لذت گرائی و خیر عمومی در دیدگاه جرمی بنتام

مهدی محمدطاهری

 فيلسوف انگليسي كه عده اي او را از جمله پايه گذاران ليبراليسم کلاسیک مي دانند، به سير تاريخ پايبند نبود و اعتقاد داشت در هر لحظه بايستي در بين انواع امكانات چيزي را برگزيد كه به افراد بيشتري لذت رساند، او نماينده مكتبي است كه در قرن نوزدهم با نام نهضت «اصالت فايده» شكوفا شد. واژه اصالت فايده را «جان استوارت ميل» به عقايد جرمي بنتام نام نهاد، او خود كه از جمله طرفداران اين عقيده بود بعدها به پردازش اين نظريه پرداخت. « ميل خود را يك فايده گرائي سر سخت معرفي كرد كه اصل پيامدنگرانه تعريف شده توسط بنتام را به كار بست اين اصل هر عملي را صرفاً بر اساس تأثيرات بيروني اش قضاوت مي كند » (تي يري، 1378، 74).

بنتام انسان را در حصار دو نيروي طبيعت  محصور مي داند الم و لذت كه در نهايت هيچ راه گريزي از آنان نيست؛ و آدمي همواره در چارچوب طبيعت اسير است.

« بنابراين امور در رابطه با لذت يا الم خير يا شرند ما چيزي را خير مي ناميم كه مي تواند لذت
به بار آورد و يا ميزان آن را افزايش دهد يا از الم بكاهد....و بر عكس چيزي را شر مي ناميم كه
مي توان الم به بار آورد يا لذت را در زندگي ما كاهش دهد» (كاپلستون، 1368، 26).

در حقيقت بنتام معتقد است «لذت آن است كه خير باشد و از الم بكاهد؛ و الم آن است كه شر باشد و از لذت بكاهد» تقابل دو نيروي گسترده خير و شر كه دائم در حال نبردند؛ و سعي در
خنثي نمودن يكديگر دارند خير را مي توان فايده گفت كه موجب به بار آوردن خوشي شود و اين لذت بايستي به افراد بيشتري رسد پس وظيفه قانون گذار آن است كه همواره در جهت فراهم آوردن خوشي براي عموم تلاش كند تا از آن طريق هر عملي به سعادت جمعي نزديك شود هر چند كه بنتام مي انديشد قانون خود تجاوزي به آزادي است اما در مجموع به نفع آزادي به سرانجام خواهد رسيد.

نبايد چنين به نظر آيد كه بنتام با قانونمندي مخالف است يا قانون را مخل زندگي آدمي مي داند بلكه او اعتقاد دارد قانون سبب از بين رفتن بسياري از آزاديهاي بشر مي شد كه به ناچار بايستي بر آن تن داد، همانگونه كه لاك مي انديشيد در قرارداد  اجتماعي افراد، بسياري از آزاديهاي خود را از دست داده اند تا به امنيت و حفظ دارائي هاي خود رسند، عقاید بنتام نيز تا حدودي بر اين قاعده استوار است كه قانون سبب محو بعضي از آزاديهاي انسان مي شود اما در يك مجموعه كلي در كمك به آزادي و ايجاد آن موثر است.

«كسي كه براي اولين بار عبارت « آزادي سلبي » را به كار برد جرمي بنتام فيلسوف انگليسي بود وي نزديك به دويست سال پيش اظهار داشت كه آزادي عبارت از نبود چيزي يعني هر نوع اجبار بنابراين آزادي به اين مفهوم سلبي است» (ليدمان، 1384،22). نكته قابل بیان در ارتباط با عقايد بنتام نگرش او نسبت به آزادي ارتكاب عمل است ، كه سد و مانع شدن در برابر آن نقض آزادي محسوب می شود او بيان مي دارد، افراد مي توانند، از آزادي خود استفاده كرده؛ و به انجام هر عملي مبادرت ورزند؛ و حال آنكه قانون گذار مي بايست تمام تلاش خود را صرف به حداكثر رساندن لذت؛ و كم كردن الم كند پس حق ندارد مجازاتي براي مجرمان در نظر گيرد كه الم و درد را افزايش دهد بلكه در حدی لازم است كه به جامعه لطمه نزند. بنتام با همین اعتقاد  حكم اعدام را مردود مي شمارد.

« مطلوبيت آزادي را از برابري حق، جستجوي خوشي و مطلوبيت دموكراسي را از برابري و آزادي استنتاج مي كند» (پولادي، 1380، 261). نقل قول فوق حاكي از دو مورد است: 1) مطلوبيت آزادي زماني حاصل خواهد شد كه برابري ايجاد شود و در راستاي آن آدمي به حداكثر خوشي رسد. 2) با نيل به چنين جامعه اي مي توان از برابري ايجاد شده به آزادي واقعي و دموكراسي دست يافت.

« بنتام مي گويد در ارزيابي اعمال انسان به نيات بلكه نتايج خوب و بد آنها را بايد در نظر داشت، اعمالي نتايج خوب دارند كه موجب لذت شوند و اعمال بد موجب درد مي شوند هدف قانونگذاران و سياستمداران بايد اين باشد كه بيشترين لذت را براي بيشترين تعداد افراد جامعه پديد آورند و ميزان درد را به پايين ترين حد ممكن برسانند بدون شك گفته هايي از اين دست در تكامل ليبراليسم نقش داشته است اما همه ي ليبرالها به چنين آرايي باور ندارند در حالي كه برخي از متفكران غير ليبرال آنها را پذيرفته اند»(همو، ليدمان، 198- 197).

به نظر بنتام هدف غائی دولت نه تامین حداکثر آزادی بلکه تامین حداکثر شادی و سعادت همگان است آزادی باید تسلیم شادی و سعادت شود از همین رو بنتام هوادار دموکراسی و برابری نسبی در مالکیت به منظور تامین سعادت عمومی بود.( بشیریه ، 1381،19).

بنتام اقتصادداني است كه تمام لذات، احساسات و خصوصيات رواني انسان را قابل سنجش مي داند در مبحث اقتصادي پيرو اقتصاد آزاد است ، وی معتقد است بايستي مداخله دولت در امر اقتصاد كم شود و دولت زمينه هايي را فراهم آورد كه مالكيت خصوصي در جامعه رشد يابد. به نوعي ديگر مالكيت خصوصي سبب افزايش لذت مي شود. « بنتام تمام لذات را قابل سنجش مي داند و با وضع فرمول دوام  و شدت در لذت هدونيسم رواني به صورت هدونيسم اخلاقي جلوه مي كند تا حداكثر لذت براي فردا ايجاد نمايد و از آنجا كه فرد از سعادت ديگران هم مي توان خوشبخت شود نظريه بيشترين خوبيها براي بيشترين افراد در سياست، در عدم مداخله دولت را پيشنهاد مي كند و آن را مطمئن ترين متد اخلاقي مي داند كه بوسيله آن مي توان بيشترين سعادت براي بيشترين افراد را عملي كرد» (راسل، 1349، 181).

عقايد بنتام زمينه ساز افكار بعد از خود شد او معيار تمام اقدامات را حداكثر فايده براي حداكثر عموم مي داند قانون و قانونگذار نيز بايستي براي فراهم آوردن چنين شرايطي تلاش كنند. هر كس آزاد است كه در پي لذت باشد، اما آن خوشي و لذتي كه به افراد بيشتري نيكي رساند در واقع عمل آزاد آدمي است. در حالي كه لذت مشخص شود بايستي به بيشترين نحو موجبات خوشبختي عمومي را منجر شود. سعادت فرد در گروه سعادت حداكثري افراد است فرمولي که بنتام از آنان  براي بيان نظريه خود بهره جست.

«بنتام و پيروانش اصرار داشتند كه معيار همه اقدامات عمومي« حداكثر» فايده براي حداكثر مردم باشد بهترين سياستي هم كه براي رسيدن به اين هدف كمك مي كند آزادي عمل است» (گالبرايت، 1371، 106). بنتام، عقايد روسو، مبني بر قرارداد اجتماعي را رد مي كند در واقع او قصد دارد جامعه طبيعي يا وضعيت نخستين افراد را با جامعه سياسي تفكيك كند جامعه طبيعي، وضعيتي است منفي چرا كه افراد مختلف با يكديگر در ارتباط هستند اما هيچ گونه هماهنگي و اطاعتي در بين آنها نيست، اما جامعه سياسي با جامعه مدني مفهومي مثبت است اقدامات و اعمال هر فرد علارغم آنكه به خودش مربوط است بايستي در نظر عموم نيز لذت را در بر گیرد. « بنتام به واسطه تفكيك جامعه طبيعي از جامعه سياسي معروف گشت» (بارنزويكر، 1371، 46).

با نگاهي اجمالي به عقايد و آراء جرمي بنتام فيلسوف «فايده گرا» مشخص مي شود كه او پيرو اصل سود همگاني است انسان همواره در دام دو نيروي، لذت و الم گرفتار است در هر حال بايستي كار و يا اقدامي را انجام رساند كه باعث افزايش خوبي و كاهش درد گردد، انسان ها آزاد هستند تا به طريقي كه خود مي پسندند رفتار نمايند هر عملي از دو حال خارج نمي گردد اگر شخصي رو به سوي اعمال مجرمانه قدم نهاد او آزاد است، چرا كه به سوي افزايش درد رهسپار گشته پس نبايستي چنان مجازات شود كه به او لطمه رسد. در يك جامعه همه بايد چنان عمل نمايند كه به افزايش لذت و خوشي منجر گردد. بنتام معتقد است آدمي بايستي آزاد و فارغ از هر گونه بندی باشد حتي محدوديتهاي قانوني، اما در مجموع مي انديشد كه قانون خود به افزايش آزادي منجر مي شود پس بنتام نيز به مانند لاك و منتسكيو اظهار مي دارد« كه آزادي در چارچوب قانون بايد اعمال شود قانوني كه مي بايست به افزايش لذت در آدميان ختم شود».

از بنتام اغلب به عنوان فیلسوفی فایده باور یاد می شود... و منظور از آن برداشتی است حاکی از این که یک عمل نیک است هرگاه به افزایش خوشبختی انجامد در مقابل عمل شر عملی است که رنج به بار می آورد بنا به درک بنتام کل جامعه می تواند به عنوان مجموعه ی عظیمی از لذت و رنج تلقی شود در جامعه ی مطلوب میزان لذت بیش تر از رنج است در چنین جامعه ی اکثریت افراد خوشبخت اند.(همو، لیدمان، 30).

بنتام جايگاه  ممتازی را در فلسفه دارد افكار فايده گرايانه او سبب آفرينش مكتبي شد كه بر فلسفه غرب تاثير گذارده است. او را نه تنها بايست فيلسوف ناميد بلكه يك متفكر در علم نيز محسوب مي شود از ميان انواع امكانات موردي را انتخاب كن كه به افزايش لذت منجر شود از سوي ديگر الم و درد، كاهش پيدا كند مبحثي در غرب كه ساليان به عنوان يك مسئله پر چالش وجود داشته است انسان در زندگي چگونه بايد باشد؟ جايگاه الم، درد و لذت كجاست؟ هر چند كه مكاتب اپيكور و رواقيون به نحوي به اين پرسش پاسخ داده بودند اما بنتام با تئوري خود لذات را قابل محاسبه و به طريقي سعي نمود به اين سوال پاسخ دهد.

 

منابع:

  1. بارنز وبكر، "تاريخ انديشه اجتماعي"، 1371، جلد 2، چاپ اول، ترجمه جواد يوسفيان، تهران، نشر همراه.
  2. بشريه،حسين، "درسهاي دموكراسي براي همه"، 1381، چاپ دوم،تهران، نشر نگاه معاصر.
  3. پولادي،كمال، "از دولت اقتدار تا دولت عقل در فلسفه سياسي مدرن"، 1380، چاپ اول، تهران، نشر مركز.
  4. تي، يري باتريك، "تسامح از دير باز تا امروز"، 1378، چاپ اول، ترجمه مازيار مهميني، محمدرضا شيخي محمدي، تهران، نشر ثالث.
  5. راسل، برتراند، "اخلاق و سياست جامعه"، 1349، چاپ اول، ترجمه محمود حيدريان، تهران، بي نا.
  6. كاپلستون، فردريك، "تاريخ فلسفه"، 1368، جلد هشتم، چاپ اول، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي، تهران، نشر سروش.
  7. گالبرايت، جان كنت، "آناتومي قدرت"، 1371،چاپ اول، ترجمه محبوبه مهاجر، تهران، نشر سروش.
  8. ليدمان، سون اريك، "سبكي فكر سنگين واقعيت درباره ي آزادي"، 1384، چاپ اول، ترجمه سعيد مقدم، تهران، نشر اختران.

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی