اردوگاه در اندیشه آگامبن

کلادیو مینکا برگردان محمد زعفرانی

مقدمه مترجم: در زمانه ترسیم مجدد مرزها،بازگشت ناسیونالیسم،برانگیختگی حق حاکمیت،معنا پیداکردن ملت در قالب دولت،حفظ و بازتولید اسطوره ها برای کلیتی یکپارچه ؛ همه و همه نشان از برجستگی مفهوم دولت-ملت دارد،حتی مفهومی به نام حق تعیین سرنوشت در حقوق بشر بین الملل هم تلاشی است تا انسان در قالب دولت معنا بیابد،گویی انسان بدون این دولت معنا ندارد.با این حال انسان بی دولت شبیه جنبنده ای است بی مأوا و دستخوش و قرین خشونت یا همان هومو ساکری که جورجو آگامبن به طرزی تیز بینانه آن را ردیابی می کند .مفهوم دولت-ملت بالطبع و بالتبع منجر به پیدایش وضعیت ناانسانی خواهد بود.اردوگاه پناهندگان یا اردوگاه کار اجباری هردو زیست سیاسی ترین نقطه اند،یعنی از ترک و شکاف حیات به وجود آمده اند یعنی تن آدمی از عرصه پولیس به دور افتاده است که قانون وسیاست با هرشکلی میتوانند با آن برخورد کنند.

اردوگاه

آگامبن در هوموساکر،بقایای آشویتس و وسایل بی هدف که به عنوان قسمتی از انتقادات بنیادین او به ساختار سیاسی مدرن است؛اردوگاه را به عنوان فضایی از قدرت حاکم و تولید حیات برهنه قلمداد میکند.اردوگاه در اینجا به دو معناست:-اردوگاه واقعی که مربوط به اردوگاه ناسیونال سوسیالیسم،مراکز بازداشت پناهندگان در دوران ما و اردوگاه ننگ آورانه ی آمریکایی در گوانتانامو است –همچنین یک فهم نظری از چگونگی پیدایش وضعیت استثنایی در فضا-زمان خودش.

اردوگاه-به مثابه ی-یک-فضای استثنایی در قلمرو سرزمینی است که خود را بیرون از نظام حقوقی پنهان می کند-اما به سادگی]هم[خارج از نظام حقوقی نیست: اردوگاه پیوندی از قانون و واقعیت است که در آن این دو اصطلاح غیر قابل تمییز می شوند.]...[تنها به این خاطر که اردوگاهها یک فضای استثنایی را رقم میزنند]...[که در آن نه تنها قانون به حالت تعلیق در می آید بلکه قانون و واقعیت به طور کامل غیر قابل تشخیص می شوند-در اردوگاهها هر چیزی امکان پذیر است 1.

"سیاست"بنابراین سامان دادن شکل های زندگی و قواعد حقوقی در یک مکان مشخص نیست،بلکه،در عوض؛مرکزی ترین ]قسمت[ آن را شامل می شود که آگامبن آن را یک  جاسازی نابه جا کننده2 می داند که در آن هر شکلی از حیات و هر قاعده ای را می توان به چنگ گرفت.او استدلال می کند:

«تولد اردوگاه در دوران ما ظاهرا رخدادی است که بی چون و چرا نشانگر خود مکان سیاسی مدرنیته است.این تولد زمانی رخ می دهد که نظام سیاسی دولت-ملت مدرن –نظامی استوار بر پیوند کارکردی میان نوعی تصرف ارضی  یا مکان یابی متعین(قلمرو یا خاک)و یک نظم متعین(دولت)،که به میانجی مقررات و تنظیمات خودکار برای حک و ثبت حیات(تولد یا ملیت)تحقق می یافت_قدم به دوره ای از بحران  دائمی می گذارد و دولت بر آن می شود تا مدیریت حیات بیولوژیک ملت را مستقیما به منزله ی وظیفه ی خویش بر عهده گیرد».3

برای آگامبن،اردوگاه فضاسازیی ای است که پیش از به قاعده سازی وضعیت استثنایی دائمی رخ می دهد وبه منزله ی عنصر چهارم قدرت در کنار سه گانه ی قدیمی دولت-ملت-سرزمین است.]اردوگاه[با جاسازی نه به جا کننده]اسکان دهی بی خانمان کننده[ خود را به عنوان قاعده(nomos) زیست سیاست جهانی بر می سازد4.

در اردوگاه آرکامون (راز )ِپنهان فضا-سیاست نهفته است که تمام نظریه های سیاسی معاصر از حاکمیت استثنایی باید آن در نظر داشته باشند:«گره خوردگی میان مکان سازی و نظام سازی که برسازنده ی نوموس زمین است،با ابهامی بنیادین تر از آنچه چیزی است که اشمیت می گوید،نوعی منطقه ی عدم تمایز بی جا و مکان یا استثنایی است که به عنوان یک اصل جابه جایی نامتناهی ،علیه آن عمل می کند»..هنگامی که عصر ما کوشید تا مکانی دائمی و مرئی به این امر بی جا و مکان عطا کند،حاصلش اردوگاه کار اجباری بود5.اردوگاه مکانی است که هنگامی پدیدار می گردد که وضعیت استثنایی بدل به قاعده می گردد.6

به همین دلیل،مطابق با نظر آگامبن،اردوگاههای متمرکز نمایانگر تحقق شدید و مطلق پروژه ی ناسیونال سوسیالیست بوده است.7،یک "نتیجه ای بلافصل"از انقلاب ناسیونال سوسیالیسم.8 و آن محصول وضعیت استثنایی دائمی بود،یک"اقدام پلیسی پیشگیرانه"(همچنانکه بعضا به وسیله ی حقوق دانان نازیسم شرح و بسط داده شده بود)، به منظور حفاظت از امنیت کشور؛ یک ضرورت شوم اجازه می داد تا افراد حبس و توقیف گردند 9. به عبارت دیگر برای بقای سلامتی و بازتولید بدنه ی بیولوژیکی ملت.آگامبن استدلال می کند که اردوگاه نازی محلی است که در آن  مطلق سازی بی سابقه ای از زیست-قدرت وجود دارد که وادار به زیست می کند(to make live)]و[به موازاتی همان اندازه مطلق از قدرت حاکم که وادار به مرگ می کند(to make die)،به گونه ای که زیست-سیاست(bio politic) همان دم مصادف با مرگ-سیاست(thanatopolitics) می گردد10.

در این مضمون است که اردوگاه به پارادایمی در فضای سیاسی مدرن مبدل میشود-و سیاست به زیست-سیاست بدل می گردد.هدف غایی از اردوگاه زایش یک "جوهر زیست-سیاست مطلق  است که،در انزوای خودش،اجازه ی هرگونه هویت دهی به جمعیت،قومیت،ملیت و هویت سیاسی را می یابد".به همین دلیل در اردوگاه نازیسم،موزلمان نه تنها نشانگر اثر زیست-قدرت،بلکه افشاگر راز آن است...شکن های آن11. این امپراتوری راز آلود به وسیله ی موزلمان متجسد می گردددر معرض دیدگان هایی که نامرئیان، مخفی و غیر قابل اشکاران اند،و این چیزی غیر از همان فضایی خالی از مردم 12 در مرکز اردوگاه ؛که در آن زندگی از خود زندگی جدا می شد،نشان های متمایز کننده که در آن شهروند گام به گام به موزلمان و در رشته ای از سکته های بیوپولیتیکی؛به حیات برهنه ،]حیات[بی نام و نشان گذرکرد" نیست.13

اردوگاه در واقع ،صرفا یک "واقعه ای " که نشان حضور ماندگار فضای سیاسی مدرنیته است نیست،بلکه همچنین ماتریس(چهارچوب) پنهان آن است،ناموس فضای سیاسی که ما هنوز در آن زندگی میکنیم_ همچنین نمایانگر یک فضای انضمامی استثنایی است که ساختار حقوقی-سیاسی بایست با آن مورد کند وکاو قرار گیرد:

«تا آنجا که ساکنان اردوگاه از هرگونه موقعیت سیاسی خلع شده اند و به طور کامل به حیات برهنه تقلیل یافته اند، مطلق ترین فضای زیست-سیاسی است که تا کنون واقعیت پیدا کرده است-فضایی که در آن قدرت با هیچ چیزی روبه رو نمی شود،مگر حیات بیولوژیکی صرف ]آن هم[ بدون هیچ میانجی یی.».14

آنچه که در خصوص اردوگاه دشوار است تعریف آستانه ی میان مرگ و زندگی است:یک آستانه ای که باید به طریقی" بر روی زمین حک گردد" تا مادیت بیابد و اجازه دهد خشونت موثر واقع گردد و برای اعمال قدرت نیازی به مرجع و اقناع نباشد. در اردوگاه، نه تنها ضرورت در نهایت به یک تصمیم تقلیل می‌یابد، بلکه همچنین آن‌چه ضرورت درباره‌اش تصمیم‌گیری می‌کند نیز در حقیقت یک امر «تصمیم‌ناپذیر» - در سطح واقعیت(de facto) و قانون(de jure)- است؛و این اعمال قدرت واقعی است آن هم با هیچ پیش و پسی.اردوگاه برای آگامبن نه تنها فضای مازاد-سرزمینی(territorial) که در آن افرادی خاص "توقیف شده اند"؛بلکه پاره ای متشکل از جغرافیای جدید وحشت terror)) است که به طور مستقیم به همه ما در داخل و خارج اردوگاه اشاره دارد.

1- homosacer,169-70-

2- dislocating localization؛که می توان آن را اسکان دهی بی خانمان کننده هم ترجمه کرد

3- (homosacer-174-75)؛ در وسایل بی هدف هم این متن عینا آمده است که به این دلیل از ترجمه ی امید مهرگان و صالح نجفی استفاده شده است.

4-[means without end,41]

5- homosacer,19-20

6-.(ME,37)

7- state of exception,71

8- homosacer,169

9- homosacer,167

10- remnants of Auschwitz,83

11- RA,156

12- در معنی فضای خالی از مردم است که توسط هیتلر در یکی از جلسات نازی به کار برده می شود.

13-libd

14-. Means without end,40

ترجمه از:

The Agamben Dictionary Edited by Alex Murray and Jessica Whyte, Edinburgh University Press Ltd, 2011,p 41-3

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی