دانشگاه

دانشگاه به عنوان مکانی برای کسب علم و دانش، همواره یکی از نهادهایی محسوب می شود که نیاز به سرمایه گذاری های فرهنگی و اقتصادی غنی ای برای بهبود نه تنها شرایط علمی، بلکه برای حرکت به سمت توسعه یافتگی از خلال پیشرفت های علمی در جهان امروز دارد.
دانشگاه در ایران و تصویری که از یک دانشجو در ذهن خود او و دیگر افراد جامعه وجود دارد، به دلیل پیچیدگی نقش ها، تصویری متفاوت از نقش واقعی ای است که یک دانشجو در مقام علم آموز و حتی اساتید در جایگاه آموزش دهندگان این علم دارند. تداخل نقش ها در نظام دانشگاهی ایران و قوت یافتن کارکردهای حاشیه ای در آن از عواملی است که در کنار موضوعاتی چون افزایش تعداد دختران در دانشگاه ها و ترکیب قومیت های گوناگون ایرانی در کنار یکدیگر و سطح علمی دانشگاه های ایران در رقابت با سطح علمی و آموزشی دیگر دانشگاه های دنیا، این نظام و بازیگران آن را به موضوعی نیازمند واکاوی و شناخت بیشتر، از پیدایی دانشگاه در ایران تا به امروز و شرایط اجتماعی موجود، بدل کرده است.
انسان شناسی و فرهنگ، پرونده ای درباره ی دانشگاه و دانشجویان می گشاید که با لینک های داخلی و خارجی به مرور زمان تکمیل می شوند و برای دسترسی سهل تر مخاطبان به این موضوع در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.


o    صفحات مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ؛

1- کارکردها و کژکارکردهای یک نظام آموزشی
http://www.anthropology.ir/node/2262

2- غلامحسین صدیقی؛ الگویی برای اخلاق و دانش اجتماعی
http://www.anthropology.ir/node/5834

3- گفت و گو با شیرین احمدنیا: چالش های علوم اجتماعی و انتظارات از دانشجویان
http://www.anthropology.ir/node/4891

4- گفت و گو با ناصر فکوهی: درباره ی نظام آموزش و پژوهش در ایران
http://www.anthropology.ir/node/5650

5- مه 68 را فراموش نکن(1)
http://www.anthropology.ir/node/3108

6- مه 68 را فراموش نکن(2)
http://www.anthropology.ir/node/3112

7- بررسی مقایسه ای وضعیت آموزشی «دانشکده ی علوم اجتماعی» و «مدرسه ی اقتصاد و علوم سیاسی» دانشگاه لندن
http://www.anthropology.ir/node/5385

8- گفت و گوی نشریه ی دانشجویی «صبح» با دکتر فکوهی درباره ی پیامدهای اجتماعی بومی گزینی
http://www.anthropology.ir/node/712

9- طرح بومی گزینی آسیب های اجتماعی را افزایش می دهد
http://www.anthropology.ir/node/711

10- دستبرد علمی و مدیریت آسیب زا
http://www.anthropology.ir/node/2924

11- کدام اخلاق؟ کدام علم؟
http://www.anthropology.ir/node/590

12- نیازی به فکر کردن نیست، کامنت بگذارید!
http://www.anthropology.ir/node/499

13- انجمن برتر و دیگر هیچ!
http://www.anthropology.ir/node/600

14- بیماری علوم اجتماعی ما
http://www.anthropology.ir/node/581

15- کارناوال بیهودگی و فراموشی
http://www.anthropology.ir/node/567

16- مردم شناسی یا انسان شناسی؟
http://www.anthropology.ir/node/526

17- گزارش ایسنا از نشست «جایگاه و نقش جامعه شناسان در ایجاد و نقد تحولات اجتماعی»
http://www.anthropology.ir/node/616

18- علوم انسانی و روشنفکران
www.anthropology.ir/node/451

19- واژه نامه ی بوردیو؛ نظام تحصیلی
http://www.anthropology.ir/node/1826

20- گفتگو با ابراهیم فیوضات: اندیشه میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، تلاشی برای دستیابی به یک هدف مشترک
http://www.anthropology.ir/node/4893

 21- دشواره‌‌های دورکیمی و میشلزی و هیأت مدیره جدید
http://www.anthropology.ir/node/6061

22- اردیبهشت، ماه اجتماع علمی جامعه‌شناسان
http://www.anthropology.ir/node/4970

23- گفتگو با ناصر فکوهی: ارزیابی از علوم اجتماعی در ایران 
http://anthropology.ir/node/4659

24-منزلت دانشگاه و مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان 
http://www.anthropology.ir/node/7060

25- نظام دانشگاهی و رابطه آن با فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/6998

26- دانشگاه یا آموزشگاه
http://anthropology.ir/node/11913

27- علم، غربی و شرقی ندارد!
http://anthropology.ir/node/12062

28- عملیات تخریب ایدئولوژیگی علیه رایگانی: گرا شهریه دانشگاه ها در همه جا سر به فلک می زند؟
http://anthropology.ir/node/15053

29- بازنشستگی استادان: چرا و با چه قیمیتی؟
http://anthropology.ir/node/16012

30- انجمن اسلامی دانشجویان؛ کشاکش  دولت و جامعه مدنی بر سر تغیین حدود فعالیت های مدنی
http://anthropology.ir/node/16614

31- انسان دانشگاهی: پیر بوردیو و تشریح یک شورش دانشگاهی
http://anthropology.ir/node/17015

32- بررسی انسان شناختی شالوده هویت اجتماعی و فرهنگ دانشجویان دو گروه قومی آذری و کرد در دانشگاه تهران
http://anthropology.ir/node/17216

33- هدیه دانشگاهیان کجاست؟
http://www.anthropology.ir/node/19655

 34- چگونه رشته دانشگاهی خود را انتخاب کنیم؟
http://www.anthropology.ir/node/19678

35- نقد نظام دانشگاهی در کرسی نقد سیاست های دولت انجمن جامعه شناسی ایران
http://www.anthropology.ir/node/19893

36- گفتگو با مقصود فراستخواه: جرم های بحرانی، فضا های امید
http://www.anthropology.ir/node/21271

37- گفتگو با ناصر فکوهی: صندلی های خالی: تاملی انتقادی بر وضعیت نظام دانشگاهی 
http://www.anthropology.ir/node/22109

38- میخ هایی بر تابوت «تحصیلات تکمیلی»
http://www.anthropology.ir/node/22155

39- دعوت به مراسم گردن زنی: روایتی توصیفی - تحلیلی از کنکور دکترای 1392
http://www.anthropology.ir/node/22163

40- مرثیه ای برای کتابخانه های علوم انسانی
http://www.anthropology.ir/node/22986

41- نظریه بوردیویی درباره نظام دانشگاهی (پاور پوینت کارگاه)
http://www.anthropology.ir/node/23642

42- یک تسویه حساب سیاسی در راه است: درباره استیضاح وزیر علوم
http://www.anthropology.ir/node/24442

43- دانشگاهی که بود....
http://www.anthropology.ir/node/25140

44- دنباله روی نخبگان از جامعه، پوپولیسم عقیم است: درباره شانزدهم آذر
http://www.anthropology.ir/node/26048


:: :: ::

o    پیوند به بیرون؛

(به زبان فارسی) :

1-. تاملی در نظام دانشگاهی ایران و غرب
http://www.tebyan.net/Weblog/bah1359/post.aspx?PostID=109735

2- دانشگاه تهران
http://www.ut.ac.ir/

:.:

(به زبان انگلیسی) :

3- لیست دانشگاه ها و کالج ها به همراه نام کشور/ ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_universities_and_colleges_by_country

Univesity - wikipedia - 4 ..
http://en.wikipedia.org/wiki/University

Student – wikipedia -5 ..
http://en.wikipedia.org/wiki/Student

6- دانشگاه بیرمنگام
http://www.bham.ac.uk/

7- کلژ دوفرانس
http://www.college-de-france.fr/default/EN/all/college/index.htm

8- کلژ دو فرانس/ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Coll%C3%A8ge_de_France

9- دانشگاه واشنگتن
http://www.washington.edu/

10- دانشگاه هاروارد
http://www.harvard.edu/

11- دانشگاه کمبریج
http://www.cam.ac.uk/

12- دانشگاه آکسفورد
http://www.ox.ac.uk/

13- کتاب هایی درباره ی دانشگاه
http://www.google.com/search?q=university&hl=en&prmd=bmi&source=univ&tbs=bks:1&tbo=u&ei=M94xTJ2YJdGOOPPf1O8B&sa=X&oi=book_group&ct=title&cad=bottom-3results&resnum=11&ved=0CEgQsAMwCg

14- تصاویری از دانشگاه های جهان
http://www.google.com/images?um=1&hl=en&tbs=isch%3A1%2Cisz%3Am&sa=1&q=University&aq=f&aqi=g10&aql=&oq=&gs_rfai=

فایل های صوتی کلاس های ژیل دولوز در دانشگاه پاریس

دانشگاه پاریس 8 (ونسن - سن دنی)، کلاس های ژیل دولوز را در سال 1980 به صورت فایل صوتی و  مکتوب در فرمت پی دی اف بر روی شبکه اینترنت قرار داده است. کلاس های معروفی چون ضد – ادیپ و چندین کلاس دولوز که در آنها درباره سینما و  نقاشی  و همچنین اسپینوزا سخن گفته است، از این جمله هستند. برای شنیدن و خواندن محتوای این کلا س ها به زبان فرانسه،  در سایت زیر وارد شوید:

 http://www.univ-paris8.fr/deleuze/article.php3?id_article=29

علوم اجتماعی در دانشگاه شیکاگو

About SSD  

Few institutions in the 20th century have shaped our views of society, economy, and culture as profoundly as the Social Sciences Division of the University of Chicago. Whether we are measured by Nobel Prizes, departmental rankings, or sheer intellectual impact, we have been repeatedly recognized as a leader in the pursuit of knowledge and the achievements of our faculty, graduate, and undergraduate students.

  Exchange and Debate of Ideas  

The Social Sciences Division now comprises the Departments of Anthropology, Comparative Human Development, Economics, History, Political Science, Psychology and Sociology, and also the Committee on Social Thought. In addition, the Division supports interdisciplinary committees and centers for research and education. The research interests of faculty and students encompass an enormous range of subjects from economic theory to linguistic anthropology to neuroendocrinology.

 

Out of the variety of disciplines and approaches has come a number of “Chicago Schools” of thought. These Schools do not share any particular content or approach; rather, their common characteristic is the highest level of theoretical innovation and critical debate among competing ideas. The quintessential forums for exchange and debate of ideas are the workshops, attended by faculty and graduate students, on themes as diverse as ancient societies, American politics, and demography.

  Vibrant Intellectual Life  

Since our foundation in 1892, the University of Chicago has been a research institution with large graduate programs. The Social Sciences Division now has about 1,440 students from around the world enrolled in our doctorate and master’s programs. Our relatively large community of graduate students makes possible a vibrant intellectual life including hundreds of research seminars, dozens of workshops, and intense individual discussions. Our large doctoral programs have made the University the “teacher of teachers,” while our master’s programs in the Social Sciences, International Relations, Middle Eastern Studies, and Latin American Studies—all offer students a valuable opportunity to deepen their knowledge through courses taught by world-renowned experts.

دانشگاه فرایه برلین، یک داستان وحشی( هفت لحظه تاریخی)

دانشگاه فرایه برلین در چهارم دسامبرسال2008 شصتمین سال تولد خود را جشن گرفت . این دانشگاه در 4 دسامبر سال 1948  با برگزاری جشنی در کاخ "تیتانیا" متولد شد و در دوره اول، 2140 دانشجو در آن پذیرش شد.
امروز این دانشگاه ، 31600 دانشجو و 380 پروفسور تمام وقت دارد. بودجه ی سالیانه مصوب آن 276 میلیون یورو است و اضافه بر آن 58 میلیون یورو بودجه پژوهشی دریافت می کند. در این دانشگاه 10 پژوهشگاه فعال هستند که اعضای آن عضو انجمن "جامعه ی تحقیقاتی آلمان"  هستند. از سال 1988 تاکنون، 14 دانشمند از این دانشگاه جایزه "جامعه ی تحقیقاتی آلمان" را که مشهور به  جایزه ی"لایبنیتس " است، دریافت کرده اند.
دانشگاه فرایه برلین، از سال 2007 تاکنون ، به عنوان دانشگاه نخبه آلمان نائل شده است .
آنچه در این ترجمه ی مختصر آمد، شرحی است از تاریخ 60 ساله این دانشگاه از زمان تاسیس تاکنون ، که در روزنامه ی "تاگس اشپیگل" مورخ 3 دسامبر 2008 به چاپ رسیده است.

اولین دانشجوی دانشگاه
در نوامبر 1948 ، در دفتر ثبت نام دانشگاه فرایه در خیابان بولتسمان، در جلوی میز منشی دانشگاه دو دانشجو به نامهای "کوبیکی" و "کوپر" قرعه کشی کردند که چه کسی اول ثبت نام کند. قرعه به نام کوبیکی در آمد و اولین ثبت نام را او انجام داد .
زمانی که این دانشجوی 22 ساله پزشکی ( کوبیکی) در سال 1948 دانشگاه کمونیستی خیابان " لیندن" را ترک کرد، گواهی قبولی را کسب کرده بود . به این ترتیب، وی اولین دانشجوی فارغ التحصیل پزشکی لقب یافت . او بعنوان اولین دانشجوی نخبه ای توانست کلینیک " وست اند" را بعنوان یک کلینیک دانشگاهی برگزیندد .
در این دوران، در این کلینیک چنان صمیمیتی میان استادان و دانشجویان به وجود آمده بود که وی هنوز در سن 82 سالگی از آن به نیکی یاد می کند . او در سال 1968 از تلاش برای پیشرفت و کسب مدارج بالاتر کاری  دلسرد شد . او در این مورد می گوید : از این کار دلسرد شده بودم . دانشجویان دست چپی نام دانشگاه را خراب کرده بودند... . در همین سال دانشگاه هایدلبرگ از وی برای تدریس دعوت به عمل آورد و وی برای رفتن به آنجا بی میل نبود اما به حرف رییس خود گوش فرا داد که: بایستی از حیثیت دانشگاه دفاع کنیم .
کوبیکی که بعد ها یکی از اعضای بنیانگذار انجمن نورو فیزیولوژی شد، یکی از اولین کسانی بود که برای تاسیس یک دانشگاه آزاد احساس نیاز کرد و شروع به تهیه سیاهه ای از استادان دست راستی و محافظه کار و دست چپی کردند .
اولین دانشجوی دانشگاه فرایه، امروز بزرگترین هوادار آن است .وی می گوید: شک نداشتم که این دانشگاه روزی تبدیل به یک دانشگاه نخبه می شود. به زودی دانشگاه فرایه تبدیل به یک دانشگاه بین المللی شد و استادان آن به عنوان مراجع مهم علمی شناخته شدند .

بازدید بزرگ
بیش از بیست هزار دانشجو در جلوی ساختمان "هنری فورد" دانشگاه ازدحام کرده بودند، تا "جان اف کندی" رییس جمهور آمریکا، در بعد از ظهر 26 ژوئن 1963 با آنان سخن بگوید . از وی با طوفانی از تشویق و احساسات استقبال شد و وی به این احساسات با حرکت دست پاسخ داد.دانشجویانی که در اینجا جمع شده بودند، آمریکا را دوست داشتند ، چرا که آمریکا به طور جدی از ساخت این دانشگاه حمایت می کرد و توسعه آنرا در دستور کار خود داشت . کندی برنامه ای جدی برای یکپارچه ساختن آلمان داشت، و به این دلیل از وی مانند یک ستاره پاپ استقبال شد و رییس دانشگاه، وی را به عنوان شهروند افتخاری معرفی کرد. پس از سخنرانی کندی، صد ها نفر در مسیر بلوار "کالی" به دنبال اتوموبیل کندی می دویدند تا وی را یکبار دیگر ببینند. زمانی که کندی در22 نوامبر سال 1963 در" دالاس" کشته شد، دانشجویان دانشگاه برای وی مجلس یادبود برگزار کردند. پنج روز پس از کشته شدن کندی، موسسه مطالعات آمریکا در این دانشگاه به موسسه جان اف کندی تغییر نام داد.و اکنون نیز به گفته رییس دانشگاه، اینجا مکان خوبی برای تجمع شهروندان و سخنرانی "اوباما" خواهد بود.

یکی از تندروان انقلاب 1968
در نوامبر سال 1969، "رولف کرایبریش" به عنوان رییس دانشگاه فرایه انتخاب شد و این برای همه غیر قابل باور بود، چرا که وی تنها 31 سال سن داشت و یک مربی دستیار بیشتر نبود.وی فوق لیسانس فیزیک و جامعه شناسی داشت و یکی ازشصت و هشتی ها بود.
در توضیح چگونگی رییس شدن کرایبریش باید اینگونه بیان کرد که: در آوریل سال 1968، " رودی دویچکه" مورد سوء قصد قرار گرفت و در ماه می همان سال دانشجویان پرچم دانشگاه را در جلوی تریبون اصلی دانشگاه به آتش کشیدند. در ژوئن همان سال، دانشجویان بسیاری از موسسات دانشگاه را به اشغال خود درآوردند.در آگوست 1969 قانونی در برلین تصویب شد که به اعتراضات پایان بخشید و بر طبق آن، شورای تصمیم گیری دانشگاه و میزان رای آنان تشکیل می شد از: استادان: 25 درصد، مربیان 25 درصد، دانشجویان 25 درصد و کارمندان 25 درصد. همین هیئت تصمیم گیری بود که به ریاست کرایبریش رای داد.رقیب وی در این انتخابات، یک استاد مسن فلسفه به نام "یواخیم لیبا" بود که در مقابل کرایبریش شکست مفتضحانه ای خورد.
یکی از کارهای اولیه کرایبریش در مقام ریاست جدید، حذف لباس مخصوص اساتید بود . وی همچنین از بستن گردنبند طلایی بزرگی را که روسای سابق دانشگاه به گردن می بستند، امتناع کرد.
کرایبریش که خود یکی از تظاهر کنندگان بود، در جریان اعتصابات به دفتر رییس دانشگاه و کلاس او هجوم برده بود و به وی انگ کمونیست بودن چسبانیده بودند. اما وی می گوید که من در سال 1960 از برلین شرقی فرار کرده بودم، چون که به دلیل توزیع اعلامیه های ضد کمونیستی در دانشگاه "هومبولت" تحت تعقیب بودم.

