Kinship

Type

واژگان

فرانسوی

Parenté

آلمانی

Verwandtschaft

پارسی

خویشاوندی

مترادف : خانواده، نظام های خویشاوندی، وصلت

ریشه شناسی : این واژه در معنای جدید و انسان شناسانه آ« از نیمه قرن نوزده وارد زبان های اروپایی شد و ریشه های آن بنا بر زبان های مختلف متفاوت و جدید است.

تعریف : نظامی از رابطه میان انسان ها بر اساس پیوند های خونی ( بر اساس فرزندی یا خویشاوندی نسبی) یا قرار دادی (بر اساس ازدواج یا خویشاوندی سببی) که می تواند شکل اسطوره ای و مناسکی ( توتمی، نمادین و غیره) نیز داشته باشد و ایجاد تقسیم بندی هایی از لحاظ سلسله مراتب نزدیکی و تقسیم کار اجتماعی و نام گذاری های رده شاختی متناسب با آنها می کند.