آموزش و پرورش کودکان یهودی تا پیش از برپایی نظام آموزشی نوین در ایران

مرجان یشایایی

یهودیان بیش از 2700 سال در ایران ریشه دارند و به تعبیری از نخستین ساکنان فلات ایران و مناطقی دیگر که امروز کردستان نامیده می‌شود بوده‌اند، اما منابع دقیقی از زندگی یهودیان در ایران تا پیش از قرن نوزدهم وجود ندارد. تنها می‌توان گفت به تبع شرایط زندگی آن روزها زندگی یهودیان هم ترکیبی بوده است از فقر و ادبار و تنگدستی که هنوز رنگ مدرنیته، به مفهوم ایرانی آن، نگرفته بود.

آموزش و پرورش کودکان یهودی در ایران را درکل به دو دوره مشخص تقسیم کرد:

مکاتب یهودی: تا قرن نوزدهم شکل غالب آموزش کودکان یهودی ایرانی بودند همان حال و هوای مکاتب سنتی را داشتند. کودکان، بیشتر پسرها و در مواردی هم دخترها، در فضایی نامناسب در تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد روی زمین می‌نشستند و بی آنکه نهادی رسمی بر آموزش آنان نظارتی داشته باشد به خواندن و حفظ کردن متون عبری و مذهبی و فراگرفتن دعاهای روزانه و فرایض مذهبی می‌پرداختند و خط فارسیهود، گویش فارسی با خط عبری، را می‌آموختند. تعداد محدودی برای تحصیلات بیشتر به یشیواها، مدارس مذهبی یهودی، که آن زمان در بغداد روتقی داشت می‌رفتند و آنها که استعداد و جدیتی در آموزش از خود نشان می‌دادند به مطالعه و درمواردی تفسیر متون پیچیده‌تر مذهب یهود می‌پرداختند. مدرسین این مکتب‌ها که آنها را ملا یا خاخام، درزبان عبری به معنای دانا، می‌خواندند، از طریق حق‌الزحمه ناچیزی که والدین به صورت نقدی یا جنسی می‌فروختند امرارمعاش می‌کردند. سبک آموزش در این مکاتب از بر کردن متون بود و از تنبیهات بدنی به عنوان روشی رایج برای تربیت کودکان استفاده می‌شد. درهر صورت مانند سایر ایرانی‌ها بیشتر یهودیان ایرانی در آن زمان بی‌سواد بودند.

تعلیم و تربیت مدرن

ورود آموزش و پرورش مدرن در ایران کودکان یهودی را نیز بی‌نصیب نگذاشت. با اقبال مسئولان ایرانی در ابتدای قرن بیستم به روش‌های زندگی غربی آموزش و پرورش نوین هم در ایران به‌آرامی سربرآورد. کودکان یهودی ایرانی از دو طریق با آموزش و پروش نوین آشنا شدند.

میسیون‌های مذهبی مسیحی: میسیون‌های مذهبی مسیحی در ایران اشاعه مسیحیت را در بین یهودیان ایرانی که هنوز در دوران سنت‌های ایرانی و مذهبی خود می‌زیستند ممکن ‌دانستند. با این دیدگاه «انجمن لندن برای اشاعه مسیحیت در بین یهودیان ایرانی» در سال 1824 آغاز به فعالیت کرد. شواهد تاریخی نشان می‌دهند موعظه‌های کشیشان مسیحی نتوانست در اشاعه مسیحیت دربین مسلمانان و یهودیان موثر بیفتد و این میسیون‌ها کار خود را با اقدامات انسان‌دوستانه ادامه دادند. به‌این ترتیب میسیون‌های مسیحی در ایران به کار تاسیس مدارس پرداختند که در آنها فارسی، انگلیسی، تعدادی دروس غیرمذهبی و حتی عبری تدریس می‌شد. برخی از این مدارس فقط مختص دانش‌آموزان یهودی بود. یهودیان تهی‌دست نه‌تنها شهریه‌ای نمی‌پرداختند بلکه به آنها لباس و غذا و برخی مایحتاج دیگر به‌صورت رایگان هم داده می‌شد. این اقدامات البته بی‌تاثیر نبودند و توانستند عده‌ای از یهودیان را مسیحی کنند. از تعداد دقیق نومذهبان مسیحی یهودی‌تبار در ایران آمار دقیقی در دست نیست، اما هنوز در ایران می‌توان خانواده‌هایی با تبار یهودی را سراغ گرفت که همه افراد یا برخی از آنها با تبلیغات میسیون‌های مذهبی در اوائل قرن بیستم مسیحی شده‌اند.

مدارس آلیانس: تاسیس مدارس آلیانس انقلابی را در تعلیم و تربیت کودکان یهودی ایرانی به ارمغان آورد. آلیانس، بنیادی آموزشی که مرکز آن در فرانسه بود، به ایران آمد و اولین مدارس یه شیوه امروزی با تعلیمات غیرمذهبی و فرهنگ فرانسوی را بین یهودیان ایران آورد. موافقت با حضور آلیانس در ایران در سال 1873 در سفر ناصرالدین شاه به فرانسه از شاه ایران گرفته شد و 25 سال بعد در سال 1898، در زمان مظفرالدین شاه، مسیو کازس، ریاست آلیانس بیروت، به ایران آمد. آلیانس بین سال‌های 1898 تا 1904 در شهرهای تهران، همدان، اصفهان، شیراز، کرمانشاه و سنندج که جوامع یهودی داشتند مدارس خود را گشودند و جامعه یهودیان ایران آن روز را با مدرنیته و زندگی غربی آشنا کردند.

هرچند روش آموزشی همچنان ازبرکردن مطالب بود و آنچه امروز به عنوان تفکر نقادانه خوانده می‌شود راه خود را به نظام آموزشی جدید باز نکرده بود و تنبیه بدنی روش رایج کنترل دانش‌آموزان به‌حساب می‌آمد، اما تاسیس مدارس آلیانس تحولی بسیار عمیق در زندگی یهودیان ایرانی که تا آن روز جز آموزش مذهبی مکتب‌خانه‌ای شکل دیگری از آموزش و روش زندگی را نمی‌شناختند با خود همراه آورد.

 در این مدارس بچه‌ها دیگر روی زمین نمی‌نشستند و شرایط کلاس‌ها بهتر شده بود. به بچه‌ها نظافت و بهداشت آموخته می‌شد و در بعضی موارد حتی امکاناتی برای حمام رفتن دانش‌آموزان در مدرسه فراهم آمده بود. برخی از مدیران و ناظم‌ها از فرانسه به ایران آمده و برخی دیگر در ایران آموزش داده می‌شدند.

 رویکرد غالب در این مدارس رواج دیدگاه‌ها و زندگی فرانسوی بود. دروس به زبان فرانسه تدریس می‌شد و تدریس زبان فارسی یا دروس مذهبی یهودی در حاشیه قرار گرفته و کم‌رنگ شدند. آلیانس دانش‌آموزان یهودی را به الگوبرداری از زندگی فرانسوی ترغیب می‌کرد. اگرچه می‌توان به آلیانس خرده گرفت که مانند سایر نهادهای غربی که به کشور ما آمدند بدون توجه به فرهنگ و سنت‌های ریشه‌دار مردم و با نگاه تحقیرآمیز بر تاریخ کشوری که پا بر آن گذاشتند به کار ترویج روش‌های خود پرداختند و از این راه نتوانستند تاثیراتی عمیق بر بافت فرهنگی مردم بگذارند، اما واقعیت آن است که آلیانس نسلی از تحصیل‌کردگان یهودی را تربیت کرد که بعدها با شکل‌گیری نظام آموزشی جدید در زمینه پایه‌ریزی علوم جدید در ایران خوش درخشیدند. نسلی که مهندس عزیز دانشراد، بنیانگذار ذوب آهن اصفهان و رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه تهران- سلیمان حییم، پدر لغت‌نامه‌نویسی در ایران، مهندس یوسف مصری، از اولین مهندسانی که در تاسیسات نفتی جنوب مشغول به کار شد، و بسیاری دیگر از آن جمله‌اند.

با ایجاد نظام آموزش و پروش نوین ایران در اوائل عصر پهلوی آموزش کودکان یهودی نیز به‌تدریج در زیرمجموعه این نظام قرار گرفت که در فرازی دیگر در همین مجموعه به آن پرداخته خواهد شد.

برگرفته از:

 پادیاوند، آمنون نتصر، پژوهشنامه یهود ایران، لوس‌آنجلس، 1996

محله کلیمیان تهران، ناصر تکمیل همایون، تهران‌پژوهی/5، تهران، 1395

 

  

   

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی