زندگینامه

  • استاد دکتر محمد عبداللهی در سن شصت و شش سالگی و در اوج خلاقیت فکری و کاری خود به علت سکته قلبی از میان ما رفت. این رخداد اندوهبار و فقدان بزرگ، جامعه دانشگاهی و به طور خاص اساتید و دانش‌آموختگان علوم اجتماعی و همکاران و دانشجویان این استاد برجسته را سوگوار کرده است. آخرین بار، همین چهارشنبه،اول دی ماه، بود که یک بار دیگر با شور و شوق و گشاده‌رویی همیشگی‌اش به خانه دیگر خود، یعنی "انجمن جامعه‌شناسی ایران" آمد.

    08 ژانویه 2011
  •  آیدین فرنگی: بیست‌ویکم آذر، یک سال از درگذشت ایران‌شناس فقید لهستانی، مارک اسموژینسکی(Marek Smurzyński) گذشت. آثار به یادگار مانده از وی نشان می‌دهد اسموژینسکی جزء آن دسته از ایران‌شناسان و شرق‌پژوهانی نبود که خود را صرفا به گستره‌ی ادبیات کهن فارسی محدود کرده‌اند. مارک ضمن تسلط به ادبیات

    05 ژانویه 2011
  • ژان مارک دوفه(Jean-Marc Defays)، استاد دانشگاه لی یژ بلژیک، دارای دکترای فلسفه و ادبیات است. او پس از پشت سرگذاشتن تجربه استادی در دانشگاه ییواسکیله (Jyväskylä) فنلاند در سال های 1984-1993  و نیز پس از آنکه در سال های 1993-1997 به عنوان پژوهشگر برتر بنیاد ملی پژوهش های علمی بلژیک برگزیده شد، به سمت استادی دانشگاه لی یژ منصوب گردید.

    03 ژانویه 2011
  • اجازه می خواهم با عرض تسلیت به خانواده محترم دکتر  عبداللهی، تمام اساتید، دانشجویان و دوستانی که امروز در این تالار دانش، گرد هم آمده اند، سخن خود را در دو بخش، نخست درباره  آنچه «حادثه» مرگ عبدللهی می نامیم اما بیشتر تقدیری اجتماعی بود، و سپس  نقش ارزنده ای که وی در  انجمنی که امروز ما را دور هم جمع کرده است، ارائه کنم و با یک شعر کوتاه آن را به پایان برم.  

    01 ژانویه 2011
  • بیایید، بیایید که جان دل ما رفت
    بگریید، بگریید که آن خنده گشا رفت

    برین خاک بیفتید که آن لاله فروریخت
    برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت

     

    درین غم بنشینید که غم خوار سفر کرد
    درین درد بمانید که امید دوا رفت

    دگر شمع میارید که این جمع پراکند
    دگر عود نسوزید کزین بزم صفا رفت

    لب جام نبوسید که آن ساقی ما خفت
    رگ چنگ ببرید که آن نغمه سرا رفت

    رخ حسن مجویید که آن آینه بشکست
    گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت

    26 دسامبر 2010
  • نویسنده و ناشر
    1304-1388
    کوره تجربه
    نگاهی به کارنامه و خدمات همایون صنعتی زاده به ایران نوین

        «هرکاری که انجام می دهید، مشکلی را حل می کند و یک مشکل جدید به وجود می آورد.»
        این جمله مشهور را که به خوبی حکایت از روحیه شکست ناپذیر و بی باک گوینده آن دارد، چند سال پیش در یک گفت وگو عنوان کرده بود.همایون صنعتی زاده را می گویم. از انگشت شمار ابرمردان معاصر ایران که بی هیچ بزرگنمایی، پس از محمود حسابی، مرد شماره 2 آبادانی و سازندگی در ایران نوین به شمار می رود.
        به راستی او را چگونه باید تعریف کرد؟
       

    11 دسامبر 2010
  • امروز صبح بود که خبر درگذشت "شمس آل احمد " را شنیدم. چند روزی می شد که از بستری شدنش در بیمارستان آگاه شده بودم و قصد عیادتش را کرده بودم ولی نشد که نشد و به همین دلیل خبر برایم دردناک تر آمد. احساس تقصیر شدیدی کردم چون دو سال پیش رفته بودم دیدنش با یک دسته گل بزرگ. تا به گل فروش محله گفتم آن را برای چه کسی می خواهم، گل ها را با چه وسواسی انتخاب کرد و چه احترامی گذاشت و از این که چنین شخصیتی در محله می نشیند چه فخرها که نفروخت.

    08 دسامبر 2010
  • روانکاو
    1856-1939
    روی تخت دراز کشیده بود، دستانش می لرزید، سکوت عجیبی بود، طوریکه صدای خش خش ورق کاغذی را که در دستش بود می شنید. می خواست جمله ای را یادداشت کند، اما نمی توانست قلم را روی کاغذ بفشارد. با خودش گفت: "چطور می شود بدون نوشتن زندگی کرد؟".

    25 سپتامبر 2010
  • نقاش
    1309-1389

    18 سپتامبر 2010
  • شاعر و خواننده
    1932-1973

    15 سپتامبر 2010

صفحه‌ها