سخن سنگ: یاسوس، دموکراسی و استقلال

ناتالی چوبینه
کتیبه 443 موزه بریتانیا

کتیبه شماره 443 موزه بریتانیا روی سطح جلویی یک تخته سنگ مرمر حک شده است. سنگ مزبور از محوطه شهر باستانی یاسوس (550 پیش از میلاد تا 640 میلادی) به دست آمده که از شهرهای پررونق و مهم قلمرو پادشاهی کاریا (از مستعمره نشین های یونانی در جنوب غربی آسیای صغیر) بوده و امروزه خرابه های آگُرای آن در نزدیکی شهر بندری گولوک ترکیه قابل بازدید است. به گواه استرابو، شهر یاسوس تمام سطح جزیره ای کوچک در خلیج مِندلیا را زیر پوشش داشت و به همین خاطر آن جزیره نیز یاسوس نامیده می شد (Strabo 14.658). اما با پیشروی تدریجی خشکی در کرانه های شرقی دریای اژه که حاصل انباشت رسوب های رودخانه های پرآب محلی، به ویژه رود مِئاندر، بود، بسیاری از شهرهای بندری همچون میلِتوس و افسُس از ساحل دور افتادند و جزیره هایی همچون یاسوس به خشکی پیوستند. از آن جا که رونق اقتصادی این گونه شهرها تا حد زیادی به دریانوردی و تجارت دریایی وابسته بود، تغییر مکان جغرافیایی آنها در عمل به قطع یک شریان حیاتی منجر شد. داد و ستد دریایی و حرفه های وابسته به آن، از کشتی سازی گرفته تا تجارت کالاهای اساسی و تجملی تا میخانه داری و مسافرپذیری، ناگزیر تن به دگرگونی های بنیانی دادند. دگرگونی نهادهای اقتصادی جامعه به نوبه خود بنیان نهادهای سیاسی، اعتقادی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد. هر یک از این شهرها که دگرگونی های فرهنگ را تاب نیاوردند و در عین حال با فاجعه های گسترده ای مانند زلزله و آتش سوزی و تهاجم نیز دست به گریبان شدند، در نهایت سکنه خود را از دست دادند و متروک و ویرانه ماندند. هرچند یاسوس، که کاوش های باستان شناختی پیشینه سکونت در آن را تا عصر مفرغ در حدود 3200 پیش از میلاد عقب می برد، تا اوایل دوره عثمانی در قرن شانزدهم نیز به حیات خود ادامه می داد.

سنگ نوشته یاسوس، که متعلق به قرن دوم پیش از میلاد است، به دلیل نزدیکی این جزیره با رُدِس و جزایر دُدِکانی (دوازده گانه) در گروه «کتیبه های رُدِسی» قرار می گیرد (http://noapplet.epigraphy.packhum.org/regions/784). در بررسی کتیبه کارپاتُس دیدیم که «کتیبه های کارپاتی» نیز بخشی از «کتیبه های رُدِسی» محسوب می شوند، اما در همان حال زیرمجموعه ای جداگانه را تشکیل می دهند (نک. به «سخن سنگ: کارپاتُس و حق شهروندی»). کتیبه های یافت شده از یاسوس، برعکس، کم شمارتر از آن هستند که بتوان آنها را در گروهی مستقل رده بندی کرد. این نکته ممکن است دربردارنده اشاره ای به جغرافیای سیاسی دولتشهرهای یونانی باشد. دولتشهر کارپاتُس از چهار شهر به مرکزیت کارپاتُس تشکیل می شد، دولتشهر یاسوس تنها از یک شهر. آیا این گونه چارچوب ها بر مسئله اهمیت سیاسی، استقلال، قدرتمندی و توان نفوذ دولتشهرها تأثیر می گذاشت؟ برای نمونه، آیا کارپاتُس به لحاظ قدرت و نفوذ در جایگاهی برتر از یاسوس قرار می گرفت، و به همین خاطر در بحبوحه جنگ ابرقدرت ها بر سر تسخیر قلمروهای کوچک تر بهتر می توانست استقلال خود را حفظ کند؟ مهم تر از آن، آیا دولتشهرهای کوچکی همچون کارپاتُس و یاسوس گرایش به حفظ استقلال داشتند یا پیوستن به قدرتی بزرگ تر که می توانست حافظ امنیت بیشتر باشد را ترجیح می دادند؟ به زبان فرهنگ سیاسی یونان باستان، آیا برای یک دولتشهر کوچک حفظ استقلال و دموکراسی اهمیت بیشتری داشت یا اتحاد با ابرقدرت ها و پذیرفتن الگوهای حکومتی مطلوب آنان، به ویژه اُلیگارشی و شکل بسیار رایج آن، اُلیگارشی اشراف محور (آریستوکراتیک)؟ در واکاوی محتوای کتیبه، به این پرسش ها خواهیم پرداخت.

قطعه مرمری که کتیبه یاسوس را روی سطح خود جا داده به مرمر پاریایی می ماند، سنگی مرغوب با بافت یکدست و بی نقص به رنگ سفید شیری که از جزیره یونانی پارُس در دریای اژه به دست می آمد و هم در معماری بناهای بزرگ و پراهمیت مانند پرستشگاه یا ساختمان شورای شهر و هم در پیکرتراشی کاربرد گسترده داشت.  با این حال، کوه های اطراف یاسوس نیز سرچشمه نوعی مرمر مرغوب مشابه بودند، که نمونه هایی از آن را می توان امروزه در «موزه باستان شناسی استانبول» دید (Berti et al. 2010). بزرگی قطعه در کنار جنس سنگ، این احتمال را مطرح می کند که قطعه سنگ مزبور در ساختمان یک بنای بزرگ به کار رفته بوده است. محتوای متن، یک «تقدیم نامه رسمی» (dedicatory decree) همتای برخی کاشی نگاره های سردر بناهای اسلامی از قبیل مسجد و مدرسه و عمارت و جز آن است. اگر برای چنین قیاسی اعتبار قائل شویم، از کشیدگی درازای سنگ و تورفتگی زیرین آن می توان استنباط کرد که این قطعه احتمالن تاقی یا سردر عمارت (architrave) را تشکیل می داده است. تاقی های تخت و غیرکمانی نمونه های فراوانی در معماری یونانی – رومی دوره هلنیستی دارند، از جمله سردر ورودی «رواق آتالُس» در آتن متعلق به همین دوران، قرن دوم پیش از میلاد، که به کتیبه تقدیمی مشابهی از جانب آتالُس شاه، فرمانروای پرگامون در غرب ترکیه امروز، و ملکه او به مردم آتن آراسته شده است (Shipley 2000: 318).

درازای کتیبه (سطح جلویی سنگ) 126.2 سانتی متر و پهنای آن بدون احتساب تورفتگی زیرین 11 سانتی متر است. بلندی حروف بین 1.5 تا 2 سانتی متر بوده و فاصله سطرها نیز از 5 تا 10 میلی متر تغییر می کند. سنگ تقریبن دست نخورده مانده و جز چند زدگی کوچک، لکه، و شیاری اخرایی که می تواند رد رطوبت باشد مانع چندانی بر سر راه خواندن متن وجود ندارد. این قطعه، همان گونه که پیش تر اشاره شد، با عنوان کتیبه شماره 443 در موزه بریتانیا نگهداری می شود و جزء مجموعه اشیای اهدایی ویلیام آملیوس بوکلِرک (1898-1840)، دهمین دوک سنت آلبانز، است که در 1872 به مالکیت موزه درآمدند.

 

متن کتیبه و ترانویسی آن در فایل پیوست آمده و ترجمه آن چنین است:

 

مسئولان [بنای] ساختمان شورای شهر و ساختمان حکومتی: ناظران

لوساندرُس پسر آریستُکریتُس، مِنوئِتیوس پسر اِئوکراتُس، هِرُکلِس پسر یاسُن،

هِرُکلِس پسر لِئُن تُس، آرکتینوس پسر پُسیدیپوس، و معمار

آناکساگُراس پسر آپِلیکُنتُس، تقدیم به هُمُنُیا و مردم شهر

 

بررسی ساختاری متن

نوشته روی سنگ با حروف بزرگ الفبای یونانی ایُنی کنده شده - کوچک نویسی تا قرون وسطا، در دست نوشته های بیزانسی قرن های نهم و دهم میلادی، معمول نبود (Thompson 1911: 191-197) - و به لحاظ نظم و دقت یادآور کتیبه های رومی هم روزگار خویش است. این پایه مهارت در سنگ نویسی که نمایانگر اوج سبک هلنیستی است بهترین گواه تعلق تاریخی کتیبه به اوایل قرن دوم پیش از میلاد محسوب می شود، زمانی که دولت شهرهای یونانی یک به یک به تسخیر امپراتوری روم در می آمدند. در این زمان، از یک سو، موج استقلال طلبی دولتشهرها را بر آن می داشت که به هر وسیله ممکن، از جمله ساخت بناهای مرتبط، پایبندی خود به فرهنگ هلنی و برترین نماد تجلی آن یعنی ساختار سیاسی دموکراتیک به رخ بکشند، و از سوی دیگر، گرایش به نوعی «نخبه گرایی اشرافی» متجلی در راه و رسم رومی ها در قالب های گوناگون بروز می کرد. از نشانه های این گرایش، تحولی بنیان ساز در کتیبه نگاری یونانی بود: فاصله گذاری بین کلمه ها در کتیبه یاسوس با جدا کردن نام اشخاص از یکدیگر آغاز شده و بدین ترتیب شاهد پایان دوره هزاران ساله پیوستگی یکدست کلمه های یک نوشته هستیم (نک. به «سخن سنگ: کارپاتُس و حق شهروندی»). شواهد آغاز نقطه گذاری نیز در همین کتیبه قابل مشاهده است: در خط نخست، پس از آخرین حرف کلمه άρχείου (= ساختمان حکومتی) نقطه ای در ارتفاع میانه حک شده که در زبان یونانی کاربرد آن معادل نقطه ویرگول (؛) و نیز دونقطه (:) است (Lusching and Mitchell 2007: 2).

با این حال، به لحاظ الفبایی هنوز اندکی با پیروی همگانی از الفبای کُی نه (الفبای رسمی یونانی) فاصله داریم. حرف پی (Π)، همچنان که در کتیبه های کارپاتی قرن سوم، با حرف نگاشتی همتای گاما (Γ) نوشته شده، اما اینک خط عمودی کوچکی که در انتهای سمت راست آن قرار داشت بلندتر شده و از دنباله ای تصادفی و مردد به عضوی برجسته و متقن تغییر ماهیت داده است. این خط احتمالن با گذشت چند دهه کشیده تر شد تا سرانجام پایه سمت راست حرف پی را تشکیل داد.

 

واکاوی محتوا

همان طور که پیش تر اشاره شد، متن کتیبه یاسوس تقدیم نامه ای است از جانب مسئولان ساخت بنایی عمومی/دولتی و معمار آن بنا به هُمُنُیا و مردم شهر. فهرست کردن نام اشخاص در کتیبه های تقدیمی کاربستی است که نمونه برجسته و شاهد مثال آن خود کتیبه یاسوس است (نک. به Hooker 1990: 278). اما ویژگی کتیبه یاسوس این است که برخلاف بسیاری نمونه های دیگر از این دست، نام هیچ پادشاهی در آن به چشم نمی خورد. در نگاه نخست، تنها فهرستی از نام چند شهروند در کنار یکدیگر جای گرفته است. بدین ترتیب، آیا می توان سیمایی از حضور پررنگ دموکراسی در ساختار سیاسی یاسوس را در این کتیبه ردیابی کرد؟ آیا صاحبان این نام ها شهروند عادی بودند؟ آیا ترتیب نام ها تصادفی تعیین شده یا نشان از نوعی سلسله مراتب سیاسی/اجتماعی یا اقتصادی دارد؟

کمبود منابع تاریخی پاسخ قطعی به این پرسش ها را دشوار می کند. از شهروندان نام برده در این کتیبه اطلاع چندانی در دست نیست. نام های حک شده، چه نام اشخاص و چه نام های پدر، در جهان یونانی بسیار رایج بودند – «هراکلِس» به گویش محلی «هرُکلِس» تلفظ شده – و از هیچ کدام به طور مستقیم در منبع تاریخی دیگری یاد نشده است. فقط نام نفر اول، لوساندرُس پسر آریستُکریتُس، را در کتاب وصف یونان، سفرنامه ای به قلم پائوسانیاس متعلق به قرن دوم میلادی، می توان یافت. پائوسانیاس هنگام دیدار از دهکده ای به نام دِلفوی که زیارتگاه معروفی نیز داشته، در وصف مجسمه های تقدیمی به پُسیدُن، ایزد دریا، از تندیس لوساندرُس پسر آریستُکریتُس یاد می کند (Pausanias, Description of Greece, 10.9.7). این شخص به احتمال زیاد قهرمان یک نبرد دریایی بوده چرا که نقش او در حالتی بازنمایی شده که پُسیدُن تاج افتخار بر سرش می گذارد. آیا این همان لوساندرُس کتیبه یاسوس است؟ شکی نیست که پرستش پُسیدُن در تمام جزیره های اژه از مهم ترین کیش ها شمرده می شد. نیز می دانیم که در یونان باستان، فرماندهان نظامی بازیگران اصلی عرصه سیاست بودند. بدین ترتیب، احتمال این که لوساندرُس یک سرکرده نظامی بوده نه تنها قوت می گیرد، بلکه به این گمان نیز دامن می زند که چهار نفر دیگر در کتیبه یاسوس همگی مانند او از نظامیان بلندپایه بوده اند، اشخاصی که در بیشتر دولتشهرهای یونان، اگر نگوییم همه آنها، به طور عمده بدنه ساختار سیاسی و حکومتی را تشکیل می دادند.

نگاهی دقیق تر به هویت معماری بنایی که این کتیبه تقدیمی آن را مزین و معرفی می کرده، پرتو تازه ای به هویت این افراد می افکند. به گفته متن، بنای مزبور ساختمان شورای شهر و ارگ دولتی یا اقامتگاه حاکم است. در نگاه امروز شاید چنین به نظر برسد که این دو عنوان متعلق به دو بنای جداگانه هستند. اما در بستر فرهنگ سیاسی دموکراسی آتنی چنین نیست. یکی بودن این دو مکان اشاره ای است به یک ویژگی اساسی سامانه حکومتی دموکراتیک: برابری دو رُکن محوری قدرت، یعنی مردم (دِمُس) و شورای مردمی پانصد نفره (بوله). مقام فرمانروایی، با عنوان آرخُن، در آتن سه متصدی داشت: اِپُنومُس آرخُن یا «حاکم اسمی»  که نام خود را به سال حکومتش در تقویم می داد، پُلومارک یا «حاکم جنگ»، و آرخُن باسیلیوس یا «حاکم فرمانروا». این سه در کنار شش قانونگذار اعضای شورای مرکزی حکومت را تشکیل می دادند، اما بنا بر قوانین سولون، تمام تصمیم ها باید در بوله به شور گذاشته می شد تا رد یا تصویب شود. صاحبان این منصب ها هر ده سال یک بار از بین اشراف انتخاب می شدند. اما پس از برقراری دموکراسی در سال 508 پیش از میلاد، همه قشرهای جامعه به جز تِتِس یا قشر کم درآمد (اغلب کارگران روزمزد) امکان راه یابی به شورای مرکزی را پیدا کردند و انتخابات نیز سالانه انجام می شد. هیچکس نمی توانست بیش از دو بار در عمر خود و بیش از یک بار طی ده سال آرخُن شود. هر یک از آرخُن ها فقط در حوزه اجرایی خود صاحب اختیار بودند. سرپرستی بر نشست های روزانه بوله و نشست ماهانه شورای همگانی (اِکلِسیا) برعهده اِپُنومُس آرخُن بود. برای نشست های همگانی، که ورود به آن برای همه شهروندان آزاد بود و می توانست ده ها هزار نفر شرکت کننده داشته باشد، اغلب بنای اختصاصی ساخته نمی شد و شرکت کنندگان در مکانی مشخص، مثلن یک تپه یا یک تئاتر، گرد می آمدند. اما بوله از حدود سال 450 پیش از میلاد در ساختمانی به نام بوله تریون تشکیل جلسه می داد. این ساختمان، که در گوشه ای از خیابان مرکزی شهر یا آگُرا ساخته می شد، همراه با سایر اجزای این ساختار سیاسی، به تدریج در دولتشهرهای گوناگون مورد اقتباس قرار گرفت. در یاسوس، ویرانه های به جا مانده از بوله تریون به قرن نخست پیش از میلاد باز می گردد (نک. به   http://www.fhw.gr/projects/bouleuterion/en/katopsis/iassos.html). اما کتیبه کنونی به ما نشان می دهد پیش از آن نیز ساختمانی برای نشست های شورای شهر، به سرپرستی آرخُن فرمانروا و شاید هم شورای آرخُنها، فراهم شده بوده است.

بدین ترتیب، درج نام شهروندان بر کتیبه تقدیمی بنایی متعلق به نظام حکومتی دموکراتیک برقراری این نظام در یاسوس را تأیید می کند. از سوی دیگر، همان گونه که در بررسی ساختاری مشاهده شد، پیروی پررنگ از راه و رسم رومی در کتیبه نگاری نشان از گرایش به پیوستن به امپراتوری روم دارد (که در آن زمان هنوز جمهوری بود). در این حال، نکته پایانی موجود در این کتیبه، تقدیم ساختمان به هُمُنُیا علاوه بر مردم شهر، کفه را تا حدی به سود نظریه قدرت گیری هواداران جمهوری (روم) در یاسوس سنگین می کند.

هُمُنُیا (Homonoia = همسویی فکری، تفاهم) مفهومی بود که در گفتمان سیاسی سوفسطایی و پیشا – سقراطی نقش پررنگی داشت (برای نمونه در دموستِنِس، 18:164 و 20:12؛ ایسوکراتیس 18:13 و 13:217؛ ارسطو، سیاست آتنی، 40:3؛ افلاطون، آلکیبیادِس، ج126) (Smith 2003). معنایی که از آن مراد می شد، اتحاد بین ملت ها (دولتشهرها) بود. یونانیان در پی تشکیل اتحادیه دلُس برای رویارویی با تهاجم ارتش شاهنشاهی هخامنشی  در سال 477 پیش از میلاد برای نخستین بار متوجه اهمیت تفاهم و یکپارچگی فرهنگی شدند، و برای نخستین بار در قالب ملتی واحد (یا دست کم شکل نخستینی آن) به هم پیوستند. با این حال، اعتقاد به دموکراسی باعث می شد هر یک از دولتشهرها استقلال سیاسی خود را بر هر گونه همبستگی با غیر، چه یونانی و چه جز آن، مقدم بشمرد. بدین معنا که گرچه در چشم امروزین ما همه مردمان ساکن خاک یونان، جزیره های اژه، آسیای صغیر، و بسیاری مناطق دیگر دورتادور حوزه مدیترانه به دلیل همبستگی های فرهنگی و زبان شناختی «یونانی» محسوب می شوند، اما در دنیای باستان بسیاری ملت ها، اگر نه همه آنها، برای خود هویتی جداگانه قائل بودند. برای نمونه، یک سامُسی هرگز میلتوسی ها یا آرگوسی ها را هم وطن به حساب نمی آورد.

از سوی دیگر، پی آمد اتحادیه دلُس پیدایش دو قطب سیاسی آتن (نماینده دموکراسی) و اسپارت (نماینده اُلیگارشی) را به همراه داشت. در مسابقه قدرتی که قرن های پنجم تا دوم پیش از میلاد را دربر گرفت، دولتشهرهای گوناگون بنا به صلاحدیدهای مختلف گاه به این و گاه به آن می پیوستند. این مسابقه قدرت در قرن چهارم بین ایران و آتن و اسپارت جریان داشت، سپس مقدونیه به آن پیوست و با سرکردگی اسکندر پیروزی قاطعی در آن به دست آورد. پس از مرگ اسکندر، کشمکش قدرت در قرن سوم پیش از میلاد بین امپراتوری های مقدونی و سلوکی و اشکانی ادامه یافت، تا سرانجام استیلای روم به این همه خاتمه داد. همگام با این سِیر، آیین پرستش هُمُنُیا نیز دچار دگرگونی می شد. این الاهه نخست به عنوان تجسم دوستی و همیاری بین دولتشهرها از میانه قرن پنجم پیش از میلاد به شمایل یک ایزدبانو روی گلدان ها و در نقش برجسته ها ظاهر شد. در نظام دینی یونان باستان، او را دختر سوتِر (Soter)، الوهیت منجی، و پراکسیدیکه (Praxidike)، ایزدبانوی جزا و حقوق کیفری، می دانستند که خواهرش آرِته (Arete)، ایزدبانوی فضیلت با خاستگاهی احتمالن ایرانی، و برادرش کته سیوس (Ktesios)، از ایزدان حافظ خانه و خانواده بود. آیین پرستش او به ویژه در سرزمین های یونانی نشین آسیای صغیر محبوبیت زیادی داشت. در قرن چهارم پیش از میلاد، برای رفع اختلاف های داخلی به او توسل می جستند؛ در قرن سوم، بیشتر نشان اتحاد ملت های یونانی در مقابله با دشمنان غیریونانی تلقی می شد؛ اما جالب این که در قرن دوم، در زمان کتیبه یاسوس، هُمُنُیا نزد اشراف روم از ارج و قرب خاصی برخوردار شد و به گواه سکه های رومی به عنوان ابزاری برای تبلیغ پاکس رومانا (صلح رومی = یکپارچگی همه سرزمین ها زیر لوای روم) به کار می رفت (Schindler 1998: 852).

یاسوس را در بستر این برهه تاریخی پیش از همه، در قرن پنجم پیش از میلاد، متحد آتن در اتحادیه دلُس می بینیم. این پیوند طولانی با آتن، و هواداری از نظام دموکراتیک، برای یاسوس حمله هایی فاجعه بار از جانب اسپارت را به دنبال داشت. در اواخر قرن پنجم پیش از میلاد، هومرج، پسر پشوتن ساتراپ ایرانی، که در 413 پیش از میلاد ساتراپی کاریا را در شورش علیه داریوش دوم رهبری کرد، مدتی یاسوس را در اشغال گرفت. اما اسپارت ها در اتحاد با ایران او را شکست دادند و یاسوس را ویران کردند. این شهر پس از بازسازی جزء ساتراپی کاریا شد و در بخش بیشتر قرن چهارم پیش از میلاد تا زمان تسخیر آسیای صغیر به دست اسکندر زیر فرمان سلسله هکاتومنیان بود. با فروپاشی و تقسیم امپراتوری اسکندر، این خطه در قلمرو سلوکیان قرار گرفت. در قرن سوم پیش از میلاد، فیلیپ پنجم مقدونی آن را محاصره کرد. کتیبه یاسوس به احتمال زیاد حاصل استقلال و بازسازی پس از شکست و بیرون راندن فیلیپ از کرانه های اژه در اواخر این قرن است. مدتی بعد، در میانه قرن دوم پیش از میلاد، رومیان یاسوس را گرفتند و تحویل بطلمیوسیان مصر دادند.

کتیبه یاسوس، آیینه ای است بازتاب دهنده این تاریخ: تقدیم نامه ای که هم متن و هم پس زمینه پیدایش آن، نمونه ای روزآمد از یک بوله تریون، به تثبیت ساختار حکومتی دموکراتیک در یاسوس اشاره دارد، اما تحول های کتیبه نگاشتی اش گواهی است بر حرکت ناگزیر به سوی دوران صلح رومی.

 

 

 

منابع

 

Antiquities, British Museum. Dept. Of Greek and Roman. (2013). pp. 36-7. The Collection of Ancient Greek Inscriptions in the British Museum: Edited By C. T. Newton (Vol. 2). London: Forgotten Books. (Original work published 1883).

Berti, F., Fabiani, R., Kiziltan, Z., Nafissi, M. (ed.) 2010. Marmi erranti. I marmi di Iasos presso i musei archeologici di Istanbul. Gezgin Taşlar. İstanbul Arkeoloji Müzeleri'ndeki Iasos Mermerleri. Wandering marbles. Marbles of Iasos at the Istanbul Archaeological Museums. (İstanbul Arkeoloji Müzeleri 7.12.2010 – 4.7.2011). Istanbul: Istanbul Arkeoloji Müzeleri Müdürlüğü.

Chisholm, H. 1911. “Apellicon”, Encyclopaedia Britannica 2 (11th ed.), Cambridge: Cambridge University Press.

Hooker, J. T. 1990. Reading the Past: Ancient Writing from Cuneiform to the Alphabet, Berkeley: University of California Press.

Lusching, C. A. E. and Mitchell, D. 2007. An Introduction to Ancient Greek: A Literary Approach, Indianapolis: Hackett Publishing Company.

Shindler, R. K. 1998. Le Culte D’Homonia Dans les Cités Grecques by Gaêtan Thériault. Book Review. In American Journal of Archaeology, vol. 102, no. 4, p. 852.

Shipley, G. 2000. The Greek World after Alexander, 323-30 BC. London: Routledge.

Smith, A. C. 2003. Athenian Political Art from the Fifth and Fourth Centuries BCE: Images of Political Personifications. In C.W. Blackwell, ed., Dēmos: Classical Athenian Democracy (A. Mahoney and R. Scaife, eds., The Stoa: a consortium for electronic publication in the humanities [www.stoa.org]).

Thompson, E. 1911. An introduction to Greek and Latin palaeography, Oxford: Clarendon, pp. 191–194.

 

منابع دست اول

Paul the Silentiary, Paulus Silentiarius Descriptio Sanctae Sophiae Descriptio Ambonis, C. De Stefani (ed.) Berlin: De Gruyter, 2011.

Pausanias, Description of Greece, tr. W.H.S. Jones and H.A. Ormerod (1918).

Polybius. Histories. E. S. Shuckburgh (tr.) London, New York: Macmillan. 1889. Reprint Bloomington 1962

Strabo. Geography. H. L. Jones (ed.), Cambridge, MA: Harvard University Press; London: William Heinemann, Ltd. 1924.

Thucydides. History of the Peloponnesian War. Thomas Hobbes (tr.), London: Bohn. 1843.

 

 

 

 

 

 

پیوستاندازه
فایل 30918-441.docx13.64 KB

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

چوبینه، ناتالی

مطالب نویسنده