تلویزیون

بیش از نیم قرن است که با ابداع دستگاهی رسانه ای به نام تلویزیون ، رابطه انسان با جهان پیرامونش به صورت گسترده ای دگرگون شده است. تلویزیون در تداوم سینما اما بسیار فراتر از آن تصویر یا بازنمود زندگی واقعی را جایگزین واقعیت می کند و با راه یافتن تدریجی از پس از جنگ جهانی دوم در همه خانه ها به جزئی تفکیک ناپذیر از آنها تبدیل می شود. امروز کمتر خانه ای را می توان تصور کرد که چنین ابزاری را در خود نداشته باشد و کمتر شهروند متعارفی است که روزانه چند ساعت با این تصاویر درگیر نباشد. به همین رو بخش بزرگی از مطالعات علوم اجتماعی بر تلویزیون، محصولات آن و تاثیر های اجتماعی آن متمرکز شده است. انسان شناسی و فرهنگ به همین دلایل  پرونده «تلویزیون» را می گشاید که به تدریج با مطالب جدید سایت افزایش می یابد.  



صفحات مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ؛

1.    درباره ی تلوزیون
http://anthropology.ir/node/6336

2.    «تلوزیون واقعیت»، ریشه ها، تعاریف و ویژگی ها
http://anthropology.ir/node/4946

3.    بررسی سهم تلوزیون در اوقات فراغت جوانان
http://anthropology.ir/node/1147

4.    انتشار «درباره ی تلویزیون و سلطه ی ژورنالیسم» بوردیو
http://anthropology.ir/node/384

5.    از تلویزیون، علیه تلویزیون، ضد تلویزیون
http://anthropology.ir/node/607

6.    نقد دیدگاه های رسانه ای بوردیو در گفت و گو با ناصر فکوهی
http://anthropology.ir/node/387

7.    رسانه های نوین – نظریه نوین (1)
http://anthropology.ir/node/1319

8.    رسانه های نوین – نظریه نوین (2)
http://anthropology.ir/node/1321

9.    رسانه های نوین – نظریه نوین (3)
http://anthropology.ir/node/1323

10.    نشست بحث و بررسی کتاب «درباره ی تلویزیون و سلطه ی ژورنالیسم»
http://anthropology.ir/node/1726

11- جای خالی مستند های مردم شناسی در قاب تلویزیون
http://anthropology.ir/node/15465

12- بررسی و تحلیل برنامه های ورزشی تلویزیون
http://anthropology.ir/node/16718

13- سخنرانی: تنوع فرهنگی : تهدید یا فرصت در تلویزیون
http://www.anthropology.ir/node/17951

14- گفتگو با ناصر فکوهی :«سریال به مثابه رسانه، صبح ها، فوکو، شب ها، حریم سلطان»
http://www.anthropology.ir/node/18553

15-  مشکلات پخش مسابقات لیک جهانی والیبال در تلویزیون ایران
http://anthropology.ir/node/18750

16- جوانان و ارتباطات امروز: تلویزیون
http://www.anthropology.ir/node/19407

17- از برنامه های تله رئالینتی تا نظایان یونیفورم پوش (تلوبزیون در چین)
http://anthropology.ir/node/20295

18- زیر‌نویسی زنجیری
http://www.anthropology.ir/node/23114
::

پیوند به بیرون | فارسی؛

1.    ویکیپدیا- تلویزیون
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86

2.    مخترع تلویزیون
http://azdeh39.persianblog.ir/post/408/

::

پیوند به بیرون | انگلیسی؛

3.    ویکیپدیا | تلویزیون
http://en.wikipedia.org/wiki/Television

4.    television history | About.com:Inventors
http://inventors.about.com/od/tstartinventions/a/Television.htm

5.    تاریخ تلویزیون | ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/History_of_television

6.    Historical Periods in Television Tecnology | FCC
http://www.fcc.gov/omd/history/tv/

7.    Television | Ideafinder.com
http://www.ideafinder.com/history/inventions/television.htm

8.    Kill your Television | turnofyourtv.com
http://www.turnoffyourtv.com/

9.    عکس هایی از تاریخ تلویزیون در google image
http://www.google.com/images?hl=en&q=television%20invention%20history&revid=1374334225&um=1&ie=UTF-8&source=og&sa=N&tab=wi#q=television+invention+history&um=1&hl=en&tbs=isch:1,isz:m&source=lnt&sa=X&ei=HcapTIydNYLKswbUp7W8DA&ved=0CAgQpwU

10.    john logie baird | wikipedia
http://en.wikipedia.org/wiki/John_Logie_Baird

داستان «برره ره» و فروپاشی فرهنگی ما

سریالی که بیست سالی است ادامه دارد و هر بار نامی جدید به خود گرفته اما همواره آدمک هایی یکسان و غم انگیز را بر صحنه هایی به یک اندازه حقارت آمیز به نمایش می گذارد، این روزها به موضوع داغی تبدیل شده و موقعیت خاصی را به وجود آورد است که ظاهرا دفاع یا حمله به آن به هر رو تبلیغی ناگزیر برایش به ارمغان می آورد: یک ماشین قدرتمند اقتصادی که پوچی، بی ارزشی، و سقوط تمام معیارهای اخلاقی را بدل به کالاهایی پرخریدار و پرسود کرده است که هر شب و هر روز خریداران بیشتری کارهای دیگر خود (اگر کاری در کار باشد که البته و منطقا نیست!) را کنار می گذارند و برای خریدن آنها صف می کشند. به ناچار این چند کلمه نیز جان تازه ای به این ماشین اقتصادی خواهد داد اما برغم این تبلیغ رایگان مسئولیت اندکی که به مثابه دوستدار فرهنگ و اندیشه انسانی برای ما باقی مانده است، ناچارمان می کند سکوت را بشکنیم و به خیل رو به گسترش موافقان و مخالفان این ماشین بپیوندیم تا بگوییم چگونه این نمایش مبتذل آیینه ای نازل را رو در روی ما قرار می دهد، آیینه ای که پست ترین صفات خود را در آن ببینیم اما نه برای آنکه به ادعای اخلاق گرایان درس «عبرت» بگیریم بلکه برای آنکه با مکانیسمی به نام خنده پوچ (و حتی شاید بتوانیم بگوییم کافکایی) دست به نفی آخرین رده ها و رگه های شعور و خود آگاهی در خویشتن بزنیم ، تمام این پستی ها را به موضوع هایی سرگرم کننده برای خود تبدیل کنیم و بر آنها بخندیم و از آنها لذت ببریم، و حتی از آن بدتر کوکان و نسل آینده خود را نیز به تماشای آنها بنشانیم تا مطمئن شویم آنها نیز همچون ما و بدتر از ما، آدم هایی ضد ارزشی و ضد اخلاقی خواهند شد که میراث فرهنگی گذشتگانشان، ارزش هایی که صدها وهزاران سال است این جامعه را برغم تمام یورش هایی که علیه آن اتفاق افتاده است، به هر شکل و با تحمل مصیبت هایی وصف ناپذیر حفظ کرده اند، به سخره بگیرند و آنها را بدل به آخرین دغدغه های خود کنند، برای آنکه اگر اندک چیزی هم از به اصطلاح حافظه و هویت تاریخی، از زبان ها و گویش های قومی مان گرفته تا جامگان و لباس های محلی، و از آبروی زنان و مردانمان گرفته تا روستائیان و سادگی روحی و پاکی و بی آلایشی شان، از ساختارهای دولتی هنوز شکل ناگرفته تا فرایندهای اجتماعی در هم شکسته مان باقی مانده است زیر بمبارانی روزانه بگیریم تا هیچ چیز، واقعا هیچ چیز دیگری از آنها باقی نماند. تا همه اینها را به مضحکه بگیریم و تا می توانیم بخندیم و در خود احساس رضایت خاطر کنیم، رضایت خاطری که ظاهرا گویای این تصور است که ما پایتخت نشینان و یا آنها که آرزویشان این است که به این شهر فروپاشیده و از ریخت افتاده و بی هویت با آدم هایی که کاملا به آن شباهت دارند، در سطح بالاتری از فرهنگ آن به اصطلاح روستا ئیان خیالی قرار داریم، ظاهرا می خواهیم به خود ( و متاسفانه به کودکان و جوانانمان اثبات کنیم) که مثلا لهجه و طرز سخن گفتن ها و محتوای حرفهایمان، لباس پوشیدن ها و رفتارهای روزمره و لودگی ها و بی مزه گی های ما «تهرانی» ها که هر کدام از آنها بیشتر از دیگری نشانه های بی هویتی و عقب ماندگی و فروپاشی فرهنگی اند، موقعیت هایی برتر هستند تا آن لهجه روستایی، آن به تمسخر گرفتن لباس های محلی ، آن بازسازی های لوده شخصیت های تاریخی، آن زنان عقب افتاده و آن مردان فاسد که بر صحنه نمایش و بر جلد رنگین نامه های به اصطلاح مطبوعاتی ما هر روز و هر روز تکرار می شوند و در حال تبدیل شدن به «شخصیت» هایی دوست دا شتنی هستند.
ما بر همه اینها می خندیم و از خندیدن خود لذت می بریم آن را حق خود می دانیم و معترضان را به خاموشی فرا می خوانیم و آنها را آدم های غیر بردبار تلقی می کنیم که نمی توانند تحمل کنند که لااقل شبی یک ساعت « آزادانه» و از «ته دل» بخندیم. ما مخالفان را آدم هایی می دانیم که ظاهرا حسودی می کنند و یا به ارزش های از دست رفته روستایی چسبیده اند و یا از آن بدتر و از همه مسخره تر خود آدم هایی فاسد هستند که از ترس رسوا شدن کارهایشان به این مضحکه بازی می تازند ، اما در حقیقت خندیدن بر این نمایش بیشتر از آنکه به عملی بیولوژیک شباهت داشته باشد به «تفی سر بالا» می ماند.
این نمایش، روایت فروپاشی فرهنگی ما است و شاید از این لحاظ سازندگان آن باید بر خود ببالند که توانسته اند چنین با مهارت این روایت را به تصویر کشند و آن را به یک روایت اقتصادی موفق هم تبدیل کنند و ماشینی را به راه اندازند که ظاهرا حتی ابایی از آن نداشته است که بالاترین نمادهای ملی – اقتصادی ما یعنی اسکناس هایمان را هم به مسخره بگیرد و همه و همه اینها را نیز به نام مدرنیسمی به خورد ما بدهد که به ظاهر آکنده از خودانگیختگی و آزادی و حتی فرهنگ است.
مثال ما، دیگر به آن کسی نمی ماند که بر سر شاخه نشسته بود و شاخه را می برید، مثال ما، اکنون به کسی می ماند که از شاخه فرو افتاده، بر زخم ها و شکستگی هایش، بر خونی که از کالبدش جاری است و به مرگی فرهنگی که با سرعتی شگفت انگیز از راه فرا می رسد می نگرد و قاه قاه بر همه اینها می خندد و این خندیدن را نیز به حساب «هنر نزد ایرانیان است و بس» می گذارد.

منبع : روزنامه سرمایه 15 بهمن 1384

بررسی محتوای مستند تلوزیونی شوک در ارتباط با مخاطب هدف

تلویزیون از رسانه های مهم در جهان معاصر است. در مورد کارکرد تلویزیون نظرات گوناگونی وجود دارد. متخصصین رسانه، اثر آموزشی آن را از مهم ترین کارکردهای تلویزیون می دانند. در کارکرد آموزش ،رسانه تلویزیون باید بتواند برمخا طب تأثیر بگذارد ،از طرفی دنیای معاصر دنیای تأویل ها و تفسیرهاست، به این معنی که مخاطب در برخورد با یک پیام هر آنگونه که خود می خواهد تفسیر می کند و این مهم، کار را برای برنامه ساز مشکل می کند. او باید بتواند مخاطب هدف خود را به دقت شناسایی کند ویژگی های او را بسنجد و بر مبنای آن ویژگی ها محتوای مورد نظر خود را با فرمی مناسب عرضه کند، تا در نهایت تفسیری هماهنگ با نظر برنامه ساز توسط مخاطب صورت گیرد.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

انسان شناسی تلویزیون:بررسی پخش تلویزیونی مراسم مذهبی هفتگی دعای کمیل از تلویزیون در شش ماه ی دوم سال 86

سال ها است که رسانه ملی بخشی از تولیدات تلویزیونی خود در قالب موضوعات مذهبی را به ضبط و پخش مراسم و مناسک مذهبی اختصاص داده است. این دسته از برنامه هابه گزارشهای تصویری از مراسمی می پردازد که مردم بصورت گروهی در آن شرکت می کنند. عزاداری ها نماز جماعت وادعیه های مختلف وساعت متفاوت مردم برای خواندن آن در مکان های مذهبی نظیر حسینیه ها مساجد ودیگران امکان مقدسی کنار یکدیگر جمع میشوند از این دسته اند. این نووع برنامه ها را میتوان به دسته های مختلف تقسیم بندی کرد وبه تحلیل جامعه شناسانه ی تلویزونی ان ها پرداخت اما این تحقیق سعی دارد تا پخش ادعیه از طریق تلویزیون وبه صورت مشخص دعای کمیل را مورد دقت قرار بدهد. امید است تا این تحقیق بتوانی حداقل علامت پرسشی در مورد جوانب مختلف انعکاس رسانه ای مراسم در ذهن ایجاد نماید.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

بررسی برنامه کمدی زنگ خطر پخش شده از تلویزیون خصوصی طلوع افغانستان در تابستان 1387

تلویزیون خصوصی طلوع یکی از تلویزیون‌هایی بود که در همان ابتدای حکومت انتقالی در افغانستان که قانون اقتصاد آزاد را به تصویب رساند شروع به فعالیت کرد. این رسانه که به صورت شخصی اداره می‌شود به قول اهل رسانه از سه نفر تجار و سرمایه داران افغانستانی است که در سال 1383 آغاز به کار کرد. سعد محسنی به عنوان ریئس و صاحب‌امتیاز تلویزیون طلوع به همراه دو برادر کوچک‌تر‌‌ش و یک خواهرش از کشور استرالیا به افغانستان آمدند که نسبتاً در سطح افغانستان گرچه با نبود دیگر رقبا خوب شروع نکرده بودند ولی امروزه به یک رسانه‌ی با اعتبار و ملی خودش را رسانده است.‌ این موقعیت را می‌توان مدیون مدیریت خوب وتوانایی دست اندرکاران و هم‌چنین برداشت و تأثیرپذیری وتجربه‌ی دنیای مدرن این خانواده دانست. تلویزیون طلوع اساس کارش را بر تجارت گذاشته و هدف تجاری دارد. برای همین تقریباً هیچ یک از برنامه‌هایش بدون حامی مالی نیست. یعنی یک برنامه تا حمایت کننده مالی پیدا نکند تلویزیون طلوع آن را پخش نمی‌کند.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

 

رابطه تلویزیون ایران و قدرت رسمی

تحقیق حاضر، با عنوان قدرت و رسانه‌های تصویری مدرن، به بررسی رابطه بین قدرت سیاسی و ایدئولوژی رسمی نظام جمهوری اسلامی که یک نظام دینی مبتنی بر ارزش‌های مذهبی بوده و از آغاز انقلاب تاکنون، داعیه این تفکر را داشته است، و رسانه ملی می‌پردازد. در واقع رسانه ملی ایران (سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)، رسانه‌ای است که با ورود دینداران به حوزة پخش دینی، از ابتدای انقلاب تا کنون، محمل اندیشه‌های دینی جناح حاکم و انقلابی بوده است. در این مجال، به بررسی رابطه این رسانه با قدرت رسمی، از دیدی انتقادی پرداخته شده و سعی در باز نمودن نقائص این پیوند در حوزه نظری و عملی گردیده است.

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

بررسی سهم تلویزیون دراوقات فراغت جوانان

با وجود گسترش چشمگیر رسانه‌ها از جمله اینترنت به نظر می‌رسد همچنان تلویزیون سهم عمده‌ای در پرکردن اوقات فراغت جوانان دارد چراکه فعالیت مورد علاقه نوجوانان و جوانان برای گذران اوقات فراغت به ترتیب عبارتند از: فعالیت‌ ورزشی،تماشای تلویزیون، و مطالعه . تماشای تلویزیون یکی از کم هزینه ترین راههای گذران اوقات فراغت است ضمن اینکه تلویزیون را در همه‌ی ساعات شبانه روز و در خانه می‌توان استفاده کرد شاید به همین دلیل تلویزیون همچنان یکی از پرطرفدار‌ترین رسانه‌های جمعی است.

بررسی سهم تلویزیون دراوقات فراغت جوانان (به خصوص درسالهای اخیرکه در ایران شیوه‌های فردی گذران اوقات فراغت به تدریج برای خود جایی باز کرده است)می‌تواند میزان اهمیت این رسانه را روشن کند.
دراین مقاله ابتدا با روش اسنادی به بررسی سهم تلویزیون در اوقات فراغت دانشجویان پرداخته و سپس با مطالعه ای میدانی، یافته های بخش اسنادی بر روی نمونه کوچکی از دانشجویان دختران مورد واکاوی قرار گرفته است

تعریف فراغت:
درادوارمختلف تعاریف متفاوتی از فراغت ارائه شده است زیرا مفهوم فراغت و چگونگی آن در زمان‌های مختلف متفاوت بوده‌است. یقیناً در عصری که فراغت تنها به معنی دست کشیدن از کار و استراحت ، رفع خستگی و کسب آمادگی برای کار مجدد بوده‌است ، نمی توانست با حال مطابقت داشته باشد. چنانچه کارل مارکس با توجه به وضع موجود در دوره‌ی خویش فراغت را اینگونه تعریف کرده: « بعد از ساعات کار طولانی روزانه فقط فرصت استراحت باقی می‌ماند که نتیجه اجباری کار است.» (کبری پورصادقی :12 و 13)
به تدریج با افزایش فراغت مفهوم آن نیز به معنی زمانی تبدیل شد که فرد از کلیه فعالیت‌های مربوط به تعهدات و مسئولیت‌های شغلی،اجتماعی و زیستی و اخلاقی و خانوادگی فارغ شده (هرچند همچنان نمی‌توان عملاً حتی در اوقات فراغت،زمانی را تصور کرد که فرد هیچ تعهدی نداشته باشد) و وقت و فرصت موجود را آزادانه صرف انجام فعالیتهای گوناگون می‌نماید که هیچکدام اجبار والزام خارجی درآن مشهود نیست. فراغت از وقت آزاد منفک است وقت آزاد شامل زمان فراغت هم می‌شود به عبارت دیگر اگر اوقاتی راکه صرف انجام و رسیدگی امور شخصی می‌شود مثل ساعات خواب ،غذا،خوردن و بهداشت شخصی را از زمان آزاد کسر نماییم ،اوقات فراغت بدست می‌آید.(همان :12 و 13)
در تعریفی آمده: «اوقات فراغت به فرد امکان می‌دهد که کارهای تکراری و قراردادی را که نهادهای اساسی جامعه به او تحمیل می‌کنند پشت سرگذارد و به حوزه‌های فراتر از خویشتن پابگذارد که درآن نیروهای آفریننده‌اش آزادانه بتواند با ارزش‌های مسلط تمدنش به مخالفت برخیزد یا آن‌ها را تقویت کند.»
خواندن یک کتاب فراگرفتن یک هنر،پرداختن به یک فعالیت ورزشی،تماشای تلویزیون گوش کردن به رادیو یا نوار رفتن به سینما،تئاتر،میهمانی،یاگردش همه می‌توانند بخشی از گذران اوقات فراغت باشد.( شهناز قلی‌زاده 1381).
فراغت اگر دارای نتایج مادی و یا ایدئولوژیک باشد نیمه فراغت است.
انواع فراغت:
در بررسی نحوه گذران اوقات فراغت و شیوه‌ها و وسایل مورد استفاده درگذران اوقات فراغت تحقیقات متعددی صورت گرفته است و نتایج گوناگونی را به دست داده است.
بسیاری از محققین جهت بیان وسایل مورد استفاده در گذاران اوقات فراغت به شکلهای مختلفی آن را تقسیم‌بندی نمودند. برخی شیوه‌های گذران اوقات فراغت را به صورت فردی و جمعی در نظر گرفتند. گروهی دیگر آن را به صورت فعال و غیر فعال در نظر گرفتند. گروهی دیگر براساس میزان فراوانی اوقات فراغت تقسیم بندی نموده‌اند. در بررسی حاضر ابتدا همزمان از دو شیوه در تقسیم‌بندی اوقات فراغت استفاده می‌کنیم به شرح زیر:
1-تقسیم‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت براساس جمعی و فردی
2- تقسیم‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت براساس فعال و غیرفعال
از ترکیب این دو تقسیم‌بندی طبقه‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت به صورت جدول ذیل بدست می‌آید.

  جمعی فردی
غیر فعال ّب الف
فعال د ج





با توجه به شکل فوق چهار نوع شیوه گذران اوقات فراغت به دست می‌آید که آنها را به اختصار و با ذکر نمونه توضیح می دهم.
الف-شیوه‌های فردی و غیر فعال گذران اوقات فراغت عبارتند از:
تماشای تلویزیون- گوش دادن به رادیو- تماشای ویدئو- گوش دادن به نوار- استفاده از کامپیوترو اینترنت- استفاده از مطبوعات و مکتوبات –استراحت و دراز کشیدن.
ب-شیوه‌های جمعی و غیر فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
تماشای مسابقات ورزشیدر استادیوم ها - صحبت با افراد خانواده.
ج- شیوه‌های فردی و فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
انجام امور خیریه- بازدید از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها- قدم زدن در پارک کوچه و خیابان-کارهای هنری ، موسیقی - رفتن به کافه تریا یا قهوه خانه- شرکت در پایگاههای بسیج
د-شیوه‌های جمعی و فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
بازی و ورزش- رفتن به سینما- رفتن به تئاتر- رفتن به پیک نیک و مسافرتهای سیاحتی و زیارتی- گفتگو و دیدار دوستان و اقوام.(سازمان ملی جوانان 1381: 112و113)

یکی از مهم ترین شیوه‌های فردی و غیر فعال گذران اوقات فراغت تماشای تلویزیون است. بسیاری از متخصصین در زمینه تعلیم و تربیت نه تنها تاثیر چگونگی گذران اوقات فراغت را درفرآیند اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان مهم می‌دانند بلکه اثر آن را در اجتماعی شدن مجدد و همچنین اجتماعی شدن تدریجی افراد بزرگسال نیز مهم می‌شمارند.از مجموعه فعالیتهای گذران اوقات فراغت وسایل ارتباط جمعی و سایر وسایل گذران اوقات فراغت اثر قابل توجهی در اجتماعی شدن افراد دارد. امروزه در اکثر جوامع تا حدود زیادی فعالیتهای فراغتی جوانان بوسیله رسانه‌های جمعی و مراکز خاص تبلیغات جهانی تعیین می‌گردد و مسئولین این مراکز ازاین طریق نگرش تفکرات ،علاقه‌ها و اطلاعات خاص یک جانبه‌ای را از طریق مسئولین رسانه‌های جمعی به مردم می‌رسانند (همان 113).
سهم وسایل ارتباط جمعی در پر کردن زمان فراغت در جامعه امروز بسیار با اهمیت است، زیرا از یک جهت ضرورت اطلاع از اخبار رویدادها و حوادث و همچنین نیازهای مختلف فرهنگی در جهان امروز مردم رابه سمت این وسایل متمایل می‌کند. از جهت دیگر برای اکثریت مردم وسایل ارتباط جمعی سهل‌ترین و ارزان ترین و بعضاً مناسب ترین و موجه‌ترین امکان جهت استفاده در زمان فراغت می‌باشد.
نقش وسایل ارتباط جمعی در جوامع امروز بسیار گسترده و آشکار است کم‌تر جنبه‌ای از شئونات زندگی بشر امروز از وسایل جمعی متاثر نیست. دنیای امروز دیگر از جزایر بسته بی‌ارتباط تشکیل نشده بلکه به واسطه تاثیر وسایل ارتباط جمعی مرزها از میان برداشته شده و همانطور که مک لوهان می‌گوید:وسایل ارتباط جمعی دنیای بزرگ امروز را به دهکده جهانی تبدیل کرده است.
دراین دهکده جهانی تنها مساله سرعت انتقال اطلاعات و اخبار نیست بلکه دراین دهکده وسایل ارتباط جمعی،همشکلی ها و تشابهات زیادی را نیز ایجاد کرده است و مرزهای فرهنگی را کاهش داده و یا نابود کرده است.درگذشته هر منطقه عادات ،آداب،رسوم ،نوع غذا و پوشاک و به طور کلی فرهنگ خاص خودش را داشت که از فرهنگ مناطق دیگر متمایز بود. اما در اثر اشاعه فرهنگی که عمدتاً به واسطه وسایل ارتباط جمعی صورت گرفته است بسیاری از فرهنگ‌های بومی یا از بین رفته است ویا به طور کلی ضعیف گردیده است.
ابراهیم رشیدپور به نقل از مک لوهان در همین ارتباط تنها به تلویزیون اشاره می‌کند و می‌گوید:یک طفل 5 ساله در دورانی که وارد کودکستان می‌شود بیشتر از تمام ساعاتی که تاپایان تحصیلات خود در مدرسه و کلاس درس به سربرده اوقات خود را با تلویزیون گذرانده است.بقیه عمر او نیز در پای این گیرنده سحر‌آمیزسپری خواهد شد. انسان در اجتماع محدود به زمان هنگامی که به 65 سالگی می‌رسد به طور متوسط 9 سال از تمام عمر خود را جلوی تلویزیون سپری کرده است. (همان 115و114)

چرا رسانه‌های جمعی ایجاد شدند:
دردوره رنسانس هنگام رخت بربستن جامعه‌ی سنتی از جهان غرب انسان‌ها طوفانی از نیازها و فعالیتها برپا کردند که دیگر نظام قدیمی ارتباطات برای پاسخگویی به آن‌ها مناسب نبود. بدین معنی که آهنگ سرعت یافته‌ی جهان نیاز به انتقال اطلاعات به نقاط دوردست ، توجه به عقاید و علم ، گره خوردن فزاینده‌ی ‌معیارهای اقتصادی در نقاط مختلف با یکدیگر، اهمیت یافتن طبقه‌ی متوسط از نظر اقتصادی و سیاسی ، تحرک روز افزون اجتماع و تمامی این حرکت صعودی متشکل از عمل و تعامل فراخوان چیزی فراتر از کتاب‌های دست نویس ، نقاره چیها و جارچیهای شهری بود. در آسیا صدها سال قبل از گوتنبرگ انسان‌ها می‌دانستند چگونه به وسیله حروف چاپی متحرک ،کاغذ و مرکب کار چاپ را انجام دهند ولی امری که به ایجاد رسانه‌های جمعی بیانجامد روی نداد تا اینکه در اروپای غربی این فرایند با دیگر نیازهای مربوط جمع آمدند. آنگاه رسانه‌ها موجود مورد استفاده قرار گرفتند. زیرا بهترین وسیله‌‌ی موجود برای برآوردن برخی نیازهای مهم به شمار می‌رفتند. (ویلبر شرام ، جک لایل ، ادوین بی پارکر1377 :97).
کارکرد وسایل ارتباط جمعی
کارکرد خبری و آموزشی:
از عمده وظایف وسایل ارتباط جمعی پخش اطلاعات و اخبار در سطح جامعه است انسان امروز نیازمند به شنیدن اطلاعات تازه و قرار گرفتن در جریان حوادث است. روح کنجکاو بشر و همچنین نقش‌های مختلفی که فرد در جامعه امروز بر عهده دارد او را وادار می‌کند که پیوسته در جریان اخبار و رویدادها قرار داشته باشد. توصیه در مورد موضوع های عملی یا عقاید و گزینه‌های تصمیم‌گیری، ارضای کنجکاوی و علاقه‌ی عمومی، فراگیری ، خود آموزی ، کسب احساس امنیت به واسطه آگاهی حاصل می شود.
نقش آموزشی رسانه‌ها مهم‌تر از آموزش رسمی مراکز آموزشی در نظر گرفته شده است زیرا دامنه کار مراکز آموزشی محدود است در صورتی که آموزش از طریق وسایل ارتباط جمعی همیشگی است.البته وسایل ارتباط جمعی خصوصاًٌ تلویزیون آموزش را همراه با صحنه‌های زنده ارائه می‌دهد که شوق بیشتری را برای یادگیری ایجاد می‌نماید.
کارکرد یکپارچه سازی و تعامل اجتماعی:
پیدا کردن بینش راجع به اوضاع و احول دیگران همدلی اجتماعی ، همذات‌پنداری با دیگران و کسب احساس تعلق، یافتن مبنایی برای گفتگو و تعامل اجتماعی ، پرکردن جای یک همراه واقعی در زندگی، کمک به اجرای نقش‌های اجتماعی، توانا ساختن فرد به ایجاد پیوند با خانواده دوستان و جامعه.

کارکرد راهنمایی و راهبری:
همراه با وظایف آموزشی وسایل ارتباط جمعی افراد جامعه را در جهت اهداف خاص هدایت و راهبری می کنند وآنها را با مسولیت‌های فردی و اجتماعی خود آشنا می سازند و حقوق آن‌ها را بیان می نمایند واز این طریق سبب حرکت و مسولیت پذیری مردم میشوند تا در برابر شرایط اجتماعی جامعه خود عکس‌العمل مناسب نشان دهند. دراین ارتباط می‌توان به نقش مطبوعات در تقویت افکار مردم در تاریخ گذشته جهان ، در دفاع از حقوق اجتماعی و در مبارزات آزادی‌بخش اشاره کرد. موضوع مهم در ارتباط با وظیفه راهنمایی وسایل ارتباط جمعی مسئله توسعه اقتصادی در کشور‌های جهان سوم است که توسط رسانه‌های گروهی می‌توان ضمن دادن آموزش‌های لازم به تحریک و تشویق و هدایت مردم در جهت اهداف اقتصادی و اجتماعی پرداخت.


کارکرد تفریحی:
کارکرد مهم وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز کارکرد تفریحی است مردم امروز در بسیاری از مواقع بیش از آنکه تقاضای تنوع در برنامه های علمی و اجتماعی از رادیو و تلویزیون داشته باشند خواستار تنوع و افزایش برنامه‌های تفریحی فیلم و سریال و جز آن می‌باشند . گریزیا انحراف توجه از مشکلات ، آسودن ، کسب لذت درونی فرهنگی و زیبایی شناختی ، پرکردن اوقات فراغت ، تخلیه عواطف ، برانگیخته شدن جنسی همه در جهت برآوردن نیاز به تفریح است(سازمان ملی جوانان1381 : 114 و115).
البته برخورد افراد مختلف با توجه به پایگاه اجتماعی سطح سواد و شرایط سنی با وسایل ارتباط جمعی در زمان فراغتشان متفاوت است. بسیار دشوار است که انگیزه توقع یا استفاده خاصی را با نوع خاصی از محتوا مرتبط کنیم زیرا استفاده ازرسانه به طور کلی ممکن است درهر لحظه یکی از فواید فوق را داشته باشد. توقع اینکه مخاطبان بر موارد مذکور آگاهی داشته و آن‌ها را به عنوان فایده‌ی رسانه اعلام کنند نیز کمتر از آن دشوار نیست. تعدادی از این کارکردها برای هر استفاده کننده ای قابل تشخیص است اما به راحتی قابل بیان نیست. با وجود این برای هر یک از موارد فوق شواهد تجربی کافی وجود دارد تا ثابت شود که این مورد یکی از عناصر موجود در الگوی کلی انگیزش است که از رفتار مخاطبان پشتیبانی می‌کند.
تشریح کارکردهای رسانه صرفاً محدود به استفاده‌ی آشکارنیست بلکه ممکن است فرایندهای پنهان و ناشناخته‌ای در سطح جامعه در کار باشد که اهداف حقیقی رسانه‌ها را مخفی یا مخدوش کنند.(همان 118).

یافته های پژوهشی:
تلویزیون از جمله وسایل ارتباط جمعی است.محمد صادق دانشور دربررسی خود به این نتیجه رسید که چگونگی استفاده از ساعت فراغت جمعیت ده سال به بالای تهران و حومه درسال 1345 در زمینه استفاده از تلویزیون این چنین بود که حدود 4 درصد از جمعیت ده سال به بالای تهران از تلویزیون استفاده می‌کردند.
در پژوهش دیگر خانم زهرا نجار در سال 1352 به این نتیجه رسید که حدود 15 درصداز مردم برای اوقات فراغت از تلویزیون استفاده می‌کنند. در این پژوهش وی دریافت که به طور کلی ایرانیان بیشتر علاقه دارند تابه بحث و گفتگو بپردازند و در حقیقت رادیو و تلویزیون جوابگوی این نیاز است.
در پژوهش دیگری در سال 1361 تماشای تلویزیون 41 درصد از عمده‌‌ترین فعالیت پاسخ گویان در فاصله بیدار شدن از خواب تا زمان شروع فعالیتهای روزانه بوده است.
بر اساس پژوهش سازمان ملی جوانان در سال 1376 حدود 91 درصد از جامعه کلی مورد بررسی اولویت اول گذران زمان فراغت خود را تماشای تلویزیون ذکر کردند که البته دربین دو گروه جنسی زن و مرد نیز تفاوت چندان زیادی دیده نشد.
فریدون تندنویس نیز در پژوهشی دریافت که 6/82 درصد دانشجویان روزانه تلویزیون تماشا می‌کنند و دریافته های این پژوهش ذکر شده که اولین فعالیت فراغتی برای دانشجویان 21 دانشگاه از 25 دانشگاه بزرگ کشور تماشای تلویزیون بوده است و با کسب 2/16 درصد از کل امتیازات در بین 19 فعالیت فراغتی مقام نخست را کسب کرده است.
دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر به تماشای تلویزیون می‌پردازند و در تعطیلات تابستان تماشای تلویزیون برای دانشجویان دختر و پسر اولین فعالیت فراغتی تلقی می‌شود ، تماشای فیلم‌های سینمایی و سریالهای تلویزیونی رتبه اول در مجموعه برنامه‌های تلویزیون را به خود اختصاص می‌دهد و پس از آن به ترتیب اخبار-برنامه‌های سیاسی- گزارش های ورزشی و غیره می‌باشد.(سازمان ملی جوانان1381 :115و116)
شهناز قلی‌زاده در تحقیقی که درسال 1381 برای بررسی نقش صدا و سیما در غنی ساختن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان 350 نفر از نوجوانان مذکر و مونث مناطق شمال و جنوب شهر تهران از سنین 12 تا 27 سال که با روش نمونه‌گیری تصادفی و سیستماتیک انتخاب شدند. به این نتیجه رسید که بیشترین میزان اوقات فراغت را جوانان سنین20تا 23 سال ساکن در مناطق شمالی شهر و کمترین میزان را نوجوانان 12 تا15 ساله ساکن جنوب شهر به خود اختصاص داده اند.
متوسط زمان فراغت نوجوانان و جوانان مناطق شمالی 201 دقیقه و مناطق جنوبی 5/143 دقیقه در شبانه‌روز است.میزان اوقات فراغت افراد از سن 12 تا 24 سالگی افزایش و از آن به بعد تا 27 سالگی کاهش می‌یابد. در هر دو منطقه شهر تهران متوسط زمان فراغت افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است. همچنین متوسط زمان فراغت دختران در شبانه روز در هردو منطقه بیشتر از پسران است. گوش دادن به نوار موسیقی تماشای تلویزیون تماشای فیلمهای ویدئویی مطالعه روزنامه و مجله و کتاب و رفتن به مجموعه های تفریحی در نوجوانان و جوانان شمال تهران بیشترو بازی و ورزش گوش‌دادن به رادیو و پرداختن به فعالیتهای هنری قدم زدن در خیابان‌ها و ایستادن سرکوچه در نوجوانان و جوانان جنوب شهر بیشتر است. نوجوانان و جوانان مونث در هر دو منطقه بیشتر از افراد مذکر از نحوه گذران اوقات فراغت خود ناراضی هستند و اوقات فراغت 75 درصد نوجوانان و جوانان بین ساعات 18 تا 20 قراردارد. انگیزه‌ی 62 درصد از نوجوانان تهرانی از تماشای برنامه‌های تلویزیونی تفریح و سرگرمی است. همچنین افراد مونث بیشتر از افراد مذکر سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ایرانی،برنامه‌های طنز و کمدی،برنامه‌های خانواده را تماشا می‌کنند درحالی که در مورد تماشای سریال ها و فیلمهای سینمایی خارجی،برنامه‌های ورزشی، مستند، سیاسی،آموزشی و اخبار این رابطه برعکس است و برنامه‌های مورد علاقه نوجوانان و جوانان به ترتیب طنز (18%) سریال(76%) فیلم سینمایی(67%) وکمدی (55%) است. بر اساس نتایج به دست آمده فیلم‌های سینمایی با 75% و انواع شوها با 60% بیننده از جمله برنامه‌هایی هستند که نوجوانان و جوانان تهرانی دارای ماهواره به تماشای آن می‌نشینند. (شهناز قلی زاده1381: بخشی از چکیده پایان نامه )
اهمیت تلویزیون نزد مردم
در بین رسانه‌های جمعی تلویزیون تنها وسیله‌ای است که از حواس بینائی و شنوائی در آن واحد استفاده می‌کند و دارای پوشش وسیع و سرعت انتقال پیام است.
یک برنامه‌ی تلویزیونی برای رسیدن به مخاطب خود نیازی به واسطه ندارد و به علت ارتباط مستقیم و فوری با بیننده و عینیت دادن به رویدادها رسانه‌ای پرقدرت است.

