فرهنگ وآ یین های مربوط به جشن سوری یا چهارشنبه سوری در ایران

زهرا سادات احمدي زاده

 یکی از جشن های اقوام ایرانی ،جشن آتش است که از دوران باستان تا به امروز اهمیت و شهرت خود را

حفظ کرده است .جشن آتش یا جشن سوری عبارت بوده از جشن آغاز پنجه یا جشن پیشگامی در مورد ارواح در گذشتگان و فروشیان که در نخستین شب پنجه ، پس از سپری شدن 360 روز سال برگزار می شد و با مراسمی در باره  فروشی ها یا ارواح پاک و طیبه مرتبط بود.

این جشن که از روزگاران دور بسیار معمول و مقدس بوده با تشریفات فراوان برگزار می شده است .

اطلاق نام چهارشنبه سوری به این جشن کهن پس از اسلام بوده است ،که برای اولین بار در کتاب تاریخ

بخارا در نیمه اول سده چهارم هجری از آن یاد شده که منصوربن نوح سامانی این جشن را برگزار کرد.

آنچه که از متون گذشته دریافت می شود دلالت بر آن دارد که  این جشن از اوایل سده هفتم هجری به دست

فراموشی سپرده شد و از سده دهم با عناوینی دیگر دوباره معمول گردید.

جشن چهارشنبه سوری که اینک در شب چهارشنبه آخر سال و تحت عناوین دینی با مراسم و آداب و تشریفات

ویژه ای برگزار می شود همه یاد آور رسوم و آداب دینی و سنن ایرانیان باستان است.

در مورد روز برگزاری این جشن در روزگار باستان، آنچه مسلم است آن که چهارشنبه نبوده ، چون در تقویم

و روز شماری  ایرانیان ، شنبه و چهارشنبه و آدینه یا جمعه وجود نداشته است و هر یک از دوازده ما هشان

بی کم و بیش سی روز بود که هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد. چون : هرمزد روز(روز اول)

بهمن روز (روز دوم) ، اردیبهشت روز (روز سوم) .  آنگاه جهت حساب کبیسه، پنج روز افزون را که سال

خورشیدی 365 روز و کسری بود، به پنج نام از پنج عنوان گا تا ها که سرود های زرتشت بود می نامیدند و

این پنج روز را مجموعا پنجه، خمسه ، پنجه دزدیده ،اندرگاه ، بهیزک و پنجه وه می گفتند.
 
گروهی نیز بر این رای اند که چون عربها چهارشنبه را نحس می دانند مراسم چهارشنبه سوری بر پا می شده

است. در نوشته آیت الله خوانساری در کتاب "کلثوم ننه" : "سیزدهم صفر و چهارشنبه آخر صفر که در

اصطلاح چهارشنبه سوری گویند واجب است زدن سازها چون بلا از آسمان نازل می شود و به سبب زدن

 سازدفع بلا می شود". دال بر پذیرش این اعتقاد است. اما آنچه که از این جشن برداشت می شود نه برای

رفع نحسی است و نه آیین آن تاثیر فرهنگ تازی است . اگر چگونگی و اعتقادات این جشن در برخی مناطق

از فرهنگ اسلامی رنگ پذیرفته است به دلیل دلبستگی ایرانیان به اسلام و تشیع و بزرگداشت امامان است.

چه در بعضی از مناطق ایران مراسم چهارشنبه سوری در آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می شود و

موجب انجام آن را قیام مختار ثقفی به خونخواهی حضرت حسین بن علی می دانند. در اردبیل و روستاهای

اطراف آن معتقدند هنگامی که مختار به انتقام شهادت امام حسین (ع) قیام کرد ، دستور داد تا بر پشت بامها

آتش بیفروزند و گروهی نیز یر این اعتقادند  که، وقتی غلبه مختار بر کشته گان امام حسین (ع) ، پایان یافت

امیر مختار گفت که به نشانه این پیروزی در پشت بامها آتش بیفروزند و سرور و شادمانی کنند .

و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش افروزی

را درشب چهارشنبه آخر سال اجرا کنند.که اگر تکیه بر این اندیشه هم باشد،باز آتش افروزی به نشانه پیروزی

خود یک سنت ارزنده ایرانی است.

  به طور کلی به  اعتقاد ایرانیان هر گاه آتش افروخته می شود ، بیماری ، فقر ، بدبختی ، ناکامی و همه

بدیها و زشتی ها محو و نا پدید می شوند . چون از آثار وجودی ظلمت و اهریمن هستند. پس افروختن آتش

کنایه از راه یافتن روشنی معرفت در دل و روح است که آثار اهریمنی و نحوست و نامبارکی را از میان بر

می دارد. به همین جهت جشن سوری پایان سال را به آخرین چهارشنبه سال منتقل کردند تا با طلیعه ی سال نو

 خوش و خرم و شاد کام گردند.

شب سوری  ، بی گمان شکل درست تلفظ این جشن است . در دوران ساسانیان واژه ی سوری فارسی در

پهلوی به گونه ی سوریک (surik)، صفت است. چون سور به معنی سرخ و "ایک " پسوند صفت می باشد به

معنی سرخ ، و سرخ رنگ ، به این جشن از آن جهت سوری گفته اند که عنصر اصلی مراسم آن ، افروختن

آتش سرخ بوده است. بسیاری از مراسمی که در حال حاضر  در پایان سال و شب چهارشنبه سوری برگزار

می شود باقی مانده ، کنایه و سمبول هایی است از اهدای نذور و هدیه به ارواح و فروهرها . شب جمعه آخر

سال یا شب چهارشنبه سوری و یا آخرین شب سال به زیارت اهل قبور رفتن و نذری جهت اموات دادن و

مراسم آتش افروختن بر بامها میان زرتشتیان و بسیاری از مردم روستا ها جهت راهنمایی فروهرها و اهدای

آجیل مشکل گشا که همان لرک یا هفت مغز زرتشتیان است و مراسم فال کوزه و کجاوه بازی و شال اندازی

میان مردم همه و همه جای پایی مشخص در رسوم ایرانیان قدیم دارد .






مراسم شب چهارشنبه سوری


آتش افروزی

مراسم چهارشنبه سوری یاد آور همان "شب سوری" باستان و جشن فروردگان است . مراسم شب جمعه

آخر سال که به آن اشاره شد میان ایرانیان باقی است ، همان گستردن سفره به یاد ارواح یا فروهر ها در

نخستین شب از فروردگان است که به چهارشنبه یا جمعه آخر سال منتقل شد. گستردن سفره حضرت خضر

که هنوز دز شیراز و بسا جاهای دیگر مرسوم است  یاد آور مراسمی است که برای پذیرایی از فرورها

یا ارواح در گذشتگان در هر خانه با شادی و شادمانی انجام می شد. در سفره حضرت خضر فرنی،کلوچه

و مسقطی ، سوهان ،شیرین پلو،چلو شوید باقالا،حلوا شکری،شمع ، سبزی،گندم سبز کرده، نمک و سکه،

لولین (لولهنگ) پر از آب،قوتک(شامل نخودچی کوبیده نرم وشکر است) در آن قرار می دهند. موقع درست

کردن خوراکی ها نباید کسی مطلقا از آنها بخورد و حتی مزه ی آن را بچشد. پس از گستردن سفره و نهادن

خوراک ها همه خانواده باید غسل کنند و سر سفره اول دو رکعت نماز حاجت می خوانند و بعد دعا می کنند و

کمی قرآن می خوانند ... در ساعت ده یا یازده شب سفره را به همان حال رها کرده و همه خارج می شوند و

در اتاق را می بندند و عقیده دارند که حضرت خضر بر سر سفره حضور خواهد یافت و دست آن حضرت

در سفره خواهد رفت و جای آن روی یکی از ظرف ها خواهد ماند.

این مراسم بیانگر معتقدات قدیمی ایرانی در باب پذیرایی از فروهرست ، که به حضرت خضر تبدیل گشته

است. غذا و خوراک ها برای فروهرها تهیه می شود ، پس باید تا پیش از آنکه ارواح در گذشتگان بر سر

سفره حاضر نشده و آنرا تیمن و تبرک نکرده اند، چیزی خورده  نشود.

مردم خراسان در شب چهارشنبه ی آخر سال نزدیک غروب آفتاب، هر خانواده یا گروهی ، هفت یا سه

بوته ی خار روشن می کنند. سپس پیر و جوان وکوچک و بزرگ از روی آتش می پرند و برای دفع شر و

زیان ها ، این شعر را می خوانند : زردی ما از تو     سرخی تو از ما .  در برخی از روستاها، هنگام پریدن

از روی آتش، این شعر را می خوانند : آلا به در ، بلا به در       دزد و حیز از دها به در  .

و به این طریق آل ها و و دزدها و بلا ها را از روستا و خانه های خود بیرون می رانند. همان گونه که اشاره

شد حضور آتش و نور و شعله های آتش ، در واقع حضور ایزدان و خداوند است و تاریکی نشان حضور

دیوان اهریمن و بلایا و آسیب هاست. پس عملا افروختن آتش ، مبارزه با دیو ، و  بدی و بیماری  و شر است

پس از آن می گذارند آتش تا به آخر بسوزد، زیرا خاموش کردن و دمیدن به آن را را بد و گناه می دانند

(در سنت دینی زرتشتیان خاموش کردن و دمیدن به آتش از گناهان بزرگ است) وقتی آتش تا آخر سوخت

و خاکستر شد، یکی از اعضای خانواده خاکستر را برمی دارد و بر سر چهار راهی میریزد تا باد ببرد.

رسمی دیگر هم هست که این خاکستر را دختری نا بالغ باید جمع کند و به سر چهار راهی برده و بریزد و

سپس به خانه برگشته در بزند. اهل خانه می پرسند از کجا می آیی؟ می گوید : از عروسی.می پرسند: چه

چه آوردی؟ پاسخ می دهد: تندرستی. و به این طریق عقیده دارند که پلیدی ها را دور کرده و در عوض

شادی و تندرستی برای خود فراهم کرده اند.  


کردها نیز هنگام فرو نشستن آفتاب در بالای بام ها و فراز کوهها، آتش نوروز را می افروزند و هرگز آتشی

که برافروخته شده تا فرا رسیدن روز و دمیدن خورشید خاموش نمی کنند.


لرک یا آجیل مشکل گشا

یکی از مراسم مورد توجه در شب چهارشنبه سوری ، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشکل گشاست . این آجیل

جنبه تمثیلی دارد .هرکس که مشکل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل هفت مغز را تهیه و به عنوان

نذر و فدیه میان دیگران پخش می نماید . که بی گمان شکل اولیه این مراسم همان تقدیم وهدیه برای

فروهرها بوده که بر سر سفره می نهادند تا موجب خشنودی شان شود. این آجیل مشکل گشا در واقع

همان لرک یا آجیل گهنبارهاست که معمولا از هفت نوع میوه خشک  شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، کشمش

گردو، برگه هلو ، انجیر و خرما که در مراسم آفرینگان ها ، گهنبارها، جشن نوزادی ، و دیگر اعیاد

به مدعوین داده می شود.

این آجیل به ویژه در گاهنبارها بسیار مورد استفاده است و زرتشتیان بدان اهمیت می دهند. امروزه چیزهایی

دیگر چون : نارگیل ، قیسی ، مویز و نبات به آن افزوده شده است . اعتقاد مردم بر این است که خوردن آجیل

شیرین و بی نمک ، در شب چهارشنبه آخر سال شگون دارد .

در اعتقادات دینی  مردم ایران شب جمعه آخر سال یا شب چهارشنبه یا آخرین  شب سال ، اهل قبور و ارواح

مردگان باید زیارت شوند و همچنین مرسوم است در چنین شب هایی در گورستان ها بر سر قبر عزیزان شمع

یا چراغ بیفروزند ، که همه اینها یاد آور مراسم مردم ایران قدیم است .


فال کوزه

فال کوزه و فال گوش ایستادن در شب چهارشنبه  سوری نیز آثاری از آیین های گذشته است . در روزگار

گذشته نه فقط دوشیزگان ، بلکه جوانان نیز به زیر بام ها در جا های خلوت می ایستادند به امید آنکه  در چنین

ایامی که فروهر ها به زمین نزول کرده و میان خان و مان خود وارد شده اند، آنان را به نجوا از آینده شان

آگاه سازند ، چون معتقد بودند که ارواح از آینده با اطلاع هستند. امروزه این رسم به شکل فالگوش ایستادن

دوشیزگان باقی مانده است.

فال کوزه که در جشن شب چهار شنبه سوری با مراسم خاصی برگزار می شود آگاه شدن از سرنوشت و آینده

با تمسک به اشعار و تفا ل است  این رسم هنوز به صورتی همانند ، میان زرتشتیان برگزار می شود.
 
مراسم فال کوزه از این قرار است که تعدادی از زنان و دختران در خانه ها گرد می آیند و کوزه دهان گشاد

کوچکی را به نام بولونی  می آورند، هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او بشمار می رود درآن

می اندازد، مانند : انگشتر، سنجاق ، گوشواره و غیره  . و اشعار مختلفی  که بتوان بر آن تفال

کرد بر روی کاغذ می نویسند و تا کرده در بولونی می اندازند. سپس دختر نا بالغی را می آورند تا دست در

کوزه کرده و کاغذی از اشعار را بیرون آورد.یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است می خواند و

دخترک نیز یکی یکی اشیاء را بیرون می آورد و  شعر خوانده شده فالی است که در حق صاحب آن نشانه زده

اند. در اصفهان یک سرمه دان و یک آیینه کوچک نیز در بولونی می اندازند و با دیوان حافظ تفال می زنند .


فال گوش

در شب چهارشنبه سوری ،کسانی که حاجتی دارند نیت خود را به اندیشه می آورند و پنهانی  بر سر چهار

راهی یا بر سر رهگذری  به فال گوش می ایستند و نخستین عابری که گذشت به سخن او گوش می دهند و

هرچه بر زبان او جاری شد در استجابت نیت و مقصود خود به فال نیک یا بد می گیرند.اگر آن نخستین سخن

به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد ، آن آرزو بر آورده است وگرنه بر آورده نیست. همین فال ممکن

است بر پشت بام در خانه ای یا در اطاقی گرفته شود بطوری که فرد آهسته به پشت در می آید و بی آنکه کسی

او را ببیند بر در ایستاده و به صحبت های اهل خانه گوش می دهد و اولین سخنی را که گفته می شود در

اجابت مقصود خود فال می گیرد.


کوزه شکنی

یکی از مراسم در شب چهارشنبه سوری که مفهوم  دور کردن قضا و بلا  دارد شکستن کوزه است. برای این

کار مقداری ذغال که نشانه سیاه بختی است و کمی نمک که نشانه شور چشمی است و یک سکه کم بها را در

کوزه که از قبل تهیه شده می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخر

آن کوزه را به بالای بام می برد و از آنجا به میان کوچه پرتاب کرده و می گوید : درد و بلای خانه را ریختم

توی کوچه و به این طریق سیاه بختی و شور چشمی و تنگدستی را از خانه ی خود دور می کنند.

در کرمان به جز ذغال و نمک و سکه ، یک تکه چوب و کمی نان هم در کوزه می اندازند و گاهی نیز در

 بعضی مناطق کوزه را پر از آب می کنند و معتقدند همانطور که آب به زمین فرو می رود بلا و غمها نیز از

 خانه رخت می بندد.

شال اندازی

شال اندازی از مراسم شب چهارشنبه سوری است . که در مناطق غربی و شمال غربی ایران رسم

 کجاوه اندازی و در روستاهای نزدیک تهران رسم شال اندازی معمول بوده است.

این رسم که در واقع یک سمبول نیاز و فدیه به فرورهاست  به این صورت اجرا می شود که جعبه های کوچکی

 رابا کاغذ های رنگین به شکل کجاوه می سازند و ریسمانی به آن می بندند و جوانها بر بام خانه ها می روند و

کجاوه را از کنار پنجره یا سوراخ بالای بام می آویزند و صاحب خانه شیرینی و خشکباری را که قبلا برای

این منظور تهیه کرده است در کجاوه ها می ریزد و صاحب کجاوه آن را به با لا می کشد.

در بعضی روستاها ی ایران به جای یک ظرف، دو ظرف را به گونه ترازو به چوبی می بندند،در یک کفه

شانه و آینه و سرمه دان ودر کفه ی دیگر سبزی ،سنجد، نان و نمک می گذارند. صاحبان خانه کمی از نان

می خورند و اندکی نمک به زبان می زنند. آنگاه ضمن نگاه به آینه محتویات یکی از کفه های ترازو را بر

وسایل کفه دیگر می افزایند و در کفه خالی هدیه نوروزی را قرار می دهند.

در رسم شال اندازی جوانها به ویژه جوانهایی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر ، شال های خود را

پایین می اندازند و صاحب خانه شیرینی و گاهی پیراهن و غیره را در آن می پیچد و گره می زند . کسانی

که شال یا کجاوه می اندازند نبایستی شناخته شوند و همیشه نامرئی هستند. این رسم یاد آور رسمی است که در

ایران باستان مردم به هنگام فروردگان برای پذیرایی از ارواح  بر بام خانه غذا می گذاشتند .




بخت گشایی

در شب چهارشنبه سوری،یکی از رسومی که معمول است کارهای مربوط به" بخت گشایی" است.

دخترانی که خانه مانده یا شوهر نکرده اند به امید آنکه در سال نو به خانه بخت قدم بگذارند و خود

خانواده ای را تشکیل دهند در این شب آداب گوناگونی را انجام می دهند. از جمله : قفلی را به شالی

بسته و به گردن می آویزند و سر چهار راهی می نشینند.یا قفل را به زنجیری بسته و از گردن میان سینه

آویزان می کنند و کلید را به دست گرفته و از رهگذری در خواست می کنند قفل را بگشاید. اعتقاد براین

است که با باز شدن قفل،بخت بسته ی آنان گشوده خواهد شد.در برخی جاها رسم است که کلید را زیر پای

راست قرار می دهند و آینه کوچکی نیز زیر پای چپ. پس سر چهار راهی منتظر می مانند تا رهگذری پیدا

شود. آن گاه رهگذر را که باید مرد باشد صدا می زنند که بیاید و قفل را بگشاید. چون آن مرد کلید را برداشت

و قفل را گشود،دختر آینه را از زیر پای چپ برداشته خود را در آن می بیند و سپس شادمان به خانه بازگشته

مطمئن که بختش گشوده خواهد شد. در بعضی جاها نیز رسم بر این بوده که روی چرخ کوزه گری یا

گردو شکنی می نشینند تا بخت شان گشوده شود. دختر های بخت بسته مقداری نبات و هفت عدد گردواز یک

دکان عطاری رو به قبله خریده و به دکان کوزه گری می روند. کوزه گر آن را روی چرخ کوزه گری نشانده

و هفت بار می چرخاند. دختر ها با هر گردشی یک گردو می شکنند و اشعار خاصی را می خوانند. دور هفتم

که تمام شد مقداری پول و نبات به عنوان نیاز به کوزه گر می دهند.

رسم دیگری نیز برای بخت گشایی به نام" توپ مروارید" معروف بوده است ، به این قرار که در گذشته در

میدان ارک تهران توپ کهن سالی بود که به آن توپ مروارید می گفتند این توپ مدت صد سال بر فراز سکویی

جای داشت و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید . شب های چهارشنبه سوری  دختران دم بخت که

در آرزوی شوهر بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و یا از زیر آن می گذشتند و

در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند .


دفع چشم زخم


از دیگر رسم ها در شب چهارشنبه سوری دفع چشم زخم است . در کردستان بعضی از مردم به دباغ خانه ها

می روند و با آبی که پوست ها را در آن دباغی می کنند دست و صورت خود را می شویند و برخی آب دباغ

خانه را با خود به منزل می آورند و به گوشه و کنار اتاق ها می پاشند و معتقدند که این کار در رفع چشم زخم

موثر است. گاهی برای باطل کردن سحر و جادو نیز در این شب زنان به در دکان عطاری می روند و از او

"کندر وشا برای کارگشا" می خواهند و تا عطار برود و بیاورد بی آنکه بخرند به در دکان دیگری می روند

تا هفت دکان و سپس به دکانی می روند که رو به قبله باشد و از او کندر و اسفند می خرند ودر خانه برای

برای چشم زخم و حل مشکل دودمی کنند و اصطلاحا این کار را عاطل و باطل کردن جادو می دانند.

آش مراد و قاشق زنی

در بیشتر مناطق ایران کسانی که مراد یا آرزویی داشته باشند و یا در خانه بیمار و ناخوشی باشد در شب

چهارشنبه سوری برای برآورده شدن حاجت و شفای بیمارشان آش می پزند و معتقدند که باید کوشید بیماری

 و حاجت شان به سال دیگر نکشد. این آش اگر برای رفع بلا و نا خوشی باشد به آن" آش امام زین العابدین" یا

"آش ابودردا" می گویند.و مواد اولیه آن را نیز از راه قاشق زنی فراهم می کنند. بدین صورت که زنان با سر

کردن چادر (در خراسان زنان خود را زیر چادر شب پنهان می کنند) با یک قاشق و بادیه ای مسی به در خانه

همسایگان می روند و بی آنکه شناخته شوند و سخنی بگویند قاشق را به بادیه می زنند تا صاحبخانه چیزی به

آنها بدهد و همسایگان نیز وظیفه خود را می دانند و حبوبات و غلات و چیزهایی که به کار پخت آش می آید

در بادیه می ریزند و یا مقداری پول در آن می گذارند تا صرف خرید لوازم پخت آش شود. اگر در خانه ی

همسایه، مریض یا مسافر باشد چیزی در بادیه نمی ریزند زیرا معتقدند که برای مسافر بد یمن خواهد بود

و این را با جواب "ناخوش داریم" یا "مسافر داریم" به قاشق زن می فهمانند.


همان طور که در این  مقاله اشاره شد درایران باستان آخرین روز پنجه یا اندرگاه

شب و روز همسپتمدم یا آفرینش انسان بوده که با شادمانی و افروختن آتش های فراوان و مراسمی

ویژه برگزار می شد. اما در دوران اسلامی که هفته و هفت روز و شنبه و... چهارشنبه وجود داشت جشن

مزبور را به شب چهارشنبه آخر سال در آوردند . شب سوری که به موجب تاریخ بخارا تا سال 350

هجری قمری به عقب می رود در زمان نوح بن منصور سامانی در پایان سال، در بخارا و جوی

مولیان با افروختن آتش برگزار شد، ولی آنچه که از مطالعه تاریخ  بر می آید آن است که جشن شب سوری

همراه با آتش افروزی از عادات و سنن قدیم بوده است .  






منابع :

-    رضی،هاشم (1371)،گاه شماری جشن های ایران باستان،انتشارات بهجت
            -      هنری،مرتضی(1377)،نوروزگان،انتشارات سروا
-    مجموعه مقالات نخستین و دومین همایش منطقه ای نوروز(1380-79 13)انتشارات پژوهشکده مردم شناسی
-    بیرونی،ابوریحان(1321)، آثار الباقیه ،ترجمه اکبر دانا سرشت،نشر کتابخانه قیام

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی