گشایش صفحه فرهنگ اسکاندیناوی در انسان شناسی و فرهنگ

سعیده بوغیری(گروه بین المللی و ترجمه)

پهنه بزرگ اسکاندیناوی که کشورهای سوئد، دانمارک و نروژ را شامل می شود دارای فرهنگی گسترده و پربار است که از این پس بخشی از صفحات فرهنگ های فیر ایرانی سایت انسان شناسی و فرهنگ را  به خود اختصاص خواهد داد.

پهنه بزرگ اسکاندیناوی که کشورهای سوئد، دانمارک و نروژ را شامل می شود دارای فرهنگی گسترده و پربار است که از این پس بخشی از صفحات فرهنگ های فیر ایرانی سایت انسان شناسی و فرهنگ را  به خود اختصاص خواهد داد.وجود جمعیت بزرگی از مهاجران ایرانی در این کشورها نیز دلیل دیگری است که ما را به ایجاد چنین صفحه ای تشویق کرد.  در ابتدای این بخش، همچون همیشه آشنایی مختصری با کشورهای این مکنطثه عرضه می شود.
اسکاندیناوی ناحیه واقع در شمال اروپاست و به معنای اخص کلمه، نروژ و سوئد را شامل می شود که شبه جزیره اسکاندیناوی را تشکیل می دهند. به معنای رایج تر، دانمارک هم به آن افزوده می شود که به همراه دو کشور نخست، دارای تاریخ و فرهنگی مشترک است. در حقیقت اسکاندیناوی خاستگاه بخشی از اقوام ژرمانیک و وایکینگ هاست و به معنای باز هم گسترده تر، فنلاند، ایسلند و جزیره فوروئه ( مجمع الجزایر دانمارک در شمال اسکاتلند) را نیز در برمی گیرد.
مجمع الجزایر اسکاندیناوی دارای پوشش همگن جمعیتی (به جز سامی ها و فنلاندی ها) است که به زبان های شبیه به هم صحبت می کنند. این سه کشور – نروژ، سوئد و دانمارک- تاریخی مشترک و کهن دارند که به اشتباه به دوران وایکینگ های قرون هشتم و نهم تا قرن دهم محدود می شود، به این علت که آنان اغلب تحت سیطره یک سلطنت پادشاهی مشترک بوده اند.
از سال های دهه 1850 اسکاندیناوی از نظر سیاسی و فرهنگی، دانمارک، نروژ و سوئد را شامل می شد. اما از نظر جغرافیایی شبه جزیره اسکاندیناوی، نروژ و سوئد را در برمی گیرد حال آنکه شبه جزیره یوتلند (Jutland) دانمارک و بخش کوچکی از آلمان را شامل می شود. دانمارک از آغاز قرن نوزدهم دیگر در شبه جزیره اسکاندیناوی هیچ قلمرویی ندارد.
دانمارک، نروژ و سوئد به عنوان ناحیه متحد سیاسی و فرهنگی در میانه قرن نوزدهم سیری از جریانات ملی گرایانه را پشت سر گذاشته اند. پیش از نیمه قرن نوزدهم، این محدوده ناحیه گسترده ای از اروپای شمالی شامل نواحی مجاور آلمان و روسیه و نیز فنلاند و استونی را دربر می گرفت.
هم اکنون شباهت های زبان شناختی (اسکاندیناوی و ژرمانیک) و نیز تاریخی و فرهنگی امکان متحدساختن اسکاندیناوی را فراهم آورده اند. این شباهت ها همچنین پس از مخاصمات سیاسی این کشورها در جریان جنگ های جهانی و جنگ سرد، و نیز مواضع مختلف درباره پیوستن به سازمان های بین المللی (برای نمونه ناتو و اتحادیه اروپا) نیز به حیات خود ادامه دادند.
به معنای وسیع تر فنلاند نیز به این مجموعه افزوده می شود. زیرا مدت های مدید تحت سلطه سوئد قرار داشت و اکنون اقلیت سوئدی زبان آن در مراکز شهری زندگی می کنند؛ ایسلند نیز مدت ها توسط دانمارک و نیز جمعیت اصالتا نروژی اداره می شد؛ از سوی دیگر جزایر فروئه، ناحیه مستقل دانمارک بوده است، زیرا به گروئنلند تعلق داشته و این کشور به دانمارک وابسته بوده است. امروز واژه اسکاندیناوی به اشتباه، مترادف "کشورهای شمالی" استفاده می شود که اصطلاح اخیر دانمارک، نروژ، سوئد، فنلاند و ایسلند و تمام کشورهای عضو شورای اروپای شمالی را دربر می گیرد. کوچکترین این نواحی به فنلاند و آلمان تعلق دارند.
کشورهای اسکاندیناوی دارای طبیعتی وحشی و دست نخورده و پوشش حیوانی حفاظت شده اند، گواینکه جنگل های این نواحی برای مرتفع سازی نیاز به چوب و خمیر کاغذ این کشورها و نیز کشورهای دیگر به شدت مورد استثمار قرار گرفته اند. دریای بالتیک نیز بسیار آلوده بوده و به صورت نیمه بسته درآمده، حتی طبیعت چندین ناحیه از آن نیز از بین رفته است. دلایل این جریانات تاسف بار را احتمالا می توان در آلودگی های کلی ونیز جزیی ناشی از به آب ریختن تجهیزات نظامی دو جنگ جهانی پس از پایان جنگ هاَ عنوان کرد که از جمله آن ها می توان هزاران تن مواد شیمیایی فرار را نام برد. همچنین اسکاندیناوی به دلیل یخبندان های پی در پی چندین بار از جمعیت خالی شده و پوشش ها گیاهی و جانوری خود را از دست داده است.
اهالی اسکاندویناوی در قرن های دهم تا سیزدهم مسیحی شدند، آنچه به تشکیل سه سلطنت استوار انجامید:
    دانمارک: اسکانیا، زیلند (Zealand) و یوتلند که بخش هایی از سوئد کنونی را شامل می شوند،
    سوئد متشکل از قلمرو سوئد،
    نروژ که بخش هایی از سوئد کنونی افزون بر ایسلند، گروئنلند، جزایر فروئه، جزایر شتلند(Shetland)، اورکاد (Orcades) و مجمع الجزایر اسکاتلند را شامل می شود.
در قرن پانزدهم میلادی این سه سلطنت به هم پیوسته و اتحادیه کالمار (Kalmar) را به وجود آوردند که بعدها به دو نیمه تقسیم شد:
    دانمارک نروژ که نواحی آنسوی دریا از جمله در شمال اقیانوس آتلانتیک (اطلس) را دربر می گیرد.
    سوئد که فنلاند کنونی و بخش هایی از دریای بالتیک را شامل می شود.
نیمه قرن هفدهم طی دو قرارداد بخش هایی از نروژ و سوئد برای همیشه به دانمارک تعلق یافت. اما با جنگ های ناپلئونی، اسکاندیناوی دوباره به سه اتحادیه خصوصی تبدیل شد. پس از جنگ جهانی دوم، طرح اتحادیه دفاع اسکاندیناوی مطرح شد که در واقع توافقی دفاعی میان سوئد، نروژ و دانمارک بود، اما به تصویب نرسید.
اغلب زبان های اسکاندیناوی (دانمارکی، سوئدی در سوئد و فنلاند و نیز نروژی) به طور دوجانبه قابل درک هستند. اسکاندیناوها می توانند به راحتی زبان هریک از همسایگان خود را بفهمند زیرا این روزنامه ها به این زبان ها منتشر می شوند و رادیو و تلویزیون هم به همین زبان ها برنامه اجرا می کنند. این سه زبان به طور سنتی به مثابه سه زبان متفاوت نگریسته می شدند، حال آنکه آن ها بیشتر، گویش هایی از یک زبان مشترک هستند. این زبان مشترک به دیگر زبان های ژرمانیک شمال اروپا، ایسلندی و فروئه ای مربوط می شود که از ریشه ای کهن سرچشمه می گیرند. از قرون وسطا، دانمارکی، سوئدی و نروژی به درجات مختلف از آلمانی تاثیر پذیرفته اند. بخش بزرگی از این تاثیر به فعالیت های اقتصادی بازمی گردد که توسط اتحادیه های تجاری ژرمانی زبان بین شهرهای اروپا در قرون وسطا صورت مدیریت می شد.
زبان نروژی دو گونه نوشتار به همراه گویش های فراوان محلی دارد و می توان دانمارکی و سوئدی را نیز گویش های اندکی دورتر این زبان دانست. زبان های اسکاندیناوی(به عنوان یک خانواده زبانی) به طور کامل از فنلاندی و زبان استونی مستقل هستند. این دو زبان اخیر به زبان مجار مربوط می شوند. با اینهمه وام های فراوانی از سوی این زبان ها به سوئدی داده شده است.
اگرچه هرگز اتحادی سیاسی میان کشورهای اسکاندیناوی برقرار نشد، اما با وجود کرون به عنوان پول واحد، وحدتی پولی در میان آنان ایجاد شد که از قرن نوزدهم تا آغاز جنگ جهانی اول ادامه داشت.
اصطلاح "کشورهای شمالی" به دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ، سوئد و دولت های موتلفه آنها، گروئنلند و جزایر فروئه اطلاق می شود. "کشورهای شمالی" از عبارت "نوردن (Norden)" گرفته می شود که در تمامی این کشورها به معنای شمال است. به این ترتیب واژه اسکاندیناوی که برای نامیدن این کشورها استفاده می شود یک اشتباه مصطلح است زیرا اسکاندیناوی تنها سوئد، نروژ و دانمارک را شامل می شود. بد نیست بدانیم پیش از قرن نوزدهم واژه نوردن بیشتر برای نامیدن اروپای شمالی به معنای گسترده آن به کار می رفت که روسیه، دولت های بالتیک و حتی گاهی جزایر بریتانیایی را هم شامل می شد.
کشورهای شمالی، کشورهایی نسبتا کم جمعیت هستند و جمعیت هیچ یک از آنها از به 6 میلیون نفر هم نمی رسد، البته به جز سوئد که اندکی بیش از 9 میلیون نفر در آن زندگی می کنند. با وجود تراکم پایین جمعیت، گونه های جمعیتی داخل این کشورها بسیار بالاست.
وضعیت سیاسی کشورهای شمالی بسیار گوناگون است: سوئد، نروژ و دانمارک سلطنتی هستند، ایسلند و فنلاند جمهوری؛ دانمارک و فنلاند و سوئد عضو اتحادیه اروپا هستند، اما نروژ و ایسلند نیستند. نروژ، ایسلند و دانمارک عضو ناتو هستند، سوئد و فنلاند عضو نیستند. با اینهمه همگی این کشورها دارای یک شورای مشترک به نام شورای کشورهای شمالی هستند و اواخر سال های دهه پنجاه معاهده ای موسوم به شنگن (Schengen) را به تصویب رسانده اند که بر اساس آن دارندگان پاسپورت اتحادیه کشورهای شمال می توانند آزادانه و بدون کنترل مرزی در کشورهای قلمرو این ناحیه تردد نمایند.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

بوغیری، سعیده

مطالب نویسنده