پرسش از فرهنگ (2): فرهنگ اصیل

ناصر فکوهی

سخن گفتن از مفهومی به عنوان «فرهنگ اصیل» تا چه حد از لحاظ علمی قابل قبول است؟
مفهوم «اصالت» (originality) در ریشه های لاتین و یونانی خود کاملا  نشان می دهد که با چه معنایی روبرو هستیم : اینکه پدیده مورد نظر، پدیده ای «آفریده» یا «ابداع» شده باشد، یعنی خود سرآغاز ومنشاء باشد و نه  ریشه و منشعب شده از پدیده ای دیگر . از همین جا نیز با واژه «ابداع» و «بدیع» سرو کار داریم و در معنایی دیگر «بدعت گزاری» می تواند آن گاه که با یک نپام اعتقادی مطلق سروکار داریم بسیار منفی تلقی شده و برعکس وقتی با یک نظام  اندیشه نسبی و باز  روبروئیم، نوعی شکوفایی و توسعه به حساب بیاید.  
در مباحث فرهنگی، در قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم، جدلی سخت میان «نسبی گرایان فرهنگی» یعنی  گروهی از فرهنگ شناسان که معتقد به خاص بودن فرهنگ هر جامعه ای برای خود آن جامعه بودند و به آنها «خاص گرا» (particularist) می گفتند از یک سو و «جهان شمول گرایان» (universalist) که برعکس معتقد به وجود «مشترکات»(commons) زیادی میان جوامع گوناگون بشری بودند، وجود داشت. و این مباحث تا امروز به نوعی هنوز ادامه دارد. از همان زمان، نیز نخستین استدلابی که خاص گرایان مطرح می کردند، مفهوم «اصالت» و «یگانگی» در پدیده فرهنگی بود که طبعا به مفهوم «ابداع» به مثابه  شیوه و فرایند اصلی  زایش فرهنگی مربوط می شد، در حالی که جهان شمول گرایان برعکس، از «درهم آمیختگی فرهنگی » (cultural syncretism) و اصل «تقلید» (mimesis ) به مثابه فرایند اصلی  زایش فرهنگی سخن می گفتند.
مطالعات  دو قرن اخیر تا حد زیادی  استدلال های گروه دوم را تایید کرده است. به عبارت دیگر  تاکید بر اینکه ما در جامعه ای ، هر اندازه هم قدیمی و  با پیشینه طولانی تمدنی باشد، روزی دارای نوعی از فرهنگ بوده ایم که با هیچ فرهنگ دیگری در هم نیامیخته و تمام فرایندهای زایشی خود را بر اساس  سازوکارهای  درون زا و با استفاده از منابع درونی یا آنچه خود منبع یابی(cultural self-resourcing) می نامیم، به دست می آورده است، امروز تقریبا به صورت کامل به زیر سئوال رفته است. اگثر انسان شناسان کنونی معتفدند که فرایند زایش فرهنگی (cultural genesis ) بر اساس نپاز های «در هم آمیختگی» و «کیمیاوار»(alchemical) انجام گرفته است که سازوکارهای دقیق و  ظریف آنها از هر جامعه با جامعه دیگر و حتی در دوره های مختلف یک جامعه با یکدیگر متفاوتند. بنابراین دفاع از اصلابت فرهنگی و  عدم نیاز به فرهنگ های دیگر و اصولا یکپارچگی فرهنگی امری صرفا اسطوره ای است که منشاء خود را به ویژه در اسطوره مدرنیته سیاسی یا دولت ملی می یابد.
در حقیقت «دولت ملی» ساختار اسطوره ای مدرنی است که بر اساس  یک رومانتیسم فرهنگی شکل گرفت و  میلیون ها  اسطوره را در قالبی سیاسی و با استفاده از ابزارهای این قالب یعنی ابزارهای الزام آوری که قابلیت های هژمونیک سلطه، مجازات، دستکاری، تحریف و غیره را دارند، به کار گرفت تا به نوعی یکپلرچگی مفروض دست یابد که از خلال آن بتوان یک نظام زبان شناختی و شناختی به ظاهر کاملا «منسجم»(coherent ) را تعریف کرد. در حالی که چنین نظامی جز در ساختارهای  هژمونیک ایدئولوژیک وجود خارجی ندارد و تمایل به تبدیل آن به ساختارهای کنش، می تواند برای یک جامعه فاجعه بار باشد. با این وصف باید این نکته بدیهی را نیز پذیرفت که اصل «جامعه بودگی» (sociability) را نمی توان بدون این گونه ساختارهای ایدئولوژیک و اسطوره ای تصور کرد. بنابراین  تناقضی به وجود می آید که ناشی از نیاز به جامعه بودن مبتنی بر «اصلا فرهنگی» از یک سو، و نیاز به شناخت عمیق فرهنگ مبتنی بر پیچیدگی فازی فرهنگی بر پایه در هم آمیختگی از سو.ی دیگر است.  به باور ما این  تناقض تنها از طریق به رسمیت پذیرفتن و تحلیل جدایی میان دو گونه گفتمان سیاسی و علمی امکان پذیر است که البته باید با  رویکردی روش شناسانه ر حوزه علم  شناخت فرهنگ ها همراه باشد.     
 در نهایت باید پذیرفت که گفتمان سیاسی با دفاع از انسجام و یگانگی فرهنگی در قالب هایی چون زبان و آداب و رسوم، بیشتر در پی ایجاد یک رومانتیسم ملی است که امری ضروری برای پایه گزاری مفهوم «ملت» به شمار می رود. پرسشی که شاید مطرح شود این است که آیا باید  این چنین رویکردی را «ساخت زدایی» (deconstruction) کرد و از گفتمانی جهانشمول گرا در حوزه سیاسی نیز دفاع کرد. پاسخ ما به این پرسش روشن است ، در شرایط کنونی دولت های ملی، چنین امری نه ممکن است و نه مطلوب زیرا آمادگی چنین فرایندی از پیچیدگی گفتمانی در سطح کالبدهای اجتماعی وجود ندارد و بیشتر می تواند به تخریب و اشکال متفاوت جماعت گرایی منجر شود تا به درک بهتر فرهنگ. با وجود این، ما معتقدیم که  نخبگان فکری و کسانی که رابطه ای حرفه ای با فرهنگ و مفاهیمش دارند باید بتوانند  رویکرد  جهانشمول و چند فرهنگی را درک کرده و آن را در زبان و اندیشه خود راه دهند تا قادر به شناخت بهتر پدیده های جهانی و  استفاده بهتر  از موقعیت های موجود جهانی در سطح محلی شوند.

«پرسش از فرهنگ»  در ستونی  در صفحه آخر روزنامه شرق هر هفته روزهای یکشنبه  منتشر می شود. پرسش های نظری خود را در زمینه فرهنگ به آدرس مدیر سایت ارسال کنید:

fakouhi@yahoo.com

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

فکوهی، ناصر / مدیر انسان شناسی و فرهنگ

مطالب نویسنده