مقالات قدیمی

  • بر تارک رئالیسم فرانسه سه ستارة فروزان فنا ناپذیر میدرخشد: بالزاک و استاندال و فلوبر.
    اگر خوانندة ایرانی فلوبر را بطور دست و پا شکسته و بالزاک را مختصراً و تنها از خلال چند کتاب میشناسد ،مطلقاً از سومین آنها، از رئالیست بزرگی که بعضی از منتقدان بر سبیل مبالغه کتابی از او را با تمام آثار بالزاک برابر دانسته اند، اطلاعی ندارد.

    خوشبختانه این نقیصة بزرگ و این جای خالی را با ترجمه و انتشار یکی از بهترین آثار، و حتی بقولی بهترین اثر او، «سرخ و سیاه» برطرف شده و پر گشته است.

    15 آوریل 2013
  • شهرت و آوازه ای را که ادبیات فرنگی در ایران دارد ادبیات شرقی هنوز بدست نیاورده است. کتاب خوانهای ما بسا که تمام آثار بازاری فلان نویسندهی ی درجه ی سوم فرانسوی یا اطریشی را بزبان فارسی خوانده اند اما هنوز نام هیچیک از شاهکارهای ادب ژاپنی یا عربی را نشنیده اند. زیباترین آثار خردمندان چینی و دلکش ترین افکار گویندگان هندی بر ما مجهول است، اما بی بهاترین و کم ارج ترین آثار نویسندگان غربی را هر روز در کتابها و مجله ها و سینماها برخ ما میکشند. و این بی گمان از عمده ترین نقصهای فرهنگ ماست که باید برای رفع آن چاره جست.

    ***

    13 آوریل 2013
  • زبان شناسی از این نظر که مادر «استروکتورآلیسم» است باب روز شده اما این علم ، در رشته­های دیگر نیز مورد توجه قرار گرفته است :

    10 آوریل 2013
  • آنتونی ترولوپ Anthony Trollope نویسندهء انگلیسی (1815-1882) کسی است که کار اصلی رمان نویس را به «آفرینش آدمیانی که خواننده وادار به پذیرفتن وجود آنها می شود» تعریف کرده است. او نخستین رمانهایش را در ایرلند نوشت. در آنجا کارمند رسمی ادارهء پست بود. منتقدان ادبی به این کتابها توجهی نشان ندادند تا اینکه در سال 1855 رمان The Warden را نوشت.

    ترولوپ در نشان دادن سیمای زندگی اجتماعی و سیاسی مهارتی بسزا داشت. او علاوه بر یک «اتوبیوگرافی» و بسیاری مقاله و داستان کوتاه، 40 رمان به جا گذاشت.

     

    ترکیب داستان

    06 آوریل 2013
  • اثر فدروف – از انتشارات موسسهء ترجمه به زبانهای خارجی _ مسکو 1950
    ترجمه کردن خود هنری است و از آنجاییکه هر کسی را استعداد هنرمند بودن نیست ، همه به صرف دانستن زبان نمی توانند مترجم باشند . بین هنر و صنعت فرق بسیار است . با تمرین و تکرار و دقت می توان صنعت را فرا گرفت ولیکن هنر مسئلهء ذاتی است ؛ جزء خمیره و وجود یک هنرمند است . بدون دارا بودن استعداد نمی توان هنر را فرا گرفت ، اما افراد با استعداد می توانند هنر را که چون دانه ای در وجود انها نهفته است پرورش دهند و بارورش سازند .

     

    ***

    16 مارس 2013
  • «آیا تفکر بدون به کار بردن شکلی از واژه­ها ، ممکن است؟ »
    پاسخ کوتاه و ساده به این پرسش قدیمی اینست : «آری ممکن است» . انسان می­تواند صرفا به مدد تصاویر بیاندیشد، بدون سودجستن از هر شکل کلمه . انسان می­تواند به کمک نمودارها ، بازساخته­ها و حرکات جمیع اندام­ها و حتی ندرتا به کمک حرکت عضلانی بیاندیشد .

    13 مارس 2013
  • (ناشر:امیرکبیر،288صفحه،60 ریال)
    نقد هنری که امروز در حیات هنری ملت ها نقش اساسی دارد، اگر بدرستی انجام گیرد معجزه ها می کند؛ به هنرمندان زمین گیر پروبال می دهد، هنرمندان بال گرفته را بالاتر می کشاند و آنانرا که بمدد بالهای ساختگی اوج گرفته اند به زیرمی آورد گذشته ازاین، نقاد ذوق نسل های انسانی را می پروراند و بقالب می ریزد. واما همین حربهء اعجاز کننده اگر بدست نااهل بیفتد و با بی اطلاعی بکاررود،  مخرب و زیان بخش می گردد.

    11 مارس 2013
  • به اعتقاد محقق اسپانیاییignacio olague(1) مورخان به اتکای اسناد و مدارکی معدود که که هیچکدام  مقارن با عصر اسلامی شدن اسپانیا نوشته نشده ،بلکه مدتها پس از آن فراهم آمده است ،مدعی اند که تمدن اسلامی به نیروی شمشیر یعنی فتح و تصرف اسپانیا توسط اعراب ، در " اندلس" یا شبه جزیرة " ایبری"شکوفان شد و کلیسای کاتولیک اسپانیا نیز چون این نظر را بر وفق مراد خود دید نشر و رواجش داد،چه اگر لشگریان پیروز مند خارجی اسپانیا را گشوده باشند،کلیسای اسپانیا ناگزیر به مدّت 8 قرن زیر تسلط و نفوذ قوم و مذهبی بیگانه بوده و چاره ای جز تسلیم و رضا نداشته است و بنابراین سکوت شگفت انگیز اصحاب کلیسا زیر یوغ حکومت قومی

    09 مارس 2013
  • «آرنولد توین‌بی»(1) که وقتی استادی «دانشگاه لندن» و ریاست «انستیتوی سلطنتی امور بین‌المللی»(2) را به عهده داشت ، مورخی است که به دلیل عقاید تند و بدبینانه­اش درباره­ی تولد ، رشد و انحطاط تمدنها ، آوازه­ای جهانی دارد . متن حاضر که جنگی با عنوان «مرز آگاهی»(3) تلخیص شده ، نشانه کاملی از این بدبینی است .

    وقتی که در کمال بی­ملاحظگی می­گویم که تمدن معاصر «غرب» را نمی­پسندم ، تا اندا­زه­ای به این دلیل است که سر بسر برادر غربی­ام بگذارم . در اینجا موقعیت من نه چندان خوشایند و نه چندان جدی است .

    06 مارس 2013
  • دو مقاله ای که در پی هم میخوانید حاوی برداشتهای جالبی درباره نظام سرمایه داری است و هردوی آنها توسط کیومرث «پریانی» به فارسی برگردانده شده.مقاله اول (نظام سرمایه داری و فقر مزمن Capitalism & Persistent Poverty) نوشته پال آ. باران Paul A. Baran و پال م. سویزی Paul M. Sweezy از کتاب «فقر، اقتصاد و جامعه Poverty, Economics & Society» (به ویراستاری هلن گینزبرگ Helen Ginsburg)، از ص 164 تا 167و مقاله دوم «مردم قبیله اینیوت و فقرای شهر لندن The Innuit Indians & the London Poor» از همان کتاب، از ص 96 تا 98، ترجمه گردیده است.

    06 مارس 2013

صفحه‌ها