انتخابات فرانسه (به مثابه یکی از دو قدرت بزرگ تشکیل دهنده اتحادیه اروپا در کنار آلمان) و مباحثی که در طول آن اتفاق افتاد، از جنبه های متفاوتی می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد و حاوی نکات مهمی برای ما باشد: نخست به دلیل تاثیری که این انتخابات در شرایط بحرانی کنونی در اروپا بر جای می گذارد: بحران یونان و کشورهای جنوبی قاره، سرنوشت نامعلوم اروپا به مثابه یک واحد منسجم سیاسی و اقتصادی و خطر
«من همان قدر از شرح حال خودم شرَم میکنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی میخورد؟ اگر برای استخراج زایچهام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کردهام اما پیش بینی آنها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگانست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آنها کرد چون اگر خودم پیشدستی بکنم مثل این است که برای
گروه تاریخ روزنامه شرق در شماره روز 28 اسفند 1390 خود پرونده ای خواندنی و با ارزش درباره روز ملی شدن صنعت نفت و شخصیت دکتر محمد مصدق منتشر کرده است که انسان شناسی و فرهنگ آن را برای خوانندگان خود به نقل از این روزنامه باز نشر می کند.
... گریه نکن خواهرم. در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت ... و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید: در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟...!
... ... در این دنیا همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند. می تواند آب ها را بخشکاند. می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد. آدمیزاد حکایتی است. می تواند همه جور حکایتی باشد. حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی ... بدن آدمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد...! (سووشون)
امروز 7 اسفند سالروز درگذشت علی اکبر دهخدا،پژوهشگر، روزنامه نگار و نویسنده برجسته دوره مشروطه ابتدای قرن شمسی در ایران است. دهخدا که او را بیشتر با عنوان فرهنگ عظیمی که بنیانگزارش بود می شناسیم، از مبارزان سرسخت حقوق مردم و دفاع از مشروطیت بود و تا پایان عمر همواره بر باورهای خود پایدار بود. کتاب «جرندو پرند» دهخدا که مجموعه ای از یادداشت های طنز آمیز و شجاعانه او در روزنامه
ادبیات معاصر ایران در انسان شناسی و فرهنگ(2)؛ پرونده اینترنتی غلامحسین ساعدی
ساعدی اگر زنده می ماند، هفته گذشته 76 ساله می شد، اما وقتی در سال 1364 در غربت مرد، 50 سال بیشتر نداشت. روزی که از ایران می رفت می دانست که عمر زیادی نخواهد داشت و عمری زیادی هم نداشت و هفت سال بعد در اوج نومیدی در گذشت، مرگی سخت و دردناک در پیش چشم دیگرانی که شاهدان بی تاثیری در فروخفتن آرام آرام شمع وجودش بودند، مرگی با «آرامش در حضور دیگران»*، اما با میراثی که از او یکی از بزرگترین چهره های تاریخ ادبیات ایران را می سازد.
شخصیت های ادبیات معاصر ایران در انسان شناسی و فرهنگ(1)
تهیه و تنظیم پرونده: مرضیه جعفری
محمود دولت آبادی را بیش از همه به واسطه ی رمان هایش و اثر شاخص او یعنی رمان چند جلدی «کلیدر» می شناسیم. اثری که بی شک می توان آن را یکی از آثار ادبی بزرگ و ارزشمند ایرانی نامید که سال های بسیاری از عمر پربار این نویسنده ی سبزواری را را صرف کرده و به خود
وال استریت نخستین جنبش ضد سرمایه داری نیست که در طول یک قرن اخیر شاهد آن بوده ایم. اما ویژگی هایی منحصر به فرد دارد. یکی از این مشخصات، در ترکیب بسیار ناهمگن شرکت کنندگان در این جنبش است. این بار ما صرفا با دانشجویان و روشنفکرانی چپ گرا روبرو نیستیم که رویاهایی خیالین برای از میان بردن سرمایه داری و جایگزین کردن آ« با سوسیالیسنم یا نظام های های دیگر اقتصادی داشته باشند،
آگوست کنت در اواخر قرن نوزدهم و زمانی که هنوز نه علوم اجتماعی چشم انداز رشدی چون موقعیت کنونی آن را داشت و نه علوم طبیعی، در سلسله مراتبی که برای علوم انسانی قائل می شد، اخلاق را در راس همه دانش ها قرار می داد و علوم دقیقه در پایین ترین رده ها. قرن بیستم توهم بزرگی بود که این گمان را به وجود آورد که دانش را باید تنها در علوم طبیعی و اثبات گرا خلاصه کرد و همه چیز از جمله روابط انسان ها و جوامع
پیر بوردیو را امروز تقریبا ده سال پس از درگذشتش باید به عنوان یکی از بزرگترین متفکران قرن بیستم و شاید مهم ترین اندیشمند علوم اجتماعی و انسانی در قرن بیستم فرانسه در کنارصاحب اندیشانی چون کلود لوی استروس، میشل فوکو، ژیل دولوز، ژاک لاکان، رولان بارت، ژاک دریدا و چند چهره معدود دیگر دانست. در واقع نیز اندیشمندان معاصر فرانسه و سایر حوزه های مرکزی تفکر اجتماعی اغلب بر سر این امر اجماع دارند که
اسپینوزا
آزادی انسان همان است که همگان فخر می فروشند که از آن برخوردارند و تنها در آن است که انسان ها به تمایلات خود آگاهند اما از دلایلی که این تمایلات را تعیین کرده، بی خبر( نامه به شولر، 1674)