نگاهی به کتاب «مردم‌شناسی مراسم آیینی: پژوهشی در مراسم نخل‌گردانی روستای دهملا»

پيمان اسحاقي

سعیدی، محمدحسن، مردمشناسی مراسم آیینی: پژوهشی در مراسم نخل گردانی روستای دهملا، آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامی (آشتیان)، 1386، 210 صفحه، مصور، قطع رقعی.

اشاره
نخلگردانی به معنای به حرکت درآوردن اتاقکی چوبی که با پارچههای رنگارنگ و نمادین تزیین شده، به همراه دستههای عزادار شهادت امام حسین (ع) در ایران پیشینهای طولانی دارد. پژوهشگران مناسک آیینی شیعه، ایرانشناسان و مردمشناسان تاکنون پژوهشهای گوناگونی را دربارة مراسم نخلگردانی انجام دادهاند. این پژوهشها به طور عمده در قالب کتاب، مقاله، پایاننامه و مدخلهای دانشنامهای بوده است.

بررسی پیشینة شناختی
آثار منتشر شده به زبان فارسی دربارة مراسم نخلبرداری را به طور عمده میتوان در سه دستة آثار نظری، آثار منطقهای و فیلمهای مستند دانست.1
به طور خلاصه باید به این نکته اشاره کنم که در حوزة آثار نظری به طور عمده و مهمتر با آثار مردمشناس دکتر علی بلوکباشی مواجه هستیم که به صورت نظری به بحث و بررسی این موضوع پرداختهاند.2
در حوزة آثار منطقهای، با آثاری دربارة نخلبرداری در استان اصفهان (مناطق اصفهان، ابیانه، بافران، خور و بیابانک، زواره، طرقرود نطنز، قمصر و اردهال)، استان مازندران (شهر آمل)، استان یزد (مناطق یزد، بفروئیه، تفت، زارچ، شورک اردکان و میبد)، استان خراسان (مناطق خرو نیشابور، فدافن کاشمر و قائن)، استان سمنان (مناطق سمنان و مجن شاهرود)،  استان تهران (منطقة کیلان دماوند) و استان آذربایجان شرقی (شهر مراغه) مواجه هستیم. علاوه بر آن حداقل دو فیلم مستند دربارة مراسم نخلبرداری در ایران ساخته شده است. احتمالاً آخرین اثری که در این زمینه منتشر شده، کتاب «مردمشناسی مراسم آیینی:  پژوهشی در مراسم نخلگردانی روستای دهملا» نوشتة محمدحسن سعیدی است.

بررسی توصیفی
کتاب حاضر در دو بخش و سه پیوست منتشر شده است. بخش اول کتاب «مردمنگاری مراسم آیینی نخل دهملا» و بخش دوم «مردمشناسی مراسم آیینی نخل دهملا» نام دارد. پیوستهای سه گانة کتاب نیز شامل «نتیجه»، «منابع و مأخذ» و نیز «تصاویر» است. کتاب همچنین دارای مقدمه است. هر یک از بخش این کتاب نیز به نوبه خود به «فصل»هایی تقسیم میشوند. در بخش اول کتاب با فصلهای آشنایی با دهملا، شناخت «نخل»، مراسم آیینی «نخلگردانی» و در بخش دوم با فصلهای «مبنای نظری تحلیل»، «عوامل و عناصر فرهنگی» و «تحلیل مردمشناختی مراسم نخل دهملا» مواجه هستیم.
مؤلف در مقدمة کتاب ضمن طرح مفهوم «مراسم آیینی» به برخی مختصر تعریف، جایگاه و ویژگیهای مردمشناختی این مفهوم میپردازد و مینویسد: «یکی از بارزترین، مهمترین، پرشورترین و مفصلترین مراسم آیینی در میان شیعیان جهان آیینهای عزاداری ماه محرم بهخصوص در دهة اول این ماه، موسوم به دهة عاشوراست. شیعیان جهان بهخصوص شیعیان ایران در مراسم آیینی عزاداری ماه محرم، صندوقها و دستگاههایی را به شکل ضریح، هودج و عماری میآرایند و در گذرها و محلهها میگردانند.
معروفترین چنین مراسمی، نخلگردانی است که در آن دستگاهی بزرگ و حجیم به نام نخل را میآرایند و به نام تابوت امام حسین (ع) در ایام محرم به خصوص روز عاشورا میگردانند» (صص 12-11) مؤلف در مقدمة کتاب پرسشهای اساسی خود را اینگونه مطرح میکند: «رسم نخلگردانی چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا میتوان این آیین را بقایایی از وقایع کهن و مصادیقی از اسطورههای آغازین و تکرار و تقلید رفتارهای آیینی جوامع ابتدایی دانست؟ اهمیت آن چیست؟ چه کارکردهایی دارد؟» (ص 12)
بنابر اشارة مؤلف، «دهملا» روستایی از دهستان دهملا از توابع بخش مرکزی شهرستان شاهرود در استان سمنان است. این روستا که بنابر تشخیص مؤلف از نظر فرهنگی تحت تأثیر شهرستان شاهرود قرار دارد، بنابر سرشماری سال 1355 دارای 450 خانوار جمعیت است. متأسفانه مؤلف به جمعیت این روستا در سالهای اخیر اشاره نکرده است. وی همچنین دربارة پیشینة تاریخی شهرستان شاهرود، دهستان دهملا و کمتر از آن روستای دهملا مطالبی را ارائه میکند. از نظر فرهنگی، مؤلف بیشتر بر آن است که وضعیت فرهنگی روستای دهملا را بر اساس موقعیت مکانی آن توضیح دهد؛ چنانکه قرار گرفتن آن در حاشیه کویر و در مسیر تردد زوار ایرانی از مناطق مرکزی ایران به مشهد مقدس را از عوامل اساسی شکلگیری فرهنگ مذهبی این روستا دانسته است.
از نظر مؤلف مرکزیت این روستا نسبت به روستاهای تابعه و حضور عالمان و روحانیون منطقه در این روستا که به نحوی در نامگذاری این روستا نیز مشاهده میشود، از عوامل اصلی رسوخ باورهای مذهبی در میان اهالی آن است. با این وصف وی بر آن است که: «مراسم عزاداری دهة اول ماه محرم (موسوم به دهة عاشورا) در این روستا، همچون بسیاری از مناطق ایران از شور و تفضیل خاصی برخوردار است. اوج این سلسله مراسم، مراسمی است که «برداشتن نخل» نامیده میشود. در مراسم «برداشتن نخل» یک اتاق مشبک چوبی بسیار بزرگ و سنگین که پوشیده از پارچههای الوان و وسایل گوناگون تزئینی است، با آداب مفصل و با شور و هیجان و التهاب خاصی، از مکانی به مکان دیگری حمل میشود. این مراسم فقط در نقاط خاصی از ایران دیده میشود». (ص 17)
مؤلف در ادامه به توضیح و تشریح عنصر مادی اصلی عزاداری حسینی در این روستا میپردازد: نخل. وی با استفاده از کتابهای مرجع و فرهنگهای لغت به توضیح معنای آیینی «نخل» میپردازد و آنگاه ریختشناسی نخل همراه با توضیح ابعاد، وزن و کیفیت ساخت آن را بیان میکند. وی در ادامه در پی آن برمیآید تا نخل و نخلبرداری را در میان دیگر کشورها و فرهنگهای شیعی دنبال کند و به صورتی کاملاً اجمالی نخلبرداری را در دیگر مناطق ایران همچنین در هند و حوزة دریای کارائیب بررسی میکند.
مؤلف در ادامه به صورتی کاملاً مختصر پیشینة نخلبرداری را در ایران نیز مورد بررسی قرار میدهد. در آخرین فصل از اولین بخش این کتاب که به هدف مردمنگاری (ethnography) مراسم نخلگردانی/برداری در روستای دهملا تنظیم شده، کیفیت اجرای مراسم نخلگردانی مورد اشاره قرار گرفته است. در این بخش که احتمالاً اصلیترین قسمت این کتاب است، با روایت مؤلف از کیفیت اجرای این مراسم مواجهایم. مؤلف در ابتدا به معرفی عزاداری ماه محرم در روستای دهملا که شامل مراسم سینهزنی به صورت «دوره» است میپردازد.
