آیا این نقاشی معروف، تصویر واقعی شکسپیر است؟

گاردین برگردان زهرا خلجی

آخرین نسخه مجله تاریخ BBC برای اینکه احیانا ما فراموش نکنیم، این نکته را به ما خاطر نشان می‌کند که ماه جاری چهارصدمین سالگرد ویلیام شکسپیر است که شاید بتوان به او لقب بزرگترین نویسنده دنیا را داد. این مجله قصد دارد که این رویداد ویژه را با فاش کردن «بزگترین راز های زندگی این نمایشنامه نویس» گرامی بدارد. در حقیقت این وعده بسیار بزرگی است، البته جای تعجب باقی می‌ماند که آیا آنها می خواهند به یک معما که خود طرح کرده اند پاسخ دهند؟ پس چرا از تصویر کسی که شکسپیر نیست، برای روی جلد استفاده کرده اند؟

آیا آنها میخواهند ادعا کنند که سر توماس اووربری (فردی که عکسش روی جلد است) نمایش نامه‌ها را نوشته؟ آیا آنها میخواهند که نام او را نیز در کنار کریستوفر مارلو، فرانسیس بیکن و ادوارد د ویر بیاورند که گمان رفته می شود نویسنده های حقیقی هستند؟ آن طور که معلوم است آنها چنین قصدی ندارند. پس چرا از عکس کسی غیر از خود شکسپیر برای یادبود و شناساندن او استفاده کرده‌اند؟

این اشتباه رایج در حدود سال 2006 شروع شد. همانطور که در وبسایت «موسسه خیریه زادبوم شکسپیر» توضیح داده شده، این تصویر که به پرتره «کابی» مشهور شد به عنوان پرتره ویلیام شکسپیر شناخته شده است. 

مدارک زیادی برای تایید این ادعا نیست، اما خیریه این نقاشی را خرید و آن را در نمایشگاه سیاری در سال 2009 به جهان عرضه کرد.

دلیل بر اصالت این نقاشی طبق گفته خیریه زادبوم شکسپیر «احتمالا» این است که توسط ارل ساتهمپتون سفارش داده شده است. سپس آنها یک عقیده غیر علمی را بسیار بزرگ جلوه دادند که ارل ساتهمپتون پشتیبان مالی شکسپیر بوده است، اما هیچ مدرکی وجود ندارد تا این گفته را اثبات کند. حتی ما نمی توانیم مطمئن باشیم که آیا ارل و شکسپیر یکدیگر را می شناختند، یا حتی همدیگر را ملاقات کرده و با هم حرف زده باشند.

وقتی که این نمایشگاه افتتاح شد، مدعی شدن بر داشتن پرتره شکسپیر با آمیزه ای از شک و تردید و تمسخر از طرف محققان رو به رو شد، به خصوص زمانی که این پرتره از قبل به عنوان تصویر سر توماس اووربری پذیرفته شده بود. او شاعر و فردی درباری بود که در سال 1613 مرده است. اگرچه این باعث نشد که خیریه از خواسته‌اش عقب نشینی کند و هم چنان به آن پافشاری می کرد. پس چرا خیریه بسیار مطمئن بود که مردم دنیا این تصویر را به عنوان پرتره شکسپیر قبول می‌کنند؟

اگر بخواهیم آن را با تنها تصویری که از این شاعر داریم (حکاکی دروشات) بررسی کنیم. شما ترجیح می دادید کدام یک از آنها نویسنده تراژدی مشهور رومئو و ژولیت باشد؟

بهتر است جواب خیریه زادبوم شکسپیر را با هم ببینیم :«از زمانی که پرتره کابی شناسایی شد، دیگر نزدیک‌ترین تصویری که ما از شکسپیر داریم، تصویر مرد کم موی پرتره دروشات نیست که در سال 1623 روی جلد اولین کتاب رحلی آثار شکسپیر چاپ شد. این شکسپیر (کابی) بسیار خوش لباس و پر زرق و برق است.»

به نظر می رسد که خیریه فکر می کند که پرتره دروشات فردی زشت، بیش از حد ساده و معمولی را نشان می دهد که از او بر نمی آید تا چنین اثرهای ادبی را منتشر کرده باشد. به همین خاطر آنها ناچار شدند تا فردی خوشرو را برای جایگزینی آن انتخاب کنند و آن هم در نقش و نگار رنگی.

شایان توجه است که از سال 2009 به بعد این تصویر جدید به روی تمام مکان های تبلیغاتی خیریه زادبوم شکسپیر ظاهر می شود. این مقدمه‌ی گزارش و خلاصه سالانه اظهارنامه مالی اعضای هیئت امنا و سرپرستان خیریه زادبوم شکسپیر است :«کشف پرتره کابی شکسپیر فرصت بسیار بی نظیری بود تا خیریه بتواند کارش را تبلیغ کند. همه رسانه های جهانی و دست کم حدود 15 میلیون نفر پرده برداری پرتره در لندن و نمایشگاه های بعدی در مرکز شکسپیر را دنبال می کردند.»

درست قبل از چهارصدمین سالگردش، ظاهر شکسپیر در عکسش تغییر کرده است تا در خور جامعه ما باشد که نسبت به تصاویر آگاه هستند. گفته شده است که حقیقت به واسطه «تکرار و تکرار دوباره» ساخته می شود و لزوما آن چیز نباید درست باشد، تنها کافی است که مرتبا تکرار کنیم که آن حقیقت دارد. ما اکنون شاهد روند مشابهی در چهرصدمین سالگرد شکسپیر هستیم. تکرار کردن مداوم اینکه پرتره کابی شبیه شکسپیر است باعث شده که آن به حقیقت تبدیل شود. اگر چه این پرتره دقیقا از روی خودش کشیده نشده است، اما به او شباهت دارد.

همین جریان دامن‌گیر خانه‌های مختلف شکسپیر در استراتفورد اپان ایوان نیز می شود. همانطور که من قبلا هم در این مورد دلایل خود را آورده بودم، خانه شکسپیر در خیابان هنلی محل تولد او نبوده است. حتی مدرک درستی در دست نیست که تایید کند آن هاتاوی ارتباطی با «کلبه‌ی آن هاتاوی» داشته است یا اینکه ماری آردن (مادر شکسپیر) در «مزرعه ماری آردن» زندگی کرده باشد و یا طبق گفته وبسایت خیریه «هالز کرافت» به خانواده شکسپیر ربط داشته باشد و «خانه مجلل سوزانا شکسپیر (دخترش) و همسر او دکتر جان هال» متعلق به آنها باشد. توریست های فراوانی حتی به «بالکن ژولیت» در ورونا نیز سر می زنند!

همه اینها باعث می شود که ما به بیهودگی جشن‌های آخر این هفته در استراتفورد پی ببریم. تمام طرفداران شکسپیر را مجسم کنید که در خانه‌ای که به هیچ وجه متعلق به او نبوده است و با نگاه کردن به تصویری که شکسسپیر واقعی نیست، یاد شکسپیر را گرامی می دارند. واقعا که تاریخ ما را سربلند کرد! سالمرگت مبارک؛ ویلیام.

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی