ارسطو و نظريه استدلال

برگردان: علیرضا محمدی

وقتي ارسطو مي‌گويد اصل عدم تناقض نمي‌تواند ثابت شود، زيرا چيزي قبل از آن وجود ندارد که بتواند آن [اصل] را ثابت کند، او متوسل به نظريه عمومي‌تري راجع به برهان يا استدلال مي‌شود: هيچ نظامي از استدلال‌‌ها نمي‌تواند اصول اوليه خود را ثابت کند. استدلال او درباره اين امر در «تحليل دوم»(posterior analytics) مطرح مي‌شود، کاري که بهترين توجه را به عنوان قديمي‌ترين رساله‌اي که در مورد ماهيت برهان رياضي وجود دارد، مبذول داشته است. موضوع تحليل دوم؛ علوم استدلالي است :  يک علم استدلالي يک بدنه معرفتي سازمان يافته شده درون استدلال‌ها (برهان) است که به ترتيب استدلال‌هاي قياسي از مقدمات هستند که قبلا اثبات شده‌اند. اگر يک حقيقت يا صدق قابل استدلال است، از نظر ارسطو، داشتن آن فقط از طريق ارائه استدلال آن مقدور است: برهان‌ها نه وسيله‌اي براي فهميدن حقايق جديد است و نه وسيله‌اي آموزشي و توضيحي براي پيدا کردن نتايج جديد است، بلکه براي شناخت لازم و ضروري است. اگرچه او علوم استدلالي را به رياضيات محدود نمي‌کند، واضح است که او هندسه و رياضيات را به عنوان واضح‌ترين مثال‌هاي علوم استدلالي مورد توجه قرار مي‌دهد.

  از نظر ارسطو، يک استدلال يک قياس است که همچنين نشان مي‌دهد چرا چيزي ضروري است. اين دو محدوديت انتقادي روي استدلال‌ها را نشان مي‌دهد: هيچ چيزي نمي‌تواند استدلالي شود مگر اين که چيزي ضروري باشد و هيچ چيز نمي‌تواند استدلالي شود مگر اين که داراي علت يا تبيين باشد. چون استدلال‌ها، شناسه‌هاي معتبر هستند هر آنچه به طور عمومي شناسه‌ها را معتبر مي‌کند، استدلال‌ها را نيز معتبر مي‌سازد.

  بنابراين، يک جاي طبيعي براي شروع بحث استدلال‌ها بايد همراه با يک رويکرد عمومي نسبت به اعتبار‌(Validity)  باشد. ارسطو به طور قطع نيت و قصد خود را در ابتداي تحليل اول بيان مي‌کند که موضوع اصلي که او تعريف مي‌کند «قياس»  ‌(Syllogism)است که يک استدلال که در آن، برخي چيزها فرض شده است و برخي چيزها به صورت ضروري از چيزهايي که فرض شده منتج مي‌شود، اما ارسطو فکر مي‌کرد همه استدلال‌هاي معتبر مي‌توانند به يک مجموعه معين از اشکال معتبر تحويل شوند که او معمولا به استدلال‌هاي شکل‌ها ارجاع مي‌دهد (لغت‌شناسي مدرن به اين اشکال به عنوان و قياس‌ها، ارجاع مي‌‌دهد).

  ارسطو اين موضع را داشت که يک گزاره ساده هميشه تاييد (ايجاب)‌ يا انکار (سلب) يک حمل ساده از يک موضوع ساده است: «سقراط مي‌نشيند»، «نشستن سقراط» را تاييد مي‌کند، افلاطون پرواز نمي‌کند، پرواز کردن افلاطون را انکار مي‌کند.

