فقر

در طول تاریخ شش هزار ساله تمدن های انسانی ، و حتی دورتر از آن، از زمانی که در ده هزار سال پیش انسان ها به انقلاب کشاورزی دست یافتند و توانستند امنیت غذایی خود را به طور نسبی حفظ کنند، و از این راه به تدریج بر میزان انباشت ثروت های خود در قالب های گوناگون افزودند،  هرگز چنین میزانی از ثروت بر روی کره زمین انباشته نشده است . با وصف این وصف هرگز چنین اختلاف و تفاوتی نیز میان فقرا و ثروتمندان وجود نداشته است. تفاوتی چنان هولناک که امروز هیچ کس نمی تواند ادعا کند در امنیت به سر می برد و خطر آنکه جهانی به شدت نظامی شده و بحران زده به سوی  اشکال حادتری از خشونت پیش رود همه را تهدید می کند.  انسان شناسی و فرهنگ به همین دلایل پرونده فقر را از امروز می گشاید و به تدریح مطالب جدید سایت را به آن می افزاید.

این پرونده به وسیله خانم مرضیه جعفری تنظیم و تهیه شده است.

آخرین به روز رسانی : 8 شهریور 1389

o    صفحات مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ؛

1- آینده ی درخشان بشریت کجاست؟
http://www.anthropology.ir/node/518

2- گفتمان فقر و خشونت: نولیبرالیسم از نگاه بوردیو
http://www.anthropology.ir/node/3866

3- کشورهای در حال توسعه و بحران جهانی: بحران منتظر ما نخواهد ماند
http://www.anthropology.ir/node/1208

4- جهانی کردن تولید و تجارت و بحران بی کاری
http://www.anthropology.ir/node/1218

5-  چرا خودسوزی؟
http://www.anthropology.ir/node/432

6- چشم اندازهای پیش رو برای طبقه ی متوسط در ایران کنونی
http://www.anthropology.ir/node/4638

7- اقتصاد سیاسی فقر پایدار
http://www.anthropology.ir/node/1196

8- بحران جهانی غذا: علل و راه حل ها
http://www.anthropology.ir/node/1266

9- از کابل تا پاریس
http://www.anthropology.ir/node/5082

10- بازتاب به مقاله ی عکس برداری
http://www.anthropology.ir/node/2085

11- لزوم بازنگری در معیارها و مفاهیم بافت فرسوده
http://www.anthropology.ir/node/3480

12- امروز دیگر هیچ کس در امان نیست!
http://www.anthropology.ir/node/610

13- واژه نامه ی بوردیو: فقر موقعیت
http://www.anthropology.ir/node/1824

14- تبیین افول سرمایه ی اجتماعی در ایران(1)
http://www.anthropology.ir/node/1194

15- جهان به کجا می رود؟
http://www.anthropology.ir/node/619

16- چهار بحران نظام معاصر سرمایه داری جهان
http://www.anthropology.ir/node/1260

17- نگاهی جامعه شناختی به مسئله ی جمعیت
http://www.anthropology.ir/node/4855

18- فرهنگ فقر؛ نیازمند نگاه انسانی
http://www.anthropology.ir/node/594

19- سقوط از فراز برج: پوزخند خدایان، گنگی آدم ها
http://www.anthropology.ir/node/569

20- چه کسی باید ببخشد؟ چه کسی نباید فراموش کند؟
http://www.anthropology.ir/node/529

21- بیچاره کینز، بدبخت استیگلیتز!
http://www.anthropology.ir/node/513

22- برای یک «طبقه» متوسط فرهنگی در ایران
http://www.anthropology.ir/node/6531

:.:

o    پیوند به بیرون؛

( به زبان فارسی) :

1- فقر در ویکیپدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%D8%B1

2- فقر و ثروت/دنیای اقتصاد
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=47021

::

(به زبان انگلیسی) :

3- فقر در ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Poverty

Hunger and World Poverty -4 در سایت Poverty.com
http://www.poverty.com/

Poverty Facts and Stats -5  در global Issues
http://www.globalissues.org/article/26/poverty-facts-and-stats

6- درباره ی فقر در سایت دیکشنری
http://dictionary.reference.com/browse/poverty

7- سایت Make Poverty History
http://www.makepovertyhistory.org/

8- سایت end Poverty
http://www.endpoverty.org/pages/page.asp?page_id=12742&gclid=CNaO95GX1KICFQ8FZgodeluFxA

9- فقر در ایالات متحده/ویکیپدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Poverty_in_the_United_States

10- کتاب هایی درباره ی فقر
http://www.google.com/search?q=poverty&hl=en&sa=N&prmd=nbi&source=univ&tbs=bks:1&tbo=u&ei=bLAxTJW6H4ay0gTF7tmdAw&oi=book_group&ct=title&cad=bottom-3results&resnum=12&ved=0CGUQsAMwCw

11- تصاویری از فقر
http://www.google.com/images?q=poverty&hl=en&tbs=isch:1,isz:m&prmd=nbi&source=lnt&sa=X&ei=fbUxTPLWEceUsgaGn7X3Ag&ved=0CAcQpwU&start=20&ndsp=20

فرهنگ فقر، نیازمند نگاه انسانی

هر کجا اثری از انسان و نقشی از کنشی انسانی در میان بوده است، شناخت انسان نیز دیر یا زود پدید آمده و تلاش کرده است سهم خود را در پاسخ‌دهی به چنان پرسش‌هایی ایفا کند. به همین دلیل نیز، مشکل می‌توان تقسیم‌بندی رایج قرن نوزدهمی‌در علوم اجتماعی مبنی بر تفکیک جوامع «ابتدایی» و «پیشرفته» را پذیرفت. در واقع نظریه دورکیم مبنی بر گذار جوامع انسانی، همچون موجودیت‌های طبیعی، از «سادگی» به «پیچیدگی» و از حالت «مکانیک» به حالت «ارگانیک» مدت‌هاست که سلطه خود را بر علوم اجتماعی از دست داده و جای خود را به نظریه‌هایی مبتنی بر «پیچیدگی»، «پویایی» و «ابهام» داده است. از این‌رو، تغییرات زیست بومی‌ انسان‌ها، به ویژه گسترش فضاهای انسان شناخت و وداع آن‌ها با «طبیعت» برای ورود به «فرهنگ» بیش از آن‌که ماهیت و ذات علمی‌چون انسان‌شناسی را تغییر دهند، بر روش‌شناسی آن و بر تبیین‌های پژوهش‌شناختی آن تاثیرگذار بوده‌اند. نگاهی به گذشته علوم اجتماعی، ما را به قلب این علوم در فاصله دو جنگ جهانی یعنی به دانشگاه شیکاگو و مکتب مطالعات شهری آن، با چهره‌های درخشانی چون پارک، تامس، زنانیسکی و... می‌برد; به دورانی که گونه‌ای خاص از جامعه‌شناسی شهری شکل می‌گرفت و هدف خود را شناخت مسایلی همچون جماعت‌های شهری، اقلیت‌های قومی، پدیده مهاجرت، آسیب‌شناسی اجتماعی در شهرها... و روش‌های خود را، روش‌های کیفی و اتنوگرافیک همچون مشاهده، مصاحبه و مطالعات میدانی، یا نیز کار با اسناد زندگی روزمره، خاطرات و تاریخ شفاهی و زندگی‌نامه افراد جامعه، موضوع تحقیق قرار می‌داد.
اما شیکاگو پایه استواری بود که آینده خود را نه در جامعه‌شناسی امریکا بلکه در انسان‌شناسی فرهنگ این کشور متبلور کند. در حقیقت، رشد چشم‌گیر سرمایه‌داری امریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم و پدید آمدن یک طبقه متوسط جدید و گسترده، کارفرمایان جدیدی را برای جامعه‌شناسی وارد میدان کرد: سرمایه‌گذاران و مدیران صنعتی که در پی بالا بردن بهره‌وری کارگران از خلال شناخت بهتر آن‌ها و زندگی آن‌ها بودند. به همین دلیل نیز جامعه شناسی آمریکایی به سرعت محلات فقیر نشین و اقلیت‌های قومی‌ و خرده فرهنگ‌های شهری را رها کرده، به سوی مطالعات در حوزه‌های کار و صنعتی شدن حرکت کرد و در این راه به سلطه کاملی از روش‌هایی کمی‌و پوزیتیویستی را بر علوم اجتماعی این کشور و از این راه بر علوم اجتماعی در سراسر جهان تحمیل کرد. در این حال، انسان‌شناسی فرهنگی بود که با گزینش همان روش‌های شیکاگو و بهره برداری از تجربیات خود در نخستین پژوهش‌هایش در میان بومیان آمریکا و همچنین با اتکا بر مطالعات گسترده مردم‌شناختی در دو سنت بریتانیایی و فرانسوی، تداوم سنت شیکاگو را تضمین کرد. بدین‌ترتیب انسان‌شناسی شهری با شتابی شگفت‌انگیز در ایالات متحده رشد کرد. رشدی که تا به امروز همچنان ادامه دارد و این شاخه را بدل به یکی از پربارترین شاخه‌های انسان‌شناسی فرهنگی کرده است.
در ابتدای دهه 1960 اسکار لوییس، انسان شناس امریکایی با انتشار کتاب «کودکان سانچز» شهرتی جهانی یافت و یکی از مجادله‌برانگیزترین مفاهیم در تاریخ علوم اجتماعی و به ویژه تاریخ انسان‌شناسی را مطرح کرد: فرهنگ فقر. لوییس یکی از نخستین انسان‌شناسانی بود که کار بر پدیده حاشیه‌نشینی را در شهر آغاز کرد و برای نخستین بار تلاش کرد پدیده فقر را از خلال رویکردی فرهنگی تبیین کرده و نوع خاصی از «خرده فرهنگ» را که به باور او جنبه‌ای جهان شمول داشت مطرح نماید. نباید از یاد برد که تمایل به مطالعه بر پدیده فقر شهری تقریبائ همزمان با شکل گرفتن شهرهای صنعتی و نابسامانی‌های حاصل از ورود گسترده مهاجران روستایی به آن‌ها در قرن نوزده و از خلال کتاب مهم و تاثیرگذاری چون «وضعیت طبقه کارگر در انگلستان» اثر فردریش انگلس که در اواخر همین قرن منتشر شد و در حقیقت تشریحی از محلات فقیرنشین لندن و چند شهر دیگر بریتانیا بود، آغاز شده بود. با این وصف فقر شهری و حاشیه‌نشینی چه در کشورهای توسعه یافته و چه بعدها در کشورهای درحال توسعه که عمومائ با پدیده مهاجرت روستا-شهری همراه بود، بدل به موضوعات دارای الویت برای انسان‌شناسی شهری در همه کشورها شدند.
اما رشته انسان‌شناسی شهری در ایران کاملائ نو و تقریبائ بدون هیچ‌گونه پیشینه علمی‌ به‌شمار می‌آید. البته در کشور ما نیز همچون دیگر کشورها، مطالعه بر جوامع و مشکلات شهری تا اندازه‌ای در جامعه‌شناسی و به خصوص در شهرشناسی و مطالعات مدیریت شهری سابقه داشته است. مهم‌ترین محور این مطالعات نیز همین پدیده «حاشیه‌نشینی» یا زاغه‌نشینی‌های شهری بود که با رشد شتابزده شهرها از نیمه دهه 1330 تا هنگام انقلاب اسلامی‌در اواخر دهه 1350 و حتی پس از آن ادامه یافت. با این حال در طول سه دهه کمتر می‌توان مطالعه یا پژوهشی را نشان داد که در پی شناخت آدم‌ها، فرهنگ‌ها و زندگی‌های انسان‌ها بوده باشد و متاسفانه شاید امروز ناچار به اعتراف تلخی باشیم: این‌که شاید نگاه ما به این مردمان، به زندگی و به فرهنگ آن‌ها، نگاهی مشابه نگاه اروپاییانی بود که در کشورهای بیگانه با خود از «مردمانی ابتدایی»، از «دین ابتدایی»، «هنر ابتدایی» و غیره سخن می‌گفتند و حتی در توصیف «تحسین‌برانگیز» آنها نیز نشان از نوعی «غریب‌گرایی» تحقیرآمیز مشاهده می‌شد.
اما شاید جایی که انسان‌شناسی شهری می‌تواند پیشینه گسترده‌تری را در رویکردی متفاوت با چنین جماعت‌هایی و با پدیده فقر شهری در ایران، بیابد، در حوزه ادبی و در آثار نویسندگانی همچون غلامحسین ساعدی، جلال آل‌احمد، صمد بهرنگی، علی محمد افغانی و... است. در آثار این نویسندگان که عمدتا در اواخر دهه 1340 و دهه 1350، تا اندازه‌ای پیام آوران انقلاب در راه و شرکت اقشار فقیر شهری در آن نیز بودند، شاید بتوان گاه نمونه‌هایی مشابه «کودکان شانچز» را یافت. با مطالعه‌ای جدید و از این دیدگاه بر این آثار شاید بتوان نکات زیادی را روشن کرده و غنای تازه‌ای به نقد ادبی و به ارائه الگوهایی برای انسان‌شناسی ادبیات در کشور ما بدهد. کشوری که به دلیل تنوع طبیعی، قومی، زبانی، خرده فرهنگی، شیوه‌های زیستی و ...امروز به یکی از جذاب ترین حوزه‌های مطالعات انسان شناختی تبدیل شده است.
منبع: روزنامه سرمایه 3 بهمن 1384

اقتصاد سیاسی فقر پایدار

حضور مستمر برخی معضلات نشانه‌ای از وجود موانع ساختاری برای رفع آن و نیز عدم تمایل جدی حاکمان برای حل آن‌هاست. چنین است که این پدیده‌ها در فرایندها و سازوکارهای اقتصادی و اجتماعی به نهادهایی پایا بدل می‌شوند و در واقع چرخه‌ای بنا می‌کنند که گسستن آن نیازمند تغییر بنیادین در ساختارها و روش‌های قدرت اجرایی و مهم‌تر از آن در باورها است. فقر و نابرابری از جمله‌ی این معضلات است. فقرزدایی از جمله خواسته‌ها و شعارهای اساسی انقلاب و یکی از شعارهای موکد طی سه دهه‌ی گذشته بوده است. تمامی دولت‌های پس از انقلاب نیز (حداقل در شعارها و گاه در برنامه‌های نوشته‌شده) مواجهه با فقر را جزو اساسی‌ترین کارهای خود برشمرده‌اند: از توزیع کوپنی کالاها در دولت میرحسین موسوی تا طرح فقرزدایی دولت هاشمی و سند فقرزدایی دولت خاتمی و البته شعارهای دولت نهم در این زمینه و طرح سهام عدالت و هدفمند کردن یارانه‌ها. اما نتیجه چه بود؟ با یک شاخص نمی‌توان حکم قاطعی صادر کرد، اما ضریب جینی به عنوان مهم‌ترین شاخص توزیع درآمد نشان از کم اثر بودن این سیاست‌ها و شعارها و نهادینه‌شدن فقر در عمل بوده است؛ که البته نشانه های جدی آن‌را در دیگر حوزه‌های اجتماعی، از جمله اعتیاد، فحشا، فساد و جز آن به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد. با این توضیح که ضریب جینی از صفر (برابری مطلق) تا یک (نابرابری مطلق) می‌تواند نوسان کند و هرقدر ضریب جینی عدد بزرگ‌تری باشد نشان‌گر نابرابری بیشتر در توزیع درآمد است در جدول زیر ضرایب جینی، براساس اعلام بانک مرکزی، طی سال‌های 1356 الی 1385 نشان داده شده است:  
سال ضریب جینی
1356 84/45
1357 60/43
1358 18/46
1359 84/39
1360 03/43
1361 1/44
1362 4/45
1363 43/40
1364 10/39
1365 44/39
1366 38/40
1367 43/40
1368 92/40
1369 69/39
1370 96/39
1371 70/38
1372 76/39
1373 93/39
1374 74/40
1375 1/39
1376 29/40
1377 65/39
1378 09/40
1379 91/39
1380 85/39
1381 91/41
1382 56/41
1383 96/39
1384 23/40
1385 04/40
  چنان‌که مشاهده می‌شود ضریب جینی توزیع درآمد طی این سال‌ها در دامنه‌ای هفت درصدی نوسان داشته است و با توجه به میانگین آن فقط نزدیک به 4 درصد کاهش داشته و در پیرامون 40 تا 41 درصد ثابت مانده و به نظر می‌رسد در واقع به نوعی نشانه‌ی حیات پایدار نابرابری‌های اقتصادی بوده است. جالب آن‌که در دولت‌هایی که بیش‌تر شعار عدالت‌خواهی سر داده‌اند این ضریب گاه افزایش می‌یافت (به ارقام مربوط به دهه‌ی 60 و سالهای 84 و 85 توجه شود). چرا در این مدت اتفاق مهمی نیفتاده است؟ چه‌گونه است که به‌رغم این همه تاکید در برنامه‌ها بر کاهش فقر و نابرابری، در عرصه‌ی عمل اقدامی جدی صورت نگرفته است، و اتفاق چشم‌گیری نیفتاده است؟ پاسخ به این سوال را دو حوزه باید دنبال کرد، نخست، در حوزه‌ی نظری و دوم در حوزه‌ی اجرایی. در حوزه‌ی نظری نگاه‌های بازار محور و رویکردهای نولیبرالی که از دهه‌ی دوم انقلاب به شکل جدی‌تر مطرح و تاثیر گذار شد. در این رویکرد، با باور تک‌بعدی و تقلیل‌گرایانه به کنش‌های اقتصادی ـ اجتماعی جامع و رویکردهای طبقاتی، به این که پیگیری نفع شخصی در چارچوب بازار بهترین توزیع درآمد را در پی خواهد داشت، و عدم توجه به چند عاملی بودن پدیده های اجتماعی، نگاهی ساده‌انگارانه حاکم شد که می‌اندیشید با واگذاری همه چیز به بازار نابرابری نیز خود‌به‌خود حل خواهد شد. این باور تا بدانجا رسیده که رییس سازمان خصوصی سازی، در سال گذشته سخن از ضرورت خصوصی‌سازی جدی در آموزش و پرورش گفت. در عرصه‌ی اجرایی نیز به تبع حوزه‌ی نظری، ضمن آن‌که کم‌تر برنامه‌ای در قالب عملیاتی تدوین شد، آنچه نیز به تدوین رسید در عرصه‌ی عمل به فراموشی سپرده شد. ساز و کار غیرشفاف توزیع قدرت و منافع و عدم پاسخ‌گویی در حوزه‌ی عمومی نیز به این مقوله دامن زده است. فرار از نگاه‌ نقادانه‌ی حوزه‌ی عمومی چنان است که تنها ساختار اجرایی منسجمی که برای کاهش فقر و نابرابری ایجاد شده (وزارت رفاه و تامین اجتماعی) حتی از محاسبه و اعلام خط فقر نیز سر باز می‌زند، بگذریم از وظایف اصلی برشمرده در قانون. در کنار این بی توجهی اجرایی، تدوین و اجرای برنامه‌های اقتصادی متفاوت بدون توجه به حوزه‌ی سیاست‌های اجتماعی به تداوم مسئله‌ی فقر و ماندگاری آن منجر شده است. در اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصول 30، 29، 31،... رفع فقر و ایجاد شرایط مناسب اقتصادی و برخورداری برای کلیه‌ی آحاد جامعه و به‌خصوص افراد به حاشیه رانده شده و کم‌تر بهره‌مند از امکانات اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، در عمل، فقر پایدار بخشی از سازوکار اقتصادی- اجتماعی حاکم شده است و به نظر می‌رسد در حوزه‌ی سیاست‌گذاری‌های کلان، به رغم تمامی شعارها، کم‌تر تمایلی به حل آن وجود دارد و یا این‌که دست‌کم کم‌تر اراده و دغدغه‌ای برای بهبود آن به چشم می‌خورد.

چنانچه قرار باشد به این پدیده به نحوی جدی توجه و برخورد شود، لازم است بازبینی عمیق در سازوکارهای اقتصادی کلان با جهت‌گیری و اولویت حل این مساله صورت پذیرد. در شرایط کنونی، این تغییر سازوکار مستلزم تغییر در رویکردهای نظری بازار محور و در کنار آن فضای شفاف اطلاع رسانی و الزام به پاسخ‌گویی دولتمردان در برابر مطالبات شهروندان است.

 

مقاله مشترک سایت تحلیلی البرز و صفحه انسان شناسی سیاسی تارنمای انسان شناسی و فرهنگ

 

 

 

خانواده در زاغه نشینان یوسف آباد

کار ارائه شده به کلاس انسان شناسی شهری، نیم ترم اول سال تحصیلی 1387-88، دوره کارشناسی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران E-mail : ja- joon@yahoo.com چکیده : شهرنشینی بیش از 5 هزار سال قدمت دارد. اما در روند شهرنشینی حاشیه هایی در اطراف این شهرها به وجود آمد که عنوان زاغه به آنان اطلاق شد. این حاشیه نشینی همواره مورد توجه مسئولان شهری بوده است. اما نه از نظر رسیدگی به کیفیت آن ها بلکه حذف آن ها. زاغه نشینان یا همان حاشیه نشینان از گروه های خاص مردم بوده و همواره سبک زندگی خاصی را دارند. محل مورد نظر تحقیق نیز از گروهی افراد تشکیل شده که همگی زنان مطلقه یا بیوه و تنها هستند و در این تحقیق به نوع زندگی آنها اشاره شده است.

شناسایی جغرافیا، اقتصاد و برنامه ریزی و موارد دیگر در این حاشیه ها از نکاتی است که همواره مورد توجه انسان شناسان بوده است. اما علیرغم این بررسی همواره آینده ای مبهم از این گونه زندگی زندگی ها در پیش چشم هست. امروزه حاشینه نشینی یک پدیده معمول در جوامع شده که مسئله شهر را به عنوان یکی از مسائل مهم جامعه شناسی و انسان شناسی مطرح می کند.

خواندن کار

 

 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فقر