فرهنگ ساعت در ایران

جبار رحمانی

"ساعت" به مثابه یک ابزار مهم در زندگی بشر متمدن نقش کلیدی دارد. این ابزار فی النفسه، ابزار تولید نیست، بلکه حسب رابطه ای که با مفهوم زمان دارد مبنایی برای انتظام بخشی به زندگی است. به عبارت دیگر ساعت تجلی ریتم زندگی و ضرباهنگ مراحل مختلف جریان اجتماعی است. دهخدا در تعریف ساعت، آورده که "دستگاهی است مصنوع که بدان تعیین گذشت زمان کنند و گذشته و مانده روز و شب دانند". در تاریخ بشر انواع مختلفی از ابزارهای زمان سنجی وجود دارد که دقت‌های مختلفی هم داشته اند. تلاش فرهنگ ها برای سنجش زمان از یکسو به دنبال ارائه یک مدل نظری و مفهومی یعنی مدل تقویم برای محاسبه زمان ذیل چرخه سالیانه و ماهیانه و روزانه بوده و از سوی دیگر به دنبال ابداع ابزارهایی تکنولوژیک جهت این سنجش و نشان دادن تقویم بوده است.

تاریخ فرهنگ بشری را می توان ذیل مقوله ساعت یا زمان سنج بازنویسی کرد. عمده ساعت ها یا زمان سنج ها در حوزه های مشاغل و نظام های معیشتی شکل گرفتند، اما نقاط عطف زمان بواسطه نظام های آیینی پیوندی میان منطق زمان (به مثابه ضرباهنگ جریان اجتماعی)، نظم معیشتی و در نهایت نظام اعتقادی جامعه برقرار میکردند. ابتدا ساعت پیوند عمیقی با قدرت های مرکزی داشت و عملا در دربارها و بواسطه حمایت شاهان ابداع شده و به کار گرفته می شد. مهمترین فضای کاربرد زمان سنج ها، کاخ ها و عبادتگاه ها بودند. به همین دلیل اولین مکانهای نصب ساعت ها کاخ ها و عبادتگاه ها بودند و سپس به تدریج در تاریخ غرب از قرون 14 به بعد در میدان های شهرها نصب شدند. تحولات و ابداعات تکنولوژیکی منجر به شکل گیری و اختراع ساعت های جدید شد.

در نتیجه روند اختراع ساعت های جدید، در تاریخ جهان سه نوع ساعت شکل گرفت: ساعت های بزرگ غیر منقول مثل تخت تاقدیس خسرو پرویز یا ساعت های آبی و در تاریخ غرب مثل ساعت های کلیساها و کاخ ها. دسته دوم ساعت های متوسط منقول هستند که همانند ساعت های دیواری، رومیزی و طاقچه ای و دسته سوم ساعت های ظریف و تزئینی مچی و جیبی هستند. در تاریخ ایران، ساعت های جدید از نیمه قرن یازدهم هجری در عهد شاه صفی اول صفوی به ایران آمد. به تدریج بخشی از زندگی درباریان شد آنقدر که شاه صفی اولین ساعت را که به او هدیه شده بود به گردن می آویخت.

توسعه مفهوم ساعت در جهان مدرن عمیقا متاثر از درک منطق زمان و زمان سنجی توسط جهان مدرن است. عقلانی شدن زندگی، یکی از مهمترین ابعادش، در عقلانیت ابزاری ای است که در مواجهه با زمان شکل می گیرد. زمان نه تنها روز و شب، بلکه نحوه، کیفیت و حتی امکان و عدم امکان مناسبات اجتماعی را نشان می داد. به همین دلیل زمان ها به خصوصی و عمومی، یا ممنوعه و غیر ممنوعه و... تقسیم شدند. به عبارت دیگر زمان همیشه یک نمادکلیدی فرهنگ بوده است. انواع زمان، دلالت های مختلفی در زندگی داشتند و عملا ریتم زندگی را تنظیم می کردند.

در جامعه امروز، ابزار ساعت و مفهوم دقیق زمان به یک پدیده فراگیر تبدیل شد. به همین دلیل ابزاری که روزگاری فقط شاهان داشتند، امروز هرکس نه تنها یکی بلکه چندین ساعت سنج دارد و توسعه تکنولوژی اشکال مختلفی از ابزارهای زمان سنج را نیز تولید کرده است که به اشکال مختلف به کار گرفته می شوند. به همین دلیل ساعت به مثابه یک ابزار زمان سنج و به مثابه نماد زمان، شاخص بسیار کلیدی و حیاتی در شناخت فرهنگ و جامعه است. می توان مواجهه جامعه با مساله زمان و زمان سنج را نشانه ای برای شناخت آن جامعه دانست.

در ایران امروز هم  می توان آن سه گونه تاریخی ساعت را دید. ساعت های بزرگ غیر منقول که در زیارتگاه ها (مثلا حرم امام رضا) یا در میادین نصب شده اند. ساعت هایی که در دیوارها و روی میزها هستند و ساعت هایی که به صورت ساعت مچی، در موبایل ها و... به کار گرفته می شوند. البته گونه ظریف و کوچکی از ساعت در ابزارهای دیگر مانند ماشین، موتور، حتی خودکار و... نیز نصب می شود که جز ساعت های دسته دوم است.

اما می توان حسب درک فرهنگی مردم نیز دسته بندی دیگری از ساعت در ایران داشت. می توان گونه شناسی ساعت ها را در جامعه امروز ایران حسب نوع مواجهه مردم با آنها به دسته های زیر بیان کرد:

  1. ساعت های بی مصرف، که ظاهرا ساعت هستند اما کار نمی کنند. صرفا یک شی تزئینی هستند که در خانه ها برای تزئین و مصرف تجملی به عنوان تزئین دکوراسیون به کار گرفته می شوند. می توان آنها را ساعت های بی مصرف دانست مانند ساعت های بزرگ پاندولی تزئینی که در خانه ها هستند، اما بی استفاده اند و فقط دکور خانه اند.
  2. دسته دوم ساعت های تزئینی و تجملی هستند. کارکرد اصلی آنها نشان دادن قدرت اقتصادی و موقعیت طبقاتی و سبک زندگی فرد است. این ساعت های تجملی همان هایی هستند که صرفا به طور نمادین برای نمایش ثروت به کار گرفته می شوند و گاه مدتها هم در کمد و صندوق خانه حبس می شوند تا در یک مهمانی و مجلس خاص، به نشانه قدرت تجملی، مصرف نمایشی پیدا کنند.
  3. دسته سوم، دسته ساعت های لعنتی هستند. شاید این عنوان اندکی غریب به نظر برسد، اما واکنش بسیاری از مردم در موقع رانندگی و پشت چراغ قرمز، لحظه ای که ناگهان زمان سریع تمام می شود، یا چراغ سبز نمی شود، در نگاه به این زمان سنج راهنمایی و رانندگی، واژه لعنتی بسیار به کار گرفته می شود، یا زمانی که فردی در اداره در پایان وقت ادرای هست، و کارمند گاه ساعتی زودتر به او می گوید، "ساعتت را ببین، وقت اداری تمام شده". به همین دلیل این زمان سنج لعنتی که در ایران کارش قبض و بسط زمان، یا متوقف کردن آن روی رنگ و عدد خاصی است، گونه ای از ساعت است که دستکاری ارادی برنامه ریزان ایرانی برای تغییر در ماهیت زمان (به جای 45 ثانیه چراغ قرمز، شما عملا شصت ثانیه را باید منتظر باشید، اما عدد ساعت، همان 45 ثانیه است) به کار گرفته شده است. نوعی دستکاری در کیفیت و ماهیت عددهای دیجیتالی برای نمایش زمان است، در حالی که این اعداد دیجیتالی نمایانگر پیش رفته ترین شکل نمایش زمان و دقت در زمان سنجی هستند که ذیل اراده خلاقانه انسان ایرانی از ساعت دقیق به ساعت لعنتی تبدیل شده اند و گاهی یک ثانیه اش، ده ثانیه طول می کشد.
  4. دسته چهارم، ساعت های فراموش شده یا ساعت های ارواح هستند. ساعت هایی که در کلاس های دانشگاهی و در میدانهای شهرستان ها می بینید. زمانی با شوق و ذوق و به نشانه دقت در زمان کارها نصب شده اند، اما به تدریج از کار افتاده‌اند و چون از اول نصب آن ها مبتنی بر ضرورت و الزام نبود، فراموش شده یا اجساد بی روح ساعت ها هستند. به عبارت دیگر صرفا در یک مد نصب شده اند، و نصب کنندگان اصولا آنقدر با زمان دقیق ساعت عجین نیستند که این ابزار به کار آنها بیاید.

همه موارد فوق بیانگر دستگاه هایی برای زمان سنجی است که عملا نشان می دهد در نظام روابط اجتماعی و ذهنیت فرهنگی ما هنوز مفهوم دقیقی از زمان و بخش بندی و تقسیم بندی آن وجود ندارد و هنوز برای مناسبات شخصی و منافع فردی، مفهوم زمان قبض و بسط، متوقف یا نادیده گرفته می شود. هنوز مبنای انتظام بخشیدن به زندگی ما، درک جمعی و مشترک و دقیقی از ساعت، به مفهوم مدرن و با دقت ثانیه و دقیقه نیست. حال می توان تصور کرد جامعه ای که نه تنها ثانیه و دقیقه، بلکه چندین ساعت هم معنای مشخصی برای او ندارد، چگونه می تواند به سمت تکنولوژی هایی برود که کمتر از صدم ثانیه و ... در آن اهمیت دارد. مساله فقط درک زمان نیست مساله ریتم و ضرباهنگ زندگی و دقت و توالی آن است. به همین دلیل می توان دسته ی پنجم ساعت ها را، ساعت های واقعی یا ساعت های دقیق و منظم دانست که خب، در زندگی ما ایرانیان اثری از آن نیست، مصداقی هم برایش نداریم. چون الگوی روابط اجتماعی ما و ذهنیت ما در باب نسبت زمانی امور وقتی به مقوله ابزاری مانند ساعت ترجمه می شود، با زمان سنج هایی مواجه می شویم که در آنها یا زمان فراموش می شود (مثل ساعتهای بی مصرف، ساعت های دکوری و تزئینی و ساعت های فراموش شده) یا زمان در آنها قبض و بسط پیدا می کند، متوقف می شود، کش داده می شود (مثل ساعت های لعنتی) و یا اصولا وجود ندارد مانند دسته پنجم.

از این منظر می توان درک بهتری از مدرنیته ایرانی از طریق ساعت به دست آورد. معمولا جوامع در جریان توسعه از لحاظ ساعت، به سمت دقت هرچه بیشتر آن ها می روند، به عنوان مثال تنظیم شبکه ای از تنظیم ساعت در مقیاس ملی و ایجاد قابلیت تنظیم ساعت از طریق اینترنت برای بالا بردن دقت آن ها. اما در ایران هرچقدر ابزارهای جدید وارداتی وارد می‌شوند، بی مصرفی ساعت و دستکاری آن بیشتر می شود. درک ما از زمان، عمیقا مرتبط است به درک ما از نظم. نظم یا توالی امور و رخدادها، در گستره روز و شب، مقولات زمان را می سازد. جامعه ای که به دنبال زمان زدایی یا دستکاری زمان (قبض، بسط یا توقف آن) باشد، جامعه ای است که نظم هم ندارد، جامعه ای است با قواعد سیال و با قابلیت بالای دستکاری مواجهه جامعه با مفهوم زمان، همانند مواجهه جامعه با قانون است. هرچقدر اولی تفسیر پذیر و متغیر و قابل دستکاری باشد، دومی نه تنها به همان اندازه، بلکه بیشتر قابل تفسیر و متغیر و دستکاری است.

درک سیال زمان و ساعت موقعی شکل می گیرد که شما روابط، توالی آنها و نظم آنها را هرگونه که خودت بخواهی دستکاری می کنی و یک خرد جمعی و عرف مشترک اجتماعی پشتوانه ی آن نیست. شاید بتوان به زبان تمثیل گفت دقت در اعمال زمان شاخصی است برای فهم دقت در اعمال قانون، دقت در اعمال عدالت. اگر زمان در یک فهم مشترک جمعی فهمیده شود و قابلیت دستکاری نداشته باشد، بیانگر آنست که سایر امور جمعی مانند عدالت، قانون نیست بگونه ای جمعی و مشترک فهمیده می شود، و اگر در یک جامعه شخص، نهاد یا روندهایی بتواننند زمان رادستکاری کنند و سبب قبض، بسط و حتی توقف آن شوند، عملا در قانون و عدالت هم می توان این دستکار یها را انجام داد. در یک سطح کلان، نظم ساعت و مواجهه آن با جامعه، بیانگر نظم سیاسی هم هست، جامعه ای که قواعد و قوانین زمانی آن و ابزارهای زمان سنج آن حسب تشخیص و منافع فرد یا گروهی قابل دستکاری است (این در حالی است که زمان یک مفهوم جمعی و اجتماعی است، که ظاهر به کمک ابزارهای مدرن قرار است جلوی تفسیرپذیری شخصی آن ها گرفته شود و مانع از دستکاری آن ها توسط فرد خاصی شوند)، این جامعه قانون و عدالت را نیز دستخوش اراده ی فردی می کند. جامعه های غیردموکراتیک، جامعه هایی با درک آشفته ای از زمان و مواجهه ای نامنظم با آن هستند. وقتی می توان مفهوم بسیار دقیق و عددی از زمان (ساعت) را دستکاری کرد، پیش تر از آن می توان مفهوم قانون و قاعده و عدالت را دستکاری کرد.

در دوره پیشامدرن، دقیق ترین عرصه زمان سنجی عرصه معیشت کشاورزی ذیل مضیقه آب بود و امروز هم دقیق ترین عرصه، حوزه های معیشتی خصوصی است، که در هر دوره، بی توجهی به زمان، زیان اقتصادی بزرگی را می تواند در پی داشته باشد. از این لحاظ تفاوتی با دوره های به اصطلاح سنتی نداشته ایم. در عرصه عمومی هنوز مساله قابلیت اراده ی فردی در دستکاری مفاهیم زمان، قانون و عدالت وجود دارد. همه این ها تفسیرپذیر هستند، تفسیری کاملا فردی و شخصی و بدون قاعده جمعی. ساعت زندگی جمعی ایرانیان هنوز کوک نیست و هنوز دقیق کار نمی کند.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

رحمانی، جبار / معاونت پژوهشی و آموزشی

مطالب نویسنده