  او علاوه بر محموله‌هاي ساده‌اي که در اينجا مطرح شده‌اند؛ به همراه افراد به عنوان موضوع‌ها، به جملات همراه با موضوعات عام به عنوان حمل نيز مي‌پردازد: «همه يونانيان بشر هستند»، «سگ‌ها پستاندار هستند»، «گربه‌ها جانوراني دو‌پا نيستند»، در حقيقت نظريه منطقي ارسطو نظريه حمل‌هاي عام‌(General Predication)  است. بعلاوه جهت تمايز بين ايجاب و سلب، حمل‌هاي عام نيز مي‌توانند مطابق آنچه حمل از سوي همه يا فقط بخشي از موضوعش مورد تاييد يا انکار واقع شده است، تقسيم شوند.

  بر اين اساس، 4 نوع از حمل‌هاي عام مي‌توان در نظر گرفت:

  تاييد شده (ايجابي)‌، انکار شده (سلبي)،

  عام (کليه)‌؛ «هر انساني مردني است»، «هيچ انساني مردني نيست»،

  خاص (جزئيه)‌ «برخي انسان‌ها مردني هستند»، «چنين نيست که هر انساني مردني باشد»

  پس ارسطو بيان مي‌کند؛ ترکيب دو مقدمه‌اي که داراي يک لفظ مشترک هستند؛ جمله سومي را نتيجه خواهد داد که داراي 2 لفظ غيرمشترک به عنوان موضوع و محمول است. او 3 امکان براي لفظي که در جمله‌هاي مقدمه، مشترک است؛ در نظر مي‌گيرد (که در لغت‌شناسي او به عنوان اوسط در نظر گرفته مي‌شود)‌: اين لفظ مي‌تواند محمول يکي و موضوع ديگري باشد. او اين حالت را شکل اول مي‌نامد، يا مجموع هر دو باشد (شکل دوم)‌ يا موضوع هر دو باشد (شکل سوم)‌. او بحث‌هاي خود را با اتخاذ چراي قضيه [موجبه کليه، موجبه جزئيه، سالبه کليه، سالبه جزئيه] در شکل اول به عنوان پايه به پيش مي‌برد. سپس به صورت سيستماتيک همه ترکيبات ديگر را در همه اشکال بررسي مي‌کند:

  1-  در برخي موارد، او نشان مي‌دهد که يک نتيجه به وسيله قياسي که از مقدمات صورت مي‌گيرد به دست مي‌آيد، يکي از چهار شکل قياس و قواعد معين استنتاج را مورد استفاده قرار مي‌دهد 2 در ساير موارد، او نشان مي‌دهد که هيچ نتيجه‌اي با ارائه يک مجموعه از مثال‌هاي نقض در هر شکل از قياس گرفته نمي‌شود. به عنوان نتيجه، او نه تنها تعداد بسيار زيادي از همه قالب‌هاي معتبر و استدلال‌ در شکل‌‌ها را دارد، بلکه همچنين نشان داده است که همه آنها مي‌توانند به چهار شکل پايه‌اي تحويل شوند؛ او همچنين نشان مي‌‌دهد دو شکل پايه‌اي مي‌توانند از دو شکل تا حدودي طويل‌تر ديگر مشتق شوند.

  دفاع او از اين مورد ضرورتا پيچيده‌تر است، چون شامل تحليل شکل‌هاي مختلف استدلال مي‌شود، براي هر کدام، او روش‌هايي براي استخراج و بيرون کشيدن يک استدلال داراي شکل پيشنهاد مي‌دهد. من در اينجا جزئيات تئوري او را دنبال نخواهم کرد. (نگاه کنيد به 1973 Corcoan،1957Lukasiewicz ،1974Smiley ، (1989 Smith توجه من در عوض درباره کل مقاله است. توجه ارسطو همراه با اين استدلال است که هر استدلال معتبر مي‌تواند به تعداد کمي از اشکال معتبر تحويل داده شود. اين نوعي از نتيجه نيست که مولف يک کتاب براي آزمون اعتبار استدلال‌ها مي‌‌خواهد. اما به هر حال، نوعي از نتيجه است که انسان در مطالعه ساختارهاي برهان آن را ارزشمند خواهد يافت.

 

اين مقاله ترجمه‌ايست از کتاب : handbook: development of logic

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی