تعزیه

از میان سنت های نمایشی ایرانی، شاید هیچ یک به اندازه آیین های  اجرایی تعزیه نتوانسته است پیشینه ایرانی اسطوره ای را به باورهای دینی پیوند زده و از این راه  به هویت خاصی امکان پیدایش دهد. هم از این رو  آیین های تعزیه از دیر باز  از مهم ترین موضوع های مورد بحث در حوزه علوم اجتماعی و انسانی و همچنین هنر در ایران بوده است. در این پرونده، برخی از مطالبی که در «انسان شناسی و فرهنگ» در این زمینه آنمده است، گرد آمده اند.


1-مدرنیته و زیبایی شناختی شدن آیین
http://anthropology.ir/node/11687

2-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(1)
http://anthropology.ir/node/11253

3-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(2)
http://www.anthropology.ir/node/11261

4-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(3)
http://www.anthropology.ir/node/11265

5-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(4)
http://www.anthropology.ir/node/11288

6-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(5)
http://anthropology.ir/node/11302

7-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(6)
http://anthropology.ir/node/11320

8-بررسی نشانه شناختی  تعزیه در بوشهر(7)
http://anthropology.ir/node/11336

9-نوحه چیست؟
http://www.anthropology.ir/node/988

10-مصاحبه نشریه خیمه درباره مناسک آیینی در شهر
http://www.anthropology.ir/node/443

11-معرفی دو فیلم مستند درباره مراسم عاشورایی
http://www.anthropology.ir/node/3408

12-انسان شناسان متخصص ایران ( 30 ) پروفسور پیتر چلکوفسکی
http://www.anthropology.ir/node/259

13-کتاب شناسی تعزیه
http://www.anthropology.ir/node/2171

14-کتاب شناسی تعزیه(2)
http://www.anthropology.ir/node/2242

15-کتاب شناسی تعزیه(3)
 http://www.anthropology.ir/node/2284

16-کتاب شناسی تعزیه(4)
http://www.anthropology.ir/node/2375

17-کتاب شناسی تعزیه(5)
http://www.anthropology.ir/node/2389

18-تابوئیک گذار تابوت‌گردانی حسینی از خاورمیانه به جنوب شرق آسیا
http://www.anthropology.ir/node/2787

19-گزیده ماجرای تعزیه
http://www.anthropology.ir/node/6631

20- پرده خوانی: جلوه ای از نمایش باورهای مدهبی عامه
http://anthropology.ir/node/15427

21- مقالات قدیمی: نخستین تعزیه ها در ایران (1351)
http://www.anthropology.ir/node/17935

مراسم تعزیه در روستای خوروین

روستای خوروین از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ با مختصات جغرافیایی 50 درجه و 49 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 59 دقیقه عرض شمالی، در 21 کیلومتری شمال غربی شهرستان کرج قرار دارد.این روستا از شمال و شمال غربی به روستای آجین دوجین و ولیان و شمال شرقی به رشته کوه های مرکزی البرز محدود می شود. به گفته افراد بومی تعزیه در این روستا قدمتی طولانی دارد . عکس های زیر که در عاشورای 1390گرفته شده ؛ متعلق به مسعود خلج زاده  است .

نکته بسیار جالب در برخورد روستاییان با ایفا کنندگان نقش های تعزیه است . مردم در حین تماشای تعزیه ای که تمام سال های عمر خود شاهد آن بوده اند ؛ ایفا کننده ی نقش شمر را دشنام می دهند . این دشنام در دنباله ی نام بازیگر مثلن جواد ایفاگر نقش شمر می آید . برای مثال فردی می گوید : « الهی جواد پسر عروس عمو بمیری که این بلا رو سر حسین آوردی .»

عکس ها را در فایل زیر ببینید.

 

پرونده ی «تعزیه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/3775


 

 

شاخه اصلی

نظریه

مقالات قدیمی: نخستین تعزیه ها در ایران (۱۳۵۱)

محققین و نویسندگان بسیاری که در چند سال اخیر مطالب و مقالات نسبتاٌ فراوانی دربارة شبیه خوانی نوشته اند، پیدایش و اجرای نخستین تعزیه ها را به دوره حکومت صفویه در ایران نسبت میدهند. با اینهمه نه تنها در بررسی این نویسندگان که پایه فرضیه خود را بر حدس و گمان نهاده اند، بلکه در آثار و مطالب آن دسته از خاورشناسانی هم که از دیرزمان به تعزیه چشم دوخته اند و کیفیت و تاریخ تحول این نمایش کهن و اصیل ایرانی را موضوع نوشته های بیشمار خود در مجلات علمی و دانشگاه های خارجی قرار داده اند، مأخذ و مدرکی که صحت این فرضیه را تأئید سازد ارائه نشده است.

اولین مدرک کتبی که تا امروز در اختیار همه محققین تعزیه است، نمودار وجود تعزیه از دوره زندیه است. این مدرک گزارشی است از ویلیام فرانکلین که در 1787 میلادی در شهر شیراز شاهد اجرای یک شبیه خوانی بوده و در سفرنامه خود بنام «مشاهداتی در راه سفری از بنگال به ایران» Observations made on a tour from Bengal to Persia آورده است.

 

با آنکه در دست یافتن به این مدرک تقریباٌ همه محققین تعزیه خود را مدیون ا . جی . براون E.G. Brown نویسنده معروف «تاریخ ادبیات ایران» میدانند که در جلد چهارم اثر معروف خود به نقل گزارش فرانکلین پرداخته است، لیکن در حقیقت اولین کسی که به گزارش فرانکلین دست یافته و آنرا در اختیار محققین بعدی گذاشته، خاورشناس عالیمقام روسی، آلکساندر کریمسکی A. Krymski نویسنده کتاب «تئاتر ایران»، چاپ کیف، بسال 1925 است.

کریمسکی در این اثر که متأسفانه بزبان اکراینی نوشته و بهمین سبب برای بسیاری از پژوهشگران ناشناس مانده است، برای رسیدن بتاریخ اولین تعزیه های ایرانی این زحمت فوق طاقت را بخود روا داشته که به مطالعه بیش از صدها سفرنامه بپردازد و برمبنای آنها تاریخ پیدایش و نیز تکامل تعزیه را بگونه ای تنظیم کند که مهمترین نکات آن چنین است:

نخستین مدرکی که اصولا از وجود مراسم عزاداری حسینی بعنوان فرم های مقدماتی شبیه خوانی سخن میگوید، گزارشی است از تاریخ نویس عرب ابوحنیفه الدیناوری (متوفی 895 میلادی) در کتاب الاخبار که از اجرای مراسم نوحه خوانی برای حضرت علی و فرزندانش در زمان امویان روایت میکند.

بعد، احمد بن ابوالفتح در کتاب الحسن القصص از دیلمیان خبر میدهد که در سال 963 میلادی، مطابق با 352 هجری، معزوالدوله بعد از فتح بغداد فرمان داده است تا در دهه اول محرم تمام بازارهای این شهر را سیاه ببندند و مردم لباس ماتم بر تن کرده و به عزاداری امام سوم بپردازند.

بنا بر گفته کریمسکی ، خبر بالا از تاریخ ابن کثیر شامی گرفته شده و مأخذ خبر تاریخ ابن کثیر، گزارش یک تاریخ نویس عرب بنام هلال بوده است.

بعد، در سال 1475 میلادی یک تاجر رومی بنام نیکیتین Nikitin ضمن سیاحت در ایران خبری میدهد که حتی میتوان در آن اشاره هائی به وجود شبیه خوانی پیدا کرد. لیک این خبر متأسفانه آنقدر مختصر و مبهم است که نمیتوان مبنای تحقیق علمی قرارش داد. تمام خبر نیکیتین همین یک جمله است که:

«... در اینجا شاه حسین پسر علی و نوه محمد نفرین کرد و سپس هفتاد بنا فرو ریخت ...» !

در دوره صفویه که ایران رسماٌ شیعه را بعنوان مذهب رسمی خود پذیرفت و اضافه بر این سلاطین صفوی برای بهره برداری از تعصب مذهبی جهت مبارزه با عثمانیان سنی مذهب، به مراسم سوگواری و عزاداری توجه خاص نشان دادند، برنامه های نمایشی نیز در این مراسم توسعه ای چشم گیر یافت.

از این زمان سیاحان خارجی بسیاری چون ئلئاریوس Olearine، تاورنیه، توماس هربرت ضمن سیاحت خود از کشور ما هر یک گزارشات مفصلی از نوحه خوانیها، تیغ زنیها، زنجیر زنیها و بالاخره نمایشات پانتومیمی مثل شبیه در آوردن دوطفلان مسلم که در حین عبور دسته ها بر روی یک اسب خونین دیده میشوند، میآورند که نمایانگر تکامل مراسم عزاداری حسینی در جهت نمایشی شدن آن است. از جمله یکی از گویاترین گزارشهائی که دلیل این ادعا میتواند باشد خبری است که دوبراین بسال 1704 (بنابراین، آخرین نیم قرن حکومت صفویان) از اصفهان تهیه میکند. دوبراین میگوید که در میدان بزرگی (میدان نقش جهان ؟) مردان زیادی در لباس جنگ آوران بدور پیکره ای از امام حسین گرد آمده بودند که در داخل آن مردی رفته بود و اعضای بدنش را تکان میداد!

باین ترتیب، بگفته کریمسکی، جنبه ها و عوامل نمایشی در عزاداری حسینی روز بروز رو بتزاید مینهد تا زمانیکه اولین برخورد با گزارش فرانکلین روی میدهد.

گزارش فرانکلین از شیراز حاوی معرفی دو تعزیه است، یکی تعزیة آب فرات که نمایش زد و خوردی بین دوستان امام و سپاهیان یزید است و ارزش نمایشی چندانی ندارد و دیگری تعزیة عروسی قاسم که کیفیت والائی را صاحب است و فرانکلین دربارة آن چنین میگوید:

«یکی از اجالب ترین برنامه های عزاداری (حسینی) نمایش عروسی قاسم جوان، پسر امام حسن، با دختر عمویش، دختر امام حسین است. این عروسی البته هیچ زمان تحقق نیافت زیرا که قاسم در یکی از نبردهای کنار رود فرات، در روز هفتم محرم بشهادت رسید.

پسر جوانی نقش عروس را با همه ی تزئینات یک عروسی بازی میکرد. او همراه با دیگر زنهای خانواده و با لحنی اندوهبار شعری را میخواند که مربوط به سرنوشت تراژیک شوهرش و قتل او توسط کافران بود. نمیتوان دقایقی را که اینان از هم بایستی جدا میشدند فراموش کرد. وقتی که شوهر، نامزد جوانش را ترک میگفت تا جبهه رود، با او لطیف ترین وداع ها را میکرد. بعد، بهنگام رفتن جامه ی سوگواری را باو داد و دختر جامه را روی شانه های خود انداخت ...»

گزارش فرانکلین که از شیراز و از عهد حکومت زندیه و بسال 1878 است برای کریمسکی بدان گونه که در کتاب خود صریحاٌ ذکر میکند تاریخ نخستین اجرای تعزیه را در ایران در بر دارد. بهرحال بعد از کریمسکی، اولین خاورشناس غربی که این تاریخ را برمبنای تحقیقات دانشمند روسی فوق الذکر، سند قرار میدهد، ا. جی . براون انگلیسی است. و سپس همه ی محققین ایرانی و خارجی منجمله بهرام بیضائی برای «نمایش در ایران» خود، به براون تأسی جسته و اولین مدرک موجود از کهن ترین اجرای تعزیه در ایران را بتاریخ فوق پذیرفته اند.

***

حال، بعد از این مطالعه، آنچه که دربارة تاریخ اولین اجرای تعزیه ها در ایران در دسترس نگارنده این سطور است، آنرا نخستین بار در رسالة دانشگاهی خود با عنوان hiitisch – Persische Passioesspiele (چاپ وین 1967) منتشر ساخته و بالاخره خوشحال است که حال از طریق این مجله در اختیار محققین فارسی زبان تعزیه میگذارد – سندی است که اگر قبول افتد اولا تاریخ شناسائی ما از تعزیه را نسبت به تاریخ قبلی (1878) حدود نیم قرن قدمت بیشتری می بخشد و گذشته از این از نوعی اجراهای تعزیه در ایران صحبت میدارد که با اشکال گوناگون اجراها که از تعزیه میشناسیم متفاوت است.

این سند در واقع گزارشی است نشر یافته در یک سفرنامه قدیمی، بکلی نامعروف و با نام غریب و طویل «تاریخ و جغرافیای امروز ایران و یا کشور شاهنشاهی ایران در عهد معاصر» که در کتابخانه ملی وین موجود است.

در این سفرنامه پرورق که بزبان آلمانی است نامی از نویسنده و یا مترجم و نیز حتی توضیحی که مشخص سازد این کتاب در اصل بزبان آلمانی تحریر یافته و یا به این زبان برگردانده شده، برده نشده و تنها این جمله آمده است که «طبق گزارش آقایان سالامون انگلیسی و وان گوگ هلندی».

بهرحال -  گزارش در مورد تعزیه در کتاب با شرح خبری مفصل دربارة مراسم عزاداری حسینی آغاز میگردد و پس از صحبت از روضه خوانیها، نوحه خوانیها، دسته گردانیها، سینه زنیها و تیغ زنیها نویسنده به مسئلة نمایش واقعة کربلا میپردازد و می نویسد:

»بطرز خاصی زندگی او (امام حسین)، اعمال، جنگها وشهادتش در روی عرابه هائی که بشکل صحنه تئاتر تزئین یافته است قسمت به قسمت به نمایش در میآید Stuckweise furgesteut – آنهم بویژه در مراسم عزاداری پرشکوه و پر تماشاگر. (همان کتاب – ص 252)

با وجودیکه نمیتوان از اظهار تأسف از این حقیقت چشم پوشی کرد که خبر بالا بسیار کوتاه است و ایکاش که گزارشگر آن بجای شرح مفصلی که برای توصیف مراسم عزاداری امام سوم آورده، به جنبة نمایشی آن که سخت مورد احتیاج امروز ماست توجه مینمود، اما بهرحال این خبر آنچنان صریح و روشن است که میتوان بی تردید بعنوان خبر از یک برنامة نمایش پذیرفتش، بویژه که توصیف بعدی نویسنده هم بوضوح مشخص میسازد که منظور او در قسمت بالا نمایشهای پانتومیمی و یا اینگونه حالات نمایشی که گفتیم و میدانیم از قرن شانزده و بالاخص قرن هفدهم چاشنی مراسم عزاداری شده اند، نبوده است. نویسنده در ادامه خبر بالا میآورد که:

«از این گذشته (!) عرابه های زیادی دیده میشوند که در حرکتند و بر روی آنها افرادی با پرچم و آلات و ادوات جنگی در دست، قسمتی از اعمال حسین را بنمایش میگذارند. از جمله مثل عرابه که در روی آن شهادت امام حسین نشان داده میشود، در قسمت فوقانی پوششی دارد که بر روی آن شن ریخته اند و بمانند میدان جنگ در یک دشت بی آب و علف است. در زیر این پوشش مردانی پنهان شده اند و سرودست و بازوان خود را که نمایانگر سرهای بریده و خونین و دستهای شکسته است، از سوراخ های پوشش بیرون کرده اند.» (همان صفحه)

گذشته از اهمیت تاریخی گزارش سالامون و وان گوگ که باید از دورة سلطنت شاه سلطان حسین و یا دوره بسیار کوتاه طهماسب دوم باشد (چرا که تاریخ نشر کتاب از سال 1739 یعنی سومین سال انقراض صفویه است) و این تاریخ نیست. تاریخ گزارش فرانکلین از قدمت (بیشتر) تعزیه بمدت لااقل 50 سال در ایران سخن میگوید – اضافه براین ، شکل اجرائی تعزیه هائی که گزارشگران نامبرده بدان اشاره میکنند، بسیار درخور توجه است:

همانگونه که میدانیم طرز اجرای تعزیه در ایران بدو صورت بوده است که امروز هم هنوز میتوان، بویژه در دهة عاشورا، در نقاط مختلف ایران دید و بهرام بیضائی در نمایش در ایران آنها را بنام تعزیه های ثابت و تعزیه های متحرک میخواند. دستة اول ، تعزیه های ثابت، همانهائی هستند که در تکایا باجرا درمیآیند و باشکوه ترینشان را پدران ما در تکیه دولت مشاهده کرده اند. و دسته دوم، تعزیه های متحرک، نمایشهائی هستند که باصطلاح در «گذر»ها باجرا در میآمدند و بازیگران در ده یا شهر براه افتاده و برسر هرگذر گوشه ای از واقعة کربلا را بنمایش میگذاردند و سپس پای پیاده و یا سوار بر قاطر و شتر بسوی گذر بعدی میرفتند.

بجز این دو دسته نمایش نیز در هیچ یک از تاریخ ها، سفرنامه ها، کتاب ها یا مقالات تحقیقی که پیرامون مراسم عزاداری حسینی و یا تعزیه نگاشته شده ، از نوع دیگری سخن بمیان نیامده است.

حال – گزارشی که در بالا از قول سالامون و وان گوگ آمد نمودار نمایشی است که اگرچه میتوان در ردیف «تعزیه های متحرک» بحساب آورد، لیکن با شکل کلی اجرای این دسته از تعزیه ها تفاوتی محسوس دارد و آن بخاطر برگزاری برنامه بصورت تئاتر عرابه ای است. بزبانی دیگر وقتی در گزارش بالا از زبان سیاحان نامبرده گفته میشود که نمایش «روی عرابه هائی که بشکل صحنه تئاتر تزئین یافته است» باجرا درمیآید، واضح است که از وجود عرابه در نمایش، بدانگونه که امروز ممکن است در طی اجرای یک «تعزیة متحرک» ببینیم، صرفاٌ برای حمل افراد و وسایل تعزیه از گذری به گذری دیگر نبوده، بلکه بستن دکور بر روی آن، نقش صحنة یک تئاتر را ایفا میکرده است. و این مسئله بسیار پراهمیتی است، پراهمیت نه تنها بخاطر شکل استثنائی این اجرا در میان اجراهای متداول تعزیه، بلکه نیز بانی علت که این نحوه نمایش تعزیه های ایرانی، در چنین حالتی، کاملا شباهت می یابند با نحوة اجرای نمایشنامه های مذهبی انگلیسی در قرون وسطی که بر روی عرابه های آذین بسته و بصورت متحرک بویژه در لندن باجرا درمیآید و سرانجام نیز پیدایش تئاتر شکسپیر را موجب گردید و در تئاتر معروف به دوره الیزابت پایانی دنیائی گرفت.

باری – دست یافتن به گزارش سالامون و وان گوگ نقطه نظرهای جدیدی را چه از لحاظ تکامل تاریخی و چه از نظر اجرائی تعزیه، برای ما میگشاید و بهمین سبب سندی پرارزش است. با اینهمه ارائه این سند نباید به منزله این ادعا تلقی شود که پیدایش اولین تعزیه در ایران مطلقاٌ مربوط به دوره سلطنت شاه سلطان حسین است و بس، بلکه هنوز هم برعهده محققین است که در این زمینه بجستجوی خود ادامه دهند و چه بسا که تحقیقات بعدی بتواند تاریخ پیدایش نمایشهای مذهبی ایران را در زمانی قبل از شاه سلطان حسین نمایان بسازد و ذهن ما را بیش از امروز به مسئلة پیدایش و تکامل غنی ترین تئاتر کهن خودمان آگاه سازد.

 

اطلاعات مقاله:

رودکی٬ شال دوم٬ شماره ۱۴ ٬  آذرماه ۱۳۵۱ ٬  صفحات ۲۳ و ۲۴

مجموعه : لاله تقیان و جلال ستاری

 

صفحه مقالات قدیمی
http://www.anthropology.ir/old_articles
 

 

 

پرونده ی «تعزیه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/3775

 

 

 

شاخه اصلی

مقالات قدیمی

گفتگو با ناصر فکوهی: شهر و آئین‌های عاشورایی

آئین‌های عاشورا از زاویه‌ی نگاه انسان‌‌شناسی چون شما، چه مفهومی ‌دارد؟
آئین‌های عاشورا در نگاه علوم اجتماعی جزئی تفکیک‌ناپذیر از مجموعه‌هایی به حساب می‌آیند که در فرهنگ به آن‌ها فرایندهای مناسکی  اطلاق می‌شود و تقریبا در تمام جوامع کنونی و گذشته انسانی وجود داشته‌اند. البته با اشکال، محتواها، کارکردها و روابط متفاوتی که هر بار باید به دقت به آن‌ها اشاره کرد. بنابراین نباید نتیجه گرفت که استفاده از مفهوم «مناسک» لزوما ما را در نوعی جهان‌شمولی در سطح جهانی، در سطح اسلام و حتی در سطح مذهب شیعه قرار دهد. این شاید نقطه اساسی باشد که تفکر اجتماعی را از رویکردهای دینی به موضوع جدا می‌کند. برای شهرشناسان، فرهنگ‌شناسان، انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان، این مناسک در کنار مضامین مذهبی و بسیار مورد احترامشان دارای نقش‌ها و کارکردها و جایگاه‌هایی اساسی در نظام اجتماعی هستند.
اگر خواسته باشیم به صورت مختصر به مواردی اشاره کنم، می‌توانم به چند فرایند که در مناسکی همچون عاشورا در نظام اجتماعی پدید می‌آید، در این گفت‌وگوی کوتاه بپردازم. نخستین فرایند، فرایند تولید و بازتولید حافظه تاریخی است. مناسک از مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند حافظه تاریخی را در سطح فردی ولی از آن مهم‌تر در سطح جمعی تولید و بازتولید کنند. این حافظه می‌تواند استناد به وقایعی مستند یا با استناد به وقایعی اسطوره‌ای باشد ولی آنچه اهمیت دارد در واقعی‌بودن (در معنی دقت در روند و جزئیات رویدادها) و یا اسطوره‌ای‌بودن (در معنای پر‌ و بال‌گرفتن‌های ذهنی و اخلاقی و نمادین و نشانه‌شناختی و غیره) نیست، آنچه اهمیت دارد، مفهوم «بازگشت»ی است که مناسسک ایجاد می‌کند که لزوما بازگشتی تقویمی ‌است چنانکه این مراسم هر سال تکرار می‌شود و زمینه‌ای را ایجاد می‌کند که استناد‌های تاریخی که به ویژه در بعد ارزشی، اخلاقی و الگو وارشان اهمیت داشته باشند، تکرار شوند.
از همین جا به نقش مهم دیگر مراسم عاشورا و آیین‌های مشابه می‌رسیم، اینکه این مناسک، مناسکی هویت‌ساز هستند؛ یعنی، افراد شرکت‌کننده در آن‌ها با مشارکت خود و بر اساس بازتولید  الگوهای برگرفته از نمونه‌های آغازین (archétype) به شخصیت خود هویت می‌بخشند یا این هویت را تقویت می‌کنند. حال با توجه به آنکه هر جامعه‌ای بدون برخورداری از  کنشگرانی که دارای هویت‌هایی انسجام‌یافته در سطوح فردی و جمعی باشند، نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد، اهمیت چنین مناسکی و دلیل پایداری‌شان را درک می‌کنیم. با هر بار تکرار مراسم، هویت‌ها، بازسازی‌شده و انسجام می‌یابند و کنشگران می‌توانند نه تنها در فرایند مراسم، بلکه به ویژه پس از آن در روابطی اجتماعی بر اساس تعاملات رفتاری و ذهنی با یکدیگر مشارکت کنند و به جامعه خود تداوم ببخشند. در کل هر جامعه‌ای از خلال مجموعه‌ای از چنین فرایندهای آیینی می‌تواند خود را تعریف، الگوهای  مرجع خود را ساخته و به حیات اجتماعی خود ادامه دهد. البته این نکته را نیز ناگفته نگذاریم که  رویکرد نسبت به این یا آن مراسم، برای مثال رویکرد نسبت به مراسم  عاشورا لزوماً در بین گروه‌های مختلف اجتماعی یکسان نیست. به عبارت دیگر افراد یک جامعه بر اساس تکثر در آیین‌ها و تکثر در تعبیرشان از هر آیین هویت‌های فردی و اجتماعی خود را بازسازی می‌کنند.
و سرانجام باید به نقش این آیین در بازسازی قالب‌های «زمانی / مکانی» در نظام کنش، اشاره‌ای کوتاه کرد، هر آیینی کمک می‌کند که مجموعه کنشگران یک جامعه بتوانند ظرف یا ظروف زمانی / مکانی خود را بازیابند. تکرار مراسم، تکراری است که زمان و مکان را بازسازی می‌کند و به فرد و گروه اجازه می‌دهد خود را در «جهان» بازیابد. در صورت نبود چنین فرایندهایی یا در صورت تضعیف آن‌ها بی‌شک، چنین ظروفی نیز تضعیف شده و ما با آسیب‌هایی روبرو خواهیم شد که به دلیل اخلال در تولید و بازتولید فضا و زمان به وجود می‌آیند.

به نظر شما علت آنچه که این آئین‌ها را در تهران متمایز از سایر شهرهای ایرانی می‌کند، چیست؟
 اگر به موضوع با دیدی که در بالا اشاره کردم نگاه کنید، این مسئله را هر بار می‌تواند در  پهنه فرهنگی جدیدی به صورت متفاوتی مشاهده کرد. به عبارت دیگر تنها مراسم و آیین‌های تهران نیست که متفاوت است، بلکه اگر شما به شمال و جنوب و غرب و شرق ایران بروید یا حتی از شهری به شهر دیگر و از روستایی به روستای دیگر بروید، هر بار با شکل و محتوایی ولو اندکی متفاوت روبرو می‌شوید.  تفاوت‌ها گاه نیز بسیار افزایش می‌یابند. برای نمونه نگاه کنید به مراسم عاشورا در جنوب ایران، مثلا بوشهر و همین مراسم در تهران. دلیل آن است که نظام اجتماعی از خلال مراسم، خود را بازسازی می‌کند و این خود هر بار در سطح متفاوتی  تعریف می‌شود و هویت یا هویت‌های متفاوتی را باسازی می‌کند.
اما در مورد تهران نکته دیگری نیز وجود دارد. تهران بیش از 200 سال است که پایتخت ایران است همین پایتخت‌بودن، بی‌شک ظرف فضایی / زمانی را که بالاتر از آن نام بردم، متفاوت می‌کند. از دوره قاجار به ویژه اهمیت خاصی به تمام مراسمی‌ که در تهران برگزار می‌شد، داده می‌شد به خصوص مراسم دینی و از همه آن‌ها مهم‌تر مراسم ماه محرم، شبیه‌خوانی‌ها و غیره. دلیل این امر روشن است، پایتخت به مثابه مرکزیت باید به سایر نقاط پهنه‌ای که بر آن سلطه خود را اعمال می‌کرد الگوهای  لازم را ارائه می‌داد و هویت مرکزی باید با شدتی بسیار بیشتر از هویت‌های پیرامونی شکل می‌گرفتند.
البته این امر نه صرفا شامل دوره تاریخی گذشته می‌شود و نه صرفا شامل مراسم دینی، هنوز هم تهران در بسیاری از زمینه‌ها از سبک زندگی گرفته تا سیستم معماری الگویی برای سایر شهرستان‌هاست و به همین دلیل نیز توجه و  آسیب‌زدایی از تهران نه امری صرفا محلی بلکه امری است که باید آن را ملی به شمار آورد.
اگر خواسته باشم به صورت دقیق‌تر درباره عاشورا در تهران سخن بگویم باید بر این نکته تاکید کنم که از زمان قاجار تا امروز این مراسم، به خصوص از خلال فرایندهای رسانه‌ای و نمایشی نظیر شبیه‌خوانی‌ها یا تعزیه، نقشی بی‌مانند در شکل‌دادن به هویت تهرانی داشته‌اند. این هویت از لحاظ  فضایی / زمانی در گروهی از مناسک شکل می‌گیرد که برخی از آن‌ها مذهبی‌اند نظیر مراسم محرم و صفر، ماه رمضان و نیمه‌شعبان، برخی دیگر نیز ملی‌اند که مهم‌ترین آن‌ها نوروز است ولی به مراسمی ‌چون شب یلدا و غیره نیز می‌توان اشاره کرد. در مورد تهران مرکزیت مذهبی که با تشعشع خود ایجاد هویت‌های گسترده می‌کرده است در بازار  آغاز می‌شده است، هنوز نام و حافظه تعزیه‌های بازار در اذهان مردم وجود دارد و هنوز هم بازار یکی از مهم‌ترین مراکز برگزاری برنامه‌های مربوط به محرم است، اما همانگونه که گفتم مرکزیت فضای شهری که ابتدا در بازار تعریف می‌شد، در شهر مدرن به کل شهر سرایت می‌کند و امروز به صورتی بسیار گسترده برپایی نقاط عزاداری و نذر را در سطح شهر می‌بینید که به ایجاد هویت‌های محلی گاه بسیار خرد در سطح هیئت‌ها منجر می‌شود.  این پدیده‌ها، پدیده‌هایی هویتی است که اهمیت زیادی برای شناخت یک جامعه دارد و نمی‌توان آن‌ها را با عناوینی نسبتا سطحی چون «فرهنگ عامه» مسائلی پیش پا افتاده دانست. به نظر ریشه‌های تاریخی و تحول مراسم و مناسکی چون عاشورا در سطح شهری چون تهران یکی از بهترین مولفه‌ها برای درک تاریخ فرهنگی این شهر و کنشگران آن به حساب می‌آید. از طریق دنبال‌کردن این تاریخ و به خصوص جزئیات مراسم، بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها، با روش‌های تطبیقی و ساختاری، نمادین، نشانه‌شناختی و زبان‌شناختی به گمان من می‌توان به درک و شناخت و تحلیل‌هایی عمیق از جامعه ایرانی و از شهر تهران رسید که تحلیل‌ها و رویکردهای کلان به هیچ عنوان قادر به انجام آن‌ها نیستند و عموما تصاویری انحراف‌یافته و دستکاری‌شده را جایگزین واقعیت‌های اجتماعی که دیده نشده‌اند می‌کنند و تمایلی وسواس‌گونه به آن دارند  که تفسیرهایی برآمده از ذهنیت‌های شکل‌گرفته در فرهنگ‌های دیگر را با واقعیت اجتماعی خود انطباق دهند که البته ناممکن است.  

آئین‌های عاشورا، چه نسبتی با انسان‌شناسی شهری، آن‌هم شهری با ویژگی‌های کلان‌شهر تهران دارد؟
گمان می‌کنم بخش بزرگی از آنچه در بالا گفتم بتواند به عنوان پاسخی برای پرسش شما به حساب بیاید، اما اگر خواسته باشم به صورت دقیق‌تری بر موضوع انسان‌شناسی شهری و عاشورا تاکید کنم خواهم گفت، مراسم عاشورا به دلیل مشارکت گسترده‌ای که اقشار بسیار متفاوتی از مردم از گروه‌هایی با سرمایه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی متفاوت در آن دارند یکی از بهترین موقعیت‌ها را برای مطالعات مردم‌نگارانه؛ یعنی، نزدیک‌شدن کامل و مشارکت بسیار نزدیک در محیط شهری با کنشگران اجتماعی و فرایندهای کنش شهری به وجود می‌آورد که به ندرت می‌توان در نظام‌های اجتماعی به دست آورد. برای رسیدن به موقعیت‌هایی نظیر عاشورا یا دقیق‌تر بگوییم دهه محرم که یک فرایند طولانی مدت (10 روزه) از مشارکت گسترده و عمیق اجتماعی است، ما باید بسیار در فرهنگ‌های دیگر  و حتی در فرهنگ خودمان جست‌وجو کنیم. سطح «درام اجتماعی» به اصطلاحی که ویکتور ترنر برای این گونه مراسم به کار می‌برد، به حدی بالاست که در زندگی روزمره جز در موقعیت‌های بسیار بحرانی و آن هم به مدتی بسیار کوتاه نمی‌توان به آن دست یافت. هم از این رو به گمان من، یکی از بخش‌های میراث فرهنگی بسیار پر ارزش ما این مراسم و تکرار سالانه آن‌هاست که در طول برگزاری خود امکان مطالعات گسترده‌ای را در سطوح مختلف و فرهنگ‌های گوناگون این سرزمین که تکثر بی‌پایانی از لحاظ فرهنگی دارد، فراهم می‌کند. این کار متاسفانه تاکنون بیشتر  محلی یا نقطه‌ای انجام گرفته است، اما به گمان من، ما باید بیشتر در ابعاد و با روش‌های تطبیقی که رویکرد اصلی انسان‌شناسی هستند، انجام بگیرند. افزون بر این، مراسم عاشورا تاکنون بیشتر از بعد دینی یا  مناسکی‌شان مورد بررسی قرار گرفته‌اند که آن را باید در چارچوب انسان‌شناسی دینی یا نمادین طبقه‌بندی کرد، در حالی که مطالعات شهری در این زمینه بسیار اندک هستند. دقت کنید که زمانی که از مطالعات شهری صحبت می‌کنم منظورم این نیست که بر این مراسم «در» شهرها کار نشده است بلکه منظورم آن است که بر این مراسم به مثابه «پدیده‌های شهری» مطالعه نشده است. حتی از این نیز باید پیش‌تر رفت و گفت بر این مراسم به مثابه پدیده‌های «مدرن» کار نشده است، زیرا پیش‌فرض آن بوده که این مراسم و مناسک پدیده‌هایی «سنتی» و نوعی میراث «موزه‌نگارانه» هستند (التبه این دیدگاهی بوده که علوم اجتماعی مطرح می‌کرده که ربطی به ارزش بالای دینی مراسم ندارد)  این در حالی است که به نظر من، مراسم کنونی‌ای که ما با آن‌ها روبرو هستیم، بیشتر از آنکه صرفا قابل تحلیل از دریچه روابط و ریشه‌های سنتی‌شان باشند، قابل تحلیل از طریق روابطشان با نظام‌های مدرن شهری و جهانی‌شدن هستند.


•    این گفت‌وگو در «قانون» نیز بدین نشانی منتشر شده است:
•    http://www.ghanoononline.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&Id=13958.
 

 

پرونده «ناصر فکوهی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/9132

 

شاخه اصلی

نظریه

بررسی نشانه‌شناختی نقش فرهنگ بومی در شکل‌گیری متن اجرای تعزیه در منطقه بوشهر(2)

بخش دوم
1.    چارچوب نظری پاسخ به پرسش سوم پژوهش
پژوهشگر در پاسخ به پرسش سوم در تلاش است تا چیستی این تغییرات را بر طبق نظریه شکنر بررسی نماید و تحلیل نماید که آیا این تغییرات ایجاد شده در تعزیه بوشهر تعزیه را به سوی غلبه وجه نمایشی می‌برد یا وجه آیینی. بعبارت بهتر این تغییرات در جهت سرگرمی‌سازی بیشتر برای اجرای تعزیه است و یا توجه به فربه نمودن بعد سودمندی آن دارد.
در عصر قاجاریه و بویژه دوران ناصری تغییرات و تحولات رخ داده در برگزاری مراسم تعزیه به سوی پررنگ کردن وجه سرگرمی تعزیه بوده‌است، دقت در اجرایی چشم‌نوازتر و تصاویری بهتر، توجه بیشتر در داستان‌پردازی و تقویت بعد دراماتیک نسخ، اجرای حساب‌شده‌تر و با دقت بیشتر، ساخت تکیه دولت و رژه‌های پیش از برگزاری تعزیه، برگزاری آن در خارج از زمانهای مقدس(و در تمام طول سال) و سر آخر زایش تعزیه مضحک حکایت از تقویت بعد نمایشی تعزیه دارد.

برای خواندن این بخش در زیر کلیک کنید :
 

پرونده ی «تعزیه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/3775

 

شاخه اصلی

منابع و ماخذ

مروری بر کتب تعزیه: پ‍ژوه‍ش‍ی‌ در ت‍ع‍زی‍ه‌ و ت‍ع‍زی‍ه‌خ‍وان‍ی

در ادامه‌ی بررسی کتب تعزیه در این یادداشت نویسنده تلاش دارد تا کتاب پ‍ژوه‍ش‍ی‌ در ت‍ع‍زی‍ه‌ و ت‍ع‍زی‍ه‌خ‍وان‍ی‌ از آغ‍از ت‍ا آخ‍ر دوره‌ ق‍اج‍ار در ت‍ه‍ران(1380) نوشته‌ی عنایت‌الله شهیدی را مورد بررسی قرار داده و بر مطالب ارائه شده توسط پژوهشگر را مرور نماید.

در ادامه‌ی بررسی کتب تعزیه در این یادداشت نویسنده تلاش دارد تا کتاب پ‍ژوه‍ش‍ی‌ در ت‍ع‍زی‍ه‌ و ت‍ع‍زی‍ه‌خ‍وان‍ی‌ از آغ‍از ت‍ا آخ‍ر دوره‌ ق‍اج‍ار در ت‍ه‍ران(1380) نوشته‌ی عنایت‌الله شهیدی را مورد بررسی قرار داده و بر مطالب ارائه شده توسط پژوهشگر را مرور نماید.
بی‌شک باید اذعان داشت که یکی از بهترین و جامع‌ترین مجموعه پژوهش‌هایی که در باب تعزیه نگاشته شده است همین اثر مذکور است. اولین نکته‌ای که در مطالعه‌ی این اثر به چشم می‌آید عنوان اثر است، محقق سعی در محدود کردن حوزه‌ی مورد مطالعه در جهت دسته بندی اطلاعات داشته باشد که از اینرو جمع‌آوری اطلاعات را به شهر تهران و دوره‌ای زمانی خلاصه نموده است. اگر فصل ابتدایی را نیز در نظر نگیریم به جرات می‌توان گفت که مقطع زمانی مورد مطالعه را نیز دوره‌ی قاجار محدود نموده است.
شهیدی کتابش را با تعریف لغوی تعزیه آغاز می‌نماید، و ابتدا به سراغ روند پیدایش تعزیه می‌رود و با طرح نظرات شریعتی و فلسفی در دفاع از ریشه‌ی غربی داشتن تعزیه، در سوی دیگر نظرات زرین‌کوب، تنکابنی و بکتاش را انعکاس می‌دهد که آنرا برخاسته از آیینهای پیش از اسلام چون سوگ سیاوش و کین ایرج عنوان می‌کند و معتقدند روح این آیین‌ها در ادامه‌ی روضه‌خوانی‌ها و سینه زنی‌ها متاثر از نقالی، مناقب و فضائل‌خوانی بتدریج به شیوه‌ی مرسوم کنونی رسیده است. نویسنده تلاش می‌نماید در گام نخست نظر صاحب‌نظران را ارائه و در نهایت با استدلال و ارائه‌ی تحلیل نظر خویش را طرح نماید.
در ادامه طرحی کورنولوژیک از تعزیه ارائه می‌نماید. و تاریخنگاری تعزیه را از سینه زنی و دسته روی‌های زمان آل‌بویه و  صفویه تا اضافه شدن شبیه صامت به این دسته‌روی‌ها و سخن گفتن ایشان می‌آورد تا آنجا که شبیه اشقیا نیز افزوده می‌شود و صحنه‌هایی از گفتگوهای فی ما بین را نمایشی می‌نمایند و در مرحله بعد از دسته‌روی جدا شده و عزاداری و آیینی مجزا با نام تعزیه و یا شبیه‌خوانی می‌گردد و در مسیر رشد و تکامل نهایی‌اش قرار می‌گیرد.
عنوان و بررسی مدارک مشاهدات مستند تعزیه مطلب بعدی است که پژوهشگر بدنبال مطالب بالا آورده است، چه آنهایی که توسط خارجیانی تنظیم گشته است که به ایران سفر داشته‌اند و چه دیگر ایرانیانی که ثبت وقایع را مهم می‌پنداشتند. در میان این مستندات اشاره به نوشته های فاضل بسطامی، فاضل دربندی و محمد‌علی کرمانشاهی در قرن هجدهم میلادی تازگی دارد. شهیدی نخستین پژوهشگری است که پس از ادعای همایونی مبنی بر مستند بودن نخستین حضور تعزیه به سفرنامه ویلیام فرانکلین در 1787 در شیراز، از سفرنامه کارستن نیبور سخن به میان می‌آورد که در حدود بیست و یک سال پیش از آن اجرای تعزیه‌ای را در خارک گزارش می‌کند.
مولف در ادامه در بخشی نه چندان مفصلی نحوه و علل رشد و به اوج رسیدن تعزیه در مقطع زمانی قاجاریه تا عصر ناصری را بررسی و همچنین موجبات سقوط و افول آنر نیز در انتهای قاجاریه با تاکید بر دوران حکومت هرکدام از شاهان این سلسله تحلیل می‌نماید. توجه ویژه پادشاهان این دوره به مذهب و بویژه تعزیه، نفوذ مذهب در میان اقشار جامعه، وحدت شیعیان در برابر دولت عثمانی سنی مذهب و ... از جمله دلایل رشد آن و مخالفت علما، عدم حمایت پادشاهان در پس این دوران اوج، نکوهش و تحقیر فرنگ‌دیدگان و منورالفکران آن زمان به عنوان دلایلی برای افول تعزیه در دوران پس از ناصری مطرح می‌شود. رشد شمار تکیه‌های شهر تهران از 54 در دوره‌ی فتحعلی‌شاه به 75 در زمان ناصرالدین‌شاه و سپس نزول آن به عدد 43 در دوران حکومت مظفرالدین‌شاه را به عنوان اثباتی بر ادعای رشد و افول تعزیه در این دوران معرفی می‌نماید.
در جایی دیگر به تاکید برخی از متفکرین در وجه سرگرمی فربه تعزیه بخصوص در دوره‌ی ناصرالدین‌شاه اشاره می‌نماید و علل عدم تحولش به تئاتر صرف را بعکس نمایش‌های مذهبی قرون وسطی، بررسی می‌نماید. اگرچه در پاسخ به این پرسش بر ممنوعیت تعزیه در اواخر عصر قاجاریه اشاره می‌نماید و مجال جدا شدن تعزیه از تم کربلا و فضای مذهبی را کافی نمی‌داند اما سئول اینجاست که آیا مقایسه‌ی نمایش‌های مذهبی قرون وسطی با تعزیه که وجه آیینی بسیار قوی‌ای در بخش اعظم عمر خویش (تقریبا به جز اواخر حکومت ناصرالدین‌شاه) داشته است مقایسه‌ی صحیحی است؟
پژوهشگر در ادامه به سراغ تقسیم‌بندی رفته و اجرای تعزیه خوانی را به دو شیوه ثابت و سیار تقسیم می‌نماید. اگرچه محدوده‌ی تحقیق تهران است اما پژوهشگر به علت داشتن اطلاعاتی از اراک و شیوه‌ی خاص تعزیه سیار در این منطقه بدان پرداخته‌است، اما باید گفت که این خروج از حوزه‌ی مشخص شده جهت مطالعه، از آنجا که شیوه‌ی اجرایی دیگری در بوشهر، سبزوار و اهواز را نادیده گرفته است تقسیم‌بندی او را ناقص گذاشته است. همچنین اقسام نسخ را از منظر موضوع به وقایع کربلا و مصائب خاندان پیامبر، داستان و قصه‌های تاریخی مذهبی، افسانه و اساطیر و اعتقادات و آداب و رسوم تقسیم نموده است. از نظر مضامین نمایشی به تعزیه‌های غم انگیز، شادی بخش، حماسه و عاشقانه و اخلاقی، و از نظر نوع و ساختمان واقعه تعزیه اصلی و تعزیه فرعی یا گوشه تقسیم می‌نماید و در نهایت لیستی از تمامی نسخ ارائه می‌نماید.
او تعزیه‌خوانان را از لحاظ نقش به اولیا‌، اشقیا، اشخاص میان‌حال و شبیه جانوران تقسیم و از تعزیه‌گردان، نظام‌البکاء و سرپرست تکیه به عنوان گردانندگان اصلی برگزارکنندگان تعزیه نام می‌برد. پس از توضیحاتی در باب جایگاه تعزیه‌گردان و گروه اجرایی به لباس در اجرای تعزی پرداخته ‌است. لباس شبیه‌خوانان در این تحقیق به چهارده دسته تقسیم شده‌است و شرح مبسوطی برای هر کدام ارائه شده است.
بررسی و مطالعه‌ی اسباب تعزیه بخش بعدی است که پژوهشگر بدان پرداخته‌است. اما نکته اینجاست که شهیدی در این بررسی تخت و بارگاه و منبر را نیز جزء اسباب تعزیه(مشابه وسایل صحنه) در ردیف شمشیر و خنجر و سپر و... قرار داده است، در حالی که باید جزء عناصر نیمه‌ثابت محسوب گردند و در دسته‌بندی دکور لحاظ شوند و نه وسایل صحنه.
شهیدی پس از مروری بر تحولات موسیقی تعزیه در گذر زمان موسیقی نهایی تعزیه در عصر ناصری را مورد مطالعه قرار داده است. وی موسیقی تعزیه را به دو دسته آوازی و سازی تقسیم می‌کند و موسیقی سازی را به سه دسته‌ی اعلام و فراخوانی، مقدماتی و تشریفیاتی و صحنه(توصیفی، القایی و تقطیعی) تقسیم نموده و هرکدام را با نمونه بصورت کامل معرفی می‌نماید. سازهای تعزیه را نیز به سازهای کوبه‌ای، سازهای بادی سنتی و سازهای بادی غربی تقسیم می‌نماید. اما محل پرسش بدانجا برمی‌گردد که پژوهشگر موسیقی مقدماتی و تشریفاتی را در یک دسته دسته بندی نموده است، و در تعریف موسیقی تشریفاتی به موسیقی‌های دسته‌های موزیک مثل دسته موزیکچی سلطنتی، نظامی، نقاره‌چی، قزاق و ... اشاره می‌کند که در مقابل دیدگان ناصرالدین‌شاه بدور سکو می‌چرخیده‌اند و موسیقی می‌نواختند و مختص به دوره‌ای خاص است،  حال آنکه موسیقی مقدماتی نوع دیگری از موسیقی است که توسط گروه موزیک‌چی تعزیه پیش از شروع تعزیه و پس از فراخواندن مخاطبین، جهت جلب نظر، آماده‌سازی و از سویی سرگرم نمودن مخاطبینی که در محل برگزاری حاضر شدند موسیقی نواخته می‌شده است که هنوز هم در تعزیه‌های امروزی دیده می‌شود چرا که منطق اجرایی نیازمند نواختن آن است و نه خواست شاه. بنابراین دسته بندی این دو نوع موسیقی که هم از ملودی و دستگاه و هم از نحوه‌ی اجرا و اجرا کنندگان و هم از نوع کارکرد اختلاف دارند در یک دسته دقیق به نظر نمی‌رسد.
محقق در ادامه به سراغ تعزیه‌نامه‌ها و وجوه ادبی آنها رفته و بدنبال تقسیم‌بندی‌های اشاره شده منابع تعزیه را به مقاتل و سوگنامه‌های داستانی، منظومه‌های نیمه نمایشی و حماسه‌های مذهبی دسته بندی می‌نماید. سپس به بررسی ارزش ادبی نسخ تعزیه پرداخته و شیوه گفتار در تعزیه را به پنج دسته تک‌خوانی، گفت‌وگو، همخوانی، حدیث کردن، دعای پایانی تقسیم می‌نماید. نویسنده معتقد است سروده شدن اشعار تعزیه‌نامه ها از سوی کسانی که چندان مسلط و مقید به اصول شعرسرایی نبوده‌اند، سادگی و عامیانگی کلمات مورد استفاده جهت فهم مخاطبین عامی و بداهه‌پردازی شبیه‌خوانان و ... همه و همه دلایلی بر ادبیت ضعیف این اشعار است.
تحولات ادبی و نمایشی نسخ در طول دوران حکومت ناصرالدین‌شاه موضوع بعدی است که پژوهشگر با جزئیات بدان پرداخته است و در سیزده دسته آنها را معرفی می‌نماید که می‌توان از آن جمله به وارد شدن کلمات ادبی، درباری و اداری، کوتاه شدن گفتارها، تنوع بحر و اوزان، قرینه‌خوانی و ... نام برد. دسته‌بندی کلام تعزیه از باب نوع و شیوه‌بیان و انواع گفتگوها از دیگر تقسیم‌بندی هایی هستند که پژوهشگر دست به تدوین آنها زده است.
و در پایان نیز بررسی ضرب‌المثلها، تشبیه‌ها و تمثیلات و اصطلاحات موجود در اشعار تعزیه و از سوی دیگر برخی از مشاهیر و بزرگان تعزیه‌خوانی و تعزیه‌گرادانی آن زمان اشاره می‌شود  و شرح حال مختصری از ایشان آورده می‌شود.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد این پژوهش یکی از معتبرترین و جامع‌ترین مجموعه تحقیقاتی است که تا به حال در موضوع تعزیه نگاشته شده است. پژوهش‌گر تلاش می‌نماید تا علاوه بر مطالعات کتابخانه‌ای از اطلاعات غیر ثبت شده نیز در تکمیل پژوهشش استفاده نماید و علاوه بر آوردن نظر سایر صاحب‌نظران در بابهایی که چالشی میانشان وجود دارد نویسده سعی در مستدل و مستند کردن ادعاها و گفته‌هایش حتی در طرح مسائل جدید دارد، که در این راه نیز موفق بوده است. دسته‌بندی‌ها و تقسیم بندی های این مجموعه جزء اولین گامها محسوب می‌شود، هرچند که برخی از این دسته‌بندی‌ها به قلم نگارنده‌ی این یادداشت مورد انتقاد واقع شد اما در مجموع از جامعیت و دقت کافی جهت مطالعه‌ی بهتر برخوردار است. از سوی دیگر این دسته بندی تنها آغازی در این عرصه است تا مورد نقد واقع شود و اصلاح گردد که متاسفانه این مهم تاکنون رخ نداده‌است.
اما نقد مهم و جدی‌ای که در اینجا قابل طرح است نوع نگاه کلی پژوهشگر به پدیده‌ی تعزیه است. شهیدی بارها در گوشه گوشه‌ی اثرش از تعزیه به عنوان نمایش آیینی-مذهبی نام برده است و به ضعم نگارنده در اینجاست که بطور کلی ماهیت تعزیه را نمایشی می‌داند که آیینی و مذهبی است و نمایش بودن تعزیه را در مرتبه نخست می‌داند و از این رو است که تمام دسته‌بندی ها را نمایشی می‌داند و کمتر بر جنبه آیینی تعزیه تاکید می‌نماید و آنرا مورد بررسی و پژوهش قرار می‌دهد. به بیان دیگر تعزیه را بیشتر به مانند نمایشی مذهبی تحلیل می‌نماید و از این روست که در مقایسه با نمایشهای مذهبی قرون وسطی معتقد است که واسطه نمایش مذهبی و تئاتر در اروپا که نمایش اخلاقی است در ایران نتوانست به عنوان حلقه‌ی واسط تولد یابد و یا اگر بود عمر چندانی نداشت.
بایستی اشاره داشت که این اثر پژوهشی درخور توجه را نمی‌توان در دست مطالعات تعزیه مناطق دسته بندی نمود چرا که اگرچه بخش اعظم اثر محدود به تعزیه‌های منطقه تهران است اما به علت مرکزیت تهران بخصوص در عصر قجرها باید آنرا نمونه و نماینده تعزیه معیار ایران دانست چرا که در بسیاری از نقاط کشورمان تاثیرات بسیاری بویژه در همین عصر از پایتخت گرفته است.
بخش ابتدایی کتاب شهیدی پژوهشی مربوط به علی بلوکباشی است که بعدها در کتاب ت‍ع‍زی‍ه‌خ‍وان‍ی‌: ح‍دی‍ث‌ ق‍دس‍ی‌ م‍ص‍ای‍ب‌ در ن‍م‍ای‍ش‌ آئ‍ی‍ن‍ی(1383) بصورت مجزا به چاپ رسیده ‌است. در این بخش نویسنده تلاش نموده است تا تعزیه را به عنوان نمایشی آیینی مورد مطالعه قرار دهد، ریشه‌های اسطوره‌ای آنرا بشکافد، پیوند آنرا با دین و مذهب تشیع مورد کالبدشکافی قرار دهد و پایگاه تکوین تعزیه‌خوانی را بکاود‌،
پژوهشگر تلاش دارد که به تعبیر خویش ویژگی‌های این بازی نمایشی مقدس را مطالعه نماید و منظوم، و تراژیک و نمادین بودن را در کنار زمینه تاریخ، مذهبی و اسطوره‌ای تعزیه را به زیر ذره‌بین ببرد و در نهایت کارکرد تعزیه را چون ایجا وهم و خیال، تزکیه نفس، تسکین آلام، گشودن باب توسل جویی، تحکیم همبستگی و وحدت، حفظ و استمرار موسیقی سنتی و... در جامعه خویش بررسی نماید. و در پایان نیز ناسازگاریهای آنرا با ساختارهای اجتماعی فرهنگی جامعه کنونی بررسی می‌نماید. اما نکته اینجاست که این بخش کتاب چندان تناسبی با عنوان کتاب نداشته و اگرچه می‌توان آنرا مقدمه‌ی کتاب آنرا دانست اما بهتر بود این بخش از همان ابتدا بصورت مجزا به چاپ می‌رسید.

شاخه اصلی

کتاب

بررسی تعزیه پژوهان 6: نگار متحده

نگار متحده استاد(Negar Mottahedeh) ادبیات و مطالعات زنان در دانشگاه دوک (Duke University) است. وی علاوه بر تحقیق در موضوع مطالعات فرهنگی و ادبیات، در زمینهی سینما و فرهنگ بصری خاورمیانه نیز پژوهش می‌کند.
متحده پس از اخذ کارشناسی(1990) و کارشناسی ارشد(1994)، مدرک دکترای خویش را از دپارتمان مطالعات فرهنگی و ادبیات تطبیقی دانشگاه مینه‌سوتا در سال 1998 اخذ نمود و اکنون با درجه‌ی دانشیاری در گروه مطالعات زنان مشغول تدریس است.
متحده علاوه بر پژوهش در زمینه‌ی تعزیه در ایران بر روی سینمای ایران نیز مطالعه کرده است.

آثار با موضوع تعزیه
Ta’ziyeh, A twist of history in everyday life in the book The women of Karbala: ritual performance and symbolic discourses in modern Shi'i Islam/ edited by Kamran Scot Aghaie./ Austin: University of Texas press, 2005 ‬‬‬‬
تعزیه، چرخش تاریخی در زندگی هر روزه
Resurrection, Return, Reform: Ta'ziyeh as Model for Early Babi Historiography / (Iranian Studies 32:3 (Summer 1999), 387-399). Published by: Taylor & Francis, Ltd. on behalf of International Society for Iranian Studies
رستاخیز، بازگشت، اصلاح: تعزیه به عنوان الگویی برای تاریخ‌نویسی دین باب
Karbala Drag Kings and Queens, The Drama Review (Winter, 2005).  pp. 73-85
کربلا شاهان و شهبانوان را می‌آزارد

سایر آثار
Displaced Allegories: Post-Revolutionary Iranian Cinema. Duke University Press, 2008.
حکایت جانشین: سینمای ایرانی پسا انقلابی
Representing the Unpresentable: Images of Reform from the Qajars to the Islamic Republic of Iran. Syracuse University Press, 2008.
نمایش غیرقابل نمایش: تصویر اصلاحات از قجرها تا جمهوری اسلامی ایران
Life is Color! Towards a transnational feminist analysis of Mohsen Makhmalbaf's Gabbeh. Signs, Special Issue on film feminisms (2004)
زندگی رنگ است! به سوی تحلیل فمینیستی فراملیتی گبه‌ی محسن مخملباف
Where are Kiarostami's women?, 9,400 words Alphabet City(2003).
زنان کیارستمی کجا هستند؟
Off the Grid: Reading Iranian Memoirs in Our Time of Total War, Middle East Research and Information Project (September 2004).  
مستقل: خواندن شرح حال ایرانیان در جنگ همه جانبه‌ی زمان خودمان

Collection and Recollection: on studying the early history of the motion pictures in Iran, Early Popular Visual Culture(June, June, 2008(
جمع‌آوری و یادآوری: بر روی مطالعه اوایل تاریخ تصویر متحرک در ایران
    
Christine Jeff's Rain: Universality and Narrative Displacement in Cinema, World Order Magazine, 35(1). (Spring 2004).
باران کریستین جف: عام‌گرایی و جانشینی روایت در سینما
After Images of a Revolution: On the Work of Shirin Neshat and Gita Hashemi, Radical History Review, 86. (Spring, 2003). 183-190.
تصویر بعدی انقلاب : در کار شیرین نشاط و گیتا هاشمی
Female Body as Metaphor, Encyclopedia of Women and Islamic Cultures, spring 2006
بدن زنان به عنوان استعاره




Office Location: 101D Friedl Building
Office Phone: +1 919 681 3461
Email Address:  Negar.mottahedeh@duke.edu
Weblog Address: http://negarpontifiles.blogspot.com/

شاخه اصلی

نظریه

بررسی تعزیه پژوهان (3): مری ایلین هگلند

مری هگلند (Mary Elaine Hegland) دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه سانتا کلارا ست. وی کارشناسی را در رشته‌ی جامعه شناسی دانشگاه داکوتای جنوبی گذراند و توانست در رشته‌ی انسانشناسی اجتماعی فرهنگی از دانشگاه نیویورک با مدرک کارشناسی ارشد در سال 1973 فارغ التحصیل گردد و مدرک دکترای خود را  در سال 1986 از دانشگاه سانی، بینگهمتن به اخذ کرد.
وی در سالهای 1970تا 1977 در ایران مشغول تحقیقات میدانی در مهاباد، علی‌آباد، تهران، شیراز و ... بوده است و همچنین بر روی تاجیکستان، ترکیه، افغانستان و بویژه پاکستان دست به تحقیقات زده است. او همچنین تحقیقاتی نیز بر روی ایرانیان امریکایی در منطقه بی کالیفرنیا و سانتا کلارا داشته است.
بیشتر آثار هگلند مربوط به انقلاب ایران، زنان و جنسیت در مذهب و سیاست در ایران، تغییر و تداوم در روستای ایرانی،  زنان و جنسیت در مراسم شیعی مسلمین در پاکستان است.

آثار با محوریت تعزیه
Two Images of Husain: Accommodation and Revolution in an Iranian Village, in Religion and
Politics in Iran: Shi'ism from Quietism to Revolution, ed. Nikki, R. Keddie. Pp. 218-236. New Haven: Yale University Press. 1983
دو تصویر از حسین: انطباق و انقلاب در یک روستای ایرانی
 Ritual and Revolution in Iran, in Political Anthropology Volume II; Culture and Political Change, ed. Myron J. Aronoff. Pp. 75-100. New Brunswick: Transaction Books. 1983
آیین و انقلاب در ایران
 Shi'a Women of Northwest Pakistan and Agency through Practice: Ritual, Resistance, Resilience, Polar, Political and Legal Anthropology Review. Vol. 18, No. 2. Pp. 65-79. 1995
زنان شیعه شمال غربی پاکستان و عاملیت از خلال تجربه: آیین، پایداری و انعطاف‌پذیری
 Mixed Blessing: The Majles -- Shi'a Women's Rituals of Mourning in North-West Pakistan, in Mixed
Blessings: Gender and Religious Fundamentalism Cross-Culturally, eds. Judy Brink and Joan Mencher Pp.
179-196. New York: Routledge. 1997
نعمت آمیخته: مجلس- آیین سوگواری زنان شیعه در شمال غربی پاکستان
 The Power Paradox in Muslim Women's Majales: North-West Pakistani Mourning Rituals as Sites of
Contestation over Religious Politics, Ethnicity, and Gender, SIGNS, Vol. 23(2), winter. Pp. 391-428. 1998
 Payvand and IFWC: Maintaining Iranian Identity in California's Bay Area, with Ashraf Zahedi,
DANESH Bulletin, Vol. 3, No. 1. Pp. 12-17. 1998
تناقض قدرت در مجالس زنان مسلمان: مراسم سوگواری پاکستانی‌های شمال غربی به عنوان مکان مباحثه بر روی سیاستهای مذهبی، قومیت
و جنسیت
Flagellation and Fundamentalism: (Trans) forming Meaning, Identity, and Gender through Pakistani
Women's Rituals of Mourning, American Ethnologist. Vol. 25, No. 2. Pp. 240-266. 1998
زنجیرزنی و بنیادگرایی: (تغییر) شکل معانی،هویت و جنسیت در میان مراسم سوگواری زنان پاکستانی
 Women of Karbala: Moving to America, in Kamran Aghaie, ed., Women of Karbala, Austin: U. of Texas,
forthcoming. 2004
زنان کربلا: حرکت به سوی امریکا

سایر آثار
The Little Black Fish and Other Modern Persian Stories by Samad Behrangi, Co-translator,Washington D.C: Three Continents Press. 1976
ماهی سیاه کوچک و داستان‌های مدرن فارسی دیگر، نوشته صمد بهرنگی
One Village in the Revolution, MERIP Reports, Vol. 10, No. 4, May. Pp. 7-12, 1980.
Religious Ritual and Political Struggle in an Iranian Village, MERIP Reports, Vol. 12, No. 1, January 1982, Pp. 10-17, 23.
یک روستا در انقلاب
'Traditional' Iranian Women: How They Cope, The Middle East Journal, Vol. 36, No. 4, Autumn. pp. 483-501, 1982.
زنان سنتی ایرانی: چگونه از عهده‌ی سختی برآمدند
 Aliabad Women: Revolution as Religious Activity, in Women and Revolution in Iran, ed. Guity
Nashat. Pp. 171-194. Boulder: Westview Press. 1983
زنان علی‌آباد: انقلاب به عنوان فعالیت مذهبی
 Political Roles of Iranian Village Women,  MERIP Middle East Report, Vol. 16, No. 10, January-
February. Pp. 14-19. 1986
نقش سیاسی زنان روستایی ایرانی
The Islamic Resurgence in Comparative Perspective, eds. Richard Antoun and Mary Hegland, Syracuse: Syracuse University Press. 1987
تجدید حیات اسلامی
 Introduction, pp. 1-12, Conclusion: Religious Resurgence in Today's World - Refuge from
Dislocation and Anomie or Enablement for Change?  pp. 233-256, and Islamic Revival or Political and Cultural Revolution? An Islamic Case Study, pp. 194-219 in Antoun and Hegland. 1987
مقدمه
 Political Roles of Aliabad Women: The Public/Private Dichotomy Transcended, in Shifting
Boundaries: Gender Roles in the Middle East, Past and Present, eds. Nikki Keddie and Beth Baron. Pp. 215-230, New Haven: Yale University Press. 1991
نقش سیاسی زنان علی‌آباد: فراتر رفتن دوگانه‌ی خصوصی و عمومی
 Women and the Iranian Revolution: A Village Case Study, in Women and Revolution: Global
Expressions, ed. M.J. Diamond. Pp. 211-225. Netherlands: Kluwer Academic Publishers. 1998
زنان و انقلاب ایران: مطالعه‌ی موردی یک روستا
 Gender and Religion in the Middle East and South Asia: Women's Voices Rising,  in Social History of Women and Gender in the Modern Middle East, eds. Judith Tucker and Marlee Meriwether. Pp. 177-212. Boulder, Colorado: Westview Press. 1999
جنسیت و مذهب در خاورمیانه و آسیای جنوبی: قیام صدای زنان
Wife Abuse and the Political System: A Middle Eastern Case Study, in To Have and to Hit: Cultural Perspective on Wife Beating, eds. Dorothy Counts, Judith Brown, and Jacqueline Campbell. Pp. 234-251. Urbana: University of Illinois Press. 1999
تجاوز به همسر و سیستم سیاسی: مطالعه موردی خاورمیانه
 Iranian Women Immigrants Facing Modernity in California's Bay Area: The Courage, Creativity, and Trepidation of Transformation, in the Iranian Woman and Modernity, Proceedings of the Ninth International Conference of IWSF, ed. Golnaz Amin. Pp. 35-62. Cambridge, Ma. IWSF, 1999
زنان ایرانی مهاجر در منطقه بی کالیفرنیا با مدرنیته مواجه می شوند
 Learning Feminist Pedagogy with Students and Iranian-American Grandparents, Association for Middle East Women's Studies Bulletin. Vol. 14, No. 3, September 1999, Pp. 1, 2.
آموختن آموزش فمینیستی با دانش‌آموزان و والدین ایرانیان آمریکایی
 Talking Politics: A Village Widow in the Iranian Revolution, in Linda S. Walbridge and April K.
Sievert, eds., Pp. 53-59 Personal Encounters: A Reader in Cultural Anthropology. New York: McGraw-Hill. 2002
بیان سیاستها: یک بیوه‌ی روستا در انقلاب ایرانی
 Sex and Gender among Iranians,  in Carol R. Ember and Melvin Ember, eds,  Encyclopedia of Men and Women: Sex and Gender in the World’s Cultures, New Haven, Connecticut: HRA. 2003
جنسیت و جنس در میان ایرانیان
Iran, in The Greenwood Encyclopedia of Women’s Issues Worldwide, Editor in Chief Lynn Walter. The Middle East and North Africa. Ed. by Bahira Sherif-Trask. Pp. 105-148. Greenwood Press: Westport, Connecticut, London. 2003
ایران
 Research in Afghanistan, Middle East Section Column, Anthropology News, 44(8):55, 56, November. 2003
تحقیق در افغانستان
 Research in Tajikistan, Middle East Section Column, Anthropology News, 44(9):44,45, December. 2003
تحقیق در تاجیکستان
Esmat Khanum and a Life of Travail: ‘God, Help Me; Son of Musa Ibn-e Jaafar, You Yourself Help Me,’ in Francis Trix and John Walbridge, eds., Muslims Around the World, McGraw Hill: New York, 2005.
عصمت خانم و زندگی مشقت: خدا، کمکم کن؛ پسر موسی ابن جعفر، تو خود کمکم کن

   

Santa Clara University,
Santa Clara CA 95053
408 554-4646
http://www.scu.edu/cas/anthropology/facultyandstaff/faculty.cfm
mhegland@scu.edu,

بررسی تعزیه پژوهان(2): ویلیام ا. بیمن

ویلیام ا. بیمن  (William O. Beeman) استاد و رئیس بخش انسانشناسی دانشگاه مینه سوتا است، پیش از این او به مدت سی سال به عنوان استاد انسانشناسی در رشته هایی چون تئاتر، موسیقی و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون به تدریس و پژوهش مشغول بود. او همچنین از سال 2005 تا 2008 رئیس بخش خاورمیانه انجمن انسانشناسی امریکا بوده است.
بیمن تحصیلات کارشناسی‌اش را در زمینه انسان‌شناسی از دانشگاه وسلیان (Wesleyan University) اخذ کرد و برای ادامه‌ی تحصیل در زمینه‌ی انسانشناسی زبانشناختی به دانشگاه شیکاگو رفت و با دفاع از رساله‌ای با عنوان «معنای تغییر سبکی در تعامل کلامی ایرانیان»(The Meaning of stylistic variation in Iranian verbal interaction) در سال 1976 موفق به اخذ درجه دکتری شد و در سال 2004 در دانشگاه براون به درجه استاد تمامی رسید.
وی بمدد تحقیقات گسترده و نگارش کتب و مقالات متعدد به محققی نام آشنا در حوزه خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل شد که عمده‌ی تحقیقاتش را بر روی ایران، منطقه خلیج فارس، ژاپن و جنوب آسیا تمرکز داده است. کتاب  «زبان، هویت و قدرت در ایران»(ترجمه رضا ذوقدار مقدم. تهران: نشر کیهان) (Language, Status and Power in Iran) و «فرهنگ، نمایش و ارتباط در ایران»(Culture, Performance and Communication in Iran) کتابهای معتبری بود که تحسین صاحب‌نظران را برانگیخت.
ویلیام بیمن پس از چاپ ««شیطان بزرگ» در برابر «ملاهای دیوانه»: چگونه ایالات متحده و ایران یکدیگر را شیطان جلوه می‌دهند»( The “Great Satan” vs. the “Mad Mullas”: How the United States and Iran Demonize Each Other) در سال 2008 کتاب «سنتهای نمایشی ایرانیان»(Iranian Performance Traditions) را به چاپ رساند تا در کنار کتابها و مقالات و یادداشتهایش حاصل پژوهش‌هایش را در باب سنتهای نمایشی ایرانی و بخصوص تعزیه را ارائه نماید.
 از آخرین پژوهش‌هایش که در آینده‌ای نزدیک بصورت کتاب به چاپ درمی‌آید، «فهم ایران» (Understanding Iran) و «عراق: حکومت در جستجوی یک ملت» (Iraq: State in search of a nation)
بیمن همچنین از سال 1987 بصورت حرفه ای به عنوان بازیگر-خواننده و کارگردان اپرا شروع به فعالیت هنری کرده است و پاره ای از تحقیقاتش را حول محور موسیقی و نمایش متمرکز ساخته و کتاب خط سوم: بازیگران اپرا به عنوان مفسر (The Third Line: The Opera Performer as Interpreter ) با همکاری دنیل هلفگات (کارگردان اپرا)، محصول همین پژوهش‌هاست.
علاقه‌ی پژوهشی بیمن در زمینه زبان شناسی اجتماعی و معنی شناسی ارتباطات، مقایسه تطبیقی بین فرهنگی ژانرهای تئاتری و نمایشی، اپرا، نمادشناسی زبانی و غیرزبانی، انسانشناسی عملی، انسانشناسی فلسفی، جوامع روستایی و عشایری است. وی در سالهای اخیر بر روی موضوع علم اعصاب و شناختی در پیوند با موسیقی و اجراهای تئاتری پژوهش می نماید.

آثار با محوریت تعزیه
Iranian Performance Traditions: Los Angeles, Mazda publication, 2008
سنتهای نمایشی ایرانیان
A Full Arena: The Development and Meaning of Popular Performance Traditions in Iran. /in Modern Iran: The Dialectics of Continuity and Change ed. Michael E. Bonine and Nikki R. Keddie Albany: State University of New York Press 1982, 361-381.
«یک صحنه‌ی تمام عیار: توسعه و معنای سنت‌های نمایشی عامه‌پسند در ایران» در کتاب ایران مدرن: دیالکتیک استمرار و تغییر
Acting Styles and Actor Training in Taziyeh /With Mohammad B. Ghaffari / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 48-60, Massachusetts Institute of Technology
سبکهای بازیگری و پرورش بازیگر در تعزیه
The Ta'ziyeh of Hor, and: The Ta'ziyeh of the Children of Moslem, and: The Ta'ziyeh of Imam Hussein (review) / Theatre Journal, Volume 55, Number 2, May 2003, p. 359-362, The Johns Hopkins University Press
تعزیه حر، تعزیه طفلان مسلم و تعزیه امام حسین (یادداشت)
Performative Symbols and their Relative Non-Arbitrariness: Representing Women in Iranian Traditional Theater in Festschrift for Paul Friedrich, Mary Scoggin, ed. Chicago: University of Chicago Press, 2001.
نمادهای نمایشی و غیرقراردادی بودن نسبی آنها : حضور زنان در تئاتر سنتی ایرانی
Why Do They Laugh? An Interactional Approach to Humor in Traditional Iranian Improvisatory Theatre. Journal of American Folklore 94(374): 506-526. (special issue on folk theater. Thomas A. Green, ed.), 1981
چرا آنها می خندند؟ رویکردی متقابل به طنز در تئاتر بدیهه گویانه سنتی ایرانی
Cultural Dimensions of Performance Conventions in Iranian Ta'ziyeh In Ta'ziyeh: Ritual and Drama in Iran: Peter J. Chelkowski, ed.,. New York: New York University Press.
ابعاد فرهنگی گردهم آیی های نمایشی در تعزیه ایرانی
You Can Take Music Out of the Country, But...: The Dynamics of Change in Iranian Musical Tradition. Asian Music 7(2): 6-20, 1976
شما می توانید موسیقی را خارح از کشور بسازید اما ....: پویایی شناسی تغییر در سنت موسیقایی ایرانی
Classical Persian Music, Islam and Ta'ziyeh: Beeman, William O, Soussie Restegar and Anna Vanzan, eds., AIEP Editore, Muraqqa'e Sharqi: Studies in Honor of Peter Chelkowski, 43-56, 2007.
موسیقی کلاسیک ایرانی، اسلام وتعزیه

سایر آثار
Culture, Performance and Communication in Iran. Tokyo: ICLAA [Institute for the Study of Languages and Cultures of Asia
فرهنگ، نمایش و ارتباط در ایران
Language, Status, and Power in Iran. Bloomington, IN: IndianaUniversity Press, 1986
زبان، پایگاه، و قدرت در ایران
The “Great Satan” vs. the “Mad Mullas”: How the United States and Iran Demonize Each Other: Chicago: university of Chicago press, 2008
«شیطان بزرگ» در برابر «ملاهای دیوانه»: چگونه ایالات متحده و ایران یکدیگر را شیطان جلوه می دهند
Understanding Iran: London, I.B. Tauris
فهم ایران
Iraq: State in search of a nation: Westport, CT, Greenwood/Praeger
عراق: حکومت در جستجوی یک ملت
The Third Line: The Opera Performer as Interpreter : with Daniel Helfgot, San Jose, third line books
خط سوم: بازیگران اپرا به عنوان مفسر
Elections and Governmental Structures in Iran: Reform Lurks under the Flaws: Brown Journal of World Affairs, XI: 1 [Summer/Fall] 55-68.
انتخابات و ساختار دولتی در ایران: تکاپوی اصلاحات در زیر نواقص

Iran and the U.S. - Postmodern Culture Conflict in Action. Anthropology Quarterly 76 (4) pp. 671-691 (2003)
ایران و آمریکا :‌ کشمکش فرهنگ پست مدرن در عملی
Iran and the United States- A Case Study in Postmodern Culture Conflict.Paper Prepared For Invited Session: “Opening Pandora's Box: New Directions in Middle Eastern Research” American Anthropological Association Annual Meeting, New Orleans, Louisiana November 20-24, 2002
ایران و آمریکا : مطالعه موردی در کشمکش فرهنگ پست مدرن
Iran in  Countries and Their Cultures: Melvin Ember and Carol R. Ember, eds,. New York: Macmillan. Pp. 1057-1077, 2001.
ایران در کتاب کشورها و فرهنگهایشان
Emotion and Sincerity in Persian Discourse. International Journal of the Sociology of Language. 148 (2001): 31-57.
هیجان و صمیمیت در سخن گفتن به زبان فارسی
Affectivity in Persian Language Usage In Affect and Healing in Middle Eastern Cultures: Good, Byron, Mary Jo Good and Michael M.J. Fischer, eds.,. Special Issue, Culture Medicine and Psychiatry 11 (4) 403-24, 1988.
هیجان پذیری در کاربرد زبان فارسی
Status, Style and Strategy in Iranian Interaction. Anthropological Linguistics 8(7): 305-322, 1976
شأن، شیوه و استراتژی در تعامل ایرانی


برای اطلاعات بیشتر
Anthropology
 395 HHH 301 - 19th Ave South
http://anthropology.umn.edu/people/profile.php?UID=wbeeman
www.wbeeman.com
http://wbeeman.blogspot.com/
wbeeman@umn.edu

معرفی پژوهشگران غیر فارسی زبان در حوزه تعزیه(1): پیتر ج. چلکوفسکی

این یادداشت و یادداشتهای آینده درصدد معرفی برخی از محققین غیر فارسی زبان است که در عرصه تعزیه دست به پژوهش زده‌اند. این گرد‌آوری تلاش می‌کند که با معرفی کارنامه تحصیلی و پژوهشی ایشان، آثار پژوهشی‌شان را در وادی تعزیه و سایر حوزه‌ها معرفی و راه را برای مطالعه و تحقیقات بیشتر برای علاقه‌مندان بگشاید.

شاید گزینش واژه تعزیه‌شناس و تعزیه‌پژوه برای تمامی پژوهشگرانی که در این دسته یادداشتها معرفی می‌شوند انتخاب دقیقی نباشد درنتیجه در اینجا به عنوان پژوهشگران تعزیه اکتفا شده است، اما گفتنی ست که این پژوهشگران تنها کسانی هستند که با زمینه اصلی پژوهشی اسلام(شیعی) در ایران و یا خاورمیانه به سوی تعزیه رفته‌اند و بطور کلی تحقیقات ایشان در این موضوع از حد چند مقاله فراتر رفته است.

پیتر ج. چلکوفسکی (Peter J. Chlkowski)


پیتر ج. چلکوفسکی (Peter J. Chlkowski)استاد تمام رشته‌های مطالعات خاورمیانه، شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه نیویورک است.
او مدرک کارشناسی خود را در سال 1958 در رشته واژه‌شناسی شرقی از دانشگاه جگیلونیان (Jagiellonian) شهر کراکوف لهستان دریافت کرد. همچنین توانست در مدرسه درام همان شهر به تحصیل در رشته هنرهای تئاتری بپردازد. در سال 1962 در مقطع فوق لیسانس در رشته تاریخ و مطالعات اسلامی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی(Soas)  لندن فارغ التحصیل شد. او در سال 1968 موفق به اخذ درجه دکترا از دانشگاه تهران در رشته ادبیات شد.
حوزه های تحقیق و تدریس او اصولا عرفان اسلامی، باورهای عامه و مناسک اسلامی، استفاده از زبان، نقش و تاثیر اسلام در معماری، ارتباط هنر با جامعه و هنرهای نمایشی در خاورمیانه است. او در مقطع تحصیلات تکمیلی درباره اسلام در جهان معاصر و تصحیح سوء فهم ها از اسلام در غرب هم به عنوان یک دین و هم در صورت های فرهنگی متنوع آن به بحث می پردازد. وی در سالهای اخیر درباره مراسم مذهبی « حُسَی»، در میان شیعیان ترینیداد و توباگو، که در حقیقت نوعی تعزیه تغییر شکل یافته است، به تحقیق می پردازد.
 او معتبرترین تعزیه‌پژوه غیر ایرانی است در سال ۱۹۷۶ دبیر نخستین همایش با موضوع تعزیه در تهران بود که در نوع خود در جهان بی‌نظیر بود. حاصل این همایش چند روزه در قالب کتاب « تعزیه : نیایش و نمایش در ایران » در ایران و آمریکا منتشر شده است.


