جامعه ی بیمار

راسل مخیبر برگردان: عاطفه اولیایی
 جامعه ی بیمار

 در آمریکا، اکثر جامعه رنجوران[1] بسیار موفق و از سلامت جسمی  و تحصیلات عالی برخوردار بوده  و به احتمال قوی با هنجار های اجتماعی همسازی دارند.  دلیل این امر،‌ در جامعه رنجور بودنِ خودِ  جامعه  و ارزش هایش است.  این است نظر چارلز دربر  که در کتابش،  « جامعه ی جامعه رنجور: جامعه شناسی ایالات متحده ( ۲۰۱۳) » مطرح می کند.  وی  که نویسنده ی  بیش ار بیست کتاب،  منجمله  « ملت ابر شرکت ها » ست در   دانشگاه بستن در ماساسچوست به تدریس جامعه شناسی مشغول است.  «جامعه ی جامعه رنجور،  رفتار های ضد ـ اجتماعی را  تولید و تشویق می کند....  این جامعه با تمرکز بر زیست شناسی،  شخصیت افراد و نها دها،  شکل می گیرد.   اما ما افراد را می بینیم و نه سیستم را...  هدفم از نوشتن این کتاب،‌ نشان دادن  آن است که  طبیعت، اساسنامه، و بازار های ابر شرکت ها، ذاتا  جامعه رنجوراند. »   

وی  معتقد است: « جامعه رنجوری، نه بازتاب عدم تعادل عملکرد مغز، بلکه  غلبه ی  نهاد هایی بر جامعه است که هنجار های اجتماعی،  قوانین و  تعادل قدرت را چنان بازسازی کرده اند  که  ادامه ی حیات در گروی  اتخاذ  شیوه های جامعه رنجورانه است.»   وی باور ندارند که  همه ی افراد چنین جوامعی بیمارند.  در مقابل این  پرسش که  «آیا در استخدام کمپانی اکزان موبیل بودن به معنای جامعه رنجور بودن است؟»  دربر   پاسخ می دهد: «اگزان موبیل از بیمارترین نهاد های دنیاست.» و ادامه می دهد:  « این ابر شرکت جامعه رنجور است. هیئت  مدیره ای که قوانین  این شرکت را تدوین و به تخریب رمین  کمر بسته، بیمار است.  کارگران  در پی لقمه ای نان هستند و چه دریخش نفتی و چه غیر آن، چندان امکان انتخاب  نداشته  و هر کاری برای ادامه ی زندگی می کنند. آیا خواست بقا بیماری است؟»

«معضل خطرناک زاده ی  جامعه ی بیمار،  آن است که  افراد جامعه  شاید  خود،  کرداری ضد اجتماعی  در قبال دیگران و زیست محیط  نداشته باشند،  لیکن مجبور به تعامل با نهاد های جامعه رنجور بوده و در این راه رفتاری مخرب و ضد اجتماعی اتخاذ می کنند.  آیا  بیمارند؟  رفتارشان  در خدمت  اهداف جامعه  ای بیمار  است لیکن خود  لزوما بیمار نیستند.... تقریبا  لازمه ی هر شغلی در ایالات متحده، سر خم کردن در مقابل  قوانین کمپانی های بیمار است و این امر در  اجتماعی بیمار،  تبدیل به هنجار می شود.»   .... «زمانی که اپرا وینفری،  در مصاجبه ای ازلنس آرمستراگ پرسید که آیا می دانست بیمارگونه دروغ می گفته  و تقلب می کرده، وی پاسخ داد که نه، هر کاری کردم برای ادامه ی  مسابقات بوده.  در بازی ها،‌ این امری عادیست.... در واقع لنس آرمستراگ حقیقت را بازگو می کرد، نمی توان قهرمان دوچرخه سواری دنیا بود و جامعه رنجور نبود. قوانین بازی چنین ایجاب می کند. نمی توان در ایالات متحده کار کرد و در این حقیقت بیمار گونه که غولی به نام  شرکت سهامی آمریکاست،  شرکت نداشت... غولی که بخش عظیمی از زیست محیط را منهدم  و زندگی بسیاری را پریشان می کند. ابرشرکت ها، هم  دولت وهم  جامعه را در چنگ گرفته اند.»

 

دربر  در «اکثریت محروم»   چنین  در باره ی محبوبیت کتاب  توماس پیکتی،‌ « سرمایه  در قرن ۲۱[2]»   سخن گفته است: « مردم متوجه این امر شده اند که ایالات متحده  تبدیل به کشوری جهان سومی شده است که در آن ثروت در دست یک درصد جمعیت متمرکز شده است ...  اکثریت قریب به اتفاقِ بقیه،  در پی لقمه نانی روزانه با اقتصاد در کلنجارند.  پیکتی  امری  را که قبلا زیاد به آن توجه نشده بود، به قلم کشیده و نشان  می دهد که چنین تمرکزی  در سرمایه داری،  واقعیتی است  ماورا زمان و مکان.  وی با  مطالعه ی تاریخ اقصادی ۲۰۰ ساله ی  بیست کشور،‌  نشان داد  طبیعت  نظامی  که در آن زندگی می کنیم بیمارگونه است.   کتاب نه  چندان نظری و نه چندان سیاسی است،  لیکن خواننده را مبهوت می کند. او اقصاد ـ ریاضی دان است و طیف گسترده ای از  داده  های دو  قرن را ارايه می دهد ...  را حل  پیکتی بستن   مالیاتی جهانی بر  ثروت است،   زیرا که از طریق  مالیات بندی است که  می توان  جامعه ی مطلوب را برنامه ریزی کرد.   وی در عین  این که  اقتصاد دانی  نیو دیلی و کینزی است،  رادیکال نیز هست و  اعتقاد دارد که سرمایه داری به تنهایی یک نظام طبقاتی نیست،‌ بلکه سیستمی کاستی است.  ترجمه ی سیاسی موروثی بودن ثروت و تمرکزآن در دست تعداد  معدودی از  افراد،  همان جامعه ی کاستی است.  مارکس گفته بود که سرمایه داری  نسبت به فئودالیسم، لااقل از نظر ایدئولوژیک، گامی پیش در راه آزادی نیروی کار است و پیکتی معتقد است طبفه ی کارکر  تبدیل به کاست شده است.  مانند  قرون وسطی،  فرزند فقیر طبقه ی کارگر،   فقیر می میرد...  پیکتی با ارايه ی  داده هایی محکم،  آب پاکی را روی دست کسانی ریخته است  که هنوز  معتقدند با سعی و کوشش،‌  رؤیای آمریکایی  قابل دستیابی است.»

 

چارلز دربر معتقد است که  قانون  و نظم راه حل این وضعیت است و این نظریه را در کتاب دیگری به نام:  «خرید  سرمایه داری:‌  نوآوری در اقتصاد سیاسی»  توضیج می دهد: « اغلب نوشته ها در باره ی کار هایی است که مردم نیاز و توانایی آنجامشان را دارند،‌  در حالی که باید اقتصاد سیاسی و نظام مقننه را بازسازی  کینم،  باید ابر شرکت ها را  به مالیت عموم در آوریم؛   زیرا  آز ان جا که توسط مردم شکل گرفته اند باید پاسخگوی مردم باشند.   این غول جامعه رنجور را خود،  ساخته ایم  و طی صد سال اخیر در آن زندگی کرده ایم؛  ساخته ی انسان است و انسان نیز  می تواند آن را دگرگون کند.»

 

 

 

   

 

*********

 این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب هاین احتمالی فاقد  منابع 
درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر  خواهد شد.


****************************************
صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: 
http://anthropology.ir/oliaiatefe

 

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

 

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/dossier/858


 *********************
 

 

[1] Sociopathic

[2] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D9%86_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%DB%8C%DA%A9%D9%85

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

اولیایی، عاطفه

مطالب نویسنده