در این بخش وی به سازوکارهای اجتماعی، تغییرات اجتماعی، نقش و جایگاه اجتماعی زنان، تاریخ و پیشینه و ورود عناصر مادی جدید در این مراسم اشاره میکند. به گزارش مؤلف مراسم عزاداری با نزدیک شدن به روز دهم ماه محرم شدت بیشتری پیدا میکند. در روز دهم، مراسم برداشتن و به حرکت درآوردن نخل در معابر عمومی انجام میشود، اما: «مقدمات آن از روز هفتم محرم آغاز میشود و همه چشم انتظار فرا رسیدن زمان اجرای مراسم هستند و متصدیان امر به تهیة مقدمات آیین نخل متوجه میشوند، با متصدیان نگهداری ابراز و ادوات نخل تماس میگیرند و اطمینان حاصل میشود که همه چیز برای مراسم آماده است و از روز هشتم محرم مقدمات حرکت نخل فراهم میشود». (ص 55)
از آن پس نویسندة کتاب دربارة ابعاد و اندازه نخل موجود در روستای دهملا، مسئولیتهای همراهان و به حرکت درآورندگان نخل، مراسم آذینبندی نخل (الصاق پارچهها بر روی اسکلت چوبی نخل) و در نهایت حرکت نخل مواجه هستیم. حرکت نخل که اصلیترین بخش این تحقیق به شمار میرود، در روزهای هشتم، نهم (تاسوعا) و دهم (عاشورا) ماه محرم توصیف شده است.
در این روز نخل روستا در میان جمعیت عزاداران در روستا گردانده میشود و عزاداری این روزها به طور عمده در اطراف این نخل صورت میگیرد. مؤلف ضمن توضیح مسیر حرکت نخل در روستا، به برخی نمادهای فرهنگی در تزیینات نخل و در میان عزاداران اشاره میکند. تبرکجوییهای اهالی به نخل، نقش و جایگاه کودکان، سازوکارهای اجتماعی به حرکت درآوردن نخل و فراموشی زمان و مکان در زمان حرکت نخل از نکات قابل توجهی است که مؤلف به خوبی به توضیح آنها میپردازد.
وی در لابلای این نوشتهها به تصاویری که ظاهراً خود از این مراسم تهیه کرده است نیز ارجاع میدهد. عکسهای مراسم نخلبرداری در انتهای کتاب به چاپ رسیده است. به عنوان نمونه این عبارات را باید از درخشانترین بخشهای توصیف مردمشناختی مؤلف از مراحل نخلبرداری دانست. در این کلمات، با توصیفی دقیق از یکی از مراسم نخلبرداری در این روستا مواجهیم: «نزدیک دو ساعت به ظهر [روز عاشورا] مانده. دسته عزاداری که از تکیه حرکت کرده به میدان ده میرسد.
در کنار نخل چند دقیقهای سینه میزنند. سپس جمعیت در اطراف نخل آماده حرکت میشوند. جمعیت چون یک موج بیقرار انسانی دیده میشود که نخلی در میان آن قرار دارد. التهاب، هیجان، شور، شیون و نوحههای حماسی و پرشور و جانگداز به اوج میرسد، ناگهان نخل تکان میخورد و از زمین برمیخیزد. نخلی چنان سنگین، اکنون مانند پرکاهی سرگردان در امواج مینماید.  بعضی کفشهای خود را در آوردهاند و پابرهنه حرکت میکنند، عدهای به سر و روی خود گل مالیدهاند. هرچه بیشتر به مرکز این امواج انسانی نزدیکتر میشویم [،] میبینیم افراد بیشتر «از خود بی خود» میشوند و هیچکس در حال طبیعی خودش نیست. هیچکس زمان و مکان پیرامون خود را احساس نمیکند. در طول مسیر عدهای از مردم از روی بامها نظارهگر صحنه هستند. شور و شیون و گریه و فریاد و هراس و هیجان و التهاب، گویی تمامی ندارد و دیدن آن صحنه برای ناظر آن تکاندهنده است. فضای فیزیکی مسیر حرکت نخل به افزایش هیجان کمک میکند. کوچههای تنگ و مسیر پیچاپیچ و ناهموار، جمعیت را در خود فشار میدهد و فشار جمعیت هیجانزده برای عبور از معابر تنگ، موجب افزایش التهاب و هیجان میگردد...».  
در بخش دوم این کتاب که «مردمشناسی مراسم آیینی نخل دهملا» نام دارد، مؤلف ضمن بررسی مختصر نقش نظریه در تحقیق مردمشناختی و اشاره مختصرتر به دو نظریه مردمشناختی، به بررسی عناصر فرهنگی این مراسم میپردازد. وی در این بخش به بررسی تاریخ و پیشینه، ساختارهای رسمی و غیررسمی، نظام روابط قدرت، وجود عناصر اسطورهای، ابعاد هنری-تکنیکی و زیبایی شناختی، نمادها و امور مقدس، باورها و اعتقادات دینی، رقابت و دستهبندیهای قومی، خرافات و جادو، قربانی و نظام خویشاوندی در مراسم نخلبرداری در این روستا میپردازد. فصل آخر این کتاب «تحلیل مردمشناختی مراسم نخل دهملا» نام دارد.
در این فصل مؤلف به بررسی ویژگیهای مردمشناختی، منشأ و کارکردهای فرهنگی این مراسم میپردازد و منشأ تاریخی، تحول و اشاعة پدیدة نخل در ایران را مورد بررسی قرار میدهد. مباحث نظری این کتاب با تأکید بر ادواری بودن تقدس نخل به پایان میرسد: «بررسی پدیدة «تقدس» در مراسم نخل و هاله قدسیای که بر نخل سایه میافکند، نشان میدهد که این هاله قدسی، دائمی نیست و یک دور منظم و منطقی دارد، بر خلاف اشیا و مکانها و نمادهایی که همیشه حالت یکنواخت از هاله قدسی بر سر خود دارند» (ص 142) این کتاب همچنین دارای شماری عکس، طرحهای ترسیمی از ابعاد نخل و شماری اسناد تاریخی دربارة نخل عزاداری در روستای دهملا است.

بررسی انتقادی
کتاب حاضر به عنوان اثری دربارة مراسم نخلبرداری با رویکرد مردمشناختی، ضمن آنکه اطلاعات باارزشی درباره این مراسم در منطقهای که پیش از این مراسم نخلبرداری در آن بررسی نشده بود، در اختیار ما قرار میدهد، دارای کاستیهایی نیز است. در درجة اول باید به این نکته اشاره کرد که این کتاب بر اساس پایاننامه مؤلف در مقطع کارشناسی ارشد مردمشناختی سامان یافته است. مؤلف کتاب پایاننامه خود را با عنوان «مراسم آیینی (نخلبرداری) روز عاشورا در روستای ده ملا» در سال 1378 در 196 صفحه به گروه مردمشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ارائه کرده است.
گرچه عدم اشاره به این نکته قابل توجیه نیست؛ اشاره به این مهم میتوانست باعث افزایش اعتماد علمی به این اثر شود. از آن پس باید به این نکته اشاره کرد که مؤلف کتاب در هیچ بخشی از این اثر دربارة انگیزة خود از تحقیق در این زمینه، مراحل تحقیق، مسائل و مشکلات روششناختی، پیشینة تحقیق دربارة نخلگردانی/ نخلبرداری و زمان انجام این تحقیق سخن نمیگوید؛ اموری که آگاهی از آنها اهمیت زیادی در مردم نگاریهای علمی و دقیق دارد. از سوی دیگر مؤلف محترم اساس تحقیق خود را بر تمایز و تفکیک مردمنگاری با مردمشناسی قرار داده و بخشهای کتاب را با این فرض تفکیک کرده است؛ با اینکه این امر هماکنون در ادبیات علمی مردمشناسی/انسانشناسی کنونی به این نحو مرسوم نیست؛ به علاوه درون این تقسیمبندی کلی نیز تناقضهایی به چشم میخورد؛ بهصورتی که در بخش دوم کتاب فصل «عوامل و عناصر فرهنگی» به صورت غیرقابل قبولی از فصل «تحلیل مردمشناختی مراسم نخل دهملا» تفکیک شده است.
از سوی دیگر بخشهایی از این کتاب بیش از اندازه مختصر است که به عنوان نمونه میتوان به بحث دربارة تاریخ نخلبرداری در ایران اشاره کرد. در این زمینه، به عنوان نمونه، هیچ سخنی دربارة مراسم تابوتگردانی گفته نشده؛ حال آنکه پژوهش دربارة مراسم نخلگردانی بدون توجه به آیینهای تابوتگردانی بیمعنا است. همانگونه که اشاره شد آثار زیادی دربارة مراسم نخلبرداری در ایران به رشتة تحریر درآمده، اما کتاب حاضر فاقد هرگونه اشاره به ادبیات علمی قابلتوجه مردمشناختی در زمینة نخلبرداری است. ضعف بخش نظری این اثر (فصل چهارم از بخش دوم کتاب)، انحصار اشاره به مکاتب نظری اشاعه و کارکردگرایی، عدم استفاده از آثار اصلی در معرفی این دو نظریه، استفاده غیر دقیق از دو واژه نخل و نخلبرداری؛ گاه به صورت جابجا، قرار دادن اقدامات تبرکجویانه و شفاطلبانه شرکتکنندگان مراسم نخلبرداری تحت عنوان «خرافات و جادو» و  تصاویر با کیفیت پایین را میتوان از دیگر کاستیهای این کتاب درنظر گرفت. به هر صورت این کتاب به عنوان مدخلی برای بررسی مناسک سوگواری حسینی در مناطق حاشیه کویر ایران به صورت عام و مراسم نخلبرداری به صورت خاص کاملاً قابل استفاده است. امید که شاهد آثار دیگری از مولف محترم در این حوزه پژوهشی باشیم.

پینوشت:
1- نگاه کنید به اسحاقی، پیمان؛ میررضی، سید حسین، «ماخذشناسی مناسک نخل برداری/گردانی در ایران»، خیمه، شمارة 51، فروردین 1388. در این نوشتار آثار موجود دربارة مراسم نخلبرداری در زبان فارسی معرفی شدهاند.
2- از آنجمله میتوان به «تابوتگردانی نمایشی تمثیلی از قدرت قدسی خداوندی»، نشر دانش، شمارة 94، زمستان 1378، صص 38-32؛ «موسم آیینهگردانی شده: نگاهی به پیشینه نخلگردانی در ایران»، اطلاعات، 14 اسفند 1381؛ نخلگردانی: نمایش تمثیلی از جاودانگی حیات شهیدان، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی،1380،  ص 117؛ ‏«عاشورا و تابوتوارههای مذهبی»، اطلاعات، ۶ اسفند ۱۳۸۲، ص 6؛ «تابوت»، دایر›المعارف بزرگ اسلامی، جلد 14، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دایر›المعارف بزرگ اسلامی، 1385، صص 181-179؛ «تابوت گردانی»، دایر›المعارف بزرگ اسلامی، جلد 15، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دایر›المعارف بزرگ اسلامی، 1387، صص 188-183 و «تابوتگردانی: نمایشی از قدرت قدسی خداوند»، نشر دانش، سال 16، شماره 4، زمستان 1378، صص 38-32 اشاره
کرد.

این نوشتار پیش از این در ماهنامه خیمه، شماره 52، اردیبهشت 1388، 60-62 ص منتشر شده و برای تجدید انتشار به سایت انسان شناسی و فرهنگ ارائه شده است.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اسحاقی، پیمان

مطالب نویسنده