تکنوکراسی افراطی و تحدید علوم انسانی

از نکات مهم باستان شناسی در منطقه مشرف به ایران این است که استفاده از ابزار در بین النهرین از دیرباز رواج داشته است. از این رو این مناطق از نظر تاریخی مورد توجه باستان شناسان معرفتی می باشد که از نقطه نظر درک و تصور آدمی از ساختن ابزار حائز اهمیت شده اند. این میراث، نشان می دهد که تولید از دیرباز مورد توجه مردم ایران بوده و در بخشهایی از آن هم مدت ها پارچه های پشمی به کشورهای خارجی صادر میگردید.

با تأثیراتی که حمله ی مغول بر ایران گذاشت، حکومت های قبیله ای تا مدت ها ایران را به دست گرفته، به شیوه ی عشایری بر آن مدیریت کردند. در اثر حملات مداوم به شهرها، رونق تکنیک یا صنعت دچار ناامنی شد و جامعه ی ایرانی از فرصت پایداری حجره های تولید، محروم شد. آخرین نوع حکومتهای عشیره ای، دولت قاجار بود که با قلع و قمع مردم آغاز، با نمادگرایی شیر و خورشید تداوم و به جای حمله و غارت اقوام جدید، با جنبش شهرنشینان مشروطه خواه و برنامه کودتا پایان یافت.

واکنشهای انسانی چون مشروطه به حکومت قاجار، محصول ابزاری به نام ارتباطات، اعم از صنعت روزنامه و کتاب بود. در جریان تعاملات جهانی و اقتباس از فن آوری ارتباطی وارده از کشورهای شرقی و غربی، با تأسیس چاپخانه ها در ایران هوای تازه ای فرصت وزیدن گرفت. مطبوعات یکی از بهترین ابزارهایی بود که به صورت بندی ایرانی حالت مدرنی بخشیده، با کودتای سید ضیاء و تاج گذاری رضاشاه، محتوای پادشاهی و شیر و خورشید قدیمی را دوباره به سپهر اجتماعی بازگرداند.

حکومت قاجاری در تداوم خود، به شدت با مخالفان برخورد می کرد. یکی از نشانه­های این برخورد، ترور ناصرالدین شاه است. ای نترور بیانگر خفقانی است که به مردم این دوره به هیچ وجه امکان طرح دعوی علیه شاه قاجاری را نمی داد. اما با شکل گرفتن مطبوعات، این طرح دعوی صورت گرفت و افرادی از میان تحصیل کرده های جدید و همچنین از میان علما، به فکر تأسیس مشروطه افتادند. این ها در حالی صورت می گرفت که قاجار خود به فکر پیشرفت کشور افتاده بود و حتی مدرسه دارالفنون را نیز راه اندازی کرده، دیوان و قضای بهتری نسبت به گذشته داشت.

در زمان پهلوی هم دانشگاه افتتاح و چندین بار اقدام به نوشتن برنامه های توسعه شد؛ برخی از مخالفان سیاستهای موجود هم سر از زندان و محاکمه در آوردند. اگرچه برنامه ریزان و مدیران طرحهای توسعه سعی در حل مسائل و ایجاد رفاه و توسعه داشتند، نبود فرصت نقد و گفتگو در این زمان، موجب شد برنامه ریزی های دلسوزانه از سوی مخالفانش نادیده گرفته شود. بهترین فرصت برای برنامه سازان آن زمان، این بود که زمینه ها و پیامدهای توسعه ی کشور بیشتر مورد بررسی قرار گرفته، نیروهای اجتماعی در روند اقدام و بازبینی آن حضور داشته باشند. اما اراده چیز دیگری بود و واکنشهای لازم را نیز دریافت نمود.

توسعه، فنآوری و پیشرفت کشور از زمان شکست عباس میرزا مد نظر دولتمردان بوده و طبیعتاً به خیزش مردمی برای حضور در این تفکر انجامید، اما این خیزش و تز دولتی، همواره نقد و دیدن زمینه های مخالفت با خود را مورد سرزنش و تهدید قرار داده است. ظهور تکنیک به مفهوم مدرن آن ریشه در دانشگاه های غربی داشته و با قرض گیری ایرانیان از آن دانشگاهها به ایران نیز آمد. در اوج خیزش مردمی در آغاز قرن بیست و رونق مجلس شورای ملی، ابزارهای جدید به ایران روی آورده، رشته های جدیدی چون حقوق، مهندسی و پزشکی، به صورت طوفانی ایران را در نوردید.

رواج انشای "علم بهتر است یا ثروت"، نیروی انسانی جدید شهری را از مسیر بازار به سوی دانشگاه و مدرسه کشانِد. امروز نیز رشته های مهندسی و تجربی در مدارس، نمود این موضوع انشا هستند و چه بسا امروز در اعلان های تبلیغاتی، گزاره ی جدیدی چون" دانش ثروت است " نیز مشاهده می شود(پس در گذشته دانش چه بود؟). رستاخیزی عظیم برای یادگیری فن و ابزار در جامعه شکل گرفته است اما همچون گذشته ها، اراده ی ملی به تبعاتی که این رفتارها خلق خواهند کرد، بی توجه می­نماید.

متعاقب شکل گیری علوم مهندسی در غرب، بخشی از دانشجویان وقتی دیدند این دانشگاه ها نیروهایی بیش از استخدام خلق می کنند، رو به نقد آن کردند. این جنبش فکری به شکل گیری و توسعه ی علوم انسانی انجامید. رفته رفته علوم انسانی در بستری از نقد روشنفکری ابزاری سامان یافته، با ظهور نهضت های رمانتیک، انقلابهایی هم در جامعه شکل داد. اما آن ستیغ تند روشنفکری تا جایی ادامه داشت که جنگ های جهانی اول و دوم را در جهان به یادگاری گذارد.

در حالی که زنان زندگی خود را برای کار در کارخانه ها ترک می کردند، فوج فوج منتقدین از آلمان به خارج فرار می کردند، چرا که این کشور با به دست آوردن ثروت های ناشی از ابزار، هیچ دیدگاه دیگری را به عنوان نقد یا نظر نمی پذیرفت. البته این روند تحدید و تهدید منتقدان سابقه ای طولانی در چین و شوروی هم داشته، زبانزد تاریخ است. تکنیک، همواره خود را در عالم می گسترد و دریغ از آن که مردمی اسیر آن شوند و بدانند چنین موضوعی خود ساخته ی فکر بشری است و باید همواره به تفکر مجدد در باره ی چگونگی استفاده از آن همت گمارد. آری به این ضرورت بایست قبل از خشکیدن آبها و ویلانشینی مردم در جنگلها به روند جاری استفاده از ابزارها اندیشه می شد.

تخصص و تعهد دو مفهومی است که در ایران همواره در مورد ابزارها مد نظر بوده است. علی رغم این که دو ترکیب فوق در سالهای گذشته همواره مد نظر مردم و منتخبین شان بوده اند، باز ناکامی هایی در روند اداره ی کشور پیش آمده است. به راستی چرا این دو موضوع نتوانسته اند مکمل هم بوده، با اتحاد موفقیت آمیز شوند؟ این موضوع دقیقاً در دل همین دو ترکیب نهفته است؛ متعهد و متخصص، تعهد دارد به رعایت دو گزاره ی ابزاری و اخلاقی. اما هر دوی این گزاره ها، هیچ گاه سعی نکرده اند با آنتی تز یا نفی مواجه شوند. اگرچه تعهد و دیانت در اصل موضوعیت خود قابل تغییر و نفی نیست، اما صورت و شکلی که در جهان پیش روی خود می بیند، باید با پاسخ به سوالات و انتقادات به ایده ی بهتری بیانجامد.

 "تخصص" که تکنیکِ خود را در خدمت تعهد قرار می دهد، وحی منزل نیست که در پشت گفتمان مشترک دو گزاره ی تعهد-تخصص از خود دفاع کند. این فعالیت به عنوان گفتمانی رایج، همواره با گفتمان "توسعه ی فرهنگی"، یعنی دست کاری و تفحص در اندیشه ی تخصص، مبارزه کرده و منافی این مسئله شده است که علوم انسانی بتواند با نقد توسعه ی تکنیکی موجود به گفت و گو درباره ی آن و مسائل آن بپردازد.

تکنیک همواره سعی کرده است با شکست دادن همه ی مخالفان خود، محیطی امن و راحت برای خود ایجاد کند و در این راه، همواره با گزاره ها و الگوهای بومی هر کشوری اتحاد برقرار کرده، زود به گفتمان غالب تحویل می یابد. در زمان شاه هم کسانی که موافق ابزارگرایی جدید بودند، خود را شاه پرست و وطن پرست نامیده و محل اختفای مخالفان را دنبال می کردند. حال گفتن از تبعات توسعه و تکنیک های آن، از سوی گفتمان غالب دارد کم کم به یک اهریمن ملی تبدیل می شود. بااین حال، اتفاقاتی که بر سر دریاچه های خشک، دشت های بی باران و روستاهای ویلا شده مان افتاده است، وجود نقد و بررسی های عمیق از صورت علم رایج را برای هر اراده ای اثبات می کند.

نقد علمی، تفکر مردمی و خردورزی برای اندیشیدن به ویژه در فضای عمومی، یک ضرورت ایجابی برای تثبیت هر حکومت و یا حالتی از روند رو به جلو است. اما اینک علوم انسانی در محاق هستی و بر لبه ی پرتگاه ایستاده است و دست اندرکاران آن را امکان و یارای کار و فعالیت در جامعه نیست. این علوم علی رغم تنگناهایی که در انقیاد گفتمان موجود داشتند، هویت یابی و ابراز وجود کرده اند. علوم انسانی در حد توان به تحقیق و نقد پرداخته است تا مگر از آسیبهای تکنیک و تخصص کاسته شود.

باری، به دلیل عصبیت شدیدِ امر تکنیکی و پنهان شدن در پشت تعهد، علوم انسانی همواره مورد بی توجهی سیاستگذاریها در مدارس و دانشگاه ها بوده اند. کدام کاربران در سالهای گذشته به خشکاندن دریاچه ارومیه اقدام کردند؟ کدام کاربران اقتصاد را به منجلاب سیاست بازی کشاندند؟ کدام کاربران شهرهای پر از هرج و مرج ساختمانی ایجاد کردند؟ این ها از سوی همان متخصصانی صورت گرفته است که همواره در پشت سر گفتمانی که علوم انسانی را مجال تنفس نمی دهد، مخفی شده اند. طبیعتاً هم استمرار چنین مشکلاتی همواره از تنگناهای علوم انسانی سرچشمه خواهد گرفت.

با وجود این که علوم اقتصادی، مهندسی و پزشکی ما هم غربی است، امروز آن تکنیکهای غربی به راحتی در دست متعهدان دست به دست می گردد و هیچ وقت مورد تردید قرار نمی گیرد. اما علوم انسانی که از نقد همین تکنیک های غربی و خرابکاریهایش برخاسته اند، تهدید به تحدید می شوند. علوم انسانی بازاندیشی یا پژواک صنعت، توسعه و هر عملی است که ما انجام می دهیم، چه این کار در غرب صورت گیرد و چه در شرق. حتی صورتی از علوم انسانی اسلامی یا بومی هم اگر شکل گیرد، اگر به ستایش گفتمان رایج بپردازد، خود تبدیل تکنیک می شود و اگر به نقد آن پرداخت حتماً مورد تردید واقع خواهد شد.

ما گمان کرده ایم سایر علوم باید در خدمت رتق و فتق و تشویق تکنیک یا سروری آن قرار گیرند. این دیگر نه تفکر که استعمار علومی است که قصد یادآوری اندیشه و درنگ برای مردمی زیان داده دارند. به یاد بسپاریم  محدود کردن نقد و نظر در جامعه، که با سعایت تکنیک و برچسب زدن به اندیشۀ سامان یافتۀ علوم انسانی - که فرصت نقدورزی را می دهد- تبعاتی خواهد داشت که چنان که در مقدمه بحث اشاره شد، گوش تاریخ معاصرِ ایرانی از آن پر است.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی