ماه خرداد ماه سیرچینی

بهار مختاریان

ویراست دوم
خرداد (اوستا Haurvtāt) به معنی تندرستی با sarvatāti در ودا به معنی زندگی طولانی و به سامان قابل مقایسه است (Thieme, 1938:403). این مفهوم مجرد نزد زرتشت تشخص می یابد و در کنار مرداد (Amərətāt)  گویا دو عنصر آب و گیاه را نمایش می دهند. نیبرگ هئورتات را از خانواده ی salvus لاتینی به  معنی تندرستی و خوشی جهانی می داند  که در کنار امرتات، نامیرایی، عواملی هستند که تندرستی و نامیرایی را می افزایند (116: 1383). در یسنای 34/11 به صراحت گفته می شود که "هئورتات و امرتات از بهر خوراک رساندن هستند"؛ آب و گیاه در درجه ی نخست مقدماتی ترین شرایط زندگی برای چارپا و آدمی هستند (همو، ص 147). این دو بارها همراه اشه، وهومن و خشثره می آیند، این دو همپایه ی وهومنه و آرمیتی هستند (همو، ص 149). در اوستای متاخر این دو در شمار امشاسپندان اند.  در گاهشماری زرتشتی در ششمین روز از ماه خرداد، جشن خردادگان برگزار می شده است. اطلاعات کافی از چگونگی برگزاری این جشن در دست نیست، اما چنین برمی اید که این جشن در طبیعت و کنار رودها برگزار می شده است.
این ماه در گاهشماری هخامنشیان در فارسی باستان به صورت Θāigr(a)ci- آمده است و البته از روی حرف نویسی آن به گونۀ θ-a-i-g-r-c-i- می توان برای g-r-c تصور صورتهای /-garc-/-gc-/-grac-/-garac-/ را داشت و همین نیز باعث نگارش گو نه های مختلف در ایلامی به صورتهای sa-a-kur-ri-(iz-)zí-i و á-ak-ri-iz-zí-i و ... است ( اشمیت، همانجا ص. 37). در نتیجه صورت معمول آن در فارسی باستان Θāigraci- است و بنا بر برخی دیگر شواهد صورت *Θāigci-  بدست می آید همگی آنرا با واژۀ فارسی میانه و فارسی نو sīr از ایرانی باستان *sigra- مرتبط دانسته اند (کنت 1953, 16a صورت θāigar-را برای واژۀ «سیر» قرار داده است) همچنین میان g و r هیچ واکه ایی قرار ندارد و از اینروست که در تحریرهای ایلامی صورتهای مختلف ik-ri/ra و یا ak-ri از آن منتج شده است. یوستی (همانجا، 243) بخش نخست آنرا *θigra- > فارسی «سیر» و بخش دوم را از ریشۀ cay> ci- «چیدن» دانسته و نام این ماه را «[ماه] سیرچینی» معنی می کند و به نقل از بیرونی به جشن «سیر سور» که روز چهاردهم ماه دی (در زمانی دیگر) برگزار می شده، اشاره کرده است.  آیلرز (Eilers, 1953:9) این نام را مختوم به پسوند مونث  -čī می داند که شاهدی برای چنین پسوندی وجود ندارد. ووست (1966, 149-155) نظر یوستی را مبنی بر اینکه بخش دوم آن از ci- «چیدن» باشد، رد می کند و با در نظر گرفتن شواهد بسیار در سنسکریت نشان می دهد که در زبانهای هند وایرانی واژۀ مختوم به واکۀ کوتاه با یک –t-  گسترش می یابد و از این رو بایستی پس از واکۀ i- در واژۀ ci- همخوان t اضافه شود و ما باید صورت θāigarit را می داشتیم که در اصل بایستی اسمی –i- ستاک که خود از ya- برگرفته شده است، بوده باشد که از این جهت به نام ماه هفتم یعنی bāgyādi- شبیه است. اشمیت همین نظر را می پذیرد با این تفاوت که به گمان او این نام نخست بر روی پسوند –ka-  ساخته شده و پس از آن با پایانۀ  –i- ترکیب شده. او سبب خاص این تحول را در نامگذاری جشن می داند، یعنی «با سیر مرتبط» (همانجا، ص. 38-39). ووست (همانجا) واژۀ θ(a)ig(a)r < *(a)ig(a)r را تیزی وتندی مزه یا بو با *tigra  «تیر، تیز» مربوط می داند و توضیح می دهد که بوتۀ سیر نیز تنها به دلیل همین تندی مادۀ درون خود بدین نام موسوم است و در کل این ماه را «[ماه] جشن سیر» در ارتباط با همان ویژگی تند و تیزی این خانوادۀ گیاهی می داند.  اخیرا لوبتسکی دلیل این پسوند مشکل ساز در فارسی باستان را خاستگاه سکایی بودن آن می داند که به صورت وام واژه در زبان فارسی باستان راه یافته است. او به شواهد این دانشمندان واژه ی آسی cyrγiesaen را می افزاید که جشنی در فصل بهار است. این واژه به صورت Atynaege هم به کار رفته است. در این جشنی کسی حق درو ندارد تا آنکه پیر دهکده در ماه ژولای دستور می دهد همه گرد آیند و داسی در دست گیرند و به درو بیاغازند. به همین رو این نام را چیز تند و تیز(قس. Tigra) در دست گرفتن می داند که جشنی مرسوم برای درو در قفقاز، گرجستان بوده است. همین جشن پیوند خود را با ریشه ی واژه ی سیر به معنی تندی و تیزی نشان می دهد. او بر این اساس و شواهد دیگر نظر ووست مبنی بر پایانه ی این ماهنام را رد می کند و معتقد است اگر این نام وام واژه باشد، دیگری اشکالی که ووست بر پایانه می گیرد درست نیست (Lubotsky,A., Scythian Elements in old Iranian).
 رزمجو (1382، 25-26) با استناد به چند گل نوشتۀ تازه پیدا شدۀ ایلامی (البته بدون این که متن گل نوشته را داده باشد یا ترجمه ای کامل از آن ارائه کرده باشد)،  در این اسم نام ایزدی را بازمی شناسد که در شمار ایزدان ناشناخته بوده است. دلیل ایشان در اثبات چنین نظری، چندان قوی به نظر نمی رسد و شاید بتوان صحبت پیش کشی در متن گل نوشته را اینگونه توضیح داد که این ماه برابر با ماه خرداد hauruuatāt در گاهشماری زرتشتی است.   hauruuatāt به معنی «کامل» در اوستا همراه با امرداد amǝrǝtatāt «بیمرگی» می آید و نارتن (1982, p.134-135) در تحقیق خود دربارۀ امشاسپندان نشان داده است که این دو در اصل دو نوع پیشکشی در امر قربانی بوده اند و حتی در گاهان برای اهورامزدا در نظر گرفته شده اند. برای مثال در یسنای 34/11 در خطاب به اهورامزدا آمده است: «وبرای تو، چون غذا هستند این دو خرداد و امرداد». که نشان می دهد، سرایندۀ گاهان از این دو مادۀ مشخصی را برای پیشکشی قربانی استنباط می کرده است. بر همین اساس می توان احتمالاً چنین استنباط کرد، خرداد که کم کم در متون زرتشتی امشاسپند موکل بر این ماه شمرده می شده است، ضمناً در اصل با یک نوع گیاه تندرستی افزا مربوط بوده است که نوع آن هنوز نامشخص است؛ ولی در گاهشماری فارسی باستان«سیر»، احتمالا با انواع آن، هم برای جشن و نمادی از ماده ای ضد بیماری  در این ماه به کار می رفته است اهمیت این گیاه از آنجا بیشتر روشن می شود که به کاربرد آن در مراسم زرتشتی، به صورت «سیر و سداب» در بسیاری از آیینهای بزرگداشت، و بر سر سفرۀ «هفت سین» و «سیر سور» توجه شود. از همین رو می توان تصور کرد در دورانهای بسیار قدیم مصرف آیینی آن بسیار بوده است. در تحقیقات اسطوره های ایرانی چندان به مواد آیینی، قربانی و جنبه های تقدس یافتۀ آنان که معمولاً با روح مقدسی (روح موکلی) پیوند دارند، و در گاهشماریها و جشنها نقش بزرگی ایفاء می کنند، توجه نشده است. فرضاً  بیرونی (آثارالباقیه، ص. 327) به باوری در مازندران اشاره می کند که بنا بر آن در آن دیار، «سیر» باعث باران زایی می شود. به نقل از گردیزی (زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، ص245) آمده است که در روز سیر سور:«مغان طعامها سازند و بخورند و چنین گویند که آن طعامها مضرت دیوان را دفع کند». همچنین بیرونی (آثارالباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت ، ص 296) در وصف این روز آورده است: «روز چهاردهم روز گوش جشنی است که آنرا «سیر سور» می نامند در این روز ایرانیان سیر و شراب می خورند و سبزیها را با گوشتهایی که استعاذه از شیطان بر آن خوانده اند، می پزند و دلیل این جشن این بود که مردم می خواستند که از اندوهی که پس از کشته شدن جمشید بر آنان رسیده بود، و سوگند خورده بودند که به هیچ چربیی دست نزنند، خویش را برهانند (نیز نک. ماه دی). و این رسم در میان آنان برجای ماند، با آن غذا از بیماریهایی که از ارواح بد ناشی می شود، خود را شفا می بخشند.». در هر حال در هر دو مورد به اهمیت استفاده سیر در این مراسم اشاره می شود که گرچه تاریخ برگزاری این رسم بنا بر بیرونی نه در این ماه که در ماه دی است، باز نشانگر اهمیت کاربردی این گیاه در رفع مضرات و دیوان است و خود می تواند نشانۀ آیینی آن باشد.  برهان قاطع سیر سور را جشنی می داند که فارسیان در روز چهاردهم از هر ماه شمسی، برگزار می کنند و در این روز گوشت و سیر خورند و گویند که خوردن آن ایمن بودن از مس (دیوانگی) جن است. توجه باید داشت که خاستگاه سیر را شرق دانسته اند و از همان آغاز در فرهنگ های کهن نقش خاصی ایفاء می کرده است. نخستین نشانه های این اهمیت در مصر باستان نیز پیداست و به خاطر بوی خاص آن، گیاه دفع کننده ی شر و بیماری (Apotropaeum) دانسته می شده است. در دوران های کهن سیر را برای رفع بیماری به گردن کودکان می آویختند یا ساقه ی آن را در باغها می سوزاندند تا کرمها را متواری سازند (Palladius De Agricultura I, 35,6   ← Handwörtrbuch des deutschen Aberglaubens). سیر در رفع چشم زخم نیز تاثیر به سزایی داشته و اگر از بچه ای یا از محصول و دامی تعریف می شد، باید به سرعت نام سیر را به زبان می آوردند. بیرون رفتن دوچیز از خانه باعث بدیمنی می شد، یکی سیر و دیگری نمک. این گونه باورها و دیگر موارد بسیار نزد اقوام اسکاندیناوی، یونانی، رومی، فرانسوی، ایتالیایی، بوسنیایی، مجاری و ترک رایج است.  (Ibid:2-3).
با توجه به شواهدی که یاد شد، نامگذاری این ماه در گاهشماری فارسی باستان با توجه به گستردگی باور به سیر در فرهنگ های کهن چندان غریب نیست و در پس پشت این نام نشان از باورهای آیینی بسیاری در رابطه با گیاه سیر در فرهنگ ایرانی مشهود است. همچنین نامگذاری خرداد بر ماه سوم و ارتباطی که آن با تندرستی دارد، بی ارتباط به چنین باورهایی نیست و همانطور که گفته شد شاید خود هئورتات در اوستا  سیر را تداعی می کرده است.

منابع:
- بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، ، ترجمۀ اکبر دانا سرشت، تهران1363.
- رزمجو، شاهرخ،  «خدایان ناشناخته در تقویم هخامنشی»، نامۀ ایران باستان، سال سوم، شمارۀ اول،بهاروتابستان1382.
- گردیزی، ابوسعید عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، 1367.
-Eilers,W., 1953. Der alte Name des persichen Neujahrsfestes, Main und Wiesbaden.
Justi, F., 1897, “Die altpersichen Monate”, ZDMG 51.
Narten, J., 1982, Die Ameša Spentas im Avesta, Wiesbaden.
- Schmitt, R.,2003, Meno-logium Bagistano-Perspolitanum, Wien.
- Wüest, W., 1966, Altpersiche Studien: Sprache und kulturgeschichtliche Beitaege zum Glossar der Achaemeniden-Inschriften, Muenchen.

پرونده ی «بهار مختاریان» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/9217

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

مختاریان، بهار

مطالب نویسنده