود. چنین است که یافته شدن این اسناد و چاپ آن ها در بررسی و مطالعه تاریخ آذربایجان در زمان جنگ جهانی اول اهمیت مضاعفی می یابد.
پس از فوت مظفرالدین شاه و رفتن محمدعلی میرزا به تهران، استقرار ولیعهد در دارالسلطنه تبریز که سنت دیرینه حکومت قاجاریان بود، مختل شد و اشغال مناطقی از شمال ایران توسط ارتش روس، از سر گیری آن را دشوارتر کرد. پس از شکست روس ها از قوای عثمانی در زمستان 1333 قمری/ 1293 شمسی، گرچه این شکست چند ماه بعد جبران شد اما اقتدار روس ها دچار خدشه گشت و در همین دوران پس از یک رشته مذاکرات، محمدحسن میرزا در آوریل 1915/فروردین 1294 وارد تبریز شد. معزالدوله خوانسالار ولیعهد بود.(پیام بهارستان) و در این میان مسئولیت بلدیه ی تبریز نیز به او سپرده شد. ولیعهد به سرعت حکام پیشین را که به نوعی تحت تاثیر روس ها بودند برکنار کرد. حاکمی که او برای ارومیه درنظر داشت با مخالفت سرسختانه ی روس ها روبرو شد و او عموی خود یمین الدوله را انتخاب کرد. انتخابی ناشایست که بیش از یک ماه نتوانست حکومت خود را حفظ کند و در حرکتی عجیب پس از آن که حاضر نشد جای خود را به حاکم بعدی بدهد، برای حفظ مقام اش خود را تحت الحمایه روس قرار داد. معزالدوله در چنین شرایطی وارد ارومیه شد. خود او اوضاع ارومیه را چنین توصیف می کند: "ولایت ارومی از چندی به این طرف از حکومت دولت علیه محروم و در تحت اوامر و احکام دیگران مأمور و محکوم بوده حالا تازه اهالی بدبخت دانسته اند که دولت علیه ایران در این ولایت نماینده دارد و علاوه موقع امروز این جا به واسطه مجاورت حدودیه و اقدامات خصمانه دو دولت رقیب و متخاصم میدان جنگ واقع شده و یک اهمیت فوق العاده کسب کرده است که در حقیقت جالب مراقبت و توجه مخصوص اولیای امور است و اهمیت فعلیۀ این ولایت به نقطه ای منتهی گشته است که هر ساعت باید منتظر ظهور عمده مخاطره بود." (سند 107)
در این دوره وضعیت آذربایجان بسیار پیچیده است. از سویی حکومت ایران با اقداماتی چون استقرار مجدد ولیعهد در تبریز و عزل و نصب های وی و فرستادن حاکمان مورد نظر برای مناطق مختلف تلاش کرد حاکمیت خود را بر این ایالت تحقق بخشد و از سویی حضور پر قدرت روس ها به همراه نیری نظامی پرتعداد و قدرتمند تعارض و تنش را موجب شده بود. "تعارض و تنش حاصل از این دو تلاش متناقض یکی از مهم ترین جنبه هایی است که از بررسی این مجموعه سند آشکار می شود."
بیات مشکلاتی که معزالدوله با آن درگیر بوده است را به دو گروه تقسیم کرده است. گروه نخست مسائلی است ریشه دار و عمیق که به ضعف کلی حکومت قاجار و ناتوانی آن برمی گردد همچون فقدان نیروی نظامی مکفی، خالی بودن خزانه حکومت و... و گروه دوم که موضوع اصلی این مجموعه سند را تشکیل می دهد، حضور و مداخله گسترده روس ها است در امور ولایتی و تلاش معزالدوله برای مقابله ای محتاطانه با این وضع. بیات با بررسی این نامه ها معتقد است که او از همراهی چندانی از سوی حکومت برخوردار نبوده است. "اکثر خواسته های مشخص او بی جواب می ماند و یا اگر پاسخی می گرفت پاسخی بود کلی و بی نتیجه. مانند... پاسخ محمد حسن میرزا(ولیعهد) به اظهار نگرانی معزالدوله از افزایش فشار و تضییقات روس ها بر اهالی شهر به بهانه احتمال تسری مرض وبا و تقاضای چاره اندیشی او (سند61) که بیشتر به نوعی بحث فلسفی – کلامی شباهت دارد تا یک دستورالعمل حکومتی... : «در هر حال معتقد به مقدرات الهی باشید که قبض و بسط تمام امورات در قبضۀ قدرت و مشیت اوست. انتشار بعضی اخبار موحشه و اقدامات مخلوق تغییری و تبدیلی در تقدیرات حق نخواهد داد. رحم و فضل خداوندی همه وقت شامل حال مردم است. البته راپورت امورات و پیشنهادات حضرات را سریعاً به عرض برسانید، بعد اقدامات مقتضیه به عمل آورید...»(سند 62)." (ص 27)
تصویر معزالدوله در مجموعه نامه هایش فردی است با سرمایه فرهنگی بالا که درک خوبی از اوضاع کشور و منطقه دارد و اهمیت شرایط خطیری را که در آن قرار دارد به خوبی درک می کند. او قدرت چندانی نداشته و حکومت نیروی نظامی کافی در اختیارش قرار نداده بود. در نامه ها به حدود ده قزاق اشاره شده که از طرف روس ها در اختیار حاکم ارومیه قرار گرفته اند و البته پرداخت حقوق آن ها نیز با دولت ایران بوده است. ظاهراً در هنگام حرکت معزالدوله پنجاه سوار معین شده بود که به عنوان قوای دولتی همراه او بروند ولی در نهایت هیئات دولت پرداخت هزینه آن ها را تصویب نمی کند که موجب اعتراض نظام الملک پیشکار ولایتعهد می شود(سند12) در نامه ها معزالدوله بارها از نداشتن قوای نظامی کافی شکایت کرده است (به عنوان نمونه اسناد 7،9،74و...) و همین طور از نداشتن پول برای پرداخت حقوق معوقه قشون(سند 56). در بسیاری از نامه هایی که سرپرست کنسولگری روس برای او نوشته، می توان قدرت روس ها و ناتوانی نماینده حکومت ایران را دریافت. بازیل نیکیتین در پاسخ به درخواست معزالدوله برای اعلام دلیل بازداشت یکی از اهالی توسط روس ها می نویسد: "...در خصوص گرفتاران و محبوسین لازم است از نظامیان توضیحات خواست ولی به اعتقاد دوستدار به حکومت جلیله آن قدرها لزومیت نخواهد داشت که دلیل توقیف محبوسین را بداند..." (سند 146). ولی با تمام این ها معزالدوله برای پیش بردن کارش تلاش فراوانی می کند و در هرکجا که می توانسته در مقابل روس ها ایستادگی کرده است.
مشکلات معزالدوله او را در برهه ای از همین دوران کوتاه حاکمیت، به فکر استعفا می اندازد که البته ظاهراً عملی نمی شود. ولی او در نامه ای خطاب به "ریاست جلیله قشون کل آذربایجان" با لحنی نسبتاً تند از عدم همراهی حکومت با خود گله می کند و امکان استعفا را مطرح می کند : "چنان که سابقاً عرض کرده است بنده به امیدواری توجهات و مساعدت های اولیای امور، خاصه حضرت اشرف عالی از تبریز حرکت و به ارومیه آمد. در این مدت هر قدر داد و فریاد و استعلاج و استمداد نموده است ابداً جواب مُسکتی به عرایض و اظهارات خود نشنیده  توجه و مرحمتی نسبت به امور این ولایت ندیده است و شاید من بعد هم هرچه بگوید و بنویسد از قبیل اغراقات تصور شده، وقعی به عرایض صادق گذاشته نشود... منتها بنده چند روزی تأمل نموده در صورتی که ببیند از طرف اولیای امور اقدامی نمی شود مسلم است استعفای خود را تقدیم و ناچار حرکت خواهد نمود..." (سند 48)
اما نهایت کار معزالدوله برکناری او پس از شش ماه بود. ظاهراً این امر تحت فشار روس ها  و به درخواست آن ها بوده است. برکناری معزالدوله به نحو توهین آمیزی پیش از آن که از طرف حکومت ولیعهد در تبریز به او ابلاغ شود، از سوی کنسول گری روس به او اعلام می شود : "دو روز قبل نایب قونسول، وقت غروب به حکومت آمده و از طرف ویس قونسول اظهار داشته که بر حسب تلگرافی که به ما رسیده شما از مأموریت ارومی معزول و باید به طرف تبریز حرکت نمایید." (سند 182) او در شهریور 1327 فوت شده و در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شده است.(سایت آرامگاه ظهیرالدوله)
بیات عقیده دارد گرچه معزالدوله از نظر دوام و استمرار حکومت اش موفق نبود ولی اگر مبنای ارزیابی او نحوه ی ملکداری و حکومت، تأکید و پافشاری بر اصول و در عین حال اجتناب از برخورد و رویایی در آن وضعیت باشد، کارنامه او ناموفق نیست. "از مجموعه این مکاتبات چنین بر می آید که معزالدوله به رغم تمامی دشواری ها ذره ای در حفظ منافع کشور کوتاهی نکرد و به همین دلیل نیز دوران حکمروایی او دوام و استمرار چندانی نیافت." (ص 33)
منابع
- بیات؛ کاوه، 1380؛ نامه های ارومیه، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز
- پیام بهارستان، شماره 8، 1389
- www.zahirdowleh.com


فهرست مطالب کتاب:
-مقدمه
-نامه ها
شوال 1333
ذی قعده 1333
ذی حجه 1333
محرم 1334
صفر 1334
ربیع الاول 1334
-ضمایم
تصاویر نمونه هایی از اسناد
فهرست اسناد و موضوع هریک به اختصار
فهرست اعلام
 

پرونده «قاجار» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171
 

شاخه اصلی

کتاب

سفرنامه‌های ایرانیان به فرنگ

معتمد دزفولی، فرامرز، 1391،  تاریخ اندیشه‌ی جدید ایرانی، سفرنامه‌های ایرانیان به فرنگ- دفتر اول: آئینه‌آوران و عصر رویارویی باغرب، تهران: شیرازه.
کتاب "تاریخ اندیشه‌ی جدید ایرانی (سفرنامه‌های ایرانیان به فرنگ- دفتر اول: آئینه‌آوران و عصر رویارویی باغرب)" اولین مجلد از مجموعه تاریخ اندیشه جدید ایرانی است که به نخستین برخوردها و ملاقات‌های ایرانیان با مظاهر مدرنیته و تمدن جدید می‌‌پردازد. نخستین ایرانیانی که در عهد قاجار به دیار فرنگ رفته و از دیدن تمدن جدید غرب متعجب شده‌اند و شرح شگفتی‌ها و حیرت‌های خویش را در قالب سفرنامه‌هایی برای ما به میراث گذاشته‌اند. این سفرنامه‌ها هر یک جدا جدا و پراکنده منتشر شده‌اند و احتمالاً مخاطبانی داشته‌اند که از خواندن مکتوبات دورة قاجاریه لذّت می‌برده‌اند. این سفرنامه‌ها می‌توانست اوقات فراغت عده‌ای را پر کند اما در اثر حاضر مؤلف با نگرشی متفاوت به ان سفرنامه‌ها می‌نگرد. او برآنست که این نوشته‌ها نخستین جرقّه‌های بیداری و طلیعه و اندیشة مدرن‌ ما ایرانیان است و از این رو باید که به آنها یکجا نگریست و پایگاه و مکانت فرهنگی و معرفت شناختی آنها را قدر و قیمت داشت. هنگامی که ما این سفرنامه‌ها را خوانش می‌کنیم در واقع درگیر گونه‌ای تبارشناسی برای معرفت روشنفکرانه و مدرن امروز خود می‌باشیم.
مؤلف این سفرنامه‌های پراکنده و شاید از یاد رفته را جمع‌آوری کرده و از هر یک از آنها بخشی به اندازة مورد نظر را برگزیده است. اگر چه نگرش وی پدیدارشناسانه است و رخصت می‌دهد که متن‌ها خود با ما سخن بگویند ولی کار او تا این حد گزینش گرایانه است که کوشیده است متونی را برگزیند که حاوی نکته‌ای تازه و پرسش و برانگیز از نخستین دیدارهای ما ایرانیان از مغرب زمین باشد.
 اگر تمدن جدید را همچون کوهی سترگ درنظر آوریم ما امروزیان که به هر حال از برخی مواهب آن برخوردار شده‌ایم در پایة آن و یا در بهترین حالت در دامنه‌های پایین آن به سر می‌بریم و همین شاید سبب شود که دربارة ابعاد این تمدن عظیم گرفتار مغالطة کوچک‌نمایی شویم امّا این سفرنامه‌نویسان که یکباره از دنیایی قدیمی و سنتی، به دنیای جدید و اروپای قرن نوزدهم را تجربه می‌کردند از پیکره این کوه بزرگ تصویری پاناروما و یکپارچه داشتند و بسا که آنها بهتر از ما و اکنونمان می‌توانستند اعجاب و عظمت مدرنیته را دریابند.
در نگرش این سفرنامه‌نویسان گونه‌ای خوشبینی و همدلی به مظاهر مدرنیته و تمدن جدید احساس می‌شود که خواننده می‌تواند نوید یک دورة روشنگری و عقلانیت را برای ایرانیان به خود وعده دهد. این نویسندگان آگاهانه بر موضوعات بنیادینی انگشت نهاده‌اند. آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، نظام پارلمانی و تفکیک قوا قانون و قانونمندی، نظم و انضباط و امنیت، رفاه عمومی، بهداشت همگانی و سواد و روزنامه، تفریح و شادی و پرداختن به هنر، و تئاتر و آزادی و ارج شایان زنان و... از جملة مقولاتی است که نویسندگان این سفرنامه‌ها در اروپا می‌دیدند و حیرت می‌کردند و چون به مقایسه با وضع ایران می‌پرداختند انگشت حسرت می‌گزیدند و دریغ می‌خوردند.
هنگامی که این نوشته‌ها را در قالب کتابی واحد قرائت می‌کنیم شاهد برآمدن و ظهور نثر و نگارشی روان و روشن هستیم که می‌کوشد فراتر از تکلفات زبان عارفانه و حکیمانه که نثر فارسی ما هنوز گرفتار آنست گزارشی صادقانه و صمیمانه از موقعیت اروپای آن زمان به دست دهد. این سفرنامه نویسان از آن‌رو که صرفاً توصیف‌کنندگان خشک و رسمی حوادث نبوده‌اند گه‌گاه دربارة حالات و کردارهای خود اعترافاتی داشته‌اند که از ذهن و زبان محافظه‌کار و دگرنمای انسان ایرانی عجیب و تازه می‌نماید. شگفتا که این اعتراف نویسی‌ها در نسل‌های بعدی تکرار نمی‌شود، در این سفرنامه‌ها اگر چه اشتراک‌ها و شباهت‌هایی دربرداشت‌ها مشاهده می‌شود باری تفاوت‌هایی نیز هست که برای خواننده کتاب که فرصت یافته است این نوشته‌ها را در یک مجلد و دفتر مطالعه کند نهایت غنیمت است. از این روی ما در قالب نثرهایی اغلب شاد، سرخوشانه، لذت جویانه و پر امید شاهد نگاهها و نگرش‌های متفاوتی هستیم که همه در این نکته مشترک هستند که روایت‌کننده نخستین مواجهه ایرانیان با مدرنیته می‌باشند. خواننده در میان تعدد نوشته‌ها و نگرش‌ها می‌تواند لذتی ناب را تجربه کند و همراه با این ماجراجویان خود را در اروپای قرن نوزدهم مشاهده کند. لذت و حسرت توامان.  
 

گفتگویی درباره کتاب

گفتگو  با آقای دهباشی مجله بخارا شماره 84(اسفند و بهمن)
پیرامون کتاب تاریخ اندیشه جدید ایرانی (سفرنامه های ایرانیان به فرنگ) نشر شیرازه ـ نویسنده : فرامرز معتمد دزفولی


1- به عنوان نخستین پرسش دغدغه یا مسأله کلی جنابعالی از پرداختن به سفرنامههای دوره قاجار چه بوده است؟ این سفرنامهها چه فایده و اثر سودمندی برای وضعیت کنونی ما دارند؟
با  سپاس از مجله گرانسنگ بخارا که چنین فرصتی رادر اختیار م قرار داده است. در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که دغدغه کلی و پروژه اصلی ام تدوین تاریخ اندیشه جدید ایرانی است. به زبان ساده میخواهم دریابم که ما ایرانیان از چه هنگامی به اندیشیدن جدید و مدرن آغاز کردهایم. ناگفته پیداست که تأکید من بر اندیشه مدرن فاصله و شکاف ما را با اندیشه سنتی مفروض می گیرد. ما ایرانیان در چهارچوب جهان قدیم و پارادایم سنت پیشامدرن اندیشیدهو تولید فکر نمودهایم و درخلال آن دستگاههای فلسفی و عرفانی و فقهی خود راساخته وپرداخته ایم. اما پویایی این اندیشه به سرعت درتند باد حوادث تاریخ فرو مرد و  نسلهایی که زین پس آمدند در چرخه تکرار و حاشیهنویسی گذشته اسیر شدند. انحطاط گستردهای که جهان اسلام را فرا گرفت قرن به قرن  عمیقتر گشت و پس از آن، حملات مغول و ناامنی سرزمینی کابوسی بود که جامعه ایرانی را به قولی از حرکت در تاریخ بیرون آورد و به تعطیلات تاریخ فرو برد. اما همسایه تمدنی ما یعنی جهان غرب در این قرون بی کار و معطل باقی نماند. تحولات سیاسی و اجتماعی وسیعی را از سرگذراند، رنسانس پیش آمد و جهانی گستاخ ونو سر برآورد ،جهانی که به هیچ شکل و نحوهای شباهتی با دنیای پیش ازخودنداشت. تلقی و نگاه اندیشه مدرن به مسائل و نیز پاسخی که به آنها میداد هم متفاوت بود و هم توانایی خارقالعادهای برای دگرگونی به آن میبخشید. انسانگرایی و جدی گرفتن کاردنیا وطبیعت و پرداختن به  تفکر انتقادی و عقل محوری شاکله این تمدن جدید بود. چیزی که هر چه زمان میگذشت فاصله ما از آن دورتر و دورتر میشد. عقلانیت و تفکر فلسفی در بن بستهای تئولوژی به عرفان  صوفیانه و دنیاگریز منتهی گشت و زندگی دنیوی  و همه ملزمات آن به بخت و تقدیر واگذار شد. ما ازاین خواب چند صد ساله شاید بواسطه توپهای عثمانی و یا روس بیدار شدیم.  جنگهای ایران و روس و شکست لشکر سی هزار نفره ایران طی دو روزبدست لشکر دو هزار و دویست نفره روسی که البته  مسلح به  سلاح جدید بودند ومجهز به فنون نظامیگری  بی شک آخرین جنگ از دوران جنگاوری ایرانیان در دوران قدیم بود. این جنگها نقطه اختتامی بودبه عصر قدیم ایران که  اینک با سیلی سرد روزگار میآموزد که  در قریهای کوچک در ترکمن چای بر سر میز مذاکره و چانه زنی نشیند و پولتیک بداند و حرافی بیاموزدو به قول قائم مقام یاد بگیرد «که فقرات مبهمه در کار بیاورد که این روزگار یک قلم زن کار صد شمشیرزن میکند». در تاریخ نویسی مرسوم و درباری به این بسنده کردند که  وضعیت بحرانی ما را در قضیه جنگهای ایران وروس چشم زخمی به لشکر همایونی و ایران بنویسند که  انشاءا...به زودی حل و برطرف میشود.توگویی که  بیش از این توان درک و فهم اتفاقات پیچیده و حلقههای بعدی این تحولات جدید را نداشتند. اندیشه کهن ایرانی چنان کرخت و سنگین شده بود که جایی برای درک شرایط جدید در کنار قافیه پردازیها و سجعهای مطنطن و سنگین و صنایع لغوی و  منشیانه برایش نمانده بود. متأسفانه این پرسش که اکنون در جهان و دنیای معاصر چه اتفاق تازهای در حال رخ دادن است را ما در هیچیک از آثار سنت فکری قدیم خود نمییابیم. اینکه چرا سنت فکری ما توان دیدن و پاسخ به این پرسش را از دست داده بود مجالی دیگر می طلبد و دیگر متفکران معاصر پیرامون آن اندیشیدهو
پیوسته میاندیشند. اما شگفت اینکه برخلاف همیشه زهدان تفکر ایرانی این بار در خارج از مرزهای سرزمین و بیرون از ایران بارمی گرفت. دراین سالها شاهدیم که بطور شگفت و غریبی در سفرنامههای ایرانیان به فرنگ اولین جرقهها و امکانهای تفکر و اندیشه نسبت به جهان جدید شکل میگیرد. سفرنامه نویسان عموماً  وابسته به سنت فکری قدیم ایرانی  نیستند اما  در آثار  به جا مانده از آنهابدرستی میتوانیم آغاز اندیشه  جدید ایرانی را بیابیم.


2- سفرنامههای این دوره بیان کننده چه مفاهیم و ارزشها نوایی برای ایرانیان بود که این جایگاه را به آنها بخشیده است؟
متأسفانه ما سفرنامهها را در چهارچوب خاطرات شخصی و یا به قصد سندیابی برای حوادث سیاسی پیگیری کردهایم و یا در دیدگاهی نازل تر آنهارا در ژانرهای سرگرم کننده و پرکننده اوقات فراغت  دریافتهایم غافل از اینکه نخستین متونی که ایرانی توانست از فضای سنت ادبی مرسوم و منشیانه دور شود و به دیدن جهان جدید برود درست همین جاست. ما در این سفرنامهها درضمن اطلاعاتی که سفرنامهنویسان به مخاطب میدهند امکان دیدن تمدن جدیدی را داریم که هیچ گاه غیر از این نمیتوانستیم به آن آگاه شویم. مشاهده آزادی ، رفاه ، امنیت ، بهداشت و وضعیت مثبت زنان در آن جوامع که همه برای مخاطب حیرت آور و شگفتانگیز بود به یکباره توانست امکان  دیدن تصویرخود را در آینه پیش رو برای ما ایجاد نماید. آنچه که در فاصله قرنها به مدد ادبیات و عرفان توانسته بودیم حجاب دیدن خود و شرایط زیستمان کنیم و با تکیه برآن خود را صدر نشین و گردون مدار هستی و مافیها بیابیم با نیم نگاهی به شهرهای آباد و چراغانی فرنگ بر باد رفت و به یک باره برهنه اندام ازاین آگاهی جدید شدیم. حیرت و شگفتی بزرگترین دست آورد این سفرنامههاست که شوربختانه بعدها در خوانشهای ناصواب آن را کودکانه و خام دستانه تفسیرکردیم. اگربخواهیم زبانی نمادین به کاربریم می توانیم گفت که هبوط ذهنیت ایرانی  از آسمان توهمها بر زمین سخت ودشوار واقعیت و سرآغاز آگاهی مدرن ایرانی باهمین سفرها و سفرنامهنویسی ها آغاز شد.

3- با توجه به آنچه گفتید آیا منظور شما این است که سفرنامه ها واجد آگاهی می باشند که به آن توجهی کمتر می شود؟
دقیقاً منظورم همین است زیرا که پیشفرض بدیهی بسیاری از روشنفکران ما تاکنون این بوده است که در خودشناسی و غرب شناسی از پیشینیان خود پیش افتاده ایم واز تصورات کودکانه آنها فاصله گرفته ایم ونگاهی عمیقتر وواقع بینانه تر به دست آورده ایم اما من میخواهم بگویم که لزوماً این گونه نیست. ما در سفرنامههای آن دوران با غرب از منظری مواجه شدیم که اکنون شاید دستیابی به آن منظر میسرنباشد.ما در آن هنگام به علت فاصله بعید تمدنی خود با غرب آن تمدن را به مانند کوهی بزرگ و عظیم مشاهده می کردیم و واکنش به حق و راستین ما حس حیرت و شگفتی از این تمدن بود که سیصد، چهارصد سال از دوران تکوین جدیدش میگذشت جایی که ما کاملاً از آن بیخبر بودیم. این تصویر بزرگ وپاناروما با نزدیک شدن و قرار گرفتن درپای کوه ویا در دامنه  آن کم کم فراموش شد و اندک اندک به علت آشنایی با ایدئولوژیهای جدید سخن از فتح قلهها و یا گذر از آن به میان آمد، غافل از آن که این آگاهیها و ایدئولوژیها از دل آن تمدن برآمده بود و شایدبرای ساکنان همان تمدن  مفید بود نه جوامعی که به هزار سختی ومشقت ، نرم نرمک پای در گل تاریخ و آب و خاک واقعیت نهاده بودند.ما گاه ازیادمی بریم که نگرش اکنون ما به تمدن غرب خود متاثر ازاین تمدن است وهمین باعث می شود که وام سنگین خود را به رنسانس و روشنگری وانقلاب صنعتی نادیده بگیریم.نتیجه این شد که این آینهآوری و خودآگاهی ملی  با انگ غرب زدگی و خود باختگی به سرعت کنار گذاشته شد و یا مخدوش گشت و ما ازدرک کامل آن واقعیت دشوار بیبهره گشتیم و دلخوش به تصویرهای دیگری از هویت خود شدیم. به زبان ساده میخواهم بگویم آنکه دیرتراز اولی ها میآید لزوماً  داستان  و حکایت  را بهتر درنمی یابد.

4- شما این آغاز و دیدن دیگر سرزمینها را چگونه آغاز تفکر و اندیشه جدید ایرانی مینامید؟
تفکر با پرسش آغاز میشود و پاسخهای داده شده برگرد  پرسش، همان محتوای آگاهی و دانش مارا تشکیل می دهد.  سفرنامههای عصر قاجار با دیدن جهان جدید امکان دیدن خود ایرانی  وپرسش ازآن را نیز فراهم نمودند. گویی ما در دیگری، آینهوار خود را جستیم وخود را یافتیم.به قول نظامی:
درآن آیینه دید ازخود نشانی   چوخود رادید بی خود شد زمانی
  طبعاً به محض دیدن خود اولین پرسش آن خواهد بود که ما چرا اینگونهایم؟ چرا ناتوانیم؟ قدرت دیگری ویا همان فرنگ در چیست؟ و او چه دارد که ما نداریم و از آن تهی هستیم؟ به همین دلیل است که من این گروه ازسفرنامه نویسان را «آینه آوران» نامیدم. مادر این سفرنامهها می بینیم که  ایرانی اولین گامهای خود در زمینه اندیشیدن نوین رابرمی دارد که آن هیچ  نیست مگر قدرت نقد وشجاعت داوری خویش وجهان خویش. اگر بخواهیم نسب شناسی ویاباستان شناسی معرفت امروزینمان را پیگیری کنیم لازم است نخستین گامها و تعیین کنندهترین آنها را بیابیم و این همان نیاز جدی ماست به توجه و نگریستن به سفرنامههای عهد قاجار و همانطور که اشاره شد افسوس که این پیگیری را به بدترین شیوه انجام دادیم و شور و جدیت و گرمی سفرنامهنویسان را شور و شعف کودکی در تماشای شهر فرنگ گفتیم و نخستین گامهارا خود باختگی و غیر پرستی نامیدیم

5- آگاهی ما نسبت به سفرنامهها و متون پیش از مشروطیت چه اثری در شناخت ما به مشروطیت و عهد قاجار دارد؟
بی شک مشروطیت بزرگترین اتفاق سیاسی و اندیشگی ما در طول تاریخ کهنسال ما میباشد و هیچ اتفاقی در تمامی اعصار و قرون ایرانیان با این حادثه جدید سیاسی و فکری به لحاظ تازه بودن و متفاوت بودن با آن قابل قیاس نیست از سویی دیگر بدون یک تخمیر فکری و چالش اندیشگی امکان چنان انقلابی وجود نداشت. این تخمیر فکری و تحول در ساحت گفتمان سازی فکری آینه آوران و سفرنامهنویسان و دیگر منورالفکران عصر پیش از مشروطیت صورت گرفت که باز چشم ما به آن بسته است. باید به یادآوریم که تمامی و کل رسائل مشروطیت بعد از فرمان مشروطیت در علیه و له آن به سال 1285 شمسی و تا پنج سال بعد نوشته شدهاند. در صورتی که گفتمان سفرنامههای قاجاری اولین نطفههای هویت ملی و خودآگاهی وطنی است. شکلگیری گفتمان ترقی و مشروطیت بدون دریافت خود در آینه غیر امکانپذیر نبود. سفرنامهها و آگاهیهای بعدی در آثار منورالفکر و مشروطه پرداز بودند که این امکان را برای ما ایجاد نمودند.

6- روش انتخابی شما در این اثر چه تفاوتی با دیگر آثار مشابه دارد و نحوه مواجهه و انتخاب  سفر نامه ها برای شما چه بوده است؟
روش انتخابی من در این اثر پدیدار شناسانه است. ما نخستین بار در آثار فریدون آدمیت اشارههایی میبینیم که  این سفرنامهها  بعدی معرفتی می یابند و در تحول فکر اجتماعی آن عصر جایگاهی به دست می آورند پس از او عبدالهادی حائری است که در کتاب «نخستین برخورد با دو رویه بوروژوازی و کارشناسی غرب» به  همین راه میرود و از آن آثار سخن گفته و به سفرنامههای عهد قاجار رجوع مینماید. ما همین تلاشها را در آثار محمد توکلی طرقی و سید جواد طباطبایی نیزمشاهده می کنیم. اما برای آنکه شرایط خوانش مجدد این آثار از نو فراهم شود و امکان رجوع مخاطب ایرانی به این نوشته ها در قالب تاریخ اندیشه  امکان پذیر گردد نیازمند راه و روشی دیگر یم. متفکران ما کوشش داشتنددراین سفرنامه ها در ضمن نظریه ها ومبانی وپیشفرضهای خود تأییدی بر رویکرد خود بیابند. در چنین حالتی  اثر از پیوستگی و کلیت خود دور شده و توسط محقق شرحه شرحه میگردد و ناچاردور از آن تجربه گرم وزنده شکلگیری و تکوین خود به مخاطب  عرضه میگردد. در روشهای اثباتی محقق به دنبال تأیید سخنان و فرضیات خود است و نیازمند فاکتها ومویداتی است که با یافتن آنها و تأیید فرضیه کار را تمام شده مییابد. اما ناکارا ماندن این شیوه و وجود فاصله میان مخاطب و متن حکایت از ایدئولوژیک شدن تحقیق علمی و سوگیریهای عریان آن میدهد. وجود این همه آثار چاپ شده در تاریخ معاصر اما ندیده باقی ماندن آنها مگر در حلقه خاص محققین نشان از فقدان اتخاذ روش شناسی مناسب است. اکنون شاید هنگام آن است که از خود بپرسیم این اندازه تحقیقات و پژوهشها علیرغم کوششهای بسیاری که برای آنها صرف شده چراکمتر اثری  در ارتباط با مخاطب در آنان  مییابیم. به گمانم پاسخ به این پرسش تا اندازه ای بازمی گرددبه روش نامناسب و کهنه درمعرفی این آثار.

7- آنچه که شما بعنوان پدیدارشناسی سفر و سفرنامهمینامید به چه معناست و چه تفاوتی با دیگر روشها دارد؟
درشیوه پدیدار شناسانه با آگاهی به وجوداجتناب ناپذیر پیش فرضهای فرد ناظر ومحقق ، به صورتی روشمند کوشش میشود این پیش فرضها در تعلیق و یا اِپوخِه قرار گیرد و شرایط مواجهه با متن یا واقعیت اجتماعی بدون دخالت این پیش داوریها فراهم شود. همدلی بامتن کوششی  است  برای حضور در موقعیت مورد نظر و تلاشی است برای هم افقی با آن. میدانیم که این سفرنامهها معلول   موقعیتهای جدید و تازهای بوده اند که  برای گزارشگران آنها بدیع و بی بدیل بوده است. شور و گرمی نویسندگان این سفرنامهها جز با خوانشهای همدلانه امکانپذیر نمیباشد. حیرتها و شگفتیهای مسافران را به خود باختگی  در برابر تمدن جدید فروکاستن به معنای همپا نشدن و هم افق نگشتن با جهان این سفرنامه هاست که چنین چیزی درنهایت به نفهمیدن و مسخ آن آثار میانجامد.
    در روشهای پدیدار شناسانه و تحلیل محتوای مردم روش، کوشش آنست که بی آنکه نوشته،مسخ و یا پاره پاره گردد و کلیت خود را از کف دهد مخاطبان را به جهان خویش نزدیک کند. من کوشیده ام با این شیوه  به افق سفرنامهها نزدیک شوم. مطالعه و جستجوی نزدیک به بیست هزار صفحه از سفرنامهها و کتابهایی که ایرانیان در دو قرن پیش به شرح سفرهای خودپرداختهاند و پس از آن گزینش دشوار بخشهایی که بتواند تجربه وجودی و اگزیستانسیال سفر ونیز گرمی و شور آن سفرنامه نویسان را تا حدودی بازتاب نماید معیار این پژوهش بوده است. ملاک من در انتخابهایم هر نکته و تجربهای بوده است که جهان  مدرن را در آن بازتاب مینماید. هر گزارشی که به مشارکت ما در افق سفرنامهها  و تبلور اندیشه جدید و مدرن کمک کند  مد نظرقرارگرفته شده امابه شرط آنکه به مسخشدن و  مثله کردن اثر نیانجامد. از این رو نحوه چینش و چگونگی قرار گرفتن پارههای اثر در کنار هم و به عبارت دیگر  هیئت تألیفی کتاب برای ما مبدل به خود روش شده  و امکان پدیدار شدن متن و تبلور آن را  رقم زده است چیزی که شاید در دیگر روشهای بدیل کمتر به آن توجه شده است.  من به همراه ناشر محترم بدین راه رفتهایم ومی دانیم که اجتناب از دخالت ندادن پیشفرضهای خویش هیچگاه به نحو مطلق وناب میسر نیست  .اینکه کامیابی ما درکارخویش چه اندازه است البته به داوری  مخاطبان و خوانندگان بازمی گردد.

8- اگر توجه خود را به محتوی سفرنامههای این دوره معطوف نماییم آیا فارغ از بعد اندیشگی و بعد معرفت شناسی این آثار میتوان سفرنامههای این دوره را در درون یک ژانر ادبی مورد قرار دارد؟
    یکی از نکات قابل توجه در مطالعه سفرنامههای این دوره چهارچوب روایی و  ژانر ادبی این آثار میباشد. آری مطمئناً راوی و سفرنامهنویس در درون یک قالب ادبی خاص شرح سفر میکرده، قالبی که ذهنیت  مخاطب اثر نیز از آن دور نبوده است. اگر چه به یاد میآوریم که مهمترین و اثرگذارترین مباحث و مطالب که توسط منورالفکرین و اندیشمندان بیش از مشروطه مطرح میشد همه چهارچوب ادبی داشتند و خود این انتخاب بی ربط به ذهن مخاطب ایرانی که طبیعتی شعری و ادبی داشت و هنوز دارد نیست.
اما آنچه که در پیرامون ژانر و قالب سفرنامههای عصر قاجاری به فرنگ میتوان گفت این است که میان آنها نزدیکیهایی با عجایب نامههای کهن و داستانهای ماجراجویانه قهرمانانی که به   سرزمینهای دور و ناشناخته میرفتند میتوان یافت. قهرمانانی که در این روایتها به این سفر پای مینهادند ـ همچون سندباد بحری ـ با شگفتیها و عجایبی چون مردان و زنانی که نیم تنه آدماند و نیم تنه حیوان و یا شهر و جزیره پریزادگان مواجهه میشدند که به زیبایی و پر نعمتی بهشت بودند واینان چون بازمیگشتند عجایب  سیاق  بسیاری از سفرنامهنویسان عصرقاجار باختر زمین را به بهشت تشبیه کردهاند و مردم آنجا را مینو نشان و بهشتی صفت نامیدند و اینکه« کسی تا نبیند باور نمیکند و قلم در نوشتن از وصف آنجا خسته میشود». آری این سفرنامهها  اگر چه گزارش توصیفی مسافران است اما میتوانست در پس  ذهن نویسندگانش خود را قهرمان آن مسافرت ها به شهر عجایب  بدانند و ناخودآگاه در آن چهارچوب عجایب نامه نویسی گام بردارند. اینکه ابوالحسن ایلچی سفیر ایران سفرنامه خود را حیرت نامه نامیده بی ربط  به این چهارچوب ادبی نیست

9- آیا غیر از سفرنامههایی که در این اثر به آنها اشاره شد آثاری هست  که به آن اشاره ننمودهاید؟
مطمئناً سفرنامههایی وجود دارند که از آنها بی خبر میباشم و یا آنکه هنوز بصورت نسخ خطی باقی مانده و چاپ نشدهاند اما میتوان گفت آنچه در این مجموعه آورده شد به احتمال بالا تمامی سفرنامههای چاپ شده را در بر میگیرد .کوشیده ام هر سفرنامهای که در این دوره زمانی یعنی قرن سیزدهم هجری (1220 ق. 1324) اشارههایی به مناسبات جدید و تحولات مغرب زمین داشته است را درکارخویش  بیاورم و متنی رااز قلم نیاندارم .مثلاً سفرنامههای تحفه العالم و یا مرأت جهاننما که نویسندگانشان اصولاً به  مغرب زمین سفر نکرده اند ولی اطلاعات خود را در هندوستان ودر دیدار با انگلیسیان ساکن آنجا بدست آوردهاندنیز مورد گزینش وانتخاب بوده اند.  به سفرنامههای حج دراین زمانی نیز اشاره داشتهام چرا که  در این مقطع تاریخی راه سفر به حج  از سرزمینهای شمال و باکو و آذربایجان روسیه و عثمانی و مصر میگذشته است یعنی شهرها و کشورهایی که بسیار زودتر از ما مناسبات جدید و غربی در آن کشورها شکل گرفته و بالطبع  این مسائل به قلم و چشم سفرنامهنویس آمده است و به نوعی اینان نیز جزء «آینه آوران» ما محسوب میشوند.

10- شما این اثر را که مربوط به سفرنامههای ایرانیان به فرنگ میباشد را جلد اول از تاریخ اندیشه جدید ایرانی نامیدهاند لطفاً پیرامون دیگر جلدهای این مجموعه مطالبی بفرمایید؟
 پروژه اینجانب به نوعی تدوین تاریخ اندیشان جدید ایرانی است وهمانطور که در ابتدا آمد روش کارپدیدار شناسانه است .کل این مجموعه به شش بخش و دفتر تقسیم میگردد. می کوشم به نوعی مسیر پدیداری تاریخ اندیشه ایرانی  در دو قرن اخیر یعنی از آغاز دوران قاجارها تا هم اکنون را پیگیرباشم. لذا در هر دوره  منتخبی از آثاری راکه بتواند نمایی از اندیشه  عصر خویش را بازتاب دهد  ارائه خواهم کرد.
دوران نخست را عصر رویارویی با غرب و آغاز اندیشه جدید ایرانی نامیدهام. کنشگران این دوره سفرنامهیسان میباشند. هم زمان و اندکی بعد دوره مهم اندیشه جدید ایرانی با مساعی  منورالفکران آغاز میشود که می توان این عصر رادوران روشنگری  ایرانیان نامید. دعوت به تعقل و دوری از جهالت وخرافات  و امید به آینده و ترقی همه شباهتهای تامی با عصر روشنگری غرب دارد اگر چه دامنه اثرگذاری منورالفکران ایران بسیار محدودتر و ضعیفتر است اما همین نیزبرای ما بسی مغتنم است که بزرگترین دست آورد آن شکلگیری عصر مشروطیت  است که این دوره نیز کنشگران خود یعنی مشروطه خواهان رامی طلبد. این دوره کوتاه است و بسرعت تحولات جدید کشورمان را به دوران پسا مشروطیت پیوند می دهد که این دوره که  عصر پهلوی اول میباشد کنشگر خود را از درون میزایاند که متجددین میباشند. ما پس از کودتای سال سی و دو از دوران مشروطیت و پسامشروطیت که گفتمان آن دوره بود به گفتمان انقلاب و روشنفکران آن عصر میرسیم که باز از مهمترین دورانهای تاریخ اندیشه معاصر است. دوره پسا انقلاب و دوره متفکران آخرین دفتر از تاریخ اندیشه جدید ایرانی است که ما را به وضعیت کنونی می رساند که همه با هم حلقههای پیوسته این تاریخ میباشند.

پرونده «قاجار» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171

پرونده »مشروطه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/11223

 

 

 

شاخه اصلی

کتاب

نمایشگاه عکس : «قاجار بر صفحه نقره اندود»

چهارشنبه27اردیبهشت 1391یکصدو‌هفتادمین نمایشگاه موزه عکسخانه‌شهر به مناسبت روز جهانی موزه با عنوان" قاجاربرصفحه نقره اندود"به نمایش عکس های رجال عصر قاجاراز مجموعه اشکان امینیان اختصاص یافته ،که شامل 30 قطعه عکس در اندازه های مختلف می باشد
 "نمایشگاه شامل پرتره های رجال دوره قاجار می باشد که توسط عکاسان مطرح قرن نوزده میلادی گرفته شده اند . این تصاویر تا به امروز کمتر به معرض نمایش گذاشته شده اند . آثار به نمایش در آمده از اساتید قدیمی عکاسی مانند :فلیکس نادار ، اوژن پیرو ، آدل ،دیمیتری یرماکوف ، آنتوان سوریو گین ، میرزا عبدالله قاجار ، دوست محمد خان معیرالممالک ، محمد حسن قاجار ، میرزا محمد خان حشمت الممالک ، روسی خان ، سید علی و رضاخان عکاس نظام می باشد ."
اشکان امینیان دانش آموخته کارشناسی ارشدتاریخ از دانشگاه هامبورگ ونسب شناس است.
نمایشگاه حاضرسومین نمایشگاه از مجموعه وی می باشد .
نمایشگاه تا 16 خرداد 1391 در روز‌های شنبه تا چهارشنبه ساعت ۹ تا ۱۷ و پنج شنبه ۹ تا ۱۳ (به‌جز روز های جمعه ‌ و ایام تعطیل) ادامه دارد.
آدرس: موزه عکسخانه شهر، میدان هفت‌تیر، خیابان بهار‌شیراز، بوستان بهار‌شیراز.                   
  تلفکس: 88848993
www.iranphotomuseum.com
 

پرونده «قاجار» در انسان شناسسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171

 

مستند های مهرداد اسکویی کشف مجدد تاریخ بصری ایران

 تصویر: شیرینی فروش در یکی از کارت پستال های اسکویی  متعلق به دوره قاجار
مهرداد اسکویی ، "مستند ساز مشهور" ، به دعوت مرکز علوم اجتماعی و انسانی  " اوکلی"،  وارد  ویلیامز تاون واقع در ایالت ماساچوست شد و چهار فیلم  او در "ایمیجز سینما "  بنمایش در آمد . وی در تاریخ 12 اکتبر در کانون اوکلی  در باره   پروژه اش که به  کارت پستال هایی از  سراسر تاریخ ایران مربوط می شود  به زبان فارسی  سخنرانی کرد  و سخنانش توسط یک مترجم ترجمه شد.
 
   اندیشۀ پژوهش در باره  کارت پستال ها دوسال پیش و هنگامی شروع شد که اسکویی در پاریس  ، به کتابی در باره  کارت پستال های دنیا  دست یافت .  در آنجا کارت پستال های مربوط به ایران ، زنان را در برقع نشان می داد و تحت عنوان "آشیانه آدمی" معرفی شده بود . اسکویی در یافت که شکاف بزرگی در  تاریخ ایران هست  که هیچ تصویری برای یاری رسانی ، همراه شدن ویا حتی به چالش کشاندنش وجود ندارد .  هرچند اسکویی پولی اندک در اختیار داشت معذلک  دست بکار جمع آوری کارت پستال ها شد  . به هر سوراخ وسمبه و انباری سرک کشید و یا افرادی با  کارت پستال هایی که در اختیار داشتند به سراغش آمدند .  کلکسیونر ها ، در آغاز کارت پستالی در چنته نداشتند ، اما به تدریج  که موضوع زبان به زبان چرخید ، آنها کارت پستالهایی را  جمع میکردند که به او بفروشند   
 در سال 2010 اسکویی به خاطر مستند هایش از جمله    از پس برقع  جایزه پرنس کلاوس را برد و قادر شد تا جایزه 25 هزار یورویی ازوزارت امور خارجه هلند را  برای ادامه کار پژوهش روی کارت پستال های ایرانی بکار بیندازد . برای دست یابی به جنبه های مختلف موضوع ، جمعا حدود بیست محقق از جمله انسان شناس  ،  مورخ ، زبان شناس و عکاس روی این پروژه  کار می کنند
چهار  مجموعه از کارت پستال ها تحت عنوان زندگی روزمره   و زندگی اجتماعی زنان در کتاب هایی گرد آمده و هر عکس با متنی کوتاه  همراه شده است با این امید که محققین آینده بر این توصیف ها بیفزایند . اسکویی گفت که : این کارت پستال ها   تنها پلی به سوی گذشته نیستند بلکه پلی به سوی نسل آینده اند . بنابرابن آنها خود می توانند به این تصاویر پل بزنند " وی ادامه داد : ما تاریخی بسیار غنی و بسیار پیچییده داریم و این یکی از راه های  زنده سازی آن تاریخ است .
در بخش پرسش و پاسخ ، اسکویی برخی از کارت پستالهای محبوب  از جمله  تصاویری که به ثبت بلای  هجوم ملخ به یک شهر پرداخته است را  توصیف کرد  
  روز پنجشنبه موفق به دیدار یکی از چهار فیلمی که در آن روز بنمایش در می آمد شدم . روز های بی تقویم(  همیشه  برای آزادی دیراست) مستندی حدودأ یک ساعته ا ست  که به زندگی نوجوانان ساکن در کانون اصلاح و تربیت تهران  می پردازد .  این بچه ها ی بین سیزده تا پانزده ساله که به خاطر اعتیاد ، خشونت و فقر در کانون نگهداری می شوند ، مدت یک یا دو ماه  در غیاب  خانواده با هم غذا میخورند ،  به نظافت می پردازند و نماز می خوانند  . اسکویی نشان می دهد که آنها پشت  تلفن  می گریند  ویا مدتها در انتظار آزاد شدن ، به پنجره چشم می دوزند .اسکویی به جای محکوم کردن و هیولا سازی از این بچه ها ، آنها را کودکانی بنمایش در می آورد که محصول شرایط محیط  اجتماعی دورۀ کودکی ی خود هستند .
 هنگامی  که اسکویی  ، از زندگی خانوادگیشان  می پرسد  ، معلوم میشود  بچه ها بخاطر این که ممکن است کتک بخورند از  رفتن به نزد خانواده خود در هراس اند . ویلیام یانگ ، نویسنده نیویورک تایمز در ماه  مه  امسال در توصیف خصوصیات اسکویی نوشت  : " مهارت و تخصص او  به چنگ آوردن   صحنه هایی عمیقآ شخصی است . گویی نه او و نه دوربین اش هیچ یک در اتاق حضور ندارند ". حتی بدون نگاه تخصصی هم آشکار است که فیلم های اسکویی  ، از نگاهی   همدلانه  به افراد مورد مطالعه خود برخوردار است .
من شانس تماشای سایر آثار اسکویی را نداشتم ولی  تجربه دیدار من از همین فیلم  روز های بی تقویم   نشان میدهد  آنها نیز با حساسیتی آموزنده به مباحث  جامعه ایرانی  می پردازند که اسکویی در این مورد مهارت کامل دارد  . کسانی که شاهد سخن رانی و فیلم های او بوده اند از  مواجهه  با  یک هنر پرقدرت اجتماعی  که از نظر زمان و موضوع مورد مطالعه اش انقلابی است خشنودند .
.

به نقل از روزنامه مستقل دانشجویی  ویلیامز ریکورد ( منتشره در تاریخ 19 اکتبر 2011)
http://thewilliamsrecord.com/2011/10/19/mehrdad-oskouei-documentaries-rediscover-iranian-visual-histories/

 

پرونده  «مهرداد اسکویی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/5941

پرونده «محمد تهامی نژاد» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9139

پرونده «قاجار» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/10171

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

مراغه در عهد قاجار

خیراللهی، عطوف، 1387مراغه در عهد قاجار (بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی مراغه از عصر قاجار تا جنگ جهانی اول( تبریز: نشر اختر.

نویسنده در این کتاب با هدف بررسی اوضاع سیاسی، اجتماعی مراغه، از عصر قاجار تا جنگ جهانی

اول با توجه به نقش اول آذربایجان در تحولات ایران در دوره قاجار، و به تبع آن مراغه به عنوان بزرگترین و پر جمعیت ترین شهر آذربایجان بعد از تبریز، که در دوران مشروطیت باسربدار شدن ا نقلابیون و آزادی خواهانی چون ملّا محمد حسن مقدس و میرزا عبدالحسین انصاری توسط مستبّدین از نقاط مهم  خیزش مشروطه خواهی در آذربایجان بوده بعنوان نقطه عطفی در تاریخ مراغه به شمار می آید. و بررسی علل بقاء حاکمان مستبدی چون شجاع الدوله در رأس قدرت مراغه و سپس بعنوان حاکم آذربایجان درتبریز، به مدت نیم قرن چه بوده است ؟ به همین منظور نویسنده در چکیده و مقدمه کتاب به آن پرداخته و اهمّیت آن را به اختصار شرح داده است. این کتاب شامل چهار فصل بوده  و دارای پیوست ها و منابع و مأخذ، و چکیده به زبان انگلیسی نیز دارد.

فصل اول:

دراین فصل کلیات و پیشینه تحقیق و روش کار تحقیق و بررسی منابع بیان شده است واینکه در استفاده از منابع ازامکانات  مرکز اسناد ملی ایران و مدارک دست اول تاریخی و نوشته های شخصیت های مورد تحقیق بهره برده است  و مأخذ و تحقیقات معتبر مربوط به تاریخ مراغه و آذربایجان و انقلاب مشروطه از موارد مورد استفاده دراین پژوهش بوده اند. روش تحقیق در این کتاب روش کتابخانه ای واسنادی بوده که بعضاً به اقتضای موضوع پژوهش ازروش تحلیلی استفاده است.

در بررسی منابع جنگ جهانی اول نویسنده ناموفق بوده است که دلیل آن را بدین صورت ذکر می نمایدکه از منابع داخلی به جز پاره ای از خاطرات شخصی و گزارش های پراکنده رسمی، مأخذ دیگری در دست نیست و منابع منتشر شده خارجی نیز کم و بیش چنین وصف مشابهی دارد. مهم ترین منابعی که می توانست دراین پزوهش  مفید واقع شود آرشیوهای وزارت خارجه کشورهای درگیر در جنگ جهانی اول در ایران می بود که دسترسی به آنها نیز امکان پذیر نبوده، یا کوششی در این ارتباط نشده است. ا لبته نویسنده استفاده از آرشیوهای وزارت خارجه ایران را نیز امکان پذیر نمی داند.

از نکات قابل تحسین این کتاب ذکر منابع مورد استفاده و تحلیل و بررسی مأخذ و ارائه چکیده مورد قبول توسط نویسنده می باشد، که در نوع خود بدیع و برای خوانندگان مفید واقع می گردد. و خواننده ضمن آشنایی با مطالب آن منابع در متن کتاب، با خود کتاب ها نیز بدلیل ارائه چکیده آشنائی لازم با محتوی کلی آن بدست می آورد.

فصل دوم :

این فصل کتاب شامل بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی مراغه تا انقلاب مشروطه است که از اوضاع سیاسی اجتماعی مراغه در اوایل دوره قاجاریه آغاز می شود و نویسنده ضمن شرح تاریخچه ایل مقدم از دوره صفویه و زندیه ،که رئیس ایل احمد خان مقدم با عنوان بیگلر بیگی مراغه انتخاب وسپس در ایام سلطنت فتحعلی شاه به عنوان بیگلر بیگ آذربایجان نائل میگردد. او در جنگ های ایران و روس در کنار عباس میرزا شرکت و به پاس خدمات بر جسته اش از طرف فتحعلی شاه ، به دریافت حمایل و نشان شمشیر مرصع مفتخر شد. و قریه رحمت آباد (میاندوآب) به عنوان پاداش به وی عطا می شود.

 بررسی بازارها و بازارچه های شهرمراغه در دوره قاجار نیز در این فصل جای گرفته که حاکی از رونق اقتصادی واجتماعی و اشتغال در شهر مراغه بوده و خواننده را با انواع شغل ها در آن دوره آشنا می کند.

آثار و ابنیه تاریخی مراغه شامل دهها مسجد قدیمی با اسامی فعلی و قبلی و وجه تسمیه و تلفّظ عامیانه جمع آوری شده و حمامها و محلات قدیمی نیز با ذکر اسامی قبلی وفعلی و موقعیت جغرافیائی وتاریخی  آنها در فصل اول آورده شده است.

اوضاع بهداشتی و مشکلات اجتماعی مردم در دوره قاجار، با ذکر اشعار سروده شده در ذکر مصائب اجتماعی توسط شاعران محلی از موارد قابل ذکر این فصل می باشد. وضعیت امنیت عمومی مراغه در دوره قاجار نیزبا ذکر مثال هائی شرح داده شده است ، که شبی نبوده که غارتگران خانه ای را غارت نکنند ، یا در گذری جلوی عابری را نگیرند . در این خصوص مثال می آورد که : ده دوازده نفر شب به خانه ای رفته در نهایت تأنی و تأمل چراغ روشن می کنند و هر یک بر روی یکی از خفتگان، خنجر به دست می نشینند و تمام اثاث و اسباب را به آسودگی جمع آوری کرده و یک دفعه برخاسته و فرار می نمایند ، بعضاً شخص دزد توسط مل باخته شناسائی می شود و برگه مال خود را در نزد وی می بیند ولی از بیم دزد ، جرأت دم زدن ندارد. حکام هم غالباً تعدادی دزداجیر شده دارند و با آنها در دزدی ها شریکند.

مجرمین و مجازات ها در مراغه در دوره قاجار، بخش دیگری از فصل دوم می باشد که نشانگر اداره زندان ها در آن دوره است، بدین صورت که زندان ها متعلق به حکام بوده و هر از چند گاهی به کسی اجازه داده می شد واجاره دار ضمن تأمین مایحتاج زندانیان ، ماهیانه مبلغی نیز به صندوق حکومتی واریز می کرد . اجاره کنندگان زندان ماهیانه مبلغی به عنوان پول غذا از خانواده زندانیان که اکثراً هم به ناحق بازداشت شده بودند، دریافت می کردند و گاهی از خانواده زندانیان رشوه هایی نیز می گرفتند تا در قبال آن آزار و اذیت کمتری نسبت به زندانی روا داشته باشند و آزادی بیشتری به شخص زندانی بدهند.

از عقوبت های عجیب آن دوره، این است که مقصر را لخت کرده ، جلوی سگ می ا نداختند تا آن را پاره پاره کند، دهن دوختن، پوست کندن، گوش بریدن از دیگر مجازات های متداول آن دوره بوده است.

وسایل نقلیّه در مراغه در دوره قاجار، و مراغه در سیا حت نامه ابراهیم بیگ، وزیران مراغه ای در دوره قاجار با ذکر دوره و نوع مسئولیت در جدولی آورده شده است که قریب بیست و دو نفر هستند، که در زمان های مختلف در دوره پادشاهان قاجار عهده دار مسئولیت بودند.

فصل سوم:

این فصل مراغه در دوران انقلاب مشروطه را شامل می شود که به ترتیب موقعیت آذربایجان در انقلاب مشروطیت، صمد خان شجاع الدوله و اقدامات او در آذربایجان و مراغه ، انجمن مراغه و نقش آن در هدایت انقلاب مشروطه در مراغه ، در کنار "صوفی چای" در دوران مشروطه چه می گذشت ، میرزا حسن شکوهی مبارز آزادی خواه انقلاب مشروطه ، زین العابدین مراغه ای و نقش وی در انقلاب مشروطه ، اولین مجروحین انقلاب مشروطه ، محمود خان حسام نظام و سرنوشت او در دوران انقلاب مشروطه ، میر آقا صدر السادات و نقش وی در انقلاب مشروطه ، سام خان حاج علیلو شخصیت تأثیر گذار در دوره انقلاب مشروطه ، عبدالعلی مجتهد زاده ، میرزا رضا آقای صدرالعلما و انقلاب مشروطه آورده شده است.

فصل چهارم:

 فصل چهارم در رابطه با جنگ جهانی اول که با بررسی موقعیت ایران در جنگ جهانی اول، رقابت های دول متخاصم در ایران، قرار داد محرمانه آلمان و ایران که به تفصیل، ماده به ماده آورده شده است، حرکت نیروهای روس به سوی تهران و تشکیل کمیته دفاع ملی در قم و سپس نتیجه گیری کلی از جنگ جهانی اول در ایران گرفته شده است و سپس به بررسی آذربایجان در جنگ جهانی اول و اعلام بی طرفی ایران و علت دخول نیروهای عثمانی به آذربایجان از دیدگاه خود آنها.

مراغه در جنگ جهانی اول:

گرسنگی در مراغه، حاصل آغاز انقلاب در روسیه، شرح وقایع جمع آوری و ارسال آذوقه و گندم توسط روسها از مراغه و آذربایجان به روسیه، اسکندر خان مقدم (سردار ناصر) نماینده مراغه در مجلس شورای ملی در دوران جنگ جهانی اول، میرزا محمد خان آقایی (فانی) شاعر مراغه ای اواخر دوره قاجار.

یکی از  نقطه های ضعف کتاب، به نظر عدم پرداخت مناسب به جنگ جهانی و موقعیت مراغه در آن می آید که احتمالاً ناشی از عدم دسترسی کافی به منابع متقن و قابل اعتماد و آرشیوها، و احیاناً نبود اطلاعات در این رابطه در منابع بررسی شده می باشد. در این کتاب از دوازده برگ  اسناد و تصاویر استفاده شده که از مطالب آنها اسکن و در پایان کتاب آورده شده است.

 

 

شاخه اصلی

کتاب

بررسی و نقد سفرنامة ستوان آلکس بارنز در عهد فتحعلی‌شاه قاجار

تصویر: فتحعلی‌شاه 
سفرنامه‌ها به‌ویژه آن‌ها که تصویری درست از وضعیت دیار سفر و مردم آن در گذشته به‌دست می‌دهند شاید یکی از مآخذ معتبر آشنایی نسل‌های بعدی از شرایط خاص جغرافیایی بخش‌هایی از زادگاه بشرند. این واقعیت وجود دارد که برخی از سفرنامه‌ها گرچه ممکن است که ظاهر از لحاظ توصیف دقیق مشاهدات واجد اهمیت  باشد. ولی غالباً با اظهار نظرهایی همراه است که منصفانه نیستند و گرایش تعصب‌آمیز فکری، مذهبی و سیاسی سیاح را منعکس می‌کنند. آنچه گفته شد بیشتر دربارة محتوای سفرنامه‌هایی صادق است که سیاح غالباً بنابر انگیزة شخصی و برای ارضای حس کنجکاوی خود به سفر پرداخته است و اگر نه در میان انبوه سفرنامه‌ها به‌ویژه سفرنامه‌های یکی دو قرن اخیر منابعی به چشم می‌خورد که تقریباً دستوری هستند؛ یعنی تا اندازة زیادی انجام سفرهای نیمه اکتشافی دور و دراز از سوی این یا آن دولت اروپایی و غیر آن به شخص یا اشخاصی از اتباعشان محول شده است و سرنامة «ستوان آلکس بارنز » به این گروه اخیر تعلق دارد. 

برای خواندن این تحقیق در زیر کلیک کنید:

شاخه اصلی

آزمایشگاه

روزنامه سفر خراسان به همراهی ناصر الدین شاه

میرزا قهرمان امین لشکر، روزنامه سفر خراسان به همراهی ناصر الدین شاه، به کوشش : ایرج افشار  و  محمدرسول دریاگشت(1374)، تهران : نشراساطیر، 296 صفحه ، مصور،
یکی از منابع که می تواند در نگارش دقیق تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران  به محققین کمک  کنند سفرنامه های هستند که ایرانیان خواه در سفرهای خود به پهنه ایران خواه درباره سفر به کشورهای دیگر نوشته اند . این سفرنامه ها جدا از اطلاعات جغرافیایی و تاریخی  که به دست می دهند خود به نوعی طرز تلقی و اندیشه نویسندگان را در برخورد با مسایل اجتماعی ، فرهنگی و فکری ..... از خلال اظهار نظر هایشان در مورد آن مسایل را نشان می دهند.

ناصر الدین  شاه قاجار پادشاهی شکارچی  و عاشق سیر و سفر گشت و گذار بود ودر طی مدت طولانی سلطنت  خود سفرهای به نسبه  زیادی به داخل  و خارج از ایران داشته است که  در این سفرها علاوه براینکه خود به ثبت خاطرات و رویداد ها سفر خود می پردازد، بعضا برخی از ملازمان او نیز اقدام به سفرنامه نویسی میکنند.
ناصرالدین شاه قاجار دوباره عزم  سفر به  خراسان برای زیارت حضرت امام رضا (ع) کرد. دفعه اول به سال 1383 و بار دوم سال 1300. در سفر دوم علاوه براینکه خود شاه سفر نامه تحریر کرد ، یکی از ملازمان و همراهان او به نام میرزا قهرمان امین لشکر هم سفرنامه  ای از شرح وقایع آن مسافرت به رشته تحریر در آورده است  که  نسخه ی از آن بجا مانده بود که متن آن به همت ایرج افشار و محمد رسول دریا گشت بوسیله نشر اساطیر منتشر شده است.  
میرزا قهرمان از ملازمان و نزدیکان  دربار ناصرالدین می باشد و ازکسانی است که  ناصر الدین شاه به او دلبسته بود ومناصب معتبر به او داده بود ،همین سفرنامه خود گواهی از منزلت ومقام او در دربارناصری است.
او در سال 1244 قمری  متولد شد وبعد از اتمام تحصیلات به میرزا قهرمان معروف شد پدرش میرزا یوسف نام داشت که در نزد محمد قلی خان پسر آصف الدوله که از اعضای دستگاه  طاووس خانم  تاج الدوله اصفهانی از زنها فتحعلی شاه بود سمت ناظری داشت . اوبه  درایت و فراست و پرکاری معروف است .سرگذشت  او به اجمال در مراجع عصر ناصری آمده است ومفصلتر از همه را مرحوم حسین سعادت نوری در کتاب رجال دوره قاجار و پس از او مهدی بامداد درجلد دوم  کتاب  شرح حال رجال ایران ، ذیل قهرمان آورده است.
ناصر الدین شاه در ورق اول این سفر نامه به خط خود نوشته است:
«اخبار سفر شما در رکاب برای این بود که اینجا بیکار بود. خیال کردیم در خراسان وآن طرف ها  احتمال داده اند خدمت حضرت لزوما حکم شود که متصدی بشود والبته در این سفر بی کار نباید بماند و نخواهم گذاشت  که سفر شما بی ثمر بشود ، اما حال چیزی نگوید که شهرت بی جا بکند و اسباب اخلال فراهم بیاورد»
خوشبختانه بنابر گفته مصحح کتاب  نسخه سفرنامه ، اگرچه به خط دو خوش نویس است ، ولی امین لشکر خود آن را دیده و در آن اضافات و اصلاحاتی کرده  است .
در این سفرنامه آنچه بیشتر می تواند قابل توجه باشد ،عبارت است از:
اطلاعات درباره شهرهای خراسان ومعرفی اشخاص محلی
اطلاعات سیاسی و مرزی و درباره سرحدات و آخال و حرکت روسها
اطلاعات درباره خلقیات و حالات رجال همراه .
اطلاعات  درباره طرز سفر خورد و خوراک
اطلاعات جغرافیایی و قومشناسی ذرباره راهها ، ساختمانها ،  شهر ها ،آبادیها ، طوایف و اقوام سر راه
اطلاعات درباره زندگی شخصی  مولف
 

جهت آشنایی  با بیشتر  این سفرنامه قسمتهای  از آن را می آوریم:
در صفحه ای 146
"چون در صفحات خراسان اکثر مردم از زن و مرد عادت به تدخین  و استعمال تریاک کرده اند و این عادت اسباب هلاکت مردم شده است اراده همایونی اقتضا کرده که این عادت متروک شود.مقرر شده بود در این باب مذاکره بشود. حکیم باشی طولوزن و جمعی حاضرشدند وگفتگوئی شد و صورتی نوشته شد که در حکومت در این باب اقدامات بشود که اولا عطار وتجار وغیره به این  مصرف تریاک بهیچوجه نفروشند.ثانیا هرکس شریک این کاربشود او را گرفته تنبیه و تهدید و حبس نمایند.خلاصه بعضی فصول و شرایط در این باب نوشته شد و به دستخط مبارک رسید و رجوع به نواب والا رکن الدوله شد."
 و در صفحه ی 146
"چون در صفحات خراسان اکثر مردم از زن و مرد عادت به تدخین  و استعمال تریاک کرده اند و این عادت اسباب هلاکت مردم شده است اراده همایونی اقتضا کرده که این عادت متروک شود.مقرر شده بود در این باب مذاکره بشود. حکیم باشی طولوزن و جمعی حاضرشدند وگفتگوئی شد و صورتی نوشته شد که در حکومت در این باب اقدامات بشود که اولا عطار وتجار وغیره به این  مصرف تریاک بهیچوجه نفروشند.ثانیا هرکس شریک این کاربشود او را گرفته تنبیه و تهدید و حبس نمایند.خلاصه بعضی فصول و شرایط در این باب نوشته شد و به دستخط مبارک رسید و رجوع به نواب والا رکن الدوله شد."


rezagharbi@yahoo.com

شاخه اصلی

کتاب

نشریات زنان در عصر قاجار(6)

چکیده
یکی از عواملی که در پی آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غربی وارد کشور شد و نقش مهم و تاثیرگذاری در پیدایش افکار ترقی خواهانه ایرانیان داشت انتشار روزنامه است. این رسانه که مدت زیادی نیست وارد کشور شده همواره محلی برای مبارزات سیاسی، عقیدتی و تنویر افکار عمومی بوده است. زنان در این عرصه نیز همچون دیگر عرصه های اجتماعی پابه پای مردان و به دنبال ورود افکار آزادی خواهی نقش خود را در راه آشنایی زنان با حقوق خود و احیای حیثیت او ایفا نمودند. پرداختن به تعدادی از مهم ترین نشریات عصر قاجار که بدست زنان انتشار می یافت محتوای مقاله حاضر را تشکیل می دهد.
کلیدواژه ها
نشریات، قاجار، آزادی خواهی، حقوق زن، جنبش های اجتماعی

بیان مسئله
یکی از عمده راهکارهای زنان در راه بیداری افکار عمومی و خصوصاً زنان عصر قاجار استفاده از رسانه های جمعی در راستای این هدف بود. با نگاهی به نشریات زنان این عصر می توان به خوبی دریافت که آگاه ساختن زنان با حقوق حقه خود، بیداری و احیای حیثیت آنها مهم ترین درونمایه این نشریات بوده است. در مقاله حاضر به بررسی تعدادی از نشریات زنان این عصر پرداخته می شود تا هم با افکار و اندیشه های پدیدآورندگان این نشریات آشنا شویم و هم به اهداف، ارگان ها و سیاست های آنها بپردازیم. پرداختن به موضعی اینچنین از آن نقطه نظر حائز اهمیت است که خواهیم دید زنان این عصر با چه افکار و اندیشه ها و اهدافی دست به راهنمایی زنان می زدند. با این مقدمه می توان پرسش پژوهش حاضر را اینگونه مطرح کرد که درونمایه نشریات این عصر چه بوده و این ابزار چه نقشی در بیداری زن ایرانی ایفا نمودند؟  
دانش
دانش نخستین نشریه ویژه زنان بود که اولین شماره آن در سال 1289 شمسی چهار سال پس از انقلاب مشروطه منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر این نشریه، خانم دکترکحال،  در همان شماره نخست خود را چنین معرفی کرد: « این کمینه خانم دکتر صبیه مرحوم میرزا محمد حکیم باشی جدید الاسلام این جریده موسوم به دانش را علی الحساب هفته ای یک نمره تقدیم ارباب ذوق و دانش می سازم...» ( روزنامه دانش، 1328 ه.ق، ص 2)
دانش در نخستین شماره خود بیان کرد که: « روزنامه ای است اخلاقی، علم خانه داری، بچه داری، شوهرداری. مفید به حال دختران و نسوان و به کلی از پلتیک و سیاست مملکتی سخن نمی راند». ( روزنامه دانش، ش1، ص1) و آرمانش، تربیت نسوان و دوشیزه گان و تصفیه اخلاق زنان است. ( روزنامه دانش ،ش1، ص2)
( دانش در حالی که بر آگاهی و دانش آموزی زنان تاکید داشت و حریم خانه را مقدس می دانست، عقیده داشت که زن برای پاسداشت آن باید علم خانه داری، بچه داری و شوهرداری را بیاموزد.
در نوشته های این نشریه حفظ الصحه اطفال بیشترین حجم  را در بر گرفت، روش غذا دادن به کودک، درمان بیماری کودکان و روش شیر دادن کودکان از مواردی است که دانش، با وسواس و تیزبینی تمام به شرح آن می پرداخت، پس از آموزش بچه داری، رسم شوهرداری و خانه داری از دیگر موارد مورد بحث روزنامه دانش بود). ( وطن دوست 22:1385)

شکوفه
نخستین شماره شکوفه در سال 1292 شمسی به مدیریت خانم مریم عمید معروف به مزین السلطنه منتشر شد.( شکوفه در ماه دوبار منتشر می شد و تاریخ نخستین شماره آن ذیحجه 1330 است که چهار سال متوالی تا ذیقعده 1334 انتشار آن در چهار صفحه ادامه یافت.
 کاریکاتورهای زیبا و آموزنده ای در هر شماره شکوفه چاپ می شد و با دیدگاهی انتقادی، خرافات و آداب و رسوم کهنه اجتماع را مورد بازنگری قرار می داد.
خانم مزین السلطنه در سال 1294 ش روزنامه شکوفه را به گونه کامل در اختیارانجمن همت خواتین قرار داد و این نشریه از این تاریخ ارگان رسمی این انجمن شد). ( وطن دوست 24:1385)
انجمن همت خواتین درسال 1294 به کوشش خانم نورالدجی بازرس کل مدارس دخترانه آن زمان تاسیس شد. از مهمترین هدف های این انجمن ترویج استفاده از اشیا ساخت ایران و تشویق زنان به شرکت در فعالیت های اقتصادی خانواده بود.
چنانچه از بررسی شماره های گوناگون شکوفه نیز بر می آید تربیت دوشیزه گان و اخلاق زنان راجع به مدارس نسوان از مهم ترین اهداف این نشریه در طول چهار سال انتشارش بوده است. اما برای تعیین روش روزنامه باید دوران انتشار آن را به دو نیمه تقسیم کرد: در حالی که شکوفه از آغاز انتشار تا شماره 10 سال دوم بیشتر مقالات خود را به ترویج علوم و فرهنگ در بین زنان، طراز اداره مدرسه، وضع مدارس دخترانه و چگونگی پیشرفت آنان اختصاص داد از شماره 10 تا پایان انتشارش به صورت ارگان انجمن همت خواتین و مدیران مدارس نسوان در آمد و به بسط و تبلیغ نظرهای انجمن پرداخت. در این زمان همچنان که محتوای مقالات سیاسی تر می شد، مسائلی چون استقراض از دولت های خارجی، امتیازاتی را که بدون شک در مقابل باید به دول تسلیم کرد، استقلال ملی، مبارزه با نفوذ بیگانگان و وظایف زنان را در این باره مطرح کرد و در حالی که بر کوشش زنان در راه اعتلای وطن تاکید می کرد. آنها را در این راه همپای مردان می دانست. ( وطن دوست 27،1385)
( به هر  روی  در هر دو نیمه، موضوع مدارس نسوان و تحصیل زنان مضمون همیشگی نوشته های شکوفه را به خود اختصاص می داد.
پس از سواد آموزی مبارزه با خرافات رایج و تقبیح آداب و رسوم و عقاید عقب افتاده متداول در میان زنان از دیگر مباحث مهم این نشریه بود. شکوفه همچنین وضعیت زنان در دیگر نقاط دنیا به ویژه در اروپا را مطرح کرد و آن را از اساسی ترین راه های آگاهی یابی زنان در ایران دانست.
بدین ترتیب با توجه به این که روزنامه شکوفه بیشتر در مدارس دخترانه دربین مدیران و آموزگاران و دانش آموزان زن انتشار می یافته، اهمیت تاثیر مستقیم آن در بین زنان آن روزگار انکار ناپذیر بوده است). ( وطن دوست 26:1385)
 
عالم نسوان

صدر هاشمی در کتاب « تاریخ جراید و مجلات ایران » می نویسد:
( مجله عالم نسوان در طهران به صاحب امتیازی نوابه خانم صفوی و در تحت نظر مجمع فارغ التحصیلی مدرسه عالی اناثیه امریکایی ایران بیت آل در سال 1299 شمسی تاسیس و شماره اول آن در ذیحجه 1338 قمری مطابق میزان (مهر) 1299 شمسی منتشر شده است.
مجله عالم نسوان از مجلاتی است که مخصوص نسوان تاسیس و بیشتر مقالات آن به قلم فارغ التحصیلان مدرسه اناثیه آمریکایی نوشته شده است .
مقالات این مجله در پیشرفت و ترقی نسوان مملکت و تعلیم اصول خانه داری و زندگانی جدید به آنها کمک فراوان نموده است ).

زبان زنان
( خانم صدیقه دولت آبادی خواهر حاجی میرزا علی محمد دولت آبادی در سال 1298 شمسی یعنی سه سال پس از تعطیلی روزنامه شکوفه، روزنامه زبان زنان را در اصفهان انتشار داد که ترتیب انتشار آن پانزده روز بود. روزنامه زبان زنان از مسلک مقرر خود که بحث در امور مربوط به زنان و دوشیزه گان باشد به تدریج خارج شد و به موضوعات دیگری پرداخت که در نتیجه روزنامه جنبه جنجالی پیدا کرد، به مناقصه قلمی با مردان می پرداخت و موضوع آزادی و استبداد را بیش از مرد و زن و مسائل مختص به زن هدف بحث قرار می داد. در سال دوم، پیشامد کودتای حوت ( اسفند ) 1299 سبب تعطیل روزنامه در اصفهان شد و تبدیل آن در سال 1300 شمسی به مجله ای با انتقال به تهران پیش آمد). ( ببران 49:1381)
( مندرجات روزنامه زبان زنان پس از درج مقاله اساسی که غالباً راجع به نسوان است از ( قبیل زنان و علوم ) و ( زن بیچاره نیست ) شامل مقالات مختلف می باشد که بیشتر آن  مقالات نیز مربوط به زنان است.
این روزنامه در سال های انتشار خود طرفدار آزادی و توسعه فرهنگ بین زنان کشور بود. خدمات سیاسی این روزنامه در مرحله امضای قرارداد 1919 وثوق الدوله و مخالفتی که این نشریه با نفوذ انگلیسی ها در ایران کرد درخشان بود. در حقیقت زبان زنان به تنهایی مبارزه مطبوعاتی با قرارداد 1919 را در اصفهان به عهده داشت. مبارزات صدیقه دولت آبادی برای بیداری زنان با مخالفت محافل مذهبی اصفهان روبرو شد و اداره روزنامه اش را بیش از دو بار سنگ باران کردند و سرانجام روزنامه اش توقیف شد.   
زبان زنان گرچه اول روزنامه ای نیست که با مدیریت یک بانو در ایران منتشر شده بلکه قبل از آن یعنی در آغازمشروطیت، روزنامه شکوفه به مدیریت مرحوم خانم مزین السلطنه در تهران تاسیس و منتشر گردیده، ولی همانطور که خود بانو دولت آبادی در شماره 4 سال دوازدهم مجله عالم نسوان در ضمن یک مقاله نوشته « زبان زنان اول نامه بوده که توانست اسم زن را به عهده بگیرد و با فکر زن و قلم زنان نوشته شود و اهمیت موقعی داشته باشد چون که در آن تاریخ در اصفهان فناتیک، به طبع می رسید ». در حقیقت همان قسم که بانو دولت آبادی متذکر گردیده، انتشار روزنامه به نام زن در اصفهان یک شهر با تعصبات شدید مذهبی کار بسیار مشکلی بوده و به همین جهت هم به شرحی که ذیلاً یادآور می شویم عاقبت مدیر روزنامه توانست در اصفهان مقاومت و در مقابل کارشکنی و سنگ سار کردن خانه و محل اداره او ناچار به ترک این شهر و مهاجرت به تهران گردید.

جمعیت نسوان ایران
روزنامه جمعیت نسوان ایران یا جمعیت نسوان وطن خواه به مدیریت محترم اسکندری منتشر می شد. وی زن تحصیل کرده ای بود که بیش از سایرین به مسائل اجتماعی توجه داشت و خواهان تساوی کامل حقوق زن و مرد بود. ( روزنامه جمعیت نسوان وطنخواه، 1302ش)  او نوشت عده ای با هوچی گری می خواهند ( مطالب حقه نسوان ) را از بین ببرند ولی نسوان دنیا سر از خواب گران غفلت برداشته، راه استرداد حقوق حق خود را یافته اند. ( این بیداری نتیجه عکس العمل قرن ها ظلم و فجایعی است که به عالم نسوان وارد شده ) و ادامه داد که اکنون ( تا آخرین دقیقه خواهیم کوشید و تا جان داریم... از مطالبه حقوق حقه خود و دفاع نوع خود دست بردار نیستیم ). ( روزنامه نسوان وطنخواه،  شماره 2،  1302 ش)

ایران نو
( یکی از روزنامه های مهم زبان فارسی روزنامه ایران نو است که به مدت چند سال در طهران منتشر شده و قبل از کودتا، ارگان حزب دموکرات بوده است.
مندرجات ایران نو که در آن تاریخ یکی از بهترین و مفید ترین جراید یومیه پایتخت بوده عبارت است از مقالات سیاسی که درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی بحث می شده و مخصوصاً از حوادث و اتفاقات داخلی و پایتخت به تفصیل گفتگو شده و نیز تلگرافات مربوط به وقایع داخلی و خارجی در روزنامه درج است. گاه گاهی تحت عنوان ادبیات از اشعار شعرای معاصر درباره موضوعات مختلف در ستون های روزنامه دیده می شود. سرمقاله روز به روز تند تر و شدید تر می گردیده و نویسندگان روزنامه مطالب خود را با کمال آزادی به خصوص درباره عملیات روسیه تزاری با بی پروایی تمام می نوشتند.
ایران نو شدیداً ضد روسی بود و چندین بار به همین علت توقیف شد و مدتی هم به دلیل نداشتن سرمایه کافی به چاپ نرسید. ( اتحادیه 22:1361)
ایران نو به یک جنبه دیگر از عقاید مارکسیستی توجه داشت که در ایران بیشتر معنا داشت و آن تقسیم اجتماع بود به دو طبقه فقرا و اغنیا، یکی حاکم و دیگری محکوم. ( اتحادیه 32:1361)  ایران نو در تشکیل احزاب اصرار داشت و می نوشت که پارتی یا فرقه با پارتی بازی تفاوت دارد. ( اتحادیه 54:1361) ایران نو می گفت که حزب سیاسی از افرادی تشکیل می شود که برای قوی ساختن وطن خود حاضر به فداکاری باشند. ( اتحادیه 87:1361)
( تندی مقالات ایران نو باعث شده که روزنامه چند بار از طرف دولت توقیف گردد. رسول زاده که مدتی سردبیر روزنامه ایران نو بوده از مسلمانان قفقاز است که در تاریخ مشروطیت ایران عامل موثری به شمار می رفته و برای بیداری ایرانیان خدمات مهمی کرده است. تندی افکار او سبب رنجش کهنه پرستان و آرزومندان تجدید رژیم گذشته گردید و سبب شد که پس از سقوط کابینه دموکرات مستوفی الممالک و روی کار آمدن اعتدالیون، دولت روس تبعید رسول زاده را از محمد ولی خان سپهدار خواستار شود. این بود که رسول زاده به ناچار از طهران خارج شد و به قفقاز رفت و از آنجا به اسلامبول روانه شد.
پس از تبعید رسول زاده از ایران طولی نکشید که روزنامه ایران نو نیز دچار توقیف شد و بدین ترتیب دوره اول روزنامه پایان یافت.
دوره دوم ایران نو پس از 13 سال تعطیلی یعنی در سال 1302 شمسی شروع گردیده و شماره اول این دوره در تاریخ سه شنبه 28 رمضان 1341 قمری منتشر شده است. در این دوره صاحب امتیاز و مدیر روزنامه، رهنما معرفی گردیده و روزنامه ارگان فرقه دموکرات مستقل ایران بوده است ). ( اتحادیه 45:1361)

نتیجه گیری
بررسی نشریات فوق نشان می دهد که زنان در ابتدا تلاش داشتند رسانه خود را به دور از اهداف سیاسی و تنها با پرداختن به موضوعاتی چون بچه داری، شوهرداری، بهداشت و... منتشر سازند اما تشکیل ارگان هایی در ارتباطات سیاسی که اندیشه آن عمدتاً از درون همین روزنامه ها بر می خاست آنها را تبدیل به پایگاهی سیاسی می نمود که پس از مدتی چیزی به جز تعطیلی و توقیف روزنامه انتظار آن را نمی کشید. اما با نگاهی به تماس ها و نامه های زنان به این روزنامه ها می توان به روشنی دید که زنان روزنامه ها را خود یا توسط دیگری که سواد داشت می خواندند و از مطالب آن استفاده می کردند. شاید بتوان اینگونه اظهار داشت که این روزنامه ها به اهداف خود در آشنایی زنان با حقوق، بهداشت و وظایف خود رسیده بودند. از آنجایی که روزنامه ها در آغاز انتشار، خود را بری از هرگونه سیاسی کاری می دانستند پس انتظاری نیز در این ارتباط از این روزنامه ها نمی رفت. تنها اندک زمانی پیش می آمد که روزنامه با تبدیل شدن به ارگان یک حزب یا سازمان خاص می توانست از نقطه نظر سیاسی نه تنها به زنان که به مردان هم آگاهی دهد اما طولی نمی کشید که نشریه توقیف و با انتشار دفعات بعد خود باز تنها به موارد غیر سیاسی می پرداخت. همانگونه که مشاهده شد زنان دیگر در این مرحله چون گذشته نسبت به اتفاقات داخلی و خارجی بی تفاوت نبودند. آنها با مطالعات روزنامه ها، شرکت در جلسات انجمن ها، سواد آموزی و ... اینک به تفاوت شرایط کشور خود با دیگر جوامع پی برده بودند و خواستار اصلاح و بهبود وضع خود شده بودند. همچنین زنان دریافته بودند چه تفاوت هایی میان جوامع وجود دارد و خواستار رفع این تبعیض ها بودند. در این شرایط زنانی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند و روزنامه می خواندند همه در انجمن ها و مدارس، زن ایرانی را آگاه و بیدار می ساختند. در کل با نشان دادن درونمایه های روزنامه های این عصر مشخص می شود که روزنامه به اهداف خود در جهت آشنا ساختن زنان با اموری خاص رسیده اند. اموری چون حقوق حقه، وظایف زناشویی و تکالیف خانوادگی.

. آبراهامیان یرواند، 1377. ایران بین دوانقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری و محسن مدیرشانه چی. تهران: نشرمرکز
2. آدمیت فریدون و ناطق هما، بی تا. افکار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در آثار منتشر نشده دوران قاجار. بی جا: بی نا
3. آدمیت فریدون، بی تا. اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار. بی جا: بی نا
4.  ابراهیمی ایراندخت، بی تا. انقلاب اکتبر و ایران ( مجموعه مقاله). بی جا: بی تا
5. اتحادیه منصوره، 1377. اینجا طهران است، چاپ اول. تهران: بی نا
6. احمدی خراسانی و اردلان، 1382. نوشین و پروین، سناتور. تهران: نشر توسعه
7. ادوارد پولاک یاکوب،1361. سفرنامه پولاک، چاپ اول. تهران: خوارزمی
8. ادواردبیت چارلز، 1365. سفرنامه خراسان و سیستان، ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، چاپ اول. تهران: یزدان
9. ادیب الملک، 1364. سفرنامه ادیب الملک به عتبات، چاپ اول. تصحیح مسعود گلزاری. تهران: دادجو
10. استاد ملک فاطمه، 1367. حجاب و کشف حجاب در ایران. تهران: موسسه مطبوعاتب عطائی
11. اعظام قدسی حسن، 1342. خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. بی جا: بی نا
12. افضل الملک غلامحسین، 1361. افضل التواریخ، چاپ اول. به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران
13. انصاف پور غلامرضا، بی تا. قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ. بی جا: بی نا
14. اوبن اوژن، 1362. ایران امروز، چاپ اول. ترجمه علی اصغر سعیدی. تهران: زوار
15. اورسل ارنست، 1352. سفرنامه اورسل، ترجمه علی اصغر سعیدی. بی جا: بی نا
16. بابن و هوسه، 1362. سفرنامه جنوب، چاپ اول. مترجم محمد حسن خان اعتماد السلطنه، مصحح میر هاشم محدث. تهران: دنیای کتاب
17. بامداد بدر الملوک، 1347. زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید. تهران: ابن سینا
18. ببران صدیقه، 1381. نشریات ویژه زنان، چاپ اول. تهران: روشنگران و مطالعات زنان
19. براون ادوارد، بی تا. یک سال در میان ایرانیان، بی جا: بی نا
20. بروگش هینریش، 1368. سفری به دربار سلطان صاحبقران، چاپ دوم. ترجمه کردبچه. تهران: بی نا
21. بشیریه حسین، 1380. موانع توسعه سیاسی در ایران. تهران: گام نو
22. بهرامی عبدالله، بی تا. خاطرات عبدالله بهرامی از آخر سلطنت ناصرالدین شاه تا اول کودتا. تهران: انتشار علمی
23. بهفر مهری، 1378. شکوفایی آرمان و بینش زن ورانه در نشریه شکوفه، حقوق زنان، شماره 11
24. بهلر، 1356. سفرنامه بهلر، به کوشش علی اکبر خداپرست. تهران: توس
25. پاتینجر هنری، 1348. سفرنامه پاتینجر، ترجمه شاهپور گودرزی. تهران: دهخدا
26. پاولویچ و ...، بی تا. سه مقاله درباره انقلاب مشروطه ایران، ترجمه م. هوشیار. بی جا: بی نا
27. پروین، 1379. زنان در فرایند سیاسی ایران در قرن بیستم، ترجمه شهرام زرندار. چاپ نشده
28. تحویلدار اصفهانی میرزا حسین خان، 1342. جغرافیای اصفهان، به کوشش منوچهر ستوده. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی
29. تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، 1376. تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی و وزارت اطلاعات
30. تقی زاده سید حسن، 1349. مقالات تقی زاده، زیر نظر ایرج افشار. تهران: بی نا
31. جواهر کلام عبدالعزیز، 1357. تاریخ تهران. تهران: کتابخانه منوچهری
32. خسرو پناه محمد حسین، 1381. هدف‏ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی. تهران: نشر پیام امروز
33. دانشور علوی نورالله، بی تا. تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری. بی جا: بی نا
34. درویل گاسپار، 1348. سفرنامه دروویل، چاپ دوم. ترجمه جواد محیی. تهران: گوتنبرگ
35. دژم عذرا و همکاران، 1384 . اولین زنان، چاپ اول، تهران: نشر علم
36. دلریش  بشری،1375. زن در دوره قاجار، چاپ اول. تهران: حوزه هنری
37. دولت آبادی صدیقه، بی تا. نامه ها، نوشته ها و یادها، به کوشش افسانه نجم آبادی و مهدخت صنعتی، چاپ اول، ج 3. شیکاگو: انتشارات نگرش و نگارش زن
38. دولت آبادی یحیی، 1336. حیات یحیی، ج 4. تهران: ابن سینا
39. دیولافوآ ژان، بی تا. سفرنامه دیولافوآ، ترجمه و نگارش فره وشی. بی جا: بی نا
40. رابینو ه.ل، 1343. سفرنامه مازندران و استر آباد، چاپ دوم. ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
41. رایت دنیس، 1357. انگلیسیان در ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار. تهران: دنیا
42. رجبی محمد حسن، 1374. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه. بی جا: انتشارات سروش
43. رشدیه شمس الدین، 1362. سوانح عمر، چاپ اول. تهران: نشر تاریخ ایران
44. رنه دالمانی هانری، 1335. سفرنامه از خراسان تا بختیاری، ترجمه فره وشی. تهران: ابن سینا، امیرکبیر
45. زاهد، سعید و خواجه نوری ، بیژن 1384، جنبش زنان در ایران، چاپ اول. شیراز: ملک سلیمان
46. ساناساریان الیز، 1384. جنبش حقوق زنان در ایران، ترجمه نوشین احمدی خراسانی. تهران: نشر اختران
47. فتحی مریم، 1383. کانون بانوان با رویکردی به ریشه های تاریخی حرکت های زنان در ایران. تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
48. سرنا کارلا،1362. سفرنامه مادام کارلا سرنا، ترجمه علی اصغر سعیدی، چاپ اول. تهران: کتابفروشی زوار
49. شریف کاشانی محمد مهدی، 1362. واقعات اتفاقیه در روزگار، چاپ اول، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران
50. شیخ الاسلامی پری، 1351. زنان روزنامه نگار و اندیشمند ایران. تهران: بی نا
51. شیخ الاسلامی پری، بی تا. زن در ایران و جهان. بی جا: بی نا
52. طاهر زاده بهزاد کریم، 1363. قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، چاپ دوم. تهران: اقبال
53. ظهیر الدوله، 1351. خاطرات و اسناد ظهیر الدوله، چاپ اول. به کوشش ایرج افشار. تهران: کتاب های جیبی
54. عافیت محمدرضا، 1968. سردار ملی ستارخان. بی جا: بی نا
55. عضد الدوله سلطان احمد میرزا، 2535. تاریخ عضدی، با توضیحات و اضافات عبدالحسین نوایی. تهران: بابک
56. فرخ‏زاد پوران، 1378. دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، ج 1. تهران: انتشارات زریاب
57. فلاندن اوژن، 2536. سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، چاپ سوم. ترجمه حسین نور صادقی. تهران: اشراقی
58. فلور ویلم، 1366. جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجاریه، ج 1. ترجمه ابوالقاسم سری. تهران: توس
59. فوران جان، 1378. مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران ار صفویه تا سال های پس از انقلاب اسلامی)، ترجمه احمد تدین. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا
60. فون بلوشر پیرت، 1363. سفرنامه بلوشر، ترجمه کیکاووس جهانداری. تهران: خوارزمی
61. فووریه، 1326. سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال. بی جا: علمی
62. قویمی فخری، بی تا. کارنامه زنان مشهور ایران. بی جا: بی نا
63. کامبخش عبدالصمد، بی تا. نظری به جنبش کارگری در ایران. بی جا: بی نا
64. کراچی روح انگیز، 1374. اندیشه نگاران زن در شعر مشروطه، چاپ اول. تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا
65. کربلایی شیخ حسن، 1361. قرارداد رژی، چاپ دوم. تهران: مبارزان
66. کرزن جورج ناتیل، .1350 ایران و قضیه ایران، ترجمه: غ. وحید مازندرانی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
67. کرمانی ناظم الاسلام، 1362. تاریخ بیداری ایرانیان، چاپ چهارم. به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانی. تهران: آگاه نوین
68. کسروی احمد، 1324. خواهران و دختران ما، چاپ دوم. تهران: پیمان
69. کلانتر ضرابی عبدالرحیم، 2536. تاریخ کاشان، چاپ سوم. به کوشش ایرج افشار. تهران: امیرکبیر
70. کسروی احمد، 1378. تاریخ مشروطه ایران، چاپ نوزدهم. تهران: امیرکبیر
71. گرتودبل، 1363. تصویرهایی از ایران، چاپ اول. ترجمه بزرگمهر ریاحی. تهران: خوارزمی
72. گرنت واتسون رابرت، بی تا. تاریخ ایران، ترجمه وحبد مازندرانی. بی جا: بی نا
73. گنجینه اسناد، سال اول، دفتر اول، بهار 1370، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران
74. گوبینو کنت، بی تا. سه سال در ایران، ترجمه ذبیح الله منصوری. بی جا: بی نا
75. لئونوراشل ماری، بی تا. خاطرات لیدی شل، چاپ دوم. ترجمه حسن ابوترابیان. تهران: نشر نو
76. لوتی پیر، بی تا. به سوی اصفهان، مترجم بدر الدین کتابی. بی جا: بی نا
77. محجوبی اردکانی حسین، 1357. تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران، ج 2. تهران: دانشگاه تهران
78. مستوفی عبدالله، 1343. شرح زندگانی من، چاپ دوم. ج 1. تهران: زوار
79. معیر الممالک دوستعلی خان، 1362. یادداشت هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، چاپ دوم. تهران: نشر تاریخ ایران
80. ملک زاده مهدی، بی تا. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. بی جا: بی نا
81. مینوی مجتبی، بی تا. تاریخ و فرهنگ. بی جا: بی نا
82. نائینی میرزا علی خان، 1366. سفرنامه صفا السلطنه نائینی، چاپ اول، به اهتمام محمد گلبن. تهران: اطلاعات
83. ناهید عبدالحسین، 1360. زنان ایران در جنبش مشروطه. تبریز: نشر احیا
84. نجفی قوچانی محمد حسین، 1362. سیاحت شرق، چاپ دوم، تصحیح رمضانعلی شاکری. تهران: امیرکبیر
85. نسخه خطی، مجموعه ضیا الدین تویسرکانی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. شماره 3460
86. والمونت، بی تا. ماه شب چهاردهم، به توسط اوستاس دولوری
87. وطن دوست غلامرضا، 1385. زن ایرانی در نشریات مشروطه، چاپ اول. تهران: بی نا
88. هاردینگ سر آرتور، 1363. خاطرات سیاسی سر آرتور هاردینگ، ترجمه جواد شیخ الاسلامی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی
89. هالینگبری ویلیام، 1363. روزنامه سفر هیئت سرجان ملکم به دربار ایران در سال های 1799، 1800و 1801، ترجمه امیر هوشنگ امینی. تهران: کتابسرا
90. هدایت مهدی قلی خان، 1344. خاطرات و خطرات، چاپ دوم. تهران: زوار
91. هدایت مهدی قلی خان، 1362. گزارش ایران، چاپ دوم، به اهتمام محمد علی صوتی. تهران: نشر نقره

زن در جامعه عصر قاجار(4)

چکیده
آنچه موقعیت اجتماعی زن عصر قاجار را بیش از پیش آشکار می سازد آگاهی از نحوه حضور او در اجتماع، مشغولیت ها و محدودیت هایی است که وی در این ارتباط با آنها روبرو و مواجه بوده است. آشنایی با حقوق زن در این عصر، دیدگاه اجتماع به آن و تهدیدها و فرصت هایی که انتظار او را می کشیده اند از نکات قابل توجه در این ارتباطند. آنچه در این بحث بدان پرداخته خواهد شد بررسی موقعیت اجتماعی زن از نقطه نظر تفریحات، نقش نا امنی ها و حیثیت اجتماعی وی خواهد بود. در حقیقت آگاهی از زمینه ای انچنین ما را در آشنایی با موقع اجتماعی زن این عصر بیش از پیش آشنا خواهد نمود.
کلیدواژه ها:
زن، اجتماع، حیثیت اجتماعی، قاجار، نا امنی اجتماعی

بیان مسئله
همانگونه که در چکیده این مقاله نیز بدان پرداخته شد بررسی زمینه های حضور زن در اجتماع عصر قاجار، حیثیت وی در ارتباطات اجتماعی، نحوه نگرش بدین قشر در دید عوام و عواملی از این دست ما را در شناخت موقعیت اجتماعی زن این عصر بیش از پیش آشنا خواهد ساخت. همانگونه که در ادامه نیز بدان پرداخته خواهد شد زن ایرانی در تنگنایی از حصارهای بسته روزگار می گذرانید و نیک پیداست که حضور اینچنینی زن با این پیش شرایط، موقعیت وی را در اجتماع بیش از پیش متفاوت می ساخت. آنچه بر اهمیت این موضع صحه می گذارد باورهایی است که زن این عصر در پی آن محدودیت ها بدان دچار شده و شرایط اجتماعی نیز بی تاثیر بر آن نبوده است. حال می توان پرسش مقاله حاضر را در سه بخش اینگونه مطرح نمود که مشغولیت زن بیرون از خانه چه بوده، نا امنی ها در حیات اجتماعی او چه نقشی داشته اند و زن این عصر از چه حیثیت اجتماعی برخوردار بوده؟ پاسخ به پرسش های مذکور راه را برای آگاهی فزون تر از موقع اجتماعی زن قاجار در این عصر هموار خواهد ساخت.   
تفریحات و دل مشغولی های بیرون از خانه
وظایف و اشتغال گوناگون زنان در اندرون، هرگز به معنای حبس کامل و محروم بودن مطلق آنان از تماس با اجتماع نبوده است و همواره ضرورت ها و دلایلی چند، زنان را به محیط خارج از اندرونی می کشاند. از جمله اصلی ترین این ضرورت ها تهیه مایحتاج عمومی از بازار بوده است.( دلریش 68:1375)
علاقه زنان به تردد در بازارها، تنها به منظور تهیه مایحتاج خانه نبوده است و عواملی چون ارضای حس کنجکاوی، مصاحبت با انبوه زنان آشنا و بیگانه، آسودن از رنج های خانه در مدت حضور در بازار و ذوق شنیدن اخبار عجیب و غریبی که در محدوده اندرونی همواره از آن محروم بودند، به این علاقه بیشتر دامن می زد. از این رو زنان در بازار، قبل از اینکه به فکر خرید باشند، به اقناع تمایلات یاد شده می پرداختند.( دلریش 68:1375)
به دلیل پرداختن مردان به فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، بیشتر جمعیت خرید کننده در بازارها از زنان تشکیل می شد.( دلریش 69:1375)
گرمی هوا، وجود روزهای جشن و سرور از قبیل سیزده نوروز و میلاد ائمه دین (ع) و لزوم ایجاد تنوع در روحیه خانواده از سوی مردان، سبب می شد تا زنان برای استراحت و دور شدن از محدوده تنگ و یکنواخت اندرون سری به طبیعت بزنند.( دلریش 70:1375)
در پاره ای از شهرها باغ های مخصوص جهت تفرج وجود داشت که زنان، از استفاده کنندگان اصلی آن بودند.( دلریش 70:1375)
فعال ترین بعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار، شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضه خوانی و نمایشهای تعزیه بود. به گونه ای که در بررسی منابع موجود، بارها به مسئله حضور فعال زنان در چنین مراسمی برخورد می کنیم.( دلریش 71:1375)
زیارت مقبره امام زادگان نیز، یکی از انگیزه اصلی زنان برای خارج شدن از اندرون بود. رواج این موضوع، با توجه به فراوانی قبول امام زادگان در ایران، به حدی بود که پولاک آن را یکی از سرگرمی های مورد علاقه زنان ایرانی می داند.( پولاک 158:1361)
دیدن رجال سیاسی با لباس های فاخر، در معیت سواره نظام و سربازان متحدالشکل، به هیجان درآمدن از اجرای نمایش ها و شلیک توپ ها که در بدو ورود دولتمردان به غرش در می آمد، در کنار وعده هایی که این رجال، اغلب در بهبود و اصلاح وضع عامه می دادند، زنان را به حضور فعال تر در این صحنه ها وا می داشت چنان که در همین استقبال ها این فرصت به وجود می آمد تا عرایض شخصی خویش را به رجال سیاسی وقت ارائه دهند.( دلریش 78:1375)
مشارکت اجتماعی زنان در صحنه های اجتماعی، همواره با پوشش سخت سنتی و ملاحظات اخلاقی، مبنی بر تفکیک زنان از مردان بوده است.( دلریش 80:1375)
منابع موجود، به وضوع به این دو مشخصه اشاره می کنند: لباسهایی که زنان در حرمسرا می پوشند، با آنچه در کوچه و خیابان به تن دارند سخت متفاوت است. زیرا لباس کوچه و بازار را ازاین جهت تهیه می کنند تا همه قسمتهای بدن را از چشم عابران بپوشاند، به اصطلاح همه زنان را از لحاظ ظاهر به یک شکل و صورت درآورد.( پولاک 116: 1361)
زنان طبقات بالا نیز با وجود تردد پرطنطنه در معابر عمومی، خود را کاملاً مقید به رعایت پوشش سنتی می دیدند.
گاهی اوقات نیز، حضور زنان در صحنه های اجتماعی از چارچوب تماس های عادی با جامعه فراتر می رفت. به طوری که گاه به وجود زنانی برمی خوریم که یک تنه، عهده دار امور کمابیش مهمی در تمشیت وضع خانواده و جامعه بودند.( دلریش 82:1375)
پاره ای از زنان در دوران قاجار، حتی به حکمرانی نیز رسیدند. حسن جهان خانم ملقب به والیه، از دختران فتحعلی شاه سال ها در کردستان، (شخصاً با کمال استقلال حکمرانی کرد)( عضدالدوله 21:2535) فخرالملوک دختر ناصرالدین شاه مدت زمانی در قم، دست اندر کار رتق و فتق امور شهر بود.( فووریه 258:1326)
در گرگر حوالی جلفا، تمشیت امور اجتماعی به عهده زنی، با شهرت حاجیه گرگری بود.(هدایت 30:1344)
از دیگر راه های ظهور حیات اجتماعی زنان، مشارکت آنان در امور خیریه بود. البته چنین مشخصه ای، بیشتر شامل حال زنان درباری و متمول می گردید. از جمله زبیده خانم دختر فتحعلی شاه که شصت سال در همدان اقامت داشت و از بذل ثروت شخصی خود در راه امور عام المنفعه دریغ نورزید.( دلریش 84:1375)
همچنین در همین شهر، نگار خانم دختر عباس میرزای نایب السلطنه در سال 1294 ه. ق تعمیر و مرمت مقبره شیخ ابوعلی سینا را که به ویرانی افتاده بود، متقبل می شود
انیس الدوله یکی از همسران ناصرالدین شاه نیز در امور عام المنفعه دستی داشت.
از جمله مسائلی که ممکن بود به عنوان محدودیتی برای زنان این دوره فرض شود، عدم آزادی کامل آنها برای مسافرت و یا خروج از خانه بوده است. اصلی ترین و قطعی ترین دلیلی که به تحقق این مسئله دامن  می زد، نا امنی ها و کشمکش های گوناگونی بود که ایران عهد قاجاری با آن مواجه بود. این عدم امنیت، خود به خود خروج آزادانه از خانه را نه تنها برای زنان، بلکه برای مردان دشوار می ساخت.( دلریش 88:1375)

حیثیت اجتماعی زن
(با توجه به مباحثی که تاکنون ارائه شده است، در وهله اول چنین به نظر می رسد که زنان بایستی به دلیل حضور فعالانه ای که در صحنه های مختلف زندگی اجتماعی داشته اند، دارای وجهه و حیثیتی منطبق با عملکرد مثبت خود باشند، اما با این وجود تعجب آور است که با فقدان یک قضاوت منطقی درباره آنان مواجه می شویم.
فرودست پنداشتن و حقیر شمردن زنان، به طرق مختلف در جامعه رایج  بود و این ذهنیت، از بدو تولد نوزاد دختر، به گونه ای مداوم در پیکر اجتماع تزریق می شد.
یکی از عادت های بسیار متداول در ان دوره، عدم ذکر نام زنان از سوی مردان است، و اینکه مردان اغلب همسران خود و یا زنان دیگر را ضعیفه و یا عورت خطاب می کردند.
همچنین توانایی زنان در امر دفاع از خود در جامعه پرآشوب روزگار و نیز ویژگی های خاص جنسی زنان از قبیل بارداری و مراقبت از کودکان که میزان آسیب پذیری آنان را افزایش می داد، درتشدید تصورات حقارت آمیزی که درباره زنان وجود داشت بی تاثیر نبود. وانگهی شهرت زنان پس از ازدواج، تحت الشعاع فامیلی و شهرت همسران خود قرار می گرفت و برای جامعه ای که به استمرار شهرت خانوادگی بسیار علاقه مند بود، این ویژگی نمایان گر نقص دیگری برای زنان بود.)( دلریش 103:1375)
در مجموع جامعه عهد قاجار، جامعه ای خرافاتی بود و زن و مرد آن، سخت به خرافات معتقد بودند. با این وجود، زنان در این مورد، در راس قرار داشتند.( بیت 394:1365) زن در جامعه قاجاری، همواره در معرض تهدید خطرات گوناگون بود. به عنوان مثال، به دلیل نازایی زنان و یا مجاز بودن تعدد زوجات برای مردان، مردان به راحتی می توانستند زنان دیگری را به نکاح درآورده و زنان قبیل خود را مطرود و بی سر پناه باقی گذارند. زن در این دوران، مجبور به تحمل فشارهای اجتماعی بسیاری بود. او در اندرون، همزمان با ظهور رقیبان، با عدم توجه همسر خود مواجه می شد و ناچار باید محیط پر از رقابت و حسادت اندرون را تحمل می کرد. از سویی دیگر همان گونه که اشاره شد، عرف جامعه و نا امنی ها نیز، وی را به ماندن در اندرون تشویق می کرد. به همین دلیل زن در این دوره آموزشی نمی دید و نسبت به درک بسیاری از مسائل عاجز بود. در این بحبوحه تنها راه حلی که او برای مشکلات خود می جست و تنها مامنی که می توانست آزادانه مسائلش را مطرح کرده و به حل آنها امیدوار باشد، پناه بردن به سحر و جادو و رمالان بود. در واقع زنان از این طریق، خود را از اضطراب هایی که جنبه روانی داشت می رهانیدند. ازطرفی، آنچه این بازار را پررونق تر می ساخت، وجود جمع کثیری رمال و فالگیر و غیره بود که از این طریق امرار معاش می نمودند.( دلریش 106:1375)
البته اعتقاد به خرافات، مختص طبقه خاصی از زنان نبود. حتی می توان گفت که زنان درباری و اشرافی، با میل بیشتری برای درمان مشکلات خود به خرافه روی می آوردند. علاوه بر این، همچنان که اشاره کردیم، مردان در مقایسه با زنان، تنها اندکی از این مسائل فاصله داشتند و این فاصله، بی شک و به دلیل آگاهی بیشتر آنها نبود، بلکه آنان در مقایسه با زنان با مشکلات کمتری برخوردار بودند. از سویی دیگر زنان اوقات فراغت بیشتری داشتند و همین مسئله، خود به خود تجربه بیشتری از این بابت به آنها می آموخت.( دلریش 107:1375)
در ایلات و عشایر و روستاها نیز زنان اعتقاد خاصی به خرافات داشتند. اگر زنان شهری برای جادو کردن به متخصصان این کار رجوع می کردند، متاسفانه افق دید زنان عشایری در آن دوره تا این حد بود که حتی از خارجیانی که به منظور مسافرت از سرزمین آنها عبور می کردند نیز درخواست طلسم می کردند.( هوسه 63:1362)
(گرایش مفرط زنان به سحر و جادو و خرافات، سبب می شد که آنان در زندگی روزمره، کمتر از مردان دارای اعتماد به نفس باشند و این مسئله در تقویت و بسط این تفکر که زنان موجوداتی عاجز و ضعیف تلقی شوند، موثر بود. از سویی عدم امنیت در جامعه که باعث انزوای زنان در اندرونی ها برای مصون ماندن از تعرض ها می شد نقش مهمی در تلقین ناتوانی زنان به خود آنها و نیز جامعه ایفا می کرد. این موضوع سبب می گردید که زنان در مقایسه با مردان از ظهور پاره ای از توانایی های خود در عرصه های گوناگون اجتماعی محروم بمانند.
در کنار این عوامل، برداشت های عامیانه ای که در مورد زنان وجود داشت همواره آنان را موجوداتی عاطفی و فاقد عقل و قوه اراده و تصمیم گیری نشان می داد.
در واقع از زنان انتظار می رفت تا مطیع محض مردان باشند و رضایت آنان را محور همه کارهای خویش قرار دهند.
زنان در دوره قاجار به دلیل وجود چنین نظرها و عقاید بی اساسی در افکار عموم و نیز به علت ضعف قوه استدلال همواره سعی می کردند به شیوه های دیگری از جمله اتکا به نفسانیات و احساسات غریزی جایی برای خود در جامعه باز کنند. بی گمان رواج و تحکیم چنین اندیشه هایی بود که در پاره ای مواقع، به محدودیت های بیش از حد زنان منجر می شد. در خیابان های تهران از زنان به هنگام تردد خواسته می شد تا از مسیری غیر از مسیر مردان عبور کنند).( دلریش 110:1375)
زنان با حضور فعال خود در نهضت مشروطه به ویژه در شهرهای بزرگ با ارزش های نوینی آشنا شدند و به آرمان ها و آرزوهای تازه ای درباره سرنوشت خود ایمان آوردند. زنان بدین وسیله دریافتند که به شیوه دیگری هم می توان زیست و ضرورت چنین تحولی از طریق سخنرانی ها و به ویژه روزنامه ها، مستقیم و غیر مستقیم دست کم به بخشی از آنان انتقال یافت. حتی تنی چند از زنان روشنفکر در روزنامه های ایرانی که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ می رسید مقالاتی در جهت بیداری زنان نوشتند.( ناهید 25:1360)  از سوی دیگر مردان آزادی خواه نیز بر آن بودند تا زنان را با هویت جدیدی آشنا سازند.

نتیجه گیری
 همانگونه که مشاهده شد زنان به ندرت از منزل خارج می شدند و در صورت حضور در اجتماع به بهانه خرید در بازار دست به ارضای کنجکاوی های خود، سرگرمی و... می زدند. اما شاید بتوان دمی آسودن از تنگنای محصور خانه را دلیلی بر این حضور در جامعه دانست. عدم وجود امنیت کافی و مناسب امکان خروج از منزل را برای زن فراهم نمی آورد. امکان همه گونه تهدید با توجه به شرایط خاص این قشر زنان را از حضور در اجتماع بیش از پیش منع می نمود. حضور زن در جامعه با دیدی از این منظر که وی نباید از منزل خارج شود و حتی نباید در مسیر مردان در یک محل راه برود همراه بود. با این وجود باز به زنانی برمی خوریم که تفاوت داشتند و دیگرگونه حیات می گذرانیدند. زنانی چون والیه یا زبیده خانم دختر فتحعلی شاه و دیگران همه از این دسته اند. در جای دیگر مشاهده کردیم که در این عصر هیچگونه حیثیتی برای زن این عصر قائل نمی شده اند. نبود حقوقی در دفاع از زنان و مظلوم واقع شدن این قشر بنا به دلیل زن بودن، آنها را از حضور در اجتماع بر حذر می داشت. در حقیقت روی هم رفته عوامل مذکور به همراه مواردی مشابه زمینه را بیش از پیش از برای ممانعت از حضور این قشر در جامعه فراهم می آورد. نوع خطاب کردن زن توسط شوهر، تعدد زنان و ... آنچنان عرصه را بر زن این عصر تنگ کرده بودند که وی به ناچار به سحر و جادو و رمال روی می آورد. نفوذ خرافات در ذهن زنان این عصر همه نتیجه ناتوانی زن در مقابل مشکلات متعدد اجتماع و برون رفت از مسائلی بود که با آنها درگیر و رودر رو بود. اما باز همانگونه که منابع و مراجع اشاره دارند این شرایط مخصوص زنان شهری بود و زنان ایلیاتی از سلامت جسمی و فکری بیشتری نسبت به زن شهری این عصر برخوردار بودند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - قاجار