انسان شناسی مارکسیستی

سارا مارو و رابرت لاستک برگردان لیلا حسین زاده

مانیفست کمونیست (1848)-از مشهورترین آثار مارکس و انگلس و یکی از فصیح ترین آثاری است که تاکنون منتشر شده است. مانیفست کمونیست خطوط کلی تئوری های اقتصادی مبنایی مارکسیسم را مشخص می کند، تعارض اساسی بین طبقات را نشان می دهد و توصیه هایی را برای کنش علیه «شبح» سرمایه داری دارد...

سارا مارو و رابرت لاستک[1]

آثار مهم:

مانیفست کمونیست (1848)-از مشهورترین آثار مارکس و انگلس و یکی از فصیح ترین آثاری است که تاکنون منتشر شده است. مانیفست کمونیست خطوط کلی تئوری های اقتصادی مبنایی مارکسیسم را مشخص می کند، تعارض اساسی بین طبقات را نشان می دهد و توصیه هایی را برای کنش علیه «شبح» سرمایه داری دارد.

سرمایه (1867)- یکی از کامل ترین و پخته ترین آثار مارکس است.  هدف سرمایه نشان دادن میزان استثمارگری نظام سرمایه داری است که در آن « ثمره ی کار اکثریت ... به اقلیت انتقال داده می شود». مارکس در این اثر می پرسد که چرا این شرایط ادامه می یابد. پاسخ مارکس به این مساله، ایدئولوژی است که کارگران را نسبت به حقیقت فلاکت خود کور می کند.

جامعه ی باستان (1877) – در این اثر کلاسیک انسان شناختی، هنری مورگان نوعی رویکرد تکاملی اجتماعی را برای فهم تغییرات در فرهنگ مادی اتخاذ می کند. این کتاب با تمرکز بر نقش مرکزی کالاهای مادی در توسعه ی یک اقتصاد متمرکز و تاکید متعاقب بر ظهور مالکیت خصوصی ، تبدیل به متنی شدیدا تاثیرگذار برای مارکس و انگلس شد. این اثر مبنای منشا خانواده ی انگلس بود.

منشا خانواده،مالکیت خصوصی و دولت (1884)- تاثیرگذارترین اثر انگلس در انسان شناسی است. این کتاب تکامل بشریت را از کمونیسم ابتدایی به بربریت، فئودالیسم، سرمایه داری و نهایتا کمونیسم صنعتی که از طبقات سه مرحله ی قبل فراتر می رود، طرح می کند.

تکامل فرهنگ (1959)- لسلی وایت[2] استدلال خود درمورد سرشت فرهنگ و نقش فرهنگ مادی را در این متن کلاسیک بسط می دهد. در این کتاب، وایت تئوری اساسی خود را درمورد روش های ایجاد وجوه ساختاری فرهنگ از طریق وجوه فناورانه ی فرهنگ تشریح کرد؛ البته طبق نظر وایت همین وجوه ساختاری در ادامه وجوه ایدئولوژیک فرهنگ را تولید می کنند. فهم فرهنگ به گونه ای مادی به وضوح مارکسیستی است. چنین فهمی با مد نظر داشتن حوزه ی فناورانه ایجاد می شود؛ بعلاوه وایت رمززدایی در سطح حوزه ی ایدئولوژیک را نیز صرفا از طریق فهم صریح تاثیر فناوری بر افراد ممکن می داند. در این متن ارزش کار، به عنوان انرژی فیزیکی فرد تشریح شده است.

دیدگاه هایی در انسان شناسی مارکسیستی (1973)- موریس گودلیه در این مجموعه مقالات،کاربردهای بالقوه ی تحلیل مارکسیستی را برای فرهنگ های پیشا سرمایه داری بررسی می کند.گودلیه با نگاه به شیوه های تولید و سیستم های اقتصادی آنگونه که به لحاظ تاریخی ممکن هستند، وجوه جامعه و فرهنگ را به مثابه ی وجوهی چندکارکردی[3] دید که وابسته به تغییر اقتصادی بودند. این وجوه در واکنش به نیازهای اقتصاد گسترش یابنده تغییر می کنند و باید به عنوان موضوعاتی علمی مطالعه شوند. بدین ترتیب این مشخصات را برای آنچه فرهنگ های «ابتدایی» نامیده شده بود، به کار برد.

نظام جهانی مدرن جلد 1تا 4 (شروع در 1974)- در این مجموعه، والرشتاین خاستگاه های نظام جهانی را نشان می دهد. تئوری نظام های جهانی، ارتباط متقابل بین ملت ها را بدین فرم فرض میکند که برخی جایگاه ها واقع در مرکز خط تولید (هسته) اند، در حالی که دیگران پیرامونی ترند (پیرامونی یا شبه پیرامونی). والرشتاین این وضعیت جهانی را به تاکید سرمایه دارانه بر تولید و نیز  احتمال تاریخی مکان وزمانی وابسته می داند که سرمایه داری وارد نقاط پیرامونی می شود. این انتقال [به مرکز یا پیرامون] معمولا در پاسخ به تفاوت های قدرت بین طبقات و فرهنگ های غربی/غیر غربی رخ می دهد. در اینجا والرشتاین، خودِ نظام و نه مولفه های آن را مرکز تحلیل قرار می دهد.

اروپا و مردم بدون تاریخ (1982) – نقد تاثیر گذار ولف نسبت به تحقیقات غربی بر نقش قدرت تمرکز می کند که با گفتمان علوم اجتماعی عجین شده است و فقدان تمرکز بر تاریخ نانوشته را به پرسش می گیرد. ولف با تمرکز بر شیوه های تولید محسوس،  تصویر معمول از فرهنگ های بدون ثبت نوشتاری را (که در آن این فرهنگ ها قبل از مواجهه با قدرت های غربی بی تغییر نشان داده می شوند) بسیار زیان بار می داند. این بیگانه گرایی درمورد «دیگری» تاریخ فرهنگ ها را می دزدد و نقش فعالانه آنها را در توسعه ی خود نادیده می گیرد. ولف همچنین حامی رویکردی میان رشته ای و کل گرا تر به فهم همه ی حیطه های گسترش یابنده ی سرمایه داری است.

شیرینی و قدرت: جایگاه شکر در تاریخ مدرن (1986)- سیدنی مینتز[4] تاریخ شکر به عنوان کالا را، بیشتر از هزار سال و با تاکید بر نقش کار و تولید مورد بازبینی قرار می دهد. مینتز استدلال می کند که «شیرینی» تاثیر زیادی بر توسعه ی تاریخی روابط قدرت و مبادله داشته است. او با تمرکز بر شکر و رابطه ی کلی آن با جامعه به صورتی موفقیت آمیز، ایده آل مارکسیستی از رویکردی کامل(integrated) را ارائه می دهد.

انسان شناسی پزشکی انتقادی (1995) – مریل سینگر و هانس بیر[5] راه و رسم هایی را بررسی کردند که طی آنها نظام های پزشکی، بازتاب دهنده ی تفاوت های قدرت در طبقات اجتماعی می شوند. سینگر و بیر در نگاه به تقاطع  فرد، نیروهای اقتصادی و سیستم های سیاسی، شیوه های پزشکی جدید را نشانگر مبادله کالاها دانستند. انسان شناسی پزشکی انتقادی از طریق تحلیلی عمیق درمورد اقتصاد سیاسی نابرابری های سلامت، بر این موارد نقض حقوق بشر تمرکز می کند.

مفاهیم اساسی:

ماتریالیسم دیالکتیک – این مکتب فلسفی مارکسیسم است. در مرکز این مدل تئوریک ،رابطه ی دیالکتیکی بین احتمال تاریخی ساختار، تولید مادی و اجتماع مورد تمرکز قرار می گیرد.

پایه(زیربنا. زیرساختار) و روبنا (روساختار)- زیربنا شامل نیروها و روابط قدرتی می شود که بر اجتماع موثرند. روبنا سازماندهی سیاسی، اقتصادی و حقوقی مربوط به ساختار است. در کنار روبنا، ساختار ایدئولوژیک قرار دارد. سیستم روبنا و زیربنا اغلب به عنوان یک ضعف در مارکسیسم فهم شده و به عنوان نوعی جبرگرایی اقتصاد سیاسی از آن یاد می شود.

کار- منظور کار تولیدی است، آن کاری که برای حفظ تولید مورد نیاز است و فراتر از سطح تولیدکننده ی بلافصل[6] می رود. کار تولیدی (labor) مجموع کار (work) فرد از طریق ابزار کار و سوژه ی کار است. کار در محصول ناپدید می گردد، و ارزش را نتیجه می دهد.

ابزار تولید- ابزار تولید، تکنولوژی یا ابزاری را شامل می شود که از طریق آن محصول در حال تولید شدن است (ابزار کار)  و مواد خامی را نیز در بر می گیرد که در طول تولید تحول می یابند (سوژه ی کار).

نیروهای تولید- آنچه ما برای تولید مایحتاج خود به کار می گیریم، شامل ابزار تولید و کار (شامل هم ظرفیت های ذهنی و هم فیزیکی). به عبارتی نیورهای تولید ترکیبی از قدرت کار، تکنولوژی ابزار مورد استفاده و مواد خامی است که تحول می یابند.

روابط تولید- روابطی که افراد برای باقی ماندن در یک سیستم زیر هدایت سرمایه دارانه و همچنین تولید وباز تولید ابزار خود، مجبور به توسعه ی آن هستند. این روابط بین بورژواها و پرولتاریا تفاوت می گذارند. تصاحب ابزار تولید منجر به کنترل روابط تولید می شود. این روابط همچنین بین افراد و نیروهای مربوط به پیوندهای اقتصادی آنها وجود دارند (یعنی ارتباط بورژوازی با سرمایه).

شیوه ی تولید- شیوه ای که در آن همه ی جنبه های مورد نیاز زندگی روزمره تولید می شوند. شیوه ی تولید از طریق روابط تولید و نیروهای تولید دیکته می شود. نیروهای تولید شیوه ی عمومی تولید را تعین می بخشند، اما این تعین،صرفا در محدوده های روابط تولیدی انجام می پذیرد. زمانی که روابط تولید در تضاد با نیروهای تولید قرار می گیرد، باید تغییر در شیوه ی تولید رخ دهد. این تغییر اجباری معمولا زمانی انجام می شود که نیروهای تولید فراتر از جایگاه کنترل نسخه ی جاری روابط تولید، پیشروی می کنند؛ یعنی تعارضی طبقاتی در واکنش به عدم پیوستگی بین نیرو و رابطه رخ خواهد داد. این ادامه خواهد داشت تا زمانی که شیوه ی تولید نیازهای هر دو را برآورده کند.

تولید کننده ی بلافصل – تولیدکنندگان بلاواسطه آنهایی هستند که آنچه را خود مصرف می کنند و نیز مازاد بیشتر خود را تولید می کنند. تولید مازاد آنچیزی است که در مازاد مصرف تولید کننده ی بلاواسطه وجود دارد؛ با این حال در تولید مازاد، محصول هرگز از اموال تولید کننده نیست. محصول از آن سرمایه دار است.

طبقه- طبقات گروه هایی هستند دربردارنده ی آن افرادی که ابزار تولید را برای نیروهای تولید تسهیم می کنند. طبقه، جوامع را تقسیم می کند چرا که برخی، روابط تولید را از طریق تصاحب ابزار تولید متصرف می شوند و برخی دیگر اختیاری نسبت به روابط تولید ندارند.  پیدایش مالکیت خصوصی و دولت منبع این تمایزهای طبقاتی است. ماتریالیسم دیالکتیک طرح می کند که این تمایزات طبقاتی از طریق آگاهی جمعی منجر به انسجام می شوند.

کمونیسم- کمونیسم، جامعه ی بی طبقه است که در آن افراد خودشان کار را از طریق ساختار مشترک تولید عمومی کنترل می کنند در اینجا هیچ مالکیت خصوصی ای فراتر از ترجیحات شخصی وجود ندارد و همه ابزار تولید را در اشتراک دارند.

 

ادامه دارد...

  [1] Sarah Morrow and Robert Lusteck

[2] Leslie White

[3] multifunctional

[4] Sidney Mintz

[5] Merrill Singer and Hans Baer

[6] immediate

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی

نویسنده

حسین زاده، لیلا

مطالب نویسنده