مقالات قدیمی

  • گرایش یا در واقع سقوط فروغ در شعر، همزمان با شورش بی‌هنگامش علیه انضباط عاطفی و اخلاقی خانواده بود، به تعبیر دیگر او ازدواج چشم بسته، بی‌عشق و ماجرای خود را نوعی بی‌عدالتی، تحمیل و تهدید به آزادی خود می‌دانست، با وجودیکه –به گواهی‌نامه‌هایی که بعد از طلاق به همسر سابقش نوشته، با مردی نجیب و جوانمرد طرف بوده-

    12 آوریل 2014
  • نوروز قدیم‌تر از زردشت است و ارتباطی بدین مذهب ندارد. قرن‌ها است که مردم این سرزمین نوروز را جشن می‌گیرند. عیدی که در میان جشن‌های ملی و مذهبی جهان قدیم‌ترین اعیاد به‌شمار می‌رود و تا کنون هیچ محققی نتوانسته به‌طور قطع و یقین معلوم کند که آغاز این جشن چه زمانی بود و برپاکنندگان آن برای نخستین‌بار در کدام سرزمین این جشن را برپا داشته‌اند.

    16 مارس 2014
  • شاید برای خوانندة فرزانه خوشتر آن باشد که مولانا را بهنگام پرواز بلند بنگرد، آنجا که او از مرزهای اندیشه می گذرد و به گفته ای به «اندیشة اندیشه» می رسد. اما بی گمان اوج مولانا آنجاست که پا بر زمین می کوبد، نه آنجا که وارسته ایست و او را با خاکیان کاری نیست، و نه آنجا که سایه ایست و بر زمین چنگ می زند، بل آنجا که هر واژه اش جست و جویی در این دنیاست، بر این خاک، اگرچه «تخته بندنی» باشد یا نباشد.

     

    09 مارس 2014
  • جامعه شناسی ‌موزیک در حقیقت رشته‌ای است که پس از تکامل روزافزون جامعه شناسی فرهنگ، ادبیات و معرفت، مکانی قابل بحث برای خود پیدا نموده است.ریشه‌ی این بخش جدید در جامعه شناسی‌ را می‌‌توان در فرهنگ [دوران جمهوری] «وایمار» جست. در محتوای فرهنگ آلمانی مابین دو جنگ است که روشنفکران مارکسیست آلمانی برای اولین بار به تحلیل موزیک در محتوای جامعه شناسی‌و فلسفی‌می‌‌پردازند.(۱) مقاله‌ی معروف آدرنو به نام «شیوه‌های واپس گرایانه در شنیدن»(۲) می‌‌تواند نقطه عطفی در تحلیل موزیک عامه و یا کلاسیک (در محتوای جدید) تلقی‌شود.

    10 فوریه 2014
  • مجموعه آثارش همچون یک اعتراف است
    اما یک شب دیگر طاقتش لبریز می شود. می گریزد. از این زن محکوم و از این گذشته ای که احساس مرگ دارد می گریزد. با دختر جوانی بسوی اروپا می رود.

    دختری که لحظه ای او را دوست داشته است و دیگر ندارد. میرود تا از او متنفر شود، نامش «آپولینارا» است. دختری پرجوش و خروش، که نیهیلیست است و فقط بیست سال دارد.

     

    29 ژانویه 2014
  • پس از صدها هزار سال موجودیت و پس از هزاران سال زندگى اجتماعى انسانها نمى دانند براى چه مى خندند.
    با وجودیکه مردان بزرگى چون افلاطون ،هابس، بودلر ، برگسن، فروید در این زمینه به مطالعه پرداخته و مطالبى نوشته اند، آثار مربوط به خنده بسیار ناچیز است . بطوریکه از بیش ١٥٠,٠٠٠ جلد کتابى که پس ازجنگ به زبان فرانسه انتشار یافته است تنها دو یا سه جلد آن در باب خنده و ریشه هاى آنست.

    26 ژانویه 2014
  • دویست وبیست و پنج سال از تولدش می گذرد.
    بمناسبت دویست و بیست و پنجمین سال تولد یوهان ولفگانگ فون گوته (1832-1749) نمایشگاههای متعددی از تاریخ 28 اوت 1974 (روز تولد شاعر) در شهر فرانکفورت- زادگاه گوته- و نیز در سایر شهرهای آلمان و برخی از کشورهای دنیا برگزار شد.

    18 ژانویه 2014
  • بینی اسبان در شب یخزده بخار می کند. خرابکاران که محکومیتشان به حبش ابد با اعمال شاقه تنزل یافته است، (...) اجتماع می کنند، زنجیر به پاهایشان می بندند و در سورتمه‌ های پوسیده قرار می گیرند.شب نوئل است، زندانیان که بسوی سیبری می رفتند از سن پترزبورگ مروارید فام گذشتند. در پشت هر پنجره (...) درختان، حرارت و مردمان شاد بچشم می خوردند.

    او از آنجا به برادرش می نویسد:

    «من از مقابل منزل تو که متعلق به کرایوسکی است گذشتم و در آن لحظه بود که به نحو کشنده ای غمگین شدم.»

    15 ژانویه 2014
    • «رستم» را مردم به وجود آوردند، با ویژگی‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زمان خود. این آفرینش یک احتیاج بود. احتیاجی برای مقاومت و ستیز. احتیاجی برای رهایی. رستم، اهورایی است و هر آن‌چه غیر در مقابل او، اهریمنی. رستمی که برای مردم و خلق، «نماد» است چرا که در سراسر شاهنامه خطایی از او سر نمی‌زند و همواره یار و یاور خلق و ملت است. رستم، رهایی ‌بخش است و مردم در فضا و پناه او زندگی می‌کنند. پادشاه در شاهنامه نشانه تداوم ملت است و رستم یاری‌دهندۀ پادشاه. هرگاه که ایران در برابر سپاه تورانیان و انیران به زانو درمی‌آید، رستم در آخرین لحظات، لشکر دشمن را درهم می‌شکند.
    12 ژانویه 2014
  • مولانا جلال الدین رومی (متوفی در 1273 م [ = 672 ق ] ) در سال 1207 م [ = 604 ق ] ) در بلخ متولد شد. هنوز در سنین کودکی (پنجسالگی) بود که چون پدرش محسود امیر خوارزم واقع شد، ناگزیر گردید، با پدر به مهاجرت رود. پس از آنکه یکچند در شهرهای مختلف سرگردان بود و در طی این سفرها احتمالا، در همان سنین کودکی، فریدالدین عطار را شناخت، در قونیه در آسیای صغیر مستقر گشت.

    24 دسامبر 2013

صفحه‌ها