دانشمندی از تبار و سنخی دیگر: افشار و مردم شناسی

علی بلوکباشی

اگر روزگار استاد بزرگ و عزیز ایرج افشار را از میان ما در ربود، ولیکن آوای او و زبان گویای قلمش پیوسته گوش نواز جانهای ماست.
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است!
(فروغ)

می دانم که دربارۀ شادروان افشار چه باید بگویم، اما مشکل این است که نمی دانم چگونه بگویم و چگونه در فرصتی 10 دقیقه ای، مطلبی در زمینۀ کارهای مردم نگاری این شخصیت علمی کم نظیر بیان کنم.
افشار دانشمند و ایران شناسی متفاوت با دانشمندان و ایران شناسان دیگر و از تبار و سنخی دیگر بود. دانش و آگاهی وجهان بینی او چنان گسترده و ژرف بود که او را قادر می کرد چیزهایی را ببیند و دریابد که از دیدگاه دیگران پنهان و پوشیده مانده بودند.
او نگاهی نو به جامعه و تاریخ و فرهنگ ایران داشت و با گرایشی مردمی و نگرشی مردم شناسانه به میراث مکتوب ایرانیان و تاریخ شفاهی و فرهنگ مردم می نگریست. همۀ کوشش و اندیشۀ او برقرار کردن پل ارتباطی میان ایران گذشته وایران زمان حال و میان فرهنگ کهن و فرهنگ امروزی مردم ایران بود. نتیجۀ این تلاش جملگی در آثار مکتوبی که از گذشتگان چاپ و منتشرکرده است  و در یادداشتهای سفرهای مردم نگارانه اش به چهار سوی ایران و برخی سرزمینهای دیگرجهان بازتاب یافته اند.
استاد افشار هر سال چند سفر کوتاه و بلند می کرد و به احتمال زیاد نیمی از عمرش را در سفر می گذراند. روزی مرحوم انجوی شیرازی از همسراو می پرسد: چند سال است که زندگی با ایرج را تحمل کرده اید؟ جواب می دهد: 50 سال. انجوی  می گوید، اما نصف این سالها را که ایرج درسفر بوده است!
شادروان افشار خود دربارۀ سفرهایش می گوید: « از سفرها همان طور آموخته ام که از کتابها». سفر برای او نوعی تحقیق و مطالعه بود و مانند سفر پژوهشی مردم شناسان جستجوگر و پرسشگر، همراه با تحقیقات میدانی بود. « در سفر هر چیز و هر نگاه و هر پرسش برای او همچون صفحۀ  کتابها، پر مطلب و با معنا» بود. او تأثرات خود را از« گوشه های سِحر انگیز» و « رنگهای ریگ بومها و ستیغ کوهها» و گسترۀ دشتها و پهنۀ ذهن و سینۀ مردم و زندگی روزانه و دستاوردهای هنری و معماری آنها در سفرنامچه هایش بازگو کرده است. به قول استاد باستانی پاریزی، که عمرش دراز و همچنان پرثمر باد، نوشته ها و یادداشتهای افشار که « هیچ وقت قلم خودنویس یا مداد یا خودکار همراه نداشت، بیش ازهر صاحب قلمی است که در این مملکت قلم زده است».
کمتر نوشته و کتابی درزمینۀ فرهنگ ایران بود که استاد افشار آنها را نبیند و به گفتۀ خودش« لا به لای متون آنها» را نگردد. هر نوشته و رسالۀ گرد و غبار گرفتۀ پنهان مانده از دیدۀ دیگران را که گوشه ای از عرصۀ فعالیتهای زندگی معنوی و مادی مردم را باز می نمود، بی توجه به نام آور یا بی نام و نشان بودن نویسندگان و گردآورندگانشان، تصحیح و چاپ می کرد و دردسترس علاقه مندان قرار می داد. دانشمندان و ادیبانی بودند که پرداختن به نوشته ها و رسالاتی در زمینۀ آشپزی، بازنامه، کشاورزی، کمان گیری و تیراندازی، قصۀ اسکندر و حسین کرد شبستری، سیاق و سیاق نویسی و مانند آنها را کاری پست و حقیرمی شمردند و بر او خرده می گرفتند. می گفتند وقتی هنوز بسیاری از « متون عرفانی، شعری و کلامی» ومانند آنها چاپ نشده « نشر چنان رساله های کم مایه» و با « نثری شلخته و بی طراوت ادبی» « حیف وقت و کاغذ و پول » است.
این خرده گیران از تبار همان کسانی بودند که فرهنگ و دانش و هنر را فقط  از آنِ طبقۀ خواص و نخبگان می دانستند و طبقۀ عوام و گروه صنعتگر و پیشه ور و مردم دهاتی و عشیره ای را مردمی بی فرهنگ و بی بهره از دانش و هنر می پنداشتند. بی توجهی همین گروه نیز موجب از میان رفتن، یا به فراموشی سپردن بخش بزرگی از فرهنگ و دانش و فنون، و شیوه های زندگی اجتماعی مردم ایران در قرون گذشته شده است.
ژوزه اورتگای گاست، متفکر برجستۀ اسپانیولی، این گروه از دانشمندان و ادیبان را « دانشمندان یک بُعدی» می خواند و می گوید اینها در حوزۀ دانش خود عالمند، ولیکن دربارۀ آنچه به فرهنگ و تفکر و آرمانهای بشریت و عامّۀ مردم مربوط می شود، افرادی « میان مایه» اند. او این دانشمندان را از گروه انسانهای توده ای بی ریشه و طبقه می انگارد.
اما پاسخ شادروان افشار به خرده گیران خود این بود: شما جملگی در اشتباهید! « از راه بازیابی و بازشناسی همین گونه رساله ها» و نوشته ها که به نظرشما منتقدان سخیف و نازل می نماید، می توان به « گذشتۀ زندگی فردی» و ساختار فرهنگی، اجتماعی مردم جامعه های قدیم ایران زمین پی برد و تاریخ اجتماعی و فرهنگی گذشتگان را باز سازی کرد. او معتقد بود نمونۀ مطالبی که در این گونه نوشته ها و رساله ها نهفته است، حتی در متون تاریخی هم به دست نخواهد آمد.
درمیان مجموعۀ متونی که استاد افشار از آثار مکتوب قدیم چاپ و منتشر کرده است، رسالاتی وجود دارند که حاوی اطلاعات تاریخی، اجتماعی، قومی، فرهنگی و هنری بسیارارزشمندی هستند و مردم شناسان می توانند از آنها همچون منابع تاریخی معتبردر مطالعات مردم شناسی تاریخی ایران و فرهنگ شناسی استفاده کنند. این رسالات را می توان در 8 موضوع کلی طبقه بندی کرد: 1. دانشها: پزشکی، گوهرشناسی، صنعتگری  کشاورزی و... 2. هنرها: آشپزی، صحافی، کمان گیری و تیراندازی و... 3. تاریخ و جغرافیای محلی 4. سفرنامه ها 5. روزنامه های خاطرات 6. وقف نامه ها 7. فتوت نامه ها و 8. داستانهای عامیانه وباورها.
در اینجا سخنم را به یاد عزیز از دست رفته با این بیت انوری پایان می دهم:
ما چه دانیم که از ما چه سعادت بگذشت
وان تصـور نه به اندازۀ این سـینۀ ماست؟!

متن سخنرانی علی بلوکباشی در جلسۀ بزرگداشت شادروان استاد ایرج افشار(ارج ایرج) در تالار فردوسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دوشنبه 9 خرداد 1390. برگذار کنندگان مرکز پژو هش میراث مکتوب و دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی

 پرونده ی «علی بلوکباشی» در انسان شناسی و فرهنگ 
http://www.anthropology.ir/node/6343

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

بلوک باشی، علی

مطالب نویسنده