ماجراجویان نُت گمشده

لوموند دیپلماتیک برگردان قدرت ستارنژاد

ماجراجویان نُت گمشده

کشفیات اخیر از یک قطعه امضا شده توسط  موتزارت و سالیِری[1] در پراگ،

موجب تسریع بیش از پش فرایند جستجو و رمزگشایی از این

گنجینه موسیقی می‌شود

 

نه تنها این دو نفر از هم نفرت نداشتند بلکه حتی زیر این قطعه را با هم امضاء کرده‌اند. این موضوع، مهمترین درسی از پروژه نبش قبر به شدت رسانه‌ای‌شده قطعه
 «Ofelia Per la ricuperata salute di» است که تا ماه فوریه همراه با افسانه بی‌پایه تاریخ موسیقی یعنی  دشمنی خونین بین سالیری و موتزارت به پایان می‌رسد.

 تصورات «پوشکین - کورساکوف» [2][نفرت بین این دو موسیقی دان] که اساس شکل گیری نمایش‌نامه‌ای در 1830 بودند، اشتباه از آب درآمدند. این نمایش‌نامه اواخر قرن نوزدهم با  یک اپرا از «ریمیسکی کورساکوف» که هنوز هم به روی صحنه می‌رود، جان تازه‌ای گرفت. [نمایش‌نامه پوشکین] خیلی پیش از نمایش‌نامه نویس انگلیسی پیتر شَفر [3] (که در 6 ژوئن از دنیا رفت) «آمادئوس» را  ساخت و توسط میلوس فورمن [4] به فیلم پرفروش هالیوودی تبدیل  شد، نوشته شده بود.

نوع  روایت داستان موجب از بین رفتن بینایی – و بویژه شنوایی – شده است: اثر بازیافته و [احیا] می‌شود. این کار به موقع بود چون در سال 1785 برای استقبال از اجرای دوباره سوپرانو انگلیسی نانسی استوراس[5]  آماه شد. سوزان استوراس چند ماه بعد در شهر وین نقش «سوزان» را برای «عروسی فیگارو» [6] خلق کرد.

سومین سارق، Cornetti مرموزی [است که] توسط سالیری بر روی یه قطعه شعر از «دا پونته» نوشته شد، موتزارت  دو قطعه آخر را نگه داشت تا تعداد میزان‌ها [7] به 36 برسد.

قطعه «کانتات» که از سال‌های 1950  در موزه موسیقی  شهر پراگ تا زمان اجرای آن با ساز کلاوسن در خانه صاحبش خاموش مانده بود و به دلیل  طولانی بودن رمزگشایی امضا کنندگان، شناسایی آن چهارسال طول کشید.

بدون اینکه خاطرات ماندگار برجای بگذارد. نام موتزارت و سالیری به هم گره خورده، و تنها یک کلمه کافی است تا شور و هیجان بی سابقه  بیافریند. [دانستن] هرچیزی که درباره «بیتلز»، « مایکل جکسون»، یا «دیوید بوو » ارزشمند است درباره موتزارت نیز صدق می‌کند.

تجاری کردن تکه‌ای از ته‌مانده غذای یک اسطوره پاپ می‌تواند سروصدای زیادی به پا کند. همین اتفاق برای یک قطعه پیدا شده نیز می‌افتد.

موزه موتزارت در سالزبورگ، «مرکز اصلی تحقیق درباره موتزارت» به خوبی می‌داند چطور ارتباطات سازنده با فرد تحت الحمایه برقرار کند.

مدیر تحقیق «اولریک لسینگر» دلیل آن را «درباره سالهایی که [موتزارت] در وین بود  یک قرن است که هیچ چیز تازه‌ای بعد از جریان  lied Beim Auszug in das Feld به دست نیامده است» می‌داند.

او  می‌گوید: « مردم گاهی از یک طرح اولیه به شوق می‌آیند ، درحالی که در بهترین حالت تنها ده تا از پنجاه سمفونی موتزارت را می‌شناسند».

فرصت استثنایی

قطعه کانتات نیز ششمین قطعه موتزارت است که در یک دهه گذشه پیدا شده است. در سال 2006 و در دویست و پنجاهمین سالگرد تولد این نابغه، یک allegro برای پیانو درمحل اقامت اسقف در سالزبورگ یافته شد. دو سال بعد صفحه‌ای که به سختی قابل خواندن بود از مجموعه دست‌نوشته‌های به ارث رسیده از نقاشی به‌نام «پیر آنتوان لابوشر» در کتابخانه شهرداری تانت به دست آمد. «طرح ملودیک اولیه از یک تصنیف برای صدای  رِ مینور و شروع یک   credo  در رِ ماژور»، این سی دقیقه فرصتی استثنایی برای شهر است تا قبل از بررسی آن در فستیوال la Folle journée نمایشگاهی در کاخ «دوک بروتانی» برگزار شود.

همان سال، صومعه «ژاسنا گورا» در لهستان بد شانس بود: آنها اعلام کردند که دست روی سه کپی از موتزارت گذاشته‌اند که «ممکن است» در کاتالوگ«کوشن» (که آثار موتزارت را به ترتیب زمانی جمع‌آوری کرده است) موجود نباشند. یکی از آنها یک «پارتیتا» از روی ناآگاهی در یک  کنسرت اجرا و از طریق تلویزیون لهستان پخش شده است.  اُلریک لیسینقر که برای بررسی کشفیات به محل‌های مختلف می‌رود با ابراز تاسف تأیید کرد که «در آن روز، امکان شناسایی قطعه وجود نداشت».

 او برای صید اعجاب انگیز 2009 لازم نبود که جای دوری برود:  او درست از  اطلاعات روی دیوارهای  موزه موتزارت پی برد آنچه که به عنوان  «جنبش کنسرتو» - از سال 1764 که موتزارت 8 ساله بود تا 1774 که توانست اولین کنسرتواش را امضاء کند- و [همچنین] پیش‌درآمد معرفی شده،  اشتباه بوده‌ است.

بالاخره در سال 2012 در«تایرول» یک moltoAllegro از دوران پیش از نوجوانی [موتزارت] یافته شد. طبق معمول «فلوریان بیرساک» پیانیست، از pianoforte  ساخته شده در خانه محل تولدش در سالزبورگ رمزگشایی کرد.

آیا نسل‌های آینده از آن تقلید خواهند کرد؟ الریک لیسینگر گفت، «احتمالش کم است، چون آثار دوران نوجوانی‌اش در رِپرتوار وجود ندارند. برای نوازندگان جالب‌ترین یافته موربوط به 2014 در کتابخانه Széchényi  بوداپست است:  چهار تا [پنج] پارتیشن امضاء شده مربوط به «مارش» تُرکی وجود دارد که با کپی‌ها تفاوت داشته و امکان خوانش مجدد را می‌دهد».

این اثر تحت عنوان [قطعه ] منتشر نشده با استقبال مردم مواجه می‌شود. کشف آثار گم شده[دیگر] به خبر داغ تبدیل نمی‌شود.[ این آثار] توسط «لئوپولد موتزارت» [8] درمجموعه آثار  از 1764 تا 1768  طبقه‌بندی شدند. سپس از سال 1784 پسرش این کار را ادامه داد.

الریک لیسینگر تأیید کرد که:«اگرموضوعی مبهم بماند مربوط به سالهای بین این دو تاریخ است. از آن دوره هیچ مدارک دقیقی ارائه نشده است، حال آنکه می‌دانیم که برای دوستان خود آهنگ ساخته است. بر خلاف «باخ» و«هایدن» تصویر کاملی از آثار او در دست است دهها اثر از کار‌های جوانی او به همرا  چند تا از «متأخر‌ها» گم شده‌اند و در بین آنها مهمترین‌شان Andante برای ویولون و ارکسترK470 هستند».

شاهکار ناشناخته موتزارت ریشه در سمفونی کنسرت فلوت، ساز اُبوا و باسون دارد. چطور این احیا را توضیح دهیم ؟ الریک لیسینگر  دو روش را بر می‌شمرد.

اولین [روش]، «چند برابر شدن پژوهش‌های متخصصین در پنجاه سال گذشته». دیگری که بیشتر پیش پا افتاده به نظر می‌رسد: «در قرن نوزدهم این آثار به عنوان اشیاء کلکسیونی محسوب نمی‌شدند و متعلق به کتابخانه‌های عمومی بودند. [ولی] امروزه در حراجی‌ها‌ دیده می‌شوند». در این بخش، کلاسیک و رومانتیک‌ها هیچ وقت غبطه ستارگان پاپ را نمی‌خورند برای اینکه دسته موی و پارتیشن آنها نیز در این حراج‌ها به فروش می‌رسد.

در سال 1999 بنیاد «بُدمِر»در ژنو 400000 فرانک سوئیس(250000 یورو) در [حراجی] سوتبی برای Allegretto  در «سی» مینورِ بتهون که بخشی از quatuor  منتشر نشده از سال 1817 است، پرداخت کرد. این 23 میزان ( که برابربا یک دقیقه موزیک است) توسط quatuor Hagen اجرا شد و دراجلاس موسیقی گشتاد [quatuor Hagen] توجه‌ها را به خود جلب کرد.

 همچنان در حراجی سوتبی، 80 صفحه از فوگ بزرگ [Grande Fugue] بتهوون که تنها منبع کامل از نسخه پیانوی با چهار دست است، در سال 2005 به ارزش 13/1 میلیون پوند (6/1 میلیون یورو) فروخته شد. این آثار که به مدت یک صده از چشم پنهان مانده بودند از صومعه‌ای اِوانژلیک در نزدیکی فیلادلفیا به دست آمدند.

 

سمفونی گمشده

طرفداران موسیقی پاپ آلبوم گمشده« lost album »  را می‌پرستند، و نمونه اولیه  Smile (1966) نام دارد که توسط Beach Boys اجرا شد و به نظر نفرین شده می‌آید، سازنده آن، «برایان ویلسون» آنرا «مثل یک سمفونی  نوجوانی برای خدا » می‌داند. برای دوستداران موسیقی که می تـواند تعدادشان خیلی زیاد باشد [معتقدند] معادل این آهنگ سمفونی گمشده نهایی است. امید‌ها بعد از ظهور [قطعه] «دهم» شوبرت که از روی سه طرح اولیه اجرای پیانو (با  andante اعلام کننده Mahler) در وین پیدا شده و در سال 1978 به مناسبت صدوپنجاهمین سال تولد آهنگساز اعلام شد، بیشتر شد.

«برایان نیوبولد» موسیقی‌شناس - چهار تا از ده سمفونی ناتمام شوبرت را کامل کرده است – آنرا دوباره‌‌سازی کرده وتوسط اساتیدی مثل « چارل ماکراس» و «نِویل مارینر» ضبط شده‌اند. نزدیک بود باعث مناقشه اخلاقی شود. «لوسیانو بِریو» ترجیح داد تا « احیا کند نه بازسازی»  طرح‌های اولیه او پیشنهاد اجرا [Rendering] را در سال 1989 مطرح کردند.

او چنین توضیح داد: «هرگز جذب این اعمال بوروکراسی فلسفی نشده‌ام که  معمولاً توسط  یک موسیقی‌شناس بی ملاحظه هدایت می‌شوند و می‌خواهد خود را ( اگر بتهوون نبود) شوبرت جای زده و سمفونی را با نام او کامل کند. شکل غیرعادی تقلید، همانند بازسازی‌های قدیمی نقاشی‌ها، گاهی موجب صدمات جبران‌ناپذیر شده‌اند. به عنوان مثال می‌توان به فرسک «رافائل» در فارنسینا ی شهر رم اشاره کرد».

قبل از شوبرت، جایکوفسکی سمفونی هفتم را به ارث گذاشت که توسط یکی از پیشتازان شوروی به نام «سیمون بوگارتوف» مرتب شده و در سال 1957 در مسکو «خلق» شد. بعد از او، «بَری کوپر» انگلیسی قطعه «دهم» بتهوون را بطور فوقالعاده بازسازی کرد.

تکه‌هایی که هیچ نشانی برای ساخت تصنیفی واحد را نداشتند و «حسی مبهم» (به اعتراف خود او)  به وجود می‌آوردند. اولین اجرا در لندن در سال 1988 برگزار شد. شهری که «ماری شلی» Frankenstein را چاپ کرد و جایی که ده سال پس از آن «سومین» [قطعه] ادوارد الگار (1939-1857)  توسط آنتونی پایِن  دوباره نوشته شد و اجازه یافت مدت‌زمان آنرا به یک ونیم ساعت برساند.

برایان ویلسون بهتر از پیشکسوتان سرشناس توانست از عهده این کار برآید. او در سال 2004 خودش بود که توانست تکه‌های پازل Smile را کنار هم بچیند. این اسطوره ادعا کرد که مجموعه سازهای Fire را [قصد دارد] بسوزاند و این عمل نومیدانه موجب آتشی  مرموز در لوس آنجلس شود.

بامراسم سوزاندن [سازها]، Beach Boy کار نوآورانه‌ای نکرد. او مانند پیشینیانی چون «ژان سیبِلیوس»  فردی افسرده حال بود.اعتقاد بر این است که«آینولا» همسر آهنگساز[ژان سیبلیوس] فنلاندی صفحات سمفونی هشتم را که در سالهای 1940 در بخاری خانه‌اش سوزاند. با این حال، این اثر خیالی کاری در حال پیشرفت است و بیست تکه از آن  در کتابخانه دانشگاه هلسینکی علامت‌گذاری شده است.در حال حاضر طول قطعه بازسازی شده به سه دقیقه می‌رسد و توسط ارکستر فیلارمونیک هلسینکی در سال 2011 ضبط شده است.

چهار ملودی سیبلیوس که داخل گاوصندوق بانکی در فنلاند به فراموشی سپرده شده بودند ازهرگونه دستکاری در امان مانده‌اند و در سال 2003 این امکان را بوجود آوردند تا سیکل نوشته شده برای سوپرانو  Ida Ekman کامل شود. Messe solennelle   که اولین  کتاب «برلیوز» 20 ساله بود نیز به آتش سپرده شد. او آنرا در سال 1824 نوشت و فقط دو بار در پاریس و در «سن روش»و «سن اوستاش» اجرا شد. نویسنده «نفرین فُست» در خاطرات خویش چنین اطمینان خاطر داد: «نمی‌توان هیچ شکی در کم اهمیت بودن این قطعه داشت و Resurrexit را از آن جدا کرده و خوشحالم از این کار، و مابقی را نیز می‌سوزانم». تحقیقات ناامیدانه ادامه داشت تا اینکه در سال 1991 نوازنده ارگ کلیسای Saint-Charles-Borromée d’Anvers متوجه پارتیشن  امضاء شده گشت که به یک ویولونیست و آهنگساز اهل «آنور» به ارث رسیده و از روی سهل انگاری در گاو صندوق  و در نزدیک تریبون ارگ برجا مانده بود. این Messe که قرار بود طعمه آتش شود به‌طور اتفاقی بازسازی شد.

 بدیع بودن اثر به علت اینکه «برلیوز» از آن در آهنگ‌های Benvenuto Cellini, le Requiem,

 fantastique, le Te DeumSymphonie  دوباره استفده می‌کند، از بین خواهد رفت.

انتشارات «بارنرِیتر» که نشر آثار «برلیوز» را بر عهده دارد متخصصی را به کار می‌گیرد. نظر او در اکتبر 1993 با دو بازسازی تاریخی مورد توجه قرار گرفت. یکی از آنها در «برِم» تحت هدایت جان الیوت گاردینر (که اثر کاملی از برلیوز را ضبط کرد)، دیگری در بازیلیک «وِزِلی » تحت هدایت ژان پل پِنَن، بازسازی شد. و به لطف رئیس جمهور مقابل میکروفن رادیو تلویزیون فرانسه به رویدادی ملی تبدیل شد.

 ده سال بعد، یک مقاله در «نشریه بین المللی مطالعات موسیقی» Ostanito Rigore   به مناسبت دویستمین سالگرد تولد آهنگساز چاپ شد، پِنَن درمقایسه‌ها برای نشان دادن این اکتشاف هیچ خِستی نشان نمی‌دهد: «دست‌نوشته از یک سونات بتهوون در یک انباری در ساحل Rhin  کشف شد؛ [دست‌نوشته‌ای] از «نکتورن» شوپن در کتابخانه‌ای در «کراکووی» یافته شد؛ دفترچه اشعار، چند صفحه از oratorio و نمایش اپرا از واگنر در داخل توده کاغذ قدیمی هنگام جابه جایی خانوادگی بدست آمد.»

رئیس ارکستر ابراز تردید کرد که [آهنگساز]خواسته بود مدارک [تصنیف] او بعد از مراسم مذهبی سوزانده شود.

احیاء دوباره باروک

همانند موتزارت در طول یک دهه گذشته، شگفتی Messe solennelle  به وضوح عدم تناسب در کشفیات رسانه‌ای بین ستارگان کلاسیسیسم و رومانتیسم را از پیشینیان خود  نشان می‌دهد. برای اینکه بدون تامبور یا ترومپت، حال و هوای  باروک از زمان کشف دست نوشته‌های مدفون و احیا [revival] اپراهای «رامو» و «هاندل» در سالهای 1970 ، از بین نرفته است.

انتشار اولین ورژن از اپرای Orlando furioso (1727) از «ویوالدی» با مجموعه‌ Matheus از ژان کریستوف اسپینوزی و مارینیکول لومیو و فیلیپ جاروسکی ، بیش از بیست آهنگ را به همه شناساند. مرجع نشر آثار ویوالدی  شرکت  بزرگ «نائیو» است که مجموعه عظیمی در کتابخانه ملی شهر تورین  شامل450 اثر، از سال 1930 و بر اساس دست‌نوشته‌های امضا شده را ضبط کرده است.

 سوزان اورلاندو، موسیقی شناس آمریکایی که بنیادی را تاسیس و اداره می‌کند، چنین گفت: «که هدفش ضبط موسیقی منتشر نشده است» او یاد آور شد که: «اگر موسیقی ویوالدی  توسط ریکاردو منتشر می‌شد برای مدت زمان طولانی کسی  به اپرا توجه نمی‌کرد در آن دوره کسی نمی‌دانست چطور باس مداوم اجرا کند. ویوالدی 90 تا از آن نوشت ولی  تنها 15 تا از آنها کامل هستند».

شکار این آثار در چهار گوشه اروپا ادامه دارد. دو سوم موسیقی    Argippo در «راتیسبون» (بایرن) در سال 2008 یافته شد. چهار سال بعد بازسازی کتابخانه «سینگ آکادمی» توسط روس‌ها موجب دست‌یابی به Montezuma شد.

در سال 2015 مرثیه یادبود «ریمسکی کورساکوف» از  نوشته شده در 1909 از کنسرواتوار سن پیترزبوگ کشف شود. نویسنده آن «ایگور استراوینسکی» و نویسنده آهنگ معروف punchline است که در انقلاب 1917 کشته شد.

جستجوی سی ساله دست‌نوشته اصل «کنت هافمن» توسط موسیقی‌شناس «ژان کریستوف کِک» به نتیجه رسید. «در میزگردی حضور داشتم و پیامی  از طرف خانواده اوفنباخ درباره اثر او را دریافت کردم». اوفنباخ در سال 1880 چهار ماه قبل از ایجاد اپرای فوق‌العاده‌اش درگذشت. او یک پارتیشن chantpiano به عنوان پیش درآمد برجای گذاشت. آثار او پراکنده‌اند ولی جمع آوری و تبدیل به اپراهای پر طرفدار خواهند.

نوشته: برونو لسپری

برگردان: قدرت ستارنژاد

 لوموند دیپلماتیک  12 و 13ژوئن 2016

 

 

[1] Salieri

 [2]Rimski-Korsakov

[3]  Peter Shaffer

[4] Forman[ Milos

 [5]  Nancy Storace

[6] Les Noces de Figaro

[7]  mesure  

[8] LeopoldMozart

 

پیوستاندازه
فایل 31829-299.docx31.98 KB

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی