نقطه عطف تقاضای نفت

کلاره برگردان عاطفه اولیایی

در خاورمیانه ی بزرگ که کشور ها یکی بعد از دیگری به  مغاک هرج و مرج  کشیده شده  و دول ناتوان از حکومت اند، دو کشور استثنا هستند: ایران و عربستان. لیکن عربستان نیز با درگیری در جنگ به اعتشاش منطفه دامن می زند. رهبر کنونی عربستان، مردی هشتاد ساله  است  که با کمک تله پرامپت  سخنرانی های روزمره و  عادی  اش را ابراد می کند.  در عین حال محمد بن سلام،  پسر سی ساله اش، شاهزاده  و معاون وی ، با تسلط بر اقتصاد و نبروی نظامی عربستان،‌  جنگ یمن را ، با تکیه بر نیروی هوایی آغاز کرد. جنگی که با برخورداری از حمایت واشنگتن و به شیوه ه ی جنگ های آمریکایی در جربان است یعنی خشن، بدون ثمر، بی پایان و موجد بهترین شرایط برای سربازگیری گروه های ترور.

در عین حال، بودجه های کلان به قیمت تنزل سطح زندگی شهروندان به شریان جنگ یمن سرازیر است.  منبع چنین بودجه ها   استخراج عنان گسیخته ی  نفت است  که نتیجه ای جز کاهش قیمت آن نخواهد داشت. و این همه ی قضیه نیست: این حکومت ، در عین  ستیزه جویی با ایران و روسیه،   با قتل یک رهبر شیعی به کشتار داخلی  پرداخته؛ و  برا ی  واشنگتن نیز خط و نشان می کشد که در صورت گذراندن  لایحه ای از مجلس که دخالت عربستان را در فاجعه ی اا سپتامیر روشن می کند،  دارایی های خود را در آمریکا به دلار تبدیل کند.   اوباما نیز، در مسافرت اخیرش به عربستان با  استقبال سردی مواجه شد. در مجموع، جای پای حکومت فعلی عربستان همچنان گذشته چندان  محکم نیست.

اساس وجودی عربستان،‌ذخیره ی نفت این کشور،  از طرف ایران، روسیه و یا واشنگتن به خطر نیا فتاده، بلکه خطری بس مهیب تر آن را تهدید می کند: پایان نیاز به نفت.

 

پیامد های فاجعه ی  دوحه

قرار بود روز یکشنبه ۱۷ آوریل (۲۹ فروردین)‌  اپک  به  بازار نابسامان  نفت، نفسی تازه بدمد.  سران اوپک همراه روسیه، و مکریک  به منظور امضای قراردادی  مبنی بر متوقف  نمودن استخراج نفت در دوحه، پایتخت قطر گرد آمدند.  قیمت نفت  از بشکه ای ۳۰ دلار به ۴۳ دلار  رو به صعود گذاشته بود،  اما بر خلاف تصور، جلسه با آشفتگی خاتمه یافت و قیمت نفت دوباره نزول کرد.

پیامد های این جلسه فاجعه بار است. نزول بیشتر قیمت نفت   کارخانجات کوچک تر را به ورشکستگی می کشاند و امکان صد ها بیلیون دلار سرمایه گذاری را از بین می برد.  در عین حال امکان  همکاری های آینده بین  کشور های عضو اپک و دیگر کشور ها را در تنظیم بازار نفت ازمیان می برد.  مهمتر ار همه، این جلسه روشن کرد که تقاضای نفت که به طور سنتی رو به صعود داشت،  روال دیگری را طی خواهد کرد و در آینده، تولید کنددگان نفت بر سر سهمشان در بازار به جان هم خواهند افتاد.

 

قبل از جلسه ی دوحه، سران کشور های مهم تولید کننده ی نفت،  به عزم متوقف کردن سطح تولید، بشارت بهبود بحران ۲۰۱۴  بازار نفت را  می دادند.

 روسیه و ونزويلا،‌ پنجاه درصد و نیجریه ۷۵ درصد در آمد خود را از نفت تأمین می کنند.  کاهش قیمت باعث نابسامانی  سیاسی بسیاری جوامع شده است. سران اوپک به خوبی از محرک های  سقوط قیمت نفت آگاه بودند: ۱) دلایل ساختاری  و ۲)‌  نا کارآمدی حکومت ها در سرو سامان دادن به بحران های جامعه.

مشکلات ساختاری ناشی از  کمبود  تقاضای ی نفت به دلیل استفاده ی  میران بالایی از نفت عراق و آمریکا دامن زده شد. این مازاد عرضه اولین کاهش قیمت سال ۲۰۱۴ را باعث شد: نفت از بشکه ای ۱۱۵ دلار به ۷۷ دلار ( درست روز قبل از جلسه ی اوپک در وین)  سقوط کرد. با وجودی که  ونزوئلا، روسیه، قطر و عربستان صعودی، قبل از جلسه،  پیش نویس قرارداری را تهیه کرده بودند که قرار بود در پایان جلسه امضا شود، رهبران اپک نتوانستند در آن جلسه،   برای کنترل تولید نفت و بالا بردن قیمت آن  به توافقی برسند.

 چنین برآورد شده است که شکست آن جلسه به دلیل تصمیم عربستان به   از بازار به در کردن سایر تولید گنندگان بخصوص  آمریکا و برقراری دوباره ی تسلط خود بر بازار نفت بوده است.  برخی نیر معتقدند که ریاض در صدد تنبیه رقبای منطقه ای،  ایران و روسیه،‌ برای حمایت از سوریه  بوده است.  از آن جا که عربستان قادر به تولید نفت به قیمت نازل بشکه ای سه دلار  استَ و به علاوه  کمبود بودجه اش را  از ذخایر هنگفت مالی خود تآمین می کند،  در مقابل نزول قیمت نقت هیچگونه مقاومتی به خرج نداد. لیکن امروز، با هزینه ی هنگفت جنگ یمن، عربستان مجیور به کاستن  بودجه های  رفاهی مردم  شده است.

موضع ایران موافقت با توقف تولید اما  پس از بالا بردن تولید به سطح  قبل از تحریم های۲۰۱۲ بود . عربستان با وجود عدم تمایل به افزایش  درامد رقیب اصلی اش،  ابتدا با توقف تولید موافت کرد؛ لیکن نماینده ی  شاهزاده ی عربستان، محمد این سلمان، ساعت سه صبح هفدهم آوریل، نمایندگانش را در اپک،‌ به جلسه ای فراخواند و دستور کارشکنی در پیشنهاداتی که به نوعی به ایران یاری می کرد را داد.  زمانی که ایران اعلام کرد در جلسه شرکت نخواهد گرد و مصمم است تولید خود را کاهش ندهد، عربستان پیش نویس قرارداد را رد کرد.

 اغلب  تحلیل گران بر این عقیده اند که   عربستان   نتبیه ایران را  مهمتر از امضای  پیش نویس قرارداد می   دانست.   از جانب دیگر سلمان با  حمایت از پسرش، ‌محمد بن سلمان که ریاست نیروی نظامی را نیز بر عهده دارد، دست وی را دررقابت با ایران در کنترل منطقه باز گذاشته است. مهمتر آن که شاهزاده عمده ترین   نیروی  جنگ یمن  به هدف عقب راندن هوتی هاست.  به علاوه  وی مهره ی مهمی در بازگرداندان  ربه منصور هادی ( ـ رییس جمهور فراری یمن)‌  بوده است.  نتیجه ی  دخالت های عربستان، با حمایت  آمریکا  (بمباران های  آمریکا ـ منجمله بمب های خوشه ای)،  هزار ها تلفات غیر نظامی و  محکومیت  عربستان  از جانب سازمان ملل بوده است  و به جز شکست  و ریشه دواندن القاعده در عربستان حاصلی نداشنه است.

بازار نفت، میدان دیگر کشاکش شاهزاده محمد گشته است.  طبق  مقاله ی  اول  آوربل فینانشیال تایمز،‌  انگیره ی  حرکات عربستان نه قیمت نفت بلکه منافع سیاسی،   بخصوص رقابت سخت با ایران پس از برداشته شدن تحریم هاست؛  این امر  انگیزه ی  تصمیم ناگهانی ریاض در دوحه  نیر بوده است.  در  شانزدهم آوریل،‌ شاهزاده محمد به روشنی در گفتگو با  شبکه ی  تلویزیونی بلومبرگ اظهار داشته بود:‌ « اگر تولید کنندگان مهم  نفت تصمیم به عدم  توقف تولید یگیرند، ما نیر چنین خواهیم کرد.»  اظهار داشت:  «عربستان توانایی افرایش آنی تولید از 10.2  بشکه به 11.5 بشکه در روز را  دارد و  در صورت تمایل در عرض نه ماه آینده،  می تواند یک میلیون دیگر به آن اضافه کند. با  سرازیر شدن نفت تولیدی  ایران و عراق، با اضافه عرضه ی نفت  روبرو خواهیم بود.  تسلط عربستا ن  بر بازار نفت مسلم است  لیکن این امر از بروز مشکات جدی در شبه جزیره نیز نخواهد کاست.

           ‌‌

واقعیتی نو 

عدم موفقیت مذاکرات توقف تولید نقت واقعیتی جدید در بازار نفت بود لیکن در مورد نفت،  شرایط دیروز تعیین کننده ی  تقاضای آتی  نیست. عربستان هر سیاستی راجع به ایران اتخاذ کند، تآثیری بر عدم تمایل همکاری سایر تولید کنندگان نفت با این کشور ندارد.  تا کنون تصور می شد که تقاضای نفت افزایش  روز افزون  یافته و امکانات جدید فروش را  ایجاد خواهد کرد. حتی اضافه عرضه های مقطعی، با در نظر گرفتن روند بازار، باعث نگرانی تولید کنندگان نبوده است زیرا همکاری تولیدد کنندگان در کاهش عرضه به افزایش قیمت  منجر می شد.  ولی اگر اطمینانی به افرایش تقاضا نباشد چه؟  در آن صورت  انگیزه ی همکاری نیز دلیل وجودی خود را از دست می دهد.  فاجعه ی دوحه، امکان واقعیتی جدید را رقم زد: نقطه عطف تقاضا ی نفت (به جای نقطه عطف عرضه ی  نفت[1])‌. در اوایل این قرن،‌  فرض بر آن بود  که عرضه ی نفت بسیار زود تر از تقاضای آن سیر صعودی را طی خواهد کرد و این امر باعث بحرانی در اقتصاد جهان خواهد شد. به لحاظ پیش رفت های فناوری استخراج، عرضه ی نفت همواره افزایش یافته است در حالی که تقاضا ثابت مانده است.  کندی رشد اقتصاد در سطح جهان،‌ انقلاب سبز، و نتایج امضای قرارداد پاریس،‌  احتیاج به سوخت های فسیلی را کاهش خواهد داد و تقاضای نفت به نقطه ی عطف خود خواهد رسید. این امر مشگلات عظیمی برای کشور های تولید کننده ی نفت پدید خواهد آورد. این تفسیر  نه یک نظریه بافی بلکه واقعیت است. مصرف خالص نفت کشور های بزرگ صنعتی از ۵۴  ملیون بشکه در ۲۰۰۵ به  ۵۰  میلیون در ۲۰۱۴ نزول کرد. با گذراندن قوانین  جدید تولید خودرو، قوانین محیط زیست و نیز استفاده از انرژی خورشیدی، کاهش بیشتری در تقاضای نفت در پیش است. نیاز کشور های در حال توسعه نیز اگر چه رو به صعود است اما  به اندازه ی سابق نیست. دوبوگراف  و  وربوگن،‌ کارشناسان اقتصادی معتقدند  تقاضای نفت در سال ۲۰۲۰  به نقطف ی عطف خود خواهد رسید.

 با بیرون رانده شدن  تولید کنندگان نفت گران از بازار،‌  عرضه کننده ی کمترین قیمت،‌ توانایی فروش دارد.  کشورهای وابسته به نفت مجبور به یافتن راه دیگری برای تأمین درآمد خود هستند.   این وضعیت می تواند دلیل دیگری برای موضع عربستان  در دوحه باشد.  ماه ها قبل از جلسه ی آوریل،  مأموران عالی رتبه ی عربستان اشاره به لزوم  برنامه ریزی برای اقتصادی مستقل از نفت کرده بودند و شاهزاده بن سلمان نقشی مهم در این انتقال بازی می کند. طرح برنامه ی فروش سهام آرامکو، مهمترین تولیید کننده ی نفت،  و انتقال میزان دو تریلیون آن  به PIF ( سرمایه گذاری های دولتی)   اولین گام در این جهت است.  چنین برنامه ای  عملا سرچشمه ی درآمد عربستان را  از نفت به سرمایه گذاری  های دیگر تغییر خواهد داد. وی ابراز داشت: «حالا  باید به  متنوع ساختن میدان های  این سرمایه گذاری پرداخت.  در عرض بیست سال آینده،  اقتصاد عربستان دیگر به نفت وابسته نخواهد بود.»

برای کشوری که اساس اقتصادش بر فروش نقت استوار است، این قدمی انتقلابی است.

با اعلام برنامه ی استقلال از نفت، در ۲۵ آوریل، شاهزاده  عربستان اعلام کرد عربستان  درجهت رهایی از «اعتیاد به نقت» است.

این برنامه با وابستگی شدید فعلی عریستان به نقت و عدم وجود بدیل های دیگر تولید، زیاد آسان به نظر نمی رسد. امکان مواجهه   شاهراده ی سی و یک ساله ی عربستان با رقبای درون  خانواده ی سلطنتی که با چنین برنامه ای مخالقند   علاوه بر درگیری های یمن،‌  آینده ی آسانی رابرای عربستان  ترسیم نمی کند.  سرنوشت خانواده ی سلطنتی عربستان  هرچه باشد، در این حقیقت که مغاک دوحه  آغازی بر پایان  نظم کنونی نفت جهان است، تغییری ایجاد  نخواهد کرد. 

 

 

 

 

*********

این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع 

درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر خواهد شد.

******************

http://telegram.me/atefeholiai

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/dossier/858

صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: http://anthropology.ir/oliaiatefe
 

*******************

[1] نقطه اوج ( عطف)‌ نفت به مرحله زمانی گفته می‌شود که استخراج نفت به حداکثر میزان خود می‌رسد و در نتیجه پس از این مرحله،‌ میزان تولید نفتی که وارد بازار فروش می‌شود کاهش پیدا می‌کند

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده