بوش چگونه جنگ عراق را توجيه کرد؟

جورج لاکوف، برگردان عليرضا محمّدي

استعاره‌ها ميتوانند بکشند: خطابه مربوط به رفتن جنگ يک استعاره بود. بيکر -(Baker) وزير خارجه وقت آمريکا- صدام حسين را به عنوان کسي ميديد که روي خط اقتصادي زندگي ما نشسته است. بوش، صدام را به عنوان شخصي که نقش ويرانکننده اقتصادي دارد، ترسيم ميکند. ژنرال شوارتسکف ،(schwarzkoff)  اشغال کويت را به منزله يک تجاوز به عنف تعبير ميکرد. رئيس جمهور  ميگفت ايالات متحده براي محافظت از آزادي، آينده‌مان و دفاع از بيگناهان و براي عقب راندن صدام حسين در خليج فارس ميماند. صدام حسين مانند هيتلر ترسيم شده بود. بسيار ضروري است که نقش افکار استعارهاي را در آوردن آمريکاييها به اين جنگ بررسي کنيم.

- افکار استعارهاي نه به خودي خود خوب هستند و نه بد. استعاره پيش پا افتاده و گريزناپذير است. انتزاعات و موقعيتهاي پيچيده از طريق استعاره فهميده ميشوند. به علاوه تعداد زيادي از مفاهيم فهميده نشده وجود دارد که ما به طور خودکار در سيستم استعاره به کار ميبريم تا انتزاعات و مفاهيم پيچيده را بفهميم.قسمتي از اين سيستم براي فهم روابط بين‌المللي و جنگ اختصاص داده شده است.

- فهم استعارهاي از موقعيت در دو بخش عمل ميکند. اول، دستگاهي از استعاره‌ها که ساختمان فکري ما را ميسازند و به طور گسترده وجود دارند، براي مثال، تصميم به رفتن جنگ ممکن است به عنوان حالتي از هزينه فايده تحليل شود که به جنگ ميرويم چون هزينه‌هاي آن کمتر از وقتي است که به جنگ نميرويم. دوم، يک دستگاه استعارهاي از تعريفها وجود دارد که به يک نفر اجازه ميدهد تا به موقعيتهاي مشخص به صورت استعاره پاسخ دهد. در اولين صورت بايد يک تعريف از هزينه ارائه شود که شامل معاني هزينه‌هاي مرتبط با هم باشد.

- استفاده از استعاره با دستگاهي از تعريفها زيان‌آور است وقتي آن واقعيتها را در يک شيوه خطرناک پنهان ميکند.-  اين اهميت دارد که تشخيص دهيم چه چيزي استعاره است و چه چيزي نيست. درد، تجزيه کشور، مرگ، گرسنگي، صدمه و مرگ يک نفر استعاري نيست. آنها واقعي هستند و در اين جنگها صدها هزار نفر از انسانهاي عراقي، کويتي يا آمريکايي ميتوانند گرفتار آن شوند.

 

- جنگ به مثابه سياست، سياست مانند تجارت

جنگ سياستي است که به وسيله ديگر مقاصد دنبال ميشود. جنگ ميتواند به عنوان يک سياست خارجي مورد استفاده قرار گيرد. همان طور که در مورد ويتنام مورد استفاده قرار گرفت. منافع سياسي بايد در برابر هزينه‌ها قابل وزن کردن باشد. وقتي هزينه‌هاي جنگ از منافع آن بيشتر ميشود، جنگ بايد خاتمه يابد.

استعاره ساده ديگري نيز وجود دارد. سياست، تجارت است؛ جايي که مديريت سياسي همجنس و شبيه مديريت اقتصادي است. مانند يک تجارت خوب، يک دولت خوب بايد حساب هزينه‌ها و درآمدها را داشته باشد تا با هم تطبيق کنند. اين استعاره جنگ را به صورت يک موضوع قابل تحليل از زاويه هزينه فايده در مي‌آورد.از ژنرالهاي اهل پروس برخي پرسشهاي ضروري را (Karl von Clausewitz) - استعاره کارل ون کلائوس ويتز مطرح ميکند:

- يک استعاره چه چيزي را فراتر از يک حقيقت ميسازد؟ چرا اينقدر اين استعاره براي سياست خارجي طبيعي جلوه ميکند؟ چگونه اين استعاره خود را در يک سيستم استعاري براي فهم روابط خارجي و جنگ جا مي‌اندازد؟

براي پاسخ به اين پرسشها، اجازه بدهيد سيستم استعاري را که غالبا به وسيله فضاي عموميدر فهم سياست بين‌الملل مورد استفاده قرار ميگيرد، بررسي کنيم. در زير دو مورد از بحثهايي که در مورد نقش استدلال استعاري درباره جنگ خليج فارس است مي‌آوريم.

 

قسمت يک: سيستمهاي استعاري

سيستم دولت به مثابه شخص: يک دولت به مثابه يک شخص فهميده ميشود که در روابط اجتماعي در محاوره عمومي به کار گرفته ميشود. سرزمين او، خانه اوست. دولتها داراي خواست ها و تمايلات ذاتي هستند. آنها ميتوانند صلح‌جو يا تجاوزکار باشند، مسووليت‌پذير يا غيرمسووليت پذير و کوشنده يا تنبل باشند. - خوب بودن حال عمومييک ملت در اصطلاحات اقتصادي فهميده ميشود؛ مثلا وقتي ميگوييم اقتصاد آن کشور سالم است، در جايي که اقتصاد ملت به نفت خارجي بستگي دارد و اين نفت به منزله خط زندگي است (که به وسيله خط لوله نفت اين تصوير تقويت ميشود)، يک تهديد جدي براي اقتصاد ميتواند به منزله تهديد به مرگ تلقي شود.

استحکام و دوام يک ملت، استحکام نظامياست. بلوغ و رشد براي شخص ملت صنعتي شدن است. [در اين سيستم استعاري] ملتهاي غيرصنعتي، غيرتوسعه يافته هستند. ملل جهان سوم کودکان عقب‌افتادهاي هستند که بايد براي رشد صحيح آنها برنامهريزي کرد. مللي که در مسابقه صنعتي شدن عقب ماندهاند، مانند کودکانند و به عنوان ملل مرتجع شناخته ميشوند.

- يک منطق ساده براي استفاده از اين استعاره‌ها وجود دارد. نظر به اينکه هر کسي در جستجوي سلامت و صحت است، يک ملت عقلايي نيز حداکثر سلامت و قدرت نظاميرا بايد داشته باشد.

- جنگ در اين استعاره‌ها جنگ بين دو دسته مردم است که پنجه در پنجه يکديگر دارند. بنابر اين ايالات متحده در فکر عقب راندن عراق از کويت است يا وارد کردن يک ضربه سنگين به دشمن و يا بيرون انداختن او با مشت محکم از کويت.

-  يک جنگ عادلانه شکلي از نبرد براي استقرار اهداف اخلاق است.

 

داستان لطيف و پريگونه از جنگ عدالت

نقش بازيگران: يک انسان تبهکار، يک قرباني و يک قهرمان. قرباني و قهرمان ممکن است يک شخص باشند.

سناريو: جنايت به وسيله آدم شرير و پست در حق يک مظلوم ارتکاب شده است. قهرمان با کمک ديگران و يا به تنهايي به سراغ او ميرود. قهرمان قرباني ميدهد، مشکلات را تحمل ميکند، دچار صدمات ميشود، بعضي اوقات از دريا براي نبرد با خائنان ميگذرد. قهرمان، آدم شرور را شکست ميدهد و قرباني را نجات ميدهد. او توازن اخلاقي را دوباره برقرار ميکند. پيروزي به دست ميآيد.

- قهرمان هميشه آبرومندانه رفتار ميکند و مردانگي و شکوه و عظمت او جلوه نمايي ميکند. قهرمان به دليل پيروزي مورد تحسين قرار ميگيرد. در داستان يک عدم تقارن ساخته ميشود. قهرمان يک فرد اخلاقي و دلير و با جرات است و در حالي که انسان شرور، غيراخلاقي و بدکار است، قهرمان عقلايي است؛ ولي انسان شرير ممکن است حيله‌گر و حسابگر باشد و او نميتواند عقلايي باشد. بنابر اين، قهرمانان نميتوانند با انسانهاي شرير گفتگو کنند. آنها بايد اشرار را شکست دهند.

- سناريوي خود دفاعي: عراق شرور است، ايالات متحده قهرمان است. ايالات متحده و ديگر ملتهاي صنعتي قرباني هستند. جنايت تهديد به مرگ است که سلامتي اقتصادي را تهديد ميکند.

سناريوي نجات

عراق شرور است، ايالات متحده قهرمان است، کويت يک کشور قرباني است. جنايت اعمال شده سرقت و تجاوز است. زماني که مشخص شد اين سناريو، تجارتي براي نفت است. مردم آمريکا نتوانستند سناريوي از خود دفاع کردن را بپذيرند.

خطرات و ريسکها: يک ريسک عملي است که براي رسيدن به نتيجهاي مثبت صورت ميگيرد، در جايي که نتيجه نامشخص است و جايي که احتمال اثر منفي دارد. در صورتي که تجارت شرطي و سببي به شخص امکان اين را ميدهد که اثرات مثبت عملکردها را با عنوان منافع و اثرات منفي را با عنوان هزينه‌ها ببيند، اين مساله طبيعي است که يک عمل ريسکي را به طور استعاري مانند يک ريسک تجاري که قمار ناميده ميشود، ببينيم.

ريسکها قمار هستند. در قمار براي رسيدن به منافع قطعي، شروط و مراحلي وجود دارد. وقتي يک نفر ميپرسد چه چيزي در رفتن به جنگ شرط بندي است، از استعاره‌ها در تجارت مشروط سود ميجويد و ريسکها را مانند قمار نشان ميدهد.

اينها استعاره‌هايي هستند که بوش در جنگ خليج فارس به صورت يک بازي پوکر از آن استفاده کرد. او از اصطلاحات بازي پوکر براي اقناع افکار عمومي به منظور راه انداختن جنگ عراق استفاده کرد.

- رياضي کردن استعاره: استعاره‌هاي تجارت از راه شرط بندي و تجارت به مثابه قمار بستگي به زمينه‌هاي فهم ما از اعمال ريسکي مانند قمار دارد. از اين جهت که قمار که با رياضي سروکار دارد، آن را تئوري احتمال، تئوري تصميم و تئوري بازي ميناميم. زماني که استعاره‌هاي تجارت از راه شرط بندي و ريسک به مثابه قمار، در افکار روزانه ما بسيار رايج است، طبيعت استعارهاي آنها ناديده گرفته ميشود.

عملکرد عقلايي

درون علوم اجتماعي، بخصوص در اقتصاد معمول است که يک شخص عقلا بهگونهاي عمل ميکند که بيشترين رفاه و خوشبختي را براي خود فراهم کند. هسته سخت و مرکزي که از اين نظريه حمايت ميکند، ممکن است يک عمل نوع دوستانه را نيز در نظر بگيرد. اگر يک احساس نيکوکارانه درباره نوعدوستي و قدرشناسي از سوي ديگران وجود داشته باشد.

عقلانيت برابر با حداکثر انتفاع است

اين استعاره به عنوان پيش فرضي براي تجارت از راه شرطبندي و ريسکها به مثابه قمار تلقي ميشود. اگر ما بتوانيم استعاره شخص به مثابه حکومت يا دولت را به استعاره عقلانيت به مثابه انتفاع بيشتر اضافه کنيم، نتيجه زير به دست مي‌آيد:

سياست بين‌الملل، تجارت است

در اينجا، دولت يک عامل عقلاني است که فعاليتهايش نوعي معامله است و ميخواهد بيشترين سود و کمترين ضرر را کسب کند. اين استعاره‌ها يک حساب هزينه فايده رياضيات و يک تئوري بازي را به همراه دارد که به عنوان يک فکر رايج در روابط بين‌الملل است. استعاره کلازويت استعاره عمدهاي است که به وسيله استراتژيستهاي روابط بين‌الملل ترجيح داده شده و اين سيستم را پيش فرض خود قرار داد.

استعاره کلازويت جنگ را سياستي ميداند که به وسيله آن ساير اهداف دنبال ميشود. علم سياست، تجارت است. جنگ موضوعي براي کسب حداکثر نفع و حداقل زيان است. در اين استعاره جنگ هنگامي توصيه شده است که با انجام آن به سود بيشتري ميرسيم تا انجام ندادن آن. اخلاق در اين معادله غايب است، به جز زماني که هزينه‌هاي سياسي براي عمل غيراخلاقي بالا باشد يا انتفاع سياسي با عمل اخلاقي به دست مي‌آيد.

فقط اجازه ميدهد جنگ در زمينه پراگماتيک و کاربردي خود و نه در زمينه اخلاقي توجيه «کلازويت» استعاره شود. جهت توجيه اخلاقي و کاربردي جنگ بايد استعاره کلازويت و جنگ عادلانه در يک داستان لطيف و اخلاقي با هم گره بخورند.

قربانيهاي داده شده در داستان بايد با هزينه‌هاي اين استعاره برابري کند و پيروزي در داستان بايد با منافع به دست آمده از آن برابري کند.

استعاره کلازويت يک استعاره خاص است، از اين رو که محاسباتي را در مورد هزينه فايده سياسي به عمل مي‌آورد. اين استعاره، استفاده از رياضيات علم اقتصاد، تئوري احتمال، تئوري تصميم و تئوري بازي را تحت نام سياست خارجي عقلاني و علمي در مي‌آورد.

کلازويت در درجه اول از استعاره دولت به مثابه شخص استفاده ميکند. دوم او اثرات کيفي برهستي انساني را به هزينه‌ها و منافع کميتبديل ميکند، بنابر اين، عمل سياسي به مثابه امر اقتصادي مشاهده ميشود.

سوم، او عقلانيت را در به دست آوردن سود ميبيند. چهارم، او جنگ را تنها در يک بعد آن ميبيند که آن هم مصلحت سياسي است که به صورت مفهومياز تجارت درمي‌آيد.

روزهاي اول جنگ

همه اين سيستمهاي استعارهاي به طور آشکار در روزهاي آغازين جنگ در تلويزيون پوشش داده ميشد. سربازان آمريکايي قهرمان بودند. آنان از سلاح معجزهگر خود براي شکست دادن دشمن شيطاني استفاده ميکردند. تعداد بسيار زيادي از برنامه‌هاي پرحجم براي توصيف قدرت سحرآميز سلاحهاي سربازان آمريکايي در تلويزيون وجود داشت. - به طور خلاصه جنگ استعاره‌هاي بسياري را در افق ديد قرار مي‌دهد. آن چيزها به وسيله استعاره‌هايي بوضوح و روشني نشان داده و برجسته شدند. ولي آنچه به وسيله استعاره‌ها مخفي شده، غيرقابل بحث بودند.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی