نگاهی به کتاب «زنان، دشتان و جنون ماهانه »

لیلا حسین زاده

 

زنان، دشتان و جنون ماهانه/ پؤوهشی اسطوره شناختی و تاریخی درباره ی قاعدگی و نشانگان پیش از آن. شهلا زرلکی. بهار 1395. نشر چرخ.

« دخشته به معنی حایض، زن حایض، خونی که از زنان در در ایامی معین هرماهه روان شود. این واژه به معنای داغ و نشان، آلت و ابزار نیز در اوستا آمده است. دشتان برساخته از واژه ی اوستایی دخشته و واژه ی پهلوی دخشک به معنی نشان و نشانه است.»[1] نویسنده در این کتاب با گزینش واژه ی کهن دشتان برای نامیدن خونریزی ماهانه ی زنان (که در فارسی معیار امروز نامانوس می نماید)  سفری پر فراز و نشیب را به دل تاریخ و اسطوره آغاز می کند. برانگیزاننده ی این سفر آنچنان که زرلکی در پیش نوشت طرح می کند پیگیری چرایی فراموش شدن یا پس زده شدن و طرد شدن این امر روزمره ی زنانه در جهان اجتماعی است. به طور خاص تر نویسنده در آغاز کار می پرسد «چرا در آثار داستانی زنان نویسنده، عادت ماهانه و نشانگان فراگیر پیش از آن به عنوان یک ویژگی زیستی روزمره، در توصیف زنانه ی شخصیت های داستانی به کار نمی آید؟» نویسنده جای خالی این امر زنانه در داستان های زنان را به جریان های بزرگتر اجتماعی قابل بسط می داند و از یک «فراموش کاری تاریخی» در مورد «دشتان» سخن به میان می آورد که در کل سفر خود در این کتاب به دنبال پاسخی برای چرایی این فراموشی و طرد است.

در ابتدا واژه شناسی صورت می گیرد و نامهای متفاوت این امر زنانه بسته به فرهنگ های مختلف، تحلیل می شود. سپس به تعاریف مدرن «دشتان» که عمدتا تحت سیطره ی گفتمان پزشکی است، می پردازد. فرایند زیستی و تحولات در ترکیب استروژن و پروژسترون را شرح می دهد و نشانگان پیش دشتان را بلحاظ روانی و فیزیکی تشریح می کند.

زرلکی در فصل دوم به سرعت وارد گفتمان دین می شود و نگاه دینی را در ادیان مختلفی چون زرتشتی، یهودی، اسلام، مسیحی و هندوییسم و بودیسم به پدیده ی دشتان گزارش می کند. در این مسیر به جزئیات توجه دارد و منابع مختلف و متعددی را در هر دین در جهت روایتی کامل تر مورد کنکاش قرار می دهد. در این راستا نگاه به دشتان به مثابه ی امر مقدس یا امر نجس و دیوصفت را در ادیان مختلف مقایسه می کند. همچنین میزان سخت گیری و آسان گیری ادیان در قبال این پدیده را مورد بررسی قرار می دهد. روایت های ادیان در مورد منشا شکل گیری دشتان را شرح می هد و مناسک و محدودیت های اعمالی هریک را گزارش می کند.

نویسنده در فصل بعد در تاریخ پیش تر می رود و به اسطوره ها می رسد. در اقوام مختلف اسطوره های حول دشتان را نقل می کند مفاهیم مرکزی ماه، مار و آب را در قبال زنانگی و دشتان طرح و در اسطوره های مختلف تشریح می نماید. اگر تا اینجا کتاب خود را به مثابه ی گزارش و کند و کاوی در روایت های مختلف از پدیده ی دشتان نشان داده است، از فصل «اسطوره و دشتان» جهت گیری کتاب از طریق تاکیدی که بر یک سری مفاهیم دارد، از طریق فرم روایت و از طریق تمایزاتی که بین اسطوره ها ایجاد می کند خود را نشان می دهد. نویسنده نشان می دهد که چطور در جوامعی که هنوز پدرسالاری یا اصل پدری غالب نیامده است، دشتان نه امری نامقدس و پلید، که پدید آورنده ی زندگی و مقدس تلقی می شود. نشان می دهد که چطور جوامعی که معنای «خون» هنوز برای آنها معنایی صرفا مردانه نگرفته خون دشتان را مقدس و زاینده می دانند نه آنکه همچون خون ناشی از جراحت یا خون ریخته شده در جنگ امری مرتبط و در پیوند با مرگ در نظر بگیرند.

زرلکی در مورد مناسک دوره ی دشتان که اغلب همراه با جدایی و انزوای زنان در طی آن دوره است پای تنشی معنایی را به میان می کشد. دوران انزوا را باید به مثابه ی دوره ی طرد شدگی از اجتماع خوانش کرد یا دوره ی استراحت از کارهای سخت؟

همچنین به تقلیدهایی که مردان به لحاظ مناسکی از امرغریب زنانه انجام داده اند اشاره می کند. او می گوید که دشتان چه بصورت مقدس و چه بصورت تابویی برای مردان امری غریب و ماورایی می نماید و به نقل از متفکری از «حسادت دشتان» صحبت می کند. زرلکی ایجاد شکاف کوچک روی آلت مردان در مناسک بلوغ در برخی قبایل را به عنوان تقلیدی از دشتان زنانه می داند. همچنین ختنه و حجامت را بعنوان مصادیق دشتان موازی نام می برد.

در بخش «ماه می میرد» نویسنده از دل اسطوره و تاریخ به اکنون نقب می زند. او یادآور می شود که چطور معیار زمانبندی های گذشته که «ماه» و «دوره ی ماهیانه ی زنان» بود دیگر از میان رفته است؛ تکنولوژی و صنعت، اهمیت ماه و دوره های طبیعی و نیز وابستگی انسان به آنها را کاهش داده  و انسانی متکی به دانش زمینی خلق کرده است. نویسنده دوباره به تحلیل استروژن ها و پروژسترون ها بازمی گردد و عنوان می کند که علم پزشکی چطور پدیده ی دشتان را پیش پا افتاده و معمولی ساخته است. در ضمن تفاوت بین وضعیت دشتان و پیش دشتان در امروز را با گذشته مقایسه می کند. بارداری کمتر، بلوغ در سنین پایین تر، و افزایش استروژن در اثر استفاده از مواد پلاستیکی و صنعتی دوره های دشتان را در زن امروزی بسیار بیشتر کرده است و همچنین نشانه های پیش دشتان را افزایش داده است.

او  در عین حال یادآوری می کند که همچنان انکار و طرد و مخفی کردن دشتان نشانگر امتداد سویه های اسطوره ای در جهان تکنولوژیک و علم محور مدرن است. نویسنده در نهایت انکار دشتان توسط زنان و احترام نگذاشتن به طبیعت بدن خود را در شدت آسیب زایی پدیده ی دشتان موثر می داند.

کتاب، نهایتا روایتی منسجم و هوشمندانه از نگاه به دشتان در دل تاریخ و اسطوره و در قیاس با وضعیت کنونی است. در بسیاری نقاط تحلیل ها امکان بسط داشته اند ولی فشرده و با ذکر اشاره ای از آنها عبور شده ، اما در عین حال این کتاب 134 صفحه ای از چگالی زیادی برخوردار است. اگر سخنان نویسنده در ابتدای کتاب مبنی بر بسیار ناچیز بودن تحقیق و کتاب در این باره (بویژه در علوم انسانی) را بیفزاییم ارزش کتاب بیشتر روشن خواهد شد.

 

 

[1]  از متن کتاب، ص 17

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

حسین زاده، لیلا

مطالب نویسنده