زندگینامه

  • صادقی،لیلا،1392،نشانه شناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر (جلد اول)،تهران:نشر سخن،چاپ اول،408صفحه بررسی و نقد آثار ابراهیم گلستان و جلال آل احمد

    نشانه‌شناسی ادبی وارد مرحله‌ی جدیدی از فعالیت‌های خود در غرب شده است، حال آنکه در ایران هنوز زمینه‌ای نوپا به شمار می‌آید. چند دهه‌ی اخیر در غرب عرصه‌ای نو برای ظهور نظریه‌ها و رویکردهای مختلفی بوده است که از دو پایگاه مختلف سوسوری و پرسی سرچشمه گرفته‌اند.

    25 اکتبر 2014
  • روزنامه همشهری  به روالی که هر هفته در صفحه ویژه نامه خود  دارد، یک میهمان انتخاب می کند و ضمن ارائه  شرح حالی از او پرسش هایی را درباره زندگی و سلایق میهمانش در حوزه های مختلف زندگی از او  می پرسد. در هفته گذشته، روز پنجشنبه 24 مهر 1393، این میهمان، مدیر انسان شناسی و فرهنگ بود. متن کاملی که به روزنامه ارائه شد  در نمونه  چاپی کوتاه شده و متن انتشار یافته در اینجا ، نمونه کاملی است که به این روزنامه  داده شده است.

    18 اکتبر 2014
  • مجسمه مرمر اثر ژول کاوالیه - 1861 - موزه د/ارسه - پاریس

    باستان‌شناسی پسا – روندی شیوه‌ها و رهیافت‌های گوناگونی در اختیار می‌گذارد که به کمک آنها می‌توان بررسی مسئله‌هایی مانند جدال بالا بر سر ارزش‌گذاری شخصیتی امیلیا و دخترش را به نتیجه‌گیری‌هایی سودمند رساند. همان‌طور که اشاره شد، در فرهنگ مادی برای مقایسه‌ی شخصیت این دو یک گواه تاریخی - باستان‌شناختی مشترک یافت می‌شود:

    واسازی اسطوره

    08 اکتبر 2014
  • مقاله‌ی حاضر رد زندگی دردآور سربازی شکست خورده را پی می گیرد که در دنیای نفرت از خود و پوچی به دام افتاده است و تقلا می کند از ستم گذشته مفری بجوید و واقعیت خود و ملتش را دریابد. زکی نداوی، قهرمان رمان پل ناتمام [حین ترکنا الجسر] ، مدام در تلاش است هویت خود را باز اندیشی و باز شناسی کند. پل ناتمام همانند دیگر رمان های منیف (1)،  آشکار می کند چگونه شهروند عرب احترام به نفس و آزادی خود را به دلیل فرهنگ مسلط شکست، از دست می دهد. اکنون، بهتر است تعریفی از "هویت " ارائه کنیم تا پیش از ادامه‌ی تحلیل رمان درکی از پیچیدگی های آن به دست آوریم.

    23 سپتامبر 2014
  • گوهر اگر زینت اندام باشد یا در خاک نهفته، همان گوهر است. ارزش گوهر در ذات آن است، منتهی اگر جلوه‌ای صوری داشته باشد با زیبایی خود چشم‌ها را نوازش می‌کند. امن‌ترین جا برای حفظ گوهر، خاک است. بزرگان دانش و فرهنگ، فراارج گوهرهایی هستند که در حال حیات این جهان و بعد از غیبت صوری، آن جهان را می‌آرایند و ما هر آن‌گاه که به زیارت قبور بزرگانمان می‌رویم با این باور است که درگور آنان گنج زری نهفته شده و با این باور، دوری‌شان را تحمّل می‌کنیم و حضور دائمی آنان در ذهن و جان، بارزترین نشانة زنده بودنشان است:

    22 سپتامبر 2014
  • او همه دلش را که نه! همه جانش را در مصر جا گذاشت و عمرش کوتاه بودکه دو، سه نمایشنامه بیشتر باقى نگذاشت و رفت. کسانى از اوتعریف کرده اند که هر یک از ادیبان بزرگ فرانسه بوده اند. اما بیست و هشت ـ نه سالى بیشتر نماند. هر چند که به زبان و ادب فارسى آگاه بود و دو سه زبان خارجه نیز مى دانست! حسن مقدم را مى گویم. نخستین کسى که به قول فرهاد ناظرزاده کرمانى، نمایشنامه به سبک غربى را بر بنیاد ادبیات عامه فارسى نوشت. بخصوص «جعفرخان از فرنگ برگشته» که هر چند سالى به صورتهاى گوناگون اجرا شد و ناظرزاده کرمانى، این پرشمارى اجرا را از ویژگى هاى نمایشنامه خوب مى داند...

    20 سپتامبر 2014
  • کرنلیا، مادر گراکی ها - نوئل آله - 1779 - موزه فابر

    سوزان دیکسن در همان نخستین صفحه از فصل اول تک‌نگاری خود درباره‌ی کُرنِلیا، مادر گراکّی‌ها به روشنی می‌گوید چه نوع تصویری از کُرنلیا برای ما ترسیم خواهد کرد: چهره‌ی یک اسطوره. جای تعجب نیست. بخش غالب ادبیات دست اول مربوط به کُرنِلیا شیپیونیس آفریکانا با ستایش‌هایی گاه بسیار افراطی – حتا به نسبت احساساتی‌اندیشی‌ها و مبالغه‌گری‌های آشکار و پنهان تاریخ‌نگاران از گذشته تا امروز – عجین شده است.

    کُرنلیا: شخصی یعنی سیاسی

    10 سپتامبر 2014
  • از نوجوانی به آثار صادق هدایت علاقه داشتم و آنها را می خواندم. هدایت در نوشتن داستان هایش از فرهنگ مردم خیلی استفاده می کرد. زبان داستان هایش کم و بیش زبان مردم کوچه و بازار بود. از کلمات، تعبیرات، اصطلاحات، کنایات و همۀ رفتارها و آداب و رسوم مردم در نوشته هایش بجا بهره می برد. با آنها داستان هایش را جلا می داد و همین نوع نشتن مرا جذب می کرد و برای من گیرایی داشت.   اوسانه را که صورت گویشی افسانه است، در سال 1310 منتشر کرد. اوسانه مجموعه ای از اشعار و ترانه های عامۀ مردم را دربر می گرفت.

    07 سپتامبر 2014
  • حقوق دان
    1306-1393

    03 سپتامبر 2014
  • در را که مى گشاید، با موجى از زندگى و شور روبرو مى شوى. در دهه هشتاد زندگی با چشمانى ساده و صمیمى نگاهت مى کند و به رویت لبخند مى زند. پیرمردکوچک اندامی است با روحى بزرگ. وارد خانه مى شوی. ادب و نزاکتش یادآور نسلی و آدم هایی ست که گویی دیگر نیستند. همسرش مهربان و شاد، چاى مى آورد و شیرینی های خانگی اش را تعارف می کند. استاد احمداسفندیارى مى گوید: «من زنده نقاشیم. بروید به اتاق کارم تا ببینید این روزها هم مشغول کار تازه ام هستم.» سراسر خانه پر از تابلوهاى سالهاى دور و نزدیک است. اسفندیارى از نسل اول نقاشان مدرن ایران است. اتاق پر از اشیاى قدیمى است.

    23 اوت 2014

صفحه‌ها