تلویزیون می‌تواند خدمتی عمومی باشد در امر تسهیل و بهینه سازی فرآیند‌های سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی در تکامل فرهنگ و ارتقای آموزش و پرورش و سرگرمی و تفریح مردم.
تلویزیون جهان دومی است که خود از جهان حقیقی مایه و سرچشمه می‌گیرد که با زیستن درآن می‌توان تجارت و اطلاعاتی به دست آورد که برای زندگی حقیقی ایشان ارزشمند باشد.

نقاط قوت و ضعف تلویزیون به طور کلی:
الف)نقاط قوت: 1- تلویزیون اطلاعات زیادی را اگر چه سطحی برای مردم فراهم کرده ودسترسی به دنیایی که مردم درآن زندگی نمی‌کنند را امکان پذیر ساخته است. 2- تلویزیون افراد را قادر می‌سازد که در حیطه‌ی زندگی خود و یا خارج از فرهنگشان اطلاعات و تجارب جدیدی کسب کنند. 3- تلویزیون نقش بسیار مهمی درایجاد زمینه مشترک بین مردم جهان بوجود آورده است.
ب)نقاط ضعف: 1- تماشای تلویزیون یک فعالیت کمتر اداری است. 2- تلویزیون به ندرت تحلیل،تفکرو تعمیق مخاطب را بر می‌انگیزد. 3- برنامه‌ریزی تبلیغات تلویزیون روی پایین ترین طبقه عامه هدف‌گیری می‌شود. 4- موضوعات و مشکلات به اندازه‌ی کافی تحلیل نمی‌شوند. 5- تلویزیون برای جذب و نگهداری توجه مخاطبانش به مسایلی نظیر خشونت موضوعات مبتذل و مسایل جنسی می‌پردازد. 6- در تلویزیون می‌توان مرز بین واقعیت و تحریف را از طریق تدوین موقعیت‌های دوربین و .... از بین برد. 7- تلویزیون بیننده را از لحاظ اجتماعی منزوی می‌کند.8- تلویزیون نحوه‌ی تفکر ساده لوحانه و قالبی بودن را خواسته یا ناخواسته تشویق می‌کند.

خصوصی‌ شدن اوقات فراغت در ایران:
با تحولی که خانه بعد از انقلاب صنعتی و اطلاعاتی پیدا کرده بخش زیادی از اوقات فراغت در خانه صرف می‌شود و دیگر نیازی نیست افراد مسافت‌های طولانی را طی کنند تا به مکانی مناسب برای گذران اوقات فراغت خود برسند.
استفاده از تلویزیون ، رادیو، اینترنت ، بازی‌های رایانه‌ای مطالعه کتاب،مجله وروزنامه و حتی ورزش در خانه بسیار رواج یافته.
امروزه در بسیاری از خانه‌ها دستگاه‌های ورزشی است که افراد می‌توانند در یک اتاق به پیاده‌روی ، دو چرخه‌سواری و..... بپردازند و شرایطی چون ورزش در محیطی گسترده را تجربه کنند.
اکثر جوانان امروزه (حداقل درتهران) به رایانه‌های خانگی و شخصی دسترسی دارند آن‌ها می‌توانند در اتاق خود با چندین نفر آشنا شوند وبا آن‌ها تعامل کنند و به اطلاعات و تصاویر دورترین نقاط جهان دسترسی پیدا کنند و همچنین به بازی‌های رایانه بپردازند.
در مورد تلویزیون نیز این امر صادق است تقریباً همه‌ی خانواده‌های ایرانی در خانه‌های خود تلویزیون دارند. حتی تلویزیون علاوه بر اتاق نشیمن به آشپزخانه و اتاق‌های افراد خانواده نیز منتقل شده و بسیاری افراد حتی هنگام غذا خوردن نیز به تماشای برنامه‌های تلویزیون مشغولند.

با توجه به بررسی‌های که در شهرهای ایران انجام شده است انواع فعالیت‌های فراغت عبارتنداز:رفتن به گردش و سفر گوش دادن به رادیو دیدو بازدید تماشای تلویزیون رفتن به سینما،مطالعه،نشستن در خانه یا قهوه‌خانه، یا کافی‌شاپ ورزش و بازی، پارک و استفاده از اینترنت. درصد هر یک از این فعالیت‌های مذکوردر شهرهای مختلف ایران متفاوت است لیکن معمولاً شهرها به طور متوسط تماشای تلویزیون سهم سایر فعالیتهای فراغت را به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و تلویزیون سهم بزرگی را در زندگی اوقات‌فراغت مردم اشغال کرده‌است.
در شهرهای سنتی ایران آن دسته از تفریحات و فعالیتهای فراغت که جنبه گروهی دارد رواج بیشتری از فعالیتهای انفرادی دارد مثل میهمانی و گردش‌های دسته‌جمعی نقش مهمی در گذران اوقات فراغت آن‌هاست در حالیکه مطالعه که یک فعالیت انفرادی است طرفداران بسیارکمتری دارد امادر شهرهای صنعتی چون تهران تفریحات انفرادی در مقایسه با شهرهای سنتی رواج بسیار بیشتری دارد.
اصولاً شیوه‌های مدرن گذران اوقات فراغت مانند رادیو،تلویزیون،سینما،اینترنت،مطالعه در شهرها بیشتر از روستاها،و در مراکز شهرستان‌ها بیش‌تر از شهرها معمول است.
درایران شیوه‌های فردی گذران اوقات فراغت به تدریج برای خود جای باز کرده است.(کبری پور صادقی ، صفحه 11)
جوانان با تلویزیون بیش از سایر هنرها روبه‌رو بوده وآن را احساس می‌کنند،لذا از طریق فهم صحیح این رسانه می‌توان آموزش صحیح وسریع سایر هنرها را تحسیل کرد.
تلویزیون در ایران:
چند سال است که با افزایش جمعیت جوان و نیاز آن‌ها به برنامه‌های مناسب تلویزیونی و نیز با گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای که با هر ترفندی سعی در جذب و تاثیر‌گذاری برجوانان دارند. صداو سیما ایران نیز سخت‌گیری های خود در برنامه‌های سالهای اول انقلاب را کنارگذاشته و سعی در جذب مخاطب و تامین خواسته‌های آن‌ها تا حد امکان کرده است.
تلویزیون با برنامه‌های مناسبتی (در ایام نوروز،ماه رمضان،دهه فجر،دهه عاشورا،اعیاد و سوگواری‌ها)،برنامه های کمدی‌،سریال‌های که هر روز از تلویزیون پخش می‌شود (به‌ویژه فصل تابستان)،انواع مسابقه‌ها ، دعوت از خوانندگان پاپ و سنتی و هنرمندان محبوب ، پخش زنده‌ی مسابقات فوتبال و سایر ورزشها و ..... توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند تا جایی که بسیاری افراد با داشتن ماهواره و امکان دسترسی به صدها شبکه درمواقع بسیاری تلویزیون ایران را انتخاب می‌کنند تاجایی که گاه شاهدیم با پخش یک برنامه (به دلیل طرفداران زیاد آن)به یکباره از حجم ترافیک کاسته می شود و به نظر می‌رسد افراد خود را به تلویزیون رسانده اند تا برنامه‌ی مورد علاقه‌شان را تماشا کنند و نمونه‌هایی از جمله سریال امام علی (ع)، نرگس،ترانه مادری،یا پخش زنده مسابقات فوتبال تیم ملی ایران یااستقلال و پیروزی و... از آن جمله اند.
اما سوال این است: آیا تلویزیون توانسته اوقات فراغت مردم به ویژه جوانان را به گونه‌ای مطلوب پرکند؟ و آیا جوانان بعد از سپری کردن اوقات فراغت خود با تلویزیون احساس رضایت می‌کنند؟ و سوال سوم اینکه چه انتظاری از تلویزیون دارند؟ .
در این بخش نتایج حاصل از مصاحبه با جوانان دانشجو تحلیل و سعی شده پاسخی مطلوب به این سوالات داده شود.

جدول مصاحبه ها

 

سوالات مصاحبه تعریف از اوقات فراغت ساعات اوقات فراغت در روز چگونگی گذراندن اوقات فراغت به ترتیب اولویت چه برنامه هایی را از طریق تلویزیو دنبال می کنید؟ انتظار شما از تلویزیون چیست؟ چه فعالیت فراغتی را دوست دارید انجام دهید؟ آیا ماهواره  یا سیدی استفاده می کنید؟
1 اوقاتی که به سرگرمی که می خواهم می پردازم. 5/2 ساعت تماشای تلویزون- مطالعه روزنامه سریال شاد و مفرح کننده ورزش هایی مثل اسکی یا اسب سوراری سیدی فیلم را در روزه ای تعطیلات استفاده می کنم.
2 ساعاتی که فارغ از کار روزانه هستم حدود 2 ساعت کتاب ( رمان، داستان کوتاه)، تلویزیون، استفاده از اینترنت کمدی، مستند تاریخی، سریال ها، فیلم های سینمایی، اخبار و فوتبال سرگم کننده خواندن کتاب تاریخی و استراحت از ماهواره استفاده می کنم.
3 زمانی که فرد کار هایی را که دوست دارد انجام می دهد و یا فرصتی برای کاری که قبلا می خواسته انجام بدهد می یابد. 2 ساعت استفاده از اینترنت، کتاب تاریخی یا روان شناسی، گاهی هم تلویزیون سریال ها وفیلم ها آموزنده مطالعهی کتاب از سیدی فیلم استفاد می  کنم.
4 فرصتی برای انجام کار هایی که دوست داریم. حدود 1 تا 2 ساعت تمااشی تلویزیون، استفاده از اینترنت، صحبت با دوستان، مطالعه مجله، گوش دادن به موسیقی فیلم جذابیت و سرگرمی رفتن به سینما و رستوران خیر




نتیجه :
در جمع های دوستانه ی دختران دانشکده یکی از مطالبی که طرفداران زیادی دارد ، بحث وگاه نقد برنامه های تلویزیونی است . کافیست فردای یکی از سریال های یا برنامه های پر طرفدار تلویزیونی به جمع های دخترانه که گاه در حیاط یا نمازخانه یا در کلاس ها دیده می شوند ، بپیوندید ، تا از اینکه غالب آنها به خصوص دختران تهرانی که دسترسی راحت تری به تلویزیون دارند ، این برنامه ها را دنبال می کنند ، تعجب کنید ، گویا همه اوقات فراغت آنها به تماشای تلویزیون می گذرد . هرچند این موضوع مختص دانشجویان دختر نیست ، و بالطبع تلویزیون در میان دانشجویان پسر نیز طرفدارانی دارد.
گویا مسئولین نیز ترجیح می دهند ،مردم به خصوص اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند.این موضوع را می توان با نگاهی به پروژه های میلیونی وگاه حتی میلیاردی ( مثل سریال یوسف پیامبر ) آن هم زمانی که همه کمبود بودجه را به عنوان دلیل اصلی ناتوانی در ایجاد موسسات وخدمات تفریحی ( مثل ورزشگاه ، پارک ،سینما، تئاتر و ...) می دانند .
شاید ویژگی رشته های دانشکده ی علوم اجتماعی نیز بر توجه و تمایل دانشجویان دختر به گذران اوقات فراغت خود از طریق تماشای تلویزیون دامن بزند ، به خصوص دانشجویان ارتباطات که گاه به عنوان تکلیف نیز به این برنامه ها توجه می کنند . برنامه های تلویزیون مسلما برای دانشجویان انسان شناسی و جامعه شناسی نیز بسیار جالب توجه است چراکه این برنامه ها در واقع انعکاسی از زندگی مردم و جامعه ی ایران است. ولی گذشته از ویژگی رشته های علوم اجتماعی و همپوشانی آن با رسانه های جمعی ، بسیاری از دختران دانشجو صرفا برای سرگرمی این نوع فراغت را انتخاب می کنند ، این موضوع را بخوبی می توان از مصاحبه ها فهمید . به نظر میرسد فرهنگ سرگرمی خواهی به دختران دانشجو نیز سرایت کرده ، چرا که هم در تعریفشان از اوقات فراغت و هم در انتظاری که از تلویزیون دارند ، اغلب سرگرمی را عنوان کرده اند و برنامه های مورد علاقه دانشجویان دختر سریال ها و فیلم ها بود.
دختران به لحاظ تسهیلات کمتر ومحدودیتهای بیشتری که نسبت به پسران در گذران اوقات فراغت دارند ، نارضایتی بیشتری از نحوه گذران اوقات فراغتشان دارند .
همانطور که از مصاحبه ها پیداست عده ای از مصاحبه شوندگان از شیوه گذران اوقات فراغت خود رضایت نداشتند ، اما اکثرا یا جایگزین بهتری که در دسترسشان باشد نمی شناختند یا سعی می کردن کمبودهای برنامه های تلویزیونی را با تماشای سی دی های فیلم و موسیقی یا استفاده از ماهواره پر کنند .

منابع :
- پورصادقی حقیقت ، کبری ، اوقات فراغت دانشجویان دختر و پسر ، استاد : دکتر فرنگیس اردلان
- سازمان ملی جوانان (1381) ، گزارشملی جوانان بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان ، انتشارات : موسسه فرهنگی اهل قلم .
- قلی زاده ، شهناز ( 1381) بررسی تاثیر وسایل ارتباط جمعی ( تلویزیون ) بر اوقات فراغت نوجوانان و جوان تهران ، استاد راهنما : دکتر سید وحید عقیلی ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی.
- ویلبر شرام ، جک لایل ، ادوین بی پارکر (1377) ، تلویزیون در زندگی کودکان ما ، ترجمه : محمود حقیقت کاشانی ، انتشارات سروش ، چاپ اول

بازنمایی زنان در تلویزیون، رادیو و سینما در ابتدای سال 88: مخدوش و ناسالم

در این نوشتار کوتاه تلاش کرده ام نقدی بر تصاویر ارائه شده از زنان در تلویزیون( به طور خاص سریالهای نوروزی)، رادیو و سینما در آستانۀ سال جدید ارائه دهم، این نقد البته بیشتر از آنکه مبتنی بر تحلیل باشد بر اساس ارائۀ مثالهایی از این بازنمایی بنا شده است. سوال اصلی در اینجا این است که نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه های یک کشور، نشانگر چیست؟ آیا این بازنمایی در یک ارتباط واقعی با زندگی روزمره و عقاید "زنان آن کشور" قرار دارد؟ هر چند عبارت "زنان آن کشور" نمی تواند به هیچ وجه گویا باشد، چه زنان نیز مانند سایر گروههای اجتماعی طیف وسیعی از عقاید و سبکهای زندگی را تجربه می کنند و قرار دادن کلیۀ آنان در یک دسته- و به طبع صدور حکمهای کلی در مورد آنان- می تواند به لحاظ نظری و عملی، مخرب و ناکارآمد باشد. اما با این وجود به نظر می رسد که رسانه ها می توانند بازتاب یا حداقل تقریب خوبی، از نحوۀ تفکر عوامل آن- نویسندگان، کارگردانان، تهیه کنندگان و...- در مورد زنان باشند. در قسمت اول این نوشتار تلاش می کنم نشان دهم که نگاه ارباب رسانه در ایران به زنان ایرانی، مخدوش، معیوب و مملو از کلیشه های جنسیتی است.
از این بحث، به قسمت دوم نقد من نسبت به این بازنمایی می رسیم. من معتقدم که این بازنمایی نه تنها "مخدوش" که ناسالم است. آمارها نشان می دهند که ایران صاحب جمعیت جوان بزرگی است و تعداد زیادی از بینندگان و خوانندگان و شنوندگان رسانه ها را نیز همین جوانان تشکیل می دهند: ارائۀ یک تصویر مخدوش به نسل جوان، چه عواقبی در پی خواهد داشت؟
چندسالی است که تلویزین سیاست تولید کمی در مناسبتها را در پیش گرفته که اوج این سیاست پخش پشت به پشت(1)، سه- چهار سریال و دو فیلم سینمایی در ایام نوروز است. یکی از سریالهایی که امسال و به شکل روزانه در ایام نوروز از تلویزین پخش شد، سریالی به اسم "ماه عسل" بود. در این سریال با چندین شخصیت زن مواجه ایم که در زیر تلاش می کنم به خصوصیات بعضی از آنها بپردازم:
1- مادرها: در اینجا دو شخصیت مادر داریم، یکی با شوهر و یکی بدون شوهر. مادر بدون شوهر- ظاهرا شوهر سالها پیش فوت کرده- فکری جز شوهر دادن دخترش ندارد، او مرتبا در مورد خواستگارهای دخترش حرف می کند و البته بدون اجازۀ برادرش آب نمی خورد و مرتب از او برای پذیرفتن خواستگارها اجازه می گیرد. مادر با شوهر، تقریبا هیچ کاری جر پخت و پز و اوردن آب و غذا برای "آقا" انجام نمی دهد.
2- دخترها: دو مادر بالا، سه دختر دارند. دختر اول، مرتبا خود را در اتاقی حبس می کند و به همه می گوید که عاشق بافتنی است و در اتاق بافتنی می بافد، اما ما بعدا متوجه می شویم که در واقع به کارهای الکترونیکی علاقه مند است(کلیشه زدایی؟) ولی چون مادرش این کارها را "دخترانه" نمی داند، تظاهر می کند که مشغول بافتنی است. در قسمت آخر فیلم کار الکترونیکی او در قالب ریسه ای که برای عروسی اش در حیاط کشیده شده، ظاهر می شود! دختر دوم، نمونۀ یک "فرشتۀ زمینی" است، آرام، مهربان و البته "دانشجو". او که به تازگی نامزد کرده، به طور دائم، نسبت به نامزدش شک می کند: یک دفعه او را در کنار دریا با یک دختر دیگر می بیند و شک می کند، دفعۀ دیگر در حال مکالمۀ تلفنی به او شک می کند. دختر سوم، یک زن مطلقه است (کلیشه زدایی؟)، البته در قسمت اول یا دوم سریال به ما تذکر داده می شود که او طلاق نگرفته بلکه شوهر دیوسیرتش او را ول کرده است و همۀ دار و ندارش را هم بالا کشیده.
3- زنی به نام "جواهر": جواهر قوم و خویش دور ( یا نزدیک؟) خانوادۀ اصلی سریال است. او زنی است که مرتبا برای قوم و خویشهای مریضش پیش از آنکه بمیرند گریه و عزاداری می کند و اگر بفهمد که قرار است در فامیل وصلتی سر بگیرد، فورا و حتما آن را به هم می زند. در قسمتهای پایانی سریال متوجه می شویم که تنها مشکل او بی شوهری بوده و چون خودش شوهری نداشته نمی گذاشته تا بقیه هم ازدواج کنند. او در نهایت به مردی علاقه مند می شود و دیگر دست از گریه و زاری و سوگواری برای دیگران هم بر می‌دارد.

حق می دهم اگر کسی با فهرست کردن شخصیتهای مرد این سریال ادعا کند که شخصیتهای مرد آن نیز به همین اندازه سطحی و احمقانه، شخصیت پردازی شده اند، واقعا همین طور است! اما حداقل شخصیتهای مرد داستان صاحب "عمل" و "کنشی" هستند که به کلی از زندگی زنان این داستان حذف شده است: یکی از آنها از دختر مورد علاقه اش با آنکه "مطلقه" است خواستگاری می کند، دیگری می تواند با تدبیر خود، خانواده اش را از ورشکستگی نجات دهد و سومی، پدربزرگی است که حلقۀ وصل خانواده است.
دوست دارم از نویسندۀ این سریال سوال کنم که کدام یک از این رفتارهای شخصیتهای زن داستان را در زندگی روزمرۀ خود دیده یا تجربه کرده است؟ برای مثال دختر "دانشجویی"، نامزدش را با دختر دیگری می بیند، آیا نمی تواند جلو برود و از او بپرسد که این دختر کیست؟ آیا در بدترین حالت نمی تواند برود جلو و یکی در گوش نامزدش بزند؟ آیا تنها چارۀ او این است که "قهر" کند و اصلا دیگر پسر را نبیند؟
دوست دارم از نویسنده بپرسم که با وجود این تعداد دانشجوی دختر در رشتۀ مهندسی الکترونیک، آیا علاقۀ یک دختر به این رشته در یک خانوادۀ متمول شهری نوعی، "کلیشه زدایی" است؟ و آیا اینکه علاقه به رشتۀ الکترونیک در دخترها نهایتا به کشیدن چند ریسه در حیاط خانه و ازدواج با پسری که "اجازۀ اتمام تحقیقاتش را به او می دهد" ختم می شود؟ یا اینکه چرا زن مطلقۀ سریال، خودش طلاق نگرفته، بلکه او را طلاق داده اند؟ در واقع در اینجا به جای کلیشه‌زدایی با نوعی ظرافت و زیرکی کلیشه ها بازتولید شده اند، چه شکستن یک کلیشه نیازمند نقد آن است و زمانی که به شکلی سطحی از موضوعی کلیشه زدایی شود، در واقع کار انجام نشده است.
دوست دارم از نویسنده بپرسم که آیا تنها دلیل "ناهنجاری های روانی" یک زن "بی شوهری" و تنها علاج آن "یافتن شوهر" است؟ آیا همۀ زنان با شوهر، به لحاظ روانی سالمند و همۀ بی شوهرها، نه تنها خودشان زندگی خوبی ندارند، بلکه تلاش می‌کنند، زندگی دیگران را هم به هم بزنند؟
البته اولین توجیهی که همۀ برنامه سازان-نویسندگان، کارگردانان و تهیه کنندگان- در چنین مواردی ارائه می دهند، عدم وجود "قصد" در ارائۀ این تصویر مخدوش و نامناسب از زندگی زنان است، همان مثل معروفی که "نیت مهم است". اما چنین توجیهی حداقل برای من، به عنوان یک زن ایرانی به هیچ وجه پذیرفته شده نیست، چه حتی "نیت" ما نیز مستقیما ریشه در آموزش و تربیت ما دارد. چه اهمیتی دارد که این کار "با عمد" یا "بی عمد" صورت بگیرد؟ در نتیجه چه تغییری خواهد گذاشت؟ واقعا آیا عمدی بزرگتر از عدم توجه به واقعیتهای جامعه مان وجود دارد؟ نویسنده ای که بدون توجه به زنان دور و بر خودش و تعداد زیاد دختران دانشجو و زنانی که به هر جان کندنی تلاش می کنند در یک جامعۀ مردسالار، جایی برای خود پیدا کنند، متنی را می نویسد، آیا می تواند ادعا کند که عمدی در کار نبوده است؟ ایا این "بی توجهی" خود نوعی عمد نیست؟ و اگر باور کنیم که عمدی در ارائۀ هیچ کدام از کلیشه های سخیف از زنان وجود ندارد: سوال این است که چرا این کلیشه ها حتی یکبار هم جابجا نمی شود؟ چرا هیچ وقت مردها هیچ وقت "محتاج همسر"، " زودباور" و " سطحی" نیستند؟
عین همین تصویر از زنان در سریال "مرد دوهزار چهره" نیز تکرار می شود: جایی که مادر شخصیتی است که مرتبا گریه می کند و نگران این است که پسرش اسیر اعتیاد شود، همسر مالک یک باشگاه فوتبال به حاشیۀ لباس فوتبالیستها "تور" می دوزد و دختری از علاقه به فوتبال فقط لباس پوشیدن پسرانه و چسباندن پوستر فوتبالیستها روی در و دیوار را دارد( در اینجا البته به برادر دختر هم رحم نشده است و او را پسری دخترانه نشان می دهند که مرتبا لباس صورتی می پوشد!) می دانم که در این مورد نیز همه چیز به طنز بودن سریال تقلیل داده شده و امکان هرگونه انتقادی از منتقدان سلب می شود.
اما در رادیو چه خبر است؟ از چند هفته مانده به عید رادیو در انواع و اقسام نمایشنامه هایش موضوع "بی کفایتی اقتصادی" و "چشم و هم چشمی زنان" را دستمایه قرار می دهد. در نمایشنامه ای مرد و زنی با بن های خرید مرد به فروشگاه می روند و زن با تمام بن‌ها "چیپس و نوشابه" می خرد و بعد که به خانه می ایند تازه یادش می افتد که که "برنج و گوشت و روغن" نخریده است! در نمایشنامه ای دیگر، همسر یک کارمند از خانۀ خواهرش برمیگردد و از او "رخت و لباس" نو می‌خواهد چون که معتقد است "چیزی از او کم ندارد"! به عنوان دانشجویی که در دو سال اخیر حداقل در دو منطقۀ متفاوت از تهران – یکی در جنوب و دیگری در شمال- به کار تحقیقی پرداخته‌ام هرگز – و تاکید می کنم "هرگز"- با چنین مواردی برخورد نکرده ام. "چشم و هم چشمی" البته زادۀ سرمایه داری و به نوعی موتور مولد آن است، زمانی که "مصرف" ارزش شود، مصرف گرایی نیز افزایش می یابد. اما تقریبا در همۀ طبقات زنان نقش مهمی در بالانس اقتصادی خانوادۀ خود دارند و خلاصه هر کاری بکنند، هیچ وقت به جای "برنج و گوشن"، چیپس و نوشابه" نمی خرند( در واقع خرید وسائل و مایحتاج غیرضروری برای خانواده، یکی از خصوصیات خریداهای مردانه است!).
در سینما چطور؟ در ایام عید فرصتی دست داد تا به تماشای فیلم "سوپراستار" ساختۀ خانم تهمینه میلانی بروم. تمام شخصیتهای فیلم زنانی هستند "طماع" و "هوسباز" و "بی لیاقت"، یکی به خاطر یک هنرپیشه شوهرش را ول کرده، دیگری می خواهد با پول هنرپیشۀ جوان و خوشتیپ را به دست آورد و البته مادر هنرپیشه که نتوانسته یک پسر با اخلاق تحویل جامعه بدهد! در این، تنها شخصیت مثبت زن فیلم به طور کلی فاقد جنسیت است! یک دختربچۀ چهارده پانزده ساله که ادعا می کند دختر هنرپیشه است و گمان نمی کنم اگر به جای او یک پسر چهارده پانزده ساله هم بازی می کرد، تغییری پیدا می شد! نتیجۀ سرراست این است که زنها تا نوجوانی موجوداتی هستند، پاک و "بی آلایش" گه با پا گذاشتن به جوانی تبدیل به موجوداتی "حریص" و "مادی" یا مادرانی "ناموفق" می شوند!
در واقع هدف از بیان تمامی این جزئیات، به دست دادن یک تصویر واقعی از بازنمایی زنان در گروهی از "رسانه های ایرانی" است، شاید کسی بگوید که بی انصافی است که این همه روی رسانه های ایرانی تاکید کنیم، مگر در غرب چه می گذرد؟ مگر نه اینکه ماجرای "استفادۀ ابزاری از زنان" از غرب شروع شد؟ مگر نه اینکه یکی از پربیننده ترین سریالهای تلویزیونی در آمریکا در سالهای اخیر، سریال "زنان خانه‌دار ناامید"(2) بوده که بازنمایی زنان در آن به مراتب بدتر از همۀ سریالها و فیلمهای ایرانی است؟ بله دقیقا همانطور است اما در بین همۀ تولیدات غربی گاهی به فیلمهایی مانند "چنجلینگ"(3)، "جونو"(4) و "آتش افروز"(5) نیز برخورد می کنیم که بدون ارائۀ تصاویری اغراق شده از زنان و بدون اینکه «فیمینیستی» باشند، تصاویر واقعی از زنان، اعم از خانه دار، دانش‌آموز یا کارمند، در دورانهای قبلی و زمان حال، ارائه می دهند. واقعا کجا هستند سریالها و فیلمها و برنامه های رادیویی ایرانی که این کار را می کنند؟ تولیدات ایرانی در بهترین حالت خود "فاقد نگرش جنسیتی" هستند به این معنا که هیچ کدام از شخصیتها در آن جنسیتی ندارند، اتفاقی که به نظر من اخیرا در "وقتی همه خوابیم" بیضایی افتاده است.
خلاصه این که تصویر ارائه شده از زنان در رسانه های ایرانی، مخدوش است و به "تخیل" نزدیکتر است تا واقعیت.

قسمت دوم بحثم را کوتاه می کنم: تصور می کنم که ارائۀ این تصویر "مخدوش" عواقب فوری و طولانی مدتی در پی خواهد داشت که آن را تبدیل به تصویری " ناسالم" نیز می سازد. عمدۀ تماشاگران و شنوندگان این رسانه ها، جوانان ، اعم از دختر و پسر، هستند. د رمورد دختران، عواقب این بازنمایی، فقدان اعتماد به نفس و تحقیر کسانی خواهد بود که در ساده ترین حالت قرار است "مادران" نسل آیندۀ سازندگان این کشور باشند. تصور نمی کنم که حتی کسانی که زنان را تنها در قالب "همسر و مادر" می بینند، عقیده داشته باشند که همسران و مادرانی "سطحی و ابله و مصرفی و کوته فکر" بتوانند سعادت مردان را تضمین کنند و فرزندانی سالم داشته باشند. در مورد پسران بیننده و شنونده، به عقیدۀ من، نتیجه فقدان احترام نسبت به جنس مخالف و باور به برابری انسانها خواهد بود، راستی چه کسی دوست دارد به انسانی "سطحی و ابله و مصرفی و کوته فکر" احترام بگذارد یا به برابری خود با او ایمان داشته باشد؟

1) Back to Back
2) Desperate Housewives: http://en.wikipedia.org/wiki/Desparate_Housewives
3) Changeling: http://en.wikipedia.org/wiki/The_Changeling_(2008_film)
4) Juno: http://en.wikipedia.org/wiki/Juno_(film)
5) Incendiary: http://en.wikipedia.org/wiki/Incendiary_(film)

نشست بحث و بررسی کتاب: « درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» اثر پیر بوردیو

گروه انسان شناسی انجمن جامعه شناسی ایران  و انجمن علمی دانشجویان ارتباطات  دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،  نشستی را برای نقد و بررسی کتاب «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» اثر پیر بوردیو ، جامعه شناس فرانسوی، که به تازگی با ترجمه ناصر فکوهی منتشر شده است، برگزار می کنند. در این برنامه که روز دوشنبه  19 اسفند 1387 از ساعت 12:30 تا 14 در تالار جلسات انجمن جامعه شناسی ایران  دانشکده علوم اجتماعی زیر پل گیشا انجام خواهد شد علاوه بر مترجم کتاب، آقایان دکتر  هادی خانیکی و دکتر  مهدی منتظر قائم حضور خواهند داشت. ورود برای عموم آزاد است.      

 

تحلیل محتوای آگهی های تبلیغاتی در برنامه‌های تلویزیونی کودکان امروزی(2)

بخش دوم و نهایی
یافته های عمومی
صداهای زمینه

گفتار متنی که توسط مرد خوانده شده بود در هر دو کانال بیشترین مقدار را به خود اختصاص می داد همچنین آنچه در تحلیل نمایان بود صدای مردانه در آگهی های مربوط به اسباب بازی های مرتبط با بازی های غیر ویدئویی به شکل برجسته ای نمایان بود . 

کالاهای تبلیغ شده
اسباب بازی ها در میان کالاهای تبلیغ شده از بیشترین ارائه برخوردار بودند. اسباب بازیهای مرتبط با بازی های غیر ویدیویی مقداری بیش از نیمی از موارد  به خود اختصاص دادند در حالیکه اسباب بازیهای مرتبط با بازی های ویدیویی فقط تعدادی اندک از کل محصولات آگهی شده برای بچه ها را تشکیل می داد . نیکل اودئون درصد بالاتری از آگهی های مربوط به اسباب بازی را در مقایسه با دبلیو.بی ارائه می داد. از دیگر مقوله های مربوط به آگهی ها سی دی و دی وی دی بودند  و کمتر از آنها سیریال و غذاهای صبحانه بودند. علاوه بر این در حالیکه مطالعات پیشین مقدار زیادی از آگهی های مربوط به تنقلات را استدلال می کردند، این مطالعه نشان می دهد که اسنک ها و نوشیدنی ها مقدار کمتری را در بر می گیرند .
هر چند که ناگفته نماند که مقایسه مستقیم نتایج به دست آمده از این مطالعه با نتایج مطالعات پیشین در مورد تحلیل محتوای آگهی ‌ها امکان پذیر نیست ، چرا که برخی تفاوت ها در روش شناسی و یافته های تحقیق حاضر در باب مقوله های تولید ، اشاره به تغییراتی در الگوی پخش آگهی ها در میان دیگر مقوله های تولیدات تلویزیونی دارد . یک تفاوت واضح و اولیه ، تغییر چهار گونه اصلی محصولات است که معمولا برای کودکان آگهی می شدند.
دومین تفاوت یافته شده درباره محصولات آگهی شده، انعکاسی از پیشرفتهای تکنولوژیکی جدید در دهه گذشته است ، مانند سی دی و دی وی دی که بعنوان مقوله های عمده محصولات تبلیغ شده برای کودکان معرفی شده اند . بطور قابل ملاحظه ای ، با این گونه تغییرات در بازار انتظار میرفت که توزیع بیشتری از اسباب بازی های مرتبط با بازی های ویدیویی نسبت به اسباب بازی های غیر مرتبط با آن دیده شود ، چیزی بیشتر از آنچه در این مطالعه یافت شده است . زیرا پژوهش ها نشان می دهد که کودکان سالهای 1990 در محیطی دربرگرفته با بازارهای ویدیویی رشدکرده اند، مانند کامپیوترها و محصولات الکترونیکی ، سی دی ها و دی وی دی ها و چیزهایی شبیه آنها ( پاول 2001 ) و این اشاره به رشد بازار مصرف انواع محصولات دارد. شاید، اگر این مسیر فزاینده ادامه یابد، در اینجا نیز نیاز به تغییر در تعریف مربوط به مقوله ها و انواع اسباب بازی به وجود آید. دیگر موضوع غافلگیر کننده مرتبط با این موضوع، شیوع پایین آگهی های اینترنتی است؛ به جز مواردی که در صفحات اینترنتی خود شبکه ها دیده می شوند.