آثار با موضوع تعزیه
Ta'ziyeh: Ritual and Drama in Iran / Peter J. Chelkowski New York: New York University Press and Teheran: Soroush Press, 1979.
تعزیه: آیین و نمایش در ایران
تعزیه ، نیایش و نمایش در ایران، ترجمه داوود حاتمی، تهران : علمی و فرهنگی، 1367/ تهران: سمت، 1384.
Mohammad B. Ghaffari: Taziyeh Director / an interview by Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 113-129
محمد ب. جعفری: کارگردان تعزیه (مصاحبه)
Presenting Taziyeh at Lincoln Center /Nigel Redden, Mohammad B. Ghaffari, Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 124-125.
معرفی تعزیه در مرکز فرهنگی لینکلن
Time Out of Memory: Taziyeh, the Total Drama /Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 15-27.
وقفه‌ای در تعزیه، درام کامل
Taziyeh in Parma /Anna Vanzan, Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 24-25.
تعزیه در پارما
From Karbala to New York City: Taziyeh on the Move /Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 12-14: 12-14.
از کربلا تا نیویورک: تعزیه در حرکت
From the Sun-Scorched Desert of Iran to the Beaches of Trinidad: Taziyeh's Journey from Asia to the Caribbean /Peter J. Chelkowski / TDR/The Drama Review Winter 2005, Vol. 49, No. 4 (T188), P. 156-170.
از بیابان سوزان ایران تا سواحل ترینیداد: سفر تعزیه از آسیا تا سواحل کارادیب
Community Process and the Performance of Muharram Observances in Trinidad, co-authored with F. Korom, The Drama Review, vol.38 (2), Summer, 1994.
دسته روی و اجرای مراسم محرم در ترینیداد


سایر آثار
Staging A Revolution: The Art of Persuasion in the Islamic Republic of Iran, co-authored with H. Dabashi, (London: Booth-Clilborn Editions, 1999).
به روی صحنه آوردن انقلاب : هنر ترغیب در انقلاب سلامی ایران ( به همراه حمید دباشی )
The scholar and the saint : studies in commemoration of Abu'l-Rayhan al-Biruni and Jalal al-Din al-Rumi, New York : Hagop Kevorkian Center for Near Eastern Studies [etc.], 1975. xv,306p. : ill. ; 24cm.
دانشمند و قدیس : مطالعاتی در بزرگداشت ابوریحان بیرونی و جلال الدین رومی
Mirror of the invisible world : tales from the Khamseh of Nizami / [adapted and translated by] Peter J. Chelkowski ; with an essay by Priscilla P. Soucek ; foreword by Richard Ettinghausen.
آینه جهان نادیدنی : داستانهایی از خمسه نظامی
Studies in Art and Literature of the Near East in Honor of Richard Ettinghausen ed. (Salt Lake City: University of Utah Press, 1974).
مطالعات بر هنر و ادبیات خاور نزدیک به افتخارریچارد اتینهاوزن
Islam in Modern Drama and Theatre, Die Welt des Islam, Leiden, 1984.
اسلام در نمایش و تئاتر مدرن
Narrative Painting and Painting Recitation, Muqarnas, Leiden, 1989
پرده و پرده خوانی


برای اطلاعات بیشتر

Department of Middle Eastern and Islamic Studies
50 Washington Square South
New York, NY 10012
tel: (212) 998-8876
fax: (212) 995-4689
http://www.nyu.edu/gsas/dept/mideast/people/faculty/chelkowski.html
pc5@nyu.edu

کاوشی در کتب تعزیه (1): "تعزیه در ایران" اثر صادق همایونی

بخش مهمی از هر تحقیق به پیشینه‌ی پژوهش می‌پردازد، به عبارت بهتر تلاش دارد تا پژوهشگر را یاری رساند که از تلاش همکارانش در این عرصه آگاه شود و بر روی شانه‌ی تحقیقات پیشتر از خود تحقیقش را استوار سازد. منبع شناسی، نقد و بررسی پژوهش‌های انجام شده و آشنایی با پژوهش‌گران مواردی است که پیش از آغاز یک پژوهش، پژوهش‌گر را برای انجام بهتر وظایفش در راستای موارد مطرح شده یاری می‌دهد.
یادداشت پیش رو در ادامه‌ی مجموعه یادداشت‌های منبع‌شناسی تعزیه قصد دارد تا برخی از منابع یاد شده را بیشتر مورد بررسی قرار دهد تا از یکسو مخاطبین خود را از مطالب این منابع آگاه نماید و از سوی دیگر با بررسی این آثار بستر را برای پژوهش‌های آینده بصورت صحیح‌تر مهیا نماید.
بررسی پژوهش‌های انجام شده از یکسوی دیگر مشخص می‌نماید که در حوزه‌ی مورد بحث ما که همانا تعزیه می‌باشد در کدام حوزه‌ها پژوهش انجام شده و در چه کیفیتی صورت گرفته است و موضوع تحقیقات بیشتر را به پژوهشگران پیشنهاد می‌نماید.
تعزیه در ایران/ صادق همایونی؛ شیراز: انتشارات نوید، چاپ دوم 1380.
صادق همایونی اولین محقق ایرانی است که کتابی با موضوع تعزیه را تهیه داشته است. پیش از او بهرام بیضایی در کتاب نمایش در ایران در سال 1344 مجموعه‌ی ارزنده‌ای از اطلاعات پیرامون سنتهای نمایشی ایرانی جمع‌آوری، تحلیل و دسته بندی نموده بود، اما در این کتاب هم تنها یک فصل به تعزیه اختصاص داده شده بود و با توجه به حضور پررنگ تعزیه حتی در برخی از مناطق کنونی کشورمان و به طبع اهمیت آن در تاریخ چند صده‌ی اخیر جای کار بیشتر احساس می‌شد تا صادق همایونی کتابی را با عنوان تعزیه و تعزیه‌خوانی در سال 1353 به چاپ رساند. همایونی همین کتاب را در سال 1368 با اضافاتی با عنوان تعزیه در ایران به چاپ رساند و در سال 1380 چاپ دوم آنرا با تجدید نظر کلی، حک و اصلاح، تکمیل و به چاپ رساند.
در مقدمه کتاب نویسنده با ذکر مطالبی این نکته را یادآوری می‌کند که این مجموعه از روز اول و چاپ نخستش در سال 1353 تا به امروز در حال تصحیح و بهتر شدن بوده است و چه در باب اطلاعات جمع‌آوری شده پیرامون موضوع و تحلیلها و چه نحوه‌ی نگارش مورد اصلاح و بازبینی قرار گرفته است.
اولین نکته‌ای که بخصوص پژوهشگران را در مطالعه کتاب و استفاده از آن دچار مشکل می‌نماید عدم وجود فهرست مطالب در ابتدای کتاب است، که بنا به قراردادهای مرسوم، بسیاری از خوانندگان را به گمان نبود فهرست دچار مشکل می‌نماید.
کتاب در شش بخش و 1016 صفحه‌ی مصور تنظیم گشته است. بخش اول کتاب تلاش دارد تا تعزیه را از بعد تاریخی از ابتدای پیدایش تا زمان افول آن مورد بررسی قرار دهد و زمینه‌های پیشرفت و موانع آنرا در بستر اجتماعی و سیاسی و مذهبی زمان خود بکاود. در فصل ابتدایی این بخش، نویسنده به ریشه‌های نمایش، در ایران قبل از اسلام اشاره‌ای بسیار کوتاه می‌کند و چه خوب بود که در صورت ارتباط با موضوع محوری کتاب که تعزیه است آورده می‌شدند و نحوه ارتباط ریشه‌ای ‌آن سنتهای نمایشی با تعزیه مورد بررسی واقع می‌شد. نویسنده سپس به واقعه کربلا از منظر تاریخی نگاهی دارد و در ادامه به بررسی اجمالی تاریخ حاکمان ایران پس از دوره‌ی دیلمیان تا آخر دوران قاجار می‌پردازد و سپس زمینه‌ی اجتماعی ایران بصورت کلی در این دوران مورد تحلیل قرار می‌دهد.
نویسنده در بررسی زمینه‌های اجتماعی رشد تعزیه از یک سو نیاز توده‌ی مردم به معنویت در محیط مذهبی آن زمان و از سوی دیگر جنبه‌ی ملی آن که همانا مردمی تحت تظلم اربابان و خانها است را بستر رشد تعزیه می‌داند و می‌افزاید:
«طبقه‌ی پایین جامعه در اثر القائات نادرست این واماندگی و پستی تحمیلی را نه ناشی از ضعف و زبونی و جهل خود بلکه تا حدی زاده اراده خداوند می‌داند. و اگر جز این هم تصور نماید زورشان به کسی نمی رسد.»(ص 47)
اثر تصریح می کند که تعزیه برایشان هم برای شفیع قرار دادن اهل کربلا در پیشگاه خداوند است و هم بروز نفرتی از ظلم روا داشته بر ایشان است که در آن به صورت اعلام لعن و نفرین به یزیدیان در می‌آید. هرچند که نویسنده در بخشهای بعدی و ضمن بررسی سفرنامه‌های مربوط به زمان شاهان قاجار البته بصورت ضمنی به حضور عنصر سیاسی در پیشرفت شبیه‌خوانی تاکید می‌نماید اما جای آن بود که در اینجا در بررسی زمینه‌های رشد تعزیه بدان اشاره و مختصری تحلیل می‌نمود.
در ادامه پیشینه‌ی نمایش‌های مذهبی در اروپا به اجمال بررسی می‌شود و نویسنده با اشاره به بزرگداشت دیونیزوس و مصائب آبیدوس به معرفی میرکل، میستر و مورالیته می‌پردازد، اما سئوال اینجاست که معرفی نمایش‌های مضحک فارس و نمایشهای تصنیفی وودویل (که صحیح آن وودویل(vaudeville) است) چه ارتباطی با موضوع محوری (، تعزیه) دارد. بعبارت دیگر حتی اگر برای بررسی تعزیه‌ی مضحک بدانها اشاره شده باشد چه بهتر بود که به جای معرفی فارس کمی روحوضی معرفی و بررسی می‌شد. از سوی دیگر بهتر بود که نویسنده به جای معرفی انواع نمایشهای اروپا و یا در کنار آن تحلیلی بر روی اشتراکات و افتراقات و حتی المانهای برگرفته از آنها ارائه می‌نمودند.
واژه‌شناسی تعزیه موضوع مبحث بعدی است و نویسنده بدنبال آن به روضه‌خوانی و فضائل‌خوانی اشاره می‌نماید و بدون اشاره‌ای حتی مختصر به مناقب‌خوانی و پرده‌خوانی و حمله‌خوانی و سایر سنتهای نمایشی ما که بیشتر جنبه‌ی مذهبی داشته‌اند و در پیدایش تعزیه نقش موثری داشته‌اند، تنها نام از نقالی به میان می‌آورد.
تعزیه و فقها عنوان قسمت بعدی اثر است که به نظر و رابطه‌ی فقها با تعزیه می‌پردازد و پس از آن تعزیه را از نگاه جهانگردان بررسی می‌کند. اثر با اشاره به آنتونیو دو گووه‌آ در 1602م در زمان شاه عباس، اوایریوس در 1637م و تاورنیه و شاردن در 1677م در زمان شاه صفی دوم بخش‌هایی از مشاهدات ایشان از دسته‌روی‌های عزاداری می‌آورد، و در ادامه به سالامون وان کخ در سال 1732 اشاره دارد که حضور شبیه را در عزاداری در مشاهداتش ثبت کرده است. ویلیام فرانکلین در 1787 در شیراز در دوره‌ی زندیه تعزیه به شیوه‌ی امروزی دیده است و نویسنده عنوان می‌کند که تعزیه در زمان زندیه صاحب چهره‌ی امروزیش شده است، (مطلبی که عنایت‌الله شهیدی در کتاب پژوهشی در تعزیه و ت‍ع‍زی‍ه‌خ‍وان‍ی‌ از آغ‍از ت‍ا آخ‍ر دوره‌ ق‍اج‍ار در ت‍ه‍ران‌ آن را رد کرده است و سندی از مشاهدات کارستن نیبور در سال 1765م در جزیره خارک و ساموئل هملین (1772م) در رشت ارائه می‌دهد). همچنین نویسنده به مشاهدات گاسپر دروویل در 1812 و چند سیاح دیگر اشاره دارد تا با روایت مشاهدات ایشان جزئیات اجرای تعزیه در آن زمانها را بیشتر مورد بررسی قرار دهد.
ذیل عنوان تکیه دولت و تعزیه‌خوانی همایونی با اشاره به سفرنامه خانم کارلا سرنا با عنوان مردم و دینهای ایران و بویژه کتاب ایران و ایرانیان نوشته‌ی ساموئل گرین ولر بنجامین، اولین سفیر امریکا در ایران توصیفات مفصل و مشاهدات جزئینگر ایشان را به تفصیل روایت و بعضا نقاط تناقض مشاهدات ایشان را با هم بررسی و قضاوت می‌نماید. بررسی تکیه دولت بعبارت بهتر یعنی بررسی دوران اوج تعزیه و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه، به بیان دیگر بررسی تکیه دولت یعنی بررسی نگاه مردم یا همان مخاطبین تعزیه به آن و نگاه حکومت و بطور کلی مطالعه‌ی شرایط موجود در آن مقطع زمانی است.
نویسنده در ادامه به شواهد تکامل تعزیه در عصر ناصری اشاره می‌نماید و سپس به سراغ تعزیه در کشورهای همجوار می‌رود و تنها با اشاراتی کوتاه، فقط به هند و مختصری به عراق می‌پردازد.
اوج و زوال تعزیه و پدیدار شدن انواع تعزیه عنوان قسمت بعدی است که به رشد هنر بازیگری شبیه‌خوانها و تسلط ایشان بر آواز و حتی رسیدن به درجه استادی از این راه، رشد از حیث ابزار کار و نحوه‌ی برگزاری و حتی ارتقاء نسخه‌نویسی می‌پردازد، تا جایی که نویسنده با اشاره به گفته‌ی چلکوفسکی امکان پیدایش تئاتر دنیوی ایرانی از تعزیه را مورد توجه قرار می‌دهد. پس از اوج تعزیه نویسنده، زوال تعزیه پس از فوت ناصرالدین شاه و دوران انقلاب مشروطه  را ریشه یابی و وضعیت آنرا در زمان پهلوی اول و پهلوی دوم بررسی می‌نماید.
مولف یکی از علل درخشش تعزیه در برهه‌ای از زمان را محصول همبستگی حیرت‌اور اجزا و عوامل آن با ذوق و نیاز توده‌ی مردم می‌داند بنابراین یکی از عمده علل زوال و افول تعزیه را حضور اشرافیت در آن و اشرافی شدن آن می‌داند و معتقد است تعزیه هنری مذهبی و توده‌ای بوده است که اشرافیت آنرا به سوی زوال کشانده است.
صادق همایونی در بخش دوم کتابش تعزیه را به عنوان یک مراسم آیینی- نمایشی مورد بررسی قرار می‌دهد و تلاش دارد تا عناصر سازنده‌ی تعزیه را در فصل ابتدایی از منظر اجرایی بررسی نماید، اما سئوال اینجاست که اگر استفاده از اشیاء و عناصر مختلف و هماهنگی کامل بازی با متن و گفتگوها عناصر سازنده‌ی تعزیه هستند و یا اگر شعر و موسیقی هم از عناصر تشکیل دهنده‌ی تعزیه هستند، سخنوری، نقالی، توجه دقیق به نکات روانشناسی و توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی چگونه می‌تواند عناصر سازنده‌ی تعزیه باشند؟ بعبارت بهتر نویسنده در این قسمت که تلاش داشته است تعزیه را در اجرا به دوازده عنصر سازنده تقسیم نماید، تقسیم بندی همترازی انجام نداده است، بطوری که بخشی از این دسته‌بندی‌ها با هم همپوشانی بسیاری روبرو هستند، برای مثال در عناصری چون نقالی، پرده‌داری و عزاداری هم شعر حضور دارد و هم سخنوری و هم استفاده از اشیاء. از سوی دیگر برخی از دسته‌بندی‌ها مثل نقالی و پرده‌خوانی خود حاوی عناصری هستند که تنها برخی از عناصرشان در تعزیه در کنار سایر عناصر به کار بسته شده است و نقالی و عزاداری و پرده‌خوانی شیوه‌های نمایشی‌ای هستند که درکنار تعزیه در آن زمان درجامعه حضور داشته است و به نوعی ریشه‌های تعزیه به حساب می‌آیند.
مولف در فصل دوم این بخش به ویژگی‌های تعزیه ایرانی می‌پردازد و تلاش دارد تعزیه را از منظر متن نوشتاری بررسی نماید و علاوه بر بررسی کارکردهای اجتماعی، ویژگی‌های دراماتیک نسخ تعزیه را نیز بررسی نماید.
نویسنده به امکان تبلیغی و آموزشی تعزیه اشاره می‌کند و با ذکر مثالهای متعدد از نسخ متفاوت بر صحت گفته‌ی خویش مهر تایید می‌زند و پیوند تعزیه با اسطوره‌های مذهبی و تاریخی ایرانی را از نکات برجسته تعزیه برمی‌شمرد. وی نزدیکی فوق العاده با زندگی توده‌ی مردم، فرو ریختگی معیار زمان و مکان، زبان ویژه و ... را از ویژگیهای تعزیه بر می‌شمرد. نکته‌ی قابل ذکر دیگر باز به سراغ نحوه‌ی نگارش این ویژگی‌ها باز می‌گردد که نویسنده تلاش ننموده است که آنها را مرتب نماید، به زبان بهتر در این قسمت ما شاهد ویژگیهای فرمی و محتوایی نسخ تعزیه هستیم اما ما میبینیم که تمام این نه ویژگی بصورت پراکنده در میان یکدیگر آورده شده است.
تقریبا نویسنده تلاش داشته است تا تعزیه را در دو فصل در این بخش تحلیل و بررسی نماید یکی اجرای آن و دیگری متن آنرا، اما خود مولف تلاشی در جهت بیان این تقسیم بندی ننموده است. از نگاه دیگر مولف ویژگی‌های نه‌گانه‌ و عناصر دوازده‌گانه‌ی تعزیه را شماره گذاری نکرده است و خود نیز چندان اصراری بر تفکیک و دسته‌بندی آنها و کامل بودن آنها نداشته است که این خود باعث تنزل درجه‌ی علمی اثر می‌شود.
در بخش سوم نویسنده تلاش دارد مباحث باقی مانده را در ذیل عنوان بررسی تعزیه‌ها بیاورد. در قسمت ابتدایی در بیگانگان و تعزیه ایرانی به معرفی پژوهشگران غیر ایرانی‌ای که تعزیه را مورد بررسی قرار داده‌اند می‌پردازد و به سراغ دینها و فلسفه‌ها در آسیای مرکزی نوشته‌ی کنت گوبینو در سال 1865 می‌رود و آنرا به عنوان اولین اثری که بطور دقیق و کامل به بررسی تعزیه ایران پرداخته می‌پردازد. وی با اشاره به محققینی چون ادوارد براون‌، الکساندر خوتسکو، برزین، سر لویی پلی، ماتیو آرنولد، ویلهلم تیتین، برتلس و کریمسکی، پیتر چلکوفسکی و محمد عزیزه از پژوهش‌هایشان در قالب کتاب و مقاله نام می‌برد.
مرثیه و مرثیه‌سرایان قسمت بعدی کتاب است که مولف از تنوع مرثیه‌ها بخصوص پس از حدیث امام رضا(ع) و تاکید بر ثواب مرثیه‌سرایی در باب واقعه‌ی کربلا سخن می‌گوید و به عنایت ویژه‌ی مردم عوام به این گونه، سخن می‌گوید و نوحه سرایی را به عنوان فصل جدیدی در مرثیه‌سرایی و ظهور شعر نمایشی اشاره می‌کند و آنرا تحلیل می‌کند.
مولف به موضوع نسخه‌نویسان تعزیه و منابع الهام ایشان و چگونگی تحول نثر به شعر دیالوگی اشاره دارد و در ادامه به سراغ معرفی و بررسی اجمالی پژوهشهای پژوهشگران داخلی در باب تعزیه می‌رود و خیلی کوتاه به مفهوم عشق در نسخ تعزیه اشاره می‌نماید.
 عنوان بعدی این بخش از کتاب به تاثیر تعزیه در زبان محاوره است که نویسنده به برخی از اصطلاحات و مثل‌هایی که از تعزیه به فرهنگ عامیانه رسوخ کرده است اشاره دارد و سپس بسیار اجمالی و در حد اشاره به تعزیه‌ی مضحک پرداخته‌شده است.
در گام بعدی در قسمتی با عنوان ریشه ساخت و پرداخت و وجه ممیزه‌ی تعزیه مایه‌ی داستانی را ریشه‌شناسی نموده است و بسیاری را از احادیث و قصص قرآنی برگرفته دانسته و برخی را از افسانه‌ها چون عاق والدین و برخی را چون درویش بیابانی از مثنوی معنوی برخاسته می‌داند و برخی را بر اساس بداهه‌خوانی تعزیه‌خوانها دانسته است، باید گفت که نویسنده تنها برای ذکر خاطره‌ای این قسمت را اضافه نموده است و نتوانسته است تقسیم بندی مناسبی از منابع داستانی تعزیه ارائه نماید، هرچند که خاطره‌ی آورده شده، مطلب درخور تاملی ست، چرا که در سایر منابع آورده نشده است و از سوی دیگر مطلبی برای تحقیق هم در باب عنصر بداهه‌پردازی در تعزیه است و هم در باب منشا و شکل‌گیری نسخ تعزیه است.
در پایان بخش سوم، مولف پس از ارائه‌ی فرهنگی ناکامل از اصطلاحات و اسامی در تعزیه، نام آهنگ‌ها و نواهای نهفته در متن نسخه‌های تعزیه را دسته‌بندی و گرد‌آوری نموده است.
بخش چهارم کتاب در گام نخست با ذکر اسامی نسخ نگارش یافته آغاز می‌شود. مولف معتقد است که تعداد تعزیه‌های اصلی در حدود یکصد و پنجاه نسخه است و در ادامه نام و خلاصه‌ی داستان 152 نسخه‌ی تعزیه را می‌آورد. وی در این قسمت مطلب درخور توجهی آورده است و تعداد انواع نسخ موجود را از منظر داستانی جمع‌آوری نموده است و کل آنرا متجاوز از 152 نسخه ندانسته است و معتقد است این نسخ در جای جای کشور ممکن است دچار تغییراتی شده باشد ولی خط اصلی داستانی و محتوایی از این تعداد نسخه بیشتر نیست.
اثر در گام بعدی به طریقه‌ی تعزیه‌خوانی و اجرای تعزیه اشاره می‌کند و سپس به ترتیب تعزیه‌خوانی و نسخی که در حوالی دهه‌ی محرم خوانده‌ می‌شود می‌پردازد و در پایان نیز به معرفی کوتاه تعزیه‌خوانان بزرگ کشور و سپس شیراز می‌پردازد.
در بخش پنجم نویسنده دوازده نسخه‌ را به چاپ رسانده است، نسخی که شاید کمتر دیده‌ شده و مورد بررسی قرارگرفته است.
آخرین بخش این کتاب به نسخه‌ی تعزیه‌ی قاسم و تجزیه و تحلیل آن اختصاص داده شده‌است. مولف تلاش نموده است که ویژگی‌های این متن را بررسی نماید و به مواردی چون حضور توامان غم و شادی در اثر و تجلی سنت های اصیل ایرانی اشاره ‌نماید.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد تعزیه و تعزیه‌خوانی به عنوان اولین کتابی که تماما در موضوع تعزیه تالیف گشته است گامی موثر و مهم تلقی می‌شود که آغازگر پژوهش‌هایی بوده است. صادق همایونی اما در تکمیل کتاب تعزیه و تعزیه‌خوانی به تعزیه در ایران(1368) و در ادامه در چاپ دوم(1380)، اثری دیگر ارائه می‌دهد که دیگر وزن اولین گام در این وادی را ندارد. هرچند که نویسنده در جاهایی از اثر تلاش نموده است تا علاوه بر دادن اطلاعات خام جمع‌آوری شده توسط خود و دیگران اقدام به دسته‌بندی و ارائه‌ی تحلیل‌هایی برپایه‌ی آنها نماید اما در برخی جاها تنوانسته‌است به مقصود برسد و در بسیاری تنها به ذکر همان اطلاعات خام بسنده نموده است، اطلاعاتی که امروز در سایر آثار شاید بهتر منعکس شده باشد.
اثر بیشتر به کشکولی می‌ماند که از هر چیز در باب تعزیه در آن می‌توان یافت و این مطالب چندان بر پایه‌ی تحلیل استوار نبوده است و از عمق کافی تحقیقی برخوردار نیست و از یک پژوهش علمی فاصله دارد. اثر از وسایل مورد استفاده در تعزیه گرفته تا مبحث عشق در تعزیه تا بررسی تاریخی و اجتماعی آن در طول زمان و حتی بررسی نسخ تعزیه و تجزیه و تحلیل آنها و بسیاری از مباحث دیگر را شامل می‌شود. مطالبی که هرکدام می‌تواند موضوع یک پژوهش مفصل باشد و به عنوان یک پایان نامه‌ در مقطع تحصیلات تکمیلی به آنها پرداخت که در برخی موارد این مهم محقق شده است ولی اثر تنها به اشاره ای به این موارد اکتفا نموده است و بررسی جدی و عمیق‌تر آنرا کنکاش ننموده است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تعزیه