نگاهی بر "مطالعاتِ مرگ" در جهان

هاجر قربانی

فهمِ مقوله‌های مرتبط با مرگ امروزه مدیونِ مجموعه‌ای از رشته‌ها است. رشته‌هایی همچون انسان‌شناسی، تاریخ، روانشناسی و جامعه‌شناسی که «مرگ» در آن‌ها مورد سوال قرار گرفته است. در این میان جامعه‌شناسی بیشتر به این موضوع در دورانِ معاصر می‌پردازد و میاحثِ کلیدی‌ای همچون انکارِ مرگ، تابو و انزوای [پس از مرگ عزیزان] را موردی توجه مطالعاتِ خود قرار داده است.  از سوی دیگر موضوعاتی همچون مرگ و رسانه، چگونگی یکپارچه کردن تحقیق در خاطرۀ جمعی و مطالعۀ هولوکاست، تئوری‌سایِ آیین‌های گذار و... از مباحثی است که در آن به بحث و چالش می‌پردازند.

اینگونه نوشته‌ها و تفکرات با کتابِ صور بنیانیِ حیاتِ دینی از امیل دروکیم آغاز شد. او استدلال می‌کند که دین گروه‌ها را قادر می‌سازد تا به دورِ هم جمع شوند و به صورتِ نمادین هویتی جمعی‌شان را نشان دهند. مطالعاتِ دورکیم پایه و اساسی را برای جامعه‌شناسان فراهم کرد تا به مقولۀ مرگ بپردازند. او بیان می‌کند: «وقتی فردی می‌میرد، گروهی که او به آن تعلق دارد در خودش احساسِ کاستی می‌کند و، برای واکنش به این کاستی، به دور خود جمع می‌شود. احساساتِ جمعی بازسازی می‌شوند؛ که به نوبه خود، انسان را به این سمت سوق می‌دهد که حال یکدیگر را بپرسند و به دورِ هم جمع شوند (دورکیم: 1915: 339)». شاید بتوان در دوارنِ معاصر یک مثال دقیق برای تأیید تحلیل‌های دورکیم را از ماجرای یازده سپتامبر ارائه داد. اینکه حاشیه‌نشینانِ آمریکایی بعد از چنین واقعه‌ای پرچم‌های آمریکا را در حیات‌های خانه‌هایشان برافراشتند تا ثابت کنند که اگر چه هزاران نفر کشته‌شدند اما ایالاتِ متحده همچنان زنده است. « این دقیقاً زمانی است که گروه‌ها‌ـ از خانواده‌ها گرفته تا ملت‌ها‌-با رویداد مرگ [که از نظر روحی] تحلیل رفته بودند، خودشان را به صورت نمادین و عملی بازسازی کردند». از سوی دیگر برگر نیز معتقد بود که جامعۀ انسانی در نهایت به یک سری از افراد تعریف می‌شود که برای مواجهه با مرگ با یکدیگر متحد شده‌اند. به استدلالِ او نظمِ جهاین برای دفعِ هرج و مرج‌های پس از مرگ ایجاد شده است. این در صورتی بود که ویلوت معتقد است تعاملِ اجتماعیِ روزمره یک نظمی را ایجاد می‌کند و مرگ موجبِ برهم زدنِ چنین تعاملی است. اما به‌طور کلی باید دانست که جامعه‌شناسان ِ بعد از دورکیم از در مرکز قرار دادن مرگ به عنوان امری برای شناختِ جامعه  دوری کردند و جنبه‌های اجتماعیِ مرگ را مورد تحقیق قرار دادند. برای اینکه بدانیم محققان بعدها چگونه رابطۀ میانِ مرگ و جامعه را مورد بررسی قرار داده‌اند گذاری بر انسان‌شناسی، تاریخ، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی خواهیم داشت. همچنین مطالعاتِ دینی، فرهنگی ، باستان‌شناسی همراه با علومِ انسانیِ غیرتجربی همچون فلسفه، ادبیات و موسیقی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

 

انسان‌شناسی

بیشترین حرف را در حوزۀ فهمِ آیین‌های تشییع [جنازه] داشته است. ون جنپ، هرتز در ابتدای قرن بیستم به زبانِ فرانسوی نوشتند. سپس ترنر نیز از مطالعاتِ این دوبسیار استفاده کرد. پلوخ و پری در مقابل نظریاتِ دورکیم معتقدند که جامعه در خودش و برای خودش کنش و فعالیت نمی‌کند، بلکه بر عکس آیین‌های پس از مرگ به مثابۀ یک نیروی آشکارای خارجی فرصت را برای ساختنِ جامعه فراهم می‌کند. سپس این بحث را عنوان کرده است که هم‌اندیشی [در مراسم] سوگواری عملی انجام می‌دهد که فردِ مستقل که در قلب جامعه و سیاست امروزی است را بازسازی می‌کند، بنابراین نه تنها افراد بلکه نظم اجتماعی را نیز بازسازی می‌کند. تا اینجایی که بیان کردیم انسان‌شناسی مرگ به جای اینکه بر جوامع شهری تأکید کند بیشتر بر جوامعِ سنتی و روستایی تأکید و تمرکز داشت. گرچه پری و شفردهاگز هم به محیطِ جوامعِ شهری در کشورهای درحالی توسعه می‌نگرند. اما در این میان داویس، فرانسیس، سوزوکی از نمایندگانِ انسان‌شناسانی‌اند که به بررسیِ شیوه‌های مرگِ معاصر با تمرکز بر اعمالِ تشییع، تدفین و سوزاندنِ جسد پرداخته‌اند. هاکی، لاوتون، مک نامارا و کافمن به مدیریتِ نهادی و پزشکی افرادی درحالِ مرگ و ویلیامیز به بیماری و مرگ در میانِ افراد مسن و کهن‌سال می‌پردازد. مردم‌نگاریِ تطبیقیِ پیوندئ عضو هم در ژاپن و آمریکا دری را به روی انسان‌شناسی برای تمرکز بر تحقیقاتِ جدید باز می‌گذارد.

به نظر می‌رسد که بیشترِ مطالعاتِ انسان‌شناسیِ مرگ کارکردگرا بوده است. اولین چالشِ خارج از این رویکرد توسط هولست در حوزۀ ادبیاتِ تطبیقی توسط هولست رخ داد. « او استدلال می‌کند که تأثر ناشی از غم‌واندوه می‌تواند چنان قدرتمند باشد که نظام اجتماعی را بی‌ثبات کند؛ بنابراین نهادهای سیاسی از غم‌واندوه می‌ترسند، و تمام تلاششان را می‌کنند تا [تاثر ناشی از] آن  را به چیزی کسل‌ و افسرده کننده تبدیل کنند». پس از این موضوع است که ما با یک سیاستِ نوپا از مفهومِ غم و اندوه روبرو می‌شویم. « یک جامعه‌شناسیِ غم‌واندوه که درگیری و قدرت را جدی‌ می‌گیرد». از اینگونه مطالعات بعدها ما به تحلیل‌های وردری با موضوعِ چگونه دولت‌های پست‌ــ سوسیالیست از تدفینِ مجددِ اجساد ِ دفن شده به مثابه یک ابزارِ سیاسی استفاده می‌کند، و تحلیل‌های مریدل از اینکه چگونه عزاداری برای پنجاه- شصت میلیون روسی‌ای که مرگ‌های بعد از سال 1917 توسطِ دولت و یا جنک رخ داده بود، جامعۀ روسیه را شکل دادند را می‌توانیم در کارنامۀ مطالعاتِ انسان‌شناسیِ مرگ مشاهده کنیم.

 

تاریخ

در حوزۀ تاریخ، فرانسوی‌ها نقشِ بسزایی داشته‌اند. آریس که در دوفعه تصویرِ تاریخیِ وسیعی را ترسیم کرده است به موضوعِ مرگ می‌پردازد. تصویر سازیِ منفی او از شیوه‌های مدرنِ مرگ و تصویرسازیِ او از تاریخِ مرگ به شکل عمدتاً تاریخِ ایده‌ها تأثیرگذار بوده است. « آریس سیرِتکاملیِ چهار اسلوب ذهنی بیش از هزار سال از تاریخِ اروپا و اینکه چگونه آن‌هابر عقاید، باورها و اعمال پیرامونِ مرگ تأثیرگذاشتند، را به تصویر کشیده است». از دیگر مورخانی که به این موضوع پرداخته‌اند استنارد، فارل، لادرمن، پروسرو در ایالاتِ متحده آمریکا، گیتینگز، جالند، هولبروک، جاپ، استرانگ در بریتانیا، مک مانرز، کاسلمن در فرانسه هستند. کارِ مهمِ وُوِل مانندِ آریس چندین قرن را در بر می‌گیرد، اما هنوز به زبانِ انگلیسی ترجمه نشده است. تاریخِ ارواحِ فینوسان و برخی مجموعه‌های چاپ شده مثلِ والی هم به لحاظِ مکانی و زمانی گسترۀ وسیعی را پوشش می‌دهد.

 

*خلاصه‌ای از مقالۀ جامعه‌شناسی مرگ اثر تونی والتر.

این نوشتار ادامه دارد.

ایمیل نویسنده: hajar.ghorbani64@gmail.com

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

قربانی، هاجر

مطالب نویسنده