اعتصاب بزرگ تر
دانشگاه فرایه که سالهای بعدی را در سکوت گذرانده بود، به مدت دو سه روز به یک مکان بسیار مستعد برای اعتراضات جدید تبدیل شد و دوباره موسسات آن اشغال گردید. تاگس اشپیگل در 3 دسامبر سال 1988 می نویسد: یک روز قبل از جشن چهل سالگی دانشگاه در موسسه "اوتو زور"، دانشجویان این موسسه را به اشغال خود درآوردند و در ورودی آنرا پر از میز و صندلی کردند و رؤسای اعتصاب آنرا تحت کنترل خود گرفتند. این در حالی بود که ساختمان نقره ای- آجری( یکی دیگر از ساختمانهای مهم دانشگاه) با همین رویه اشغال شده بود.
وضعیت بد شصت هزار دانشجوی آنروز دانشگاه و اعتراض آنان، جشن را به عزا تبدیل کرد.
آنان خواستار برکناری رییس دانشگاه بودند، چرا که ترکیب هیئت رییسه که قبلا به صورت 25 درصدی تعیین شده بود، به مرور زمان تغییر کرده و به حالت قبل برگشته بود.
این اعتصاب ماهها به طول انجامید و انقلابیون ساختمان را در تصرف خود داشتند و هم با پلیس درگیر بودند و هم با دانشجویانی که با اشغال مخالف بودند.در نتیجه این وضعیت، میلیونها مارک به در و دیوار و تجهیزات دانشگاه خسارت وارد آمد. در نتیجه این وضعیت، باز هم دانشجویان موفق شدند ساختار را عوض کرده و حتی آرم دانشگاه را عوض کرند. اما هنوز وضعیت دانشگاه مطلوب و راضی کننده نبود.سنای برلین در سال 2003-2004 تصمیم داشت بودجه دانشگاه را کاهش دهد، که این عمل نیز به یک عکس العمل انقلابی منجر گردید.

خسارت دردناک
دوره های آرامش در دانشگاه فرایه همیشه کوتاه بوده است.در زمستان 2002-2001 ، دولت ماهها دانشجویان پزشکی را در خیابان های سرد نگه داشت. پزشکان عصبانی و استادان با روپوش های سفید و لباسهای بیمارستان در خیابانهای اطراف منطقه "اشتیگلیتز" راهپیمایی می کردند. سخنرانان بزرگ و استادان دانشگاه و اتحادیه های کارگری همه بر این تاکید می کردند که: به این دولت ثابت می کنیم که حق با ماست.
دولت برلین تصمیم گرفته بود کلینیک پزشکی دانشگاه فرایه را که به نام "بنجامین فرانکلین" بود، تبدیل به یک کلینیک خصوصی کند. پیش از آن هم دو کلینیک از دانشگاه فرایه را به دانشگاه "هومبولت" ملحق کرده بودند.
در نتیجه ی این اعتراضات شدید، کلینیک به بیمارستان خصوصی تبدیل نشد و در نهایت با یکی از کلینیک های دانشگاه هومبولت تلفیق شد.

پیروزی بزرگ
از دفتر رییس دانشگاه صدای موزیک بتهوون به گوش می رسد. خبرنگاران در ساختمان اصلی دانشگاه دوربین های خود را آماده می کنند. یکی از اساتید از در بیرون آمده و می گوید: خبر را شنیدید؟ ما دانشگاه نخبه شدیم.
دانشگاه فرایه در سال 2007 به عنوان دانشگاه نخبه معرفی شد و این برای همگان غیر قابل باور بود.چه کسی باور می کرد که دانشگاهی که بر اثر جنگ ها ی مالی و اعتصابات سیاسی ضعیف شده بود، در تمام آلمان رتبه اول را کسب کند و دانشگاه هومبولت را پشت سر بگذارد؟

آرزوی بزرگ
از نظر دانشگاه هومبولت، دانشگاه فرایه همانند "آنا آندرسون" است . آنا اندرسون در سال 1920 به برلین آمده و به دروغ ادعا داشت که آخرین دختر تزار روس است و بعد ها دست او رو شد.
دانشگاه فرایه مدعی است که وارث "الکساندر هومبولت" است و روز به  روز بایستی بیشتر به آن رسیدگی شده و مدرن تر باشد.
آیا دانشگاه فرایه وارث دانشگاه قدیم(هومبولت) است؟ دانشگاه فرایه 60 سال قبل در پاسخ به دانشگاه استانیلیست هومبولت به وجود آمد و مشعل تفکر آزاد را در دست گرفت و تمامی اساتید فراری از دانشگاه هومبولت، که می خواستند تفکر آزادانه داشته باشند، به آنجا آمدند.
اهالی دانشگاه هومبولت فقط می توانند در برابر این اتفاق سر تکان دهند. از نظر آنان دانشگاه فرایه یک دروغگوی بزرگ است، و یا یک روانی.اما دیدگاه دانشگاه فرایه در این مورد متفاوت است دانشگاه فرایه مدعی است که وارث راستین میراث دانشگاه قدیم هومبولت است و خون آن دانشگاه در رگ هایش در جریان است.

زندگینامه انسان شناسان در سایت دانشگاه مینه سوتا

This biography web has been developed by the anthropology students  at Minnesota State University, Mankato as a part of our EMuseum. We strive to produce brief descriptions of anthropologists and other scientists that have direct influence on the discipline of anthropology. This is by no means a comprehensive list, but we are continuing to add and it grows each semester. Feel free to suggest names in our comment section (use the 'Help' button) for any future people you would like to see included.

کارکردها و کژ کارکردهای یک نظام آموزشی

بیش از 70 سال از عمر تاسیس دانشگاه در ایران می گذرد و امروز کشور ما با رقم حیرت انگیز 4 میلیون دانشجو و یک میلیون ورودی جدید در هر سال در صدها شهر کشور و به گونه ای روبرو است که به دلیل نظام ورود به دانشگاه سبک ها و اشکال گوناگون زندگی دانشجویان سراسر کشور با یکدیگر آمیخته شده و به همین شکل، اقوام و فرهنگ های محلی از خلال این نظام تقریبا در همه جا حضور دارند. رشد کمی نظام آموزش عالی که تعداد دانشجویان را بالاتر از فرانسه (2 و نیم میلیون) و یا ترکیه (2 میلیون) با جمعیت هایی تقریبا مشابه قرار می دهد، در عین حال رشد کیفی چندانی در بر نداشته و مسئولان به صورت سیستماتیک از رده بندی های پایین اغلب دانشگاه های کشور در سطوح منطقه ای و بین المللی سخن می گویند. هر چند موفقیت هایی نیز در این زمینه مشهود بوده اند و در برخی از رشته ها و دانشگاه های کمیت و کیفیت ها در سطح مسلوبی هستند اما سخن بر سر میانگین و موقعیت های عمومی است. در این میان، و در کشور ما، یک امر ظاهرا برای همه به صورتی موضوعی پذیرفته شده در آمده است و آن اینکه بین دانشگاه و بازار کار لزوما رابطه ای برقرار نیست و اصولا نباید رشد کمی و کیفی دانشگاه را با الزام به وجود بازار کار محدود کرد. در حالی که این مهم ترین و اساسی ترین رابطه ای است که در همه سیستم های مختلف دیگر موجود در جهان بر آن تاکید می شود. این رویکرد به نوعی خود را در گفتمان «جهان دانش محور» که شعاری بیشتر تبلیغاتی تا واقعی است نیز نشان می دهد، شعاری که هز چند ایرانی نیست اما به صورتی تعمدانه و با بیشترین استراتژی اقتصاد- محور و حتی ایدئولوژیک - محور در کشور ما به کار رفته است. در حالی که می دانیم، حتی پیش از بروز بحران مالی اخیر که نیاز به بازنگری کاملی در سیستم های اجتماعی-اقتصادی در سراسر جهان را در کوتاه و دراز مدت ضروری کرده است، موضوع تامین اعتبار دانشگاه ها و عدم توانایی هر چه بیشتر دولت ها به این کار حتی پیش از بروز بحران اقتصادی جدید، بحث اغلب محافل علمی و اجرایی در جهان بوده و هنوز هم هست.
امروز دیگر تقریبا با اطمینان می توان گفت که در آینده ای نه چندان دور، تحصیلات دانشگاهی آلترناتیوهای چندان زیادی را پیش رو نخواهند داشت. یک آلترناتیو بسیار محتمل آن است که دوره های دانشگاهی هر چه کوتاه تر و کاربردی تر شده و دانشگاه های با اعتبار بالا و ارزشمند، شهریه های هر چه سنگین تری را برای تامین نیازهای مالی خود بخواهند و این امر نیز به آنها خود مختاری هر چه بیشتری بدهد و این اتفاقی است که در معتبرترین دانشگاه های جهان از هم اکنون نیز افتاده است: اغلب دانشگاه های آمریکا و بریتانیا که در بالاترین رده بندی های جهان قرار دارند، دانشگاه های خصوصی با شهریه های بسیار بالا هستند و اغلب دانشجویان آنها یا یا از طبقات اشرافی بیرون می آیند و یا برای تحصیل ناچار به زیر بار قرض رفتن های سنگین به وسیله بانک هایی هستنند که سپس شاید برای تمام عمر از آنها طلبکار باقی بمانند. در این آلترناتیو، دانشگاه های دولتی و کم اعتبارتر یا اصولا از میان می روند و یا به محلی صرفا برای آموختن دانش از سر علاقه و در سطحی نه چندان حرفه ای و یا اصولا به محلی برای گذران اوقات فراغت بدل می شوند.
آلترناتیو دیگر، که آلترناتیوی انسانی تر نیز هست، اما هنوزرواج بسیار زیادی نیافته، هر چه بیشتر از این تز دفاع می کند که منطقی کردن روابط میان دانشگاهی و همچنین دخالت جامعه برای فراهم کردن تحصیل گروه های بزرگی از دانشجویان ضوروی است که از طبقات متوسط و پایین می آیند و همچنین بالا بردن امکانات و سطح کیفی دانشگاه های دولتی باید به صورتی انجام بگیرد که بتوانند با دانشگاه های خصوصی رقابت کنند. بسیاری از طرفداران نولیبرالیسم با چنین سیاستی مخالفند و بر آن هستند که «شایسته سالاری» بهترین پاسخ خود را در خصوصی سازی تا آخرین حد می یابد. با این وصف باید گفت که اگر این آلترناتیو جدی گرفته نشود، ما با خطرات زیادی در سطح جوامع انسانی روبرو می شویم که مهم ترین آنها افزایش امتیازات طبقاتی و بالا رفتن تنش های ناشی از آن و در نتیجه کاهش صلح اجتماعی و افزایش هزینه های ناآرامی های ناشی از آن به گونه ای است که سرمایه صرفه جویی شده با قطع کمک به دانشگاه ها باید در سیستم های اجتماعی تامین معاش برای بیکاران و یا جبران صدمات اجتماعی و فیزیکی ناشی از بیکاری و سطح پایین زندگی هزینه شود.
بنابراین بهتر است هر چه زودتر از منطقی که در دانشگاه های آمریکایی و بریتانیایی سال ها است حاکم شده است، فاصله بگیریم و بدانیم که هر چند این منطق سبب بالارفتن غیر قابل تردید این گروه از دانشگاه ها بر اساس گروهی از مولفه های علمی و یه وجود آوردن مراکزی برای تامین نخبگان سیاسی در سطح جهان شده است، اما به این نکته نیز توجه داشته باشیم که این فرایند ما به ازای دیگری هم داشته است و آن سقوط کیفیت سایر دانشگاه ها و در یک معنا سقوط عمومی نظام دانشگاهی بوده است. مولفه های به کار گرفته شده برای سنجش دانش در این میان تنها زمانی گویایی خواهند داشت که با مولفه های اجتماعی از جمله امید به تحرک و تغییر موقعیت اجتماعی برای بهبود آن در هر جامعه ای ترکیب شوند. چه در غیر این صورت ما شاهد بازگشتی به دوران پیش از دموکراسی خواهیم داشت که با همه خطرات آن دوران در نابرابری های اجتماعی همراه است.
اما اگر به کشور خود بازگردیم باید بگوئیم که کل سیستم اجتماعی ایران در حال حاضر به صورتی بسیار گسترده تحت تاثیر نظام دانشگاهی است. و این امر برغم جدایی میان بازار کار و نظام آموزشی و حتی شاید بتوان گفت به دلیل آن انجام گرفته است. وجود میلیون ها دانشجو در سراسر کشور و حتی در دورافتاده ترین مناطق، سبب شده است که سبک های زندگی به طور گسترده ای تغییر کنند و اندیشه ها تحول یابند. اقزون بر این وجود جمعیت بزرگ زنان در میان دانشجویان که سهم آنها از بازار کار باز هم کمتر از دانشجویان پسر است، و ورود گسترده این زنان تحصیلکرده درون نظام های اجتماعی ای که برای آنها جایی برای «حضور» واقعی یعنی از خلال محور کار و تاثیر گذاری اجتماعی در نظر نگرفته است، در سال های آینده به طور کامل سیستم های اجتماعی ما را دگرگون خواهد کرد و از همین امروز باید به فکر راه حلی جبرانی برای آن باشیم.
نظام دانشگاهی در رویکردی که شاید برخی آن را «کژکارکردی» بنامند، روی بدان داشته است که تحصیلات و مدارک دانشگاهی را از «سرمایه ای فرهنگی» به «سرمایه ای اجتماعی» بدل کند. این امر البته بیشتر از پسران درباره دختران صادق است اما بهر رو، پرستیز و سرمایه اجتماعی ای که بدین ترتیب به دست می آید با افزایش پیوسته تعداد افراد دارنده مدرک دانشگاهی نیاز به برخورداری از مدارکی بالاتر را در افراد ایجاد می کند که با هزینه های اجتماعی و اقتصادی بیشتری برای جامعه نیز همراه است و سرانجام ما را به یک بن بست می رساند که نمی توان به سادگی از آن خارج شد.
نمونه خانواده های متوسط و فقیر که با تحمل سخت ترین فشارهای مالی هزینه تحصیل دانشگاهی فرزندان خود را تامین می کنند و نمونه تحصیلکردگانی که پس از پایان تحصیلات دانشگاهی حاضر به بازگشت به محیط اولیه زندگی خود و از سر گرفتن سبک زندگی پیشین خویش نیستند، هر روز در کشور ما افزایش می یابد بدون آنکه راه حلی واقعی جز سیستم های الزام آور سهمیه بندی و وادار کردن افراد به اقامت یا تحصیل در رشته هایی که مورد علاقه شان نیست در باره آنها پیشنهاد شود. بدیهی است که این «راه حل ها» راه به جایی جز بالا بردن پتانسیل های تنش و نابسامانی و پایین بردن هر چه بیشتر کیفیت به سود کمیت نخواهند برد.
از این رو بازاندیشی در نظام دانشگاهی ما، بیشتر از آنچه در کشورهای توسعه یافته مطرح است، از دیدگاه های متعدد دیگری نیز باید صورت بگیرد که بسیاری از آنها اجتماعی و فرهنگی هستند. جامعه کنونی ایران، جامعه ای است به شدت جوان، با تعداد بی شماری از تحصیلکردگانی که سبک های زندگی خاصی را می طلبند و برای چنین جامعه ای باید به صورتی منطقی برنامه ای اجتماعی و مناسب داشت.جامعه کنونی ایران، جامعه ای است که نیازمند مدیریتی خاص است. مدیریتی که جوان بودن، حضور گسترده زنان و افزایش چشمگیر سرمایه اجتماعی از خلال نظام دانشگاهی را به مثابه محورهای اساسی تغییر در نظر بگیرد.
هم از این رو، حرکت در جهتی معکوس یعنی کاربرد ابزارهای الزام آور و محدود کننده، استفاده از زبان های کلیشه ای و اشکال سطحی نگرانه اندیشه که ظاهرا برای به کاربرندگان خود می تواند تصور موفقیت را نیز در بر داشته باشد، بیشتر و در نهایت صرفا با نوعی انفعال اجتماعی پاسخ می گیرد که امروز به شدت در بساری از اقشار از جمله در میان جوانان و دانشجویان مشاهده می شود. معمایی که در اینحا خود را هر چه بیشتر به مثابه یک معضل دراز مدت مطرح می کند، آن است که چنین موقعیتی یعنی اینکه محور اصلی تغییر و تحول جامعه ایرانی ، نظام دانشگاهی آن است از یک سو و اینکه چنین نظامی به کمیتی بیش از اندازه بزرگ رسیده و در این حال اصولا نمی توان نظام دانشگاهی را به مثابه یک نظام تولید کننده سرمایه اجتماعی حفظ کرد از سوی دیگر، به باور ما یکی از چالش های بزرگ اجتماعی است که ما در سال های آینده با آن رو در رو خواهیم بود. و پرسش نهایی اینکه آیا اصولا چنین موقعیتی را باید یک کارکرد اجتماعی بدانیم یا یک «کژکارکرد»؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - دانشگاه