استراتژیهای تبلیغی
جاذبه های رایجی که تولیدات را معرفی می کردند به‌صورت دقیق به شرح زیر بودند: شوخی و شادی   . جاذبه های بر پایه مزه تولیدات .کنش هایی که بیانگر وجود مزه و بو بودندمقدار کمی از کل تبلیغات تحلیل شده را شامل می شدند میان کانال ها تفاوت هایی یافت شد  در حالیکه بیش از نیمی ازموضوعات رایج در تبلیغات نیکل اودئون نمایش محصولات بود و در پی آن یک سوم به شوخی و خنده اختصاص می یافت ، شوخی خنده رایج در شبکه دبلیو.بی در مقایسه با نیکل اودئون فقط اندکی بیشتر بود و نمایش محصولات کمتر از یک چهارم را نشان می داد .
تحقیق نشان می‌دهدکه میان جاذبه‌های مورد استفاده و نوع محصول تبلیغ شده رابطه وجود دارد ( کانکل و گانتز 1992 ) . در خلال تمام آگهی هایی که نمایانگر خنده و شادی بودند بعنوان موضوع اصلی یک سوم آنها به اسباب بازی های مربوط به بازی های غیر ویدیویی و سی دی ،نوارهای ویدئویی ، دی وی دی مربوط می شدند و اسنک ها و نوشیدنی ها در مقایسه با تمام آگهی های مربوط به شادی و شوخی مقدار کمی را دارا بودند . تمام آگهی هایی که مبتنی بر اعمال شخصیتها ساخته شده بودند مربوط به اسباب بازی های غیر ویدیویی بودند ، علاوه بر این تمام آگهی هایی که به نمایش خود محصول بعنوان جاذبه اصلی می پرداختند حدود چهار پنجم به اسباب بازی های مرتبط با بازی های غیر ویدیویی و باقی مانده به اسباب بازی های مرتبط با بازی های ویدیویی اختصاص داشتند . نهایتا بیشترین مقدار مربوط به تمام آگهی هایی که بر اساس مزه و بو شکل گرفته بودند به موارد آگهی های سیریال‌ها و خوراک صبحانه مربوط می شدند ....
نتایج این مطالعه در هر صورت نشان می دهد که شوخی و شادی و نمایش خود محصول نقش اقناع کننده را در طول آگهی ها داشته اند . به گونه ای که آنها نزدیک به دو سوم در خلال آگهی ها دیده شده اند .
علاوه بر این ، این یافته‌ها یک گرایش عقلانی را بیش از جاذبه های احساسی،عاطفی برای تاثیر گذاری بر کودکان پیشنهاد می‌کند. این بدان معنی نیست که استراتژی اصلی بر جدی بودن و واقع گرایی کامل باشد، بلکه پیشنهاد می گردد نه برخوردی کاملا معقول با کودکان وجود داشته باشد  و نه آنکه کودکان در معرض پیامهای فریبنده قرار گیرند. در آگهی های مربوط به غذاهای صبحانه به نظر می آمد حتی اگر چه مزه یکی از پرکاربرد ترین مایه های غالب برای پیام پیامهای اقناعی بوده است ، انیمیشن هایی که عمدتا شخصیتهای تحلیلی داشته اند به عنوان پیام های ارتباطی ( عقلانی ) به کار برده شده اند .

شکل های نمایش و ارائه
مقدار بسیار زیادی از آگهی های تحلیل شده، از طریق نمایش‌تصاویر زنده ارائه شدند. نزدیک به نیمی از آگهی ها منحصرا به وسیله تصاویر ارائه شدند و کمتر نیمی از تمام اگهی های تحلیل شده در ترکیبی از تصویر زنده به همراه برخی شکلهای انیمیشن ارائه شده اند .
بخشی از کل آگهی های تحلیل شده به صورت انیمیشن بودند که تعدادی از آنها در شکل نقاشی متحرک به صورت خالص واندکی به صورت  انیمیشن سه بعدی کامپیوتری و جلوه های ویژه تصویری بوده اند. از تمام آگهی های تحلیل‌شده نیمی در برخی از اشکال ترکیبی ارائه شده اند .
علاوه‌ براین نیمی از  تمام اسباب بازی های مرتبط با بازی های غیر ویدیویی‌که‌ ارا‌ئه شده‌اند منحصرا
با تصاویر زنده بوده‌اند، در حالیکه مابقی موارد ارائه شده ترکیبی از شکل های مختلف انیمیشن بوده اند. تمام اسباب بازی های مرتبط با بازیهای ویدیویی در یکی از شکل های انیمیشن ارائه شده اند بیش از نیمی از تمام بازی های مرتبط با بازی های ویدیویی در ترکیبی از سه یا چهار شکل مختلف ارائه شده اند. همچنین در خلال آگهی های مربوط به سیریال ها، بطور کامل از انیمیشن خطی استفاده شده است.
در نقطه مقابل با مطالعه کانکل و گانتز 1992 ، که آگهی های عمدتا آنها فاقد انیمیشن بودند. در زمانی که آنها مطالعه شان را انجام دادند ، عمدتا آگهی های مربوط به اسباب بازیها، فاقد انیمیشن تهیه می شدند ، اگرچه آگهی های مربوط به سیریال های صبحانه‌ پیش از این هم به نوعی با انیمیشن ارائه شده بودند ...
این یافته ها در‌ عین اینکه بیانگر یک افزایش تدریجی در استفاده از انیمیشن می باشند، اثبات می کنند که استفاده عمومی از این فنون برای دستیابی به کودکان رشد قابل توجهی داشته است. به ویژه آگهی های مربوط در اسباب بازی و سیریال های صبحانه. این موارد تحلیل محتوای کالکوت و لی 1994 را تائید می‌کنند. آنها یافته بودند انیمیشن بعنوان یک عنصر مشترک در آگهی ها برای جذب کردن کودکان به ویژه در تبلیغ بازی ها ، اسباب بازی و غذای صبحانه وجود داشته است .
این نتایج همچنین یک گرایش توسعه ای را برای بازار یاب ها و مبلغین برای بکارگیری برخی اشکال انیمیشن در آگهی تلویزیونی کودکان بمنظور جلب توجه کودکان در خلال برنامه های تجاری پیشنهاد می کند . این نتایج همچنین تائید می کنند آگهی هایی که با تکنولوژی جدید تولید می شوند و به طور ویژه از نوعی کامپیوتر گرافیک استفاده می‌کنند ، انعطاف ، تنوع و خلاقیت بیشتری در بسط حیطه آگهی سازی دارند. به عبارت دیگر با به وجود آمدن امتیازاتی مانند توسعه استفاده از انیمیشن‌های کامپیوتری و جلوه های ویژه کامپیوتری، پیشنهاد می شود که صاحبان بازار برای جلب توجه کودکان  رقابتی روز افزونی را تجربه‌کنند و و خود را به بروز خلاقیت های فزاینده مجبور کنند. به ویژه اینکه کودکان دهه 90 با تکنولوژی جدید خو گرفته و رشد کرده اند و مصرف های الکترونیک و بازار های ویدیویی برای آنها آشنا و عادت شده است ، بنابراین مهیا کردن راه های جدید و بهتر برای دستیابی به ایشان ضروری است .

آشکارسازها
تعریف موسوم برای آشکارسازها، هر بیانی در خلال تبلیغات تجاری است که بمنظور واضح کردن هر ابهام یا پیام گمراه کننده ای دیده می شود . ( استرن و هارمون 1984 ). 
رویهم رفته اکثریت آگهی‌های کد شده حداقل نوعی از آشکارسازها معرفی کرده اند . به هر حال دبلیو.بی درصد کمتری از آشکارسازها را در مقایسه با نیکل اودئون ارائه داده است. درصد آشکارسازهای یافته شده در هر دو کانال تفاوت وجود دارد ، به دلیل تفاوتی است که میان محصولات تبلیغ شده در هر دو کانال وجود دارد و به دلیل موضوعاتی است که پیش تر از این به آنهااشاره شد …
بیشترین فراوانی مربوط به محتوای آشکارسازها در داده‌هایی ازاین دست یافت شدند ، « هرکدام  جداگانه فروخته می شوند » ، « شامل باطری نمی شود » ، « نیاز به مونتاژ دارد » ، « نیاز به ویندوز 95 یا بالاتر دارد» ، « بخشی از این یک صبحانه‌کامل است» .
نوع محتوای مربوط به آشکارسازها، نیاز به تعریف جدیدی از آنچه ویژگیهای یک آشکارساز را به وجود می آورد، لازم می سازد. در آگهی های کد گذاری شده برای این مطالعه ، برخی از گفته ها مانند « اسباب بازی به همراه هر آنچه اینجا می بینید » مبهم هستند و طبیعتی تفسیری دارند ، از آن جهت که واضح نیست که آیا این اشکال از گفته ها می توانند یک آشکارساز باشند یا خیر ؟
یک مشاهده دیگر، با توجه به محتوای مربوط به آشکارسازها، پیدا شدن واژه پردازی جدید را نشان می‌دهدکه در مطالعات قبلی دیده نمی شدند. عباراتی مانند « نیاز به ویندوز 95 یا بالاتر دارد » که در میان آگهی های مربوط به بازی‌های ویدیویی به صورت مشترک دیده می شود . این بدان معناست که پیدایش یک محصول جدید ، به ویژه اسباب بازی های مرتبط با بازی های ویدیویی موجب دقت بیشتر در نمایش پیام ها و بازنگری در مورد تعدادی از آشکارسازها در یک آگهی بازرگانی می شود .

مدت زمان کل آگهی ها
مدت زمان اگهی های موجود در 8 ساعت از برنامه های دو کانال بالغ بر 1 ساعت و 9 دقیقه و 25 ثانیه و بطور نسبی میان دو کانال پخش شده بود ( 35 دقیقه و 55 ثانیه در دبلیویی و 33 دقیقه و 30 ثانیه در نیکل اودئون ) . طول متوسط آگهی ها در هر ساعت ، از 9تا 12دقیقه در سال های 1970 به متوسط 8 تا 9دقیقه در ساعت در حال حاضر کاهش یافته است . جالب اینکه ، طول زمانی هر آگهی هنگام پخش ، به شکل قابل توجهی در هر کانال متفاوت بود . در حالیکه حداکثر آگهی های کوتاه دبلیو.بی مدت زمانی حدود 30 ثانیه داشتند 73.5) % ) ، نیکل اودئون همان مقدار آگهی کوتاه را در مدت زمان 15 تا 30 ثانیه پخش کرده است ( 48.9 % ) . این بیانگر این واقعیت است که با وجود اینکه مدت زمان پخش آگهی های نیکل اودئون از دبلیویی بیشتر بوده است ، اما تعداد آگهی های آن سهم بیشتری را به خود اختصاص داده اند ( 83 آگهی در دبلیو.بی در مقایسه با 90آگهی در نیکل اودئون ) .

جمع بندی و پیشنهادات برای پژوهش های آتی
آنچه در ادامه می آید گزیده ای از یافته های اصلی این مطالعه به شمار می رود. اولین یافته، همانگونه که در مطالعات پیشین نیز دیده شده ، شنیده شدن صدای مردها بر تصاویر همچنان به‌عنوان یک پدیده رایج بوده است . دومین یافته اصلی مربوط به تغییراتی است در الگوهای آگهی های تبلیغاتی مربوط به کودکان . در طول سالهای 1950 تولیدات آگهی شده برای کودکان تا حد تولیدات مهم مانند اسباب بازی ها ، خوراک صبحانه ، اسنک و فست فود، گسترش نیافته بودند. این پژوهش اسلوب نویی را برای آگهی های مربوط به کودکان تحت تاثیر ورود به عرصه تولیدات نوین ارائه داده است. تولیدات جدیدی که در اثر پیشرفت های تکنولوژی در دهه اخیر حاصل شده اند. علاوه بر این تغییرات به وجود آمده در جاذبه های موجود در تبلیغات نیز مورد توجه قرار گرفته است. تبلیغاتی که روش های جذب خود را ازاهمیت دادن به منافع شخصی را در خلال سالهای 1950 به شوخی و خنده در سالهای 1970 و نمایش محصولات در امروز تغییر داده است. علاوه بر این، میانگین اندازه آگهی‌ها در هر ساعت، از 9 تا 12 دقیقه در خلال سالهای 1970 به میانگین 8 تا9 دقیقه در امروز رسیده است. نهایتا آنچه می‌شد تا مد توجه قرار گیرد تغییر در جنبه شکل و شیوع توضیح دهندگان یا آشکار سازها بود.
محدودیت‌های این‌مطالعه استفاده از نمونه گیری آسوده بوده است که تعمیم نتایج را محدود می کند. علاوه بر این،تاریخ ضبط نوارهای ویدیویی مربوط به امروز نیستند و این امکان مقایسه نتایج را با نتایج مطالعات پیشین با دشواری رو به رو می سازد و نهایت اینکه این تصاویر ضبط شده منحصرا به آستین محدود می شوند.
برخی از پیشنهادات برای پژوهش های آتی قابل ذکرند. این مطالعه به مانند همتای ناتمامی از مطالعات پیشین، به تبدیل مناسب متغیر های متعدد مربوط به مطالعات قبلی مبادرت کرد. به هر حال این تحقیق نشان داد ‌‌که نیازی برای بهتر شدن تعریف برخی از متغیرها وجود‌ دارد. مانند برخی از آنها که بسیار کهنه شده اند و برخی که برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفته اند. علاوه بر این، برای درک بهتر مطالعه‌ متغیرها ،پیشنهاد می‌گردد که تحقیقات آتی این متغیرها را برای امکان پذیر شدن مطالعه در جزئیات از هم جداکند. این تحقیق به یک مرور ساده بر تغییرات کلی متغیر ها در مرور زمان بسنده کرده است.
دیگر پیشنهاد برای بررسی آگهی های مربوط به برنامه‌های کودکان، مطالعه انحصاری آگهی‌های مربوط به اسباب بازی هاست. چراکه به نظر می رسد که آنها نماینده خوبی برای آگهی های مربوط به کوکان باشند. در این مطالعه، محقق توانسته است تا انوع اسباب بازی‌هایی با نشان‌های تجاری معتبر را بیازماید و تمرکزبیشتری بر آشکار سازهای آنها داشته باشد. در نهایت اینکه، با توجه به آشکار سازها به شدت پیشنهاد می‌شود تا یک مرور بر تعاریف آنها صورت پذیرد.آشکارسازها هنوز در شکل های غیر استاندارد ارائه می‌شوند.بنابراین برخی از عبارات آگهی ها گیج کننده به نظر می رسند.

دانشگاه تگزاس درآستین
Eliana Shiao Teseng
The University of Texas at Austin
 (آستین مرکز ایالت تگزاس است. دانشگاه تکزاس در آستین ، یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه های آمریکا است که با بیش از ۴۹٬۰۰۰ دانشجو مشغول به فعالیت است. دانشگاه ایالتی تکزاس شعبه آستین، پنجمین دانشگاه بزرگ آمریکا است.این دانشگاه در یکی از رده‌بندی‌های اخیر  دانشگاههای جهان در رده ۱۵ جهان قرار گرفته و در سال ۲۰۰۷ در رشته های فنی-مهندسی, این دانشگاه رتبه هشتم جهان را به خود اختصاص داده است.مترجم.)
 
CI advertising University of Texas at Austin.29 oct.2007
 
http://www.ciadvertising.org/student_account/fall_01/adv392/estseng/ContentAnalysis/ContentAnalysis.html
 
References
Alexander, Alison, Louise M. Benjamin, Keisha Hoerrner, and Darrell Roe (1998),""We'll Be Back In a Moment": A Content Analysis of Advertisements in Children's Television in the 1950s," Journal of Advertising, 27 (3), 1-8.
Atkins, Charles and Gary Heald (1977), "The Content Analysis of Children's Toy and Food Commercials," Journal of Communication, 27 (1), 107-114.
Barcus, F. Earle (1975), Weekend Commercial Children's Television - 1975, Newton: Action for Children's Television.
Bush, Alan J., Joseph F. Hair Jr., and Robert P. Bush (1983),"A Content Analysis of Animation in Television Advertising," Journal of Advertising, 12 (4), 20-26, 41.
Brumbaugh, Florence (1954), "What Effect Does TV Advertising Have on Children?," Education Digest , 19(8), 32-33.
Callcott, Margaret F. and Wei-Na Lee (1994), "A Content Analysis of Animation and Animated Spokes-Characters in Television Commercials," Journal of Advertising, 33 (December), 1-12.
Condry, John, Patricia Bence, and Cynthia Scheibe (1988), "Nonprogram Content of Children's Television," Journal of Broadcasting & Electronic Media, 32 (3), 255-270.
Doolittle, John and Robert Pepper (1975), "Children's TV Ad Content: 1974," Journal of Broadcasting, 19 (2), 131-142.
Guest, Lester (1955), "The Genesis of Brand Awareness," Journal of Applied Psychology, 39 (3), 405-408.
Kassarjian, Harold H. (1977), "Content Analysis in Consumer Research," Journal of Consumer Research , 4 (June), 8-18.
Kolbe, Richard H. and Melissa S. Burnett (1991), "Content-Analysis Research: An Examination of Applications with Directives for Improving Research Reliability and Objectivity," Journal of Consumer Research, 18 (September), 243-250.
Kunkel, Dale and Walter Gantz (1992), "Children's Television Advertising in the Multichannel Environment," Journal of Communication, 42(3), 134-152.
McNeal, James U. (1987), Children As Consumers : Insights And Implications, Lexington: Lexington Books.
McNeal, James U. (1991), A Bibliography Of Research And Writings On Marketing And Advertising to Children, New York : Lexington Books.
Munn, Mark (1958), "The Effect of Parental Buying Habits on Children Exposed to Children's Television Programs," Journal of Broadcasting, 2 (2), 253- 258.
Paul, Pamela (2001), "Getting Inside Gen Y," American Demographics, September, 42-57.
Pecora, Norma (1995),"Children and Television Advertising from a Social Science Perspective," Critical Studies in Mass Communication, 12 (3), 354-364.
Schneider, CY (1987), Children's Television: The Art, the Business, and How It Works, Chicago: NTC Business Books.
Stern, Bruce and Robert Harmon (1984), "The Incidence and Characteristics of Disclaimers in Children's Television Advertising," Journal of Advertising, 13(2), 12-16.
Winick, Charles, Lorne G. Williamson, Stuart F. Chuzmir, and Mariann P. Winick (1973), Children's Television Commercials: A Content Analysis, New York: Praeger. 

ترجمه «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» بوردیو

کتاب «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» اثر پیر بوردیو بزودی به ترجمه ناصر فکوهی منتشر خواهد شد.  این کتاب کوچک که انتشارات لیبر آن را به چاپ رسانده است شامل دو درس پیر بوردیو در کلژ دو فرانس، نخست درباره تلویزیون  و سپس درباره مطبوعات می شود. این کتاب یکی از پر نفوذ ترین آثار بوردیو بوده است که نثر آن نسبت به سایر آثار این متفکر استثنایی قرن بیستم، ساده تر به شمار می آید. بودریو در این کتاب نشان می دهد که چگونه تلویزیون از طریق دستکاری  بر تصاویر و روابط میان آنها با اندیشه و کلام، افکار انسان ها را به گمراهی می کشاند. از سوی دیگر در درس دوم درباره سلطه مطبوعات، بوردیو، به نقدی سهمگین علیه بخشی از مطبوعات به مثابه حوزه ای تقلیل گرایانه در عرصه اندیشه می پردازد. در زیر بخشی از آغاز کتاب ءدرباره تلویزیون و سلطه مطبوعات»  بوردیو را می خوانیم:

«اگر من تصمیم گرفتم این دو درس را در تلویزیون ارائه دهم، دلیل آن بوده که می خواسته ام تلاش کنم فراتر از محدوده مخاطبان متعارف کلاس های کلژ دو فرانس بروم. در واقع گمان می کنم که تلویزیون به دلیل  سازوکارهایی که سعی خواهم کرد آنها را در اینجا اجمالا توضیح دهم - زیرا یک تحلیل  عمیق و نظام مند زمان بسیار بیشتری را می طلبید-  خطر بسیار بزرگی برای سپهرهای تولید فرهنگی، هنر، ادبیات، علم، فلسفه و حقوق به حساب می آید. من حتی گمان می کنم که بر خلاف  آنچه باوجدان ترین ژورنالیست ها نیز درباره مسئولیت خود می اندیشند و بی شک در این اندیشه و در آنچه درباره اش می گویند، صداقت دارند، ژورنالیسم نیز خطر کمتری برای زندگی سیاسی و دموکراسی به حساب نمی آید. من می توانم این امر را به سادگی از طریق تحلیل وضعیت کنونی تلویزیون ثابت کنم: امروز برای رسیدن به حداکثر مخاطب شاهد آن  هستیم که تلویزیون و به همراه آن بخشی از مطبوعات [در فرانسه] ، به نحو خاصی مسائل مربوط به اظهارات و رفتارهای  نژادپرستانه و ضد خارجی را مطرح می کنند  امتیازات خاصی  به نوعی بینش  به شدت ملی و در واقع ملی گرایانه از سیاست می دهند(...)
امید من، البته بدون آنکه چندان توهمی داشته باشم،  آن است که تحلیل هایم در اینجا به مثابه «حملات»ی علیه تلویزیون یا ژورنالیسم برداشت نشوند که معلوم نیست از کدام حس حسرت نسبت به نداشتن یک تلویزیون فرهنگی مثل «کانال سوربن»  یا از کدام  سرپیچی ارتجاعی و گذشته گرا از پذیرش تلویزیون نشات گرفته باشند. همچنین امیدوارم گفته هایم این فکر را ایجاد نکنند که  من هیچ اعتقادی بدان ندارم که تلویزیون برغم  همه این مسائل،   می تواند از خلال برخی از برنامه ها، مثلا بعضی از گزارش های مستند، اثرات مثبتی داشته باشد. هر چند متاسفانه  به  دلایل زیادی گمان می کنم این تحلیل بازهم به جامعه ژورنالیستی و بسیار درون خود تنیده، امکان ارائه نوعی دیدگاه انتقادی دروغین و تقویت خود شیفتگی هایش را بدهد. با این وصف امیدوارم این بحث به همه کسانی که در حرفه های تصویر، مبارزه می کنند تا از کار خود ابزرای خارق العاده برای دموکراسی مستقیم بسازند، و برعکس نگذارند حرفه شان به ابزاری برای سرکوب نمادین تبدیل شود، کمک کند. »      

 

 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تلویزیون