ارمنی

  • جشنهای ایرانی، هویان، آندرانیک، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول 1390، 112 صفحه
    «ایران زمین از آغاز تاریخ، سرزمین جشنها بوده است، ما از برگزاری چهار جشن نوروز، نوسرد، تیرگان و مهرگان از دورة مادها آگاهی داریم. سابقة این جشنها به پیش از دورة ماد برمی گردد، که به صورت جشنهای خاص اقوام آریایی برگزار می-شده است. جشنهای نوروز و نوسرد را اقوام آریایی ساکن آسیای مرکزی، سُغد و خوارزم و سمرقند و بخارا و ارمنستان، قفقاز و سراسر ایران تا سواحل جنوبی خلیج فارس از هزارة اول پیش از میلاد برگزار می کردند.

    04 ژوئیه 2012
  • من در سال 1909 از مدرسه ابتدایی هایکازیان ـ تاماریان در محله لیلاوای تبریز فارغ التحصیلان شدم. این برایم یک خوش اقبالی بود، زیرا می‌گفتند قرار است در سال تحصیلی 10- 1909 یک مدرسه متوسطه افتتاح شود و فارغ-التحصیلان دو مدرسه ابتدایی لیلاوا و قلعه (دو محله ارمنی نشین تبریز) در آن جا تحصیل کنند.
    بوستان دبیرستان در آن زمان باز شده بود، اما هنوز خبر موثقی از افتتاح مدرسه نبود.

    02 ژوئیه 2012
  • تصویر: سلطانیه از جمله مناطقی از ایران است که ارامنه قبل از کوچ اجباری
    از ارمنستان توسط شاه عباس صفوی، در آن می زیستند
    معمولاً نخستین سال‌های سده هفدهم میلادی را تاریخ ورود ارامنه به ایران می‌دانند، یعنی زمانی که شاه‌عباس گروه کثیری از ارمنیان را از شهر جلفا واقع در کرانه رود ارس به مناطق مرکزی ایران کوچاند. امّا واقعیت این است که حضور ارمنیان در سرزمین‌هایی که درون مرزهای ایران امروزی جا می‌گیرند پیشینه‌ای دیرینه‌تر دارد.
    در پس این پرسش که «ارامنه کی به ایران آمدند» دو فرض نادرست وجود دارد.

    23 ژوئن 2012
  • اسفندماه سال گذشته (1390)، آندرانیک ساریان، نویسنده ارمنی-ایرانی، در سن 98 سالگی، در گلندل لُس آنجلس با زندگی وداع گفت. گلندل واپسین توقفگاه زندگی پربار آندرانیک ساریان بود. او در روستای سینِگان استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد و در کودکی، همراه گروهی از همسالانش برای تحصیل به کلکته هندوستان رفت. سال‌های تحصیل در هندوستان برای او و همقطارانش سال‌های سختی بودند. ساریان شرایط این دوره از زندگی‌اش را در کتاب در گذرگاه‌های تاریک به تصویر کشیده است. در سال 1936 ساریان به ایران باز می‌گردد و در شرکت نفت استخدام می‌شود. او در آبادان نقش فعالی در زندگی اجتماعی و فرهنگی ارامنه بازی می‌کند.

    12 ژوئن 2012
  • نام جانبازیان در میان هنرمندان، مربیان و علاقمندان به هنر رقص و باله، نام آشنایی ست. بسیاری از دست اندرکاران این هنر هنوز یکی از افتخارات شان شاگردی در مکتب جانبازیان ها (سرکیس جانبازیان و دخترش آناهید) است.  

    29 می 2012
  • من در سال 1909 از مدرسه ابتدایی هایکازیان ـ تاماریان در محله لیلاوای تبریز فارغ التحصیلان شدم. این برایم یک خوش اقبالی بود، زیرا می‌گفتند قرار است در سال تحصیلی 10- 1909 یک مدرسه متوسطه افتتاح شود و فارغ-التحصیلان دو مدرسه ابتدایی لیلاوا و قلعه (دو محله ارمنی نشین تبریز) در آن جا تحصیل کنند.
    بوستان دبیرستان در آن زمان باز شده بود، اما هنوز خبر موثقی از افتتاح مدرسه نبود.

    21 می 2012
  • سابقۀ حضور ارمنی ها در تهران به سال 1158 هجری قمری/ 1750 م. برمی¬گردد. در آن وقت، ارمنی ها در دو منطقه ساکن شدند. برخی در حدود دروازه شاه عبدالعظیم و برخی دیگر در روستای دولاب. ارمنی هایی که در این زمان در تهران زندگی می کردند می بایست اولین ارامنۀ این شهر باشند که علت مهاجرتشان سخت گیری های نادر شاه بود که آن ها را وادار ساخت از جلفا به تهران مهاجرت کنند.
    در زمان سلطنت کریم خان زند (1768م.)، ارمنیان تهران اولین کلیسای خود را با نام «تادئوس باردوقیمئوس» مقدس در کوچه ارامنه (دویست متری بقعه سید اسمائیل و در نزدیکی چهار راه مولوی) بنا کردند.

    15 می 2012
  • فصلی از ترجمه فارسی کتاب تاریخ جلفای اصفهان نوشته ی هاروتون دِرهوهانیان

    23 آوریل 2012
  • اول اسفند ماه 1390 فصل نامه فارسی‌زبان پیمان پانزده‌سالگی خود را جشن گرفت. پیمان با انتشار نخستین شماره خود در بهار سال 1375 کارش را شروع کرد و تاکنون 56 شماره منتشر کرده است.
    پیمان نخستین نشریه‌ ارامنه ایران است که به زبان فارسی منتشر می‌شود و هدفش تشریح مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ارامنه برای فارسی‌زبانان و غیرارمنیان است، هرچند برای بسیاری از ارامنه نیز منبع خوبی برای آشنایی با جنبه‌های گوناگون فرهنگ ارمنی به شمار می‌رود.
    در مقدمه شماره یک پیمان می‌خوانیم:

    11 آوریل 2012
  • «تا زمان استقرار نظام مشروطه در ایران، مسائل حقوقی جامعه ارامنه ایران از طریق فرمان‌های حکومتی و تصمیمات حکام ولایتی رفع و رجوع می‌شد. رهبر دینی کلیسای ارمنی و افراد ارمنی نزدیک به هیئت حاکمه جامعه ارامنه ایران را نزد حکومت نمایندگی می‌کردند بدون اینکه در این زمینه تعریف حقوقی دقیقی وجود داشته باشد. در جلفای نو، رئیس محله هم وجود داشته که به کلانتر یا کدخدا مشهور بوده است. این‌ها کارگزاران حکومت بودند و از طریق حکومت محلی منصوب می‌شدند. رئیس محله می‌توانست فرد ارمنی معتمد حاکم نیز باشد.

    03 آوریل 2012

صفحه‌ها