منابع مالی راست افراطی در آمریکا

نویسنده: بیدر برگردان عاطفه اولیایی
 منابع مالی راست افراطی در آمریکا  /   نویسنده: بیدر   برگردان  عاطفه اولیایی  /            منابع مالی راست افراطی در آمریکا      تاریخ انتشار:   ۵   خرداد ۱۳۹۵      نویسنده: بیدر   برگردان  عاطفه اولیایی       آنچه رشد راست افراطی را در آمریکا میسرمی سازد، روی  نظریه ی توطئه را سفید کرده است. این بار نه «کمونیست های بی خدا» و نه « فمینیست های دشمن پدرسالاری»، بلکه دست راستی های لیبرترین  و فوق محافظه کاران ملی گرا دست به کار شده اند تا  با خرج بیلیون ها دلار و به هر وسیله ی ممکن،  پیروز شوند.    برنامه شان

 

 آنچه رشد راست افراطی را در آمریکا میسرمی سازد، روی  نظریه ی توطئه را سفید کرده است. این بار نه «کمونیست های بی خدا» و نه « فمینیست های دشمن پدرسالاری»،‌ بلکه دست راستی های لیبرترین  و فوق محافظه کاران ملی گرا دست به کار شده اند تا  با خرج بیلیون ها دلار و به هر وسیله ی ممکن،  پیروز شوند.  

برنامه شان کاهش قدرت دولت و محدود کردن آن به یک مورد است:  حمایت منافع سرمایه با حذف ممانعت های  قانونی یعنی مالیات، اتحادیه ها، قانون حداقل دستمزد، محافظت زیست ـ محیط، آلودگی هوا و آب  و غیره.  آرمان این تعداد معدود توطئه گران مرد سفید پوست و  فوق العاده ثروتمند، ایجاد جامعه ای  برده دار  تحت مالکیت خود است.

 جین مایر، در کتاب جدید خود: «پول مصیبت زا: تاریخ پنهان بیلیونر های حامی راست افراطی»  با تحقیقی همه جانبه این شبکه ی خبیث را افشا  کرده است. در ابتدا،  سردسته های این باند یعنی براردان کوک ( دیوید و چارلز) را با روایت داستان رقابتشان برای جلب نظر والدین و کنارزدن دوبرارد دیگر: بیل و فردریک ، معرفی می کند.   دیوید و چارلز، که مجموع درآمدشان به ۴۱ میلیون دلار می رسد، به مدیریت شرکت های نفت و گاز خانوادگی پرداختند،  و به حامیان پر و پا قرص جنبش محافظه کار  تبدیل شدند. نظریه های اقتصادی عدم  دخالت دولت و آزادی کامل بازار بری از هر نظارت که در  جوانی در جمعیت جان برچ  نژاد پرست  فرا گرفته  بودند، افزوده بر آموخته هایشان در آموزشگاه «فریدام» که به دست روبرت لوفور[1]،‌  در اواخر دهه ی ۱۹۵۰ تأسیس شده بود، تنفر عمیقشان را از برنامه های نیودیلی رفاه اجتماعی شکل داد و مستحکم ساخت.   به علاوه  اعتقاد به لزوم دستگیری و کمک به فقرا از جانب بخش خصوصی و شانه خالی کردن دولت از هر مسؤلیتی در این مورد از مقدسات کوک ها شد.

کوک ها سازمان های صوری بیشماری  برای کنترل قیمت ها در بازار تشکیل دادند.  چارلز ثروت به ارث برده را برای حمایت مالی مدرسه ی فریدام سرمایه گذاری کرد. مایر می نویسد که «این اولین قدم وی در راه طولانی  ضمانت های مالی  لیبرتریانیسم  آمریکاست. این هدایا البته مورد بخشش مالیاتی نیز قرار می گرفتند. وی به امید  نشر لیبرتریانیسم از طریق تبدیل مدرسه ی فریدام  ابتدا  به  برنامه ای درسطح لیسانس فلسفه ی لیبراترینیسم، سپس تبدیل آن به دانشکده ی رامپارت، سر کیسه را شل کرد.»

 پس از چند دهه  کوک ها به موفقیت هایی مهم دست یافتند و به همراه متحدان سیاسی شان، نه تنها برنامه هایی تحصیلی  در هاروارد، کلمسون، براون و جرج میسون را ضمانت  کردند بلکه سازمان های به ظاهر خنثای بیشماری برای کنترل بازار تشکیل دادند منجمله: آمریکاییان طرفدار امنیت شغلی،   صندوق تأمین آینده ی آمریکاییان،‌ آمریکاییان برای رونق اقنصادی،‌ راه حل های آمریکایی، انستیتوی کیتو، مرکز حمایت از حقوق بیماران، کلوب رشد،  اتحاد طرفداران وضع مسؤلانه قوانین، شورای سیاست ملی، فرصتی برای این نسل،  نهاد هریتج،‌  مؤسسه ی مطالعات بشری، انستیتوی عدالت، انستیتوی مطالعات بین دانشکده ای،‌ مرکز آزادی بیان جیمز مدیسون،  مرکز مرکیتس، مؤسسه ی منشور حقوق، مؤسسه ی مدیریت بازار بنیان، آلیانس سم ادمز، اتحادیه ی سالمندان بالاتر از ۶۰ سال،‌ رأی صادقانه،  بنگاه امانتی  تی سی چهار و .....

و ازآن بدتر  چند  دوجین «گروه» ادبی برای نشر افکار محافظه کارانه در نهاد های آموزشی  و دانشگاه ها، و به منظور نشر پیام های سرمایه داری  در سطح جامعه تشکیل دادند. هدف دیگرشان قبولاندن ایدئولوژی لیبرتریانیسم مبنی بر  بی نقص بودن  هر نوع حکومت طرفدار نظام بازار آزاد، ‌محکومیت  و از بین بردن لایحه ی بیمه های مقرون به صرفه، یکسانی منافع  افراد جامعه و سرمایه گذاران است.

تی پارتی  ( ۲۰۰۹)  ‌نفش مهمی در جا انداختن  چنین استدلال هایی داشت. این حزب  با کمک مالی کوک ها در شکل گیری  نهاد های محافظه کار از جمله بنگاه امانتی  خانواده ی سکایف،  مؤسسه ی سکایف، مؤسسه ی الین،  بنگاه امانتی اهدا کنندگان و مؤسسه ی برادلی، فعال شد. شکل گرفتنشان در پاسخ مستقیم به برنامه ی اصلاحی  بیمه ی سلامتی اوباما بود.   البته جنبش تی پارتی چندان بی ریشه هم نبود.  فکر این حزب که  در ۱۹۷۶ در مقاله ای نوشته ی ریچارد بینک، مشاور سیاسی کنونی کوک منتشر شده بود،  نظر کوک را جلب کرد.  گزارش کوک تحت عنوان « ساختار تغییر اجتماعی» استراتژی سه مرحله ای برای  در اختیار گرفتن  صحنه ی سیاست در آمریکا ست.

مرحله ی اول عبارتست از «سرمایه گذاری »  بر «روشنفکران» به مثابه  « ماده ی خام».

مرحله ی دوم تشکیل اتاق های فکر است.  به یاد بیاوریم که تأسیس بنگاه هریتج در ۱۹۷۳، انستیتوی  کیتو در  ۱۹۷۴ و مرکز مرکیتس در دهه ی ۱۹۸۰، به هدف تبدیل این «محصولات» به «سیاست های قابل بازاریابی» بود.

مرحله ی سوم پیشنهاد فینک،  تأمین مالی «گروه های شهروندان» است به منظور فشار آوردن به نمایندگان منتخب برای حمایت از لیبرتریانیسم.  مایر می نویسد: « طبیعت این روند، تولید لیبراترین هایی است که منتظر خریده شدن، مونتاژ و به کار افتادنند.» فعالیت  تی پارتی  در واشنگتن، نمونه ای ازعمل کردش است.  به عقیده ی مایر، «آنچه طرفداران  این حزب « آتش همه گیر پوپولیسم» خواندند،‌ نتیجه ی فعالیت گروهی بود که خود را شهروندان طرفدار اصلاح کنگره می خواند که با کمک مالی صد ها هزار دلاری کوک شکل گرفته بود. آن چه این آتش را می افروخت دسته چک های کوک بود.»  تمرکز آنان بر تغییرمدت نمایندگی  بود وکوک منابع مالی را برای پرداخت حرفه ای های «جمع کننده ی  امضا های کافی برای موفقیت در انتخابات» تأمین می کرد.

 

جنبشی توده ای!

خبرگزاری فاکس را  فراموش نکنیم!  ظاهرا  دیک آرمی، نماینده ی کنگره و مؤسس گروه Freedom Works، یکی از فعالان  تی پارتی،‌ در سال ۲۰۱۰  گلن بک  را با پرداخت یک میلیون دلار اجیر کرد تا نظرات  گروه فوق را از طریق تفسیر اخبار و  غیره، به بینندگان القا کند. او هم این نظرات را چنان که گویی از خود اوست در برنامه های تلویزیونی اش جاداد و توانست در مواردی  ـ  مثل  روز  اعتراض به مالیات، ( ۱۵ آوریل) ـ گروه زیادی را بسیج کند. در موراد دیگر پاسخ چندان توده ای نبوده است. با این حال و در شرایط  عدم وجود سلسله مراتب فعال در این گروه،‌  حمایت مالی بیلیونرها  توانسته صندوق های مالی  این سازمان را پر کند. ولی این پایان کار نیست.  بسیاری از «سازمان های» محافظه کار توانسته اند خود را  به عنوان   C) (4) 501)  به ثبت برسانند. بر طبق قانون، این گروه با رعایت محدودیت هایی  می تواند در روند انتخاباتی شرکت کند.  مایر می نویسد:  «برخلاف سازمان های سیاسی سنتی، این گروه غیر انتفاعی می تواند هویت  اهداکنند گان را از عموم مخفی کرده و فقط به اداره ی مالیت های داخلی آمریکا گزارش دهد.  و بدین طریق  افرادی که خواست مداخله در سیاست را داشته ولی ترجیح می دهند ناشناس بمانند،  می توانند  بدون جلب توجه،  به این سازمان ها کمک مالی کنند و سیاست را به میل خود در اختیار بگیرند.» وی اضافه می کند: «با این حال می دانیم که چارلز و دیوید کوک لااقل  صد میلیون دلار  برای انتخابات نیمه نهایی ۲۰۱۴ خرج کردند. به علاوه، ظاهرا  بین ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵  با  رفقای نزدیکشان  مبلغ هنگفت  ۷۶۰ میلیون دلار  به سازمان هایی همچو    Freedom Works Partners، اتاق بازرگانی، مرکز حمایت از حقوق بیماران  و صندوق امانت  TC4 کمک مالی کرده  و این سازمان ها هم مبالغ بسیار بالایی به نمایندگان مورد نظر می پردازند.

 بازی بیمارگونه و تهوع آوری است، لیکن در چند سل گذشته، سیستم قضایی توانسته  برخی  بادکش ها این «کوک تاپوس» را قطع کند. به گفته ی مایر، در چند سال اخیر کوک ها به «جرم های  محیط ـ زیستی، رشوه خواری و عدم رعایت موازین ایمنی محیط کار  مورد دادخواهی واقع شده اند. به علاوه، در حال حاضر،   شرکایشان در «رنسانس تکنولوژی»  مورد بازرسی قرار دادند و همکارانشان در SAC Capital به دلیل معاملات ممنوع، یک میلیون و هشتصد هزار دلار جریمه شده اند. 

 مهر چنین بدنامی هایی، کوک ها را مجبور به اتخاذ روش هایی دیگر کرده است و به اهدای کمک های هنگفت  انسان دوستانه به هنر روی کرده اند.  به علاوه،  برادران کوک با شراکت در  United Negro College Fund و اهدای کمک هزینه های تحصیلی به  اتحادیه ی ملی وکلا جنایی به منظور «اصلاح» سیستم  جزایی  در راه  تغییر تصویر اجتماعی خود، قدم برداشته اند.

 خودفروشی و کارچاق کنی بی شرمانه؟  البته!  زیرا که کوشش های این دو برادر برای توسعه ی بازارآزاد به مثابه تنها  راه نجات، و یاری  به نمایندگان،   بدون وقفه ادامه دارد.  به یمن Citizen United،  این دو برادر  پول هنگفتی به مبارزات انتخاباتی نامزد هایی که  کمر به خدمت بازار« آزاد»!  بسته اند سرازیر می کنند و در شرایط حاضر روبیو و کروز از کمک  « کوکتاپوسی»  برخوردارند. 

سر و صدا های لیبرالتریانیسم  در به تصویر کشیدن  ما، ( این اکثریت عظیم ۹۹ درصدی ها) همچون  جناح چپ حمله  ‌چندان خوش یمن نبوده و طبلی تو خالی ای بیش نیست.    ثروت  کوک ها همچنان رو به افزایش است:  در عرض شش سال،  از ۲۸ میلیون در ۲۰۰۹  به حدود ۴۲ میلیون رسیده است.

 

پژوهش های مایر وقابع تلخی را در صحنه ی سیاست  آمریکا آشکار می کند، با این وجود به گفته ی مایر « شناخت  دشمنانمان  بهتر از بی خبری از آن هاست.»

 

 

 

 

 

 

*********

 این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شناسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب های احتمالی فاقد  منابع درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر  خواهد شد.

 

 

 

********************

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

 

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/dossier/858


صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: 
http://anthropology.ir/oliaiatefe
 *********************

 

[1]  مردی که به جرم دخالت در مراسلات پستی  به دادگاه کشیده شد و بعد  در بحبوحه ی  تفتیش های مک کارتی مآمور اف بی آی شد

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده