معرفی کتاب «آسیب های کودکان، نوجوانان و جوانان»

لیلا حسین زاده

جلد دوم از مجموعه مقالات دومین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران، به «آسیب های کودکان، نوجوانان و جوانان» می پردازد. این مجلد دربرگیرنده ی ده مقاله است که از نظر موضوعی و روش شناسی متنوع اند. «آسیب های فراغتی»، « تاثیر طلاق بر کودکان»، «فرار دختران»، «حقوق کودک» و بیش از همه «کار کودکان» موضوعاتی هستند که به درجات مختلف درونمایه ی این کتاب را تشکیل می دهند. در اینجا مروری کلی بر محتوای مقالات این کتاب خواهیم داشت:

بحث «کار کودکان» 5 مقاله یا 50 درصد مقالات این کتاب را به خود اختصاص داده است و شامل چند اثر درخشان در این زمینه می شود:

دلارام علی و پیام روشنفکر در مقاله ای با عنوان «پهنه بندی آسیب های اجتماعی تهدید کننده ی کودکان در شهرتهران (با نگاهی به خدمات سازمان های غیر دولتی)» به طبقه بندی آسیب های اجتماعی تهدید کننده ی کودکان پرداخته اند و عوامل زمینه ساز این آسیب ها را در سه سطح کلان، میانی و خرد بر شمرده اند. همچینن مناطق آسیب خیز را با تعیین نوع آسیب در سطح تهران مشخص کرده اند(برای مثال مناطق 17 و 19 آسیب خیز ترین اند و سپس مناطق 20 و 9 قرار دارند). از سویی دیگر به بررسی حوزه ی نفوذ سازمان های غیر دولتی مرتبط با آسیب کودکان اقدام کرده اند و از این طریق، کمبود حضور سازمان های غیردولتی در برخی مناطق را مورد نقد قرار داده اند. بعلاوه با بررسی انواع فعالیت این سازمان ها، به نقد عملکرد آنها پرداخته اند، برای مثال «تمرکز بر کودک آزاری و کار کودک و غفلت از اعتیاد و سایر آسیب ها» را بخشی از کاستی این نهادها دانسته اند یا از «غلبه ی رویکرد خدمات رسانی بر توانمندسازی و ترویج» در این سازمان ها انتقاد کرده اند. درخشان بودن این مقاله در رجوعش به متن واقعیت و تلاش برای تحلیل، طبقه بندی و به ویژه نقد آن است. بدون شک نوع تمرکز نویسندگان بر مساله ی اجتماعی، روش شناسی ای را به دنبال دارد که «با فرضیه ی ساختارمند آغاز نشده، یعنی فرضیه آزمایی از اصول آن نبوده و آزمایش تستی را نیز دنبال نمی کند. قصد اجرای نظریه ای را نداشته، بلکه بعد از جمع آوری اطلاعات و در هنگام تحلیل از نظریه ها استفاده می کند».

 در مقدمه ی این اثر می خوانیم:« در ایران از 13 میلیون و 253 هزار کودک رده ی سنی  10 تا 18 سال کشور در سال 85، 3 میلیون و 600 هزارکودک خارج از چرخه ی تحصیل و یک میلیون و 700 هزار کودک به صورت مستقیم درگیر کار بودند».

شیما پرن فر نیز در مقاله ی « سیاست های اجتماعی مناسب کودکان کار خیابان» به توصیف وضعیت کار کودکان می پردازد و پیشنهاداتی بدیع در وجوه پیش گیرانه، توانمندسازی و حمایتی در مورد وضعیت کار کودکان در خیابان ارائه می دهد.

«تجربه ی زیسته ی دختران کار از خشونت (به طور خاص دختران مهاجر افغان)» نوشته ی زهرا مدرس موسوی بهبهانی تلاش می کند توصیفی عمیق از خشونتی داشته باشد که بر دختران کار افغان درایران می رود (کسانی که به اعتقاد نویسنده تمامی عوامل فرودست سازی در جامعه را دارند)؛ ذکر برخی قطعات این مقاله مفید است: « شهرزاد پانزده ساله میگوید:«توی خانواده ی ما پسرها خیلی اهمیت دارند، همین که توی خانواده ی ما پسر باشی یعنی خیلی هنر کردی. واسه همین من هم همیشه می خواستم پسر باشم.» این آرزویی است که یا علنی یا در لفافه تمامی مصاحبه شوندگان بیان داشتند و نشان از آن دارد که به چه شدتی تبعیض جنسیتی را در زندگی خود لمس کرده اند».

 «مهتاب شانزده ساله در یازده سالگی توسط مرد مسنی از اقوام مادر که خود صاحب زن و فرزند بوده است شبانه و در بستر در حالی که دو کودک خردسال از اقوام نیز در همان اتاق کنار او خوابیده بودند غافلگیر شده و موردآزار جنسی قرار می گیرد. از آن جایی که خانواده او در منزل فرد متجاوز در تهران سکونت داشتند  با وجود آنکه مهتاب قبل از وقوع حادثه چندین بار به آن ها گفته بود که این مرد در غیاب دیگران نگاه شهوت آلود دارد و حرف های ناشایستی به زبان می آورد به شدت سرزنش و حتی تنبیه شده .... در این تجربه عامل فرودست ساز ناتوانی اقتصادی مشهود است».

«خورشید پانزده ساله که در تهران متولد شده و از چهارسالگی توسط پدر به کار گمارده شده و دو جای داغ شدگی قابل مشاهده  بر دستان خود دارد اظهار می دارد که چندین سال است به خاطر ترس از تنبیه فیزیکی یا فرار از فحاشی و فریادهای پدر بدون هیچ اعتراضی تا پاسی از بامداد به چسباندن کفش های کتانی مشغول است».

«تمام ساعات کاری که  از 8 صبح تا 7 شب یا در ایام پرکار - به عنوان مثال نزدیک عید- ممکن است تا نیمه شب به طول انجامد سرپا سپری می شود. چنان چه بیش از چند دقیقه برای استراحت به زمین بنشینند به شدت مورد فحاشی جنسی قرار می گیرند که موجب تحقیر و خجالت زدگی شان درمقابل دیگر کارگران شده و تهدید به اخراج می شوند».

مقاله ای دیگر در این زمینه، با پیش فرض قرار دادن شکافی فرهنگی میان خانواده ی افغانستانی مهاجر و خانواده ی ایرانی به «بررسی تاثیر فرهنگ خانواده های مهاجر افغان بر کار کودکان در شهرستان کرج» می پردازد. نویسنده وقتی از خانواده ی سنتی و مردسالار افغانستانی مهاجر و شکل این خانواده (بلحاظ جمعیتی)  صحبت می کند به این سوال پاسخ نمی دهد که تا چه حد این شکل از خانواده می تواند متمایز  از بسیاری خانواده ها در ایران (که کودکان کار ندارند) باشد. همچنین اگر تمایزاتی وجود داشته باشد، نویسنده به عوامل حفظ تمایزات فرهنگی خانواده ی افغانستانی در ایران نمی پردازد. در این مقاله تاثیر گذاری «ساختار خانواده»، «نزدیکی زبان و ادبیات مهاجرین»، «دین مداری خانواده» «محیط زندگی و خانه» و «برخورداری از اسناد احراز هویت» بر کیفیت و کمیت کار کودکان مهاجر افغانستانی به طرق مختلف مد نظر قرار می گیرد.

در نهایت در زمینه ی کار کودکان، مقاله ای نیز با تحلیل ثانویه و اسنادی به بررسی میزان توسعه و تاثیر آن بر نرخ کار کودکان می پردازد.

در بحث «تاثیر طلاق بر کودکان» یک مقاله با استفاده از روش کمی به بررسی اثرات طلاق بر سلامت روانی، عزت نفس، علائم جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناکارایی اجتماعی نمونه ی محدودی از دانش آموزان (با ایجاد مقایسه بین دانش آموزان خانواده ی طلاق و عادی) می پردازد.

در بحث «فرار دختران» مقاله ای از طریق مصاحبه با نمونه ای از دختران فراری به دنبال واکاوی علل و پیامدهای فرار است. درمورد پیامدها از جمله به آزمون فرضیاتی چون افزایش یا ایجاد «گرایش به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی»،«حاملگی ناخواسته و سقط جنین»، «افسردگی و اقدام به خودکشی»  و غیره مبادرت می کند. ضمنا داده هایی چون « تعداد اعضای خانواده»، «وضعیت تحصیلات»، «علت های ترک خانه»، «مکان اقامت پس از فرار از خانه»، وضعیت «میل و اراده» و «دلیل» و «مکان و زمان» رابطه ی جنسی پس از ترک خانه و «سرنوشت پس از بازگشت مجدد به خانه» و امثالهم را در پیگیری علل و عوامل موثر بر ترک خانه طرح می کند.

دو مقاله نیز به بحث «فراغت» پرداخته اند که یکی به میزان سالم بودن نحوه ی گذران اوقات فراغت و رابطه ی آن با رفتارهای دیگر اجتماعی همچون «گرایش به خودآرایی»، «سبک خرید و مصرف»،«پای بندی دینی» و غیره در دختران جوان می پردازد و دیگری از طریق مطالعه ی اسنادی الگوها و آسیب های گذران اوقات فراغت را طبقه بندی می کند

مقاله ای نیز به بررسی اسناد بین المللی و حقوق بشری دررابطه با حقوق کودک می پردازد که البته همانطور که عنوان مقاله نشان می دهد در سطح «بررسی تطبیقی حقوق کودک در اسناد بین المللی» باقی می ماند و هیچ مقایسه ای با شرایط واقعی یا قانونی در ایران انجام نمی دهد.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

حسین زاده، لیلا

مطالب نویسنده