کاشان

  • در جهان هنر، تبلور اسطوره گستره ی وسیعی دارد و هنرمندان چه به صورت خودآگاه و چه ناآگاهانه از اسطوره در آثار خود بهره مند می شوند. یکی از پربسامدترین این اساطیر، اسطوره ی آب است؛ که طی هزاره های اخیر، مخصوصاً در ایران باستان، به آناهیتا منسوب بوده و فرشته ی نگهبان چشمه ها و باران و نماد باروری و عشق تلقی می شده است؛ آناهیتایی که از طرفی هم با مفهوم پیروزی در جنگ در ارتباط است.

    12 ژانویه 2016
  • اگر میانه‌ی فلات مرکزی ایران زندگی کنید، جایی شبیه به کاشان، در گرماگرم تابستان، خنکای نسیم و آب و سبزه شما را وسوسه می‌کند راهی جاده شوید. جاده‌های تابستان، شما را می‌خوانند تا گرمای تفت‌خورده‌ی شهر را پسِ سر بگذارید. بگذارید و بگذرید تا برسید به خنکای زمین، تا فرشی و فراغتی. کم و بیش، نوع معاش، میزان درآمد، داشتن و ناداشتن وسیله‌ی نقلیه و مهم‌تر از همه، فرهنگ سفر، ... دست به دست هم می‌دهند تا بعضی بیش و بعضی کم، راهی جاده و سفر شوند. می‌تواند پنجشنبه شبی باشد، سفر به روستا و قریه‌ی اجدادی در خنکای کوهپایه‌های قمصر، قهرود، قزاآن، آذران یا برزک و نیاسر.

    09 اوت 2014
  • فراز و فرود کاشان به روایت دیگران. حسن عاطفی، آبتین گلکار، مهشید جعفری. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ کاشان، 1391. 600 ص. مصور (رنگی). با جلد سخت.

    09 اکتبر 2013
  • کلام سپهری بی آذین و آرایش است. اما این عیب کار او نیست. به یک معنا امتیار کار اوست. گریز او از پیچیدگی های لفظی تناسبی مستقیم با معنایی دارد که می خواهد برساند. در شعر امروز ما معنای عمیق بسیار کم یافت می شود. اما پیچیدگی لفظ هست. یا به عبارت بهتر، رسن بازی با کلمات. این پیچیدگی لفظ اگر ناشی از بی سوادی محض و بازی و ادا نباشد، نشانه آنست که چیزی گنگ می خواهد زبان باز کند.

    11 ژوئن 2013
  • مسیر ترجمه: فارسی - فرانسه

    تا گل هیچ

    می رفتیم، و درختان چه بلند، و تماشا چه سیاه!
    راهی بود از ما تا گل هیچ
    مرگی در دامنه ها، ابری سرکوه، مرغان لب زیست.

    21 مارس 2012
  • دانش بومی به مجموعه باورها، ارزش‌ها، ابزارها، روش‌ها و تجربیات هر قوم گفته می‌شود که در اثر ارتباط آن قوم با  محیط پیرامون و در طول سالیان دراز پدید آمده  و  سینه به سینه  و به شیوه‌های گوناگون از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

    28 ژانویه 2011
  • می رفتیم، و درختان چه بلند، و تماشا چه سیاه!
    راهی بود از ما تا گل هیچ
    مرگی در دامنه ها، ابری سرکوه، مرغان لب زیست. می خواندیم: «بی تو دری بودم به برون، و نگاهی به کران،
    و صدایی به کویر.»
    می رفتتیم، خاک از ما می ترسید، و زمان بر سر ما
    می بارید.
    خندیدیم: ورطه پرید از خواب، و نهان ها آوایی
    افشاندند.
    ما خاموش، و بیابان نگران، و افق یک رشته نگاه.
    بنشستیم، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهایی، و
    زمین ها پر خواب.
    خوابیدیم. می گویند: دستی در خوابی گل می چید.

    Jusqu'à la Fleur du Néant

    19 سپتامبر 2010
  • تصویر: گروه پژوهشی گیرشمن در کاوش  سیلک (1934)

    07 اوت 2010
  • ورود سلسله‌های صوفیه به شبه قارۀ هند هم‌زمان با فتوحات غوریان بوده است. در واقع در همین زمان و در قرن ششم است که برخی از صوفیان بخش آسیای مرکزی، مهاجرت به هندوستان را آغاز کرده اند. نخستین سلسله‌ها، چشتیه و سهروردیه و سلسله‌های بعدی نقشبندیه، قادریه و قلندریه بوده‌اند. قادریه و قلندریه، سلسله‌های نزدیک به هم هستند که در قرن هفتم در هند رواج یافتند. حکومت مغول در آسیای مرکزی و ایران زمینۀ مهاجرت و حرکت قادریه، قلندریه و برخی سلسله‌های دیگر را به هند فراهم کرد.

    23 می 2010
  • «انسان شناسی و فرهنگ»، و کانون «شعر، ادب و فرهنگ» دانشکده علوم اجتماعی ، در روز سه شنبه 11 اسفند برنامه ی یادبود سهراب سپهری را برگزار می کنند. این برنامه که با نمایش فیلم مستند: " و من مسافرم..." به کارگردانی لقمان خالدی آغاز می گردد، پس از نمایش فیلم به نقد و بررسی اندیشه ها و اشعار سهراب سپهری از دو منظر نشانه شناسی و انسان شناسی می پردازد. دکتر حمیدرضا شعیری( دانشیار دانشگاه تربیت مدرس/ نشانه-معنا شناس) و دکتر ناصر فکوهی( دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران/ انسان شناس)، سخنرانان این برنامه خواهند بود.

    مکان و زمان برگزاری برنامه:

    28 فوریه 2010

صفحه‌ها