ماهنامه نمایه تهران

  • «خوب‌بخت»، اسم محله‌ای است در جنوب شرقی پایتخت؛ محله‌ای که اسمش برای بعضی از خوانندگان این گزارش کاملا غریبه و برای بعضی دیگر به طرز غریبی آشناست. طبیعتا اسم این محله برای کسانی که به‌طور مستقیم درگیر کارها و مسائل فنی و تخصصی نیستند، خوب‌بخت، نام شهید مطلومی است که روی تابلوی ورودی یک محله نشانده‌اند، مثل همه محله‌های ریز و درشت دیگر.

    31 اکتبر 2015
  • طی دهه‌های اخیر به تدریج محلات نابسامان و سكونتگاه‌های غیررسمی به‌طور عمده در حاشیه كلان‌شهرها و شهرهای بزرگ كشور، خارج از برنامه رسمی توسعه شهری و به صورت خودرو شكل گرفته و گسترش یافته است.

    10 اکتبر 2015
  • تهران (شهر تهران و حومه) مرکز اصلی جمعیت در کشور است. در سال 93 حدود 16.200.000 نفر در استان‌های تهران و البرز زندگی می‌کنند. از این تعداد حدود 13.500.000 نفر در طول روز در تهران هستند. حدود 37% از جمعیت استان‌های تهران و البرز بر روی پهنه گسله فعال یا در نزدیکی آن ساکنند (5.985.000 نفر). در خوش‌بینانه‌ترین حالت حدود 25% از جمعیت این دو استان در بافت فرسوده زندگی می‌کنند (حدود 4.100.000 نفر)! بنابراین حدود 62% از جمعیت متراکم‌ترین پهنه جمعیتی کشور در پهنه‌ای با ریسک بالای زلزله (در پهنه گسله یا در بافت‌های فرسوده) ساکن هستند (حدود 10.100.000 نفر!).

    03 اکتبر 2015
  • اشاره: من بعد از ده سالی، در مهر 56 به تهران برگشتم و چند ماهی در تئاتر چهارسو کار می کردم. صدرالدین زاهد، نمایشی بر مبنای کاری از هدایت به صحنه برد و من این مصاحبه را با هدایت نوشتم تا در کتابی که قرار بود از این کار درآید چاپ شود، که کتاب درنیامد و این مصاحبه چاپ نشد. در صندوقچه نوشته‌هایم به دنبال مطلبی این مصاحبه را پیدا کردم. چه کسی بهتر از هدایت برای بهارانه. باری تمام جملات و کلمات و حتی حروف وصل و غیره را از کتابهای هدایت استخراج کرده بودم و از آنجا که آن زمان‌ها اشاره به مأخذ چندان باب نبود، یادم نمی‌آید دقیقاً از کجا برداشته‌ام.

    27 سپتامبر 2015
  • قرار گفت‌وگو با دکتر صادقی بیست روز قبل از روزی بود  که مصاحبه انجام شدامااز بخت بد من تعطیلی تابستانه‌ی فرهنگستان و سفر استاد  فاصله ای بیست روزه را بوجود آورد و  دغدغه‌و انتظاری  که با توجه به اشتیاقم برای گفت‌وگو با استاد روزهای دانشجویی‌ام و به هم خوردن  چندباره قرار بیشتر شد وسببی که مثل همان روزهای دوره دانشگاه مشتاقانه تا روزگفت و گو انتظار بکشم.

     

    از شما به عنوان یک زبانشناس میپرسم ادبیات چیست؟

    26 سپتامبر 2015
  • شهر یکی از عناصر مهم داستان است که گاهی به اندازه شخصیت‌ها و پرسناژها، بلکه بیشتر اهمیت پیدا می‌کند. شهر عنصر قطعی مکان است که نمی‌توان و نباید بی‌اعتنا از کنار آن گذشت. شهر بستر شکل‌گیری واقعه –یا حتی ضدواقعه- است. پرسناژ‌ها و شخصیت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما شهر عنصری پایدار و قطعی است که می‌توان هر چیز معلقی را که میان آسمان و زمین دست و پا می‌زند به آن بند کرد. حتی اگر خود آن را هم معلق بنا کرده باشند، چنانکه «ماکاندو»ی «صد سال تنهایی» چنین بنا شده بود. کسی چه می‌داند ماکاندو کجای عالم هستی قرار داشت؟ ...

    19 سپتامبر 2015
  • درآغاز دهه هفتاد در و دیوار شهر ناگهان شکل عوض کرد. من که هنوز هم دلباخته شعار‌های آرمانی دهه شصت بودم و جدی جدی باورم شده بود باید تا رفع فتنه در عالم از پای ننشینم، با دیدن تبلیغات رنگارنگی که مردم را به هرچه بیشتر خوردن و مصرف کردن دعوت می‌‌‌کرد حالم بد می‌‌‌شد. ما قرار بود گرسنگان آفریقایی را از فقر و فلاکت نجات دهیم، پس چرا روی بیلبورد‌های شهر تبلیغ خاویار دیده می‌‌‌شد؟ آن هم با تصویر یک پسربچه تپل که لپ‌‌هایش گل انداخته بود و بازو‌هایش را مثل قهرمان‌‌های زیبایی اندام بالا گرفته بود تا ما پستی و بلندی‌هایش را ببینیم. او ما را مسخره می‌‌‌کرد. او رسما ما را مسخره می‌‌‌کرد.

    09 سپتامبر 2015
  • یکی از عناصر هر داستانی، لوکیشن و مکانی است که قصه در آن اتفاق می‌افتد. برای بسیاری از نویسندگان معمولا جریان داستان آن‌قدر مهم است که ترجیح می‌دهند به مکان به عنوان عنصر درجه دوم یا سوم نگاه کنند؛ ظرفی ساده و کم‌اهمیت که معمولا نام و نشانی ندارد و ساختار آن ساده و مکعبی است و  نیاز چندانی به وصف آن نیست. این نگاه بی‌تفاوت به عنصر مکان در داستان حتی در شاهکارهای نویسندگانی بزرگ مثل داستایوفسکی هم دیده می‌شود. در متن وقایع و اتفاقات نفس‌گیری که برای کاراکترهای داستایوفسکی می‌افتد، چه اهمیتی دارد که مکان ارجاع حقیقی یا مجازی به جایی خاص داشته باشد یا نداشته باشد؟

    29 اوت 2015
  • صحبت از نوسازی و بافت فرسوده بحثی است سهل و ممتنع چنان که یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین چالش‌های شهرهای معاصر ایران به شمار می‌آید که به شکل‌های مختلف کیفیت زندگی در شهرهای بزرگ و کوچکمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ظاهر موضوع، اما بسیار ساده و چه‌بسا پیش پا افتاده است. اما صحبت سر خانه و کاشانه مردمی است که روی نواری پرخطر از عالم هستی شب را به روز و روز را به شب می‌رسانند. خدای نکرده، کافی است زمین زیر پای‌مان بلرزد؛ چنان که پنجم دی ماه 1382 یا 31 خرداد 1369 زیر پای فرسوده‌نشینان بم و رودبار لرزید و دودمانشان را به باد داد.

    22 ژوئیه 2015
  • دکتر محمدسعید ایزدی، جزو مدیران نسبتا جوان وزارت مسکن و شهرسازی است. او در حال حاضر معاون وزیر و مدیرعامل شرکت عمران و بهسازی است و متولی و مسئول رتق و فتق مسایل مربوط به بافت‌های فرسوده -یا به تعبیر او و همکارانش بافت‌های مساله‌دار و ناکارآمد شهری. ایزدی حتی پیش از اینکه به سمت تازه خود منصوب شود، سال‌ها تجربه حضور و همکاری با سازمان عمران و بهسازی داشته است.

    20 ژوئن 2015

صفحه‌ها